WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: violet ✧ Tima ✧ sama ✧ vita ✧ Riven ✧ narges ✧ FaFa ✧
✧ ادیت: Aonaran ✧

01:32.330 --> 01:34.950
࿐♡˖!چـطور جـرات می‌کـنی؟˖♡࿐

01:35.009 --> 01:37.979
࿐♡˖قسمت دوازدهم˖♡࿐

01:38.789 --> 01:40.720
منتظر آدم اشتباهی بودم

01:41.560 --> 01:43.220
ولی اون دقیق به موقع اومد

01:45.560 --> 01:46.620
اگه نمیومد

01:48.220 --> 01:49.810
خیلی وقت پیش مُرده بودم

01:49.810 --> 01:50.890
من خیلی احمقم یا

01:51.410 --> 01:53.340
به اندازه‌ی کافی واضح حرف نزدی؟

01:54.710 --> 01:55.770
خیلی احمقی

01:56.470 --> 01:57.800
ازش خوشت میاد، مگه نه؟

02:01.480 --> 02:03.710
گفتن "خوشت میاد"، خیلی محدود کننده‌ست

02:03.710 --> 02:05.170
پس ازش خوشت نمیاد؟

02:20.430 --> 02:22.070
اگه دوستش نداری، این کار رو راحت‌تر می‌کنه

02:22.070 --> 02:24.430
از اونجایی که استاد اجازه
نمی‌ده کنارت بمونه و

02:24.430 --> 02:26.030
تو هم اجازه نمی‌دی بکشمش

02:26.340 --> 02:28.240
از اینجا می‌برمش
اون وقت مشکل حل می‌شه

02:28.240 --> 02:29.710
باهات نمیاد

02:31.430 --> 02:32.400
انقدر مطمئن نباش

02:33.310 --> 02:35.910
با این چهره‌ی جذاب و دخترکُشم

02:36.180 --> 02:38.180
هیچ دختری نمی‌تونه بهم نه بگه

02:39.620 --> 02:40.620
فقط وایسا و نگاه کن

03:01.150 --> 03:02.080
می‌تونم این رو داشته باشم؟

03:02.480 --> 03:04.140
این که پژمرده شده

03:04.400 --> 03:05.310
اما برگ‌هاش

03:06.400 --> 03:08.060
هنوز یه کمی جون دارن

03:09.560 --> 03:10.560
...همونطور که گفتی

03:11.560 --> 03:13.560
...اگه کسی براش تلاش کنه

03:15.000 --> 03:17.530
از کجا معلوم نتونه دوباره به زندگی برگرده؟

03:18.280 --> 03:19.460
طبیب سلطنتی، لطفا عجله کنین

03:19.460 --> 03:21.630
علیاحضرت کل شب داشتن سرفه
می‌کردن و نمی‌تونستن بخوابن

03:21.630 --> 03:22.090
دارم میام

03:31.030 --> 03:33.690
علیاحضرت، طبیب سلطنتی اینجاست

03:34.590 --> 03:35.520
...این خدمتگزار

03:45.630 --> 03:47.800
این خدمتگزار، به علیاحضرت ادای احترام می‌کنه

03:47.800 --> 03:48.800
اون شب بارونی

03:49.470 --> 03:50.910
نتونستم علیاحضرت رو بشناسم

03:50.910 --> 03:52.190
به خاطر این اشتباه شایسته‌ی مرگم

03:52.190 --> 03:54.590
لطفا هر چقدر علیاحضرت
صلاح می‌دونین، مجازاتم کنین

03:55.560 --> 03:57.090
اگه همینطوری زانو بزنی

03:57.450 --> 03:58.829
هرگز خوب نمی‌شم

03:59.190 --> 03:59.920
من رو ببخشین

04:00.130 --> 04:01.860
فورا نبضتون رو می‌گیرم

04:10.320 --> 04:11.600
طبیب سلطنتی، لطفا بشینین

04:11.600 --> 04:12.200
ممنونم

04:17.250 --> 04:18.110
علیاحضرت

04:32.159 --> 04:33.290
وضعیتم چطوره؟

04:39.350 --> 04:41.000
نبض علیاحضرت منظمه

04:41.000 --> 04:42.000
چیز جدی‌ای نیست

04:42.720 --> 04:44.600
احتمالا به خاطر اون روزیه
که زیر بارون گیر کردین

04:44.600 --> 04:45.720
سرما به ریه‌هاتون نفوذ کرده و

04:45.720 --> 04:47.270
دفاع بدن رو دچار اختلال کرده

04:47.270 --> 04:48.750
یه مقدار دارو آماده می‌کنم و

04:48.750 --> 04:50.530
هر روز برای علیاحضرت می‌فرستم تا مصرف کنین

04:50.530 --> 04:52.659
باید طی چند روز بهبود پیدا کنین

04:52.930 --> 04:53.530
ممنونم

05:00.690 --> 05:01.620
طبیب سلطنتی

05:01.930 --> 05:03.730
می‌تونم اسمت رو بپرسم؟

05:04.430 --> 05:05.830
اسم من شیائو تیان سایه

05:08.780 --> 05:09.830
یعنی نابغه کوچولو؟

05:10.700 --> 05:11.310
بله

05:13.200 --> 05:14.440
اسمت

05:14.770 --> 05:15.820
خیلی خاصه

05:18.020 --> 05:20.440
اولین باریه که یه نفر این حرف رو بهم می‌زنه

05:21.270 --> 05:23.800
ممنون بابت تعریفتون، علیاحضرت

05:35.870 --> 05:36.240
علیاحضرت

05:36.240 --> 05:37.070
علیاحضرت -
علیاحضرت -

05:37.070 --> 05:37.560
...شما

05:38.360 --> 05:38.820
...چه

05:40.850 --> 05:41.510
!تکون نخورین

05:46.050 --> 05:46.730
آ بای؟

05:47.000 --> 05:47.800
این دیگه چه حرکتی بود؟

05:47.800 --> 05:49.240
تکنیک دفاع شخصی زنانه

05:49.240 --> 05:50.159
عالیه

05:51.300 --> 05:52.830
تنها حرکتیه که بلدم

05:53.640 --> 05:55.300
همه‌اتون باید سخت تمرین کنین

05:55.350 --> 05:57.750
مهارت‌های رزمیتون حتی به
اندازه‌ی بانوتون هم نیست

05:57.750 --> 05:59.240
مگه با عالیجناب نبودی؟

05:59.240 --> 06:00.280
چرا اینجایی؟

06:00.430 --> 06:01.090
در اصل می‌خواستم

06:01.090 --> 06:02.870
با استاد بی یه کم تمرین کنم

06:03.000 --> 06:04.860
ولی هیچ‌ جا پیداش نکردم

06:04.960 --> 06:05.840
به خاطر همین مجبور شدم

06:06.130 --> 06:08.370
با اونا تمرین کنم

06:08.370 --> 06:09.450
عمو بی؟

06:09.920 --> 06:11.120
توی حیاط پشتیه

06:11.140 --> 06:12.420
کنار میز سنگی

06:14.620 --> 06:17.220
مگه کنار میز سنگی یه خدمتکار ‌پیر نبود؟

06:17.870 --> 06:18.780
عمو بی

06:18.920 --> 06:19.800
وان یین

06:20.120 --> 06:20.770
بیا، بیا

06:20.770 --> 06:24.500
...به گلدوزی‌ای که کردم نگاه کن
اردک‌هایی که دارن روی آب بازی می‌کنن

06:24.630 --> 06:25.260
چطوره؟

06:29.510 --> 06:30.930
تو عمو بی‌ای؟

06:35.270 --> 06:37.680
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟

06:39.850 --> 06:41.190
پس تو

06:41.370 --> 06:43.620
تفریحات مخفیانه داری، آره؟

06:43.960 --> 06:45.120
چرا اینجایی؟

06:45.380 --> 06:46.670
و این گلدوزیت

06:46.670 --> 06:48.540
به این می‌گی اردک‌هایی که
دارن روی آب بازی می‌کنن؟

06:48.540 --> 06:51.040
اینا که فقط دو تا مرغن که
دارن بال بال می‌زنن

06:51.040 --> 06:52.500
درست می‌گم، علیاحضرت؟

06:54.370 --> 06:55.070
وان یین

06:59.100 --> 07:00.450
بذار به این

07:00.560 --> 07:02.750
شاگرد کوچیک بی‌ادب یه درسی بدم

07:02.750 --> 07:04.710
عمو بی، داشتم شوخی می‌کردم -
برو -

07:09.990 --> 07:11.450
!صورتم نه! صورتم نه

07:25.070 --> 07:26.870
خب چرا انقدر کنایه زدی؟

07:30.730 --> 07:31.330
فقط

07:32.230 --> 07:33.630
می‌خواستم لبخند بزنی

07:37.210 --> 07:37.620
آ بای

07:38.540 --> 07:40.360
تو این همه سال دنیا رو گشتی

07:40.360 --> 07:41.940
حتما جاهای زیادی رو دیدی، مگه نه؟

07:41.940 --> 07:42.890
معلومه

07:44.060 --> 07:46.690
من غروب رودخونه‌‌های وسیع
و ابر‌های بالای کوه‌های بلند و

07:46.690 --> 07:48.830
معبد‌های هزار ساله و برج‌های دیده‌بانی
که تا کیلومتر‌ها کشیده شدن رو دیدم

07:48.830 --> 07:49.950
علیاحضرت، فقط اسم یه جا رو بگین

07:49.950 --> 07:52.480
ببینم جایی هست که نرفته باشم

07:53.640 --> 07:54.640
خیلی بهت حسودیم می‌شه

07:57.190 --> 07:58.470
شما چی، علیاحضرت؟

07:58.470 --> 07:59.600
شما کجاها رفتین؟

08:01.570 --> 08:02.630
...من

08:09.110 --> 08:11.810
به جز قصر جائو یانگ فقط
توی تالار یونگ یان بودم و

08:11.810 --> 08:13.210
باغ سلطنتی

08:14.980 --> 08:17.310
فکر نکنم از زمانی که اومدم توی قصر

08:17.840 --> 08:18.900
ازش خارج شده باشم

08:21.170 --> 08:22.430
چه زندگی بی‌هیجانی

08:26.190 --> 08:27.650
یه زیباروی پر جنب و جوش مثل شما

08:27.950 --> 08:29.550
نباید محدود به اینجا باشه

08:30.210 --> 08:31.340
چطوره با من بیاین؟

08:31.360 --> 08:34.690
من می‌برمتون که کوه‌ها و رودخونه‌ها رو ببینین
و دنبال زیبایی‌های غروب برین

08:34.900 --> 08:35.770
همین الان؟

08:36.120 --> 08:36.980
علیاحضرت

08:37.400 --> 08:38.400
دنیای بیرون

08:39.360 --> 08:40.559
فقط قشنگ نیست بلکه

08:40.840 --> 08:42.440
پر از ناشناخته‌هاست

08:44.480 --> 08:46.010
یه بار توی جنگل‌های انبوه جنوب‌غربی

08:46.080 --> 08:47.510
با آدم‌های وحشی برخورد کردم

08:47.510 --> 08:49.510
و توی یه جزیره‌ی کوچک توی دریای شرقی

08:49.540 --> 08:51.070
به هیولاهای غول‌آسا برخوردم

08:51.660 --> 08:53.320
یه بار دیگه، وقتی از وو لینگ رد می‌شدم

08:53.320 --> 08:55.030
یه چشمه رو دنبال کردم و به یه غار رسیدم

08:55.030 --> 08:56.000
وقتی اومدم بیرون

08:56.000 --> 08:57.470
یه روستای پنهان‌ شده رو

08:57.600 --> 08:59.020
بین کوه‌های پوشیده از گل پیدا کردم

08:59.020 --> 08:59.750
پر از آدم بود که

08:59.750 --> 09:02.610
قرن‌ها از دنیا جدا افتاده بودن

09:03.590 --> 09:05.190
داستان بهشت شکوفه‌های هلو"؟"
(اشاره به داستان معروف تائویستی، اثر تائو یوان مینگ)

09:06.200 --> 09:08.870
از کجا فهمیدین اون گل‌ها شکوفه‌ی هلو بودن؟

09:08.870 --> 09:09.560
...خب

09:09.580 --> 09:11.540
به هر حال، وقتی باد می‌زد

09:11.670 --> 09:13.530
گلبرگ‌ها مثل برف صورتی

09:13.630 --> 09:14.940
همه جا می‌ریختن

09:15.630 --> 09:16.630
تا آخر عمرم اون منظره رو

09:17.440 --> 09:19.300
فراموش نمی‌کنم

09:20.310 --> 09:21.540
اگه یه روز شانسش رو پیدا کنم

09:21.540 --> 09:23.340
خیلی دوست دارم خودم ببینمش

09:24.550 --> 09:25.610
وو لینگ خیلی دوره ولی

09:26.050 --> 09:27.850
می‌تونم همین الان بهتون نشونش بدم

09:32.060 --> 09:34.260
♪یه نامه، چند خط نوشته♪

09:34.470 --> 09:35.690
♪هی قلم رو برمی‌دارم و دوباره زمین می‌ذارم♪

09:36.070 --> 09:38.220
♪یه فنجون چای، یه جام شراب♪

09:38.580 --> 09:40.000
♪تنهایی می‌نوشم اما مست نمی‌شم♪

09:40.040 --> 09:42.360
♪حرف‌هایی که توی دلم موند♪

09:43.970 --> 09:46.340
♪خجالتی که نمی‌شه پنهونش کرد♪

09:48.090 --> 09:50.270
♪کنار هم توی یه خیابون راه می‌ریم♪

09:50.570 --> 09:51.610
♪شونه به شونه♪

09:52.110 --> 09:54.070
♪سرم رو بالا می‌گیرم، نگاهم رو می‌دزدم♪

09:54.590 --> 09:55.940
♪گونه‌هام گل میندازه♪

09:56.050 --> 09:58.460
♪همون نگاه اول، صورتم رو سرخ کرد♪

10:00.050 --> 10:03.490
♪یه لبخند مثل گل، توی دلم شکفت♪

10:03.990 --> 10:07.250
♪این دلتنگی کیه که روز و شب رهام نمی‌کنه؟♪

10:08.050 --> 10:10.980
♪قصه‌ها و هزار فکر نگفته روی هم جمع می‌شن♪

10:11.470 --> 10:13.310
♪فقط یه بار و با یه نگاه کوتاه از کنارش رد می‌شی♪

10:13.480 --> 10:15.080
♪اما همه چیز سرگردون و معلق باقی می‌مونه♪

10:15.420 --> 10:17.130
♪چندتا بارون، چندتا باد گذشت؟♪

10:17.430 --> 10:19.530
♪وقتی به عقب نگاه می‌کنم، همه چیز مثل دود بوده♪

10:20.010 --> 10:23.160
♪به این دنیای مه‌‌گرفته نگاه می‌کنم♪

10:23.980 --> 10:26.310
♪کی هنوز به اون اشتیاق دل سپرده که♪

10:26.380 --> 10:27.520
♪بدون تغییر باقی مونده؟♪

10:27.990 --> 10:30.800
♪حتی اگه ماه‌ها و سال‌ها توی یه پلک به هم زدن بگذرن♪

10:31.450 --> 10:32.900
♪یه فکر، تا آخر عمر توی ذهنمه♪

10:33.010 --> 10:37.390
♪منتظر کسی‌ام که باید بیاد♪

10:51.910 --> 10:55.440
♪این دلتنگی کیه که روز و شب رهام نمی‌کنه؟♪

10:55.640 --> 10:56.480
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

10:57.470 --> 10:58.800
اومدم باهات شام بخورم

10:59.520 --> 11:01.370
♪فقط یه بار و با یه نگاه کوتاه از کنارش رد می‌شی♪

11:01.520 --> 11:03.160
♪اما همه چیز سرگردون و معلق باقی می‌مونه♪

11:03.510 --> 11:05.180
♪چندتا بارون، چندتا باد گذشت؟♪

11:05.450 --> 11:07.560
♪وقتی به عقب نگاه می‌کنم، همه چیز مثل دود بوده♪

11:08.000 --> 11:11.210
♪به این دنیای مه‌‌گرفته نگاه می‌کنم♪

11:12.360 --> 11:14.090
این همه زحمت، همه به باد رفت

11:18.200 --> 11:18.860
تکون نخور

11:19.480 --> 11:20.930
♪یه فکر، تا آخر عمر توی ذهنمه♪

11:20.990 --> 11:28.340
♪منتظر کسی‌ام که باید بیاد♪

11:38.150 --> 11:39.150
همه‌اتون برین بیرون

11:50.310 --> 11:51.030
پس من شروع می‌کنم

11:51.030 --> 11:51.560
بفرما

11:54.130 --> 11:55.220
!عجب بوی خوبی

11:56.150 --> 11:57.810
یه کاسه و چوب غذا هم به من می‌دین؟

11:57.810 --> 11:58.860
!گارد سلطنتی

11:59.200 --> 12:00.130
صداشون نکن

12:00.810 --> 12:02.000
مفت‌خور نیستم

12:02.000 --> 12:04.930
در عوضش اطلاعاتی از ایالت یان می‌دم

12:05.170 --> 12:05.780
قبوله؟

12:10.020 --> 12:12.610
بین علفزار و بیابون زندگی می‌کنن

12:12.910 --> 12:15.790
زندگیشون دست طبیعته و
عاشق دردسر درست کردنن

12:15.790 --> 12:17.910
...غارت می‌کنن، می‌سوزونن، می‌دزدن

12:17.930 --> 12:21.430
قوی‌هیکل، ولی بی‌مرام توی جنگ

12:22.660 --> 12:23.650
من دارم درباره‌ی

12:24.480 --> 12:25.440
ایالت یان حرف می‌زنم

12:25.840 --> 12:28.790
...فقط غذا و اسب و پارچه نمی‌دزدن

12:28.820 --> 12:29.550
...حتی می‌خوان

12:30.120 --> 12:31.510
کل

12:31.750 --> 12:32.610
ایالت شیا رو بگیرن

12:36.060 --> 12:37.150
می‌خوام درباره‌ی

12:37.680 --> 12:39.680
خاندان سلطنتی ایالت یان بپرسم

12:39.860 --> 12:41.750
(جا لو واهان، امپراتور ایالت یان)

12:41.840 --> 12:43.820
جا لو واهان، امپراتور ایالت یانه

12:44.250 --> 12:46.680
پشت لبخندش کلی نیرنگ و فریبه

12:48.120 --> 12:48.730
(جا لو واهان، امپراتور یان)
(شاهزاده تو آر)

12:48.910 --> 12:50.910
شاهزاده تو آر، سرش به جنگ گرمه

12:50.910 --> 12:51.970
به استعدادش تا

12:52.380 --> 12:53.360
حد خودبزرگ‌بینی مغروره

12:53.360 --> 12:54.960
علیاحضرت، نگاه کنین

12:57.840 --> 12:59.610
عمو و برادرزاده‌ان

12:59.830 --> 13:00.990
اما در اصل رقیبن

13:01.630 --> 13:02.710
به جز اینکه هر دوشون از امپراتوری ما متنفرن

13:02.710 --> 13:05.040
سر هیچ چیز دیگه‌ای با هم کنار نمیان

13:06.650 --> 13:07.860
بین این دوتا

13:07.880 --> 13:09.410
کدومشون می‌تونه راحت‌تر تغییر مسیر بده؟

13:11.510 --> 13:13.200
راستش هیچکدوم خیلی محتمل نیست

13:13.200 --> 13:15.270
امپراتور ایالت یان یه چشمش رو
با تیر ما از دست داده

13:15.270 --> 13:16.200
...و تو آر

13:17.080 --> 13:18.110
اون با عالیجناب

13:18.440 --> 13:20.300
کینه‌های قدیمی داره

13:20.790 --> 13:21.520
کینه؟

13:21.870 --> 13:22.870
چه کینه‌ای؟

13:25.720 --> 13:26.630
نباید

13:26.790 --> 13:28.050
...اسمش رو میاوردم

13:30.750 --> 13:32.150
بانوی زیبا شان یی؟

13:35.480 --> 13:37.080
علیاحضرت، نگاه کنین

13:39.140 --> 13:40.740
بانوی زیبا شان یی؟

13:41.790 --> 13:42.840
اون کیه؟

13:42.860 --> 13:44.660
عشق دوران کودکی تو آر

13:45.930 --> 13:48.340
سال‌ها پیش، امپراتور ایالت یان اون رو برای
رقص به دربار ایالت ما فرستاد و

13:48.340 --> 13:50.000
حسابی سر و صدا کرد

13:50.030 --> 13:50.480
بعدش

13:51.080 --> 13:53.410
لقب "بانوی زیبا" بهش داده شد

13:53.410 --> 13:54.470
اما مدت زیادی نگذشت که

13:54.730 --> 13:56.480
(بانوی زیبا شان یی)
به تلاش برای قتل امپراتور

13:56.480 --> 13:58.490
به بهانه‌ی ورود به اقامتگاه سلطنتی متهم شد و

13:58.490 --> 13:59.530
کشتنش

14:00.240 --> 14:01.600
ایالت یان از این موضوع بهانه ساخت و

14:01.600 --> 14:02.800
به ایالت شیا اعلان جنگ داد و

14:03.200 --> 14:04.510
سال‌ها جنگیدن

14:04.510 --> 14:05.910
من از این خبر نداشتم

14:08.550 --> 14:09.010
...پس

14:09.740 --> 14:11.070
تو چطور همه‌ی اینا رو می‌دونی؟

14:11.630 --> 14:12.600
در هر صورت

14:12.760 --> 14:14.920
باید جداگانه یکی رو بفرستیم
باهاشون صحبت کنه

14:14.920 --> 14:16.790
مذاکرات صلح برای کشور خیلی مهمه

14:16.790 --> 14:17.720
اگه یکیشون

14:18.080 --> 14:19.190
فرمانروای عاقلی باشه

14:20.090 --> 14:22.600
باید بدونه کینه‌ی شخصی رو کنار بذاره

14:22.600 --> 14:23.060
وان یین

14:24.130 --> 14:24.990
به نظرت

14:25.290 --> 14:26.750
کی رو باید بفرستیم؟

14:30.130 --> 14:33.720
بین محقق‌ها، کسی که هم سیاست خارجی بلده و
هم زبان یان رو روون حرف می‌زنه

14:33.720 --> 14:34.770
وانگ جائوئه

14:35.800 --> 14:37.210
سه برادر گرامی

14:39.640 --> 14:40.030
نگاه کنین

14:40.390 --> 14:40.840
برادر وانگ

14:40.950 --> 14:42.800
باید بگم با این لباس

14:42.840 --> 14:45.030
واقعا شبیه آدم‌های ایالت یان شدی

14:45.030 --> 14:45.600
خب؟

14:45.670 --> 14:46.870
امشب عمدا این رو پوشیدم

14:46.870 --> 14:48.210
!خواستم اول به شماها نشون بدم

14:48.390 --> 14:49.440
!بفرما، بشین

14:50.790 --> 14:51.650
برادر آر لان کجاست؟

14:51.720 --> 14:52.610
چرا نیومده؟

14:52.610 --> 14:53.370
...برادر آر لان

14:53.740 --> 14:54.840
...امشب

14:55.550 --> 14:57.360
وزیر دارایی امشب ضیافت برپا کرده

14:57.360 --> 14:57.890
...آر لان

14:59.550 --> 15:00.440
...اون

15:01.510 --> 15:03.030
دعوت رو قبول کرد و رفت

15:03.030 --> 15:04.570
مگه به جای تو توی ضیافت شرکت نمی‌کنه؟

15:04.570 --> 15:06.050
...یعنی چی

15:06.550 --> 15:08.350
گفت این پول رو بهت بدم

15:08.390 --> 15:09.900
...برای خرج راه -
نمی‌تونم بگیرم -

15:09.900 --> 15:11.600
عالیجناب خودش بودجه‌ای اختصاص داده

15:11.600 --> 15:12.640
چرا تعارف می‌کنی؟

15:12.990 --> 15:14.030
به هر حال از جیب من که نیست

15:14.030 --> 15:15.360
اون هم براش پول فرستاده؟

15:16.670 --> 15:17.030
چی؟

15:17.690 --> 15:19.690
تو هم براش پول آوردی؟

15:22.000 --> 15:22.550
برادر وانگ

15:22.910 --> 15:23.870
حتی اگه فقیری، ثروتمندانه سفر کن

15:23.870 --> 15:24.870
این رو هم بگیر

15:26.550 --> 15:27.350
ممنونم، برادر لی

15:27.690 --> 15:29.750
تو که این همه حرف می‌زنی... تو چی آوردی؟

15:30.870 --> 15:31.200
بیا

15:32.150 --> 15:34.030
خودم شخصا به معبد نان شان رفتم تا

15:34.030 --> 15:35.120
دعا کنم و این رو برات آوردم

15:35.120 --> 15:36.000
وقتی داری جایی دور از خونه سفر می‌کنی

15:36.000 --> 15:37.120
توانایی یه چیزه

15:37.120 --> 15:38.920
!ولی شانس هم خیلی مهمه

15:38.960 --> 15:39.420
!بیا

15:39.510 --> 15:40.040
!بندازش

15:40.150 --> 15:40.630
!باشه

15:41.550 --> 15:43.350
یه راهب بزرگ بهش دعا خونده

15:44.750 --> 15:46.100
منم برات یه جلد

15:46.150 --> 15:48.350
از شناخت‌نامه‌ی ایالت یان پیدا کردم، برادر وانگ

15:48.600 --> 15:50.950
آداب و رسوم و فرهنگ یان داخلشه

15:51.360 --> 15:52.620
امیدوارم یه کمکی برات باشه

15:53.000 --> 15:53.580
برادر سن

15:54.790 --> 15:56.520
لطف کردی

15:56.720 --> 15:57.120
این

15:57.620 --> 15:58.800
چه گُلیه؟

15:59.030 --> 16:00.440
تا حالا ندیده بودمش

16:00.440 --> 16:01.200
زنگ شتر

16:02.080 --> 16:03.030
زنگ شتر؟

16:03.670 --> 16:04.470
درسته

16:05.120 --> 16:06.920
گیاه مخصوص ایالت یانه

16:07.480 --> 16:08.240
افسانه‌ها می‌گن

16:08.300 --> 16:10.790
از اشک شترهایی به وجود اومده که

16:10.790 --> 16:12.440
طاقت جدایی از محبوبشون رو نداشتن

16:12.440 --> 16:13.470
مردم یان اعتقاد دارن که

16:13.470 --> 16:15.390
هر کسی این گل رو با خودش به سفر ببره

16:15.390 --> 16:16.790
آخرش دوباره

16:17.360 --> 16:18.620
عزیزانش رو می‌بینه

16:23.760 --> 16:25.060
اگه اینجوریه

16:25.720 --> 16:27.680
با این گل، برادر وانگ

16:27.840 --> 16:28.680
تو حتما

16:29.200 --> 16:30.460
!سالم و سرحال برمی‌گردی

16:30.840 --> 16:31.300
دقیقا

16:31.840 --> 16:32.840
مسیر پیش رو

16:33.000 --> 16:35.120
طولانی و پر از سختیه

16:35.120 --> 16:35.550
بذار ما

16:35.970 --> 16:37.720
با این فنجون شراب ساده

16:37.960 --> 16:39.760
آرزوی یه سفر امن رو برات بکنیم، برادر وانگ

16:43.410 --> 16:44.560
بیاین همدیگه رو

16:45.770 --> 16:46.500
تشویق کنیم

16:54.840 --> 16:57.840
(ژنرال لو، اخیرا اوضاع توی قصر آرومه)

16:57.840 --> 17:00.880
(دارم سعی می‌ی‌کنم پسرتون رو نجات بدم، خیالتون راحت)

17:02.270 --> 17:03.130
اعلی‌حضرت

17:03.820 --> 17:05.200
از قصر خبر اومده

17:05.200 --> 17:06.030
اون استاد هنرهای رزمی مرموز

17:06.030 --> 17:08.359
دوباره کنار امپراتور پیداش شده

17:12.880 --> 17:13.589
کجا؟

17:14.359 --> 17:15.079
قصر جائو یانگ

17:15.079 --> 17:16.810
قصر جائو یانگ؟

17:22.589 --> 17:23.990
به نظر دیگه وقتشه یه

17:25.069 --> 17:26.880
صحبت درست با

17:27.859 --> 17:28.790
همسر یو داشته باشم

17:49.160 --> 17:50.360
این بنده‌ی حقیر، وانگ جائو

17:50.360 --> 17:52.420
...بهتون ادای احترام می‌کنه، عالیجناب

17:53.110 --> 17:55.070
این اطراف چشم‌ و گوش زیاد هست

17:55.070 --> 17:57.480
لازم نیست انقدر رسمی باشی

17:57.480 --> 18:00.260
برای اینکه جاسوس‌های شاهزاده
دوان و ملکه‌ی مادر چیزی نفهمن

18:00.260 --> 18:02.170
باید خودت رو به شکل تاجر دربیاری و

18:02.170 --> 18:03.460
به سمت ایالت یان بری

18:03.460 --> 18:05.890
نمی‌تونم برای این سفر فرمان رسمی بدم

18:05.890 --> 18:07.220
یا دلیل موجهی برات جور کنم

18:08.290 --> 18:09.960
نمی‌تونم همراهت محافظ علنی هم بفرستم

18:10.370 --> 18:11.670
فقط چند تا محافظ مخفی که

18:12.770 --> 18:14.300
یواشکی مراقبت باشن

18:15.090 --> 18:16.490
وقتی به ایالت یان رسیدی

18:16.810 --> 18:17.870
باید خودت طبق شرایط

18:18.540 --> 18:19.790
تصمیم بگیری

18:20.830 --> 18:22.230
راه پیش رو طولانی و

18:23.030 --> 18:24.490
خیلی خطرناکه

18:25.300 --> 18:26.310
...امیدوارم

18:27.970 --> 18:30.030
خوب مراقب خودت باشی

18:33.410 --> 18:34.810
ممنونم، عالیجناب

18:37.240 --> 18:38.240
...این بنده‌ی

18:40.880 --> 18:43.340
این بنده‌ی حقیر از بچگی پدرش رو از دست داده

18:43.640 --> 18:44.700
تنها نگرانیم

18:45.630 --> 18:47.000
مادر بیوه‌ام توی خونه‌ست

18:47.000 --> 18:48.930
من خودم از مادرت مراقبت می‌کنم

18:49.950 --> 18:51.750
تو به خاطر مصلحت ایالت می‌ری و

18:52.240 --> 18:52.820
...من

18:54.350 --> 18:56.220
حواسم به همه چیز هست تا

18:56.220 --> 18:58.150
نگرانی‌ای نداشته باشی

19:00.340 --> 19:01.860
من تمام تلاشم رو می‌کنم تا

19:02.400 --> 19:03.930
جنگ رو متوقف کنم و تجارت راه بندازم

19:03.930 --> 19:04.730
تا زمانی که موفق نشدم

19:06.260 --> 19:07.190
برنمی‌گردم

19:12.140 --> 19:13.940
روی شما حساب می‌کنیم

19:17.940 --> 19:35.940
ترجمه‌ی اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡
♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو کاملا غیراخلاقی می‌باشد

19:48.920 --> 19:53.300
(زنگ شتر)

20:01.030 --> 20:01.960
!بانوی من

20:02.770 --> 20:04.270
همین الان یه خواجه‌ی جوون ناآشنا

20:04.270 --> 20:05.320
این رو داد دستم

20:05.320 --> 20:06.610
وقتی صداش کردم، فرار کرد

20:06.610 --> 20:08.410
و نتونستم بهش برسم

20:16.450 --> 20:19.720
<i>...پیدا کردن همدل سخته
چرا تردید کنیم؟</i>

20:20.040 --> 20:22.100
<i>بیاین امروز توی گلخونه همدیگه رو ببینیم</i>

20:24.880 --> 20:26.010
تو برو

20:26.270 --> 20:26.940
اطاعت

20:57.200 --> 20:58.640
شاهزاده دوان، برای دیدن من خیلی عجله داشتین

20:58.640 --> 21:00.300
...چی شده -
وان یین، تازگی -

21:00.440 --> 21:01.700
چیزی دیدی؟

21:02.890 --> 21:03.590
چیزی دیدم؟

21:07.510 --> 21:09.270
مگه قبلا بهم نگفتی که

21:10.240 --> 21:13.100
می‌تونی از غیب‌گویی برای
پیش‌بینی آینده استفاده کنی؟

21:15.360 --> 21:16.040
بله

21:17.050 --> 21:18.010
...من

21:18.560 --> 21:20.360
تازگی یه چیزهایی دیدم

21:22.580 --> 21:23.270
مثل چی؟

21:24.350 --> 21:25.370
انگار

21:26.320 --> 21:28.850
توی جنگل‌های انبوه جنوب‌غربی

21:29.050 --> 21:31.180
رد پای انسان‌های وحشی ظاهر شده

21:31.640 --> 21:32.430
و

21:32.980 --> 21:35.670
توی یه جزیره‌ی کوچیک توی دریاچه‌ی شرقی

21:36.600 --> 21:39.400
به نظر میاد هیولاهایی توی
دریاچه‌ی داخلی شنا می‌کنن

21:40.580 --> 21:42.670
در امتداد چشمه‌ی وو لینگ که
به سمت کوهستان می‌ره

21:42.670 --> 21:43.780
نوری کم‌سو دیده می‌شه

21:44.150 --> 21:46.850
اون طرف کوهستان، دامنه‌های
تپه‌ها پر از درخت هلوئن

21:46.850 --> 21:48.000
شنیدم

21:48.200 --> 21:52.130
اون استاد هنرهای رزمی کنار
...امپراتور، دوباره ظاهر شده

21:52.370 --> 21:54.290
و این دفعه، توی قصر بوده

21:56.250 --> 21:57.780
<i>اون بی جو رو کشف کرده؟</i>

21:58.790 --> 22:00.920
اگه این شخص رو از بین نبریم، خیلی خطرناکه

22:00.920 --> 22:02.510
می‌تونی کمکم کنی پیش‌بینی کنی

22:03.480 --> 22:05.180
چجوری می‌تونیم از شرش خلاص بشیم؟

22:05.690 --> 22:07.420
این اطلاعات قابل اعتمادن؟

22:07.910 --> 22:09.770
اعلی‌حضرت چجوری ازش باخبر شدن؟

22:12.920 --> 22:14.040
منم با استفاده از غیب‌گوییم

22:15.560 --> 22:17.090
توی خواب دیدمش

22:19.950 --> 22:22.020
<i>"همین الان گفتی که درباره‌اش "شنیدی</i>

22:22.750 --> 22:23.960
<i>...عوضی</i>

22:24.310 --> 22:26.470
<i>حتی برای دروغ گفتن هم
زحمت فکر کردن به خودت نمی‌دی</i>

22:26.470 --> 22:29.270
اون طبیب سلطنتی شیائو
اصلا صلاحیت داره یا نه؟

22:29.280 --> 22:31.130
وقتی بقیه مریضن، طبیب‌ها بهشون
می‌گن که توی بستر بمونن

22:31.130 --> 22:32.860
ولی اون تشویقتون می‌کنه که برین بیرون

22:34.810 --> 22:36.210
نور آفتاب عالیه

22:36.830 --> 22:38.270
یه کم آفتاب گرفتن

22:38.270 --> 22:39.870
برای بهبودی مفیده

22:41.110 --> 22:43.580
با این حال، نیازی نبود
این همه راه رو تا گلخونه بیاین

22:43.580 --> 22:45.550
چند روز پیش وقتی از بارون پناه
گرفته بودم، یکی از گوشواره‌هام افتاد

22:45.550 --> 22:46.880
ممکنه یه جایی توی این گلخونه باشه

22:46.880 --> 22:48.010
بیا بریم دنبالش بگردیم

22:49.680 --> 22:50.540
بانوی من

22:50.700 --> 22:52.310
...اونا شاهزاده دوان و

22:52.310 --> 22:53.670
<i>چرا اونا با همن؟</i>

23:02.660 --> 23:03.190
وان یین

23:05.880 --> 23:07.340
حاضری کمکم کنی؟

23:08.300 --> 23:09.580
شاهزاده دوان، لطفا یه لحظه صبر کنین

23:09.580 --> 23:10.640
بذارین امتحانش کنم

23:15.480 --> 23:17.810
<i>الان هم بی جو و هم آ بای توی قصرن</i>

23:18.590 --> 23:20.520
<i>ولی اون فقط از یه استاد
هنرهای رزمی خبر داره</i>

23:21.060 --> 23:22.210
<i>نه دوتا</i>

23:30.400 --> 23:31.410
...من

23:33.590 --> 23:35.820
یه مرد قد بلند رو دیدم

23:36.510 --> 23:38.040
توی یه راهرو ظاهر شد

23:41.030 --> 23:42.000
یه راهرو؟

23:47.590 --> 23:48.740
...کدوم

23:50.670 --> 23:51.390
راهرو؟

23:51.530 --> 23:53.130
به نظر میومد باغ سلطنتی باشه

23:53.130 --> 23:54.190
ولی مطمئن نیستم

23:55.110 --> 23:57.270
خیلی عجله داشتم که بخوام واضح ببینم

23:57.810 --> 24:00.100
در این مورد با همسر شیه هم صحبت کردین؟

24:03.350 --> 24:04.520
اول اومدم سراغ تو

24:06.910 --> 24:09.240
اگه نتونی تا سه روز آینده پیش‌بینی کنی

24:10.740 --> 24:13.300
اون وقت می‌رم سراغ اون

24:14.790 --> 24:16.390
<i>کی اطلاعات رو لو داده؟</i>

24:18.320 --> 24:19.120
<i>...ممکنه</i>

24:19.310 --> 24:20.820
همین الان یه خواجه‌ی جوون ناآشنا

24:20.820 --> 24:22.020
این رو داد دستم

24:22.020 --> 24:23.200
وقتی صداش کردم، فرار کرد

24:23.200 --> 24:25.000
و نتونستم بهش برسم

24:25.120 --> 24:25.850
بانوی من

24:27.410 --> 24:28.820
این راه برگشتن به قصر نیست

24:28.820 --> 24:31.150
شما رو دیدم که این طرفی میومدین و
سرتون رو پایین انداخته بودین

24:31.150 --> 24:32.750
برای همین جرات نکردم مزاحمتون بشم

24:39.880 --> 24:40.510
بانوی من

24:41.030 --> 24:42.270
این دمنوش گله که خودم برای

24:42.270 --> 24:44.030
رفع گرمای درونی و سم‌زدایی آماده کردم

24:44.030 --> 24:45.360
دوست دارین امتحانش کنین؟

24:46.360 --> 24:47.030
لازم نیست

24:48.310 --> 24:50.070
بانوی من، از وقتی برگشتین

24:50.070 --> 24:51.470
نگران به نظر میاین

24:52.830 --> 24:54.430
چیزی نگرانتون می‌کنه؟

24:58.550 --> 24:59.920
همین الان، شاهزاده دوان رو دیدم که

25:01.040 --> 25:03.100
ظاهرا به عالیجناب توهین کرده بود

25:03.790 --> 25:05.190
و قرار بود شلاق بخوره

25:05.930 --> 25:09.190
صدای عالیجناب رو شنیدم که
...به محافظ‌های مخفی دستور داد

25:09.810 --> 25:12.470
موقع مجازات بی‌رحمانه عمل کنن

25:12.570 --> 25:13.830
نمی‌دونم شاهزاده دوان

25:15.010 --> 25:16.080
از این وضعیت جون سالم به در می‌بره یا نه

25:16.980 --> 25:18.240
چطور همچین چیزی ممکنه؟

25:19.990 --> 25:21.590
نرم خبر بگیرم؟

25:21.790 --> 25:22.650
دیوونه شدی؟

25:23.020 --> 25:24.620
اگه عالیجناب تو رو ببینه چی؟

25:24.620 --> 25:26.680
چطور باید براش توضیح بدم؟

25:28.090 --> 25:30.020
درست فکر نکردم، بانوی من

25:34.000 --> 25:35.000
حالا می‌تونی بری

25:45.750 --> 25:46.590
!ولم کنین

25:47.000 --> 25:48.390
!ولم کنین

25:49.140 --> 25:49.540
!زانو بزن

25:51.720 --> 25:53.310
علیاحضرت بسیار تیزبینن

25:53.310 --> 25:54.400
این خدمتکار مخفیانه بیرون رفته بود

25:54.680 --> 25:56.240
تا اطلاعاتی رو به خواجه‌ای که

25:56.240 --> 25:57.240
توسط شاهزاده دوان رشوه گرفته، منتقل کنه

25:57.240 --> 25:58.590
همونجا دستگیرش کردیم

25:58.590 --> 25:59.570
!دروغه

25:59.930 --> 26:00.640
بانوی من

26:01.000 --> 26:02.850
از کی با شاهزاده دوان ارتباط داشتی؟

26:02.850 --> 26:04.320
!ارتباطی نداشتم

26:05.200 --> 26:07.510
چطور می‌تونم جرات داشتن همچین افکاری رو
نسبت به اعلی‌حضرت داشته باشم؟

26:07.510 --> 26:08.510
هنوز هم انکار می‌کنی؟

26:11.000 --> 26:11.750
بانوی من

26:12.790 --> 26:14.510
من فکر می‌کردم که نگرانی شما به خاطر اعلی‌حضرته

26:14.510 --> 26:16.310
برای همین رفتم بیرون تا یه راهی
برای کمک به شما پیدا کنم

26:16.920 --> 26:17.440
بانوی من

26:18.270 --> 26:20.260
چطور می‌تونین به من شک کنین؟

26:22.200 --> 26:24.130
دقیقا چون خیلی بهت اعتماد داشتم

26:24.880 --> 26:27.010
به همین خاطر فرصت خیانت کردن
به خودم رو بهت دادم

26:27.750 --> 26:29.150
من هرگز به شما خیانت نکردم

26:30.680 --> 26:32.550
وفاداری من هرگز نسبت به شما سست نشده

26:32.650 --> 26:33.510
!حقیقت رو بگو

26:36.200 --> 26:37.800
...زمان جشنواره‌ی فانوس‌ها بود

26:38.060 --> 26:40.990
قبل از اینکه شما وارد قصر بشین

26:45.960 --> 26:47.900
من اون زمان کنار شما بودم

26:49.470 --> 26:51.270
وقتی برای اولین بار
اعلی‌حضرت رو ملاقات کردین

26:52.500 --> 26:55.580
من شاهد بودم که چطور عاشق همدیگه شدین

26:57.590 --> 26:59.940
که اون زمان چقدر خوشحال بودین

27:02.330 --> 27:04.330
بعد از اینکه همراه شما وارد قصر شدم

27:04.890 --> 27:07.420
اعلی‌حضرت هر از گاهی برای
صحبت پیش من میومدن

27:07.440 --> 27:08.530
همه‌اش همین بود

27:18.610 --> 27:20.070
پس تو تمام این مدت، اطلاعات مربوط به من رو

27:20.070 --> 27:21.400
به اون می‌دادی؟

27:23.130 --> 27:24.730
...فقط نمی‌فهمم

27:27.510 --> 27:29.270
چرا شما اعلی‌حضرت رو انتخاب نکردین

27:29.270 --> 27:31.000
چرا به جای ایشون اون امپراتور
ظالم رو انتخاب کردین؟

27:33.080 --> 27:35.650
شما قبلا از اون امپراتور ظالم متنفر بودین

27:36.440 --> 27:39.100
هر روز گریه می‌کردین
و نمی‌تونستین غذا بخورین

27:39.630 --> 27:42.630
اما از وقتی که شروع کردین شب‌ها به
خدمت اون امپراتور ظالم برین

27:42.630 --> 27:44.030
همه چیز تغییر کرد

27:45.400 --> 27:47.020
حالا حتی کمتر می‌فهمم

27:47.070 --> 27:49.330
چرا شما که به وضوح عاشق
اون امپراتور ظالم شدین

27:49.640 --> 27:51.780
هنوز هم شاهزاده دوان رو امیدوار نگه داشتین

27:52.930 --> 27:55.390
اجازه می‌دین اون روز به روز بیشتر
به خاطر شما تحلیل بره

27:56.460 --> 27:59.860
در حالی که شما فقط به فکر خوش‌گذرونی
با اون امپراتور ظالم هستین؟

28:02.750 --> 28:04.950
...پس اون روز که من با لباس مبدل از قصر خارج شدم

28:05.670 --> 28:07.670
تو بودی که به شاهزاده دوان گفتی؟

28:07.940 --> 28:08.690
بله، من بودم

28:12.200 --> 28:15.440
اما اون روز، پدرتون تازه توسط
خاندان همسر شو متهم شده بود

28:15.440 --> 28:18.410
بعدش عالیجناب بلافاصله
شما رو از قصر بیرون کردن

28:18.410 --> 28:20.320
من نگران امنیت شما بودم

28:22.750 --> 28:25.950
اتفاقا اعلی‌حضرت یکی رو فرستادن
تا در این باره پرس و جو کنه

28:26.460 --> 28:27.640
منم بهشون گفتم

28:27.670 --> 28:29.560
که از کدوم دروازه خارج شدین

28:34.350 --> 28:35.200
علیاحضرت

28:35.200 --> 28:36.200
باید اون رو بکشیم؟

28:40.110 --> 28:41.130
...بانوی من

28:42.430 --> 28:43.220
!بانوی من

28:46.110 --> 28:48.110
من از پنج سالگی وارد عمارت شما شدم

28:48.210 --> 28:49.420
تا بهتون خدمت کنم

28:50.680 --> 28:53.740
ما با همدیگه غذا می‌خوردیم و می‌خوابیدیم
من به هر چیزی که درباره‌ی شما بود اهمیت می‌دادم

28:53.740 --> 28:56.700
باید باور کنین که من
هرگز به شما آسیب نمی‌رسونم

28:57.090 --> 28:59.820
هر کاری که کردم به خاطر شما بوده

28:59.850 --> 29:00.880
بانوی من

29:28.360 --> 29:29.960
اون رو ببرین و زندانی کنین

29:31.960 --> 29:33.290
بدون اجازه‌ی من

29:34.240 --> 29:35.240
نذارین بیاد بیرون

29:35.310 --> 29:36.070
!بانوی من

29:36.440 --> 29:37.240
...بانوی من

29:37.960 --> 29:40.620
اون امپراتور ظالم ارباب یو رو
!عزل کرد و شما رو نادیده گرفت

29:41.240 --> 29:43.440
!بانوی من، باید به خودتون بیایین

30:47.310 --> 30:49.110
من تازه به قصر برگشتم

30:49.510 --> 30:51.710
و درباره‌ی ماجرای شیائو می شنیدم

30:52.750 --> 30:53.680
حالت خوبه؟

31:04.850 --> 31:06.710
خیلی وقته دارم فکر می‌کنم

31:06.780 --> 31:07.980
و تازه یادم اومد

31:10.440 --> 31:13.590
توی رمان، شخصیت اصلی از کودکی
مادرش رو از دست داد

31:13.590 --> 31:15.320
و بدون محبت بزرگ شد

31:15.580 --> 31:16.890
وقتی هشت سالش بوده

31:18.280 --> 31:20.480
به سرخک خیلی بد و مسری مبتلا می‌شه

31:21.470 --> 31:24.130
همه‌ی اعضای خانواده
فاصله‌اشون رو با اون حفظ کردن

31:25.370 --> 31:27.700
من رو توی یه حیاط فرعی سرد و
مرطوب فرستادن و همونجا زندانی کردن

31:28.050 --> 31:29.310
به حال خودم رهام کردن

31:30.050 --> 31:32.080
فقط شیائو می داوطلبانه پیش من می‌موند

31:32.840 --> 31:33.940
و از من مراقبت می‌کرد

31:37.490 --> 31:38.190
وان یین

31:40.970 --> 31:42.830
تو هیچکدوم از اونا رو تجربه نکردی

31:43.460 --> 31:45.120
دیگه بهش فکر نکن

31:46.160 --> 31:47.820
اما من مدت‌هاست که اینجام

31:48.720 --> 31:50.520
اون واقعا با من مهربون بوده

31:50.620 --> 31:51.350
به من گوش کن

31:51.850 --> 31:53.910
به طور غیرقابل ‌توضیحی وارد این کتاب شدی

31:54.060 --> 31:56.120
وارد یه دنیای کاملا ناآشنا شدی

31:57.270 --> 31:59.400
نه تنها مجبور بودی سریع خودت رو وفق بدی

31:59.400 --> 32:01.010
بلکه مجبور بودی دائم به این فکر کنی که

32:01.010 --> 32:02.610
چطور با شاهزاده دوان رفتار کنی

32:02.660 --> 32:04.260
با ملکه‌ی مادر کنار بیای و

32:04.610 --> 32:06.010
برای زنده موندن بجنگی

32:07.440 --> 32:09.500
همین الان هم خیلی خوب عمل کردی

32:10.910 --> 32:12.510
حداقل، بهتر از من

32:14.410 --> 32:15.140
بدون تو

32:16.720 --> 32:18.520
شاید من تا اینجا پیش نمیومدم

32:19.980 --> 32:22.080
کاملا درک می‌کنم که چرا راجع به شیائو می

32:22.080 --> 32:23.050
ناراحتی

32:24.660 --> 32:26.250
ولی هرگز

32:26.800 --> 32:27.840
به خودت شک نکن

32:29.170 --> 32:30.430
خودت رو سرزنش نکن

32:32.330 --> 32:33.050
باشه؟

32:34.400 --> 32:36.130
واقعا به اندازه‌ی کافی خوب عمل کردم؟

32:41.900 --> 32:43.120
ولی خیلی خسته‌ام

32:50.320 --> 32:51.920
بذار یه کم بهت تکیه بدم

32:53.600 --> 32:56.000
فقط یه لحظه، بعد کاملا سرحال می‌شم

33:02.180 --> 33:04.240
شیائو می دیگه نمی‌تونه توی قصر بمونه

33:05.590 --> 33:07.520
یه فرصتی پیدا می‌کنم که بفرستمش بره

33:30.750 --> 33:32.040
الان ساعت چنده؟

33:32.470 --> 33:33.330
تازه از ساعت 9 گذشته

33:36.110 --> 33:37.570
چطوری این همه وقت خوابیدم؟

33:44.750 --> 33:45.610
شیائو می چی؟

33:46.000 --> 33:46.930
بهش غذا دادن؟

33:47.990 --> 33:48.850
آره، غذا خورده

33:50.350 --> 33:51.160
علیاحضرت

33:51.160 --> 33:52.960
می‌خواین برین یه سری به
خواهر شیائو می بزنین؟

33:54.240 --> 33:56.140
امروز صبح مدام می‌گفت که

33:56.510 --> 33:58.310
می‌خواد دوباره شما رو ببینه

34:01.130 --> 34:02.790
یه نامه هم براتون گذاشت

34:20.760 --> 34:21.620
علیاحضرت

34:21.670 --> 34:23.480
به من دستور داده شده شیائو می
رو از قصر ببرم بیرون

34:23.480 --> 34:24.080
...ولی اون

34:24.630 --> 34:25.090
مُرده

34:33.230 --> 34:34.010
<i>بانوی من</i>

34:34.480 --> 34:36.340
<i>می‌دونم هنوز ازم عصبانی‌این</i>

34:36.550 --> 34:39.080
<i>"بذارین برای بار آخر بهتون بگم "بانوی من</i>

34:40.110 --> 34:41.570
<i>از این به بعد توی این قصر</i>

34:42.030 --> 34:44.280
<i>همه شما رو فقط "علیاحضرت" خطاب می‌کنن و</i>

34:44.280 --> 34:47.340
<i>هیچکس شما رو "بانوی من" صدا نمی‌زنه</i> -
بانوی من، بیدارین -

34:48.070 --> 34:49.730
<i>با اینکه شما بانوی من هستین</i>

34:49.840 --> 34:50.840
<i>همه‌ی این سال‌ها</i>

34:51.320 --> 34:53.179
<i>...مدت‌هاست که شما رو خانواده‌ی خودم و</i>

34:54.360 --> 34:56.690
<i>تنها کسی که توی این دنیا
بهش اهمیت می‌دم، می‌دونم</i>

34:57.480 --> 34:59.030
<i>امروز صبح، عالیجناب بهم
دستور دادن قصر رو ترک کنم</i>

34:59.030 --> 34:59.760
!بانوی من

34:59.760 --> 35:00.690
<i>ولی بدون شما</i>

35:01.230 --> 35:02.150
<i>من چیزی جز</i>

35:02.150 --> 35:04.590
<i>یه روح سرگردون که جایی برای رفتن نداره نیستم</i> -
!بانوی من -

35:04.590 --> 35:07.360
<i>زندگی دیگه برام معنایی نداره</i>

35:07.970 --> 35:08.850
<i>قبل از مرگم</i>

35:09.510 --> 35:11.770
<i>بذارین این خدمتکار آخرین کار رو برای</i>

35:12.190 --> 35:13.670
<i>جبران محبتتون انجام بده</i>

35:15.480 --> 35:16.940
<i>چه موفق بشم، چه شکست بخورم</i>

35:17.160 --> 35:18.690
<i>فقط می‌تونم توی زندگی بعدی دوباره</i>

35:19.280 --> 35:20.590
<i>خدمتکارتون باشم</i>

35:50.360 --> 35:51.110
یو وان یین

35:51.420 --> 35:53.070
تو واقع به اون خدمتکارت اجازه می‌دی

35:53.070 --> 35:55.330
...که -
!ملکه‌ی مادر وارد می‌شن -

35:58.670 --> 36:00.130
درود، علیاحضرت

36:03.230 --> 36:03.960
همسر شو

36:04.380 --> 36:05.110
آسیب دیدی؟

36:05.440 --> 36:08.100
علیاحضرت، باید از من دفاع کنین

36:08.170 --> 36:10.150
الان داشتم اینجا قدم می‌زدم

36:10.270 --> 36:11.150
...وقتی اون دختر به اسم

36:11.150 --> 36:11.920
شیائو می

36:11.950 --> 36:13.080
بله، شیائو می

36:13.100 --> 36:14.190
یهویی با قیچی

36:14.190 --> 36:16.030
پرید بیرون، سعی داشت به من حمله کنه

36:16.030 --> 36:17.540
یه چیزی رو راجع به اینکه

36:17.620 --> 36:18.950
چطوری به برادرم دستور دادم به

36:18.970 --> 36:20.540
پدر همسر سلطنتی یو آسیب بزنه، فریاد می‌زد

36:20.540 --> 36:21.950
و همین چند لحظه پیش، شیائو جوان

36:22.030 --> 36:23.190
برای محافظت از من وارد عمل شد و

36:23.190 --> 36:24.990
این بریدگی بزرگ روی دستش ایجاد شد

36:29.310 --> 36:30.690
!چطور جرات می‌کنی، همسر سلطنتی یو

36:30.690 --> 36:33.820
هیچ می‌دونی چه فاجعه‌ای به بار آوردی؟

36:34.440 --> 36:36.590
همسر سلطنتی یو از لطف
عالیجناب مغرور شده و

36:36.590 --> 36:38.250
حالا همه‌ی قوانین رو نادیده می‌گیره

36:38.280 --> 36:39.060
اون از همسر سلطنتی به

36:39.060 --> 36:40.280
!صیغه تنزل مقام پیدا می‌کنه

36:40.280 --> 36:40.880
نگهبان‌ها

36:41.360 --> 36:42.030
ببرینش به قصر سرد

36:42.030 --> 36:42.280
!اطاعت -
!اطاعت -

36:42.280 --> 36:44.010
منتظر حکم امپراتور باشین

36:44.860 --> 36:45.540
!شیائو می

36:59.050 --> 37:01.370
(خاطرات جانگ سان)
خاطرات جانگ سان

37:03.770 --> 37:05.460
اعلی‌حضرت، لطفا عجله کنین

37:10.480 --> 37:12.050
!ولم کنین

37:12.320 --> 37:13.590
!ولم کنین

37:13.690 --> 37:14.750
!علیاحضرت رو محکم بگیرین

37:14.750 --> 37:16.750
!نذارین علیاحضرت به خودشون آسیب بزنن

37:16.810 --> 37:17.630
!محکم ببندینشون

37:17.770 --> 37:19.130
!ولم کنین

37:19.570 --> 37:20.500
!درد داره

37:21.980 --> 37:22.610
!ولم کنین

37:22.610 --> 37:23.730
!آب خیلی سرده! عوضش کن

37:23.730 --> 37:24.610
!ولم کنین

37:25.540 --> 37:25.980
...درد داره

37:25.980 --> 37:26.580
!عجله کن، عجله کن

37:26.580 --> 37:28.240
!بگیرینشون -
!این داره من رو می‌کشه -

37:29.060 --> 37:30.990
!همینطوری اونجا واینستا، بیا کمک

37:32.820 --> 37:35.220
!ولم کنین -
!بگیرینشون! بگیرینشون -

37:38.680 --> 37:40.480
همسر سلطنتی -
!عجله کن، عجله کن -

37:40.700 --> 37:41.500
ولیعهد

37:42.370 --> 37:43.300
نترس

37:44.830 --> 37:46.060
!بگیرینشون

37:57.580 --> 37:58.390
مادر

37:58.810 --> 38:00.360
مادر، خوبین؟

38:00.650 --> 38:02.690
مگه دیروز که برای ادای احترام اومدم

38:02.690 --> 38:04.290
حالتون کاملا خوب نبود؟

38:04.330 --> 38:05.530
چطوری یهو

38:05.690 --> 38:07.100
درد سرتون عود کرد و

38:07.100 --> 38:08.420
باعث شد مریض بشین؟

38:10.170 --> 38:10.970
...ممکنه

38:11.550 --> 38:12.290
ممکنه

38:12.500 --> 38:13.580
چیزی خورده باشین که

38:13.580 --> 38:15.590
نباید می‌خوردین؟

38:18.290 --> 38:19.330
...کار تو بود

38:20.690 --> 38:21.650
کار تو بود

38:21.920 --> 38:23.250
...کار تو بود -
مادر -

38:23.670 --> 38:25.690
مشخصا بی‌احتیاطی خودتون بوده

38:25.690 --> 38:27.290
چطوری می‌تونین من رو مقصر بدونین؟

38:29.590 --> 38:30.560
مادر

38:30.670 --> 38:32.230
هنوز یادتونه

38:32.570 --> 38:33.400
اون موقع

38:33.530 --> 38:35.090
وقتی سقط جنین داشتم

38:35.340 --> 38:36.730
دقیقا

38:36.920 --> 38:39.130
همین حرف رو بهم زدین؟

38:43.740 --> 38:44.980
...شرور

38:46.130 --> 38:46.770
...شرور

38:47.900 --> 38:48.500
...شرور

38:50.410 --> 38:51.730
خیالتون راحت، مادر

38:52.470 --> 38:54.790
اگه اتفاقی براتون بیفته

38:55.620 --> 38:57.520
کمکتون می‌کنم

38:58.100 --> 39:02.130
از این امپراتوری محافظت کنین

39:14.940 --> 39:16.060
خیالتون راحت، مادر

39:16.060 --> 39:17.640
تا وقتی من اینجام

39:18.250 --> 39:20.020
حالتون خوب می‌شه

39:20.580 --> 39:22.080
خوب استراحت کنین و خوب بشین

39:33.980 --> 39:35.190
ولیعهد

39:35.420 --> 39:36.480
سریع بیا اینجا

39:36.730 --> 39:38.590
مادربزرگت صدات می‌زنه

40:11.360 --> 40:12.809
(لوح یادبود ملکه‌ی مادر، لی جن)

40:12.810 --> 40:13.380
دان آر

40:14.900 --> 40:15.940
از الان به بعد

40:16.520 --> 40:17.900
من مادرتم

40:31.880 --> 40:32.720
باید

40:33.380 --> 40:34.100
مطیع باشی

40:36.100 --> 40:46.100
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: violet ✧ Tima ✧ sama ✧ vita ✧ Riven ✧ narges ✧ FaFa ✧
✧ ادیت: Aonaran ✧
