WEBVTT

00:01.181 --> 00:05.221
‫ام‌آی‌تی سر سرقت علمی
‫هیچ بخششی نداره

00:05.221 --> 00:07.431
‫- دارید اخراجم می‌کنید؟
‫- از همین لحظه

00:09.521 --> 00:12.811
‫من اینجام چون می‌تونم
‫بزرگ‌ترین مخترع نسل خودم باشم،

00:12.811 --> 00:15.811
‫که بدون داشتن منابع کافی
‫برای اجرای ایده‌هام،

00:15.811 --> 00:17.101
‫معنی خاصی نمیده

00:17.851 --> 00:19.431
‫مقصد رو روی شیکاگو، ایلینوی تنظیم کن

00:19.431 --> 00:21.091
‫حالا استوارت رو چیکارش کنیم؟

00:21.116 --> 00:22.446
‫اخراجش کن

00:22.471 --> 00:24.192
‫ولی قبلش یه جایگزین براش پیدا کن

00:25.101 --> 00:27.601
‫- دیدی؟
‫- پشمام

00:27.601 --> 00:29.271
‫اوه!

00:30.061 --> 00:33.351
‫چه اصراری داری
‫لباس آخرتت رو خودت بسازی؟

00:33.351 --> 00:34.641
‫چون می‌تونم

00:34.641 --> 00:36.011
‫خیلی از بچه‌ها

00:36.021 --> 00:38.261
‫سال‌ها بعد از
‫یه واقعه‌ی تلخ واکنش نشون میدن

00:38.271 --> 00:40.749
‫می‌دونی، شرکت‌های سنتی،
‫من هم مال اینجور جاها نیستم

00:40.774 --> 00:42.904
‫واسه همینـه که پیش یکی بهتر کار می‌کنم

00:43.391 --> 00:45.391
‫شنیده بودم ری‌ری ویلیامز نابغه‌ست،

00:45.391 --> 00:49.433
‫تو از اون پول‌ها نداری

00:49.458 --> 00:53.363
‫با من باش تا امکاناتی در اختیارت بذارم
‫که به خواسته و رؤیات برسی

00:53.388 --> 00:54.678
‫ری‌ری؟
‫[زمان انتظار: چهار ساعت]

00:57.101 --> 00:58.891
‫ری‌ری، وقتشـه بیدار شی، عزیزم

01:02.550 --> 01:10.109
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.133 --> 01:18.667
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

01:20.061 --> 01:22.521
‫نه، نه، تو... تو واقعی نیستی

01:25.351 --> 01:27.141
‫اگه واقعی نبودم، می‌تونستم این کارو بکنم؟

01:31.221 --> 01:32.221
‫باشه

01:33.021 --> 01:35.761
‫- خب، چی واقعیه؟
‫- ری‌ری؟ خونه‌ای؟

01:35.771 --> 01:36.851
‫عه، آره

01:37.521 --> 01:39.141
‫باید از اینجا بری بیرون

01:39.271 --> 01:42.061
‫- نمی‌خوام مامانم تو رو ببینه
‫- باشه، می‌خوای کجا برم؟

01:44.641 --> 01:46.601
‫ری‌ری، نمی‌شنوی صدات می‌کنم؟

01:46.601 --> 01:48.601
‫اوه، یه لحظه، مامان

01:53.141 --> 01:54.561
‫اوه، کارت درسته

01:54.561 --> 01:56.271
‫لطفاً حرف نزن

01:58.561 --> 02:00.891
‫- الان درم رو کوبیدی؟
‫- شرمنده

02:02.471 --> 02:04.851
‫باشه، جریان چیه؟ تو کی هستی؟

02:05.641 --> 02:06.641
‫من ناتالی هستم

02:07.641 --> 02:10.761
‫باهات دست می‌دادم،
‫ولی من فقط یه تصویر سه بعدی‌ام

02:10.771 --> 02:13.931
‫که از پرتوهای نور ساطع شده
‫از اون صفحه سینه‌ی داغون شکل گرفتم، پس...

02:13.931 --> 02:16.601
‫- من به این اسم صدات نمی‌کنم
‫- باشه

02:16.601 --> 02:20.761
‫می‌تونی به جاش صدام کنی:
‫«دستیار فنی با سیستم عصبی مستقل

02:20.771 --> 02:23.681
‫و موجود هوشمند آزمایشگاهی»

02:23.681 --> 02:28.141
‫ولی «ناتالی» بهتر روی زبون می‌چرخه،

02:28.141 --> 02:31.061
‫- می‌دونی؟
‫- باشه. خودت رو هرچی می‌خوای صدا کن

02:31.681 --> 02:34.061
‫به هر حال که قرار نیست زیاد اینجا بمونی

02:34.061 --> 02:35.391
‫عیب یابی رو اجرا کن

02:35.391 --> 02:37.601
‫صبر کن، چی؟ منظورت چیه؟
‫من تازه اومدم اینجا.

02:37.601 --> 02:41.181
‫باید بفهمم چه مشکلی پیش اومده
‫تا بتونم پاکت کنم، از نو شروع کنم،

02:41.181 --> 02:43.971
‫و امیدوارم بتونم فراموش کنم
‫این اشکال فنی عجیب اتفاق افتاده

02:43.971 --> 02:45.311
‫واو، به کی میگی اشکال فنی؟

02:46.021 --> 02:47.011
‫عیب یابی رو اجرا کن

02:47.021 --> 02:49.471
‫باشه، پس قراره جونم رو تهدید کنی

02:49.471 --> 02:51.811
‫- و بعدش ازم یه لطف بخوای
‫- لطف؟

02:51.811 --> 02:53.101
‫اینجوری کار می‌کنی؟

02:53.101 --> 02:54.721
‫دختر، این یه دستور بود

02:54.721 --> 02:57.721
‫که به عنوان هوش مصنوعی
‫طراحی شدی که اطاعت کنی

02:58.221 --> 03:00.511
‫همین الان عیب یابی رو اجرا کن

03:00.521 --> 03:03.601
‫می‌دونی، فقط نمی‌فهمم
‫چرا می‌خوای من رو پاک کنی

03:03.601 --> 03:05.511
‫وقتی من کاملاً بی‌نقصم

03:05.521 --> 03:07.271
‫نه. تو یه اشتباهی

03:07.811 --> 03:10.561
‫- چطور ممکنه؟
‫- هدفم بازآفرینیِ

03:10.561 --> 03:13.351
‫یه هوش مصنوعی خیلی پیچیده‌ی واکاندایی
‫به اسم گریو بود...

03:13.351 --> 03:15.761
‫- «پیچیده»
‫- تا عملکرد لباسم رو بهبود بدم

03:15.771 --> 03:18.561
‫انگار روحی از عصرِ ویکتوریاست.
‫می‌تونستیم اونجوری باشیم، ولی تو توهم زدی.

03:18.561 --> 03:21.851
‫ولی یه جوری به جاش دارم به هولوگرامی
‫از دوستِ صمیمی مُرده‌ام نگاه می‌کنم

03:28.641 --> 03:29.681
‫آره، این...

03:29.681 --> 03:33.061
‫این فقط در صورتی عجیبه
که خودت عجیبش کنی

03:34.562 --> 03:36.287
‫[پارکر: جلسه‌ی تیم 11:30 برگزار میشه.]
‫[بیگل بیار.]

03:36.311 --> 03:37.891
‫خدای من!

03:38.561 --> 03:40.971
‫من برای این وقت ندارم

03:40.971 --> 03:42.931
‫خیلی دیر کردی، ری‌ری

03:42.931 --> 03:44.351
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- اون رانیـه؟

03:44.351 --> 03:45.761
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

03:45.771 --> 03:47.431
‫اصلاً حرفش هم نزن

03:47.431 --> 03:49.681
‫- چرا نمی‌تونم باهاش حرف بزنم؟
‫- ساکت باش

03:50.971 --> 03:52.141
‫- چه خبر؟
‫- «چه خبر؟»

03:53.431 --> 03:55.391
‫- پسر آوردی توی اتاقت؟
‫- اه. نه، مامان

03:55.391 --> 03:59.011
‫- دختر آوردی؟
‫- فقط منم. تنها

04:00.101 --> 04:01.561
‫- آره
‫- خب...

04:05.431 --> 04:07.641
‫خیلی خوشحالم که دوباره توی اتاقت می‌بینمت

04:07.641 --> 04:09.601
‫مامان، من یه جورایی وسط یه کاری‌ام. باشه؟

04:09.601 --> 04:11.181
‫خیلی خب. تنهات میذارم

04:11.181 --> 04:12.891
‫باشه، خیلی ممنون. خدافظ

04:12.891 --> 04:14.641
‫امشب واسه شام چی می‌خوای؟
‫چی... آخ!

04:18.641 --> 04:20.521
‫گوش کن، من باید برم سرِ کار، پس...

04:21.721 --> 04:24.681
‫بی سر و صدا اینجا منتظر می‌مونی تا برگردم

04:24.681 --> 04:27.891
‫نمی‌تونم باهات بیام؟
‫وقتی نیستی باید چیکار کنم؟

04:27.891 --> 04:28.971
‫هیچی

04:28.971 --> 04:31.641
‫تا وقتی من برگردم هیچ کاری نکن

04:31.641 --> 04:34.351
‫هر طور میلته، ارباب ری‌ری

04:35.101 --> 04:36.271
‫اینجا بهت خوش بگذره

05:02.971 --> 05:03.971
‫لعنتی

05:04.971 --> 05:05.971
‫بازم اینجایی؟

05:06.971 --> 05:08.181
‫برو خونه، راجر

05:08.971 --> 05:10.391
‫صبح تو هم بخیر باشه

05:10.391 --> 05:12.931
‫راستی، خوشحالم که دیدمت، چون...

05:13.521 --> 05:18.181
‫می‌خواستم تو رو به برنامه‌ی سابای امشب
دعوتت کنم

05:18.971 --> 05:21.811
‫- مگر این که قبلاً برنامه داشته باشی
‫- نه. من...

05:23.021 --> 05:25.311
‫یعنی، آره. می‌تونم بیام

05:26.141 --> 05:29.721
‫بیا اونجا همدیگه رو ببینیم. آدرس رو
‫برام بفرست. واقعاً باید برم. دیرم شده

05:29.745 --> 05:35.163
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

05:35.187 --> 05:39.146
‫[خیابان آیرون‌هارت]

05:40.141 --> 05:43.391
‫این شما و این تانل

05:44.061 --> 05:48.141
‫ما تونل‌های ترابری تاریخی شیکاگو رو
‫به یک بزرگراه خصوصی تبدیل کردیم

05:48.141 --> 05:50.391
‫و به مسافران مسیر کوتاه‌تر
‫و امن‌تری ارائه می‌کنیم

05:50.891 --> 05:53.641
‫تیم متعهد تانل از سرمایه‌گذارهایی
‫مثل شما تشکر می‌کنه

05:53.641 --> 05:55.761
‫به خاطر ملحق شدن به رسالت ما
‫برای فراهم کردن راحتی،

05:55.771 --> 05:59.101
‫امنیت و جامعه به شهر بزرگ شیکاگو

05:59.101 --> 06:02.061
‫سیستم زیرزمینی با بهره بردن از الکترومغناطیسـ...

06:03.141 --> 06:05.891
‫هی، خوشحالیم که بالأخره به ما ملحق شدی

06:14.431 --> 06:15.431
‫شرمنده. من...

06:18.221 --> 06:19.891
‫بیگل‌ها رو آوردم

06:20.931 --> 06:23.101
‫بدون گلوتن؟

06:23.681 --> 06:25.181
‫خیلی خب. بریم سر اصل مطلب

06:25.181 --> 06:26.271
اعضای گروه اینجان

06:26.971 --> 06:28.971
‫کسی که روبروی من نشسته اسلاگه

06:28.971 --> 06:31.221
‫هکرِ نابغه‌مون که اهل مادریپوره

06:31.221 --> 06:34.931
‫اون از قماربازهای کلان توی سایت‌های
‫قمار دارک وب کلاهبرداری می‌کرد

06:34.931 --> 06:38.971
‫ما در ازای خدماتش توی شیکاگو بهش پناه دادیم

06:38.971 --> 06:41.431
‫نمی‌خوام از خودم تعریف کنم یا چی،

06:41.431 --> 06:44.851
‫ولی من یکی از تحت تعقیب‌ترین افراد مادریپورم

06:44.851 --> 06:46.641
‫در جریان باشید

06:46.641 --> 06:49.011
‫بعدش فرزندان خونی رو داریم،
‫راز و جری.

06:49.021 --> 06:51.891
‫ورزشکارهای بدشانسی که
‫به خاطر رفتارِ غیرورزشی

06:51.891 --> 06:53.931
‫- از هر لیگی محروم شدن
‫- کاملاً درسته

06:53.931 --> 06:57.141
‫اونا رو حین پول در آوردن از مبارزات غیرقانونی
‫بیرون یه قمارخونه پیدا کردیم

07:05.561 --> 07:06.681
‫نفر بعدی کلاونه

07:07.351 --> 07:09.011
‫متخصصِ آتیش‌بازی‌مون

07:09.021 --> 07:13.221
‫وسط یه دعوای کاری ناجور
‫با نامزدش پیداش کردیم

07:17.721 --> 07:21.471
‫در ازای مهارت‌هاش، نامزدش رو قانع کردیم
‫ازش شکایت نکنه

07:22.811 --> 07:26.271
‫و در نهایت پسرعموم جان

07:26.971 --> 07:30.601
‫مسئول نیروی انسانی، استخدام‌کننده،
‫راننده‌ی فرار...

07:30.601 --> 07:34.181
‫همچنین مهارتِ زیادی توی
‫هنرِ کار با خنجر سیسیلی دارم

07:34.181 --> 07:38.261
‫«سلام، من جانم. والدینم بهم نگفتن دوستت داریم،
‫پس الان با چاقو بازی می‌کنم.»

07:39.851 --> 07:41.811
‫واقعاً بامزه بود. خوبه

07:43.021 --> 07:46.931
‫ببینید، ری‌ری به عنوان متخصص مکانیک
‫و تکنولوژی جایگزین استوارت میشه

07:46.931 --> 07:48.511
‫- شانس آوردیم که اون رو داریم
‫- آره

07:48.521 --> 07:50.721
‫بیاید اون رو در جریان کارِ امشب قرار بدیم

07:51.351 --> 07:53.011
‫- جان؟ ادامه بده
‫- بله

07:53.021 --> 07:56.641
‫امشب، شیلا قراره یه دور آزمایشی بزرگ
‫توی تانل اجرا کنه

07:56.641 --> 07:59.601
‫و ما با خراب کردن سیستم به نحوی
‫که فقط این گروه می‌تونه درستش کنه

07:59.601 --> 08:01.101
‫قراره اون دورِ آزمایشی رو مختل کنیم

08:01.101 --> 08:04.061
‫قراره از شیلا زراتیِ معروف دزدی کنیم؟

08:04.061 --> 08:05.851
‫منظورت همون شیلا زراتیه که میگه:

08:05.851 --> 08:09.181
‫«برام مهم نیست که تونل‌هام کل جوامع رو
‫نابود می‌کنه مادامی که پولدارم کنه»؟

08:09.181 --> 08:10.471
‫حق با توئه. گور باباش

08:10.471 --> 08:15.181
تو ویروسی رو که بنده ساختم آپلود می‌کنی

08:15.181 --> 08:19.811
‫توی یکی از نقاط دسترسی سیار تانل که
‫بهم اجازه میده سیستم رو خاموش کنم

08:19.811 --> 08:21.681
‫ویروسه روی این فلش مموریه

08:23.431 --> 08:26.471
‫وقتی وصلش کنی،
‫می‌تونم سیستم رو کنترل کنم.

08:26.471 --> 08:29.101
‫- کلاون واردت می‌کنه
‫- من یه چیز خیلی مناسب دارم

08:29.101 --> 08:31.311
‫انقدر قویه که لایه‌های ضخیم
‫بتن رو منفجر می‌کنه

08:31.311 --> 08:33.181
‫بدون این که زیرش خسارتی به بار بیاره

08:33.181 --> 08:34.561
‫و بی سر و صداست

08:35.181 --> 08:38.681
بمب بی سر و صدا اما مرگبارم

08:39.271 --> 08:41.261
‫خیلی خب. من و راز و جان
‫اتاق کنترل رو خالی می‌کنیم

08:41.271 --> 08:42.721
‫تا اسلاگ بتونه کارش رو بکنه

08:42.721 --> 08:45.761
‫و وقتی مذاکراتِ پارکر تموم شد،
‫توی محل مقرر همدیگه رو می‌بینیم.

08:45.771 --> 08:47.601
‫به موقع اونجا باشید یا با اتوبوس بیاید

08:47.601 --> 08:50.431
‫همه تا رأس ساعت 8 امشب
‫توی موقعیت باشن

08:53.521 --> 08:55.431
‫خب، کِی پول می‌گیریم؟

08:56.061 --> 08:59.641
‫پرداختی به صورتِ نقد و زیرمیزیه،

09:01.721 --> 09:03.811
‫یا سپرده‌ی مستقیم یا چی؟

09:04.521 --> 09:05.521
‫این سؤال خوبیه

09:06.221 --> 09:08.061
‫چطوره روی کار تمرکز کنیم؟

09:08.061 --> 09:09.561
‫و بهتره اون لباس آماده باشه

09:09.561 --> 09:11.271
‫برای امشب لازمش داریم

09:12.391 --> 09:13.391
‫خونه‌ست

09:13.971 --> 09:15.771
‫داره شارژ میشه، ولی هوات رو دارم

09:16.601 --> 09:17.641
‫نگران نباش

09:17.641 --> 09:18.721
‫باشه

09:20.141 --> 09:21.261
‫پس بریم تو کارش

09:40.101 --> 09:41.101
‫خوبه

09:41.851 --> 09:42.851
‫خب، به فنا رفتم

09:46.141 --> 09:47.811
‫نمی‌تونی یه چیزی بسازی...

09:48.391 --> 09:50.181
‫اینجوری یواشکی پشتم در نیا

09:50.181 --> 09:52.471
‫دختر، باید قیافه‌ات رو می‌دیدی

09:52.471 --> 09:54.891
‫مسخره‌بازی نکن و اطلاعاتِ تماس
‫استوارت کلارک رو پیدا کن

09:54.891 --> 09:56.181
‫واسه چی؟

09:56.181 --> 09:57.561
‫شاید اون یه آشنایی داشته باشه

09:59.311 --> 10:02.761
‫چه خبر، بچه‌ها؟ رفیقتون غوغاگر اینجاست.
‫ملقب به استوارت.

10:02.771 --> 10:04.167
‫ولی توی پیامت غوغاگر صدام کن

10:04.191 --> 10:06.261
‫این یارو مستقیم فرستادم روی پیام‌گیر صوتی

10:06.271 --> 10:09.101
‫اوه. احتمالاً چون کارش رو دزدیدی

10:09.101 --> 10:10.221
‫- مردکِ حسود
‫- مردکِ حسود

10:10.771 --> 10:14.917
‫ای کاش، ای کاش یه هوش مصنوعی مصمم داشتی

10:14.941 --> 10:19.011
‫که گوشه‌های تاریک اینترنت رو می‌گشت
‫و هرچی رو که لازم داشتی پیدا می‌کرد

10:19.021 --> 10:22.061
‫- قبلاً این کارو کردی، مگه نه؟
‫- یعنی...

10:23.101 --> 10:24.101
‫شاید

10:24.101 --> 10:26.101
‫درست مثل ناتالیِ واقعی

10:26.101 --> 10:27.761
‫فقط بهم نشون بده چی پیدا کردی

10:27.771 --> 10:31.351
‫باشه، این لیستی
‫از خریدارهای بازار سیاه ایلینویه

10:31.351 --> 10:34.761
‫نزدیک‌ترین آدرس به نام جو مک‌گیلیکادی ثبت شده

10:34.771 --> 10:36.721
‫- این جعلی به نظر میاد
‫- آره، می‌دونم

10:36.721 --> 10:38.471
‫اون شاید چیزی رو که لازم داری داشته باشه

10:38.471 --> 10:43.011
‫خریدهای اخیرش شامل یه سری
‫ارتقاهای زیستی آزمایشی میشه،

10:43.021 --> 10:46.311
‫میکروچیپ، اندام‌های مصنوعی،
‫سیستم‌های کنترل الکترونیکی.

10:46.311 --> 10:47.891
‫- یارو همه چی داره
‫- عالیه

10:48.391 --> 10:51.061
‫یه سر به دوستمون جو می‌زنم.
‫آدرسش چیه؟

10:51.061 --> 10:54.061
‫آره! باشه

10:54.061 --> 10:57.221
‫قانون شکنی با بهترین دوستم

10:57.221 --> 11:01.471
‫خدای من، یادته توی ماشین بابات
‫آهنگ بانی و کلاید رو می‌خوندیم؟

11:01.971 --> 11:03.971
‫و تو همیشه جی-زی بودی
‫و من بیانسه بودم

11:05.431 --> 11:06.521
‫از کجا این رو می‌دونی؟

11:08.811 --> 11:10.761
‫چیه، منظورت بانی و کلایده؟
‫این یه آهنگِ کلاسیکه.

11:10.771 --> 11:13.181
‫نه، چطور چیزی رو یادت میاد که...

11:16.271 --> 11:19.141
‫بیخیال. مهم نیست. تو نمیای

11:19.811 --> 11:22.891
‫دوباره؟ ولی من توی صفحه سینه‌اتم

11:22.891 --> 11:25.101
‫اگه تو رو به لپ‌تاپم متصل کنم نه

11:27.221 --> 11:31.261
‫- وای، عجب خائنی هستی
‫- چیه؟ لپ‌تاپم بازی داره

11:31.271 --> 11:35.431
‫موفق باشی... توی کشون کشون بردنِ لباست
‫از اینجا تا اوانستون

11:36.811 --> 11:39.891
‫تو زنِ قوی و مستقلی هستی
‫ولی انقدرم قوی نیستی

11:40.811 --> 11:43.721
‫بیاید اینجا! بیاید اینجا!
‫آبمیوه دارم!

11:43.721 --> 11:46.261
‫شکلات تخته‌ای! آبنبات دارم!

11:46.271 --> 11:47.851
‫آبمیوه! بیاید اینجا!

11:47.851 --> 11:49.431
‫- سلام
‫- چه خبر؟

11:49.431 --> 11:51.271
‫این چرخ رو بهم قرض میدی

11:51.771 --> 11:54.351
‫«قرض بدم»؟ توی این وضع اقتصادی؟

11:54.351 --> 11:56.021
‫- نه
‫- می‌تونم 20 دلار بهت بدم

11:58.061 --> 11:59.681
‫چهل دلار بده تا معامله‌مون بشه

12:00.601 --> 12:03.311
‫هی، من رو سرزنش نکن. تقصیرِ تورمه

12:39.771 --> 12:41.971
‫- آفرین دخترِ خوب
‫- عه، هثر؟

12:41.971 --> 12:43.971
‫- سلام، همسایه!
‫- سلام

12:44.771 --> 12:47.061
‫- فقط یه صحبت کوتاه دارم
‫- یارو اینه؟

12:47.061 --> 12:50.141
‫فکر می‌کنی می‌تونی نذاری
‫سگت روی چمنم برینه؟

12:50.141 --> 12:52.761
‫شرمنده، جو. ولی من و شوهرم
‫تازه حیاطمون رو درست کردیم،

12:52.771 --> 12:56.681
‫و خب، نمی‌خوام لاکی کوچولو
‫گل‌های کوکبم رو آلوده کنه

12:56.681 --> 12:58.181
‫آهان. کاملاً درک می‌کنم

12:58.181 --> 13:00.811
‫پس شاید بتونی ببریش پارک کارش رو بکنه

13:00.811 --> 13:04.311
‫خدایا، جو، این کارو می‌کردم،
‫ولی چمن اونجا خیلی خشکه

13:04.311 --> 13:07.011
‫و خب لاکی نمی‌تونه روی چمنِ خشک کارش رو بکنه

13:07.021 --> 13:09.601
‫- پنجه‌هاش حساسن
‫- اوه، از شنیدنش شرمنده‌ام

13:09.601 --> 13:11.761
‫- اوه، پس یه ایده‌ای دارم
‫- بله

13:11.771 --> 13:13.431
‫چطوره بعدش مدفوعش رو برداری؟

13:13.431 --> 13:15.891
‫- اینجوری میشه؟
‫- کیسه‌های مدفوعم تموم شدن، جو

13:15.891 --> 13:18.511
‫- عه، چک نکردی؟
‫- آره، خب...

13:18.521 --> 13:21.181
‫دفعه‌ی بعد حلش می‌کنم.
‫بعداً می‌بینمت، جو.

13:27.811 --> 13:29.561
‫لعنتی!

13:30.471 --> 13:33.851
‫خدایا. بابتِ خرمالوهات متأسفم

13:34.771 --> 13:38.011
‫عیب نداره. به نظر میاد فقط یه ذره لِه شدن

13:38.021 --> 13:41.891
‫هنوز می‌تونم مربای مشهورم رو درست کنم.
‫ممنون از کمکت. من جو هستم.

13:41.891 --> 13:43.641
‫- ری‌ری هستم
‫- اونجا چی داری، ری‌ری؟

13:44.181 --> 13:47.851
‫برای گروهم شکلات تخته‌ای می‌فروشم

13:47.851 --> 13:51.141
‫در واقع برای این کار مجوز لازم داری،
‫ولی حاضرم به خاطر یه جوانِ محروم

13:51.141 --> 13:53.431
‫استثنا قائل بشم

13:54.681 --> 13:55.681
‫شکلات تخته‌ای چند؟

13:56.391 --> 13:59.601
‫یه فرستنده‌ی دافع،
‫یه سیستم رابط مغز و ماشین میکروسکوپی،

13:59.601 --> 14:00.931
‫و نانوسوربوتان

14:07.721 --> 14:09.721
‫شاید بهتره بریم داخل صحبت کنیم

14:14.601 --> 14:15.601
‫هی، جو...

14:16.101 --> 14:18.601
‫حواست به من باشه.
‫مخفیگاهت کجاست؟

14:19.181 --> 14:20.351
‫اشتباه گرفتی

14:20.351 --> 14:22.561
‫شاید هرکی که دنبالش می‌گردی
‫قبل از من اینجا زندگی می‌کرد

14:22.561 --> 14:25.101
‫و یادش رفته آدرسش رو
‫توی بازار سیاه عوض کنه؟

14:27.311 --> 14:29.521
‫من حرف از بازار سیاه نزدم

14:30.311 --> 14:32.221
‫از کجا می‌دونی اقلام از کجا اومدن؟

14:32.221 --> 14:34.721
‫کی می‌دونـ... اونجا فروشگاه تبهکارهاست

14:34.721 --> 14:36.391
‫یه حدسِ حساب شده زدم

14:36.891 --> 14:38.721
‫این قضیه رو برای جفتمون آسون می‌کنم

14:39.221 --> 14:40.811
‫اگه با من همکاری نکنی،

14:42.271 --> 14:44.181
‫اف‌بی‌آی یه تماس از یه...

14:44.181 --> 14:45.391
‫همسایه‌ی نگران دریافت می‌کنه

14:45.391 --> 14:48.511
‫و تو توی زندانِ فدرال می‌پوسی

14:48.521 --> 14:51.561
‫به من نگاه کن. امکان نداره بتونم
‫از زندان جون سالم به در ببرم

14:51.561 --> 14:54.601
‫سریال «نارنجی سیاه جدید است» رو دیدی؟
‫اونا من رو زنده می‌خورن.

14:54.601 --> 14:57.221
‫گوش کن، جو، اگه اسمت اینه...

14:57.221 --> 14:58.761
‫این اسمِ واقعی منه! قسم می‌خورم

14:58.771 --> 15:00.261
‫فقط همه چی رو تحویل بده،

15:00.271 --> 15:02.971
‫و بعدش می‌تونی برگردی سراغ
‫درست کردن مربای خرمالوت

15:03.641 --> 15:06.101
‫باشه. باشه

15:07.681 --> 15:09.681
‫ولی من وسایل رو توی خونه نگه نمی‌دارم

15:10.391 --> 15:12.181
‫فقط بهم بگو کجان.
‫می‌تونم تنها برم.

15:12.931 --> 15:16.561
‫متأسفانه، کلکسیونم توسط یه اسکنر
‫عنبیه‌ی بیومتریک محافظت میشه

15:16.561 --> 15:19.061
‫و خیلی دوست دارم
‫هردو چشمم رو نگه دارم، لطفاً

15:32.979 --> 15:34.396
‫[سلام! من ناتالی هستم!]

15:34.479 --> 15:35.979
‫[یاد گرفتم بهت پیام بدم]

15:36.062 --> 15:37.562
‫[خیلی خفنه، مگه نه؟!]

15:37.646 --> 15:39.437
‫[ری‌ری؟]

15:39.521 --> 15:40.687
‫[پیام‌هام رو می‌گیری؟]

15:40.771 --> 15:42.437
‫[اگه اینا رو می‌گیری بهم خبر بده]

15:42.521 --> 15:43.937
‫[راستی، من ناتالی هستم]

15:55.931 --> 15:57.431
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- ببخشید

15:57.431 --> 16:00.141
‫گاهی خود به خود اتفاق می‌افته.
‫کاملاً ناخودآگاهه.

16:00.721 --> 16:02.641
‫- گریه می‌کنی؟
‫- خود به خود رفع میشه

16:02.641 --> 16:04.721
‫فقط... فقط من رو نادیده بگیر

16:04.721 --> 16:08.011
‫- به خاطر اینه که ازت اخاذی شد؟
‫- نه، می‌تونم با اخاذی کنار بیام

16:08.021 --> 16:10.221
‫روزی دو بار ازم اخاذی میشه

16:10.221 --> 16:13.931
‫فقط نمی‌خوام تمام وسایلم رو به یه غریبه بدم

16:13.931 --> 16:17.311
‫می‌دونی چقدر طول کشید
‫یه فرستنده‌ی دافع واقعی پیدا کنم؟

16:17.311 --> 16:21.851
‫شرمنده. من هنوز توی اون قسمتم
‫که روزی دو بار ازت اخاذی میشه

16:21.851 --> 16:24.311
‫دیگه توی چه کارهای مشکوک
‫دیگه‌ای دست داری، جو؟

16:25.681 --> 16:29.101
‫تقصیرِ همکارم فرانکه. گولم زد که
‫یه گزارش رو برای یه مشتری دستکاری کنم،

16:29.101 --> 16:31.221
‫و حالا با اون تخلف تهدیدم می‌کنه

16:31.221 --> 16:33.971
‫که در ضمن طعنه‌آمیزه،
‫چون ما اخلاق‌شناس تکنولوژی هستیم.

16:34.561 --> 16:37.561
‫جو، تو باید طلبِ احترام کنی

16:37.561 --> 16:39.471
‫صحیح. خب، گفتنش برای تو آسونه

16:39.471 --> 16:41.417
‫تو یه لباس آهنیِ ترسناک داری

16:41.441 --> 16:43.441
‫مردم چاره‌ای جز احترام گذاشتن بهت ندارن

16:46.311 --> 16:48.891
‫داداش، تو با همچین قدرتی به دنیا اومدی

16:50.101 --> 16:51.141
‫ازش استفاده کن

16:51.141 --> 16:55.931
‫نذار فرانک یا همسایه‌ی الدنگت
‫یا هر کس دیگه لگدمالت کنه

16:55.931 --> 16:59.891
‫به جز من. من اجازه دارم
‫چون لباس آهنی ترسناک رو دارم

17:11.729 --> 17:15.687
‫♪ من برات خوشحالم ♪

17:17.771 --> 17:19.561
‫فکر نمی‌کردم طرفدار آلانیس باشی

17:20.471 --> 17:22.141
‫من موجود پیچیده‌ای هستم، جو

17:22.931 --> 17:28.584
‫هدفم بازآفرینیِ یه هوش مصنوعی خیلی
‫پیچیده‌ی واکاندایی به اسم گریو بود...

17:28.608 --> 17:29.792
‫تا عملکرد لباسم رو بهبود بدم

17:29.816 --> 17:31.101
‫انگار روحی از عصرِ ویکتوریاست

17:31.101 --> 17:32.851
‫می‌تونستیم اونجوری باشیم،
‫ولی تو توهم زدی.

17:32.851 --> 17:35.891
‫ولی یه جوری به جاش دارم به هولوگرامی
‫از دوستِ صمیمی مُرده‌ام نگاه می‌کنم

17:35.891 --> 17:38.931
‫...هولوگرامی از دوستِ صمیمی مُرده‌ام...

17:39.431 --> 17:42.431
‫یالا دیگه ری، باید یه جایی
‫چندتا عکس ازم داشته باشی

17:44.471 --> 17:46.181
‫اوه، اوه، برو بریم

17:53.891 --> 17:56.771
‫خیلی خب. میام پیشت، رفیق صمیمی

17:58.721 --> 18:00.771
‫حالا چطوری از اینجا بیام بیرون؟

18:10.521 --> 18:12.061
‫عه، برو بریم. برو بریم

18:12.561 --> 18:13.971
‫و... ردیف شد

18:25.641 --> 18:26.891
‫دور شو، شیطان

18:26.891 --> 18:29.641
‫اوه، قرار نبود من رو ببینی

18:31.561 --> 18:34.181
‫- ناتالی؟ آخه چطوری؟
‫- آروم باشید

18:34.181 --> 18:36.721
‫خانم رانی، من روح نیستم

18:36.721 --> 18:38.391
‫من فقط یه هوش مصنوعی‌ام

18:38.391 --> 18:40.511
‫که از اون پروژکتور کوچیک پخش میشم

18:40.521 --> 18:42.221
‫- راست میگی؟
‫- راست میگم

18:42.221 --> 18:44.471
‫- ری‌ری تو رو ساخته؟
‫- آره

18:46.561 --> 18:49.391
‫- خب، پس درود بهت
‫- درود

19:02.141 --> 19:03.771
‫چیزی نمونده برسیم

19:05.811 --> 19:07.221
‫بهتره حرکتِ خاصی نزنی

19:08.311 --> 19:09.311
‫چی؟ مثلاً...

19:10.141 --> 19:12.561
‫اوه، مثلاً بکشمت؟
‫فکر می‌کنی قراره بکشمت؟

19:12.561 --> 19:13.721
‫یعنی...

19:14.521 --> 19:18.431
‫جالبه. خنده‌داره که فکر می‌کنی
‫من می‌تونم همچین کاری بکنم

19:19.021 --> 19:21.721
‫خب، قطعاً نگفتم فکر می‌کنم می‌تونی

20:00.521 --> 20:01.931
‫چطور اینجا رو پیدا کردی؟

20:01.931 --> 20:04.851
‫بعد از این که اولین سری از دستگاه‌های
‫الکترونیکی زیست تقلیدی رو خریدم،

20:04.851 --> 20:07.891
‫احساس گناه داشتم.
‫نمی‌تونستم غذا بخورم و بخوابم.

20:07.891 --> 20:10.221
‫در نهایت این سیلو رو تبدیل به پناهگاهی کردم

20:10.221 --> 20:12.511
‫که کلکسیون رو به رشد
‫اندام‌های الکترونیکی‌ام رو مخفی کنم

20:12.521 --> 20:14.931
‫این خیلی عجیبه، جو

20:49.641 --> 20:50.641
‫این خیلی خفنه

20:52.021 --> 20:53.971
‫می‌خوای با همه‌ی اینا چیکار کنی؟

20:56.141 --> 20:57.891
‫قصد تسخیرِ جهان رو داری؟

20:57.891 --> 20:59.561
‫باید نگران باشیم؟

20:59.561 --> 21:02.931
‫آروم باش. چیزی جز یه سرگرمیِ عجیب نیست

21:04.391 --> 21:09.101
‫یه پناهگاه مشکوک پر از تسلیحاتِ غیرقانونی
‫و اندام‌های الکترونیکی

21:09.101 --> 21:10.721
‫بهش میگی «سرگرمیِ عجیب»؟

21:10.721 --> 21:14.561
‫«پناهگاه مشکوک»؟ پناهگاهم مشکوک نیست. سالمه

21:14.561 --> 21:15.931
‫یه پناهگاه سالم؟

21:15.931 --> 21:18.141
‫یه پناهگاه مشکوک روی دیوارش اون رو داشت؟

21:15.931 --> 21:19.125
‫[زندگی کن، بخند، عشق بورز]

21:18.141 --> 21:21.221
‫اون رسماً بالای یه جعبه موشکِ هدایت‌شونده‌ست

21:21.221 --> 21:22.351
‫می‌خوام اونا رو برگردونم

21:24.021 --> 21:25.721
‫بیخیال

21:28.271 --> 21:29.431
‫دلیل واقعیش چیه؟

21:30.021 --> 21:31.391
‫همه‌ی اینا رو می‌خوای چیکار؟

21:32.021 --> 21:35.061
‫می‌دونم غیرمعموله. گمونم...

21:36.431 --> 21:38.521
‫این پناهگاه باعث میشه
‫به پدرم احساس نزدیکی کنم

21:39.351 --> 21:42.181
‫اون... یه مهندس بود

21:42.181 --> 21:44.681
‫مدام از این حرف می‌زد که تکنولوژی آینده‌ست

21:44.681 --> 21:47.141
‫و من همیشه تا یه حدی این رو باور داشتم

21:47.141 --> 21:49.931
‫ولی آینده پوشیدن چند لایه فلزِ بدقواره

21:49.931 --> 21:51.601
‫و سیم‌پیچی کردنِ خودمون نیست

21:51.601 --> 21:52.971
‫داری تیکه میندازی؟

21:52.971 --> 21:57.221
‫فقط منظورم اینه که تکنولوژی
‫برای پیشرفت انسانه

21:57.221 --> 22:00.471
‫و اندام‌های الکترونیکی صرفاً
‫به تسلیحات و دفاع محدود نمیشه

22:00.471 --> 22:02.141
‫واقعاً می‌تونی به آدم‌ها کمک کنی

22:02.141 --> 22:04.061
‫با جایگزینی اندام‌ها و ایمپلنت‌های مصنوعی

22:04.061 --> 22:05.761
‫یعنی، این فقط نوکِ کوه یخه

22:05.771 --> 22:07.471
‫نمی‌دونم. مشکوک به نظر میاد

22:07.471 --> 22:10.681
‫خب، اگه برای کمک به مردم نیست،
‫پس چرا لباسه رو ساختی؟

22:10.681 --> 22:12.931
‫چون می‌تونستم

22:14.681 --> 22:15.851
‫این جواب نیست

22:19.561 --> 22:22.351
‫ببین، تو که به هیچکس نمیگی
‫اینا رو از کجا آوردی، درسته؟

22:23.101 --> 22:24.721
‫من خبرچین نیستم

22:27.561 --> 22:28.601
‫شرمنده

22:30.181 --> 22:35.101
‫فقط نمی‌تونم با این کنار بیام که
‫چقدر شبیه ناتالی واقعی هستی

22:35.101 --> 22:39.471
‫یعنی، حتی صدات هم دقیقاً مثل اونه.
‫ری‌ری واقعاً سنگ تموم گذاشته.

22:39.471 --> 22:42.891
‫آره. فقط فکر کنم می‌ترسونمش

22:42.891 --> 22:43.971
‫منظورت چیه؟

22:43.971 --> 22:49.851
‫اون اجازه نمیده کاری رو که
‫براش طراحی شدم انجام بدم،

22:49.851 --> 22:51.641
‫که محافظت ازش و کمک کردن بهشه

22:52.221 --> 22:54.561
‫دختر، به زندگیِ ری‌ری خوش اومدی

22:55.061 --> 22:59.021
‫تنها راه بودن توش اینه
که به زور واردش شی

23:00.931 --> 23:01.931
‫واقعاً؟

23:03.351 --> 23:04.351
‫ساعت چنده؟

23:05.931 --> 23:08.721
‫6:40 عصر. عجله‌ات برای چیه؟

23:08.721 --> 23:10.141
‫این رو امشب برای کار لازم دارم

23:11.311 --> 23:13.471
‫تو برای یه کار شبونه
‫لباس آهنی لازم داری،

23:13.471 --> 23:15.851
‫- و من مشکوکم؟
‫- فکر کنم الان کاملاً واضحه

23:15.851 --> 23:18.351
‫که هیچکدوم از ما اعضای برجسته‌ی جامعه نیستیم

23:18.351 --> 23:21.221
‫شرمنده. روانشناسم میگه من تمایل دارم

23:21.221 --> 23:22.681
‫ضعف‌هام رو به به دیگران تعمیم بدم

23:22.681 --> 23:24.101
‫اشکالی نداره

23:25.021 --> 23:29.011
‫- یه سؤال. به عنوان سخن‌چینِ تکنولوژی...
‫- اخلاق‌شناس تکنولوژی

23:29.021 --> 23:31.101
‫منم همین رو گفتم

23:31.101 --> 23:34.792
‫چی می‌گفتی اگه یه نفر به طور فرضی

23:34.816 --> 23:38.601
‫با استفاده از تکنولوژیِ اسکن مغزی
‫روی خودش یه هوش مصنوعی بسازه؟

23:38.601 --> 23:41.811
‫می‌گفتم میزانِ انرژی و برق لازم
‫برای اسکن کردنِ مغز انسان

23:41.811 --> 23:43.601
‫به طور فرضی مغزش رو پوره می‌کرد،

23:43.601 --> 23:46.431
‫و فقط یه احمق با آرزوی مرگ
‫همچین کاری رو امتحان می‌کرد

23:46.931 --> 23:48.721
‫خوبه، خوبه، خوبه

23:50.021 --> 23:53.221
‫ولی اگه فرضاً یه نفر موفق شه

23:53.221 --> 23:55.511
‫با تکنولوژی اسکن مغز
‫هوش مصنوعی بسازه،

23:55.521 --> 23:57.021
‫به نظرت خوب میشه؟

23:58.141 --> 23:59.761
‫داری برای یه دوست می‌پرسی؟

23:59.771 --> 24:02.561
‫نمیگم برای یه دوست نمی‌پرسم

24:04.431 --> 24:07.391
‫اگه از «خوب» منظورت مؤثره،
‫اون وقت شاید.

24:07.391 --> 24:08.971
‫اگه از «خوب» منظورت اخلاقیه،

24:08.971 --> 24:11.891
‫بستگی به این داره که سازنده‌اش
‫بااخلاق باشه یا نه

24:11.891 --> 24:14.971
‫باشه. می‌تونستی با لحنِ عادی بگی،
‫ولی می‌فهمم.

24:14.971 --> 24:16.061
‫می‌تونی اون رو بهم بدی؟

24:20.601 --> 24:22.931
‫نمی‌تونم. اثر انگشتم روش می‌مونه

24:22.931 --> 24:24.681
‫مگه مهمه؟ دستکش بپوش

24:24.681 --> 24:26.971
‫و باد ممکنه فولیکول‌های موهام رو بندازه روش

24:26.971 --> 24:28.601
‫چه بادی؟ جو

24:34.891 --> 24:39.431
‫تو میلیون‌ها دلار خرج همه‌ی اینا کردی
‫و به هیچی دست نزدی؟

24:39.431 --> 24:42.391
‫بهشون دست زدم! پس چطوری
‫همه چی رو آوردم توی پناهگاه؟

24:42.391 --> 24:44.771
‫- این رو بگیر. همین الان بگیرش دستت
‫- نباید این کارو بکنم

24:46.811 --> 24:49.601
‫من... نباید این کارو بکنم

24:49.601 --> 24:50.681
‫ولی خیلی نرمه

24:51.181 --> 24:52.431
‫سرد...

24:53.181 --> 24:55.141
‫- و فلزیه...
‫- باشه، باشه

25:02.061 --> 25:03.761
‫نرم و سرد و فلزیه

25:03.771 --> 25:05.641
‫احساس خوبی داره، مگه نه؟

25:06.471 --> 25:08.601
‫- این چیه؟
‫- یه ام‌آر‌افه

25:09.391 --> 25:11.601
‫زمانِ دانشگاه از اونا می‌خوردم

25:11.601 --> 25:16.181
‫اون ای‌ام‌افه.
‫ام‌آر‌اف میدان دافع مغناطیسیه.

25:16.891 --> 25:19.391
‫- یه جورایی ساده‌ست، نه؟
‫- «ساده»؟

25:19.391 --> 25:21.891
‫آره، یعنی، نباید زرق و برقش بیشتر باشه؟

25:21.891 --> 25:24.681
‫- لازم نیست بهم توصیه‌ی مُد بدی
‫- فقط دارم میگم

25:25.641 --> 25:27.851
‫آرک راکتورت کجاست؟
‫اون یه جورایی...

25:27.851 --> 25:30.181
‫می‌دونی، اونا رو مجانی نمیدن

25:30.181 --> 25:32.771
‫مالِ من با انرژی خورشیدی و بادی کار می‌کنه

25:33.729 --> 25:35.021
‫[کلاون: کجایی؟]

25:35.101 --> 25:36.141
‫لعنتی

25:37.721 --> 25:38.721
‫باید برم

25:53.431 --> 25:54.431
‫به درود

26:38.312 --> 26:41.812
‫[دور آزمایشی تانل]

26:47.141 --> 26:49.721
‫چه خبر، کلاون؟

26:59.771 --> 27:02.261
‫اسلاگ... وارد شدم

27:44.351 --> 27:46.351
‫سلام دختر، سرقت چطور پیش میره؟

27:53.271 --> 27:55.601
‫گندش بزنن! فلش مموری!

27:56.771 --> 27:59.851
‫- ببخشید. دوباره ترسوندمت؟
‫- ساکت باش. صدات رو می‌شنون

28:00.431 --> 28:02.471
‫آروم باش. روی کانال اختصاصی خودمون هستیم

28:04.181 --> 28:06.101
‫یه لحظه صبر کن. ارتباطم با ری‌ری قطع شد

28:06.601 --> 28:08.431
‫اعلام حضور کن.
‫اونجایی؟ الو؟

28:09.221 --> 28:12.141
‫- اصلاً چطور اومدی بیرون؟
‫- فرار از زندان. یه ارتباط بی‌سیم

28:12.141 --> 28:15.181
‫بین من و لباس هست.
‫فقط باید راهی برای اتصال بهش پیدا می‌کردم.

28:15.181 --> 28:17.721
‫خب، تو و فرار از زندانت باعث شدید
‫فلش مموری‌ای رو بندازم

28:17.721 --> 28:19.891
‫که ویروسِ اسلاگ توش بود
‫و حالا به فنا رفتم

28:21.061 --> 28:22.221
‫- می‌تونم درستش کنم
‫- چطوری؟

28:22.221 --> 28:23.891
‫یه راه دیگه برای از کار انداختن سیستم هست

28:23.891 --> 28:25.851
‫- چطوری؟
‫- اول ام‌آر‌افت رو خاموش کن

28:25.851 --> 28:28.721
‫تا بتونی به طور مغناطیسی
‫به یکی از این سکوها متصل شی

28:28.721 --> 28:31.181
‫ام‌آر‌اف تنها چیزیه که
جلوی مرگم رو می‌گیره

28:31.181 --> 28:33.061
‫نگران نباش، ری. هوات رو دارم

28:33.061 --> 28:34.601
‫بهتره من رو به کشتن ندی

28:35.311 --> 28:37.511
‫- یه مشکلی داریم
‫- چیه؟ چی شده؟

28:37.521 --> 28:40.681
‫ری‌ری حتماً فلش مموری رو گم کرده.
‫اون دیگه توی تونل نیست.

28:40.681 --> 28:43.011
‫لعنتی. پارکر نمی‌تونه
‫تمام شب نفسش رو حبس کنه

28:43.021 --> 28:44.471
‫می‌تونی دوباره با ری‌ری ارتباط بگیری؟

28:44.471 --> 28:47.011
‫البته که می‌تونم.
‫فقط یه دقیقه طول می‌کشه، زدی.

28:47.021 --> 28:48.271
‫ما یه دقیقه وقت نداریم

28:49.601 --> 28:51.641
‫ای جان، درست عینِ بچه‌های جاسوسه

28:55.521 --> 28:58.141
‫خیلی خب، چسبیدم.
‫حرکتِ بعدی چیه، نت؟

28:58.141 --> 29:01.311
‫خب. هر سکو به پردازنده مرکزی امنیتی متصله

29:01.311 --> 29:02.681
‫برای مواقع اضطراری،

29:02.681 --> 29:05.011
‫پس اگه بتونیم ماشین رو از سکوش جدا کنیم،

29:05.021 --> 29:06.101
‫فایروال‌ها از کار می‌افتن،

29:06.101 --> 29:08.681
‫- و اسلاگ می‌تونه وارد شه
‫- انگار زیر یه شورلت ایمپالام

29:08.681 --> 29:11.311
‫که یعنی گیربکس اتوماتیک شش سرعته داره

29:11.311 --> 29:13.811
‫بذار چارچوب زیرین رو ببینم

29:16.601 --> 29:18.931
‫خب نمی‌خوام بترسونمت،
‫ولی تقریباً 8 کیلومتر مونده

29:18.931 --> 29:20.811
‫- به ایستگاه وزن‌کشی برسیم
‫- که یعنی چی؟

29:23.271 --> 29:25.351
‫تو قراره مثل یه قوطی لِه شی

29:27.351 --> 29:29.221
‫- هی، اسلاگ
‫- وای، دختر،

29:29.221 --> 29:30.561
‫فکر می‌کردیم مُردی

29:30.561 --> 29:32.561
‫- فلش مموری کجاست؟
‫- در اون مورد. افتاد

29:32.561 --> 29:34.141
‫نقشه‌ی جدید. وقتی بهت علامت دادم،

29:34.141 --> 29:36.141
‫قراره دو و نیم ثانیه وقت داشته باشی

29:36.141 --> 29:38.681
‫که تنظیمات سیستم رو
‫حینِ ریبوت تغییر بدی

29:38.681 --> 29:41.101
‫- من فایروال رو از کار میندازم
‫- ما بداهه کار نمی‌کنم، دختر

29:41.101 --> 29:42.221
‫دیگه دیره

29:44.181 --> 29:45.561
‫اه. شبیه چیزه

29:45.561 --> 29:48.351
‫آره، خب، چیز بهتره کار کنه.
‫وگرنه ممکنه سر از زندان در بیارم.

29:48.351 --> 29:50.761
‫یا احتمالاً وزنِ بالابر تو رو می‌کشه

29:50.771 --> 29:53.351
‫- قبل از این که اون اتفاق بیفته
‫- پس «هوات رو دارم، ری» چی شد؟

29:53.351 --> 29:56.061
‫خب، واقعاً هوات رو دارم،
‫ولی یه جورایی کُند حرکت می‌کنی.

30:00.431 --> 30:02.971
‫خانم ری‌ری، من منتظرم

30:03.931 --> 30:07.101
‫- یکم به سمتِ چپ
‫- نیازی به راهنمایی‌هات ندارم

30:11.811 --> 30:15.101
‫- ما تمام روز رو وقت ندارم
‫- چیزی نمونده

30:15.641 --> 30:17.391
‫وقتِ پارکر داره تموم میشه

30:23.721 --> 30:25.351
‫اسلاگ، سیستم از کار افتاد. سریع

30:30.521 --> 30:32.146
‫[دسترسی مجاز. تأیید خاموشی سیستم]
‫[بله یا خیر؟]

30:48.391 --> 30:50.221
‫چه خبر شده؟

30:57.641 --> 31:00.851
‫تیمِ خیلی با استعدادم
‫الان کنترل سیستمت رو به دست گرفت،

31:01.771 --> 31:04.181
‫پس حالا از نظر فنی،
‫من تانل رو کنترل می‌کنم.

31:04.771 --> 31:06.761
‫ولی بازم باید رسمی‌اش کنیم

31:11.561 --> 31:14.891
‫توی این قرارداد نوشته که
‫قبول می‌کنی من و شرکام رو

31:14.891 --> 31:16.101
‫توی تانل استخدام کنی

31:16.101 --> 31:18.431
‫با حقوق و مزایای میلیونی،

31:18.431 --> 31:20.641
‫و البته دسترسی رایگان به بزرگراه

31:20.641 --> 31:23.391
‫و همچنین بخشی از سهامِ شرکت
‫به عنوان مالکِ مشترک ناشناس

31:24.271 --> 31:26.391
‫خب، برای امضا کردن حاضری؟

31:33.561 --> 31:36.721
‫حالا، اگه می‌خوای دوباره کنترل رو به دست بگیری،
‫فقط اون برگه رو امضا کن.

31:36.721 --> 31:41.971
‫مگر این که بخوای سرمایه‌گذارهات
‫شاهد اجرای دوباره این نمایش باشن

31:51.431 --> 31:54.471
‫خیلی خب. امضا کرد.
‫می‌تونیم خارج شیم.

31:54.471 --> 31:56.721
‫همه برید سمتِ کینزی

31:58.271 --> 32:00.721
‫از همکاری باهاتون خوشحال شدم

32:02.271 --> 32:04.061
‫توی جشنِ تعطیلات می‌بینمتون

32:12.391 --> 32:15.891
‫- پشمام! پشمام! پشمام!
‫- پشمام! پشمام! پشمام!

32:15.891 --> 32:17.431
‫ایست!

32:18.061 --> 32:20.061
‫- دست‌ها بالا
‫- ناتالی، کلاه رو ببند

32:20.061 --> 32:22.511
‫الان وقتِ هنگ کردن نیست.
‫به خودت بیا، نات.

32:22.521 --> 32:24.271
‫- اون چیکار می‌کنه؟
‫- سلام، آقا

32:24.891 --> 32:26.891
‫- خانم؟
‫- همه چی تمومه. فقط...

32:26.891 --> 32:29.101
‫- یعنی چی؟
‫- فقط تفنگ رو بیار پایین

32:29.101 --> 32:31.601
‫- متوقفش کن
‫- ناتالی، چی شده؟

32:31.601 --> 32:33.761
‫- ناتالی، چی...
‫- می‌خوام دست‌هات رو بالا ببری

32:33.771 --> 32:36.431
‫- بیخیال داداش. نیازی به این کار نیست
‫- بشین روی زمین!

32:36.431 --> 32:38.061
‫- کلاه رو ببند، نت
‫- بشین روی زمین!

32:38.061 --> 32:39.351
‫ناتالی، کلاه رو ببند!

32:41.391 --> 32:42.971
‫ناتالی، کنترل لباس رو بهم بده!

32:42.971 --> 32:45.101
‫بشین وگرنه شلیک می‌کنم!

33:07.431 --> 33:08.431
‫خوبی؟

33:09.641 --> 33:12.431
‫آره، فکر کنم

33:16.641 --> 33:19.221
‫هی، نگرانش نباش.
‫چیزیش نمیشه.

33:19.811 --> 33:20.851
‫یالا. بیا بریم

33:27.561 --> 33:29.761
‫می‌زنم توی سرت و می‌کشمت

33:29.771 --> 33:31.391
‫تو قدرتش رو نداشتی

33:31.391 --> 33:32.971
‫با مشت بزن توی سرم بمیرم

33:34.641 --> 33:36.971
‫هی ری، چرا عصبانی هستی؟

33:37.561 --> 33:42.061
‫به خاطر تو جشن گرفتیم.
‫ما پولدار شدیم لعنتی!

33:42.061 --> 33:44.101
‫ولی نزدیک بود یه نفر بمیره

33:44.891 --> 33:47.101
‫نگهبانه؟ هی، اون حالش خوبه

33:47.971 --> 33:48.971
‫بذار ازت بپرسم...

33:51.141 --> 33:52.681
‫در مورد پارکر چی می‌دونی؟

33:53.271 --> 33:54.851
‫در مورد کلاهش چی می‌دونی؟

33:55.431 --> 33:59.181
‫خب، شنیدم از کُت‌داری باتم لانژ دزدیدتش

33:59.181 --> 34:02.681
‫یکی دیگه هم می‌گفت با یه اهریمن
‫مبارزه کرده و اون رو ازش گرفته

34:02.681 --> 34:05.561
‫ولی می‌دونی، فقط فکر می‌کنم
‫لباس قدیمی هرمسه

34:05.561 --> 34:08.311
‫چیز عجیب دیگه‌ای در موردش شنیدی؟

34:09.431 --> 34:13.351
‫خب، یه بار پارکر رو بدون پیراهن دیدم

34:13.351 --> 34:15.971
‫هیکلش خیلی خفنه

34:16.601 --> 34:19.431
‫ولی همه جاش فلس داره

34:19.431 --> 34:21.641
‫فکر نمی‌کنم مرد مارمولکی باشه، ولی...

34:22.471 --> 34:24.931
‫بازم به نظرم جذابه.
‫می‌دونی چی میگم؟

34:24.931 --> 34:26.431
‫منظورت از «فلس» چیه؟

34:26.431 --> 34:27.521
‫هی

34:28.271 --> 34:29.851
‫بفرما

34:29.851 --> 34:32.181
‫می‌دونی، تو خیلی سؤال می‌پرسی، ری‌ری

34:33.181 --> 34:34.891
‫گاهی بهتره اونا رو پیش خودت نگه داری

34:34.891 --> 34:37.391
‫هی!

34:37.391 --> 34:38.641
‫همه، دور هم جمع شید

34:39.351 --> 34:41.061
‫ری‌ری، بیا اینجا

34:45.721 --> 34:46.721
‫می‌دونید چیه؟

34:47.811 --> 34:53.101
‫این شاید بهترین گروه از مجرم‌های تباهی باشه
‫که توی عمرم دیدم

34:54.851 --> 34:55.931
‫خیلی خب

34:58.771 --> 35:00.641
‫من از بچگی تنها بودم

35:02.181 --> 35:05.221
‫اگه جان پیدام نکرده بود،
‫من الان اینجا نبودم.

35:10.391 --> 35:13.521
‫احساس درموندگی روی آدم اثر میذاره

35:16.061 --> 35:17.811
‫هر زخمی که برای این تیم می‌خورید

35:18.641 --> 35:19.891
‫هر خط کُد که می‌نویسید

35:20.521 --> 35:25.141
‫هر سرقتی که با من و این گروه طراحی می‌کنید،
‫برای من خیلی ارزشمنده.

35:26.141 --> 35:28.271
‫شما تمام عمرتون منتظر دیده شدن بودید

35:28.971 --> 35:31.351
‫منتظر بودید بابتِ نبوغتون
‫ازتون قدردانی بشه. خب...

35:32.311 --> 35:33.311
‫من می‌بینمتون

35:35.811 --> 35:37.931
‫ولی پولدارهای بالا سرمون
‫هیچوقت نبوغ ما رو نمی‌بینن

35:37.931 --> 35:39.101
‫مگر این که مجبورشون کنیم

35:39.851 --> 35:43.561
‫و بعد از کاری که با تانل کردیم،
‫اون عوضی‌ها گوش میدن.

35:44.851 --> 35:45.971
‫و وحشت کردن

35:48.391 --> 35:49.601
‫ولی برام مهم نیست

35:52.851 --> 35:54.471
‫هیچکس جز شما برام مهم نیست

35:56.851 --> 35:59.721
‫پس... به سلامتی شما

35:59.721 --> 36:00.811
‫سلامتی

36:01.601 --> 36:04.601
‫سلامتی، همه. سلامتی.
‫دوستت دارم. دوستت دارم.

36:06.771 --> 36:09.311
‫- پول
‫- پول

36:50.931 --> 36:51.931
‫سلام

36:52.931 --> 36:53.931
‫سلام

36:55.141 --> 36:57.681
‫- بابتِ اتفاقی که افتاد متأسفم
‫- اشکالی نداره

36:58.971 --> 37:00.891
‫چی شد؟ کجا بودی؟

37:00.891 --> 37:04.181
‫تفنگ رو دیدم و خشکم زد.
‫دلیلش رو نمی‌دونم.

37:04.771 --> 37:06.511
‫از اون شب چی یادت میاد؟

37:06.521 --> 37:10.351
‫یادم میاد که شنیدم گری داد زد
‫سرمون رو بدزدیم

37:11.771 --> 37:13.851
‫فکر کنم شاید چشم‌هام رو بستم؟

37:14.561 --> 37:17.181
‫نمی‌دونم. می‌تونیم بعداً ازش حرف بزنیم، ری

37:17.181 --> 37:19.311
‫الان، باید در مورد پارکر باهات حرف بزنم

37:20.521 --> 37:24.511
‫امروز کنارِ تونل
‫انرژیِ عجیب و غریبی رو حس کردم،

37:24.521 --> 37:25.851
‫که از پارکر می‌تابید

37:25.851 --> 37:27.971
‫سعی کردم آنالیزش کنم، ولی نتونستم

37:27.971 --> 37:31.181
‫نمی‌دونم چیه، ولی مالِ این دنیا نیست

37:31.181 --> 37:32.271
‫خب؟

37:34.271 --> 37:39.761
‫ما یه روز در میون توی خط زمانی‌مون
‫با فضایی‌ها، ربات‌ها و جادوگرها روبرو می‌شیم

37:39.771 --> 37:43.141
‫من بیشتر نگرانِ اینم که
‫هوش مصنوعی‌ام دچار حمله‌ی پانیک شده

37:43.141 --> 37:46.271
‫ری‌ری، من جدی هستم

37:47.351 --> 37:50.431
‫هی، فکر کنم پارکر درگیر کارهای مشکوکیه

37:50.431 --> 37:54.261
‫- این اذیتت نمی‌کنه؟
‫- می‌دونم پارکر مشکوکه،

37:54.271 --> 37:55.851
‫ولی این یه کارِ ورود و خروجه

37:55.851 --> 37:59.021
‫اگه می‌خوای به جاسوس بازی ادامه بدی،
‫باید هوام رو داشته باشی.

38:01.271 --> 38:02.521
‫منظورت اینه که می‌تونم بمونم؟

38:04.101 --> 38:05.271
‫فعلاً

38:09.146 --> 38:12.050
‫[سلام، برنامه‌ی سابا داره شروع میشه.]
‫[میای یا نه؟]

38:09.971 --> 38:12.681
‫لعنتی، برنامه رو یادم رفت

38:14.221 --> 38:15.601
‫باید تو رو با خودم ببرم

38:18.221 --> 38:22.601
‫- نه، هیجان زده نشو
‫- بیخیال

38:22.601 --> 38:24.851
‫قانون شماره 1 رو یادت نمیاد؟

38:24.851 --> 38:27.771
‫آره، آره، فهمیدم. مخفی موندن

39:14.101 --> 39:16.101
‫این خیلی باحاله

39:16.681 --> 39:19.811
‫ماه‌ها منتظر موندم که اعترافت
‫به شکست رو بشنوم، پاداوان جوان

39:19.811 --> 39:22.681
‫«پاداوان»؟ واو!

39:22.681 --> 39:24.561
‫نمی‌تونم از جنگ ستارگان هم خوشم بیاد؟

39:24.561 --> 39:28.511
‫فقط فکر می‌کردم طرفدار پیشتازانِ فضا باشی،
‫ولی خب باید با مردمِ خودت باشی.

39:31.471 --> 39:33.521
‫و میکس‌تیپت رو هم گوش کردم

39:35.221 --> 39:38.021
‫قطعاً حالم رو جا آورد

39:38.681 --> 39:42.181
‫می‌دونی، گاهی وقتی دلم می‌خواد
‫باهاش حرف بزنم بهش گوش میدم

39:43.221 --> 39:44.971
‫ای کاش الان می‌تونستم، راست میگم

39:47.221 --> 39:48.221
‫منم همینطور

40:09.771 --> 40:11.471
‫ازش خوشت میاد؟

40:12.431 --> 40:15.851
‫چیزی که بیشتر از همه می‌خوای چیه؟

40:26.851 --> 40:28.261
‫پشمام،

40:28.271 --> 40:29.811
‫پشتت رو ببین...

40:30.681 --> 40:32.931
‫چیزی نیست

40:36.141 --> 40:37.141
‫نه

40:38.811 --> 40:40.061
‫نه، خوب نیست، مرد

40:42.181 --> 40:45.011
‫ببین، نمی‌تونم به لاپوشونی برات ادامه بدم

40:45.021 --> 40:46.771
‫گفتم چیزی نیست

40:48.181 --> 40:50.851
‫نگرانم نباش. من دیگه بچه نیستم

40:50.851 --> 40:54.101
‫آره، خیلی بزرگ شدی.
‫ببین داره باهات چیکار می‌کنه.

40:54.101 --> 40:56.931
‫بهاییه که باید بپردازم

40:58.021 --> 40:59.221
‫بعد از کاری که باهام کرد

41:01.601 --> 41:02.601
‫خب...

41:03.351 --> 41:04.521
‫میشه یکم تنهام بذاری؟

41:06.221 --> 41:07.471
‫لطفاً؟

41:14.351 --> 41:15.351
‫آره

41:27.891 --> 41:29.931
‫کجا بودی؟

41:32.971 --> 41:34.221
‫باید تا دیر وقت کار می‌کردم...

41:35.521 --> 41:37.261
‫و بعدش اون برنامه رو با زی داشتم

41:37.271 --> 41:38.351
‫صحیح

41:40.221 --> 41:42.311
‫خب کِی می‌خواستی ماجرای دوستت رو بهم بگی؟

41:47.721 --> 41:48.721
‫ناتالی؟

41:52.021 --> 41:53.431
‫عزیزم، اون فوق‌العاده‌ست

42:00.431 --> 42:01.431
‫انگار...

42:03.471 --> 42:05.471
‫کل روحش رو برگردوندی

42:06.141 --> 42:09.891
‫اون همون عادات، همون صدا
‫و همون لبخند رو داره

42:12.181 --> 42:13.521
‫می‌تونی یکی هم از گری بسازی؟

42:18.021 --> 42:19.101
‫نه، مامان

42:20.271 --> 42:21.271
‫شرمنده

42:23.221 --> 42:26.771
‫راستش، من... اصلاً نمی‌دونم ناتالی چیه

42:27.971 --> 42:28.971
‫ای کاش می‌تونستم

42:35.021 --> 42:38.104
‫[زندگی کن، بخند، عشق بورز]

42:53.811 --> 42:55.681
‫هثر...

43:45.621 --> 43:52.621
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

43:52.645 --> 43:59.645
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:59.669 --> 44:07.669
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
