WEBVTT

00:02.023 --> 00:04.692
‫<i>این سومین اقدام خرابکارانه‌ست</i>‬
‫«آنچه گذشت...»

00:04.693 --> 00:07.069
‫<i>که بومی‌های رلونی این هفته انجام دادن.</i>‬

00:07.070 --> 00:09.572
‫ازت می‌خوام تجدیدنظر کنی.‬

00:09.573 --> 00:11.782
‫- واقعاً؟‬
‫- <i>خائن</i>‬

00:11.783 --> 00:15.453
‫<i>فرار کرده، اما پیداش می‌کنیم‬
‫و تقاص خیانتش رو پس میده.</i>‬

00:15.454 --> 00:21.083
‫<i>از زمان ترور</i>‬ <i>امپراتور آرگال،
‫اونا جز ترگ رهبری نمی‌شناختن.</i>‬

00:21.084 --> 00:22.626
‫<i>می‌دونستن داریم میایم.</i>‬

00:22.627 --> 00:24.712
‫<i>اینجا خونه‌ی ماست.</i>‬

00:24.713 --> 00:28.048
‫<i>نه. اینجا قبرستونه.</i>‬

00:28.049 --> 00:29.675
‫<i>ویلترومایت‌ها! </i>‬

00:29.676 --> 00:31.886
‫<i>تسلیم شید! </i>‬

00:31.887 --> 00:34.556
‫<i>من مرگ رو انتخاب می‌کنم! </i>‬

00:35.056 --> 00:38.058
‫<i>همین الانشم خیلی کم هستیم.</i>‬

00:38.059 --> 00:39.226
‫زنده‌ای.‬

00:39.227 --> 00:40.269
‫<i>الیور.</i>‬

00:40.270 --> 00:41.792
‫<i>حالش خوب میشه.</i>‬

00:41.817 --> 00:43.731
‫بیشتر ازم می‌خوان که‬
‫یه مشکل کوچیک رو حل کنم.‬

00:43.732 --> 00:45.149
‫ویلترومایت‌های باقی‌مونده.‬

00:45.150 --> 00:46.943
‫اونا رفتن به زمین.‬

00:48.078 --> 00:51.511
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:51.535 --> 00:54.635
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:54.659 --> 00:58.459
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

02:48.565 --> 02:50.566
‫مارک؟‬

02:50.567 --> 02:51.692
‫چیه؟‬

02:51.693 --> 02:54.570
‫اینقدر نگران نباش و بخواب.

02:54.571 --> 02:56.614
‫- لازم نیست...‬
‫- کاری از دستمون برنمیاد

02:56.615 --> 02:58.240
‫تا وقتی برسیم خونه.‬

02:58.241 --> 03:00.409
‫و هنوز چند روز راه داریم.‬

03:00.410 --> 03:02.369
‫حتی مطمئن نیستیم ترگ اونجا باشه.‬

03:02.370 --> 03:04.289
‫مگه جای دیگه‌ای هم هست که باشه؟‬

03:05.916 --> 03:07.167
‫نمی‌دونم.‬

03:10.462 --> 03:11.630
‫دقیقاً.‬

03:12.631 --> 03:15.383
‫آه، یه سوال.‬

03:16.968 --> 03:21.389
‫اگه ویلترومایت‌ها روی زمین باشن،‬
‫دقیقاً نقشه‌مون چیه؟‬

03:25.894 --> 03:27.186
‫آهان.‬

03:27.187 --> 03:29.104
‫فهمیدم.‬

03:29.105 --> 03:30.981
‫عالیه.‬

03:35.820 --> 03:37.489
‫<i>شبیه احمق‌ها شدم.</i>‬

03:38.573 --> 03:40.449
‫قبلا هم شبیه احمق‌ها بودی.

03:40.450 --> 03:43.119
‫الان، باابهت شدی.‬

03:44.371 --> 03:46.205
‫البته هنوزم یکم احمقانه‌ست.‬

03:46.206 --> 03:48.082
‫هی، این واقعاً جدیه.‬

03:48.083 --> 03:49.375
‫مسئولیت سنگینی روی دوشمه.‬

03:49.376 --> 03:53.754
‫حتی اگه تئودوس، می‌دونی، به جای کفش‬
‫از اون دمپایی‌های عجیب‌غریب می‌پوشید.‬

03:53.755 --> 03:56.006
‫چیزیت نمیشه.

03:56.007 --> 03:58.968
‫فقط نظارت بر دفاع از چند صد سیاره،‬

03:58.969 --> 04:01.428
‫تمدن‌های بی‌شمار،‬
‫و تریلیون‌ها جونه.‬

04:01.429 --> 04:04.474
‫تصمیماتی که روی کل کهکشان‬
‫و تک‌تکِ افرادش تاثیر می‌ذاره.‬

04:06.059 --> 04:09.812
‫و اگه، فرضی، یکی حس کنه این سطح از مسئولیت،‬

04:09.813 --> 04:11.522
‫آه، می‌دونی، براش سنگینه‬

04:11.523 --> 04:13.440
‫و شاید اشتباه بهش سپرده شده؟‬

04:13.441 --> 04:15.276
‫مثلاً، خیلی اشتباه.‬

04:17.320 --> 04:20.906
‫اگه تئودوس بهت باور نداشت،‬
‫تو رو به عنوان جانشینش انتخاب نمی‌کرد.‬

04:20.907 --> 04:24.119
‫منم اگه باورت نداشتم،‬
‫نمی‌ذاشتم قبولش کنی.‬

04:26.037 --> 04:27.955
‫- ممنون.‬
‫- زود باش.‬

04:27.956 --> 04:30.207
‫همه منتظر مراسم تحلیفت هستن.‬

04:30.208 --> 04:32.209
‫سخنرانیت رو حفظ کردی، دیگه؟‬

04:32.210 --> 04:34.421
‫آه... سخنرانی؟‬

04:37.674 --> 04:40.050
‫تو به نجات کهکشان‬

04:40.051 --> 04:42.177
‫از نابودی کامل کمک کردی.‬

04:42.178 --> 04:45.347
‫بیا، اینم صبحانه‌ی تیوپی.‬

04:45.348 --> 04:46.599
‫آخ جون.‬

04:50.395 --> 04:52.104
‫داشتم فکر می‌کردم.‬

04:52.105 --> 04:55.941
‫اگه وقتی رسیدیم خونه مجبور شدیم‬
‫با یه مشت ویلترومایتی بجنگیم،‬

04:55.942 --> 05:00.654
‫فکر کنم بتونیم از ایستگاه فضایی من‬
‫به عنوان پایگاه عملیاتی استفاده کنیم.‬

05:00.655 --> 05:03.240
‫راحت نیست و احتمالاً می‌میریم،‬

05:03.241 --> 05:05.367
‫اما می‌تونیم از مدار دنبالشون بگردیم‬

05:05.368 --> 05:07.537
‫و بعد سعی کنیم یکی‌یکی از پا درشون بیاریم.‬

05:11.916 --> 05:13.250
‫فکر کنم منظورم اینه که،‬

05:13.251 --> 05:14.752
‫اگه اوضاع جدی بشه،‬

05:14.753 --> 05:16.463
‫من واسه هر چیزی آمادگی دارم.‬

05:24.804 --> 05:26.764
‫یا، می‌دونید...

05:26.765 --> 05:28.849
‫فقط دارم ایده میدم...

05:28.850 --> 05:30.851
‫می‌تونیم بذاریم زمین مال اونا باشه.‬

05:30.852 --> 05:33.479
‫آخه کی واقعاً اونجا رو دوست داشت؟‬

05:33.480 --> 05:35.398
‫یه جورایی خراب‌شده‌ست، مگه نه؟‬

05:37.776 --> 05:39.526
‫رودستتون نیست.

05:39.527 --> 05:42.154
‫<i>توجه کنید، همگی.</i>‬

05:42.155 --> 05:44.364
‫<i>داریم وارد منظومه‌ی شمسیِ زمین میشیم.</i>‬

05:44.365 --> 05:45.741
‫چه عجب.

05:45.742 --> 05:48.160
‫اوه، پس داشتی گوش می‌دادی.‬

05:48.161 --> 05:49.995
‫چی؟‬

05:49.996 --> 05:52.331
‫داریم سرعت رو کم می‌کنیم‬
‫و آماده میشیم تا دورِ...‬

05:52.332 --> 05:53.415
‫چقدر دیگه؟‬

05:53.416 --> 05:54.500
‫تا زمین؟‬

05:54.501 --> 05:56.335
‫تقریباً ده دقیقه.‬

05:56.336 --> 05:57.961
‫خب، نقشه اینه.‬

05:57.962 --> 05:59.713
‫سفینه پشت ماه متوقف میشه

05:59.714 --> 06:02.758
‫و ما تا جایی که می‌تونیم‬
‫بی‌صدا میریم روی زمین.‬

06:02.759 --> 06:05.094
‫اگه ترگ و آدم‌هاش اونجا باشن،‬

06:05.095 --> 06:07.679
‫سفینه رو برمی‌گردونیم به تالِسکِریا،‬

06:07.680 --> 06:10.349
‫بعد یه گروه مقاومت تشکیل میدیم

06:10.350 --> 06:12.310
‫و منتظر نیروی کمکی...‬

07:19.127 --> 07:21.795
‫این دقیقاً بی‌سر و صدا اومدن نیست.‬

07:21.796 --> 07:23.881
‫اینجا نیستن.‬

07:23.882 --> 07:26.968
‫- اینجا نیستن.‬
‫- خوبه.‬

07:27.969 --> 07:29.012
‫این خوبه.‬

07:30.013 --> 07:32.765
‫<i>منظورم اینه که الان اینجا نیستن.</i>‬

07:39.564 --> 07:40.814
‫<i>وای خدا جون!‬</i>

07:40.815 --> 07:42.107
‫فکر کردم...‬

07:42.108 --> 07:44.360
‫- فکر کردم...‬
‫- من خوبم.‬

07:45.069 --> 07:46.738
‫چیزی نیست.‬

07:47.739 --> 07:49.239
‫الیور کجاست؟‬

07:49.240 --> 07:51.158
‫مجبور شدیم قبل از اینکه
‫به هوش بیاد راه بیفتیم.‬

07:51.159 --> 07:52.951
‫منظورت چیه قبل از اینکه به هوش بیاد؟‬

07:52.952 --> 07:54.786
‫زخمی شد. ولی جاش امنه.‬

07:54.787 --> 07:56.038
‫دارن ازش مراقبت می‌کنن.‬

07:56.039 --> 07:57.748
‫کی داره ازش مراقبت می‌کنه؟‬

07:57.749 --> 07:59.416
‫حالش خوب میشه.‬

07:59.417 --> 08:01.710
‫ولی نگران بودیم که...‬

08:08.051 --> 08:11.011
‫این کمترین تقاصه

08:11.012 --> 08:14.097
‫واسه کاری که باهامون کردی.‬

08:32.575 --> 08:34.786
‫مارک.‬

08:35.870 --> 08:37.537
‫اوم...‬

08:37.538 --> 08:39.206
‫ما...‬

08:39.207 --> 08:42.668
‫نگران بودیم ویلترومایت‌ها‬
‫بیان اینجا، واسه همین...‬

08:42.669 --> 08:44.253
‫نمی‌تونستیم منتظرش بمونیم.‬

08:44.254 --> 08:45.588
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟‬

08:46.589 --> 08:49.299
‫مامان، همه‌چی رو بهت میگم. قول میدم.‬

08:49.300 --> 08:52.136
‫ولی... اول باید ایو رو ببینم.‬

08:54.347 --> 08:56.265
‫بابا بیرونه.‬

08:56.266 --> 09:00.477
‫فردا برمی‌گرده به تالِسکِریا‬
‫تا پیشِ الیور باشه، واسه همین...‬

09:00.478 --> 09:03.021
‫اگه چیزی هست که‬
‫می‌خوای بهش بگی...‬

09:20.623 --> 09:23.042
‫با خودت چی فکر کردی؟‬

09:27.547 --> 09:29.756
‫گذاشتی الیور صدمه ببینه؟‬

09:29.757 --> 09:32.718
‫بعدشم توی یه سیاره‌ی بیگانه تنها ولش کردی؟‬

09:32.719 --> 09:34.344
‫تنها نیست.‬

09:34.345 --> 09:35.804
‫اونجا دوستایی داریم.‬

09:35.805 --> 09:37.973
‫دارن به بهترین شکل ازش مراقبت می‌کنن.‬

09:37.974 --> 09:40.684
‫مگه بهت نگفته بودم‬
‫دیگه برنگردی اینجا؟‬

09:40.685 --> 09:42.978
‫من...‬

09:42.979 --> 09:45.063
‫دارم تلاشم رو می‌کنم، دبی.‬

09:45.064 --> 09:47.149
‫آره، داری می‌کنی.‬

09:47.150 --> 09:50.111
‫خیر سرت بدجوری داری تلاش می‌کنی.

09:51.321 --> 09:53.239
‫الیور خیلی شجاع بود.‬

09:54.240 --> 09:55.616
‫مارک...‬

09:56.617 --> 09:58.869
‫مارک باعث افتخارت میشد.‬

09:58.870 --> 10:03.791
‫جفتشون از همه‌چی گذشتن تا جونِ‬
‫آدمایی رو نجات بدن که حتی قرار نیست ببیننشون.‬

10:05.335 --> 10:09.254
‫وقتی کارِ راه‌اندازیِ سیستمِ هشدار‬
‫واسه امنیتِ زمین تموم بشه،‬

10:09.255 --> 10:12.258
‫برمی‌گردم پیشِ الیور‬
‫تا وقتی که حالش خوب بشه.‬

10:13.259 --> 10:16.346
‫دبی، وقتی دیدم آسیب دیده
‫قلبم شکست.

10:17.347 --> 10:20.308
‫واسه اینکه قلبت بشکنه،‬
‫اول باید قلب داشته باشی.‬

10:22.518 --> 10:24.228
‫بس کن.

10:28.149 --> 10:29.691
‫اینقدر...

10:29.692 --> 10:32.278
‫طوری باهام رفتار نکن انگار من رو نمی‌شناسی.‬

10:33.279 --> 10:34.614
‫خواهش می‌کنم.‬

10:37.825 --> 10:39.576
‫از سرِ راهم برو کنار.‬

10:39.577 --> 10:42.746
‫باید بهم یه فرصت بدی‬
‫تا همه‌چی رو درست کنم.‬

10:42.747 --> 10:45.792
‫نیازی نمی‌بینم واسه‌ت کاری بکنم.

10:48.586 --> 10:50.045
‫می‌دونم.‬

10:50.046 --> 10:51.213
‫ولی می‌کنی.‬

10:51.214 --> 10:53.298
‫- چطور جرئت می‌کنی؟‬
‫- تو به‬

10:53.299 --> 10:56.134
‫اصلاح شدن باور داری.‬

10:56.135 --> 10:58.553
‫به فرصت‌های دوباره.‬

10:58.554 --> 11:01.056
‫قبلاً درکش نمی‌کردم،‬

11:01.057 --> 11:04.143
‫ولی همیشه عاشقِ این بودم که‬
‫چقدر محکم واسش می‌جنگیدی.‬

11:05.144 --> 11:07.814
‫فکر می‌کردی من رو می‌شناسی.‬

11:08.815 --> 11:13.778
‫و می‌شناختی، حتی اگه یه بخش‌هایی‬
‫از خودم رو ازت قایم می‌کردم.‬

11:14.779 --> 11:17.448
‫ولی از اون موقع همه‌چی عوض شده.‬

11:18.950 --> 11:22.537
‫لطفاً بذار بهت نشون بدم الان کی هستم.‬

11:36.008 --> 11:37.385
‫نمی‌دونم کجا می‌خوابی.‬

11:38.553 --> 11:39.887
‫ولی اینجا نمی‌خوابی.‬

12:04.996 --> 12:06.163
‫زویی!‬

12:06.164 --> 12:07.456
‫اوه!‬

12:09.459 --> 12:11.084
‫سلام... بابا.‬

12:11.085 --> 12:13.211
‫وای خدا جون!

12:13.212 --> 12:14.629
‫خیلی دلم واست تنگ شده بود.‬

12:14.630 --> 12:15.839
‫نگاهش کن. تو...‬

12:15.840 --> 12:17.466
‫تو خیلی...‬

12:17.467 --> 12:18.800
‫زنده‌ای!‬

12:18.801 --> 12:20.677
‫منم دلم واست تنگ شده بود.‬

12:20.678 --> 12:22.596
‫و تو هم خیلی...‬

12:22.597 --> 12:24.514
‫

12:24.515 --> 12:26.516
‫اینطوری‌ای.‬

12:26.517 --> 12:27.767
‫

12:27.768 --> 12:30.228
‫دوش...

12:30.229 --> 12:33.607
‫دوشِ اینجا بلا ملایی سرش اومده؟‬

12:33.608 --> 12:37.319
‫صبر کن، قطعاً... سرش اومده.‬

12:37.320 --> 12:39.070
‫این وسایلِ گِلداریانی رو بهت بگم،‬

12:39.071 --> 12:40.614
‫اصلاً قابل اعتماد نیستن.‬

12:40.615 --> 12:42.450
‫به هیچ وجه قابل اعتماد نیستن.‬

12:43.451 --> 12:45.577
‫ماشین لباسشویی هم خراب شد.‬

12:45.578 --> 12:46.953
‫صبر کن، جنگ تموم شده؟ !‬

12:46.954 --> 12:48.706
‫ما بردیم؟ چی شد؟‬

12:49.790 --> 12:51.375
‫کاش می‌دونستم.‬

12:58.841 --> 12:59.925
‫<i>ایو.</i>‬

12:59.926 --> 13:01.219
‫<i>خونه‌ای؟ </i>‬

13:02.303 --> 13:03.637
‫ایو؟‬

13:03.638 --> 13:05.055
‫مارک!‬

13:05.056 --> 13:06.973
‫ایو.‬

13:06.974 --> 13:08.308
‫فکر کردم...‬

13:08.309 --> 13:10.977
‫خیلی طول کشید.‬

13:10.978 --> 13:13.146
‫- فکر کردم...‬
‫- هی.‬

13:13.147 --> 13:14.481
‫نمی‌دونی من...‬

13:14.519 --> 13:22.274
‫«شکست‌ناپذیر‌ام»

13:37.672 --> 13:39.839
‫و بعدش قدرت‌هام برگشتن.‬

13:39.840 --> 13:41.508
‫همین‌طوری برگشتن؟‬

13:41.509 --> 13:42.926
‫آره.‬

13:42.927 --> 13:44.636
‫ولی هنوز بابتشون استرس دارم،‬

13:44.637 --> 13:49.099
‫واسه همین تمرکزم رو گذاشتم روی کلاسام‬
‫و چندتا واحد سطح بالا برداشتم.‬

13:49.100 --> 13:51.518
‫بعدش کمرِ بابام سرِ کار رگ‌به‌رگ شد،‬

13:51.519 --> 13:55.981
‫واسه همین اینجا موندم تا به اون‬
‫و مامانم توی کارهای خونه کمک کنم.‬

13:55.982 --> 13:58.943
‫وقتی رفتی، شرکتِ شکست‌ناپذیر رو‬
‫تعطیل کردم.‬

14:00.027 --> 14:02.362
‫و شاید متوجه شده باشی...‬

14:02.363 --> 14:05.282
‫ولی چون از قدرت‌هام استفاده نمی‌کردم،‬
‫اینجا زندگی می‌کردم و با پدر و مادرم غذا می‌خوردم،‬

14:05.283 --> 14:06.741
‫وقت نکردم...‬

14:06.742 --> 14:09.537
‫زیاد به خودم برسم، واسه همین...‬

14:13.791 --> 14:17.378
‫تنها چیزی که متوجه شدم
‫این بود که چقدر دلم برات تنگ شده بود.‬

14:19.380 --> 14:21.090
‫منم دلم برات تنگ شده بود.‬

14:28.889 --> 14:30.390
‫ایو...‬

14:30.391 --> 14:31.475
‫جان؟‬

14:32.476 --> 14:34.227
‫من، اوم...‬

14:34.228 --> 14:36.272
‫مطمئن نیستم که حالم خوب باشه.‬

14:37.356 --> 14:39.190
‫منظورت چیه؟‬

14:39.191 --> 14:41.443
‫ویلترومایت‌ها...‬

14:41.444 --> 14:43.696
‫اونا یه جایی اون بیرونن.‬

14:45.281 --> 14:46.949
‫ما خونه‌شون رو نابود کردیم.‬

14:47.950 --> 14:49.826
‫بیخیال این قضیه نمیشن.‬

14:49.827 --> 14:52.329
‫ولی گفتی تعدادشون زیاد نیست، درسته؟‬

14:52.330 --> 14:55.624
‫با وجودِ نگهبان‌ها و سیسل
‫و بقیه، اگه...‬

14:55.625 --> 14:57.543
‫اگه تصمیم بگیرن بیان اینجا...‬

14:58.544 --> 15:00.421
‫...فرقی نمی‌کنه.‬

15:02.548 --> 15:04.049
‫هیچ‌کدوم از کارهایی که می‌کنیم‬

15:04.050 --> 15:06.052
‫<i>اصلاً هیچ فرقی نمی‌کنه.</i>‬

15:10.473 --> 15:12.140
‫قدرتش پایداره.

15:12.141 --> 15:14.726
‫نوسان‌سازهای ریسمانی تنظیم شدن.‬

15:14.727 --> 15:17.438
‫قطعاتِ کوانتومی روی هم قرار گرفتن.‬

15:18.856 --> 15:21.149
‫آماده‌ایم.‬

15:21.150 --> 15:23.319
‫لطفاً از محافظِ چشم استفاده کنید.‬

15:30.493 --> 15:33.828
‫پنج، چهار، سه،‬

15:33.829 --> 15:35.164
‫دو، یک.‬

15:44.924 --> 15:47.258
‫سیسل. جواب داد!‬

15:53.641 --> 15:54.475
‫یا خدا!‬

15:57.019 --> 15:58.353
‫وای نه!

15:58.354 --> 15:59.604
‫اوه، نه!‬

16:01.023 --> 16:02.149
‫- سینکلر!‬
‫- کمک!‬

16:06.612 --> 16:08.114
‫دونالد، خاموشش کن!‬

16:18.833 --> 16:20.834
‫دونالد!‬

16:24.296 --> 16:25.463
‫وای نه!

16:28.175 --> 16:29.175
‫کمک!‬

16:43.023 --> 16:44.899
‫بهت گفته بودم.‬

16:44.900 --> 16:48.820
‫فیزیکِ بین‌بعدی‬
‫تخصصِ من نیست.‬

16:48.821 --> 16:50.156
‫نگو که نمی‌دونستم.‬

16:51.157 --> 16:53.783
‫این دومین گندی بود که‬
‫توی این ماه زدیم.‬

16:53.784 --> 16:56.619
‫ما داریم تمامِ تلاشمون رو می‌کنیم!‬

16:56.620 --> 16:57.954
‫و من عملیاتِ جست‌وجو رو لغو می‌کنم.‬

16:57.955 --> 16:59.122
‫خیلی خطرناکه.‬

16:59.123 --> 17:02.333
‫ربات و دخترِ هیولایی باید‬
‫خودشون راهِ برگشت به خونه رو پیدا کنن.‬

17:02.334 --> 17:03.626
‫این گندکاری رو جمع کنید.‬

17:03.627 --> 17:04.879
‫بله قربان.‬

17:06.255 --> 17:08.673
‫<i>اونا باید یه جایی باشن.</i>‬

17:08.674 --> 17:09.758
‫<i>موافقم.</i>‬

17:09.759 --> 17:11.301
‫- <i>این مسخره‌ست.</i>‬
‫- <i>این یه کارِ ساده‌ست.</i>‬

17:11.302 --> 17:12.969
‫<i>ما باید کار رو تموم کنیم! </i>‬

17:12.970 --> 17:14.220
‫<i>چرا هیچ گزارشی نیست؟ </i>‬

17:14.221 --> 17:16.681
‫<i>اونا دارن نقشه‌ی انتقام می‌کشن‬
‫و ما هیچ کاری نمی‌کنیم! </i>‬

17:16.682 --> 17:19.851
‫<i>یه ویلترومایتِ گوشه‌گیر شده،‬
‫حتی خطرناک‌تر هم هست.</i>‬

17:19.852 --> 17:22.187
‫- باید بهشون نشون بدی که رئیس کیه.‬
‫- <i>این وضع نباید ادامه پیدا کنه.</i>‬

17:22.188 --> 17:23.188
‫- اوم، همگی...‬
‫- <i>برتری با ماست، </i>‬

17:23.189 --> 17:24.522
‫<i>- باید ازش استفاده کنیم! </i>‬
‫- نظم رو رعایت کنید.‬

17:24.523 --> 17:25.899
‫- خواهش می‌کنم...‬
‫- <i>یه کاری بکنید</i>‬

17:25.900 --> 17:27.567
‫<i>- وگرنه ما می‌کنیم.</i>‬
‫- نظم رو رعایت کنید!‬

17:27.568 --> 17:29.819
‫<i>چطور ممکنه ویلترومایت‌ها غیبشون زده باشه؟ </i>‬

17:29.820 --> 17:32.447
‫<i>و شما برای پیدا کردنشون دارین چیکار می‌کنین؟ </i>‬

17:32.448 --> 17:34.199
‫ما چندین تیم داریم،‬

17:34.200 --> 17:36.951
‫و اونا، در حالِ حاضر دارن می‌گردن‬

17:36.952 --> 17:41.372
‫- تمامِ بخش‌های ممکن رو...‬
‫- <i>پس چرا پیداشون نکردیم؟ </i>‬

17:41.373 --> 17:43.041
‫خوشحالم که پرسیدین. ممنون.‬

17:43.042 --> 17:46.669
‫علتش اینه که، می‌دونید،‬
‫کمتر از ۴۰ تا ویلترومایت باقی مونده.‬

17:46.670 --> 17:50.381
‫و فضا هم، فکر کنم همه‌مون می‌دونیم که‬
‫خیلی بزرگه.‬

17:50.382 --> 17:52.425
‫با اینکه منم نگرانم، ولی...‬

17:52.426 --> 17:54.469
‫این کار فقط یکم زمان می‌بره،‬
‫می‌دونید؟‬

17:54.470 --> 17:55.428
‫<i>یه کاری بکن.</i>‬

17:55.429 --> 17:56.596
‫<i>این مسخره‌ست.</i>‬

17:56.597 --> 18:01.352
‫<i>ما از این رفتارِ سرسری‌ت خوشمون نمیاد.</i>‬

18:04.647 --> 18:08.817
‫خب، منم از این عصبانی... بودنتون خوشم نمیاد.‬

18:08.818 --> 18:11.778
‫یا اینکه همش بقیه رو مقصر می‌دونید.‬

18:11.779 --> 18:14.656
‫<i>حتی یه دونه ویلترومایت هم زیاده، </i>‬

18:14.657 --> 18:20.245
‫<i>و هیچ‌کدوم از دنیای ما در امان نیستن
‫تا وقتی که کلِ نژادشون منقرض بشه.</i>‬

18:20.246 --> 18:21.955
‫<i>برای همیشه.</i>‬

18:21.956 --> 18:23.164
‫باشه. یه لحظه صبر کنید.‬

18:23.165 --> 18:24.624
‫تئودوس خودش ویلترومایت بود،‬

18:24.625 --> 18:26.835
‫و دهه‌ها این شورا رو رهبری کرد.‬

18:26.836 --> 18:30.255
‫<i>تئودوس فقط اسماً ویلترومایت بود.</i>‬

18:30.256 --> 18:32.841
‫<i>- موافقم.‬
‫- باید کار رو تموم کنیم.</i>‬

18:32.842 --> 18:34.843
‫خب، نظرتون درباره‌ی... نولان چیه؟‬

18:34.844 --> 18:37.220
‫بدون اون نمی‌تونستیم توی جنگ پیروز بشیم.‬

18:37.221 --> 18:39.180
‫مارک و الیور هم همین‌طور.‬

18:39.181 --> 18:41.558
‫اونا جونِ ما رو نجات دادن.‬

18:41.559 --> 18:44.143
‫تئودوس به نولان و پسراش اعتماد داشت.‬

18:44.144 --> 18:45.353
‫منم همین‌طور.‬

18:45.354 --> 18:47.480
‫<i>واقعاً تئودوس بهشون اعتماد داشت؟ </i>‬

18:47.481 --> 18:51.401
‫<i>یا فقط داشت ازشون به عنوانِ سلاحی
‫علیه مردمِ خودشون استفاده می‌کرد؟ </i>‬

18:51.402 --> 18:52.485
‫صبر کن.‬

18:52.486 --> 18:54.487
‫<i>چرا داری دوپهلو حرف می‌زنی؟ </i>‬

18:54.488 --> 18:55.613
‫من...‬

18:55.614 --> 18:56.865
‫- اوم...
‫- دوپهلو حرف‌ نمی‌زنی.

18:56.866 --> 18:58.074
‫دوپهلو حرف‌ نمی‌زنم.

18:58.075 --> 19:02.412
‫<i>الان بیشتر از همیشه،‬
‫به رهبریِ قوی نیاز داریم.</i>‬

19:02.413 --> 19:07.084
‫<i>یا نکنه یادت رفته ویلترومایت‌ها‬
‫با مردمِ خودت چیکار کردن؟ </i>

19:16.051 --> 19:21.014
‫با اینکه خیلی دوست دارم با همتون
‫درباره‌ی نسل‌کشی گپ بزنم،‬

19:21.015 --> 19:23.266
‫ولی ما ویلترومایت‌ها رو پیدا می‌کنیم،‬

19:23.267 --> 19:24.976
‫مهم نیست کجا قایم شده باشن.‬

19:24.977 --> 19:26.519
‫و وقتی این اتفاق بیفته،‬

19:26.520 --> 19:29.564
‫من تصمیم می‌گیرم که قدمِ بعدی چیه.‬

19:29.565 --> 19:31.441
‫جلسه تمومه.‬

19:31.442 --> 19:33.819
‫یا تعطیله یا هر چی.‬

19:40.534 --> 19:42.994
‫کلِ سیاره‌شون رو منفجر کردید؟‬

19:42.995 --> 19:45.622
‫یه جورایی... زیاده‌روی نیست؟‬

19:45.623 --> 19:48.292
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم.‬

19:49.710 --> 19:50.960
‫هوم.‬

19:50.961 --> 19:53.504
‫درسته. درسته.‬

19:53.505 --> 19:56.883
‫ولی حالا که خونه ندارن، کجا می‌خوان برن؟‬

19:56.884 --> 19:58.676
‫مشکل همینه.‬

19:58.677 --> 20:00.345
‫ما نمی‌ـ...‬

20:22.534 --> 20:23.618
‫<i>مارک؟ </i>‬

20:23.619 --> 20:25.995
‫مارک؟‬

20:25.996 --> 20:27.121
‫هی.‬

20:27.122 --> 20:29.040
‫ما اینجاییم. چیزی نیست.‬

20:29.041 --> 20:31.502
‫بیا، بیا یه لحظه بشینیم.‬

20:33.629 --> 20:34.630
‫آره.‬

20:36.215 --> 20:37.966
‫ای بابا.‬

20:37.967 --> 20:41.469
‫هنوز داره اتفاقایی که
‫اون بیرون براش افتاده رو هضم می‌کنه.‬

20:41.470 --> 20:43.179
‫از کجا می‌فهمی؟‬

20:43.180 --> 20:45.640
‫چون قبلاً‬
‫این نگاه رو دیدم.‬

20:45.641 --> 20:46.809
‫کجا؟‬

20:50.104 --> 20:51.522
‫توی آینه.‬

20:54.692 --> 20:56.985
‫الیور رو همون‌جا ول کردن.‬

20:56.986 --> 20:58.361
‫تنها.‬

20:58.362 --> 21:02.323
‫توی یه بیمارستانِ فضایی، توی یه سیاره‌ی دیگه که سال‌های نوری از اینجا فاصله داره.‬

21:02.324 --> 21:07.328
‫درک می‌کنم که نگرانِ زمین بودن، ولی باز هم...‬

21:07.329 --> 21:09.665
‫مطمئنم حالش خوب میشه.‬

21:10.791 --> 21:14.460
‫هر وقت مارک صدمه می‌دید، من پیشش بودم.‬

21:14.461 --> 21:16.088
‫پدر و مادرا همین کار رو می‌کنن.‬

21:17.089 --> 21:19.800
‫پس چرا نمی‌ری الیور رو ببینی؟‬

21:21.260 --> 21:25.680
‫گفتم دیگه... توی یه دنیای فضاییه که
‫میلیاردها کیلومتر از اینجا فاصله داره.‬

21:25.681 --> 21:29.100
‫این‌جور چیزا هیچوقت قبلاً جلوت رو نگرفته.‬

21:29.101 --> 21:30.435
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

21:30.436 --> 21:33.271
‫ابرقهرمان‌ها. شرورها. سفینه‌های فضایی.‬

21:33.272 --> 21:35.481
‫سیاره‌های دیگه. منظورم اینه که...‬

21:35.482 --> 21:38.359
‫...همه‌ی اون چیزا دنیای توئه،‬

21:38.360 --> 21:41.071
‫چه خودت این‌طوری فکر کنی، چه نه.‬

21:42.531 --> 21:45.491
‫احتمالاً یه دلیلِ دیگه‌اش هم همینه‬

21:45.492 --> 21:49.328
‫که رابطه‌ی بینِ ما به سرانجام نرسید.‬

21:49.329 --> 21:50.455
‫پاول.‬

21:50.456 --> 21:52.790
‫نه، اشکالی... اشکالی نداره...‬

21:52.791 --> 21:55.377
‫فقط خوشحالم که هنوز با هم دوستیم.‬

21:57.379 --> 22:00.465
‫ولی تو... فرق داری، دبی.‬

22:00.466 --> 22:04.635
‫تو هم به اندازه‌ی مارک یا الیور،‬

22:04.636 --> 22:09.557
‫بخشی از این جنگ‌های فضایی
‫و نبردهای ابرقهرمانی هستی.‬

22:09.558 --> 22:11.810
‫فقط خودت نمی‌بینیش.‬

22:18.942 --> 22:20.318
‫بهتری؟‬

22:20.319 --> 22:22.029
‫یکم.‬

22:24.114 --> 22:27.284
‫باورت بشه یا نه، از وقتی رفتی،
‫امروز بیشتر از همیشه پرواز کردم.‬

22:28.619 --> 22:30.578
‫دلم براش تنگ شده بود.‬

22:30.579 --> 22:32.831
‫فقط خوشحالم که قدرت‌هات دوباره برگشتن.‬

22:35.292 --> 22:36.542
‫مارک...‬

22:36.543 --> 22:37.711
‫چیه؟‬

22:39.338 --> 22:41.757
‫می‌دونم چه اتفاقی برای قدرت‌هام افتاده بود.‬

22:42.591 --> 22:44.383
‫منظورت چیه؟‬

22:44.384 --> 22:46.677
‫کار نمی‌کردن‬

22:46.678 --> 22:49.722
‫چون بدنم داشت یه سری
‫تغییرات رو از سر می‌گذروند.‬

22:49.723 --> 22:52.058
‫مثلِ چی؟‬

22:52.059 --> 22:54.185
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.‬

22:54.186 --> 22:57.147
‫ایو، هر چیزی رو می‌تونی بهم بگی.‬

23:10.202 --> 23:14.455
‫اصلاً فکر نکردی که این کارات‬
‫چه عواقبی داره‬

23:14.456 --> 23:17.875
‫برای همه‌ی کسایی که دوستشون داری؟‬

23:22.464 --> 23:24.424
‫نه.‬

23:40.524 --> 23:41.900
‫مارک؟‬

23:51.118 --> 23:53.119
‫خب... اشکالی نداره.‬

23:53.120 --> 23:55.247
‫مطمئنی؟‬

23:57.583 --> 23:59.208
‫می‌خواستی...

23:59.209 --> 24:00.669
‫می‌خواستی چی بگی؟

24:06.717 --> 24:09.135
‫مارک، من...‬

24:09.136 --> 24:11.095
‫لعنتی. لعنتی.‬

24:11.096 --> 24:12.430
‫وای، لعنت بهش.‬

24:23.108 --> 24:25.277
‫من سقط جنین کردم.‬

24:29.072 --> 24:30.240
‫چی؟‬

24:31.241 --> 24:33.285
‫من حامله بودم، مارک.‬

24:34.453 --> 24:36.705
‫و درست قبل از اینکه بری فهمیدم.‬

24:44.630 --> 24:46.631
‫- من نمی‌...‬
‫- خواهش می‌کنم. بذار...‬

24:46.632 --> 24:49.259
‫اول باید همش رو بگم، خب؟‬

24:53.138 --> 24:56.515
‫بهت... بهت نگفتم‬

24:56.516 --> 24:59.603
‫چون می‌خواستم فقط به فکرِ‬
‫زنده برگشتن باشی، نه این موضوع.‬

25:01.063 --> 25:03.648
‫و وقتی نبودی...‬

25:03.649 --> 25:05.359
‫خیلی تنها بودم.‬

25:07.736 --> 25:10.906
‫و فکرِ اینکه تنهایی
‫با همه‌چیز روبه‌رو بشم، من...‬

25:11.990 --> 25:14.575
‫یه تصمیمی گرفتم.‬

25:14.576 --> 25:16.160
‫اما نباید...‬

25:16.161 --> 25:18.537
‫نمی‌دونم. وای خدا جون!‬

25:28.757 --> 25:30.258
‫ایو...‬

25:39.448 --> 25:42.285
‫متأسفم که این بلا رو سرت آوردم.‬
‫باید پیشت می‌بودم.‬

25:45.524 --> 25:48.151
‫دوستت دارم.‬

26:03.834 --> 26:06.168
‫<i>چرا مجبورم کردی این کار رو بکنم؟ </i>‬

26:06.169 --> 26:08.879
‫<i>داری می‌جنگی که فقط شاهدِ‬
‫مرگِ اطرافیانت باشی! </i>‬

26:08.880 --> 26:11.590
‫<i>...هر چیزی که می‌شناسی از بین میره.</i>‬

26:11.591 --> 26:12.883
‫<i>فکر کن، مارک.</i>‬

26:12.884 --> 26:16.387
‫<i>تو بیشتر از هر موجودِ شکننده و‬
‫بی‌ارزشی روی این سیاره عمر می‌کنی.</i>‬

26:16.388 --> 26:20.559
‫<i>بعد از ۵۰۰ سال چی برات باقی می‌مونه؟ </i>‬

26:24.313 --> 26:27.690
‫فکر می‌کنی فکر خوبیه که‬
‫دوباره برگردی اینجا؟‬

26:27.691 --> 26:29.108
‫زمین؟‬

26:29.109 --> 26:31.320
‫یا دقیقاً اینجا؟‬

26:32.321 --> 26:34.156
‫حالا هر کدوم.

26:37.868 --> 26:39.869
‫بیخیال، نولان.‬

26:39.870 --> 26:42.079
‫نزدیک‌تر نیا.

26:42.080 --> 26:44.332
‫لازم نیست بترسی.‬

26:44.333 --> 26:47.377
‫من هیچوقت نمی‌تونم ازت نترسم.‬

26:50.047 --> 26:53.132
‫اگه اهمیتی برات داره...‬

26:53.133 --> 26:57.720
‫بابت تمامِ رنج‌هایی که اینجا به بار آوردم،‬
‫معذرت می‌خوام.‬

26:57.721 --> 26:59.555
‫زمین؟‬

26:59.556 --> 27:01.350
‫یا مخصوصا اینجا رو میگی؟‬

27:05.145 --> 27:08.105
‫آره. اهمیت داره.‬

27:08.106 --> 27:10.776
‫مطمئن نیستم کافی باشه،‬
‫ولی اهمیت داره.‬

27:11.777 --> 27:15.196
‫به گمونم چون برگشتی،‬
‫یعنی همگی توی جنگ پیروز شدید؟‬

27:15.197 --> 27:18.950
‫لازم نیست نگرانِ رفقای ویلترومایتی قدیمیت
‫ باشم‬ که یهو بی‌خبر بیان اینجا؟‬

27:20.285 --> 27:22.328
‫ما جنگ رو بردیم،‬

27:22.329 --> 27:25.539
‫ولی هنوز نزدیکِ ۴۰ نفرشون‬
‫یه جایی مخفی شدن.‬

27:25.540 --> 27:28.584
‫ببخشید، به این میگی پیروزی؟‬

27:28.585 --> 27:30.503
‫چون می‌دونی من بهش چی میگم؟‬

27:30.504 --> 27:35.424
‫چهل‌تا سوپرنازیِ فضاییِ به‌شدت عصبانی‬
‫که تشنه‌ی انتقامن‬

27:35.425 --> 27:39.513
‫و می‌دونن زمین جاییه که‬
‫تو و مارک از عزیزانتون نگهداری می‌کنید.‬

27:40.514 --> 27:43.599
‫خدا بگم چیکارتون کنه!

27:43.600 --> 27:45.267
‫واقعاً گل کاشتید.‬

27:45.268 --> 27:48.020
‫سفینه‌ی ما داره یه سیستمِ‬
‫هشدارِ زودهنگام نصب می‌کنه‬

27:48.021 --> 27:49.939
‫تا به ائتلافِ سیارات خبر بده‬

27:49.940 --> 27:52.650
‫که اگه یه رزم‌ناوِ ویلترامی‬
‫واردِ منظومه‌ی شمسی‌تون شد.‬

27:52.651 --> 27:56.862
‫و اگه یکیشون اومد، چقدر طول می‌کشه‬
‫تا نیروی کمکی برسه؟‬

27:56.863 --> 27:58.072
‫دو هفته.‬

27:58.073 --> 27:59.990
‫اوه، پس اوضاع داره همین‌طوری‬
‫بهتر و بهتر میشه، نه؟‬

27:59.991 --> 28:01.534
‫من می‌تونم بمونم.‬

28:01.535 --> 28:04.371
‫اگه اومدن، به محافظت از زمین کمک کنم.‬

28:05.622 --> 28:07.748
‫اشتباهاتم رو جبران کنم.‬

28:07.749 --> 28:11.419
‫زمین کاناپه‌ی تراپیت نیست، نولان.‬

28:11.420 --> 28:13.587
‫ولی اگه اون عوضی‌ها پیداشون شد،‬
‫بهتره با عجله بیای‬

28:13.588 --> 28:15.464
‫با همون ارتشِ ائتلافت‬

28:15.465 --> 28:18.092
‫و بهتره خیلی سریع‌تر از دو هفته‬
‫خودت رو برسونی.‬

28:18.093 --> 28:20.095
‫حالیت شد چی گفتم؟‬

28:21.388 --> 28:22.597
‫آره.‬

28:23.598 --> 28:25.434
‫خوبه.‬

28:26.518 --> 28:30.188
‫تا اون موقع، از سیاره‌م گمشو بیرون.‬

28:31.398 --> 28:34.066
‫من اون بیرون جونم رو به خطر انداختم‬

28:34.067 --> 28:36.652
‫تا توی این جنگ پیروز بشیم.‬

28:36.653 --> 28:38.571
‫نزدیک بود بمیرم.‬

28:38.572 --> 28:40.114
‫شروعِ خوبیه.‬

28:40.115 --> 28:44.368
‫۲۳۴۱ بارِ دیگه تا مرزِ مرگ برو،‬

28:44.369 --> 28:46.370
‫اون‌وقت می‌تونیم با هم حرف بزنیم.‬

29:09.227 --> 29:11.520
‫هی.‬

29:11.521 --> 29:14.149
‫حالت چطوره؟‬

29:15.233 --> 29:16.817
‫من باید این رو از تو بپرسم.‬

29:16.818 --> 29:19.195
‫- مارک...‬
‫- نه.‬

29:19.196 --> 29:20.821
‫نه. سعی نکن...‬

29:20.822 --> 29:23.449
‫سعی نکن کاری کنی که نسبت به این
‫موضوع حسِ خوبی داشته باشم.‬

29:23.450 --> 29:28.037
‫من باعث شدم حامله بشی و بعدش‬
‫پیشت نبودم، و تو مجبور شدی...‬

29:28.038 --> 29:29.455
‫تو...‬

29:29.456 --> 29:32.231
‫از پسش براومدم. اشکالی نداره.‬

29:32.256 --> 29:34.842
‫خیلی هم اشکال داره.

29:35.670 --> 29:38.380
‫مـ... من اینجا نبودم.‬

29:38.381 --> 29:40.257
‫فقط داشتم...‬

29:40.258 --> 29:42.428
‫اون بیرون همه‌چیز رو بدتر می‌کردم.‬

29:44.137 --> 29:46.514
‫ما شکستشون ندادیم، ایو.‬

29:46.515 --> 29:48.724
‫تنها کاری که کردیم این بود که
‫چیزی برای از دست دادن براشون نذاشتیم.‬

29:48.725 --> 29:50.809
‫انـ... انگار یه...‬

29:50.810 --> 29:52.937
‫بمبی هست که قراره یه جایی منفجر بشه‬

29:52.938 --> 29:55.814
‫و... و کلی آدم رو بکشه،‬
‫و منم هیچ کاری از دستم برنمیاد

29:55.815 --> 29:58.234
‫چون دلیلِ وجودش منم.‬

29:58.235 --> 29:59.693
‫ما که مطمئن نیستیم.‬

29:59.694 --> 30:01.737
‫و حتی اگه اصلا نیان اینجا،‬

30:01.738 --> 30:04.365
‫اگه اصلا نیان زمین،
‫به محض اینکه پیداشون کنیم،‬

30:04.366 --> 30:05.908
‫مجبورم دوباره برگردم اون بیرون‬

30:05.909 --> 30:09.537
‫و دوباره باهاشون بجنگم، و... و اینجا نباشم.‬

30:09.538 --> 30:11.247
‫اینجا...‬

30:11.248 --> 30:12.581
‫نباشم.‬

30:12.582 --> 30:15.001
‫وای خدا!

30:16.418 --> 30:18.294
‫نـ... نمی‌تونم این کار رو باهات بکنم.‬

30:19.839 --> 30:21.967
‫عادلانه نیست.‬

30:23.885 --> 30:26.178
‫- مارک...‬
‫- نه.‬

30:26.179 --> 30:28.974
‫ایو، این قضیه تموم‌شدنی نیست.‬

30:30.201 --> 30:31.869
‫مارک، تمومش کن.‬

30:35.146 --> 30:40.442
‫می‌دونم چه اتفاقی ممکنه برای تو،
‫یا من یا هر کس دیگه‌ای بیفته.‬

30:40.443 --> 30:42.069
‫من آدمایی رو از دست دادم.‬

30:42.070 --> 30:44.030
‫آدمایی که بیشتر از هر چیزی دوستشون داشتم.‬

30:45.156 --> 30:48.158
‫این انتخابِ منه، مارک.‬

30:48.159 --> 30:51.870
‫خطراتش رو می‌دونم، و می‌دونم یه جایی،‬

30:51.871 --> 30:55.916
‫قراره بیشتر از هر وقت دیگه‌ای درد بکشم.‬

30:55.917 --> 30:57.751
‫اما اینجا نبودن، تلاش نکردن،‬

30:57.752 --> 31:01.297
‫و این خطرات رو با تو به جون نخریدن؟‬

31:01.298 --> 31:03.633
‫این اون شکلی نیست که بخوام زندگی کنم.‬

31:04.718 --> 31:07.595
‫تو هم فقط باید همین انتخاب رو بکنی.‬

31:07.596 --> 31:09.848
‫اون‌وقت می‌تونیم با هم از پسش بربیایم.‬

31:10.849 --> 31:13.310
‫حتی اگه بعضی وقتا از هم دور باشیم.‬

31:14.311 --> 31:15.936
‫هی، می‌دونی چیه؟‬

31:15.937 --> 31:20.524
‫شاید دفعه‌ی بعد من باشم که
‫ده ماه میرم توی فضا.‬

31:20.525 --> 31:22.027
‫آره.‬

31:23.153 --> 31:24.863
‫باشه.‬

31:27.782 --> 31:29.200
‫مارک؟‬

31:35.248 --> 31:37.166
‫سلام، ایو.‬

31:37.167 --> 31:38.959
‫آقای گریسون.‬

31:38.960 --> 31:41.295
‫لطفاً فقط نولان صدام کن.‬

31:41.296 --> 31:46.258
‫مارک، نصبِ شبکه‌ی حسگر
‫ سفینه تقریباً تموم شده.‬

31:46.259 --> 31:48.469
‫بعدش، برمی‌گردم به تالِسکِریا‬

31:48.470 --> 31:51.389
‫تا به الیور سر بزنم و به جستجو برای...‬

31:57.979 --> 32:01.482
‫مـ... متأسفم دبی، داشتم می‌رفتم.‬

32:01.483 --> 32:03.526
‫خوبه.‬

32:05.362 --> 32:07.280
‫چون قراره منم با خودت ببری.‬

32:09.324 --> 32:12.744
‫اگه پیشِ الیور نباشم، چه مادری هستم؟‬

32:14.913 --> 32:18.832
‫پـ... پس تکلیفِ... پاول چی میشه؟‬

32:18.833 --> 32:23.879
‫به تو ربطی نداره
‫ ولی چند ماه پیش تمومش کردیم.

32:23.880 --> 32:27.049
‫مردِ خوبیه و خیلی براش احترام قائلم،‬

32:27.050 --> 32:28.885
‫اما زندگی‌هامون خیلی با هم فرق داشت.‬

32:29.969 --> 32:32.805
‫حالا که حرفِ پاول شد
‫پیشنهاد داده کمک کنه،‬

32:32.806 --> 32:35.891
‫پس اگه مشکلی برای خونه
‫پیش اومد بهش زنگ بزن.‬

32:35.892 --> 32:39.688
‫نـ... نمی‌دونم چقدر نیستم، برای همین همه‌ی
‫قبضا رو گذاشتم روی پرداختِ خودکار.‬

32:40.689 --> 32:42.481
‫هردوتون رو خیلی دوست دارم.‬

32:42.482 --> 32:44.650
‫تا وقتی برگردم مواظبِ خودتون باشید.‬

32:44.651 --> 32:47.486
‫مطمئنی؟‬

32:47.487 --> 32:50.365
‫فکر کردی فقط منم که نمی‌تونم
‫برم به یه سیاره‌ی دیگه؟‬

32:51.491 --> 32:53.368
‫نه، آخه...‬

32:54.369 --> 32:56.328
‫تو هم بودی این کار رو برات می‌کردم.

32:56.329 --> 32:58.206
‫الیور هم فرقی نداره.‬

33:02.377 --> 33:04.421
‫به‌زودی می‌بینمت.‬

33:07.257 --> 33:08.549
‫من حاضرم.‬

33:08.550 --> 33:13.053
‫به سفینه یا شاتل یا هر چی که هست خبر بده.‬

33:13.054 --> 33:16.098
‫سفینه نمی‌تونه فرود بیاد.‬

33:16.099 --> 33:19.435
‫می‌تونه بیاد توی جو، ولی...‬

33:19.436 --> 33:22.855
‫مجبورم که...‬

33:22.856 --> 33:24.690
‫باشه.‬

33:24.691 --> 33:26.526
‫به الیور بگو دلم براش تنگ شده.‬

33:43.752 --> 33:45.627
‫اگه لازم شد باهامون تماس بگیری،‬

33:45.628 --> 33:48.714
‫سیسل می‌تونه از طریقِ
‫سیستمِ هشدار پیام بفرسته.‬

33:48.715 --> 33:53.386
‫در غیرِ این صورت، وقتی ترگ رو
‫پیدا کردیم بهت خبر میدم.‬

34:00.727 --> 34:02.437
‫الان چی شد؟‬

34:07.650 --> 34:09.611
‫به خونه خوش اومدی، مارک.‬

34:12.071 --> 34:15.032
‫حسگرهای نظارتیِ دوربُرد کالیبره شدن‬

34:15.033 --> 34:16.992
‫و آماده‌ی فعال‌سازی هستن.‬

34:16.993 --> 34:19.828
‫روشنشون کن. بعدش مسیرِ
‫برگشت به تالِسکِریا رو تعیین کن‬

34:19.829 --> 34:22.332
‫- و راه بیفتیم.‬
‫- بله قربان.‬

34:26.836 --> 34:29.047
‫قراره از مدار خارج بشیم.

34:31.049 --> 34:32.883
‫اون...‬

34:32.884 --> 34:36.345
‫منظره‌ی توی صفحه‌ی اصلی...‬

34:36.346 --> 34:38.514
‫واقعاً تماشاییه،‬

34:38.515 --> 34:40.391
‫اگه دوست داشته باشی ببینیش.‬

34:42.018 --> 34:43.311
‫باشه.‬

34:47.106 --> 34:48.941
‫اوه.‬

35:05.208 --> 35:08.043
‫<i>نمی‌تونم بگم از این وضعیت خوشحالم، مارک.</i>‬

35:08.044 --> 35:10.045
‫منم همین‌طور.‬

35:10.046 --> 35:12.339
‫انگاری تو و بابات
‫فقط لونه‌ی زنبور رو بهم ریختین‬

35:12.340 --> 35:14.925
‫بدون اینکه از شر همه‌ی حشره‌ها خلاص بشین.‬

35:14.926 --> 35:17.011
‫آره. می‌دونم.‬

35:19.222 --> 35:21.265
‫حاضری یه جلسه‌ی
‫تخلیه اطلاعاتی با دونالد داشته باشی،‬

35:21.266 --> 35:23.517
‫تا حداقل بدونیم
‫ممکنه چه اتفاقی برامون بیفته؟‬

35:23.518 --> 35:24.727
‫البته.‬

35:29.190 --> 35:30.858
‫هی.‬

35:30.859 --> 35:32.776
‫یه فکری به حالش می‌کنیم، پسر.‬

35:32.777 --> 35:34.528
‫کل دنیا توی این قضیه پشت ماست...‬

35:43.538 --> 35:46.081
‫هیچ کاری نیست که اون‬

35:46.082 --> 35:50.377
‫یا هر کس دیگه‌ای
‫بتونه برای متوقف کردن ما انجام بده.‬

36:05.977 --> 36:07.936
‫اوه، هی، هی. مارک.‬

36:07.937 --> 36:09.730
‫دونالد.‬

36:09.731 --> 36:11.857
‫این...‬

36:11.858 --> 36:13.026
‫فقط یه لحظه صبر کن.‬

36:15.987 --> 36:17.821
‫می‌دونی...‬

36:17.822 --> 36:21.283
‫یادته خیلی وقت پیش گفتی آدم‌هایی رو می‌شناسی
‫که بتونم باهاشون حرف بزنم؟‬

36:21.284 --> 36:23.869
‫- متخصص‌ها؟‬
‫- آره؟‬

36:29.834 --> 36:32.127
‫البته.‬

36:32.128 --> 36:34.212
‫ردیفش می‌کنیم.‬

36:34.213 --> 36:37.591
‫می‌تونیم چند روز دیگه
‫جلسه‌ی تخلیه اطلاعاتی رو انجام بدیم.‬

36:37.592 --> 36:39.092
‫دونالد؟‬

36:39.093 --> 36:41.179
‫میشه مارک رو تا خونه برسونی؟‬

37:16.847 --> 37:22.013
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

37:33.064 --> 37:35.191
‫- هی.‬
‫- هی.‬

37:36.192 --> 37:38.027
‫همین‌طوری اینجا نشستی؟‬

37:40.238 --> 37:43.199
‫من تمام عمرم رو توی این خونه زندگی کردم.‬

37:45.410 --> 37:46.953
‫هیچوقت اینقدر ساکت نبوده.‬

37:47.954 --> 37:49.871
‫

37:49.872 --> 37:51.874
‫حتماً حس عجیبی داره.‬

37:55.086 --> 37:56.962
‫باید بری یه دوری بزنی و پرواز کنی.‬

37:56.963 --> 38:00.757
‫بدون مقصد، دنبال دردسر هم نگرد، فقط پرواز کن.‬

38:00.758 --> 38:02.718
‫کمکت می‌کنه.‬

38:02.719 --> 38:04.845
‫نمی‌خوام.‬

38:04.846 --> 38:06.723
‫دقیقاً بخاطر همین باید بری.‬

38:11.602 --> 38:15.981
‫<i>♪ تکه‌هایی از این دهه ♪</i>‬

38:15.982 --> 38:19.818
‫<i>♪ روی زمینت پخش و پلا شدن ♪</i>‬

38:19.819 --> 38:23.113
‫<i>♪ مثل صدها ♪</i>‬

38:23.114 --> 38:26.701
‫<i>♪ درِ قفل‌شده ♪</i>‬

38:29.454 --> 38:34.291
‫<i>♪ داستانی هست که سعی داری ♪</i>‬

38:34.292 --> 38:36.335
‫<i>♪ پیداش کنی ♪</i>‬

38:38.629 --> 38:43.050
‫<i>♪ اما تکه‌ها توی ذهنت ♪</i>‬

38:43.051 --> 38:45.053
‫<i>♪ با هم جور درنمیان ♪</i>‬

38:48.556 --> 38:52.503
‫<i>♪ مادرت دائم‌الخمر بود ♪</i>‬

38:53.436 --> 38:57.439
‫<i>♪ پدرت هم قدیس نبود ♪</i>‬

38:57.440 --> 39:03.988
‫<i>♪ خواهرت هم خویشتن‌داری نداشت ♪</i>‬

39:06.991 --> 39:11.203
‫<i>♪ و توی عکس‌ها، همیشه داشتی ♪</i>‬

39:11.204 --> 39:13.456
‫<i>♪ از پشت لنز زل می‌زدی ♪</i>‬

39:15.666 --> 39:18.502
‫<i>♪ به یه جای دوردست ♪</i>‬

39:18.503 --> 39:22.548
‫<i>♪ که ترجیح می‌دادی اونجا باشی ♪</i>‬

39:26.177 --> 39:31.808
‫<i>♪ روزها تنهایی و طولانی‌ان ♪</i>‬

39:35.186 --> 39:39.231
‫<i>♪ داری جایی قدم می‌زنی ♪</i>‬

39:39.232 --> 39:43.861
‫<i>♪ که بهش تعلق نداری ♪</i>‬

40:38.624 --> 40:39.834
‫آره.‬

40:41.169 --> 40:42.962
‫ما اینجاییم.‬

41:08.487 --> 41:09.989
‫وایستا.

41:12.700 --> 41:15.410
‫من هیچ کاری با سیاره‌تون نکردم.‬

41:15.411 --> 41:17.162
‫هنوز نه.‬

41:17.163 --> 41:19.831
‫اما اگه بخوای به این رفتار غیرمنطقی ادامه بدی...‬

41:19.832 --> 41:22.250
‫چی می‌خوای؟‬

41:32.053 --> 41:34.137
‫من نایب‌السلطنه‌ی ویلتروم شدم‬

41:34.138 --> 41:38.851
‫تا مردممون رو از تاریکی بیرون بیارم
‫و آینده‌ی نژادمون رو تضمین کنم.‬

41:40.686 --> 41:42.438
‫کار راحتی نبوده.‬

41:44.440 --> 41:47.025
‫کلاً ۳۷ نفر از ما باقی مونده.‬

41:47.026 --> 41:51.363
‫به ‌سختی سایه‌ای از اون چیزی هستیم که قبلاً بودیم.‬

41:51.364 --> 41:54.407
‫اما هنوز اون‌قدری هستیم‬

41:54.408 --> 41:57.245
‫که بتونیم این سیاره رو دو نیم کنیم.‬

41:58.496 --> 42:00.538
‫این می‌تونه تلافی منصفانه‌ای باشه‬

42:00.539 --> 42:04.585
‫در ازای توهین‌های زیادی که به ما کردی.‬

42:06.504 --> 42:08.797
‫شما خونه‌ی ما رو گرفتین،‬

42:08.798 --> 42:12.218
‫پس خونه‌ی ما حالا اینجاست.‬

42:14.220 --> 42:17.222
‫بذار آینده‌تون رو برات توضیح بدم.‬

42:20.393 --> 42:22.770
‫<i>ما بین شما زندگی می‌کنیم.</i>‬

42:23.854 --> 42:26.023
‫<i>لباس‌های شما رو می‌پوشیم.</i>‬

42:27.108 --> 42:30.068
‫<i>توی خیابون‌های شما راه می‌ریم.</i>‬

42:30.069 --> 42:33.697
‫<i>ما توی جامعه‌ی شما ناپدید می‌شیم.</i>‬

42:33.698 --> 42:35.949
‫<i>مردم شما</i>‬

42:35.950 --> 42:37.867
‫<i>هیچ‌وقت نخواهند فهمید</i>‬

42:37.868 --> 42:39.704
‫<i>که ما اینجاییم.</i>‬

42:41.080 --> 42:45.667
‫<i>اما با این حال، اونا ما رو نجات میدن،
‫چون ازشون استفاده می‌کنیم</i>‬

42:45.668 --> 42:48.504
‫<i>تا ناجیمون رو به دنیا بیاریم.</i>‬

42:50.256 --> 42:54.384
‫هر تلاشی برای پیدا کردن ما، حذف کردن ما،
‫یا خنثی کردن نقشه‌هامون،‬

42:54.385 --> 42:57.762
‫توسط تو یا ائتلاف سیارات،‬

42:57.763 --> 43:01.850
‫منجر به مرگ میلیاردها نفر و یه...‬

43:01.851 --> 43:06.439
‫سبک زندگی ناخوشایندتر
‫برای بازمانده‌ها میشه.‬

43:07.440 --> 43:09.441
‫در هر صورت،‬

43:09.442 --> 43:13.361
‫ما نژادمون رو بازسازی می‌کنیم.‬

43:13.362 --> 43:17.657
‫وجودِ خودِ تو ثابت می‌کنه که این کار ممکنه.‬

43:17.658 --> 43:20.328
‫در عوض، من پیشنهاد آتش‌بس میدم.‬

43:21.537 --> 43:25.373
‫ما هیچ دخالتی نمی‌کنیم، نه کمکی می‌کنیم‬

43:25.374 --> 43:28.543
‫و نه خطری برای زمین داریم،‬

43:28.544 --> 43:32.380
‫تا وقتی که کسی مزاحممون نشه.‬

43:32.381 --> 43:35.592
‫تو حق انتخابی نداری.‬

43:35.593 --> 43:38.971
‫ولی با این حال، باید انتخاب کنی.‬

43:40.056 --> 43:43.683
‫تو و سیاره‌ت شرایط من رو قبول می‌کنید؟‬

43:43.684 --> 43:48.939
‫یا نابودیِ هر دو ملت رو انتخاب می‌کنی؟‬

43:53.652 --> 43:56.321
‫اگه فکر کردی می‌ذارم اینجا زندگی کنی،‬

43:56.322 --> 43:59.199
‫بذارم از ما برای تولیدمثل استفاده کنی،‬
‫بذارم قوی‌تر بشی‬

43:59.200 --> 44:02.160
‫توی سیاره‌ی من،‬
‫اونم بعد از این همه کاری که کردی...‬

44:18.386 --> 44:19.387
‫نه.‬

44:23.474 --> 44:25.141
‫نه.‬

44:25.142 --> 44:26.685
‫اصلا.‬

44:34.568 --> 44:36.195
‫جوابم...‬

44:40.074 --> 44:41.867
‫جواب من...‬

44:57.948 --> 44:59.616
‫جواب من...‬

45:02.179 --> 45:03.806
‫...مثبته.‬

45:06.725 --> 45:08.644
‫شرایطت رو قبول می‌کنم.‬

45:20.906 --> 45:23.534
‫جهان جای عجیبیه.‬

45:24.743 --> 45:28.872
‫یه جورایی، تو شدی ناجیِ ما،‬

45:28.873 --> 45:31.667
‫چه بخوای چه نخوای.‬

45:36.881 --> 45:39.216
‫من چیکار کردم؟‬

45:43.471 --> 45:45.930
‫تو جونِ تک‌تکِ موجوداتِ زنده‬

45:45.931 --> 45:49.185
‫توی این سیاره رو نجات دادی.‬

45:53.022 --> 45:55.357
‫دیگه خبری از من نمی‌شنوی.‬

46:14.743 --> 46:18.350
‫«ادامه دارد...»

46:22.843 --> 46:24.594
‫داری شوخی می‌کنی دیگه.‬

46:24.595 --> 46:27.847
‫یه توافق‌نامه‌ی دیگه‬
‫درباره‌ی برچسب‌گذاریِ مهماتِ بین‌سیاره‌ای؟‬

46:27.848 --> 46:29.390
‫چی؟‬

46:29.391 --> 46:31.643
‫شاید تئودوس عمداً گذاشته ترگ بکشتش.‬

46:31.644 --> 46:33.311
‫آلنِ بزرگ.‬

46:33.312 --> 46:35.522
‫اولاً که قطعاً بزرگ نیستم.‬

46:35.523 --> 46:37.774
‫دوماً، همچین ایده‌ی احمقانه‌ای هم نیست.‬

46:37.775 --> 46:40.193
‫حجمِ کاغذبازی‌هایی که
‫ازم انتظار دارن انجام بدم رو دیدی؟‬

46:40.194 --> 46:41.986
‫اوه، ببخشید،‬

46:41.987 --> 46:45.949
‫یعنی اداره کردنِ ائتلافِ سیاره‌ها‬
‫واسه آلنِ مقتدر خیلی زیاده؟‬

46:45.950 --> 46:47.492
‫یه جورایی، آره.‬

46:47.493 --> 46:49.118
‫مطمئنی این شغل رو نمی‌خوای؟‬

46:49.119 --> 46:51.412
‫من خودم شغل دارم.‬

46:51.413 --> 46:52.705
‫عوض کنیم؟‬

46:52.706 --> 46:54.458
‫تو هم از شغلِ من متنفر میشی.‬

46:58.295 --> 46:59.504
‫این چیه؟‬

46:59.505 --> 47:01.923
‫یه پیام از اون دنیا.‬

47:01.924 --> 47:05.218
‫تئودوس این رو واسه تو گذاشته،‬
‫برای وقتی که...‬

47:05.219 --> 47:06.636
‫آره.‬

47:06.637 --> 47:08.639
‫ممنون.‬

47:09.640 --> 47:11.266
‫نمی‌خوای بدونی چی گفته؟‬

47:11.267 --> 47:13.059
‫این کار غیراخلاقی و غیرقانونیه.‬

47:13.060 --> 47:15.396
‫فقط واسه چشمای خودت رمزگذاری شده.‬

47:16.397 --> 47:20.317
‫در ضمن،‬
‫بعداً با سکس از زیر زبونت می‌کشمش بیرون.‬

47:21.318 --> 47:23.444
‫بعداً با سکس از زیر زبونم می‌کشی بیرون؟‬

47:23.445 --> 47:24.862
‫دلم می‌خواد ببینم.‬

47:24.863 --> 47:27.866
‫یعنی، واقعاً خیلی دلم می‌خواد اون صحنه رو ببینم.‬

47:31.453 --> 47:32.704
‫<i>آلن.</i>‬

47:32.705 --> 47:35.873
‫<i>من مُردم، و اگه تو زنده باشی، </i>‬

47:35.874 --> 47:40.670
‫<i>جای من رو به عنوان رئیسِ ائتلافِ سیاره‌ها گرفتی.</i>‬

47:40.671 --> 47:43.214
‫<i>لیاقتش رو داری، </i>‬

47:43.215 --> 47:47.343
‫<i>و می‌دونم از پسِ این مسئولیتی که بهت تحمیل کردم</i>‬

47:47.344 --> 47:49.471
‫<i>برمیای.</i>‬

47:50.806 --> 47:54.017
‫<i>با تمامِ وجودم باور دارم</i>‬

47:54.018 --> 47:57.020
‫<i>که جهان هیچوقت امن نمیشه، </i>‬

47:57.021 --> 48:00.440
‫<i>مگر اینکه نسلِ ویلترومایت‌ها منقرض بشه.</i>‬

48:00.441 --> 48:04.068
‫<i>فقط می‌تونم حدس بزنم چون من دیگه نیستم، </i>‬

48:04.069 --> 48:06.905
‫<i>هنوز به اون هدف نرسیدیم.</i>‬

48:07.990 --> 48:12.201
‫<i>من یه سلاحِ مخفی و وحشتناک برای آخرین چاره قایم کردم.</i>‬

48:12.202 --> 48:17.957
‫<i>یه نسخه‌ی تکامل‌یافته از چیزی که خیلی وقت پیش</i>‬

48:17.958 --> 48:20.168
‫<i>نزدیک بود امپراتوری‌شون رو نابود کنه.</i>‬

48:20.169 --> 48:24.922
‫<i>این یعنی مرگِ حتمی برای تمامِ ویلترومایت‌ها.</i>‬

48:24.923 --> 48:29.761
‫<i>فقط برای استفاده‌ش تردید داشتم چون ممکنه</i>‬

48:29.762 --> 48:32.597
‫<i>کسایی که ژنتیکِ مشابه دارن رو هم از پا دربیاره.</i>‬

48:32.598 --> 48:35.266
‫<i>مثلاً مردمِ مارک.</i>‬

48:35.267 --> 48:38.269
‫<i>نولان از وجودِ این سلاح خبر داره، </i>‬

48:38.270 --> 48:41.273
‫<i>ولی این موضوع رو نمی‌دونه و نباید هم بدونه.</i>‬

48:42.274 --> 48:47.278
‫<i>آلن، برای خیر و صلاحِ تمامِ موجوداتِ زنده، </i>‬

48:47.279 --> 48:50.823
‫<i>از ویروسِ اسکورج استفاده کن تا
‫کاری که شروع کردم رو تموم کنی</i>‬

48:50.824 --> 48:53.619
‫<i>و نذار چیزی جلوت رو بگیره.</i>‬

48:54.620 --> 48:56.871
‫<i>به هر قیمتی که شده، </i>‬

48:56.872 --> 49:01.460
‫<i>تک‌تکِ ویلترومایت‌ها باید بمیرن.</i>‬

49:03.622 --> 49:07.715
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
