WEBVTT

00:25.693 --> 00:28.562
"لویی" و "کلادیا"
تئاتر خون آشام

00:28.786 --> 00:29.039
[آنچه گذشت]

00:29.163 --> 00:30.398
بقیه کسانی که اونجا بودن چی؟

00:30.531 --> 00:32.133
مشتاق بودند تا تعدادشون رو زیاد کنند

00:32.266 --> 00:33.634
تغییر بزرگ

00:33.767 --> 00:34.968
چیزی که قراره ببینید

00:35.136 --> 00:36.670
برای شما، یک تخطی است

00:36.804 --> 00:38.139
شما شگفت انگیز بودین

00:38.272 --> 00:40.040
- خالقت کیه؟
- اسمش "بروس" بود

00:40.174 --> 00:41.675
ما خیلی در موردش حرف نمیزنیم

00:41.809 --> 00:43.244
اون مرد خوشتیپ روی دیوار کیه؟

00:43.444 --> 00:45.513
بنیان گذار ما "لستات د لیونکو"

00:45.646 --> 00:47.981
یعنی تو "لستات" رو قبل از اون میشناختی

00:48.116 --> 00:50.050
اره، "ارماند" "لستات" رو میشناخت

00:50.184 --> 00:51.585
شما هردوتون با "لستات" سکس کردین

00:51.719 --> 00:52.986
اگه اونها بفهمن ما کشتیمش چی؟

00:53.121 --> 00:55.323
- من میخوام برگردم
- اونجا امن نیست

00:55.456 --> 00:57.191
باور دارم که مقداری دلهره حس کردم

00:57.325 --> 00:59.493
وقتی اسم "لستات" به میان آمد

00:59.660 --> 01:01.562
- کی؟
- ما میتونیم برگردیم سراغ مصاحبه

01:01.695 --> 01:05.032
اگه مایل باشی که سوالاتت رو بپرسی
و بعدش گوش بدی

01:05.166 --> 01:06.500
کاری که شغلت ایجاب میکنه

01:07.868 --> 01:09.503
بعدش چیشد؟

01:25.700 --> 01:35.400
ترجمه از:
rz_a

01:35.724 --> 01:38.724
[این قسمت: بدون درد]

01:45.239 --> 01:46.807
این شد.

01:46.831 --> 01:47.531
[این بار زندگیت رو نجات نمیدم]

01:52.546 --> 01:53.881
اوه...

01:54.882 --> 01:59.653
به اقلام غیرجنبده علاقه دارم
باید اینو میگفتم

02:04.958 --> 02:06.994
خطرات قبول کردن پیشنهاد سرآشپز

02:08.296 --> 02:10.631
قدرت رو به سرآشپز واگذار میکنیم
مطیع وسواس او میشیم

02:10.731 --> 02:13.834
به وسواس او در بازار ماهی
توالی ای از خطرات.

02:15.269 --> 02:17.405
- درسته
- 'زیر آسمان سوزان'

02:17.405 --> 02:20.107
همونی که در مورد "انران" بود
'خون سیاه' بود؟

02:20.208 --> 02:22.843
شما "دنیل ملوی" هستی
من کتابهاتون رو خوندم

02:22.943 --> 02:26.347
یه خواننده. خب
خودت رو برای ناامیدی آماده کن

02:29.550 --> 02:32.720
میبینم که اونها تورو از لپ تاپت جدا کردن

02:32.720 --> 02:34.288
اونها؟

02:34.388 --> 02:36.524
دیروز یکم از بازیت افت کردی

02:36.624 --> 02:38.759
شاید باور دارن که تواضع به خرج دادی

02:38.759 --> 02:40.828
به نوبه خودشون باهوشند
حالا دوتا شدن

02:40.961 --> 02:42.863
البته، همیشه دوتا بودن

02:42.963 --> 02:44.532
فقط دیر فهمیدی

02:47.268 --> 02:49.370
دیگه نگاهت نمیکنم

02:51.472 --> 02:53.474
برای موساد یکم رنگ پریده ای

02:53.474 --> 02:55.676
گرچه میتونه خود موساد باشه

02:55.776 --> 02:58.279
ای کاش. اینطوری بودجه بیشتری داشتم
نه نه نه

02:58.412 --> 03:01.615
من برای یه کارگاه مراقب دیگه کار میکنم که اسمش

03:01.615 --> 03:04.985
در مکالماتت با اونها پیش نیومده

03:05.085 --> 03:07.288
یه علاقمند به داستانی که دارم مینویسم

03:08.155 --> 03:11.825
تو برام شنود گذاشتی
یا میخوای فکر کنم که گذاشتی

03:11.925 --> 03:14.828
ما 900 تا از اونها رو
یک ماه پیش پیگیری میکردیم

03:14.928 --> 03:18.466
الان داریم 1600 تا رو پیگیری میکنیم

03:18.466 --> 03:20.067
تغییر بزرگ

03:21.134 --> 03:22.903
واقعیه. داره اتفاق میفته

03:23.704 --> 03:25.639
خب پس شما یه مشکل فوری تر

03:25.639 --> 03:27.741
از یه کتاب تحقیقی دارید
اسمی داری؟

03:31.178 --> 03:33.914
شما اولین نفر نیستید که
برای اینکار تلاش میکنید اقای "ملوی"

03:35.283 --> 03:37.418
من میتونم اسم چهار نفر دیگه رو بهتون بدم
که تلاش کردن

03:37.418 --> 03:39.720
و همشون مرده
یا نامُرده ان

03:40.554 --> 03:42.590
اسم "رگلن جیمز"ـه

03:42.690 --> 03:45.158
اسم واقعی داری؟

03:45.693 --> 03:49.162
پرونده ها با رمزگذاری مناسب روی لپ تاپت که

03:49.162 --> 03:52.433
به طرز مسخره ای آسیب پذیر هست
بارگذاری شده

03:52.533 --> 03:55.569
بیشترشون منابع اصیلی هستند که
دوستان بدنام شما...

03:55.669 --> 03:58.205
کسی اینجا طرفدار مامورهای اطلاعاتی هست؟

03:58.306 --> 03:59.773
یدونه اینجا داریم

03:59.773 --> 04:01.509
ممنون بابت غذا آقا

04:23.331 --> 04:25.966
پیاده روی تون چطور بود آقای "ملوی"؟

04:26.066 --> 04:29.537
ماهی میشلن وسط بیابون.
کل کالری روزانه رو سوزوندم

04:30.671 --> 04:33.407
چند نفر توی دنیا
چیزی رو میدونن که تو میدونی "رشید"؟

04:33.507 --> 04:36.009
چندتا "رشید"، "رشید"؟

04:36.009 --> 04:38.679
گمونم به اندازه کافی تا کمکشون کنن تا
پنهان بمونن

04:38.679 --> 04:41.315
نه، این روشیه که خون آشام های میلیاردر انجامش میدن

04:38.703 --> 04:39.703
[لپ تاپت رو هک کردن؟]

04:41.415 --> 04:43.951
چطوری خون آشام های معمولی

04:44.051 --> 04:47.287
آدم هایی مثل تو رو سر به راه نگه میدارن؟
تهدید های ناگفته؟

04:47.388 --> 04:50.958
تهدید همیشه هست
همین الان میتونه هردوی مارو بکشه

04:51.091 --> 04:53.627
اما نمیکشه
اونها موجودات صلح آمیزی هستن

04:53.761 --> 04:55.496
اونها مارو خشک و ناپدید میکنن

04:55.596 --> 04:57.264
اونها یه نیاز واجب زیستی دارن

04:57.365 --> 04:59.933
که با اخلاقیات انسانی در تضاد هست

05:00.067 --> 05:02.636
اما این اخلاقیات جز قوانینی که
روشون موافقت شده چی هستن؟

05:02.736 --> 05:04.171
ممنون "رشید"

05:08.642 --> 05:11.445
یه پاسخ عاشقانه به سوالت

05:11.545 --> 05:14.982
خون آشام معمولی کمترین تماس رو با انسان داره

05:15.583 --> 05:19.019
وقتی فاش بشن، اونها تغذیه میکنن
یا فرار میکنن یا خودشون رو میکشن

05:19.119 --> 05:21.522
و منم میگفتم ما میلیونریم

05:21.622 --> 05:23.691
نه میلیاردر

05:25.158 --> 05:28.529
این اشتباه "لویی" بود که دیروز به خاطراتت وارد شد

05:29.162 --> 05:31.131
شما به عنوان مهمان دعوت شدید

05:31.231 --> 05:33.834
- تلفن ها
- شما بی ادب بودید اما اون پا رو از گلیم درازتر کرد

05:33.934 --> 05:36.269
هوش مصنوعی در حال خرد کردن
داده های نامحتمل

05:36.404 --> 05:38.439
- من معذرت خواهی میکنم...
- چطوری از فضای ابری پنهان میمونید؟

05:38.439 --> 05:39.873
...از طرف اون

05:41.141 --> 05:42.876
احتمالا بهتره منتظرش بمونیم

05:44.745 --> 05:46.046
احتمالا

05:50.918 --> 05:52.553
وقتی خورشید به خواب بره
اون بیدار میشه

06:01.995 --> 06:04.598
تلفن های شما
شما رو برده ی هوس هاتون میکنه

06:04.598 --> 06:07.735
و بازیابی اطلاعات، در اصل برای کسب سود هست

06:07.835 --> 06:11.672
پس گمونم هیشکی تو آمازون تلاش نمیکنه
بهمون مخلوط کن بفروشه

06:11.805 --> 06:14.174
شما میکُشید، به طور شبانه

06:14.307 --> 06:17.578
و بعضی وقتها اون قتل رو در اخبار محلی
تماشا کردین

06:19.279 --> 06:21.682
شما هیچوقت آسانتر از الان نبودید که بشه
سردرگمتون کرد

06:21.782 --> 06:24.652
شما در اوج تمایل به بی خبری هستید

06:24.652 --> 06:27.254
ما ازش بهره بردیم. این...

06:28.989 --> 06:31.592
دیدگاه پیشگویانه "لستات" هست، بود

06:34.895 --> 06:38.098
- "لستات د لیونکو"؟
- بله

06:39.667 --> 06:42.570
قبل از تبدیل شدن او، ما سایه هایی بودیم

06:42.670 --> 06:44.772
که پشت سنگها حرکت میکردیم

06:46.073 --> 06:47.608
دارم گوش میدم

06:48.742 --> 06:50.444
این شغلمه، درسته؟

06:52.379 --> 06:56.083
<i>سال 1556 بود وقتی که انجمن رومی من رو فرستاد</i>

06:56.249 --> 06:59.286
<i>تا انجمن آشفته پاریس رو هدایت کنم</i>

06:59.286 --> 07:00.821
<i>صورتی از شبه قاره</i>

07:00.821 --> 07:04.257
<i>فرانسوی زبان چهارم و ضعیف ترینم بود</i>

07:04.424 --> 07:06.594
<i>توی زندگیم هیچ چیز رو هدایت نکرده بودم</i>

07:07.895 --> 07:10.931
<i>ما خودمون رو فرزندان تاریکی صدا میزدیم</i>

07:11.098 --> 07:13.433
<i>ما در کثافت زندگی میکردیم
با شرم شکار میکردیم</i>

07:13.534 --> 07:16.169
<i>همه اینها در اطاعت سخت گیرانه از
قوانین قرون وسطی بود</i>

07:16.269 --> 07:19.439
<i>که وضع شده بودند تا ما رو از بشریت حفاظت کنن</i>

07:20.173 --> 07:22.075
<i>و گرچه تونستم برای 239 سال</i>

07:22.175 --> 07:28.882
<i>به عنوان لوده شیطان
نظم و فروتنی رو حفظ کنم</i>

07:29.917 --> 07:32.085
<i>زمانی که روبسپیر گردن زده شد</i>

07:32.185 --> 07:35.489
<i>من از هرجهت، در حال سقوط بودم</i>

07:36.213 --> 07:41.713
[بخاطر تخطی از قوانین اول و پنجم قوانین کبیر، مرگ]

07:42.195 --> 07:44.097
<i>طریقت ما پایان یافته بود</i>

07:44.197 --> 07:46.166
<i>ما خاکسترهای سرخ روی آتش در حال مرگ بودیم</i>

07:47.935 --> 07:50.037
<i>"لستات" باد پخش کننده بود</i>

07:50.203 --> 07:52.506
<i>من واقعا باید با این یارو ملاقات کنم</i>

07:52.606 --> 07:55.676
<i>من حضورش رو قبل از اینکه ببینمش حس کردم</i>

07:57.244 --> 07:59.613
<i>یکی از فراریان من، "مگنوس" براش پدری کرده بود</i>

07:59.713 --> 08:02.282
<i>این چیز جدیدی بود</i>

08:02.282 --> 08:04.918
<i>چیزی که قبلا حس نکرده بودم</i>

08:07.788 --> 08:10.423
<i>قانون چهارم قوانین کبیر ما حکم میکرد</i>

08:10.591 --> 08:14.027
<i>هیچ خون آشامی حق ندارد ذات حقیقی خود را"
به یک فانی نمایان کند</i>

08:14.127 --> 08:16.129
<i>و اجازه دهد که آن فانی زنده بماند"</i>

08:16.296 --> 08:21.301
<i>و اون اینجا بود
در حال شوخی و خودآرایی</i>

08:21.401 --> 08:23.571
<i>جلوی 500فانی، آن هم هرشب</i>

08:23.737 --> 08:26.473
<i>درست مثل یک صوفی برانگیزاننده ی رییس وار</i>

08:28.308 --> 08:29.943
<i>طوری که "لویی" میگفت</i>

08:29.943 --> 08:32.212
تبدیل شدن "لستات" به یه خون آشام
یک نمایش وحشتناک بود

08:32.312 --> 08:33.847
شاید اینطور باشه

08:33.947 --> 08:36.850
اما بعدش اون به سرعت خودش رو پیدا کرد

08:37.517 --> 08:41.221
<i>دیگه چطوری میشه اغوای تماشاگران رو توضیح داد؟</i>

08:42.355 --> 08:44.992
<i>اینکه چطوری مثل بلبل چه چه میکرد</i>

08:45.092 --> 08:47.995
<i>در وسط زمستان میوه تابستانی میداد</i>

08:47.995 --> 08:50.363
<i>اونها همشون عاشقش بودن</i>

08:50.530 --> 08:52.766
<i>اون روی همه این تاثیر رو داشت</i>

08:53.433 --> 08:55.435
<i>...اون -
- طبیعتش این بود؟</i>

08:55.535 --> 08:57.437
<i>کاملا غیرطبیعی بود</i>

08:58.105 --> 09:03.143
<i>استفاده از هدیه تاریک برای چی؟
برای غرورش؟ این کفر بود</i>

09:03.143 --> 09:06.747
<i>من باید به هرنحوی اون رو تحت کنترلم در میاوردم</i>

09:06.771 --> 09:08.171
[تو فرزند حرامزاده "مگنوس" هستی]

09:10.795 --> 09:12.795
[میدونم که میتونی من رو بشنوی فرزندم]

09:13.819 --> 09:15.419
[چه کسی من رو فرزند خطاب میکنه؟]

09:16.243 --> 09:17.343
[اون مرده، اینطور نیست؟]

09:17.767 --> 09:19.267
[من میتونم ازت مراقبت کنم]

09:20.091 --> 09:22.091
[میتونم چیزی رو بهت یاد بدم که اون نداد]

09:22.915 --> 09:24.115
[به سراغم بیا]

09:30.539 --> 09:31.739
[به سراغم بیا]

09:48.355 --> 09:50.490
<i>هفته ها دنبالش کردم</i>

09:50.490 --> 09:53.794
<i>رد کردن های او فقط من رو شعله ور کرد</i>

09:53.894 --> 09:56.764
<i>و هرچه بیشتر اجازه دادم که
خارج از انجمن باشه</i>

09:56.864 --> 10:00.701
<i>فرزندانم بیشتر ملتهب شدند</i>

10:00.868 --> 10:04.337
<i>اونها در خفا نگاه کردند
محو در نادیده گرفتن او</i>

10:04.504 --> 10:07.975
<i>قوانینی رو که من بهشون میگفتم
هرگز نمیتونه زیر پا گذاشته بشه</i>

10:09.877 --> 10:12.913
<i>اون یه معشوق فانی برگزید
کفر بیشتر</i>

10:12.937 --> 10:13.937
[برید خونه]

10:14.961 --> 10:15.961
[بله استاد]

10:16.085 --> 10:17.485
[ببخشید... استاد]

10:19.009 --> 10:22.809
[من به سختی میتونم متنم رو به یاد بیارم
وقتی تو داخل گودی میگذرونی]

10:24.733 --> 10:28.233
[نوشته ها مات میشن وقتی
صدای پات رو روی تخته ها میشنوم]

10:30.657 --> 10:32.157
[ما رو دستگیر میکنن]

10:32.281 --> 10:33.381
[امیدوارم]

10:36.305 --> 10:37.505
[این رو میشنوی؟]

10:38.129 --> 10:40.129
[از روی صدای مشتاقانه و دلفریب تو؟]

10:41.153 --> 10:43.153
[چطوری میشه اصلا چیزی بشنوم؟]

10:44.877 --> 10:45.377
[چیه؟]

10:46.801 --> 10:48.201
[یکی داره من رو تماشا میکنه]

10:49.025 --> 10:50.525
[همه همیشه تورو تماشا میکنن]

10:51.349 --> 10:53.349
[فکر میکنه من نمیدونم اونجاست]

10:53.773 --> 10:54.873
[این شاعرانه تره؟]

10:55.597 --> 10:57.597
[دوباره نزدیکتر به گوشم بیا...]

10:58.021 --> 11:00.021
[من فقط وقتی نزدیکمی تورو میفهمم]

11:08.145 --> 11:10.145
[این پسر رو به عنوان یادآوری نگه میداری؟]

11:11.069 --> 11:12.069
["لستات"]

11:12.393 --> 11:13.593
[این کولی رو میشناسی؟]

11:13.917 --> 11:17.117
[تنهایی ای که حس میکنی رو اون نمیتونه پر کنه]

11:17.241 --> 11:18.441
[با امثال خودت باش]

11:18.465 --> 11:22.465
[و جلیقه طرح دارم رو از دست بدم؟ دستمال گردنم رو؟]

11:23.489 --> 11:25.089
[مثل یه حشره زندگی کنم؟]

11:26.013 --> 11:27.513
["لستات" این چیه؟]

11:28.837 --> 11:29.937
[هیچی نیست]

11:31.961 --> 11:33.061
[اون هیچی نیست]

11:35.085 --> 11:37.085
[شب بخیر غریبه!]

11:38.298 --> 11:41.268
<i>همون موقع هم حضورش رو
زیادی تحمل کرده بودم</i>

11:41.268 --> 11:44.337
<i>مجبور بودم دست به کاری بزنم
یا اون هرچیز کوچکی که برام مونده بود نابود میکرد</i>

11:44.437 --> 11:46.239
"لستات"!

11:47.563 --> 11:48.663
[اینجا]

11:53.280 --> 11:54.915
"لستات"؟

11:55.448 --> 11:57.017
"نیکی"!

12:03.341 --> 12:05.341
[تو بهش نگفتی چی هستی، گفتی؟]

12:07.265 --> 12:08.565
[این چه قدرتیه؟]

12:13.089 --> 12:14.289
[من چنین قدرتی ندارم!]

12:14.313 --> 12:15.613
[اما خواهی داشت]

12:16.737 --> 12:18.437
[تو خون "مگنوس" رو داری]

12:19.261 --> 12:21.261
[با این زندگی که میکنی داری پتانسیلت رو هدر میدی]

12:24.185 --> 12:24.885
[آزادش کن!]

12:27.909 --> 12:28.609
[آزادش کن!]

12:29.333 --> 12:31.033
[این خون آشامه!]

12:36.756 --> 12:38.458
اهه! اهه!

12:44.982 --> 12:46.182
[تو کی هستی؟]

12:48.506 --> 12:49.506
[من "آرماند" هستم]

12:50.730 --> 12:52.130
[من رهبر انجمنت هستم]

12:56.043 --> 12:57.310
نیکی!

12:58.534 --> 13:00.534
[جلیقه ات رو بیار برای حشرات، باشه؟]

13:20.658 --> 13:22.258
[خوشحالم اومدی]

13:23.882 --> 13:25.082
[اون آسیبی ندیده]

13:27.706 --> 13:28.706
[خونریزی کرده]

13:30.730 --> 13:31.830
[بیدار نمیشه]

13:32.579 --> 13:34.614
اههه!

13:37.538 --> 13:41.038
[خوش میگذره اینطوری توی گند و کثافت زندگی کنید؟]

13:41.962 --> 13:43.162
[ما به خدا خدمت میکنیم...]

13:43.386 --> 13:44.786
[از طریق شیطان]

13:45.510 --> 13:46.610
[از طریق "ارماند" همانگونه که مقدر شده]

13:49.634 --> 13:50.434
[یه سه گانه گِلی]

13:51.558 --> 13:54.158
[تو با گناهانت خشم خدا رو بر سرمون نازل میکنی!]

13:57.782 --> 13:58.282
[که چی هستن؟]

13:58.906 --> 14:00.506
[تو بین فانی ها زندگی میکنی!]

14:00.830 --> 14:02.330
[تو در معابد خدا قدم میزنی!]

14:03.654 --> 14:05.654
[منظورش این مرد غمگین با میخ توی دستشه؟]

14:15.678 --> 14:17.178
[فقط یه درختِ افتاده ست]

14:18.902 --> 14:20.902
[که توسط آدم های ساده برای آدم های ساده تراشیده شده]

14:22.726 --> 14:24.726
[همون درخت که یه پایه میز ساخته...]

14:26.950 --> 14:28.950
[اون فلوت رو ساخته]

14:30.574 --> 14:32.574
[از این زندانی که براتون ساخته بیرون بخزید]

14:34.774 --> 14:36.243
تو اجازه دادی این اتفاق بیفته؟

14:37.610 --> 14:38.545
بله

14:39.212 --> 14:41.648
تو اون رو به اونجا کشوندی
تا بتونه نابودش کنه

14:41.648 --> 14:44.351
کلمات اون برای نیم قرن
افکار من بودند

14:45.185 --> 14:47.587
اگه از طرف من گفته میشد
اونها باورش نمیکردن

14:48.511 --> 14:49.411
[خدا]

14:50.735 --> 14:51.635
[شیطان]

14:52.459 --> 14:53.659
["آرماند"؟]

14:54.483 --> 14:55.638
[حس حقیقی ای میده؟]

14:55.662 --> 14:56.763
هم؟

14:58.487 --> 14:59.687
[خدا ما هستیم]

14:59.711 --> 15:01.711
[شما خدا هستید]

15:14.681 --> 15:16.549
<i>فرزندان من رفتند</i>

15:16.649 --> 15:17.985
<i>اونها خیابانهای پاریس رو پرسه زدند</i>

15:18.085 --> 15:19.919
<i>فانی ها رو به ویرانی کشیدند</i>

15:20.020 --> 15:23.290
بعضی ها نتونستن زندگی ای که
من براشون ساخته بودم رو

15:23.390 --> 15:26.426
با زندگی ای که "لستات" بهشون گفته بود ممکنه، وفق بدن

15:27.227 --> 15:30.897
اونها دیوانه شدن، به زندگیشون پایان دادند

15:34.201 --> 15:36.636
<i>تنها چیزی که من رو از آتش دور نگه داشت...</i>

15:37.937 --> 15:39.739
<i>آئین قدیمی بود</i>

15:56.463 --> 15:57.863
[اتفاقی افتاده؟]

15:58.687 --> 16:00.687
[من میتونم تا آخر دنیا حرف بزنم]

16:02.311 --> 16:04.511
[و باز هم نتونم بهت بگم که چه چیزی رو اینجا نابود کردی]

16:05.235 --> 16:06.535
[کسی به جز ما نیست]

16:07.459 --> 16:08.959
[شیطان گوش نمیده]

16:16.783 --> 16:18.783
[چطوری از هوا آتش بیرون میاری؟]

16:18.907 --> 16:21.907
[چطوری با ذهنت اشیا رو حرکت میدی؟]

16:26.031 --> 16:28.031
[اون میپرسه، در حال رقص در خاکسترها]

16:48.355 --> 16:50.355
[تو "نیکولاس"ت رو به یکی از ما تبدیل کردی؟]

16:59.279 --> 17:01.279
[پسر تونست هدیه رو قبول کنه؟]

17:05.103 --> 17:06.203
[خیلی شکننده بود]

17:08.427 --> 17:09.527
[باید بهت هشدار میدادم]

17:09.551 --> 17:10.951
[ازش سربلند بیرون میاد]

17:13.175 --> 17:14.575
[نخواهد اومد]

17:26.100 --> 17:27.200
[من یه فکری دارم]

17:34.924 --> 17:35.824
[اونها با همراه وارد میشن]

17:36.248 --> 17:38.248
[برای اجتماع بودن اغوا میشن]

17:38.272 --> 17:39.472
[اونها باهم میخندند]

17:39.696 --> 17:40.896
[باهم گریه میکنند]

17:42.220 --> 17:43.520
[این برای یک خون آشام چیه؟]

17:43.844 --> 17:44.944
[یک فرصت]

17:45.868 --> 17:48.368
["هملت" با یک تیغه سمّی کشته میشه]

17:48.692 --> 17:51.692
[اما بازیگری که جلوشون دراز کشیده هنوز نفس میکشه]

17:53.116 --> 17:55.116
[در این معبد، باور محافظه]

17:57.040 --> 17:59.040
[اعلام کن که یک خون آشامی]

17:59.064 --> 18:01.064
[خون رو در ملاء عام بنوش]

18:02.188 --> 18:03.988
[آئین انجمنت رو دستور بده]

18:04.812 --> 18:07.312
[نه در فاضلاب بلکه از پشت نرده های بالکن]

18:07.336 --> 18:09.036
[من انجمنی ندارم]

18:09.060 --> 18:10.399
[تو ازم گرفتیش]

18:10.423 --> 18:12.625
<i>برعکس استاد</i>

18:57.649 --> 18:59.649
[ببین چقدر آرومن]

19:00.373 --> 19:02.373
[واقعا باور کردند که این یک نمایشه]

19:02.697 --> 19:04.697
[به مانند زدن حکم به در ویتنبرگ]
داستان آغاز جدایی کاتولیک و پروتستان]
با زدن رساله 95حکمی به در کلیسای کاتولیک ویتنبرگ توسط مارتین لوتر در 1517میلادی]

19:04.721 --> 19:06.721
["تو یک اصلاحات رو رهبری کردی "لستات]

19:06.745 --> 19:08.445
[با هم انجامش دادیم]

19:08.669 --> 19:09.969
[تو مرگ بهتری میسازی]

19:13.493 --> 19:15.493
[داس همه کارهارو میکنه]

19:15.517 --> 19:17.517
[صد شب بگذره حوصله ات سر میره]

19:18.541 --> 19:20.541
[...فقط با بازیگری]

19:26.165 --> 19:27.165
[اجازه هست؟]

19:28.189 --> 19:29.689
[اینجا؟ الان؟]

19:30.013 --> 19:31.513
[جای جاداریه]

19:35.537 --> 19:36.737
[داره ما رو نگاه میکنه]

19:38.161 --> 19:40.161
[بهتره برگه ی موزیکش رو نگاه کنه]

19:48.788 --> 19:50.189
"لستات"

19:50.213 --> 19:51.213
[دوستت دارم]

19:51.937 --> 19:52.937
[...آره]

19:54.161 --> 19:55.361
[منم دوستت دارم]

20:12.445 --> 20:15.715
همین؟
میخوای همینجا تمومش کنی؟

20:15.815 --> 20:18.318
اونها کف زمین رفتن تو کارش

20:18.318 --> 20:20.887
"ارماند" به "لستات" هدیه ذهنی رو آموخت

20:21.721 --> 20:24.391
و یک هفته بعدش
"لستات" رفته بود

20:24.491 --> 20:27.727
سوال این بود که خون آشام ها
چطوری از دست گوگل قایم میشن

20:27.860 --> 20:30.363
نه اینکه چطوری "لستات" قلبش رو شکست

20:30.463 --> 20:32.932
اما چون تو شنونده خوبی بودی
جواب هردوشون رو گرفتی

20:33.032 --> 20:35.067
وقتی شب بعدش رفت تا تئاتر رو باز کنه

20:35.167 --> 20:37.437
وکیل، "پیر روجت اول"، اون رو ملاقات کرد

20:37.537 --> 20:40.072
که با یک صندوق پر از پول و دستور العملی برای

20:40.172 --> 20:42.409
پوشش هزینه های مادام العمر تئاتر منتظرم بود

20:42.509 --> 20:46.713
اون "نیکی" رو ترک کرد. "ارماند" رو ترک کرد
انجمن رو ترک کرد

20:46.813 --> 20:51.951
"لستات" همیشه برای "لستات" بود، هست و خواهد بود

20:51.951 --> 20:54.554
هیچوقت به یه خودشیفته وحشی نگو دوستت دارم

20:54.654 --> 20:58.057
و من برای 150 سال اون کلمات رو زندانی کردم

21:00.693 --> 21:02.295
و بعد اون از راه رسید...

21:03.430 --> 21:05.131
و اون قفل رو شکست

21:06.433 --> 21:10.603
این چیزیه که...
بیشتر از هرچیز در مورد تو، من رو وحشت زده میکنه

21:15.708 --> 21:17.544
اون تو کپنهاگنه

21:17.544 --> 21:19.211
تو یه کارخونه ماشین کار میکنه

21:19.346 --> 21:22.315
از خالقش متنفره
با قایق برمیگرده آمریکا

21:22.449 --> 21:24.717
من رو سوار یه قطار به سمت شیکاگو میکنه

21:24.717 --> 21:27.787
من گفتم بیرون شیکاگو
اون گفت از شهرهای بزرگ خوشش نمیاد

21:27.920 --> 21:29.722
من رو میبره بیرون شیکاگو

21:29.722 --> 21:32.992
- تو یه غذاخوری تو راه گری
- من رو تو اسپرینگ فیلد پیدا میکنی

21:33.125 --> 21:35.161
که بیرون ایستگاه قطار شاه بلوط میفروشی

21:35.261 --> 21:37.229
کنار ایستگاه قطار

21:37.229 --> 21:39.666
اون خودش رو تو سینسیناتی میکشه

21:40.533 --> 21:42.502
ما از کجا در مورد سینسیناتی میدونیم؟

21:42.602 --> 21:44.837
اونها از سینسیناتی چی میدونن؟

21:46.072 --> 21:48.140
- چه شکلیه؟
- این رو نمیپرسن

21:48.240 --> 21:50.610
- میپرسن
- الان چندین هفته شده، کافیه

21:50.743 --> 21:53.346
امشب بالاخره پشت صحنه کار میکنم
نمیخوام دیر کنم

21:53.480 --> 21:55.515
تو بودی که گفتی اون خالق ماست

21:56.248 --> 21:58.250
من این سرما رو برای خودم لازم دارم

21:58.250 --> 22:02.355
موهای موجدار مشکی
خنده اش به چپ کج میشه

22:02.489 --> 22:04.657
کلی خال روی خشتک و ران

22:04.757 --> 22:06.426
این رو لازم ندارم

22:06.426 --> 22:08.828
خب، اون تورو برای یه هفته زیر تخته های کف نگه نداشت

22:08.928 --> 22:10.697
من نمیدونم تو چی لازم داری

22:10.797 --> 22:13.032
من چیزی رو بیاد میارم که خاطرم هست

22:19.338 --> 22:21.207
من دقت میکنم تا در امان بمونیم

22:22.308 --> 22:24.711
شاید الان داره بهت خوش میگذره

22:24.844 --> 22:27.380
اما اگه بفهمن که دروغ گفتیم
در خطر میفتیم

22:30.583 --> 22:33.185
شاید سینسیناتی نه
شریوپورت چطوره؟

22:35.922 --> 22:39.125
دریاچه کادو. پدرم من و پال رو
برای ماهیگیری اونجا برد

22:39.125 --> 22:41.828
اونجا یه پل متحرک هست
اون روی پل سوخت

22:41.961 --> 22:44.797
شریوپورت، دریاچه کادو
خودش رو روی پل آتیش زد

22:53.606 --> 22:54.741
"ارماند"

22:56.476 --> 22:57.877
در نیمه باز بود

22:58.811 --> 23:02.415
اه... اگه در و پنجره ها رو باز کنی

23:02.515 --> 23:04.684
یه نسیمی میاد

23:04.784 --> 23:07.954
شاد میزنی. اما مطمئنم که مراقبی

23:07.954 --> 23:09.088
اها

23:11.824 --> 23:14.260
استاد به کلبه ما خوش اومدی

23:15.327 --> 23:18.230
- نباید تو الان تو سالن باشی؟
- سه دقیقه وقت دارم

23:18.865 --> 23:20.933
من اجازه دادم تا به چشمهام نگاه کنی "پیوس"؟
[رنگ لباسی که پوشیده بود اولین بار- همینطور معنی عزیز میده. برای وضوح خود کلمه به عنوان اسم نوشته میشه]

23:21.067 --> 23:23.335
- نه استاد
- تقصیر من شد. نگهش داشتم

23:23.335 --> 23:25.337
تاحالا دیر کردم استاد؟

23:25.337 --> 23:27.874
اینکه تاحالا زود اومدی
سوالی هست که از خودم میپرسم

23:36.382 --> 23:37.784
اوضاعش چطوره؟

23:39.385 --> 23:41.621
با سختی کنار میاد

23:41.721 --> 23:44.123
- تاحالا خوشحالتر از این ندیده بودمش
- ممم

23:45.558 --> 23:48.595
انجمن نقشه های بزرگی براش داره

23:52.565 --> 23:54.366
به پرتره علاقمند شدی

23:54.366 --> 23:56.636
شکستی های دیوار رو پنهان میکنه

24:04.777 --> 24:06.479
نشونم بده شب کجا میری

24:10.382 --> 24:14.086
مرگ ناخودآگاه سرنوشت همه ی فانی هاست

24:15.755 --> 24:17.323
بالا

24:18.224 --> 24:19.258
بالا

24:19.859 --> 24:20.927
بالا

24:21.561 --> 24:25.031
ما مرگ آگاهیم "رولف ونگلر"

24:25.131 --> 24:28.801
<i>و این تورو داماد میکنه</i>

24:30.036 --> 24:35.107
<i>میدونی چه معنی داره که
توسط مرگ دوست داشته بشی؟</i>

24:36.142 --> 24:37.409
<i>بدون درد</i>

24:37.409 --> 24:39.245
این بخش مورد علاقه من هست

24:39.378 --> 24:40.880
<i>بدون درد</i>

24:40.880 --> 24:42.448
بدون درد

24:42.549 --> 24:44.016
<i>بدون درد</i>

24:44.116 --> 24:46.352
چطوری یه کاری میکنه که التماسش کنن؟

24:47.086 --> 24:49.421
چشم ها پایین "پیوس"
چشم ها پایین

24:49.421 --> 24:51.290
بدون درد

24:51.991 --> 24:53.793
بدون درد

24:58.164 --> 25:00.299
آخرش عطسه کردی؟

25:00.432 --> 25:01.934
سعی کردم خفه اش کنم

25:01.934 --> 25:04.503
این لحظه ی پاکیه

25:04.604 --> 25:06.205
فصل گرد و خاکه

25:06.305 --> 25:08.140
اینجا که مزرعه نیست "استل"!

25:08.975 --> 25:12.278
باز هم ترسناک بود اقای "سانتیاگو"
من لرزیدم به خودم

25:12.278 --> 25:14.280
البته که لرزیدی
چون من...

25:14.280 --> 25:16.115
حرفه ای هستم!

25:16.115 --> 25:17.650
- "پیوس"!
- دارم میام قربان

25:18.150 --> 25:21.387
میدونی "کلا" اینجا اسمش اتاق خیسه

25:21.520 --> 25:23.956
یه مکان منزجر کننده
که نمیتونی از بوش خلاص شی

25:23.956 --> 25:26.458
و من خوشحالم که الان کار توئه

25:26.458 --> 25:29.495
قربانی رو تا ده دقیقه مونده به صحنه اونجا نگه دار

25:29.629 --> 25:32.231
- اهم
- این جعبه جسده

25:34.801 --> 25:38.037
و این جعبه موشها
جسدت رو

25:38.971 --> 25:40.439
میندازی توی جعبه جسد

25:40.439 --> 25:43.009
در رو میبندی

25:43.109 --> 25:45.244
مجرا رو باز میکنی

25:47.113 --> 25:49.982
و همینطوری، موشها کار کثیفت رو انجام میدن

25:49.982 --> 25:53.019
حالا توی سه شنبه
این جعبه جسد و این جعبه موشه

25:53.152 --> 25:56.488
در چهارشنبه، اون جعبه جسده و این جعبه موش

25:56.488 --> 25:59.726
عوض و بدل، عوض و بدل
یادت بمونه

25:59.826 --> 26:02.494
این موش ها باهوشن
میتونن تو سکوت برن

26:02.494 --> 26:04.597
اگه در جعبه اشتباهی رو باز کنی از پله ها میدون بالا

26:04.731 --> 26:06.098
میرن تو اتاق سبز
داخل سالن تئاتر

26:06.232 --> 26:07.600
و استاد همه انجمن رو تنبیه میکنه

26:07.734 --> 26:09.368
که باعث نمیشه دوست پیدا کنی

26:09.368 --> 26:11.070
ما خونه یه کوره داشتیم

26:11.170 --> 26:13.039
- اون چطوری بود؟
- بندازشون داخل. نگاه کن میسوزن

26:13.172 --> 26:15.041
همم. یکم حس آلمانی بودن میده

26:15.174 --> 26:17.409
میتونی تا یه هفته صبر کنی تا استخون هارو خالی کنی

26:17.509 --> 26:20.613
این در به دخمه های فاضلاب
و استخون پرت کنی های مختلف میرسه

26:20.747 --> 26:22.448
که ما اطراف زیر زمین پنهان کردیم

26:22.448 --> 26:25.217
- اینها چی هستن؟
- صندوق دفن

26:25.317 --> 26:28.621
اعضای مرده انجمن. اکثرشون مرتد و قانون شکن هستن

26:28.721 --> 26:31.423
- قوانین چی هستن؟
- نه تا موقع مراسم "پیوس"

26:31.523 --> 26:34.460
قلب رو پیدا کردن!

26:35.494 --> 26:37.429
موش ها عاشق قلب هستن

26:39.866 --> 26:42.401
من هرشب در یه بخش جدید شهر
قدم میزنم

26:42.534 --> 26:44.203
تلاش میکنم گم شم

26:44.203 --> 26:47.573
همیشه یجوری سر از کنار رودخانه درمیارم

26:48.775 --> 26:52.178
آب های سین
محصور و زیبا

26:52.178 --> 26:53.245
اهوم

26:53.946 --> 26:56.816
مارپیچی از رگ ها از میان قلب پاریس

27:01.187 --> 27:03.322
خیلی از دوربینت در انجمن حرف هست

27:03.455 --> 27:05.324
راست میگی؟

27:05.457 --> 27:07.226
اونها میگن تو دیوانه وار عاشق بشریتی

27:07.226 --> 27:10.129
با نور و سایه لحظات شخصیشون رو میدزدی

27:10.229 --> 27:12.598
در موردش مزاحم "کلادیا" میشن

27:12.699 --> 27:14.600
اگه کنجکاون بهتره از من بپرسن

27:14.701 --> 27:17.403
چطوری اینکار رو کنن وقتی به ندرت اونجایی؟

27:17.403 --> 27:21.007
من به اندازه چندین زندگی توی خونه تئاتر دیدم

27:21.107 --> 27:23.409
- جسارت نباشه
- نه نیست

27:23.409 --> 27:26.145
هیچی بدتر از اینکه بی میل توسط یه همراه

27:26.278 --> 27:29.181
اینور اونور کشیده شی نیست
"بروس" بود؟

27:29.949 --> 27:32.151
اره "بروس"

27:32.251 --> 27:36.155
- موتورسوار عشق اوپرا
- اره

27:38.157 --> 27:39.692
بهتره با "توان فم" در مورد دوربین حرف بزنی

27:39.826 --> 27:42.194
اون خیلی بلده
شاید شما دوتا بتونید...

27:42.294 --> 27:44.363
من نمیخوام درگیر انجمن شم

27:45.397 --> 27:47.399
سعی میکنم زحمت تبلیغات نکشی

27:47.399 --> 27:50.536
تو "کلادیا" رو داری
اون خوشحال باشه من خوشحالم

27:51.237 --> 27:52.705
اما من...

27:53.505 --> 27:55.341
- زیاد اهل ملحق شدن نیستم
- مم

27:55.441 --> 27:58.010
بله. به اندازه کافی این رو روشن کردی

27:58.144 --> 28:00.046
پس اگه دلیل اینجا بودنت این باشه

28:01.247 --> 28:02.949
همه دلیلی نیست که اینجام

28:02.949 --> 28:04.951
- نه
- نه

28:04.951 --> 28:07.820
قطعا که تنها دلیل اینجا بودنش این نیست

28:09.355 --> 28:11.190
من ازت خوشم میاد

28:12.024 --> 28:14.994
منم ازت خوشم میاد، واضح نیست؟

28:18.430 --> 28:20.900
تو واقعا باید روی بسته نگه داشتن افکارت کار کنی

28:21.868 --> 28:24.136
- ببخشید؟
- "بروس"

28:24.971 --> 28:27.706
- الان توی ذهنت حسش میکنم
- اها

28:27.807 --> 28:29.909
شاید حفاظت من از افکارم به اندازه کافی خوبه

28:30.009 --> 28:32.411
شاید از قصد تورو توی ذهنم راه میدم

28:32.544 --> 28:35.848
اوه خوب بود عزیزم
خیلی خوب

28:51.463 --> 28:52.598
ها!

29:05.344 --> 29:07.880
اگه ما تنها خون آشام های پاریس بودیم...

29:09.748 --> 29:11.951
برای یه ثانیه حس کردم هستیم

29:15.421 --> 29:18.290
انجمن به مستقل بودنت حسادت میکنه

29:18.390 --> 29:21.627
این مشکله
تو از بیرون به داخل نگاه کنی

29:22.761 --> 29:25.397
مشکل توئه، نه من

29:26.265 --> 29:28.134
تو من رو میخوای، من اینجام

29:28.700 --> 29:30.369
اما اینجام. اینجا

29:30.369 --> 29:33.105
تو خیابون، کافه

29:33.205 --> 29:35.207
سالن، بار
عشق و حال با جاز

29:35.341 --> 29:37.676
کل اینجا حس تولد دوباره میده

29:37.676 --> 29:40.079
همه میپرسن
"بعدش چی؟ بعدش چی؟"

29:40.179 --> 29:44.450
نه اینکه "کجا بودی؟"
یا "مراقب باش"

29:44.583 --> 29:46.485
از اون به اندازه کافی تو خونه داشتم

29:47.286 --> 29:49.488
من اینجا دنبال خودمم

29:51.190 --> 29:53.292
پس چه جایی برای من باقی مونده

29:54.293 --> 29:56.362
اگه تو خودت رو پیدا نکردی؟

29:56.362 --> 29:57.663
همم!

29:59.932 --> 30:01.433
اوه، جا هست

30:09.075 --> 30:10.910
ما دور همدیگه میچرخیدیم

30:11.043 --> 30:13.179
من داشتم توی موقعیت خیلی سختی قرارش میدادم

30:13.279 --> 30:15.147
من قرار بود اون بکشونم سمت خودم

30:15.281 --> 30:17.116
اما برعکسش داشت اتفاق میفتاد

30:17.216 --> 30:18.985
من شروع کردم به اینکه زمان کمتری در تئاتر باشم

30:19.085 --> 30:21.153
و شب های بیشتری رو همراه "لویی"
در بلوارها قدم بزنم

30:21.253 --> 30:24.023
مکالمه آسون و عاشقانه

30:24.123 --> 30:26.458
- و مجادله جو بود
- و مجادله جو، اره

30:26.558 --> 30:29.195
اما به مهیج ترین شیوه ممکن.

30:29.929 --> 30:32.331
بحث کردن به عنوان پیشنوازی

30:32.464 --> 30:34.934
برخی از عمیق ترین احساسات

30:34.934 --> 30:37.103
و افکار داشت شکل میگرفت

30:37.103 --> 30:41.207
وقتی ذهن من با ذهن "ارماند" تماس پیدا کرد

30:41.340 --> 30:45.311
من به طرز عمیقی هیجان زده و تحریک شدم

30:42.035 --> 30:42.635
[پیشنهاد سرآشپز؟]

30:45.303 --> 30:45.803
[در اوقات فراغتت مطالعه کن]

30:45.411 --> 30:47.779
تا نتایج جدیدی در مورد خودم

30:47.779 --> 30:50.816
و خلاصه، زندگی خون آشامی شکل بدم

30:54.420 --> 30:56.889
- چیزی شده "دنیل"؟
- ممم...

30:56.989 --> 31:02.128
اوه نه. این... این بخاطر کامپیوتره..

31:02.128 --> 31:06.165
چیزی که گفتید باعث شد به این فکر بیفتم که...

31:07.433 --> 31:08.700
به فکر چی؟

31:11.003 --> 31:12.671
اوه... اینکه...

31:12.771 --> 31:15.741
از ذهنم پرید. یادم رفت

31:15.841 --> 31:18.744
خب تو این نقطه "کلادیا" کجاست؟

31:18.844 --> 31:21.180
اون چطوره؟
داره... داره چیکار میکنه؟

31:21.313 --> 31:23.916
در این مرحله از اوضاع؟

31:26.852 --> 31:28.854
چطوری اینکار رو میکنی؟

31:28.854 --> 31:31.057
چطوری یه کاری میکنی تا مرگ رو قبول کنن؟

31:32.891 --> 31:35.427
اگه سرت پایین باشه حتی صف اول هم صدات رو نمیشنوه

31:40.732 --> 31:44.536
اولین کاری که میکنم وقتی در رو باز میکنم

31:45.704 --> 31:48.774
با همکار صحنه شبم یه صحبت کوتاهی میکنم

31:49.675 --> 31:53.579
تو سرشون میگردم
شرم هاشون رو پیدا میکنم

31:53.679 --> 31:55.847
خلاصه که آمادگی یک بازیگره
[یک بازیگر آماده میشود اسم کتاب بازیگری معروف اثر استانیسلاوسکی]

31:55.847 --> 31:58.217
روی صحنه میبینمت "کلاد"

32:00.319 --> 32:02.454
"فرانسیس ناتون" کیه؟

32:07.994 --> 32:11.030
بهترین "یاگو" که پا روی یورک رویال گذاشته
[شخصیت داستانی اثر اوتلو از شکسپیر- تئاتر سلطنتی سالن نمایش در انگلستان، یورک]

32:11.030 --> 32:12.464
تو بودی؟

32:12.598 --> 32:15.634
و زندگی پست تو در شیکاگو چطور بود

32:15.734 --> 32:19.471
قبل اینکه "بروس" خون آشام گردن کوچولوت رو گاز بزنه؟

32:19.571 --> 32:21.140
من تو اسپرینگ فیلد بودم...

32:22.041 --> 32:24.476
توی ایستگاه قطار خرده ریز میفروختم

32:24.576 --> 32:26.712
- یتیم بودی؟
- میشه گفت

32:26.712 --> 32:30.249
و باز هم یه یتیم
این رو در اشتراک داریم

32:30.382 --> 32:32.951
- من فکر کردم تورو استاد ساخته
- چرا باید اینو بگی؟

32:33.052 --> 32:35.287
"استل" بهم گفت تو جوونترینی

32:35.387 --> 32:38.457
اما همینطور قویترین هستی
فکر کردم باید بهترین خون رو داشته باشی

32:39.558 --> 32:40.659
نه

32:41.793 --> 32:44.296
خالق من بین دیوارهای طبقه پایین خوابیده

32:45.764 --> 32:47.433
استاد گذاشتش اونجا

32:47.433 --> 32:49.768
چوب بُر، سه دقیقه

32:50.536 --> 32:52.004
مرسی. سه

32:52.704 --> 32:54.440
- متاسفم
- اوه نباش

32:54.973 --> 32:56.642
لایق مرگش بود...

32:58.410 --> 33:00.512
و خونش نفیس بود

33:01.480 --> 33:04.416
من مقلد خوبی هستم و میتونم پرواز کنم

33:04.416 --> 33:07.986
- و با خودنمایی میکُشی
- همم

33:08.120 --> 33:10.089
و خالق عزیز از دست رفته تو

33:10.789 --> 33:14.360
چه هدایایی به خون آشام کوچولو واگذار کرد؟

33:16.495 --> 33:18.197
بهم یاد داد چطوری خوب دروغ بگم

33:22.901 --> 33:25.171
پس بازیگر خوبی میشی

33:27.039 --> 33:30.842
این "لویی" هست که اهل شیکاگوئه، اره؟

33:31.777 --> 33:34.346
خارجش. گری، ایندیانا

33:36.815 --> 33:39.818
بهش بچسب "پیوس"
تقریبا داری موفق میشی

33:49.928 --> 33:53.299
من شرورم
به اندازه هر خون آشامی که بوده شرورم

33:53.299 --> 33:57.103
من بار ها آدم کشتم و باز هم میکشم

33:57.103 --> 34:00.038
چرا این تورو به اندازه هر خون آشامی شرور میکنه؟

34:00.172 --> 34:01.640
ایا شرارت درجاتی نداره؟

34:01.640 --> 34:03.642
آیا شرارت یه گرداب خطرناک بزرگ هست که

34:03.642 --> 34:05.477
یکی با اولین گناه داخلش میفته؟

34:05.477 --> 34:09.715
یعنی، یجورایی
انقدری که تو میگی منطقی نیست

34:09.848 --> 34:11.850
اما تاریک و تهی هست

34:11.950 --> 34:13.585
و نمیتونم انتهاش رو ببینم

34:13.685 --> 34:16.988
اما اگه شرارت بدون درجات هست
و وجود داره

34:16.988 --> 34:19.325
پس این بیان از شرارت

34:19.458 --> 34:21.527
فقط یه گناه لازم داره

34:21.660 --> 34:23.329
این بحث توئه

34:25.831 --> 34:30.035
شرارت محصول توانایی انسان ها

34:30.136 --> 34:32.771
در تبدیل چیزی واقعی به انتزاعی است

34:32.871 --> 34:35.607
- "ژان پال"
- "ارماند"

34:35.707 --> 34:38.210
- این دوستم "لویی" هست
- سلام

34:38.310 --> 34:42.414
حالا میشه شما لطف کنید خفه شید

34:42.514 --> 34:45.117
تا من موزیک گوش کنم، هم؟

34:46.885 --> 34:49.488
<i>بحث تو فرض میکنه که خدا وجود داره</i>

34:49.488 --> 34:51.457
<i>من نمیدونم که خدا وجود داره</i>

34:51.457 --> 34:53.825
<i>از چیزی که توی جنگ دیدم
وجود نداره</i>

34:53.925 --> 34:56.928
<i>پس به طور حتم، درجات و تنوعاتی برای خوبی هست؟</i>

34:57.095 --> 34:59.631
<i>خوبی بچه که بیگناهه</i>

34:59.731 --> 35:01.633
<i>خوبی راهبه که زندگی ای از</i>

35:01.733 --> 35:04.270
<i>خودگذشتگی و خدمت داره</i>

35:04.370 --> 35:07.739
<i>خوبی قدیسان
خوبی دایه ها</i>

35:07.906 --> 35:10.176
<i>و این شرارت چطوری بدست میاد؟</i>

35:10.176 --> 35:12.311
<i>چطوری کسی از رحمت ساقط میشه؟</i>

35:12.478 --> 35:16.748
<i>♪  جنده کوچولو♪</i>

35:16.848 --> 35:21.487
<i>♪ تو میخوایش چون فقط حس افسردگی داری ♪</i>

35:23.455 --> 35:25.557
<i>♪ بیا سراغ من ♪</i>

35:26.958 --> 35:32.364
<i>♪ اون هیچوقت انگشتانش رو بین موهات ♪</i>

35:32.531 --> 35:36.402
<i>♪ طوری که من تاب میدم، تاب نمیده ♪</i>
این خوبه، همم

35:36.402 --> 35:38.670
<i>♪ شما همدیگه رو برانداز میکنید ♪</i>

35:38.770 --> 35:40.105
<i>"لویی؟"</i>

35:40.206 --> 35:42.941
<i>♪ ...عاشق های ناتوان ♪</i>

35:43.041 --> 35:45.944
من... نمیدونم

35:46.044 --> 35:47.613
شاید تو درست میگی

35:48.747 --> 35:50.015
دوباره اومد

35:50.682 --> 35:53.084
<i>♪ بیا سراغم ♪</i>

35:53.219 --> 35:54.520
متاسفم

35:54.653 --> 35:56.922
و ما چنین مکالمه خوبی داشتیم

35:56.922 --> 36:01.026
من برای 30سال با "بروس" بودم

36:01.159 --> 36:02.361
"بروس"؟

36:03.595 --> 36:06.298
تا کِی میخواهیم بازی کنیم "لویی"؟

36:10.902 --> 36:13.104
- "لستات"...
- قبل از اینکه بگی

36:13.104 --> 36:15.307
بذار یه چیزی بهت بگم

36:15.307 --> 36:17.843
در مورد "ارماند" قرن 18.

36:18.410 --> 36:20.479
- "لستات"
- اوه عزیز

36:21.079 --> 36:23.682
- بالاخره
- من از نگه داشتنش خسته ام

36:24.416 --> 36:27.653
"لستات" همراه من توی آمریکا بود

36:27.786 --> 36:31.390
- و الان کجاست؟
- مم هنوزم زن یه صحاف؟

36:32.090 --> 36:33.959
- اون میدونه
- میدونی کجاست

36:33.959 --> 36:36.027
میخوام تو بگی

36:37.463 --> 36:39.865
من کشتمش و اون لعنتی حقش بود

36:39.965 --> 36:42.534
- خب این قابل بحثه
- من ماه هاست که میدونم

36:43.168 --> 36:44.970
فقط منتظر بودم تو بگی

36:44.970 --> 36:48.073
و این یعنی چی؟
الان باید من رو بکشی؟

36:51.543 --> 36:53.078
چه بلایی سر "کلادیا" میاد؟

36:53.211 --> 36:54.680
- بهت کمک کرد اون رو بکشی؟
- اره!

36:54.780 --> 36:56.882
- نه
- تو یکی از قوانین کبیر رو شکستی

36:56.982 --> 36:59.685
من هیچی از قوانین کبیر نمیدونم
"لستات" هیچوقت چیزی بهم نگفت

36:59.818 --> 37:02.254
- بهت گفتم عاشقتم
- برو!

37:02.354 --> 37:03.689
- آروم باش
- و تو هیچی نگفتی

37:03.822 --> 37:05.757
گمشو جهنم!

37:07.659 --> 37:09.361
"لویی"...

37:39.658 --> 37:43.562
حتی الان، من تنها کسی هستم که اعتماد داری

37:45.731 --> 37:46.932
دوباره من رو بکش

37:47.733 --> 37:50.135
بیا، دوباره من رو بکش!

37:52.103 --> 37:56.475
تنها راهی که بلدی عشق بورزی رو بهم نشون بده

38:05.417 --> 38:08.086
اهه! اه! اهه!

38:21.867 --> 38:24.102
اون تنها بود
حالت هاش بی ثبات بود

38:24.202 --> 38:26.405
سریع حالش عوض میشد

38:26.405 --> 38:28.507
میتونیم یه شب استراحت کنیم

38:29.575 --> 38:31.510
اه احتمالا درست میگی

38:31.610 --> 38:34.480
احتمالا بعد اینکه گفتیم
خودش رو آتیش زده ول کنن

38:34.580 --> 38:37.282
نه بهتره اینکارو کنیم
بهتره واقعا محتاط باشیم همونطور که گفتی

38:40.819 --> 38:42.120
"لویی"؟

38:47.125 --> 38:49.361
یه مدت ما سه تامون گروه بودیم

38:51.129 --> 38:54.766
توی جاده باز، در حال گشتن تو آمریکا

38:54.766 --> 38:57.302
تو ایستگاه های کامیون، متل ها آدم میکشتیم

38:57.302 --> 39:00.939
تا وقتی که یه روز خودش رو آتیش زد
ما هم شدیدا شوکه شدیم

39:00.939 --> 39:02.941
با یه فندک اینکارو کرد

39:02.941 --> 39:05.210
به یه کهنه که از تانک سوختش آویزون بود زد

39:05.343 --> 39:07.779
فکر کردیم یه مدت طولانی توی اون جاده باشیم

39:07.779 --> 39:09.347
آخرین حرف هاش..

39:10.816 --> 39:13.184
"دیگه صورتهای غمگین شمارو نمیکِشَم"

39:13.852 --> 39:15.053
خوبه

39:21.760 --> 39:24.029
"لستات" میتونست بگه

39:24.162 --> 39:27.533
"تابوت هاتونو سوار قایق کنید
برید پاریس

39:27.633 --> 39:29.234
یه انجمن قشنگ اونجا هست

39:29.334 --> 39:31.403
میدونم چون خود لعنتیم تاسیسش کردم"

39:33.772 --> 39:36.207
اما اون گفت خون آشام های اون بیرون شریرن

39:36.341 --> 39:38.410
بهتره یچیزی بهت بگم

39:38.510 --> 39:42.247
و بعدش با اون حرومزاده ملاقات کردم
و اره، حق با "لستات" بود

39:45.283 --> 39:47.519
بهتر بود وقتی استخونهام رو شکست

39:49.788 --> 39:52.057
من رو زیر تخته ها چپوند

39:53.959 --> 39:56.862
باهاش جنگیدم، زدمش

39:56.995 --> 39:59.097
چنگش زدم، گازش گرفتم

40:01.366 --> 40:02.934
مشکلی نداشت

40:05.403 --> 40:07.405
وقتی بود که من رو گیر مینداخت

40:10.041 --> 40:11.910
و بهم میگفت عاشقمه

40:15.313 --> 40:17.949
قبل، در حین

40:18.684 --> 40:20.118
و بعد

40:21.052 --> 40:23.622
قبل، در حین

40:25.023 --> 40:26.291
بعد

40:27.192 --> 40:28.960
اون من رو بگا داد

40:33.064 --> 40:35.901
یه روز گفت، "دیگه صورت غمگینت رو نمیکِشَم"

40:37.002 --> 40:38.970
روی یه موتور گذاشت رفت

40:39.070 --> 40:42.641
فکر کردم برم خونه
"لویی" رو پیدا کنم، برم اروپا

40:45.577 --> 40:48.113
آخر این هفته میذارن من به انجمن ملحق شم

40:51.917 --> 40:53.752
خوب میشد اگه میومدی

40:55.420 --> 40:57.122
هرجور شده میام

41:07.198 --> 41:09.334
ببخشید مزاحم شدم

41:10.301 --> 41:13.839
وکیل خریدار آماده کنفرانس تلفنی هست

41:14.606 --> 41:16.141
اه وکیل؟

41:16.274 --> 41:18.343
در مورد سه گانه بیکن

41:19.778 --> 41:22.814
- اشکالی نداره "دنیل"؟
- میرم دستشویی

41:27.385 --> 41:31.690
یه لیوان آب سرد ریختی روم "رشید"
واقعا غرق شده بودم

41:34.560 --> 41:36.662
- اقای "فیلیپس"، بله؟
<i>سلام -</i>

41:36.795 --> 41:38.530
ایشون مالک هستن اقای " دو لاک"

41:38.630 --> 41:40.165
اقای "فیلیپس"

41:44.603 --> 41:47.105
سه بررسی صورت
در پایه مصلوب

41:47.105 --> 41:49.307
شاهد زجر مسیح هستن

41:49.407 --> 41:52.477
اقای "بیکن" همچنین به اینها به عنوان
سه خشم

41:52.477 --> 41:54.479
تنبیه کار خطاکاری انسان اشاره میکنه

41:54.580 --> 41:56.281
<i>و مدرک اصالت؟</i>

41:56.414 --> 41:58.984
خریدار در مورد اعتبار میپرسن؟

41:59.084 --> 42:01.152
<i>خریدار این رو برای شوهرش میخواد</i>

42:01.252 --> 42:03.589
<i>احتمالا گوگل کرده که بهتره چه سوالاتی بپرسه</i>

42:03.589 --> 42:06.858
پشت صفحه سمت راست نوشته شده پیترزفیلد

42:06.992 --> 42:08.927
که نزدیک کلبه ای هست که "بیکن" در اون

42:08.927 --> 42:11.096
حین سالیان خلق نقاشی کار کرده

42:11.096 --> 42:13.965
یک اشعه ایکس روی خشم اون صفحه

42:13.965 --> 42:17.235
صورت مردی رو، احتمالا "اریک هال" صاحب کلبه، نمایان میکنه

42:17.368 --> 42:18.804
این فقط سه صاحب داشته

42:18.359 --> 42:19.059
[برای کمک اینجام]

42:18.804 --> 42:20.639
تحقیق ابتدایی هست اما در مورد شما

42:20.639 --> 42:22.540
ما باید بریم
ممنون

42:22.641 --> 42:24.409
<i>به موکلانم اطلاع میدم</i>

42:24.509 --> 42:27.746
- چوب بر!
- تو کی هستی؟

42:27.846 --> 42:32.751
من همونی هستم که فکر میکنی چوب بر

42:32.851 --> 42:36.521
- بذار برو
- ساعت قلبت

42:36.622 --> 42:40.425
چرخ دنده ها از کار افتادن

42:44.495 --> 42:47.398
خون آشام ها واقعی ان
همه مون رو میکشن

42:48.700 --> 42:51.169
خون آشام ها، واقعی هستن!

42:51.169 --> 42:53.004
- اونها همه مون رو میکشن!
- این چیه؟

42:53.004 --> 42:55.073
اون اجرا رو مختل کرده!

42:55.173 --> 42:57.643
نه نه نه نه
بذار حرف بزنه "سم"

42:57.643 --> 43:00.345
<i>ببین کی با حضورش منت روی سرمون گذاشته</i>

43:00.345 --> 43:01.947
<i>چه افتخاری</i>

43:01.947 --> 43:03.749
<i>اون برای حمایت از دختر اینجاست</i>

43:03.849 --> 43:07.185
<i>اجرا رو تموم کن -</i>
- بعدش شما رو میکشن

43:07.185 --> 43:09.788
چرا بهمون نمیگی کی هستی؟

43:09.888 --> 43:13.424
<i>روزنامه ل موند امروز رو خوندی؟ -
- نخوندم</i>

43:13.524 --> 43:16.494
<i>یک جسد مثله شده سه شب پیش
توی پارک پیدا شده</i>

43:16.494 --> 43:19.765
<i>جمجمه خرد شده
زخم های عمیق روی گردن</i>

43:19.865 --> 43:21.633
<i>سینه و کتف</i>

43:21.733 --> 43:25.170
<i>تو بودی؟ -
- البته که نه</i>

43:25.170 --> 43:27.873
<i>چون همه تا قبل از خاموشی در تابوت بودن</i>

43:27.873 --> 43:31.677
فرض کنیم تورو رها کنیم

43:31.777 --> 43:33.979
<i>و من این دختر رو</i>

43:34.079 --> 43:37.148
<i>در اون پارک بخصوص نمیبینم
تو میبینی؟</i>

43:37.248 --> 43:39.050
<i>واضح حرف بزن</i>

43:39.050 --> 43:41.152
<i>تو زمان لازم برای استخدام رو داشتی</i>

43:41.252 --> 43:43.254
<i>اتفاق نمیفته</i>

43:43.354 --> 43:46.992
<i>اون نابودی ما خواهد شد
کاری که باید بشه رو انجام بده</i>

43:47.092 --> 43:48.860
<i>داری تقاضا میکنی؟</i>

43:49.560 --> 43:51.663
<i>انجمن مایل هست بدونه که</i>

43:51.763 --> 43:53.765
<i>قصد داری باهاش چیکار کنی</i>

43:53.865 --> 43:56.467
<i>به جز اینکه بهش بلیت صندلی
ردیف پنجم راهروی مرکزی رو بدی؟</i>

43:57.035 --> 43:59.270
<i>و تو از طرف انجمن حرف میزنی؟</i>

44:14.753 --> 44:16.654
<i>بعد از مراسم</i>

44:16.755 --> 44:18.957
<i>بعد از اینکه اون دختر خودش رو به ما متعهد کرد</i>

44:19.557 --> 44:22.393
<i>بعد کاری که باید رو انجام میدم. قبوله؟</i>

44:22.393 --> 44:26.631
<i>برای خیلی کمتر خالق من نابود شد -
- قبوله؟</i>

44:26.798 --> 44:29.434
<i>قبوله استاد</i>

44:29.434 --> 44:31.169
<i>با احترام.</i>

44:32.603 --> 44:34.005
بدون درد

44:34.773 --> 44:36.975
بدون درد

44:37.976 --> 44:39.845
بدون درد

44:46.317 --> 44:48.954
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

44:48.954 --> 44:52.390
"پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"! "پیوس"!

44:59.697 --> 45:02.400
اولین شبت از پسِ چراغ های صحنه

45:03.368 --> 45:05.904
- چه حسی داشت؟
- مثل خونه

45:07.605 --> 45:10.341
بیا، یه چیزی برات دارم

45:11.509 --> 45:12.744
بشین

45:22.988 --> 45:24.689
چیه استاد؟

45:24.790 --> 45:26.758
یک سیرک ککی
[معنی اسم پیوس کک هم میشه]

45:30.128 --> 45:33.698
باشد که شروع متواضعانه ات رو یادآور بشه

45:34.499 --> 45:36.234
ما رو قبول میکنی؟

45:40.305 --> 45:42.107
بله استاد

45:43.574 --> 45:44.675
بیا

45:50.916 --> 45:52.350
پنج قانون

45:52.350 --> 45:55.620
بگذار جوانترین برای جوانترین بخواند

46:00.258 --> 46:02.961
مراسم فقط برای اعضاست

46:03.895 --> 46:05.630
بریم قدم بزنیم؟

46:11.102 --> 46:12.804
پنج قانون

46:14.172 --> 46:15.573
<i>قانون اول</i>

46:16.241 --> 46:19.144
<i>هر انجمن باید رهبر داشته باشد</i>

46:19.244 --> 46:21.012
<i>و فقط او میتواند</i>

46:21.179 --> 46:23.949
<i>دستور کار نیروی تاریک بر فانی دهد</i>

46:26.517 --> 46:28.419
<i>اطاعت میکنی؟</i>

46:29.120 --> 46:30.455
میکنم

46:30.555 --> 46:31.756
قانون دوم

46:33.058 --> 46:36.962
هدایای تاریک نباید هرگز به چلاق

46:37.062 --> 46:38.964
معلول یا بچهها داده شود

46:39.064 --> 46:42.067
- من میخوام پاریس رو ترک کنم
- کجا میری؟

46:42.067 --> 46:44.602
به لندن فکر میکردم

46:44.602 --> 46:46.637
اگه زیادی بزرگه شاید دابلین

46:47.572 --> 46:49.507
تو یه جنازه رو تو پارک رها کردی

46:50.408 --> 46:51.943
دلایل بیشتری که باید برم

46:52.043 --> 46:54.645
هیچ خون آشامی نباید به

46:54.779 --> 46:56.614
نوشتن تاریخ خون آشام ها مشغول شود

46:56.747 --> 47:01.286
تو مارو افشا کردی. باید اجازه بدم چنین افشایی
دامن انجمن لندن رو هم بگیره؟

47:04.589 --> 47:08.026
هیچ خون آشامی نباید ذات واقعی خودش را

47:08.126 --> 47:10.628
به یک فانی فاش کند و بگذارد آن فانی زنده بماند

47:10.728 --> 47:13.698
تو خودت رو به شرکت حقوقی روجت و ابت نمایان کردی

47:13.698 --> 47:15.833
اونها با خون آشام ها کار میکنن

47:15.934 --> 47:20.538
هیچ خون آشامی نباید هرگز خون آشامی دیگر را نابود کند

47:21.472 --> 47:23.808
به جز ارباب انجمن

47:23.909 --> 47:28.813
که قدرت زندگی و مرگ زیردستانش را دارد

47:29.480 --> 47:31.782
"بهت آسیب نمیزنم"

47:31.782 --> 47:33.651
اینها اولین کلماتت به من بود

47:33.751 --> 47:35.820
"خالق من یه خون آشام به اسم "بروس" بود

47:35.820 --> 47:39.490
"لستات د لیونکو" کیه؟"
اولین کلمات تو به انجمن

47:41.826 --> 47:46.631
و این وظیفه اوست تا نابودی کسانی را که

47:46.631 --> 47:50.101
این پنج قانون را میشکنند، دنبال کند

47:50.201 --> 47:51.669
<i>کجا داریم میریم؟</i>

47:51.669 --> 47:53.371
ما میریم که گم بشیم

47:53.471 --> 47:55.373
و آخر سر از کنار رودخانه دربیاریم

47:56.341 --> 47:58.076
مثل همه قدم زدن هامون

47:58.209 --> 48:01.546
از این قانون پنجم و اخر اطاعت میکنی؟

48:02.447 --> 48:03.915
میکنم

48:04.782 --> 48:06.217
دیگر کک نیستی

48:10.956 --> 48:13.191
<i>سرم رو بزن اگه میخوای اینکار رو بکنی</i>

48:14.059 --> 48:15.493
من دیدم آتش چیکار میکنه

48:15.493 --> 48:17.428
نمیخوام اونطوری بمیرم

48:17.528 --> 48:19.397
درخواست دیگه ای داری؟

48:19.864 --> 48:21.466
مراقب "کلادیا" باش

48:21.566 --> 48:23.401
<i>نیازی به مراقب نداره</i>

48:23.534 --> 48:25.436
<i>خیلی اینجا نخواهد بود</i>

48:27.572 --> 48:28.773
چی؟

48:29.507 --> 48:31.576
تو اون رو 14سالگیش ساختی

48:32.210 --> 48:34.379
در آشفته ترین وضعیت احساسی

48:35.680 --> 48:38.816
<i>ذهنش، به اندازه که الان درنده است، تحمل نخواهد کرد</i>

48:38.916 --> 48:40.785
<i>به وقتش از هم فرو میریزه</i>

48:42.020 --> 48:43.788
تو اون رو نمیشناسی

48:45.890 --> 48:47.725
مجبور نیستم بشناسم

48:49.860 --> 48:51.896
قبلا همه اش رو دیدم

48:54.032 --> 48:56.267
من خیلی چیزهارو دیدم "لویی"

48:58.569 --> 49:00.638
غافلگیری!

49:02.273 --> 49:04.475
تو که فکر نمیکردی ما

49:04.575 --> 49:06.411
تو رو توی اتاق خیس رها کنیم
میکردی؟

49:06.411 --> 49:08.146
تو یه ستاره ای "کلادیا"

49:08.279 --> 49:10.648
یه اجرای جدید برای تو و خانم ها

49:11.716 --> 49:14.085
'بچه من عاشق پنجره هاست'

49:14.085 --> 49:15.653
من نقش مدیر رو بازی میکنم

49:15.753 --> 49:17.622
و من نقش مادرت رو بازی میکنم

49:18.556 --> 49:20.658
و من نقش دختر کوچولو رو بازی میکنم

49:20.758 --> 49:23.594
تو برای 50سال آینده پرنده کوچولوی اونها میشی

49:29.267 --> 49:31.269
چی صداش کرد؟

49:33.571 --> 49:36.141
'باغ وحشی'

49:38.609 --> 49:40.778
چرا "لویی"

49:41.412 --> 49:45.983
اونهایی که بیشترین قدرت رو دارن اغلب ضعیف ترین هستند؟

49:47.818 --> 49:49.954
ازش دست نکش

49:50.721 --> 49:54.625
بهش بگو زیباست
هر صبح بهش بگو

50:26.157 --> 50:27.892
تو باهام تا خونه اومدی

50:29.694 --> 50:31.028
اومدم؟

50:31.829 --> 50:33.998
اون ساختمون منه اونجا

50:37.135 --> 50:38.903
اون تورو شکست "لویی"؟

50:40.171 --> 50:41.906
تو شکسته ای؟

50:44.275 --> 50:45.410
نه

50:46.344 --> 50:48.079
اما بارش رو به دوش میکشم

50:49.980 --> 50:51.749
و نمیدونم که...

50:52.650 --> 50:54.085
که بتونم...

50:55.186 --> 50:57.255
درد رو...

51:00.125 --> 51:01.559
خواهی تونست

51:03.661 --> 51:05.096
من تونستم

51:08.133 --> 51:09.567
تو و اون؟

51:11.035 --> 51:12.903
حدود یه قرن پیش

51:14.239 --> 51:15.540
دیروز

51:18.008 --> 51:20.044
برای یه خون آشام زمان چیه؟

52:09.960 --> 52:11.829
میخوای بیای بالا؟

52:16.133 --> 52:18.269
داری دعوتم میکنی داخل؟

52:20.771 --> 52:23.674
بستگی داره. میخوای من رو بکشی؟

52:38.042 --> 52:39.906
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

52:45.730 --> 52:48.666
من یه خون آشام درنده هستم که
درون یه دختر کوچولو گیر افتاده

52:48.833 --> 52:53.003
هرشب از وجودم به یادم میاد

52:53.170 --> 52:54.439
چیزی شکسته در وجود من هست

52:55.263 --> 52:56.763
[در قسمت بعد...]

52:56.941 --> 52:59.977
من کی هستم؟
سرگذشتی هستم که تحمل کردم؟

53:00.110 --> 53:02.380
زندگی خون آشام جز تصمیمات ضعیف چیه؟

53:03.981 --> 53:07.117
من و تو چی؟
تو و من؟

53:07.285 --> 53:09.119
- من تورو میخوام
- مطمئنی؟
