WEBVTT

00:00.021 --> 00:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:34.139 --> 00:37.976
‫چوی جه-هی، ‬
‫عضو گروه آیدل «گلد بویز»، ‬

00:38.060 --> 00:41.730
‫که به عنوان شاهد در پرونده قتل‬
‫مرحوم «وو-سونگ» بازجویی شده بود، ‬

00:41.813 --> 00:44.983
‫دیشب دچار سانحه رانندگی شد‬
‫و حالا تایید شده که‬

00:45.066 --> 00:46.985
‫در وضعیت وخیم و بیهوشی به سر می‌بره.‬

00:47.068 --> 00:49.738
‫مقامات در حال حاضر مشغول بررسی‬

00:49.821 --> 00:52.449
‫شرایط دقیق‬
‫و علت وقوع این حادثه هستن.‬

00:52.532 --> 00:56.369
‫شاهدان گزارش می‌دن‬
‫که آقای چوی بعد از اون اتفاق، ‬

00:56.453 --> 00:58.830
‫علائمی از بی‌ثباتی روحی‬
‫از خودش نشون داده بود، ‬

00:58.914 --> 01:01.833
‫و نوشته‌ای که به نظر می‌رسه وصیت‌نامه باشه‬
‫در صحنه پیدا شده، ‬

01:01.917 --> 01:04.294
‫که باعث شده بازپرس‌ها‬
‫احتمالِ این رو در نظر بگیرن که...‬

01:04.377 --> 01:06.797
‫خون‌ریزی رو با عمل کرانیوتومی‬
‫کنترل کردیم‬

01:06.880 --> 01:08.381
‫و لخته خون رو برداشتیم.‬

01:08.465 --> 01:11.009
‫فعلاً تنها کاری که از دستمون برمی‌آد‬
‫اینه که توی آی‌سی‌یو بیهوش نگهش داریم‬

01:11.093 --> 01:13.512
‫و وضعیتش رو از نزدیک زیر نظر بگیریم.‬

01:13.595 --> 01:14.596
‫خب،‬

01:14.679 --> 01:17.766
‫بعدش چی سرش می‌آد؟‬

01:17.849 --> 01:22.020
‫اگه ناحیه آسیب‌دیده مغز‬
‫همچنان ورم کنه‬

01:22.104 --> 01:24.022
‫و فشار به عصب‌ها بیاد،‬

01:24.105 --> 01:26.316
‫ممکنه دچار آسیب عصبی بشه.‬

01:26.399 --> 01:27.943
‫یعنی چی؟‬

01:28.610 --> 01:29.486
را ایک.‬

01:31.238 --> 01:32.489
‫چی شده؟‬

01:33.698 --> 01:35.534
‫گفتم چی شده؟‬

01:35.617 --> 01:37.577
‫هی، بیا اینجا. بیا این طرف حرف بزنیم.‬

01:38.286 --> 01:40.622
‫باید ببینمش.‬
‫باید خودم از نزدیک ببینمش...‬

01:40.705 --> 01:43.250
‫هی! الان نباید اینجا باشی!‬

01:43.917 --> 01:47.129
‫- باید قبل از اینکه خبرنگارها بیان بری...‬
‫- تو فقط نگرانِ همینی؟‬

01:47.921 --> 01:51.466
‫جه-هی به این روز افتاده!‬

01:52.092 --> 01:53.593
‫آخه چرا باید...‬

01:53.677 --> 01:55.095
‫چرا باید بخواد خودکشی کنه؟‬

01:55.679 --> 01:57.180
‫یه یادداشت پیدا کردن.‬

02:01.434 --> 02:04.229
‫یه وصیت‌نامه که توش گفته بود‬
‫می‌خواد به همه‌چیز اعتراف کنه.‬

02:05.480 --> 02:06.356
‫چی؟‬

02:09.985 --> 02:12.904
‫وضعیت چوی جه-هی چطوره؟‬

02:12.988 --> 02:14.906
‫می‌گن شاید تا آخر امروز‬
‫دووم نیاره.‬

02:16.074 --> 02:18.785
‫و وقتی لیست تماس‌هاش رو چک کردیم،‬

02:19.369 --> 02:23.081
‫معلوم شد به جز شما، به چندین نفر دیگه هم‬
‫سعی کرده بود زنگ بزنه.‬

02:24.207 --> 02:27.127
‫به «دو را ایک» زنگ زده،‬
‫به»گوم بو-سانگ» هم زنگ زده.‬

02:27.919 --> 02:31.298
‫تنها کسی که واقعاً‬
‫موفق شد باهاش حرف بزنه بو-سانگ بوده،‬

02:31.381 --> 02:35.093
‫اما ظاهراً بدون اینکه حرف خاصی بزنه،‬
‫سریع قطع کرده.‬

02:35.177 --> 02:37.387
‫آدم‌ها قبل از اقدام به خودکشی‬
‫معمولاً این کار رو می‌کنن.‬

02:37.470 --> 02:39.764
‫چون پریشون هستن، به گوشی‌شون پناه می‌برن...‬

02:40.390 --> 02:43.518
‫شنیدم توی صحنه‬
‫یه وصیت‌نامه پیدا کردن.‬

02:45.562 --> 02:47.105
‫گوشیش رو ضبط کردیم.‬

02:47.981 --> 02:51.735
‫همه‌چیز اونجا نوشته شده بود:‬
‫«من کانگ وو-سونگ رو کشتم.‬

02:52.319 --> 02:55.488
‫با مرگم تقاص پس می‌دم.‬
‫من رو نبخشید.»‬

02:57.407 --> 03:00.243
‫اما یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده.‬

03:00.327 --> 03:01.661
‫چرا چوی جه-هی باید‬

03:02.203 --> 03:06.124
‫درست لحظه آخر به تو زنگ بزنه؟‬

03:06.833 --> 03:08.585
‫آخه شما دوتا که با هم صمیمی نبودین.‬

03:09.377 --> 03:11.504
‫نمی‌دونم.‬
‫خودمم دارم به همین فکر می‌کنم.‬

03:15.425 --> 03:16.551
‫راستش...‬

03:17.135 --> 03:20.221
‫اون روز برام یه پیغام صوتی گذاشته بود.‬

03:20.847 --> 03:21.681
‫جدی؟‬

03:27.729 --> 03:29.105
‫چوی جه-هی - پیغام صوتی‬

03:29.898 --> 03:31.733
‫چرا هیچ‌کدومتون جواب نمی‌دید؟ ‬

03:31.816 --> 03:33.360
‫الان پیشِ را ایک هستی؟ ‬

03:33.944 --> 03:35.695
‫توی موقعیت بدی‌ام، به کمک احتیاج دارم.‬

03:36.488 --> 03:38.657
‫یه چیزی هست‬
‫که قبلاً یادم رفت بهت بگم.‬

03:53.755 --> 03:55.674
‫درباره اون روزی‬
‫که اون اتفاق برای وو-سونگ افتاد.‬

04:03.682 --> 04:07.936
‫دمِ صبح، توی پارکینگ، ‬
‫دوباره به وو-سونگ زنگ زدم.‬

04:17.737 --> 04:21.032
‫مطمئنم صدای زنگِ گوشی خودش بود.‬

04:24.995 --> 04:28.957
‫اما الان که فکر می‌کنم، ‬
‫به نظرم اون صدای زنگ‬

04:29.040 --> 04:31.293
‫از سمتِ باغ می‌اومد.‬

04:32.752 --> 04:34.004
‫بله، متوجه شدم.‬

04:47.809 --> 04:50.061
‫احتمالاً صدا رو با یه چیز دیگه اشتباه گرفته.‬

04:50.645 --> 04:53.064
‫شاید. اما به نظرت عجیب نیست؟‬

04:54.232 --> 04:56.443
‫کسی که وصیت‌نامه گذاشته‬
‫و به همه‌چیز اعتراف کرده،‬

04:56.526 --> 04:58.570
‫درست قبل از مرگش‬
‫همچین حرفی بزنه.‬

04:59.195 --> 05:01.364
‫منظورت اینه که چوی جه-هی‬
‫قاتلِ واقعی نبوده؟‬

05:02.115 --> 05:05.827
‫اگه صدایی که شنیده‬
‫واقعاً صدای گوشیِ وو-سونگ بوده،‬

05:05.910 --> 05:08.288
‫پس یعنی قاتل گوشیش رو برداشته‬

05:08.955 --> 05:11.124
‫و از اون سمت فرار کرده.‬

05:14.919 --> 05:18.923
‫می‌شه از ساکنینِ اونجا بپرسید‬
‫که اون شب متوجه چیز خاصی نشدن؟‬

05:19.883 --> 05:20.800
‫بیا تمومش کنیم.‬

05:23.053 --> 05:25.680
‫تو دیگه وکیلِ را ایک نیستی.‬

05:29.476 --> 05:30.977
‫یادت هست؟‬

05:31.686 --> 05:33.438
‫یه بار بهم گفتی،‬

05:33.521 --> 05:35.523
‫«اگه بخوای به گذشته بچسبی،‬

05:35.607 --> 05:37.484
‫فقط خودتی که‬
‫اونجا گیر می‌افتی.»‬

05:38.401 --> 05:39.611
‫«باید ازش بیای بیرون.»‬

05:42.405 --> 05:44.532
‫این دیگه دومین بارته.‬

05:44.616 --> 05:47.368
‫می‌دونی که تکرار جرم‬
‫مجازات سنگین‌تری داره؟‬

05:47.452 --> 05:50.080
‫چاره دیگه‌ای دارم؟‬
‫باید یه لقمه نون دربیارم.‬

05:55.960 --> 05:57.087
‫به هر حال،‬

05:58.338 --> 06:00.715
‫وقتی جلوی اونجا می‌ایستی‬
‫چه فکری از سرت می‌گذره؟‬

06:01.841 --> 06:04.052
‫- چی؟‬
‫- گفتی من رو یادت هست.‬

06:04.135 --> 06:07.680
‫ما هر سال توی آرامگاه همدیگه رو می‌بینیم،‬
‫حتماً روزِ سالگردمون یکیه.‬

06:09.182 --> 06:10.391
‫وقتی اونجا می‌ایستی،‬

06:10.475 --> 06:13.645
‫جلوی کسی که از دست دادی،‬
‫به چی فکر می‌کنی؟‬

06:13.728 --> 06:14.979
‫چرا اینو ازم می‌پرسی؟‬

06:15.063 --> 06:18.566
‫چون اگه جای تو بودم،‬
‫از این‌طوری زندگی کردن خجالت می‌کشیدم.‬

06:19.234 --> 06:22.153
‫-ببخشید؟‬
‫-دلیل اینکه حکمت کم شد‬

06:22.237 --> 06:25.031
‫به‌خاطر زندگی سختی بود که پشت سر گذاشتی.‬

06:25.657 --> 06:27.408
‫اما این هیچ‌چیزی رو توجیه نمی‌کنه.‬

06:28.493 --> 06:30.078
‫مهم نیست گذشته‌ت چقدر سخت بوده،‬

06:30.161 --> 06:33.373
‫استفاده ازش به عنوان سپر برای توجیه سبک زندگیت، خودفریبیه.‬

06:33.456 --> 06:34.958
‫تو هیچ‌چیزی درباره‌ی من نمی‌دونی.‬

06:35.041 --> 06:37.627
‫من اونی نیستم که باهات بی‌ملاحظه رفتار می‌کنه.‬
‫خودتی.‬

06:44.843 --> 06:45.927
‫هر وقت جلوی‬

06:47.053 --> 06:50.473
‫اون‌جا می‌ایستم،‬
‫همون قولو می‌دم.‬

06:52.475 --> 06:54.435
‫زنده‌یاد منگ جی-یونگ،‬
‫زنده‌یاد پارک سو-هی‬

06:55.019 --> 06:57.188
‫تا وقتی زنده‌ام،‬
‫با عزت زندگی می‌کنم.‬

07:01.234 --> 07:04.362
‫اگه مدام به گذشته بچسبی،‬

07:05.029 --> 07:06.823
‫تنها کسی که اون‌جا گیر می‌کنه‬
‫خودتی.‬

07:10.577 --> 07:12.704
‫آدم‌هایی که برای زندگی کردن‬
‫به بدبختی‌هاشون تکیه می‌کنن،‬

07:13.288 --> 07:14.747
‫من نمی‌تونم از همچین آدم‌هایی دفاع کنم.‬

07:23.548 --> 07:26.926
‫بعد از اون حرفت، ‬
‫واقعاً سعی کردم جور دیگه‌ای زندگی کنم.‬

07:27.760 --> 07:30.763
‫سعی کردم گذشته رو دفن کنم‬
‫و چشمم به جلو باشه.‬

07:32.182 --> 07:35.894
‫پس چرا الان خودت‬
‫به گذشته چسبیدی؟‬

07:37.854 --> 07:39.981
‫چرا روی دو را ایک کلید کردی؟‬

07:41.316 --> 07:42.609
‫خودت بهم گفتی این کارو نکنم.‬

07:46.321 --> 07:47.238
‫دو را ایک...‬

07:48.156 --> 07:49.949
‫دیگه تموم شده.‬

07:50.033 --> 07:52.285
‫اون اصلاً از اولش هم‬
‫جزئی از دنیای ما نبود.‬

08:22.649 --> 08:24.275
‫شنیدم مقصرو گرفتن.‬

08:26.236 --> 08:28.905
‫متهم اعتراف کرده، اما تو کماست.‬

08:28.988 --> 08:31.366
‫بازپرسی تا وقتی بیدار بشه‬
‫متوقف می‌مونه،‬

08:31.449 --> 08:34.452
‫و اگه بمیره، پرونده بسته می‌شه.‬

08:35.537 --> 08:36.829
‫خب، نقشه‌ت چیه؟‬

08:44.587 --> 08:47.924
‫اگه بخوای همین‌طوری محتاطانه‬
‫و دفاعی بازی کنی،‬

08:48.508 --> 08:50.593
‫یه لحظه‌ای می‌رسه‬
‫که دیگه اصلاً نمی‌تونی حمله کنی،‬

08:50.677 --> 08:53.054
‫و تنها کاری که از دستت برمی‌آد اینه که تسلیم بشی.‬

08:56.641 --> 08:59.519
‫اون دختری که دفعه‌ی پیش ازش بازجویی کردی،‬
‫هونگ هه-جو.‬

09:00.103 --> 09:02.689
‫می‌دونی که اون دخترِ‬
‫رئیس هونگ از گروه ایم‌هواست؟‬

09:03.565 --> 09:05.984
‫بله، اطلاع دارم.‬

09:08.820 --> 09:11.698
‫رئیس هونگ خیلی عصبانی بود.‬

09:12.490 --> 09:13.908
‫انگار اون دختره...‬

09:14.534 --> 09:17.370
‫یه رابطه‌ای‬
‫با دو را ایک داشته،‬

09:18.204 --> 09:22.041
‫و رئیس هم از این موضوع متنفر بوده.‬

09:27.130 --> 09:28.464
‫اگه همه‌ی تقصیرها رو می‌انداختیم گردن اون‬

09:29.549 --> 09:31.718
‫و براش ۲۰ سال حبس می‌گرفتیم،‬

09:31.801 --> 09:34.012
‫من یه ورودِ‬
‫تمیز به دنیای سیاست می‌داشتم،‬

09:34.721 --> 09:37.140
‫و تو هم جایگاهت رو‬
‫توی دادستانی محکم می‌کردی.‬

09:38.558 --> 09:41.185
‫سناریوی بی‌نقصی می‌شد.‬

09:42.186 --> 09:43.605
‫حیف که نشد.‬

09:47.567 --> 09:50.278
‫اصلاً روحم هم خبر نداشت همچین قصدی دارید.‬

09:53.948 --> 09:54.949
‫بیونگ-گیون.‬

09:56.326 --> 09:57.744
‫خیلی وقت پیش،‬

09:58.328 --> 10:01.748
‫منم یه تجربه‌ی مشابه داشتم.‬

10:02.999 --> 10:04.584
‫یه متهم داشتیم.‬

10:04.667 --> 10:07.462
‫انگیزه‌ش قوی بود، اما مدرکی نداشتیم.‬

10:08.046 --> 10:09.672
‫اونم اعتراف نمی‌کرد.‬

10:10.757 --> 10:14.344
‫هر چقدر بهش فشار آوردیم،‬
‫مدام اصرار داشت که بی‌گناهه.‬

10:15.470 --> 10:16.971
‫بعدش...‬

10:17.055 --> 10:18.640
‫خودشو توی زندان‬

10:19.807 --> 10:21.267
‫حلق‌آویز کرد.‬

10:22.852 --> 10:24.562
‫کلی سر و صدا به پا شد.‬

10:24.646 --> 10:26.439
‫بهش گفتن بازجویی اجباری،‬

10:28.691 --> 10:30.652
‫و نزدیک بود نشانم رو از دست بدم.‬

10:32.320 --> 10:33.613
‫اما بعدش...‬

10:34.864 --> 10:36.574
‫فکر می‌کنی چطوری شد که الان این‌جا نشستم؟‬

10:44.040 --> 10:44.874
‫اگه بخوای،‬

10:46.167 --> 10:48.461
‫می‌تونی همین‌جا تسلیم بشی‬
‫و بازی رو تموم کنی.‬

10:49.545 --> 10:51.130
‫اما هنوز یه فرصت باقی مونده.‬

10:52.715 --> 10:55.593
‫کاملاً به خودت بستگی داره.‬

11:09.190 --> 11:12.276
‫سلام، من چوی جه-هی هستم.‬

11:14.028 --> 11:16.906
‫قاتل واقعی کانگ وو-سونگ‬

11:16.989 --> 11:19.033
‫دو را ایک نبود. من بودم.‬

11:21.285 --> 11:24.539
‫ترس و خشمم از یه آینده‌ی تیره و تار‬

11:24.622 --> 11:27.125
‫در نهایت‬
‫باعث شد که راه اشتباهی رو برم.‬

11:28.000 --> 11:31.045
‫اشتباهی کردم که هیچ‌وقت نمی‌تونم جبرانش کنم.‬

11:31.129 --> 11:32.380
‫تماس از دست رفته: چوی جه-هی‬

11:40.430 --> 11:42.682
‫شخصاً از وو-سونگ عذرخواهی می‌کنم.‬

11:44.225 --> 11:46.310
‫به‌هرحال به‌زودی می‌بینمش.‬

11:49.689 --> 11:50.815
‫و...‬

11:52.900 --> 11:56.821
‫لطفاً به دو را ایک بگید که متأسفم.‬

11:58.239 --> 12:01.701
‫مرگ من کاملاً تصمیم خودمه.‬

12:03.619 --> 12:06.122
‫هیچ‌کس دیگه‌ای مسئول نیست.‬

12:10.334 --> 12:12.503
‫من با جونم تقاص می‌دم.‬

12:13.796 --> 12:15.715
‫لطفاً منو نبخشید.‬

15:55.851 --> 15:57.520
‫جای دیگه‌ای نداشتم که برم.‬

16:01.232 --> 16:03.818
‫نمی‌دونستم کجا باید باشم.‬

16:04.735 --> 16:06.237
‫واسه همین فقط راه رفتم.‬

16:09.865 --> 16:11.659
‫و سر از این‌جا درآوردم.‬

16:15.955 --> 16:19.125
‫الان دیگه همه می‌گن جه-هی قاتله.‬

16:23.587 --> 16:25.089
‫نه من، بلکه اون.‬

16:25.172 --> 16:27.091
‫یادداشت اعتراف جه-هی‬
‫پرونده رو تکون داد‬

16:29.301 --> 16:31.137
‫باورم نمی‌شه.‬

16:33.139 --> 16:34.724
‫چرا باید همچین کاری...‬

16:36.684 --> 16:38.602
‫یه چاقو پیدا کردن،‬

16:39.478 --> 16:41.522
‫که احتمالاً همون آلتِ قتاله است،‬

16:42.148 --> 16:45.985
‫و یه یادداشت خودکشی توی ماشینش.‬
‫اینو شنیدی دیگه، نه؟‬

16:48.529 --> 16:49.572
‫توی یادداشت نوشته‬

16:50.156 --> 16:52.324
‫که اون وو-سونگ رو کشته.‬

16:53.284 --> 16:56.454
‫پلیس اینو یه مدرکِ قاطع می‌دونه.‬

16:57.663 --> 17:00.124
‫و با تأییدِ اقدام به خودکشیش،‬

17:04.211 --> 17:05.963
‫پرونده بسته می‌شه.‬

17:06.839 --> 17:08.049
‫آخه چطور ممکنه؟‬

17:09.925 --> 17:13.345
‫دادستانی پرونده رو دوباره باز نمی‌کنه.‬

17:14.055 --> 17:16.724
‫همین الانشم دارن ازشون انتقاد می‌کنن‬
‫که فقط روی تو تمرکز کردن‬

17:16.807 --> 17:18.392
‫و مجرمِ واقعی رو از قلم انداختن.‬

17:19.477 --> 17:21.187
‫اگه الان پرونده رو دوباره باز کنن،‬

17:21.771 --> 17:24.815
‫در واقع دارن اعتراف می‌کنن‬
‫که کلِ پرونده‌شون افتضاح بوده.‬

17:24.899 --> 17:26.567
‫هیچ‌کدوم از اینا برام مهم نیست.‬

17:27.485 --> 17:28.652
‫من فقط حقیقت رو می‌خوام.‬

17:31.280 --> 17:32.364
‫بهم بگو.‬

17:33.824 --> 17:35.993
‫واقعاً فکر می‌کنی اون مجرمه؟‬

17:37.620 --> 17:41.207
‫پلیس، دادستانی،‬
‫بقیه‌ی مردم،‬

17:41.290 --> 17:43.876
‫هر چی دلشون می‌خواد می‌تونن بگن‬
‫و هر چی می‌خوان باور کنن.‬

17:44.960 --> 17:46.796
‫ولی تو نه.‬

17:46.879 --> 17:48.297
‫تو طرفدارِ ما بودی.‬

17:49.757 --> 17:52.593
‫تو حتماً بیشتر از هر کسی اون رو دیدی.‬

17:52.676 --> 17:54.136
‫این به نظرت منطقیه؟‬

17:56.430 --> 17:57.723
‫اون به نظرت شبیه کسیه که...‬

17:58.390 --> 18:00.226
‫بتونه همچین کاری بکنه؟‬

18:05.981 --> 18:07.817
‫باورم نمی‌شه.‬

18:08.859 --> 18:10.653
‫اون همچین آدمی نیست.‬

18:11.237 --> 18:13.823
‫و حتی اگه واقعاً‬
‫اون بلا رو سرِ وو-سونگ آورده باشه،‬

18:14.406 --> 18:16.700
‫باید بدونم چرا، چی باعث شد به اینجا برسه.‬

18:17.201 --> 18:18.911
‫حتماً یه دلیلی داره.‬

18:20.246 --> 18:21.330
‫مگه نه؟‬

18:22.123 --> 18:23.499
‫با پیدا شدنِ یادداشتِ خودکشی، ‬

18:23.582 --> 18:26.710
‫تحقیقات در موردِ مظنونِ اولیه زیرِ سؤال رفته.‬

18:26.794 --> 18:29.797
‫در جواب به این ادعاها که از همون اول‬
‫مظنون رو اشتباه گرفتید، چی برای گفتن دارید؟‬

18:29.880 --> 18:32.091
‫-لطفاً یه چیزی بگید!‬
‫-لطفاً اظهارنظر کنید!‬

18:36.095 --> 18:38.222
‫آقای دادستان، لطفاً فقط یه کلمه بگید!‬

18:39.306 --> 18:42.560
‫پس بیونگ-گیونِ بزرگ این‌طوری کله‌پا می‌شه، هه؟‬

18:43.144 --> 18:44.478
‫این یه ضربه‌ی مهلک نیست؟‬

18:44.562 --> 18:46.814
‫ضربه‌ی مهلک؟ اون دیگه کارش تمومه.‬

18:46.897 --> 18:49.441
‫هی به یه نفر گیر داد و حالا گندش دراومده.‬

18:49.525 --> 18:52.153
‫دو را ایک توی صحنه‌ی قتل پیدا شده بود.‬

18:52.236 --> 18:54.947
‫پس معلومه که اونم‬
‫فقط همون مسیر رو دنبال کرد.‬

18:55.030 --> 18:57.491
‫ولی مگه مردم به این چیزا اهمیت می‌دن؟‬

18:57.575 --> 19:00.703
‫رسانه‌ها همین الانشم برچسبِ تحقیقاتِ ناشیانه رو بهش چسبوندن،‬

19:00.786 --> 19:03.247
‫و می‌گن توی تعیینِ مظنون اشتباهاتِ فاحشی وجود داشته.‬

19:03.330 --> 19:07.585
‫اگه دو را ایک شروع کنه به داد و بیداد‬
‫در موردِ بازجوییِ اجباری یا هر چیز دیگه‌ای،‬

19:07.668 --> 19:10.254
‫اون دیگه کارش ساخته‌ست.‬

19:11.005 --> 19:13.549
‫کاملاً طرد می‌شه.‬

19:13.632 --> 19:16.260
‫سیاست؟ بی‌خیال بابا.‬
‫حتی نمی‌تونه یه دفترِ وکالت باز کنه.‬

19:17.094 --> 19:19.388
‫-چطور کار به اینجا کشید؟‬
‫-یه جوری از پسش برمی‌آد.‬

19:22.349 --> 19:24.602
‫قربان، الان دیگه خیلی زیاده‌رویه.‬

19:24.685 --> 19:26.437
‫اینکه از همین الان را ایک رو‬
‫برای بازگشت آماده کنیم...‬

19:26.520 --> 19:28.814
‫این یه انتخاب نیست.‬

19:29.607 --> 19:32.985
‫ را ایک هم اینو می‌دونه. برای زنده موندن توی این فضا،‬
‫می‌دونه باید چیکار کنه.‬

19:34.236 --> 19:39.033
‫مردم شاید از یه جانی متنفر باشن،‬
‫ولی عاشقِ کسی هستن که بهش ظلم شده.‬

19:40.659 --> 19:42.286
‫هیچ زمانی بهتر از الان‬

19:42.953 --> 19:46.123
‫-برای بازگشتش نیست.‬
‫-ولی جه‌-هی...‬

19:47.499 --> 19:50.294
‫با این همه اتفاقی که افتاده،‬
‫چطور می‌تونه جلوی مردم بایسته؟‬

19:53.756 --> 19:55.424
‫-هان-گو.‬
‫-بله.‬

19:56.592 --> 20:00.846
‫من کی از تو نظر خواستم؟‬

20:02.556 --> 20:05.100
‫برو را ایک رو بیار.‬

20:05.684 --> 20:07.436
‫راضی کردنش با من.‬

20:47.059 --> 20:50.354
‫می‌رم یه بررسی بکنم و اگه پیشرفتی بود‬
‫بهت خبر می‌دم.‬

20:51.689 --> 20:52.940
‫منم باهات می‌آم.‬

20:56.402 --> 20:57.653
‫با من؟‬

20:59.405 --> 21:02.574
‫من بودم که ازت خواهش کردم.‬
‫نمی‌تونم بذارم تنها بری اونجا.‬

21:04.743 --> 21:07.579
‫با من بودن برات سخته؟‬

21:10.416 --> 21:12.251
‫می‌خوام خودم از نزدیک ببینم.‬

21:13.252 --> 21:16.171
‫جایی که جه‌-هی آخرین بار اونجا بود.‬

21:16.255 --> 21:19.591
‫اینکه اونجا چه اتفاقی افتاد.‬
‫باید با چشمای خودم ببینمش.‬

22:19.985 --> 22:21.236
‫فکر کنم جاش همین‌جاست.‬

22:22.613 --> 22:23.989
‫طبقِ اخبار،‬

22:24.073 --> 22:27.701
‫این دور و بر اصلاً دوربینِ مداربسته‌ای نیست،‬
‫برای همین هیچ تصویری از تصادف ضبط نشده.‬

22:27.785 --> 22:29.620
‫دوربینِ ماشین هم خاموش بوده.‬

22:34.083 --> 22:36.960
‫-کجا داری می‌ری؟‬
‫-دنبالِ من نیا. خطرناکه.‬

22:40.255 --> 22:41.965
‫داری می‌ری اون پایین؟‬

22:53.435 --> 22:54.478
‫گفتم دنبالِ من نیا.‬

22:55.062 --> 22:57.189
‫دنبالت نمی‌آم.‬
‫می‌خوام یه نگاهی بندازم...‬

23:14.706 --> 23:15.541
‫دستم رو بگیر.‬

23:45.904 --> 23:46.989
‫فکر کنم اونجاست.‬

23:54.788 --> 23:55.998
‫شیبش خیلی تنده.‬

23:56.874 --> 23:58.417
‫ولی به نظرت یه چیزی مشکوک نیست؟‬

24:00.419 --> 24:02.004
‫همون‌طور که پلیس گفت،‬

24:02.087 --> 24:04.381
‫اگه جه‌-هی واقعاً قصد داشت‬
‫به زندگیش پایان بده،‬

24:05.716 --> 24:08.427
‫باید پاش رو تا ته روی گاز می‌ذاشت.‬

24:09.261 --> 24:10.470
‫ولی وقتی از نزدیک می‌بینیش،‬

24:12.222 --> 24:14.641
‫نقطه‌ای که ماشین سقوط کرده‬
‫خیلی نزدیک به نظر می‌رسه.‬

24:26.486 --> 24:28.614
‫هونگ هیه-جو‬

25:26.129 --> 25:27.673
‫هنوز داری به اون گوش می‌دی؟‬

25:30.717 --> 25:32.844
‫نه، فقط...‬

25:33.595 --> 25:36.139
‫خب، کارت تموم شد؟‬

25:36.223 --> 25:38.100
‫آره. تحویل دادستانی می‌دمش.‬

25:40.560 --> 25:42.437
‫در ضمن، واقعاً زیاد به اون موضوع فکر نکن.‬

25:42.521 --> 25:45.899
‫فقط چون فکر می‌کرد تو دردسر افتاده اون حرفو زد.‬

25:47.985 --> 25:50.988
‫می‌دونی که، مجرم‌های واقعی همیشه از این کلک‌ها می‌زنن.‬

25:53.907 --> 25:55.450
‫خب...‬

26:10.173 --> 26:11.633
‫جا همین‌جاست.‬

26:11.717 --> 26:13.343
‫طبق اون مقاله،‬

26:13.427 --> 26:16.346
‫جه‌هی قبل از تصادف، چند روزی اینجا مونده بود.‬

26:17.347 --> 26:19.016
‫اینجا بود؟‬

26:21.310 --> 26:22.978
‫آره. چطور؟‬

26:26.648 --> 26:27.566
‫هیچی.‬

26:53.300 --> 26:54.551
‫خوش اومدین.‬

26:54.634 --> 26:57.262
‫سلام، می‌خواستم یه چیزی ازتون بپرسم.‬

26:57.346 --> 26:58.764
‫حتماً، بفرمایید.‬

27:02.184 --> 27:03.352
‫شما را ایک نیستی؟‬

27:09.316 --> 27:10.275
‫وکیل منگ سه-نا‬

27:10.359 --> 27:12.986
‫من قبلاً همه‌چیزو به پلیس گفتم.‬

27:13.070 --> 27:15.405
‫واقعاً کل چیزی که می‌دونم همینه.‬

27:15.489 --> 27:19.159
‫پس می‌گید شب سیزدهم یهو پیداش شد؟‬

27:19.242 --> 27:22.245
‫آره. خودم دیدمش. اون روز شیفتِ شب بودم.‬

27:23.580 --> 27:26.875
‫تنها اومد، رزرو هم نداشت و یه اتاق خواست.‬

27:26.958 --> 27:28.752
‫اولش برام سؤال بود که کیه،‬

27:28.835 --> 27:30.587
‫ولی وقتی از نزدیک دیدمش، جه‌هی بود.‬

27:31.671 --> 27:35.008
‫من ده ساله که طرفدار شمام.‬

27:36.802 --> 27:39.554
‫متوجه چیز غیرعادی‌ای در موردش نشدی؟‬

27:40.764 --> 27:43.517
‫به جز قیافه‌اش هیچی. حالش خوب به نظر نمی‌رسید.‬

27:44.101 --> 27:46.019
‫حتی می‌خواستم ازش امضا بگیرم، ‬

27:46.103 --> 27:49.147
‫ولی انقدر گرفته بود، ‬
‫نتونستم چیزی بگم.‬

27:50.816 --> 27:53.068
‫با کسی ملاقات کرد؟‬
‫یا کسی سراغشو گرفت؟‬

27:53.151 --> 27:54.569
‫نه، هیچ‌کس.‬

27:55.153 --> 27:57.614
‫من حتی شیفتم رو عوض کردم‬
‫که کل مدت اونجا باشم،‬

27:57.697 --> 27:59.574
‫و اون اصلاً از اتاقش بیرون نیومد.‬

28:00.784 --> 28:03.745
‫بعد یهو رفت بیرون،‬
‫و روز بعدش...‬

28:04.579 --> 28:06.123
‫اون مقاله منتشر شد.‬

28:07.416 --> 28:08.917
‫دوربین مداربسته‌ای هست؟‬

28:09.000 --> 28:11.128
‫پلیس قبلاً همه‌چیزو برده.‬

28:13.171 --> 28:16.383
‫و همین‌طور تمام وسایلی که‬
‫توی اتاقش جا گذاشته بود.‬

28:16.466 --> 28:18.176
‫همه رو بردن.‬

28:18.260 --> 28:20.720
‫- وسایلش رو جا گذاشت؟‬
‫- آره.‬

28:21.471 --> 28:22.931
‫فقط یه کیف،‬

28:23.014 --> 28:25.892
‫ولی چیزی جمع نکرده بود.‬
‫همون‌جا گذاشتش و رفت بیرون.‬

28:28.228 --> 28:31.064
‫به هر حال، حالت خوبه؟‬

28:32.023 --> 28:33.608
‫لطفاً مراقب خودت باش.‬

28:33.692 --> 28:36.027
‫همه‌مون هواتو داریم.‬

28:47.289 --> 28:51.084
‫اون اینجا کسی رو نمی‌شناخت،‬
‫و برای دیدن کسی هم نیومده بود.‬

28:51.752 --> 28:55.297
‫پس چرا تو این شهر موند؟‬
‫واقعاً فقط یه تصادف بود؟‬

28:56.047 --> 28:57.424
‫تصادفی نبود.‬

28:59.885 --> 29:02.387
‫فکر کنم می‌دونم چرا اومده بود اینجا.‬

29:07.434 --> 29:10.645
‫جشنواره‌ی سنتی چون-هیانگ‬

29:27.913 --> 29:29.581
‫اینجا هیچی عوض نشده.‬

29:35.378 --> 29:39.883
‫جشنواره‌ی سنتی چون-هیانگ‬

29:44.095 --> 29:46.473
‫اینجا اولین صحنه‌ی اجرای گلد بویز بود.‬

29:48.183 --> 29:51.603
‫حتی بعد از شروعِ کارمون، کسی بهمون زنگ نمی‌زد.‬
‫فقط تو خیابون‌ها نوازندگی می‌کردیم.‬

29:51.686 --> 29:53.480
‫اینجا اولین جایی بود که ازمون دعوت کرد.‬

30:20.215 --> 30:22.217
‫الان خوب به نظر می‌رسه.‬

30:22.300 --> 30:25.303
‫اون موقع تجهیزات،‬
‫سیستمِ صوتی، همه‌چیز داغون بود.‬

30:26.388 --> 30:28.390
‫اجرا توی خیابون راحت‌تر بود.‬

30:29.266 --> 30:32.519
‫حتی سازها رو هم نچیده بودن،‬
‫واسه همین ادای ساز زدن رو درآوردیم و آهنگ پخش شد.‬

30:33.144 --> 30:34.187
‫اون روز خیلی شاکی بودم.‬

30:34.271 --> 30:35.397
‫می‌دونم.‬

30:36.398 --> 30:38.817
‫پیرزن‌ها مدام داد می‌زدن‬
‫که کیم سونگ-جون بیاد بیرون...‬

30:48.493 --> 30:51.037
‫با این حال، خوب بود.‬

30:51.538 --> 30:52.622
‫این چه وضعیه!‬

30:53.623 --> 30:56.001
‫- کیم سونگ-جون رو بیارید!‬
‫- اون موقع، فقط بودن روی صحنه‬

30:56.793 --> 30:57.961
‫تنها چیزی بود که می‌خواستیم.‬

30:58.044 --> 31:00.797
‫سلام، ما گلد بویز هستیم!‬

31:07.053 --> 31:10.515
‫و اون هتلی که رفتیم، ‬
‫مدیر گوم برامون ردیفش کرده بود‬

31:10.599 --> 31:12.100
‫چون اولین اجرای‌مون بود.‬

31:14.561 --> 31:15.604
‫بهترین روز عمرمون بود.‬

31:16.980 --> 31:20.317
‫فکر کنم واسه همین جه‌هی هم اومده بود اینجا.‬

31:22.235 --> 31:23.778
‫و می‌خواست اون رو ببینه.‬

31:28.325 --> 31:31.161
‫اینجا یه رازی هست.‬
‫چیزی که فقط ما ازش خبر داریم.‬

31:48.303 --> 31:50.263
‫کجا داریم می‌ریم؟‬

31:51.181 --> 31:52.349
‫دیگه رسیدیم.‬

32:02.150 --> 32:05.612
‫جنگلِ آرزوها‬

32:09.783 --> 32:11.409
‫باید همین دور و برها باشه.‬

32:12.494 --> 32:13.912
‫راز اینه؟‬

32:16.039 --> 32:18.208
‫وقتی برای اولین اجرای‌مون‬
‫اومدیم اینجا،‬

32:18.291 --> 32:20.043
‫آرزوهامون رو نوشتیم.‬

32:23.838 --> 32:24.756
‫خودشه!‬

32:43.233 --> 32:45.735
‫دارن از درخت آویزون‌شون می‌کنن.‬

32:46.236 --> 32:48.321
‫هی، یه جای خالی هست.‬

32:48.405 --> 32:50.907
‫- کجا؟‬
‫- اونجا!‬

32:50.991 --> 32:54.327
‫هرکی آخر از همه آویزون کنه، باخته...‬

32:54.411 --> 32:57.205
‫خب، این مال منه.‬

32:58.915 --> 33:00.125
‫آره، همون‌جا آویزونش کن.‬

33:04.838 --> 33:06.256
‫خوب آویزونش کن. نذار مال ما بیفته.‬

33:06.923 --> 33:08.842
‫- درسته.‬
‫- باشه.‬

33:08.925 --> 33:11.344
‫«بیلبورد»، جه‌هی!‬

33:11.428 --> 33:12.804
‫وایسا!‬

33:12.887 --> 33:17.017
‫خدایا، بذار کلی پول دربیارم -را ایک‬

33:18.476 --> 33:20.937
‫جه‌هی یه بار یه چیزی بهم گفت.‬

33:22.814 --> 33:25.108
‫می‌گفت هر وقت اوضاع سخت می‌شد،‬
‫برمی‌گشت اینجا.‬

33:27.193 --> 33:28.945
‫می‌گفت اینجا بهش آرامش می‌ده.‬

33:31.031 --> 33:32.699
‫خدایا، کاری کن بریم توی بیلبورد - جه‌هی‬

33:38.246 --> 33:43.918
‫ووسونگ،را ایک، جه‌هی، یونگ‌بین.‬
‫همیشه یکی هستیم.‬

33:44.002 --> 33:45.336
‫هان؟ این...‬

33:46.379 --> 33:48.798
‫پس واقعاً اومده بوده اینجا.‬

33:53.762 --> 33:55.221
‫باید به پلیس بگم...‬

33:56.181 --> 33:57.348
‫صبر کن.‬

34:05.440 --> 34:06.483
‫نگاه نکن.‬

34:07.734 --> 34:08.568
‫نمی‌کنم.‬

34:10.236 --> 34:13.573
‫اگه تحقیقات پلیس شروع بشه،‬
‫ممکنه بقیه هم از اینجا باخبر بشن.‬

34:14.491 --> 34:16.284
‫واسه همین می‌خوام قبلش آرزوم رو بکنم.‬

34:16.868 --> 34:20.371
‫آرزوها فقط وقتی برآورده می‌شن‬
‫که کسی ازشون خبر نداشته باشه.‬

34:47.982 --> 34:52.278
‫کاش همه‌ی کسایی که دوستشون دارم،‬
‫توی خاطراتم خوشحال باشن‬

35:02.372 --> 35:04.707
‫مگه پرونده بسته نشده؟‬

35:06.251 --> 35:07.961
‫معاون رئیس بهمون گفت‬

35:08.711 --> 35:10.088
‫که تحقیقات رو متوقف کنیم.‬

35:12.298 --> 35:14.050
‫چیزِ خاصی نیست.‬

35:17.387 --> 35:21.099
‫طبق گزارش، انگار قبل از تصادف قرص خورده بوده،‬

35:22.183 --> 35:23.393
‫و یه یادداشت خودکشی هم پیدا کردن.‬

35:25.145 --> 35:26.688
‫گزارش‬

35:28.565 --> 35:31.484
‫گزارش سم‌شناسی مواد مخدر‬

35:34.571 --> 35:36.239
‫- آقای هو.‬
‫- بله.‬

35:36.322 --> 35:38.533
‫گزارش سم‌شناسیِ «دو را ایک» کجاست؟‬

35:38.616 --> 35:41.161
‫آه، مالِ آقای «دو را ایک»؟ یه لحظه صبر کنید.‬

35:55.049 --> 35:59.512
‫گزارش‬

36:00.763 --> 36:02.640
‫سدیم اکسی‌بات شناسایی شد‬

36:03.892 --> 36:05.894
‫سدیم اکسی‌بات شناسایی شد‬

36:07.645 --> 36:10.815
‫ماده‌ای که توی خونِ «چوی جه‌هی» پیدا شده‬

36:10.899 --> 36:13.234
‫«تری‌اکسی‌بات» بوده.‬

36:13.318 --> 36:16.070
‫اثرات ضد اضطراب داره، خواب‌آوره،‬

36:16.154 --> 36:19.115
‫و سیستم عصبی مرکزی رو مختل می‌کنه.‬

36:19.908 --> 36:22.202
‫تخمین می‌زنید چقدر مصرف کرده باشه؟‬

36:22.285 --> 36:24.787
‫با توجه به غلظت خونش،‬

36:24.871 --> 36:26.289
‫حداقل ده تا قرص، شاید هم بیشتر.‬

36:26.873 --> 36:30.084
‫ولی از اون داروهایی نیست‬
‫که آدم رو درجا از پا بندازه.‬

36:30.168 --> 36:35.548
‫معمولاً ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول می‌کشه‬
‫تا هوشیاری کم‌کم از دست بره.‬

36:35.632 --> 36:37.467
‫اگه داشته رانندگی می‌کرده،‬

36:37.550 --> 36:39.928
‫توی کارهای ساده‌ای مثل ترمز گرفتن هم به مشکل می‌خورده.‬

36:40.887 --> 36:42.805
‫همین ماده شناسایی شده بود‬

36:42.889 --> 36:44.599
‫توی بدنِ «دو را ایک» وقتی که بازداشت شد.‬

36:44.682 --> 36:47.101
‫بله. ولی اونم گفت که‬

36:47.185 --> 36:51.314
‫برای اختلال هراسش، داروهای اعصاب مصرف می‌کرده.‬

36:51.898 --> 36:55.735
‫این دارو هم اینجا و هم خارج، خیلی رایج تجویز می‌شه.‬

36:57.820 --> 37:00.990
‫پس هنوزم فکر می‌کنی «دو را ایک» مقصره؟‬

37:05.411 --> 37:07.997
‫اگه بخوای خیلی با احتیاط عمل کنی،‬

37:08.081 --> 37:09.791
‫آخرش مجبوری تسلیم بشی.‬

37:28.935 --> 37:30.061
‫رئیس.‬

37:30.144 --> 37:33.106
‫الان چند تا بازرسِ آماده‌به‌کار داریم؟‬

37:33.189 --> 37:36.901
‫فعلاً هیچ‌کس.‬
‫کل تیم رو جای دیگه‌ای فرستادن.‬

37:36.985 --> 37:39.487
‫پس چند نفر رو که می‌تونن غیررسمی کار کنن، جمع کن.‬

37:40.154 --> 37:41.322
‫ببخشید؟ چی؟‬

38:03.136 --> 38:04.095
‫هی...‬

38:12.729 --> 38:14.147
‫فکر کنم خیلی اینجا موندیم.‬

38:16.399 --> 38:18.443
‫دفتر مدیریت...‬

38:18.526 --> 38:19.360
‫صبر کن.‬

38:20.987 --> 38:21.988
‫می‌شه...‬

38:23.239 --> 38:24.115
‫یه دقیقه باهام قدم بزنی؟‬

38:37.879 --> 38:39.630
‫بالاخره می‌تونم نفس بکشم.‬

38:41.466 --> 38:44.594
‫خیلی وقت بود یه جای به این ساکتی نرفته بودم.‬

38:45.803 --> 38:48.723
‫همیشه دلم می‌خواست یه جایی قدم بزنم‬

38:50.058 --> 38:51.768
‫که هیچ‌کس دور و برم نباشه.‬

39:29.347 --> 39:30.264
‫بیا اینو بگیر.‬

39:30.932 --> 39:31.974
‫خوبم. سردم نیست.‬

39:32.058 --> 39:34.352
‫نگران نباش. بذار به حسابِ لطفی که به یه طرفدار می‌شه.‬

39:36.604 --> 39:38.606
‫من دیگه طرفدارت نیستم.‬

39:40.400 --> 39:42.944
‫- فکر کنم اشتباه برداشت کردی...‬
‫- واقعاً؟‬

39:43.736 --> 39:45.530
‫واسه همینه که همه‌چی رو ریختی دور؟‬

39:45.613 --> 39:46.572
‫چی؟‬

39:46.656 --> 39:49.492
‫جلوی خونه‌ات دیدمشون.‬
‫همه‌اش رو انداخته بودی دور.‬

39:49.575 --> 39:51.202
‫آلبوم‌هام، یادگاری‌ها...‬

39:54.080 --> 39:56.374
‫حتماً کلی خرج کرده بودی.‬

39:56.457 --> 39:58.459
‫معلوم بود از همون اولِ کارم‬
‫داشتی جمعشون می‌کردی.‬

40:02.713 --> 40:03.965
‫آخه...‬

40:05.675 --> 40:07.176
‫اون‌قدرها هم ارزش نداشتن.‬

40:08.719 --> 40:09.929
‫خب چی رو این‌قدر دوست داشتی؟‬

40:13.224 --> 40:16.310
‫منو. چرا این‌قدر منو دوست داشتی؟‬

40:23.401 --> 40:24.360
‫آخه من...‬

40:26.112 --> 40:26.988
‫دوست داشتم دیگه.‬

40:28.072 --> 40:29.157
‫همین‌طوری.‬

40:30.032 --> 40:31.784
‫دوست داشتن که دلیل نمی‌خواد.‬

40:36.873 --> 40:37.957
‫من دلیلش رو می‌دونم.‬

40:41.502 --> 40:42.462
‫اون کلاه قرمزه.‬

40:46.340 --> 40:48.009
‫همونی که بهت دادم.‬

40:58.811 --> 41:01.314
‫همش با خودم فکر می‌کردم یه جا دیدمش.‬

41:02.023 --> 41:03.399
‫و بعد یهو یادم اومد.‬

41:04.192 --> 41:05.985
‫اون کلاه وقتی بچه بودم مال من بود.‬

41:07.487 --> 41:08.779
‫بعدش یادم اومد...‬

41:10.323 --> 41:12.450
‫که اون رو به کی دادم.‬

41:18.706 --> 41:19.832
‫اون روز...‬

41:20.791 --> 41:22.585
‫منم روز خیلی سختی داشتم.‬

41:23.127 --> 41:24.170
‫واسه همین یادمه.‬

41:32.220 --> 41:33.596
‫واقعاً کل چیزی که درآوردی همین بود؟‬

41:38.893 --> 41:41.103
‫این آژانست اصلاً چیکار می‌کنه، هان؟‬

41:41.187 --> 41:44.899
‫فکر می‌کنن با آواز خوندن توی خیابون‬
‫می‌شه پول درآورد؟‬

41:46.400 --> 41:48.694
‫می‌دونی از اون اجراها‬
‫چقدر گیرت اومده؟‬

41:49.403 --> 41:52.990
‫آیدل یا هر چی.‬
‫فقط داری فکرای احمقانه می‌کنی.‬

41:54.116 --> 41:54.992
‫من دارم می‌رم.‬

41:56.160 --> 41:56.994
‫مامان.‬

42:02.416 --> 42:03.876
‫چند ماهه که ندیدمت.‬

42:05.836 --> 42:07.004
‫می‌دونی؟‬

42:10.508 --> 42:11.968
‫می‌دونم.‬

42:12.552 --> 42:13.970
‫ولی...‬

42:14.053 --> 42:16.055
‫هر دومون سرگرم بودیم.‬

42:16.806 --> 42:17.848
‫من مریضم.‬

42:21.018 --> 42:23.229
‫تب دارم، سرفه می‌کنم.‬

42:25.231 --> 42:26.065
‫واقعاً حالم بده.‬

42:27.483 --> 42:31.070
‫فقط یه مدت دیگه طاقت بیار.‬
‫وقتی پول درآوردم، می‌آم دنبالت.‬

42:31.654 --> 42:34.323
‫نمی‌ذارم این‌طوری اینجا بپوسی.‬
‫اینو که می‌دونی، نه؟‬

42:54.218 --> 42:56.971
‫بهار اومده بود، ‬
‫ولی حس بهار رو نداشت.‬

42:58.848 --> 43:00.891
‫اون روز به طرز غیرعادی‌ای سرد بود.‬

43:30.046 --> 43:31.756
‫وقتی زندگی به طرز تحمل‌ناپذیری نکبت‌بار بود، ‬

43:33.174 --> 43:34.383
‫وقتی نمی‌تونستم بفهمم...‬

43:35.718 --> 43:37.386
‫اصلاً واسه چی دارم زندگی می‌کنم.‬

43:39.680 --> 43:41.474
‫وقتی می‌خواستم همه‌چیز رو ول کنم...‬

43:58.741 --> 44:00.076
‫همون موقع بود که دیدمش.‬

44:00.660 --> 44:03.287
‫کسی که حتی از منم‬
‫داغون‌تر به نظر می‌رسید.‬

44:20.930 --> 44:24.850
‫واسه همین نتونستم بی‌تفاوت رد بشم.‬

44:45.037 --> 44:46.622
‫چون خودمو توی تو دیدم.‬

44:47.998 --> 44:49.375
‫فکر کنم می‌خواستم بهت دلداری بدم.‬

45:34.503 --> 45:36.130
‫اون اولین بار بود...‬

45:39.508 --> 45:44.013
‫اولین باری بود که حس کردم قلبم‬
‫واقعاً به یه نفر رسیده.‬

45:47.892 --> 45:52.563
‫همیشه فکر می‌کردم‬
‫بی‌معنی و بی‌مصرفم.‬

45:53.147 --> 45:57.026
‫اما اون لحظه فهمیدم‬
‫که می‌تونم واسه یه نفر مایه تسلی باشم، ‬

45:57.109 --> 45:59.111
‫حتی اگه فقط برای یه ثانیه باشه.‬

46:04.909 --> 46:06.619
‫ببخشید که نشناختمت.‬

46:09.455 --> 46:13.292
‫راستش اصلاً فکرشم نمی‌کردم تو باشی.‬

46:17.296 --> 46:19.006
‫اما واقعاً خیلی عوض شدی.‬

46:26.514 --> 46:28.682
‫چرا اون‌طوری بودی؟‬

46:31.060 --> 46:34.230
‫اون روز. چرا این‌قدر حالت بد بود؟‬

46:48.911 --> 46:50.246
‫پدرم...‬

46:52.748 --> 46:54.375
‫توی زندان فوت کرد.‬

46:59.797 --> 47:02.967
‫به قتل متهم شده بود‬
‫و حبس ابد داشت.‬

47:04.593 --> 47:06.220
‫مدام اصرار می‌کرد که بی‌گناهه‬

47:07.471 --> 47:09.848
‫و بعدش خودشو دار زد.‬

47:11.016 --> 47:14.061
‫مادرم نتونست شوکشو تحمل کنه‬
‫و کمی بعد از دنیا رفت.‬

47:16.814 --> 47:19.191
‫و همین‌طوری،‬
‫توی اون خونه تنها شدم.‬

47:22.987 --> 47:25.948
‫یهو توی این دنیا تنها موندم.‬

47:27.157 --> 47:29.952
‫هر چقدر هم که بهش فکر می‌کردم،‬

47:30.035 --> 47:32.079
‫نمی‌تونستم دلیلی واسه زندگی پیدا کنم.‬

47:35.541 --> 47:37.126
‫اما اون روز،‬

47:38.836 --> 47:40.963
‫وقتی آواز خوندنت رو شنیدم، ‬

47:42.006 --> 47:43.507
‫با خودم گفتم...‬

47:45.134 --> 47:46.343
‫«زندگی کن.‬

47:48.053 --> 47:49.680
‫«فقط سعی کن زندگی کنی.»‬

47:50.806 --> 47:52.308
‫«اگه ادامه بدم،‬

47:53.475 --> 47:55.227
‫شاید یه روزی یه دلیل پیدا کنم.»‬

47:57.730 --> 47:59.231
‫«پس بیا...‬

48:00.774 --> 48:02.276
‫تسلیم نشیم.»‬

48:03.319 --> 48:04.653
‫«بیا زندگی کنیم...‬

48:07.197 --> 48:08.449
‫تا آخرین لحظه.»‬

48:12.703 --> 48:16.123
‫واسه همین تصمیم گرفتم سعی کنم زندگی کنم.‬

48:17.833 --> 48:21.003
‫و به لطف تو بود‬
‫که تا اینجا دووم آوردم.‬

48:26.133 --> 48:27.718
‫می‌دونی‬

48:28.802 --> 48:30.638
‫وقتی دبیو کردی چقدر خوشحال شدم؟‬

48:31.597 --> 48:33.932
‫حتی از وقتی که‬
‫توی آزمون وکالت قبول شدم هم خوشحال‌تر بودم.‬

48:34.975 --> 48:36.894
‫اون‌قدر دوستت داشتم.‬

48:48.364 --> 48:50.783
‫گفتن همه‌ی اینا با صدای بلند‬
‫باعث می‌شه حالم سبک‌تر بشه.‬

48:53.118 --> 48:56.497
‫ببخشید که مخفیش کردم.‬
‫نمی‌خواستم فریبت بدم.‬

48:58.123 --> 48:59.375
‫متشکرم.‬

49:02.336 --> 49:05.547
‫بابت اینکه وقتی می‌درخشیدم،‬
‫بلندتر از همه تشویقم کردی.‬

49:07.633 --> 49:08.592
‫بابت اینکه کنارم موندی‬

49:10.302 --> 49:11.929
‫وقتی شرایط سخت بود.‬

49:14.348 --> 49:15.391
‫بابت...‬

49:17.059 --> 49:18.727
‫فراموش نکردنم و اینکه هوامو داشتی.‬

49:21.313 --> 49:22.731
‫واقعاً ازت ممنونم.‬

49:58.809 --> 50:00.394
‫اونجا چیکار می‌کنی؟‬

50:04.189 --> 50:06.775
‫پرسیدم همه‌تون دارید چیکار می‌کنید.‬

50:07.443 --> 50:12.030
‫چرا این موقع شب اینجایید؟‬

50:15.701 --> 50:18.704
‫اگه در قفل بود،‬

50:18.787 --> 50:21.957
‫می‌تونستید با گوشیتون‬
‫به یه نفر زنگ بزنید.‬

50:22.791 --> 50:24.418
‫پس چرا شما دوتا داشتید‬

50:25.127 --> 50:26.503
‫اون تو مخفی‌کاری می‌کردید؟‬

50:32.885 --> 50:36.805
‫باتری گوشیم تموم شد.‬

50:41.185 --> 50:42.102
‫سلام.‬

50:45.731 --> 50:46.774
‫چی؟‬

50:52.696 --> 50:54.656
‫اومدی؟ اینجام.‬

50:59.328 --> 51:00.954
‫- ایشونه؟‬
‫- بله.‬

51:01.872 --> 51:03.540
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

51:04.041 --> 51:05.042
‫بفرمایید، بشینید.‬

51:08.212 --> 51:09.838
‫بعد از اینکه دفعه‌ی قبل اومدید اینجا،‬

51:09.922 --> 51:12.174
‫فکر کردم شاید کاری از دستم بربیاد‬
‫که بتونم کمک کنم.‬

51:12.758 --> 51:15.135
‫برای همین رفتم سراغِ تک‌تکِ پرسنل و باهاشون حرف زدم،‬

51:15.219 --> 51:16.845
‫همونایی که اون روزی که جه‌هی اینجا بود، شیفت بودن.‬

51:17.805 --> 51:21.725
‫و یکی‌شون گفت که اون روز‬
‫یه چیزِ عجیبی شنیده.‬

51:22.893 --> 51:24.686
‫یه چیزِ عجیب؟‬

51:24.770 --> 51:27.606
‫آره. اون روز، ‬

51:27.689 --> 51:29.399
‫رفتم داخل که تمیز‌کاری کنم...‬

51:29.483 --> 51:32.402
‫دونستنِ اینکه من کجام چه سودی برات داره؟‬

51:32.486 --> 51:34.947
‫الان دیگه تظاهر نکن که برات مهمم.‬

51:35.572 --> 51:38.867
‫شنیدم یکی داشت با تلفن حرف می‌زد.‬

51:39.451 --> 51:40.577
‫منم همین‌طور.‬

51:41.912 --> 51:43.455
‫منم به زمان نیاز دارم!‬

51:44.540 --> 51:46.208
‫پس لطفاً، فقط دست از سرم بردار.‬

51:47.501 --> 51:49.461
‫دیگه نگرد دنبالِ من!‬

51:50.212 --> 51:52.089
‫خیلی عصبی و به‌هم‌ریخته بود.‬

51:53.257 --> 51:56.593
‫نمی‌خواستم خودم رو درگیرِ چیزی کنم،‬

51:56.677 --> 51:58.470
‫واسه همین به پلیس یه اظهاراتِ کوتاهی دادم.‬

51:58.554 --> 52:02.349
‫اون واقعاً پیگیرم شد و کلافه‌ام کرد.‬

52:03.517 --> 52:06.270
‫احیاناً نشنیدید‬
‫پشتِ تلفن چی می‌گفت؟‬

52:06.353 --> 52:10.774
‫من آدمی نیستم که توی کارِ بقیه دخالت کنم،‬

52:10.858 --> 52:12.985
‫برای همین زیاد دقیق گوش ندادم.‬

52:13.068 --> 52:17.489
‫ولی داشت سرِ یکی داد می‌زد که بهش می‌گفت‬
‫مدیرعامل یا یه همچین چیزی.‬

52:18.866 --> 52:21.535
‫مدیرعامل؟‬

52:22.494 --> 52:24.288
‫مدام می‌گفت: «مدیرعامل»،‬

52:24.371 --> 52:25.873
‫و می‌پرسید‬

52:25.956 --> 52:28.417
‫که دونستنِ جاش چه سودی براشون داره.‬

52:28.500 --> 52:31.128
‫بهشون می‌گفت که نیان.‬

52:31.211 --> 52:33.755
‫واسه همین با خودم فکر کردم‬

52:33.839 --> 52:37.301
‫شاید فقط یه جور دعوایِ عاشقانه باشه.‬

52:50.647 --> 52:52.858
‫وقتی برای مصاحبه‌ی شاهدِ جه‌هی‬

52:52.941 --> 52:54.484
‫رفتم اداره‌ی پلیس،‬

52:54.568 --> 52:56.612
‫کارآگاه بهم واضح گفت که‬

52:56.695 --> 52:59.114
‫مدیرعامل با چوی جه‌هی حرف زده،‬

52:59.197 --> 53:01.825
‫اما ادعا کرده که تماس چیزِ خاصی نبوده‬
‫و زود قطع کردن.‬

53:03.535 --> 53:05.829
‫پس درباره‌ی اون تماس دروغ گفته؟‬

53:07.205 --> 53:08.290
‫چرا باید همچین کاری کنه؟‬

53:17.674 --> 53:21.303
‫وکیل هوانگ داشت این‌ور و اون‌ور سرک می‌کشید.‬

53:21.386 --> 53:23.972
‫ظاهراً یه مدتی‬
‫قبل از قتلِ کانگ ووسونگ،‬

53:25.057 --> 53:26.516
‫قراردادِ «گلد بویز»‬

53:26.600 --> 53:30.729
‫داشت مخفیانه توسط تیمِ حقوقی‌شون بازبینی می‌شد.‬

53:31.396 --> 53:33.941
‫چیزی که بیشتر از همه روش تمرکز کرده بودن‬

53:34.024 --> 53:36.777
‫بندِ مربوط به خیانت در امانت بود.‬

53:36.860 --> 53:40.405
‫انگار می‌دونستن یکی توی گروه‬
‫قراره بهشون خیانت کنه.‬

53:42.950 --> 53:47.037
‫اون یارو، گوم بوسانگ، ‬
‫کسی نیست که بشه بهش اعتماد کرد.‬

53:51.041 --> 53:52.209
‫قبل از اون،‬

53:53.752 --> 53:56.088
‫یه چیزی هست که باید بدونی.‬

53:57.589 --> 53:59.132
‫یه چیزِ خیلی مهم.‬

54:02.844 --> 54:04.346
‫تغییرات در افکار عمومی درباره‌یرا ایک‬

54:04.429 --> 54:07.391
‫این افکارِ عمومی رو بر اساسِ شبکه‌های اجتماعی‬
‫و واکنش‌های آنلاین نشون می‌ده.‬

54:07.474 --> 54:09.518
‫مثبت ۶۸٪، منفی ۳۲٪‬

54:09.601 --> 54:13.397
‫حمایت از بازگشتِ دو را ایک، مخصوصاً بینِ طرفدارها،‬
‫مدام داره بیشتر می‌شه.‬

54:13.480 --> 54:14.606
‫اما قبل از اون،‬

54:14.690 --> 54:17.275
‫باید دقیق بررسی کنیم که نظرِ مردم‬

54:17.359 --> 54:18.902
‫درباره‌ی کانگ ووسونگ و چوی جه‌هی چیه.‬

54:22.948 --> 54:24.074
‫قربان؟‬

54:27.035 --> 54:28.120
‫قربان؟‬

54:33.083 --> 54:36.378
‫یه راهنمایِ پاسخگوییِ شفاف برای هر سؤالی‬
‫که به پرونده مربوط می‌شه آماده کن.‬

54:37.504 --> 54:39.756
‫با دقت تنظیمش کن تا بتونیم‬

54:40.799 --> 54:44.261
‫- از هر حاشیه‌ی غیرضروری دوری کنیم.‬
‫- بله قربان.‬

54:53.437 --> 54:56.773
‫باورم نمی‌شه. چرا ووسونگ باید همچین کاری کنه؟‬

54:58.608 --> 55:01.570
‫منم باورم نمی‌شد.‬
‫واسه همین ازت مخفی‌ش کردم،‬

55:01.653 --> 55:04.322
‫حداقل تا وقتی که‬
‫کلِ قضیه رو بفهمم.‬

55:04.406 --> 55:06.366
‫نگران بودم که برات خیلی سنگین باشه.‬

55:07.284 --> 55:08.910
‫پس اگه حق با تو باشه‬

55:08.994 --> 55:10.996
‫و ووسونگ واقعاً اون دستکاری‌ها رو انجام داده باشه...‬

55:11.079 --> 55:13.373
‫اون وقت کلِ ماهیتِ پرونده عوض می‌شه.‬

55:13.457 --> 55:16.626
‫مدیرعامل، گوم بوسانگ، از همه‌ی اینا خبر داشت.‬

55:19.296 --> 55:24.509
‫سعی کرد قضیه‌ی قرارداد رو‬
‫در کمالِ رازداری حل‌وفصل کنه.‬

55:26.261 --> 55:28.180
‫اما جه‌هی شد یه متغیرِ پیش‌بینی‌نشده.‬

55:29.347 --> 55:31.433
‫مطمئنم واسه همینه که به پلیس‬

55:31.516 --> 55:33.310
‫درباره‌ی اون تماسِ تلفنی دروغ گفت.‬

55:34.144 --> 55:35.604
‫احتمالاً.‬

55:36.605 --> 55:37.898
‫و برای اینکه مطمئن بشیم...‬

55:40.150 --> 55:41.777
‫باید خودمون ازش بپرسیم.‬

55:43.528 --> 55:44.613
‫خب...‬

55:45.947 --> 55:47.532
‫اومدی اینجا که همینو تأیید کنی؟‬

55:52.454 --> 55:55.916
‫بهم گفتن که به پلیس شهادت دادی‬

55:55.999 --> 55:59.586
‫تماست با جه‌هی چیزِ خاصی نبوده.‬

56:00.879 --> 56:02.089
‫اما اون روز،‬

56:02.172 --> 56:05.217
‫یه شاهد نزدیکِ صحنه گفته‬

56:05.926 --> 56:08.512
‫که شنیده اون چند بار کلمه‌ی «مدیرعامل» رو تکرار کرده،‬

56:08.595 --> 56:10.972
‫و به نظر می‌رسیده که شما دوتا‬
‫داشتید با هم بحث می‌کردید.‬

56:14.810 --> 56:18.855
‫می‌تونیم بپرسیم اون شب‬
‫واقعاً درباره‌ی چی حرف زدید؟‬

56:22.400 --> 56:25.403
‫داری به من شک می‌کنی؟‬

56:27.447 --> 56:30.033
‫ووسونگ با تو حرف زد. جه‌هی هم همین‌طور.‬

56:30.992 --> 56:33.286
‫و بعد از اون تماس‌ها،‬
‫خودت بهتر می‌دونی چی شد.‬

56:35.831 --> 56:38.250
‫جوابمو بده. درباره چی حرف زدی‬

56:38.875 --> 56:40.377
‫با وو-سونگ و جه-هی؟‬

56:42.212 --> 56:44.714
‫چرا اینقدر دیر وقت داشتی با وو-سونگ‬
‫تلفنی حرف می‌زدی؟‬

56:45.298 --> 56:47.342
‫و چرا بهم نگفتی‬
‫که با جه-هی حرف زدی؟‬

56:48.593 --> 56:49.594
‫اگه بهت می‌گفتم،‬

56:51.138 --> 56:53.140
‫آدم‌های زیادی آسیب می‌دیدن.‬

56:55.976 --> 56:57.686
‫مخصوصاً تو، را ایک.‬

56:58.645 --> 57:00.522
‫تو بیشتر از همه آسیب می‌دیدی.‬

57:02.357 --> 57:03.817
‫واسه همین مخفیش کردم.‬

57:04.609 --> 57:05.527
‫چی؟‬

57:05.610 --> 57:10.073
‫فکر می‌کنی همه چیزو درباره وو-سونگ می‌دونی،‬
‫مگه نه؟‬

57:12.993 --> 57:14.161
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬

57:15.120 --> 57:16.830
‫دارم ازت می‌پرسم‬

57:16.913 --> 57:19.791
‫که آماده‌ای با حقیقت روبرو بشی،‬
‫هر چی که هست.‬

57:22.836 --> 57:24.379
‫بعضی حقیقت‌ها‬

57:25.505 --> 57:29.634
‫با خودشون درد میارن.‬

57:31.428 --> 57:32.262
‫اون‌قدر زیاد...‬

57:34.055 --> 57:36.349
‫که آرزو می‌کنی کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدیشون.‬

57:40.562 --> 57:42.105
‫برای آخرین بار،‬

57:44.608 --> 57:45.817
‫واقعاً می‌تونی...‬

57:47.194 --> 57:49.488
‫از پسِ حقیقت بربیای؟‬

58:02.834 --> 58:04.002
‫بهم بگو.‬

58:05.545 --> 58:07.631
‫چی داری قایم می‌کنی؟‬

59:07.566 --> 59:09.818
‫فکر می‌کنی اگه را ایک بفهمه‬
‫چی می‌شه؟ ‬

59:10.443 --> 59:13.113
‫دلم می‌خواد بکشمت.‬

59:13.196 --> 59:16.116
‫اشکالی نداره که غمگین باشی.‬

59:16.199 --> 59:18.743
‫می‌تونیم همه چیزو از اول شروع کنیم.‬

59:18.827 --> 59:21.746
‫جه-هی هیچ‌وقت خودش رو نمی‌کشه.‬

59:22.539 --> 59:24.291
‫بدون دردسر بکش کنار.‬

59:24.374 --> 59:25.542
‫فقط شکرگزار باش.‬

59:25.625 --> 59:26.960
‫همین و بس.‬

59:27.043 --> 59:30.714
‫با این حس‌هایی که الان دارم، ‬
‫فکر کنم دیوونه شدم.‬

59:30.797 --> 59:33.383
‫احساساتم اصلاً تمومی نداره.‬

59:33.407 --> 59:53.407
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
