WEBVTT

00:17.260 --> 00:21.727
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:26.026 --> 00:28.854
‫چند تا مجموعه فولکلور مطالعه کردی،

00:29.029 --> 00:31.770
‫و الان داری میری اون ور اقیانوس

00:31.944 --> 00:34.208
‫و می‌خوای مجموعه‌ای از هیولاها رو شکست بدی.

00:34.214 --> 00:35.474
‫آنچه در «مصاحبه با خون‌آشام» گذشت...

00:36.253 --> 00:37.994
‫دقیقاً چهار تا خون‌آشام تو زندگیم می‌شناسم،

00:38.168 --> 00:39.865
‫که یکی از یکی بدترین بودین.

00:40.040 --> 00:42.607
‫فقط دنبال یه خون‌آشام می‌گردم
‫که حرومزاده نباشه.

00:42.781 --> 00:44.827
‫والدینم اسمم رو بروس گذاشتن.

00:45.001 --> 00:46.805
‫حدوداً 20 تا از ماها رو
‫به مکانی به اسم «کوپنهاگ» فرستاده بودن.

00:46.829 --> 00:48.389
‫دوباره شروع به خوندن از روی کتاب‌هات نکن.

00:48.526 --> 00:50.330
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشام این جا زندگی می‌کرد.

00:50.354 --> 00:51.354
‫یه صلیب دیگه.

00:53.618 --> 00:54.402
‫لوئی!

00:54.576 --> 00:55.925
‫یه خون‌آشام زن.

00:56.982 --> 00:57.782
با ما میای؟

00:57.927 --> 00:59.367
‫پسری که...

00:59.494 --> 01:01.322
‫توی سن‌فرانسیسکو دیدمش...
‫هنوز یه جایی اون توـه.

01:01.496 --> 01:02.496
‫می‌تونیم کاری کنیم که درجا

01:02.627 --> 01:03.933
‫ادامش رو تعریف کنه.

01:04.107 --> 01:06.066
‫کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

01:08.111 --> 01:10.070
‫نمیشه فقط ما خون‌آشام‌های خوبی باشیم.

01:24.011 --> 01:36.111
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

01:38.025 --> 01:43.025
قسمت نهم
«‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟ »

01:59.119 --> 02:02.644
‫پاریس... به زبون آوردنش سخته.

02:03.340 --> 02:05.386
‫الان معنی پاریس خیلی با چیزی

02:05.560 --> 02:07.344
‫که فکر می‌کردم، فرق داشت.

02:07.518 --> 02:09.607
‫- اجازه هست امتحان کنم؟
‫- البته. خواهش می‌کنم.

02:09.781 --> 02:12.567
‫پاریس لحظه بیدار شدن لوئیه.

02:12.741 --> 02:14.438
‫پاریس یه عطشه.

02:14.612 --> 02:17.137
‫اون روزها، پاریس خیلی چیزها بود.

02:17.311 --> 02:20.836
‫حتی الان هم که بهش فکر می‌کنم،
‫بعضی از اتفاق‌های خاص رو کنار بذاریم،

02:21.010 --> 02:24.318
‫بهش که فکر می‌کنم یه حسی نزدیک
‫به شادی و خوش‌حالی دارم.

02:25.232 --> 02:28.626
‫- اسم به تنهایی... پاریس.
‫- پاریس چرت و پرته.

02:28.800 --> 02:30.846
‫اما توی پاریس بود
‫که تو از آلیس درخواست ازدواج کردی.

02:31.020 --> 02:33.675
‫و توی جزیره استتن هم طلاقم داد.
‫واقعاً پاریس مزخرفه.

02:33.849 --> 02:35.649
‫پاریس دنیایی مخصوص خودشه...

02:35.764 --> 02:38.158
‫ماکارون هم مزخرف
‫و کافه فرهنگ هم حوصله‌سربره.

02:38.332 --> 02:41.161
‫اون زمان، هنوز جای زخم نازی‌ها،
‫در پاریس دیده میشد.

02:42.118 --> 02:45.295
‫به سرعت من و کلادیا،
‫اون هم داشت درمان میشد.

02:45.469 --> 02:48.951
‫برای رسیدن به چیزی توی این شهر،
‫باید دو برابر جیب‌ها رو خالی کنی.

02:49.125 --> 02:50.965
‫«اعتماد موقعی ارزشمنده

02:50.996 --> 02:53.434
‫که زمان زیادی برای پیدا کردنش صرف بشه.»

02:54.217 --> 02:57.525
‫- چی؟
‫- اعتمادی با ارزش‌ است

02:57.699 --> 03:00.180
‫که سال‌ها برای رسیدن به آن،
‫زمان گذاشته شود.

03:00.354 --> 03:02.138
‫معنی حرفی که زدی اینه:
‫«ارزش حقیقت چند برابر میشه،

03:02.312 --> 03:03.835
‫اگه چندین سال برای پیداکردنش، زمان بذاری.»

03:04.009 --> 03:05.533
‫یکم زبون مادریم خاک گرفته.

03:05.707 --> 03:08.797
‫کلی هم خاک گرفته.
‫و من هم دنبال فرنس و الماسم.

03:08.971 --> 03:12.017
‫- حقیقت پول اجاره خونه رو نمیده.
‫- بدون نمک، بدون کره.

03:12.192 --> 03:14.542
‫بدون نوزاد، خبری هم از شیر تازه نیست.

03:14.716 --> 03:18.807
‫و اینجا رو بخون:
‫«به خاطر رکورد جدید شکستگی استخوان

03:18.981 --> 03:22.332
‫که به سبب کلسیم‌زدایی و سوءتغذیه بوده،

03:22.506 --> 03:24.726
‫پاریس گوشت اضافه کم آورده.»
‫می‌خوای فرنس تو جیبت باشه؟

03:24.900 --> 03:26.554
‫این آدم‌ها پولی ندارن.

03:26.728 --> 03:28.991
‫شاید شهر اشتباهی رو انتخاب کردیم.

03:29.165 --> 03:33.865
‫امشب یه زن دیدم
‫که با لباس پنج ساله،

03:34.039 --> 03:35.998
‫داشت رژ جدیدش رو به لبش میزد.

03:36.172 --> 03:38.130
‫و خب این یعنی چی؟

03:38.305 --> 03:42.483
‫یعنی پاریس داره بر می‌گرده.
‫یکم بهش زمان بده، همین.

03:43.440 --> 03:45.616
‫چی باعث شد فکر کنی که پاریس یه زنه.

03:46.356 --> 03:49.359
‫- وای، می‌دونم گشنته.
‫- بهم بگو یه زن چیه؟

03:49.533 --> 03:51.405
‫بهت میگم که یه زن چیه.

03:55.278 --> 03:58.586
‫کجا می‌خوا شکار کنی؟
‫بورس تاریک به نظر میرسه.

03:59.804 --> 04:03.068
‫همیشه مسیر خاموشی رو پیش می‌گرفتی.
‫با خاموشی خیلی راحته.

04:03.243 --> 04:08.248
‫هوم. پس یه وعده غذایی می‌خوای
‫که سخت به دست بیاد، فرنس و الماس می‌خوای،

04:08.422 --> 04:11.599
‫و لابد بعدش هم می‌خوای بهشت باز بشه
‫و از آسمون برات شال با خز راسو بباره، مگه نه؟

04:11.773 --> 04:12.991
‫این هم شروع خوبیه.

04:13.165 --> 04:14.689
‫اختصاصیه و میشه خون‌آشام‌های مسافر

04:14.863 --> 04:16.995
‫که می‌خوان توسط یه محفل شناخته بشن،

04:17.169 --> 04:19.171
‫- اینجا تمرین کنن.
‫- فهمیدم.

04:19.346 --> 04:20.651
‫اون یادداشت رو نگرفتیم.

04:22.436 --> 04:24.525
پاریس د گال بی‌هوشم کرده بود.

04:24.699 --> 04:28.311
‫اه! امسال این دروغ مصلحتی 77 ساله میشه.

04:28.485 --> 04:30.525
تا مجبورش نکردی پس بگیرتش،
‫حق نداری دوبی رو ترک کنی.

04:30.661 --> 04:32.359
‫آها.

04:32.533 --> 04:35.013
‫اگه دیدین من و کلادیا
‫هی پشت رو نگاه می‌کنیم،

04:35.187 --> 04:37.799
‫به خاطر اینه که تعجب کردیم
‫که پوستمون مثل آمریکا،

04:37.973 --> 04:39.670
‫توجهی به خودش جلب نمی‌کنه.

04:39.844 --> 04:41.585
‫درسته، چون نژادپرستی

04:41.759 --> 04:43.370
‫در اواسط قرن 20 در فرانسه، رواج نداشت.

04:43.544 --> 04:44.956
‫- اوه، من همچین حرفی نزدم.
‫- همچین چیزی نگفت.

04:44.980 --> 04:46.590
‫فکر کنم دوست خون‌آشام الجزایریتون

04:46.764 --> 04:49.898
‫- با این مخالفن کنه.
‫- ولی من الجزایری نبودم.

04:50.072 --> 04:52.379
‫من یه آمریکایی بودم
‫و اگه حدسی قرار بود زده بشه،

04:52.553 --> 04:56.252
‫گفته میشد که برای ترومپت زدن
‫یا آواز خوندن برای غذا، به اینجا اومدم.

04:56.426 --> 04:59.647
‫اون روزها به این چیزها اهمیتی داده نمیشد.

04:59.821 --> 05:03.128
‫از این که می‌دونستم
‫که کسی نمی‌خواد دارم بزنه،

05:03.303 --> 05:05.522
‫یا مستقیم من رو بفرسته
‫به ته ته پیشخوان کافه، شاکر بودم.

05:05.696 --> 05:07.611
‫کل حرفش این بود آقای مولوی.

05:08.395 --> 05:10.440
‫شما دو تا قراره توی تمام جلسه،

05:10.614 --> 05:11.789
‫جملات همدیگه رو کامل کنین؟

05:11.963 --> 05:14.749
‫به مدت 77 ساله
‫که ما با همیم دنیل.

05:15.445 --> 05:17.578
‫چهل و هفت سال بیشتر
‫از مقدار زمانی که با لستت بود.

05:18.448 --> 05:21.495
‫بهتر نیست که ادامه ندیم
‫و بذاریم حساب و کتاب انجام بشه؟

05:22.278 --> 05:23.975
به قانع کردن ادامه بدین.

05:26.064 --> 05:27.762
خودمون رو توی آپارتمانی ناپیدا

05:27.936 --> 05:29.938
در له نِویم مخفی کردیم،

05:30.112 --> 05:32.244
‫خودمون رو جای آمریکایی‌های پولداری جا زدیم

05:32.419 --> 05:34.638
‫که داریم به خاطر باگت بازار سیاه،
‫کلی خرج می‌کنیم.

05:34.812 --> 05:36.161
‫بهترین پوشش بود.

05:36.336 --> 05:37.685
‫آره، موقعیتی که بی نقص ردیف شده بود،

05:37.859 --> 05:39.643
‫طبقه بالای صاحب‌خونه بود،

05:39.817 --> 05:41.993
‫و طبقه پایین دانش‌آموزها
‫و کارگرهای جنسی بودن.

05:42.167 --> 05:45.823
‫به معنا واقعی توسط یه مشت محرک عشق پول
‫و کنجکاو محاصره شده بودیم.

05:45.997 --> 05:47.564
‫هیچ‌وقت شکارمون رو به خونه نیاوردیم.

05:47.738 --> 05:49.479
‫- از فاضلاب برای این کار استفاده گردیم.
‫- اوهوم.

05:49.653 --> 05:51.742
‫راه‌های آبی که هیچ تخصصی توش نداشتن.

05:51.916 --> 05:53.701
‫کنترل جریان فرآیند، تلمبه‌خانه.

05:53.875 --> 05:55.616
‫دائماً داشتیم به کارهاشون رسیدگی می‌کردیم.

05:55.790 --> 05:59.576
‫و با این حال تو هیچ‌وقت
‫با اون ارتباط برقرار نکردی؟

05:59.750 --> 06:02.449
‫ممنون! پنج ماه اضطراب باعث شد

06:02.623 --> 06:05.365
‫کلی تصمیمات بگیرم
‫و اما حتی یه «صبح به‌خیر»

06:05.539 --> 06:08.933
‫- یا حتی «خود را آماده مرگ کن» هم نشنیدم.
‫- سفارشی و برای تمرین.

06:09.107 --> 06:11.762
‫یک خون‌آشام پاریسی واقعی، هیولایی مغروره.

06:11.936 --> 06:13.373
‫از تئاتر ما توی پیگل،

06:13.547 --> 06:15.070
‫فقط دو کیلومتر فاصله داشتن.

06:15.244 --> 06:16.811
‫صدها شب رو توی این تئاتر،

06:16.985 --> 06:19.030
‫به همراه لستت گذروندم.
‫برای همین دلم اصلاً بیشترش رو نمی‌خواست.

06:19.204 --> 06:21.337
‫یه تئاتری به نام «تیاترا د ومپیره».
‫(تئاتر خون‌آشام‌ها)

06:21.511 --> 06:25.820
‫شرکتی که 150 سال قدمت داره!

06:25.994 --> 06:29.171
‫77 سال گذشته و هنوز هم
‫ناچیز و کم به نظر میرسه.

06:29.345 --> 06:31.086
‫غرور.

06:31.782 --> 06:33.915
‫گزارشات گیج‌کنندن.

06:34.089 --> 06:35.612
‫عاشقانه بودن؟ نه.

06:35.786 --> 06:37.745
‫ارباب کی بود؟
‫به نظر می‌رسید که هیچ‌کدومشون.

06:37.919 --> 06:39.964
‫مرد برای خوشنود کردن اون شکار می‌کرد،

06:40.138 --> 06:42.402
‫و دختر هم برای خوشنود کردن اون،
‫از صحبت‌های فلسفلی رنج می‌برد و تحمل می‌کرد.

06:42.576 --> 06:45.492
‫به نظر میرسه که خون‌آشام‌های آمریکایی هم

06:45.666 --> 06:47.450
‫به اندازه گردشگرها و سربازهاشون،
‫کودن و ساده‌ـن.

06:47.624 --> 06:49.017
بی ادب.

06:49.191 --> 06:52.107
‫برای سرگرمی عکاسی رو انتخاب کردم.

06:52.281 --> 06:55.937
‫خون‌آشام‌هایی که سرگرمی دارن!
‫دیوونه‌کننده‌ـست!

06:56.111 --> 06:58.461
‫وقتی جون پاریسی‌ها رو نمی‌گرفتین،
‫وقت تلف می‌کردین.

06:58.635 --> 07:00.942
‫وای، موقعیت کشتی به خاک رسیده،

07:01.116 --> 07:03.161
‫به سراغ ساب‌میشن میره.

07:03.335 --> 07:07.514
عکس‌ها رو توی دستت می‌گیری و میگی:
«من اون جا بودم. این اتفاق افتاد.»

07:07.688 --> 07:09.608
‫این چه تفاوتی با عکس‌هایی

07:09.690 --> 07:11.996
‫- که توی گوشیم نگه می‌دارم، داره؟
‫- فرقی نداره.

07:12.170 --> 07:14.782
‫دیدگاه انسان نسبت به زمانه.

07:14.956 --> 07:16.392
‫وقتی قدرت این رو داری

07:16.566 --> 07:18.742
‫که یک میلی‌ثانیه رو تبدیل به یه ساعت کنی،

07:18.916 --> 07:20.701
‫بهش میگن «کاهش».

07:20.875 --> 07:23.443
‫هنوز به اون نتیجه نرسیده بودم.

07:23.617 --> 07:25.967
‫از عکس گرفتن خوشم میومد.

07:26.446 --> 07:28.448
‫حواسم رو از مسائل پرت می‌کرد.

07:42.810 --> 07:46.335
‫وقتی داری عکس می‌گیری،
‫دنبال چه چیزی می‌گردی؟

07:46.509 --> 07:48.685
‫نمی‌دونم. شاید یه غافلگیری.

07:48.859 --> 07:52.472
‫یه چیزی که عادی نباشه.
‫مثلاً کلاهی که برای سر کوچکه.

07:52.646 --> 07:55.126
‫یا مثلا لحظه‌ای که طرف متوجه میشه
‫که یادش رفته یه کاری رو انجام بده

07:55.300 --> 07:56.693
‫- و می‌ایسته.
‫- خیلی خب.

07:56.867 --> 07:58.434
‫اون موقع می‌تونی کاملاً روش تمرکز کنی.

07:58.608 --> 08:00.392
‫از خودت بپرسی که چی اون‌ها رو
‫به اینجا کشوند؟

08:00.567 --> 08:02.743
‫چی تو رو به اینجا کشونده؟
‫آیا همه این دور هم جمع شدن‌ها، اتفاقی بوده؟

08:02.917 --> 08:05.528
‫برنامه‌ریزی‌شده‌ـست؟
‫برای مترو که دیر شده. بارون...

08:05.702 --> 08:07.661
‫گاهی اوقات جواب کوتاه می‌خوام.

08:09.227 --> 08:12.187
‫به افکارشون گوش میدی.
‫می‌دونی چی در انتظارته.

08:13.841 --> 08:15.582
‫عکس رو می‌گیری.

08:16.844 --> 08:20.674
‫خب اگه جوابش رو می‌دونستی،
‫پس چرا پرسیدی؟

08:20.848 --> 08:23.198
‫کنار هم جمع شدنمون،
‫اتفاقی بوده یا برنامه‌ریزی شده؟

08:24.895 --> 08:28.029
‫بذار یکم به خودم برسه.
‫بذار فکر کنم عمیق‌تر از این حرف‌هام.

08:28.203 --> 08:30.335
‫این جوری خودت رو به خودت نشون میدی؟

08:30.510 --> 08:32.860
‫فقط سعی دارم که شب‌ها رو بگذرونم خواهر.

08:33.034 --> 08:35.123
‫از میانبر رفتم. مچم رو گرفتی.

08:35.297 --> 08:36.907
‫برد رو قبول کن.

08:38.648 --> 08:40.520
‫لوئی، تو کی هستی؟

08:41.912 --> 08:43.697
‫من برادرتم.

08:44.393 --> 08:46.526
‫بدون من، کی هستی؟

08:49.703 --> 08:53.097
من خون‌آشام کم حرف منطقه نهمم.

08:53.271 --> 08:54.901
‫شب‌ها قدم می‌زنم،

08:54.925 --> 08:56.840
‫ناامیدی و پشیمانی رو در آغوش می‌گیرم

08:57.014 --> 08:59.364
‫و تا حدی که یه خون‌آشام می‌تونه،
‫در خودم پنهانش می‌کنم.

08:59.539 --> 09:01.410
‫

09:07.547 --> 09:09.244
‫اگه منی نبود...

09:10.419 --> 09:11.638
‫و اگه اونی نبود...

09:13.204 --> 09:14.902
‫تو چی می‌بودی؟

09:15.859 --> 09:17.469
‫چی می‌خوای؟

09:17.644 --> 09:20.734
‫چه طور می‌خوای به اون جا برسی؟

09:26.391 --> 09:27.958
‫حرف حساب میزد.

09:28.132 --> 09:29.960
‫- آره.
‫- پاریس واقعاً مزخرفه.

09:30.134 --> 09:31.875
‫البته حرف حسابش این نبود.

09:32.049 --> 09:34.443
‫معلومه که همینه.
‫اون بدبخت بود اما نمی‌خواست

09:34.617 --> 09:37.011
که حس توهمیت رو بهم بزنه.

09:37.185 --> 09:39.970
‫چیزی رو بهم نمی‌گفت
‫که خودم از قبل ندونم.

09:40.144 --> 09:43.278
‫اون داشت بهم اجازه می‌داد
‫که زندگی جدا از اون رو کشف کنم.

09:43.452 --> 09:46.890
‫- لوئی، اون آلیسه نه کلادیا.
‫- ببخشید؟

09:47.064 --> 09:50.502
‫اوه، فهمیدم.
‫جرقه‌ای به خاطراتت دادم.

09:50.677 --> 09:53.723
‫نه، کلادیاست.
‫دفتر خاطرات اونه.

09:54.463 --> 09:57.553
‫- «لوئی به پاریس نیاز داره. من ندا...»
‫- برای سال 1985ـه.

09:57.727 --> 09:59.294
‫تو و آلیس توی بار بودین،

09:59.468 --> 10:01.078
‫با همدیگه صحبت می‌کردین،

10:01.252 --> 10:02.776
‫و اون بهت میگه که حامله‌ـست.

10:02.950 --> 10:04.516
دوباره شروع کردی به ماهگیری تو خاطراتم؟

10:04.691 --> 10:07.171
‫و تو میگی: «آره،

10:07.345 --> 10:09.260
‫بیا یکم دیگه امشب راجع بهش صحبت کنیم.»

10:09.434 --> 10:12.568
‫باید یه فصل دیگه بخونم.
‫هفته‌ای یه فصل.

10:12.742 --> 10:15.963
‫قبل از این که صورت حساب بیاد رفتم،
‫هیچ‌وقت هم نشد که رمان رو تموم کنم.

10:16.137 --> 10:20.968
‫فکر کنم کلمه «آره» بود
‫که بیشتر از همه عصبانیش کرد. آره؟

10:21.403 --> 10:22.709
‫آره.

10:22.883 --> 10:24.928
‫«لوئی به پاریس نیاز داره.

10:25.102 --> 10:27.262
‫من نمی‌دونم به چی نیاز دارم.

10:27.365 --> 10:29.541
‫شاید به یه مغز جدید نیاز دارم.

10:29.716 --> 10:31.413
‫چرا نمی‌تونم این رو بهش بگم؟

10:31.587 --> 10:34.372
‫فکر کنم می‌ترسم که لذت نبردنم،

10:34.546 --> 10:36.466
‫خوش‌حالیش رو بگیره
‫و شاید هم دیگه نمی‌خوام

10:36.592 --> 10:38.855
‫که احساساتش وابسته به من باشه.

10:39.029 --> 10:41.031
‫شاید بخوام از لذت نبردنم، لذت ببرم.

10:41.205 --> 10:43.773
یک تغییر ابدی بین جهت‌های مخالف در نمایش.»

11:01.008 --> 11:02.444
‫اوه!

11:14.021 --> 11:15.196
‫خانم؟

11:15.221 --> 11:16.221
من بودم ازش دوری می‌کردم!

11:28.521 --> 11:29.721
مغازه بسته‌ـست، ببخشید!

11:31.982 --> 11:33.182
نگران نباش. طول نمی‌کشه.

11:33.198 --> 11:35.198
مراقب باش. لباس نخیه.

11:35.217 --> 11:36.817
یه قطره آب می‌تونه لکش کنه.

11:36.951 --> 11:39.051
برای یه زن عالیه.

11:40.010 --> 11:42.010
خانم، نمی‌تونم اجازه بدم با لباس بازی کنین.

11:43.910 --> 11:45.010
لباس قبول هم می‌کنین؟

11:46.706 --> 11:50.013
‫آمریکایی هستی؟ فرانسویت داغونه.

11:50.884 --> 11:52.581
‫از من قبولش می‌کنین دیگه. درسته؟

11:52.755 --> 11:54.539
‫تغییرات هم ایجاد می‌کنین؟

11:54.714 --> 11:57.107
‫لطفاً تظاهر نکن کسی هستی
‫که واقعاً نیستی، باشه؟

11:57.281 --> 11:59.544
‫حرفم رو باور کن،
‫دوره زنان به زودی شروع میشه.

12:00.981 --> 12:03.461
‫هیچ‌وقت به تصمیم تظاهر فکر نکردم.

12:03.635 --> 12:05.725
‫زندگی اون قدر مهربون نبود
‫که بهم اجازه همچین کاری رو بده.

12:09.729 --> 12:11.818
‫شاید اگه بود، من یه خیاط تنها

12:11.992 --> 12:14.472
‫توی یه مغازه خالی می‌شدم
‫که داره تنها مشتری احتمالی رو می‌پرونه.

12:14.646 --> 12:16.736
‫به وقتم احترام بذار.

12:18.520 --> 12:19.739
‫نه!

12:22.742 --> 12:26.702
‫این لباس، برای بدن من.
‫و به دستکش هم نیاز دارم.

12:26.876 --> 12:28.617
‫رنگ مد نظرم سفیده.

12:31.707 --> 12:34.666
‫ریل رشید. دقیقاً به موقع
‫برای «داستان آشنایی زیبا» رسیدی.

12:34.841 --> 12:36.886
‫امروز با خودت چه چیز عجیبی آوردی؟

12:37.060 --> 12:40.455
‫آلبوم‌های پاریس، از سال 1946 تا 1949.

12:40.629 --> 12:42.152
‫اوه، وقتی داری با اسناد تاریخی

12:42.326 --> 12:44.415
‫کار می‌کنی، نباید دستکش بذاری ریل رشید.

12:44.589 --> 12:47.157
‫- چابکی رو کم می‌کنه.
‫- همون رشید خالی صدام کنین.

12:47.331 --> 12:49.551
‫باعث میشه موقع بررسی سوژه،

12:49.725 --> 12:51.509
‫احتمال این که یه صفحش رو پاره کنی بیشتر بشه.

12:51.683 --> 12:53.207
‫ممنون رشید.

12:54.338 --> 12:55.470
‫خب؟

12:56.863 --> 12:59.169
‫عکس‌ها سندی از گذر زمانن.

12:59.343 --> 13:02.042
‫- مدارک ظاهری.
‫- اون‌ها دروغ نمیگن،

13:02.216 --> 13:04.653
‫اما هیچ کدوم از اون‌ها هم
‫داستان کاملی برات روایت نمی‌کنن.

13:07.612 --> 13:09.963
‫اون مردهای جوون کین؟ خون‌آشامن؟

13:10.137 --> 13:12.139
‫اون‌ها دوست‌های جوونمون بودن.

13:12.879 --> 13:14.968
‫مرد بودن. انسان بودن.

13:18.058 --> 13:20.712
‫بعضی‌هاشون الان خیلی پیرن
‫و اکثرشون هم مردن.

13:20.887 --> 13:23.411
‫و برای تفریح، خون بعضیاشون رو
‫خوردیم و خشکشون کردیم. خب...

13:24.107 --> 13:25.717
‫بیشتر من کردم.

13:26.283 --> 13:27.894
‫لوئی راه‌ و روش خودش رو داره.

13:33.116 --> 13:35.858
‫از نوع راه رفتنش،
‫میشد تشخیص داد که آمریکاییه.

13:36.554 --> 13:40.645
‫من یه آمریکاییم.
‫دقیقاً راه رفتن آمریکایی چه طوره؟

13:40.820 --> 13:42.536
‫دو تا جنگ تاثیرات خاصی،

13:42.560 --> 13:44.388
‫روی مردان فرانسه گذاشته.

13:44.562 --> 13:48.479
‫هیچ جور دیگه‌ای نمیشد توصیفش کرد
‫به جز... خوش‌بینانه.

13:48.653 --> 13:51.439
‫یه پارکی بود که راجع بهش شنیده بودم.

13:53.136 --> 13:55.356
‫اغلب به این پارک می‌رفتم.

13:57.271 --> 13:59.926
‫اون بهار، من یه موجودی با زره بودم

14:01.710 --> 14:03.930
‫کسی که محکم روی پاهاش ایستاده اما...

14:05.018 --> 14:06.938
‫سابقه بدی سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

14:07.063 --> 14:09.065
‫خودم توصیفش می‌کنم، ممنون.

14:09.239 --> 14:10.545
‫باشه.

14:12.634 --> 14:15.898
‫اما سابقه بدی
‫سر دنبال کردن عشق اشتباه داشته.

14:16.072 --> 14:18.988
‫خب، چه جایی برای این
‫که خودت رو بیشتر بشناسی،

14:19.162 --> 14:22.687
‫برای این که عشق درست رو پیدا کنی،
‫بهتر از یه پارک عمومیه؟

14:22.862 --> 14:25.168
‫صبرم رو از دست داده بودم.

14:25.342 --> 14:27.170
‫قانع شده بودم که داشتن سر به سرمون میذاشتن

14:27.344 --> 14:29.956
‫و زیاد هم نمی‌تونستم محفل رو
‫معطل نگه دارم.

14:33.394 --> 14:35.613
‫خودم به خوبی پارک رو می‌شناختم،

14:35.787 --> 14:37.702
‫می‌دونستم چه اتفاقاتی میوفته،

14:37.877 --> 14:41.793
‫برای همین وقتی
‫بدون دختر دیدمش، غافلگیر نشدم.

14:44.492 --> 14:46.886
‫با ریش‌سفیدها در میون میذارم
‫و اون رو آگاه می‌کنم

14:47.060 --> 14:50.672
‫که توی پاریس چه بلایی
‫سر خون‌آشام‌های سرکش میاد.

14:54.806 --> 14:59.289
‫مثل یه پسری به نظر می‌رسید
‫که داره ادا مردها رو در میاره.

14:59.463 --> 15:02.902
‫اما نیرو کهنش رو درجا حس کردم.

15:03.076 --> 15:05.861
‫اون... راحت نبود.

15:06.035 --> 15:08.603
‫تلاش می‌کرد که قاتی و هم‌رنگ مردم عادی بشه،

15:08.777 --> 15:11.780
‫فکر می‌کرد می‌تونه توی چشم‌انداز بره
‫و محو بشه، احمقانه بود.

15:12.607 --> 15:13.607
‫یعنی...

15:14.652 --> 15:17.699
‫به طور نگران‌کننده‌ای خوش‌تیپ
‫اما به شدت ساکت بود.

15:19.309 --> 15:20.963
‫فکر می‌کردم قراره من رو بکشه.

15:28.057 --> 15:29.580
‫خب؟

15:30.755 --> 15:33.149
‫- آره؟
‫- کی یخ رو شکوند؟

15:34.063 --> 15:36.674
‫اولین کلمات خون‌آشام کهن

15:36.848 --> 15:38.763
‫به عشق زندگی آیندش چی بود؟

15:39.416 --> 15:41.070
‫نمیگم...

15:41.244 --> 15:42.767
‫- لطفاً.
‫- نه.

15:42.942 --> 15:44.291
‫لطفاً.

15:46.902 --> 15:50.775
‫اون گفت: «بهت صدمه‌ای نمیزنم.»

15:51.907 --> 15:53.604
‫و هیچ‌وقت هم نزدم.

15:59.741 --> 16:00.960
‫بیا.

16:02.657 --> 16:05.442
‫و اون ریزاندام زیبا رو هم با خودت بیار.

16:09.664 --> 16:11.840
‫اصلاً قابلی نداشت.

16:39.433 --> 16:41.000
‫کلادیا!

16:41.174 --> 16:42.175
‫کلادیا!

16:42.827 --> 16:43.872
‫کلادیا!

16:46.570 --> 16:48.877
‫یکی رو پیدا کردم.
‫یا شاید هم اون پیدام کرد.

16:49.051 --> 16:50.487
‫ما رو پیدا کرد!

16:50.661 --> 16:52.141
‫بده من. بذار ببینم.

16:52.315 --> 16:53.838
‫پنج ماه می‌گذشت

16:54.013 --> 16:55.666
‫از به سختی رسیدن اون‌ها،

16:55.840 --> 16:58.452
‫اما آمریکایی‌ها داشتن
‫بالاخره به پیگل میومدن.

16:58.626 --> 17:00.671
‫زیربغل معطر پاریس.

17:00.845 --> 17:03.544
‫ورودی. بلیط. بلیطتون.

17:07.200 --> 17:09.028
‫منسیر د پوینت دولاک.

17:11.073 --> 17:12.770
‫این هم از بهترین صندلی‌هامون.

17:16.339 --> 17:18.472
‫سالن فقط نیمیش پر بود.

17:18.646 --> 17:23.042
‫ترکیبی از فداکاری‌های برده‌گونه
‫و رسیدگی بیش از حد به گردشگرها.

17:23.216 --> 17:25.174
‫به طور سرگرم‌کننده‌ای

17:25.348 --> 17:27.220
‫بین احتماع و افراد تئاتر، چرخیدیم

17:27.394 --> 17:29.178
‫و مخاطب پذیراتری از بین...

17:29.352 --> 17:32.877
‫دوستان کلیساییمون که داشتن
‫بعد از جنگ به پاریس هجوم میاوردن، پیدا کردیم.

17:33.052 --> 17:34.662
‫پنج تا از هر هفت نمایش،

17:34.836 --> 17:36.316
‫به زبان انگلیسی اشرافی و اصیل بود.

17:36.490 --> 17:39.058
‫بعضی‌ها ده‌ها بار به اون جا اومده بودن.

17:39.232 --> 17:41.930
‫و بعضی‌ها هم هیچ اهمیتی
‫به چیزی که بیان میشد نمی‌دادن.

17:42.104 --> 17:44.585
‫برای ما همشون عین هم بودن.

17:44.759 --> 17:46.413
‫گله‌ای گاو برای سبت شبانمون.
‫(سبت به روز آخر و تعطیل هفته که وقت برای عبادت گذاشته میشه، می‌گویند)

17:46.587 --> 17:49.111
‫اما ما برای خون‌آشام‌ها
‫به اون جا رفته بودیم

17:49.285 --> 17:52.680
‫و ما حضور تعدادیشون رو
‫توی هوا اطرافمون حس کردیم.

17:53.159 --> 17:56.292
‫بشینید سر جاهاتون!
‫شروع پخش! موسیقی!

17:59.861 --> 18:01.602
‫جیغ و نور.

18:01.776 --> 18:03.473
‫سنتیاگو!

18:03.647 --> 18:05.910
‫خانم‌ها و آقایان!

18:06.085 --> 18:08.304
‫مادام‌ها و موسیوها!

18:08.478 --> 18:12.613
‫لاشه‌های مذکر و لاشه‌های مونث.

18:27.978 --> 18:29.278
خوش آمدید.

18:29.282 --> 18:32.415
‫به سمت تغییر دلایل.

18:33.590 --> 18:38.465
‫و دفع خواسته‌های چندش.

18:39.596 --> 18:40.902
‫و منظورم از این حرف‌ها اینه...

18:41.468 --> 18:43.296
‫- شبتون به خیر.
‫- شب به خیر!

18:47.952 --> 18:49.998
‫چیزی که قراره مشاهده کنین...

18:51.260 --> 18:53.219
‫برای شما... خشمی مهار نشده‌ـست

18:53.393 --> 18:56.352
‫که سعی در پوشوندن تولد
‫و تولد مجدد چیزی...

18:56.526 --> 18:58.659
‫طناب شله.
‫اون واقعاً خودش  داره پرواز می‌کنه.

18:58.833 --> 19:01.096
‫- می‌دونم!
‫- به جای نمایش ساده انسانی،

19:01.270 --> 19:05.013
‫ما در تیاترا د ومپیره،

19:05.187 --> 19:07.711
‫درون روح انسان رو موشکافی می‌کنیم،

19:07.885 --> 19:12.151
‫تا برترین شکل هنر را
‫با کمترین راه‌های ممکن،

19:12.325 --> 19:14.979
‫به شما تقدیم کنیم!

19:19.027 --> 19:21.377
‫راه تهویه رو بستی؟

19:21.551 --> 19:23.771
‫اوه، به جای درستی اومدین.

19:23.945 --> 19:26.077
‫نسبت به وارثتون هراس دارین؟

19:26.252 --> 19:29.733
‫دوستان، ما کمک می‌کنیم
‫که ذهنیتتون رو تغییر بدیم.

19:29.907 --> 19:31.474
‫عطش خون؟!

19:31.648 --> 19:34.129
‫ترس از دیوانگی؟

19:34.303 --> 19:35.870
‫به خاطر صداقتتون احترام نظامی میذارم.

19:36.044 --> 19:38.655
‫البته بعد این که پوتینم رو
‫از توی کونتون بیرون کشیدم!

19:38.829 --> 19:41.180
‫اما جدی میگم دوستان من،

19:41.354 --> 19:44.531
‫ما با خون‌آشام بودن،
‫و طبیعتاً با برتر بودن از شما فانی‌ها،

19:44.705 --> 19:47.142
‫می‌تونیم به اندازه لازم خن تولید کنیم

19:47.316 --> 19:50.450
‫که حرکت کشتی کوچکتون
‫که اسمش «نجابت انسانی»ـه رو مختل کنیم.

19:50.624 --> 19:54.193
‫درواقع، ما واژگونش می‌کنیم.
‫پس اگه امشب اینجا رو ترک کردین

19:54.367 --> 19:59.067
‫و دنیا رو جور دیگه ندیدن
‫و یا از چیزی که دیدین و حس کردین،

19:59.241 --> 20:01.548
‫خوشتون نیومد،

20:03.071 --> 20:05.943
‫پس ما تیاترا د ومپیره،

20:06.117 --> 20:08.859
‫در انجام شغلمون، اون هم مهم‌ترین بخشش

20:09.033 --> 20:11.340
‫که خندیدن به بدبختی شماست موقعی

20:11.514 --> 20:14.343
‫که برای بیشتر شدنش
‫گریه می‌کنین و جیغ می‌زنین.

20:14.517 --> 20:15.910
‫بیشتر!

20:34.885 --> 20:37.236
‫تمام چیزهایی که قراره ببینید...

20:38.585 --> 20:39.934
‫واقعین.

20:43.677 --> 20:46.723
‫وقتی دارین اینجا رو ترک می‌کنید،
‫این رو به خاطر داشته باشین.

20:46.897 --> 20:48.595
‫شما همتون...

20:49.465 --> 20:51.119
‫مشکوک...

20:52.207 --> 20:53.948
‫زننده...

20:55.254 --> 20:56.777
‫و رقت‌انگیزین!

20:58.692 --> 20:59.910
‫و...

21:00.955 --> 21:03.436
‫به خاطرش دوستون دارم.

21:04.741 --> 21:06.743
‫و بهتون خوش آمد میگم...

21:07.788 --> 21:12.923
‫حتی با این که حالم رو بهم می‌زنین!

21:21.802 --> 21:24.021
‫آفرین! معرکه بود! معرکه!

21:32.552 --> 21:35.468
‫چرا ارباب ما می‌فرسته
‫که شب‌ها از این گیاه تک

21:35.642 --> 21:37.383
‫و با ارزش مراقبت کنیم

21:37.557 --> 21:39.385
‫در صورتی که به بقیه باغ
‫توی روز رسیدگی میشه؟

21:39.559 --> 21:42.257
‫بازیگران در مقابل پرده سینما اجرا کردن،

21:42.431 --> 21:44.607
‫انیمیشن و کمی فیلم رو
‫با هماهنگی تقریبا بی‌نقضی،

21:44.781 --> 21:46.827
‫ترکیب کردن.

21:47.741 --> 21:49.656
‫تاثیرات شگفت‌انگیز بودن.

21:49.830 --> 21:51.962
‫سینما مدرن تاثیر عظیمی

21:52.136 --> 21:54.313
‫روی درک زیبایی‌شناسی من داشته

21:54.487 --> 21:57.141
‫و نور نورافکن من روی چهره بازیگرها،
‫فضای عاشقانه‌ای برای اجرا،

21:57.316 --> 21:58.926
‫ایجاد کرده.

22:03.365 --> 22:05.672
‫نمایش‌ها عجیب بودن.

22:05.846 --> 22:08.414
‫نمایش‌ها بدون محدود زمانی بودن،
‫برای هر زمان به روز میشد

22:08.588 --> 22:10.503
‫و همش هم از مجموعه 150 سالمونه.

22:10.677 --> 22:12.331
‫عجیب بودن!

22:12.505 --> 22:15.638
‫و همیشه با مرگ
‫یا یه جور ظلم یا خشونت برانگیخته،

22:15.812 --> 22:17.771
‫به پایان می‌رسید.

22:17.945 --> 22:20.600
‫زندگی ظالمه.
‫زندگی خشنه.

22:20.774 --> 22:23.037
‫کلادیا کاملاً عاشقشون بود.

22:23.211 --> 22:25.169
‫و اولین دفعه‌ای بود که توی پاریس

22:25.344 --> 22:28.303
‫لبخند یا خنده‌ای ازش دیدم

22:28.477 --> 22:29.870
‫که به خاطر من نبوده.

22:30.479 --> 22:33.003
‫اما چیزی که واقعاً اولین شب گیج‌کننده بود

22:33.177 --> 22:35.354
‫تلاش‌ برای این که همش
‫خنده‌دار به نظر برسه، بود.

22:35.528 --> 22:36.920
‫سیروپ.

22:37.094 --> 22:38.922
‫دندون مصنوعی خون‌آشام،

22:39.096 --> 22:41.272
‫خون مصنوعی، ترفند طناب.

22:41.447 --> 22:43.536
‫همش یه اغواگری بود،

22:43.710 --> 22:47.496
‫تا گله رو توی یه اعتقاد
‫یا بی‌اعتقادی ارادی بکشونه.

22:47.670 --> 22:50.717
‫تنها نمایش دیگه‌ای که مهم بود،
‫نمایش آخر بود.

23:08.212 --> 23:11.738
‫چوب‌بر!

23:12.869 --> 23:16.264
‫- چوب‌بر!
‫- تو کی هستی؟

23:18.135 --> 23:22.052
‫من همون چیزیم
‫که فکر می‌کنی چوب‌بر.

23:22.226 --> 23:23.532
‫گمشو.

23:26.100 --> 23:29.320
‫ساعت توی سینت.

23:29.495 --> 23:32.889
‫دنده‌ها دست از کار کردن برداشتن.

23:33.005 --> 23:34.005
بهم کمک کنین! لطفا!

23:35.936 --> 23:38.242
‫یکی کمک کنه! لطفاً!

23:38.417 --> 23:39.418
‫این دیگه چیه؟

23:39.431 --> 23:40.831
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن!
لطفاً بهم کمک کنین!

23:41.289 --> 23:43.291
‫اون مزاحم اجرا شد!

23:45.119 --> 23:47.426
‫نه! نه نه نه نه!

23:47.600 --> 23:49.558
‫بذار صحبت کنه سم.
‫بذار صحبت کنه.

23:49.891 --> 23:51.113
اون‌ها می‌خوان من رو بکشن.

23:51.194 --> 23:54.994
خون‌آشام‌ها می‌خوان هممون رو بکشن!

23:56.391 --> 23:59.263
‫هیس هیس هیس هیس.
‫وایسا وایسا وایسا.

24:00.177 --> 24:02.963
‫این یه اجرا «فقط به زبان انگلیسی»ـه.

24:03.920 --> 24:05.444
‫دوباره شروع کن.

24:06.662 --> 24:08.664
‫اسم...

24:08.838 --> 24:12.973
‫اسمم انیکا رومانه.

24:15.018 --> 24:16.629
‫توی انتورپ زندگی می‌کنم.

24:18.848 --> 24:22.983
‫دیشب از توی اتاق هتلم دزدیده شدم.

24:24.071 --> 24:27.466
‫این آدم‌ها خون‌آشامن!

24:27.640 --> 24:29.729
‫خون‌آشام‌های واقعی!

24:29.903 --> 24:32.166
‫این... این واقعیه!

24:32.340 --> 24:35.735
‫- به همسرم زنگ بزنین!
‫- الان بهش زنگ میزنم عزیزم.

24:57.496 --> 24:59.106
‫فرض کنیم که بذاریم بری.

24:59.280 --> 25:01.630
‫- لطفاً! آره.
‫- آره؟

25:01.804 --> 25:03.023
‫آره.

25:03.197 --> 25:05.634
‫فرض کنیم ریپر قلبی داشت
‫(ریپر همان مرگ یا فرشته‌ی مرگ است)

25:06.505 --> 25:09.203
‫که می‌تونست در مقابل
‫زیبایی بلژیکی تو مقاومت کنه.

25:12.075 --> 25:14.208
‫به هرحال یکی باید جات رو بگیره.

25:16.036 --> 25:17.211
‫همسرت؟

25:19.605 --> 25:20.693
‫اوه؟

25:22.390 --> 25:23.739
‫پسرت؟

25:23.913 --> 25:26.699
‫من... من نمی‌تونم...من
‫نه می‌تونم و نه انجامش میدم.

25:31.312 --> 25:33.880
‫نظرت چیه راجع به...

25:38.319 --> 25:39.407
‫اون.

25:41.278 --> 25:43.890
‫

25:48.677 --> 25:50.723
‫وای مرد عزیز،

25:50.897 --> 25:54.901
‫که گوشتت در تمام جهت‌های
‫اطراف سیبیلت کشیده شده،

25:55.075 --> 25:57.381
‫می‌خوام این رو به خاطر بسپری...

25:58.644 --> 26:01.168
‫دفعه بعدی رو نیمکت کلیسا نشستی،

26:01.342 --> 26:03.736
‫به سمت همسایت بر می‌گردی و میگی:

26:05.651 --> 26:06.913
‫«صلح با تو باشد.»

26:11.874 --> 26:14.268
‫سه تو...

26:15.312 --> 26:17.053
‫آزادت می‌کنن!

26:32.416 --> 26:34.375
‫وقت اون نرسیده انیکا!

26:34.549 --> 26:38.292
‫هیس، هیس.

26:41.295 --> 26:44.603
‫بیخیال دیگه. بیا.

26:50.521 --> 26:52.959
‫باید...

26:55.701 --> 26:56.919
‫انجام بشه.

27:04.666 --> 27:07.321
‫انیکا رومان از انتورپ.

27:08.627 --> 27:09.715
‫مرگ...

27:10.324 --> 27:12.326
‫منتظر همه...

27:13.066 --> 27:14.241
‫در همه‌جاست.

27:14.415 --> 27:15.982
‫چرا اینجا نباشه؟

27:18.245 --> 27:22.771
‫تقدیر تمام موجودات فانی،
‫مرگ بدون هوشیاریه.

27:25.731 --> 27:26.993
‫بالا.

27:27.733 --> 27:28.821
‫بالا.

27:29.778 --> 27:30.866
‫بالا.

27:31.388 --> 27:36.698
‫ما مرگ با هوشیاریم انیکا.

27:37.481 --> 27:39.179
‫و این باعث میشه تو..

27:41.311 --> 27:42.661
‫یه عروس باشی.

28:00.635 --> 28:04.160
‫می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟

28:07.163 --> 28:09.035
‫دیگه دردی در کار نیست.

28:09.818 --> 28:11.385
‫دیگه دردی در کار نیست.

28:53.035 --> 28:54.776
‫- آفرین!
‫- سانتیاگو!

29:02.392 --> 29:03.872
‫آفرین!

29:36.905 --> 29:39.603
‫محفل ما از زمان حکومت شارلمان، اینجاست

29:39.778 --> 29:41.780
‫اما از وقتی دنتون با گیوتین اعدام شد،

29:41.954 --> 29:43.956
‫ما تبدیل به شرکت تئاتر شدیم.

29:44.130 --> 29:47.611
‫اه! دارم از زبون یه شرکت انگلیسی،
‫فرانسی می‌شنوم؟

29:49.483 --> 29:52.703
‫اه... بهتر شد، بهتر شد.
‫اگه می‌خوای روی سن اغوا کنی

29:52.878 --> 29:55.837
‫باید پایین سن رهاش کنی!
‫ممنون.

29:56.011 --> 29:58.187
‫لندن توی یه شب ساخته نشد میتر.

29:58.361 --> 30:00.102
و برای همینه که چند تا تولوژین جی

30:00.276 --> 30:01.887
‫توی نمایش چهار داشتن با دقت گوش می‌دادن.

30:02.061 --> 30:04.126
‫- اون مرد انگلیسی رو گیر آوردی؟
‫- آره، گیر آوردم میتر.

30:04.150 --> 30:05.934
‫وگرنه امشب خیلی متعهدم خانم.

30:06.108 --> 30:08.241
‫- مرسی.
‫- این شامل کل شرکت میشه.

30:08.415 --> 30:11.331
‫امشب همه متعهد به کارشونن!
‫آفرین! آفرین!

30:11.505 --> 30:13.681
‫حتی وقتی که دارن گریم رو پاک می‌کنن،

30:13.855 --> 30:16.858
‫انگار امشب یه شب عادیه.

30:17.032 --> 30:19.426
‫پنج ماه هر شب.

30:22.559 --> 30:25.345
‫پنج ماه لعنتی هرشب،

30:26.825 --> 30:31.525
‫منتظر بودیم که با حضورتون
‫بهمون افتخار بدین.

30:32.787 --> 30:36.835
‫از تو می‌پرسم میتر،
‫ارزش انتظار رو داشت؟

30:45.539 --> 30:47.106
‫هی!

30:47.280 --> 30:50.196
‫وای، استل!

30:50.370 --> 30:52.851
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا!

30:54.504 --> 30:55.504
‫عصر به خیر!

31:02.686 --> 31:04.558
‫لوئی و کلادیا.

31:04.732 --> 31:06.560
‫تیاترا د ومپیره.

31:06.734 --> 31:08.475
‫گمشو!

31:08.649 --> 31:12.087
‫اگلی، مدیریت ورود.
‫رومین، اداره و تزئینات صحنه.

31:12.261 --> 31:14.742
‫- لوچنبام، طراحی لباس.
‫- معرکه بود.

31:14.916 --> 31:17.745
‫عه... ساموئل برکلی، نمایش‌نامه‌نویس مقیم.

31:17.919 --> 31:19.486
‫سم. سم صدام کنین.

31:19.660 --> 31:22.576
‫بسیلیک و پلانچ و مردام، ارکستر.

31:22.750 --> 31:24.926
‫- درام خفنی بود درامر.
‫- ممنون.

31:25.100 --> 31:27.494
‫توئن و کوئنگ فم. نمایش،

31:27.668 --> 31:30.801
‫صحنه‌آرایی و بازیگر جانشین.
‫پدر و پسر هستن.

31:30.976 --> 31:32.760
‫اون‌های یه تور گروهی پر رویداد

31:32.934 --> 31:34.414
‫در قرن قبل، به محفل پیوستن.

31:34.588 --> 31:37.199
‫- وای، پسره انگار...
‫- از پدرش پیرتره. آره.

31:37.373 --> 31:39.854
‫کوئنگ تا موقعی که بتونه روی سن بره،
‫هدیه تاریک رو قبول نکرد.

31:40.028 --> 31:41.508
‫پسرم خیلی سرکشه.

31:44.076 --> 31:45.729
‫- انگلیسی!
‫- پدر یه لاشیه.

31:46.643 --> 31:48.341
‫Landing us our core
‫acting company.

31:48.515 --> 31:51.866
‫گوستاو، سلست، استل و سانتیاگو.

31:52.040 --> 31:54.260
‫فوق‌العاده بودی.

31:54.434 --> 31:57.263
‫فوق‌العاده بودم، مگه نه؟
‫عاشق این لباس شدم.

31:57.437 --> 31:59.178
‫وای. ممنون.

31:59.352 --> 32:01.920
‫همه خون‌آشام‌های آمریکایی مونث
‫به صورتشون مداد شمعی می‌زنن؟

32:02.094 --> 32:04.400
‫کلادیا تنها خون‌آشام آمریکایی مونثه،

32:04.574 --> 32:05.749
‫پس باید بگم آره.

32:05.924 --> 32:08.752
‫و تمام خون‌آشام‌های آمریکایی

32:08.927 --> 32:12.017
‫- مثل تو فریبندن؟
‫- عه...

32:12.191 --> 32:14.758
‫نه. لوئی به خاطر زیباییش اخراج شد.

32:14.933 --> 32:17.805
‫وای، چه بار سنگینی رو دوشته زیبا.

32:17.979 --> 32:20.547
‫خالقت کیه؟

32:20.721 --> 32:22.244
‫- خالقم؟
‫- هوم.

32:22.418 --> 32:24.464
‫اگلی برای هممون نمودار آسمان در میاره.

32:24.638 --> 32:26.161
‫شبی که هدیه رو دریافت کردی،

32:26.335 --> 32:28.163
‫حالت ماه، اسم خالق.

32:28.337 --> 32:30.446
‫- واقعاً نیاز ندارم به...
‫- خالق جفتتون یه شخصه؟

32:30.470 --> 32:32.254
‫همین‌طوره. آره.

32:32.428 --> 32:34.343
‫اسمش بروس بود.

32:34.517 --> 32:35.605
‫بروس؟

32:37.738 --> 32:39.653
‫اسکاتلندیه؟

32:39.827 --> 32:41.263
‫گفت اهل کپنهاگه.

32:41.437 --> 32:43.309
‫ما اون رو توی جاده بیرون از...

32:43.483 --> 32:45.485
‫- شیکاگو دیدیم.
‫- زیاد سفر کردیم.

32:45.659 --> 32:48.923
‫وقتی قربانی‌ها جمع میشن،
‫همین‌ کار رو هم باید بکنی.

32:49.097 --> 32:50.537
‫زیاد دوست نداریم راجع به اون صحبت کنیم.

32:50.707 --> 32:53.841
‫جلوی ما خودش رو توی یه آتش پرت کرد.

32:55.495 --> 32:58.280
‫و دوباره سانتیاگو،

32:58.454 --> 33:01.631
‫مثل این که به رگ نرسیدی
‫و به جاش هوا کشیدی.

33:01.805 --> 33:04.243
‫- هوم!
‫- یه سوال دارم.

33:04.417 --> 33:07.202
‫اون مرد خوشتیپ روی دیوار کیه؟

33:07.376 --> 33:10.379
‫اه! همیشه تو روحمون همراه ماست.

33:10.553 --> 33:13.992
‫یکی از سازنده‌های شرکت
‫و بهترین بازیگری که تا حالا روی سن قدم زده.

33:15.428 --> 33:17.256
‫لستت د لیون‌کورت.

33:19.867 --> 33:23.305
‫باید انتظار این رو می‌داشتم.
‫اما انتظارش رو نداشتم.

33:24.176 --> 33:26.439
‫- زنگ خطر بزرگیه، ها؟
‫- بزرگترین زنگ خطره.

33:26.613 --> 33:28.963
‫- باید بفهمی...
‫- اوه، من که می‌فهمم.

33:29.137 --> 33:31.400
‫توی جامعه‌ای به کوچکی جامعه ما،

33:31.574 --> 33:34.055
‫انتظار میره که مسیرهای نامیراها
‫به همدیگه برخورد کنه،

33:34.229 --> 33:35.970
‫و احتمالاً رایج‌تر از چیزیه
‫که فکرش رو می‌کنی.

33:36.144 --> 33:37.580
‫و خوان به نقاشی نگاه کرد

33:37.754 --> 33:40.366
‫و دید همسر مرده ترسا، روبرتو بوده.

33:40.540 --> 33:43.108
‫اون با بیوه دشمن فرار کرد.

33:43.282 --> 33:45.675
‫یه تله‌نوولاـه!

33:45.849 --> 33:50.028
‫بیخیال بابا!
‫نقاشی لستت روی دیواره!

33:50.202 --> 33:52.552
‫شوخیت گرفته؟ واقعاً؟

33:52.726 --> 33:54.641
‫وای، و این یعنی...

33:54.815 --> 33:57.470
‫این یعنی قبل از اون،
‫تو لستت رو می‌شناختی!

33:57.644 --> 34:00.777
‫- آره، لستت رو می‌شناخت.
‫- یه دقیقه صبر کن.

34:00.951 --> 34:03.302
‫و آره، یه مدت کوتاهی هم با لستت بود.

34:03.476 --> 34:05.869
‫- جفتتون با لستت خوابیدین؟!
‫- صد سالی بینشون فاصله بود.

34:06.044 --> 34:08.124
‫- اون‌ها با همدیگه نمی‌ساختن.
‫- اون مزه ورموت

34:08.263 --> 34:09.351
‫و نابودی می‌داد.

34:09.525 --> 34:11.353
‫شما یه دوست پسر مشترک داشتین!

34:11.527 --> 34:12.876
‫این عالیه!

34:13.051 --> 34:14.617
‫با سانتیاگو هم خوابیدم.

34:14.791 --> 34:17.664
‫و سلست و استل.
‫حتی با توئن و کوئنگ فم هم

34:17.838 --> 34:19.970
‫توی ردیف عقب یه سینما،
‫در حال دیدن «حالا، مسافر»

34:20.145 --> 34:22.582
‫- یه شب نفس‌گیر داشتیم.
‫- واقعاً؟

34:22.756 --> 34:26.020
‫یه تئاتر رپرتواره آقای مولوی.
‫فقط این جوری میشه تحملش کرد.

34:26.194 --> 34:28.327
‫حضور لستت مهمه،

34:28.501 --> 34:30.546
‫فقط نه جوری که تو فکر می‌کنی دنیل.

34:30.720 --> 34:33.114
‫اوه، من دیگه فکری نمی‌کنم.

34:33.288 --> 34:35.812
‫برام تکیلا و یکم پاپکورن بیار،

34:35.986 --> 34:38.250
‫بیاین کانال رو به کانال 300 و اندی عوض کنیم،

34:38.424 --> 34:40.861
‫یه شب یونیویژنه!

34:41.427 --> 34:44.427
‫چهره احمقانش رو اون بالا دیدم
‫و باید سریع یه فکری به سرم میزد.

34:44.560 --> 34:46.171
‫نتونستی یه اسم بگی؟

34:46.345 --> 34:48.042
‫بهترین دروغ‌ها کمی چاشنی حقیقت دارن.

34:48.216 --> 34:50.218
‫و اون تنها خون‌آشام دیگه‌ای بود که می‌شناختم.

34:51.219 --> 34:52.786
‫- چیزی نمیشه؟
‫- نمیشه؟

34:52.960 --> 34:55.093
‫آره، چیزی نمیشه. لستت چی؟

34:55.267 --> 34:57.617
‫اون یه نقاشی 100 و اندی ساله توی یه قابه.

34:57.791 --> 35:00.576
‫اون‌ها یه معبد لعنتی دارن!
‫اگه بفهمن کشتیمش چی؟

35:00.750 --> 35:02.796
‫- یکی از ماها باید بهشون می‌گفت.
‫- یا بهش فکر می‌کرد!

35:02.970 --> 35:04.841
‫خب، من همون لحظه‌ای صورتش رو توی قاب دیدم،

35:05.015 --> 35:07.844
‫بهش فکر کردم اما اون‌ها پنج دقیقه بعد،

35:08.018 --> 35:10.325
‫- دعوتمون کردن برگردیم.
‫- که بکشنمون.

35:10.499 --> 35:12.458
‫و بعد از این که به افکارشون هجوم بردم،

35:12.632 --> 35:15.200
‫نه حتی یکی، نه حتی یکیشون به چیزی

35:15.374 --> 35:17.550
‫حز این که می‌خوام این دو تا رو
‫لیس بزنم، فکر نکرد

35:17.724 --> 35:19.943
‫پس باید تا جای ممکن از استل دور بمونیم.

35:20.118 --> 35:21.423
‫اما اون‌ها چیزی نمی‌دونستن

35:21.597 --> 35:23.184
‫و به ندونستن هم ادامه میدن،

35:23.208 --> 35:24.881
‫تو هم اون سر شلت رو بالا می‌گیری

35:24.905 --> 35:26.385
‫چون می‌خوام برگردم پشت لوئی.

35:26.559 --> 35:28.126
‫- دیوونه شدی؟
‫- نمایش چی؟

35:28.300 --> 35:29.910
‫وقتی همشون به اون زن حمله کردن،

35:30.084 --> 35:31.999
‫و جلوی صورت احمقانشون
‫از خون خالیش کردن؟

35:32.173 --> 35:34.697
‫بهم بگو که بهت حس افتخار دست نداد.

35:34.871 --> 35:37.439
‫- بهم حس افتخار نداد.
‫- چرا، داد.

35:37.613 --> 35:39.224
‫پشت هم‌دردی برای اون زن،

35:39.398 --> 35:42.618
‫پشت ترس لو رفتن.
‫افتخار خون‌آشامی هست.

35:42.792 --> 35:45.708
‫اون فرانسوی‌ها عاشق خون‌آشام بودنشونن.

35:45.882 --> 35:47.971
‫و باعث شدن به خاطر این
‫که هیچ‌وقت همچین حسی نداشتیم،

35:48.146 --> 35:50.060
‫خجالت‌زده بشیم... و همین‌طور هم باید باشه!

35:50.235 --> 35:53.194
‫- من بر می‌گردم. بیشتر می‌خوام.
‫- اون جا امن نیست!

35:53.368 --> 35:56.241
‫چهارده تا خون‌آشام بیچاره‌ای
‫که توسط یه خون‌آشامی

35:56.415 --> 35:58.678
‫با رنگ پوستی تیره از تو، کنترل میشن؟

35:58.852 --> 36:03.378
‫اون جا دیگه باید از چی ترسید؟
‫به غیر از عطش خودت؟

36:03.552 --> 36:06.555
‫- اوه، عطشم رو حس کردی؟
‫- ارمند؟

36:06.729 --> 36:09.167
‫وای آره. عطش اون رو هم حس کردم.

36:09.341 --> 36:11.125
‫الان من می‌دونم که عشق بین دو مرد،

36:11.299 --> 36:14.041
‫چه حسی داره.
‫پس بابتش ممنونم.

36:15.782 --> 36:17.566
‫از مردمت عکس بگیر!

36:17.740 --> 36:19.742
‫توی نور قرمز، هر چه قدر
‫که می‌خوای بپرستشون.

36:19.916 --> 36:21.527
‫می‌خوام با هم‌نوع‌های خودم باشم.

36:21.701 --> 36:24.356
‫این رو برام خراب نکن لوئی.
‫بهش نیاز دارم.

36:24.530 --> 36:26.445
‫محفل روح کلادیا رو شاد کرده بود،

36:26.619 --> 36:29.274
‫اما دیدن نقاشی چهره لستت،
‫باعث شد بهم بریزم.

36:29.448 --> 36:31.450
‫من لازم داشتم از مرگش مطمئن بشم،

36:31.624 --> 36:33.582
‫و بعدش یادم اومد دائم از یه موسسه حقوقی

36:33.756 --> 36:36.019
‫در لومره، به «اسم راجت و همکاران»،

36:36.194 --> 36:37.934
‫به حسابش پول واریز میشد.

36:38.108 --> 36:39.327
‫ما دوست‌های نزدیکی بودیم.

36:39.501 --> 36:41.895
‫با همدیگه مشاور املاک داشتیم.

36:42.069 --> 36:44.332
‫یه خانه سازمانی توی خیابون رویال...

36:45.768 --> 36:48.684
‫تو نیو اورلینز داشتیم.
‫شاید سوابقتون بتونه ثابتشون کنه؟

36:53.515 --> 36:56.562
‫من و آقای لیون‌کورت،
‫به خاطر جنگ جدا شدیم.

36:56.736 --> 36:59.391
‫یه سری کارها توی اروپا داشتم.

37:00.261 --> 37:03.308
‫موقع انجامشون گذرنامه آمریکاییم رو گم کردم.

37:04.004 --> 37:06.049
‫من توی پروسه...

37:07.703 --> 37:09.792
‫عه... به خاطر پول نیومدم اینجا.

37:09.966 --> 37:14.580
‫اومدم این جا که بدونم
‫خبری... از اون شنیدین یا نه.

37:15.581 --> 37:16.756
‫اگه...

37:18.061 --> 37:20.281
‫اگه اون زنده باشه، و اگه همین‌طوره...

37:20.455 --> 37:22.127
‫از فوریه 1940،

37:22.301 --> 37:24.285
‫و از وقتی چندین واریزی

37:24.459 --> 37:27.201
‫برای یه جشنی که داشتن،
‫به حسابشون زدیم، عه...

37:27.375 --> 37:29.421
‫دیگه خبری از منسیر د لیون‌کورت نشنیدیم.

37:30.552 --> 37:32.946
‫من می‌دونم کی هستی منسیر

37:34.339 --> 37:36.602
‫و می‌دونم برای مشتری ما،
‫منسیر د لیون‌کورت،

37:36.776 --> 37:39.257
‫چه ارزش بالایی داشتین.

37:40.345 --> 37:41.737
‫گفتی...

37:42.738 --> 37:44.131
‫گفتی «داشتین.»

37:48.918 --> 37:50.616
‫احتمالاً اون مرده.

37:51.878 --> 37:53.836
‫شاید هم «خوابیده». هوم؟

37:54.576 --> 37:56.709
‫در حقیقت من هیچ مدرک واقعی از مرگشون ندارم،

37:56.883 --> 37:59.842
‫و از لحاظ قانونی سال‌هاست
‫که نمی‌تونم مرده اعلامشون کنم،

38:00.669 --> 38:04.369
‫اما الان که می‌بینم شما اومدین پاریس،

38:05.283 --> 38:08.329
‫و این که ایشون از حسابشون
‫هیچ برداشتی نکردن،

38:08.503 --> 38:10.984
‫باعث میشه بین خودمون،
‫مرگشون انقدر تایید بشه

38:11.158 --> 38:13.334
‫که این جعبه رو به شما واگذار کنم،

38:13.508 --> 38:16.163
‫جعبه‌ای که به همین خاطر آماده شده، عه...

38:18.165 --> 38:19.427
‫خب...

38:21.124 --> 38:23.301
‫من یه مشتری دارم
‫که تا 20 دقیقه دیگه می‌رسه.

38:25.433 --> 38:27.087
‫دفتر در اختیارتونه.

39:07.083 --> 39:08.215
‫هوم.

39:13.176 --> 39:15.483
‫اگه داری این رو می‌خونی،

39:16.310 --> 39:18.268
‫اتفاقی وحشتناک افتاده،

39:18.443 --> 39:22.011
‫که به معنا مرگ من نیست،
‫فقط یعنی...

39:24.144 --> 39:28.366
‫ما الان جفتمون توی دو دنیا متفاوت
‫زندگی می‌کنیم.

39:29.715 --> 39:31.934
‫زندگیت رو با گشتن به دنبال انتقام

39:32.108 --> 39:35.503
‫از شخص یا اشخاصی
‫که این کار رو کردن، هدر نده.

39:36.286 --> 39:39.028
‫بهشون رضایت شکار رو نده.

39:41.422 --> 39:44.251
‫بذار خیانت از درون نابودشون کنه.

39:46.122 --> 39:47.515
‫و تو...

39:50.039 --> 39:51.954
‫تو به زندگیت ادامه بده.

39:52.128 --> 39:54.130
‫فقط این رو بدون عزیزم،

39:54.304 --> 39:56.524
‫تو تنها موجودی هستی که بهش اعتماد دارم،

39:58.265 --> 40:01.399
‫و بیشتر و فراتر از خودم، دوستش دارم.

40:05.707 --> 40:07.883
‫تمام عشق من متعلق به توـه.

40:08.493 --> 40:10.233
‫تو نگهدارشی.

40:15.804 --> 40:18.546
‫از الان یه پرده‌ای پنهان،
‫پیوندمون رو تا ابد جدا می‌کنه.

40:21.070 --> 40:23.116
‫اما پرده‌ای نازکه...

40:25.466 --> 40:27.903
‫و من همیشه اون سمتم،

40:30.384 --> 40:33.561
‫و با انتظار بهت نگاه می‌کنم.

40:38.348 --> 40:40.960
از طرف ‫لستت د لیون‌کورت.

40:46.487 --> 40:49.272
‫لستت، لستت، لستت.

40:50.317 --> 40:52.319
‫عشق زندگیم، شاید هم برای شما

40:52.493 --> 40:54.103
‫بیشتر «عشق دوم زندگیم» باشه؟

40:54.277 --> 40:57.411
‫خاطره‌ای که لوئی باهات به اشتراک گذاشت،
‫خاطره‌ای دردناک بود.

40:57.585 --> 40:59.544
‫چه قدر راحت... قادری

40:59.718 --> 41:01.937
‫که با دردش شوخی کنی.
‫چه روانپا.

41:02.111 --> 41:04.549
‫شوخی بود. شوخی بود.
‫تو آمادش کن.

41:04.723 --> 41:06.420
‫آلیس ترم سومه.

41:06.594 --> 41:08.291
توی نبش رو پلتین و سروندونی

41:08.466 --> 41:11.120
- روی آدمس پا میذاره.
- اون ترفند قدیمی.

41:11.294 --> 41:13.601
‫مجبورت می‌کنه برای کندش،
‫از کارت اعتباریت استفاده کنی.

41:13.775 --> 41:16.101
‫این کارت اعتباریم نیست.
‫من اعتباری ندارم. کارت کتاب‌خونه‌ـست.

41:16.125 --> 41:18.606
‫اون لباس بنفش کوتاهی
‫که دوست داشتی، تنش بود.

41:18.780 --> 41:21.304
‫از جوری که باهاش قدم میزد، خوشم اومد.
‫خیلی با اعتماد به نفس بود.

41:21.479 --> 41:23.959
‫وقتی توی پاریس دست‌هاش رو می‌گرفتی،
‫بیشتر احساس آزادی می‌کردی. واقعاً چرا؟

41:24.133 --> 41:27.310
‫به در گاراژ ضربه بزن لوئی.
‫هر کاری می‌خوای بکن، لذت ببر!

41:27.485 --> 41:30.966
‫کلی زحمت کشیدی که دقیقاً
‫میز رو ببری اون کنج

41:31.140 --> 41:32.402
‫که بتونی رینگ رو بر پا کنی.

41:32.577 --> 41:34.056
‫رینگ! آره، این خوبه.

41:34.230 --> 41:35.686
‫درست در لحظه درست برای غافلگیر کردنش...

41:35.710 --> 41:38.060
‫- همین کار رو هم کردم.
‫- و وقتی بالاخره ازش خواستی

41:38.234 --> 41:40.759
‫که باهات ازدواج کنه، چه جوابی داد؟

41:45.677 --> 41:48.593
‫موقع مدرسه راهنمایی
‫مجله‌های پلی‌بوی پدرت رو می‌دزدیدی.

41:48.767 --> 41:50.943
‫- و موقع زنگ تفریح می‌فروختیشون.
‫- دنی.

41:51.117 --> 41:53.772
‫برای بار سوم می‌پرسم.

41:53.946 --> 41:59.255
‫وقتی از آلیس خواستی که باهات
‫ازدواج کنه، چی بهت گفت؟

41:59.429 --> 42:01.301
‫لوئی، احتمالاً ما نباید...

42:01.475 --> 42:02.955
‫گفت نه.

42:11.964 --> 42:15.358
‫می‌خواست که جواب مثبت بده،
‫اما بهت اعتماد نداشت.

42:15.533 --> 42:17.578
‫تو هم بهش دلیلی برای اعتماد نداده بودی.

42:17.752 --> 42:20.799
‫دوست داری بدونی
‫که الان راجع بهت چه فکری می‌کنه؟

42:20.973 --> 42:24.150
‫البته اگه الان بهت فکر کنه.
‫می‌تونیم این کار رو هم کنیم.

42:24.846 --> 42:27.283
‫یا این که می‌تونیم برگردیم سر مصاحبه.

42:27.457 --> 42:31.244
‫البته اگه حاضری سوالاتت رو بپرسی
‫و بعد به پاسخ گوش بدی،

42:32.462 --> 42:34.247
‫و کارت رو انجام بدی.

42:35.117 --> 42:36.423
‫باشه.

42:37.903 --> 42:39.165
‫خوبه.

42:40.209 --> 42:41.559
‫خب...

42:42.647 --> 42:44.387
‫سوالت.

42:44.562 --> 42:45.563
‫عه...

42:49.436 --> 42:52.570
‫بعدش چی شد؟

42:52.744 --> 42:54.659
‫برای شکار دعوتمون کردن.

42:54.833 --> 42:57.836
‫کلادیا به مدت یه ماه بود
‫که به اجراها می‌رفت

42:58.010 --> 43:01.143
‫و محفل حس کرده بود
‫که اون خلوص نیتش رو ثابت کرده.

43:01.317 --> 43:03.058
‫وقتی سانتیاگو داشت

43:03.232 --> 43:05.495
‫توی نقشش خیلی غلو می‌کرد،
‫من یه چرتی زدم.

43:05.670 --> 43:08.237
‫ظاهراً این باعث شد که برای شخصیت اصلی،

43:08.411 --> 43:10.283
‫غیر قابل قبول واقع بشم.

43:20.075 --> 43:22.208
‫ما با پیروی از رهبر،
‫نمایش رو اجرا می‌کنیم.

43:22.861 --> 43:25.341
‫موجودی خزنده با چندین سر،

43:25.515 --> 43:28.649
‫که به قصد بلعیدن دور میدون می‌چرخه.

43:29.563 --> 43:32.435
‫منتظره که میتر تماس بگیره.

43:32.610 --> 43:34.046
‫وقتی قربانیتون رو با هم سهیم میشین،

43:34.220 --> 43:36.570
‫مثل اون‌ها که هر شب این کار رو
‫روی صحنه انجام می‌دادن،

43:36.744 --> 43:42.271
‫فقط یه مزه خالیه،
‫مثل یه اموز بوش.
‫(نوعی خوراکی)

43:46.101 --> 43:47.625
‫وقتی گله‌ای سفر می‌کنین،

43:47.799 --> 43:49.583
‫دچار گرسنگی دسته جمعی میشین.

43:49.757 --> 43:52.891
‫هر چه قدر مسیر طولانی‌تر بشه،
‫عطشش هم شدیدتر میشه.

43:53.065 --> 43:56.764
توی با خانواده پریسین توی پاریسم!

44:11.170 --> 44:13.781
‫الز! الز! الز!

44:27.403 --> 44:29.623
‫دوربینت رو بذار کنار دوست آمریکایی من.

44:29.797 --> 44:31.494
‫یکی از ما باش.

44:31.669 --> 44:33.540
‫دارین ما رو کجا می‌برین؟

44:33.714 --> 44:35.977
‫تا جایی که بنزینمون همراهی می‌کنه، میریم.

44:41.940 --> 44:45.552
‫قلب‌های گرسنه‌ای که با همدیگه می‌تپیدن.

44:45.726 --> 44:49.382
‫حیوان گرسنه‌ای که غذاش حرکت می‌کنه!

44:56.389 --> 44:59.261
‫موقعیت خانواده د لاکرویکس.

44:59.435 --> 45:01.916
‫در حالی که افرادشون برای
‫گرفتن کوپن می‌رفتن،

45:02.090 --> 45:05.180
‫اون‌ها با فریب بازارهای سیاه، می‌ترکوندن.

45:05.182 --> 45:06.482
شماها. کی هستین؟

45:06.557 --> 45:09.057
دورهمی دوستان و همکارانه.

45:09.341 --> 45:11.041
شما مجور ندارین.

45:11.056 --> 45:12.884
‫سانتیاگو.

45:14.837 --> 45:16.937
ما به مجور نیاز نداریم.

45:17.004 --> 45:18.137
ما حاکم اینجاییم.

45:19.238 --> 45:20.979
‫عشقم، ترتیب رو بهمون بده، میشه؟

45:24.678 --> 45:28.160
‫چهارده اتاق. نوزده مهمان با میزبان‌هاشون.

45:28.334 --> 45:30.249
‫سیزده مرد و هشت زن.

45:30.423 --> 45:33.165
‫و... اوه!

45:33.905 --> 45:36.821
‫اسلحه‌های گرم کمی هم
‫توی سالن کتاب‌خونه بود.

45:38.866 --> 45:41.564
‫- برین کیف کنین.
‫- هوم!

45:42.478 --> 45:43.915
‫تو میای؟

45:44.089 --> 45:46.569
‫قبل از نمایش خوردم. من...

45:56.971 --> 45:59.234
‫فهمیدم مخلفاتی به رژیمت اضافه کردی.

46:00.366 --> 46:02.542
‫من هر چند شب از انسان‌ها تغذیه می‌کنم.

46:02.716 --> 46:04.022
‫روش من این طوره.

46:04.196 --> 46:06.067
‫تو نمیری...؟

46:06.241 --> 46:08.417
‫من الان جاییم که از ته دل می‌خواستم باشم.

46:12.944 --> 46:14.641
‫- شب خوبی بود.
‫- هوم.

46:14.815 --> 46:16.251
‫خیلی خوب بود.

46:21.474 --> 46:23.041
‫مراقب خودت باش.

46:23.215 --> 46:25.173
‫مرسی.

46:25.783 --> 46:27.872
‫از جوری که خودداری می‌کنی، خوشم میاد.

46:28.046 --> 46:30.744
‫مطمئن نیستم همین باشه.
‫شاید هم محتاطم.

46:30.918 --> 46:32.572
‫جذابه.

46:32.746 --> 46:34.356
‫روش تمرین شده.

46:34.530 --> 46:37.316
‫ناگهانی می‌بینم که دارم
‫فکر می‌کنم: «اون داخل چیه؟»

46:38.665 --> 46:40.667
‫داشتم همین فکر رو هم
‫راجع به تو می‌کردم.

46:42.277 --> 46:44.062
‫جدیداً زیاد بهت فکر می‌کنم.

46:48.327 --> 46:49.589
فریبنده بود.

46:49.763 --> 46:51.199
‫اون چیه؟

46:51.373 --> 46:52.722
‫ماییم.

46:52.897 --> 46:54.768
‫- آره! قول میدم، آره!
‫- هوم.

46:55.595 --> 46:57.510
‫زندگی توی محفل می‌تونه...

46:58.250 --> 47:00.339
‫سطح‌های جدیدی از پیچیدگی...

47:01.601 --> 47:03.081
‫می‌تونه سخت باشه.

47:07.433 --> 47:08.782
‫آره!

47:09.565 --> 47:12.873
‫- کلادیا تو، آدم خاصیه.
‫- یه جرقه تو دل تاریکیه.

47:13.047 --> 47:15.833
‫حیف که انقدر زود تبدیل شد.

47:16.007 --> 47:18.618
‫تصور کن توی بدنی می‌بود
‫که بتونه با ذهنش برابری کنه..

47:18.792 --> 47:20.533
‫تونست سپری کنه.

47:21.403 --> 47:23.318
‫و مخصوصاً توی جلوگیری از افکارش،
خیلی ماهره.

47:24.711 --> 47:26.321
‫تو باید بیشتر روی این کار کنی.

47:26.495 --> 47:27.670
‫مرسی!

47:28.715 --> 47:30.630
‫می‌تونم کمک کنم
‫که این مهارتت رو تقویت کنی.

47:32.371 --> 47:33.938
‫واقعاً؟

47:34.112 --> 47:36.201
‫- عالی میشه.
‫- خوبه.

47:36.766 --> 47:38.812
‫چون وقتی که اسم لستت آورده شد،

47:38.986 --> 47:40.945
‫احساس وحشت رو در تو حس کردم.

47:41.946 --> 47:43.034
‫کی؟

47:44.296 --> 47:46.341
‫دوست آمریکایی عزیزم،

47:46.515 --> 47:49.040
‫که زیاد بهم فکر می‌کنی...

47:49.214 --> 47:52.391
‫که از وقتی که بهت نگاه کردم،
‫ذهنم رو تحت سلطه گرفتی...

47:53.609 --> 47:55.089
‫این کار رو نکن.

47:56.264 --> 47:59.224
‫من جزئیات آشناییت باهاش رو نمی‌دونم.

47:59.398 --> 48:00.834
‫هر موقع آماده بودی، می‌تونی بهم بگی.

48:01.008 --> 48:04.011
‫اما بعضی از اعضا محفل
‫وقتی که بهشون دروغ گفته میشه،

48:04.185 --> 48:07.841
‫می‌تونن خیلی بی‌ثبات و بی گذشت باشن.

48:09.321 --> 48:11.889
‫اگه دوباره اسمش رو شنیدی،
‫صدای ذهنت رو خفه کن.

48:13.412 --> 48:15.153
‫و همچنین دوست من،

48:15.327 --> 48:19.766
‫پیشنهاد می‌کنم که دیگه
‫به راجت، آبرت و همکاران سر نزنی.

48:21.202 --> 48:24.379
‫همچین پرس و جویی می‌تونه
‫دردسرهای زیادی درست کنه.

48:25.250 --> 48:27.078
‫به حرفت گوش میدم میتر.

48:28.296 --> 48:29.689
‫اسمم ارمنده.

48:30.733 --> 48:32.605
‫«میتر» به عزیز محفل میگن.

48:32.779 --> 48:34.179
‫بجنبین مردم، بجنبین!

48:34.302 --> 48:35.477
‫ارمند برای شما.

48:36.565 --> 48:38.828
‫یه زندش رو برای برنامه فردا گرفتم.

48:39.003 --> 48:41.657
‫- پیپ وحشیه.
‫- اوه لوئی! حالا می‌بینم!

48:41.831 --> 48:43.572
‫اینجا متفاوته!
‫دوستش دارم!

48:43.746 --> 48:45.681
‫دیگه نمی‌خوام تنها شکار کنم!
‫نمی‌خوام هیچ‌وقت اینجا رو ترک کنم!

48:45.705 --> 48:49.187
‫همتون رو دوست دارم!
‫عاشق خون‌آشام بودنم!

48:49.361 --> 48:50.710
‫انگلیسی حرف بزنین!

48:50.884 --> 48:52.494
‫من عاشق همه و همه‌چیز

48:52.668 --> 48:54.932
‫در خود خود همین لحظه‌ام!

49:10.489 --> 49:15.389
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

49:16.605 --> 49:18.216
‫قبل از این که ببینمش،
‫حضورش رو حس کردم.

49:20.914 --> 49:22.437
‫و اون اومد.

49:22.611 --> 49:24.918
‫ممکنه الان بهمون خوش بگذره،

49:25.092 --> 49:27.442
‫ولی اگه بفمن بهشون دروغ گفتیم، خطرناک میشه.

49:27.616 --> 49:29.575
‫چه کاری می‌تونین کنین
‫که مرگ رو قبول کنن؟

49:29.749 --> 49:32.360
‫تغییر کبیر. واقعیه.

49:32.534 --> 49:35.668
‫اه! گور بابات!

49:35.842 --> 49:37.670
‫تا کی می‌خوای بازی کنیم لوئی؟

49:49.290 --> 49:51.379
‫«می‌دونی مرگ عاشقت بشه یعنی چی؟»

49:51.553 --> 49:53.294
‫چیزیه که...

49:53.468 --> 49:54.992
‫دیگه دردی در کار نیست.

49:55.166 --> 50:00.171
‫سانتیاگو وقتی داره قربانی‌هاش رو

50:00.345 --> 50:02.782
‫به سمت مرگ می‌کشونه،
‫بهشون میگه.

50:09.354 --> 50:10.790
‫خب یه دفعه رسیدیم پاریس،

50:10.964 --> 50:13.923
‫و ما توی یه پاریس بعد از جنگ هیجان‌انگیزیم.

50:14.098 --> 50:16.317
‫یه سری تفکرات خردمندانه داشت

50:16.491 --> 50:19.799
‫با اشتیاق کل شهر رو فرا می‌گرفت.

50:19.973 --> 50:24.195
‫پاریس تمام چیزیه
‫که کلادیا منتظرش بود.

50:24.369 --> 50:26.806
‫من عاشق باگت گذاشتنم،

50:26.980 --> 50:30.375
‫و لوئی، این شال گردن کوچک رو میذاره

50:30.549 --> 50:33.813
‫چون تصورش از لباس پوشیدن
‫مردم فرانسوی اینه.

50:33.987 --> 50:35.902
‫من خون‌آشام ساکت شبم

50:36.076 --> 50:37.817
‫که از اون ور آب اومدم.

50:37.991 --> 50:39.471
‫فکر نمی‌کنم که لوئی واقعاً داره

50:39.645 --> 50:41.125
‫نقش داشتن عقیده‌های یه گردشگر آمریکایی رو
‫بازی می‌کنه.

50:41.255 --> 50:43.083
‫فکر می‌کنم اون واقعاً همینه.
‫اون داره زندگیش می‌کنه.

50:43.257 --> 50:45.738
‫اون خود عقاید یه گردشگر آمریکاییه.

50:45.912 --> 50:47.696
‫چی می‌خوای؟

50:47.870 --> 50:51.048
‫چه طور می‌خوای به اون جا برسی؟

50:51.222 --> 50:53.137
‫اون جا به مقداری سرخوشی،

50:53.311 --> 50:55.071
‫و به مقداری خوش‌حالی براشون
‫وجود داره که تا حالا نداشتن.

50:55.182 --> 50:57.445
‫و قطعاً هم بعد لستت دیگه ذره‌ای تجربش نکردن.

50:57.619 --> 51:00.753
‫بهترین صندلی‌هامون.

51:00.927 --> 51:03.364
‫و بعد با این خون‌آشام‌ها ملاقات می‌کنن.

51:03.538 --> 51:05.018
‫و این واقعاً خود مسئله‌ایه

51:05.192 --> 51:07.238
‫که کلادیا به شدت دنبالش می‌گشت.

51:07.412 --> 51:10.197
‫و سر شخصیت آرمند، ما یه کسی داریم

51:10.371 --> 51:12.025
‫که واقعاً نسبت به لوئی کنجکاو شده.

51:12.199 --> 51:16.290
‫به همین دلیل جفتشون رو ابرها سیر می‌کنن.

51:16.464 --> 51:18.597
‫وقتی به تئاتر میرن و با محفل آشنا میشن،

51:18.771 --> 51:20.033
‫شما می‌فهمین

51:20.207 --> 51:22.122
‫که کلادیا کسی که به ارتباط نیاز داره.

51:22.296 --> 51:25.430
‫لوئی کسیه که نیاز داره بدونه
‫که یه جامعه‌ای وجود داره،

51:25.604 --> 51:26.735
‫اما نیاز داره ازش دور باشه،

51:26.909 --> 51:27.909
‫خیلی هم دور باشه.

51:33.873 --> 51:39.096
‫به «تغییر دلایل» خوش اومدین.

51:39.270 --> 51:43.578
‫چیزی که باعث شد از پراگ
‫برای موقعیت فیلمبرداری پاریس استفاده کنیم،

51:43.752 --> 51:45.841
‫خود ظاهر پراگ،

51:46.015 --> 51:48.037
‫که یکی از زیباترین شهرهای دنیاست

51:48.061 --> 51:50.716
‫و می‌تونه از خیلی لحاظ‌ها
‫پاریس رو به نمایش بذاره، نبود.

51:50.890 --> 51:53.719
‫به خاطر اون کارخونه بزرگی بود

51:53.893 --> 51:57.810
‫که رفتیم توش تا دنبال
‫تئاتر خون‌آشام‌ها بگردیم.

51:57.984 --> 51:59.638
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا.

51:59.812 --> 52:02.815
‫و تقریباً فوراً، جرقه‌ای

52:02.989 --> 52:05.034
‫در چشمان مارلا لپره‌اشلوپ دیدم،

52:05.209 --> 52:08.255
‫و با طراحان تولید به خودمون گفتیم:
‫«خیلی خب، رسیدیم خونه.»

52:08.429 --> 52:10.475
‫اینجا جایی بود که نیاز بود بریم.

52:10.649 --> 52:12.433
‫واقعاً دیدنیه.

52:12.607 --> 52:14.957
‫این یه دلیل کلیدی بود
‫که ما به پراگ اومدیم،

52:15.132 --> 52:17.351
‫که به این موقعیت بیاین و بفهمیم

52:17.525 --> 52:20.354
‫که فصل دو قراره چه قدر حیاتی باشه.

52:20.528 --> 52:23.531
‫چشم انداز کار کردن روی یک سریال تلویزیونی

52:23.705 --> 52:25.272
‫که توش یه شرکت تئاتر وجود داره،

52:25.446 --> 52:28.057
‫انقدر هیجان انگیز بود
‫که بی وجه نمیشد رد کرد،

52:28.232 --> 52:31.844
‫ما می‌خواستیم یه رهبر هیجان انگیز
‫به اسم سانتیاگو داشته باشیم.

52:32.018 --> 52:33.672
‫برای همین بن دنیلز کبیر رو آوردیم.

52:33.846 --> 52:37.545
‫ما در تیاترا د ومپیره،

52:37.719 --> 52:40.592
‫درون روح انسان رو موشکافی می‌کنیم،

52:40.766 --> 52:42.135
‫سانتیاگو و کل محفل...

52:42.159 --> 52:44.248
‫مثل یه نفس تازه می‌‌مونن.

52:44.422 --> 52:47.555
‫انگار یه نیرو خبیث جدیدی
‫به سریال اضافه شده.

52:47.729 --> 52:50.210
‫این چیزیه که کلادیا منتظرش بود.

52:50.384 --> 52:52.995
‫و رویایی از داشتن یه خانواده با اعضا محفل

52:53.170 --> 52:54.823
‫و بهترین زندگی با خوردن مردم رو میدید

52:56.869 --> 53:00.481
‫سانتیاگو قطعاً تئاتری‌ترین شخصیه

53:00.655 --> 53:02.831
‫که توی تئاتر خون‌آشام‌ها وجود داره.

53:03.005 --> 53:06.008
‫تمام چیزهایی که قراره ببینید...

53:06.183 --> 53:07.421
‫اون فکر می‌کنه که لارنس الیویره.

53:07.445 --> 53:08.707
‫واقعین.

53:08.881 --> 53:10.081
‫اما اون خیره کننده،

53:10.143 --> 53:11.710
‫و همین‌طور جذابه!

53:11.884 --> 53:13.668
‫و رقت‌انگیزین!

53:13.842 --> 53:15.409
‫و تماشاگران عاشقشن.

53:15.583 --> 53:18.282
‫به خاطرش دوستون دارم.

53:18.456 --> 53:20.284
‫و کلادیا فوراً عاشق چیزیه

53:20.458 --> 53:22.349
‫که اون ارائه میده شد
‫و می‌خواد بخشی ازت باشه.

53:24.549 --> 53:26.246
‫نه نه نه نه.

53:26.420 --> 53:27.682
‫بذار صحبت کنه جناب.

53:32.209 --> 53:35.299
‫دوست دارم در کنارش،
‫به این اشاره کنم،

53:35.473 --> 53:38.780
‫زنی که نقش انیکا، قربانی اولی
‫که می‌بینیم رو بازی می‌کنه،

53:38.954 --> 53:42.306
‫در واقع دستیار کارگردانمونه.

53:42.480 --> 53:44.917
‫فهمیدیم که اون یه بازیگره،
‫اون هم یه بازیگر خوب،

53:45.091 --> 53:46.527
و بازیگری حرفه‌ایه.

53:49.748 --> 53:51.315
‫سیند، کسی که نقش زن رو بازی کرد،

53:51.489 --> 53:54.448
‫کارش توی ترسیدن خیلی خیلی خوب بود.

53:54.622 --> 53:57.234
‫و خیلی دیدنش ناراحت‌کننده بود
‫چون انگار تمام وجود اون

53:57.408 --> 53:59.105
‫در تمام عمرش، در اون حضور داشت.

53:59.279 --> 54:01.716
‫اما کلادیا، اون کاملاً این شکلی بود:

54:01.890 --> 54:03.544
‫«پله‌های صحنه کجاست؟

54:03.718 --> 54:04.998
‫من رو همین الان ببرین بالای صحنه.»

54:05.154 --> 54:06.808
‫بالا.

54:06.982 --> 54:08.854
‫کار کردن همراه تیم تولید

54:09.028 --> 54:11.900
‫با کسی که یه دفعه‌ای

54:12.074 --> 54:15.730
‫روی صحنه توسط سانتیاگو، و بعد

54:15.904 --> 54:17.602
‫تمام شرکت خورده میشه، خیلی باحال بود.

54:17.776 --> 54:20.039
‫خیلی بی‌رحمانه و زیبا،

54:20.213 --> 54:23.390
‫و خیلی نمایشی و هوشمندانه بود.

54:30.658 --> 54:31.964
‫آفرین!

54:34.488 --> 54:37.012
‫الان دیگه... 14 تا خون‌آشام توی سریالن.

54:37.186 --> 54:40.886
‫و من این طوری بودم: «وای، این دیگه سخته.

54:41.060 --> 54:43.062
‫انگار کلا یه چیز جدیده.»

54:43.236 --> 54:44.756
‫و اون‌ها از قبل روابطشون رو دارن،

54:44.890 --> 54:46.370
‫و باهم تمرین می‌کردن

54:46.544 --> 54:48.304
‫و اون‌ها...
‫از این نمایش‌ها فیلمبرداری می‌کردن.

54:48.415 --> 54:51.418
‫برای خود من شخص خیلی کمک کننده بود

54:51.592 --> 54:53.681
‫که وارد این دنیای خون‌آشام‌ها بشیم.

54:53.855 --> 54:56.031
‫انگار... با چیزی که توی فصل یک نشون دادیم،

54:56.205 --> 54:58.120
‫متفاوت بود و آشنا به نظر نمی‌رسید،

54:58.295 --> 55:00.732
‫ولی در کنارش... خیلی گروه،

55:00.906 --> 55:03.778
‫دوست داشتنی و باحالین.

55:03.952 --> 55:06.694
‫الان ازت می‌پرسن...
‫ارزش انتظار رو داشت؟

55:15.616 --> 55:19.577
‫مولوی بالاخره داره سر این مسئله

55:19.751 --> 55:23.668
‫که چه طور با این حقیقت
‫که به جای یکی،

55:23.842 --> 55:26.235
‫دو خون‌‌آشام وجود داره کنار میاد.

55:26.410 --> 55:28.107
‫شما دو تا قراره توی تمام جلسه،

55:28.281 --> 55:29.911
‫جملات همدیگه رو کامل کنین؟

55:29.935 --> 55:32.677
‫به مدت 77 ساله
‫که ما با همیم دنیل.

55:32.851 --> 55:35.897
‫نکته باحال این بود که فهمیدیم

55:36.071 --> 55:38.813
‫در طول کل فصل یک

55:38.987 --> 55:41.903
‫رشید فقط توی پس‌زمینه می‌چرخید.

55:42.077 --> 55:43.688
خیلی دست دست می‌کنی رشید.

55:43.862 --> 55:45.864
‫برای من دیدن... کارهای کوچکی که اسد

55:46.038 --> 55:49.171
‫توی فصل یک در نقش رشید می‌کرد،
‫یعنی جاهایی

55:49.346 --> 55:51.043
‫که میشد زیرش ببینینش، لذت بخش بود.

55:51.217 --> 55:53.306
‫فکر می‌کنین وقتی کتاب منتشر بشه،

55:53.480 --> 55:55.047
‫چه اتفاقی برای آقای دو لاک میوفته؟

55:55.221 --> 55:57.919
‫عاشق کار کردن با اسدم.

55:58.093 --> 56:01.096
‫اون خیلی پرشوره
‫و بازی کردن مقابلش فوق‌العاده‌ـست.

56:01.270 --> 56:02.881
‫خیلی کیف میده.

56:03.055 --> 56:04.970
‫می‌خواست که جواب مثبت بده،

56:05.144 --> 56:06.580
‫اما بهت اعتماد نداشت.

56:06.754 --> 56:08.713
‫تو هم بهش دلیلی برای اعتماد نداده بودی.

56:08.887 --> 56:10.517
‫تقصیر مولوی نیست که اومده اینجا.

56:10.541 --> 56:12.630
‫لوئی اون رو آورد.

56:12.804 --> 56:15.633
‫اما حالا که اینجاست و کنکجاوی می‌کنه،

56:15.807 --> 56:17.809
‫ارمند باید از رابطه و گذشتشون

56:17.983 --> 56:19.811
‫محافظت کنه.

56:19.985 --> 56:22.857
‫البته اگه حاضری سوالاتت رو بپرسی
‫و بعد به پاسخ گوش بدی.

56:23.031 --> 56:25.773
تبدیل به نبرد تیزهوشی میشه..

56:25.947 --> 56:27.122
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

56:33.520 --> 56:36.393
‫و ما یه صحنه معرکه‌ای در رو به رو داریم...

56:36.567 --> 56:38.087
‫همیشه «عمارت قتل» خطابش کردیم.

56:38.133 --> 56:41.136
‫دقیقاً چیزی که ما می‌بینیمش رو
‫توصیف می‌کنه.

56:41.310 --> 56:44.270
‫اون‌ها رسید، سپس لوئی و آرمند

56:44.444 --> 56:45.750
‫لاس محشری با همذیگه میزنن.

56:45.924 --> 56:48.840
‫- برین کیف کنین.
‫- هوم.

56:49.014 --> 56:51.886
‫ممکنه یکی از بهترین روزهای زندگیم بوده باشه.

56:52.060 --> 56:54.715
‫اون... اون... صادقانه،

56:54.889 --> 56:56.151
انگار آدم بزرگ‌ها داشتن بازی می‌کردن.

56:56.325 --> 56:57.370
‫داری میای؟

56:57.544 --> 57:00.504
قبل از نمایش خوردم.

57:00.678 --> 57:02.375
‫از چیزی که توی مسیر لون در این

57:02.549 --> 57:04.682
‫واقعا خوشم اومد موقعیه که به عمارت می‌رسیم،

57:04.856 --> 57:07.772
‫این طوری بود: «شما خون‌آشامین.
‫برین کیف کنین.

57:07.946 --> 57:09.817
‫خون‌آشام باشین.»

57:09.991 --> 57:12.472
‫هرج و مرج در پس زمینه

57:12.646 --> 57:16.476
و عشق تلخ قدیمی
که در پیش زمینه اتفاق میوفته.

57:16.650 --> 57:18.652
‫کلادیا تو، آدم خاصیه.

57:18.826 --> 57:20.132
‫یه جرقه تو دل تاریکیه.

57:20.306 --> 57:22.047
‫چیزی که بیشتر

57:22.221 --> 57:24.136
‫راجع به فیلمبرداری صحنه عمارت مرگ یادمه

57:24.310 --> 57:26.791
‫این بود...

57:26.965 --> 57:29.663
‫«اه! اه!»

57:29.837 --> 57:31.598
‫فقط... کل اتفاقات دیوونه‌واری
‫که داشت پشتش میوفتاد.

57:31.622 --> 57:33.319
‫تو باید بیشتر روی این کار کنی.

57:33.493 --> 57:36.278
‫و هر دفعه که یه چیزی خرد میشد یا می‌ترکید،

57:36.453 --> 57:38.890
من هی فقط... هل می‌شدم و بدنم می‌پرید.

57:39.064 --> 57:40.805
‫نمیری تو؟

57:40.979 --> 57:42.589
‫من الان جاییم که از ته دل می‌خواستم باشم.

57:42.763 --> 57:44.069
‫اما یه جوری،

57:44.243 --> 57:45.462
‫اسد تونست...

57:45.636 --> 57:48.813
خیلی متمرکز بمونه از جا نپره.
