WEBVTT

00:04.526 --> 00:06.945
‫به نظرم ته دلمون
‫همه می‌دونستیم که ماجرا هنوز تموم نشده

00:08.571 --> 00:13.868
‫فقط داشتیم تو این لحظات
‫بینابینی زندگی می‌کردیم

00:20.750 --> 00:23.585
‫سیتی-۱-۷، اجازه‌ی فرود می‌خوایم

00:23.586 --> 00:25.338
‫سوخت‌مون رو به پایانه

00:38.810 --> 00:42.688
‫سیتی-۱-۷، چارلی هتل ۹۹۴ صحبت می‌کنه.
‫داریم نزدیک می‌شیم

00:42.689 --> 00:44.774
‫جواب بده، سیتی-۱-۷

00:45.567 --> 00:46.568
‫لعنتی

00:47.151 --> 00:49.821
‫شاید از اینجا تا سفینه‌ی مادر
‫اختلالی وجود داشته باشه

00:50.572 --> 00:52.031
‫خبری از پایگاه نشد؟

00:52.949 --> 00:54.158
‫عجیبه یا چی؟

00:54.742 --> 00:56.535
‫ممکنه ارتباطات‌شون بد باشه

00:56.536 --> 00:59.247
‫یه پایگاه قدیمیه که
‫بعد از ساختن دیوار دوباره برپا کردنش

01:00.081 --> 01:02.292
‫ولی آره، عجیبه

01:10.425 --> 01:13.428
‫هی، نگران اون نباش.
‫با خودمه، خب؟

01:14.596 --> 01:16.306
‫- اسلحه‌ات رو بیار پایین
‫- بله، قربان

01:18.766 --> 01:19.767
‫هی، کلارک

01:22.270 --> 01:24.104
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

01:24.105 --> 01:25.481
‫کشوندی‌شون تو دامن ما؟

01:28.359 --> 01:30.195
‫فکر کردیم می‌خوان کمک کنن

01:31.529 --> 01:32.530
‫باید حرفم رو باور کنی

01:33.448 --> 01:35.491
‫من و تو باید یه صحبتی باهم بکنیم

01:37.160 --> 01:40.537
‫تو و اون گروه خل و چل‌تون
‫چطور می‌دونستید کجاییم؟

01:40.538 --> 01:41.705
‫اون دست‌بردار نیست

01:41.706 --> 01:42.789
‫نیست؟

01:42.790 --> 01:44.833
‫نظرت چیه از این بالگرد پرتت کنیم پایین،

01:44.834 --> 01:46.536
‫ببینیم اونوقت دست‌بردار هست یا نه؟

01:47.587 --> 01:50.459
‫واسه نجات من نمیاد

01:52.258 --> 01:53.843
‫میاد که شما رو نجات بده

01:55.136 --> 01:56.428
‫میاد که همه‌تون رو نجات بده

01:56.429 --> 01:58.473
‫ببند دهنش رو تا یه گلوله حرومش نکردم

02:04.071 --> 02:05.270
‫بالگرد وایساد؟

02:05.271 --> 02:07.564
‫سوخت‌مون تموم شد، دوستان

02:07.565 --> 02:10.353
‫قراره تو بادِ شدید فرود اضطراری
‫انجام بدیم، سفت بچسبید

02:18.117 --> 02:21.078
‫- دارم باند فرود رو می‌بینم
‫- سطح سوخت پایین است

02:21.079 --> 02:22.871
‫- آماده‌ی برخورد!
‫- موتور خاموش شد

02:22.872 --> 02:25.684
‫- ارتفاع بگیرید، ارتفاع بگیرید
‫- منِ خرپول رو چه به سقوط!

02:26.000 --> 02:27.252
‫بالا بروید، بالا بروید

02:35.385 --> 02:37.803
‫- خوبی؟
‫- همگی حالشون خوبه؟

02:37.804 --> 02:38.887
‫خیلی‌خب

02:38.888 --> 02:41.391
‫- کدوم خراب‌شده‌ای هستیم؟
‫- برو بیرون

02:49.520 --> 02:54.239
‫« پایگاه ۱۷ قرنطینه‌ی سفینه‌ی مادر »
‫« آلاسکا، زمین »

02:54.362 --> 02:57.532
‫پایگاه ۱۷، رسیدیم به پایگاه
‫و درخواست برقراری ارتباط داریم

02:58.533 --> 02:59.617
‫کسی صدای منو می‌شنوه؟

03:03.913 --> 03:05.456
‫بقیه کجان؟

03:10.086 --> 03:11.651
‫انتظار هر چیزی رو داشته باشید

03:14.883 --> 03:16.467
‫یه چیزی با عقل جور درنمیاد

03:17.927 --> 03:19.178
‫راست میگه

03:21.598 --> 03:22.599
‫نگاه

03:27.687 --> 03:31.292
‫انگاری دیوارهای قرنطینه‌ی منقطه‌ی مُرده
‫نتونستن اونجوری که باید عمل کنن

03:32.400 --> 03:33.443
‫از این بهتر نمیشد

03:34.903 --> 03:37.571
‫ممکنه کار مواد منفجره‌ی کم‌حرارت باشه.
‫یا شاید هم...

03:37.572 --> 03:38.698
‫یه چیز دیگه

03:42.911 --> 03:43.995
‫به مسیر ادامه بدید

03:48.708 --> 03:50.084
‫از هم جدا نشید

04:04.933 --> 04:06.516
‫شما برید به ساختمون اصلی

04:06.517 --> 04:08.770
‫سمسون، آمواکو، با من بیاید

04:19.531 --> 04:20.657
‫برو

04:23.660 --> 04:25.203
‫خدای من

04:26.871 --> 04:28.206
‫چه بلایی سرشون اومده؟

04:46.823 --> 04:54.823
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

04:54.898 --> 05:04.898
‫« ترجمه از امیر فرحناک »
‫::. t.me/FarahSub .::

05:05.537 --> 05:15.537
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

06:29.285 --> 06:30.286
‫خبری نشد؟

06:33.039 --> 06:34.207
‫غیر از این جنازه؟ نه

06:35.683 --> 06:37.326
‫ژنراتور اضطراری سالمه

06:39.170 --> 06:40.546
‫مدارها سوختن

06:40.547 --> 06:42.798
‫انگار یه پالسِ الکترومغناطیسی بزرگ
‫همه‌چی رو نابود کرده

06:42.799 --> 06:46.385
‫شاید با این تجهیزات قدیمی
‫بتونیم سیستم رو راه بندازیم

06:46.386 --> 06:47.928
‫ولی فرستنده به گا رفته

06:47.929 --> 06:50.847
‫خب، ببین. هالندر که
‫امیدوارم تو جهنم بسوزه،

06:50.848 --> 06:54.727
‫صندلی فرماندهی رو خالی کرده
‫و تو باید پرش کنی

06:55.103 --> 06:58.397
‫من نمی‌تونم باهاشون صحبت کنم،
‫ولی تو زبون‌شون رو خوب می‌فهمی

06:58.422 --> 07:01.068
‫پس... این گوی و این میدان

07:01.818 --> 07:03.841
‫ببین، من فقط اومدم تا
‫جلوی اون موجودات رو بگیرم

07:04.112 --> 07:05.583
‫حین انجام وظیفه نیستم

07:05.905 --> 07:08.156
‫- چرا؟ استعلاجی گرفتی؟
‫- آره، یه همچین چیزی

07:08.157 --> 07:10.909
‫باشه. شرمنده. عذرخواهی منو پذیرا باش

07:10.910 --> 07:13.746
‫اگه اینجوریه که راحت استراحت کـ...
‫استعلاجی تمومه، گنده‌بک!

07:14.398 --> 07:17.324
‫اگه می‌خوای فرماندهی رو به تاکر بسپاری،
‫بگو با یه گلوله خودمون رو خلاص کنیم

07:17.349 --> 07:19.350
‫عینهو این بدبخت‌های بچه‌بازی که
‫توی پایگاه بودن می‌میریم

07:19.375 --> 07:23.463
‫اونا بچه‌باز نبودن.
‫اونا هم آدم بودن، خب؟

07:23.464 --> 07:25.386
‫آره، راست میگی

07:25.411 --> 07:26.579
‫درست مثل ما

07:27.051 --> 07:29.928
‫و اگه قراره زنده بمونیم،
‫باید نیروها رو بسیج کنیم،

07:29.929 --> 07:31.555
‫پرچم رو بالا ببریم
‫و دور هم جمع شیم

07:31.556 --> 07:33.967
‫هرچی که شماها اسمش رو می‌ذارید.
‫من که سرباز نیستم

07:33.992 --> 07:35.494
‫خوب شد گفتی، نمی‌دونستم

07:35.977 --> 07:38.803
‫به نظرت اینا کار یکی از همون
‫احمق‌های توی باند فرودگاه بوده

07:38.828 --> 07:41.430
‫یکی از افراد فرقه‌شون؟

07:42.317 --> 07:43.651
‫نمی‌دونم کار کی بوده

07:44.652 --> 07:45.737
‫بریم دنبال بقیه

07:49.199 --> 07:51.213
‫جزیره‌ی نفرین‌شده‌ی لعنتی

07:53.131 --> 07:54.966
‫پس، نه بیرون نه داخل
‫کسی زنده نمونده

07:54.991 --> 07:56.185
‫انگاری

07:56.956 --> 08:00.168
‫انگار همه اینجا رد دادن

08:01.044 --> 08:02.921
‫شاید یه‌جور جنون جمعی بوده؟

08:03.796 --> 08:05.005
‫توی آب یا هوا چیزی بوده؟

08:05.006 --> 08:07.007
‫یا هرچی که اونجوری دیوار رو منفجر کرد

08:07.008 --> 08:11.094
‫خیلی‌خب، پس داخل می‌مونیم
‫تا نیروهای پشتیبانی برسن

08:11.095 --> 08:12.180
‫نیروی پشتیبانی در کار نیست

08:12.722 --> 08:15.599
‫کار هرکی که بوده
‫مطمئن شده سربازها نتونن ارتباط برقرار کنن

08:15.600 --> 08:18.688
‫راه ارتباطی‌ای نداریم،
‫مأموریت به گای سگ رفته،

08:18.713 --> 08:22.738
‫هیچ بمبی نداریم، نه با ائتلاف،
‫نه با هیچ جای دیگه نمی‌تونیم تماس بگیریم،

08:23.769 --> 08:25.901
‫نیروهای سواره‌نظام
‫با گلوله‌های جادویی قرار نیست بیان

08:25.902 --> 08:28.403
‫تا کمک‌مون کنن
‫سفینه‌ی مادر رو منفجر کنیم

08:28.404 --> 08:30.832
‫- چطور برگردیم خونه؟
‫- نمی‌تونیم

08:30.857 --> 08:32.025
‫ریدم توش!

08:34.773 --> 08:37.054
‫می‌خوای بلندتر داد بزنی تا
‫از سفینه‌ی مادر صدات رو بشنون؟

08:37.079 --> 08:38.372
‫ببند اون دهن کیریتو!

08:38.373 --> 08:39.905
‫همگی آروم باشید، خب؟

08:40.458 --> 08:42.333
‫قربانی‌ها رو می‌بریم بیرون

08:42.334 --> 08:45.212
‫پنجره‌ها رو سنگربندی می‌کنیم،
‫درها رو قفل و ساختمون رو ایمن می‌کنیم

08:45.213 --> 08:49.091
‫بعدش به این فکر می‌کنیم که
‫اول نگران کدوم تهدید باشیم، ردیفه؟

08:49.092 --> 08:50.634
‫جنگیدن با بیگانه‌ها خودش قوزِ بالا قوزه

08:50.659 --> 08:52.453
‫حالا باید نگران تهدیدات انسانی هم باشیم؟

08:52.887 --> 08:54.638
‫حالا که حرفش شد،
‫این خائن‌ها رو یه گوشه زندانی کنید

08:54.639 --> 08:56.139
‫- نه!
‫- وایسا، وایسا

08:56.140 --> 08:57.516
‫ما با شماییم. می‌تونیم کمک کنیم

09:05.775 --> 09:08.026
‫ولی نصف نیروهای یگانم
‫به خاطر شماها تلف شدن

09:10.822 --> 09:12.406
‫- ببریدشون! یالا
‫- نه

09:12.407 --> 09:14.032
‫- نه، شماها دکتر ندارید!
‫- چن، یالا

09:14.033 --> 09:15.826
‫- گوش بدید
‫- خیلی‌خب، برید!

09:15.827 --> 09:17.328
‫ولم کنید!

09:19.956 --> 09:23.084
‫آنیشا و کلارک هم
‫مثل من اونا رو نمی‌شناختن

09:23.585 --> 09:24.877
‫نگاه‌شون کن

09:24.878 --> 09:27.747
‫اونا که قاتل نیستن.
‫خودشون قربانی ماجران

09:28.835 --> 09:30.542
‫بیخیال، ترو. تو که اونا رو می‌شناسی

09:31.175 --> 09:33.850
‫لاأقل ریش گرو بذار.
‫همونجوری که واسه من گذاشتی

09:34.830 --> 09:37.583
‫بهترین کاری که ازم برمیاد
‫اینه که خاطرجمع شم بلایی سرشون نیاد

09:53.856 --> 09:55.113
‫آنیشا

09:56.618 --> 09:58.450
‫باید سوار ماشین می‌شدم و می‌رفتم

09:58.912 --> 10:01.289
‫نباید به حرفش گوش می‌دادم

10:01.873 --> 10:05.834
‫یه فکری به حالش می‌کنیم، خب؟
‫یه راهی واسه خونه رفتن پیدا می‌کنیم

10:05.835 --> 10:08.295
‫چطوری؟ چطوری؟

10:08.296 --> 10:10.547
‫کل دنیا توی جنگه

10:10.548 --> 10:13.184
‫ما هم هر لحظه
‫داریم از خونه دورتر می‌شیم

10:13.209 --> 10:16.230
‫تروانته... مأموریت...
‫اونا یه کاریش می‌کنن

10:16.387 --> 10:19.431
‫مأموریت؟ همون مأموریتی که به فنا دادیم؟

10:19.432 --> 10:21.142
‫همون مأموریت رو منظورته؟

10:21.643 --> 10:23.143
‫اونوقت چطور یه کاریش می‌کنن، کلارک؟

10:23.144 --> 10:24.729
‫- چطور؟
‫- نمی‌دونم!

10:26.147 --> 10:27.857
‫هنوز نمی‌دونم

10:29.025 --> 10:30.026
‫هی

10:32.654 --> 10:33.947
‫کار کی بود؟

10:35.823 --> 10:37.352
‫شماها کی هستید؟

10:39.285 --> 10:42.455
‫ما داریم دنیا رو
‫واسه اتفاقی که قراره بیفته آماده می‌کنیم

10:43.002 --> 10:44.385
‫و چه اتفاقی اونوقت؟

10:46.042 --> 10:47.085
‫رستگاری

10:48.878 --> 10:50.046
‫صلح

10:50.964 --> 10:54.384
‫تو که فکر نکردی تا ابد دخلشون رو آوردیم؟

10:55.260 --> 10:57.613
‫بیگانه‌ها رو؟ ناجی‌هامون رو؟

10:58.805 --> 11:02.225
‫همیشه قرار بود قیام کنن.
‫و حالا شروع شده

11:03.184 --> 11:04.686
‫چی شروع شده؟

11:07.659 --> 11:09.232
‫عروج ما...

11:10.859 --> 11:12.523
‫به بهشت

11:24.689 --> 11:28.249
‫« آلاسکا، ۱۶ کیلومتری جنوب منقطه‌ی مرده »

11:46.811 --> 11:50.981
‫توماس، رودا، جینکس،
‫ایشون بارنزه

11:50.982 --> 11:52.065
‫سلام

11:52.066 --> 11:53.192
‫ورنا

11:53.193 --> 11:55.194
‫اونا از وقتی که سفینه‌ی مادر سقوط کرد

11:55.195 --> 11:56.590
‫دارن تو منطقه‌ی مرده زندگی می‌کنن

11:56.615 --> 11:58.523
‫یاورانِ همیشه مؤمن

12:00.825 --> 12:02.941
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت، رفیق

12:03.160 --> 12:04.434
‫آره

12:05.747 --> 12:06.748
‫لنگستون کجاست؟

12:07.540 --> 12:08.666
‫بردنش

12:10.543 --> 12:11.586
‫می‌دونی کجان؟

12:15.757 --> 12:17.966
‫بریم یه جای دیگه که صحبت کنیم

12:17.967 --> 12:19.093
‫آره

12:30.878 --> 12:35.217
‫اولین باره که به چشم...

12:36.986 --> 12:39.115
‫دارم می‌بینمش

12:53.836 --> 12:55.547
‫هی، می‌خوای یه گپی بزنیم؟

12:56.218 --> 12:58.724
‫- راجع‌به چی؟
‫- راجع‌به نقشه

12:59.717 --> 13:01.134
‫کدوم نقشه؟

13:01.135 --> 13:03.095
‫نه هالندر رو داریم، نه بمبی

13:03.096 --> 13:05.097
‫گیر یه مشت خل و چل افتادیم

13:05.098 --> 13:07.249
‫یه میلیاردر نابغه‌ی تکنولوژی که

13:07.274 --> 13:09.560
‫می‌‌خواد راه ارتباطی‌مون رو درست کنه
‫تا با مقر تماس بگیریم

13:09.561 --> 13:12.396
‫نقشه... نقشه همینه

13:12.397 --> 13:14.940
‫ببین، می‌دونم تو واسه این کارها نیومدی

13:14.941 --> 13:17.401
‫خودم هم نمی‌دونم واسه چی اومدم

13:17.402 --> 13:20.195
‫گفتم یه دوره می‌بینم،
‫برمی‌گردم خونه و زندگیم رو می‌کنم

13:20.196 --> 13:22.392
‫خودت واسه چی اومدی، استوار؟

13:25.243 --> 13:27.119
‫- یه بازمونده داریم
‫- چی؟

13:27.120 --> 13:28.496
‫پشمام

13:30.456 --> 13:32.417
‫هی! هی!

13:32.959 --> 13:34.543
‫هی، نترس!

13:34.544 --> 13:36.671
‫کاریت ندارم!

13:37.255 --> 13:38.256
‫- وایسا!
‫- هی!

13:39.340 --> 13:40.592
‫هی!

13:41.344 --> 13:43.345
‫چیزی نیست. ما خودی هستیم، خب؟

13:43.370 --> 13:45.079
‫- جلوش رو بگیر
‫- کی این کارو باهات کرده؟

13:45.104 --> 13:46.406
‫- آروم. خونسرد باش
‫- هی

13:46.431 --> 13:48.807
‫- چی؟ کی این کارو کرده؟
‫- جلوش رو بگیر

13:48.808 --> 13:51.427
‫- جلوش رو بگیر، جلوش رو بگیر
‫- جلوی چی رو؟

13:52.353 --> 13:53.521
‫نه!

13:54.230 --> 13:55.315
‫نه!

13:57.043 --> 13:58.503
‫نه!

13:59.489 --> 14:02.074
‫این چی بود؟ این چه سمی بود، پسر؟

14:02.099 --> 14:04.726
‫- تو این خراب‌شده چه خبره؟
‫- چیزی نیست، درست میشه

14:05.116 --> 14:06.743
‫چیزی نیست. طاقت بیار

14:07.410 --> 14:08.703
‫هی، منو نگاه

14:09.495 --> 14:12.385
‫نفس بکش.
‫چیزی نیست. چیزی نیست

14:13.499 --> 14:14.626
‫ردیفه

14:18.623 --> 14:20.713
‫دیگه کمکی ازمون ساخته نیست، نه؟

14:25.261 --> 14:26.429
‫از ما، نه

14:30.225 --> 14:31.733
‫ولی از اون چرا

14:43.029 --> 14:45.948
‫نه، نه، نه!
‫چیکار می‌کنی...؟

14:45.949 --> 14:47.866
‫گندش بزنن. نه، نه، نه!

14:47.867 --> 14:50.370
‫چیکار می‌کنی؟ نه! ‌لعنتی

14:51.412 --> 14:53.956
‫هی، هی! باید از اینجا بریم بیرون!

14:53.957 --> 14:56.667
‫پس، رد دادن و همدیگه رو کشتن

14:56.668 --> 14:57.949
‫خودشون رو کشتن

14:57.974 --> 15:00.543
‫شرط می‌بندم واسه اینه که
‫نزدیکِ سفینه‌ی مادر بودن

15:00.568 --> 15:02.177
‫مغزت رو از کار میندازه

15:02.507 --> 15:04.222
‫شاید هم کار اون فرقهه بود

15:05.051 --> 15:06.261
‫نمی‌تونم...

15:07.136 --> 15:08.680
‫آره، گور باباش

15:20.024 --> 15:21.275
‫اینجا چی شد؟

15:21.276 --> 15:23.443
‫شاید یه جور زهر باشه

15:23.444 --> 15:26.656
‫هرچی که هست، الان دیگه تموم شده

15:27.782 --> 15:29.073
‫از کجا معلوم؟

15:29.492 --> 15:31.201
‫چون خودمون رو نمی‌کشیم

15:32.287 --> 15:33.288
‫هنوز نمی‌کشیم

15:34.956 --> 15:36.665
‫...نه به همدیگه!

15:36.666 --> 15:39.334
‫- دلیلی نداره اینجا باشیم!
‫- اونا یه مأموریت بهمون دادن

15:39.335 --> 15:41.003
‫آمواکو راست میگه.
‫مأموریت سرش گرده!

15:41.004 --> 15:43.046
‫تا وقتی که بخوایم باهم باشیم،
‫فاتحه‌ی ما هم خونده‌ست

15:43.047 --> 15:45.132
‫اگه الان بریم،
‫احتمالش هست که برسیم

15:45.133 --> 15:47.426
‫- تصمیمش با ما نیست!
‫- با کیه؟

15:47.427 --> 15:49.428
‫هی، تاکر. من میگم تا جای ممکن

15:49.429 --> 15:50.929
‫از این جهنم‌دره فاصله بگیریم

15:50.930 --> 15:53.515
‫- و به جنوب بریم
‫- آروم باش

15:53.516 --> 15:55.434
‫اینجا جامون امنه.
‫یه فکری به حالش می‌کنیم

15:55.435 --> 15:58.562
‫- امن؟ چی می‌زنی؟
‫- دور و ورت رو ببین، رئیس!

15:58.563 --> 16:00.229
‫هرچی بیشتر بمونیم،
‫مرگ‌مون حتمی‌تره

16:00.254 --> 16:02.083
‫- شما که نمی‌دونید
‫- معلومه که می‌دونیم

16:02.108 --> 16:04.109
‫- استوار، نظر تو چیه؟
‫- کی به نظر اون اهمیت میده؟

16:04.110 --> 16:05.777
‫- ببند گاله رو
‫- خودت ببند!

16:05.778 --> 16:08.239
‫اون الان کاری ازش برنمیاد.
‫مگه نه، تاکر؟

16:09.199 --> 16:10.283
‫مگه نه؟

16:12.285 --> 16:14.037
‫می‌خوام نظر اون هم بشنوم

16:15.371 --> 16:16.581
‫نظرت چیه؟

16:17.165 --> 16:20.909
‫نمی‌تونیم عقب‌نشینی کنیم.
‫کاش می‌تونستیم، جدی میگم

16:21.961 --> 16:25.505
‫کاش میشد برگردیم، تجدید قوا کنیم
‫ولی از این خبرها نیست

16:25.506 --> 16:26.882
‫پس به گا رفتیم؟

16:26.883 --> 16:30.260
‫نه بمبی، نه نیروی پشتیبانی،
‫نه اطلاعاتی، نه نقشه‌ای

16:30.261 --> 16:32.012
‫دیر یا زود هم
‫قراره شروع کنیم به کشتن همدیگه

16:32.013 --> 16:33.348
‫الان که زنده‌اید

16:35.475 --> 16:38.590
‫الان که زنده‌اید.
‫پس، یه فکری بکنید

16:38.852 --> 16:40.141
‫یه نقشه‌ی جدید بکشید

16:40.166 --> 16:43.002
‫وگرنه دوستان‌تون توی فرودگاه
‫سرِ هیچ و پوچ جون‌شون رو دادن

16:43.358 --> 16:47.040
‫کاسپر مارو سر هیچ و پوچ مرد.
‫چند نفرِ دیگه سر هیچ و پوچ مردن؟

16:49.030 --> 16:50.675
‫نمیشه که همه‌ش سر هیچ و پوچ باشه

16:51.783 --> 16:54.368
‫باید کاری که شروع کردن رو
‫به پایان برسونیم. مجبوریم!

16:54.369 --> 16:58.163
‫- بچه‌جون، به این آسونی‌ها نیست
‫- می‌دونم به این آسونی‌ها نیست

16:58.164 --> 17:01.329
‫در ضمن، تو هم اونقدرها از من بزرگ‌تر نیستی

17:04.462 --> 17:05.588
‫راست میگه

17:06.139 --> 17:08.281
‫می‌فهمم حرف‌تون چیه.
‫حرف همه‌تون رو، ولی حق با اونه

17:08.306 --> 17:13.019
‫اگه این مأموریت رو به اتمام نرسونیم،
‫دیگه خونه‌ای نیست که بخوایم برگردیم

17:13.836 --> 17:16.576
‫ببینید، نمی‌دونم چه اتفاقی
‫توی پایگاه افتاد، خب؟

17:17.517 --> 17:20.679
‫ولی فعلاً این رو می‌دونم که
‫هنوز عقل‌مون رو از دست ندادیم

17:20.704 --> 17:23.873
‫و اگه باهم همکاری کنیم،
‫شاید، فقط شاید...

17:23.898 --> 17:27.568
‫هر کوفتی که اون بیرونه رو شکست بدیم
‫و این جنگ کوفتی رو برنده شیم

17:27.944 --> 17:29.487
‫یک بار برای همیشه

17:31.531 --> 17:34.075
‫چطوری؟ با چی؟

17:35.069 --> 17:36.286
‫بمب که نداریم

17:36.311 --> 17:39.788
‫می‌دونم یه‌بار کاری کردی سقوط کنه،
‫ولی چطور واسه همیشه نابودش کنیم؟

17:43.585 --> 17:44.877
‫همونطوری که قبلاً این کارو کرد

17:44.878 --> 17:48.714
‫هر قطعه‌ی شاردی که می‌تونید برام بیارید.
‫گلوله‌ها، تیزی، هرچی که بود

17:48.715 --> 17:51.300
‫مابقی شماها دنبال مواد منفجره باشید، خب؟

17:51.301 --> 17:53.469
‫هر چیزی که منفجر بشه

17:54.429 --> 17:55.430
‫بیاریدش اینجا

17:56.264 --> 17:57.640
‫یه بمب جدید می‌سازم

18:03.568 --> 18:05.888
‫هی، نمیای؟

18:35.696 --> 18:37.126
‫به چی زل زدی؟

18:38.598 --> 18:42.685
‫اون پرچم‌های نارنجی رو می‌بینی؟
‫مسیر دیده‌بان‌هاست

18:43.519 --> 18:45.104
‫همیشه فکر می‌کردم میام اینجا،

18:46.231 --> 18:50.151
‫از این مسیر رد میشم و خودم می‌بینمش

18:50.883 --> 18:51.883
‫کی رو؟

18:51.908 --> 18:53.159
‫مادر رو

18:54.739 --> 18:57.992
‫اون بیرون منتظرمونه

19:11.339 --> 19:14.108
‫ببخشید بابت همه‌چی

19:15.176 --> 19:17.804
‫- هیچوقت نباید...
‫- مهم نیست

19:18.846 --> 19:20.138
‫ولی مهمه

19:20.139 --> 19:21.224
‫نه

19:22.086 --> 19:24.531
‫تنها چیزی که اهمیت داره
‫اینه که نجات پیدا کنیم

19:25.103 --> 19:27.104
‫نجات پیدا کنیم
‫و برگردیم خونه پیش بچه‌ها

19:27.105 --> 19:28.189
‫همین و بس

19:32.902 --> 19:33.945
‫خیلی‌خب

19:39.701 --> 19:40.910
‫چی دست‌مونه؟

19:44.163 --> 19:47.125
‫آنیشا، کلارک. باهام بیاید

19:48.042 --> 19:49.501
‫پوکه‌های لعنتی کجان؟

19:49.502 --> 19:51.128
‫فکر نمی‌کردیم اونا رو بخوای

19:51.129 --> 19:53.046
‫ولی نگفتم دور بریزیدشون، گفتم؟

19:53.047 --> 19:56.550
‫واسه احتراق اولیه باروت می‌خوام.
‫اینجا کسی عقلِ درست و حسابی نداره؟

19:56.551 --> 19:58.427
‫- فکر کردم فقط...
‫- تو اصلاً فکر نکن

19:58.428 --> 20:00.319
‫اشتباه اولت همین بود

20:01.139 --> 20:03.307
‫میتسوکی کدوم گوریه؟

20:03.308 --> 20:05.851
‫پس، تا جایی که پرچم هست
‫مسیر رو ادامه میدیم

20:05.852 --> 20:07.936
‫- بعدش دیده‌بانی میدیم...
‫- هی، چه غلطی می‌کنی؟

20:07.937 --> 20:11.190
‫ببین، به کمک همه نیاز داریم.
‫درضمن، اونا طرف ما بودن

20:11.191 --> 20:12.274
‫واسه همین باید تصمیم می‌گرفتم

20:12.275 --> 20:13.692
‫- تصمیمش با تو بود؟
‫- آره

20:13.693 --> 20:14.860
‫باید از خودمون می‌پرسیدی

20:14.861 --> 20:17.654
‫ببینید، کلارک و آنیشا
‫ناخواسته درگیر ماجرا شدن، خب؟

20:17.655 --> 20:20.365
‫و اگه قراره به منقطه‌ی مرده بریم،
‫به یه دکتر نیاز داریم

20:20.366 --> 20:23.536
‫کلارک هم مهارت‌های فنی داره.
‫باید با تمام قوا بریم

20:24.746 --> 20:26.805
‫می‌خوام تو این یه مورد
‫بهم اعتماد کنی

20:28.384 --> 20:29.785
‫امکانش هست؟

20:34.255 --> 20:36.089
‫پس، می‌خوای رهبری کنی، استوار؟

20:36.090 --> 20:37.375
‫اگه اجازه بدی

20:38.517 --> 20:40.142
‫تا حد امکان کمک می‌کنیم

20:40.720 --> 20:43.889
‫شاید بتونیم توی اتاق مجاور
‫غذا آماده کنیم

20:43.890 --> 20:45.098
‫منم بدم نمیاد یه غذایی بخورم

20:45.099 --> 20:46.392
‫خیلی‌خب، پس ردیفه

20:46.968 --> 20:49.647
‫شما دوتا توی محوطه گشت بزنید.
‫به نوبت نگهبانی میدیم. ردیفه؟

20:50.720 --> 20:52.131
‫خیلی‌خب، دست‌به‌کار شید

20:53.358 --> 20:54.359
‫ببینم چیکار می‌کنید

20:55.553 --> 20:59.553
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

21:02.408 --> 21:04.917
‫ایندیگو هفت، صدای منو داری؟

21:07.122 --> 21:09.096
‫ایندیگو هفت صحبت می‌کنه. به گوشم

21:09.874 --> 21:11.425
‫مری‌گلد سه صحبت می‌کنه

21:11.834 --> 21:14.170
‫رسیدیم. توی پایگاه اصلی‌ایم

21:14.671 --> 21:16.421
‫اونا اینجان

21:16.422 --> 21:19.551
‫لنگستون رو توی پایگاه ۱۷ زندانی کردن

21:21.386 --> 21:24.347
‫حواست بهش باشه. داریم میایم

21:25.098 --> 21:26.140
‫تمام

21:29.561 --> 21:30.645
‫آماده شید

21:31.855 --> 21:34.772
‫قراره لنگستون رو برگردونیم خونه.
‫راه بیفتید!

21:42.257 --> 21:44.066
‫الان دیگه دلت رو با این خوش می‌کنی؟

21:45.660 --> 21:47.078
‫اینجا رو ببین

21:48.997 --> 21:50.498
‫خیلی‌خب، عالیه

21:51.082 --> 21:53.584
‫کشتار و هرج‌ومرج.
‫به ژانر وحشت خیلی...

21:53.585 --> 21:54.710
‫ببین!

21:54.711 --> 21:57.714
‫چی رو؟ به چی نگاه کنم؟
‫این که فقط...

22:00.091 --> 22:01.384
‫هی، بیارش عقب

22:06.806 --> 22:09.767
‫اون چی بود؟
‫اون سایه‌ای که پشته

22:10.518 --> 22:13.938
‫یه چیز دیگه‌ای توی این پایگاهه.
‫فکر کنم همون سربازها رو کشته

22:15.607 --> 22:16.816
‫هنوز هست؟

22:19.152 --> 22:20.445
‫فکر نکنم

22:23.785 --> 22:25.848
‫شبیه شکارچی-قاتل‌ها نیست

22:27.209 --> 22:28.868
‫شبیه هیچ کدوم‌شون نیست

22:29.787 --> 22:32.540
‫تروانته گفت یه چیز جدیدی
‫توی سفینه قیام کرده

22:32.991 --> 22:34.267
‫فکر کنم این خودش باشه

22:34.709 --> 22:35.709
‫نمی‌دونم

22:35.710 --> 22:39.464
‫تو اینجا بمون، ببین چیه
‫و چطور میشه ردش رو زد و...

22:40.715 --> 22:42.193
‫جلوش رو گرفت

22:43.426 --> 22:47.541
‫بله. منم داشتم همین کارو می‌کردم.
‫دلم رو خوش نمی‌کردم

22:50.016 --> 22:51.926
‫مهارکننده‌ی عصبی کار می‌کنه؟

22:53.394 --> 22:56.397
‫دیگه چیزی حس نمی‌کنی یا نمی‌شنوی؟

22:57.398 --> 22:58.775
‫کار می‌کنه

23:06.032 --> 23:07.200
‫البته

23:07.992 --> 23:11.329
‫مختل‌کننده‌ی سیگنال،
‫مختل‌کننده‌ی سیگنال

23:18.586 --> 23:20.265
‫زبون آدمیزاد حالی‌تون نمیشه؟

23:20.290 --> 23:22.381
‫اگه کمکی می‌کنه می‌تونم یواش‌تر بگم

23:22.382 --> 23:26.802
‫می‌خوای تمام دارت‌ها
‫و سلاح‌های عصبی رو جمع کنیم،

23:26.803 --> 23:27.970
‫و از قطعات‌شون استفاده کنیم؟

23:27.971 --> 23:30.222
‫انگاری معجزه حقیقت داره.
‫یکی بالاخره داشت گوش می‌کرد

23:30.223 --> 23:32.224
‫یعنی میگی سلاح‌هامون رو باز کنیم!

23:32.225 --> 23:33.934
‫تا یه سلاح بزرگ‌تر و بهتر بسازیم، آره

23:33.935 --> 23:35.477
‫ولی اینجوری
‫همون مهمات هم از دست میدیم

23:35.478 --> 23:39.024
‫گوش کنید، دارت‌ها دیگه
‫روی شکارچی-قاتل‌ها تأثیری ندارن

23:39.049 --> 23:42.097
‫ولی همه‌شون تحت کنترل ذهنِ کندو هستن

23:42.122 --> 23:45.213
‫آره، یه ذهن بزرگ
‫که از الکتریسیته ساخته شده

23:45.238 --> 23:49.325
‫اگه با معادل پالس الکترومغناطیسی عصبی
‫بهش ضربه بزنیم، ذهنش از کار میفته

23:49.951 --> 23:52.452
‫- ذهنش هم که از کار بیفته...
‫- سیناپس‌ها از بین میرن

23:52.453 --> 23:55.874
‫سیستم عصبی از کار میفته
‫و پیامی به شکارچی-قاتل‌ها منتقل نمیشه

23:57.208 --> 23:58.458
‫خیلی‌خب. واسه یه پزشک بدک نبود

23:58.483 --> 24:00.669
‫تخصصم توی سرطان‌شناسی و کاردیولوژیه

24:00.670 --> 24:02.713
‫ولی تحصیلات تکمیلیم رو توی هاروارد

24:02.714 --> 24:05.741
‫توی رشته‌ی بیوشیمی گرفتم
‫با فوق‌تخصص زیست‌شناسی عصبی

24:08.404 --> 24:09.770
‫پشمام

24:09.795 --> 24:12.699
‫بالاخره یکی پیدا شد که مغزش کار کنه

24:12.724 --> 24:15.475
‫خب، پیشنهاد من اینه که
‫دارت‌هایی که واسه شکارچی-قاتل‌ها

24:15.476 --> 24:17.116
‫استفاده می‌کردیم رو سازگار کنیم

24:17.141 --> 24:19.831
‫تا در اصل اون‌ها یه
‫مهارکننده‌ی عصبی بشن با بارِ بالا که

24:19.856 --> 24:23.192
‫پالس الکتریکی بفرستن
‫و شکارچی-قاتل‌ها رو از کندو جدا کنن

24:23.193 --> 24:26.195
‫تقویت‌شون می‌کنیم، به شارد مجهزشون می‌کنیم
‫تا مطمئن شیم اصابت می‌کنن

24:26.196 --> 24:28.943
‫و بزرگ‌ترین ضربه‌ی تاریخ رو
‫به کندو می‌زنیم

24:28.968 --> 24:30.136
‫دقیقاً

24:30.491 --> 24:34.036
‫خیلی‌خب، دست‌به‌کار شید.
‫همه‌ی دارت‌ها و سلاح‌های عصبی رو بیارید

24:34.037 --> 24:35.121
‫بله؟

24:35.914 --> 24:39.374
‫ذهن کندو هم
‫مثل مغز ما سیسم پشتیبانی داره

24:39.375 --> 24:43.670
‫بنابراین حتی اگه بخش کوچیکی
‫ازش سالم باشه، زنده می‌مونه

24:43.671 --> 24:46.673
‫باشه، پس همه رو باهم
‫با نهایت آسیب منفجر می‌کنیم

24:46.674 --> 24:49.045
‫- آره، ولی...
‫- ولی چی؟

24:50.094 --> 24:53.555
‫آدم‌ها از سکته جون سالم به در می‌برن
‫چون یه ضربه‌ی آنی به مغزه

24:53.556 --> 24:59.437
‫بنابراین آسیبش
‫مثل سرطان یا ویروس تکثیر نمیشه

25:00.605 --> 25:03.015
‫پس، اگه چیزی شبیه به ویروس بسازیم

25:03.040 --> 25:05.280
‫و سیگنال رو
‫به یه الگوی تکرارشونده متصل کنیم

25:05.305 --> 25:07.800
‫مثل یه ردیاب ویروسی میان‌سیناپسی

25:08.167 --> 25:09.384
‫مثل چی؟

25:09.906 --> 25:12.735
‫اگه کمکی می‌کنه می‌تونم یواش‌تر بگم

25:14.899 --> 25:17.594
‫- جنابعالی؟
‫- اون کلارکه، همسرم

25:17.619 --> 25:19.079
‫و معلم انگلیسی

25:19.290 --> 25:22.501
‫چقدر هم عالی.
‫هر وقت حرف از شکسپیر شد خبرت می‌کنم

25:22.502 --> 25:24.294
‫گفتی تکثیرشونده باشن؟

25:24.295 --> 25:27.047
‫یعنی نه تنها منفجر میشه،
‫بلکه تا زمانی که...

25:27.048 --> 25:30.175
‫تا زمانی که تمام مسیرهای
‫سالم عصبی از بین نرن متوقف نمیشه

25:30.176 --> 25:32.678
‫اونوقته که می‌گیم بیمار فوت کرده

25:32.679 --> 25:34.222
‫بیا، بذار نشونت بدم

25:37.527 --> 25:38.527
‫ببین

25:38.552 --> 25:42.196
‫آنیشا، چرا تازه باهات آشنا شدم؟
‫چرا واسه خودم کار نمی‌کنی؟

25:42.230 --> 25:44.398
‫نمی‌دونم. الان که اینجام

25:44.399 --> 25:47.442
‫- ببین، این...
‫- خب؟

25:47.443 --> 25:50.405
‫اینجوری باید انجام بشه.
‫ردیاب...

25:53.707 --> 25:55.999
‫ردیاب کارش اینجوری شروع میشه

25:56.032 --> 25:57.032
‫اینجا

25:58.788 --> 26:01.832
‫نیکیل گفت فهمیدی
‫این کشت‌وکشتارها کار کی بوده

26:01.833 --> 26:03.251
‫دارم روش کار می‌کنم

26:04.168 --> 26:05.545
‫ببین، اینجا

26:13.261 --> 26:14.304
‫این سایه

26:15.013 --> 26:16.385
‫کار همین بود؟

26:17.056 --> 26:19.842
‫به نظرم آره.
‫این هم پیدا کردم

26:29.077 --> 26:30.816
‫واقعاً خوره‌ی این چیزهایی، نه؟

26:32.947 --> 26:36.140
‫هشت سال توی پخش مخابرت
‫آژانس کاوش‌های هوافضای ژاپن بودم

26:36.534 --> 26:39.954
‫کارم همین بود.
‫قبلاً این شکلی بودم

26:42.665 --> 26:47.545
‫خیلی چیزی ازش یادم نمیاد،
‫ولی این رو یادمه

26:49.589 --> 26:50.965
‫دلم براش تنگ شده بود

26:52.342 --> 26:53.343
‫بهت میاد

27:01.559 --> 27:02.977
‫بیا

27:04.062 --> 27:07.065
‫این زیرشاخه
‫چند لحظه قبل از روشن شدن ضبط شد

27:07.857 --> 27:09.733
‫خارج از محدوده‌ی درک انسانه

27:09.734 --> 27:11.610
‫چیه؟ موشک؟ صدای آژیره؟

27:11.611 --> 27:13.013
‫نه

27:13.038 --> 27:16.156
‫فکر کنم همون صداییه که
‫توی پایگاه پرتال ضبط شد

27:16.157 --> 27:17.492
‫بعد از این که تو ازش بیرون اومدی

27:18.159 --> 27:20.730
‫یه چیز جدیدی توی این
‫خط ارتباطی جدید دیده میشه

27:21.496 --> 27:24.874
‫یه چیزی فرق داره.
‫زبونش مثل قبل نیست

27:26.417 --> 27:28.753
‫اینجا شنیدمش. ببین...

27:30.004 --> 27:32.464
‫توی تصاویر ضبط شده هم شنیدم

27:32.465 --> 27:34.926
‫هرچی بود توی پایگاه بوده

27:36.344 --> 27:39.520
‫اون سایه هرچی که هست
‫داره سیگنال می‌فرسته

27:39.545 --> 27:40.921
‫و همون باعث و بانیشه

27:42.308 --> 27:44.256
‫سعی می‌کنم سیگنال رو جدا کنم

27:45.270 --> 27:46.562
‫مگه می‌شنویش؟

27:46.563 --> 27:50.984
‫می‌شنوی‌شون؟ می‌فهمی؟

27:53.069 --> 27:54.070
‫آره

27:58.533 --> 28:00.034
‫اذیتت می‌کنه؟

28:00.535 --> 28:01.828
‫نه، نه

28:04.998 --> 28:06.790
‫فقط، می‌دونی...

28:06.791 --> 28:09.490
‫به خاطر همین اینجایی.
‫به نفع‌مونه، درسته؟

28:11.796 --> 28:14.007
‫اگه چیزی نیاز داشتی خبرم کن

28:14.799 --> 28:16.718
‫حتماً، مرسی

28:18.720 --> 28:21.639
‫الان تو اینجا مسئولی؟

28:22.307 --> 28:23.349
‫آره

28:24.767 --> 28:25.768
‫منم

28:27.353 --> 28:28.354
‫بهت میاد

28:42.202 --> 28:43.745
‫برات نوشیدنی آوردم

28:46.539 --> 28:47.540
‫مرسی

28:49.876 --> 28:50.877
‫تلف شدم

28:56.007 --> 28:59.052
‫چیزهایی که گفتی حقیقت داشت؟

29:00.303 --> 29:01.386
‫واو به واوش

29:01.660 --> 29:05.247
‫یعنی شماها یه جور فرقه‌اید؟

29:05.975 --> 29:09.486
‫ما آدمایی هستیم که
‫عزیزانی رو از دست دادیم و...

29:09.615 --> 29:11.556
‫می‌خوایم دوباره اونا رو ببینیم

29:12.232 --> 29:14.074
‫می‌دونم که تو هم درکم می‌کنی

29:16.141 --> 29:19.311
‫اگه کاسپر اون بیرون منتظرت بود
‫چیکار می‌کردی؟

29:20.156 --> 29:24.284
‫اگه عزیزان خودت، دوستات،
‫می‌خواستن واسه همیشه

29:24.285 --> 29:26.293
‫اون رو از بین ببرن چیکار می‌کردی؟

29:27.069 --> 29:28.975
‫واسه این که جلوشون رو بگیری
‫چیکار می‌کردی؟

29:29.874 --> 29:33.043
‫پس، فکر می‌کنی
‫مامانت اون بیرون توی سفینه‌ست؟

29:33.044 --> 29:35.588
‫آره، همچین فکری می‌کنم

29:36.756 --> 29:37.834
‫فکر می‌کنم اون توئه

29:37.859 --> 29:40.695
‫ولی... مسئله فقط اون نیست

29:45.265 --> 29:49.352
‫اونجا بهشته، جمیله. بهشت!

29:50.016 --> 29:54.692
‫یا نیروانا، ابدیت

29:55.362 --> 29:57.521
‫دارن اونجا رو واسه ما می‌سازن

29:58.298 --> 30:01.346
‫یه باغ عدنِ جدید

30:01.406 --> 30:04.033
‫اونوقت مردم می‌خوان نابودش کنن

30:04.784 --> 30:08.245
‫به اتم‌ها و...

30:08.246 --> 30:12.667
‫روح و عشق باور داری، مگه نه؟

30:13.793 --> 30:15.502
‫پس چرا باور کردن چیزی که

30:15.503 --> 30:17.829
‫میشه به چشم دید برات سخته؟

30:18.631 --> 30:20.094
‫درست اون بیرونه

30:22.844 --> 30:26.639
‫هیچوقت نمی‌خواستم
‫یه تار مو از سر کسی کم شه، جمیله

30:27.307 --> 30:28.516
‫می‌دونم که خودت این رو می‌دونی

30:30.351 --> 30:31.603
‫می‌دونم که می‌تونی حسش کنی

30:33.730 --> 30:34.814
‫میدونم هنوز هم می‌کنی

30:43.573 --> 30:45.241
‫واقعاً لذت می‌بری به بیرون نگاه کنی

30:53.791 --> 30:55.626
‫حله. مرسی واسه صحبت‌ها

30:55.627 --> 30:56.752
‫جمیله، وایسا

30:56.753 --> 30:58.379
‫بذار حقیقتِ خودمو بهت بگم

30:59.214 --> 31:01.757
‫رفیقم پای ما وایساد،
‫برامون جنگید

31:01.758 --> 31:04.914
‫واسه از بین بردن اون هیولاها
‫از همه‌چیش گذشت، حتی از جونش،

31:04.939 --> 31:06.415
‫تا ما زنده بمونیم

31:07.338 --> 31:09.512
‫و من کارِ نیمه‌تمومش رو تموم می‌کنم

31:11.598 --> 31:13.215
‫خوب گوش‌هاتو وا کن، رفیق

31:14.229 --> 31:16.443
‫اون بهشت بَرینت رو با خاک یکسان می‌کنم

31:20.527 --> 31:22.774
‫هی، باید باهات صحبت کنم

31:23.530 --> 31:25.239
‫- با جول صحبت کردم
‫- چی؟ چرا با اون...

31:25.240 --> 31:28.784
‫مجبور بودم. فکر کنم یکی از
‫افراد ورنا توی پایگاهه

31:28.785 --> 31:30.911
‫می‌دونم توی منقطه‌ی مرده آدم داره

31:30.912 --> 31:32.704
‫توی مزرعه‌شون یا هرچی

31:32.705 --> 31:35.082
‫شنیدم با «رادیو آماتوری»
‫داشتن باهم صحبت می‌کردن

31:35.083 --> 31:37.543
‫جول داشت اون بیرون
‫به یه چیزی زل میزد

31:37.544 --> 31:39.419
‫واسه همین رفتم یه نگاه بهش انداختم

31:39.420 --> 31:41.338
‫روی یکی از ساختمون‌ها آنتنِ یه رادیوئه

31:41.339 --> 31:43.507
‫- گندش بزنن
‫- اگه بهش دسترسی پیدا کنیم،

31:43.508 --> 31:46.760
‫می‌تونیم با ائتلاف تماس بگیریم، ترو.
‫می‌تونیم با مرکز صحبت کنیم

31:46.761 --> 31:48.971
‫به نظر نقشه‌ی خوبیه.
‫تو همینجا بمون

31:48.972 --> 31:52.830
‫من و تاکر یه نگاهی بهش میندازیم.
‫این دفعه رو سر جات بمون، خب؟

31:54.096 --> 31:55.831
‫به کلارک و آنیشا هم بگو.
‫باید در جریان باشن

31:55.856 --> 31:57.816
‫- قابلت هم نداشت
‫- مرسی

31:58.773 --> 32:02.359
‫آنیشا، فکر کنم یه راهی
‫واسه برگشتن به خونه پیدا کردم

32:02.360 --> 32:04.141
‫- چی؟
‫- چطور؟

32:04.166 --> 32:05.823
‫احتمال داره یه رادیویی اون بیرون باشه

32:05.978 --> 32:08.359
‫- سالمه؟
‫- آره، فکر کنم

32:08.867 --> 32:11.022
‫ترو و تاکر رفتن یه نگاهی بهش بندازن

32:11.407 --> 32:12.769
‫باید برم ببینمش

32:14.289 --> 32:16.187
‫شماها برید، من اینو درست می‌کنم

32:17.500 --> 32:19.709
‫- کجاست؟
‫- ساختمونی که سمت راسته

32:22.338 --> 32:25.258
‫کلارک، می‌تونیم با بچه‌ها صحبت کنیم.
‫می‌تونیم درخواست کمک کنیم

32:25.842 --> 32:27.093
‫می‌تونیم بریم خونه

33:14.182 --> 33:15.934
‫...باهم بریم، آره

33:22.482 --> 33:23.566
‫آمواکو

33:37.997 --> 33:39.081
‫- هی
‫- نزن. زنده می‌خوایمش

33:39.082 --> 33:42.042
‫- بر، برو، برو!
‫- گندش بزنن

33:42.043 --> 33:44.670
‫- هی!
‫- ائتلاف، ایست!

33:44.671 --> 33:46.255
‫رادیو رو با خودش برد

33:46.256 --> 33:47.549
‫هی!

33:49.050 --> 33:50.509
‫وایسا، لعنتی!

33:50.510 --> 33:52.053
‫وایسا، وایسا

33:57.976 --> 34:00.436
‫- نه، نه، نه!
‫- ولم کن. چه مرگته؟

34:02.063 --> 34:03.151
‫جاودانگی همین نزدیکی‌هاست

34:13.783 --> 34:15.909
‫نه. نه، رادیو

34:15.910 --> 34:17.244
‫ترو

34:17.245 --> 34:19.581
‫نه، نه

34:20.331 --> 34:21.666
‫یکی از مین‌های خودمون بود

34:27.380 --> 34:28.423
‫گندش بزنن

34:29.340 --> 34:30.425
‫از کجا می‌دونستی؟

34:32.385 --> 34:36.096
‫ببین. ضامن‌ها رو. همه‌جا پره

34:36.097 --> 34:40.232
‫نه، رادیو تنها راه نجات بود.
‫تنها فرصت‌مون بود

34:49.776 --> 34:50.903
‫متأسفم

34:51.905 --> 34:53.198
‫متأسفم!

34:59.746 --> 35:01.789
‫بچه‌ها، کمک کنید! لطفاً!

35:04.626 --> 35:05.710
‫خواهش می‌کنم!

35:07.503 --> 35:09.505
‫بس کن!‌ بس کن!

35:12.091 --> 35:14.696
‫چی شده؟ میتسوکی، چه‌خبر شده؟

35:15.678 --> 35:17.513
‫همون صداهه‌ست. خودشه!

35:19.724 --> 35:22.726
‫میتسوکی؟ میتسوکی، بلند شو!

35:22.727 --> 35:24.938
‫میتسوکی، بلند شو!

35:25.605 --> 35:26.648
‫هی!

35:30.652 --> 35:33.446
‫هی! بس کن!‌ نیکیل!

35:44.874 --> 35:46.209
‫بیدار شو!

35:57.174 --> 35:59.139
‫- متوقف شد
‫- چه بلایی سرمون اومد؟

36:00.098 --> 36:01.848
‫- نمی‌دونم
‫- من می‌دونم

36:01.849 --> 36:04.851
‫- به خاطر صداییه که توی ویدئوها بود
‫- چی؟

36:04.852 --> 36:08.522
‫همون باعث شد سربازهای اینجا رد بدن.
‫صداش رو زیاد کردم و...

36:08.523 --> 36:11.149
‫- تو این کارو باهامون کردی؟
‫- چی؟ نه

36:11.150 --> 36:12.481
‫- می‌خواستی ما رو بکشی؟
‫- نه

36:12.506 --> 36:14.504
‫- همگی آروم باشید
‫- درست کنار سیستم بود

36:14.529 --> 36:16.321
‫- اونوقت هیچ اتفاقی براش نیفتاد؟
‫- وایسا

36:16.322 --> 36:18.699
‫- چرا تو چیزیت نشد؟
‫- نیکیل، توضیح بده

36:18.700 --> 36:20.868
‫اون مثل ما نیست.
‫یکی از خودشونه

36:20.869 --> 36:24.413
‫- بهتون که گفتم. دختره بیگانه‌ست!
‫- همگی آروم بگیرید، خب؟

36:24.414 --> 36:29.293
‫حالی‌تون شد؟ من دستور دادم که
‫صدا رو جدا کنه، خب؟ دستور من بود

36:29.294 --> 36:32.560
‫آدم‌ها سربازهای پایگاه رو نکشتن

36:32.585 --> 36:36.255
‫من هم می‌خواستم همین رو بگم.
‫کار بیگانه‌ها بود

36:37.176 --> 36:40.146
‫اونا فقط تو سفینه نیستن.
‫این بیرونن

36:40.171 --> 36:43.424
‫توی پایگاه هم بودن.
‫توی ویدئو مشخصه

36:46.644 --> 36:48.826
‫پس چرا روی تو تأثیری نداشت؟

36:55.361 --> 36:57.155
‫چون لابد منم یه بیگانه‌ی کوفتی‌ام

37:01.618 --> 37:04.945
‫خیلی‌خب، همه آرامش خودتون رو حفظ کنید

37:05.288 --> 37:06.708
‫بذارید تأثیرش از بین بره

37:07.123 --> 37:09.917
‫- می‌خوام همه بشینید
‫- راست میگه

37:09.918 --> 37:12.127
‫همه از همدیگه فاصله بگیرید، خب؟

37:12.128 --> 37:15.882
‫تاکر، کدوم گوری بودی، پسر؟

37:17.717 --> 37:21.089
‫یکی از اون خل و چل‌های فرقه
‫با رادیو توی سربازخونه‌ی شمالی قایم شده بود

37:21.114 --> 37:22.971
‫- با رادیو؟
‫- دیگه رفتش

37:22.972 --> 37:25.642
‫مسیر دیده‌بان‌ها رو مین‌گذاری کردن.
‫باید یه راه نفوذ دیگه پیدا کنیم

37:34.150 --> 37:38.696
‫جواب بده، ایندیگو هفت.
‫ایندیگو هفت، جواب بده

37:43.117 --> 37:44.202
‫کرولن

37:46.996 --> 37:49.791
‫الان دیگه می‌دونن اینجاییم.
‫چیکار کنیم؟

37:52.585 --> 37:57.382
‫می‌ریم به «سرزمین موعود»
‫و به اردوگاه کارمایکل اضافه می‌شیم

37:58.841 --> 38:01.302
‫باهم که باشیم، برتری عددی داریم

38:03.012 --> 38:04.180
‫منتظر می‌مونیم

38:06.474 --> 38:08.393
‫البته اگه تا اونجا پیش برن

38:09.143 --> 38:10.687
‫اون مسیر تا انتها مین‌گذاریه

38:11.563 --> 38:12.772
‫ایمان داشته باش

38:20.822 --> 38:23.307
‫اگه بیگانه‌ها می‌تونن
‫همچین بلایی سر ذهن‌هامون بیارن...

38:25.034 --> 38:28.328
‫بدترین خاطرات‌مون رو
‫بیرون بکشن و دردمون رو دوچندان کنن،

38:28.500 --> 38:30.469
‫دیگه حتی نیاز نیست بکشن‌مون

38:31.728 --> 38:33.160
‫خودمون همدیگه رو می‌کشیم

38:36.087 --> 38:37.462
‫کجاش خنده‌داره؟

38:37.463 --> 38:40.470
‫جوری در و پنجره‌ها رو بستیم،
‫انگار این کار باعث میشه در امان باشیم

38:41.134 --> 38:43.136
‫ولی خطر اصلی اون بیرون نیست

38:44.262 --> 38:45.346
‫این توئه

38:46.365 --> 38:48.548
‫میدونِ مینِ اصلی این توئه

38:49.684 --> 38:53.354
‫اگه می‌تونن ذهن و خاطرات‌مون رو
‫علیه خودمون کنن،

38:54.889 --> 38:57.868
‫پس همگی عینهو
‫بمب ساعتیِ متحرکیم، مگه نه؟

38:58.776 --> 39:01.638
‫میتسوکی در امانه
‫چون چیزی از گذشته یادش نمیاد

39:02.322 --> 39:03.531
‫خوش به حالش

39:04.334 --> 39:06.423
‫خدا می‌دونه طرف مائه یا اونا

40:04.884 --> 40:07.676
‫هی، می‌دونم از قصد این کارو نکردی

40:10.351 --> 40:11.885
‫از دست من عصبانی‌ای؟

40:13.426 --> 40:16.348
‫چون... چرا؟ چون پشتت در نیومدم؟

40:18.787 --> 40:21.884
‫حتماً فهمیدی که اون صدا
‫رو منم یه تأثیری گذاشت

40:22.610 --> 40:24.573
‫همون کاری رو کردی که ازت انتظار می‌رفت

40:26.226 --> 40:27.473
‫دست رو دست گذاشتی

40:38.418 --> 40:39.878
‫و دائماً این کارو تکرار می‌کنی

40:45.440 --> 40:48.713
‫« منقطه‌ی مرده »

41:48.951 --> 41:50.035
‫تروانته

41:50.323 --> 41:51.711
‫- چیه؟
‫- اینجا رو

41:54.619 --> 41:55.994
‫این مسیر فرعیه

41:55.995 --> 41:58.205
‫طبق یادداشت‌ها،
‫شیش ماهه که ازش تردد نکردن

41:58.206 --> 41:59.687
‫ولی خیلی پیش رفتن

41:59.712 --> 42:01.380
‫از کجا معلوم میشه بهش اعتماد کرد؟

42:02.779 --> 42:04.340
‫راه دیگه‌ای هم مگه هست؟

42:05.255 --> 42:06.923
‫هی، تاکر، ریس، هرینگ

42:08.299 --> 42:09.884
‫کلارک میگه یه مسیر جدیدی پیدا کرده

42:12.095 --> 42:14.179
‫خیلی‌خب، می‌تونیم از اینجا شروع کنیم

42:14.180 --> 42:15.878
‫مشخصاً از این مسیر عبور می‌کنیم

42:16.266 --> 42:19.351
‫اینجا یه دره‌ی باریکه.
‫اگه بتونیم دور بزنیمش،

42:19.352 --> 42:21.103
‫یه چند روزی رو جلو میفتیم

42:21.104 --> 42:22.813
‫این بیشتر اصلی می‌خوره تا فرعی

42:22.814 --> 42:24.566
‫آره، دقیقاً

42:25.191 --> 42:28.318
‫آره، شانس آوردیم دیوار منفجر شد

42:28.319 --> 42:31.113
‫اگه یه تیمی رو جلوتر بفرستیم،
‫می‌تونن قبل از رسیدن مسیر رو پیدا کنن

42:31.114 --> 42:32.197
‫حالت خوبه؟

42:32.198 --> 42:34.116
‫اگه این مسیر کوتاه‌تر باشه،
‫می‌تونیم سبک‌تر بریم

42:34.117 --> 42:36.535
‫میرم تجهیزات پزشکی رو جمع کنم

42:36.536 --> 42:38.997
‫ولی همچنان باید واسه
‫وقایع غیرمترقبه تجهیزات ببریم

42:50.800 --> 42:51.801
‫هی

42:54.095 --> 42:55.096
‫خوبی؟

42:56.180 --> 42:57.932
‫آره، خوبم

42:59.267 --> 43:00.268
‫چی شده؟

43:00.935 --> 43:06.733
‫یه چیزی رو اونجا فهمیدم

43:08.234 --> 43:11.500
‫حس کردم توی قلمروی خودتی.
‫حس کردم سرزنده‌ای و...

43:11.525 --> 43:15.655
‫انگار یهو از خواب بیدار شدم

43:16.409 --> 43:20.310
‫تمام اون شب‌هایی که
‫به پیام‌های اینفینیتاز نگاه می‌کردی

43:21.414 --> 43:27.023
‫به زندگی‌ای که
‫فکر می‌کردم پشت‌سر گذاشتیم،

43:27.056 --> 43:29.145
‫ولی هنوز بهش فکر می‌کنی

43:31.049 --> 43:32.966
‫- هیچوقت واقعاً رهاش نکردی
‫- آنیشا

43:32.967 --> 43:36.720
‫وقتی که واسه اولین بار
‫همدیگه رو دیدیم، بهم گفتی...

43:36.745 --> 43:40.207
‫گفتی: «من با جنبش‌ام»

43:42.602 --> 43:45.146
‫و اون زمان منظورت رو نفهمیدم

43:45.730 --> 43:49.115
‫بخشی از توئه. هویتته

43:49.901 --> 43:52.612
‫خیلی‌خب، بسه. تمومش کن

43:55.114 --> 43:56.823
‫اگه اینجاییم ربطی به من نداره

43:56.824 --> 43:58.367
‫تو بودی که رفتی، خب؟

43:58.368 --> 44:00.369
‫آره، آره. می‌دونم.
‫می‌دونم، تقصیر خودمه

44:00.370 --> 44:03.234
‫و بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫خودم رو مقصر می‌دونم

44:03.915 --> 44:08.820
‫باید باهات صحبت می‌کردم،
‫ولی می‌ترسیدم یه کاری بکنی

44:09.379 --> 44:10.972
‫واسه همین یه تصمیمی گرفتم

44:11.631 --> 44:15.992
‫یه تصمیم احمقانه گرفتم
‫و ببین حالا کارمون به کجا کشیده

44:16.017 --> 44:17.556
‫ببین کجاییم

44:17.679 --> 44:19.305
‫می‌دونی، اونجا گفتی...

44:20.682 --> 44:22.933
‫- گفتی شانس آوردیم دیوار منفجر شد
‫- بیخیال. منظورم...

44:22.934 --> 44:25.769
‫می‌دونم. می‌دونم منظورت چیز دیگه‌ای بود

44:25.770 --> 44:31.176
‫ولی یهو تموم تکه‌های پازل
‫باهم جور دراومدن

44:31.484 --> 44:34.376
‫آنیشا، حق با تو بود.
‫اینجا انگار تو قلمروی خودم‌ام

44:35.044 --> 44:40.092
‫چون این مأموریت تنها راه
‫رسیدن به خونه و دیدن بچه‌هامونه

44:40.702 --> 44:43.200
‫و من واسه این اتفاق لحظه‌شماری می‌کنم

44:44.789 --> 44:47.158
‫تو هم داری همین کارو می‌کنی.
‫دیدم با نیکیل همکاری کردی

44:48.029 --> 44:50.412
‫الان باید تمرکزمون روی مأموریت باشه

44:53.006 --> 44:54.299
‫آره

44:56.211 --> 44:57.457
‫بیا همین کارو بکنیم

45:01.723 --> 45:03.391
‫بحث‌مون تموم نشده

45:04.642 --> 45:05.727
‫طوری نیست

45:07.145 --> 45:09.772
‫بیا بریم قال قضیه رو بکنیم

45:26.164 --> 45:27.290
‫میتسوکی...

45:28.958 --> 45:29.959
‫میتسوکی؟

45:39.536 --> 45:40.870
‫میتسوکی!

45:44.148 --> 45:54.148
‫« ترجمه از امیر فرحناک »
‫::. t.me/FarahSub .::

46:03.618 --> 46:05.036
‫میتسوکی، منم

46:24.074 --> 46:34.074
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

46:34.486 --> 46:44.486
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
