WEBVTT

00:13.567 --> 00:18.567
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:26.094 --> 00:27.328
‫حافظه یه هیولاست.

00:27.461 --> 00:30.030
‫ما فراموش می‌کنیم، اما اون نه.

00:30.630 --> 00:31.890
‫آنچه در «مصاحبه با خون‌آشام» گذشت...

00:32.100 --> 00:34.468
‫تو کتابت هیچ اشاره‌ای
‫به ملاقات گذشته ما نشده.

00:34.602 --> 00:36.970
‫آره، خب دفعه قبل اوضاع خوب تموم نشد.

00:37.105 --> 00:39.006
‫پس از اول شروع می‌کنیم.

00:39.440 --> 00:41.409
‫«حقیقت و آشتی.»

00:41.542 --> 00:43.844
‫سال 1910 بود.

00:43.977 --> 00:47.748
‫لوئی، بذار آقای لستت د لیونکورت رو
‫بهت معرفی کنم.

00:47.881 --> 00:50.218
‫- اون یارو لستت، اون خود شیطانه.
‫- پاول!

00:50.351 --> 00:54.755
‫می‌تونم این زندگی پر از شرمت رو
‫تغییر بدم، با هدیه‌ای تاریک عوضش کنم.

00:54.888 --> 00:56.090
‫دوست دارم لوئی.

00:56.224 --> 00:58.859
‫یار و همراه من باش.

00:58.992 --> 01:00.828
‫رشید، از اول هم فقط برای اون کار کردی؟

01:00.961 --> 01:02.330
‫دارین به موارد بسیار با ارزشی

01:02.463 --> 01:04.332
‫از آرشیو دسترسی پیدا می‌کنید.

01:04.465 --> 01:07.335
‫کلادیا همه‌چیزم بود.

01:07.468 --> 01:09.937
‫بدون قید و شرطی دوستش داشتم.

01:10.070 --> 01:12.206
‫چهار صفحه پاره شده.

01:12.340 --> 01:15.876
‫اون راجع بهش نوشت،
‫و منم دوست دارم بخونمش. نه.

01:16.009 --> 01:17.409
‫پس من باید کی رو دوست داشته باشم؟

01:17.511 --> 01:19.079
‫شما دو تا که همدیگه رو دارین.

01:19.213 --> 01:21.715
‫اون داره ذهن لوئی رو
‫مسموم می‌کنه تا علیه من بشه

01:21.849 --> 01:24.618
‫برای من باید این طور باشه.

01:24.752 --> 01:25.786
‫برای خانوادم هم همین‌طور.

01:25.919 --> 01:27.221
‫به این نمیگن زندگی!

01:27.355 --> 01:29.590
‫چون تو زندگی و جونم رو ازم گرفتی.

01:29.723 --> 01:33.427
‫نوارها یه اجرای قابل‌ قبولن.

01:33.561 --> 01:35.729
‫این پیش‌فرض مصاحبه ماست.

01:35.863 --> 01:37.631
‫سفر به یاد‌آوری.

01:37.765 --> 01:39.733
‫من میرم اون بیرون
‫و خون‌آشام‌های دیگه رو پیدا می‌کنم.

01:39.867 --> 01:44.138
‫خون‌آشام‌های اون بیرون خشن و بی‌رحمن.

01:44.272 --> 01:45.512
‫می‌خوام بکشمش.

01:45.539 --> 01:47.408
‫قرار بود که لستت رو بکشیم.

01:47.541 --> 01:49.377
‫خب چیکارش کردین؟

01:49.510 --> 01:52.413
‫انداختیمش توی صندوق و پرتش کردیم
‫پیش زباله‌ها و ولش کردیم.

01:52.546 --> 01:54.482
‫سوار ماشینمون شدیم و رفتیم.

01:54.615 --> 01:56.049
‫بدن یه تاجر،

01:56.184 --> 01:58.386
‫که به تازگی مسیحی شده
‫و به سمت اروپا میره،

01:58.519 --> 02:01.755
‫آماده‌ـست که ماجراجویی زندگی‌هامون
‫شروع بشه.

02:01.889 --> 02:04.292
‫خب، تو لستت رو نکشتی.

02:04.425 --> 02:07.995
‫دوباره و دوباره لستت رو
‫به اون دختر ترجیح دادی.

02:08.128 --> 02:09.830
‫و تو هنوز همون لوئی جاکشی

02:09.963 --> 02:12.166
‫که به یه فاحشه پول میده
‫تا توی اتاق بشینه و باهاش صحبت کنه.

02:12.300 --> 02:13.460
‫این جلسه تموم شد.

02:13.534 --> 02:15.068
‫لوئی بعضی مواقع ممکنه
‫که رفتارهای عجیبی ازش سر بزنه.

02:15.203 --> 02:16.804
‫من ازش در مقابل خودش محافظت می‌کنم.

02:16.937 --> 02:19.507
‫اون حرفی که راجع به حافظه زده بودی چی بود؟

02:19.640 --> 02:21.942
‫گفتی یه هیولاـه؟

02:22.075 --> 02:27.581
‫دنیل مولوی، دوست دارم
‫که با عشق زندگیم،

02:27.715 --> 02:29.149
‫آرماندِ خون‌آشام، آشنا بشی.

02:40.812 --> 02:52.012
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

02:54.011 --> 02:59.011
‫قسمت 8:
‫«واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی به بقیه نفرین‌شده بگن»

03:00.011 --> 03:04.978
‫[الان دیلینی هیلز در نقش کلادیا نقش آفرینی می‌که]

03:17.531 --> 03:20.701
‫اینجا نوشته: «من خواب نمی‌بینم.»

03:22.002 --> 03:23.837
‫من می‌تونم تایید کنم.

03:25.172 --> 03:26.874
‫حداقل، این چیزی بود

03:27.040 --> 03:29.243
‫که وقتی داشتم یکی از خواب‌هام

03:30.177 --> 03:32.880
‫که اون سال‌ها نامنظم بود رو
‫تعریف می‌کردم، بهم گفت.

03:37.851 --> 03:39.887
‫البته ممکنه این رو گفته باشه
‫که دهن من رو ببنده،

03:40.020 --> 03:42.523
‫ولی اینجا هم نوشتتش،

03:42.690 --> 03:44.392
‫پس بیاین حرفش رو باور کنیم.

03:44.525 --> 03:46.560
‫بیاین.

03:50.063 --> 03:51.732
‫در ادامش نوشته:

03:53.367 --> 03:55.903
‫«با وسایل کم به خانه اجدادیمون سفر کردیم.»

03:57.805 --> 03:59.273
‫«روی زمین خوابیدیم،

04:00.207 --> 04:02.175
‫از مسیرهای پر پیچ و خمی رفتیم
‫تا ارتش دیوانه که به سمت روسیه

04:02.343 --> 04:04.812
‫رژه میره رو دور بزنیم.»

04:04.978 --> 04:09.216
‫ممکنه بعضی‌ها بگن زمانبندی بدی
‫برای یه سفر اروپایی بود.

04:09.383 --> 04:10.418
‫توجهی نمی‌کنم.

04:11.084 --> 04:12.386
‫برای کلادیا این طور نیست.

04:31.271 --> 04:32.840
‫تمام اون سال‌ها،

04:33.006 --> 04:35.343
‫دنبال مدارکی از گونه ما،
‫کتاب‌خونه‌ها رو گشت.

04:35.509 --> 04:38.412
‫اون عمراً اجازه نمی‌داد
‫که یه اختلاف عقیدتی انسانی،

04:38.579 --> 04:39.589
‫معطلش کنه.

04:47.020 --> 04:49.623
‫و چیزهای وحشتناکی که هر شب گذروندیم.

04:52.793 --> 04:55.796
‫قطارهای درستکاری
‫که به سرعت به سمت ستمگری میره.

04:57.398 --> 04:59.467
‫اون‌ها فقط باعث میشن
‫که برای پیدا کردن کسایی

04:59.633 --> 05:01.469
‫که بهتر باهاشون ارتباط می‌گیره،
‫ارادش محکم‌تر بشه.

05:04.938 --> 05:07.475
‫و توی بازخوانی این صفحات،

05:07.641 --> 05:11.812
‫مشخصه که فکر نمی‌کرد
‫دیگه به دردش بخورم.

05:17.451 --> 05:20.621
‫می‌تونی تصور کنی تا حالا خواب ندیده باشی؟

05:22.255 --> 05:24.291
‫دیگه اشتیاقی به خوابیدن داری؟

05:25.626 --> 05:29.296
‫یا وقتی که خورشید طلوع می‌کنه،
‫وحشت‌زده میشی؟

05:29.430 --> 05:31.298
‫یا شبیه خواب نوزادهاست؟

05:32.566 --> 05:34.001
‫عاری از هر چیزی توی ذهن.

05:36.269 --> 05:38.972
‫دوباره میگم این صدای یه خون‌آشام
‫به اسم آرمانده.

05:39.106 --> 05:42.676
‫اما به خاطر این که جایی ازش
‫نام برده نمیشه، بهش توجهی نکنین.

05:42.810 --> 05:44.211
‫مصاحبه لوئیه آقای مولوی.

05:44.344 --> 05:47.515
‫- شما سر میز نشستی.
‫- توی اتاق غذاخوریمونم.

05:48.416 --> 05:50.283
‫درحال غذا خوردن که نیستی.

05:50.418 --> 05:52.986
‫یک خون‌آشام باستانی به اندازه
‫یه خون‌آشام جوون نیاز به خون نداره.

05:53.120 --> 05:56.156
‫کنجکاو کننده و بی اهمیت.

06:38.632 --> 06:42.703
‫اون با کشتی، قطار و واگن
‫ما رو قاچاقی جا به جا کرد.

06:45.072 --> 06:47.975
‫قبل از این که کشاورهای بیچاره
‫و سربازهای جیره‌بندی شده رو بکشه،

06:48.141 --> 06:51.078
‫ازشون می‌خواست که زبانشون رو
‫بهش یاد بدن.

06:52.813 --> 06:54.381
‫و وقتی که دیگه به اندازه کافی می‌تونست

06:54.515 --> 06:56.416
‫کلمه و دستور زبان کنار همدیگه بچینه،

06:57.350 --> 06:58.752
‫دیگه درخواست نمی‌کرد.

07:00.488 --> 07:03.256
‫کلادیا یکم دچار بلاتکلیفی شده بود،

07:03.390 --> 07:05.693
‫یه راهنما سفر دیوانه بود.

07:05.859 --> 07:10.097
‫و تمام قلعه‌هایی که کوچک‌ترین ربطی
‫به ولاد سوم یا ولاد دراکولا داشتن،

07:10.263 --> 07:12.766
‫حتی کوچک‌ترین ربطی هم داشتن،
‫باید گشته میشد.

07:12.933 --> 07:15.235
‫و من برای کلادیایی تحمل کردم،

07:15.402 --> 07:19.072
‫که خشمش نسبت به من
‫و قبول نکردنم برای سوزوندن لستت،

07:19.239 --> 07:21.975
‫تبدیل به سکوتی تلخ شده بود.

07:22.109 --> 07:23.577
‫این جنگ؛

07:24.912 --> 07:26.413
‫داره روی خون‌‌ مردم تاثیر میذاره.

07:29.082 --> 07:30.618
‫تا الان داشتیم بدبختی،

07:31.785 --> 07:32.953
‫و ناامیدی می‌نوشیدیم.

07:34.354 --> 07:36.456
‫توی خونشونه و ما هم
‫داریم وارد خودمون می‌کنیم.

07:37.457 --> 07:38.826
‫داره به خوردمون میره.

07:40.093 --> 07:42.630
‫فکر می‌کنم برای همین سردمونه،

07:42.763 --> 07:44.097
‫و گرممون نمیشه.

07:45.398 --> 07:46.800
‫فکر می‌کنی به خاطر اینه؟

07:53.273 --> 07:54.975
‫«لوئی،

07:55.108 --> 07:56.610
‫تو چیزی گفتی؟»

07:59.747 --> 08:01.481
‫ممنون که پرسیدی.

08:01.615 --> 08:03.450
‫من یه چیزی گفتم کلادیا.

08:05.252 --> 08:06.620
‫گفتم سردمه.

08:07.487 --> 08:09.322
‫هر شب دارم توی یه سوراخ می‌خوابم.

08:10.223 --> 08:11.959
‫دیگه خسته شدم و نمی‌کشم.

08:13.160 --> 08:14.494
‫تو چه طور؟

08:21.434 --> 08:23.003
‫«خب، برادر لو،

08:26.106 --> 08:27.641
‫خودمم یکم سرحال نیستم.»

08:28.842 --> 08:30.143
‫- اما، عه...»
‫- بمبارون هوایی.

08:39.486 --> 08:41.322
‫هان قاتل،

08:41.489 --> 08:42.956
‫یا هیولاهای ایوان،

08:41.789 --> 08:43.256
‫

08:43.423 --> 08:45.859
‫یا بارش بارون از نیرو هوایی انگلیس نبود

08:46.026 --> 08:48.028
‫که باعث فرار خون‌آشام‌ها شد.

08:48.195 --> 08:50.831
‫قرن‌ها بود که خون‌آشامی
‫پا به اینجا نذاشته بود.

08:50.998 --> 08:53.366
‫چندین مدارک قضایی پیدا کردیم

08:53.500 --> 08:55.035
‫که باعث شد پرونده هموار بشه،

08:55.202 --> 08:57.571
‫اما کلادیا شکی نداشت.

08:58.338 --> 09:01.541
‫مثل... مثل یه زمین‌شناس دیوانه

09:01.709 --> 09:03.777
‫داره یه عاج ماموت پشمی رو
‫تکون میده و میگه:

09:03.944 --> 09:05.979
‫«بیا بریم خونه همسایه در بزنیم،

09:06.146 --> 09:07.981
‫یکی باید داخل باشه.»

09:16.223 --> 09:17.891
‫مرده.

09:26.166 --> 09:28.335
‫شاید وقتش رسیده که برگردیم خونه.

09:29.670 --> 09:32.072
‫«ازم پرسید که می‌تونیم برگردیم خونه یا نه.

09:32.706 --> 09:34.174
‫خونه؟

09:35.375 --> 09:39.079
‫سوال دیگه‌ای هست
‫که بیشتر از این توهین‌آمیز باشه؟

09:40.047 --> 09:41.949
‫فرار کن و برگرد نیو اورلینز.

09:42.082 --> 09:44.885
‫استخوان‌هاش رو از جا در بیار، چرا انجامش نمیدی؟

09:45.485 --> 09:47.254
‫لوئی د پوینت دو لاک.

09:48.756 --> 09:49.923
‫یه بار اضافی.»

09:59.199 --> 10:01.234
‫می‌خوام ازت تشکر کنم،

10:02.703 --> 10:05.906
‫بابت این که اون شب کمک کردی
‫که خاطراتم رو به یاد بیارم.

10:07.507 --> 10:09.977
‫الان این نوشته‌های
‫دفتر خاطرات رو خیلی بهتر می‌فهمم.

10:11.278 --> 10:13.981
‫لوئی، منم می‌خواستم بابت هشت ساعت

10:14.114 --> 10:16.817
‫آموزش چگونه دوری کردن از خورشید و اژدرها

10:16.950 --> 10:19.820
‫در حالی که داری به سمت تئاتر جنگی مدیترانه
‫قایق‌رانی می‌کنی، تشکر کنم.

10:19.953 --> 10:24.591
‫و همین‌طور تا به الان دو ساعت امشب

10:24.725 --> 10:29.162
‫سر دنبال کردن خون‌آشام‌های کهنی
‫که خبری ازشون نشد.

10:29.296 --> 10:31.631
‫تا حالا «موبی دیک» رو خوندی ریل رشید؟

10:33.033 --> 10:34.167
‫من برای خدمت‌گذاری اینجام.

10:34.301 --> 10:35.903
‫اه. آره، البته.

10:36.036 --> 10:38.438
‫متاسفم، این...
‫خیلی عجیبه.

10:38.571 --> 10:39.973
‫وقتی این شاهرخ خانی که اینجاست

10:40.107 --> 10:42.475
‫داشت نقشت رو بازی می‌کرد، کجا فرستادنت؟

10:43.276 --> 10:45.312
‫نکنه پشت نقاشی دزدیده شده رامبرانت،
‫یه اتاق امن وجود داره؟

10:45.445 --> 10:48.148
‫عشقم به مدت 150 سال
‫اداره یه شرکت تئاتر رو به عهده داشت دنیل.

10:48.281 --> 10:50.283
‫به گفته کلادیا،

10:50.417 --> 10:52.652
‫عشقت توی یه جعبه بود
‫داشت به زخم گردن از پیش برنامه ریزی شدش،

10:52.786 --> 10:54.654
‫تامل می‌کرذ.

10:54.788 --> 10:58.025
‫کلادیا نوشته، بیاین باورش کنیم.

10:58.959 --> 11:01.829
‫نه توی سن‌فرانسیسکو لیاقت داشت،
‫نه توی دوبی.

11:03.063 --> 11:04.664
‫توجه نکن.

12:03.556 --> 12:05.192
‫هوم.

12:08.628 --> 12:10.363
‫سلام، عشق من.

12:10.530 --> 12:12.332
‫- نه.
‫- بله.

12:12.465 --> 12:13.901
‫نه.

12:15.035 --> 12:16.569
‫هنوز همون سوال رو داری؟

12:16.703 --> 12:17.838
‫برو گمشو.

12:17.971 --> 12:20.173
‫نکنه دلت برای من تنگ شده؟

12:20.307 --> 12:21.574
‫دلم برات تنگ شده.

12:21.708 --> 12:24.577
‫علیرغم ناخوشایندی‌های اخیرمون،

12:25.846 --> 12:28.548
‫- هنوز دلمون برای همدیگه تنگ میشه.
‫- کلادیا!

12:30.350 --> 12:33.787
‫هوم! چهار سال پیاده‌روی سخت

12:33.921 --> 12:37.791
‫و هنوز هم خبی از خون‌آشام خوش‌قلبی نیست.

12:38.826 --> 12:42.595
‫خب، امشب دنیل خودش رو
‫چه طور نشون میده؟

12:42.729 --> 12:45.432
‫براندی میزنه؟

12:46.266 --> 12:48.135
‫تو این جا نیستی،
‫منم که مغزم به گا رفته.

12:48.268 --> 12:49.569
‫خیلی هم به گا رفته.

12:49.702 --> 12:52.105
‫- اون ارزشش رو داشت؟
‫- آره.

12:52.239 --> 12:54.908
‫- یه جور میگی انگار به حرفت باور داری.
‫- آره، همین‌طوره.

12:55.042 --> 12:56.977
‫باور دارم، باور دارم.

12:57.110 --> 12:58.411
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

12:58.545 --> 13:00.413
‫باور دارم، باور دارم.

13:00.547 --> 13:02.215
‫باور دارم، باور دارم.

13:02.349 --> 13:04.584
‫باور دارم، باور دا...

13:15.262 --> 13:19.933
‫اوه. برزخ اتاقی عالی برای موسیقی گوش دادنه.

13:20.067 --> 13:22.936
‫من یه قطعه جدید، یه کنسرتو
‫برای خرخره پاره شده و ارکسترا دارم.

13:23.070 --> 13:24.804
‫- متاسفم.
‫- دوباره نگو.

13:25.772 --> 13:28.575
‫با عذاب وجدان خرابش می‌کنی.

13:29.476 --> 13:31.178
‫یه خیانت بی‌نقص بود.

13:31.311 --> 13:33.646
‫تو مرگی بهم دادی
‫که توی تقدیرم بود.

13:33.780 --> 13:35.482
‫کامیون اومد!

13:38.585 --> 13:41.154
‫اما در جواب سوالت باید بگم...

13:44.892 --> 13:45.993
‫آره.

13:47.227 --> 13:49.029
‫قراره به طرز بدی بکشمت.

13:49.997 --> 13:53.133
‫اگه زنده بودی، تا الان این کار رو می‌کردی.

13:53.266 --> 13:55.368
‫هوم.

13:55.502 --> 13:56.970
‫وای عشقم.

13:59.739 --> 14:02.642
‫من فقط منتظرم
‫که به خوش‌حالی برسی.

14:03.944 --> 14:05.845
‫پس عجله کن عزیزم.

14:09.849 --> 14:12.519
‫تا اون موقع جون 7 هزار نفر رو گرفته بودم.

14:12.685 --> 14:14.955
‫- اه!
‫- اما لستت تنها کسی بود

14:15.088 --> 14:16.990
‫بعدش حس کردم واقعاً به قتل رسوندمش.

14:18.625 --> 14:20.827
‫حرف پر عمقیه مطمئناً،

14:20.994 --> 14:22.662
‫اما من این طوری حس کردم.

14:24.497 --> 14:26.166
‫اون با دعوت اومد.

14:26.333 --> 14:29.202
‫حواسم رو از منظره تک رنگم پرت کرد.

14:30.537 --> 14:32.772
‫خاکستری از جاده‌ای ناپدید شده.

14:32.940 --> 14:35.909
‫باقی مونده شهری سوخته و غرق در تیر باران.

14:37.210 --> 14:40.280
‫در آلمان، هیتلر توی پناهگاهش
‫یه قرص انداخت بالا

14:40.447 --> 14:42.215
‫و کل اروپا جشن گرفتن.

14:43.783 --> 14:47.220
‫اما تو رومانی، شامپاین باز و خالی شد.

14:49.689 --> 14:51.491
‫شوروی جای نازی‌ها رو گرفت.

14:51.658 --> 14:54.394
‫جنگ تبدیل به شهرت شد.

14:55.109 --> 14:58.108
‫عجله کنین، یالا!

14:59.889 --> 15:00.890
‫آخریشه؟

15:01.879 --> 15:02.840
‫بجنبین!

15:02.869 --> 15:03.890
‫یالا، یالا، یالا!

15:04.681 --> 15:05.776
‫بازشون کنین.

15:11.815 --> 15:12.576
‫آتش.

15:16.945 --> 15:18.876
‫بفرستینشون جهنم.

15:19.945 --> 15:21.276
‫بیاین از اینجا بریم.

15:24.992 --> 15:27.427
‫چرا به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

15:27.594 --> 15:29.229
‫شیشه‌ها خرد شدن،
‫درها کنده شدن.

15:29.396 --> 15:31.036
‫مثل تمام روستاهایی که دیدیم،

15:31.064 --> 15:33.000
‫وقتی روس‌ها ریختن توی روستا،
‫مردم اون جا رو ترک کردن.

15:33.166 --> 15:35.311
‫مردم فرار کردن؟
‫پس کی سیر ریخته دور درها؟

15:35.335 --> 15:36.903
‫کی صلیب‌ها رو به در میخ کرد؟

15:37.070 --> 15:38.905
‫چرا در نمیزنی و نمی‌پرسی؟

15:39.072 --> 15:40.849
‫مثل توی کتاب‌ها، فکر می‌کنن
‫که سیر ازشون محافظت می‌کنه.

15:40.873 --> 15:42.709
‫- کتاب‌های تو؟
‫- فکر می‌کنن ما از مسیح متنفریم.

15:42.875 --> 15:44.677
‫دوباره شروع نکنی
‫راجع به کتاب‌هات حرف بزنی.

15:44.844 --> 15:46.422
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشامی اینجا بوده.

15:46.446 --> 15:47.446
‫یه صلیب دیگه.

15:47.514 --> 15:48.915
‫هی، باشه باشه.

15:49.082 --> 15:50.783
‫- اوه، لعنت بهش.
‫- باید هم لعنت بفرستی.

15:50.950 --> 15:52.919
‫هیچی راجع به هیچی نگو.

15:53.000 --> 15:53.910
‫کاغذتون.

16:00.910 --> 16:01.890
‫مادرمه.

16:02.002 --> 16:03.058
‫دیدینش؟

16:03.062 --> 16:03.958
‫لطفاً کمک کنین.

16:05.360 --> 16:06.928
‫مجارستانی.

16:07.020 --> 16:09.398
‫اینجا رومانیه.

16:09.412 --> 16:12.958
‫دنبال همسرم می‌گردم،
‫امیدوارم پیداش کنم.

16:12.998 --> 16:14.568
‫کاغذتون به اندازه کافی خوب نیست.

16:17.002 --> 16:18.522
‫مجبورشون کردین تو تاریکی وایسن؟

16:18.890 --> 16:19.698
‫احمقین؟

16:19.912 --> 16:20.698
‫روسی صحبت کن.

16:20.812 --> 16:24.298
‫برین، برین. برین سراغ گشت‌های مهمتون.

16:24.519 --> 16:25.788
‫روسی صحبت کن.

16:25.956 --> 16:28.187
‫اگه بمیرن، کاغذ دیگه اهمیتی نداره.

16:37.657 --> 16:39.617
‫شب وقت خوبی برای سفر نیست.

16:40.108 --> 16:40.858
‫اونم با یه بچه.

16:41.789 --> 16:43.971
‫مادرش پرستاره!

16:44.121 --> 16:47.996
‫اومد رومانی که دنبالش بگرده...

16:50.177 --> 16:51.511
‫آمریکایی هستی؟

16:57.784 --> 17:01.020
‫خیلی خب. جنگه دیگه، همه داستان غم‌انگیز دارن.

17:01.654 --> 17:03.690
‫انگلیسی حرف میزنم می‌فهمی؟

17:04.291 --> 17:05.392
‫آره.

17:05.525 --> 17:06.826
‫امیلیا.

17:06.959 --> 17:08.295
‫مری.

17:08.428 --> 17:10.029
‫این هم پدرم رابرته.

17:10.163 --> 17:12.699
‫ما خسته‌ایم، یه جا
‫برای خوابیدن واقعاً نیازمون میشه.

17:12.832 --> 17:15.135
‫چیزهایی داریم که باهاشون
‫ازتون تشکر کنیم.

17:16.969 --> 17:18.371
‫ودکا؟

17:18.505 --> 17:19.806
‫آره.

17:19.939 --> 17:21.641
‫اون جا خیلی رفیق پیدا می‌کنی.

17:25.645 --> 17:27.180
‫تختی نمونده.

17:27.314 --> 17:29.182
‫موتورخونه هست،
‫می‌تونین امشب ازش استفاده کنین.

17:29.316 --> 17:31.218
‫گرمه، با صدای بلند موتور.

17:31.351 --> 17:33.220
‫ممنون. همین کافیه.

17:33.353 --> 17:34.554
‫آمریکایین!

17:34.921 --> 17:36.016
‫و با خودشون ودکا و سیگار آوردن.

17:44.464 --> 17:47.500
‫اون‌ها عادت به دیدن
‫مردهای خوش‌قیافه ندارن.

17:48.401 --> 17:50.270
‫و... اه... بقیه اهل کجان؟

17:50.403 --> 17:53.540
‫اکثراً از شهر اومدن،
‫بعضی‌ها نمی‌تونن برگردن خونه.

17:53.673 --> 17:55.041
‫اخه دیگه خونه‌ای نیست.

17:56.008 --> 17:57.910
‫چرا همه دارین اینجا زندگی می‌کنین؟

17:58.044 --> 17:59.679
‫دیوارهای سنگی، درهای فلزی.

18:00.380 --> 18:01.940
‫مگه توی جنگل خبریه؟

18:02.048 --> 18:04.917
‫بمب‌های توی زمین، گرگ،

18:05.051 --> 18:07.287
‫شاید هم سربازهایی
‫که هنوز نمی‌دونن جنگ تموم شده.

18:08.321 --> 18:10.123
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

18:12.058 --> 18:14.761
‫- یا شایدم خون‌آشام.
‫- بیخیال!

18:15.762 --> 18:16.996
‫وای ببین،

18:17.164 --> 18:18.831
‫سربازهایی که دور گردنشون سیره.

18:18.998 --> 18:20.533
‫- نه نه نه نه!
‫- اوه.

18:20.667 --> 18:23.970
‫سوپ در ازای سیگار.
‫معامله بدی برای شماست.

18:24.103 --> 18:26.473
‫اما وقتی بمیری، خدا فراموش می‌کنه.

18:27.874 --> 18:29.309
‫یعنی خدا فراموش نمی‌کنه.

18:38.851 --> 18:39.986
‫ آمریکایی هستین؟

18:41.020 --> 18:43.089
‫6 ماهی میشه که یه کلمه انگلیسی هم نشنیدم.

18:43.223 --> 18:45.124
‫یه چیزی بگین، هرچی.

18:45.258 --> 18:47.427
‫- اه... یه چیزی، هرچی.
‫- وای!

18:48.127 --> 18:49.128
‫- سلام.
‫- سلام.

18:49.262 --> 18:50.663
‫مگه من به چه زبونی حرف می‌زنم؟

18:50.797 --> 18:52.932
‫اوه آره. عزیز، تو انگلیسیت داغونه

18:53.065 --> 18:54.677
‫به خاطر یه مرد انگلیسی
‫که بیش از حد شیفته دانش‌آموزش شده

18:54.701 --> 18:56.269
‫- که بتونه درست کارش رو انجام بده.
‫- اوهوم.

18:57.270 --> 18:58.438
‫این رابرته.

18:59.239 --> 19:00.673
‫عه... لوئی‌ـم.

19:00.807 --> 19:02.775
‫ اون خیلی سریع یاد می‌گیره

19:02.909 --> 19:05.478
‫و خیلی زرنگه، منم به شدت عاشقشم‌.

19:05.612 --> 19:07.247
‫شنیدم ودکا داری.

19:07.380 --> 19:08.815
‫این هم مورگانه.

19:10.417 --> 19:12.285
‫مورگان وارد ، خبرنگار دیلی هرولد هستم.

19:12.419 --> 19:13.920
‫یادشون رفته که من اینجام.

19:14.053 --> 19:15.533
‫و منم به این زودی اسمت رو یادم رفت.

19:15.622 --> 19:16.823
‫اه... لوئیه.

19:16.956 --> 19:18.525
‫لوئی! لوئی، غریبه معرکه.

19:18.658 --> 19:20.993
‫به جهنم روی زمین خوش‌ اومدین!

19:22.262 --> 19:24.597
‫و شما چی؟ اسمت چیه عزیزم؟

19:24.731 --> 19:26.299
‫چرا اون بیرون دارن به قبرها شلیک می‌کنن؟

19:26.433 --> 19:28.368
‫این هم دخترم مری‌ـه.

19:28.501 --> 19:29.702
‫اوه.

19:32.872 --> 19:35.061
‫خاک ما از گوشتتون تغذیه می‌کنه!

19:35.263 --> 19:38.182
‫استخون‌هاتون توی سرزمینمون سفید میشن!

19:43.483 --> 19:44.684
‫عه... اندره.

19:47.019 --> 19:49.556
‫شاید بتونی مری رو با خودت ببری
‫که با بقیه بچه‌ها آشنا بشه.

19:49.689 --> 19:51.224
‫همین جا راحتم قربان، ممنون.

19:52.425 --> 19:54.694
‫برو دیگه مری.
‫برو و با بقیه بچه‌ها آشنا شو.

19:55.995 --> 19:58.164
‫شرط می‌بندم کلی چیز
‫راجع به اینجا می‌دونن.

20:07.039 --> 20:08.441
‫صبر کن، این اشتباهه.

20:08.608 --> 20:11.511
‫اون جلوی کلادیا نگفت.

20:11.644 --> 20:13.480
‫چی رو نگفت؟ کی؟

20:13.613 --> 20:16.516
‫گرگ‌ها، آلمانی‌ها، یه چیزی بدتر.

20:16.649 --> 20:19.552
‫امکان نداشت امیلیا جلوی کلادیا
‫همچین حرفی بزنه.

20:19.686 --> 20:23.356
‫گرگ، شایدم سربازهای آلمانی
‫که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

20:23.490 --> 20:25.692
‫شاید یه چیزی... بدتر.

20:25.825 --> 20:29.161
‫اون فکر می‌کرد کلادیا بچه‌ـست.
‫کلادیا رفته بود.

20:29.962 --> 20:31.898
‫بعدش اون حرف رو زد.

20:35.535 --> 20:38.237
‫توی جنگل خبریه؟

20:38.371 --> 20:40.507
‫بمب توی زمین، گرگ،

20:41.708 --> 20:44.076
‫شاید آلمانی‌هایی که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

20:44.911 --> 20:47.280
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

20:48.315 --> 20:49.382
‫آره.

20:50.350 --> 20:51.551
‫آره!

20:51.684 --> 20:53.786
‫این طوری پیش رفت.

20:53.920 --> 20:57.223
‫باید تمامی جزئیات رو درست در بیاریم.

20:57.357 --> 20:59.125
‫کاملاً باهات موافقم.

21:00.593 --> 21:02.633
‫شاید الان وقت خوبی برای استراحت باشه لوئی.

21:09.702 --> 21:12.739
‫می‌دونی ریل رشید،
‫من خیلی توی شغلم خوبم،

21:12.872 --> 21:14.807
‫یه خبرنگار جوون باهوش با نقطه نظر بودم

21:15.742 --> 21:17.610
‫که با اسقف کاتولیک سقوط کرده،

21:17.744 --> 21:19.879
‫با چهار تا از نایب رئیس انرون مصاحبه کردم.

21:20.012 --> 21:22.248
‫و اگه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن،

21:22.382 --> 21:24.917
‫همیشه یه جور پوشش استفاده می‌کنن.

21:25.051 --> 21:28.154
‫نه به معنا واقعی، منظورم
‫لباس‌های احمقانه هالووین،

21:28.287 --> 21:30.323
‫دستکش و لنز نیست.

21:30.457 --> 21:33.092
‫جوک میگن،  جذاب برخورد میکنن.

21:33.225 --> 21:36.396
‫و بعد وقتی که نزدیک میشم،
‫توی یه نقطه حساس،

21:36.529 --> 21:40.400
‫پرده کنار میره و برای لحظه‌ای حقیقت رو می‌بینم.

21:40.533 --> 21:43.903
‫آرماند نمی‌خواست که مصاحبه کنم دنیل.

21:44.036 --> 21:45.338
‫هنوز نمی‌خوام.

21:45.472 --> 21:47.512
‫اما می‌خواست که نزدیکش باشه،
‫مگه نه ریل رشید؟

21:48.641 --> 21:50.743
‫منظورم اینه... هی، احتمالاً قرار نیست

21:50.877 --> 21:52.579
‫اون چیزی که دارن مخفی می‌کنن رو
‫رمزگشایی کنم،

21:52.712 --> 21:55.147
‫که... می‌دونی، برای کی مهمه اصلاً؟
‫همیشه پیش میاد.

21:55.281 --> 21:59.018
‫اما می‌خوام از تو به عنوان
‫یکی از افراد گونه دنیای زیرین بپرسم،

21:59.151 --> 22:02.655
‫چرا بگیم: «هی، خون‌آشام‌ها واقعین.

22:02.789 --> 22:04.991
‫این هم تقریباً تمام داستانش»؟

22:05.124 --> 22:06.124
‫ممنون رشید.

22:10.096 --> 22:12.665
‫برای همین میام سراغ تو ریل رشید.

22:12.799 --> 22:14.867
‫تو کسی هستی که می‌تونم بشکنمش!

22:16.102 --> 22:17.370
‫اگه من رو ببخشین.

22:24.475 --> 22:30.242
‫روی پنجه پام از سرداب می‌گذرم.

22:30.263 --> 22:34.180
‫آنا آنا، باشد که بپوسد.

22:34.197 --> 22:37.987
‫آنا آنا، گیر نیوفت.

22:37.993 --> 22:38.712
‫آنا کیه؟

22:42.868 --> 22:44.112
‫می‌خوای باهاش آشنا بشی؟

22:44.415 --> 22:46.319
‫از توی سوراخ رد شو و به مسیر ادامه بده.

22:48.495 --> 22:50.499
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.

22:50.336 --> 22:51.638
‫چی میبره؟

23:01.032 --> 23:02.041
‫کلاغ.
‫(اشاره به قبلیه سرخ‌پوستی به نام کرو‌ داره)

23:03.182 --> 23:04.182
‫اخ!

23:13.793 --> 23:16.929
‫وقتی پسرها عازم شدن، اون بهم ریخت.

23:17.063 --> 23:19.065
‫داوطلب صلیب سرخ شد.

23:19.198 --> 23:21.167
‫یه همسر قدیس.

23:21.300 --> 23:23.536
‫آره، توی یه خانواده نظامی بزرگ شد.

23:23.670 --> 23:25.772
‫از اون جور زن‌هاست
‫که نمی‌تونی زیاد باهاشون بحث کنی.

23:26.973 --> 23:28.841
‫با امثالشون آشنام.

23:31.744 --> 23:33.412
‫به سلامتیت.

23:35.715 --> 23:36.783
‫باشه.

23:44.857 --> 23:47.259
‫چرا اینجا دارن به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

23:48.828 --> 23:51.631
‫کشاورزهایی که توسط
‫کشاورزهای دیگه فرماندهی میشن.

23:52.599 --> 23:54.066
‫آمفتامین آلمانی،

23:54.200 --> 23:58.070
‫خرافات یه کشور عقب‌مونده.

23:58.204 --> 24:01.908
‫مه دیوونه‌کننده‌ای توی خاکی،
‫جنگل و رودخونه‌هاست.

24:02.041 --> 24:03.919
‫وقتی می‌خوابم، شلوارم رو به زانوم سنجاق می‌کنم.

24:03.943 --> 24:05.277
‫وگرنه ترسش به منم غلبه می‌کنه.

24:05.411 --> 24:06.646
‫اینجا یه کشور قدیمی،

24:06.779 --> 24:08.615
‫با چیزهای قدیمیه.

24:08.748 --> 24:11.584
‫منظورش همون مه دیوونه‌کنندست،
‫و درحال حاضر توی دهکده اون رئیسه.

24:11.718 --> 24:12.985
‫- من حرفت رو باور می‌کنم.
‫- اوه، منم همین‌طور.

24:13.119 --> 24:15.054
‫تمام حرف‌هایی که می‌زنی رو
‫باور می‌کنم امیلیا.

24:15.187 --> 24:17.089
‫باهام ازدواج کن.

24:19.291 --> 24:21.060
‫هر موقع کشیش برگشت.

24:27.099 --> 24:28.234
‫این جوک کوچک خودمونه.

24:28.535 --> 24:30.870
‫دوستان روسمون کشیش رو
‫کشیدن و بردن.

24:30.970 --> 24:32.905
‫و منظورم از کشیدن،

24:33.039 --> 24:36.275
‫اینه که به یه کامیون بستنش
‫با خودشون بردنش.

24:37.610 --> 24:38.954
‫یه چیزی اون بیرونه

24:38.978 --> 24:41.013
‫که روح آشفته‌ای داره.

24:41.948 --> 24:42.948
‫آشفته درسته؟

25:07.354 --> 25:09.041
‫اون زنگوله رو ول کن!

25:09.053 --> 25:10.461
‫مزخرفه.

25:10.849 --> 25:11.914
‫زنگوله کار می‌کنه.

25:12.949 --> 25:14.114
‫سیر هم جواب میده.

25:14.949 --> 25:15.914
‫تیربار هم کار می‌کنه.

25:17.049 --> 25:19.114
‫وقتی اون زنگوله رو صدا میدی،
‫چه طور می‌تونیم چیزی بشنویم...

25:25.692 --> 25:28.661
‫اخ! اخ! اخ!

25:49.449 --> 25:50.914
‫من هم خون می‌نوشم.

25:57.719 --> 25:58.711
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

25:58.721 --> 25:59.911
‫بذار بهت نشون بدم.

26:01.861 --> 26:03.029
‫اخ!

26:07.421 --> 26:08.411
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

26:10.581 --> 26:11.411
‫فکر کنم مرده.

26:13.141 --> 26:14.211
‫نباید خون اون رو بنوشی.

26:17.009 --> 26:17.844
‫اخ!

26:17.977 --> 26:18.977
‫وای!

26:25.217 --> 26:27.486
‫پیروزی علیه شرارت هیتلر رو

26:27.654 --> 26:29.488
‫میشه توی سراسر فرانسه حس کرد،

26:29.656 --> 26:32.091
‫و هیچ مثال فوق‌العاده‌تر

26:32.258 --> 26:34.026
‫از کارهای هنری ارزشمندی

26:34.193 --> 26:35.928
‫که توی حومه شهر جمع،

26:36.062 --> 26:37.529
‫و توی کامیون بارگیری شده

26:37.697 --> 26:40.499
‫و دارن به مکان درستشون بر می‌گردن.

26:40.667 --> 26:42.902
‫و ما در بی‌بی‌سی ورد سرویس،

26:43.069 --> 26:45.271
‫از طرف بقیه مردم دنیای غرب،

26:45.437 --> 26:48.340
‫قدردانی زیادمون به متحدینمون در فرانسه رو

26:48.507 --> 26:50.442
‫با یکی از کارهای هنر خودتون،
‫نشون بدیم.

27:00.920 --> 27:03.289
‫هوم.

27:12.965 --> 27:14.834
‫تو یه سرخ‌پوستی لوئیس؟

27:14.967 --> 27:16.402
‫چیزی گفتی؟

27:17.269 --> 27:18.404
‫آره.

27:20.306 --> 27:21.640
‫متوجه نشدم.

27:21.774 --> 27:23.409
‫پس تکرار می‌کنم.

27:25.978 --> 27:31.250
‫تو... یه سرخ‌پوستی؟
‫قضاوتی در کار نیست. یه سوال ساده‌ـست.

27:39.759 --> 27:40.927
‫من یه...

27:43.495 --> 27:46.799
‫نیگر جادویی با ودکام.

27:48.234 --> 27:52.171
‫که دارم اولین شب خوبم رو
‫بعد از مدت‌ها تجربه می‌کنم. بیخیال.

27:52.304 --> 27:55.107
‫تو یا یه فراری هستی
‫یا یه بلشویکی.
‫(بلشویک بخش مارکسیست انقلابی حزب سوسیال دموکرات بودن)

27:55.241 --> 27:57.543
‫به خاطر همین هیچ دوستی نداری پیرمرد.

27:57.676 --> 27:59.445
‫بهت که گفتم.

27:59.578 --> 28:01.280
‫- دنبال همسرم می‌گردم.
‫- اوه.

28:03.850 --> 28:05.617
‫این روی یه آلبوم چاپ شده.

28:05.752 --> 28:07.486
‫واقعاً می‌خوام به آواز اون خانم گوش بدم.

28:07.619 --> 28:10.957
‫عکس‌های خودم رو خودم می‌گیرم،
‫این طوری بیشتر پول در میارم.

28:11.090 --> 28:13.659
‫و عکس همسر وظیفه‌شناس تو

28:13.793 --> 28:16.195
‫توسط دوربین گلس‌پلیت گرفته شده

28:16.328 --> 28:18.064
‫و روی یه کاغذ آلبوم چاپ شده.

28:18.197 --> 28:21.801
‫که نشون میده باید قدمت این،
‫30 سالی باشه، که یعنی همسرت...

28:23.702 --> 28:26.005
‫سی، سی و پنج سالشه،

28:26.138 --> 28:28.207
‫و تولد دخترت یه معجره پزشکی بوده.

28:28.340 --> 28:30.676
‫این یه مسیریه که دوست نداری
‫تا تهش بری.

28:30.810 --> 28:34.180
‫ازت خوشم میاد.
‫مرد خوبی به نظر میرسی.

28:34.313 --> 28:37.049
‫اگه بتونی سریع بگی عالی میشه.
‫نصف آهنگ بیشتر نمونده.

28:37.183 --> 28:39.919
‫اگه بدون اجازه ترک وظیفه کردی،
‫برگرد و مجازات شو.

28:40.052 --> 28:43.655
‫نسبت به اتوپیا عمو جوزف، اون جا بهشته

28:45.357 --> 28:46.859
‫همین بود؟

28:46.993 --> 28:48.494
‫همین بود.

28:52.231 --> 28:53.665
‫بی مهری کردی.

28:53.800 --> 28:55.868
‫سهمیه ودکات رو قطع می‌کنم،
‫و همسرت رو هم می‌گیرم

28:56.002 --> 28:58.570
‫هیچ وقت سر به سر
‫یه نیگرو جادویی با ودکا نذار.

28:58.704 --> 28:59.772
‫میشه یه رقص مهمون من باشی؟

29:01.407 --> 29:03.943
‫اگه بلشویکی که داری احمقانه شرط می‌بندی.

29:04.076 --> 29:06.178
‫واقعاً می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

29:06.312 --> 29:08.447
‫زیر شلوارش یه گُندش رو داره.

29:12.885 --> 29:13.953
‫بابایی!

29:15.087 --> 29:16.956
‫از روی درخت افتادم.

29:20.692 --> 29:22.628
‫یه موجود بزرگ طوسی بود،

29:22.761 --> 29:26.132
‫و لباس‌هاش پوسیده بود،
‫انگار توی همون‌ها مرده بود. انجامش بده!

29:26.265 --> 29:27.266
‫آخ!

29:27.399 --> 29:29.735
‫قوی بود، کشت

29:29.869 --> 29:32.071
‫- و شکارش رو با خودش برد.
‫- یه خون‌اشام بود؟

29:32.204 --> 29:33.644
‫دندون نوش داشت،
‫دیگه چی ممکنه باشه؟

29:33.705 --> 29:36.275
‫- یه مار، یا یه بابون.
‫- بابون؟!

29:36.408 --> 29:38.878
‫- بابون‌ها هم نیش دارن.
‫- ما توی رومانی‌ـیم! بابون اخه؟
‫(بابون‌‌ها در کشورهای آفریقایی می‌زیستن)

29:46.718 --> 29:49.121
‫صحبت کرد؟ سعی کردی تلپاتی کنی؟

29:49.255 --> 29:50.422
‫- آره.
‫- آره صحبت کرد؟

29:50.556 --> 29:52.396
‫- یعنی آره سعی کردم تلپاتی کنم.
‫- و باهات صحبت نکرد؟

29:52.424 --> 29:54.493
‫فکر می‌کنم حالش خوب نبود.

29:54.626 --> 29:56.905
‫چرا داری باهاشون می‌خندی
‫و اسم واقعیت رو میدی؟

29:56.929 --> 29:58.540
‫همین‌طور که داری دوست‌های جدید
‫پیدا می‌کنی، توجه کردی

29:58.564 --> 30:00.332
‫که همه یه صلیب دارن
‫و گردنشون سیر انداختن.

30:05.804 --> 30:08.240
‫موجودات فانی از خون‌آشام‌ها می‌ترسن،

30:08.374 --> 30:11.143
‫اون هم توی یه بخشی از دنیا
‫که به خون‌آشام معروفه،

30:11.277 --> 30:14.346
‫اما هیچ غافلگیری یا شواهدی
‫از یه خون‌آشام واقعی نیست!

30:14.480 --> 30:16.248
‫یکی از ماها اون بیرونه!

30:16.382 --> 30:17.960
‫اما کسی که نتونه ببرتت مراسم رقص

30:17.984 --> 30:20.104
‫و بهت بگه که خوشگی
‫بره به جهنم، مگه نه؟

30:20.219 --> 30:21.787
‫- به کینه سلام عرض می‌کنم!
‫- نه! اصلاً!

30:21.921 --> 30:23.822
‫بابت گند زدن به نقشم بخشیدمت،

30:23.956 --> 30:25.958
‫بابت این که با خودت آوردیش نه.

30:26.092 --> 30:28.427
‫توی محل دفع زباله‌ست
‫و روش رو اندازه پنج سال زباله گرفته.

30:28.560 --> 30:31.197
‫آوردی اینجا! با خودت آوردیش اینجا!

30:31.330 --> 30:32.798
‫سرعتمون رو کم می‌کنی!

30:32.899 --> 30:34.442
‫اگه هم اون می‌تونست صحبت کنه،
‫می‌خواستی چی ازش بپرسی؟

30:34.466 --> 30:35.167
‫وقتی جلوی حقیقت کم میاری،
‫مسئله رو تغییر بده.

30:35.267 --> 30:36.302
‫می‌خوای بپرسی کی خلقت کرد؟

30:36.402 --> 30:37.980
‫بعدش چی؟
‫بپرسی کی اونی که خلقت کرد رو خلق کرد؟

30:38.004 --> 30:40.806
‫اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫آدم و حوا نفرین‌شدگان؟

30:40.940 --> 30:43.042
‫خدا؟ دنبال خدا می‌گردی کلادیا؟

30:43.175 --> 30:44.610
‫آره، برو تو سوراخ.

30:44.743 --> 30:46.879
‫توی کل زندگیم دقیقاً
‫با 4 تا خون‌آشام آشنا شدم

30:47.013 --> 30:48.680
‫و همتون بدترین موجودات بودین.

30:48.814 --> 30:51.550
‫هم لستت، هم انتوینت،
‫هم اون مادرجنده و هم تو.

30:51.683 --> 30:54.220
‫فقط دنبال یکی... فقط یکی می‌گردم

30:54.353 --> 30:56.555
‫که یه حرومزاده نباشه!

31:03.262 --> 31:05.564
‫خاطراتت آروم و قرار ندارن.

31:11.870 --> 31:15.007
‫توسط صدای هرج و مرجی

31:15.174 --> 31:16.642
‫که از اطراف میومد، بیدار شدم.

31:18.710 --> 31:20.312
‫کلادیا داشت...

31:35.027 --> 31:36.428
‫اون داشت رویا میدید.

31:39.165 --> 31:42.668
‫مثل بقیه سرش رو تکون می‌داد.

31:44.636 --> 31:46.172
‫شاید تو...

31:47.139 --> 31:49.375
‫- خسته شدی و اشتباه داره یادت میاد.
‫- نه.

31:49.508 --> 31:51.010
‫می‌تونم حسش کنم.

31:54.846 --> 31:56.682
‫می‌تونم اون رو کنار خودم حسش کنم.

31:58.817 --> 32:00.186
‫داشت کابوس می‌دید.

32:04.023 --> 32:05.691
‫چی بدتر از یه کابوسه؟

32:07.859 --> 32:11.130
‫اگه روحت ترس‌هات رو بهت نشون بده،

32:11.263 --> 32:12.864
‫حداقل می‌دونی داره کار می‌کنه.

32:15.167 --> 32:17.303
‫اما نبود هیچ چیزی چی؟

32:18.370 --> 32:19.371
‫تهی.

32:20.606 --> 32:21.807
‫هیچی.

32:22.908 --> 32:23.908
‫تیکه به تیکه...

32:24.743 --> 32:25.743
‫دارن خاطراتم بر می‌گردن.

32:28.747 --> 32:30.282
‫ساعت‌ها،

32:30.416 --> 32:31.550
‫شب‌ها.

32:33.052 --> 32:34.052
‫موضوعاتی...

32:34.686 --> 32:36.455
‫روی سطح آب شناورن.

32:38.290 --> 32:40.659
‫همین‌طوری اون حرف‌ها رو نوشت.

32:42.928 --> 32:44.663
‫اما حقیقت نداشت.

32:46.298 --> 32:47.733
‫می‌تونست خواب ببینه.

32:50.269 --> 32:51.570
‫ممنون.

32:58.044 --> 33:00.479
‫اگه دوست داری الان یه استراحتی کن.

33:00.612 --> 33:01.747
‫نه.

33:02.948 --> 33:04.083
‫نه.

33:04.783 --> 33:06.252
‫این رو می‌خوام.

33:07.953 --> 33:09.255
‫می‌خوام که به یاد بیارم.

33:20.066 --> 33:22.201
‫به خاطر صداها بیدار شد.

33:24.936 --> 33:27.906
‫وقتی به همکف کارخونه رسیدیم،

33:28.074 --> 33:29.841
‫با چرخه‌ای از داد و فریاد

33:30.008 --> 33:31.643
‫و سربازان ارتش سرخ مواجه شدیم.

33:31.777 --> 33:33.817
‫محض رضای خدا!

33:34.346 --> 33:36.506
‫لوئی، یکم کمک کن یه منطقی وارد جمع کنیم.

33:37.321 --> 33:39.221
‫جای گاز گرفتگی رو ببین... ببینش.

33:39.281 --> 33:40.948
‫محض رضای خدا، اون آسیب دیده!

33:41.681 --> 33:42.281
‫باندش رو در بیار!

33:42.289 --> 33:43.989
‫اون بیرون پیش تله‌های لعنتیش بود.

33:44.019 --> 33:46.919
‫سعی داشت شکم شما رو سیر کنه.

33:48.994 --> 33:51.139
‫فکر می‌کنن که اون یه هیولاـه.

33:51.163 --> 33:53.175
‫لوئی یا رابرت، یا هر خری که هستی،
‫فقط کمک کن!

33:55.267 --> 33:56.707
‫ببین! ببین!

33:56.835 --> 33:57.869
‫ببین! ببین!

33:58.003 --> 33:59.671
‫ببین! ببین!

33:59.805 --> 34:02.141
‫ببین. ببین. درسته!

34:13.071 --> 34:14.075
‫گاز گرفته شده.

34:14.771 --> 34:16.971
‫جای گاز گرگ. گرگ بهش حمله کرد.

34:17.108 --> 34:18.208
‫کار گرگ‌هاست.

34:20.659 --> 34:21.659
‫نه!

34:29.034 --> 34:30.874
‫میای یا نه؟

34:30.918 --> 34:33.518
‫محض رضای خدا اون به کمک پزشکی نیاز داره.

34:34.018 --> 34:36.018
‫نمی‌تونی بهش شلیک کنی.

34:36.224 --> 34:37.957
‫باید سرش رو قطع کنی.

34:38.024 --> 34:39.108
‫از گردن قطع کن.

34:39.214 --> 34:40.214
‫سرش رو.

34:40.812 --> 34:42.013
‫می‌خوان سلاخیش کنن!

34:42.148 --> 34:43.391
‫لوئی، محض رضای خدا یه کاری بکن!

34:43.415 --> 34:44.850
‫منافع انسان‌ها.

34:44.983 --> 34:46.518
‫محض رضای خدا، بهش کمک کن!

34:46.685 --> 34:48.287
‫مرگ و چگونه فرار کردن ازش.

34:48.420 --> 34:51.190
‫داشت براشون خرگوش می‌گرفت.

34:51.357 --> 34:53.592
‫- مشکل خودشونه.
‫- نه!

34:53.725 --> 34:55.294
‫نه، نکن! نکن! نکن!

34:59.531 --> 35:01.300
‫نگرانی ما توی جنگل بود.

35:42.808 --> 35:44.410
‫این شبیه بابونه؟

35:49.008 --> 35:51.808
‫دوباره منم. نترس.

35:58.257 --> 36:00.492
‫چیزی نیست.

36:00.626 --> 36:02.428
‫چیزی نیست، مال خودته.
‫ما اون رو نمی‌خوایم.

36:06.332 --> 36:08.600
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

36:10.101 --> 36:11.102
‫اون یه...

36:12.304 --> 36:13.605
‫خون‌آشامه.

36:15.807 --> 36:19.010
‫نه، من خون‌آشام.
‫اون انگار یه گربه‌ماهی تخمیه که دندون داره.

36:19.144 --> 36:20.679
‫کثیفه.

36:22.814 --> 36:24.816
‫ازمون خوشش نمیاد.

36:24.950 --> 36:28.153
‫ما... تو... مثل همیم.

36:28.287 --> 36:30.289
‫اصلاً مثل هم نیستیم،
‫حتی نزدیک هم نیستیم. اه!

36:31.189 --> 36:32.224
‫لوئی!

36:42.434 --> 36:43.594
‫لوئی!

36:46.505 --> 36:47.506
‫آه!

36:56.214 --> 36:57.383
‫لوئی!

37:06.392 --> 37:07.426
‫کلادیا!

37:15.467 --> 37:17.836
‫هیس! هیس!

37:21.241 --> 37:23.741
‫مامانم. مامان اینجا پیشته.

37:28.141 --> 37:29.241
‫اون یه بچه‌ـست.

37:30.011 --> 37:33.011
‫تو چشم‌های یه بچه رو کندی.

38:06.611 --> 38:09.311
‫چه طور می‌خواست شکار کنه؟

38:09.323 --> 38:10.323
‫چه طور؟

38:21.132 --> 38:22.734
‫یه خون‌آشام زن.

38:25.971 --> 38:27.906
‫یه خون‌آشام زن عصبانی.

38:29.941 --> 38:31.276
‫یه مادر.

38:31.443 --> 38:35.547
‫به خاطر کلماتش، زبونش،
‫و این که به مقدار لازم آروم می‌رفت،

38:35.714 --> 38:37.783
‫حس کردیم ازمون می‌خواد دنبالش کنیم.

38:37.916 --> 38:39.785
‫من که اینجا ایست نمی‌کنم.

38:39.918 --> 38:41.152
‫منم همین‌طور.

38:41.319 --> 38:42.821
‫ما هم رفتیم.

38:44.122 --> 38:46.525
‫مثل قصه‌ها، از توی جنگل رفتیم.

38:49.428 --> 38:51.162
‫اما اگه هم می‌تونستیم کاری کنیم
‫که باهامون صحبت کنه،

38:51.329 --> 38:53.031
‫چی می‌خواست بگه؟

38:56.001 --> 38:57.469
‫به هر حال، واقعاً نفرین‌شده‌ها

38:58.604 --> 39:01.339
‫می‌تونن چه چیزی به نفرین‌شده‌های دیگه بگن؟

39:33.014 --> 39:34.914
‫بنوش، بنوش...

40:03.009 --> 40:07.909
‫ما از اون ور اقیانوس اومدیم.

40:08.209 --> 40:10.829
‫5 ساله داریم دنبالتون می‌گردیم.

40:10.832 --> 40:14.332
‫اومدیم جایی که به داشتن خون‌آشام معروفه،

40:14.339 --> 40:15.939
‫تا کسایی مثل خودمون پیدا کنیم.

40:17.939 --> 40:19.339
‫ما صاحب شبیم.

40:20.039 --> 40:21.039
‫همین‌طوره؟

40:21.553 --> 40:22.553
‫آره.

40:23.689 --> 40:24.689
‫آره.

40:25.089 --> 40:28.019
‫به مدت قرن‌های طولانی، توی روستاشونیم،

40:28.024 --> 40:34.024
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.

40:33.031 --> 40:35.364
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.

40:35.371 --> 40:38.171
‫شاید به خاطر خونه.

40:38.336 --> 40:39.538
‫راجع به خون بهش بگو.

40:41.836 --> 40:43.936
‫خون اینجا...

40:46.011 --> 40:48.011
‫نمی‌تونین... شما...

40:48.013 --> 40:49.648
‫به انگلیسی بگو.

40:53.118 --> 40:54.953
‫خون اینجا بده.

40:57.789 --> 40:59.224
‫توی انسان‌ها،

41:00.291 --> 41:04.295
‫غم زیادی، درد زیادی نهفته.

41:07.966 --> 41:10.636
‫ما هم وقتی می‌نوشیم، حسش می‌کنیم.

41:14.039 --> 41:16.742
‫نمی‌تونیم خودمون رو گرم کنیم.

41:16.875 --> 41:18.677
‫بدنمون درد می‌گیره.

41:20.612 --> 41:23.481
‫شاید به خون بهتری نیاز داشته باشی.

41:25.802 --> 41:27.202
‫از اون ور اقیانوس؟

41:27.919 --> 41:28.919
‫آمریکا.

41:37.943 --> 41:40.743
‫یکی دیگه که مثل سینی سوخته نونه.

41:53.743 --> 41:55.943
‫چند نفر از ما باقی موندن؟

42:05.418 --> 42:07.018
‫این چه طوره؟

42:18.218 --> 42:20.518
‫روملو سزار.

42:22.718 --> 42:26.918
‫اون خنده‌دار بود.

42:27.018 --> 42:33.951
‫توی سیبیو یه سیرک درحال سفر رو کشت،

42:33.964 --> 42:36.064
‫همه رو کشت جز خرسه...

42:38.981 --> 42:43.581
‫اما همه کسایی که در تاریکین،
‫به تاریکی میرن.

42:46.081 --> 42:47.681
‫کی باقی مونده؟

42:47.695 --> 42:51.895
‫آخرین قبیلم رو توی جنگل کشتین.

42:52.045 --> 42:54.045
‫داشت بهمون آسیب میزد.

42:54.305 --> 42:55.340
‫داره چی میگه؟

42:56.405 --> 42:59.505
‫الان دیگه همشون مردن.

43:01.741 --> 43:03.541
‫همه مردن.

43:25.041 --> 43:27.841
‫طعم خامه روی جعبه شیر میده.

43:30.111 --> 43:34.011
‫شب‌هایی زیادی مونده
‫که توی جاده شیطان پدیدار شه،

43:34.371 --> 43:39.004
‫توی خونشون بازی می‌کنی،

43:39.017 --> 43:40.917
‫تو می‌خندی و می‌خندی.

43:41.017 --> 43:43.917
‫و تو هم باهامون میای؟

43:45.012 --> 43:46.012
‫آره.

43:46.097 --> 43:49.944
‫من رو با خودتون به اون ور اقیانوس می‌برین.

43:50.919 --> 43:53.989
‫و من دوباره قوی میشم.

43:53.999 --> 43:56.999
‫و داستانم رو بهت میگم.

43:57.027 --> 43:59.927
‫و تو هم داستان رو بهم میگی.

44:00.241 --> 44:03.941
‫و ما برای لذت کوچک، قتل می‌کنیم.

44:04.001 --> 44:08.001
‫و منتظر می‌مونم که بچه‌هام بهمون بپیوندن...

44:08.009 --> 44:10.909
‫باد توی موهامون،

44:11.017 --> 44:13.917
‫و پاهای برهنمون بین علف‌ها.

44:18.417 --> 44:20.017
‫اسمم داچیاست.

44:24.996 --> 44:26.097
‫لوئی.

44:27.132 --> 44:28.132
‫کلادیا.

44:33.140 --> 44:34.908
‫ما... هیچی نداریم.

44:40.812 --> 44:44.950
‫و این گونه بود که ما
‫با دنیای کهن خون‌آشام‌ها آشنا شدیم.

44:51.189 --> 44:54.159
‫پیشنهاد خشونت‌آمیزی
‫برای دفتر سه وجه بیکن دریافت‌کردیم.

44:54.292 --> 44:56.962
‫واقعاً؟ نمی‌دونستم
‫که در دسترس فروش گذاشتیمش.

44:58.696 --> 45:00.665
‫اسم جدیدیه، برای همین
‫من باید با پشت کار ادارش کنم

45:00.799 --> 45:02.801
‫اما یه عددیه که تو توش مشارکت نمی‌کنی.

45:08.339 --> 45:09.975
‫می‌تونم صفحاتی که کندیم رو ببینم؟

45:10.876 --> 45:11.977
‫صفحات دفتر خاطرات کلادیا.

45:15.546 --> 45:16.815
‫ما یه قراری گذاشتیم.

45:18.183 --> 45:22.087
‫نمی‌دونم چی رو مبهم
‫و چی رو اشتباه یادم میاد.

45:22.220 --> 45:24.055
‫اسم من توی بعضی از اون صفحات هست.

45:24.189 --> 45:25.723
‫مقابل اون نشستم

45:25.857 --> 45:28.526
‫و دانشی رو در نظر داشتم

45:28.659 --> 45:31.662
‫که نمی‌دونم چه چیزهایی ازش رو
‫به اشتباه یادم میاد.

45:34.232 --> 45:37.102
‫راجع بهش به اون نمیگم
‫اما نیاز دارم خودم دوباره بخونمشون.

45:40.972 --> 45:42.173
‫نظرم رو بگم؟

45:42.307 --> 45:43.074
‫کنترل مصاحبه از دستم خارج شد.

45:43.208 --> 45:44.208
‫آره.

45:45.243 --> 45:46.243
‫اون ماهره.

45:47.345 --> 45:49.047
‫اون می‌خواد تو رو تیکه تیکه کنه

45:49.180 --> 45:50.940
‫تا بتونه هر جوری که صلاح می‌دونه،
‫دوباره سرهمش کنه.

45:50.982 --> 45:52.750
‫- شغلشه.
‫- براش مثل مواده.

45:52.884 --> 45:54.119
‫داره ازش لذت میبره.

45:54.252 --> 45:56.054
‫- باید تمومش کنی.
‫- نه.

45:56.187 --> 45:57.856
‫منظورم اینه که اون رو
‫سوار یه هواپیما کن که برگرده.

45:58.723 --> 45:59.723
‫نه.

46:11.102 --> 46:12.822
‫به رشید میگم
‫که صفحات پاره شده رو جمع کنه و بیاره.

46:36.694 --> 46:37.896
‫نظرت چیه؟

46:46.905 --> 46:49.107
‫پسری که توی سن فرانسیسکو دیدیم.

46:50.241 --> 46:52.743
‫همونی که جلوی دستگاه ضبط نوارش
‫به مِن مِن کردن میوفتاد،

46:52.878 --> 46:54.412
‫همون که حتی درست معنی داستانی

46:54.545 --> 46:56.581
‫که داشت براش تعریف میشد رو نمی‌دونست.

47:00.051 --> 47:01.586
‫اون هنوز یه جایی اون توـه.

47:03.121 --> 47:04.522
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

47:05.991 --> 47:08.293
‫می‌تونیم کاری کنیم که از اینجا به بعد رو
‫هر طور که ما می‌خوایم، تعریف کنه.

47:08.426 --> 47:09.760
‫چه طور؟

47:11.796 --> 47:12.931
‫با همدیگه انجامش میدیم.

47:14.632 --> 47:16.701
‫مثل تمام کارهایی
‫که در 70 سال اخیر انجام دادیم.

47:43.361 --> 47:44.562
‫صبح به خیر.

47:46.497 --> 47:48.066
‫

47:48.199 --> 47:50.902
‫خب بچه‌ها، چه خبر؟

47:51.036 --> 47:52.670
‫توجهمون رو جلب کردی.

47:52.803 --> 47:54.305
‫واقعاً؟

47:55.040 --> 47:56.407
‫آره.

47:57.342 --> 47:58.409
‫رسمی؟

48:03.214 --> 48:04.315
‫خیلی خب.

48:05.383 --> 48:06.383
‫عه...

48:07.953 --> 48:10.821
‫جلسه ده، لوئی خون‌آشام

48:10.956 --> 48:13.258
‫و آرماند خون‌آشام.

48:16.561 --> 48:17.929
‫رفتین به سمت غرب.

48:18.896 --> 48:21.366
‫کلادیا کاملاً در هم شکسته بود.

48:21.499 --> 48:23.701
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

48:24.735 --> 48:26.737
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

48:26.871 --> 48:30.175
‫من شهری رو انتخاب کردم
‫که توی رادیو، ما رو به سمت خودش فراخوند.

48:30.308 --> 48:32.010
‫به سرزمین مادری، نیو اورلینز.

48:33.744 --> 48:35.580
‫- اعضا انجمن من حس کردند...
‫- اه، اه، اه.

48:35.713 --> 48:37.848
‫به تو هم می‌رسیم.

48:41.686 --> 48:44.689
‫جنگ چراغ‌ها رو خاموش کرده بود،

48:44.822 --> 48:47.458
‫و زیبایی رو از خیابون‌هاش گرفت،

48:47.592 --> 48:49.627
‫آوانگاردها رو تبعید کرده بود.

48:52.097 --> 48:56.267
‫اما دیگه کل دنیا آماده شده بودن که برگردن

48:56.434 --> 48:58.203
‫و دوباره زندگی‌هاشون رو از نو بسازن.

49:02.007 --> 49:05.210
‫مسافرینی توی مسیر پر از امیدشون.

49:19.124 --> 49:21.159
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

49:21.292 --> 49:22.827
‫نیاز هم ندارم جوابت رو بشنوم،

49:22.960 --> 49:24.662
‫فقط می‌خوام که به حرفم گوش بدی.

49:24.795 --> 49:26.897
‫با کلمات سخت یا با کلمات نرم؟

49:28.566 --> 49:29.566
‫سخت.

49:30.468 --> 49:31.669
‫زندگیمون افتضاحه.

49:32.603 --> 49:33.604
‫افتضاح بوده.

49:34.472 --> 49:37.342
‫افتضاح هست.
‫دوباره هم افتضاح میشه.

49:37.475 --> 49:39.744
‫انقدر برای خودت متاسف نباش.

49:40.745 --> 49:43.248
‫کسی نگاه نمی‌کنه،
‫کسی اهمیتی نمیده.

49:44.149 --> 49:46.317
‫یه زندگی افتضاح داشته باشی
‫بهتر از اینه که زندگی‌ـی نداشته باشی.

49:46.451 --> 49:48.919
‫اما جایی که الان داریم میریم،
‫دیگه خبری از فرار نیست.

49:50.255 --> 49:52.357
‫معنیش این نیست ما چیزی
‫که دیدیم رو فراموش کردیم.

49:52.490 --> 49:54.025
‫کارهایی که اون جلومون کرد.

49:55.460 --> 49:57.204
‫اگه ببینم که پا تو اون مسیر گذاشتی،
‫تو رو ازش بیرون می‌کشم.

49:57.228 --> 49:58.529
‫نمی‌خوام همچین چیزی بشی.

49:59.730 --> 50:01.666
‫تا موقعی که تو روی زمین قدم ‌بر می‌داری،

50:01.799 --> 50:04.269
‫من هیچ‌وقت به سمت چشیدن طعم آتش نمیرم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

50:05.936 --> 50:08.106
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

50:09.974 --> 50:13.178
‫و اگه اینجا نبودن،
‫چون زندگی مزخرفه،

50:13.311 --> 50:16.281
‫یا من دوباره به گاش میدم،
‫یا تو به گاش میدی.

50:17.682 --> 50:19.317
‫میریم مکان بعد.

50:20.518 --> 50:22.287
‫نمیشه که ما تنها خون‌آشام‌های خوب باشیم.

50:25.022 --> 50:26.457
‫حالا با کلمات نرم.

50:28.326 --> 50:30.295
‫اگه تو آخرین خون‌آشام روی زمین باشی،

50:37.868 --> 50:38.969
‫برای من کافیه.

50:59.890 --> 51:01.159
‫تو و من.

51:03.027 --> 51:04.595
‫من و تو.

51:05.363 --> 51:06.597
‫تو و من.

51:07.398 --> 51:08.699
‫من و تو.

51:08.833 --> 51:10.268
‫تو و من!

51:15.840 --> 51:16.840
‫خیلی خب.

51:17.542 --> 51:18.676
‫خیلی خب.

51:23.542 --> 51:28.342
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

51:55.246 --> 51:57.215
‫نترس.

51:58.449 --> 51:59.984
‫فقط نوار رو شروع کن.

52:02.720 --> 52:05.456
‫به «تئاترا د ومپیره» خوش اومدین.

52:07.091 --> 52:08.493
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا.

52:10.761 --> 52:12.563
‫اینجا متفاوته. دوستش دارم.

52:12.697 --> 52:14.765
‫نمی‌خوام هیچ وقت از اینجا برم.

52:14.899 --> 52:16.659
‫اون مرد خوش قیافه‌ای
‫که تصویر روی دیواره کیه؟

52:16.701 --> 52:18.101
‫اون‌ها براش مرقد ساختن.

52:18.203 --> 52:19.737
‫اگه بفهمن ما کشتیمش چی؟

52:19.870 --> 52:21.071
‫ما دیگه الان جفتمون

52:21.206 --> 52:23.174
‫توی دو دنیای متفاوت زندگی می‌کنیم.

52:25.743 --> 52:27.845
‫تو اسکیزوفرنی داری لوئی؟

52:27.978 --> 52:30.248
‫نفرین‌شده‌ای. همیشه نفرین‌شده می‌مونی.

52:30.381 --> 52:32.850
‫دوباره یکی دیگه رو بهم ترجیح دادی!

52:32.983 --> 52:34.419
‫پس اون حرف‌هات «من و تو،

52:34.552 --> 52:37.255
‫تو و من، من و تو» چی؟!

52:37.388 --> 52:39.324
‫بذار یه چیز کوچک

52:39.457 --> 52:41.792
‫راجع به آرماند قرن 18 بهت بگم.

52:41.926 --> 52:43.361
‫تو از آرماند می‌ترسی.

52:43.494 --> 52:45.530
‫باید از اون یکی بترسی.

52:45.663 --> 52:48.433
‫لستت، لستت، لستت، لستت.
‫لستت، لستت، لستت، لستت!

53:05.783 --> 53:08.853
‫اسم قسمت اول «واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی

53:08.986 --> 53:10.955
‫به نفرین‌شده‌های دیگه بگن»ـه.

53:11.088 --> 53:14.959
‫درواقع شناختن نفرین‌شدگان

53:15.092 --> 53:16.361
‫و دنبال جواب گشتنه.

53:16.494 --> 53:19.196
‫و جوابی هم نیست.

53:19.330 --> 53:23.067
‫در مراحل اولیه‌ی ساخت فصل یک،

53:23.200 --> 53:25.011
‫در اصل می‌خواستیم که تمام کتاب اول رو

53:25.035 --> 53:28.873
‫در فصل یک بذاریم، و همیشه
‫این فکر تو سرمون بود

53:29.006 --> 53:31.409
‫که ما یه لوئی و کلادیای

53:31.542 --> 53:34.479
‫بعد از نیواورلینز و قبل پاریس خواهیم داشت

53:34.612 --> 53:37.214
‫که بتونیم همچین تغییر اساسی به وجود بیاریم.

53:37.348 --> 53:39.884
‫که اون‌ها توی یه تئاتر جنگی اروپایین

53:40.017 --> 53:41.652
‫و دوباره خون‌آشام‌ها می‌گردن.

53:43.454 --> 53:45.823
‫لوئی و کلادیا... یه جورهایی...

53:45.956 --> 53:47.558
‫دقیقاً تو اوج داستانشونن.

53:47.692 --> 53:49.860
‫فکر می‌کنم شروع خیلی شجاعانه‌ایه.

53:49.994 --> 53:51.696
‫واقعاً وقتی حس می‌کردی که کاملاً

53:51.829 --> 53:53.230
‫داری شخصیت‌ها رو از محدوده راحتیشون

53:53.364 --> 53:55.099
‫خارج می‌کنی، هیجان انگیز بود.

53:55.232 --> 53:58.068
‫کلادیا و لوئی با همدیگه به مشکل خوردن،

53:58.202 --> 53:59.480
‫به خاطر جوری که فصل یک به پایان رسید.

53:59.504 --> 54:02.206
‫این جنگ،

54:02.340 --> 54:03.774
‫داره روی خون تاثیر میذاره.

54:03.908 --> 54:06.411
‫لوئی سعی داره که...

54:06.544 --> 54:08.746
‫اعتماد کلادیا به خودش رو برگردونه،

54:08.879 --> 54:11.382
‫اما کلادیا میلی به شنیدن این موضوع نداره.

54:13.418 --> 54:15.786
‫واقعاً فیلمبرداری صحنه‌ای
‫که قلب رو به سمت لوئی،

54:15.920 --> 54:17.955
‫پرت می‌کنم هیجان‌انگیز بود.

54:18.088 --> 54:19.890
‫یارویی که نقش سرباز مرده رو بازی می‌کرد،

54:20.024 --> 54:21.859
‫سر همه‌چی خیلی با محبت بود.

54:21.992 --> 54:23.404
‫اینطوری بود: «با تمام قدرت بزن تو سینم.»

54:23.428 --> 54:25.763
‫و منم گفتم: «من این کار رو نمی‌کنم.»

54:25.896 --> 54:27.932
‫قلب توی دستم بود

54:28.065 --> 54:30.735
‫و بعد... اون... از قبل پر شده بود
‫و بعد گازش زدم،

54:30.868 --> 54:34.038
‫و انگار انفجار شکر توی دهنته.

54:34.171 --> 54:37.942
‫برای همین کل اون شب...
‫پر از هیجان بودم.

54:48.519 --> 54:50.421
‫اگه مرتکب قتلی شدی

54:50.555 --> 54:52.733
‫و اگه کسی که بیشتر از همه
‫دوستش داری رو کشتی،

54:52.757 --> 54:54.267
‫این حس مدت طولانی همراهیت می‌کنه.

54:54.291 --> 54:55.793
‫لوئی...

54:55.926 --> 54:59.129
‫لستت، لوئی رو دنبال می‌کنه
‫و این مسئله ثابته.

54:59.263 --> 55:02.099
‫لوئی هیچ‌وقت نمی‌تونه لستت رو کنار بذاره.

55:02.232 --> 55:03.512
‫برای ایفا نقش «دریمستت»،
‫(لستت واهی)

55:03.601 --> 55:05.603
‫البته این اسمیه که جیکوب روش گذاشته،

55:05.736 --> 55:08.017
‫قطعاً تمام تلاشم رو کردم
‫تا جای ممکن توی لستت،

55:08.072 --> 55:09.607
‫شخصیت لوئی رو قرار بدم.

55:09.740 --> 55:11.051
‫داره زبان بدنش رو تقلید می‌کنه.

55:11.075 --> 55:12.777
‫باور دارم، باور دارم.

55:12.910 --> 55:14.455
‫کلماتی که میگه رو به همون شکل تکرار می‌کنه.

55:14.479 --> 55:16.414
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

55:16.547 --> 55:18.392
‫به خاطر همین واقعاً حس می‌کنی
‫که این هم لوئیه.

55:18.416 --> 55:20.418
‫باور دارم، باور دارم.

55:22.553 --> 55:24.955
‫کلادیا داره دنبال جایی
‫که بهش تعلق داره می‌گرده،

55:25.089 --> 55:26.156
‫جایی که ازش اومده.

55:26.290 --> 55:28.693
‫خون‌آشام‌های دیگه کجان؟

55:36.100 --> 55:37.935
‫ما با خون‌آشام از گور برخواسته
‫برخورد می‌کنیم،

55:38.068 --> 55:40.871
‫که توی کتاب با اسم خون‌آشام زامبی توصیف شده.

55:42.773 --> 55:44.809
‫خون‌آشام‌های «ان رایس» خیلی شبیه انسانن.

55:47.177 --> 55:49.980
‫زمین تا آسمون با...

55:50.114 --> 55:53.551
‫با این خون‌آشام‌های زیبا و درخشان، متفاوته.

55:53.684 --> 55:55.319
‫وای متاسفم. فقط خیلی کیف میده.

55:55.453 --> 55:58.656
‫اون یه خون‌آشامه.

55:58.789 --> 56:00.658
‫اوه. نه، من یه خون‌‌آشامم.

56:00.791 --> 56:02.660
‫اون یه گربه‌ماهیه که دندون نیش داره.

56:08.332 --> 56:09.667
‫حرکت!

56:09.800 --> 56:11.200
‫صحنه‌ای که امروز داریم فیلمبرداری می‌کنیم،

56:11.301 --> 56:13.704
‫حمله «از گور برخواسته» به لوئیه.

56:13.838 --> 56:16.807
‫ما یه سیستم سیمی تهیه کردیم
‫که بازیگرمون جیکوب رو

56:16.941 --> 56:19.021
‫یه جوری به هوا میبره
‫که انگار داره از گردن خفه میشه.

56:19.143 --> 56:20.878
‫لوئی!

56:21.011 --> 56:23.548
‫و بعد کلادیا یه پرش بلند با کمک سیم می‌کنه،

56:23.681 --> 56:27.184
‫پشتش فرود میاد، چشماش رو
‫از حدقه در میاره و نجات میده.

56:27.317 --> 56:29.219
‫دلینی خیلی کارش خوبه.

56:29.353 --> 56:31.031
‫واقعاً توی کار با سیم به درد بخوره.

56:31.055 --> 56:33.099
‫خیلی خوش گذشته.
‫واقعاً از بدل‌کاری لذت می‌برم.

56:33.123 --> 56:34.759
‫از انجام کارهای فیزیکی خوشم میاد،

56:34.892 --> 56:36.994
‫هر چه قدر بیشتر بتونم انجام بدم،
‫بیشتر دلم می‌خواد که انجام بدم.

56:37.127 --> 56:38.729
‫کلی کار با کمربند ایمنی،

56:38.863 --> 56:43.601
‫کلی قفل پا دور بازیگرها و کشیدن.

56:43.734 --> 56:46.170
‫سخت‌ترین بخشش اون جاست
‫که اون چشماش رو از حدقه در میاره.

56:46.303 --> 56:47.772
‫ترفندمون برای این بخش این بود

56:47.905 --> 56:50.608
‫که دست و انگشت‌هاش رو
‫به چشم‌های اون بزنه

56:50.741 --> 56:53.043
‫و با دست‌های «از گور برخواسته»
‫جلوی دید بهش رو می‌گیریم،

56:53.177 --> 56:54.612
‫و بعد میوفتن روی زانو،

56:54.745 --> 56:56.413
‫و ما از اون به عنوان نقطه دوخت
‫استفاده می‌کنیم

56:56.547 --> 56:59.216
‫که بتونیم گریم چشم مصنوعی رو سر جاش بذاریم

56:59.349 --> 57:01.251
‫و با دست‌های دیلینی بپوشونیمش.

57:01.385 --> 57:04.254
‫تخم چشم‌ها کف دستم بود،

57:04.388 --> 57:06.591
‫و من فشار میدم و فشار میدم.
‫از حدقه درشون میارم.

57:06.724 --> 57:09.193
‫دیک خیلی معرکه‌ـست،
‫و خیلیم قد بلنده.

57:09.326 --> 57:11.696
‫برای همین وقتی که داشتم
‫پاهام رو دورش قفل می‌کردم،

57:11.829 --> 57:13.263
‫کمربند باید اون جا می‌بود.

57:13.397 --> 57:15.065
‫صداهایی که به عنوان «از گور برخواسته» در میاره

57:15.199 --> 57:17.401
‫و جوری که تجسمش می‌کنه واقعاً معرکه‌ـست.

57:17.535 --> 57:18.636
‫کلادیا!

57:28.746 --> 57:30.815
‫یه خون‌آشام زن.

57:30.948 --> 57:32.883
‫کلادیا تا حالا خون‌آشامی ندیده بود

57:33.017 --> 57:34.652
‫که کاملاً باهاش کنار بیاد،

57:34.785 --> 57:38.155
‫و در نهایت، دیدن این خون‌آشام زن

57:38.288 --> 57:41.759
‫که به نظر میرسه باهاش ارتباط برقرار کرده،

57:41.892 --> 57:44.394
‫براش لذت‌بخشه.

57:52.603 --> 57:54.972
‫وقتی داسیانا خودش رو توی آتش پرت می‌کنه...

57:55.105 --> 57:57.942
‫یه صحنه خیلی بی‌رحمانه‌ـست.

57:58.075 --> 57:59.755
‫اون یه جورهایی تمام افکار کلادیا

57:59.877 --> 58:01.311
‫راجع به خودش و این که خون‌آشام بودن

58:01.445 --> 58:03.080
‫یعنی چی رو محکم‌تر می‌کنه.

58:03.213 --> 58:04.213
‫زندگی‌ـی پر از تنهاییه.

58:06.984 --> 58:10.420
‫در فصل دو، مصاحبه مهم‌تر میشه.

58:10.555 --> 58:11.956
‫این اولین دفعه‌ایه

58:12.089 --> 58:14.825
‫که آرماند توی مکالمه‌ـست.

58:14.959 --> 58:16.319
‫فکر کنم آرماند سعی داره

58:16.393 --> 58:17.962
‫که بازی مولوی رو خراب کنه.

58:18.095 --> 58:20.130
‫فکر کنم سعی داره
‫که مولوی رو بترسونه.

58:20.264 --> 58:21.832
‫اجازه دارم نظر بدم؟

58:21.966 --> 58:23.366
‫کنترل مصاحبه از دستم در رفت.

58:23.400 --> 58:25.970
‫آره. اون ماهره.

58:26.103 --> 58:28.839
‫اون می‌خواد به نفع خودش
‫تیکه تیکت کنه

58:28.973 --> 58:30.083
‫و جوری که صلاح می‌دونه

58:30.107 --> 58:31.341
‫- دوباره از اول بچینتت.
‫- شغلشه.

58:31.475 --> 58:32.610
‫براش مثال مواده.

58:32.743 --> 58:34.712
‫آرماند می‌خواد از خودش محافظت کنه،

58:34.845 --> 58:36.823
‫اما می‌خواد از رابطه خودش و لوئی

58:36.847 --> 58:38.215
‫و چیزی که دارن هم محافظت کنه.

58:38.348 --> 58:40.284
‫حس می‌کنه چاره‌ای نداره

58:40.417 --> 58:43.487
‫جز اینکه بیاد به لوئی
‫توی روایت داستان اضافه بشه.

58:43.621 --> 58:45.489
‫کلادیا کاملاً دل شکسته بود.

58:45.623 --> 58:48.025
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

58:48.158 --> 58:50.127
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

58:51.929 --> 58:53.798
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

58:53.931 --> 58:55.833
‫توی ون تو مسیر پاریس،

58:55.966 --> 58:58.636
‫اون پرچمش رو می‌کوبه زمین
‫و میگه: «ببین،

58:58.769 --> 58:59.970
‫ما پشت سر گذاشتیمش.

59:00.104 --> 59:01.706
‫و به پشت سر گذاشتن ادامه میدیم.»

59:01.839 --> 59:04.208
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

59:04.341 --> 59:06.844
‫هر اتفاقی هم بیوفته،
‫من اینجا می‌مونم.

59:06.977 --> 59:09.179
‫اگه تو آخرین خون‌آشام رو زمین باشی،

59:10.615 --> 59:12.249
‫باز هم برام کافیه.

59:12.382 --> 59:14.351
‫باشه.

59:14.484 --> 59:16.186
‫باشه.
