WEBVTT

00:02.061 --> 00:03.750
‫«آنچه گذشت...»

00:03.775 --> 00:07.319
‫<i>وقت جنگه.</i>‬

00:07.320 --> 00:09.655
‫- کمک.‬
‫- <i>بهتره مخفی بمونیم</i>‬

00:09.656 --> 00:11.407
‫<i>و منتظر بمونیم تا حالش خوب بشه.</i>‬

00:11.408 --> 00:13.409
‫<i>گفتی‬
‫اون یکی مامانم رو دوست نداشتی.</i>‬

00:13.410 --> 00:15.077
‫مامانِ واقعیم.‬

00:15.078 --> 00:16.871
‫گفتی اون یه اشتباه بود.‬

00:16.872 --> 00:18.831
‫منم یه اشتباهم؟‬

00:18.832 --> 00:20.541
‫من همیشه راهم رو به سمتت پیدا می‌کنم.‬

00:20.542 --> 00:22.877
‫<i>دلم برای اینجا تنگ میشه.</i>‬

00:22.878 --> 00:25.212
‫<i>تقریباً دو ماه بیهوش بودی.</i>‬

00:25.213 --> 00:27.840
‫<i>تئودوس فکر می‌کنه‬
‫این جنگ رو برده.</i>‬

00:27.841 --> 00:31.218
‫<i>فکر می‌کنه خودش و متحدانش‬
‫توی سیاره‌ی جدیدشون در امانن.</i>‬

00:35.283 --> 00:36.825
‫<i>ترگ داره به ویلتروم برمی‌گرده.</i>‬

00:36.850 --> 00:38.517
‫<i>می‌خواد اونجا نیروهاش رو بازسازی کنه.</i>‬

00:38.518 --> 00:41.687
‫<i>اگه همین الان به ترگ حمله کنیم،‬
‫قبل از اینکه</i>‬

00:41.688 --> 00:43.481
‫بقیه‌ی نیروهاش بهش ملحق بشن،‬

00:43.482 --> 00:47.194
‫شاید شانس این رو داشته باشیم‬
‫که این جنگ رو برای همیشه تموم کنیم.‬

00:49.624 --> 00:53.404
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫:.:Bamabin.com:.:

00:53.905 --> 00:58.265
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

00:58.289 --> 01:02.589
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

01:44.543 --> 01:47.169
‫این سومین خرابکاریه‬

01:47.170 --> 01:50.089
‫که بومی‌های رلونی توی این هفته انجام دادن.‬

01:50.090 --> 01:52.800
‫این گونه به طرز غیرعادی‌ای نافرمانی می‌کنه،‬

01:52.801 --> 01:57.054
‫با وجود اینکه برتریِ ویلترومیت‌ها رو‬
‫به وضوح بهشون نشون دادیم.‬

01:57.055 --> 02:00.516
‫پیشنهاد می‌کنم‬
‫جمعیت کل سیاره رو قلع‌وقمع کنیم‬

02:00.517 --> 02:04.103
‫قبل از اینکه بیشتر از این توی‬
‫عملیات‌های استخراجمون اختلال ایجاد کنن.‬

02:04.104 --> 02:07.022
‫اونا در برابرمون مقاومت می‌کنن
‫چون ما اشغالگریم‬

02:07.023 --> 02:09.733
‫و بی‌رحمیم.‬

02:09.734 --> 02:12.069
‫اگه خویشتن‌داری کنیم،‬

02:12.070 --> 02:16.115
‫نیروی کارشون فقط به اهدافمون کمک می‌کنه.‬

02:16.116 --> 02:19.869
‫نیروی کارشون
‫بدون ترس و احترام هیچ ارزشی نداره.‬

02:19.870 --> 02:21.829
‫قتل‌عام درس عبرت میشه،‬

02:21.830 --> 02:26.166
‫نه فقط برای اونا،‬
‫بلکه برای گونه‌های گمراهِ بعدی.‬

02:26.167 --> 02:27.835
‫گمراه؟‬

02:27.836 --> 02:31.130
‫مگه ویلترومایت‌ها به قدرت احترام نمی‌ذارن؟‬

02:31.131 --> 02:34.258
‫به شجاعتِ‬
‫به چالش کشیدنِ سرکوبگرها چی؟‬

02:34.259 --> 02:37.511
‫اونا برای ما هیچی نیستن.‬

02:37.512 --> 02:39.723
‫اینکه تو جور دیگه‌ای
‫فکر می‌کنی باعث میشه من...‬

02:43.310 --> 02:45.061
‫نایب‌السلطنه ترگ.‬

02:46.062 --> 02:48.147
‫امپراتور آرگال.‬

02:48.148 --> 02:49.733
‫پیشنهاد شما چیه؟

02:51.234 --> 02:55.237
‫تئودوس، تو میگی ویلترومایت‌ها
‫به قدرت احترام می‌ذارن.‬

02:55.238 --> 02:57.323
‫درسته. همین‌طوره.‬

02:57.324 --> 02:59.825
‫اما این موجودات،‬

02:59.826 --> 03:03.120
‫قدرتشون قدرتِ واقعی نیست.‬

03:03.121 --> 03:07.291
‫ما باید بهشون درس بدیم،
‫نه بخاطر نافرمانیشون،‬

03:07.292 --> 03:11.211
‫بلکه چون ضعفشون توهینی‬
‫به نظمِ طبیعیِ جهانه.‬

03:11.212 --> 03:13.047
‫تو جوونی، نایب‌السلطنه.‬

03:13.048 --> 03:15.799
‫شاید هنوز بازیِ طولانی‌مدت رو نمی‌بینی...‬

03:15.800 --> 03:17.636
‫حق با نایب‌السلطنه ترگه.‬

03:18.929 --> 03:22.307
‫جمعیت سیاره رو ۲۵ درصد کم کنید.‬

03:23.433 --> 03:25.476
‫اگه به مقاومت ادامه دادن،‬

03:25.477 --> 03:27.103
‫ریشه‌کن‌شون کنید.‬

03:28.188 --> 03:31.816
‫امپراتور، ازتون خواهش می‌کنم تجدیدنظر کنید.‬

03:33.985 --> 03:35.070
‫واقعاً؟‬

03:43.203 --> 03:46.580
‫<i>تئودوس و من توی کاپیدا ماینور‬
‫شونه‌به‌شونه‌ی هم جنگیدیم.</i>‬

03:46.581 --> 03:49.667
‫اون قوی‌ترین فردِ گروهِ ما بود،‬

03:49.668 --> 03:51.293
‫و بی‌رحم‌ترین.‬

03:51.294 --> 03:56.048
‫اما از وقتی که از سال‌های
‫حضورش توی بخش لِی برگشته،‬

03:56.049 --> 03:58.300
‫از بخشش حرف می‌زنه‬

03:58.301 --> 04:00.928
‫و روش‌های ما رو زیر سؤال می‌بره.‬

04:00.929 --> 04:02.305
‫نگران‌کننده‌ست.‬

04:15.694 --> 04:19.947
‫اگه حس می‌کنی ضعفش
‫به امپراتوری صدمه می‌زنه،‬

04:19.948 --> 04:21.950
‫دست‌به‌کار شو.‬

04:24.619 --> 04:27.747
‫شاید من... اشتباه می‌کنم.‬

05:29.059 --> 05:32.478
‫امپراتور آرگال قدرتمون رو بهمون نشون داد،‬

05:32.479 --> 05:35.439
‫<i>عظمتمون رو بهمون یاد داد، </i>‬

05:35.440 --> 05:38.525
‫<i>و سرنوشتمون رو بهمون بخشید.</i>‬

05:38.526 --> 05:42.906
‫<i>بخاطر اونه که همه چیز مالِ ماست.</i>‬

05:43.698 --> 05:46.241
‫همه چیز مالِ ماست.‬

05:46.242 --> 05:49.203
‫خائن فرار کرده، اما پیدا میشه

05:49.204 --> 05:51.789
‫و تقاصِ خیانتش رو پس میده.‬

05:51.790 --> 05:53.458
‫از این بابت مطمئن باشید.‬

05:54.793 --> 05:58.879
‫امپراتور آرگال حتی در
‫مرگش هم بهمون نشون داد

05:58.880 --> 06:03.008
‫که یه بیماری توی جامعه‌مون وجود داره،‬

06:03.009 --> 06:06.011
‫که داره ما رو از درون مسموم می‌کنه.‬

06:06.012 --> 06:10.391
‫ما این غده‌ی سرطانی رو بیرون می‌کشیم.‬

06:11.476 --> 06:15.230
‫تو.
‫ممکنه تو هم یه روز بهمون خیانت کنی؟‬

06:16.064 --> 06:18.358
‫من این کار رو نمی‌کنم، نایب‌السلطنه‌ی بزرگ.‬

06:20.360 --> 06:22.612
‫باورت نمی‌کنم.‬

06:38.211 --> 06:40.712
‫طبقِ رسوممون،‬

06:40.713 --> 06:42.464
‫من حالا بر تخت می‌شینم‬

06:42.465 --> 06:45.092
‫<i>به عنوان نایب‌السلطنه‌ی بزرگِ ویلتروم‬
‫تا زمانی که یکی از</i>‬

06:45.093 --> 06:47.470
‫<i>وارثانِ آرگال پیدا بشه.</i>‬

06:48.680 --> 06:50.974
‫<i>این اولین فرمانِ منه.</i>‬

06:52.350 --> 06:55.894
‫ضعفی که باعثِ این خیانت شد رو پیدا کنید...‬

06:58.273 --> 07:02.485
‫...و اون رو از بینِ خودمون پاکسازی کنید.‬

09:45.231 --> 09:47.816
‫آره.‬

09:47.817 --> 09:48.901
‫نه.‬

09:53.281 --> 09:55.033
‫تموم شد.

10:01.831 --> 10:03.791
‫حرفم رو تکرار نمی‌کنم.‬

10:09.172 --> 10:11.799
‫بله، نایب‌السلطنه‌ی بزرگ.‬

10:16.012 --> 10:20.807
‫<i>خونی‬
‫که توی خیابون‌هامون جاری شد</i>‬

10:20.808 --> 10:22.894
‫<i>ما رو تطهیر کرده.</i>‬

10:23.895 --> 10:27.773
‫برای شما، یعنی قوی‌ترها،‬

10:27.774 --> 10:30.525
‫زندگیتون خودش پاداشه.‬

10:30.526 --> 10:33.779
‫اما کارِ ما هنوز تموم نشده.‬

10:33.780 --> 10:36.406
‫چون حتی در مرگ هم،‬

10:36.407 --> 10:39.285
‫آرگال هنوز راهنمای ماست.‬

10:40.787 --> 10:42.204
‫ما راهش رو ادامه میدیم

10:42.205 --> 10:46.375
‫<i>و جایگاهمون رو به عنوان حاکمانِ برحقِ کهکشان‬
‫پس می‌گیریم.</i>‬

10:46.376 --> 10:49.337
‫<i>خودِ جهان زانو خواهد زد.</i>‬

10:50.588 --> 10:53.173
‫<i>همون‌طوری که قرار بود باشه.</i>‬

10:53.174 --> 10:56.344
‫همه چیز مالِ ماست.‬

10:57.762 --> 11:00.639
‫همه چیز مالِ ماست!‬

11:00.640 --> 11:06.645
‫همه چیز مالِ ماست! همه چیز...‬

11:06.646 --> 11:08.523
‫<i>مالِ ماست! </i>‬

11:21.619 --> 11:23.579
‫ناامیدتون کردم، سرورم.‬

11:26.207 --> 11:28.167
‫اما دیگه مردممون رو ناامید نمی‌کنم.

11:29.544 --> 11:31.045
‫دوباره نه.

11:35.508 --> 11:37.968
‫تمامِ اطلاعاتِ جاسوسیمون هم‌خونی دارن.‬

11:37.969 --> 11:42.180
‫ثرگ با فقط چند نفر از آدم‌هاش‬
‫به ویلتروم عقب‌نشینی کرده.‬

11:42.181 --> 11:44.349
‫بقیه هم دارن میرن اونجا،‬

11:44.350 --> 11:46.726
‫اما تا چند روزِ دیگه نمی‌رسن.‬

11:46.727 --> 11:49.813
‫این فرصتِ ماست،‬

11:49.814 --> 11:53.692
‫یه لحظه‌ی کوتاه‬
‫که نایب‌السلطنه آسیب‌پذیره.‬

11:53.693 --> 11:56.528
‫اوم، تئودوس بزرگ؟‬

11:56.529 --> 11:59.239
‫سوءتفاهم نشه،‬
‫خیلی دوست دارم ثرگ رو بکشم،‬

11:59.240 --> 12:01.700
‫به هزار و یک دلیل.‬
‫اما اینطوری باز هم با ۴۰ و خرده‌ای‬

12:01.701 --> 12:05.287
‫ویلترومیِ فوق‌العاده عصبانی‬
‫که دنبالِ انتقام هستن طرف نیستیم؟‬

12:05.288 --> 12:08.623
‫از زمانِ ترورِ امپراتور آرگال،‬

12:08.624 --> 12:10.793
‫هیچ رهبری جز ثرگ نداشتن.‬

12:11.812 --> 12:15.857
‫نبودِ اون باعث میشه
‫ضعیف و بی‌هدف باشن.

12:15.882 --> 12:19.510
‫به جون همدیگه میفتن
‫همونطور که قبلا افتادن.

12:20.553 --> 12:22.721
‫کارِ راحتی نیست،‬

12:22.722 --> 12:27.393
‫اما وقتی ثرگ از بین بره،‬
‫بقیه یکی‌یکی شکست می‌خورن.‬

12:28.936 --> 12:32.481
‫ثرگ به تنهایی می‌تونه
‫هر کدوم از ما رو شکست بده.‬

12:32.482 --> 12:37.694
‫اما با هم،‬ شانسِ این رو داریم که
‫این جنگ رو برای همیشه تموم کنیم.‬

12:37.695 --> 12:39.988
‫آینده‌ی کهکشان‬

12:39.989 --> 12:42.324
‫به ما بستگی داره،‬

12:42.325 --> 12:45.119
‫و ممکنه همگی برنگردیم.‬

12:46.120 --> 12:48.955
‫اما به هر قیمتی می‌ارزه‬

12:48.956 --> 12:54.085
‫که یک‌بار برای همیشه
‫به امپراتوریِ ویلتروم نشون بدیم،‬

12:54.086 --> 12:58.381
‫که حتی قدرتشون هم‬
‫اون‌ها رو...‬

12:58.406 --> 13:04.508
‫«شکست‌ناپذیر نمی‌کنه»

13:05.389 --> 13:07.433
‫<i>داریم میریم که‬
‫با این یارو ثرگ بجنگیم.</i>‬

13:08.309 --> 13:10.519
‫فقط خودشه،‬

13:10.520 --> 13:13.063
‫به اضافه‌ی دو سه نفرِ دیگه،‬

13:13.064 --> 13:16.691
‫در مقابلِ هشت نفرِ ما، پس... راحته، نه؟‬

13:16.692 --> 13:19.819
‫اما ظاهراً،‬
‫از بدوِ تولد مخصوصاً آموزش دیده‬

13:19.820 --> 13:21.864
‫که قوی‌ترین ویلترومایت تاریخ باشه.‬

13:22.990 --> 13:25.326
‫حتی بابام هم از روبرو شدن باهاش‬
‫حسابی ترسیده.‬

13:26.698 --> 13:28.199
‫ایو، مطمئن نیستم.‬

13:29.413 --> 13:31.957
‫این ‌بار...‬

13:31.958 --> 13:34.209
‫این ‌بار فرق می‌کنه.‬

13:34.210 --> 13:36.378
‫و این آخرین فرصتمه‬
‫که برات پیام ضبط کنم،‬

13:36.379 --> 13:38.338
‫محضِ احتیاط اگه اتفاقی افتاد،‬

13:38.339 --> 13:39.799
‫و...‬

13:41.801 --> 13:43.593
‫می‌دونی چیه؟‬

13:43.594 --> 13:45.554
‫اصلاً قرار نیست این رو ببینی چون‬

13:45.555 --> 13:48.057
‫دوستت دارم و برمی‌گردم.‬

13:51.102 --> 13:53.186
‫باورم نمیشه. تو هم؟‬

13:53.187 --> 13:56.648
‫نگفتم چندشن.‬
‫گفتم میل ندارم.‬

13:56.649 --> 13:58.817
‫آره، می‌دونم. هیچکس میل نداره.‬

13:58.818 --> 14:00.694
‫هی، من هر چیزی رو می‌خورم.‬

14:00.695 --> 14:03.655
‫بابام بهم میگه
‫سطلِ زباله‌ی متحرک.‬

14:03.656 --> 14:07.242
‫فقط وقتی استرس دارم‬
‫زیاد اشتها ندارم.‬

14:07.243 --> 14:09.704
‫تازه، اینا صورت دارن.‬

14:10.705 --> 14:12.497
‫گاوهای شما هم صورت دارن.‬

14:12.498 --> 14:16.626
‫خب، اولاً، کسی بالای سه سال‬
‫بهشون نمیگه گاگاو.‬

14:16.627 --> 14:20.589
‫و دوماً، وقتی می‌خورمشون‬
‫دیگه صورت ندارن.‬

14:24.635 --> 14:27.804
‫چرا همه انقدر واسه جنگیدن‬
‫با این یارو ثرگ استرس دارن؟‬

14:27.805 --> 14:29.681
‫عمراً اون‌قدری که میگن تعریفی باشه.‬

14:29.682 --> 14:31.725
‫گزارش‌ها رو ندیدی.‬

14:31.726 --> 14:33.184
‫چی میگن؟‬

14:33.185 --> 14:34.894
‫اینکه دقیقاً همون‌قدری که میگن تعریفیه.‬

14:34.895 --> 14:36.856
‫حالا می‌بینیم.

14:39.275 --> 14:40.650
‫همتون دیوونه‌اید.‬

14:40.651 --> 14:41.943
‫باید یه چیزی بخوری.‬

14:41.944 --> 14:44.696
‫حق با این یونوپانیه.‬

14:44.697 --> 14:48.283
‫باید قبل از نبرد خودمون رو تقویت کنیم.‬

14:48.284 --> 14:52.871
‫بعداً، با دل و روده‌ی دشمنامون‬
‫دلی از عزا درمیاریم.‬

14:52.872 --> 14:55.333
‫یا اونا با مالِ ما.‬

14:57.043 --> 14:59.587
‫پس ممکنه این آخرین وعده‌مون باشه، ها؟‬

15:01.797 --> 15:04.341
‫عالی شد.‬

15:04.342 --> 15:07.802
‫اگه همین الان می‌تونستی هر چی بخوای بخوری،‬
‫چی می‌خوردی؟‬

15:07.803 --> 15:09.721
‫برگر مارت.‬

15:09.722 --> 15:13.058
‫ایول. تریپل تریپل. آره.‬

15:13.059 --> 15:15.894
‫اووه، با سیب‌زمینیِ ویژه‬
‫از منوی مخفی.‬

15:15.895 --> 15:17.979
‫این برنامه‌ی همیشگیِ من و بابامه.‬

15:17.980 --> 15:21.149
‫راستش، اگه واقعاً مجبور باشم انتخاب کنم،‬

15:21.150 --> 15:24.069
‫اسپاگتیِ پاول. اون دوست‌پسر مامانمه.‬

15:24.070 --> 15:26.155
‫خودش کوفته‌قلقلی‌ها رو درست می‌کنه‬
‫و همه‌ی کاراش رو انجام میده.‬

15:27.073 --> 15:30.076
‫اوم. کاسه‌ی مغز توی
‫رستورانِ گالاکتیک گریل.‬

15:31.952 --> 15:34.287
‫دارم همین الان می‌خورمش.‬

15:34.288 --> 15:37.540
‫آخرین وعده‌ی غذاییم خونِ خودم میشه،‬

15:37.541 --> 15:41.336
‫وقتی که دارم توش خفه میشم
‫و آخرین نفسم رو می‌کشم،‬

15:41.337 --> 15:45.090
‫اونم بعد از یه نبرد افسانه‌ای‬
‫با یه حریف قدرتر.‬

15:46.425 --> 15:49.679
‫این واقعاً یه وعده‌ی غذایی رضایت‌بخش میشه.‬

15:56.852 --> 15:58.269
‫ممم!‬

15:58.270 --> 15:59.772
‫خوبه نه؟

16:01.774 --> 16:03.817
‫نگران به نظر می‌رسی، نولان.‬

16:03.818 --> 16:05.528
‫هستم.‬

16:06.862 --> 16:09.072
‫تو هم باید باشی.‬

16:09.073 --> 16:13.827
‫این بهترین فرصتیه که توی این چند
‫قرن داشتیم‬ تا به این درگیری پایان بدیم.‬
‫«بــامــابین»

16:13.828 --> 16:16.455
‫اما این اون چیزی نیست که نگرانت کرده.‬

16:17.790 --> 16:19.249
‫نه.‬

16:19.250 --> 16:21.418
‫ثرگ باید بمیره.‬

16:21.419 --> 16:23.545
‫اما بقیه‌ی ویلترومایت‌ها...‬

16:23.546 --> 16:25.046
‫خودت گفتی،‬

16:25.047 --> 16:27.882
‫بدون اون، ضعیف و پراکنده میشن.‬

16:27.883 --> 16:31.721
‫با این حال، هنوزم می‌تونن باعث
‫مرگ و ویرانی بی‌حد و حصری بشن.‬

16:32.930 --> 16:35.890
‫من حتی کوچک‌ترین احتمالی رو هم ریسک نمی‌کنم‬

16:35.891 --> 16:38.227
‫که امپراتوریشون دوباره بتونه قد علم کنه.‬

16:40.730 --> 16:44.734
‫مارک و الیور هم رگ و ریشه‌ی ویلترومی دارن.‬

16:45.985 --> 16:49.154
‫<i>همگی گوش کنید، رسیدیم به‬
‫محدوده‌ی حسگرهای ویلتروم.</i>‬

16:49.155 --> 16:50.948
‫<i>وقتشه آماده بشید.</i>‬

16:56.704 --> 16:58.496
‫کلاً ده تا از اینا داریم؟‬

16:58.497 --> 17:03.293
‫اصلاً خبر نداری استخراج و تصفیه‌ی
‫این سمِ سینلاک‬ چقدر سخت بود.‬

17:03.294 --> 17:05.838
‫آه. به زودی...

17:13.637 --> 17:15.264
‫تئودوس هم میاد؟‬

17:16.474 --> 17:17.767
‫اون دیگه، مثلاً، یه میلیون سال...‬

17:18.934 --> 17:20.268
‫...سن داره.‬

17:20.269 --> 17:21.811
‫بیخیال.‬

17:21.812 --> 17:23.229
‫به حرفم گوش کنید.‬

17:23.230 --> 17:25.231
‫هر چقدر هم که فکر می‌کنید قوی هستید،‬

17:25.232 --> 17:27.942
‫ثرگ قوی‌تره.‬

17:27.943 --> 17:30.195
‫نذارید شما رو از بقیه‌ی گروه جدا کنه.‬

17:30.196 --> 17:33.656
‫این یعنی تو هم سعی نکن
‫تنهایی باهاش دربیفتی، الیور.‬

17:33.657 --> 17:34.908
‫نمی‌کنم.‬

17:34.909 --> 17:36.743
‫ما با هم می‌مونیم.‬

17:36.744 --> 17:38.370
‫اینطوریه که پیروز می‌شیم.‬

17:39.497 --> 17:41.998
‫اگه اتفاقی افتاد،‬

17:41.999 --> 17:43.708
‫فقط یادتون باشه که من...‬

17:45.294 --> 17:47.004
‫آه...‬

17:48.506 --> 17:49.924
‫می‌دونیم.‬

17:59.016 --> 18:01.519
‫اگه از این قضیه جون سالم به در نبرم،
‫خیلی حالم خراب میشه.‬

18:04.188 --> 18:06.147
‫همه آماده‌اید؟‬

18:06.148 --> 18:08.650
‫طبق نقشه پیش برید.‬

18:08.651 --> 18:10.819
‫یواشکی از حسگرهاشون رد بشید،‬

18:10.820 --> 18:13.614
‫بعد تا جایی که میشه سریع سیاره رو بگردید.‬

18:14.615 --> 18:18.076
‫همه‌تون مختصاتِ محتمل‌ترین جاهایی که
‫ممکنه نایب‌السلطنه باشه رو دارید.‬

18:18.077 --> 18:20.078
‫وقتی پیداش کردید،‬

18:20.079 --> 18:22.330
‫بقیه‌ی گروه رو خبر کنید.‬

18:22.331 --> 18:25.667
‫یادتون باشه، مرگِ ثرگ

18:25.668 --> 18:27.794
‫تنها چیزیه که اهمیت داره.‬

18:44.103 --> 18:46.145
‫منتظر چی هستید؟‬

18:49.024 --> 18:51.318
‫برید کهکشان رو نجات بدید.‬

18:59.410 --> 19:02.537
‫<i>وای! اینا...</i>‬

19:02.538 --> 19:03.705
‫<i>آره.</i>‬

19:03.706 --> 19:08.376
‫<i>بعد از ترور امپراتور آرگال و پاکسازی، </i>‬

19:08.377 --> 19:11.462
‫<i>امپراتوریمون با فتح سیاره‌ها به
‫سرعت گسترش پیدا کرد</i>‬

19:11.463 --> 19:14.382
‫<i>اونم به یاد رهبری که از دست داده بودیم.</i>‬

19:14.383 --> 19:18.928
‫<i>اما طولی نکشید که ویروس اسکورج اومد</i>‬

19:18.929 --> 19:20.806
‫<i>و تقریباً همه رو از پا درآورد.</i>‬

19:22.725 --> 19:25.686
‫<i>این مناسب‌ترین مقبره‌ای بود
‫که می‌تونستیم بهش فکر کنیم.</i>‬

19:26.979 --> 19:29.355
‫<i>هر بار که خونمون رو ترک می‌کردیم، </i>‬

19:29.356 --> 19:32.483
‫<i>ضعفمون بهمون یادآوری میشد</i>‬

19:32.484 --> 19:34.277
‫<i>و شکستمون.</i>‬

19:34.278 --> 19:37.155
‫<i>اینا کمک می‌کنن نزدیک شدنمون مخفی بمونه.</i>‬

20:00.179 --> 20:02.889
‫<i>اِم... بچه‌ها؟ </i>‬

20:14.526 --> 20:16.861
‫<i>خب، حداقل الان دیگه لازم نیست
‫کلی وقت تلف کنیم</i>‬

20:16.862 --> 20:18.697
‫<i>تا دنبالش بگردیم، مگه نه؟</i>‬

20:20.449 --> 20:22.617
‫<i>این هیچی رو عوض نمی‌کنه.</i>‬

20:31.877 --> 20:33.504
‫<i>می‌دونستن که داریم میایم.</i>‬

20:34.964 --> 20:37.757
‫<i>اهمیتی نداره. ترگ رو بکشید! </i>‬

20:37.758 --> 20:39.677
‫<i>بله! </i>‬

21:08.038 --> 21:08.956
‫<i>خائن! </i>‬

21:12.418 --> 21:14.252
‫<i>جرئت می‌کنی برگردی اینجا...</i>‬

21:16.338 --> 21:18.465
‫<i>امیدوارم این آبِ حشره جواب بده! </i>‬

21:20.050 --> 21:21.218
‫<i>هان؟ </i>‬

21:23.804 --> 21:25.848
‫<i>گه نخور! </i>‬

21:27.766 --> 21:30.852
‫<i>اوکی، جواب میده!‬
‫قطعاً جواب میده! </i>‬

21:30.853 --> 21:32.855
‫<i>عالیه! به یکی دیگه شلیک کن! </i>‬

21:41.488 --> 21:44.366
‫<i>باید جفتتون رو توی تراگسا می‌کشتم! </i>‬

21:49.580 --> 21:51.290
‫<i>خائن! </i>‬

21:58.172 --> 22:00.965
‫<i>تو همیشه ضعیف بودی، کریگ.</i>‬

22:08.140 --> 22:09.308
‫<i>الیور! </i>‬

22:15.689 --> 22:17.816
‫<i>واقعاً ناامید شدم.</i>‬

22:34.166 --> 22:37.086
‫<i>وقت گذروندن روی زمین
‫باعث شده نرم و ضعیف بشی.</i>‬

22:38.170 --> 22:39.254
‫<i>روش حساب نکن.</i>‬

22:47.304 --> 22:48.388
‫بیشتر!‬

22:49.515 --> 22:50.682
‫بیشتر!‬

23:06.573 --> 23:09.201
‫<i>آلن! برو پیش تئودوس! </i>‬

23:11.161 --> 23:14.247
‫<i>چی؟ اوه، لعنتی. راه میفتم! </i>‬

23:45.529 --> 23:48.072
‫<i>قبل از اینکه دوباره شلیک کنه بکشینش! </i>‬

23:48.073 --> 23:51.868
‫تفنگ من اون چیزی نیست‬
‫که باید نگرانش باشی.‬

23:54.246 --> 23:55.746
‫<i>حالا! </i>‬

24:14.266 --> 24:15.267
‫<i>آلن! </i>‬

24:20.647 --> 24:21.731
‫<i>دارت‌ها رو هدر نده! </i>‬

24:25.110 --> 24:27.779
‫<i>اینا خودشون دارن‬
‫کارشون رو عالی انجام میدن.</i>‬

24:43.545 --> 24:44.546
‫<i>برو! </i>‬

25:37.307 --> 25:39.810
‫خیلی وقت گذشته، نولان.‬

25:47.484 --> 25:49.027
‫چی می‌خوای، ثرگ؟‬

25:50.112 --> 25:52.947
‫فقط می‌خوام با یه دوست قدیمی حرف بزنم.‬

25:52.948 --> 25:54.700
‫از کی تا حالا ما با هم حرف می‌زنیم؟‬

25:55.784 --> 25:57.369
‫ما همیشه حرف می‌زدیم.‬

25:58.245 --> 26:00.539
‫فقط بعضیا ترجیح دادن گوش ندن.‬

26:01.623 --> 26:03.000
‫خب حرف بزن.‬

26:06.753 --> 26:08.046
‫برگرد خونه، نولان.‬

26:09.298 --> 26:12.049
‫برگرد خونه تا همه‌چی بخشیده بشه.‬

26:14.553 --> 26:15.804
‫ما دیگه خونه‌ای نداریم.‬

26:17.472 --> 26:19.473
‫اینجا قبرستونه.‬

26:19.474 --> 26:21.768
‫ویلتروم قبرستون نیست!‬

26:23.937 --> 26:25.188
‫هوم.‬

26:28.317 --> 26:30.568
‫این هویت ماست.‬

26:32.404 --> 26:35.031
‫ما دوباره مثل قبل آبادش می‌کنیم،‬

26:35.032 --> 26:37.908
‫همون‌طور که مردممون رو به جایگاه اصلیشون‬

26:37.909 --> 26:39.910
‫توی کهکشان برمی‌گردونیم.‬

26:39.911 --> 26:42.497
‫کلاً ۴۰ نفر ازمون باقی مونده، ثرگ.‬

26:44.541 --> 26:49.754
‫۴۰ تا ویلترومی که تو رو
‫بهتر از خودت می‌شناسن.‬

26:49.755 --> 26:51.464
‫کسایی که کنارت جنگیدن.‬

26:51.465 --> 26:54.426
‫کسایی که دقیقاً همون‌طوری که تو زجر کشیدی،‬
‫زجر کشیدن.‬

26:56.345 --> 26:58.347
‫شما دیگه خانواده‌ی من نیستید.‬

26:59.222 --> 27:03.684
‫اما اون مردی که نزدیک بود
‫باعث انقراضمون بشه هست؟‬

27:03.685 --> 27:07.521
‫می‌دونم تئودوس ویروس اسکورج رو ساخته.‬

27:07.522 --> 27:09.524
‫با این حال، داری کنارش می‌جنگی.‬

27:10.817 --> 27:14.278
‫اون علیه مردم خودش نسل‌کشی کرد.‬

27:14.279 --> 27:17.698
‫تا جلوی ما رو بگیره که
‫علیه بقیه نسل‌کشی نکنیم.‬

27:17.699 --> 27:21.702
‫می‌دونی ما فقط کاری رو کردیم
‫که برای حفظ نظم لازم بود.‬

27:21.703 --> 27:23.747
‫مثل حمله کردن به پسرهام؟‬

27:25.207 --> 27:28.251
‫ما پسرهات رو امتحان کردیم،
‫همون‌طور که همگی امتحان شدیم.‬

27:29.419 --> 27:33.215
‫فکر می‌کنی اگه تئودوس توی این جنگ
‫پیروز بشه، با اونا مهربون می‌مونه؟‬

27:38.637 --> 27:40.221
‫

27:40.222 --> 27:43.225
‫می‌بینم اون‌قدری که می‌ترسیدم
‫ساده‌لوح نیستی.‬

28:06.706 --> 28:09.166
‫<i>موجودات کریه.</i>‬

28:09.167 --> 28:11.585
‫<i>در بهترین حالت فقط مایه‌ی حواس‌پرتی‌ان.</i>‬

28:11.586 --> 28:16.048
‫<i>لوکان، تو درباره‌ی هر نژادی غیر از نژاد
‫خودت همین فکر رو می‌کنی.</i>‬

28:16.049 --> 28:18.552
‫<i>به‌زودی بهتر می‌فهمی.</i>‬

28:57.507 --> 28:58.591
‫<i>صبر کن.</i>‬

28:58.592 --> 29:01.052
‫<i>در حال تعمیر شیء خارجی.</i>‬

29:05.724 --> 29:07.933
‫ممنون... ممنونم.‬

29:07.934 --> 29:10.227
‫<i>ردیفه.‬
‫فقط به ترکوندنشون ادامه بده.</i>‬

29:17.277 --> 29:21.031
‫زمانی صدای
‫هزاران نفر توی این اتاق می‌پیچید.‬

29:22.491 --> 29:27.370
‫همه با این باور متحد بودن که
‫جهان متعلق به ویلترومه.‬

29:28.371 --> 29:30.998
‫آرگال این رو بهمون نشون داد.‬

29:30.999 --> 29:33.752
‫قدرت واقعیمون رو بهمون یاد داد.‬

29:34.920 --> 29:36.962
‫تئودوس...‬

29:36.963 --> 29:39.507
‫تئودوس بزدل بود.‬

29:39.508 --> 29:41.717
‫این رو که می‌دونی، مگه نه؟‬

29:41.718 --> 29:43.886
‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه.‬

29:43.887 --> 29:48.224
‫جنگیدن برای اون،
‫یعنی جنگیدن برای نابودی خودت.‬

29:48.225 --> 29:50.893
‫نابودی خانواده‌ت.‬

29:50.894 --> 29:53.396
‫نمی‌ذارم به خانواده‌ام صدمه بزنه.‬

29:54.481 --> 29:56.107
‫همین الانشم گذاشتی.‬

29:57.609 --> 29:59.735
‫دیگه تموم، ثرگ.‬

29:59.736 --> 30:03.656
‫کل کهکشان علیه ما متحد شده.‬

30:03.657 --> 30:06.242
‫اما لازم نیست با انقراض ما تموم بشه.‬

30:06.243 --> 30:09.620
‫شرایط رو قبول کن تا من تمومش کنم،‬

30:09.621 --> 30:12.331
‫مهم نیست تئودوس چی می‌خواد.‬

30:12.332 --> 30:15.960
‫مگه امپراتور ما شده
‫با شرایطی موافقت می‌کنه؟‬

30:15.961 --> 30:19.088
‫اطرافت رو نگاه کن، ثرگ.‬

30:19.089 --> 30:21.090
‫ما باختیم.‬

30:21.091 --> 30:24.009
‫نمی‌بینی چرا همه‌ی اینا فروپاشید؟‬

30:24.034 --> 30:26.512
‫اینجا خونه‌ی ماست.‬

30:26.513 --> 30:28.598
‫دوباره می‌سازیمش.‬

30:31.142 --> 30:32.310
‫نه.‬

30:33.395 --> 30:35.146
‫نمی‌سازید.‬

30:38.525 --> 30:42.946
‫مرگ هر ویلترومایتی،
‫یه خلأ توی وجودم ایجاد می‌کنه.‬

30:46.783 --> 30:48.618
‫اوه...‬

31:17.522 --> 31:19.231
‫<i>هی، کله کیری! </i>‬

31:19.232 --> 31:20.567
‫<i>یه سیاهچاله زنگ زد.</i>‬

31:22.402 --> 31:23.737
‫<i>گفت مکندگی‌ش رو پس می‌خواد! </i>‬

31:26.114 --> 31:28.116
‫<i>تو یکی از ما نیستی.</i>‬

31:34.581 --> 31:35.581
‫<i>الیور! </i>‬

31:39.169 --> 31:40.545
‫<i>نه! </i>‬

31:45.550 --> 31:47.593
‫<i>این بچه یه شکست بود.</i>‬

31:47.594 --> 31:49.678
‫<i>اون برادر تو نبود.</i>‬

31:49.679 --> 31:51.972
‫<i>من کانکوئست رو کشتم.</i>‬

31:51.973 --> 31:53.600
‫<i>تو رو هم می‌کشم.</i>‬

31:59.105 --> 32:01.024
‫<i>نشونم بده.</i>‬

32:16.247 --> 32:18.750
‫<i>تحت تأثیر قرار نگرفتم.</i>‬

32:48.405 --> 32:49.823
‫<i>زویی! </i>‬

32:50.740 --> 32:51.825
‫<i>زود باش! </i>‬

32:55.203 --> 32:56.620
‫<i>مهمات تموم شد.</i>‬

32:56.621 --> 32:58.873
‫<i>اوه، لعنتی. تموم کردم.</i>‬

33:17.350 --> 33:19.351
‫<i>اگه می‌تونی من رو بکش، </i>‬

33:19.352 --> 33:21.937
‫<i>و اگه نمی‌تونی، بمیر، </i>‬

33:21.938 --> 33:24.356
‫<i>تا شاید یه دشمن لایق‌تر پیدا کنم.</i>‬

33:24.357 --> 33:25.441
‫<i>حیوون.</i>‬

33:44.669 --> 33:45.794
‫<i>بالاخره! </i>‬

33:45.795 --> 33:47.672
‫<i>نه.</i>‬

33:58.725 --> 34:01.477
‫<i>همه با من بیاین. همین الان.</i>‬

34:20.747 --> 34:23.081
‫<i>بیخیالش شو. بهت نیاز دارم.</i>‬

34:23.082 --> 34:25.125
‫<i>داریم چیکار می‌کنیم؟ </i>‬

34:25.126 --> 34:26.878
‫<i>اسپیس ریسر، برو جلو.</i>‬

34:36.471 --> 34:39.307
‫<i>نه! پیش من بمون.</i>‬

34:44.187 --> 34:45.563
‫<i>نه.</i>‬

34:46.648 --> 34:48.232
‫<i>عمراً. نمی‌تونیم.</i>‬

34:48.233 --> 34:50.401
‫<i>مارک. بهم اعتماد کن.</i>‬

34:51.402 --> 34:53.320
‫<i>اسپیس ریسر.</i>‬

34:53.321 --> 34:54.531
‫<i>همین حالا! </i>‬

34:56.741 --> 34:58.117
‫<i>نه.</i>‬

34:59.118 --> 35:00.369
‫<i>نه! </i>‬

35:29.774 --> 35:31.192
‫نزدیک بمون.‬

35:32.318 --> 35:33.861
‫کنار هم بمونین!‬

36:13.318 --> 36:14.652
‫<i>وای.</i>‬

39:22.328 --> 39:26.255
‫بـــامـــابیــن

40:08.094 --> 40:09.261
‫<i>زویی! </i>‬

40:32.869 --> 40:36.831
‫<i>این تنها راهی بود‬
‫که حقیقت رو بهشون نشون بدیم.</i>‬

40:38.708 --> 40:40.168
‫<i>می‌دونم.</i>‬

40:42.170 --> 40:44.254
‫<i>الیور. الیور کجاست؟ </i>‬

41:05.568 --> 41:07.611
‫<i>ویلترومایت‌ها! </i>‬

41:07.612 --> 41:12.032
‫<i>دنیای شما نابود شده.</i>‬

41:12.033 --> 41:16.745
‫<i>تسلیم شدن تنها راهتونه.</i>‬

41:16.746 --> 41:18.706
‫<i>نه! </i>‬

41:23.669 --> 41:26.923
‫<i>من مرگ رو انتخاب می‌کنم! </i>‬

41:36.766 --> 41:41.979
‫<i>امپراتور آرگال، انتقامت گرفته شد.</i>‬

41:47.902 --> 41:51.404
‫<i>نفرات بعدی شمایین.</i>‬

41:57.161 --> 41:59.871
‫<i>تئودوس. وای خدا!</i>‬

41:59.872 --> 42:01.331
‫<i>آلن.</i>‬

42:01.332 --> 42:02.750
‫<i>الیور رو پیدا کن.</i>‬

42:04.085 --> 42:05.418
‫<i>آلن! </i>‬

42:05.419 --> 42:08.089
‫<i>آره. آره، بـ... باشه.</i>‬

42:13.678 --> 42:16.179
‫<i>من بهت پیشنهاد بخشش دادم.</i>‬

42:16.180 --> 42:21.018
‫<i>بهت پیشنهاد یه مرگ شرافتمندانه دادم.</i>‬

42:23.688 --> 42:25.397
‫<i>در عوض، </i>‬

42:25.398 --> 42:28.859
‫<i>همه چیز رو نابود کردی.</i>‬

42:48.879 --> 42:51.172
‫<i>برای تئودوس خیلی عجله کردم.</i>‬

42:51.173 --> 42:54.427
‫<i>برای تو اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.</i>‬

42:59.015 --> 43:01.975
‫<i>خیلی خب. می‌فهمم که همتون
‫یه مقدار غافلگیر شدین</i>‬

43:01.976 --> 43:04.478
‫<i>و از اتفاقی که افتاد ناراحتین.</i>‬

43:06.522 --> 43:08.356
‫<i>ام، اسپیس ریسر؟ </i>‬

43:08.357 --> 43:10.192
‫<i>اسپیس ریسر! </i>‬

43:51.192 --> 43:52.818
‫<i>آلن! </i>‬

43:56.364 --> 43:58.281
‫- <i>زویی! </i>‬
‫- <i>اشکالی نداره، </i>‬

43:58.282 --> 43:59.950
‫<i>از پسش برمیام.</i>‬

44:02.745 --> 44:04.454
‫باید بریم.‬

44:04.455 --> 44:06.790
‫<i>نمی‌تونیم مارک و نولان رو رها کنیم.</i>‬

44:06.791 --> 44:08.041
‫<i>الیور کجاست پس؟ </i>‬

44:08.042 --> 44:09.502
‫نمی‌تونیم بهشون کمک کنیم.‬

44:47.901 --> 44:49.403
‫<i>می‌تونستی ویلترومایتی باشی...</i>‬

44:50.793 --> 44:53.421
‫<i>...اما انتخاب کردی که هیـ...</i>‬

44:55.548 --> 44:58.258
‫<i>چطوری... چطوری شکستش بدیم؟ </i>‬

44:58.259 --> 45:00.718
‫<i>مارک...</i>‬

45:21.657 --> 45:23.075
‫<i>بابا! </i>‬

45:26.245 --> 45:27.788
‫<i>چه حیف شد.</i>‬

46:18.756 --> 46:22.425
‫<i>نایب‌السلطنه، بکشش.</i>‬

46:22.426 --> 46:25.720
‫<i>اونا خونه‌مون رو نابود کردن.</i>‬

46:25.721 --> 46:27.932
‫<i>ساکت.</i>‬

46:32.645 --> 46:36.022
‫<i>همین الانشم تعدادمون خیلی کمه.</i>‬

46:45.449 --> 46:49.703
‫<i>دستورتون چیه،‬
‫نایب‌السلطنه؟ </i>‬

48:17.625 --> 48:18.916
‫هی.‬

48:18.917 --> 48:21.252
‫هی، رفیق. مارک؟‬

48:21.253 --> 48:22.588
‫بیداری؟‬

48:23.589 --> 48:24.922
‫بیداری.‬

48:24.923 --> 48:27.008
‫ببین کی اینجاست. خوش برگشتی.‬

48:29.094 --> 48:31.554
‫آلن. چقدر...‬

48:31.555 --> 48:35.099
‫چند هفته‌ای میشه.‬
‫یه مدتی اوضاع خیلی خطری بود.‬

48:35.100 --> 48:37.644
‫باید بگم، شماها واقعاً بلدید‬
‫چطوری یه یوپانی رو سکته بدید.‬

48:42.691 --> 48:45.778
‫الیور کجاست؟ بابام کجاست؟‬

48:58.248 --> 48:59.458
‫بابا.‬

49:06.507 --> 49:07.757
‫زنده‌ای.‬

49:07.758 --> 49:09.884
‫دیروز به هوش اومدم.‬

49:09.885 --> 49:11.053
‫الیور.‬

49:12.137 --> 49:14.138
‫حالش خوب میشه.‬

49:14.139 --> 49:16.641
‫فقط زمان لازمه تا زخماش خوب بشن.‬

49:16.642 --> 49:19.018
‫چه اتفاقی واسه ثرگ و بقیه افتاد؟‬

49:19.019 --> 49:21.689
‫آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟‬

49:22.690 --> 49:24.482
‫ثرگ من رو گرفته بود.‬

49:24.483 --> 49:26.568
‫تو... فـ... فکر کردم مرده بودی.‬

49:27.569 --> 49:29.071
‫چرا گذاشت زنده بمونیم؟‬

49:30.072 --> 49:32.156
‫سوال خوبیه.‬

49:32.157 --> 49:33.991
‫ولی یه مشکل بزرگ‌تر داریم.‬

49:33.992 --> 49:36.994
‫چی؟ کجا هستن؟‬

49:36.995 --> 49:39.289
‫مسئله همینه.‬

49:41.083 --> 49:43.209
‫همون‌طور که همتون می‌دونید...‬

49:45.421 --> 49:48.382
‫همون‌طور که همتون می‌دونید، تئودوس مرده.‬

49:50.342 --> 49:53.594
‫برای همین شورا از یکی خواست که رهبری رو به عهده بگیره‬

49:53.595 --> 49:56.806
‫تا وقتی که فرصت بشه جانشینش رو انتخاب کنن.‬

49:56.807 --> 50:00.935
‫و خب، باورتون بشه یا نه، اون آدم منم.‬

50:00.936 --> 50:03.479
‫اونا بیشتر ازم می‌خوان که یه مشکل کوچیک رو حل کنم.‬

50:03.480 --> 50:05.440
‫ویلترومایت‌های باقی‌مونده.‬

50:05.441 --> 50:08.151
‫آره. ژنرال تلیا؟‬

50:08.152 --> 50:13.990
‫ما سفینه‌هایی داریم که بخش به بخش رو
‫می‌گردن، اما تا الان، اونا غیبشون زده.‬

50:13.991 --> 50:16.701
‫این موضوع همه رو حسابی ترسونده.‬

50:16.702 --> 50:19.787
‫منظورم اینه که، قایم شدنشون
‫نشونه‌ی خوبیه، نه؟‬

50:19.788 --> 50:23.541
‫معمولاً این کاری نیست که
‫ویلترومایت‌ها بخوان انجام بدن...‬

50:23.542 --> 50:25.461
‫مارک؟ چیزی شده؟‬

50:28.464 --> 50:30.340
‫اونا رفتن سراغِ زمین.‬

50:31.606 --> 50:36.492
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
‫:.:Bamabin.com:.:.

50:36.516 --> 50:40.316
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

50:40.340 --> 50:44.040
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom
