WEBVTT

00:05.000 --> 00:12.000
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

00:12.024 --> 00:19.024
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

00:53.679 --> 00:54.721
‫صبح به‌خیر

00:55.848 --> 00:57.266
‫قهوه اونجا روی گازه

00:59.893 --> 01:00.936
‫سحرخیزی، ها؟

01:02.563 --> 01:04.272
‫فقط از موقعی که دنیا جهنم شد

01:09.736 --> 01:11.238
‫می‌خوای یه نگاهی به این بندازی؟

01:11.989 --> 01:14.074
‫مختصاتِ تمام افراد گم‌شده‌ست؟

01:14.074 --> 01:16.618
‫بُرده‌شده. مارتین گفت لیسا رو «بردن». نگاه

01:16.618 --> 01:18.954
‫بیدار دراز کشیده بودم که به سرم زد

01:18.954 --> 01:23.876
‫اگه اون بچه‌ت قبل از برده‌شدن فیلکس
‫مترسک خانوادۀ ویلیامز رو دیده باشه،

01:23.876 --> 01:26.378
باید از محل‌هایی که بقیه رو بردن، یه‌سری چیزها دیده باشه، نه؟

01:26.378 --> 01:30.299
‫این گوشه، جایی که ادنا رینولدز آخرین‌بار
‫دیده شده، یه شیر آتش‌نشانی هست

01:30.299 --> 01:33.844
‫یه دلقک یه صورت روی شیر کشیده.
‫شاید اون صورت رو دیده

01:33.844 --> 01:36.722
‫سالن زیبایی، جایی که دلورس کیم آخرین‌بار دیده شده

01:36.722 --> 01:40.475
‫علامتش شبیه قیچیه. شاید اون همچین علامتی کشیده

01:40.475 --> 01:41.977
‫یا شاید هم مختصات باشه

01:41.977 --> 01:43.437
‫اعداد

01:43.437 --> 01:47.399
‫شاید توی یکی از این نقاشی‌ها
‫باشن، مثل نشانِ کلانتر تایسن

01:47.983 --> 01:51.445
‫هر تصویر، هر خط، هر کلمه و هر عدد رو بارها مرور کرده‌ام

01:52.529 --> 01:54.656
‫- باید همین‌جا باشه
‫- شاید هم بهتره یه استراحتی بکنی

01:54.656 --> 01:56.366
‫وقتی کارم تموم بشه، استراحت می‌کنم

02:05.042 --> 02:06.793
‫- خیلی...
‫- برانگیخته؟

02:06.793 --> 02:07.961
‫من...

02:08.753 --> 02:12.216
‫- می‌خواستم بگم «شبیه تو شدم»
‫- اوه

02:16.345 --> 02:18.639
‫تو این فکر بودم که چه احساسی باید داشته باشی،

02:18.639 --> 02:21.141
‫وقتی توی شهری قدم می‌زنی که همه گم شده‌ان

02:21.141 --> 02:25.812
‫ولی تا دیشب که یکی‌شون برگشت،
‫خون‌سردی‌ت رو حفظ کرده بودی

02:27.981 --> 02:28.982
‫و حالا...

02:35.948 --> 02:39.117
‫تو دنبال همه نیستی، مگه نه؟

02:41.203 --> 02:42.496
‫دنبال یه آدم به‌خصوص هستی

02:46.083 --> 02:47.459
‫دنبال بیلی‌ای؟

02:49.670 --> 02:50.879
‫چیه؟

02:50.879 --> 02:51.964
‫این عدد رو می‌شناسم

02:56.260 --> 02:59.721
‫پلاکه. شماره‌پلاک. متعلق به بن شلتن بود

03:00.681 --> 03:06.270
‫برادرزاده‌هاش، کَل و چت، یه روز وانتش رو برداشتن
‫و اینجا ناپدید شدن

03:06.270 --> 03:07.896
‫اون‌ها اولین گم‌شده‌ها بودن

03:07.896 --> 03:10.649
‫کلانتر تایسن وانت رو بدون پسرها پیدا کرد،

03:10.649 --> 03:12.943
‫بعد خودش هم توی همین منطقه ناپدید شد

03:12.943 --> 03:14.945
‫بعد شلتن و زنش هم ناپدید شدن

03:15.863 --> 03:16.864
‫همین‌جا

03:25.372 --> 03:26.707
‫مارپیچ‌های حلزونی

03:33.463 --> 03:34.673
‫اگه...

03:35.799 --> 03:37.342
‫به‌صورت حلزونی...

03:38.969 --> 03:40.137
‫فکر کنن...

03:43.265 --> 03:44.308
‫و حرکت کنن چی؟

03:46.852 --> 03:48.187
‫توی مرکز اینجا چیه؟

03:50.022 --> 03:51.398
‫اون مزرعۀ بن شلتنه

03:56.987 --> 04:02.117
‫بعد از ناپدیدشدن بن، مزرعه خالی
‫موند تا اینکه به دست ارتش افتاد

04:02.117 --> 04:05.078
‫به انبار آذوقه تبدیلش کردن تا غذا و این‌چیزها رو نگه دارن

04:09.917 --> 04:12.586
‫فکر نکنم فقط همچین چیزهایی رو نگه‌داری بکنن

04:16.714 --> 04:17.716
‫بیا

04:37.236 --> 04:40.322
‫این‌همه نظامی، فرماندهی هوایی و پوشش تاکتیکی

04:40.322 --> 04:42.157
‫بی‌خیال بابا. دارن از چی محافظت می‌کنن؟

04:43.242 --> 04:45.244
‫امکان نداره در حال محافظت از غذا باشن

04:50.040 --> 04:51.875
‫قطعاً دارن چیزی رو مخفی می‌کنن

04:53.126 --> 04:54.378
‫هی، بیا

05:13.981 --> 05:15.566
‫باید یه جای بهتر پیدا کنیم

05:46.555 --> 05:48.557
‫اون پایین چه کوفتیه؟

05:53.896 --> 05:56.064
‫- علامت نشون داد
‫- خیلی‌خب. فعاله

05:56.565 --> 05:57.941
‫آماده بشید

06:06.700 --> 06:08.785
‫واحد بازیابی، در موقعیت قرار بگیرید

06:19.171 --> 06:21.048
‫یکی پیدا کردیم. بیاریدش بالا!

06:35.729 --> 06:36.897
‫گروهبان، اونجا!

06:37.564 --> 06:39.775
‫متجاوزین! موقعیت ساعت دوازده!

06:49.660 --> 06:52.746
‫- تُف. راه بیفت! برو! واینستا. برو!
‫- وایسا!

06:52.746 --> 06:54.248
‫تُف

06:55.374 --> 06:59.419
‫تکون نخور! دست‌ها بالا. دست‌ها بالا

07:01.129 --> 07:02.130
‫باشه، آروم

07:09.440 --> 07:15.440
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:

08:36.892 --> 08:39.186
‫هی، کسپ. اینجا دیگه چه جای عجیبیه؟

08:42.313 --> 08:44.024
‫فکر کنم اینجا نگهم می‌داشتن

08:44.608 --> 08:45.692
‫یعنی نمی‌دونی؟

08:46.902 --> 08:49.363
‫این‌ها شبیه گزارش‌هایی نیستن
‫که مامانم روشون کار می‌کرد

08:50.280 --> 08:52.574
‫خب همه‌ش به فرانسویه. پس خدا می‌دونه

08:53.742 --> 08:56.870
‫هر کاری که اینجا کردن، انگار نجاتشون نداده

08:57.955 --> 09:00.165
‫به‌جز تو، رفیق. تو جون به در بردی

09:02.376 --> 09:03.961
‫چه اتفاقی افتاد، کسپ؟

09:04.545 --> 09:08.674
‫دقیق نمی‌دونم. راستش حتی یادم نیست کِی به هوش اومدم

09:11.134 --> 09:12.344
‫این مال من بود

09:16.974 --> 09:19.393
‫شانس آوردی وقتی وارد اینجا شدن، تو اینجا نبودی، نه؟

09:20.769 --> 09:23.063
‫اون‌ها چی؟ اون‌ها اینجا بودن؟

09:27.734 --> 09:28.735
‫اون‌ها کی‌ان؟

09:28.735 --> 09:30.571
‫اوه، وایسا. تو این رو کشیدی، نه؟

09:33.448 --> 09:34.825
‫آره، حتماً

09:35.325 --> 09:36.535
‫ولی یادم نیست

09:41.415 --> 09:42.708
‫حتی مطمئن نیستم دیده باشمشون

09:42.708 --> 09:44.793
‫اگه ندیدی‌شون، چطوری اون‌ها رو کشیدی؟

09:44.793 --> 09:49.506
‫ایوا، الکین، ناتوری. آشنا نیست؟

09:49.506 --> 09:50.674
‫اون‌ها...

09:50.674 --> 09:53.427
‫بچه‌های استثنایی (به فرانسوی). همه‌شون اینجان

09:53.427 --> 09:54.887
‫حتی تو، کسپر

09:56.013 --> 09:58.182
توی این بخشْ همراه تو بیمار بودن

09:58.849 --> 10:02.019
‫بیشتر از بیمار به نظر می‌رسه. یعنی «بچه‌های استثنایی»؟

10:02.019 --> 10:05.022
‫- اینجا رو ببین. موش آزمایشگاهی بودن
‫- ولی برای چی خب؟

10:05.022 --> 10:07.482
‫- چه آزمایشی روشون می‌کردن؟
‫- کی می‌دونه؟

10:08.483 --> 10:09.693
‫اون که نمی‌دونه

10:09.693 --> 10:11.862
‫این‌ها همه‌ش بخشی از ائتلاف دفاع جهانیه

10:11.862 --> 10:15.115
‫پس به ارتش ربط داره. پس هرکدوم از این بچه‌ها...

10:15.115 --> 10:16.200
‫تو...

10:17.117 --> 10:18.118
‫می‌تونید یه اسلحه باشید

10:18.118 --> 10:20.704
‫- ما که مطمئن نیستیم
‫- ولی منطقیه، نیست؟

10:20.704 --> 10:23.707
‫خب حتماً خطرناک بودن که اینجا حبس شدن

10:23.707 --> 10:26.418
‫راستش... سؤال خوبیه

10:27.836 --> 10:32.633
‫کسپ، توی رؤیاهام گفتی قراره راهِ
‫شکست‌دادن بیگانه‌ها رو پیدا کنی

10:33.342 --> 10:34.551
‫پیدا کردی؟

10:36.595 --> 10:39.181
‫بقیه. بچه‌ها، به‌نظرم کلیدش اون‌هان

10:39.181 --> 10:41.642
‫- خدایی؟
‫- مدتیه دارم احساسشون می‌کنم

10:43.268 --> 10:44.269
‫صداشون رو می‌شنوم

10:50.150 --> 10:53.320
‫حتی وقتی بیهوش بودم. منتها نمی‌دونستم اون‌هان

10:55.155 --> 10:56.990
‫اولش فکر کردم توئی، جم

11:00.702 --> 11:04.289
‫ولی به زبون‌های مختلفی حرف می‌زدن.
‫هنوز هم همین‌طوره

11:08.335 --> 11:09.878
‫فقط الآن ساکت‌تر شده‌ان

11:10.963 --> 11:12.297
‫انگار یه جای دورافتاده‌ان

11:15.217 --> 11:16.218
‫دارن صدا می‌زنن

11:18.804 --> 11:20.472
‫نمی‌دونم چرا ما این‌شکلی‌ایم

11:21.598 --> 11:22.599
‫به هم متصلیم

11:24.268 --> 11:28.063
‫ولی شاید... شاید بتونیم ازش برای
‫مقابله با اون‌ها استفاده کنیم

11:28.564 --> 11:29.731
‫خب، بیاید پیداشون کنیم پس

11:29.731 --> 11:32.276
‫آره، کسپ. کجان؟ توی پاریسی جایی‌ان؟

11:32.276 --> 11:33.986
‫- دورتر، به‌نظرم
‫- ببخشید

11:34.862 --> 11:38.323
‫خیال می‌کردم کسپر کلید حلش باشه.
‫حالا می‌گیم کلیدش این بچه‌های دیگه‌ان

11:38.323 --> 11:40.492
‫و حتی یادش نمیاد اون‌ها رو دیده باشه

11:40.492 --> 11:43.662
‫اوه، نه. ولی، نه، نگران نباش، می‌دونی،
‫چون صداشون رو توی سرش می‌شنوه،

11:43.662 --> 11:46.248
‫بااینکه جی‌پی‌اس‌ش خیلی پیشرفته نیست

11:47.207 --> 11:50.335
‫هیچ‌کدوم از این قضایا به نظرتون دیوونگی نمیاد؟

11:50.335 --> 11:52.129
‫- بی‌خیال، مونتی. نمی‌خواد...
‫- نه، آلف

11:52.838 --> 11:53.839
‫درک می‌کنم

11:54.548 --> 11:57.217
‫یه‌خرده دیوونگیه، ولی کل این سفر دیوونگی بوده

11:57.926 --> 11:59.803
‫و تمام این دیوونگی‌ها ما رو به اینجا کشونده

12:01.138 --> 12:02.139
‫پیش کسپر

12:03.140 --> 12:06.351
‫اگه می‌گه که این بچه‌ها می‌تونن کمک کنن
‫توی جنگ پیروز بشیم، بیاید پیداشون کنیم

12:08.478 --> 12:11.273
‫- بی‌خیال، چیزی که برای ازدست‌دادن نداریم
‫- حتی نمی‌دونیم از کجا شروع کنیم

12:11.273 --> 12:12.858
‫این چی؟

12:12.858 --> 12:15.319
‫یه آزمایشگاه نزدیک اورلئان هست

12:15.319 --> 12:17.988
‫یا داشتن می‌ساختن. درسته، کسپ؟

12:19.573 --> 12:20.908
‫آره، آره. فکر کنم

12:22.201 --> 12:24.953
‫اگه گوش بدم، اون‌وقت می‌تونیم دنبال صداهاشون بریم

12:25.579 --> 12:27.831
‫- من که مشکلی ندارم. بریم
‫- من هم هستم

12:27.831 --> 12:29.333
‫آره، حتماً. چرا که نه؟

12:29.333 --> 12:32.669
‫همون‌طور که گفتی، چیزی برای ازدست‌دادن نداریم، نه؟
‫به‌جز جون‌های بی‌صاحابمون

12:38.383 --> 12:40.469
‫اوناهاشش. کمپ پیرس

12:40.469 --> 12:41.887
‫خب نظرت چیه؟

12:50.103 --> 12:51.855
‫دخترت رو پس می‌گیریم

12:55.817 --> 12:56.944
‫یه راه ورود پیدا می‌کنیم

13:01.365 --> 13:03.408
‫شیب تندی داره، این‌طور فکر نمی‌کنی، کلارک؟

13:03.408 --> 13:05.661
‫برفرض که از دروازه رد شدیم

13:05.661 --> 13:08.956
‫باتوجه‌به سربازخونه‌ها، کمِ‌کم ۵۰ تا
‫نیروی مسلح اون پایین باید باشه

13:08.956 --> 13:12.751
‫قبل از فرضیه‌سازی، یه روز وقت
‫بده که پایگاه رو زیرنظر بگیریم

13:13.585 --> 13:15.379
‫هرچی اطلاعات می‌تونیم جمع کنیم

13:15.379 --> 13:17.631
‫کلارک، ما یک‌ریز در حرکت بودیم

13:19.091 --> 13:20.092
‫یه نگاه بنداز

13:21.009 --> 13:23.470
‫با ۴۰ نفر شروع کردیم. الآن ۱۲ تاییم

13:24.596 --> 13:26.640
‫- جک رو از دست دادیم، محض رضای خدا
‫- چهارده تا

13:28.892 --> 13:30.394
‫با من و لوک می‌شیم ۱۴ تا

13:30.394 --> 13:32.688
‫منظورم افرادیه که کاری از دستشون برمیاد

13:32.688 --> 13:34.147
‫من دارم اسلحۀ تو رو تمیز می‌کنم، هنلی

13:34.147 --> 13:37.693
‫خیلی‌خب دیگه. مردم حق دارن نگرانی‌هاشون رو بیان کنن

13:39.069 --> 13:40.070
‫کس دیگه‌ای نبود؟

13:40.070 --> 13:43.156
‫جسارتاً چند نفر دیگه رو حاضریم از دست بدیم؟

13:43.949 --> 13:44.950
‫این‌همه برای برگردوندن یکی؟

13:45.993 --> 13:46.994
‫یکی؟

13:47.578 --> 13:49.246
‫اون «یکی» نیست، اون ساراست

13:49.246 --> 13:50.539
‫خودت منظورم رو می‌دونی

13:51.290 --> 13:54.877
‫اسم‌ها مهمن. بدون اون‌ها خیلی راحت
‫می‌شه آدم‌ها رو فراموش کرد

13:54.877 --> 13:56.879
‫بذار بگم من چی رو فراموش نمی‌کنم

13:57.963 --> 14:00.174
‫که اون کسی بود که یه‌راست کشوندشون سمت ما

14:00.174 --> 14:02.843
‫- نه، معلوم نیست
‫- اون توی سرش صداشون رو می‌شنوه

14:02.843 --> 14:05.512
‫- فکر نمی‌کنی این ارتباط دوطرفه‌ست؟
‫- اون‌طوری‌ها نیست

14:05.512 --> 14:07.389
‫توی اون مه جونمون رو نجات داد

14:07.389 --> 14:10.517
‫- اون بیگانه رو سر جاش متوقف کرد
‫- خب بهش دستور داده

14:10.517 --> 14:12.394
‫- دیگه چی داشته بهشون می‌گفته؟
‫- بکش عقب

14:12.394 --> 14:14.688
‫- چرا؟ می‌ترسی نکنه به حقیقت پی ببریم؟
‫- گفتم بکش عقب!

14:14.688 --> 14:17.065
‫همگی فقط... یه نفسی تازه کنید

14:17.566 --> 14:19.443
‫تو داشتی پنهان‌کاری می‌کردی

14:21.028 --> 14:23.447
‫اون شیء فضایی؟

14:25.240 --> 14:26.241
‫تو؟

14:26.825 --> 14:29.203
‫از بین همه. واقعاً؟

14:31.079 --> 14:34.416
‫خیلی‌خب، باشه. باشه. برید. از اینجا برید

14:35.417 --> 14:39.004
‫به این چیزها نیازی ندارم. خودم می‌تونم

14:44.051 --> 14:47.221
‫اشتباه می‌کنی، می‌دونی؟ خیلی هم بهشون نیاز داری

14:48.680 --> 14:50.390
‫اون پایین لازمت می‌شن

14:51.683 --> 14:52.684
‫بمون

14:55.062 --> 14:56.063
‫باهاشون حرف بزن

14:56.730 --> 14:57.981
‫سعی کردم حرف بزنم

14:58.524 --> 15:01.276
‫نه. نه به‌عنوان سرباز. به‌عنوان انسان

15:02.528 --> 15:05.364
‫آدم‌های ترسیده، که جونشون رو به خطر انداخته‌ان

15:06.406 --> 15:07.658
‫خودت رو بهشون نشون بده

15:26.260 --> 15:31.181
‫توی دانشکدۀ پزشکی، یه هفته رو به‌عنوان
‫دستیار یه پزشک در بخش سرطان گذروندم

15:33.267 --> 15:36.562
‫مردمی که می‌فهمیدن مرگْ داخل
‫بدن‌هاشون خونه داره رو تماشا کردم...

15:36.562 --> 15:39.106
‫- می‌خوای به چی برسی؟
‫- جایی باید بری؟

15:43.610 --> 15:45.028
‫این موضوع رو فراموش کرده بودم

15:46.196 --> 15:48.991
‫یا شاید هم سرکوبش کردم

15:48.991 --> 15:52.119
‫مثل خیلی چیزهای دیگه پسش زدم

15:55.622 --> 15:59.751
‫اون دکتر، آخر اون هفته یه چیزی بهم گفت

16:01.211 --> 16:05.424
‫گفت: «اون‌هایی که بیشترین شانس رو برای بقا دارن

16:06.800 --> 16:10.554
‫کسایی هستن که حاضرن برای
‫چیزی فراتر از خودشون بجنگن»

16:12.598 --> 16:17.269
‫شاید خانواده یا عزیزانشون باشه، بالاخره یه چیزی هست

16:19.146 --> 16:20.814
‫چیزی بزرگ‌تر از بقا

16:23.317 --> 16:24.818
‫و من فراموش کرده بودم

16:26.987 --> 16:28.572
‫تا اینکه با شماها آشنا شدم

16:29.781 --> 16:31.825
‫تا اینکه جنگیدن شما رو دیدم

16:32.659 --> 16:33.744
‫جونتون رو به خطر می‌انداختید

16:34.745 --> 16:35.954
‫جونتون رو می‌دادید...

16:38.457 --> 16:40.000
‫برای چیزی فراتر

16:42.669 --> 16:45.506
‫متأسفم که عزیزانتون رو در راهِ
‫پیداکردن بچۀ من از دست دادید

16:48.008 --> 16:49.176
‫همچین دردورنجی...

16:53.931 --> 16:58.852
‫ولی اگه می‌خواید دست بکشید،
‫پسش بزنید، درک می‌کنم

16:59.561 --> 17:00.562
‫باور کنید

17:02.439 --> 17:04.775
‫من هم قبل از آشنایی با شما، همین کار رو می‌کردم

17:05.858 --> 17:06.859
‫آشنایی با همه‌تون

17:34.805 --> 17:36.515
‫- هی!
‫- منم

17:36.515 --> 17:38.016
‫دارن شناسایی هوایی می‌کنن. بیا اینجا

17:39.977 --> 17:42.604
‫این رو نگه دار. از اون گروهبان گرفتمش

17:42.604 --> 17:44.815
‫خب، اگه تاحالا فراری نبودم...

17:47.234 --> 17:48.235
‫اولین تجربه‌ت نیست؟

17:48.944 --> 17:51.280
‫کسایی که جدی‌جدی تجربه‌ش رو داشتن
‫همچین حرفی نمی‌زنن

17:52.030 --> 17:54.199
‫- باید بریم!
‫- هنوز نه، هنوز نه. یالا

17:54.199 --> 17:55.409
‫یه جایی همین‌جاهاست

17:55.409 --> 17:56.910
‫اونجا چی بود که دیدیم؟

17:56.910 --> 17:59.496
‫اون حفره. اون نور آبی. تقریباً انگار زنده بود

17:59.496 --> 18:01.665
‫چون یه چیزی اون پایین هست.
‫یه چیزی که اون‌ها فرستادن

18:01.665 --> 18:04.251
‫و ارتش نمی‌خواد کسی بفهمه اون چیه

18:04.251 --> 18:06.628
‫می‌دونستم دارن بهمون دروغ می‌گن،
‫وانمود می‌کردن دارن از ما محافظت می‌کنن

18:06.628 --> 18:08.922
‫اون پسره، کسپر، به‌نظرت چیزی دیده؟

18:08.922 --> 18:10.465
‫اون همین‌طوری یه چیزی ندیده

18:13.969 --> 18:15.220
‫اون رو دیده

18:18.599 --> 18:20.851
‫توی مزرعۀ بن چه اتفاقی داره می‌افته؟

18:21.602 --> 18:23.020
‫نمی‌دونم

18:24.188 --> 18:26.398
‫ولی باید بفهمیم. یالا، بیا بریم

18:26.398 --> 18:28.108
‫یه جای امن می‌شناسم

18:45.125 --> 18:47.961
‫حتماً یه محل تخلیه بوده

18:47.961 --> 18:49.546
‫بازِ بازه

19:09.775 --> 19:11.276
‫امنه. راه بیفتید

19:18.158 --> 19:19.409
‫خیلی‌خب. بریز بیرون

19:20.410 --> 19:21.453
‫چی؟

19:21.453 --> 19:25.249
‫قشنگ معلومه یه چیزی می‌خوای بگی.
‫پس تا مغزت داغ نکرده، بگو

19:28.377 --> 19:29.628
‫فکر می‌کردم خوش‌حال بشی

19:30.712 --> 19:34.216
‫مثل بقیه‌مون. یعنی بعد از این‌همه سختی‌ای که کشیدیم

19:35.092 --> 19:36.677
‫حالا بالاخره کسپر رو پیدا کردیم

19:37.803 --> 19:38.804
‫واقعاً؟

19:39.930 --> 19:43.267
‫آخه چطوری توی اون بیمارستان
‫فقط اون زنده مونده؟

19:43.892 --> 19:46.228
‫- تنها کسی که مونده
‫- یا جا مونده

19:46.812 --> 19:48.355
‫آره، درهرصورت. چرا؟

19:49.898 --> 19:54.111
‫ببین، در همون نوع تخمی خودم،
‫مثل شماها می‌شناسمش

19:54.111 --> 19:56.738
‫توی چشم‌هاش نگاه کردم.
‫ترسی که باعثش بودم رو دیدم

19:56.738 --> 19:57.823
‫و اون درد

19:57.823 --> 20:01.076
‫و آره، ازش لذت می‌بردم. ولی نکته اینه که اون رو می‌دیدم

20:01.827 --> 20:07.624
‫حالا که بهش نگاه می‌کنم و... نمی‌دونم،
‫هیچی نمی‌بینم. انگار توخالیه

20:09.001 --> 20:10.586
‫بگو که تو هم اون رو نمی‌بینی

20:11.795 --> 20:15.591
‫گوش کن. رؤیاهای کسپر ما رو کشوند پیشش

20:16.508 --> 20:18.927
‫پس هر جا که رؤیاهاش برن، بهشون اعتماد می‌کنم

20:21.638 --> 20:24.349
‫تو می‌تونی؟ بهش اعتماد کنی؟

20:26.977 --> 20:27.978
‫به تو اعتماد دارم

20:29.146 --> 20:31.023
‫رؤیاهای تو رو دنبال می‌کنم

20:33.150 --> 20:36.695
‫...حملات بیگانگانِ جدیدتر و مرگ‌بارتر
‫کماکان در حال گسترش است

20:36.695 --> 20:39.948
‫از شمال‌غربی آرام به‌سمت رشته‌کوه راکی

20:39.948 --> 20:41.408
‫با مشاهدۀ درحال‌افزایش...

20:42.326 --> 20:44.411
‫- چی شده، دختر؟
‫- سطوح آمونیاک...

20:45.078 --> 20:46.246
‫در این مناطق،

20:46.246 --> 20:49.833
‫و افزایش تعداد حملات، جوامع را مجبور به تخلیه،

20:49.833 --> 20:52.044
‫گاهی اوقات در نواحی ناامن کرده است

20:56.173 --> 20:59.468
‫...کمک‌های نظامی و بشردوستانه در حال گسترش است تا...

20:59.468 --> 21:00.677
‫شب به‌خیر، مارلین

21:00.677 --> 21:03.138
‫...وضعیت جدی در حال رخ‌دادن است...

21:04.932 --> 21:05.933
‫بفرمایید

21:06.892 --> 21:09.061
‫حالا که بخش مهمون‌نوازی تموم شده

21:09.937 --> 21:12.189
‫یه جفت فراری توی خونۀ من چی‌کار دارن؟

21:12.189 --> 21:15.192
‫و صداتون رو بلند نکنید. تازه دوقلوها رو خوابوندم

21:16.360 --> 21:17.653
‫می‌دونم این...

21:19.112 --> 21:20.697
‫آخه... می‌دونم

21:20.697 --> 21:23.116
‫و باور کن، اگه جای دیگه برای رفتن داشتیم، می‌رفتیم...

21:23.116 --> 21:24.618
‫تو خطرناکی؟

21:25.202 --> 21:26.203
‫اون چی؟

21:26.203 --> 21:27.663
‫نه. خدایا، نه

21:27.663 --> 21:29.498
‫چون دارن می‌گن هستید

21:30.123 --> 21:31.667
‫خانم، بهتون قول می‌دم، ما...

21:31.667 --> 21:34.253
‫ببخشید، این گفت‌وگوی خانوادگیه

21:38.215 --> 21:39.675
‫ما هنوز خانواده‌ایم؟

21:41.426 --> 21:42.511
‫یعنی از نظر قانونی؟

21:48.433 --> 21:49.852
‫خب، باز خودش یه چیزیه

21:50.561 --> 21:54.815
‫مارلین، همین‌که داری باهامون
‫حرف می‌زنی، خودش ریسکه

21:54.815 --> 21:56.942
‫نمی‌دونی چقدر برام ارزشمنده

21:56.942 --> 21:58.819
‫ولی ارزشش رو داره

22:00.320 --> 22:01.892
‫که بخوایم بیلی رو پیدا کنیم

22:07.619 --> 22:08.620
‫تو...

22:10.180 --> 22:12.516
‫می‌دونی چی سر بیلی اومد؟ می‌دونی کجاست؟

22:12.541 --> 22:16.587
‫ما یه سرنخ درست‌حسابی داریم.
فقط به یه مقدار زمان نیاز داریم

22:18.054 --> 22:19.643
می‌شه بهمون وقت بدی؟

22:20.726 --> 22:22.985
‫جای دِنجی نیست، ولی
‫واسه امشب کارتون رو راه می‌ندازه

22:23.010 --> 22:25.304
‫- ممنون
‫- تا طلوع خورشید می‌تونید بمونید

22:34.354 --> 22:35.355
‫خدایا

22:38.150 --> 22:39.985
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

22:43.197 --> 22:44.198
دربارۀ بیلی؟

22:44.198 --> 22:47.826
‫آره، کیه؟ شوهرشه؟

22:49.620 --> 22:51.622
‫نه، شوهر منه

22:56.168 --> 22:58.355
‫می‌شه بشینیم؟

23:12.017 --> 23:14.937
‫بیلی آدم بدی نبود، نیست

23:16.146 --> 23:17.881
‫نه دروغی گفت، نه خیانت کرد

23:18.941 --> 23:22.027
‫ولی یه‌سری مشکلات سر راهمون
‫سبز شد و هیچ‌وقت هم حل نشد

23:24.613 --> 23:26.667
‫جَرّوبحثمون شد دعوا و درگیری، و...

23:27.574 --> 23:29.159
‫ما هم دیگه با هم صحبت نکردیم

23:30.702 --> 23:32.086
‫واسه چند ماه

23:33.205 --> 23:38.043
‫تا یه روز که به من گفت بچه می‌خواد

23:40.754 --> 23:45.717
‫و منم گفتم: «چه بامزه، من طلاق می‌خوام»

23:49.263 --> 23:51.398
‫به نظر خیلی هم بامزه نبود

23:57.187 --> 24:00.216
‫اون اینجا اومد تا با خواهر بزرگ‌ترش، مارلین، زندگی کنه

24:02.943 --> 24:06.488
‫دو روز بعدش کلانتر تایسن
ناپدید شد و بیگانه‌ها پیداشون شد

24:07.865 --> 24:10.701
‫بعدش هم بقیه ناپدید شدن و سروکلۀ ارتش پیدا شد

24:11.535 --> 24:12.786
بعدش هم بیلی ناپدید شد

24:15.163 --> 24:16.164
‫و بعد تو اومدی

24:18.667 --> 24:20.043
‫من دوست داشتم که بره،

24:22.462 --> 24:23.589
‫ولی نه این‌شکلی

24:25.424 --> 24:28.844
‫انگار که همه‌ش تقصیر منه

24:44.443 --> 24:45.903
‫پسرم مریض بود

24:52.576 --> 24:54.832
‫بدن کوچولوش درد می‌کرد، می‌دونی؟

24:57.915 --> 24:58.916
‫خیلی درد می‌کرد

25:04.630 --> 25:07.132
‫و واسه یه لحظه می‌خواستم اون درد از بین بره

25:10.052 --> 25:14.348
‫همۀ دردی که تو وجود همه‌مون هست، فقط...

25:17.059 --> 25:18.060
‫تموم بشه

25:23.190 --> 25:24.191
‫و بعدش...

25:27.152 --> 25:29.571
‫دکتر اومد و خبرش رو به ما داد

25:35.994 --> 25:39.040
‫ازدست‌دادن یکی، اون هم این‌جوری، داغونت می‌کنه

25:45.796 --> 25:47.214
‫هیچ‌وقت تموم نمی‌شه؟

25:51.844 --> 25:52.845
‫اگه شد بهت می‌گم

25:55.180 --> 25:56.181
‫اگه شد بهت می‌گم

26:27.296 --> 26:28.297
‫بیاید

26:31.387 --> 26:33.972
‫درست وقتی داریم از شهر می‌ریم
‫این بارون کوفتی شروع به باریدن کرد

26:34.428 --> 26:36.972
‫- مثل خونه‌ست
‫- کجاش مثل خونه‌ست؟

26:37.598 --> 26:39.154
‫بریم جیره و آذوقه جمع کنیم، خب؟

26:39.433 --> 26:40.809
‫اینجا رو

26:44.521 --> 26:46.773
!‫ای‌ول! وقت انبارکردنه

26:51.612 --> 26:53.488
‫بارون رو ولش کن، توی پلاستیک هم خیس می‌شم

26:53.488 --> 26:55.532
.‫تنها اندازه‌ای که مونده بود «خیلی بزرگ» بود
‫باید به همین بسنده کنیم

26:55.532 --> 26:57.826
‫خبر حملۀ بیگانه‌ها به...

26:57.826 --> 26:59.244
‫نظرت راجع به این چیه؟

26:59.244 --> 27:01.872
‫- اون آشغاله، پن. بندازش زمین
‫- چی؟ نه

27:01.872 --> 27:03.624
‫نگاه، برچسب روشه. جدیده

27:03.624 --> 27:05.210
‫اصلاً کار می‌کنه؟

27:05.351 --> 27:06.877
‫یه کاری می‌کنم بکنه

27:06.877 --> 27:10.214
‫- خیلی‌خب، بده‌ش من، خب؟
‫- نه، تو میندازیش آشغالی

27:10.214 --> 27:11.381
‫- پن، بده‌ش من
‫- نه!

27:11.381 --> 27:13.211
‫- پن، ولش کن
‫- نه!

27:16.887 --> 27:18.055
‫چیزی نیست

27:18.055 --> 27:19.681
‫- صدای خودشون بود؟
‫- معلومه که خودشون بود

27:19.681 --> 27:22.976
‫کسپ، حسشون می‌کنی؟ مثل قبل،
‫توی بیمارستانِ مامان. نزدیکن؟

27:22.976 --> 27:25.437
‫بی‌خیال، فکر می‌کردم بهشون وصلی یا هرچی

27:25.437 --> 27:26.563
‫چیزی احساس نمی‌کنم

27:27.272 --> 27:30.067
‫خوبه، مگه نه؟ ‫شاید رفته باشن

27:31.985 --> 27:33.779
‫لعنتی، این‌یکی نزدیک بود

27:33.779 --> 27:35.864
‫انگار می‌خوان وارد ساختمون بشن

27:35.864 --> 27:37.407
‫نه، نه، نه، نه

27:37.407 --> 27:40.160
‫هی، چیزی نیست. چیزی نیست، پن
‫دست منو بگیر

27:40.160 --> 27:41.578
‫خیلی‌خب، پن. چیزی نیست

27:42.412 --> 27:44.927
‫همین‌جا جمع شدن، نه؟
‫ما هم حکم غذاشون رو داریم

27:45.121 --> 27:46.927
‫وقتشه نشون بدی چه جِدای
‫بزرگی هستی، اسکای‌واکر

27:47.209 --> 27:50.045
‫حق با مونتیه. نمی‌تونیم اینجا بمونیم. بیاین

27:55.217 --> 27:56.218
!گُه توش

27:57.682 --> 28:01.477
‫کسپ؟ می‌تونی راهنمایی‌مون کنی؟
‫بگو کدوم طرف بی‌خطره؟

28:08.772 --> 28:10.065
‫این‌طرف

28:10.858 --> 28:12.234
‫خیلی‌خب، بریم

28:12.234 --> 28:13.318
‫کسپر، تو جلو بیفت

28:35.215 --> 28:37.217
‫برید! برید!

28:38.468 --> 28:39.469
‫فرار کنید!

28:40.721 --> 28:42.973
‫اوه، تف بهش! بن‌بسته، گُه توش!

28:43.479 --> 28:44.864
‫بچه‌ها، چی‌کار کنیم؟

28:45.559 --> 28:46.977
!‫بچه‌ها، از این‌طرف

28:49.215 --> 28:52.065
‫- دارن میان
‫- بازش کن! برو، برو، برو

28:52.065 --> 28:53.150
‫برو، برو، برو

28:58.280 --> 29:00.282
‫- عجله کنید!
‫- برید، برید!

29:00.908 --> 29:02.117
گُه توش

29:04.244 --> 29:06.455
‫- خدای من
‫- برو، برو، برو، پنی. بیا

29:07.669 --> 29:09.524
‫پنج طبقه ارتفاع داره!

29:10.334 --> 29:13.045
‫هی، چی‌کار کردی؟
‫ما رو دودستی تقدیمشون کردی!

29:13.045 --> 29:15.047
‫حالا چی‌کار کنیم؟ ‫حالا چی‌کار کنیم؟

29:15.047 --> 29:16.340
‫کسپ؟

29:16.340 --> 29:19.510
‫من دیگه یه کلمه هم به حرف‌هاش گوش نمی‌دم.
به‌خاطر اونه که توی این هچل گیر افتادیم

29:19.510 --> 29:22.721
‫باز شو، باز شو، باز شو!

29:22.721 --> 29:25.349
‫باز شو، باز شو، باز شو!

29:25.349 --> 29:30.020
‫- باز شو، باز شو، باز شو!
‫- پنی

29:30.020 --> 29:31.688
‫باز شو، باز شو

29:33.690 --> 29:35.234
‫صداشون میاد، دارن میان

29:35.234 --> 29:38.163
‫- باز شو!
‫- ما بهت اعتماد کردیم، و حالا اینجا گیر افتادیم

29:39.071 --> 29:40.155
‫خیلی‌خب

29:40.656 --> 29:43.033
‫من و تو، چپ، راست، چپ. چیزی‌مون نیست

29:44.201 --> 29:45.617
‫حالمون خوبه

29:45.911 --> 29:46.912
‫نه، گیر نیفتادیم

30:15.566 --> 30:16.567
‫بریم

30:39.006 --> 30:41.341
‫هی، مرد. اسم «کمپ آلمن» به گوشت خورده؟

30:41.842 --> 30:43.093
‫- چی شده؟
‫- نابود شد

30:45.012 --> 30:47.347
‫کلِ گروهان یک‌شبه از روی زمین محو شد

30:48.223 --> 30:49.683
‫- لعنتی
‫- آهای!

30:54.062 --> 30:56.565
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی، بچه‌جون؟ گم شدی؟

30:57.357 --> 30:58.358
‫به کمکتون نیاز دارم

31:00.611 --> 31:02.446
‫خانواده‌ت چی شدن؟ حالشون خوبه؟

31:03.071 --> 31:05.699
‫اون‌ها چیزی‌شون نیست، مشکل منم

31:08.160 --> 31:09.620
‫من یه مشکلی دارم

31:12.789 --> 31:14.110
‫می‌رم گزارش کنم

31:15.667 --> 31:17.188
‫حالت بده؟

31:18.962 --> 31:20.714
‫خیلی بد به نظر نمیای

31:20.714 --> 31:22.799
‫می‌خوای ببرمت درمانگاه؟

31:22.799 --> 31:24.259
‫به پزشک بگم معاینه‌ت کنه

31:24.259 --> 31:25.962
‫مشکلی نداری؟

31:26.576 --> 31:29.201
‫باید بگی اول رفیقت رو معاینه کنن

31:38.273 --> 31:39.274
‫پاک‌سازی شد

31:44.863 --> 31:47.115
.‫مادرت بهت افتخار می‌کنه
‫برو. دروازه رو باز کن

32:04.883 --> 32:07.803
.‫امیدوارم اشتباه نکرده باشی، کلارک
‫اون داره مستقیم داخل لونۀ زنبور می‌ره

32:11.765 --> 32:13.809
‫- مراقب باش!
‫- اوه، لعنتی

32:17.896 --> 32:19.690
‫- برید!
‫- این‌طرف! دنبالم بیاین!

32:22.901 --> 32:26.488
‫پیاده شو! بخواب رو زمین! حالا!

32:28.740 --> 32:31.118
‫گفتم همین الان پیاده شو!

32:31.118 --> 32:32.202
‫آروم باشید

32:34.371 --> 32:35.747
‫بگردش

32:40.210 --> 32:42.713
‫لعنتی، همین که بیگانه‌ها
با ما دشمن‌ان کافی نبود؟

32:42.713 --> 32:45.007
‫حالا باید نگران دشمن‌های انسان هم باشیم؟

32:45.007 --> 32:46.675
‫- چیزی همراهش نیست
‫- خیلی‌خب، می‌شه به من بگی...

32:46.675 --> 32:48.844
‫فکر کردی چه غلطی داری می‌کنی؟

32:50.470 --> 32:52.575
‫همه‌تون رو یه‌جا جمع می‌کنم

32:52.600 --> 32:54.892
‫محاصره شدید، اسلحه‌تون رو زمین بذارید!

32:54.892 --> 32:56.580
‫همین الان، بذارید زمین!‍

32:59.897 --> 33:01.899
‫اسلحه‌تون رو زمین بذارید! بخوابید زمین!

33:01.899 --> 33:05.152
‫- بخوابید! بخوابید!
‫- با تو هم هستم، سرجوخه!

33:05.652 --> 33:07.654
‫بذار کسی امروز تیر نخوره

33:07.654 --> 33:08.906
‫خیلی‌خب. آروم! آروم!

33:16.444 --> 33:17.445
‫راه بیفت

33:20.834 --> 33:23.156
‫- رانندگیِ خوبی بود
‫- شمارش خوبی بود

33:23.670 --> 33:26.147
‫راست می‌گفتی، کمبود نیرو دارن

33:26.465 --> 33:28.800
‫می‌خوای بدونی توی یه پایگاه نظامی چند نفر هست؟

33:29.635 --> 33:31.470
‫حواست به سالن غذاخوری باشه

33:34.223 --> 33:35.936
‫بریم دخترم رو پیدا کنیم

33:48.320 --> 33:49.821
‫این دیگه چه کوفتیه؟

33:54.719 --> 33:56.954
‫- اوه، باورم نمی‌شه جواب داد
‫- بهت که گفته بودم

33:56.954 --> 33:58.872
‫همه باید شکم خودشون رو سیر کنن، حتی کلاغ‌ها

33:58.872 --> 34:00.415
‫- قربان، راه بسته‌ست
‫- هی!

34:00.415 --> 34:02.065
‫از طرف من از مارلین تشکر کن

34:03.669 --> 34:05.754
‫بعید بدونم بخواد ما رو دوباره ببینه

34:05.754 --> 34:09.091
‫بیلی و بقیه رو پیدا می‌کنیم

34:12.678 --> 34:13.846
‫هی! بزن به چاک!

34:14.888 --> 34:16.889
‫محض احتیاط این رو داشته باش، خب؟

34:19.291 --> 34:20.629
‫از پسش برمیای

34:21.728 --> 34:23.421
‫می‌دونم که اولین تجربه‌ت نیست

34:38.453 --> 34:40.330
‫بریم، بچه‌ها. بریم

35:25.876 --> 35:26.877
‫جمیلا

35:28.587 --> 35:29.588
‫مراقب باش، خب؟

35:40.098 --> 35:41.266
‫هی

35:44.144 --> 35:46.730
‫کسپ. مراقب باش، داغه

35:50.526 --> 35:51.527
‫سردته؟

35:52.152 --> 35:53.570
‫نه، من خوبم

35:59.243 --> 36:00.744
‫اتفاق‌های عجیبی توی پاریس افتاد، نه؟

36:01.575 --> 36:03.577
‫شهر لعنتی، چیزی نمونده بود بمیریم

36:05.874 --> 36:07.989
‫به‌خاطر من نزدیک بود بمیریم

36:09.336 --> 36:10.838
‫تو سعی خودت رو کردی، کسپ

36:12.965 --> 36:15.716
‫هنوز داری بهبود پیدا می‌کنی، نه؟

36:17.177 --> 36:18.632
‫سعی می‌کنی یادت بیاد

36:23.642 --> 36:28.438
‫می‌تونم کمک کنم یادت بیاد،
‫ما رو یادت بیاد، نه؟

36:37.364 --> 36:39.074
‫نقاشی‌ای که کشیدی رو پیش خودم نگه داشتم

36:40.367 --> 36:41.577
‫کلِ این مدت

36:42.953 --> 36:45.867
‫قبلاً فکر می‌کردم برای اینکه
‫فراموشت نکنم نگهش داشتم،

36:46.832 --> 36:51.587
‫ولی بعدش فهمیدم واسه این نگهش داشتم
‫تا خودم رو فراموش نکنم

36:53.213 --> 36:56.466
‫جوری که تو به من نگاه می‌کردی، کسپ

36:58.969 --> 37:00.137
‫باعث شدی باور کنم

37:02.733 --> 37:05.951
‫اگه تو تونستی این کار رو واسه من بکنی،
‫من هم می‌تونم این کار رو واسه تو بکنم

37:06.727 --> 37:07.728
‫خب؟

37:11.815 --> 37:13.233
‫مجهوله

37:14.526 --> 37:20.782
‫مثل یه رؤیاست که نمی‌تونم حفظش کنم،
‫می‌دونی؟ همه‌چی از ذهنم می‌پره

37:57.986 --> 38:01.457
‫اولین آهنگیه که با هم گوش دادیم، آثار قدیمی

38:24.888 --> 38:27.349
‫سوار اتوبوس بودیم، درسته؟

38:28.392 --> 38:29.393
‫آره

38:34.481 --> 38:35.482
‫و من یه دفتر داشتم؟

38:36.859 --> 38:38.026
‫دفترچه‌ت

38:38.610 --> 38:40.487
‫آره. اتفاقی باز شد

38:43.532 --> 38:44.533
‫آره

38:45.450 --> 38:46.451
‫و بعدش تو...

38:51.790 --> 38:52.791
‫یادمه

39:35.417 --> 39:37.336
‫خیلی‌خب، سارا مالک

39:37.336 --> 39:39.505
‫قدش این‌قدره. هشت سالشه

39:39.505 --> 39:42.204
‫موهای بلند قهوه‌ای داره. کجاست؟

39:47.596 --> 39:50.224
‫می‌دونی برخلاف حرف‌هایی که
‫اون بیرون زدی، ما دشمنت نیستیم

39:50.224 --> 39:53.060
‫باکمال‌احترام، خانم، حرفتون رو باور نمی‌کنم

39:54.520 --> 39:56.146
‫شماها اعضای جنبش‌اید، درسته؟

39:56.146 --> 39:58.857
.‫ما قصد نداریم به کسی آسیبی برسونیم
‫امیدوارم متوجه این موضوع باشی

39:58.857 --> 40:00.943
‫ضربۀ بدی به اون دو نفری
‫که جلوی ورودی بودن زدید

40:00.943 --> 40:02.462
‫ما فقط دنبال دخترم می‌گردیم

40:03.195 --> 40:06.031
‫اون رو بده تا بریم. ما می‌دونیم اون اینجاست

40:10.854 --> 40:12.621
‫ببین، اگه تو مسئول اینجا نیستی،

40:12.621 --> 40:14.540
‫بگو کیه تا باهاش صحبت کنیم

40:14.540 --> 40:15.791
‫اینجا کسی مسئول نیست

40:17.835 --> 40:20.064
‫- افسر ارشد کیه؟
‫- منم

40:21.338 --> 40:24.258
‫ولی با رأی‌گیری سرجوخه شدم. رسمی نیست

40:25.133 --> 40:27.814
‫مابقی اعضای گروهان واسه
‫تقویت موقعیت‌های دیگه منتقل شدن

40:27.839 --> 40:29.388
‫پس یعنی هیچ‌کس اینجا رو اداره نمی‌کنه؟

40:29.388 --> 40:32.683
‫تا دستورات جدید از موقعیتمون دفاع می‌کنیم.
‫ما فقط داریم وظایفمون رو انجام می‌دیم

40:32.683 --> 40:35.519
‫به‌همین‌خاطر درخواست شما
‫برای اطلاعات بیشتر رو رد می‌کنم

40:44.286 --> 40:46.113
‫درخواستم رو رد می‌کنی؟

40:46.113 --> 40:48.991
‫تمامی وقایع مرتبط با
‫اقدامات ارتش در این پایگاه...

40:48.991 --> 40:52.411
‫محرمانه بوده و اشتراکِ آن با
‫افراد غیرنظامی غیرقانونی می‌باشد

40:52.411 --> 40:53.495
‫خیلی‌خب

40:56.039 --> 40:57.332
‫اون دختر منه

40:58.292 --> 40:59.293
‫بگو کجاست؟

41:04.798 --> 41:06.341
‫چی؟ اونجا؟

41:12.389 --> 41:13.515
‫اون رو اینجا...

41:20.184 --> 41:23.940
‫« بادوم »

41:31.700 --> 41:32.784
‫کمکم کن

41:35.329 --> 41:36.496
‫متأسفم

41:43.378 --> 41:44.379
‫آره

41:46.423 --> 41:47.466
‫من هم همین‌طور

41:50.802 --> 41:52.638
‫- آنیشا
‫- خدایا...

41:52.638 --> 41:53.722
‫آنیشا!

41:53.722 --> 41:54.973
‫نگهش دارید

41:54.973 --> 41:57.127
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- نگهش دارید!

41:58.310 --> 42:00.994
‫- اسلحه‌ت رو بگیر سمتش
‫- این راهش نیست

42:01.313 --> 42:03.941
‫- آنیشا
‫- بفرما، پروپوفول

42:03.941 --> 42:05.150
‫چی‌کار می‌کنی؟

42:05.150 --> 42:08.362
‫معمولاً ۴۰ میلی‌گرم تزریق می‌کنم

42:08.362 --> 42:11.031
‫واسه تو ۶۰ میلی‌گرم باید خوب باشه

42:11.532 --> 42:13.617
‫می‌شه توضیح بدی نقشه‌ت چیه؟

42:13.617 --> 42:16.411
‫اون اونجا بود، کلارک. توی اون اتاق

42:17.329 --> 42:21.208
‫حالا بهش یه فرصت دیگه می‌دم که بگه کجاست

42:21.208 --> 42:24.169
‫قبل از اینکه اون عضو بدنی که وقتی بیدار بشه
‫خیلی دلش براش تنگ می‌شه رو از جاش دربیارم

42:24.169 --> 42:26.421
‫آنیشا، تو همچین آدمی نیستی

42:26.421 --> 42:29.341
‫من دقیقاً همچین آدمی‌ام. من مادرشم!

42:29.341 --> 42:31.051
‫ببین، من هم عزیزانم رو از دست دادم، خب؟

42:31.051 --> 42:34.096
‫من هم خانواده‌م رو از دست داده‌ام.
‫لعنتی، خواهش می‌کنم. تمومش کن

42:34.096 --> 42:35.389
‫آنیشا

42:35.931 --> 42:37.015
‫خانم، خواهش می‌کنم

42:37.015 --> 42:38.600
‫یا الآن یا هیچ‌وقت

42:38.600 --> 42:41.019
‫خواهش می‌کنم، گوش کن. خواهش می‌کنم
‫خواهش می‌کنم، فقط...

42:41.019 --> 42:42.229
‫- زبون باز کن!
‫- لعنتی، خواهش می‌کنم...

42:42.229 --> 42:44.064
‫- کجاست؟
‫- اینجا نیست!

42:45.607 --> 42:46.817
‫اینجا نیست

42:47.317 --> 42:49.361
‫اتاق اداری رو گشتم این رو پیدا کردم

42:49.361 --> 42:50.696
‫دیشب سارا رو بردن

42:51.822 --> 42:53.949
‫- متأسفم، آنیشا
‫- اُکلاهما؟

42:53.949 --> 42:56.493
‫آره، پایگاه نظامی نیست
« برگۀ انتقال »

42:57.369 --> 42:58.983
‫پروژۀ آیدابل؟

42:59.913 --> 43:01.123
‫این چیه؟

43:01.123 --> 43:02.666
‫جای بعدی‌ای که قراره بریم

43:04.251 --> 43:05.711
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم

43:06.211 --> 43:07.462
‫نه، نمی‌کنید

43:08.005 --> 43:09.715
‫هرگز دستتون بهش نمی‌رسه

43:12.009 --> 43:14.386
‫- دستمون به تو که رسید
‫- متوجه نیستید

43:14.386 --> 43:15.470
‫پروژۀ آیدابل...

43:16.196 --> 43:18.365
‫مثل اینجا یه پاسگاه نیمه‌رها‌شده نیست

43:18.390 --> 43:19.808
‫اونجا نقطه شروعه

43:19.808 --> 43:21.560
‫همۀ این‌ها از اونجا شروع شده

43:22.644 --> 43:25.856
‫گوش بده، اگه اون‌ها دخترت رو گرفتن،
‫دیگه بی‌خیالش شو

43:26.356 --> 43:27.941
‫کاری از دستت برنمیاد

44:19.284 --> 44:20.786
‫بیا بریم. دنبالم بیا

45:24.683 --> 45:25.767
‫رُز عزیز،

45:26.727 --> 45:28.103
‫این همون نامه‌ایه که...

45:28.103 --> 45:31.940
‫وقتی کنار هم خوابیده بودیم
‫نتونستم بهت بگم

45:31.940 --> 45:34.109
‫چون نمی‌دونستم دقیقاً چی باید بهت بگم

45:34.109 --> 45:35.402
‫خب، هنوز هم نمی‌دونم. ولی...

45:37.529 --> 45:40.813
‫شاید تمام چیزهایی که ما رو
‫به هم رسوند خیلی هم اتفاقی نبود

45:41.690 --> 45:43.594
‫تصادفی نبود

45:44.453 --> 45:45.579
‫من به یکی نیاز داشتم

45:47.349 --> 45:50.286
،‫همه‌مون به یکی نیاز داریم
‫حتی اگه متوجهش نباشیم

45:58.842 --> 46:00.928
‫نقاشی‌ها، رؤیاها...

46:00.928 --> 46:04.014
‫شاید اونی که باعث تکمیل‌شدن...

46:04.014 --> 46:06.808
‫تمام این تیکه‌های پازل و منتهی‌شدنشون
‫به یه مکان باشه، تو باشی

46:06.808 --> 46:07.976
‫مثل یه نور

46:08.519 --> 46:09.895
‫که مسیر رو به من نشون می‌دی

46:10.521 --> 46:11.647
‫محوطه امنه

46:22.157 --> 46:25.498
‫بهم نشون می‌دی که مرکز تمامی این اتفاقات چیه

46:32.209 --> 46:34.052
‫تا خونه راهنمایی‌م می‌کنی

46:34.658 --> 46:40.658
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:

46:41.464 --> 46:48.464
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

46:48.497 --> 46:55.497
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
