WEBVTT

00:00.021 --> 00:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:35.222 --> 00:37.767
‫واقعاً فکر می‌کنی همه‌چیز رو‬

00:37.850 --> 00:39.518
‫درباره‌ی ووسونگ می‌دونی، نه؟‬

00:40.728 --> 00:41.979
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

00:42.855 --> 00:44.273
‫دارم ازت می‌پرسم‬

00:45.107 --> 00:47.610
‫که حاضری حقیقت رو قبول کنی،‬
‫هر چی که هست یا نه.‬

00:50.654 --> 00:52.698
‫بعضی حقیقت‌ها‬

00:53.282 --> 00:57.536
‫همون لحظه‌ای که می‌فهمی‌شون، با درد همراهن.‬

00:59.246 --> 01:00.081
‫دردی که...‬

01:01.874 --> 01:04.168
‫باعث می‌شه آرزو کنی کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدی.‬

01:08.422 --> 01:09.924
‫پس برای آخرین بار می‌پرسم.‬

01:12.426 --> 01:13.636
‫واقعاً می‌تونی...‬

01:14.929 --> 01:17.306
‫از پسِ حقیقت بربیای؟‬

01:22.645 --> 01:23.813
‫بهم بگو.‬

01:25.356 --> 01:27.441
‫هر چیزی که داری مخفی می‌کنی رو بگو.‬

01:36.659 --> 01:38.911
‫این اون چیزی نیست که قولش رو دادی.‬

01:38.994 --> 01:41.580
‫گفتی اگه را ایک رو راضی کنم‬
‫تک‌آهنگش رو منتشر کنه،‬

01:41.664 --> 01:44.458
‫بعدش بهمون یه آلبوم گروهی می‌دی.‬

01:44.542 --> 01:47.711
‫پس چرا برای را ایک یه تور دیگه رزرو شده؟‬

01:47.795 --> 01:49.421
‫تو هم مثل من خوب می‌دونی‬

01:49.505 --> 01:52.007
‫که کار سولو‌ی را ایک‬
‫اون‌قدرها هم خوب پیش نمی‌ره.‬

01:53.509 --> 01:56.428
‫تور تنها راهیه که ضررها جبران بشه.‬

01:56.512 --> 01:57.847
‫جهی و یونگ‌بین،‬

01:57.930 --> 02:00.349
‫اون‌ها برای یه آلبوم کامل خیلی ذوق داشتن.‬

02:00.432 --> 02:02.518
‫هر روز تمرین می‌کنن، سالن رزرو می‌کنن،‬

02:02.601 --> 02:04.687
‫و این تنها چیزیه که‬
‫سرپا نگهشون داشته.‬

02:04.770 --> 02:06.897
‫اصلاً شماها برای چی‬
‫باید به ادامه دادن فکر کنید؟‬

02:08.107 --> 02:11.735
‫هر چی را ایک بیشتر درآمد داشته باشه،‬
‫برای شما هم بهتره.‬

02:12.611 --> 02:15.948
‫فقط پولی که اون میاره رو تقسیم می‌کنید‬
‫و به خودتون سخت نمی‌گیرید.‬

02:16.031 --> 02:17.533
‫دقیقاً مشکل چیه؟‬

02:18.617 --> 02:19.994
‫الان چی گفتی؟‬

02:20.494 --> 02:23.622
‫نرو پیش را ایک و‬
‫ذهنش رو با این اراجیف پر نکن.‬

02:23.706 --> 02:26.625
‫همین‌طوری هم این روزها‬
‫حالش زیاد خوب نیست.‬

02:26.709 --> 02:27.626
‫بدترش نکن.‬

03:01.702 --> 03:04.121
‫لطفاً دیگه این‌طوری با من تماس نگیر.‬

03:04.204 --> 03:07.166
‫- باعث می‌شه معذب بشم...‬
‫- شنیدم‬

03:07.249 --> 03:09.501
‫آلبوم کاملتون باز هم عقب افتاده؟ ‬

03:10.294 --> 03:12.046
‫قبلاً هم بهت گفتم، ‬

03:12.630 --> 03:15.966
‫گولدی اصلاً قصدی برای‬
‫بزرگ کردن تیم شما نداره.‬

03:16.050 --> 03:18.218
‫حتی اگه قرارداد رو تمدید کنید،‬

03:18.302 --> 03:20.137
‫بقیه‌ی اعضا فقط به حاشیه رونده می‌شن‬

03:20.220 --> 03:22.473
‫در حالی که دوباره به را ایک بها داده می‌شه.‬
‫کاملاً واضحه.‬

03:23.724 --> 03:26.810
‫اگه بیای به کمپانی ما، ‬

03:26.894 --> 03:29.688
‫می‌تونیم کمکت کنیم موسیقی واقعی بسازی.‬

03:30.439 --> 03:32.107
‫هر شرطی که داشته باشی رو قبول می‌کنیم.‬

03:32.691 --> 03:34.860
‫این چیزی نیست که‬
‫بتونم تنهایی براش تصمیم بگیرم.‬

03:34.944 --> 03:37.529
‫- اول باید از اعضا بپرسم...‬
‫- و اگه...‬

03:39.782 --> 03:41.533
‫مدیر گوم بفهمه چی؟‬

03:42.743 --> 03:45.287
‫زیاد شدنِ نظرها‬
‫فقط باعث می‌شه همه‌چیز خراب بشه.‬

03:45.371 --> 03:47.122
‫از چیزایی که شنیدم،‬

03:47.706 --> 03:49.583
‫را ایک و بقیه همه‌شون به حرف تو گوش می‌دن.‬

03:50.417 --> 03:52.169
‫پس وقتشه که‬

03:53.379 --> 03:54.213
‫به خاطر صلاح تیم انتخاب کنی.‬

04:03.138 --> 04:04.306
‫خیلی خوب می‌رقصن.‬

04:06.600 --> 04:08.352
‫آره، ولی فکر کنم ما هنوزم بهتریم.‬

04:08.435 --> 04:10.604
‫خب، معلومه که هستیم.‬

04:12.898 --> 04:16.110
‫ووسونگ! تمرین رو پیچوندی.‬
‫کجا غیبت زد؟‬

04:16.193 --> 04:18.279
‫من کل برنامه‌ی امروزم رو خالی کردم.‬

04:18.862 --> 04:20.823
‫چه برنامه‌ای؟‬

04:22.157 --> 04:23.951
‫- رامیون می‌خوری؟‬
‫- نه، میل ندارم.‬

04:24.034 --> 04:25.119
‫قبلاً خوردم.‬

04:29.290 --> 04:31.625
‫اه، افتضاحن.‬

04:32.209 --> 04:33.711
‫جدی. به این می‌گن موسیقی؟‬

04:33.794 --> 04:36.714
‫شاید وقتی دوباره برگشتیم،‬
‫باید لهشون کنم.‬

04:36.797 --> 04:39.174
‫آه، راستی! ووسونگ،‬
‫گروه چت رو دیدی؟‬

04:39.758 --> 04:41.885
‫یکی از این چالش‌های ترند رو گذاشتم.‬

04:43.345 --> 04:44.722
‫چطوره امتحانش کنیم؟‬

04:45.431 --> 04:46.724
‫فکر کنم طرفدارها عاشقش بشن.‬

04:47.308 --> 04:49.685
‫- وای! خوب به نظر میاد!‬
‫- مگه نه؟‬

04:49.768 --> 04:52.396
‫خوب؟ ما برای خودمون پرستیژ داریم، باشه؟‬

04:52.479 --> 04:53.856
‫یه چیز دیگه انتخاب کن.‬

04:54.898 --> 04:56.775
‫پس ما سه نفری انجامش می‌دیم.‬

04:56.859 --> 04:59.361
‫منظورت چیه؟‬
‫ما گلد بویز هستیم، یه چیز دیگه انتخاب کن!‬

04:59.445 --> 05:02.906
‫- اینجا یه خوبش هست. باحال به نظر میاد.‬
‫- اگه دوست نداری، خب انجامش نده.‬

05:25.095 --> 05:26.138
‫را ایک!‬

05:38.067 --> 05:40.736
‫را ایک!‬

05:40.819 --> 05:41.862
‫حالت خوبه؟‬

05:41.945 --> 05:43.697
‫با این وضع،‬
‫را ایک واقعاً قراره بمیره.‬

05:44.281 --> 05:46.033
‫هر روز برنامه‌های موسیقی داره،‬
‫بعدش هم مراسم‌ها،‬

05:46.116 --> 05:48.202
‫و توی روزهای تعطیلش هم‬
‫داره برای کنسرت آماده می‌شه.‬

05:48.285 --> 05:50.913
‫باید برنامه‌هاش رو سبک‌تر کنیم.‬

05:50.996 --> 05:52.164
‫مدیر.‬

05:52.247 --> 05:54.416
‫با این وضع،‬
‫واقعاً ممکنه یه اتفاقی براش بیفته.‬

05:54.500 --> 05:56.168
‫چرا یهو داری این رو می‌گی؟‬

05:56.668 --> 05:58.837
‫چی؟ چیزی بهت گفته؟‬

05:58.921 --> 06:01.882
‫- نه، موضوع اینه که اون...‬
‫- بذار این بین خودمون بمونه، باشه؟ ‬

06:14.478 --> 06:15.771
‫اگه کمپانی بفهمه‬

06:16.522 --> 06:18.732
‫که دارم دارو مصرف می‌کنم،‬
‫فقط تبدیل به دردسر می‌شه.‬

06:19.817 --> 06:20.734
‫اون...‬

06:21.735 --> 06:23.070
‫واقعاً از پا افتاده به نظر می‌رسه.‬

06:23.654 --> 06:25.864
‫نگران نباش. من حواسم بهش هست.‬

06:26.824 --> 06:28.951
‫همین که این دوره‌ی تبلیغاتی تموم بشه،‬
‫یه استراحتی گیرش می‌آد.‬

06:29.034 --> 06:31.036
‫- مدیرعامل قول داده.‬
‫- قول؟‬

06:31.120 --> 06:33.539
‫ببین، من جلسه دارم.‬
‫بعداً با هم حرف می‌زنیم، باشه؟‬

06:41.296 --> 06:42.881
‫تماس ورودی‬

07:09.867 --> 07:12.244
‫اینجا همون فضای تازه‌بازسازی‌شده‌ست.‬

07:13.370 --> 07:15.998
‫اتاق میکس رو‬
‫یه مهندس آلمانی طراحی کرده،‬

07:16.582 --> 07:18.167
‫و همه‌چیز تنظیم شده،‬

07:18.250 --> 07:20.669
‫طوری که می‌تونی صدای‬
‫هر سازی رو با وضوح کامل بشنوی.‬

07:20.752 --> 07:23.422
‫می‌شه گفت‬
‫اختصاصی واسه گلد بویز ساخته شده.‬

07:24.840 --> 07:26.300
‫داریم یه تیم‬

07:26.383 --> 07:28.218
‫کاملاً سفارشی فقط واسه گلد بویز جمع می‌کنیم.‬

07:28.302 --> 07:30.387
‫تهیه‌کننده‌ها، مهندس‌ها،‬
‫مدیرای هنری، همه‌چیز.‬

07:31.305 --> 07:32.473
‫همه‌چیز رو‬

07:32.556 --> 07:35.767
‫دقیقاً همون‌طوری ردیف می‌کنیم که همیشه می‌خواستی کار کنی.‬

07:38.312 --> 07:39.730
‫فقط کافیه بگی بله.‬

07:43.150 --> 07:44.151
‫قبول می‌کنم.‬

07:44.860 --> 07:47.362
‫قرارداد رو امضا می‌کنم.‬

07:47.946 --> 07:49.239
‫تصمیم خیلی عاقلانه‌ایه.‬

07:50.699 --> 07:51.867
‫ولی،‬

07:52.367 --> 07:55.579
‫ما گلد بویز رو به صورت یه گروه کامل می‌خوایم.‬

07:55.662 --> 07:57.748
‫از اونجایی که دو را ایک خواننده‌ی اصلیه،‬

07:57.831 --> 07:59.750
‫باید اون رو هم با خودت بیاری...‬

07:59.833 --> 08:01.752
‫لازم نیست نگران اون باشی.‬

08:02.336 --> 08:03.587
‫اگه من بگم، اونم انجامش می‌ده.‬

08:03.670 --> 08:05.380
‫بقیه‌ی اعضا هم همین‌طور.‬

08:08.425 --> 08:09.259
‫باشه.‬

08:15.891 --> 08:17.184
‫اون عوضی، دو را ایک.‬

08:17.267 --> 08:21.313
‫شنیدم مخفیانه با یه شرکت دیگه‬
‫قرارداد بسته تا سولو کار کنه.‬

08:21.396 --> 08:22.898
‫اینو از کجا شنیدی؟‬

08:22.981 --> 08:26.944
‫دوستم توی همون شرکتی کار می‌کنه‬
‫که اون داشته باهاشون حرف می‌زده.‬

08:28.237 --> 08:29.446
‫خبرش موثقه.‬

08:29.530 --> 08:31.573
‫حتی یه پیش‌پرداخت گنده هم گرفته.‬

08:32.491 --> 08:36.203
‫فردا می‌دمش به رسانه‌ها.‬

08:36.286 --> 08:37.663
‫این رسماً دستکاری توی قرارداده.‬

08:37.746 --> 08:40.624
‫- این خبر که پخش بشه، کار اون عوضی تمومه.‬
‫- نه!‬

08:40.707 --> 08:41.792
‫هان؟‬

08:44.002 --> 08:45.963
‫ما هنوز هیچی رو با اطمینان نمی‌دونیم.‬

08:46.547 --> 08:48.632
‫من فردا را ایک رو می‌بینم‬
‫و خودم چک می‌کنم،‬

08:48.715 --> 08:52.052
‫پس تا اون موقع به کسی چیزی نگو. باشه؟‬

09:09.069 --> 09:10.612
‫چیکار کردی؟‬

09:10.696 --> 09:13.490
‫چیزی که بین خودمون حرفش رو زدیم‬
‫چطوری درز کرده بیرون؟‬

09:13.574 --> 09:15.409
‫من اصلاً کی چیزی امضا کردم؟‬

09:15.492 --> 09:16.702
‫من فقط حرفش رو زدم!‬

09:16.785 --> 09:19.454
‫گفتی دیگه.‬

09:19.538 --> 09:20.581
‫گفتی امضا می‌کنی،‬

09:20.664 --> 09:23.125
‫و بقیه‌ی اعضا،‬
‫از جمله را ایک هم امضا می‌کنن.‬

09:27.462 --> 09:29.840
‫من هرچی گفتی رو ضبط کردم.‬

09:29.923 --> 09:32.676
‫منظورم این نبود که همین الان انجامش می‌دم،‬

09:32.759 --> 09:35.304
‫- من فقط...‬
‫- وو-سونگ.‬

09:35.387 --> 09:37.681
‫توافق شفاهی هم هنوز یه توافقه.‬

09:37.764 --> 09:39.349
‫تو بهم قول دادی.‬

09:39.933 --> 09:43.562
‫اگه بخوای این‌طوری زیرش بزنی،‬
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه علنیش کنم.‬

09:43.645 --> 09:46.690
‫تصور کن وقتی این خبر پخش بشه‬
‫مردم چی می‌گن.‬

09:46.773 --> 09:48.650
‫درباره‌ی تو، و درباره‌ی را ایک.‬

09:48.734 --> 09:51.028
‫می‌گن همه‌تون به گروه خیانت کردید.‬

09:51.820 --> 09:54.448
‫ما اینو نمی‌خوایم، مگه نه؟‬

10:13.342 --> 10:14.176
‫رئیس!‬

10:22.142 --> 10:24.561
‫تو که جنبه‌ی الکل نداری،‬

10:24.645 --> 10:26.063
‫چرا این‌قدر سریع سر کشیدیش؟‬

10:29.066 --> 10:31.818
‫جنبه‌م کم نیست.‬

10:33.070 --> 10:34.363
‫به‌خاطر داروهاست.‬

10:34.446 --> 10:36.531
‫هنوز دارو می‌خوری؟‬

10:36.615 --> 10:39.117
‫اون‌وقت بازم این‌طوری مشروب خوردی؟‬

10:39.201 --> 10:41.203
‫مست نیستم.‬

10:42.621 --> 10:45.582
‫گفتی یه چیزی می‌خوای بهم بگی.‬

10:46.708 --> 10:47.542
‫چیه؟‬

10:49.419 --> 10:50.879
‫هیچی نیست.‬

10:51.463 --> 10:53.256
‫فردا حرف می‌زنیم. برو بخواب.‬

11:44.683 --> 11:46.101
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟ ‬

11:46.685 --> 11:48.895
‫با آچی اینترتینمنت چیکار داشتی؟‬

11:50.856 --> 11:53.483
‫من هیچ قراردادی رو نقض نکردم.‬

11:53.567 --> 11:55.735
‫زمان زیادی تا تمدید نمونده،‬

11:55.819 --> 11:58.321
‫- و حرف زدن با یه شرکت دیگه...‬
‫- حتماً.‬

11:58.405 --> 12:00.031
‫از نظر عرفی، این مشکلی نداره.‬

12:00.824 --> 12:03.160
‫ولی قانون فرق می‌کنه.‬

12:03.243 --> 12:05.203
‫تو هنوز جواب روشنی ندادی‬

12:05.287 --> 12:09.207
‫- درباره‌ی تمدید قراردادمون، واسه همین...‬
‫- واسه همین پای مادر را ایک رو کشیدی وسط‬

12:09.291 --> 12:10.959
‫و سعی کردی یه سود گنده به جیب بزنی؟‬

12:12.210 --> 12:14.254
‫- ببخشید؟‬
‫- مادر را ایک یه قرارداد امضا کرده‬

12:14.337 --> 12:16.006
‫با اونا، اونم به اسم را ایک.‬

12:16.673 --> 12:20.343
‫و به‌خاطر توافق شفاهی تو،‬

12:20.427 --> 12:23.221
‫اوضاع از نظر قانونی‬
‫به ضرر را ایک تموم شده!‬

12:25.015 --> 12:28.059
‫- منظورم این نبود...‬
‫- «منظورم»؟‬

12:28.643 --> 12:31.396
‫نیت تو اصلاً مهم نیست. چیزی که مهمه اینه‬

12:31.480 --> 12:32.814
‫که اگه گندش دربیاد،‬

12:32.898 --> 12:35.317
‫جریمه‌ی فسخ قرارداد رو‬
‫واسه هر دوی شما می‌فرستم.‬

12:36.443 --> 12:39.154
‫و از اونجایی که مبلغ قرارداد را ایک‬
‫خیلی بیشتره، ‬

12:39.237 --> 12:41.823
‫سودی که گیر من می‌آد هم بیشتر می‌شه.‬

12:41.907 --> 12:44.284
‫اگه اون بفهمه، فکر می‌کنی چی بشه؟‬

12:45.744 --> 12:47.621
‫اگه من جای اون بودم، ‬

12:48.705 --> 12:50.707
‫دلم می‌خواد بکشمت.‬

12:53.877 --> 12:57.589
‫وو-سونگ، داری خودت رو‬
‫تو دردسرِ بزرگی می‌ندازی.‬

12:58.340 --> 12:59.508
‫خودت اینو می‌دونی، نه؟‬

13:01.510 --> 13:04.387
‫- می‌دونم.‬
‫- با اینکه می‌دونستی، باز هم این کارو کردی؟‬

13:04.471 --> 13:06.681
‫فکر کردی را ایک همین‌طوری ازش می‌گذره؟‬

13:06.765 --> 13:09.351
‫- را ایک...‬
‫- اون حرفم رو باور می‌کنه.‬

13:09.935 --> 13:11.853
‫و خودش سعی می‌کنه همه‌چیز رو درست کنه.‬

13:11.937 --> 13:14.356
‫از همین می‌ترسم.‬

13:14.439 --> 13:18.693
‫اون همیشه خودش رو فدای من کرده.‬
‫می‌ترسم باز هم همین کارو بکنه.‬

13:20.320 --> 13:21.488
‫این چیزیه که منو می‌ترسونه.‬

13:22.447 --> 13:25.242
‫چرا این کارو کردی؟‬

13:26.368 --> 13:29.079
‫- اگه زودتر بهم می‌گفتی...‬
‫- بهت گفتم.‬

13:30.497 --> 13:31.915
‫فقط گوش ندادی.‬

13:33.083 --> 13:34.501
‫ولی حالا که دیگه اتفاق افتاده،‬

13:35.669 --> 13:38.922
‫مسئولیتِ تمومِ کارایی که کردم رو به عهده می‌گیرم.‬

13:39.005 --> 13:41.758
‫و به هر قیمتی که شده،‬
‫خودم رو از زیرِ سلطه‌ت می‌کشم بیرون.‬

13:42.467 --> 13:45.345
‫این تنها راهیه که‬
‫می‌تونیم اون‌طوری که می‌خوایم زندگی کنیم.‬

13:47.389 --> 13:48.765
‫پس برو جلو و سعیت رو بکن.‬

13:49.599 --> 13:51.560
‫قراره جنگِ بزرگی بشه.‬

13:51.643 --> 13:54.646
‫براش آماده باش.‬

13:57.607 --> 13:58.817
‫من هیچ‌وقت واقعاً...‬

14:00.235 --> 14:03.405
‫قصد نداشتم جریمه‌ای ازش بگیرم.‬

14:04.781 --> 14:06.533
‫فقط می‌خواستم اون‌قدری بترسونمش‬

14:06.616 --> 14:08.159
‫که دیگه هیچ‌وقت همچین کاری نکنه.‬

14:11.204 --> 14:12.872
‫هنوز هم پشیمونم.‬

14:14.541 --> 14:15.959
‫اگه می‌دونستم‬

14:16.042 --> 14:20.088
‫اون تماس آخرین باریه که‬
‫صدایِ وو-سونگ رو می‌شنوم،‬

14:20.171 --> 14:21.882
‫هیچ‌وقت اون حرف‌ها رو نمی‌زدم.‬

14:27.470 --> 14:30.098
‫حالا فهمیدی؟‬

14:31.224 --> 14:34.311
‫که چرا چاره‌ای نداشتم‬
‫جز اینکه همه‌ی این‌ها رو مخفی نگه دارم؟‬

14:36.605 --> 14:37.772
‫باور داشتم‬

14:38.481 --> 14:40.942
‫که عمومی کردنِ اون تماس،‬

14:41.026 --> 14:43.862
‫و فاش کردنِ دست‌کاریِ وو-سونگ‬

14:44.446 --> 14:47.324
‫فقط به را ایک ضربه می‌زنه.‬

14:47.407 --> 14:50.619
‫ممکنه ازش یه انگیزه برای جرم بسازن.‬

14:52.454 --> 14:53.496
‫واسه همین...‬

14:55.874 --> 14:59.294
‫به جه-هی دستور دادم که همه‌چیز رو کاملاً مخفی نگه داره.‬

15:02.881 --> 15:03.715
‫را ایک.‬

15:05.842 --> 15:09.095
‫از وقتی بچه بودی حواسم بهت بوده.‬

15:10.221 --> 15:13.099
‫همه‌چیز رو مخفی کردم چون واقعاً باور داشتم‬

15:13.183 --> 15:15.268
‫که تو نمی‌تونستی همچین کاری با وو-سونگ بکنی.‬

15:15.352 --> 15:17.854
‫می‌خواستم ازت محافظت کنم.‬

15:18.521 --> 15:19.397
‫اما...‬

15:21.483 --> 15:23.109
‫باور که مدرک نمی‌شه.‬

15:25.862 --> 15:28.740
‫خیلی خب. من همه‌چیز رو بهت گفتم.‬

15:29.324 --> 15:30.951
‫حالا نوبتِ توئه.‬

15:32.410 --> 15:35.664
‫واقعاً‬

15:36.706 --> 15:41.211
‫هیچ‌کدوم از اینا رو نمی‌دونستی؟‬

15:44.506 --> 15:45.507
‫آیا...‬

15:48.009 --> 15:49.052
‫مطمئنی...‬

15:51.805 --> 15:53.056
‫که تو...‬

15:55.433 --> 15:56.893
‫وو-سونگ رو نکشتی؟‬

16:02.649 --> 16:03.775
‫می‌گی‬

16:04.734 --> 16:08.405
‫برای محافظت از من سکوت کردی،‬

16:09.280 --> 16:10.281
‫ولی نه.‬

16:11.282 --> 16:13.576
‫داشتی حساب‌کتاب می‌کردی.‬

16:14.244 --> 16:16.121
‫سکوت کردی‬

16:16.204 --> 16:17.998
‫چون اگه این موضوع لو می‌رفت،‬

16:18.623 --> 16:21.960
‫می‌ترسیدی به خودت شک کنن.‬

16:23.962 --> 16:25.839
‫بذار بهت بگم،‬

16:26.798 --> 16:28.008
‫دقیقاً همون چیزی رو که می‌خوای بدونی.‬

16:31.511 --> 16:32.554
‫من...‬

16:35.890 --> 16:37.517
‫وو-سونگ رو نکشتم.‬

17:19.434 --> 17:22.896
‫را ایک، حالت خوبه؟‬

17:26.566 --> 17:27.776
‫نمی‌دونستم.‬

17:31.362 --> 17:33.156
‫هیچی نمی‌دونستم.‬
‫خیلی احمق بودم.‬

17:52.717 --> 17:54.969
‫منظورت چیه؟‬
‫ما «گلد بویز» هستیم، یه چیز دیگه انتخاب کن!‬

17:55.053 --> 17:57.013
‫- اون یکی جالب به نظر می‌رسه.‬
‫- خب پس انجامش نده.‬

17:57.097 --> 17:59.099
‫چرا متوجهِ هیچ‌کدوم از اینا نشدم؟‬

18:00.809 --> 18:02.268
‫چقدر وقت بود که داشت زجر می‌کشید،‬

18:03.103 --> 18:04.479
‫اونم کاملاً تنها.‬

18:04.562 --> 18:06.481
‫اوه، وو-سونگ اینجاست؟‬

18:09.567 --> 18:10.693
‫چه حسی داشته وقتی‬

18:11.736 --> 18:13.655
‫اون شب اومده بود سراغم.‬

18:13.738 --> 18:16.699
‫هی، دیگه بحث‌هایِ افسرده‌کننده بسه.‬
‫بیا بنوشیم.‬

18:18.618 --> 18:20.203
‫اصلاً روحم هم خبر نداشت.‬

18:22.580 --> 18:23.832
‫همیشه لبخند می‌زد.‬

18:24.582 --> 18:26.835
‫- واسه همین فکر می‌کردم حالش خوبه.‬
‫- این خیلی خوشمزه‌ست.‬

18:28.753 --> 18:30.588
‫من همیشه فقط به فکرِ خودم بودم.‬

18:30.672 --> 18:31.965
‫بس کن! گفتم بس کن!‬

18:32.048 --> 18:34.551
‫- را ایک.‬
‫- وو-سونگ، من...‬

18:34.634 --> 18:38.096
‫من فقط سختی و دردِ خودم رو می‌دیدم.‬

18:39.139 --> 18:40.890
‫برو تو. کنسرت داره شروع می‌شه.‬

18:40.974 --> 18:42.225
‫نه، آخه...‬

18:42.308 --> 18:43.393
‫مراقبِ را ایک باش.‬

18:43.476 --> 18:47.230
‫وو-سونگ همیشه قبل از خودش‬
‫به فکرِ من بود.‬

18:48.565 --> 18:49.607
‫ولی من...‬

18:50.859 --> 18:52.944
‫حتی یک بار هم سعی نکردم...‬

18:53.862 --> 18:56.573
‫پشتِ اون لبخند رو ببینم.‬

18:57.615 --> 19:00.952
‫همیشه دلم می‌خواست بشنومش.‬
‫صدات از نزدیک حتی قشنگ‌تر هم هست.‬

19:11.379 --> 19:12.505
‫ووسونگ داشت...‬

19:14.632 --> 19:17.635
‫همه‌ی بارها رو تنهایی به دوش می‌کشید،‬
‫بدونِ اینکه کلمه‌ای حرف بزنه.‬

19:19.888 --> 19:21.639
‫و من خیلی دیر متوجهش شدم.‬

19:25.226 --> 19:26.728
‫بابتِ این موضوع خیلی متأسفم.‬

19:33.109 --> 19:36.821
‫صرفاً چون به کسی نزدیکی،‬
‫معنیش این نیست که همه‌چیز رو در موردش می‌دونی.‬

19:38.740 --> 19:40.158
‫واسه بعضی‌ها،‬

19:40.241 --> 19:46.080
‫حرف زدن از سکوت کردن سخت‌تره.‬

19:48.082 --> 19:52.420
‫شاید اونم یکی از همون آدما بود.‬

19:56.424 --> 19:58.051
‫خودت رو خیلی سرزنش نکن.‬

19:59.135 --> 20:00.845
‫اینکه دیر متوجه شدی،‬

20:01.804 --> 20:03.473
‫معنیش این نیست که تقصیرِ تو بوده.‬

20:05.516 --> 20:09.729
‫گاهی اوقات دیدنِ دلِ آدما سخته،‬
‫حتی وقتی درست کنارت ایستادن.‬

20:12.190 --> 20:15.193
‫و شاید فقط لبخند زدن،‬

20:15.944 --> 20:18.071
‫راهِ اون واسه صادق بودن با تو بود.‬

20:26.079 --> 20:27.288
‫الان،‬

20:28.748 --> 20:29.916
‫اشکالی نداره که...‬

20:31.960 --> 20:33.920
‫غمگین باشی.‬

20:35.505 --> 20:38.132
‫اگه همه‌چیز رو توی خودت بریزی،‬

20:38.716 --> 20:40.885
‫بعداً فقط بیشتر اذیت می‌شی.‬

20:41.469 --> 20:42.470
‫پس...‬

20:42.971 --> 20:44.514
‫خودت رو مجبور به تحمل کردن نکن.‬

20:45.306 --> 20:47.225
‫کم‌کم خودت رو خالی کن.‬

20:49.602 --> 20:50.770
‫مشکلی نیست.‬

21:23.594 --> 21:25.138
‫تغییرِ مسئولیتِ پرونده؟ منظورت چیه؟‬

21:25.221 --> 21:27.140
‫این پرونده مالِ منه! چرا یهو؟‬

21:27.223 --> 21:29.309
‫ندیدی چه اتفاقاتی داره می‌افته؟‬

21:29.392 --> 21:31.060
‫رسانه‌ها، مردم،‬

21:31.144 --> 21:33.896
‫همه دارن داد می‌زنن‬
‫که ما مظنونِ اشتباهی رو هدف گرفتیم!‬

21:33.980 --> 21:36.190
‫حتی به کمیسر هم در این مورد گزارش دادن!‬

21:36.274 --> 21:38.985
‫ولی من از اول روی این پرونده کار کردم.‬

21:39.068 --> 21:41.362
‫- من باید تمومش کنم...‬
‫- هی!‬

21:41.446 --> 21:44.198
‫اگه الان بهش بچسبی،‬

21:44.282 --> 21:48.619
‫کلِ سیستمِ دادستانی‬
‫برچسبِ بی‌کفایتی می‌خوره.‬

21:48.703 --> 21:50.830
‫اگه واقعاً می‌خوای مسئولیت قبول کنی،‬

21:50.913 --> 21:53.541
‫پرونده رو بده به یه دادستانِ دیگه‬

21:53.624 --> 21:55.543
‫و محترمانه بکش کنار.‬

21:55.626 --> 21:58.963
‫این بهترین کاریه که الان می‌تونی انجام بدی. فهمیدی؟‬

22:35.875 --> 22:38.127
‫اگه نمی‌خوای تسلیم بشی، ‬

22:38.878 --> 22:42.006
‫پس علیهِ «دو را ایک» کیفرخواست صادر کن.‬

22:42.090 --> 22:43.132
‫بله؟‬

22:44.592 --> 22:45.927
‫اما، پدر...‬

22:46.636 --> 22:49.180
‫افکارِ عمومی همین الانشم خرابه.‬

22:49.263 --> 22:52.600
‫متهم کردنِ کسی‬
‫وقتی مدارک این‌قدر ضعیفه،‬

22:52.683 --> 22:53.810
‫خیلی ریسکی نیست؟‬

22:55.186 --> 22:57.688
‫اگه بی‌گناه شناخته بشه چی؟‬

22:57.772 --> 23:00.066
‫اون دیگه با دادگاهه که تصمیم بگیره.‬

23:00.608 --> 23:01.859
‫ما دادستانیم.‬

23:01.943 --> 23:06.030
‫ما جواب‌ها رو نمی‌دیم،‬
‫ما روالِ قانونی رو طی می‌کنیم.‬

23:06.697 --> 23:08.616
‫اگه حتی یک درصد احتمال وجود داشته باشه،‬

23:08.699 --> 23:10.868
‫ازش به عنوانِ دلیلی واسه کیفرخواست استفاده می‌کنی.‬

23:16.749 --> 23:17.875
‫جه‌هی چطوره؟‬

23:19.418 --> 23:20.795
‫مثلِ همیشه.‬

23:21.754 --> 23:24.090
‫هنوز اجازه‌ی ملاقات نمی‌دن،‬

23:24.173 --> 23:25.675
‫واسه همین داشتم برمی‌گشتم.‬

23:27.301 --> 23:29.095
‫راستی شنیدی؟ ‬

23:29.178 --> 23:30.972
‫خونه و ماشینت،‬

23:31.055 --> 23:33.933
‫- طلبکارها همه‌ی توقیفی‌ها رو لغو کردن.‬
‫- چی؟‬

23:34.559 --> 23:36.310
‫داره روشن‌تر می‌شه‬

23:36.394 --> 23:38.729
‫که تو نبودی که ووسونگ رو کشتی.‬

23:39.397 --> 23:41.899
‫واسه همین فکر کنم طلبکارها عقب‌نشینی کردن.‬

23:41.983 --> 23:45.945
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بابتِ تعقیبِ آدمِ اشتباهی،‬
‫موردِ انتقاد قرار بگیره.‬

23:46.028 --> 23:50.032
‫و راستش، زودتر برگشتنت سرِ کار واسه اون‌ها هم بهتره.‬

23:51.784 --> 23:53.578
‫ولی، مطمئنی‬

23:53.661 --> 23:57.582
‫که با برگشتن به اون خونه مشکلی نداری؟‬

24:10.595 --> 24:11.971
‫باید برگردم.‬

24:13.639 --> 24:15.683
‫نمی‌تونم تا ابد این‌طوری بمونم.‬

24:18.477 --> 24:20.104
‫را ایک، من دارم می‌رم.‬

24:34.243 --> 24:35.203
‫باشه.‬

24:35.286 --> 24:37.747
‫اگه خبری از جه‌هی شنیدی، بهم بگو.‬

24:41.250 --> 24:42.418
‫خداحافظ.‬

24:59.310 --> 25:00.144
‫را ایک.‬

25:03.147 --> 25:04.148
‫داری می‌ری سرِ کار؟‬

25:04.941 --> 25:07.568
‫- امروز یه کم دیر داری می‌ری.‬
‫- بله.‬

25:08.694 --> 25:11.781
‫کارهایی داشتم که باید بهشون رسیدگی می‌کردم.‬

25:11.864 --> 25:13.157
‫دیگه باید برم.‬

25:13.241 --> 25:14.951
‫توی یخچال ساندویچ هست،‬

25:15.034 --> 25:16.369
‫و اگه چیزِ دیگه‌ای خواستی...‬

25:16.452 --> 25:18.829
‫خودم یه کاریش می‌کنم. برو.‬

25:24.794 --> 25:28.506
‫اگه خیلی دلگیر شد،‬
‫می‌تونی یه کم بری بیرون.‬

25:29.173 --> 25:30.508
‫نه، همین‌جا می‌مونم.‬

25:31.842 --> 25:33.594
‫برو، دیرت می‌شه.‬

25:37.765 --> 25:38.599
‫برو دیگه.‬

25:52.947 --> 25:53.906
‫من دیگه رفتم.‬

26:59.263 --> 27:00.931
‫تماسِ ورودی‬
‫هونگ هه‌جو‬

27:12.318 --> 27:13.819
‫پیام‬

27:13.903 --> 27:15.029
‫این آخرین باره.‬

27:15.696 --> 27:17.740
‫می‌خوام واسه آخرین بار ببینمت‬

27:17.823 --> 27:20.368
‫و خداحافظی کنم.‬

27:29.460 --> 27:31.170
‫در موردِ جه‌هی شنیدم.‬

27:36.050 --> 27:36.967
‫خوبی؟‬

27:38.302 --> 27:40.930
‫اومدم چون گفتی‬
‫می‌خوای برای آخرین بار خداحافظی کنی.‬

27:42.681 --> 27:44.892
‫داری برمی‌گردی آمریکا؟‬

27:46.060 --> 27:47.019
‫آره.‬

27:48.813 --> 27:51.357
‫بیشترِ وسایلم رو جمع کردم،‬

27:54.068 --> 27:55.945
‫ولی هنوز برای این یکی جایی پیدا نکردم.‬

27:59.031 --> 28:01.158
‫دیدنش کلی خاطره رو زنده کرد.‬

28:15.464 --> 28:18.551
‫اون موقع خیلی خوش‌حال بودیم، نه؟‬

28:21.846 --> 28:22.721
‫یادت می‌آد؟‬

28:23.597 --> 28:25.307
‫اون وقتا، قبل از اینکه شروع به کار کنی،‬

28:25.391 --> 28:28.561
‫کسی ما رو نمی‌شناخت و آزاد بودیم.‬

28:32.314 --> 28:34.859
‫نمی‌تونیم به گذشته برگردیم، ولی...‬

28:40.531 --> 28:42.992
‫می‌تونیم همه‌چیز رو از اول شروع کنیم.‬

28:43.743 --> 28:44.785
‫مثلِ اون موقع‌ها.‬

28:46.162 --> 28:48.122
‫- هه‌جو...‬
‫- دارن می‌گن‬

28:48.205 --> 28:50.875
‫پرونده به‌زودی بسته می‌شه‬
‫و جه‌هی تنها مقصر شناخته می‌شه.‬

28:51.667 --> 28:53.461
‫چه راست باشه چه دروغ،‬

28:54.128 --> 28:55.463
‫همه‌چیز به‌زودی تموم می‌شه.‬

28:57.423 --> 28:59.383
‫ولی خودت می‌دونی، نه؟‬

28:59.967 --> 29:01.385
‫اینکه مردم چه نگاهی بهت خواهند داشت.‬

29:05.181 --> 29:08.142
‫واقعاً می‌تونی با این همه فشار زندگی کنی؟‬

29:13.731 --> 29:15.232
‫ازت نمی‌خوام دوباره عاشقم بشی.‬

29:16.984 --> 29:19.236
‫ازت می‌خوام زندگیت رو پس بگیری.‬

29:20.988 --> 29:22.740
‫یه جای کاملاً جدید.‬

29:25.951 --> 29:27.161
‫حق با توئه.‬

29:27.870 --> 29:30.623
‫حتی وقتی همه‌ی اینا تموم بشه،‬

29:32.333 --> 29:33.834
‫زندگیم دیگه مثل قبل نمی‌شه.‬

29:36.003 --> 29:38.756
‫ولی فرار کردن راهِ من نیست.‬

29:40.841 --> 29:42.176
‫از اینجا به بعد،‬

29:42.802 --> 29:45.012
‫می‌خوام همین‌طوری که هستم زندگی کنم.‬

29:46.806 --> 29:48.974
‫با کسایی که باورم داشتن،‬

29:49.558 --> 29:50.768
‫پام ایستادن‬

29:52.269 --> 29:53.437
‫و بهم گفتن که می‌تونم.‬

29:56.982 --> 29:58.359
‫زندگیِ من اینجاست...‬

30:00.027 --> 30:02.029
‫در همین لحظه، در همین مکان.‬

30:07.743 --> 30:09.078
‫می‌فهمم.‬

30:17.670 --> 30:18.504
‫ممنونم.‬

30:20.381 --> 30:22.591
‫فکر کنم بالاخره الان می‌تونم رهاش کنم.‬

30:26.136 --> 30:26.971
‫مراقب خودت باش.‬

30:29.765 --> 30:30.891
‫خوشحال باش.‬

30:33.060 --> 30:35.980
‫آره، تو هم همین‌طور.‬

31:16.478 --> 31:18.314
‫گاسیپ‌فکتس‬

31:22.651 --> 31:25.779
‫حقیقتی که ما ساختیم‬

31:25.863 --> 31:27.323
‫ضرب و شتم...‬

31:28.490 --> 31:30.159
‫بی‌محلی به طرفدارا...‬

31:31.952 --> 31:33.579
‫بدخلقی...‬

31:37.958 --> 31:40.461
‫چیزِ داغ‌تر از این نداریم؟‬

33:12.594 --> 33:15.848
‫این پرونده‌ی سرقتِ خانمِ جینه،‬
‫اینم پرونده‌ی ضرب و شتمِ آقایِ پارکه.‬

33:15.931 --> 33:18.058
‫و پیش‌نویسِ افترا برای آقایِ سونگ.‬

33:18.142 --> 33:22.396
‫شماره پرونده‌ها یا اطلاعاتِ طرفین رو چک کن‬
‫و فایلِ نهایی رو برام بفرست.‬

33:23.605 --> 33:25.232
‫- داری می‌ری؟‬
‫- بله.‬

33:25.315 --> 33:26.984
‫هفته‌ی دیگه می‌بینمت.‬

33:27.067 --> 33:28.986
‫بله، آخرِ هفته‌ی خوبی داشته باشین!‬

33:29.528 --> 33:30.362
‫داری تعطیل می‌کنی؟‬

34:07.232 --> 34:08.275
‫اینا چیه؟ ‬

34:10.110 --> 34:12.488
‫ملس، معمولی،‬
‫با طعمِ کانپونگی،‬

34:12.571 --> 34:13.989
‫و حتی گانگ‌جونگِ مرغ.‬

34:15.449 --> 34:18.202
‫مگه به مرغداری پاتک زدی؟‬
‫چرا این‌قدر زیاد خریدی؟‬

34:18.869 --> 34:20.954
‫این اواخر زیاد غذا نمی‌خوردی.‬

34:21.038 --> 34:22.748
‫وقتی هم که حالت گرفتست، مرغ می‌خوری.‬

34:24.166 --> 34:25.876
‫- اینو می‌دونستی؟‬
‫- معلومه که آره.‬

34:25.959 --> 34:27.836
‫سال‌هاست که طرفدارتم...‬

34:31.381 --> 34:32.966
‫من وسایلو می‌چینم.‬

34:33.050 --> 34:34.927
‫می‌شه چندتا بشقاب بیاری؟‬

34:35.010 --> 34:36.053
‫حتماً.‬

34:57.616 --> 34:58.450
‫سنا!‬

35:00.285 --> 35:01.328
‫چونگ‌جه.‬

35:02.704 --> 35:03.997
‫بوی مرغ سوخاری می‌آد...‬

35:05.165 --> 35:06.291
‫وای! مرغ!‬

35:09.670 --> 35:10.796
‫طعمِ کانپونگی هم هست؟‬

35:12.005 --> 35:15.134
‫آره، تو اون یکی رو دوست داری.‬

35:17.344 --> 35:18.887
‫چرا این‌طوری رفتار می‌کنی؟‬

35:21.849 --> 35:24.852
‫اگه به‌خاطرِ حرفایِ دفعه‌ی قبلمه،‬
‫بیخیالش شو.‬

35:26.436 --> 35:28.564
‫منظورم اینه که نمی‌تونی نادیده‌اش بگیری.‬

35:29.481 --> 35:31.984
‫می‌دونم نمی‌تونی کسی رو که‬
‫داره سختی می‌کشه نادیده بگیری.‬

35:33.569 --> 35:35.863
‫مگه از کی تا حالا‬
‫به حرفِ من گوش دادی؟‬

35:36.530 --> 35:38.949
‫هی! بیا دیگه. الان سرد می‌شه!‬

35:47.040 --> 35:48.709
‫خیلی وقت بود مرغ نخورده بودم.‬

35:53.755 --> 35:55.048
‫نوشابه یه مشکلی داره.‬

35:55.799 --> 35:56.967
‫گرمه.‬

35:57.551 --> 36:00.304
‫یادم رفت بذارمش تو یخچال.‬

36:01.847 --> 36:03.599
‫یه جورایی نوشابه‌ی گرم دوست دارم.‬

36:12.024 --> 36:15.527
‫به هر حال تو شکمت گرم می‌شه دیگه.‬

36:16.069 --> 36:18.197
‫- جدی می‌گم!‬
‫- ای بابا.‬

36:19.531 --> 36:20.824
‫جدی.‬

36:23.911 --> 36:25.162
‫خیسِ آبه.‬

36:27.831 --> 36:29.082
‫فکر کنم عقلمو از دست دادم.‬

36:33.253 --> 36:34.713
‫لطفاً درک کن،‬

36:34.796 --> 36:36.840
‫از بیرون شبیه یه آدمِ‬
‫کمال‌گرا به نظر می‌رسه،‬

36:36.924 --> 36:38.467
‫- ولی در واقع...‬
‫- هی!‬

36:40.469 --> 36:42.679
‫خیلی خیسه.‬

36:42.763 --> 36:45.224
‫می‌رم لباسم رو عوض کنم.‬

36:59.571 --> 37:01.573
‫چرا حرفت رو تموم نکردی؟‬

37:02.157 --> 37:04.243
‫بهم بگو. چه جور آدمیه؟‬

37:04.910 --> 37:06.995
‫به نظرت چطوریه؟‬

37:09.289 --> 37:13.877
‫خب، سخته توی یه کلمه توصیفش کرد.‬

37:15.212 --> 37:17.256
‫آره، راست می‌گی.‬

37:17.339 --> 37:20.259
‫- همیشه یه کم دست‌وپاچلفتی بود.‬
‫- چی؟‬

37:20.342 --> 37:22.970
‫می‌دونی چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟‬

37:23.762 --> 37:25.764
‫- از وقتی دوازده سالمون بود.‬
‫- دوازده سالگی؟‬

37:27.057 --> 37:29.268
‫ما همسایه‌ایم. همسایه‌ی آرامستان.‬

37:29.935 --> 37:33.730
‫مامان و مادربزرگم دقیقاً بغلِ پدر و مادرِ اون هستن.‬

37:33.814 --> 37:35.148
‫اولین بار اونجا همدیگه رو دیدیم.‬

37:37.776 --> 37:39.528
‫منم مثلِ توام.‬

37:40.237 --> 37:42.155
‫بچگی‌هام خیلی شر بودم.‬

37:42.698 --> 37:44.658
‫هر بار که دسته‌گل به آب می‌دادم،‬
‫اون ازم دفاع می‌کرد.‬

37:44.741 --> 37:45.909
‫اون کمکم کرد آدم بشم.‬

37:47.995 --> 37:52.040
‫مردم فکر می‌کنن‬
‫از بیرون سرد و بی‌نقصه،‬

37:52.124 --> 37:55.210
‫اما اگه واقعاً بشناسیش، خیلی دل‌رحمه.‬

37:56.586 --> 38:00.424
‫اون‌قدر دل‌رحمه که اجازه داد اینجا بمونم،‬
‫با اینکه حتی منو خوب نمی‌شناخت.‬

38:01.717 --> 38:05.137
‫می‌دونم. منم تو شرایطِ مشابهی‌ام.‬

38:06.388 --> 38:08.849
‫پس می‌دونی.‬
‫فکر کردم شاید ندونی.‬

38:11.810 --> 38:16.565
‫می‌دونی که قبلاً یه جورایی‬
‫ازت خوشش می‌اومد.‬

38:16.648 --> 38:18.233
‫فقط یه ذره.‬

38:18.317 --> 38:19.651
‫در حدِ یه طرفدار.‬

38:22.070 --> 38:25.449
‫اما این معنیش این نیست که عاشقت شده.‬

38:26.325 --> 38:29.953
‫کسی که الان هستی با کسی که اون قبلاً دوست داشت‬
‫دوتا آدمِ کاملاً متفاوتن.‬

38:33.248 --> 38:34.583
‫پس دچارِ سوءتفاهم نشو.‬

38:36.168 --> 38:39.379
‫فقط ممنون باش. همین.‬

38:39.963 --> 38:40.881
‫می‌دونم.‬

38:41.965 --> 38:43.592
‫اون‌قدر احمق نیستم که دچارِ سوءتفاهم بشم.‬

38:45.302 --> 38:47.095
‫اون چون ازم خوشش میاد بهم کمک نمی‌کنه.‬

38:47.929 --> 38:51.516
‫به خاطرِ اینه که تو شرایطِ بدی‌ام‬
‫و اون نمی‌تونه نسبت به کسی که این‌طوریه بی‌تفاوت باشه.‬

38:51.600 --> 38:53.185
‫این‌و بهتر از هر کسی می‌دونم.‬

38:53.268 --> 38:55.020
‫اما مشکل اینجاست که،‬

38:55.103 --> 38:59.232
‫مطمئن نیستم بتونم فقط به یه تشکرِ خشک‌وخالی‬
‫بسنده کنم.‬

39:00.025 --> 39:01.068
‫نه مثلِ تو.‬

39:06.907 --> 39:08.617
‫چرا شما دوتا غذا نمی‌خورین؟‬

39:10.077 --> 39:11.870
‫- یالله، بخورین دیگه.‬
‫- چشم.‬

39:13.747 --> 39:15.415
‫پس بقیه‌ی رون‌های مرغ چی شدن؟‬

39:16.917 --> 39:18.335
‫تو چندتا خوردی؟‬

39:18.418 --> 39:20.379
‫- را ایک، تو چندتا خوردی؟‬
‫- فقط دوتا.‬

39:20.462 --> 39:21.588
‫بیا، اینم یکی دیگه.‬

39:21.671 --> 39:22.506
‫هی!‬

39:23.382 --> 39:25.967
‫چرا چیزی رو که گاز زدی می‌دی به من؟‬

39:26.051 --> 39:28.178
‫باید لیوانِ یخ هم می‌آوردی!‬

39:28.261 --> 39:31.056
‫یخ نداریم.‬
‫خودت برو از مغازه بخر.‬

39:31.139 --> 39:32.265
‫یالله دیگه.‬

39:33.475 --> 39:34.935
‫من می‌تونم برم.‬

39:35.769 --> 39:38.397
‫نه، مشکلی نیست. خودم می‌گیرم. راهی نیست.‬

39:57.374 --> 39:58.250
‫خوش گذشت.‬

39:59.918 --> 40:01.837
‫با هم غذا خوردن،‬

40:01.920 --> 40:03.588
‫خندیدن، در موردِ چیزای الکی حرف زدن.‬

40:05.882 --> 40:08.176
‫انگار واقعاً دلم واسه این چیزا تنگ شده بود.‬

40:09.469 --> 40:10.929
‫حسِ خوبی داشت. خیلی وقت بود این‌طوری نشده بود.‬

40:12.097 --> 40:15.308
‫با اینکه یه چیزِ خیلی معمولیه.‬

40:16.601 --> 40:17.769
‫آره.‬

40:17.853 --> 40:20.230
‫اما لحظه‌های معمولی...‬

40:20.856 --> 40:22.149
‫سخت‌ترین چیزایی هستن که می‌شه داشت.‬

40:29.489 --> 40:30.740
‫چی می‌شد اگه...‬

40:31.783 --> 40:35.328
‫چی می‌شد اگه تو، خودت نبودی؟‬

40:36.163 --> 40:40.125
‫اگه فقط یه رهگذرِ معمولی یا یه همچین چیزی بودی،‬

40:40.667 --> 40:44.004
‫- بیشترین چیزی که دلت می‌خواست انجام بدی چی بود؟‬
‫- چیزی که دلم می‌خواست انجام بدم؟‬

40:53.013 --> 40:54.181
‫دقیقاً همین کار.‬

40:55.682 --> 40:57.476
‫دلت می‌خواست بیای اینجا؟‬

40:58.268 --> 41:03.106
‫آره.‬
‫منظورم اینه که بچگیِ چندان شادی نداشتم.‬

41:03.690 --> 41:05.442
‫اما همیشه دلم می‌خواست یه بار برگردم اینجا.‬

41:07.694 --> 41:08.695
‫چرا؟‬

41:10.322 --> 41:11.490
‫نمی‌دونم.‬

41:12.532 --> 41:15.118
‫فکر کنم معمولی‌ترین دورانِ زندگیم بود.‬

41:16.328 --> 41:18.830
‫امروز بهم گفتی یه رهگذر باشم.‬

41:21.166 --> 41:24.920
‫شاید اون بیرون نه، اما اینجا‬
‫فقط یه دانش‌آموزِ معمولی بودم.‬

41:25.587 --> 41:28.089
‫خجالتی و ساکت.‬

41:30.175 --> 41:34.137
‫وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فکر کنم اون موقع‬
‫زندگی از همیشه آروم‌تر بود.‬

41:40.101 --> 41:41.561
‫یه لحظه صبر کن.‬

41:46.900 --> 41:49.236
‫آقا! سلام.‬

41:53.990 --> 41:55.408
‫- ممنونم.‬
‫- ممنونم.‬

41:59.746 --> 42:02.541
‫- خیلی وقت گذشته.‬
‫- آره.‬

42:03.333 --> 42:05.585
‫فکر نمی‌کردم‬
‫واقعاً اجازه بدن بیایم تو.‬

42:09.422 --> 42:12.175
‫صبر کن، این میزها همیشه همین‌قدر فسقلی بودن؟‬

42:13.510 --> 42:15.095
‫آره، مگه نه؟‬

42:16.471 --> 42:18.932
‫وقتی بچه بودیم همه‌چیز خیلی بزرگ به نظر می‌رسید.‬

42:19.015 --> 42:20.934
‫مدرسه، کلاس‌ها، میزها.‬

42:25.689 --> 42:28.525
‫وای، پس من چقدر کوچولو بودم.‬

42:31.069 --> 42:32.654
‫وقتی اونجا نشستی شبیه بچه‌ها شدی.‬

42:37.033 --> 42:41.246
‫من همیشه این‌طوری می‌نشستم، هیچ‌وقت درس نمی‌خوندم،‬
‫فقط به بیرونِ پنجره زل می‌زدم،‬

42:41.830 --> 42:43.623
‫و به همه‌چیز فکر می‌کردم.‬

42:46.960 --> 42:49.754
‫همش با خودم فکر می‌کردم: «فردا بهتر می‌شه.»‬

42:51.047 --> 42:56.011
‫«وقتی بزرگ بشم، خوشحال می‌شم.»‬

43:03.018 --> 43:06.688
‫راستش، یه دلیلِ دیگه هم داشت‬
‫که می‌خواستم بیایم اینجا.‬

43:08.898 --> 43:10.567
‫سوندائه - گیم‌باپ - تخم‌مرغ‬

43:10.650 --> 43:13.695
‫- ممنون، خانم.‬
‫- آره.‬

43:25.165 --> 43:28.418
‫همین‌طوری اومدم. فکر نمی‌کردم‬
‫اینجا هنوز پابرجا باشه.‬

43:28.501 --> 43:30.795
‫از وقتی بچه بودی‬
‫می‌اومدی اینجا؟‬

43:31.421 --> 43:32.255
‫آره.‬

43:34.215 --> 43:37.927
‫آبِ فیش‌کیک‌های اینجا‬
‫قدیما معرکه بود.‬

43:38.511 --> 43:40.347
‫همیشه گشنه بودم و بی‌پول.‬

43:40.430 --> 43:42.390
‫۵۰۰ وون می‌دادم یه بشقاب دوکبوکی می‌گرفتم‬

43:42.474 --> 43:44.434
‫و کاسه‌کاسه از اون آبش می‌خوردم.‬

43:45.393 --> 43:46.561
‫خوشمزه‌ست.‬

43:47.520 --> 43:52.233
‫اگه زرده‌ی تخم‌مرغ رو توی ظرف له می‌کردم،‬
‫دعوام می‌کرد که ظرف شستن رو سخت‌تر می‌کنم.‬

43:55.153 --> 43:56.196
‫فکر کنم می‌فهمید.‬

43:57.238 --> 43:59.783
‫کسی نمی‌اومد دنبالم،‬

44:00.784 --> 44:02.869
‫واسه همین هر روز تنهایی اینجا دوکبوکی می‌خوردم.‬

44:04.245 --> 44:07.666
‫اونم یواشکی بهم فیش‌کیکِ اضافه‬
‫و یکم غذای سرخ‌کردنی می‌داد.‬

44:09.501 --> 44:11.920
‫همیشه دلم می‌خواست یه روزی برگردم،‬

44:12.003 --> 44:13.672
‫وقتی که برای خودم آدمِ حسابی‌ای شدم،‬

44:14.464 --> 44:16.424
‫و درست‌وحسابی ازش تشکر کنم.‬

44:17.801 --> 44:19.052
‫تو الانم یه آدمِ حسابی هستی.‬

44:25.558 --> 44:27.769
‫- ممنون.‬
‫- ممنون.‬

44:38.363 --> 44:40.532
‫- چی؟‬
‫- خودشه.‬

44:42.784 --> 44:44.077
‫واقعاً؟‬

44:45.078 --> 44:46.204
‫هنوز اینجاست.‬

44:49.457 --> 44:51.418
‫بیا بخوریم. عالی به نظر می‌رسه.‬

44:53.878 --> 44:55.463
‫- من تخم‌مرغ رو می‌خورم.‬
‫- باشه.‬

45:00.218 --> 45:02.053
‫- خیلی خوبه.‬
‫- همون طعمِ قدیم رو می‌ده؟‬

45:03.304 --> 45:04.764
‫باورم نمی‌شه چقدر زمان گذشته.‬

45:08.393 --> 45:11.312
‫دیروز مرغ، امروز دوکبوکی،‬

45:11.396 --> 45:15.066
‫حسِ خوبیه که دوباره دارم درست‌وحسابی غذا می‌خورم.‬

45:18.653 --> 45:20.363
‫ما اینو سفارش نداده بودیم.‬

45:45.346 --> 45:46.764
‫ممنون.‬

46:00.278 --> 46:03.823
‫جناب دادستان،‬
‫یه چیزی همین الان از طرف پلیس رسید.‬

46:03.907 --> 46:06.409
‫گزارشِ بازرسیِ ماشینِ چوی جه-هی هستش،‬

46:07.285 --> 46:08.828
‫اما چیزِ خاصی توش نیست.‬

46:11.039 --> 46:12.790
‫گزارش‬

46:13.833 --> 46:15.251
‫معاونِ رئیس‬

46:15.919 --> 46:19.464
‫می‌خواد تمامِ مدارکِ مربوطه‬
‫به دادستان جانگ تحویل داده بشه.‬

46:21.007 --> 46:23.384
‫نمی‌تونید تا ابد مقاومت کنید، قربان.‬

46:23.468 --> 46:24.802
‫این چیه؟‬

46:25.720 --> 46:27.931
‫عکسِ صحنه‌ی جرمه.‬

46:28.014 --> 46:30.600
‫گفتن محلِ سقوط مشکوک به نظر می‌رسه،‬
‫واسه همین عکس‌های بیشتری گرفتن.‬

46:31.351 --> 46:32.602
‫دقیقاً چیش مشکوکه؟‬

46:33.269 --> 46:35.104
‫اون نقطه‌ای که سقوط کرده،‬

46:35.188 --> 46:37.440
‫فقط با یه چرخشِ ناگهانی و شدیدِ فرمان‬
‫می‌شه به اونجا رسید.‬

46:38.024 --> 46:39.526
‫اما اصلاً ردِ ترمز اونجا نبود.‬

46:40.235 --> 46:42.487
‫پس به جای اینکه با سرعت بره‬
‫و از جلو تصادف کنه،‬

46:42.570 --> 46:45.949
‫فکر می‌کنن ماشین آروم به پایین غلتیده.‬

46:46.950 --> 46:49.953
‫اما توی بازرسیِ خودِ ماشین‬

46:50.495 --> 46:52.038
‫هیچ اثری از دستکاری دیده نشده.‬

46:52.121 --> 46:55.792
‫پلیس از لی یونگ-بین به عنوان شاهد بازجویی کرد، درسته؟‬

46:55.875 --> 46:56.918
‫بله.‬

47:03.049 --> 47:03.925
‫ایناهاش.‬

47:09.430 --> 47:11.724
‫جه-هی هیچ‌وقت خودکشی نمی‌کرد‬

47:11.808 --> 47:14.852
‫جه-هی هیچ‌وقت خودکشی نمی‌کرد.‬

47:15.436 --> 47:16.396
‫اصلاً.‬

47:17.855 --> 47:21.734
‫این از اون داروهایی نیست‬
‫که بلافاصله طرف رو بیهوش کنه.‬

47:21.818 --> 47:26.531
‫هوشیاری طی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‬
‫کم‌کم از بین می‌ره.‬

47:26.614 --> 47:28.491
‫اگه پشتِ فرمون بوده باشه،‬

47:28.575 --> 47:31.619
‫نمی‌تونسته ترمز بگیره یا از چیزی جاخالی بده.‬

47:32.370 --> 47:36.374
‫همین ماده موقعِ دستگیریِ دو را ایک هم همراهش پیدا شد.‬

47:37.625 --> 47:42.463
‫به پلیس بگو تمامِ جزئیاتِ تکمیلیِ صحنه رو همین الان بفرستن.‬

48:02.900 --> 48:06.821
‫فکر نکنم درست باشه اینجا بمونیم.‬
‫اگه کسی بشناستت...‬

48:06.904 --> 48:09.198
‫طوری نیست، فوقش فرار می‌کنیم.‬

48:10.158 --> 48:11.826
‫بیا بریم یه جای خلوت‌تر.‬

48:13.369 --> 48:17.206
‫مگه نگفتی باید مثل یه رهگذر باشم؟‬
‫یه آدمِ معمولی؟‬

48:17.957 --> 48:20.543
‫پس چرا نرفتی جایی که خودت دلت می‌خواد؟‬

48:20.627 --> 48:23.296
‫گفتی اینجا پاتوقِ موردعلاقه‌ت بوده‬
‫وقتی بچه بودی.‬

48:24.297 --> 48:27.175
‫کنجکاو شدم بدونم سه‌نایِ کوچولو چی رو دوست داشته.‬

48:27.759 --> 48:29.510
‫با این حال...‬

48:30.970 --> 48:33.681
‫و در واقع...‬

48:34.515 --> 48:36.100
‫این اولین باریه که می‌آم آکواریوم.‬

48:42.357 --> 48:44.359
‫- جدی؟‬
‫- آره.‬

48:57.872 --> 49:00.333
‫- اون چیه؟‬
‫- یه سفره‌ماهی!‬

49:01.334 --> 49:04.253
‫- وای، چقدر بزرگه.‬
‫- اون کوسه‌ست؟‬

49:04.337 --> 49:05.963
‫فکر کنم آره.‬

49:06.047 --> 49:07.590
‫این فوق‌العاده‌ست.‬

49:15.056 --> 49:17.684
‫- چی؟‬
‫- هیچی، بانمک شدی.‬

49:24.857 --> 49:26.025
‫بانمک؟‬

49:26.818 --> 49:28.194
‫نه، منظورم اینه که...‬

49:28.861 --> 49:33.116
‫اینطوری که مثلِ بچه‌ها از همه‌چی تعجب می‌کنی.‬

49:36.285 --> 49:38.913
‫پس نقطه‌ضعفت چیزایِ بانمکه.‬

49:38.996 --> 49:39.914
‫چی؟‬

49:40.790 --> 49:42.166
‫هیچی.‬

49:45.795 --> 49:49.090
‫سه‌نا، اون چیه؟‬

49:49.173 --> 49:50.550
‫اونم ماهیه؟‬

49:50.633 --> 49:54.220
‫اگه اینطوری تیکه‌تیکه‌ش کنی و بخوریش،‬
‫خوشمزه می‌شه؟‬

49:58.516 --> 49:59.559
‫بی‌خیال.‬

50:01.185 --> 50:02.311
‫خجالت‌آوره.‬

50:16.325 --> 50:18.870
‫قدیما با خانواده‌م زیاد می‌اومدم اینجا.‬

50:20.496 --> 50:22.957
‫حتی وقتی بچه بودم،‬

50:23.040 --> 50:25.168
‫می‌گفتن اگه منو اینجا بنشونن،‬
‫دیگه گریه نمی‌کنم.‬

50:25.251 --> 50:26.669
‫ساعت‌ها یه گوشه آروم می‌نشستم.‬

50:28.629 --> 50:30.298
‫فکر کنم از ماهی خوشت می‌اومد.‬

50:35.511 --> 50:37.346
‫فکر نمی‌کنم.‬

50:40.600 --> 50:42.560
‫امروز که برگشتم،‬

50:43.186 --> 50:44.395
‫یادم اومد...‬

50:45.521 --> 50:48.274
‫که با خودم می‌گفتم اون موج‌های آروم‬

50:49.901 --> 50:52.445
‫چقدر قشنگن.‬

50:58.451 --> 51:02.497
‫پس از همون بچگی جاهای تاریک و دلگیر رو‬
‫دوست داشتی؟‬

51:03.247 --> 51:04.248
‫چی؟‬

51:05.041 --> 51:06.209
‫شوخی می‌کنم.‬

51:20.640 --> 51:21.849
را ایکه!‬

51:24.811 --> 51:26.270
‫- را ایک.‬
‫- هان؟‬

51:26.854 --> 51:27.772
‫بیا بریم.‬

51:30.399 --> 51:32.610
‫- خودشه!‬
‫- آره!‬

51:32.693 --> 51:34.487
‫- داره می‌ره.‬
‫- بیا دنبالش بریم.‬

51:34.570 --> 51:36.531
‫- بزن بریم.‬
‫- راه بیفت.‬

51:57.927 --> 51:59.554
‫چی؟‬

51:59.637 --> 52:00.888
‫اینجا نیست.‬

52:00.972 --> 52:02.390
‫- چی؟‬
‫- کجا رفت؟‬

52:02.473 --> 52:03.307
‫بیا بریم دیگه.‬

52:03.391 --> 52:04.725
‫حتماً اشتباه کردی.‬

52:04.809 --> 52:06.185
‫مطمئنم همین‌جا بود.‬

52:06.269 --> 52:07.436
‫بیا بریم.‬

52:07.520 --> 52:09.021
‫کجا رفت؟‬

52:53.190 --> 52:54.233
‫بریم.‬

53:16.964 --> 53:19.467
‫راستش، اولین بار تورو همین‌جا دیدم.‬

53:35.733 --> 53:38.069
‫واسه همین دلم می‌خواست با تو بیام اینجا.‬

53:40.363 --> 53:42.865
‫این‌جا واسم یه معنای خاصی داره.‬

54:06.430 --> 54:07.723
‫این‌طوری نشستنِ اینجا،‬

54:08.724 --> 54:10.142
‫باعث می‌شه همه‌چی غیرواقعی به نظر بیاد.‬

54:12.228 --> 54:13.813
‫وو‌ـ‌سونگ،‬

54:14.647 --> 54:15.564
‫جهـ‌هی،‬

54:18.442 --> 54:20.611
‫تموم اتفاقایی که افتاده.‬

54:24.824 --> 54:26.867
‫بعضی وقتا بهش فکر می‌کنم.‬

54:29.120 --> 54:32.540
‫اگه بعد اون همه اتفاق کنارم نبودی،‬

54:34.875 --> 54:36.293
‫چه بلایی سرم می‌اومد؟‬

54:39.797 --> 54:43.050
‫قبلاً از بیرون رفتن فراری بودم.‬

54:44.927 --> 54:47.555
‫یه بخشیش به خاطر فن‌های افراطی بود،‬

54:48.305 --> 54:50.391
‫ولی راستش،‬
‫خودم عمداً نمی‌خواستم برم بیرون.‬

54:51.767 --> 54:53.477
‫می‌خواستم بی‌نقص به نظر بیام.‬

54:57.314 --> 55:00.276
‫ولی امروز حتی یه بارم این‌طوری فکر نکردم.‬

55:02.069 --> 55:05.406
‫امروز «دو را ایکِ» گروه»گلد بویز» نبودم.‬

55:06.657 --> 55:08.200
‫واقعاً فقط یه رهگذر ساده بودم.‬

55:11.829 --> 55:14.123
‫وقتی با توام،‬
‫همه‌اش همین‌طوری می‌شم.‬

55:16.250 --> 55:19.545
‫فقط خودم می‌شم.‬

55:22.089 --> 55:23.132
‫یعنی خودِ واقعی‌م.‬

55:40.900 --> 55:42.318
‫واقعاً قشنگه.‬

55:50.659 --> 55:51.786
‫آره، هست.‬

55:52.787 --> 55:53.704
‫قشنگه.‬

56:12.973 --> 56:15.142
‫کلاً ده دقیقه مونده.‬

56:20.231 --> 56:22.066
‫وقتی امروز تموم شه،‬

56:23.192 --> 56:25.111
‫دوباره باید برگردم به همون آدم قبلی.‬

56:27.530 --> 56:28.697
‫پس ناراحتی؟‬

56:31.784 --> 56:32.743
‫نه.‬

56:33.869 --> 56:35.704
‫فقط فکر می‌کنم تو ناراحت می‌شی.‬

56:36.747 --> 56:39.583
‫این رهگذره خیلی خوب بود، نه؟‬

56:40.793 --> 56:43.587
‫بانمک، سرسخت،‬

56:44.755 --> 56:45.923
‫رمانتیک.‬

56:47.967 --> 56:51.178
‫منم پسرای بانمک و سرسخت و رمانتیک رو دوست دارم،‬

56:51.262 --> 56:53.806
‫ولی این‌که خودِ خودت باشی رو حتی بیشتر دوست دارم.‬

56:57.351 --> 56:58.769
‫خودت گفتی‬

56:58.853 --> 57:03.023
‫که امروز،‬
‫بیشتر از همیشه خودت بودی.‬

57:04.608 --> 57:06.235
‫فکر کنم واسه همین بود که انقدر بهم چسبید.‬

57:07.278 --> 57:11.157
‫این‌که دیدم خودتی.‬

57:13.033 --> 57:15.953
‫پس این یعنی تو...‬

57:19.582 --> 57:22.793
‫از من خوشت می‌آد؟‬

57:24.086 --> 57:26.714
‫- چی؟‬
‫- همین الان گفتی.‬

57:26.797 --> 57:27.923
‫ازم خوشت می‌آد.‬

57:32.052 --> 57:33.429
‫من کی همچین حرفی زدم؟‬

57:34.096 --> 57:38.225
‫دقیقاً همین الان گفتی ازم خوشت می‌آد.‬

57:39.852 --> 57:42.813
‫خب که چی؟ نباید خوشم بیاد؟‬

57:44.190 --> 57:46.233
‫منظورم به عنوان یه آدم بود.‬

57:46.317 --> 57:47.943
‫جداً خیلی عجیبی.‬

57:50.237 --> 57:51.780
‫دوستت دارم.‬

57:57.703 --> 57:59.622
‫این‌که الان همچین حسی دارم،‬

58:01.165 --> 58:02.583
‫فکر کنم حتماً دیوونه شدم.‬

58:04.752 --> 58:05.961
‫ولی دیگه نمی‌تونم پنهانش کنم.‬

58:08.839 --> 58:10.841
‫حسم دستِ خودم نیست.‬

58:22.269 --> 58:23.395
‫دوستت دارم.‬

58:25.898 --> 58:27.066
‫من واقعاً...‬

58:28.901 --> 58:30.611
‫دوستت دارم، سه‌ـنا.‬

59:39.513 --> 59:44.268
‫این حسی که بهت دارم...‬

59:44.351 --> 59:46.812
‫هرچقدر طول بکشه منتظر می‌مونم.‬

59:49.023 --> 59:49.982
‫شروع کنیم.‬

59:50.065 --> 59:51.692
‫خبرها رو دیدی؟ ‬

59:51.775 --> 59:54.862
‫- کیفرخواستِ را ایک همین الان رسید.‬
‫- چی؟‬

59:54.945 --> 59:56.822
‫می‌دونی چقدر زحمت کشید تا به اینجا برسه؟ ‬

59:56.905 --> 59:58.365
‫ممکنه همه‌اش‬

59:58.449 --> 59:59.783
‫به خاطر تو از هم بپاشه.‬

59:59.867 --> 01:00:01.619
‫دخترِ یه قاتل داره از کسی دفاع می‌کنه؟‬

01:00:01.702 --> 01:00:03.370
‫این‌بار، ‬

01:00:03.454 --> 01:00:05.956
‫نمی‌خوام تنهاش بذارم.‬

01:00:06.540 --> 01:00:11.545
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
