WEBVTT

00:40.021 --> 00:48.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:48.153 --> 00:49.279
‫دو را ایک؟‬

00:51.573 --> 00:52.699
‫دو را ایک!‬

01:17.557 --> 01:18.558
‫دو را ایک...‬

01:22.437 --> 01:23.313
‫بهم بگو.‬

01:26.775 --> 01:28.109
‫توضیح بده اینا چیه.‬

01:38.829 --> 01:40.038
‫توضیحش بده.‬

01:42.165 --> 01:44.417
‫چرا اینا اینجاست؟‬

01:49.798 --> 01:51.591
‫از همون اول، یه چیزی درست به نظر نمی‌رسید.‬

01:52.217 --> 01:54.427
‫وکیلا معمولاً این‌قدر پیش می‌رن؟‬

02:00.350 --> 02:02.144
‫حتی اگه شغلت باشه،‬

02:02.769 --> 02:06.273
‫اینکه هر اتفاقی بیفته باورم کنی‬
‫و اون‌طوری ازم محافظت کنی.‬

02:08.108 --> 02:09.693
‫منطقی نبود. اما بعدش--‬

02:09.776 --> 02:12.612
‫- را ایک، موضوع این نیست که...‬
‫- پس موضوع چیه؟‬

02:22.247 --> 02:23.415
‫راستش...‬

02:26.376 --> 02:29.087
‫درسته که طرفدارت بودم.‬

02:31.089 --> 02:33.383
‫اما دلیل اینکه پرونده‌ت رو قبول کردم‬
‫این نبود.‬

02:33.466 --> 02:35.135
‫پس چرا قبول کردی؟‬

02:37.387 --> 02:39.097
‫و چرا اینو مخفی کردی؟‬

02:44.269 --> 02:46.646
‫اگه از همون اول‬
‫باهام صادق بودی،‬

02:47.397 --> 02:48.648
‫می‌تونستم از پسش بربیام.‬

02:49.900 --> 02:52.611
‫این‌طوری بهت تکیه نمی‌کردم.‬

02:54.779 --> 02:56.865
‫این اولین بار توی زندگیم بود‬

02:57.824 --> 03:00.493
‫که یکی ازم دفاع می‌کرد.‬

03:01.870 --> 03:03.914
‫یکی خیلی ساده گفت که باورم داره.‬

03:05.999 --> 03:08.543
‫اینکه پشتمه. من ممنون بودم.‬

03:10.587 --> 03:12.589
‫نه چون «دو را ایکِ» گروه»گلد بویز» هستم،‬

03:13.757 --> 03:16.384
‫بلکه چون فکر می‌کردم خودِ منو می‌بینی.‬

03:17.928 --> 03:19.054
‫واسه همین...‬

03:19.721 --> 03:22.182
‫برای اولین بار،‬
‫بدون هیچ شکی به یه نفر اعتماد کردم.‬

03:22.265 --> 03:24.267
‫هر چی می‌دیدم رو باور می‌کردم.‬

03:27.228 --> 03:28.772
‫اما انگار اشتباه می‌کردم.‬

03:38.323 --> 03:39.824
‫اگه...‬

03:45.997 --> 03:48.583
‫من «دو را ایکِ» گلد بویز نبودم،‬

03:51.461 --> 03:53.296
‫بازم ازم دفاع می‌کردی؟‬

03:54.798 --> 03:55.757
‫بازم...‬

03:58.009 --> 03:59.803
‫باورم می‌کردی؟‬

04:38.717 --> 04:40.010
‫از کی شروع شد؟ ‬

05:07.412 --> 05:12.000
‫اگه می‌فهمیدی کسی که واقعاً بهش اعتماد داشتی...‬

05:13.793 --> 05:16.713
‫یه دروغ بزرگ بهت گفته،‬

05:17.547 --> 05:19.049
‫فکر می‌کنی چیکار می‌کردی؟‬

05:22.802 --> 05:24.387
‫از کی...‬

05:33.480 --> 05:35.148
‫داشته بهم دروغ می‌گفته؟ ‬

05:42.864 --> 05:44.866
‫مدیر هان‌گو‬

05:49.933 --> 05:53.436
‫قسمت ۷‬
‫خالی از چیزایی که نتونستم رهاشون کنم‬

06:05.512 --> 06:07.931
‫وکیل منگ، چرا همه‌ی درها...‬

06:09.808 --> 06:13.520
‫اینا چیه؟ چرا اینجوریه...‬

06:14.437 --> 06:15.772
‫را ایک همه چیزو می‌دونه.‬

06:16.606 --> 06:17.440
‫چی؟‬

06:23.613 --> 06:24.739
‫همه‌ی اینا رو دید؟‬

06:30.703 --> 06:33.164
‫بهت گفتم که باید می‌ریختمشون دور.‬

06:33.665 --> 06:36.334
‫- اگه ریخته بودم، هیچ‌کدوم از این اتفاقا نمی‌افتاد.‬
‫- بهشون دست نزن.‬

06:37.919 --> 06:39.379
‫خودم انجامش می‌دم.‬

06:42.132 --> 06:43.258
‫من...‬

06:45.218 --> 06:46.553
‫می‌تونم انجامش بدم.‬

06:46.636 --> 06:48.471
‫اگه می‌تونستی،‬
‫تا حالا انجامش داده بودی.‬

06:49.347 --> 06:50.765
‫بهم چی گفتی، هان؟‬

06:50.849 --> 06:52.767
‫«احساسات شخصی در کار نیست.»‬

06:52.851 --> 06:55.395
‫«به عنوان یه وکیل پرونده رو گرفتم، نه یه طرفدار.»‬

06:55.478 --> 06:57.021
‫اون‌وقت حتی نمی‌تونی اینا رو بریزی دور؟‬

06:57.105 --> 06:58.982
‫می‌خواستم بریزمشون دور!‬

07:14.956 --> 07:16.958
‫سعی کردم بیخیالِ‬
‫احساساتم نسبت به را ایک بشم.‬

07:17.041 --> 07:18.001
‫نه، در واقع شده بودم.‬

07:18.084 --> 07:20.837
‫اگه می‌خواستم پرونده‌ش رو قبول کنم، مجبور بودم.‬

07:22.088 --> 07:23.173
‫اما...‬

07:26.634 --> 07:27.844
‫اما...‬

07:30.930 --> 07:32.265
‫اینا رو...‬

07:34.684 --> 07:36.144
‫واقعاً‬

07:37.979 --> 07:39.981
‫نمی‌تونستم دور بندازم.‬

07:51.743 --> 07:53.453
‫اگه این کارو می‌کردم...‬

07:55.497 --> 07:59.125
‫اون‌وقت زمانی از زندگیم که برای اولین بار از کسی خوشم اومد...‬

08:34.035 --> 08:35.787
‫دو را ایک‬

08:35.870 --> 08:37.622
‫جهانی که ما رو دوباره‬
‫به هم رسوند‬

08:37.705 --> 08:40.124
‫صورت را ایک وحشتناک قشنگه‬

08:52.512 --> 08:53.555
‫چقدر نازه!‬

08:56.307 --> 09:00.812
‫حس می‌کردم انگار همه‌ی اون لحظه‌ها‬
‫قراره دود بشن برن هوا.‬

09:21.708 --> 09:22.542
‫انگار‬

09:24.544 --> 09:27.505
‫نسخه‌ی خوشحالِ من توی اون زمان هم‬
‫قراره ناپدید بشه.‬

09:32.552 --> 09:33.553
‫و این منو می‌ترسوند.‬

09:44.147 --> 09:45.356
‫واسه همین...‬

09:48.776 --> 09:51.029
‫یه جای عمیق مخفیش کردم...‬

09:56.784 --> 09:59.162
‫و به خودم گفتم‬
‫دیگه هیچ‌وقت بهش نگاه نمی‌کنم.‬

10:00.622 --> 10:02.707
‫فکر می‌کردم حالم خوب می‌شه، اما...‬

10:15.345 --> 10:16.679
‫تو هم ازش خبری نداری؟‬

10:16.763 --> 10:18.514
‫با این اوضاعی که‬
‫بین من و جه-هی هست،‬

10:18.598 --> 10:20.099
‫چرا باید به من زنگ بزنه؟‬

10:20.683 --> 10:22.644
‫حتی یونگ‌بین هم نمی‌دونه؟‬

10:22.727 --> 10:23.811
‫نه، نمی‌دونه.‬

10:23.895 --> 10:26.898
‫درست قبل از اینکه یونگ‌بین بخواد وسایلش رو‬
‫از خوابگاه ببره،‬

10:26.981 --> 10:29.317
‫به جه-هی گفت که داره استعفا می‌ده و رفت.‬

10:29.400 --> 10:30.234
‫چرا یونگ‌بین؟‬

10:30.318 --> 10:32.779
‫بهم گفت بابتِ اینکه بهت شک کرده متأسفه.‬

10:32.862 --> 10:35.323
‫لابد واسه همین موندن پیشِ جه‌هی براش سخت شده بود.‬

10:40.870 --> 10:44.832
‫چیکار کنیم؟ دادستانی زنگ زد. می‌خوان واسه بازجویی بره اونجا.‬

10:44.916 --> 10:47.418
‫جه‌هی؟ چرا؟‬

10:47.502 --> 10:49.170
‫مگه قبلاً ازش بازجویی نکرده بودن؟‬

10:49.253 --> 10:50.880
‫نمی‌دونم.‬

10:51.547 --> 10:54.550
‫گفتن تو هم به‌زودی احضار می‌شی. وکیلت بهت نگفت؟‬

11:04.560 --> 11:06.062
‫هیچی نمی‌گه.‬

11:06.145 --> 11:10.858
‫اینکه کجا بوده، چرا یهو با وکیلش به مشکل خورده،‬

11:10.942 --> 11:12.110
‫اصلاً حرف نمی‌زنه.‬

11:13.403 --> 11:15.196
‫نمی‌دونم، شاید بهم اعتماد نداره.‬

11:16.739 --> 11:19.450
‫فعلاً بهش گفتم تو خوابگاه بمونه.‬

11:20.326 --> 11:22.787
‫یونگ‌بین که به هر حال رفته خونه، پس...‬

11:23.663 --> 11:24.539
‫همین الان پیداش کن.‬

11:25.123 --> 11:26.124
‫بله؟‬

11:26.207 --> 11:27.250
‫جه‌هی رو.‬

11:27.333 --> 11:29.168
‫هرطوری شده پیداش کن.‬

11:29.752 --> 11:32.547
‫باید قبل از اینکه پلیس پیداش کنه، بهش برسیم.‬

12:19.343 --> 12:20.178
‫سلام.‬

12:22.805 --> 12:23.681
‫چی؟‬

12:27.852 --> 12:30.146
‫- وکیل منگ.‬
‫- چقدره اون توئه؟‬

12:30.229 --> 12:33.774
‫حدود دو ساعتی می‌شه. ولی کارآگاه دیروز زنگ زد.‬

12:34.734 --> 12:37.236
‫دنبالِ جه‌هی می‌گشتن. اتفاقی افتاده؟‬

12:37.320 --> 12:38.321
‫گفتن شما می‌دونید.‬

12:39.363 --> 12:40.490
‫به‌زودی توضیح می‌دم.‬

12:44.285 --> 12:45.495
‫من از کجا باید بدونم‬

12:46.329 --> 12:47.663
‫جه‌هی کجاست؟‬

12:47.747 --> 12:51.918
‫بعد از اینکه بازجوییِ رو در رو با شما تموم شد،‬

12:52.001 --> 12:53.377
‫کلاً غیبش زد.‬

12:53.961 --> 12:57.507
‫نه جوابِ تلفنش رو می‌ده، نه اطرافیانش می‌دونن کجاست.‬

12:58.007 --> 13:01.552
‫- عجب تصادفی، نه؟‬
‫- منظورت چیه؟‬

13:01.636 --> 13:04.597
‫یه بیانیه داد که حسابی به ضررِ شما بود و بعدش غیب شد.‬

13:05.848 --> 13:08.017
‫سخته که بشه اسمِ این رو‬

13:08.601 --> 13:10.353
‫گذاشت تصادف، مگه نه؟‬

13:12.438 --> 13:13.648
‫داری‬

13:13.731 --> 13:16.359
‫جدی جدی می‌پرسی که،‬

13:16.442 --> 13:20.279
‫چون علیهم حرف زده، بلایی سرش آوردم؟‬

13:20.363 --> 13:23.115
‫بعد از بازجوییِ رو در رو کجا بودی؟‬

13:25.826 --> 13:27.161
‫چرا نمی‌تونی جواب بدی؟‬

13:28.829 --> 13:31.123
‫- کجا بودی؟‬
‫- یه لحظه صبر کنید!‬

13:36.629 --> 13:38.005
‫فکر کردید دارید چیکار می‌کنید؟‬

13:38.089 --> 13:39.465
‫دقیقاً چیکار؟‬

13:39.549 --> 13:42.510
‫اگه بدونِ حضورِ وکیل و با اجبار از متهم بازجویی کنید،‬

13:42.593 --> 13:45.596
‫هر چیزی که توی این فرآیند به دست بیارید غیرقانونی...‬

13:45.680 --> 13:47.056
‫موکلِ شما‬

13:47.640 --> 13:50.101
‫موافقت کرد که بدونِ حضورِ وکیل بازجویی بشه.‬

13:50.685 --> 13:52.228
‫خودش رضایت داد.‬

13:53.145 --> 13:54.397
‫مگه نه؟‬

13:58.859 --> 14:01.195
‫اگه الان بازجویی رو متوقف کنید،‬

14:02.154 --> 14:03.573
‫در واقع دارید برخلافِ‬

14:03.656 --> 14:06.534
‫انتخابِ داوطلبانه‌ی موکل‌تون عمل می‌کنید.‬

14:07.493 --> 14:09.120
‫بسته به شرایط،‬

14:09.203 --> 14:12.790
‫متهم می‌تونه از حقِ داشتنِ وکیل بگذره، درسته؟‬

14:36.939 --> 14:38.357
‫صبر کن.‬

14:38.441 --> 14:40.151
‫لطفاً باهام حرف بزن.‬

14:41.319 --> 14:42.528
‫را ایک.‬

14:55.499 --> 14:57.376
‫می‌دونم ازم ناامید شدی.‬

14:58.210 --> 15:00.713
‫ولی اگه همین‌طوری بدونِ وکیلت بازجویی بشی،‬

15:00.796 --> 15:03.090
‫- دیگه ازت محافظت نمی‌شه...‬
‫- تمومش کن.‬

15:04.133 --> 15:06.552
‫هر چیزی که الان از دهنت بیاد بیرون رو،‬

15:08.220 --> 15:09.472
‫نمی‌تونم هیچ‌کدومش رو باور کنم.‬

15:14.936 --> 15:16.729
‫حق با توئه. من طرفدارت بودم.‬

15:25.738 --> 15:28.991
‫درسته، واسه همینم اولش به این پرونده علاقه‌مند شدم.‬

15:29.075 --> 15:31.744
‫ولی از لحظه‌ای که تصمیم گرفتم وکیلت باشم،‬

15:31.827 --> 15:33.704
‫همه‌ی اون چیزا رو گذاشتم کنار.‬

15:34.455 --> 15:35.498
‫این پرونده رو قبول کردم‬

15:36.415 --> 15:38.793
‫چون یه حسی بهم می‌گفت یه جای کار می‌لنگه و تحقیقات نقص داشت،‬

15:38.876 --> 15:41.921
‫حرفای تو هم قابل‌باور بود.‬

15:42.004 --> 15:43.756
‫کار کاره، مسائلِ شخصی هم شخصی.‬

15:44.256 --> 15:46.300
‫اونی که دوستش داشتم، «را ایک»ِ گروهِ گلد بویز بود.‬

15:46.384 --> 15:47.677
‫ولی اونی که دارم ازش دفاع می‌کنم...‬

15:50.596 --> 15:51.722
‫خودِ «دو را ایک» هستش.‬

15:53.015 --> 15:54.517
‫واسه من،‬

15:54.600 --> 15:56.769
‫این دوتا آدمای متفاوتی‌ان.‬

15:57.812 --> 15:58.854
‫هنوزم کافی نیست؟‬

15:59.772 --> 16:01.232
‫دقیقاً واسه همینم کافی نیست.‬

16:04.610 --> 16:06.153
‫دلم می‌خواد منم بتونم همین کار رو بکنم.‬

16:06.737 --> 16:09.115
‫کار کاره، مسائلِ شخصی هم شخصی.‬

16:10.324 --> 16:13.119
‫کاش می‌تونستم به همین وضوح مرز بین‌شون رو مشخص کنم.‬

16:13.202 --> 16:14.662
‫ولی مشکل اینجاست که...‬

16:20.251 --> 16:21.502
‫من به این خاطر این‌طوری رفتار نمی‌کنم‬

16:22.795 --> 16:25.715
‫چون فکر می‌کنم بهم دروغ گفتی.‬

16:28.551 --> 16:30.094
‫به خاطر اینه که باعث شدی باورت کنم.‬

16:33.097 --> 16:34.432
‫اخراجی.‬

16:56.078 --> 16:58.831
‫را ایک. چی گفتن؟‬

17:00.416 --> 17:01.292
‫وکیلت کجاست؟‬

17:03.961 --> 17:05.087
‫تو صداش کردی بیاد اینجا؟‬

17:05.921 --> 17:07.673
‫دیگه باهاش تماس نگیر.‬

17:07.757 --> 17:10.259
‫اون دیگه هیچ ربطی به من نداره.‬

17:33.157 --> 17:34.909
‫من به این خاطر این‌طوری رفتار نمی‌کنم‬

17:34.992 --> 17:39.038
‫چون فکر می‌کنم بهم دروغ گفتی.‬

17:41.707 --> 17:43.793
‫چون باعث شدی باورت کنم.‬

18:01.143 --> 18:03.437
‫مردم خیلی بدجنسن.‬

18:11.487 --> 18:14.156
‫اگه کسی سوار آسانسور نمی‌شه، حداقل باید بپرسه،‬

18:14.240 --> 18:16.408
‫«سوار نمی‌شی؟»‬

18:16.492 --> 18:18.744
‫همه فقط به فکر خودشونن.‬

18:20.204 --> 18:21.872
‫موکلت هم همین‌طور.‬

18:21.956 --> 18:25.584
‫بعد از اون همه کاری که براش کردی،‬
‫الان تصمیم گرفته اخراجت کنه؟‬

18:26.377 --> 18:28.504
‫لابد فکر کرده‬
‫حق‌الوکاله پول دور ریختنه؟‬

18:28.587 --> 18:30.548
‫سرت خلوته؟‬
‫می‌خوای سرت رو شلوغ‌تر کنم؟‬

18:30.631 --> 18:32.967
‫نه، همین الانشم کلی کار دارم.‬

18:34.468 --> 18:35.886
‫چوی جه-هی غیبش زده.‬

18:37.304 --> 18:40.307
‫زمان‌بندی عجیبی داره، نه؟‬

18:40.891 --> 18:43.227
‫نمی‌دونیم‬
‫غیبش زده یا فقط فرار کرده.‬

18:43.310 --> 18:45.521
‫ولی تو طوری حرف می‌زنی انگار پرونده‬
‫مختومه شده.‬

18:46.438 --> 18:48.190
‫اگه واقعاً فکر می‌کنی ناپدید شدنش‬

18:48.274 --> 18:51.360
‫به را ایک ربط داره،‬
‫چرا یه تحقیق درست و حسابی راه نمی‌ندازی؟‬

18:51.944 --> 18:54.113
‫درسته. نمی‌تونی.‬

18:54.196 --> 18:56.824
‫چون اگه جای اشتباهی رو انگشت بذاری‬
‫و متهم عوض بشه،‬

18:56.907 --> 19:00.286
‫باید اعتراف کنی که‬
‫کل تحقیقاتت اشتباه بوده.‬

19:01.370 --> 19:04.623
‫همیشه زود می‌گیری، نه؟‬

19:05.624 --> 19:06.917
‫ولی خودت که می‌دونی روال چطوریه.‬

19:08.210 --> 19:10.045
‫هر مدرکی که پیدا بشه،‬

19:10.629 --> 19:12.506
‫این منم که تصمیم می‌گیرم‬

19:13.215 --> 19:14.633
‫چطوری به هم ببافمشون.‬

19:15.718 --> 19:19.471
‫تو هم دقیقاً مثل اونی. مثل پدرت.‬

19:20.848 --> 19:22.433
‫- چی؟‬
‫- وظیفه‌ی دادستانی‬

19:22.516 --> 19:24.643
‫اثبات اتهاماته،‬
‫نه صادر کردن حکم‬

19:24.727 --> 19:26.604
‫و بعدش هم جفت‌وجور کردن مدارک برای اون حکم.‬

19:26.687 --> 19:28.314
‫ولی‬

19:28.397 --> 19:31.567
‫تو دقیقاً داری همین کارو می‌کنی.‬

19:31.650 --> 19:32.651
‫درست مثل پدرت.‬

19:32.735 --> 19:35.029
‫حقیقت هرچی که باشه،‬

19:35.112 --> 19:38.073
‫چیزی که مهمه اینه که توی دادگاه چی ثابت می‌شه.‬

19:38.157 --> 19:41.285
‫بعد از اون بلایی که سر پدرت اومد،‬
‫دیگه باید اینو بدونی.‬

19:41.368 --> 19:44.455
‫وقتی حکم صادر بشه، دیگه تمومه.‬

19:45.915 --> 19:47.917
‫پدرت در نهایت گناهکار بود،‬

19:48.500 --> 19:50.169
‫و دو را ایک هم فرقی با اون نداره.‬

19:51.378 --> 19:53.047
‫هرچقدر هم بجنگی،‬

19:53.714 --> 19:57.760
‫چه اون موقع و چه الان، هیچ‌وقت حریف من نمی‌شی.‬

20:01.555 --> 20:03.682
‫سوار نمی‌شی؟ بفرما.‬

20:08.187 --> 20:09.688
‫سرت رو بنداز پایین.‬

20:10.606 --> 20:12.942
‫و دیگه هم این‌طرفا پیدات نشه.‬

20:17.279 --> 20:18.697
‫بدبخت.‬

21:11.458 --> 21:15.004
‫منم. می‌خوام الان ببینمت.‬

21:21.260 --> 21:24.221
‫یه دادستان ارشد سابق‬
‫قراره به پرونده اضافه بشه.‬

21:25.055 --> 21:27.433
‫یه مقام عالی‌رتبه‌ی بازنشسته رو هم میاریم،‬

21:27.516 --> 21:31.312
‫و داریم با کسی که‬
‫پرونده‌ی مشابهی رو برده هم تماس می‌گیریم.‬

21:31.395 --> 21:34.732
‫اگه کس دیگه‌ای مد نظرته،‬
‫می‌تونیم از بیرون هم استخدام کنیم.‬

21:36.483 --> 21:37.693
‫من دیگه نیستم.‬

21:39.528 --> 21:42.698
‫قرارداد من فسخ شده.‬
‫تصمیمِ خودِ آقای دو را ایک بود.‬

21:42.781 --> 21:44.074
‫چی؟‬

21:44.158 --> 21:46.535
‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش می‌ره.‬

21:46.618 --> 21:49.705
‫اینکه الان وکیل نداشته باشه،‬
‫فوق‌العاده خطرناکه.‬

21:50.289 --> 21:53.834
‫باید مطمئن بشی که هرچه زودتر‬
‫با یه وکیل جدید قرارداد می‌بنده.‬

21:53.917 --> 21:55.627
‫نگران اون نباش.‬

21:56.462 --> 21:57.796
‫ولی اول…‬

21:57.880 --> 22:00.132
‫می‌خوام بدونم چرا.‬

22:00.716 --> 22:02.426
‫چرا یهو این کارو کرد؟‬

22:06.055 --> 22:08.557
‫من اعتماد موکلم رو از بین بردم.‬

22:10.017 --> 22:13.395
‫لطفاً اینو به هر کسی که‬
‫پرونده رو تحویل می‌گیره بگو.‬

22:13.479 --> 22:16.190
‫من به خاطر اینکه پرونده غیرقابل‌برنده شدنه‬
‫کنار نرفتم،‬

22:16.273 --> 22:18.150
‫بلکه فقط و فقط به خاطر اشتباه خودم بود.‬

22:18.817 --> 22:19.777
‫حتماً.‬

22:21.570 --> 22:23.781
‫به محض اینکه قرارداد رو نهایی کردید،‬

22:23.864 --> 22:26.200
‫همه‌چیز رو جمع‌وجور می‌کنم‬
‫و پرونده‌ها رو می‌فرستم.‬

22:27.868 --> 22:28.952
‫خب دیگه…‬

22:29.953 --> 22:30.788
‫خانمِ وکیل منگ.‬

22:37.294 --> 22:40.839
‫ممنون که با این همه دلسوزی‬
‫به پرونده‌ی را ایک رسیدگی کردید.‬

22:42.758 --> 22:44.551
‫از اینجا به بعدش رو خودم ردیف می‌کنم.‬

22:44.635 --> 22:46.470
‫امیدوارم‬

22:47.054 --> 22:48.430
‫شما دوتا دیگه هیچ‌وقت همدیگه رو نبینید.‬

22:52.101 --> 22:53.310
‫نگران نباشید.‬

22:54.061 --> 22:55.145
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.‬

23:06.824 --> 23:08.283
‫جه-هی؟‬

23:10.786 --> 23:14.873
‫درست قبل از اینکه برم خونه،‬
‫توی خوابگاه دیدمش.‬

23:15.541 --> 23:17.709
‫از اون موقع دیگه باهاش حرف نزدم. چطور مگه؟‬

23:18.460 --> 23:20.587
‫نگفت جایی می‌خواد بره؟‬

23:20.671 --> 23:23.006
‫نه، هیچی. چرا؟‬

23:23.882 --> 23:25.092
‫اتفاقی افتاده؟‬

23:25.926 --> 23:29.388
‫مدیر هم دیروز عجیب به نظر می‌رسید.‬
‫خبری از جه-هی هست؟‬

23:30.264 --> 23:34.268
‫نه. اگه باهات تماس گرفت،‬
‫فوراً بهم خبر بده.‬

23:43.986 --> 23:48.699
‫آقای چوی جه-هی شاهد کلیدی‌ای بود‬
‫که می‌تونست گناهکاریِ تورو ثابت کنه.‬

23:48.782 --> 23:52.661
‫اگه الان غیبش بزنه،‬
‫کسی که بیشترین سود رو می‌بره،‬

23:54.329 --> 23:55.372
‫مگه غیر از توئه؟‬

23:55.455 --> 23:57.791
‫- اون قطعاً ووسونگ رو کشته.‬
‫- نه!‬

23:58.792 --> 24:01.044
‫من هیچ‌وقت نکشتمش.‬

24:02.129 --> 24:04.590
‫- من باور دارم…‬
‫- من باور دارم…‬

24:04.673 --> 24:06.800
‫…به دو را ایک.‬

24:42.461 --> 24:46.924
‫چرا اینقدر دیر کردی؟‬
‫می‌دونی ساعت چنده؟‬

24:47.007 --> 24:50.677
‫زود باش، بیا غذا بخوریم.‬
‫جدی دارم از گشنگی می‌میرم.‬

25:28.215 --> 25:31.051
‫گشنمه، وکیل منگ، بیا غذا بخوریم.‬

25:43.772 --> 25:46.733
‫موقع غذا خوردن به چیزای دیگه نگاه نکن.‬
‫فقط بخور.‬

25:48.986 --> 25:51.154
‫دارم می‌خورم دیگه. آروم.‬

25:51.238 --> 25:53.073
‫بیا. تا تهش بخور.‬

25:53.156 --> 25:55.575
‫باید آروم بخورم.‬

25:55.659 --> 25:57.911
‫زود باش بخور تا همه‌شو تموم نکردم.‬

27:14.029 --> 27:17.157
‫جه‌هی کلاً ارتباطشو قطع کرده.‬
‫غیبش زده.‬

27:17.240 --> 27:19.951
‫آخه چرا باید این کارو کنه؟‬
‫حتماً داره یه چیزی رو قایم می‌کنه!‬

27:20.035 --> 27:22.329
‫این هنوز مدرک نمی‌شه که اون مقصره.‬

27:22.412 --> 27:24.373
‫ببین، ممکنه فرار کرده باشه.‬

27:24.456 --> 27:28.919
‫درباره‌ی محل حضورش دروغ گفته،‬
‫هیچ‌کسم نمی‌تونه تأیید کنه که توی خوابگاه بوده.‬

27:29.002 --> 27:30.921
‫باید حکم جلبشو بگیریم و پیداش کنیم...‬

27:32.047 --> 27:34.216
‫از همون اول، داشتیم روی دو را ایک تحقیق می‌کردیم‬

27:34.299 --> 27:35.759
‫به عنوان تنها مظنون.‬

27:37.886 --> 27:41.223
‫اگه الان یه مظنون جدید معرفی کنیم،‬
‫فکر می‌کنی رسانه‌ها ساکت می‌مونن؟‬

27:42.349 --> 27:46.395
‫می‌گن دست گذاشتیم روی آدم اشتباهی،‬
‫می‌گن بازجویی مغرضانه بوده.‬

27:46.478 --> 27:50.690
‫اون‌وقت هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم‬
‫از زیر بار مسئولیت شونه خالی کنیم.‬

27:52.359 --> 27:55.570
‫بهترین راه اینه که خودمان بی‌سر و صدا‬
‫قضیه رو جمع کنیم.‬

27:56.154 --> 27:58.198
‫بی‌سر و صدا؟ غیرممکنه.‬

27:58.281 --> 28:01.701
‫خبرنگارها مثل کوسه دورمون رو گرفتن.‬
‫چطوری می‌خوایم جلوشون رو بگیریم؟‬

28:01.785 --> 28:04.663
‫بهتره خودمون اول دست به کار بشیم.‬

28:05.497 --> 28:07.624
‫همین الان حکم لازم داریم‬

28:07.707 --> 28:11.461
‫و باید همه‌چیز رو بگردیم.‬
‫گوشیش، سوابق بانکیش، ماشینش.‬

28:11.545 --> 28:15.006
‫اگه جیم بشه بره خارج،‬
‫می‌خوای چیکار کنی، هان؟‬

28:18.593 --> 28:20.720
‫هر بار که مظنون رو عوض می‌کنی، ‬

28:20.804 --> 28:24.141
‫فقط تو نیستی،‬
‫کل دادستانی اعتبارش رو از دست می‌ده.‬

28:25.058 --> 28:29.396
‫وقتی یه هدف رو مشخص کردی،‬
‫دیگه نباید تغییرش بدی.‬

28:29.479 --> 28:30.647
‫نباید بذاری از دستت در بره.‬

28:31.648 --> 28:34.025
‫هیچ تغییری توی روند بازجویی ما ایجاد نمی‌شه.‬

28:34.109 --> 28:36.319
‫می‌تونی حکم جلب بگیری. مشکلی نیست.‬

28:37.070 --> 28:39.239
‫ولی مظنون اصلی ما هنوز دو را ایکه.‬

28:40.323 --> 28:43.994
‫پیدا کردنِ چوی جه‌هی رو به عنوان بخشی از محکم‌کاری پرونده‬

28:44.077 --> 28:47.289
‫علیه دو را ایک اعلام می‌کنیم، به طور رسمی.‬

28:48.457 --> 28:49.666
‫الو؟‬

28:51.001 --> 28:54.004
‫الو؟ داری گوش می‌دی؟‬

28:55.714 --> 28:57.841
‫تمام مدت می‌دونستی، نه؟‬

28:58.341 --> 29:00.260
‫درباره‌ی دست‌کاری.‬
‫اینکه کارِ ووسونگ بوده.‬

29:02.929 --> 29:04.639
‫حتی فکر دروغ گفتنم به سرت نزنه.‬

29:05.474 --> 29:07.768
‫از رفتارای مدیر فهمیدم.‬

29:08.268 --> 29:10.812
‫دو را ایک گفت که عمراً همچین کاری کنه.‬

29:10.896 --> 29:13.815
‫یونگ‌بین هم اهل این کارا نیست،‬
‫خودمم که می‌دونم کار من نبوده.‬

29:14.399 --> 29:16.234
‫پس کی می‌مونه؟ فقط ووسونگ.‬

29:17.110 --> 29:18.570
‫اشتباه می‌گم؟‬

29:19.780 --> 29:22.699
‫پس چرا بهم گفتی‬
‫به پلیس چیزی نگم؟ ‬

29:24.117 --> 29:25.660
‫الان کجایی؟‬

29:44.888 --> 29:47.265
‫توافق‌نامه‌ی فسخ قرارداد وکالت‬

29:47.349 --> 29:50.060
‫طرفین با فسخ قرارداد نمایندگی قانونی‬
‫موافقت می‌کنند.‬

29:50.143 --> 29:53.438
‫موکل: دو را ایک‬
‫وکیل مسئول: منگ سنا‬

30:19.965 --> 30:21.424
‫تماس‬

30:26.888 --> 30:28.849
‫وکیل منگ سنا‬

30:34.646 --> 30:37.148
‫- سنا، کجایی؟‬
‫- خونه‌ام‬

31:15.854 --> 31:17.355
‫وکیل لی جونگ-ها‬

31:22.193 --> 31:26.031
‫وکیل منگ سنا شماره‌مو بهتون داد؟‬

31:26.615 --> 31:27.574
‫بله.‬

31:28.617 --> 31:31.912
‫وقتی کناره‌گیری کرد،‬
‫خودش باهامون تماس گرفت.‬

31:33.747 --> 31:39.419
‫فکر کنم نگرانِ شما بود،‬
‫چون هنوز وکیل ندارید.‬

31:41.171 --> 31:44.049
‫ما خیلی به پرونده‌تون علاقه‌مندیم.‬

31:44.633 --> 31:47.260
‫اگه به مشاوره‌ی حقوقی نیاز داشتید،‬

31:47.844 --> 31:49.429
‫اصلاً در تماس گرفتن شک نکنید.‬

31:50.555 --> 31:51.640
‫تمام تلاشمو می‌کنم.‬

31:53.808 --> 31:54.976
‫ببخشید.‬

31:55.685 --> 31:57.312
‫من به وکیل نیاز ندارم.‬

32:27.717 --> 32:29.552
‫شنیدم ردش کردی؟‬

32:30.971 --> 32:33.014
‫کلی زحمت کشیدم تا بیارمش.‬

32:34.766 --> 32:37.435
‫- واقعاً می‌خوای بدونِ...‬
‫- کارِ تو بود.‬

32:38.770 --> 32:40.146
‫می‌دونستم.‬

32:40.230 --> 32:43.358
‫عجیب بود که یهو بی‌مقدمه باهام تماس گرفت.‬

32:43.441 --> 32:44.818
‫ببخشید که بهت نگفتم.‬

32:46.319 --> 32:48.780
‫فکر کردم اگه بگم می‌خوام کمکت کنم، بدت می‌آد.‬

32:48.863 --> 32:50.699
‫اگه می‌دونستی بدم می‌آد،‬
‫پس چرا این کارو کردی؟‬

32:50.782 --> 32:53.326
‫وکیل منگ سنا اومد دیدنم.‬

32:54.786 --> 32:56.496
‫ازم خواست برات یه وکیل پیدا کنم.‬

33:00.166 --> 33:03.628
‫نمی‌تونی فقط به چشمِ کمکِ یه دوست بهش نگاه کنی؟‬

33:05.005 --> 33:08.091
‫به عنوان یه دوست،‬
‫این کمترین کاری نیست که می‌تونم بکنم؟‬

33:09.759 --> 33:10.844
‫نمی‌تونی.‬

33:11.886 --> 33:14.097
‫اگه احساساتِ کسی رو قبول کنم،‬
‫باید جبرانشون کنم.‬

33:17.475 --> 33:19.019
‫و من...‬

33:20.270 --> 33:22.772
‫دیگه چیزی برام نمونده‬
‫که بخوام جبران کنم.‬

33:23.982 --> 33:27.318
‫پس دیگه این کارو نکن.‬

33:28.903 --> 33:29.946
‫خواهش می‌کنم.‬

33:30.905 --> 33:32.365
‫به خاطرِ اونه؟‬

33:35.076 --> 33:36.286
‫تو...‬

33:39.289 --> 33:40.457
‫دوسش داری؟‬

34:32.092 --> 34:35.220
‫اصلاً حالت خوب به نظر نمی‌رسه.‬
‫بیا امروز رو فقط استراحت کن، باشه؟‬

34:37.180 --> 34:38.431
‫خوبم.‬

34:38.515 --> 34:40.642
‫خوب؟ اصلاً خوب به نظر نمی‌رسی.‬

34:41.559 --> 34:44.604
‫نه چیزی خوردی،‬
‫نه خوابیدی.‬

34:45.939 --> 34:47.857
‫تا کی می‌خوای همین‌طوری ادامه بدی؟‬

34:51.069 --> 34:52.779
‫نمی‌تونم این وضعیت رو تحمل کنم،‬
‫چون خیلی کلافه‌کننده‌ست.‬

34:53.321 --> 34:57.283
‫حالت خوب نیست. پس فقط استراحت کن.‬
‫الکی تظاهر نکن که خوبی.‬

35:00.036 --> 35:01.871
‫اگه مدام حرکت نکنم،‬

35:02.956 --> 35:04.666
‫حس می‌کنم از هم می‌پاشم.‬

35:06.126 --> 35:08.920
‫اگه یه جا ثابت بمونم، فکر و خیال میاد سراغم.‬

35:10.380 --> 35:13.925
‫اگه فکر کنم، پشیمونی میاد سراغم.‬

35:15.426 --> 35:16.469
‫و اگه پشیمون بشم...‬

35:19.472 --> 35:21.057
‫نمی‌تونم تحملش کنم.‬

35:27.063 --> 35:30.400
‫و... تو منو نمی‌بینی؟‬

35:54.215 --> 35:56.467
‫نمی‌بینی‬

35:57.886 --> 35:59.179
‫چقدر نگرانت‌ام؟‬

36:01.472 --> 36:04.100
‫نمی‌تونی بهم تکیه کنی،‬
‫حداقل وقتی این‌قدر سخته؟‬

36:06.019 --> 36:08.438
‫می‌دونم منو مثل خانواده‌ت می‌دونی.‬

36:09.939 --> 36:11.107
‫اما...‬

36:26.873 --> 36:27.999
‫چونگ‌جه.‬

36:30.418 --> 36:32.212
‫می‌فهمم منظورت چیه.‬

36:33.129 --> 36:34.088
‫اما ما...‬

36:36.090 --> 36:37.550
‫نمی‌تونیم از اون خط قرمز رد بشیم.‬

38:05.138 --> 38:06.931
‫مرحوم منگ جی-یونگ،‬
‫مرحوم پارک سو-هی‬

38:36.127 --> 38:37.628
‫پس تو بودی.‬

38:39.297 --> 38:41.924
‫منو یادت نمیاد؟‬
‫قبلاً دیدمت.‬

38:42.008 --> 38:43.843
‫آدرس محل سکونتت کجاست؟‬

38:44.510 --> 38:46.846
‫ندارم. همین‌طوری پرسه می‌زنم.‬

38:48.723 --> 38:52.643
‫جایی رو ندارم برم.‬
‫هر جا پاهام بکشه همون‌جا زندگی می‌کنم.‬

39:05.198 --> 39:06.657
‫پول آب رو نصف می‌کنیم.‬

39:06.741 --> 39:09.035
‫قبض گاز جدا میاد.‬

39:09.118 --> 39:11.371
‫اجاره هم آخر هر ماه باید پرداخت بشه.‬

39:11.454 --> 39:12.705
‫همین.‬

39:12.789 --> 39:13.873
‫هی...‬

39:15.166 --> 39:16.667
‫چرا داری بهم کمک می‌کنی؟‬

39:17.752 --> 39:19.587
‫من بهت کمک نمی‌کنم.‬

39:20.880 --> 39:23.174
‫فقط نمی‌خواستم‬
‫اتاق خالی هدر بره.‬

39:23.841 --> 39:27.303
‫اگه یه وقت اجاره‌ت دیر بشه،‬
‫از کارت کم می‌کنم، فقط جهت اطلاعت گفتم.‬

40:14.350 --> 40:17.728
‫وکیل منگ، مدارک پرونده‌ی اختلاس رو آوردم.‬

40:17.812 --> 40:19.730
‫بذارشون همون‌جا.‬

40:22.608 --> 40:23.860
‫خب...‬

40:24.652 --> 40:25.611
‫حالت خوبه؟‬

40:27.196 --> 40:29.782
‫یعنی، فکر کردم نمی‌ری خونه.‬

40:31.033 --> 40:32.827
‫هنوز یکم کار دارم. تو برو.‬

40:47.467 --> 40:48.968
‫بازم داره تا دیروقت کار می‌کنه؟‬

40:50.470 --> 40:52.054
‫مثل دیوونه‌ها داره به خودش فشار میاره.‬

40:52.138 --> 40:53.764
‫مجبوره.‬

40:53.848 --> 40:56.976
‫همه توی سئوچو شنیدن‬
‫که از پرونده کنار گذاشته شده.‬

40:57.059 --> 40:59.729
‫بابا، فقط یه پرونده بود.‬
‫لازمه این‌قدر زیاده‌روی کنه؟‬

40:59.812 --> 41:02.398
‫پرونده‌ی خیلی بزرگی بود.‬

41:02.482 --> 41:05.109
‫باید یه پرونده‌ی بزرگ دیگه بگیره‬
‫تا دوباره اسم و رسمی به هم بزنه.‬

41:05.193 --> 41:06.444
‫فکر نکنم موضوع این باشه.‬

41:07.403 --> 41:10.156
‫تازگی‌ها خیلی عجیب شده.‬

41:10.948 --> 41:14.452
‫به‌ندرت حرف می‌زنه، فقط یه کله کار می‌کنه.‬

41:16.162 --> 41:18.080
‫انگار دیگه هیچ احساسی براش نمونده.‬

41:18.706 --> 41:20.249
‫انگار از تو خالی شده.‬

41:21.334 --> 41:23.377
‫بیا فعلاً چیزی نگیم. مراقب خودت باش.‬

41:25.004 --> 41:26.589
‫فعلاً.‬

41:46.442 --> 41:47.652
‫سرِت شلوغه؟‬

41:48.569 --> 41:51.364
‫دارم اینو تموم می‌کنم که برم.‬
‫چی شده اومدی اینجا؟‬

41:51.447 --> 41:52.990
‫هیچی...‬

41:57.203 --> 41:58.538
‫پس، یه لحظه وقت داری؟‬

42:07.838 --> 42:09.715
‫این خوبه.‬

42:10.591 --> 42:13.469
‫تعجب کردم شنیدم‬
‫یهو از پرونده کشیدی کنار.‬

42:15.721 --> 42:18.599
‫کنار نکشیدم، اخراج شدم.‬

42:20.685 --> 42:22.937
‫اخراج؟ چرا؟‬

42:24.814 --> 42:25.856
‫به موکلم...‬

42:27.733 --> 42:31.237
‫یه دروغی گفتم که نباید می‌گفتم.‬

42:31.821 --> 42:32.947
‫تو؟‬

42:37.493 --> 42:39.161
‫چطور همه‌چی این‌طوری گره خورد؟‬

42:42.164 --> 42:43.916
‫راستش،‬

42:44.667 --> 42:46.586
‫یه چیزی بود که ذهنمو درگیر کرده بود.‬

42:46.669 --> 42:48.421
‫واسه همین داشتم در موردش تحقیق می‌کردم.‬

42:48.504 --> 42:49.714
‫چیزی ذهنتو درگیر کرده بود؟‬

42:49.797 --> 42:53.301
‫یادت هست همدیگه رو‬
‫توی گلدای اینترتینمنت دیدیم؟‬

42:53.384 --> 42:54.594
‫بله.‬

42:55.094 --> 42:56.262
‫وکیل هوانگ‬

42:56.345 --> 42:59.599
‫داشت پرس‌وجو می‌کرد تا صحتِ‬

42:59.682 --> 43:02.101
‫حرف‌های چوی جه-هی رو‬
‫در مورد قضیه‌ی دست‌کاری تأیید کنه.‬

43:02.184 --> 43:04.687
‫و معلوم شد یه مدت قبل از اینکه پرونده‌ی قتل اتفاق بیفته،‬

43:05.813 --> 43:07.231
‫قرارداد گلد بویز‬

43:07.315 --> 43:11.402
‫داشت بی‌سروصدا توسط تیم حقوقی‌شون دوباره بررسی می‌شد.‬

43:11.485 --> 43:14.530
‫چیزی که بیشتر از همه روش تمرکز کرده بودن،‬

43:14.614 --> 43:17.366
‫بند مربوط به خیانت در امانت بود.‬

43:17.450 --> 43:20.995
‫انگار می‌دونستن یکی توی گروه‬
‫قراره بهشون خیانت کنه.‬

43:22.455 --> 43:23.414
‫آقای کانگ وو-سونگ گفت‬

43:23.497 --> 43:27.001
‫که قبلاً با را ایک به توافق رسیده‬
‫و برای قرارداد خیلی فشار آورده.‬

43:28.169 --> 43:30.838
‫اون کسی بود که کل مذاکره رو پیش برد.‬

43:33.174 --> 43:36.510
‫اون یارو گوم بو-سانگ،‬
‫کسی نیست که بتونی بهش اعتماد کنی.‬

43:37.219 --> 43:40.306
‫اگه فکر کنه چیزی شرکتش رو تهدید می‌کنه، مستقیم می‌ره سراغ‬

43:40.389 --> 43:45.561
‫شکایت و شایعه‌پراکنی و مردم رو تا مرز فروپاشی تحت فشار می‌ذاره.‬

43:46.062 --> 43:48.272
‫حس خوبی بهش نداشتم،‬

43:48.356 --> 43:51.359
‫واسه همین قصد داشتیم رابطه‌مون رو‬
‫با تیم حقوقی گلدای هم قطع کنیم.‬

43:52.318 --> 43:55.321
‫می‌خواستم وقتی همه‌چی ردیف شد بهت بگم،‬

43:55.404 --> 43:57.281
‫اما تو یهو خیلی سریع از پرونده کشیدی کنار.‬

44:00.493 --> 44:04.664
‫با این حال، حتی اگه داری کنار می‌ری،‬

44:05.456 --> 44:08.167
‫فکر نمی‌کنی‬
‫موکلت باید اینو بدونه؟‬

44:09.210 --> 44:10.670
‫ممکنه بهش کمک کنه.‬

45:40.718 --> 45:43.596
‫خب، گفتی نمی‌تونی مشروب بخوری.‬

45:44.388 --> 45:45.723
‫ولی انگار خیلی اهلِ مشروبی.‬

46:09.747 --> 46:10.581
‫وکیل مِنگ سه‌نا‬

46:19.131 --> 46:23.344
‫تماس‌گیرنده قادر به پاسخگویی نیست...‬

46:27.681 --> 46:29.391
‫آقای دو را ایک‬

46:29.975 --> 46:32.686
‫را ایک، یه چیزی هست که باید بگم...‬

47:15.938 --> 47:17.314
‫کجا داره می‌ره؟‬

49:26.318 --> 49:29.196
‫حرفای بیهوده رو تموم کن‬

49:29.279 --> 49:31.949
‫بهترینِ دنیا، دو را ایک! ‬

49:32.032 --> 49:34.785
‫اینجا همون‌جاییه که شروع می‌شه‬

49:34.868 --> 49:37.037
‫بزن بریم، راک اند رول! ‬

49:37.121 --> 49:41.834
‫من یه راک‌استارم‬

49:42.751 --> 49:47.256
‫من یه راک‌استارم‬

49:48.173 --> 49:51.927
‫من مالِ تو نیستم، پس هی نگو‬

49:52.010 --> 49:54.513
‫هیچ‌کدوم از حرفات نمی‌تونه چیزی رو عوض کنه...‬

49:57.474 --> 50:02.771
‫...پس دست از سرم بردار، آره! ‬

50:05.399 --> 50:08.152
‫مثلِ ستاره‌هایی که می‌درخشن‬

50:09.361 --> 50:10.946
‫توی آسمونِ شب‬

50:11.780 --> 50:15.451
‫من آزاد خواهم بود‬

50:16.368 --> 50:19.371
‫راک اند رول‬

50:21.039 --> 50:24.460
‫راک‌استار‬

50:25.419 --> 50:30.299
‫من یه راک‌استارم‬

50:31.383 --> 50:34.511
‫من مالِ تو نیستم، پس هی نگو‬

50:34.595 --> 50:39.349
‫نمی‌خوام هیچی بشنوم‬

50:55.616 --> 50:56.867
‫دارم چیکار می‌کنم؟‬

51:19.890 --> 51:22.559
‫همه‌چیزو ریخت دور؟‬

51:40.494 --> 51:44.748
‫من یه راک‌استارم‬

51:46.250 --> 51:51.630
‫من یه راک‌استارم‬

51:51.713 --> 51:54.925
‫من یه راک‌استارم‬

51:56.051 --> 52:00.889
‫من یه راک‌استارم‬

52:46.518 --> 52:48.103
‫چوی جه‌هی‬

52:49.354 --> 52:51.523
‫تماسِ از دست رفته‬

52:51.607 --> 52:53.567
‫یه پیام صوتی جدید داری‬

52:56.987 --> 52:58.280
‫دیر کردی.‬

53:00.949 --> 53:04.578
‫حتماً این روزا کارت خیلی زیاده‬
‫که این‌قدر دیر میای خونه.‬

53:09.041 --> 53:10.834
‫تو بودی که کلی کار ریختی رو سرم.‬

53:14.046 --> 53:16.423
‫خب، چی شده که تا اینجا اومدی؟‬

53:16.506 --> 53:18.884
‫چون دیدنت سخت شده.‬

53:19.468 --> 53:20.719
‫هیچ‌وقت خونه نمی‌آی.‬

53:22.387 --> 53:25.974
‫پس چون دلت برام تنگ شده بود اومدی؟‬

53:28.101 --> 53:30.938
‫هه‌جو، چیزی می‌دونی؟‬

53:31.021 --> 53:33.190
‫تو فقط وقتی دروغ می‌گی بهم لبخند می‌زنی.‬

53:36.777 --> 53:37.945
‫لازم نیست این‌قدر شوکه بشی.‬

53:39.488 --> 53:41.156
‫دادستانی ازت بازجویی کرده،‬

53:41.239 --> 53:44.660
‫به‌خاطرِ دو را ایک وکیل گرفتی.‬

53:44.743 --> 53:45.869
‫فکر کردی من نمی‌فهمم؟‬

53:48.622 --> 53:50.707
‫یه موقعیت شغلی توی‬
‫شعبه‌ی کالیفرنیا برات جور کردم.‬

53:51.875 --> 53:54.920
‫من همه‌ی کارای اینجا رو ردیف می‌کنم،‬
‫پس تو برگرد آمریکا.‬

53:57.965 --> 53:59.007
‫چرا؟‬

53:59.841 --> 54:01.593
‫باز داری دخترِ مایه ننگت رو‬

54:02.177 --> 54:03.303
‫می‌فرستی اون‌ور؟‬

54:03.387 --> 54:04.888
‫دارم این کارو به‌خاطرِ خودت می‌کنم.‬

54:04.972 --> 54:07.224
‫نه. به‌خاطرِ آبروی خونواده‌ست.‬

54:09.101 --> 54:10.435
‫مثلِ همیشه،‬

54:11.269 --> 54:13.939
‫همیشه سرت شلوغِ مخفی کردنِ من بودی،‬

54:14.022 --> 54:15.732
‫بچه‌ی معشوقه‌ت،‬

54:16.400 --> 54:18.318
‫نگران بودی که یه وقت باعثِ خجالتِ خونواده نشم.‬

54:18.402 --> 54:21.363
‫- هه‌جو...‬
‫- فکر می‌کنی چرا نمی‌آم خونه؟‬

54:23.198 --> 54:26.326
‫مگه یه نفر اونجا بود‬
‫که بهم خوش‌آمد بگه؟‬

54:27.744 --> 54:29.121
‫و اون تنها کسی که‬

54:30.372 --> 54:32.374
‫واقعاً دوستم داشت،‬

54:32.457 --> 54:34.668
‫گفتی می‌خوای باهاش چیکار کنی؟‬

54:36.003 --> 54:38.547
‫تهدید کردی که نابودش می‌کنی.‬

54:38.630 --> 54:39.589
‫هونگ هه‌جو.‬

54:39.673 --> 54:42.426
‫هر کاری گفتی کردم!‬

54:50.392 --> 54:52.477
‫گفتی بهم بزن، زدم.‬

54:53.812 --> 54:56.606
‫گفتی برو آمریکا، رفتم.‬

54:57.274 --> 55:00.485
‫پس نمی‌تونی وانمود کنی این یه مورد رو نمی‌بینی؟‬

55:00.569 --> 55:01.862
‫اون مظنون به قتله.‬

55:02.612 --> 55:04.573
‫و تو هم پات به بازجویی باز شده.‬

55:04.656 --> 55:06.908
‫می‌دونی چقدر زحمت کشیدم‬
‫تا اون مقاله‌ها رو ماست‌مالی کنم؟‬

55:11.121 --> 55:12.164
‫می‌بینی؟‬

55:13.832 --> 55:16.043
‫باز هم برات نظرِ بقیه مهم‌تره.‬

55:20.047 --> 55:21.923
‫یادت هست‬

55:22.799 --> 55:24.968
‫توی آمریکا چقدر داغون بودم.‬

55:27.637 --> 55:29.389
‫اگه بری سراغِ را ایک،‬

55:30.265 --> 55:33.143
‫این‌بار حالم بدتر می‌شه.‬

55:33.727 --> 55:34.770
‫خیلی بدتر.‬

55:34.853 --> 55:35.937
‫تو!‬

55:37.147 --> 55:38.273
‫بابا.‬

55:39.691 --> 55:43.070
‫تو دوستم داری.‬

55:46.782 --> 55:48.158
‫نمی‌تونی تحمل کنی که‬

55:49.409 --> 55:51.495
‫دوباره کسی که دوستش داری رو از دست بدی.‬

55:53.538 --> 55:54.581
‫نه مثلِ مامان.‬

55:57.626 --> 55:58.919
‫مگه نه؟‬

56:03.381 --> 56:04.424
‫یه لحظه بزن کنار.‬

56:05.842 --> 56:06.676
‫اینجا؟‬

56:07.511 --> 56:08.386
‫چرا؟‬

56:09.262 --> 56:10.597
‫باید برم دستشویی.‬

56:10.680 --> 56:13.767
‫فقط ماشینو نگه دار، چقدر حرف می‌زنی.‬

56:14.392 --> 56:16.645
‫این دور و برا از کجا می‌خوای‬
‫دستشویی پیدا کنی؟‬

56:17.604 --> 56:19.439
‫اونجا. همون‌جا بزن کنار.‬

56:36.039 --> 56:37.499
‫اصلاً کی می‌رسیم خونه...‬

56:43.797 --> 56:45.090
‫اون چیه؟‬

56:47.092 --> 56:48.051
‫قربان!‬

56:48.802 --> 56:50.137
‫بیا اینجا!‬

56:50.220 --> 56:51.346
‫چی شده؟‬

56:59.479 --> 57:02.983
‫اون چیه؟‬
‫امروز گزارش تصادفی چیزی داشتیم؟‬

57:03.066 --> 57:04.568
‫نه، هیچی.‬

57:06.653 --> 57:08.822
‫اون آدمه؟‬

57:10.657 --> 57:11.741
‫- لعنتی.‬
‫- لعنتی.‬

57:44.316 --> 57:46.109
‫چوی جه-هی‬

57:49.404 --> 57:52.115
‫چوی جه-هی، کجایی؟ ‬

58:34.908 --> 58:36.284
‫بله، یونگ-بین.‬

58:37.994 --> 58:39.246
‫چی؟‬

59:06.314 --> 59:08.024
‫تماس از دست رفته - چوی جه-هی‬

59:12.487 --> 59:14.155
‫یک پیام صوتی جدید دارید‬

59:19.202 --> 59:20.453
‫کارآگاه یو نام-سیک‬

59:24.416 --> 59:25.375
‫الو؟‬

59:25.458 --> 59:26.668
‫کارآگاه یو هستم.‬

59:28.795 --> 59:32.173
‫باید یه چیزی رو تأیید کنم.‬

59:33.425 --> 59:36.303
‫دیشب چوی جه-هی‬
‫باهات تماس گرفت، درسته؟‬

59:36.928 --> 59:37.971
‫چرا می‌پرسین؟‬

59:38.054 --> 59:41.141
‫باهاش حرف زدی؟‬

59:44.019 --> 59:46.521
‫قضیه چیه؟‬

59:46.605 --> 59:47.939
‫راستش...‬

59:48.690 --> 59:50.734
‫چوی جه-هی رو پیدا کردیم.‬

59:51.568 --> 59:52.652
‫چی؟‬

59:52.736 --> 59:55.822
‫پیداش کردیم.‬

59:58.116 --> 59:59.868
‫خبر فوری همین الان به دستمون رسید.‬

59:59.951 --> 01:00:02.829
‫چوی جه-هی،‬
‫یکی از اعضای گروه آیدل گلد بویز، ‬

01:00:02.912 --> 01:00:07.542
‫که به عنوان شاهد در پرونده‌ی قتل مرحوم وو-سونگ‬
‫بازجویی شده بود، ‬

01:00:07.626 --> 01:00:13.089
‫دیشب دچار سانحه‌ی رانندگی شده‬
‫و در حال حاضر بیهوشه.‬

01:00:13.173 --> 01:00:15.216
‫مقامات در حال حاضر دارن بررسی می‌کنن‬

01:00:15.300 --> 01:00:17.302
‫که شرایط‬
‫و علت تصادف چی بوده.‬

01:00:18.303 --> 01:00:21.806
‫شاهدان گزارش می‌دن‬
‫که آقای چوی‬

01:00:21.890 --> 01:00:24.476
‫بعد از اون اتفاق،‬
‫علائم ناپایداری روحی داشته، ‬

01:00:24.559 --> 01:00:27.228
‫و نوشته‌ای که به نظر می‌رسه وصیت‌نامه باشه‬
‫در صحنه پیدا شده، ‬

01:00:27.812 --> 01:00:31.566
‫که باعث شده بازپرس‌ها احتمال‬
‫اقدام به خودکشی رو در نظر بگیرن.‬

01:00:31.650 --> 01:00:34.819
‫اتاق عمل‬

01:01:05.308 --> 01:01:06.142
‫را ایک؟‬

01:01:16.611 --> 01:01:17.654
‫را ایک!‬

01:02:58.838 --> 01:03:01.508
‫به خاطر اینکه توی روزای سخت‬
‫کنارم موندی.‬

01:03:02.217 --> 01:03:04.677
‫من دیگه طرفدارت نیستم.‬

01:03:05.720 --> 01:03:07.722
‫- دادستان!‬
‫- ولی هنوز یه فرصت باقی مونده.‬

01:03:08.348 --> 01:03:12.060
‫جه-هی اون روز برام یه پیام صوتی گذاشت.‬

01:03:12.685 --> 01:03:16.731
‫فکر می‌کنی همه‌چیز رو‬
‫در مورد وو-سونگ می‌دونی، نه؟ ‬

01:03:16.815 --> 01:03:20.735
‫یه چیزی هست که باید بدونی.‬
‫یه چیز خیلی مهم.‬

01:03:20.819 --> 01:03:24.656
‫می‌خوام حقیقت رو بدونم،‬
‫اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاد.‬

01:03:25.782 --> 01:03:29.744
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
