WEBVTT

00:07.531 --> 00:14.531
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

00:24.007 --> 00:31.007
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

00:38.081 --> 00:39.082
‫کسپر؟

00:41.102 --> 00:42.465
‫تویی؟

00:45.589 --> 00:47.382
‫با من حرف بزن، کَسپ

00:49.699 --> 00:50.872
‫من همین‌جام

00:52.053 --> 00:53.346
‫کجایی، کسپ؟

00:57.068 --> 00:58.662
‫کجا؟

00:59.569 --> 01:01.074
‫حضورت رو حس می‌کنم

01:02.457 --> 01:03.741
‫درست همین‌جام

01:05.065 --> 01:06.734
‫یه نشونی به من بده، کسپ

01:10.196 --> 01:11.323
‫جمیلا

01:34.998 --> 01:37.523
‫« ولینگ‌بورو، بریتانیا، زمین »
‫« وضعیت فعلی: امن »

01:37.557 --> 01:40.227
‫پس از گذشت چهار ماه
‫از اعلام حملۀ بیگانگان

01:40.310 --> 01:44.022
‫و عدم برقراری ارتباط با کشتی‌های،
‫و تأیید قصدوغرض آن‌ها،

01:44.047 --> 01:46.341
‫بحران پناهندگان با میلیون‌ها نفر
‫در جست‌وجوی پناهگاه ادامه دارد

01:46.366 --> 01:48.101
‫طبیعیه که هنوز عزاداری

01:48.126 --> 01:50.545
‫عزادار؟ خواب‌هام تمومی ندارن، مامان

01:50.570 --> 01:53.531
‫می‌دونم حالت گرفته، ولی باید صبور باشی

01:53.556 --> 01:55.373
‫صبور بوده‌ام

01:56.071 --> 01:57.918
‫اگه صرفاً خواب نباشن چی؟

01:58.995 --> 02:01.206
‫- می‌فهمی چی داری می‌گی؟
‫- مامان، به حرف‌هام گوش کن

02:01.231 --> 02:03.667
‫کسپر هم کارهایی می‌کرد
‫که با عقل جور درنمی‌اومد

02:03.692 --> 02:05.627
‫اون با ذهنش جلوی بیگانه‌ها رو گرفت

02:05.652 --> 02:08.462
‫بمب هسته‌ای جلوشون رو گرفت
‫نه جِدای‌بازی‌های تو

02:08.487 --> 02:10.780
‫واقعاً؟ پس چرا هنوز اینجان، هوم؟

02:10.805 --> 02:12.691
‫روزبه‌روز بیشتر می‌شن

02:12.816 --> 02:15.126
‫پس چرا سلاح هسته‌ای ما هیچ کاری
‫با ستارۀ مرگ اون‌ها نکرد، احمق‌خان؟

02:15.151 --> 02:16.236
‫جمیلا!

02:17.681 --> 02:19.391
‫ببخشید، مامان، ولی...

02:19.474 --> 02:23.019
‫می‌تونم حسش کنم. می‌دونی، کسپر اون بیرونه

02:23.103 --> 02:24.854
‫یه جوری، یه جایی هستش

02:25.665 --> 02:27.800
‫اون شاید تنها فرصتمون باشه

02:27.972 --> 02:30.377
‫مامان، تو هر روز به نجات مردم کمک می‌کنی

02:30.402 --> 02:33.029
‫اگه این فرصت رو داشته باشی تا
‫بیشتر از یه چادر بیمار رو نجات بدی چی؟

02:33.054 --> 02:34.667
‫حتی بیشتر از یه بیمارستان آدم رو نجات بدی

02:34.992 --> 02:37.000
‫اگه بتونی همه رو نجات بدی چی؟

02:37.742 --> 02:42.205
.رؤیاها از بین می‌رن، جمیلا
‫ولی روحیه‌ت تا ابد باهات می‌مونه

02:42.872 --> 02:45.000
همینه که جون ما رو نجات می‌ده

02:45.876 --> 02:49.666
‫نه جادو و پسری که بین ما نیست

02:53.974 --> 02:56.782
‫عذر می‌خوام، ولی اون دیگه فوت کرده

03:00.932 --> 03:02.475
‫باید برم

03:20.702 --> 03:21.703
‫اون چیه روی سرت؟

03:21.786 --> 03:24.289
‫- می‌خوامش، مامان! واسه حفاظته
‫- بده‌ش من

03:24.314 --> 03:25.442
‫مطمئنی؟

03:38.970 --> 03:42.182
‫باید تکونش بدی،
‫وگرنه دونۀ جو تهش می‌مونه

03:43.099 --> 03:44.309
‫چون چگالیش از آب سنگین‌تره

03:44.717 --> 03:50.295
‫« میامی، فلوریدا، آمریکا، زمین »
‫« وضعیت فعلی: امن »

04:09.351 --> 04:10.867
‫باهاش ارتباط برقرار نکردی؟

04:11.534 --> 04:12.868
‫چی؟

04:13.345 --> 04:15.095
‫هرچقدر که بخوای می‌تونی خیره شی

04:15.120 --> 04:17.384
‫ولی فکر نکنم به جشنمون بیان

04:18.300 --> 04:23.223
‫دِرین، می‌شه با اون شوخی‌های بی‌مزه‌ت
دست از سر داداشم برداری؟

04:23.306 --> 04:26.299
‫مهمونیه. توی مهمونی هم نمی‌تونم خوش بگذرونم؟

04:27.102 --> 04:28.520
‫حالت خوبه، ترِو؟

04:28.603 --> 04:30.313
‫خوبم، دارم از مهمونی لذت می‌برم

04:30.397 --> 04:32.065
‫نه‌خیر، من می‌فهمم داری دروغ می‌گی

04:32.148 --> 04:34.943
‫چون هیچ‌کس از مهمونی لذت نمی‌بره
‫وقتی گیر شوهر من بیفته

04:35.569 --> 04:36.861
‫غیر از خودت

04:40.353 --> 04:42.617
لااقل باعث شدن خانواده دور هم جمع بشن، مگه نه؟

04:42.701 --> 04:45.328
‫یعنی قبلِ اینکه سروکله‌شون پیدا بشه،
‫هیچ‌وقت این‌طوری دور هم جمع نشده بودیم

04:46.162 --> 04:48.707
‫مگه‌اینکه عروسی یا مراسم ختم بوده باشه

04:49.332 --> 04:51.001
‫الآن که مراسم‌های ختم بیشتر از عروسی شده

04:55.213 --> 04:59.551
‫این بچه‌ها هرچی بود رو خوردن.
‫شیونا، دیگه بستۀ تدارکات نداری؟

05:01.052 --> 05:02.679
‫ببین، می‌تونم برم فروشگاه بگیرم، خاله‌جون

05:02.762 --> 05:04.431
‫اوه، ما کل آذوقه‌هامون رو تموم کردیم، عزیزم

05:04.514 --> 05:07.517
‫اشکال نداره. من کوپن دارم. می‌دونی،
‫می‌تونم ملزومات رو جمع‌آوری کنم، خب؟

05:07.601 --> 05:09.185
‫«جمع‌آوری ملزومات»

05:10.145 --> 05:11.563
‫دوباره مثل سربازها حرف می‌زنی

05:13.106 --> 05:14.024
‫عادت‌های قدیمی

05:14.107 --> 05:17.402
‫خب، بجنب پس. وگرنه شروع می‌کنیم به خوردن چمن

05:18.361 --> 05:20.071
‫جوردن افتاد توی پُرعمق!

05:20.155 --> 05:22.282
‫- کمک! نمی‌تونه نفس بکشه
‫- جوردن!

05:22.365 --> 05:23.658
‫جوردن!

05:24.659 --> 05:26.036
‫جوردن!

05:33.043 --> 05:37.047
‫جوردن! جوردن! دِرین!

05:38.131 --> 05:40.383
‫یالا. یالا. هی، هی

05:40.467 --> 05:42.135
‫- وای خدا! وای خدا، دِرین!
‫- یالا

05:42.219 --> 05:44.387
‫- نفس نمی‌کشه، دِرین!
‫- لطفاً، پسر

05:44.471 --> 05:46.765
‫- نفس نمی... وای خدا!
‫- نفس بکش. نفس بکش. یالا

05:47.349 --> 05:48.642
‫طوری نیست. یالا

05:49.684 --> 05:50.685
‫خواهش می‌کنم

05:51.686 --> 05:52.729
‫یالا

05:52.812 --> 05:54.105
‫برید عقب! برید عقب!

05:54.856 --> 05:57.192
‫یالا. یالا، یالا

06:06.076 --> 06:07.410
‫یالا!

06:08.745 --> 06:10.956
‫- وای، خدا رو شکر!
‫- هی. به هوش اومدی

06:11.039 --> 06:13.041
‫- به هوش اومدی. هی
‫- عمو ترِو؟

06:13.124 --> 06:14.459
‫پیش خودت چی فکر کردی، ها؟

06:15.085 --> 06:16.670
‫می‌خوای بهشون کمک کنی، ها؟

06:16.753 --> 06:18.380
‫می‌خوای کارشون رو براشون تموم کنی؟

06:18.463 --> 06:20.465
‫- باید مراقب خودمون باشیم! باشه؟
‫- ترِوانته!

06:20.549 --> 06:22.175
‫شنیدی چی گفتم؟ شنیدی؟

06:22.259 --> 06:24.636
‫شنیدی چی گفتم؟ من رو ببین!

06:24.719 --> 06:26.805
‫- من رو ببین!
‫- نه! ترِوانته، فوراً تمومش کن!

06:26.888 --> 06:30.225
‫اون پسر منه! بس کن!

06:39.234 --> 06:40.360
‫معذرت می‌خوام

06:41.861 --> 06:43.071
‫معذرت می‌خوام

06:44.281 --> 06:45.490
‫چه‌ت شده تو؟

06:50.996 --> 06:52.080
‫می‌رم غذا رو بگیرم

06:59.379 --> 07:01.715
‫جوردن. جوردن، عزیزم، خوبی؟

07:02.424 --> 07:04.759
‫حالت خوبه؟ خوبی؟

07:04.843 --> 07:07.137
‫خوبه. خیلی‌خب، خیلی‌خب

07:07.861 --> 07:13.861
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:

08:31.179 --> 08:32.264
‫این‌طرف!

08:40.647 --> 08:42.774
‫مگه نمی‌بینی این آذوقۀ ماست؟

08:42.856 --> 08:45.235
‫- اینجا! اینجا
‫- اینجا!

08:45.318 --> 08:47.862
‫اینجا! من! اینجا!

08:48.363 --> 08:49.823
‫ای‌ول!

09:00.500 --> 09:01.501
‫گَردپاش‌ها!

09:09.634 --> 09:10.635
‫آتش‌گیره!

09:21.480 --> 09:23.480
« مناطق ممنوعه - تخلیۀ فوری »

09:59.768 --> 10:00.769
‫آهای!

10:01.311 --> 10:02.312
‫چی‌کار می‌کنی؟

10:03.438 --> 10:04.981
‫- خواهش می‌کنم. قصد آزار ندارم
‫- جدی؟

10:05.065 --> 10:07.067
‫- پس اون خون چیه؟
‫- خون منه

10:07.150 --> 10:08.860
‫با قفل اونجا دستم بُرید

10:10.028 --> 10:12.489
‫معذرت می‌خوام. فقط باید به خانواده‌م غذا بدم

10:13.156 --> 10:15.700
‫مجبور شدیم خونه‌مون رو تخلیه کنیم به حومۀ لندن، وقتی...

10:15.784 --> 10:18.245
‫آره، می‌دونم. نقشه رو دیدم. می‌دونم قرمز شده

10:20.580 --> 10:21.581
‫مثل ماه

10:23.792 --> 10:24.793
‫مگه ماه چی شده؟

10:25.794 --> 10:27.712
‫سربازها داشتن هاگ‌ها رو می‌سوزوندن

10:28.672 --> 10:32.217
‫باد وزید و هوا رو سمی کرد

10:32.926 --> 10:36.930
‫ماه قرمز شد. کل شب قرمز و خونین، انگار که...

10:37.013 --> 10:38.306
‫آتیشش داده باشن

10:38.890 --> 10:41.351
‫دختربچه‌م پرسید خورشید
‫وسط شب چی‌کار می‌کنه

10:42.310 --> 10:45.730
‫پرسید شاید می‌ترسه در طول روز
‫توی آسمون تک‌وتنها باشه

10:46.815 --> 10:51.361
‫لطفاً، فقط چندتا چیز برای خانواده‌م بردارم.
‫لطفاً، التماس می‌کنم

10:52.487 --> 10:53.738
‫فقط چیزی که لازم داری بردار

11:53.840 --> 11:57.385
‫قوانین رو می‌دونی. صحبت ممنوع، حداکثر نیم ساعت

11:57.469 --> 11:58.470
‫مرسی

12:34.256 --> 12:35.382
‫هی، اون چی بود؟

12:35.465 --> 12:36.841
‫- چی شده؟
‫- خدا

12:36.925 --> 12:37.801
‫کسپر؟

12:37.884 --> 12:40.262
‫میلیاردها نورون در اوج هماهنگی حرکت می‌کنن

12:41.513 --> 12:42.806
‫میتسوکی

12:43.598 --> 12:44.891
‫اون‌ها

12:53.000 --> 12:54.000
« تشنج به‌خاطر تصاویر ذهنی بیگانه‌ها »

13:01.324 --> 13:02.325
‫سلام؟

13:04.578 --> 13:07.706
‫- سلام. برگشتی
‫- هی، بقیه کجان؟

13:08.707 --> 13:12.335
‫خب، خیلی دیر کردی...

13:12.419 --> 13:13.628
‫اوه، عجب!

13:14.379 --> 13:18.091
‫خیلی دیر کردی، ولی مهمونی یه‌خرده قبل تموم شد

13:23.889 --> 13:24.973
‫جوردن چطوره؟

13:28.977 --> 13:29.978
‫وحشت‌زده

13:32.439 --> 13:34.649
‫- حدود یه ساعت پیش خوابوندیمش
‫- خوبه

13:39.070 --> 13:40.071
‫نمی‌خوام

13:41.239 --> 13:42.449
‫درباره‌ش حرف نمی‌زنیم؟

13:43.909 --> 13:45.035
‫منظورت چیه؟

13:46.453 --> 13:48.413
‫خشمت رو سر جوردن خالی کردی

13:48.496 --> 13:49.664
‫اوه، پسر

13:58.006 --> 13:59.299
‫شرمنده‌ام

14:03.929 --> 14:04.930
‫لیرا زنگ زد

14:07.432 --> 14:08.683
‫یا تو به لیرا زنگ زدی

14:11.770 --> 14:12.771
‫اوه، حالش خوبه

14:12.854 --> 14:14.481
‫نه، هنوز خونۀ عموش توی پنساکولاست

14:14.564 --> 14:17.484
‫- هنوز هم نمی‌خواد باهام حرف بزنه، آره؟
‫- خب، چه انتظاری داری؟

14:17.567 --> 14:21.071
‫از اون‌سرِ دنیا خودم رو به خاک‌وخون کشیدم
‫که فقط بتونم برگردم پیشش، باشه؟

14:21.154 --> 14:22.447
‫اون هم بابتش دوستت داره

14:24.366 --> 14:25.367
‫همه‌مون دوستت داریم

14:26.409 --> 14:27.994
‫ولی می‌دونی که تو هیچ‌وقت...

14:29.579 --> 14:30.956
‫هیچ‌وقت واقعاً برنگشتی

15:11.246 --> 15:12.747
‫قضاوتت نمی‌کنم، ترِو

15:24.926 --> 15:27.762
‫لیرا دربارۀ دفتره بهم گفت، دربارۀ پسره

15:29.222 --> 15:32.350
‫بهم هشدار داد که هنوز درگیر یه جور جنگ هستی

15:34.394 --> 15:36.146
‫می‌بینم چه‌جوری به آسمون نگاه می‌کنی

15:37.606 --> 15:39.733
‫جوری که گاهی اوقات از پنجره بیرون رو می‌بینی

15:43.111 --> 15:44.988
‫می‌دونم هنوز به‌دنبال غیرممکن‌هائی

15:45.071 --> 15:46.781
‫بعضی‌هامون فقط می‌خوایم

15:46.865 --> 15:51.161
‫هرچی زمان روی زمین برامون مونده
‫رو به‌دور از شیاطین بگذرونیم

15:51.244 --> 15:52.746
‫انگارنه‌انگار که واقعاً اینجان

15:54.205 --> 15:57.500
‫و مهمونی‌گرفتن و انگار که همه‌چی مثل سابقه

15:57.584 --> 16:01.087
‫من دنیایی که داریم توش زندگی می‌کنیم رو می‌شناسم،
‫دنیایی که پسرم توش زندگی می‌کنه،

16:02.839 --> 16:05.342
‫فقط ممکنه همون دنیایی نباشه
‫که تو توش زندگی می‌کنی

16:12.682 --> 16:14.100
‫چمدونت رو بستم

16:25.654 --> 16:27.447
‫به‌خاطر اینکه سر جوردن داد زدم؟

16:30.533 --> 16:34.037
‫چون سر جوردن داد زدم، داری بیرونم می‌کنی. خدایی؟

16:34.621 --> 16:36.915
‫می‌دونم وقتی از اینجا بری، کجا می‌ری

16:36.998 --> 16:39.501
‫می‌دونم می‌ری دنبال جواب بگردی

16:39.584 --> 16:44.047
‫می‌دونی بلاهایی که اون بیرون
‫ممکنه سرت بیاد، نیمه‌جونم می‌کنه

16:44.130 --> 16:48.009
‫پس این حرف رو با تمام عشق قلبی‌م می‌گم

16:50.679 --> 16:51.680
‫برو

16:52.556 --> 16:53.765
‫برو توی جنگت مبارزه کن

16:56.476 --> 16:59.396
‫امیدوارم چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.
‫از ته دل می‌گم

17:04.943 --> 17:06.194
‫دوستت دارم

17:20.292 --> 17:23.545
‫جم؟ جم، غذا حاضره!

17:29.676 --> 17:31.219
‫جمیلا

17:31.887 --> 17:32.888
‫جم؟

17:47.485 --> 17:49.154
‫می‌دونم دردآوره

17:53.241 --> 17:55.994
‫می‌دونم این چیزی نیست که بخوای بخونی

17:57.704 --> 18:00.707
‫از خطرهای اون بیرون آگاهم،
‫و می‌دونم که ترسیدی

18:01.666 --> 18:02.667
‫من هم می‌ترسم

18:04.920 --> 18:07.255
‫ولی نمی‌تونم دست روی دست بذارم و کاری نکنم

18:08.215 --> 18:11.343
‫نمی‌تونم قایم بشم و وایستم که دنیا به پایان برسه

18:11.426 --> 18:14.679
‫هرقدر هم که اون بیرون سخت باشه،
‫سخت‌ترین قسمتْ ترک‌کردن خونه‌ست

18:15.263 --> 18:16.264
‫ترک‌کردن شما

18:18.391 --> 18:20.477
‫ولی می‌رم بیرون به‌دنبال رؤیاهام،

18:20.560 --> 18:22.229
‫حتی اگه رؤیایی بیشتر نباشن

18:23.730 --> 18:26.733
‫ولی این جِدای‌بازی ممکنه تنها چیزی باشه

18:26.816 --> 18:28.693
‫که سیاره‌مون رو نجات بده

18:39.079 --> 18:40.288
‫دارم میام، کسپ

18:42.666 --> 18:44.542
‫راستش تقصیر توئه

18:44.626 --> 18:47.587
‫تو بهم یاد دادی که به‌خاطر اعتقادم بجنگم،

18:47.671 --> 18:48.672
‫به هر قیمتی

18:50.048 --> 18:52.008
‫و من به این اعتقاد دارم

18:53.134 --> 18:54.177
‫دوستت دارم

18:54.678 --> 18:55.804
‫جم

19:23.600 --> 19:26.600
« مامانی تا ابد عاشقته »

20:27.312 --> 20:29.397
‫هوا سالم نیست

20:30.065 --> 20:31.650
‫باید برم بیمارستان!

20:31.733 --> 20:33.652
‫ما به نزدیک‌ترین بیمارستان می‌بریمت

20:33.735 --> 20:35.779
‫نه اون‌یکی. سنت بورنوالد؟

20:35.862 --> 20:37.822
‫اون ناحیه هم بسته شده

20:37.906 --> 20:39.199
‫- صدمه دیدی؟
‫- فقط باید برم...

20:39.282 --> 20:41.368
‫یه پناهگاه کودکان توی هاید پارک کرنر هست

20:41.993 --> 20:43.411
‫من اونجا نمی‌رم

20:43.495 --> 20:45.247
‫گفتم خلاف اون جهت می‌رم

20:45.330 --> 20:47.165
‫متأسفانه نمی‌تونیم بذاریم اون‌طرفی بری

20:55.173 --> 20:57.175
‫آهای! برگرد اینجا!

21:10.939 --> 21:11.940
‫دخترجان!

21:29.583 --> 21:30.625
‫هاگ

21:33.295 --> 21:34.379
‫بیا بیرون

21:34.880 --> 21:36.047
‫اینجا در خطری

21:36.756 --> 21:37.757
‫می‌تونیم کمکت کنیم

21:40.927 --> 21:43.305
‫می‌تونیم یه جای امن ببریمت

21:43.388 --> 21:45.932
‫اگه صدام رو می‌شنوی، بیا بیرون

21:46.641 --> 21:47.893
‫فقط می‌خوایم کمکت کنیم

21:51.771 --> 21:53.648
‫یه ماسک اینجا می‌ذاریم

21:56.359 --> 21:57.444
‫لازمت می‌شه، عزیزم

23:03.009 --> 23:05.053
‫یالا، یالا

23:06.388 --> 23:07.556
‫یه چیزی بهم بده

23:49.545 --> 23:55.345
« جسم مارپیچی‌شکل در شهرستان مک‌کرتین و سراسر جهان »

24:05.363 --> 24:11.536
‫ام، سی، یو

24:22.756 --> 24:23.757
‫خیلی‌خب

24:27.181 --> 24:30.981
« شهرستان مک‌کرتین »

24:32.349 --> 24:33.725
‫اُکلاهما؟

24:35.435 --> 24:37.187
‫- عرض جغرافیایی...
‫- وقت تمومه

24:38.188 --> 24:40.273
‫وقت تمومه! باید بری

24:41.858 --> 24:42.859
‫آره

24:44.778 --> 24:46.196
‫آره، باید برم

24:54.500 --> 24:57.500
« فلوریدا، مرز ایالتی »

26:10.906 --> 26:12.574
‫خواهش می‌کنم اون‌تو نباش، کسپ

26:38.200 --> 26:40.200
« نام: کسپر مارو »
« شمارۀ بیمار: ۱۳۴۷۲ »

26:40.424 --> 26:43.924
« اتاق بایگانی »

27:18.348 --> 27:21.059
‫«کسپر مارو. جعبۀ ۸۸۹۸»

28:00.473 --> 28:01.641
‫خل‌وچل

28:01.725 --> 28:03.435
‫- آقا؟
‫- چی شده؟

28:03.518 --> 28:06.146
‫- کسپر؟ کسپ؟
‫- هی، هی، هی!

28:19.576 --> 28:20.577
‫صدات رو می‌شنوم، کسپ

28:22.704 --> 28:23.830
‫پیدات می‌کنم

28:46.600 --> 28:48.600
« بیمارستان سنت بورنوالد »
« کسپر مارو »

29:00.900 --> 29:02.900
« انتقال به بیمارستان سن‌پلِ پاریس »
« به‌دستور ویژۀ ائتلاف دفاع جهانی »

29:17.384 --> 29:20.011
‫اون کمک می‌خواد. من می‌خوام

29:20.095 --> 29:21.513
‫چون نمی‌تونم اینجا باشم،

29:21.596 --> 29:25.058
‫از اون‌سرِ دنیا، برای هیچ‌وپوچ دوباره برگردم اینجا

29:25.141 --> 29:26.851
‫چون باید یه دلیلی پشتش باشه

29:28.144 --> 29:29.145
‫دلیلش اونه

29:30.605 --> 29:32.315
‫اون دفتر یه دلیلشه

29:32.399 --> 29:34.192
‫سلام، اسمت چیه؟

29:37.112 --> 29:38.113
‫ترِوانته

29:40.782 --> 29:41.908
‫من کسپرم

29:44.035 --> 29:45.662
‫کسپر کنجکاو

29:47.247 --> 29:48.540
‫هی

29:48.623 --> 29:50.417
‫- چه خبر، کسپر؟
‫- خودشم

30:15.800 --> 30:18.800
« به اُکلاهما خوش آمدید »

30:19.924 --> 30:24.924
« شهرستان مک‌کرتین، اُکلاهما، ایالات متحده، زمین »

30:32.417 --> 30:33.460
‫هی

30:38.673 --> 30:41.927
‫ببخشید، قربان. اینجا ته جاده‌ست.
‫از این قسمت نمی‌شه رد شد

30:42.010 --> 30:44.304
‫خب، مشخصه. چرا حالا؟

30:44.387 --> 30:47.224
‫برای صلاح خودتونه. امن نیست

30:47.307 --> 30:50.060
‫خب، اون عقب هم امن نیست

30:50.143 --> 30:54.314
‫اگه حدود ۴۰ کیلومتر از اون سمت برید،
‫یه خروجی به‌سمت مسیر ۴۶ هست

30:54.397 --> 30:56.524
‫که می‌ره سمت جنوب

30:57.400 --> 30:59.402
‫هیچ منطقۀ مُرده‌ای در اون جهت نیست

31:00.612 --> 31:03.073
‫خیلی‌خب. به‌سلامت

31:03.740 --> 31:04.741
‫همچنین، قربان

31:45.282 --> 31:47.534
‫ببخشید، این خانواده رو ندیدید؟ نه؟

31:47.617 --> 31:48.827
‫این خانواده رو ندیدید؟

31:48.910 --> 31:52.747
‫- سلام. ببخشید، این خانواده رو ندیدید؟ نه؟
‫- نه، نه، نه

31:52.831 --> 31:54.666
‫این خانواده رو... نه

31:54.749 --> 31:57.669
‫ببخشید. این‌ها براتون آشنا نیستن؟ نه؟

31:57.752 --> 31:59.004
‫- نه؟ نه
‫- فکر نمی‌کنم

31:59.087 --> 32:00.297
‫این خانواده رو ندیدید؟

32:00.380 --> 32:01.840
‫نه، شرمنده

32:01.923 --> 32:03.800
‫این خانواده رو ندیدید؟ دنبالشون می‌گردم

32:03.884 --> 32:08.221
‫- نه؟ هیچ‌کدومشون؟
‫- جمیلا! جمیلا! تُف توش

32:08.305 --> 32:12.183
‫- وای خدا. داروین!
‫- خودتی، خودتی!

32:12.267 --> 32:14.686
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟ فکر می‌کردم باید

32:14.769 --> 32:16.605
‫- توی حومه باشی
‫- بودم، آره

32:16.688 --> 32:17.981
‫- خانواده‌ت اینجان؟
‫- حالشون خوبه

32:18.064 --> 32:20.442
‫- واقعاً
‫- وای خدا. پس چرا اینجایی...

32:20.525 --> 32:22.819
‫لامصب «شانِ مردگان» شده اینجا
‫[ فیلم کمدی-ترسناک آخرالزمانی بریتانیایی ]

32:23.528 --> 32:25.447
‫اون چیه؟

32:30.660 --> 32:31.703
‫اومدی دنبال آلف؟

32:32.662 --> 32:33.663
‫اینجاست؟

32:34.456 --> 32:35.874
‫جم، قضیه چیه؟

32:36.750 --> 32:38.960
‫اون رو از سردخونه به آی‌سی‌یو برگردوندن

32:39.044 --> 32:40.670
‫بعد به این مرکز منتقلش کردن

32:41.838 --> 32:44.257
‫- پاریس؟
‫- به‌دستور «ادج» (ائتلاف دفاع جهانی)

32:44.341 --> 32:45.842
‫هی، داروین، این رو ببین

32:47.802 --> 32:51.223
‫- آره، نه، واقعاً نمی‌فهمم
‫- من هم همین‌طور

32:51.306 --> 32:54.309
‫ولی فکر می‌کنم، یعنی می‌دونم که کسپر زنده‌ست

32:54.392 --> 32:57.145
‫جم، آخرین‌بار کِی خوابیدی؟

32:57.229 --> 32:58.813
‫و فکر می‌کنم خبر دارن که اون استثناییه

32:59.397 --> 33:01.524
‫منظورت از «استثنایی» چیه دیگه؟

33:02.192 --> 33:04.027
‫به چشم خودم دیدم، خب؟

33:04.110 --> 33:06.446
‫وقتی فضایی‌ها اومدن و توی بیمارستانی
‫که مامانم توش کار می‌کرد گیر افتادیم،

33:06.529 --> 33:07.530
‫کسپر باهاشون حرف زد

33:07.614 --> 33:09.950
‫خب، یعنی اون‌ها انگلیسی‌ای چیزی بلد بودن؟

33:10.033 --> 33:11.034
‫نه، نه

33:11.117 --> 33:12.369
‫کاری کرد که دیگه کاری‌مون نداشته باشن

33:12.452 --> 33:16.148
‫انگار که اون‌ها ذهن کسپر رو می‌خوندن
‫و کسپر هم ذهن اون‌ها رو می‌خوند

33:16.440 --> 33:20.015
‫بعد از اون کار ذهنش از کار افتاد
‫ولی نفس می‌کشید

33:20.585 --> 33:23.098
‫کسپر زنده بود و این
‫حرفم رو ثابت می‌کنه

33:23.630 --> 33:26.800
‫من پنج روز بعد اینکه توی بیمارستان از
‫پیش کسپر رفتم، شروع کردم به رؤیادیدن

33:26.825 --> 33:28.902
‫رؤیا؟ چه‌جور رؤیایی رو می‌گی؟

33:28.927 --> 33:31.888
‫من قبل از دیدن ماه خونین
‫توی لندن خوابش رو دیده بودم

33:32.597 --> 33:34.317
‫و کسپر همیشه توی رؤیاهام هست

33:35.040 --> 33:36.557
‫صداش

33:36.957 --> 33:39.621
‫جم، من هر روز به کسپ فکر می‌کنم

33:39.646 --> 33:42.149
‫- جدی می‌گم، ولی...
‫- می‌دونم حرف‌هام به نظر...

33:42.305 --> 33:45.002
انگار کلاً رد دادم

33:45.151 --> 33:48.488
‫ولی تابه‌حال این‌قدر از چیزی
‫توی زندگی‌م مطمئن نبوده‌ام

33:50.615 --> 33:52.474
‫نیازی نیست حرفم رو باور کنید

33:52.499 --> 33:55.409
‫من واسه این دنبالتون اومدم چون فکر می‌کردم
‫بهتره بدونید اون هنوز زنده‌ست

33:55.434 --> 33:56.521
‫قبل از اینکه بخوام برم پاریس

33:56.546 --> 33:57.664
‫پاریس؟

33:57.689 --> 34:00.267
‫ولی اون‌ها خیلی وقته که مرزها رو بستن

34:00.292 --> 34:02.058
‫- اون رو می‌خوای چی‌کارش کنی؟
‫- یه راهی پیدا می‌کنم

34:02.083 --> 34:04.564
‫تا اینجاش که اومدم.
‫شماها رو که پیدا کردم، مگه نه؟

34:04.921 --> 34:07.757
‫کسپ شاید کلیدِ پایان تمام این اتفاق‌ها باشه

34:07.782 --> 34:09.597
‫بیگانه‌ها، حمله‌شون

34:10.260 --> 34:12.679
‫اگه یه بار تونسته جلوشون رو بگیره،
‫شاید تنها امید ما باشه

34:12.704 --> 34:14.489
‫ولی اگه این کارها رو می‌تونه بکنه

34:14.514 --> 34:18.643
‫قطعاً دولت ازش استفاده می‌کنه
‫تا جلوی بیگانه‌ها رو بگیره

34:18.668 --> 34:20.328
‫ما که نمی‌دونیم دارن باهاش چی‌کار می‌کنن

34:20.353 --> 34:22.396
‫یا شاید برخلاف میل خودش
‫اون رو زندانی کرده باشن

34:22.487 --> 34:24.388
‫- «ئی.تی. موجود فرازمینی» رو دیدی دیگه؟
‫- آره.

34:24.413 --> 34:26.083
‫همون اتفاق‌ها ممکنه تکرار شه

34:26.108 --> 34:28.778
‫یه حسی بهم می‌گه توی دردسر افتاده، یه دردسر بزرگ

34:28.803 --> 34:30.005
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

34:30.030 --> 34:32.699
‫جوری که توی رؤیاها من رو
‫صدا می‌کنه می‌تونم احساسش کنم

34:32.724 --> 34:34.852
‫انگار ازم می‌خواد تا پیداش کنم

34:34.877 --> 34:38.663
‫اگه بهش شک داشتم، خانواده‌م رو ول نمی‌کردم

34:38.688 --> 34:39.864
‫می‌خواستم شما در جریان باشید

34:39.889 --> 34:42.266
‫خواستم اگه موفق نشدم، یکی در جریان باشه

34:42.291 --> 34:45.149
‫ببین، بیا یه چیزی بخوریم، جم

34:45.659 --> 34:46.897
شیرکاکائو؟

34:47.380 --> 34:49.798
‫- آره، بیا بریم
‫- بیاید، بیاید

34:49.823 --> 34:51.144
‫از این‌طرف

35:05.565 --> 35:06.566
‫مرسی

35:10.846 --> 35:12.773
‫خب، ما با هم صحبت کردیم

35:14.910 --> 35:16.284
‫اوه، برید گم شید

35:16.309 --> 35:18.595
‫اگه فکر کردید می‌تونید جلوم رو بگیرید
‫اگه فکر کردید این‌همه راه رو اومدم...

35:18.620 --> 35:21.498
‫- که بخوام برگردم...
‫- نه! می‌دونیم که نمی‌تونیم جلوت رو بگیریم

35:21.523 --> 35:23.283
‫- واسه همین...
‫- ما هم همراهت میایم

35:23.308 --> 35:24.309
‫چی؟

35:24.334 --> 35:26.294
‫ما هم همراه تو میایم

35:26.319 --> 35:28.039
‫- آره، به همین راحتی
‫- آره

35:29.798 --> 35:32.801
‫وایسید ببینم. نه، نه.
‫مجبور نیستید بیاید

35:32.884 --> 35:35.262
‫من واسه این اینجا نیومده بودم

35:35.971 --> 35:38.431
‫- شماها خانواده دارین
‫- خب، تو هم داری

35:38.515 --> 35:42.310
‫و اگه فکر کردی که اجازه می‌دیم
‫تنهایی بری پاریس،

35:42.394 --> 35:44.062
‫پس حتماً یه تخته‌ت کمه

35:44.145 --> 35:45.585
‫ما هوات رو داریم

35:45.897 --> 35:47.460
‫برو استراحت کن

35:47.485 --> 35:49.906
‫قبل از اینکه آفتاب طلوع کنه
‫باروبندیل رو می‌بندیم

35:54.364 --> 35:55.532
‫کسپ

35:55.615 --> 35:56.616
‫کسپ

35:57.450 --> 35:58.451
‫کسپ

37:17.948 --> 37:19.866
‫اینجا دیگه کجاست؟

38:33.189 --> 38:34.482
‫چرا این‌قدر لفتش دادی؟

38:34.566 --> 38:37.152
‫آلف، یه دریچۀ بزرگه. شیشۀ مربای کوفتی که نیست

38:37.177 --> 38:39.063
‫- باز شوخی‌ت گرفت؟
‫- آره

38:39.088 --> 38:41.715
‫- چراغ‌قوه رو بده من
‫- می‌شه لطف کنی خفه شی؟

38:41.740 --> 38:43.405
‫چرا همیشه به من می‌گید؟

38:46.492 --> 38:48.102
‫یا خدا...

38:48.744 --> 38:50.287
‫نگفته بودم؟

38:50.312 --> 38:52.792
‫یانگ‌بلاد این‌جور ماشین‌های آس سوار نمی‌شه
‫[ خواننده راک انگلستانی ]

38:52.876 --> 38:55.378
‫این‌ها واسه یکی مثل دیوید بکامه

38:57.380 --> 39:00.800
‫فراری، استون مارتین، پورشه

39:01.570 --> 39:04.304
‫دست‌خوش. کریسمس زودتر از موعود رسید

39:04.329 --> 39:06.806
‫اسم من بانده، جیمز با... اوه

39:06.831 --> 39:07.832
‫ساکت

39:07.974 --> 39:11.770
‫چه دلبریه، مگه نه؟
‫خب، قطعاً پورشه رو برمی‌داریم

39:11.795 --> 39:14.923
‫- پورشِ مزخرف، جیمز باند که...
‫- پورشه! اول درست تلفظش کن

39:14.948 --> 39:17.117
‫پورشه، آلفی.
‫خب، حالا سوییچ رو بده

39:17.142 --> 39:18.401
‫- ولم کن، نمی‌دم
‫- بچه‌ها

39:18.426 --> 39:20.003
‫- با شماهام، تمومش کنید
‫- سوییچ‌ها رو بده من

39:20.028 --> 39:21.279
‫- گفتم ولم کن، عوضی
‫- سوییچ‌ها رو بده من

39:21.363 --> 39:23.782
‫- ول کن، تمومش کن
‫- ول کن، فقط می‌خوام ببینمش

39:24.783 --> 39:27.827
‫- ببین چی‌کار کردی
‫- یکی قطعش کنه، یکی قطعش کنه

39:27.911 --> 39:30.247
‫- هر دکمه‌ای که هست رو بزن
‫- نمی‌بینی دارم سعی خودم رو می‌کنم

39:30.303 --> 39:32.230
‫فکر کنم ریموتش کار نمی‌کنه

39:36.920 --> 39:38.505
‫فکر کنم خوب پیش رفتیم

39:39.881 --> 39:42.405
‫چه گهی می‌خورید؟

39:43.043 --> 39:45.237
‫ادبت کجا رفته، مونتی

39:48.494 --> 39:50.816
‫از وقتی اون اتفاق‌ها افتاد تنها بودیم

39:50.841 --> 39:53.228
‫مامان و بابا رفتن تعطیلات، واسه همین باید خونه بمونیم

39:53.253 --> 39:54.463
‫تا خودشون برگردن

39:54.488 --> 39:56.189
‫قانونش همینه

40:01.807 --> 40:03.236
‫اتاق قشنگیه

40:03.979 --> 40:05.657
‫باید زودتر از اینجا بری

40:05.807 --> 40:08.191
‫- لندن مرکزی رو تخلیه کردن
‫- می‌دونم

40:08.216 --> 40:09.578
‫چطور غذا گیرتون میاد؟

40:09.603 --> 40:11.746
‫مونتی توی انبار شراب گیلاس آبنباتی پیدا کرد

40:11.771 --> 40:14.357
‫می‌گه شیره‌ش زیاده، واسه همون
‫بیشترشون رو خودم می‌خورم

40:15.760 --> 40:17.811
‫فقط همین‌ها رو دارید؟

40:19.004 --> 40:20.046
‫صبر کن ببینم

40:20.130 --> 40:22.299
‫هی، چی‌کار می‌کنی؟
‫اون جیرۀ سفرمونه!

40:23.466 --> 40:24.626
‫هرطور راحتی

40:24.651 --> 40:27.445
‫همون‌جوری که شما خیلی راحت
‫می‌خواستید پورشۀ بابام رو بردارید؟

40:27.470 --> 40:29.389
‫پس، آره. راحتیم

40:29.414 --> 40:32.392
‫- قرار نبود خونه باشید
‫- این کارت رو توجیه می‌کنه؟

40:32.417 --> 40:33.577
‫این که بخوام دنیا رو نجات بدم؟

40:33.602 --> 40:35.647
‫آره، فکر می‌کنم توجیه خیلی خوبیه

40:35.672 --> 40:37.306
‫می‌تونم باهات چیپس رو معامله کنم

40:37.331 --> 40:39.046
‫من نقشه دارم، نگاه

40:39.071 --> 40:40.803
‫نگاه، این نقشۀ جنوبگانه

40:40.897 --> 40:42.777
‫- بستۀ کمک‌های اولیه هم دارم
‫- پن...

40:42.861 --> 40:45.530
‫اون‌ها نه نقشه‌های مزخرف و
‫نه کمک‌های اولیه‌ت رو می‌خوان

40:45.555 --> 40:46.889
‫تو از کجا می‌دونی؟

40:46.914 --> 40:48.091
‫برادرم رو ببخشید

40:48.116 --> 40:49.910
مامان می‌گه هیچ‌وقت نتونسته
دوران لجبازی بچگی‌ش رو کنار بذاره

40:49.935 --> 40:51.094
‫تمومش کن

40:51.119 --> 40:53.580
‫توی سات‌ارک چادر زدن،
‫واسه جاده‌های روستایی...

40:53.605 --> 40:55.626
‫اتوبوس گذاشتن تا بچه‌ها در امان باشن

40:56.471 --> 40:58.335
‫والدینتون می‌دونن که
‫باید اونجا دنبالتون بگردن

40:58.360 --> 41:00.754
‫ما همین‌جا می‌مونیم،
‫این‌جوری می‌دونیم که گم نمی‌شیم

41:00.779 --> 41:03.281
‫- قول می‌دم گم نمی‌شین
‫- نه

41:03.924 --> 41:05.258
‫بی‌خیال شید، خب؟

41:06.635 --> 41:08.493
‫حالا اصلاً هیچ‌کدومتون رانندگی بلده؟

41:12.265 --> 41:14.775
‫پس با یه ماشین دزدی می‌خواستید چی‌کار کنید؟

41:15.147 --> 41:17.204
‫تا حالا سریع و خشن ندیدی؟

41:17.229 --> 41:19.272
‫- چی؟
‫- توی عمرت جی‌تی‌ای بازی نکردی؟

41:19.356 --> 41:23.401
‫اون‌قدرها هم سخت نیست،
‫میلیون‌ها احمق هر روز رانندگی می‌کنن

41:23.485 --> 41:26.321
‫- مشکلی پیش نمیاد
‫- مسخره‌ست، نقشه‌تون ریده

41:27.030 --> 41:28.698
‫تو یه‌ذره هم عوض نشدی، نه؟

41:28.723 --> 41:30.634
‫- هنوز همون‌قدر احمقی
‫- واقعاً؟ جرئت داری تکرار کن

41:30.659 --> 41:32.385
‫- وگرنه چی؟
‫- گور باباش، یه بار دیگه بگو چی گفتی

41:32.410 --> 41:33.954
‫چی‌کار می‌کنی؟ چی‌کار می‌خوای بکنی؟

41:34.037 --> 41:35.622
‫- چرت نگو، یه بار دیگه بگو چی گفتی
‫- تمومش کن

41:36.331 --> 41:37.374
گُه توش

41:40.418 --> 41:41.503
‫بالگردها

41:42.379 --> 41:44.033
‫دنبال بیگانه‌هان

41:45.090 --> 41:47.133
‫برو پی کارت، برو پی کارت

41:47.217 --> 41:51.012
‫مامان، بابا، مامان، بابا
‫برو پی کارت، برو پی کارت

41:51.096 --> 41:52.806
‫مامان، بابا

41:52.880 --> 41:54.715
‫برو پی کارت، برو پی کارت

41:54.740 --> 41:55.908
‫- نه...
‫- مامان، بابا

41:55.933 --> 41:57.519
‫- هی، پنی؟ پنی، خوبی؟
‫- مامان، بابا

41:57.544 --> 41:59.062
‫- پنی، خوبی؟ منم
‫- برو پی کارت

41:59.087 --> 42:00.088
‫خوبی؟

42:00.113 --> 42:01.850
‫گوش بده چی می‌گم، پنی. خب؟

42:01.875 --> 42:04.526
‫هی، کجاییم؟ توی هزارتوی دانبری

42:04.609 --> 42:07.445
‫داخل هزارتو چی‌کار می‌کنیم؟
‫مستقیم می‌ریم بعدش می‌پیچیم راست

42:07.470 --> 42:09.759
‫- بعدش چی؟
‫- چپ

42:09.784 --> 42:13.121
‫آفرین، رسیدیم، تونستیم. خب؟

42:18.164 --> 42:20.767
‫می‌تونید شب رو بمونید،
‫ماشین هم خواستید بردارید

42:20.792 --> 42:22.252
‫برام اهمیتی نداره،
‫فقط گورتون رو گم کنید

42:29.499 --> 42:31.717
‫ترِوانته کول، آماده‌به‌خدمت

42:32.173 --> 42:33.547
‫تازه رسیدم

42:35.048 --> 42:37.216
‫امروز انتظار نیروی جدیدی رو نداشتیم

42:37.241 --> 42:39.728
‫- گفتی از کجا اومدی؟
‫- مرکز آموزش کمپ بلندینگ

42:39.753 --> 42:41.079
‫دو بار به افغانستان اعزام شدم

42:41.104 --> 42:43.107
‫برگشتم خونه، اینجا فرستادنم، نپرسیدم چرا

42:43.132 --> 42:46.510
‫باید هفتۀ پیش می‌رسیدم ولی
‫ماشینمون توی راه تصادف کرد

42:47.339 --> 42:49.690
‫مابقی سربازها زنده نموندن

42:50.363 --> 42:51.489
‫متأسفم

42:52.117 --> 42:53.996
‫راه درازی داشتم

42:55.869 --> 42:58.914
‫اگه یه تختی داشته باشین می‌خوابم
‫و چیزی واسه خوردن باشه می‌خورم

42:58.997 --> 43:01.499
‫دو تا ایالتِ قبل جیرهٔ پدافندی‌م رو تموم کردم

43:01.583 --> 43:03.418
‫سرباز پالومینو از سی۹

43:03.501 --> 43:07.088
‫سرکار ترِوانته کول از
‫کمپ بلندینگ آماده به خدمته

43:08.006 --> 43:10.133
‫توی این پایگاه چی شده؟

43:10.217 --> 43:11.718
‫طبقۀ دوم

43:12.742 --> 43:14.876
‫گروهبان توجیهت می‌کنه

43:16.431 --> 43:17.432
‫ممنون

43:36.201 --> 43:37.619
‫حالش خوبه؟

43:38.662 --> 43:41.206
‫آره، بعضی وقت‌ها این‌جوری می‌شه

43:53.801 --> 43:56.387
‫مامانم می‌گه وقتی حس می‌کنه از
‫کنترل خارج شده، این اتفاق می‌افته

43:57.347 --> 44:01.142
‫می‌دونم خیلی بهش فشار میاد.
‫وقت‌های دیگه خوبه

44:01.226 --> 44:04.896
‫درسته که روی اعصابه، ولی حالش خوبه

44:08.783 --> 44:10.480
‫نمی‌تونم سرزنشش کنم

44:11.236 --> 44:13.863
‫به‌نظرم همه‌مون از داخل داریم داد می‌زنیم

44:15.604 --> 44:17.695
‫اون فقط همون کار رو با صدای بلند می‌کنه

44:22.330 --> 44:24.251
‫چرا می‌خوای بری پاریس؟

44:24.893 --> 44:27.730
‫اون‌ها نمی‌خوان اونجا باشیم، مثل همیشه

44:28.795 --> 44:30.130
‫و اگه اشتباه کنی چی؟

44:30.839 --> 44:32.727
‫اگه اونجا نباشه چی؟

44:33.174 --> 44:36.678
‫اگه یه‌جوری از کانال رد شدی...

44:38.555 --> 44:39.890
‫می‌دونی منظورم چیه؟

44:40.849 --> 44:42.100
‫اگه اونجا نباشه چی؟

44:45.133 --> 44:46.980
‫دیدی مردم همیشه می‌گن...

44:47.054 --> 44:50.224
‫«اگه توی سرت هدفی داشته باشی، می‌تونی بهش برسی»

44:52.402 --> 44:54.466
‫من قبلاً هرگز نتونستم این کار رو بکنم

44:58.157 --> 44:59.871
‫توی ذهنم می‌بینمش

45:00.785 --> 45:01.786
‫کسپر رو می‌گم

45:02.621 --> 45:04.289
‫می‌تونم حسش کنم

45:04.924 --> 45:07.052
‫نمی‌دونم چطور باید توصیفش کنم

45:07.077 --> 45:08.418
‫فقط...

45:09.419 --> 45:10.837
‫مطمئنم که اون بیرونه

45:11.608 --> 45:13.610
‫و پیداش می‌کنم،

45:13.643 --> 45:16.354
‫و بعدش اون کمکمون می‌کنه
‫جلوی این حروم‌زاده‌ها رو بگیریم

45:19.415 --> 45:20.800
‫می‌دونم فکر می‌کنی دیوونه شدم

45:20.825 --> 45:23.160
‫نه، اتفاقاً...

45:25.477 --> 45:27.145
‫خب، آره راستش دیوانه‌واره

45:28.772 --> 45:30.815
‫ولی دنیایی که توش هستیم هم دیوانه‌واره

45:45.110 --> 45:46.737
‫پیش فرمانده می‌رم

47:19.435 --> 47:22.254
‫- هی، هی، صبر کنین
‫- دست‌ها بالا، دست‌هات رو بالا ببر

47:22.679 --> 47:23.887
‫آروم باشین، بچه‌ها

47:23.912 --> 47:26.389
‫بذارین توضیح بدم،
‫من فقط گم شدم، خب؟

47:26.414 --> 47:28.499
‫- اشتباه کردم
‫- درست فهمیدی

47:29.149 --> 47:31.693
‫کمپ بلندینگ چهار هفته‌ست که تعطیل شده

47:33.855 --> 47:36.650
‫مونتی! مونتی!

47:37.580 --> 47:39.048
‫مونتی، بیدار شو

47:40.804 --> 47:42.047
‫چی شده؟

47:42.072 --> 47:44.491
‫باید باهاشون بریم، باید کمکشون کنیم

47:45.450 --> 47:47.827
‫اگه دنیا رو نجات بدیم، مامان و بابا هم برمی‌گردن

47:47.852 --> 47:49.896
‫نمی‌تونیم، پن. خب؟

47:49.921 --> 47:53.708
‫- ببین، من نقشۀ پاریس رو هم دارم
‫- راستش، حق با مونتیه، پنی

47:53.733 --> 47:55.193
‫خیلی خطرناکه

47:55.218 --> 47:57.095
‫آره، تازه شما دعوت نیستین

47:57.411 --> 47:59.872
‫- آلف، دهنت رو ببند، خب؟
‫- چیه؟ خب نیستن دیگه

47:59.897 --> 48:02.859
‫شما بهمون نیاز دارید. مونتی رانندگی بلده

48:02.884 --> 48:04.135
‫بگی‌نگی

48:04.219 --> 48:05.470
‫خودت بهشون بگو، مونتی

48:06.629 --> 48:10.642
‫اگه مامان و بابا نمی‌تونن پیش ما برگردن،
‫پس ما باید نجاتشون بدیم

48:10.667 --> 48:12.824
این‌قدر تخم‌سگ نباش

48:12.991 --> 48:15.669
‫بگو که به ما نیاز دارن، خواهش می‌کنم

48:16.952 --> 48:18.203
‫خواهش می‌کنم

48:19.985 --> 48:23.113
‫خدای من، هوف...

48:23.905 --> 48:28.451
‫خب، ببینید. پدرمون توی پاریس یه آپارتمان داره

48:29.828 --> 48:33.331
‫می‌تونیم تا اونجا بریم، بعدش ‫شما
می‌تونید دنبال کسپر بگردید، خوبه؟

48:34.614 --> 48:35.777
‫خیلی‌خب

48:36.418 --> 48:37.586
‫ای‌ول

48:37.611 --> 48:39.750
‫خیلی‌خب، جگوار رو سوار می‌شیم

48:48.013 --> 48:51.641
‫کلانتر، ایشون از حصار پریده و وارد پایگاه شده

48:53.646 --> 48:55.024
‫خودمون بهش رسیدگی می‌کنیم

48:55.478 --> 48:56.800
‫از این‌طرف

49:02.485 --> 49:03.486
‫دست‌هاش رو باز کن

49:16.791 --> 49:18.743
‫هی! با کوله‌م چیکار داری؟

49:18.768 --> 49:20.979
‫- اون‌ها وسایل شخصیه
‫- نگران نباش

49:21.004 --> 49:23.340
‫تا فردا صبح که ماشین بیاد
‫تو رو از ایالت خارج کنه...

49:23.423 --> 49:24.716
‫- کوله‌ت رو برمی‌گردونیم
‫- نه...

49:24.790 --> 49:28.169
‫چی می‌گی؟ می‌شه لااقل دفترم رو پس بدی؟

49:28.261 --> 49:31.223
‫بهت که گفتم، ‫همه‌ش رو بهت پس می‌دیم

49:31.248 --> 49:32.525
‫فقط همین امشب در اختیارت نیست

49:33.099 --> 49:36.102
‫اگه چیزی خواستی، چه نیاز پزشکی یا چیز دیگه، صدا بزن

49:36.127 --> 49:37.837
‫حالا دیگه شلوغ‌کاری نکن

49:37.862 --> 49:40.415
‫نیازی نیست رابطه‌مون دور از مهمان‌نوازی باشه

49:44.507 --> 49:47.906
‫به «آیدابل» خوش اومدی.
‫امیدوارم از حضورت در اینجا لذت ببری

50:00.043 --> 50:02.774
‫« رفتیم پاریس »

50:16.851 --> 50:18.895
‫مدلش تخمیه

50:18.920 --> 50:20.713
‫شاید هم تو رانندۀ تخمی‌ای هستی!

50:21.137 --> 50:23.473
‫بهت که گفتم باید استون مارتین رو برمی‌داشتیم

50:23.498 --> 50:26.066
واقعاً؟ اون‌وقت تو باید روی پام می‌نشستی
و یا پنی رو توی صندوق می‌ذاشتیم

50:26.415 --> 50:27.856
‫فاتحه‌مون خونده‌ست

50:36.006 --> 50:42.006
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
‫ترجمه از مرتضی لک‌زایی و امیر فرحناک
‫ :. Morteza_Lkz & Amir Farahnak .:
