WEBVTT

00:00.021 --> 00:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:37.475 --> 00:38.976
‫ازت خوشم میاد.‬

00:44.899 --> 00:46.901
‫اینکه الان این حسا رو دارم،‬

00:48.402 --> 00:49.862
‫فکر کنم دیوونه شدم.‬

00:52.072 --> 00:53.240
‫اما دیگه نمی‌تونم پنهانش کنم.‬

00:56.160 --> 00:58.287
‫حسم اصلاً متوقف نمی‌شه.‬

01:09.673 --> 01:10.674
‫ازت خوشم میاد.‬

01:13.302 --> 01:14.261
‫من...‬

01:16.222 --> 01:17.890
‫ازت خوشم میاد، سه‌نا.‬

01:29.985 --> 01:31.821
‫دو را ایک، من...‬

01:35.741 --> 01:37.493
‫ببخشید. آخه...‬

01:39.453 --> 01:41.163
‫خیلی یهویی شد.‬

01:44.542 --> 01:47.253
‫حتی مطمئن نیستم این حسم چیه.‬

01:47.878 --> 01:50.089
‫واقعاً خیلی...‬

01:51.340 --> 01:52.800
‫الان گیجم.‬

01:53.843 --> 01:54.844
‫آره.‬

01:56.470 --> 01:57.513
‫اشکالی نداره.‬

01:58.764 --> 02:01.225
‫نمی‌خوام همین الان جواب بدی.‬

02:04.895 --> 02:05.896
‫صبر می‌کنم...‬

02:07.565 --> 02:10.276
‫تا تکلیفت با حست روشن بشه.‬

02:12.361 --> 02:15.990
‫هر چقدر لازم باشه صبر می‌کنم.‬

02:40.347 --> 02:41.515
‫می‌رم بخوابم.‬

02:42.183 --> 02:44.768
‫باشه. شب بخیر.‬

04:50.060 --> 04:51.603
‫چیکار کنم؟ ‬

04:53.939 --> 04:56.275
‫چیکار کنم؟ ‬

04:56.358 --> 04:58.319
‫چیکار کنم؟ ‬

04:58.402 --> 05:00.946
‫باید چیکار کنم؟ ‬

05:02.740 --> 05:05.451
‫چطوری تو چشماش نگاه کنم؟ ‬

05:12.333 --> 05:14.960
‫واقعاً باید برم دستشویی.‬

05:20.299 --> 05:21.175
‫صبر کن.‬

05:22.926 --> 05:25.262
‫بیا آروم باشیم.‬

05:25.804 --> 05:29.266
‫آروم باش. اشکامو پاک کنم.‬

06:17.397 --> 06:18.690
‫را ایک؟‬

06:37.668 --> 06:39.128
‫سه‌نا.‬

06:40.754 --> 06:43.298
‫فکر کردم معذب باشی، ‬

06:43.382 --> 06:46.760
‫و ندونی چطوری باهام روبرو بشی،‬
‫و بعدش این نامه رو ببینی.‬

06:49.012 --> 06:50.848
‫واسه همین بدون حرفی رفتم.‬

06:53.851 --> 06:55.519
‫می‌ترسیدم‬

06:55.602 --> 06:58.230
‫دیدنت نظرمو عوض کنه‬

06:58.313 --> 06:59.857
‫که برگردم به جایگاه خودم.‬

07:04.528 --> 07:06.238
‫به لطف تو، ‬

07:06.321 --> 07:08.991
‫جرئت روبرو شدن با واقعیت زندگیم رو دارم.‬

07:14.496 --> 07:17.708
‫می‌خوام زندگیمو سر و سامون بدم، ‬

07:17.791 --> 07:20.419
‫تا بتونم بدون خجالت، جلوی تو و خودم‬
‫بایستم.‬

07:23.172 --> 07:25.549
‫هر تصمیمی بگیری، ‬

07:25.632 --> 07:28.051
‫من همین‌جا هستم،‬
‫با همین حسی که تغییر نمی‌کنه.‬

07:29.470 --> 07:33.056
‫ممنونم که وقتی تو بدترین شرایطم بودم، کمکم کردی‬
‫دوباره سر پا شم.‬

07:34.475 --> 07:35.601
‫از ته قلبم.‬

09:48.734 --> 09:49.651
‫ازت خوشم میاد.‬

09:50.193 --> 09:51.486
‫من...‬

09:53.322 --> 09:55.240
‫ازت خوشم میاد، سه‌نا.‬

10:00.245 --> 10:01.747
‫امکان نداره.‬

10:03.206 --> 10:04.708
‫چطور ممکنه را ایک...‬

10:06.168 --> 10:07.210
‫اون را ایک...‬

10:08.211 --> 10:09.129
‫از من خوشش بیاد؟ ‬

10:14.343 --> 10:18.013
‫نه، امکان نداره.‬

10:21.725 --> 10:22.559
‫خب...‬

10:22.643 --> 10:24.895
‫الان تو شرایط سختیه.‬

10:26.647 --> 10:29.608
‫حتماً بدون اینکه بفهمه،‬
‫بهم تکیه کرده.‬

10:29.691 --> 10:32.152
‫فقط اون حس رو اشتباه متوجه شده.‬

10:32.235 --> 10:34.529
‫آره، همینه.‬
‫بیا همین‌طوری بهش فکر کنیم.‬

10:41.870 --> 10:45.332
‫اما من چی؟ ‬

10:50.712 --> 10:54.299
‫منم ازش خوشم میاد؟‬

11:00.430 --> 11:02.891
‫اگه بررسی لایحه دفاعی‬
‫رو تموم کردید،‬

11:02.974 --> 11:06.144
‫واسه پرونده‌ی خانم کیم ها-جین،‬
‫گفتن باید همین امروز ثبت بشه.‬

11:06.228 --> 11:07.521
‫ازش خوشم میاد؟‬

11:17.280 --> 11:18.323
‫بیا.‬

11:20.867 --> 11:23.412
‫این شبیه نظریه‌ی صدور حکمه.‬

11:26.748 --> 11:27.749
‫ایناهاش.‬

12:00.574 --> 12:02.617
‫جه-هی رو بردن بخش عمومی.‬

12:03.827 --> 12:05.745
‫فعلاً از آی‌سی‌یو اومده بیرون.‬

12:07.247 --> 12:08.582
‫اما هیچ پیشرفتی نداشته.‬

12:09.207 --> 12:11.460
‫و می‌گن بعیده که‬
‫دوباره به هوش بیاد.‬

12:12.377 --> 12:14.212
‫تقریباً همه دیگه ناامید شدن.‬

12:15.130 --> 12:17.299
‫فکر کردم باید بدونی.‬

13:11.770 --> 13:15.023
‫همیشه این آهنگو دوست داشتی.‬

13:59.776 --> 14:03.280
‫بهت گفتم پرونده‌ی را ایک رو بدی به جانگ.‬
‫چرا هنوز دست خودته؟‬

14:10.120 --> 14:10.954
‫قربان،‬

14:11.580 --> 14:13.582
‫لطفاً قبل از اینکه این کارو بکنید، یه بار اینو ببینید.‬

14:13.665 --> 14:15.208
‫گزارش جرم‌شناسی ماشین جه‌هی

14:15.292 --> 14:16.710
‫این چیه؟‬

14:19.588 --> 14:21.464
‫گزارش‬

14:24.092 --> 14:24.926
‫این چیه؟‬

14:26.303 --> 14:27.429
‫و این واسه چیه؟‬

14:27.512 --> 14:30.015
‫این مدرک محکمیه که ثابت می‌کنه‬

14:30.098 --> 14:32.976
‫که دو را ایک عمیقاً توی هر دو پرونده‌ی‬
‫وو-سونگ و جه-هی دست داره.‬

14:34.102 --> 14:35.395
‫اگه اتهامات رو یکی کنیم،‬

14:35.478 --> 14:38.690
‫قتل وو-سونگ‬
‫و اقدام به قتل جه-هی،‬

14:38.773 --> 14:40.609
‫شانس واقعی واسه برنده شدن توی دادگاه داریم.‬

14:41.318 --> 14:42.611
‫نه، ابداً.‬

14:43.612 --> 14:45.906
‫بالادستی‌ها می‌خوان این قضیه‬
‫بی‌سر و صدا تموم بشه.‬

14:45.989 --> 14:49.075
‫قربان، اگه الان این پرونده رو مختومه کنیم،‬

14:49.159 --> 14:52.746
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم اسممون رو از‬
‫اتهام سوءمدیریت پرونده پاک کنیم.‬

14:54.456 --> 14:56.041
‫مدارک کافی داریم.‬

14:56.124 --> 15:00.754
‫اظهارات، شواهد موقعیتی،‬
‫کلی مدارک مستقیم و غیرمستقیم.‬

15:02.464 --> 15:04.174
‫می‌تونیم توی دادگاه بجنگیم.‬

15:04.883 --> 15:06.384
‫تمام مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم.‬

15:29.074 --> 15:30.825
‫داری چیکار می‌کنی؟ بیداری؟‬

15:33.078 --> 15:35.372
‫تبلیغ:‬
‫انتقال وجه در همان روز بدون نیاز به مراجعه حضوری‬

16:10.573 --> 16:11.825
‫جدی،‬

16:14.703 --> 16:18.707
‫چطور تونست یه چیز به این مهمی رو‬
‫اینجا جا بذاره؟‬

16:21.668 --> 16:24.629
‫خیلی بی‌دقت بود.‬

16:26.840 --> 16:29.092
‫الان باید با این چیکار کنم؟‬

16:29.843 --> 16:31.219
‫یعنی،‬

16:32.387 --> 16:35.598
‫چرا اینو پیش من گذاشت؟‬
‫من باید چیکار کنم؟‬

16:36.933 --> 16:39.477
‫خودم که نمی‌تونم برم بهش بدم.‬

16:40.729 --> 16:42.230
‫خدایا...‬

16:43.023 --> 16:44.566
‫اینطوری نیست که این وسیله پا داشته باشه‬

16:44.649 --> 16:46.443
‫و خودش بتونه بره اونجا.‬

16:46.526 --> 16:49.738
‫بدمش به پیک؟‬
‫نه، اونطوری نگران می‌شم.‬

16:50.405 --> 16:52.949
‫به نظر گرون میاد.‬

16:55.618 --> 16:58.663
‫اگه یه همچین چیزی گم بشه،‬
‫تمام روز فکرش درگیر می‌شه.‬

16:58.747 --> 17:00.331
‫دیگه نمی‌تونه روی هیچ چیزی تمرکز کنه.‬

17:01.416 --> 17:04.002
‫الان واسه منم شده دردسر.‬
‫خب، چاره‌ای نیست.‬

17:04.961 --> 17:07.005
‫خودم براش می‌برم.‬

17:22.771 --> 17:24.105
‫خب، این دیگه زیاده‌روی بود، سه‌نا.‬

17:31.821 --> 17:33.823
‫دارم چیکار می‌کنم؟‬

17:50.924 --> 17:52.008
‫وکیل منگ سه‌نا‬

18:05.230 --> 18:08.233
‫نه. گفتم که منتظر می‌مونم.‬

18:10.735 --> 18:11.778
‫بریم.‬

18:17.575 --> 18:19.077
‫واقعاً رفت؟‬

18:30.338 --> 18:31.548
‫هی!‬

18:33.383 --> 18:34.467
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

18:35.135 --> 18:37.804
‫- منظورت چیه؟‬
‫- منظورم اینه که،‬

18:38.555 --> 18:42.100
‫شنیدم دو را ایک رفته، واسه همین فکر کردم‬
‫با مرغ خوردن جشن بگیرم.‬

18:56.197 --> 18:59.159
‫ولی این وقت شب با این تیپ‬
‫کجا داری می‌ری؟‬

19:02.120 --> 19:03.580
‫خب...‬

19:04.831 --> 19:06.499
‫اون کلاه دو را ایک نیست، مگه نه؟‬

19:08.001 --> 19:10.170
‫آره. جدی...‬

19:10.253 --> 19:13.548
‫خونه‌ی من جا گذاشتش. مایه‌ی دردسره.‬

19:14.966 --> 19:15.800
‫مایه‌ی دردسر؟‬

19:17.969 --> 19:19.888
‫بده به من. من می‌برم می‌دم بهش.‬

19:21.181 --> 19:23.725
‫نه. زحمت نکش.‬

19:24.309 --> 19:27.437
‫تو شامتو بخور.‬
‫من سریع می‌برم بهش می‌دم.‬

19:36.571 --> 19:39.699
‫خب، فقط چک کنیم ببینیم خوابه یا نه.‬
‫فقط تا جلوی در.‬

19:40.325 --> 19:41.701
‫فقط یه نگاه سریع.‬

19:49.209 --> 19:50.585
‫اینطوری نیست که...‬

19:51.419 --> 19:54.422
‫مجبور باشم رو در رو بهش بدم.‬

19:56.507 --> 19:57.967
‫می‌تونم بذارمش جلوی در.‬

20:06.768 --> 20:08.436
‫این ماشین کیه؟‬

20:10.438 --> 20:12.065
‫تا حالا ندیده بودمش.‬

20:16.736 --> 20:19.822
‫اینجا فقط ساکنین باید پارک کنن.‬

20:27.538 --> 20:31.042
‫به خاطر اینجور ماشین‌هاست که‬
‫هیچ‌وقت جای پارک نمی‌مونه.‬

20:31.125 --> 20:32.502
‫بذار پلاکشو ببینم.‬

20:36.464 --> 20:38.967
‫- را ایک؟‬
‫- بله، سه‌نا.‬

20:40.176 --> 20:41.469
‫سلام.‬

20:42.345 --> 20:43.471
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

20:46.891 --> 20:48.601
‫هوا خوبه.‬

20:49.936 --> 20:51.646
‫واسه همین فکر کردم برم یه دوری بزنم.‬

20:53.731 --> 20:55.942
‫تو چی؟‬

20:56.818 --> 20:57.819
‫هان؟‬

21:02.740 --> 21:03.866
‫بیا.‬

21:04.701 --> 21:06.327
‫اینو جا گذاشتی.‬

21:09.414 --> 21:11.874
‫چرا اینو برام آوردی؟‬

21:12.792 --> 21:14.002
‫منظورت چیه؟‬

21:14.752 --> 21:15.670
‫خونه‌ی من بود.‬

21:17.171 --> 21:20.008
‫به نظر گرون میومد. واسه همین آوردمش.‬

21:20.091 --> 21:21.968
‫این؟ الان؟‬

21:22.051 --> 21:23.553
‫این وقت شب؟ برای من؟‬

21:24.554 --> 21:25.388
‫آره...‬

21:26.889 --> 21:28.641
‫خب...‬

21:29.517 --> 21:30.977
‫هوا خوبه...‬

21:33.021 --> 21:35.148
‫فکر کردم منم یه دوری بزنم.‬

21:40.194 --> 21:44.282
‫به هر حال، کلاهو بهت دادم،‬
‫دیگه من برم.‬

21:44.365 --> 21:45.408
‫حتماً.‬

22:08.890 --> 22:10.016
‫تو...‬

22:12.894 --> 22:14.020
‫هنوز...‬

22:16.272 --> 22:20.193
‫منتظری، مگه نه؟‬

22:23.279 --> 22:24.364
‫حتماً.‬

22:30.328 --> 22:32.038
‫خب پس.‬

22:36.584 --> 22:37.418
‫خداحافظ.‬

23:14.831 --> 23:16.833
‫تمومش کن.‬

23:17.375 --> 23:18.793
‫بسه.‬

23:48.823 --> 23:50.449
‫جدی جدی داره منو می‌کشه.‬

24:06.090 --> 24:09.051
‫وکیل منگ این روزا‬
‫دیر میاد.‬

24:10.887 --> 24:12.180
‫آره.‬

24:12.263 --> 24:14.182
‫قدیما سپیده‌دم اینجا بود.‬

24:14.265 --> 24:16.225
‫الان دیگه فقط سر وقت میاد.‬

24:16.309 --> 24:19.729
‫عجیبه. قیافه‌اش هم همین‌طور.‬
‫تازگی‌ها یه جوری شده.‬

24:20.313 --> 24:24.108
‫آره مگه نه؟ اشتباهاتی می‌کنه که‬
‫هیچ‌وقت انجام نمی‌داد.‬

24:24.192 --> 24:26.777
‫صبر کن ببینم، نکنه با کسی تو رابطه است؟‬

24:26.861 --> 24:28.905
‫بی‌خیال. غیرممکنه.‬

24:28.988 --> 24:32.617
‫اگه اون بخواد با کسی بره تو رابطه،‬
‫یه معجزه برای بشریته.‬

24:32.700 --> 24:34.619
‫- وای خدای من!‬
‫- چی؟‬

24:34.702 --> 24:35.953
‫چیز خنده‌داریه؟‬

24:37.830 --> 24:38.831
‫چی؟‬

24:40.958 --> 24:42.335
‫چی شده؟‬

24:42.418 --> 24:43.461
‫نگاه کن.‬

24:44.795 --> 24:45.713
‫این دیگه چیه؟‬

25:20.498 --> 25:21.958
‫وای خدای من.‬

25:23.834 --> 25:26.754
‫با موکلش؟‬

25:45.189 --> 25:47.942
‫- وکیل منگ، مقاله رو دیدین؟‬
‫- کدوم مقاله؟‬

25:48.025 --> 25:50.611
‫یه چیز مسخره منتشر شده.‬

25:50.695 --> 25:52.113
‫نوشته شما و را ایک ما...‬

25:53.281 --> 25:54.740
‫یعنی،‬

25:54.824 --> 25:57.910
‫شما و دو را ایک با هم زندگی می‌کنین...‬

26:03.457 --> 26:04.500
‫حالا چیکار کنیم؟‬

26:05.334 --> 26:08.629
‫باید بخوایم فوراً حذفش کنن‬
‫و تهدید به اقدام قانونی کنیم؟‬

26:22.268 --> 26:23.102
‫وکیل منگ،‬

26:23.185 --> 26:25.855
‫باید همین الان یه کاری بکنین.‬

26:25.938 --> 26:27.273
‫به‌خاطر موکل...‬

26:30.151 --> 26:31.485
‫و به‌خاطر خودتون.‬

26:35.573 --> 26:37.199
‫ممنونم، یه‌سول.‬

26:37.700 --> 26:39.827
‫بعداً همه‌چیز رو برات توضیح می‌دم.‬

26:53.174 --> 26:55.092
‫سلام، چه خبر؟‬

26:55.176 --> 26:57.720
‫هی! چرا جواب نمی‌دادی؟‬

26:57.803 --> 27:00.348
‫- حموم بودم.‬
‫- بین تو و اون وکیل چی می‌گذره؟‬

27:01.432 --> 27:03.809
‫منظورت چیه؟‬
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

27:03.893 --> 27:06.145
‫تمام این مدت داشتی‬
‫با اون زندگی می‌کردی؟‬

27:07.271 --> 27:08.189
‫چی؟‬

27:23.662 --> 27:24.622
‫منگ سه‌نا‬

27:24.705 --> 27:27.166
‫از نزدیک قیافه‌اش خیلی داغونه.‬

27:29.668 --> 27:31.212
‫زندگی با وکیلش اصلاً درست نیست‬

27:31.295 --> 27:32.755
‫با خودش چه فکری کرده؟‬

27:35.966 --> 27:37.259
‫آقای دو را ایک‬

27:45.059 --> 27:47.269
‫- بله، را ایک.‬
‫- وکیل منگ‬

27:48.813 --> 27:49.647
‫حالتون خوبه؟‬

27:52.066 --> 27:53.859
‫مقاله رو دیدین، نه؟‬

27:54.985 --> 27:56.237
‫من خوبم.‬

27:57.196 --> 27:58.239
‫شما چی؟‬

28:01.617 --> 28:02.952
‫واقعاً متأسفم. به‌خاطر من...‬

28:03.619 --> 28:05.121
‫چون من اونجا مونده بودم...‬

28:05.204 --> 28:08.165
‫نه، بحث اون نیست. ولی فعلاً،‬

28:08.249 --> 28:12.128
‫تا وقتی اوضاع یکم آروم بشه،‬
‫نباید برین بیرون.‬

28:12.711 --> 28:17.299
‫و دیگه نباید برین‬
‫سراغ خبرنگار بک، باشه؟‬

28:18.259 --> 28:20.261
‫این‌طوری فقط اوضاع بدتر می‌شه.‬

28:22.888 --> 28:25.307
‫چرا جواب نمی‌دین؟ باشه؟‬

28:26.642 --> 28:27.935
‫باشه.‬

28:28.519 --> 28:31.272
‫فهمیدم. اما خودتون چی؟‬

28:32.857 --> 28:36.735
‫هربار یه همچین اتفاقی می‌افته،‬
‫شمایین که همه‌چیز رو حل‌وفصل می‌کنین.‬

28:37.862 --> 28:38.696
‫عصبانیم می‌کنه.‬

28:40.906 --> 28:42.700
‫و اینکه کاری از دستم برنمیاد...‬

28:44.034 --> 28:44.994
‫باعث می‌شه حس کنم خیلی حقیرم.‬

28:46.287 --> 28:47.788
‫این‌طوری فکر نکنین.‬

28:48.873 --> 28:50.708
‫من واقعاً خوبم.‬

28:51.625 --> 28:56.130
‫مردم همیشه شلوغش می‌کنن‬
‫و بعد از چند روز یادشون می‌ره.‬

28:56.714 --> 28:58.549
‫منم فقط یه مدتی‬
‫سمت اینترنت نمی‌رم.‬

29:00.551 --> 29:01.969
‫اگه اتفاقی افتاد،‬

29:02.052 --> 29:05.890
‫تنهایی باهاش روبرو نشین.‬
‫فوراً بهم زنگ بزنین، باشه؟‬

29:06.640 --> 29:08.184
‫آره. حتماً.‬

29:09.435 --> 29:10.478
‫بهت زنگ می‌زنم.‬

29:11.312 --> 29:12.438
‫آره.‬

29:33.042 --> 29:34.335
‫چونگ‌-جه، منم.‬

29:34.418 --> 29:36.420
‫سه‌نا، مقاله رو دیدی؟‬

29:36.504 --> 29:37.713
‫آره، دیدمش.‬

29:39.256 --> 29:40.382
‫همین الان راه می‌افتم بیام اونجا...‬

29:40.466 --> 29:43.594
‫لازم نیست بیای پیشم. اما...‬

29:43.677 --> 29:47.014
‫یه خواهشی دارم. درباره‌ی دو را ایکه.‬

29:48.516 --> 29:50.351
‫نگرانشم.‬

29:50.434 --> 29:52.269
‫می‌تونی نذاری‬
‫یه مدتی از خونه بره بیرون؟‬

29:52.353 --> 29:54.563
‫بهتره الان تو چشم نباشه.‬

29:54.647 --> 29:57.024
‫حتی الانم نگرانشی؟‬

29:58.776 --> 30:00.194
‫وکیل منگ!‬

30:00.277 --> 30:01.987
‫خواهش می‌کنم، تو این مورد بهم کمک کن.‬

30:12.414 --> 30:13.791
‫برترین مقاله‌ها بر اساس دسته‌بندی‬

30:13.874 --> 30:16.961
‫خیلی خب، فقط صبر کن.‬
‫یه چیز بزرگ‌تر هم تو راهه.‬

30:21.257 --> 30:24.426
‫اختصاصی - متهم به قتل‬
‫با وکیلش زندگی می‌کنه‬

30:28.764 --> 30:30.641
‫فاش شد: وکیل را ایک‬
‫دختر یه قاتله‬

30:30.724 --> 30:32.643
‫نباید با من درمی‌افتادی.‬

30:32.726 --> 30:33.644
‫اخلاق کجاست؟‬

30:33.727 --> 30:35.938
‫بهت گفتم، اگه پا رو دمم بذاری، منفجر می‌شم.‬

30:37.022 --> 30:37.898
‫فوراً آپلود کن‬

30:37.982 --> 30:39.275
‫فاش شد: دختر یه قاتل‬

30:43.696 --> 30:45.739
‫مدال طلا‬
‫المپیاد جهانی ریاضی‬

30:50.202 --> 30:51.495
‫کجاست؟‬

30:53.122 --> 30:55.249
‫با هم زندگی می‌کنن؟ عقلشو از دست داده؟‬

30:55.332 --> 30:56.584
‫جدی می‌گم!‬

30:58.127 --> 31:00.004
‫کی زندگی وو-سونگ رو نابود کرد؟‬

31:00.087 --> 31:02.798
‫دقیقاً. این زنه‌ی وکیل دیگه کیه؟‬

31:02.882 --> 31:04.675
‫چطور می‌تونه با موکلش زندگی کنه؟‬

31:05.509 --> 31:07.803
‫- این دیگه چیه؟‬
‫- چی؟‬

31:09.221 --> 31:10.431
‫دختر یک قاتل‬

31:12.141 --> 31:14.560
‫اطلاعیه‌ی اعتراض به مؤسسه حقوقی چون‌-اون‬

31:14.643 --> 31:15.728
‫اطلاعیه‌ی اعتراض‬

31:15.811 --> 31:17.813
‫حالا وقتشه که وارد عمل بشیم‬

31:20.941 --> 31:22.318
‫لعنتی.‬

31:25.446 --> 31:26.322
‫این...‬

31:28.157 --> 31:29.992
‫اصلاً شبیه تو نیست، وکیل منگ.‬

31:30.784 --> 31:33.579
‫وکیل منگی که من می‌شناسم‬
‫همیشه خونسردیش رو حفظ می‌کنه،‬

31:33.662 --> 31:35.873
‫همیشه حد و مرزش رو می‌دونه‬
‫و هیچ‌وقت ازش رد نمی‌شه.‬

31:37.041 --> 31:38.250
‫واقعاً متأسفم.‬

31:38.334 --> 31:41.253
‫نه، دنبال عذرخواهی نیستم.‬

31:44.256 --> 31:45.966
‫نگرانت هستم.‬

31:46.050 --> 31:49.470
‫بدم میاد می‌بینم مردم‬
‫این‌طوری درباره‌ت حرف می‌زنن.‬

31:52.264 --> 31:54.600
‫چی شد؟ چرا این کارو کردی؟‬

31:57.269 --> 31:58.354
‫یادت هست‬

31:59.730 --> 32:02.399
‫یه بار چی ازم پرسیدی؟‬

32:03.609 --> 32:06.528
‫اینکه چطور تونستم سر پا بمونم‬

32:06.612 --> 32:09.490
‫بعد از اون اتفاقی که برای پدرم افتاد.‬
‫اینکه چطور از هم نپاشیدم.‬

32:11.075 --> 32:12.409
‫حقیقتش اینه که...‬

32:15.829 --> 32:17.915
‫خیلی از هم پاشیدم.‬

32:19.291 --> 32:20.250
‫اما...‬

32:21.710 --> 32:24.546
‫به خاطر موسیقی دو را ایک زنده موندم.‬

32:25.339 --> 32:26.465
‫من...‬

32:27.883 --> 32:29.176
‫یه طرفدار قدیمی بودم.‬

32:31.804 --> 32:32.680
‫چی؟‬

32:34.598 --> 32:36.976
‫واسه همین وقتی این اتفاق افتاد،‬

32:37.059 --> 32:39.603
‫می‌خواستم خودم از نزدیک ببینم‬

32:39.687 --> 32:42.606
‫که واقعاً ازش برمیاد همچین کاری بکنه یا نه.‬
‫و اگه برنمی‌اومد...‬

32:44.024 --> 32:47.444
‫اون‌وقت این‌بار، من می‌خواستم کسی باشم‬
‫که نمی‌ذاره اون از هم بپاشه.‬

32:51.156 --> 32:52.408
‫وای، خدای من...‬

32:53.659 --> 32:55.452
‫که این‌طور.‬

32:59.748 --> 33:01.375
‫حالا چیکار کنیم؟‬

33:06.922 --> 33:09.466
‫قربان. بهتره بیاید اینجا.‬

33:21.437 --> 33:23.814
‫دختر قاتل! استعفا بده!‬

33:23.897 --> 33:25.858
‫- استعفا بده!‬
‫- استعفا بده!‬

33:27.901 --> 33:29.319
‫ببین.‬

33:29.403 --> 33:32.156
‫این‌بار واقعاً بدجوری اوضاع رو به هم ریخته.‬

33:41.373 --> 33:43.208
‫لو رفتن هویت دختر یک قاتل‬

33:47.421 --> 33:49.465
‫هی، خیابون ونسان‌-دائرو الان غوغاست.‬

34:01.810 --> 34:04.354
‫مشترک مورد نظر‬
‫در دسترس نمی‌باشد.‬

34:26.460 --> 34:28.420
‫- کجا داری می‌ری؟‬
‫- برو کنار.‬

34:29.463 --> 34:31.131
‫سه‌-نا بهم گفت نذارم بری بیرون.‬

34:32.049 --> 34:34.343
‫اگه الان اونجا ظاهر بشی،‬
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.‬

34:34.426 --> 34:37.096
‫- من به جاش می‌رم پیشش...‬
‫- گفتم برو کنار.‬

34:38.388 --> 34:39.473
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

34:40.933 --> 34:43.102
‫نمی‌فهمی؟‬
‫همه‌ی اینا به خاطر توئه!‬

34:45.854 --> 34:47.606
‫اصلاً می‌دونی اون چطوری زندگی کرده؟‬

34:48.273 --> 34:52.027
‫شبی چند ساعت خوابیدن،‬
‫بدون اینکه هیچ‌وقت از چیزی لذت ببره.‬

34:52.111 --> 34:53.487
‫این‌طوری زندگی کرده.‬

34:54.446 --> 34:56.490
‫فکر می‌کنی چرا اون‌قدر سخت کار می‌کرد؟‬

34:57.157 --> 34:58.992
‫چون می‌خواست‬
‫از گذشته‌اش فرار کنه.‬

34:59.618 --> 35:02.079
‫چون می‌خواست جلوی دنیا‬
‫سربلند باشه.‬

35:02.162 --> 35:03.705
‫اما حالا، همه‌ی اون‌ها...‬

35:05.666 --> 35:07.876
‫همه‌اش به خاطر تو در آستانه‌ی‬
‫فروپاشیه!‬

35:07.960 --> 35:08.836
‫اینو می‌دونی؟‬

35:10.754 --> 35:11.672
‫می‌دونم.‬

35:13.590 --> 35:14.675
‫واسه همین دارم این کارو می‌کنم.‬

35:16.260 --> 35:18.679
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم‬
‫اما هیچ‌وقت نتونستم.‬

35:21.265 --> 35:22.808
‫فقط همین یه بار...‬

35:24.017 --> 35:26.019
‫نمی‌خوام تنهاش بذارم.‬

35:36.655 --> 35:39.158
‫حالا چیکار کنیم؟‬

35:39.241 --> 35:42.995
‫انگار مردم کل ساختمون رو‬
‫کاملاً محاصره کردن.‬

35:43.078 --> 35:44.872
‫امکان نداره‬
‫بیان اینجا بالا، مگه نه؟‬

35:48.792 --> 35:49.793
‫هی!‬

35:53.297 --> 35:56.675
‫می‌دونی بیرون چه خبره؟‬
‫همه‌ی این کثافت‌کاری‌ها به خاطر توئه!‬

35:57.384 --> 35:59.094
‫وکیل هوانگ، دیگه کافیه. تمومش کن.‬

36:00.637 --> 36:03.182
‫متأسفم. همه‌ی اینا تقصیر منه.‬

36:03.265 --> 36:05.142
‫بی‌خیالش شو.‬

36:05.225 --> 36:06.935
‫اوضاع به زودی آروم می‌شه.‬

36:07.019 --> 36:09.104
‫آروم شدنی در کار نیست!‬

36:09.188 --> 36:10.939
‫دیگه نمی‌تونیم هیچ کاری انجام بدیم!‬

36:11.023 --> 36:13.192
‫گفتم دیگه کافیه.‬

36:14.067 --> 36:16.195
‫همه‌ی اینا به خاطر من اتفاق افتاده.‬

36:16.278 --> 36:17.863
‫پس خودم حلش می‌کنم.‬

36:19.406 --> 36:21.116
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

36:25.245 --> 36:26.663
‫واقعاً از همه‌تون معذرت می‌خوام.‬

36:30.292 --> 36:31.543
‫نه، صبر کن.‬

36:31.627 --> 36:34.338
‫نرو اون بیرون! وکیل منگ!‬

36:36.048 --> 36:37.132
‫هی.‬

36:40.385 --> 36:46.600
‫- بیا بیرون!‬
‫- خودت رو نشون بده!‬

37:08.789 --> 37:11.250
‫اینجا محل کار منه.‬

37:11.917 --> 37:14.294
‫کاری که دارید می‌کنید‬
‫باعث اختلال در کار ما می‌شه.‬

37:14.378 --> 37:17.673
‫- از همه‌تون می‌خوام که اینجا رو ترک کنید.‬
‫- راسته که داشتی با را ایک زندگی می‌کردی؟‬

37:27.224 --> 37:30.727
‫من به عنوان وکیل آقای دو را ایک،‬

37:30.811 --> 37:33.563
‫وظیفه دارم از موکلم محافظت کنم‬
‫و به مسئولیت‌هام عمل کنم.‬

37:34.273 --> 37:36.817
‫اینکه چطور روش مناسب رو‬
‫برای این کار تشخیص بدم،‬

37:36.900 --> 37:40.195
‫کاملاً به تشخیص حرفه‌ای‬
‫خودم بستگی داره.‬

37:41.154 --> 37:42.614
‫پس ازتون می‌خوام که خودداری کنید‬

37:42.698 --> 37:45.367
‫از پرسیدن سوالات شخصی بی‌اساس‬
‫و حدس و گمان‌های...‬

37:45.450 --> 37:48.245
‫در هر صورت، با هم زندگی می‌کردید یا نه؟‬

37:48.328 --> 37:50.664
‫چه رابطه‌ای باهاش داری؟‬

37:52.416 --> 37:54.793
‫-ما...‬
‫-بابات یه قاتل بود!‬

37:54.876 --> 37:56.753
‫-چی؟‬
‫-واقعاً؟‬

37:57.337 --> 37:58.422
‫یه قاتل؟‬

38:01.425 --> 38:03.510
‫دختر یه قاتل چطور می‌تونه‬
‫از کسی دفاع کنه؟‬

38:13.687 --> 38:16.315
‫شنیدی؟ باباش یکی رو کشته.‬

38:16.398 --> 38:17.524
‫آره، می‌دونم.‬

38:18.358 --> 38:19.693
‫بوی گند می‌ده.‬

38:20.277 --> 38:22.195
‫شاید همون ژن رو داشته باشه.‬

38:22.279 --> 38:24.906
‫-شاید اونم یکی رو بکشه.‬
‫-دقیقاً.‬

38:24.990 --> 38:26.450
‫-از اینجا برو بیرون!‬
‫-برو بیرون!‬

38:33.749 --> 38:35.375
‫این که دو را ایکه!‬

38:35.459 --> 38:37.169
‫-چی؟‬
‫-را ایکه!‬

38:37.252 --> 38:39.755
‫-هی!‬
‫-را ایک!‬

38:55.979 --> 38:57.481
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

38:57.564 --> 38:59.649
‫اینجا چیکار می‌کنی، دو را ایک؟‬

39:00.734 --> 39:01.735
‫بهت گفته بودم،‬

39:01.818 --> 39:03.737
‫تا وقتی اوضاع آروم نشده بیرون نیا!‬

39:03.820 --> 39:05.238
‫-پس چرا تو...‬
‫-منم بهت گفته بودم،‬

39:05.322 --> 39:08.075
‫اگه اتفاقی افتاد،‬
‫تنهایی باهاش روبرو نشو.‬

39:08.158 --> 39:11.078
‫خب که چی؟ اومدنت اینجا دقیقاً چی رو درست می‌کنه؟‬

39:11.161 --> 39:14.289
‫از فرار کردن و پشت گوش انداختن چیزا بدم میاد.‬

39:14.373 --> 39:15.374
‫اما...‬

39:16.166 --> 39:19.920
‫به‌خاطر تو، اینطوری به نظر رسید که داریم‬
‫از اون همه آدم فرار می‌کنیم. می‌فهمی؟‬

39:20.003 --> 39:22.756
‫نه بحث پشت گوش انداختن بود‬
‫نه فرار کردن!‬

39:23.924 --> 39:26.968
‫برام مهم نیست بقیه چی می‌گن.‬

39:27.969 --> 39:29.679
‫چیزی که الان واسم از همه مهم‌تره...‬

39:30.680 --> 39:31.848
‫تویی.‬

39:35.310 --> 39:40.107
‫اینکه وایستم و آسیب دیدنت رو تماشا کنم،‬
‫واسه من یعنی فرار کردن و شونه خالی کردن.‬

39:43.610 --> 39:44.736
‫فقط یه بار...‬

39:45.862 --> 39:47.823
‫فقط واسه امروز،‬

39:48.407 --> 39:50.075
‫نمی‌تونی اول به فکر خودت باشی؟‬

39:51.993 --> 39:53.870
‫خواهش می‌کنم، فقط واسه امروز.‬

39:55.580 --> 39:57.290
‫بذار من بقیه‌ی کارها رو ردیف کنم.‬

40:07.300 --> 40:10.387
‫«هیچ حس شخصی‌ای در کار نیست» - اما با هم‬
‫در حال ترک صحنه دیده شدن‬

40:16.935 --> 40:18.103
‫همیشه یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه بود‬

40:18.186 --> 40:19.229
‫زمان‌بندی بد‬

40:19.312 --> 40:20.188
‫بی‌ملاحظگی واسه یه سلبریتی‬

40:20.272 --> 40:21.231
‫واسه دیت کردن با اون استعفا داد؟‬

40:38.957 --> 40:40.375
‫کجا داریم می‌ریم؟‬

40:52.345 --> 40:54.264
‫کلبه‌ی کوهستانی سو سول‬

41:19.080 --> 41:21.082
‫ببخشید،‬
‫اتاق خالی دارید؟‬

41:21.166 --> 41:22.209
‫هان؟‬

41:36.181 --> 41:38.099
‫اکثر مردم قبل از اومدن‬
‫رزرو می‌کنن.‬

41:38.767 --> 41:40.977
‫شما دوتا اصلاً اینجا رو از کجا می‌شناسین؟‬

41:41.061 --> 41:45.690
‫یکی که قرار بود امروز بیاد‬
‫کنسل کرد، واسه همین داشتم تمیزکاری می‌کردم.‬

41:45.774 --> 41:47.567
‫می‌دونی که، طرف نیومد دیگه.‬

41:47.651 --> 41:49.486
‫در هر صورت این داشت هدر می‌رفت.‬

41:49.569 --> 41:51.655
‫اگه می‌خوای چیزی بخوری، بفرما بخور.‬

41:59.287 --> 42:02.040
‫نمی‌دونم واسه شما دوتا چه اتفاقی افتاده،‬

42:02.123 --> 42:03.875
‫ولی فعلاً راحت باشین و استراحت کنین.‬

42:07.504 --> 42:09.923
‫-خیلی ممنون.‬
‫-آره.‬

42:12.008 --> 42:13.969
‫چه روز قشنگی.‬

42:24.896 --> 42:26.523
‫واقعاً که نوبری،‬

42:27.315 --> 42:28.525
‫منگ سه‌نا.‬

42:35.949 --> 42:39.286
‫اینا همه‌ی مدارک لازم‬
‫واسه تنظیم کیفرخواست هستن.‬

42:39.369 --> 42:41.788
‫همه‌ی شرایط رو واسه پیگرد قانونی داریم، اما...‬

42:42.622 --> 42:44.708
‫واقعاً می‌خوای این کار رو تا تهش ادامه بدی؟‬

42:49.754 --> 42:51.715
‫شروع کنیم.‬

42:51.798 --> 42:53.174
‫دادستان منطقه‌ی سئول‬

42:53.258 --> 42:55.010
‫متهم: دو را ایک‬

42:56.636 --> 42:58.722
‫وای، چه خوب به نظر می‌رسه.‬

42:59.598 --> 43:00.599
‫زود باش بخور.‬

43:01.266 --> 43:05.770
‫تو این موقعیت می‌تونی غذا بخوری؟‬
‫گوشت خوک واقعاً از گلوت پایین می‌ره؟‬

43:05.854 --> 43:09.190
‫تو همچین شرایط اضطراری‌ای،‬
‫اول باید غذا بخوری.‬

43:09.816 --> 43:10.942
‫واسه جنگیدن به انرژی نیاز داری.‬

43:11.026 --> 43:13.236
‫دقیقاً با کی بجنگم؟‬

43:13.820 --> 43:15.530
‫حداقل می‌دونی که اوضاع اضطراریه.‬

43:18.491 --> 43:20.035
‫امروز رو باید همین‌جا بمونیم.‬

43:22.329 --> 43:24.664
‫ولی واقعاً نباید می‌اومدی‬
‫دفتر.‬

43:25.248 --> 43:27.584
‫می‌دونم. ولی دیگه کاریه که شده.‬

43:28.168 --> 43:29.336
‫طرفدارها...‬

43:30.462 --> 43:31.838
‫اول غذات رو بخور.‬

43:31.921 --> 43:33.506
‫بعداً می‌تونی دعوام کنی.‬

43:43.141 --> 43:44.684
‫وای، این فوق‌العاده‌ست.‬

43:44.768 --> 43:46.561
‫خیلی خوشمزه‌ست.‬

43:47.228 --> 43:48.355
‫تو نمی‌خوری؟‬

43:49.022 --> 43:50.690
‫پس من همه‌اش رو می‌خورم.‬

43:50.774 --> 43:51.983
‫نه. منم گشنمه.‬

44:08.958 --> 44:11.086
‫دختر یه قاتل از یه قاتل دفاع می‌کنه‬

44:47.622 --> 44:48.540
‫ممنونم.‬

45:00.593 --> 45:01.428
‫متأسفم.‬

45:06.975 --> 45:08.601
‫همه‌اش حس می‌کنم تقصیر منه.‬

45:10.019 --> 45:11.938
‫اگه به‌خاطر من نبود،‬

45:12.021 --> 45:16.734
‫مردم از قضیه‌ی بابات‬
‫باخبر نمی‌شدن.‬

45:24.117 --> 45:25.160
‫منم معذرت می‌خوام.‬

45:27.036 --> 45:30.373
‫واسه فرار کردن و شونه خالی کردن از چیزا.‬

45:31.624 --> 45:33.251
‫در واقع اون منم.‬

45:44.888 --> 45:47.515
‫فکر کنم یه مدتی بود که فراموش کرده بودم.‬

45:48.391 --> 45:49.559
‫که...‬

45:51.728 --> 45:53.688
‫چه حسی داره‬

45:54.731 --> 45:58.776
‫که بهت بگن دختر یه قاتل.‬

46:01.362 --> 46:03.114
‫یه جایی،‬

46:04.616 --> 46:07.243
‫به همین حداقل زندگی عادت کردم.‬

46:09.496 --> 46:12.165
‫آدما رو در یه فاصله‌ی امن نگه می‌داشتم،‬

46:12.874 --> 46:14.751
‫تظاهر می‌کردم یکم اعتمادبه‌نفس دارم،‬

46:14.834 --> 46:16.586
‫و یکم هم تند و تیزم.‬

46:16.669 --> 46:18.046
‫این‌طوری زندگی کردن...‬

46:20.965 --> 46:22.467
‫اون‌قدرها هم بد نبود.‬

46:27.096 --> 46:29.432
‫به‌خاطر پدرم‬

46:30.099 --> 46:31.684
‫وکیل شدم.‬

46:33.603 --> 46:36.940
‫تا اسمش رو پاک کنم.‬

46:38.358 --> 46:40.276
‫ولی تمام این مدت اعاده‌ی دادرسی رو عقب می‌انداختم...‬

46:42.320 --> 46:45.114
‫می‌گفتم وقت بیشتری لازم دارم،‬
‫که باید همه‌چی بی‌نقص باشه.‬

46:46.783 --> 46:50.286
‫ولی امروز فهمیدم،‬

46:51.704 --> 46:53.706
‫فقط داشتم فرار می‌کردم.‬

46:56.084 --> 46:58.878
‫می‌ترسیدم...‬

47:00.046 --> 47:02.382
‫که دوباره اون‌طوری صدام کنن. واسه همین قایم شدم.‬

47:03.508 --> 47:05.093
‫تظاهر کردم هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

47:07.303 --> 47:09.305
‫و مثل یه ترسو زندگی کردم،‬
‫و همه‌چی رو از یاد بردم.‬

47:22.318 --> 47:23.570
‫این ترسویی نیست.‬

47:25.363 --> 47:28.992
‫تو فرار نمی‌کردی.‬

47:29.576 --> 47:31.160
‫داشتی طاقت می‌آوردی.‬

47:31.744 --> 47:33.162
‫برای زنده موندن.‬

47:35.123 --> 47:38.585
‫هیچ‌کس نمی‌تونه هر روز‬
‫با زخم‌های خودش ور بره و زندگی کنه.‬

47:39.961 --> 47:43.339
‫طاقت آوردی‬
‫چون لازم بود یادت بمونه،‬

47:45.216 --> 47:46.342
‫و برای اینکه یادت بمونه،‬

47:48.261 --> 47:49.262
‫باید زندگی می‌کردی.‬

47:51.598 --> 47:52.724
‫این‌طوری بود که...‬

47:54.976 --> 47:56.394
‫از پسش بر اومدی.‬

50:03.980 --> 50:05.106
‫ازت خوشم میاد.‬

50:06.524 --> 50:09.277
‫ازت خوشم میاد، سه‌نا.‬

50:34.343 --> 50:35.470
‫متأسفم.‬

50:37.096 --> 50:37.930
‫شب بخیر.‬

53:16.839 --> 53:18.674
‫بیا اینجا. یکم قهوه بخور.‬

53:54.085 --> 53:57.046
‫صدای پرنده‌ها...‬

53:58.089 --> 54:00.508
‫اینجا واقعاً قشنگه.‬

54:01.092 --> 54:02.385
‫هوا هم خیلی تازه‌ست.‬

54:06.180 --> 54:07.431
‫آره.‬

54:09.016 --> 54:11.227
‫انگار‬
‫فقط ما دوتا توی این دنیاییم.‬

54:26.450 --> 54:28.953
‫چرا این‌طوری نگام می‌کنی؟‬

54:31.122 --> 54:32.623
‫چیزی روی صورتمه؟‬

54:36.419 --> 54:37.920
‫می‌خوای یه شب دیگه هم اینجا بمونیم؟‬

54:43.843 --> 54:45.177
‫چطور یه نفر می‌تونه...‬

54:46.929 --> 54:48.139
‫این‌قدر بی‌غل‌وغش باشه؟‬

54:48.889 --> 54:50.933
‫آره؟ من؟‬

54:51.017 --> 54:52.309
‫بله.‬

54:55.021 --> 54:56.313
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،‬

54:57.898 --> 55:00.234
‫می‌بینم همیشه در مورد احساساتت‬
‫صادق بودی.‬

55:00.901 --> 55:02.945
‫-به‌طرز عجیبی صادق.‬
‫-خب بعدش؟‬

55:04.488 --> 55:05.531
‫خوشت نمیاد؟‬

55:06.449 --> 55:07.658
‫خوشم میاد.‬

55:10.870 --> 55:14.498
‫اولش گیج شده بودم. ولی الان می‌فهمم.‬

55:16.083 --> 55:18.419
‫چه روی صحنه باشی‬
‫چه جلوی من ایستاده باشی،‬

55:19.378 --> 55:21.297
‫باز هم همون دو را ایک هستی.‬

55:25.051 --> 55:26.469
‫ازت خوشم میاد.‬

55:29.597 --> 55:31.307
‫از همه‌ی وجودت.‬

55:31.891 --> 55:36.103
‫درست همین‌طوری که هستی.‬

55:51.577 --> 55:52.536
‫بله قربان.‬

55:53.537 --> 55:54.955
‫ببخشید. نتونستم بیام تو...‬

55:55.039 --> 55:56.832
‫نه، الان مسئله اومدن تو نیست.‬

55:57.625 --> 56:00.753
‫-ببخشید؟‬
‫-کیفرخواست دو را ایک صادر شده.‬

56:01.796 --> 56:03.798
‫دادستانی‬
‫رسماً علیهش اتهام زده.‬

56:04.423 --> 56:07.593
‫-چی؟‬
‫-اون کثافت، دادستان کواک.‬

56:08.260 --> 56:09.720
‫معلومه منتظر همین لحظه بوده.‬

56:10.554 --> 56:13.724
‫شما دوتا وسط یه رسوایی هستید، ‬
‫مردم هم علیهتونن، ‬

56:13.808 --> 56:15.184
‫و اونم دقیقاً الان این رو علم کرده.‬

56:17.061 --> 56:20.022
‫باید چیکار کنیم؟‬
‫نمی‌تونیم همین‌طوری دست روی دست بذاریم!‬

56:27.071 --> 56:29.657
‫-لطفاً، فقط یه جمله بگید!‬
‫-دادستان کواک!‬

56:29.740 --> 56:31.992
‫شما امروز علیه دو را ایک‬
‫اتهام وارد کردید.‬

56:32.076 --> 56:35.788
‫گزارش شده که یادداشتی پیدا شده‬
‫که توش چوی جه-هی اعتراف کرده.‬

56:35.871 --> 56:37.456
‫دلیل شما برای متهم کردنش چیه؟‬

56:37.540 --> 56:39.625
‫تحقیقات‬
‫باید بر پایه‌ی شواهد عینی باشه.‬

56:39.708 --> 56:43.462
‫ما شواهد فیزیکی‬
‫و قرائن قابل‌توجهی به دست آوردیم،‬

56:43.546 --> 56:45.506
‫و صرف‌نظر از یادداشت آقای چوی،‬

56:45.589 --> 56:47.967
‫برای پیش بردن پرونده‬
‫اطمینان کامل داریم.‬

56:48.050 --> 56:49.468
‫-برین کنار، لطفاً.‬
‫-دادستان کواک!‬

56:49.552 --> 56:51.554
‫لطفاً فقط یه جمله بگید!‬

56:51.637 --> 56:53.305
‫فقط یه نظر کوتاه، لطفاً!‬

56:53.389 --> 56:54.723
‫نمی‌تونید همین‌طوری برید!‬

56:54.807 --> 56:57.935
‫لطفاً یکم بیشتر توضیح بدید، دادستان!‬

56:58.435 --> 56:59.728
‫دادستان!‬

57:01.230 --> 57:03.649
‫اگه متهمش کردن،‬

57:03.732 --> 57:06.277
‫یعنی حتماً یه چیزی دستشون دارن، نه؟‬

57:06.360 --> 57:08.904
‫بدون مدرک این‌قدر سریع اقدام نمی‌کردن.‬

57:08.988 --> 57:12.408
‫ولی توی یه همچین وضعیتی، درسته‬
‫که وکیل منگ پرونده رو دستش بگیره؟‬

57:12.992 --> 57:14.827
‫مقاله‌ها می‌گن‬
‫که با هم زندگی می‌کنن،‬

57:14.910 --> 57:17.204
‫و حالا گذشته‌ی اون هم داره وسط کشیده می‌شه.‬

57:17.288 --> 57:18.956
‫عمراً بتونه ادامه بده.‬

57:19.039 --> 57:21.500
‫حتی برای اون هم،‬
‫این فشار روانی خیلی زیاده.‬

57:21.584 --> 57:23.169
‫اون نمی‌تونه این کارو بکنه.‬

57:31.677 --> 57:34.138
‫- می‌تونم کیفرخواست رو همین الان ببینم؟‬
‫- ببخشید؟‬

57:34.930 --> 57:35.806
‫بله!‬

57:35.890 --> 57:39.268
‫ازت می‌خوام درخواست دسترسی و کپی مدارکی‬
‫که دادستانی ارائه داده رو بدی.‬

57:39.351 --> 57:40.811
‫همه‌اش رو، در سریع‌ترین زمان ممکن.‬

57:41.645 --> 57:42.646
‫چشم.‬

57:56.744 --> 57:59.663
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم‬
‫اما هیچ‌وقت نتونستم این کارو بکنم.‬

58:00.956 --> 58:02.333
‫فقط همین یه بار...‬

58:03.459 --> 58:05.336
‫نمی‌خوام تنهاش بذارم.‬

58:14.345 --> 58:16.722
‫را ایک - رسماً به اتهام‬
‫قتل کانگ وو-سونگ متهم شد‬

58:16.805 --> 58:18.724
‫دادستانی رسماً علیه‌ت کیفرخواست صادر کرده،‬

58:18.807 --> 58:20.935
‫دیگه نمی‌تونیم از این جنگ فرار کنیم.‬

58:23.229 --> 58:25.940
‫اصل ماجرا از اینجا شروع می‌شه.‬
‫آماده‌ای؟‬

58:28.025 --> 58:29.109
‫از من می‌خوای چیکار کنم؟‬

58:30.611 --> 58:34.490
‫اول باید تک‌تک ادعاهای دادستانی رو‬
‫راستی‌آزمایی کنیم.‬

58:34.573 --> 58:36.492
‫ببینیم حرف‌هاشون با مدارک جور درمیاد‬

58:36.575 --> 58:38.994
‫و اینکه چیزی حذف یا تحریف شده یا نه.‬

58:40.204 --> 58:41.705
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.‬

58:42.498 --> 58:43.707
‫بعدش...‬

58:43.791 --> 58:46.168
‫یه سری چیزا هست که باید تاییدشون کنی.‬

59:21.036 --> 59:24.498
‫و مهم نیست چی بشه، ‬
‫من قراره ازت جدا بشم.‬

59:24.582 --> 59:27.960
‫اون‌وقت می‌تونیم همون‌طوری که می‌خوایم زندگی کنیم.‬

59:28.043 --> 59:31.589
‫باشه، انجامش بده. بیا تمومش کنیم.‬

59:32.881 --> 59:34.675
‫قراره جنگ بزرگی بشه.‬

59:35.593 --> 59:38.470
‫براش آماده باش.‬

59:38.554 --> 59:39.597
‫ضبط مکالمه - وو-سونگ‬

59:40.180 --> 59:41.015
‫شنیدی؟‬

59:42.141 --> 59:42.975
‫هوم؟‬

59:43.517 --> 59:45.853
‫اینجا، این قسمت رو.‬

59:46.437 --> 59:48.439
‫با دقت گوش کن.‬

59:50.024 --> 59:53.110
‫براش آماده باش.‬

59:54.528 --> 59:55.487
‫دیدی.‬

59:56.155 --> 59:58.115
‫این صدای دکمه‌های قفل دیجیتال در نیست؟‬

59:59.742 --> 01:00:02.661
‫از مدیر گوم فایل صوتی خام رو خواستم،‬

01:00:02.745 --> 01:00:05.623
‫شاید چیزی توی ضبط شده‌ها باشه‬
‫که به بازسازی وقایع کمک کنه.‬

01:00:05.706 --> 01:00:08.042
‫وقتی داشتم متن مکالمه رو می‌نوشتم پیداش کردم.‬

01:00:08.959 --> 01:00:11.420
‫اما توی دفتر مدیر گوم قفل دیجیتال وجود نداره.‬

01:00:11.503 --> 01:00:13.881
‫اگه چیزی که فکر می‌کنیم درست باشه،‬

01:00:13.964 --> 01:00:17.426
‫این می‌تونه یه مدرک غیرمستقیم باشه‬

01:00:17.509 --> 01:00:19.553
‫که نشون می‌ده اون روز یکی دیگه وارد خونه‌ت شده.‬

01:00:19.637 --> 01:00:24.266
‫پس شاید بتونیم ثابت کنیم قاتل یکی دیگه بوده؟‬

01:00:26.435 --> 01:00:27.353
‫اما قبل از اون...‬

01:00:32.066 --> 01:00:34.568
‫اینا مدارک اضافه‌ای هستن که دادستانی ارائه داده.‬

01:00:34.652 --> 01:00:37.237
‫گزارش پزشکی قانونی درباره‌ی تصادف جه‌هی‌ئه.‬

01:00:37.988 --> 01:00:41.867
‫چندین نشونه هست که نشون می‌ده‬
‫شاید خودکشی نبوده.‬

01:00:41.950 --> 01:00:45.663
‫به نظر میاد دادستانی می‌خواد از این‬
‫برای پیش‌برد پرونده‌اش استفاده کنه.‬

01:00:46.205 --> 01:00:47.039
‫آره...‬

01:00:47.706 --> 01:00:49.750
‫اون هیچ‌وقت خودش رو نمی‌کشت.‬

01:00:50.417 --> 01:00:54.213
‫اما موقع بازجویی، چرا نگفتی کجا بودی؟‬

01:00:54.797 --> 01:00:55.923
‫کجا بودی؟‬

01:00:58.217 --> 01:00:59.051
‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬

01:00:59.134 --> 01:01:02.554
‫اون موقعی بود که از خونه‌ی من رفتی، نه؟‬
‫خوابگاه بودی؟‬

01:01:08.852 --> 01:01:09.687
‫چی؟‬

01:01:14.942 --> 01:01:16.235
‫داشتم تعقیبت می‌کردم.‬

01:01:16.318 --> 01:01:17.277
‫تعقیب...‬

01:01:19.863 --> 01:01:21.115
‫من؟‬

01:01:21.782 --> 01:01:23.075
‫کی؟‬

01:01:23.158 --> 01:01:25.994
‫نه مثل یه مزاحم یا همچین چیزی!‬

01:01:26.078 --> 01:01:29.415
‫همین‌طوری گذرم به نزدیکی دفترت افتاد.‬

01:01:29.498 --> 01:01:30.999
‫و تو داشتی از سر کار برمی‌گشتی.‬

01:01:31.583 --> 01:01:34.378
‫با خودم گفتم: «کجا داره می‌ره؟»‬

01:01:36.046 --> 01:01:38.048
‫و بعدش، داشتی آبجو می‌خوردی.‬

01:01:41.009 --> 01:01:41.844
‫چی؟‬

01:01:49.184 --> 01:01:50.185
‫خب، خب.‬

01:02:03.115 --> 01:02:06.243
‫پس...‬

01:02:07.035 --> 01:02:08.412
‫پس دقیقاً چی دیدی؟‬

01:02:08.495 --> 01:02:11.790
‫فقط اینکه داشتی پشت‌سر‌هم آبجو می‌خوردی،‬

01:02:11.874 --> 01:02:14.001
‫توی راه خونه با تمام وجود داد می‌زدی،‬

01:02:14.084 --> 01:02:17.129
‫و تمام یادگاری‌های منو جلوی خونه‌ت ریختی دور.‬

01:02:17.212 --> 01:02:18.213
‫پس همه‌چی رو دیدی.‬

01:02:20.716 --> 01:02:23.594
‫باید همه‌ی اینا رو توی دادگاه توضیح بدی!‬

01:02:23.677 --> 01:02:27.598
‫چرا اون‌طوری تعقیبم کردی؟‬

01:02:31.101 --> 01:02:32.186
‫چون دلم برات تنگ شده بود.‬

01:02:35.439 --> 01:02:36.648
‫چون می‌خواستم ببینمت.‬

01:02:39.443 --> 01:02:42.196
‫اما چرا رفتی همون‌جایی که برات پیانو زدم؟‬

01:02:53.749 --> 01:02:59.087
‫نکنه اون روز تو هم یکم دلت برام تنگ شده بود؟‬

01:03:09.389 --> 01:03:12.351
‫بیخیال، این چه واکنشیه؟‬

01:03:12.434 --> 01:03:14.102
‫چیه؟ هوم؟‬

01:03:14.686 --> 01:03:18.315
‫دلت برام تنگ شده بود، نه؟‬

01:03:19.024 --> 01:03:22.110
‫سه‌نا؟ چرا نمی‌تونی بگیش؟‬

01:03:22.194 --> 01:03:23.612
‫دلم برات تنگ شده بود!‬

01:03:31.995 --> 01:03:34.540
‫نمی‌تونستم از فکرت بیام بیرون.‬

01:03:36.750 --> 01:03:39.253
‫لازم نبود این‌قدر صادقانه بگیش.‬

01:03:49.137 --> 01:03:50.347
‫این چیه؟‬

01:03:51.098 --> 01:03:54.226
‫این لیست اموال ضبط‌شده‌ست.‬

01:03:54.309 --> 01:03:56.562
‫چیزایی که پلیس از خونه‌ت برده.‬

01:03:56.645 --> 01:03:59.648
‫ما درخواست پس‌گرفتنشون رو ندادیم،‬
‫واسه همین هنوز توی پاسگاهن.‬

01:04:00.983 --> 01:04:03.944
‫این اکسسوری مخصوصت نبود؟‬

01:04:04.736 --> 01:04:08.156
‫قدیما هر روز می‌انداختیش، اما این اواخر نه زیاد.‬

01:04:11.326 --> 01:04:12.953
‫یک عدد پیرسینگ فلزی‬

01:04:16.081 --> 01:04:18.625
‫چرا؟ مگه مهمه؟‬

01:04:20.002 --> 01:04:21.211
‫این...‬

01:04:37.477 --> 01:04:39.897
‫آقا، صدامو می‌شنوین؟‬

01:04:58.123 --> 01:05:00.751
‫چرا یهو این‌طوری می‌کنی؟‬

01:05:23.231 --> 01:05:26.944
‫پس یکی دیگه هم از این بوده؟‬

01:05:28.487 --> 01:05:29.321
‫من...‬

01:05:30.447 --> 01:05:31.448
‫فکر کنم می‌دونم.‬

01:05:32.074 --> 01:05:32.908
‫چی؟‬

01:05:36.453 --> 01:05:37.287
‫من...‬

01:05:38.288 --> 01:05:39.623
‫فکر کنم اون کسی که‬

01:05:41.166 --> 01:05:42.709
‫اون روز اومد پیشم رو می‌شناسم.‬

01:06:44.104 --> 01:06:46.565
‫حقیقت هر چقدر هم دردناک باشه، ‬

01:06:46.648 --> 01:06:49.609
‫دیگه ازش فرار نمی‌کنم.‬

01:06:49.693 --> 01:06:53.113
‫ووسونگ عادت داشت‬
‫همه‌چیز رو ضبط کنه.‬

01:06:53.196 --> 01:06:55.615
‫نمی‌تونم رمزش رو پیدا کنم.‬

01:06:55.699 --> 01:06:59.369
‫ووسونگ گفت یه پیام مخفی رو‬
‫توی یکی از آهنگ‌هاش قایم کرده.‬

01:06:59.453 --> 01:07:02.414
‫من دیگه دارم می‌رم. مراقب خودت باش.‬

01:07:02.497 --> 01:07:06.501
‫بیونگ‌گیون، واقعاً می‌تونی‬
‫با وجدان راحت زندگی کنی؟‬

01:07:06.585 --> 01:07:09.713
‫می‌خوام مستقیم از زبون خودت بشنوم‬
‫که چرا این کار رو کردی.‬

01:07:10.964 --> 01:07:15.969
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
