WEBVTT

00:00.001 --> 00:02.320
.شماها برید
.خوش بگذرونید

00:04.430 --> 00:06.440
.همراه من شو

00:06.570 --> 00:07.975
،اگه بخوای لستات رو شکست بدی

00:08.000 --> 00:09.292
!این زندگی نیست

00:09.317 --> 00:11.057
!تو زندگی من رو گرفتی

00:11.082 --> 00:12.855
...باید مثل اون فکر کنی

00:12.880 --> 00:15.010
.و پنج حرکت ازش جلوتر باشی

00:15.035 --> 00:17.735
.داره لویی رو علیه من می‌شورونه

00:17.760 --> 00:19.060
.آنتوانت رو بکش

00:19.206 --> 00:21.636
،ما برده‌شیم
.و من جفتمون رو آزاد می‌کنم

00:21.766 --> 00:22.945
.برنده شدی

00:22.970 --> 00:24.255
.تو هم می‌خوای بکشیش

00:24.280 --> 00:25.630
!بازی رو تموم کن

00:25.655 --> 00:27.860
.ما قرار بود لستات رو بکشیم

00:28.228 --> 00:36.751
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

00:43.479 --> 00:47.901
[مصاحبه با خون‌آشام]

00:51.018 --> 00:52.925
«قسمت هفت - موجود بی‌جان افتاده»

01:06.931 --> 01:08.337
[جلسه هفتم]

01:20.656 --> 01:22.201
...خب

01:22.693 --> 01:24.393
.سوال دارم

01:24.507 --> 01:27.417
یه فرد نامیرا ممکنه با مرگ مواجه بشه؟

01:31.350 --> 01:34.870
.از لحاظ فنی، بله

01:35.599 --> 01:37.180
چطور؟

01:39.402 --> 01:41.293
.از چندین راه

01:41.792 --> 01:44.012
.گرسنگی تا حد مرگ

01:44.150 --> 01:46.606
.دریغ کردن جسم از خون

01:47.013 --> 01:51.063
.و در عوض، خوردن خون مرده

01:51.247 --> 01:54.309
.همون شب تولد دوباره‌م بهم گفت

01:55.717 --> 01:57.748
.بعد آتش هم هست

01:58.594 --> 02:02.373
آتش که بدن رو فرا بگیره نمی‌تونه
.روحی رو در خودش جای بده

02:03.222 --> 02:04.907
.قطع سر

02:05.053 --> 02:09.962
یک شب در بتن روژ که مست خون بود
.باهام درمیونش گذاشت

02:11.444 --> 02:14.876
.به‌طور فرضی انجامش ممکنه

02:16.212 --> 02:19.593
اما می‌شد ما به سرش بیاریم؟

02:20.629 --> 02:23.279
بچه‌ها می‌تونستن پدر رو بکشن؟

02:25.567 --> 02:29.487
،اون از ما قوی‌تر بود
،سریع‌تر بود

02:29.692 --> 02:31.750
...دارای قدرتی باستانی بود

02:31.775 --> 02:36.090
که تنها به‌صورتی تقلیل یافته
.به نسل بعدش منتقل شده بود

02:36.278 --> 02:41.718
علاوه بر اون جوی سمی همیشگی
.از بدبینی هم ایجاد شده بود

02:41.918 --> 02:44.809
.و حالا پیش مایی

02:46.095 --> 02:50.110
وادار شده بودیم دوباره
.در یک اتاق کنار هم بخوابیم

02:50.821 --> 02:52.848
.هیچ جور دیگه‌ای اجازه نمی‌داد

02:54.903 --> 02:57.993
،روزهامون رو با تحمل کردن می‌گذروندیم

02:58.029 --> 03:00.989
،و تظاهری هم به صمیمیت نمی‌کردیم

03:01.014 --> 03:03.664
.در نفرت کنار هم گیر افتاده بودیم

03:03.703 --> 03:06.779
.هیچ جور دیگه‌ای اجازه نمی‌داد

03:07.547 --> 03:11.287
تنها فرصت نقشه کشیدنمون
.از طریق تله‌پاتی بود

03:11.413 --> 03:14.467
،و به دلایلی کلادیا با اینکه مشخص نبود

03:14.495 --> 03:16.495
.از برتری‌مون با مضایقه استفاده می‌کرد

03:16.727 --> 03:18.557
.دانش لبه‌ی اقیانوسه

03:19.035 --> 03:21.735
...آخه اینکه فکر کنی می‌شه فقط

03:21.760 --> 03:23.940
.با 20 نسخه جمعش کرد

03:24.766 --> 03:28.596
.اما اشتباه نکن، کلادیا داشت نقشه می‌کشید

03:28.773 --> 03:31.083
.بی سروصدا در کمین گاهش

03:32.973 --> 03:35.792
حتی قبل از اینکه
.وارد کتابفروشی بشه یادگاره بوده

03:42.966 --> 03:45.926
.امشب باید غذای سه نفرمون رو فراهم کنی

03:50.966 --> 03:53.706
.من سیر شدم

03:55.442 --> 03:58.505
لویی هیچوقت اونطور
.که باید و شاید ارزش خون رو ندونسته

03:59.022 --> 04:02.412
،مرشد رو سرزنش کنید
.نه مرید رو

04:03.284 --> 04:05.414
.لستات دی لیونکورت

04:07.835 --> 04:12.582
‫179 سال در باغ وحشی.

04:13.481 --> 04:20.141
‫148 سال خون آشام
...بانی مرگ

04:23.445 --> 04:25.795
.آهویی که در مسیر تله بود

04:27.655 --> 04:29.355
.یک نفر دیگه داره نزدیک می‌شه

04:46.850 --> 04:48.341
.تویی

04:49.642 --> 04:50.902
تو پستچی جدیدی؟

04:50.927 --> 04:52.837
!ببخشید. ببخشید

04:54.240 --> 04:56.070
اومدی نامه‌ی رستگاری رو برسونی دستمون؟

04:56.095 --> 04:58.615
.من.. قصد مزاحمت نداشتم

04:58.640 --> 05:00.032
،اینجا یه خونه‌ی شخصیه

05:00.057 --> 05:03.697
و وقتی چیزها رو ول می‌کنن
.دم در خونه‌مون احساس مزاحمت می‌کنیم

05:03.722 --> 05:05.112
.اشتباه متوجه شدید

05:05.360 --> 05:08.930
.من تحسینتون می‌کنم
.اومدم ازتون کمک بخوام

05:10.796 --> 05:12.830
.خب، خونه‌ رو اشتباهی اومدی

05:13.391 --> 05:15.741
.می‌گن شیطان در این خونه زندگی می‌کنه

05:15.766 --> 05:17.336
.اما حرف من فرق داره

05:17.583 --> 05:23.063
،من می‌گم فرشته
.فرشته‌ها در پلاک 1132 زندگی می‌کنن

05:23.334 --> 05:25.254
کسی می‌دونه تو اومدی اینجا؟

05:25.279 --> 05:27.758
.نه. هیچکس. قسم می‌خورم

05:28.080 --> 05:30.740
.من تنها زندگی می‌کنم، تو اورسلاین

05:30.765 --> 05:32.025
.من همسایه‌تونم

05:32.050 --> 05:33.880
.خب به سنت پیتر سلام ما رو برسون

05:50.390 --> 05:51.870
...آقایان و خانم عزیز

05:51.895 --> 05:53.415
.سرطان خون

05:53.440 --> 05:56.361
رازتان چیست؟
می‌شود به اشتراکش گذاشت؟

05:56.520 --> 05:58.700
.من روش‌هایی برای پرداختش دارم
.در حال مرگم

05:58.736 --> 06:00.765
...داروهایم جواب نمی‌دهد و من

06:00.790 --> 06:02.020
!کافیه

06:02.925 --> 06:05.275
.دو تا در یه شب

06:05.733 --> 06:11.437
.عروسک، انجیل، نامه می‌شه مشعل و چنگک

06:13.106 --> 06:15.276
.باید اینجا رو ترک کنیم

06:15.547 --> 06:17.807
.باید نیو اورلئانز رو ترک کنیم

06:17.832 --> 06:20.272
.گندکاری رو تمیز کنید و بیاید تو تابوت

06:20.490 --> 06:22.360
.باید برنامه بریزیم

06:22.478 --> 06:24.568
،باید برنامه می‌ریختیم

06:24.837 --> 06:26.877
...اما معمار اون برنامه‌ها

06:26.902 --> 06:28.605
.کلادیا بود
.درسته

06:28.990 --> 06:32.520
.سرد، حسابگر، و هدفمند

06:39.508 --> 06:41.530
.پریدم وسط حرفت

06:41.660 --> 06:43.270
.ببخشید

06:43.295 --> 06:44.775
.درگیر داستان شدم

06:44.800 --> 06:46.360
داشتی می‌گفتی؟

06:51.255 --> 06:53.515
همین الانش هم نقشه‌ت رو ریختی، مگه نه؟

06:53.540 --> 06:57.330
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

06:57.627 --> 06:59.887
شاید بد نباشه با گفتن نقشه بهم شروع کنی؟

07:07.851 --> 07:09.901
.تابوت تو باهاش مشترکه

07:09.926 --> 07:11.496
.من توی خواب حرف نمی‌زنم

07:11.520 --> 07:13.520
.قلبت باهاش مشترکه

07:13.906 --> 07:15.111
.می‌تونم جداش کنم

07:15.136 --> 07:17.136
.نه لویی. نمی‌تونی

07:17.585 --> 07:19.285
...یک ساعت پیشش تنها باشی

07:19.310 --> 07:21.050
.نفس‌هاتون با هم یکی می‌شه

07:24.531 --> 07:27.751
نقشه فقط درصورتی
.که حواسش پرت باشه جواب می‌ده

07:28.188 --> 07:30.008
.می‌تونم تظاهر کنم

07:30.044 --> 07:33.411
،من قبلا با یه زنه در ارتباط بودم، لیلی
.اونم فقط برای اینکه حفظ ظاهر کنم

07:33.436 --> 07:35.086
...می‌تونم -
.می‌فهمه -

07:35.111 --> 07:37.111
.فقط اگه تسلیم بشی جواب می‌ده

07:37.178 --> 07:39.608
،کل دلت رو بده بهش
.و من بقیه‌ش رو درست می‌کنم

07:43.616 --> 07:45.356
.نمی‌تونم این کار رو بکنم

07:45.381 --> 07:48.144
.خودم رو درونش گم می‌کنم

07:48.864 --> 07:51.874
.تو وجودش برام یه پوسته‌ی کوچیک باقی بذار

07:51.924 --> 07:55.794
قبل اینکه بکشمش برمی‌گردم
.اون تو و می‌کشمت بیرون

07:55.972 --> 07:57.891
می‌تونی این کار رو برامون بکنی لویی؟

08:02.171 --> 08:04.148
لویی؟

08:05.191 --> 08:07.411
.آره، می‌تونم این کار رو بکنم

08:13.838 --> 08:15.838
.به‌نظرم بهتره سبک سفر کنیم

08:15.863 --> 08:19.733
هرکدوم لوازم با ارزشمون رو
.به چند تا چمدون محدود کنیم

08:20.197 --> 08:22.507
یونان چی؟

08:22.590 --> 08:25.160
.گهواره تمدن غربی

08:25.286 --> 08:29.329
،خورشیدپرستن
.بهارهاش هم گرمه

08:30.069 --> 08:32.119
.آن‌ها که باید نگه داشته شوند

08:32.554 --> 08:33.684
چی گفتی؟

08:33.709 --> 08:35.059
.هیچی

08:35.216 --> 08:39.470
،من ایتالیایی‌ها رو می‌شناسم
.تا آخر سال با اسلحه‌هاشون می‌رن سانتورینی

08:39.495 --> 08:43.206
.نه باید خانوادگی بریم بوینس آیرس

08:43.902 --> 08:46.732
.باخ. همیشه برمی‌گردی به باخ

08:47.432 --> 08:49.082
.باخ در حد تو نیست

08:49.107 --> 08:51.507
...بله موسیقی نژاد اربابی

08:51.532 --> 08:54.922
.برای این گوش‌های دورگه ساخته نشده

08:54.947 --> 08:59.167
.اعصابم رو خراب می‌کنی
.حتی حضورت اعصابم رو خراب می‌کنه

08:59.480 --> 09:02.050
.اومدم باهات صلح کنم عمو لس

09:03.924 --> 09:07.128
،خواهر، دختر، کودک مرده
.حتما فکر می‌کنی من احمقم

09:07.153 --> 09:08.800
...خواهشا می‌شه شما دو تا

09:08.825 --> 09:11.018
موسیقی فرانسوی برای دستان فرانسوی؟

09:32.689 --> 09:35.209
.برات یه هدیه دارم لستات

09:35.234 --> 09:36.974
.یه ایده

09:36.999 --> 09:39.139
ایده‌ی تو؟

09:39.620 --> 09:43.010
.پس حتما هدیه‌ی کوچکیه

09:43.035 --> 09:45.125
،یه مرد ضعیف از زیر در خونه یه نامه می‌فرسته تو

09:45.150 --> 09:47.760
...و لستات خون آشام پرآوازه

09:47.785 --> 09:51.267
.مثل موش می‌ره تو سوراخش

09:51.292 --> 09:54.353
چیزی که موجب رفتن
.ما شده ترس نیست بلکه خرده

09:54.378 --> 09:57.208
.قهرمانانه‌ست که این مدت دوام آوردیم

09:57.233 --> 09:58.763
...قبول دارم ولی

09:58.894 --> 10:01.160
نباید اون جوری که می‌خوایم از اینجا بریم؟

10:01.185 --> 10:06.050
نباید شهر رو مثل قربانی‌هامون مسخره کنیم؟

10:06.075 --> 10:08.425
.طبیعتا یه فکری کردی

10:08.679 --> 10:10.239
،کار متفاوتی نمی‌کنیم

10:10.396 --> 10:12.430
،به امورمون سروسامون می‌دیم
،آماده رفتن می‌شیم

10:12.455 --> 10:14.805
.اما شب آخرمون مهمونی می‌گیم

10:14.830 --> 10:17.490
.ما طرد شده‌ایم خواهر

10:17.515 --> 10:19.735
.هیچکس به جشن عجیب الخقله‌ها نمی‌ره

10:19.961 --> 10:21.131
.دقیقا

10:21.480 --> 10:23.050
.تو نامه‌ی اون مرد مرده بود

10:23.075 --> 10:25.515
.اونا می‌خوان راز ما رو بدونن

10:25.540 --> 10:28.590
.فکر می‌کنن اینجا فواره جوانی داریم

10:28.678 --> 10:32.116
.نمی‌دونن که خودشون فواره‌ن

10:32.611 --> 10:35.781
...ایده‌ای جالب

10:35.806 --> 10:37.551
.اما نیازمندانه

10:38.525 --> 10:40.055
.گمونم حق با توئه

10:40.420 --> 10:42.380
.یه فکر ساده بود

10:45.544 --> 10:47.944
.صفحه لویی
.صفحه

10:51.650 --> 10:53.870
...در پنج سالی که آدولف هیتلر فرماندهی

10:53.895 --> 10:57.180
مردمی که توسط جنگ جهانی
...ناامید گشته‌اند را به‌دست گرفته

10:57.236 --> 10:58.542
،شاید هیولاهای کوچیک نچسبی باشن

10:58.567 --> 11:00.816
.اما خیاطی‌شون عالیه

11:01.592 --> 11:03.202
.مستبدهای خوش لباس

11:03.380 --> 11:06.820
این رو قبلا کجا دیده بودم

11:07.415 --> 11:08.685
،خب این ایده‌ت

11:08.710 --> 11:10.748
چه مدلی مهمونی‌ای در نظرت بود؟

11:10.807 --> 11:12.107
.مجلس رقص

11:12.132 --> 11:14.962
.یه مجلس رقص افراطی کامروایانه

11:15.447 --> 11:17.147
به چه منظور؟

11:21.076 --> 11:25.206
ما زیباترین و شکم‌باره‌ترینشون رو
،دعوت می‌کنیم

11:25.231 --> 11:29.058
تعداد انگشت شمار گلچین شده‌ای رو
.برای یه ضیافت به‌یاد موندنی اغوا می‌کنیم

11:40.870 --> 11:42.830
.بوینس آیرس، هرچی سریع‌تر

11:54.300 --> 11:56.740
!سال نو مبارک

11:56.765 --> 12:00.146
.اگه بازم به این جشن اصرار کنی بهت شک می‌کنه

12:00.439 --> 12:02.179
.می‌خوام شک کنه

12:02.211 --> 12:03.821
.ازش استقبال می‌کنم

12:03.846 --> 12:06.586
می‌خوای سعی کنی تو این مهمونی بکشیش؟

12:06.742 --> 12:08.445
.سعی‌ای در کار نیست

12:08.470 --> 12:10.045
.ماردی گراس امسال زودتر شروع می‌شه

12:10.070 --> 12:12.810
.ششم فوریه

12:12.835 --> 12:14.535
.بگو مسخره‌ست

12:14.560 --> 12:16.690
.اینطوری نمی‌شه

12:16.715 --> 12:19.199
مجالس رقص ماردی گراس رو
.از یک سال قبل برنامه‌ریزی می‌کنن

12:19.304 --> 12:20.874
.گاهی‌اوقات چندین سال جلوتر

12:20.899 --> 12:24.809
،همه لباس مبدل پوشیدن
،همه مشروب می‌خورن

12:24.834 --> 12:28.104
.خیابون برای یه فرار ساده در آشوبه

12:28.570 --> 12:30.310
.ارزش ریسک کردن نداره

12:31.746 --> 12:33.186
.گفته بودم

12:33.260 --> 12:38.343
البته، اگه یک شب یا چند شب قبلش
...به خودمون گرسنگی داده باشیم

12:39.824 --> 12:43.394
.گرسنگی ماورایی‌ای پیدا می‌کردیم

12:43.727 --> 12:46.117
.غذایی درخور یک پادشاه

12:46.630 --> 12:48.370
!تمومه! دیگه نمی‌خوامت

12:48.395 --> 12:49.575
!بیخیال عزیزم

12:52.200 --> 12:53.250
.بیا اینجا

12:53.275 --> 12:55.275
!باشه

12:55.300 --> 12:57.390
مرده رو می‌خوای یا زنه رو؟

13:07.036 --> 13:08.826
.برای یک پادشاه

13:13.811 --> 13:16.161
.داریم از اینجا می‌ریم تام

13:16.326 --> 13:18.196
از نیو اورلئانز؟

13:18.854 --> 13:20.684
.ولی شماها که تازه اومدید اینجا

13:23.280 --> 13:25.840
از اونجایی که 17 سال
،از حرف زدن ماها می‌گذره

13:25.865 --> 13:28.834
چی باعث شده فکر کنید من به تخممه؟

13:29.717 --> 13:33.287
.می‌خوایم از خدماتتون استفاده کنیم آقای اندرسون

13:33.633 --> 13:35.813
.می‌خوایم یه مجلس رقص ماردی گراس برگزار کنیم

13:36.087 --> 13:39.477
که قبل از رفتن به اجتماع
.ادای احترام کرده باشیم

13:42.160 --> 13:43.900
از کجا شروع کنم؟

13:44.040 --> 13:47.650
.یک، من تو کار برنامه‌ریزی جشن نیستم

13:47.780 --> 13:50.300
.دو، الان ژانویه‌ست

13:50.325 --> 13:52.375
.یه کمی دیر اومدید

13:52.400 --> 13:54.100
...و سه

13:58.439 --> 14:04.359
.این من و باباهای دو رنگ تو در سال 1910 هستیم

14:04.599 --> 14:06.590
،اما بگو ببینم دختر کوچولو

14:06.733 --> 14:08.393
مشکل این عکس چیه؟

14:10.597 --> 14:13.257
.اون زمان اون ضربدر بامزه رو صورتت نبوده

14:17.800 --> 14:20.240
...یعنی این به قدر کافی خوب

14:20.292 --> 14:21.862
.و چندش هست

14:22.047 --> 14:23.137
چی می‌خواید؟

14:23.220 --> 14:24.390
...می‌خوام

14:24.567 --> 14:26.307
.راج باشم

14:26.332 --> 14:27.682
.پادشاه ماردی گراس

14:28.471 --> 14:30.521
اون؟

14:33.284 --> 14:35.364
.می‌دونیم که تو کمیته‌شی

14:35.433 --> 14:40.523
...کمیته راج یه گروه مخفی و مقدس شهروندیه

14:42.589 --> 14:44.548
.که با افتخار و سنت به‌هم پیوند خوردن

14:44.621 --> 14:46.310
.قیمتت رو برامون مشخص کن، خبرمون کن

14:46.335 --> 14:48.325
.این مسائل از سال‌ها قبل برنامه ریزی می‌شن

14:48.392 --> 14:51.042
.لویی، تو محلی اینجایی

14:51.067 --> 14:53.637
،کسب و کار صادراتت رو توسعه دادی

14:53.818 --> 14:56.998
تابوت‌هات رو به‌صورت
رفت و برگشت به اروپا می‌فرستی؟

14:57.023 --> 14:58.933
.تولید و ارسال

14:59.207 --> 15:00.647
.هر دوش

15:00.745 --> 15:03.225
،سود خوبی داره
.تقاضای محصول هم بالاست

15:03.250 --> 15:05.820
.اخیرا یکی از کشتی‌هات رو از دست دادی

15:06.039 --> 15:09.649
یکی از زیردریایی‌های
.آلمانی از پشت بهش اژدر زد

15:09.811 --> 15:11.341
یه‌دونه جدیدش رو می‌خوای؟

15:16.931 --> 15:20.189
...وایسید، فقط قبل از اینکه

15:20.247 --> 15:25.407
به خواسته‌ی بی شک تحقیر کننده
.و بی اعتبار کننده‌تون عمل کنم یه سوال دارم

15:28.492 --> 15:30.492
،شیطان رو کجا می‌بینید

15:30.701 --> 15:32.661
و شروط قرار چیه؟

15:46.370 --> 15:48.460
...گروه راج سه سال مشغول

15:48.485 --> 15:50.795
،برنامه‌ریزی پی‌رنگ ماری گراس‌شون بودن

15:50.820 --> 15:55.300
و به هفته نکشیده وقتی شرکت
...حقوقی پاریسی روژت و آلبرت

15:55.325 --> 15:58.836
از اون طرف اقیانوس اطلس
.رشوه‌شون رو انتقال دادن بیخیالش شدن

16:00.210 --> 16:02.130
،از لومره تا می‌سی‌سی‌پی

16:02.155 --> 16:04.332
.موج پول شهر رو فرا گرفت

16:04.790 --> 16:07.490
.عرضه کننده‌های ناموجود موجود شدن

16:07.556 --> 16:10.476
.و غیبت بعدش از سیل‌بندها هم گذشت

16:14.970 --> 16:17.540
...برادران عجیب و خواهر عروسک‌سان‌شون

16:17.565 --> 16:19.345
.داشتن آشکارسازی می‌کردن

16:19.370 --> 16:21.210
...و بلیط کاغذی اون رویداد

16:21.235 --> 16:24.245
برای اون‌ها که کنجکاوی سیری‌ناپذیری
.داشتن مثل شمش طلا بود

16:24.595 --> 16:27.075
.برای خودمون یه سفر به هاوانا رزرو کردم

16:27.108 --> 16:30.135
سه تا اتاق در اس‌اس داندی از هاوانا به ریو

16:30.160 --> 16:33.725
.و دو تا ماشین اتاقک دار از ریو به لارینا دل پلاتا

16:34.600 --> 16:36.730
چیزهایی که دیگه نمی‌خوایم رو
،می‌فروشیم به مکس سایمون

16:36.755 --> 16:38.585
.و بقیه‌ش رو می‌دیم به حراجی

16:38.610 --> 16:41.000
صندوق‌هایی می‌خوایم
.که تابوتمون توش جا بگیره

16:41.340 --> 16:42.600
...باید مطمئن شیم که قفلشون

16:42.625 --> 16:44.625
.قفلشون از داخل عمل کنه

16:49.363 --> 16:52.103
.یک ماه برنامه‌ریزی استادانه بود

16:54.418 --> 16:58.468
،دلش رو به‌دست آوردی
.اغواگر رو اغوا کردی

17:00.791 --> 17:03.531
،وقتی که روزه‌مون رو شروع کردیم

17:03.920 --> 17:06.260
...لستات بهت می‌گفت تمام این برنامه

17:06.285 --> 17:08.155
.از اول هم ایده خودش بوده

17:08.195 --> 17:09.635
کی؟

17:11.581 --> 17:13.061
.باشه

17:13.270 --> 17:14.700
.بله

17:18.940 --> 17:22.070
.سه شب قبل از مجلس رقص خون نمی‌خوریم

17:22.095 --> 17:25.535
در مجلس من و لویی
.چشم جویای تو رو دنبال می‌کنیم

17:25.560 --> 17:28.090
.شاید یکی دو نفر رو برای خودمون انتخاب کنیم

17:28.187 --> 17:30.552
.ازشون می‌پرسیم می‌خوان تا ابد جوان بمونن یا نه

17:30.650 --> 17:33.660
اگر بگن بله، یکی از این
.سنجاق‌ها رو بهشون می‌زنیم

17:33.790 --> 17:35.570
.تاج خروس

17:35.595 --> 17:36.775
.بی نقصه

17:36.877 --> 17:38.567
،به خونه‌مون دعوتشون می‌کنیم

17:38.626 --> 17:41.986
،درها رو قفل می‌کنیم
...پنجره‌ها رو می‌بندیم و

17:45.010 --> 17:48.050
.و می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

17:48.075 --> 17:50.540
می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

17:50.565 --> 17:53.225
می‌ذاریم جسم افسار ذهن رو دست بگیره

17:53.250 --> 17:56.210
پس آتیش؟ سر زدن اون تخم حروم؟

17:56.385 --> 17:58.165
،اون موقع حاضر نبود بهم بگه

17:58.190 --> 18:01.883
چون همون‌طور که گفته بود
.داشتم درگیر احساسات قبلیم می‌شدم

18:01.908 --> 18:03.518
.شربت تریاک و آرسنیک

18:03.543 --> 18:04.893
.اما به‌زودی می‌فهمیدم

18:04.918 --> 18:06.088
.ممنون

18:06.128 --> 18:08.168
.برنامه مسموم کردن طعمه بود

18:08.523 --> 18:10.867
،جوری ظاهر سازی می‌کرد که اون گوشت مسته

18:10.892 --> 18:13.812
...اما در واقع رگ‌های قربانیش پر از

18:13.837 --> 18:17.344
.ترکیب فلج کننده شربت تریاک و آرسنیک بوده

18:17.425 --> 18:19.739
،کلادیا می‌تونست آزادیش رو بچشه

18:19.787 --> 18:22.212
،با لذتی بی‌رحمانه از گرسنگی لذت می‌برد

18:22.237 --> 18:27.287
و تنها غرور خورشیدسان
.پادشاه خون‌آشام باهاش برابری می‌کرد

18:27.312 --> 18:32.545
!و این به سلامتی گروه راج

18:34.060 --> 18:37.460
!زنده باد قلمروی راج

18:48.380 --> 18:49.820
اون بچه‌ست؟

19:04.466 --> 19:07.686
،مجلس رقص بعدش توهینی به سلیقه

19:07.711 --> 19:09.981
.و هدر دادن گزاف پول بود

19:10.277 --> 19:12.367
...و درحالی که سلیقه‌ی بد لستات

19:12.392 --> 19:15.872
،تقریبا تمام اعضای کمیته راج رو از اونجا روند

19:15.897 --> 19:18.287
.طعمه‌های زیادی برای انتخاب وجود داشت

19:24.539 --> 19:26.929
.همه جا خون بود

19:26.954 --> 19:30.574
...رگ‌ها و عروق چند صد قلب

19:30.599 --> 19:33.299
،مثل آژیرهای هوایی به صدا دراومده بودن

19:33.326 --> 19:36.716
و سازهای نواخت انگیز
.نوازنده‌های استخدام شده رو در خودش غرق می‌کرد

19:39.426 --> 19:42.516
من به بهترین شکل ممکن
،از کلادیا پیروی کردم

19:42.541 --> 19:45.721
.اتاق‌ها رو به‌دنبال مرگ‌های گوناگون می‌گشتم

19:53.593 --> 19:56.203
مایلید راز جاودان بودن رو بدونید؟

19:56.326 --> 19:57.896
.خب البته عزیزم

19:57.921 --> 19:59.491
کیه که نخواد؟

20:02.500 --> 20:04.890
.خوشحالم که بدون یونیفرم می‌بینمتون رئیس باردین

20:04.915 --> 20:06.665
...فکر کنم اشتباه گرفنتید -
عذر می‌خوام -

20:06.690 --> 20:08.730
.ماسکتون رو در دستشویی دیدم

20:08.755 --> 20:10.975
.نه رد می‌کنم و نه تأیید

20:11.000 --> 20:14.310
.شما مردی هستید که قدر قدرت رو می‌دونه

20:14.406 --> 20:17.189
.بیشتر برام توضیح بدید آقای دو لاک

20:18.170 --> 20:21.455
.جاتون در باغ پایین خالی بوده آقای لیونکورت

20:21.480 --> 20:24.400
.شنیده بودیم تموم این سال‌ها بیمار بودید

20:24.575 --> 20:27.445
ببخشید خانم‌ها، ما با هم گذشته‌ای داریم؟

20:27.536 --> 20:30.146
.زن‌های جامعه‌ی اپرا

20:30.206 --> 20:31.686
خیابان پریتانیا؟

20:31.949 --> 20:33.699
.خب، بیشتر از ده ساله که گذشته

20:33.724 --> 20:35.204
.البته. بله

20:35.229 --> 20:38.009
.به‌نظر نمیاد بیمار باشید

20:38.286 --> 20:40.426
.شایعات، حسادت

20:42.113 --> 20:47.615
خب من کدومتون رو موقع اون سخنرانی
حوصله‌سربر دان جیوانی بردم زیر پله‌ها؟

20:47.685 --> 20:49.075
.اون منم

20:49.100 --> 20:53.020
.و اون شوهر مرحومم بود که داشت سخنرانی می‌کرد

20:53.045 --> 20:55.019
دست آخر انقدر حرف زد تا مرد؟

20:59.610 --> 21:02.070
،اعلی حضرت

21:02.095 --> 21:07.493
،مایلم برادران مک فیل رو بهتون معرفی کنم
.متیو و برادرش مارک

21:08.353 --> 21:10.371
...خب

21:10.760 --> 21:12.240
خب لوک و جان کجان؟

21:21.273 --> 21:24.533
در باغچه‌تون رزماری دارید؟

21:25.085 --> 21:29.305
.آره... درست زیر ایوون

21:29.330 --> 21:32.990
.مادرمون تابستون گذشته یه بوته کاشت

21:33.015 --> 21:34.535
که اینطور؟

21:38.600 --> 21:42.860
.پادشاه ناگهان احساس گرسنگی کرد

21:43.600 --> 21:45.300
اجازه می‌دید؟

21:49.304 --> 21:55.909
وقتی دیدم که ستایشش رو در خودش
.ریخت موجی از احساسات بهم برخورد کرد

21:55.934 --> 21:58.324
.می‌خواستم بمیره

21:58.349 --> 22:01.609
.می‌خواستم همه‌ش مال خودم باشه

22:01.738 --> 22:04.048
.روزه گرفتن اشتباه بود

22:04.620 --> 22:06.750
.درست فکر نمی‌کردم

22:08.793 --> 22:11.833
.یه چیزی مشکوک بود

22:11.955 --> 22:14.315
.ای سگ رقت انگیز

22:19.724 --> 22:21.464
سگه چیه؟

22:21.489 --> 22:23.229
کدوم سگ؟

22:23.527 --> 22:25.877
.الان یه حرفی درباره سگ زدی

22:25.902 --> 22:28.682
.من چنین حرفی نزدم

22:29.015 --> 22:31.805
.می‌بینمت لویی دو لاک

22:31.830 --> 22:33.270
.یکی دیگه هم هست

22:33.295 --> 22:35.295
.فقط گرسنه‌ت شده لویی

22:35.320 --> 22:38.077
شنیدی الان چی گفتم، مگه نه؟

22:38.175 --> 22:40.915
.به‌خاطر گنبده

22:41.518 --> 22:45.658
معماری که اینجا رو ساخته
.سازنده کاخ کنگره بوده

22:47.099 --> 22:50.874
جوری ساختش که بتونی از اون طرف
.صدای دسیسه چینی و اینا رو بشنوی

22:51.117 --> 22:53.727
.اسمش رو گذاشته تالار نجواها

22:53.752 --> 22:55.672
...البته

22:55.697 --> 22:58.657
...اینکه چطور صدای من رو با صدای گروه موسیقی شنیدی

22:59.420 --> 23:00.915
...حتما یکی از اون کلک‌هاست

23:00.940 --> 23:04.556
...که تو و گروه کونی لواط‌گر شیطانی‌تون

23:04.765 --> 23:06.295
.تو آستین دارید

23:10.867 --> 23:12.517
!عجب مهمونی‌ایه

23:15.042 --> 23:18.341
راز جاودانگی رو می‌دونی؟

23:19.077 --> 23:20.687
.هرگز ازدواج نکنم

23:22.839 --> 23:25.189
.جوک بامزه‌ای بود

23:25.265 --> 23:27.225
...و حالا که به کشتیت رسیدی

23:32.100 --> 23:33.800
نمی‌خوای بیشتر از این داشته باشی؟

23:44.122 --> 23:47.631
.موی پادشاه به پادشاه خیانت کرده

23:49.746 --> 23:53.656
این بذله گویی از شخص دوک غم بود؟

23:54.228 --> 23:56.058
.گرسنگی سرم رو سبک کرده

24:12.150 --> 24:14.280
.دلم برای اینجا تنگ می‌شه

24:20.818 --> 24:23.044
...یک سانت از این شهر نیست که طبق

24:23.085 --> 24:26.423
.طبیعت بکر تندخوی اطرافش ساخته نشده باشه

24:27.370 --> 24:30.550
.طوفان، سیل، تب

24:32.987 --> 24:35.395
،هوای مرطوب روی تک تک تابلوی کشیده شده

24:35.420 --> 24:36.950
.روی تک تک نماهای سنگی

24:41.721 --> 24:44.681
،پنجره‌های مرتفع

24:45.083 --> 24:48.327
.که ازشون ذره‌های درخشان تمدن برق می‌زنه

24:53.425 --> 24:58.995
،پدیدار شدن سایه‌ها
...که سرگردان در پی گرفتن

24:59.020 --> 25:01.950
.برق ساکت صاعقه‌ن

25:03.801 --> 25:05.891
.گرمای ابریشمی باران تابستانی

25:10.566 --> 25:12.110
...با درماندگی زنده‌ست

25:16.290 --> 25:17.950
.و با درماندگی شکننده‌ن

25:24.837 --> 25:27.841
.ظاهرا گرسنگی روی من هم تأثیر گذاشته

25:29.367 --> 25:32.172
.کل سنجاق گل‌ها پخش شده

25:32.830 --> 25:34.440
.هر وقت آماده باشی شروع می‌کنیم

25:48.486 --> 25:51.056
.آخرین رقص قبل از ضیافت

25:53.569 --> 25:55.269
.دوست دارم

25:55.720 --> 25:57.460
.خیلی دوست دارم

25:59.733 --> 26:03.909
خیلی راجع به اون شب
،شوم در نیو اورلئانز می‌نوشتن

26:03.934 --> 26:08.554
اما حتی یک بار هم در لاتروب اشاره‌ای
.به آخرین ساعتی که گذروندیم نشده بود

26:08.804 --> 26:11.634
...انگار که تنها جرم نامنساب برای چاپ شدن

26:11.659 --> 26:13.829
.در اون محل رقص اتفاق افتاد

26:51.555 --> 26:55.165
،پرت کردن حواس لستات تنها وظیفه‌ی من بود

26:55.780 --> 26:57.390
،اما در چشم‌های آینه‌ایش

26:57.415 --> 27:00.685
.حواس پرتی روی خودم تأثیر گذاشت

27:00.710 --> 27:03.540
،و در کانون زمزمه تالار

27:03.565 --> 27:06.345
...سر رشته‌ی نقشه‌م از دستم در رفت

27:06.398 --> 27:10.798
.و باری دیگه به چاه بدون ته افتادم

27:10.851 --> 27:14.241
.من از آن اون بودم، و اون از آن من

27:35.983 --> 27:37.683
اجازه هست این رقص رو تموم کنم؟

27:39.828 --> 27:41.584
.اگه بهت اجازه بده خواهر

27:48.861 --> 27:50.341
.نباید این کار رو بکنم

27:50.366 --> 27:52.886
.دیگه دیره
.همین الان هم انجامش دادم

27:52.911 --> 27:54.871
کی؟ با کی؟

27:54.896 --> 27:57.116
.همین الان
.یکی از دوقلوها

27:57.209 --> 27:59.513
.یک ساعت دیگه می‌میره و می‌افته زمین

28:01.603 --> 28:03.343
!بیدار شو

28:17.597 --> 28:19.987
،در قرن چهاردهم

28:20.447 --> 28:22.887
،در سومین بخش فرعی پاریس

28:22.912 --> 28:26.822
،رو د مونمورنسی
،یک کتابفروش زندگی می‌کرد

28:26.894 --> 28:30.154
،در خریدی که معمولا تأسف برانگیز حساب می‌شه

28:30.440 --> 28:34.180
در یک کتابخانه‌ی شخصی
،دست نوشته‌ای 20 صفحه‌ای پیدا کرد

28:34.205 --> 28:38.865
که به متنی نوشته بود
.که توان رمزگشاییش رو نداشت

28:39.007 --> 28:42.267
.پس به اسپانیا سفر کرد تا ترجمه‌ش کنن

28:42.479 --> 28:44.220
...و در راهش

28:44.245 --> 28:46.699
یک کاتولیک سابقا یهودی رو دید که بهش گفت

28:46.724 --> 28:51.034
.که کتاب آبراملین جادوگر در دستشه

28:51.059 --> 28:53.249
.ما همه اینجا حسابی مستیم لستات

28:57.124 --> 29:00.434
...کتابفروش باقی عمرش رو وقف

29:00.587 --> 29:03.417
،بازتولید شیمی داخل اون کتاب کرد

29:03.442 --> 29:09.622
.و یکی از اون‌ها پیش روی شماست

29:14.416 --> 29:16.236
همین تو این قدحه؟

29:16.261 --> 29:20.351
،آمریت را، شازما ای کاوسر

29:20.667 --> 29:22.837
،سنگ جادو

29:22.862 --> 29:24.522
.اکسیر زندگی

29:28.209 --> 29:30.949
...من در جوانی نوشیدمش

29:32.759 --> 29:37.159
و اخیرا قدرتش رو
.به این دو دوستم انتقال دادم

29:37.579 --> 29:41.539
.کلادیا متولد 1903

29:41.564 --> 29:45.174
.آب رو در سال 1917 خوردم

29:45.448 --> 29:47.278
.من 36 سالمه

29:48.976 --> 29:53.766
.لویی دو پوانت دو لاک متولد 1878

29:53.801 --> 29:56.981
.سال 1910 آب رو نوشیدم

29:57.006 --> 29:59.916
.الان 61 سالمه

30:00.050 --> 30:05.190
،لستات دی لیونکورت
.متولد 1760

30:05.788 --> 30:08.794
.آب رو 1794 نوشیدم

30:09.516 --> 30:13.826
...دارم 180 ساله می‌شم

30:14.257 --> 30:15.787
.همین نوامبر امسال

30:16.055 --> 30:17.485
!ملاقه رو بده ببینم

30:24.166 --> 30:26.500
.سطلت سوراخه

30:27.490 --> 30:29.050
!خالیه

30:29.118 --> 30:31.078
.خالی بودنش خیلی طول نمی‌کشه تام

30:37.180 --> 30:39.700
!نه، جلو نیا

30:56.680 --> 30:59.200
!بریم! بریم

31:06.950 --> 31:08.640
!قفله

31:32.691 --> 31:34.911
!باید بریم

31:34.967 --> 31:37.227
!برو طرف پله -
!نه -

31:42.894 --> 31:46.334
...خواهش می‌کنم
.نمی‌خوام بمیرم

32:03.660 --> 32:06.440
!نه، نه، نه -
!پاشو! پاشو! پاشو -

32:06.570 --> 32:07.790
!نه، نه، نه، نه

32:07.815 --> 32:09.425
!کمک! یکی کمک کنه

32:15.857 --> 32:17.970
.نه. مجبور نیستی این کار رو بکنی
.لطفا این کار رو نکن

32:17.995 --> 32:20.695
...لازم نیست این کار رو بکنی
.نه، خواهش می‌کنم

32:20.720 --> 32:23.110
!نه، نه، نه! نه، بلند شو

32:46.050 --> 32:47.350
ای وای

32:47.375 --> 32:50.035
.جفت بودنشون رو خراب کردید

32:50.083 --> 32:53.783
.می‌دونستم جفتشون رو می‌خواستی
اما لویی نتونست جلوی خودش رو بگیره

32:53.808 --> 32:55.588
.ببخشید عشقم

32:55.838 --> 32:57.578
.یکی‌شون رو برات نگه داشتم

32:58.962 --> 33:00.150
واقعا؟

33:02.630 --> 33:04.280
.چقدر لطف داشتی

33:58.420 --> 34:00.120
.این یکی حسابی مسته

34:11.000 --> 34:12.520
...رزماری

34:15.845 --> 34:17.415
.و یه چیز دیگه

34:20.027 --> 34:22.287
چیه، عشقم؟

34:22.312 --> 34:25.882
.فکر کنم جینه

34:26.353 --> 34:28.443
.با تو حرف نمی‌زدم

34:28.468 --> 34:29.988
.شربت تریاک

34:36.967 --> 34:38.537
.آرسنیک

34:45.191 --> 34:47.021
.امشب توی مجلس رقص بود

34:48.863 --> 34:51.376
...مثل یکی از اون دخترها پشت تابلوی مخابرات تلفن

34:53.173 --> 34:57.445
یواشکی به چیزهایی که نباید گوش می‌داد

34:58.295 --> 35:03.335
.دیگه دیره
.همین الان هم انجامش دادم

35:03.360 --> 35:05.890
کی؟ با کی؟

35:06.078 --> 35:09.428
.همین الان
.یکی از دوقلوها

35:09.453 --> 35:11.673
.یک ساعت دیگه می‌میره و می‌افته زمین

35:20.044 --> 35:23.004
.اصلا نباید خلق می‌شد لویی

35:23.029 --> 35:24.899
.ببین با ما چی‌کار کرده

35:24.924 --> 35:26.921
.همه چیز رو فاسد کرده

35:26.946 --> 35:30.521
آنتوانت با زندگی مشترکمون
.خیلی بیشتر همخونی داره

36:11.196 --> 36:12.546
...لستات

36:15.214 --> 36:18.914
.حتما من رو احمق فرض کردی

36:18.939 --> 36:22.509
.امشب توی مجلس رقص بود

36:22.673 --> 36:24.593
.نه فقط مجلس رقص

36:25.067 --> 36:26.677
.شربت تریاک و آرسنیک

36:30.597 --> 36:33.077
می‌خوای سعی کنی تو این مهمونی بکشیش؟

36:33.102 --> 36:35.192
.سعی‌ای در کار نیست

36:35.217 --> 36:39.669
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

36:40.240 --> 36:41.890
.قطار یک ساعت دیگه راه میفته

36:42.020 --> 36:43.630
.از روی اون نیمکت بلند شو

36:47.810 --> 36:50.640
.باید می‌ذاشتی اون قطاره بره عمو لس

36:59.362 --> 37:02.582
چطور؟ کی؟

37:09.960 --> 37:11.750
...همونی که بهت گفت

37:11.775 --> 37:12.945
اون؟

37:14.607 --> 37:17.217
همیشه به دیده
.تحقیر نگاهش می‌کردی عمو لس

37:28.861 --> 37:30.391
.خداحافظیت رو بکن

37:44.448 --> 37:46.978
.لویی

37:47.960 --> 37:49.570
!لویی

37:54.457 --> 37:57.287
.لویی

37:58.230 --> 37:59.970
.لویی

38:04.214 --> 38:07.994
،ما توسط یه رشته به هم وصل شدیم
،رشته‌ای که نمی‌تونی ببینیش

38:08.019 --> 38:09.329
.اما واقعیه

38:09.470 --> 38:10.990
.واقعیه

38:30.130 --> 38:31.700
...من با تمام وجودم

38:34.670 --> 38:36.150
.عاشقت بودم

38:50.731 --> 38:53.741
...خوشحالم که تو

38:54.081 --> 38:55.771
...اینجا پیشم بودی

39:14.715 --> 39:16.325
...خون جوری بدنش بیرون ریخت

39:16.350 --> 39:19.351
...که هرگز ممکن نیست از یک انسان بیرون بریزه

39:25.390 --> 39:27.960
.تموم خونی که خودش را باهاش پر کرده بود

39:27.985 --> 39:30.295
،حالا به پشت افتاده بود

39:30.489 --> 39:33.444
،چشم‌هاش خیره به سقف بودن

39:33.744 --> 39:37.094
.مردمک‌هاش به دو طرف تکون تکون می‌خورن

40:03.513 --> 40:07.033
.من رو در تابوتم بذار لویی، لویی

40:07.351 --> 40:10.757
.مردمک‌هاش به پشت چشمش رفت

40:11.594 --> 40:14.994
.سفیدی چشم‌هاش کدر شد

40:17.557 --> 40:21.398
...این وحشتی که لستات بود

40:23.146 --> 40:27.246
.با درماندگی بهش خیره شده بودم

40:27.979 --> 40:29.669
.اون موجود بی‌جون افتاده

40:32.267 --> 40:34.007
.فکر کردن بهش فایده‌ای نداشت

40:36.479 --> 40:40.904
خانه‌ی خیابان رو رویال به‌زودی
.کانون توجه سوالات بیش از حدی می‌شد

41:15.192 --> 41:17.412
،برای آخرین بار در نیو اورلئانز

41:17.714 --> 41:19.324
...آموزش‌هامون رو دنبال کردیم

41:19.349 --> 41:23.298
.و شواهد پرجزئیات‌ترین قتلمون رو پاکسازی کردیم

41:23.809 --> 41:26.355
.خب، تقریبا

41:29.610 --> 41:31.310
.باید بسوزونیمش

41:33.528 --> 41:35.618
...من خیلی ها رو کشتم، فقط

41:38.670 --> 41:40.280
...ولی هیچکدوم رو

41:45.534 --> 41:48.194
.مطمئن نیستم که بتونم

41:48.652 --> 41:51.572
...میندازمش اون تو

41:52.037 --> 41:53.907
.انگار که یکی از اوناست

41:55.834 --> 42:00.654
،انگار که انتظار داشتیم لستات دود بشه بره هوا

42:00.679 --> 42:04.099
.یا به زیر کشیده بشه و بره جهنم

42:04.124 --> 42:06.663
خب باهاش چی‌کار کردید؟

42:07.444 --> 42:09.294
.پیچیدیمش توی فرش

42:09.728 --> 42:11.778
،انداختیمش توی چمدون

42:11.803 --> 42:14.596
.و گذاشتیمش پیش آشغال‌ها

42:15.524 --> 42:18.304
،سوار ماشین‌مون شدیم و رفتیم

42:18.584 --> 42:20.894
.مستقیم راهی بندر شدیم

42:21.122 --> 42:22.772
کشتی هاوانا؟

42:23.140 --> 42:24.580
.یه کشتی دیگه

42:24.605 --> 42:26.125
،یه کشتی تجاری

42:26.150 --> 42:28.723
.جدیدا نامگذاری شده و رهسپار اروپا بود

42:29.141 --> 42:31.231
،کشتی‌ای که برای اندرسون خریده بودی

42:31.256 --> 42:34.201
.با بار تابوت

42:35.016 --> 42:38.391
،پوشش خوبی برای دو تا مسافر قاچاقی بود

42:38.416 --> 42:42.476
.آماده بودیم تا ماجراجوی زندگی‌مون رو آغاز کنیم

42:43.293 --> 42:44.823
...خب

42:44.981 --> 42:48.071
خوب و قشنگ تموم شد نه؟

42:48.440 --> 42:50.660
.یک کشتی بود. ما هم سوارش شدیم

42:50.685 --> 42:53.425
،آره. من این رو می‌خونم
.البته 50 صفحه اولش رو

42:53.654 --> 42:55.391
،دقیقا اون

42:55.635 --> 42:58.245
.احساس ماجراجویی زندگی ما رو حس نمی‌کنم

42:58.270 --> 43:00.360
.یه فرار از سر آسیب روحی بود

43:00.551 --> 43:03.641
.آره ولی به‌وضوح این رو نگفته

43:03.666 --> 43:07.647
یعنی شاید
.تو بعضی از صفحه‌ها که پاره شده بودن

43:07.799 --> 43:09.425
.خب دقیقا که پاره نشدن

43:09.450 --> 43:11.840
.بیشتر انگاری با خط کش بوده

43:11.865 --> 43:14.815
...ولی... حس می‌کنم

43:14.840 --> 43:18.020
.اونجا یه مدت از ته دل ازت متنفر بوده

43:18.045 --> 43:19.475
برای چی؟

43:19.500 --> 43:22.940
،مرگ برادرم آرامش رو ازم گرفته بود

43:23.000 --> 43:25.870
،ترک شدنم توسط خواهرم

43:26.290 --> 43:28.470
...قتل لستات، من

43:28.495 --> 43:30.715
قتل؟
قتل چی؟

43:30.762 --> 43:32.807
.این کارت از سر رحم بوده

43:33.527 --> 43:35.357
.تو لستات رو نکشتی

43:35.382 --> 43:39.405
از یه ایده‌ی به‌گایی
.که از عشق داشتی رهاش کردی

43:39.438 --> 43:40.918
عشق؟

43:41.437 --> 43:44.177
مثل یه خوک خونش رو ریختم
.و صبر کردم تا به لرزه‌ی مرگ بیفته

43:44.202 --> 43:46.992
.یه آلدرمن صاف بهت شلیک کرده بود

43:47.017 --> 43:49.804
.از هزاران کیلومتر افتادی و زنده موندی

43:49.829 --> 43:53.007
.آنتوانت رو جزغاله کردی که خیالت راحت باشه

43:54.010 --> 43:56.310
آشغال کجا می‌ره لویی؟

44:03.410 --> 44:05.280
...آشغال رو می‌ذاری تو خیابون

44:05.305 --> 44:07.095
...و یه یاروهایی با ماشین میان

44:07.120 --> 44:08.380
،و میندازنش اون پشت

44:08.510 --> 44:13.275
و بعد می‌برنش وسط ناکجا آباد، درسته؟

44:13.300 --> 44:15.298
.نه

44:16.260 --> 44:19.780
.آشغال رو می‌برن آشغالدونی

44:19.902 --> 44:26.660
و من چون با زن اولم فقط دو محله بالاتر از
.آشغالدونی فیشکیل نیویورک زندگی کرده بودم

44:26.685 --> 44:31.555
می‌تونم با قطعیت بگم
.که چه چیزهایی دیگه‌ای اونجا هست

44:31.790 --> 44:33.230
.موش

44:33.255 --> 44:37.345
موش‌های گنده‌ی کیری
.که اندازه‌ی کفش‌های کوین دورانتن

44:37.423 --> 44:39.773
.اونقدری خون توشونه که مرده رو زنده کنه

44:39.826 --> 44:44.039
مخصوصا اونی که تو یه چمدونه
.که قفلش از داخل باز می‌شه

44:45.048 --> 44:46.918
.می‌دونستی لویی

44:47.095 --> 44:48.925
.حتما می‌دونستی

44:49.000 --> 44:51.045
.خودت بزرگترین موش خورشون بودی

44:51.070 --> 44:52.600
.جلسه تمومه

44:56.953 --> 44:59.963
سال اسلامی چند روزه؟

45:00.068 --> 45:02.848
الله چند تا اسم داره؟

45:02.873 --> 45:06.143
‫365 و 99

45:06.168 --> 45:10.998
چرا یه گنده گوز 90 کیلویی
،بعد اینکه خونش رو می‌خوره وا می‌ره

45:11.465 --> 45:15.165
بعد تو که یه تی‌شرت
با 60 کیلو فاصله داری پلک هم نمی‌زنی؟

45:15.198 --> 45:16.660
.نتونستم بسوزونمش

45:16.685 --> 45:17.765
.اما کلادیا می‌تونسته

45:17.790 --> 45:18.930
.نه، نمی‌نونست

45:19.044 --> 45:21.134
.اون مداد کرد تو گردنش

45:21.304 --> 45:25.174
.آخرین حرفش رو با خون خودش ثبت کرده

45:25.421 --> 45:29.112
دختره هیچ مشکلی نداشت
بندازتش رو منقل، خب؟

45:29.335 --> 45:30.655
.خورشید داره میاد بالا -
.نه -

45:30.680 --> 45:31.770
.باید بسوزونیمش -
.نه -

45:31.900 --> 45:33.120
!این تنها راهیه که بلدیم

45:33.250 --> 45:35.097
!نه

45:35.990 --> 45:37.730
!گفتم نه

45:37.755 --> 45:39.305
هوا بارونی بود لویی؟

45:39.330 --> 45:40.720
.نمی‌تونست بسوزوندش

45:40.795 --> 45:42.845
.تو توی تاریکی نفرینش کردی

45:42.947 --> 45:46.557
.لستات رو بارها و بارها بهش ترجیح دادی

45:46.858 --> 45:48.508
تو زندگی‌نامه لازم نداری لویی

45:48.675 --> 45:50.415
.باید صد جلسه ای‌ام‌دی‌آر بگذرونی

45:50.440 --> 45:51.960
...می‌تونی از اون کسشرا که سربازها

45:51.985 --> 45:54.790
بعد اینکه هم‌جوخه‌ای‌شون
.جلوشون می‌ترکه می‌رن

45:54.920 --> 45:56.310
.شما فقط نصف داستان رو شنیدی

45:56.335 --> 45:57.143
.بس کن

45:57.168 --> 45:58.622
‫144 سال زندگی،

45:58.647 --> 46:00.867
،و تو هنوز لویی جاکشی

46:01.091 --> 46:03.629
به یه فاحشه پول می‌دی
.بشینه تو اتاق و باهات حرف بزنه

46:03.840 --> 46:05.793
واسه چی؟
...یه داستانی داری

46:05.840 --> 46:07.720
می‌خوای برای کل دنیا از خودت تعریف کنی؟

46:07.745 --> 46:09.175
،وقتی بشنوید شرمنده می‌شید

46:09.200 --> 46:10.655
.از حرفی که الان بهش زدید شرمنده می‌شید

46:10.680 --> 46:11.940
.لطفا بس کن رشید

46:11.965 --> 46:13.795
.ده میلیون دلار. این عدد جندگی منه

46:14.030 --> 46:15.550
.اعتبار من سال‌هاست که تموم شده

46:15.575 --> 46:16.595
میراث؟

46:16.620 --> 46:19.060
این واسه هیئت مدیره‌ها
.و اون دیوث‌هاییه که کفش راحتی می‌پوشن

46:19.353 --> 46:21.053
،دخترهام حتی دیگه باهام صحبت نمی‌کنن

46:21.223 --> 46:23.003
.پس حداقل می‌تونم یه کم پول براشون به ارث بذارم

46:23.028 --> 46:25.418
اما درک صادقانه؟
.نه

46:25.506 --> 46:28.590
این همون گهیه
.که تو سانفرانسیسکو به بار اومد

46:28.695 --> 46:30.345
.نه دقیقا

46:30.791 --> 46:33.061
چه فرقی داره لویی؟

46:33.355 --> 46:35.525
.این دفعه جونت رو نجات نمی‌دم

46:37.293 --> 46:40.173
.لویی گاهی اوقات ممکنه سرکشی کنه

46:40.688 --> 46:43.818
.من اون رو از دست خودش محافظت می‌کنم
.همیشه این کار رو کردم

46:43.843 --> 46:46.524
.اون شب توی سانفرانسیسکو جلوش رو گرفتم

46:48.402 --> 46:50.582
.تو اونجا بودی

46:51.158 --> 46:53.163
یادت نمیاد مگه نه؟

46:53.540 --> 46:56.460
.نه یادم نمیاد

46:57.752 --> 47:00.795
درباره حافظه چی گفتی؟

47:01.869 --> 47:04.479
گفته بودی هیولاست؟

47:04.860 --> 47:06.990
.اما دیدم تو خورشید ایستاده بودی

47:07.015 --> 47:10.585
با مسن شدنمون خورشید
.قدرتش رو بر ما از دست می‌ده

47:10.632 --> 47:14.884
یک ستاره‌ی متوسط
در برابر یک خون آشام 514 ساله چه قدرتی داره؟

47:30.710 --> 47:32.060
...دنیل مولوی

47:33.849 --> 47:39.729
.می‌خوام با آرماند خون آشام آشنا بشی

47:44.810 --> 47:47.120
.عشق زندگی من

47:50.625 --> 47:57.391
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

49:24.464 --> 49:26.740
.به‌طور فرضی انجامش ممکنه

49:26.870 --> 49:30.140
اما می‌شد ما به سرش بیاریم؟

49:30.262 --> 49:33.172
بچه‌ها می‌تونستن پدر رو بکشن؟

49:33.310 --> 49:38.620
،قسمت هفتم
.موجود بی‌جان افتاده

49:38.750 --> 49:40.775
،بهمون وعده‌ی مرگ لستات داده شده بود

49:40.800 --> 49:42.760
.و درنتیجه باید لستات رو بکشیم

49:42.890 --> 49:45.060
.کلادیا آروم آروم نقشه‌ش رو می‌گه

49:45.205 --> 49:48.752
،یه نقشه دارم
.و برای انجامش به جفتمون نیازه

49:48.913 --> 49:51.005
و خودش باید رهبری رو
...دست بگیره چون لویی

49:51.030 --> 49:54.160
بیش از حد به لستات نزدیکه
.و در این وهله بیش از حد ضعیفه

49:54.266 --> 49:56.576
نقشه فقط درصورتی
.که حواسش پرت باشه جواب می‌ده

49:56.625 --> 49:58.365
پس کاری رو می‌کنه
.که هر برنامه‌ریز خوبی انجام می‌ده

49:58.390 --> 50:02.280
کاری می‌کنه که در نهایت لستات فکر کنه
.که این ایده‌ی خودش بوده

50:02.305 --> 50:07.225
البته، اگه یک شب یا چند شب قبلش
...به خودمون گرسنگی داده باشیم

50:07.554 --> 50:11.034
.گرسنگی ماورایی‌ای پیدا می‌کردیم

50:11.539 --> 50:13.409
.غذایی درخور یک پادشاه

50:13.570 --> 50:16.115
تا لستات رو در غره‌ترین

50:16.140 --> 50:17.640
،و کورترین حالتش گیر بندازه

50:17.665 --> 50:21.007
بله، شاید اون موقع قبول کنه
.که بیاید بترکونیم و بریم

50:21.190 --> 50:23.450
.بیاید این خون‌آشام‌های قایم بشوی ترسو نباشیم

50:23.475 --> 50:27.800
بیاید از یه اتاق پر از جنازه بزنیم بیرون
.و سوار آخرین قطار شیم

50:27.930 --> 50:30.800
اما لویی، تو دوباره باید
،دلت رو به روش باز کنی

50:30.825 --> 50:34.045
این چیزیه که لستات رو
.بیشتر از هرچیزی کور می‌کنه

50:34.290 --> 50:37.030
.آخرین رقص قبل از ضیافت

50:37.160 --> 50:40.991
اوج مدهوش کننده‌ی
...عاشقانه‌ی منحصر به‌فرد ما

50:41.016 --> 50:43.355
.این رقص جلوی همه و بوسه‌ست

50:43.380 --> 50:44.990
.لستات نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره

50:45.015 --> 50:46.275
.اون خیلی عاشق لوئیه

50:46.405 --> 50:47.625
،اما وسط جشن

50:47.712 --> 50:49.297
.داریم قربانی‌هامون رو دست چین می‌کنیم

50:49.322 --> 50:52.495
،قراره بهترین ضیافت عمرمون رو داشته باشیم
.پس نمی‌شه فقط یه قربانی داشته باشیم

50:52.536 --> 50:54.496
،قراره یکی از این منوهای مزه‌ی ناجور باشه

50:54.610 --> 50:56.325
...که قراره این همه آدم رو جمع کنیم

50:56.350 --> 50:59.036
.که می‌دونن ما فواره جوانی رو داریم

50:59.273 --> 51:01.003
.و بعد مهمونی برگردید پیشمون

51:01.028 --> 51:03.190
مایلید راز جاودان بودن رو بدونید؟

51:03.320 --> 51:05.620
.خب البته عزیزم
کیه که نخواد؟

51:05.750 --> 51:08.840
جمع شدن ولی اونا فقط
،برای بخشی از نقشه بزرگ اونجان

51:08.865 --> 51:12.380
.که حواس لستات پرت شه و یه کوچولو خوش بگذرونیم

51:12.702 --> 51:13.630
!ملاقه رو بده ببینم

51:16.171 --> 51:17.720
.خالیه

51:17.850 --> 51:19.900
.خالی بودنش خیلی طول نمی‌کشه تام

51:21.860 --> 51:24.770
اکثرشون یه جورایی اون آدمای زشتی
.هستن که در طول سریال دیدیمشون

51:24.900 --> 51:26.340
.ولی خب بعد دوقلوها رو ببین

51:26.365 --> 51:27.805
.همه داستان کتاب ور می‌دونیم

51:27.830 --> 51:29.200
،برو سراغ دوقلوها
،برو سراغ دوقلوها

51:29.225 --> 51:31.625
.جفت بودنشون رو خراب کردید

51:31.650 --> 51:35.300
.می‌دونستم جفتشون رو می‌خواستی
اما لویی نتونست جلوی خودش رو بگیره

51:35.406 --> 51:37.326
.ببخشید عشقم

51:37.480 --> 51:40.415
.و بعد این مرد مرموز تو کت شلوار میاد

51:40.440 --> 51:43.440
.قضیه‌ش چیه؟ یه جزئیات خیلی عجیبی داره

51:43.465 --> 51:45.090
.شماها هم که همه باهوشید

51:45.115 --> 51:46.685
.می‌دونید که قضیه مشکوکه

51:46.710 --> 51:49.985
امکان نداره به این سادگی باشه
.تا اینکه اون دیالوگ معکوس کننده رو می‌شنوی

51:50.010 --> 51:53.428
.من همیشه می‌دونستم آنتوانت اونجاست

51:53.717 --> 51:56.210
،پس اگه یه جورایی داستان همه رو بررسی کنی

51:56.235 --> 51:58.445
.هیچکس کاملا از همه چیز خبر نداشته

51:58.680 --> 52:01.720
چطور؟ کی؟

52:01.965 --> 52:03.225
...کلادیا می‌دونست که در نهایت

52:03.250 --> 52:06.271
اگه تام اندرسون رو بیاریم
،و مجبورش کنیم خون سمی رو بخوره

52:06.296 --> 52:07.965
.می‌ره سراغ تام اندرسون

52:08.095 --> 52:09.925
...همونی که بهت گفت

52:09.950 --> 52:12.430
اون؟

52:12.560 --> 52:14.665
،دقیقا نمی‌دونن چطور یه خون آشام رو بکشن

52:14.690 --> 52:16.690
.اما فکر می‌کنن این کارشون رو راه میندازه

52:16.715 --> 52:19.195
همیشه به دیده
.تحقیر نگاهش می‌کردی عمو لس

52:23.960 --> 52:26.750
برمی‌گردیم به دبی و مولوی
،شروع می‌کنه به سوال کردن

52:26.880 --> 52:28.710
.و سوال‌هاش خیلی کاوشگرانه‌ست

52:28.840 --> 52:31.450
اون شب واقعا چی شد؟

52:31.657 --> 52:33.397
خب باهاش چی‌کار کردید؟

52:33.555 --> 52:34.905
.خیلی خیلی ساده‌ست

52:34.930 --> 52:37.410
کاری که باید بکنی اینه
.که کشته‌هات رو جمع و جور کنی

52:37.435 --> 52:40.510
.باید خون آشام رو بندازی تو کوره

52:40.850 --> 52:42.070
چرا این کار رو نکردی؟

52:42.165 --> 52:43.978
...خس می‌کنم

52:44.048 --> 52:47.085
.اونجا یه مدت از ته دل ازت متنفر بوده
برای چی؟

52:47.110 --> 52:51.095
دختره هیچ مشکلی نداشت
بندازتش رو منقل، خب؟

52:51.120 --> 52:52.265
.خورشید داره میاد بالا -
.نه -

52:52.290 --> 52:53.575
.باید بسوزونیمش -
.نه -

52:53.600 --> 52:54.891
!این تنها راهیه که بلدیم

52:54.916 --> 52:56.086
!نه

52:57.600 --> 52:59.130
!گفتم نه

52:59.260 --> 53:02.285
و فکر کنم لویی بعد از مدت‌ها برای
.اولین بار داره اون اتفاق رو به‌خاطر میاره

53:02.310 --> 53:04.710
.شما فقط نصف داستان رو شنیدی -
بس کن -

53:05.050 --> 53:07.530
این همون گهیه
.که تو سانفرانسیسکو به بار اومد

53:07.563 --> 53:10.653
.آرماند خون‌آشام رو مجبور می‌کنه تا دخالت کنه

53:10.880 --> 53:12.710
.این دفعه جونت رو نجات نمی‌دم

53:14.921 --> 53:17.361
.لویی گاهی اوقات ممکنه سرکشی کنه

53:17.569 --> 53:19.919
.من اون رو از دست خودش محافظت می‌کنم

53:19.944 --> 53:21.955
به‌نظرم فقط برای این نیست
...که از لویی محافظت کنه

53:21.980 --> 53:25.540
.که شاید وحشی بشه و مولوی رو بکشه

53:25.680 --> 53:29.940
...به‌نظرم داستانی هست که به لویی گفته شده

53:29.965 --> 53:31.835
...که لویی به خودش گفته که شاید

53:31.882 --> 53:33.965
.آرماند هم به اون گفته

53:33.990 --> 53:35.730
،شماهایی که کتابش رو خوندید

53:35.755 --> 53:37.564
.این نقش جدی‌ای داره بچه‌ها

53:37.600 --> 53:39.820
،این رهبر محفل خون‌آشاماست

53:39.887 --> 53:41.770
.و کسیه که خیلی خیلی قدرتمنده

53:41.795 --> 53:45.015
،خلاصه که آره اون دیالوگ آخر رو
...یه جورایی دنبال این بودیم که

53:45.040 --> 53:47.756
یک پایان نهایی
،داشته باشیم که یه جورایی

53:47.921 --> 53:50.051
یه انتظار بی‌قراره کننده باشه، که چی؟

53:51.072 --> 53:56.530
.می‌خوام با آرماند خون آشام آشنا بشی

54:02.410 --> 54:03.890
.عشق زندگی من

54:04.020 --> 54:06.980
...و فکر کنم واقعا ما رو برای

54:07.110 --> 54:09.370
.یه فصل دوم خیلی جذاب آماده کنه
