WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: heaven ✧ Lavender ✧ snowman ✧ nina ✧ Tima ✧
✧ ادیت: Aonaran ✧

01:32.680 --> 01:35.009
࿐♡˖!چـطور جـرات می‌کـنی؟˖♡࿐

01:35.039 --> 01:37.930
࿐♡˖قسمت دوم˖♡࿐

01:37.960 --> 01:40.550
(قصر کون ‌یو)

01:41.350 --> 01:42.210
علیاحضرت

01:44.870 --> 01:46.140
همسر یو پیغام فرستادن

01:46.140 --> 01:48.560
که بعد از ظهر به قصر کون یو میان

01:48.560 --> 01:49.690
دلیلی هم گفته؟

01:49.789 --> 01:50.280
نه

01:52.150 --> 01:53.430
<i>توی کتاب، یو وان یین</i>

01:53.430 --> 01:55.690
<i>توی حرمسرا پاپوش می‌دوخت
و هر کاری از دستش برمیومد می‌کرد</i>

01:55.690 --> 01:58.289
<i>شیه یونگ آر کاملا توی مشتش بود</i>

02:00.040 --> 02:01.310
<i>اون پشت قضیه‌ی</i>

02:01.790 --> 02:03.590
<i>غرق شدن من توی برکه هم بود</i>

02:05.940 --> 02:08.080
<i>هنوز فرصت انتقام پیدا نکرده بودم</i>

02:08.080 --> 02:11.280
<i>و خود دشمن حالا اومده دم در خونه‌ام</i>

02:12.000 --> 02:13.810
<i>حالا که اینطوره</i>

02:21.150 --> 02:22.079
یه راهی پیدا کن

02:22.310 --> 02:24.440
تا این کیسه‌ی عطر رو
به شاهزاده دوان برسونی

02:24.560 --> 02:25.420
بعدش هم

02:26.000 --> 02:27.520
یه چیزهایی برام آماده کن

02:42.400 --> 02:44.530
بی‌دلیل نیست که گل‌های اینجا

02:44.750 --> 02:47.280
از بقیه‌ی جاهای قصر سرحال‌ترن، خواهر یونگ آر

02:47.280 --> 02:48.880
برای اینه که خودت بهشون می‌رسی

02:51.190 --> 02:52.590
خواهر، خیلی خوش اومدین

02:52.590 --> 02:53.790
ببخشید که

02:54.030 --> 02:55.630
درست و حسابی به استقبالتون نیومدم

02:56.150 --> 02:58.130
چرا ورود همسر یو رو اعلام نکردین؟

02:58.130 --> 02:59.560
دیدم سرت گرم باغه

02:59.560 --> 03:00.710
برای همین گفتم مزاحم نشم

03:00.710 --> 03:01.640
سرزنششون نکن

03:03.520 --> 03:06.120
من واقعا از رسیدگی به گل ‌و گیاه خوشم میاد

03:06.430 --> 03:08.360
...ولی چیز خاصی نیست

03:08.590 --> 03:09.870
فقط یه سرگرمیه

03:12.280 --> 03:12.880
واقعا؟

03:14.450 --> 03:16.710
<i>هردومون با سفر توی زمان اومدیم اینجا</i>

03:16.710 --> 03:19.040
<i>اون ‌وقت چرا فقط تو
انقدر مصنوعی حرف می‌زنی؟</i>

03:19.040 --> 03:20.900
<i>این حرف‌های الکی تعارف و رسمی بودن</i>

03:20.960 --> 03:22.840
<i>یه کم واقعا معذب‌کننده‌ست</i>

03:32.000 --> 03:32.540
شیائو می

03:32.750 --> 03:34.560
یه سری گل صدتومنی تازه اومده

03:34.560 --> 03:37.000
بریم چندتا بچینیم

03:37.000 --> 03:38.430
...ولی بانوی من

03:38.800 --> 03:40.130
به من کاری نداشته باش، برو

03:45.590 --> 03:48.190
یه مقدار شیرینی گل اسمانتوس درست کردم

03:48.520 --> 03:49.920
بفرمایین امتحان کنین، خواهر

03:52.710 --> 03:54.510
<i>سمی که نیست، نه؟</i>

03:54.650 --> 03:56.079
<i>منطقا، قهرمان داستان</i>

03:56.079 --> 03:57.680
<i>دست به همچین کار تابلویی نمی‌زنه</i>

03:57.680 --> 03:59.180
<i>اگه واقعا انقدر کم‌عقل باشه</i>

03:59.180 --> 04:01.980
<i>اصلا ارزش هم‌پیمان شدن نداره</i>

04:02.680 --> 04:04.750
شیرینی‌ها خیلی تردن ونمی‌ریزن

04:04.750 --> 04:07.000
مهارتت واقعا دیدنیه

04:07.000 --> 04:08.000
...فقط اینکه

04:09.140 --> 04:10.760
مدتیه دندونم درد می‌کنه

04:10.760 --> 04:12.290
شیرینی نمی‌تونم بخورم

04:15.800 --> 04:16.600
پس، خواهر

04:17.160 --> 04:18.620
بفرمایین یه کم چای میل کنین

04:32.110 --> 04:34.840
<i>به نظر میاد یه کم
ترفندهای حرفه‌ای سرش می‌شه</i>

04:34.870 --> 04:36.510
<i>ولی اگه همینطوری هی امتحانش کنم</i>

04:36.510 --> 04:37.970
<i>که تهش تمومی نداره، نه؟</i>

04:38.560 --> 04:40.159
<i>بهتره زودتر سمت خودم بکشونمش</i>

04:40.920 --> 04:42.310
امروز چه چیزی شما رو به اینجا کشونده

04:42.310 --> 04:43.240
خواهر؟

04:48.360 --> 04:49.290
خواهر عزیزم

04:49.830 --> 04:51.070
از کجا شروع کنم

04:51.070 --> 04:52.870
این همه لقب مثل همسر و صیغه

04:52.870 --> 04:54.590
آخرش همه‌اشون یه معنی دارن

04:54.590 --> 04:55.390
عالیجناب اگه بخواد

04:56.159 --> 04:58.040
امروز می‌تونه تو رو تا آسمان‌ها بکشونه

04:58.040 --> 04:59.800
و بعد فردا به ته جهنم پرتت کنه

04:59.800 --> 05:01.920
محبت و نفرتش فقط از روی هوسشه

05:01.920 --> 05:02.430
خواهر

05:02.830 --> 05:03.690
توی این قصر

05:04.330 --> 05:06.770
باید مواظب حرف زدنمون باشیم

05:07.510 --> 05:09.710
مطمئنم تو به کسی چیزی نمی‌گی، خواهر جونم

05:10.410 --> 05:12.070
توی همچین جایی، ما زن‌ها

05:12.560 --> 05:15.040
چیزی جز مهره‌های بازی نیستیم

05:15.040 --> 05:17.040
اگه حواسمون به همدیگه نباشه

05:17.190 --> 05:20.160
اون وقت عملا داریم طبق نقشه‌ی
اون مردهای عوضی بازی می‌کنیم

05:20.160 --> 05:21.510
<i>می‌خواد چیکار کنه؟</i>

05:21.920 --> 05:23.830
<i>یهویی اینطوری باهام صمیمی شده</i>

05:23.830 --> 05:25.240
<i>یعنی منظورم رو گرفته؟</i>

05:25.550 --> 05:27.610
<i>فکر می‌کردم خیلی واضح گفتم</i>

05:28.190 --> 05:29.040
<i>دختر جون</i>

05:29.560 --> 05:30.890
<i>این اداهای عاشقونه رو ول کن</i>

05:31.270 --> 05:32.270
<i>مردها رو بی‌خیال شو</i>

05:41.240 --> 05:41.830
می‌دونم

05:42.560 --> 05:43.820
هر کی بامش بیشتر، برفش هم بیشتر

05:44.120 --> 05:45.720
می‌فهمم یه لحظه

05:45.720 --> 05:46.950
احساساتی شدین، خواهر

05:47.510 --> 05:48.710
اون حرف‌هایی که زدین

05:48.830 --> 05:50.090
خیلی جدی حساب نمی‌شن

05:50.310 --> 05:51.570
چطور حساب نمی‌شن؟

05:53.580 --> 05:55.510
تازه من، یه سری شیرینی
لوبیای قرمز هم درست کردم

05:55.510 --> 05:56.640
الان می‌رم میارم

05:57.159 --> 05:59.290
...ولی هنوز حرفم تموم نشده بود

06:04.190 --> 06:05.790
همه‌ی زحمتم به باد رفت

06:10.160 --> 06:12.600
واقعا فقط یه کاراکتر دوبعدی بی‌مغزه

06:15.520 --> 06:18.380
هیچوقت از چارچوب
برنامه‌ریزی‌شده‌اش بیرون نمیاد

06:20.010 --> 06:23.100
...این صمیمیت یهویی هم

06:24.810 --> 06:25.740
چیزی جز

06:26.480 --> 06:30.280
تلاش برای خوابوندن دشمن
با یه حس امنیت الکی نیست

06:34.680 --> 06:37.080
خوشبختانه، من داستان اصلی رو خوندم

06:38.230 --> 06:38.830
بانوی من

06:40.720 --> 06:42.650
این هدیه‌ی متقابل شاهزاده دوانه

06:44.770 --> 06:45.940
قفل عشاق؟

07:01.800 --> 07:03.200
این‌ همه لاف زدم

07:04.560 --> 07:05.890
و آخرش هیچی نشد

07:07.800 --> 07:08.860
چقدر ضایع

07:10.510 --> 07:11.370
!علیاحضرت

07:12.160 --> 07:13.160
!علیاحضرت

07:14.120 --> 07:15.120
چه خبره؟

07:15.120 --> 07:16.780
!لطفا این کار رو نکنین، علیاحضرت

07:18.870 --> 07:19.930
چه اتفاقی افتاده؟

07:21.480 --> 07:22.340
!علیاحضرت

07:22.830 --> 07:24.120
!می‌دونم اشتباه کردم

07:24.800 --> 07:26.100
!بهم رحم کنین -
!زود باش -

07:26.100 --> 07:27.760
!بهم رحم کنین -
!بگیرش -

07:28.240 --> 07:28.840
!بگیرش

07:37.040 --> 07:37.900
!علیاحضرت

07:38.640 --> 07:40.360
!علیاحضرت، لطفا جونمون رو ببخشین

07:40.360 --> 07:42.040
!دیگه تکرار نمی‌کنم

07:42.190 --> 07:43.000
!بهم رحم کنین، علیاحضرت

07:43.000 --> 07:44.530
این شلوغ‌ کاری‌ها چیه؟

07:46.110 --> 07:46.620
عالیجناب

07:46.950 --> 07:47.430
من

07:47.600 --> 07:48.720
یه چیزی برای گزارش دارم

07:48.720 --> 07:49.720
!چطور جرات می‌کنی

07:50.170 --> 07:52.610
من اتفاقی دیدم که همسر یو

07:53.070 --> 07:54.200
...با یه مرد بود

07:55.330 --> 07:57.790
از هیکلش معلوم بود که یه نگهبانه

07:57.909 --> 07:59.710
وقتی گیرشون انداختم، فرار کرد

08:01.000 --> 08:02.930
من فقط از همسر یو سوال کردم

08:03.190 --> 08:04.990
و ایشون هم من رو هل دادن توی آب

08:06.430 --> 08:07.690
<i>!من اصلا نزدیکت نبودم</i>

08:08.410 --> 08:10.240
<i>این پاپوش خیلی واضح و مشخصه</i>

08:10.240 --> 08:13.560
!از عالیجناب تقاضای اجرای عدالت دارم

08:15.920 --> 08:17.600
پس اینطور بوده؟

08:20.120 --> 08:21.000
ببرینش

08:21.680 --> 08:22.190
بزنینش

08:24.800 --> 08:25.600
عالیجناب

08:25.800 --> 08:27.130
کی رو ببریم؟

08:32.039 --> 08:33.000
چرا من؟

08:33.090 --> 08:34.419
اون به من تهمت زده

08:34.789 --> 08:35.669
می‌تونم از علیاحضرت بپرسم

08:35.669 --> 08:37.480
که امروز به باغ گل‌ صدتومنی
رفته بودین یا نه

08:37.480 --> 08:38.280
نه، نرفتم

08:38.440 --> 08:42.370
پس لکه‌ی گل وی ‌زی روی لباستون برای چیه؟

08:43.150 --> 08:44.550
توی کل قصر

08:44.550 --> 08:46.030
گل وی ‌زی فقط، توی گوشه‌ی
خلوت جنوب‌غربی

08:46.030 --> 08:47.160
باغ گل صدتومنی رشد می‌کنه

08:47.270 --> 08:48.550
اگه علیاحضرت اونجا نبودن

08:48.550 --> 08:49.880
پس این لکه از کجا اومده؟

08:52.550 --> 08:53.350
!ببرینش

08:54.150 --> 08:55.150
!عالیجناب! عالیجناب

08:55.150 --> 08:56.600
!عالیجناب، من شاهد دارم

08:56.960 --> 08:57.390
کجاست؟

08:58.550 --> 08:59.480
...عالیجناب

08:59.660 --> 09:01.510
!هردوتاشون رو ببرین و بزنینشون

09:01.510 --> 09:02.200
!عالیجناب

09:02.200 --> 09:04.510
!راست می‌گم، عالیجناب

09:04.790 --> 09:07.440
!عالیجناب، من بی‌گناهم

09:07.960 --> 09:11.390
!عالیجناب، به جونم رحم کنین

09:12.270 --> 09:12.720
چی؟

09:13.200 --> 09:15.270
واقعا عالیجناب انقدر راحت
حرفش رو قبول کرد؟

09:15.270 --> 09:15.670
بله

09:16.150 --> 09:18.200
همه ‌چیز رو از پشت سنگ‌چین دیدم

09:18.200 --> 09:20.240
عالیجناب حتی از شاهد سوال هم نکردن

09:20.240 --> 09:21.900
همونجا دستور دادن که ببرنشون

09:21.910 --> 09:23.510
اسم من رو اصلا نیاورد؟

09:23.970 --> 09:24.480
نه

09:25.200 --> 09:27.200
ولی جواب‌هاش خیلی حساب‌شده بود

09:27.240 --> 09:29.120
فکر می‌کنی کی می‌خواسته برات پاپوش بدوزه؟

09:29.120 --> 09:30.630
به کسی شک داری، عزیزم؟

09:30.630 --> 09:32.080
هیچ ایده‌ای ندارم، عالیجناب

09:32.080 --> 09:33.410
واقعا هیچ ایده‌ای نداری؟

09:35.790 --> 09:37.720
عالیجناب هر روز کلی امور حکومتی دارن

09:37.720 --> 09:40.080
لازم نیست خودتون رو
درگیر این چیزهای جزئی کنین

09:40.080 --> 09:40.610
تازه

09:41.280 --> 09:42.060
من نمی‌خوام

09:42.060 --> 09:43.870
بین خواهرهای حرمسرا تفرقه بندازم

09:44.550 --> 09:45.410
هر کسی که بوده

09:46.020 --> 09:47.420
حالا که حقیقت روشن شده

09:48.120 --> 09:50.120
مطمئنم ته دلش پشیمونه

09:50.480 --> 09:51.280
عالیجناب

09:51.790 --> 09:53.590
لطفا یه فرصت دیگه بهش بدین

09:56.270 --> 09:57.360
خیلی ساده‌لوحه

09:59.000 --> 10:00.460
یا مدرک کم داره؟

10:01.870 --> 10:03.870
...یا نکنه حرف‌هاش واقعا راست بود

10:03.910 --> 10:05.570
توی اینجور جاها، ما زن‌ها

10:06.390 --> 10:08.790
چیزی جز مهره‌های بازی نیستیم

10:08.790 --> 10:10.790
اگه حواسمون به همدیگه نباشه

10:10.840 --> 10:14.370
اون وقت فقط طبق خواست
اون مردهای عوضی بازی می‌کنیم

10:15.480 --> 10:15.750
نه

10:16.440 --> 10:17.570
<i>محاله</i>

10:18.150 --> 10:20.030
<i>توی داستان اصلی، یو وان یین
همه‌ی صیغه‌ها رو</i>

10:20.030 --> 10:22.630
<i>پله‌ی موفقیت خودش می‌کرد</i>

10:23.080 --> 10:23.870
<i>حرف‌هاش</i>

10:24.910 --> 10:26.240
<i>اصلا قابل اعتماد نیست</i>

10:26.270 --> 10:30.050
(تالار یونگ یان)

10:41.120 --> 10:42.320
ببخشید، ببخشید

10:55.000 --> 10:55.510
خب

10:56.910 --> 10:58.370
...بذار از همین اول بگم

10:59.550 --> 11:02.080
چند روزه پشت سر هم همینجا می‌خوابم

11:02.080 --> 11:04.240
فقط برای اینکه بتونیم جلسه‌های راهبردی بذاریم

11:04.240 --> 11:06.030
بدون اینکه کسی مشکوک بشه

11:06.390 --> 11:07.550
آره، حتما

11:08.480 --> 11:11.010
لطفت شامل حالم شد

11:14.080 --> 11:15.120
اون شیه یونگ آر

11:16.630 --> 11:19.290
انگار واقعا با شاهزاده دوان جور شده

11:19.320 --> 11:21.250
پس نقشه‌ات برای جذبش شکست خورد، نه؟

11:26.790 --> 11:28.870
فقط نگران بودم قضیه رو به شاهزاده دوان بگه

11:28.870 --> 11:30.840
وگرنه، همون موقع بهش راست رومی‌گفتم

11:30.840 --> 11:32.200
ولی شیه یونگ آر

11:32.910 --> 11:35.840
انگار دور خودش یه دیوار احساسی بلند کشیده

11:37.150 --> 11:39.360
حتی اگه بهش بگم ما هر دو آدم واقعی هستیم

11:39.360 --> 11:40.760
شاید اصلا باور نکنه

11:40.960 --> 11:42.820
کی گفته هر دوتون آدم واقعی هستین؟

11:45.000 --> 11:45.480
تو واقعی هستی

11:47.510 --> 11:49.320
ولی اون فقط یه شخصیت دوبعدی توی کتابه

11:49.320 --> 11:51.450
شخصیت و طرز فکرش

11:51.550 --> 11:52.750
از قبل نوشته شده

11:53.240 --> 11:55.170
اگه الان بخوای بیاد سمت ما

11:55.870 --> 11:57.600
احتمالا خیلی سخته

11:59.630 --> 12:00.430
درسته

12:01.240 --> 12:02.700
چطور این رو نفهمیده بودم؟

12:04.000 --> 12:04.750
خوشبختانه

12:04.750 --> 12:06.960
تو توی کشوندن شو یائو سمت خودمون
خیلی خوب پیش رفتی

12:06.960 --> 12:07.600
معلومه

12:09.720 --> 12:10.850
شو یائو آدم باهوشیه

12:11.690 --> 12:13.320
قبلا فقط گول خورده بود

12:13.790 --> 12:15.450
وزیر ارشد شو یه زمانی می‌گفت

12:16.360 --> 12:18.360
برنده‌ی واقعی هر ماجرا"

12:19.390 --> 12:20.990
توی روندش پنهونه

12:21.780 --> 12:23.690
"ولی آخرش مشخص می‌شه

12:24.600 --> 12:27.630
بعضی وقت‌ها اگه ظاهر رو کنار بزنی و
به اصل ماجرا نگاه کنی

12:27.630 --> 12:28.480
همه چیز

12:29.650 --> 12:30.870
راحت حل می‌شه

12:33.030 --> 12:34.630
هر چند حرف‌هام

12:35.270 --> 12:36.390
شاید همون لحظه

12:36.390 --> 12:37.910
اون رو سمت ما نکشونه

12:39.210 --> 12:39.960
ولی حداقل

12:41.120 --> 12:42.630
یه بذر شک

12:43.080 --> 12:44.260
توی ذهنش کاشتم

12:52.120 --> 12:53.320
<i>شو یائو، آه شو یائو</i>

12:54.270 --> 12:55.240
<i>بیچاره، حتی امروز هم</i>

12:55.240 --> 12:58.500
<i>فکر می‌کنی اون عوضی پدرت رو کشته</i>

12:58.790 --> 13:00.200
<i>کی بود که همه چیز رو
از قبل پیش‌بینی کرد و</i>

13:00.790 --> 13:02.000
<i>جونت رو نجات داد؟</i>

13:02.750 --> 13:04.610
<i>و کی تو رو با یه قیافه‌ی مثلا دلسوز</i>

13:04.960 --> 13:07.020
<i>به عنوان سگ نگهبان کنار خودش نگه داشت؟</i>

13:15.320 --> 13:16.320
خوبه، خوبه

13:16.910 --> 13:18.570
بیا با همین سرعت ادامه بدیم

13:19.270 --> 13:22.470
این چند روزه مغزم رو به کار انداختم تا یادم بیاد

13:23.790 --> 13:25.390
بین مقام رسمی‌های دربارت

13:25.550 --> 13:27.119
هفتاد درصدشون طرفدار ملکه‌ی مادرن و

13:27.120 --> 13:29.079
سی درصد بقیه، طرف شاهزاده دوان

13:29.080 --> 13:30.240
ملکه‌ی مادر خیلی قدرتمنده

13:30.240 --> 13:31.790
اقوام همسرش دربار رو
تحت کنترل دارن و

13:31.790 --> 13:34.359
بیشتر مقامات رسمی کشوری رو
با خودشون همراه کردن

13:34.360 --> 13:37.170
مقامات رسمی نظامی که مدت‌ها
تحت فشار جناح ملکه‌ی مادر بودن

13:37.170 --> 13:39.550
بی‌سروصدا به شاهزاده دوان وفادار شدن

13:39.550 --> 13:41.610
پس مهم‌ترین کاری که الان باید بکنیم

13:41.710 --> 13:43.510
اینه که بندازیمشون به جون هم

13:44.270 --> 13:46.000
در هر صورت ما چیزی
برای از دست دادن نداریم

13:46.390 --> 13:47.850
می‌تونیم راحت بینشون تفرقه بندازیم

13:48.200 --> 13:48.790
اگه بشه

13:49.550 --> 13:52.240
انقدر تحریکشون کنیم
که تا پای مرگ به جون هم بیفتن

13:52.240 --> 13:54.300
فقط توی این آشوب می‌تونیم زنده بمونیم

13:55.750 --> 13:57.880
...ولی اینکه دقیقا چطور انجامش بدیم

13:59.670 --> 14:00.600
فی‌البداهه جلو می‌رم

14:08.630 --> 14:09.190
وای نه

14:09.350 --> 14:11.280
یهو یه چیزی یادم اومد

14:22.640 --> 14:24.270
(خشکسالی)

14:24.270 --> 14:24.800
خشکسالی؟

14:24.960 --> 14:27.160
بزرگ‌ترین جرقه‌ی سقوطت

14:28.360 --> 14:29.510
یه خشکسالی بود

14:32.720 --> 14:33.360
کِی؟

14:34.390 --> 14:34.990
سال بعد؟

14:35.600 --> 14:36.600
یا دو سال دیگه؟

14:37.950 --> 14:39.790
د... درست یادم نمیاد

14:40.750 --> 14:41.630
فکر کنم

14:42.750 --> 14:45.120
حدود دو‌ سوم از آخرای کتاب بود

14:48.550 --> 14:49.950
وقتی خشکسالی اومد

14:50.720 --> 14:52.380
خزانه‌ی کشور خالی شد و

14:52.790 --> 14:54.790
مردم بدبخت و بی‌چیز شدن

14:54.920 --> 14:56.600
خیلی‌ها توی کل کشور از گرسنگی مردن

14:56.600 --> 14:57.960
...هرج‌ومرج همه جا رو گرفت و

14:57.960 --> 14:59.390
بعدش تو ترور شدی

14:59.390 --> 15:00.590
کی می‌خواست ترورم کنه؟

15:00.750 --> 15:01.810
کِی این اتفاق افتاد؟

15:02.420 --> 15:03.880
این یکی رو دقیق یادمه

15:04.030 --> 15:04.960
حدودا

15:05.320 --> 15:06.910
ده یا دوازده صفحه‌ی آخر کتاب بود

15:06.910 --> 15:08.440
نمی‌تونی یه چیز واقعا
به دردبخور یادت بیاد؟

15:08.440 --> 15:10.900
همین هم از هیچی بهتره، نه؟

15:11.200 --> 15:11.960
در هر حال

15:12.480 --> 15:13.810
بعد از اینکه آسیب دیدی

15:14.000 --> 15:16.440
شاهزاده دوان به بهانه‌ی محافظت
ازت وارد قصر شد

15:16.440 --> 15:17.860
ولی زخم‌هات کشنده بود و

15:17.860 --> 15:19.520
مقامات رسمی درخواست دادن که

15:20.000 --> 15:22.730
برای حفظ ثبات ایالت اون امپراتور بشه

15:24.360 --> 15:26.150
اون توی اوج بحران به تخت نشست

15:26.150 --> 15:27.280
خیلی سخت کار کرد و

15:28.310 --> 15:29.550
در نهایت

15:29.550 --> 15:30.720
به یه امپراتور بزرگ تبدیل شد

15:31.320 --> 15:32.550
حالا فهمیدم

15:34.440 --> 15:36.170
وقتی کتاب رو می‌خوندی

15:37.910 --> 15:39.480
طرف شاهزاده دوان بودی

15:41.670 --> 15:44.670
همه چیز به زاویه دید بستگی داره
زاویه دیدت جایگاهت رو مشخص می‌کنه

15:44.670 --> 15:47.080
از همین الان می‌تونیم دنبال
محصولات مقاوم به خشکسالی بگردیم و

15:47.080 --> 15:49.880
یه راهی پیدا کنیم که کشت گسترده بشن

15:50.240 --> 15:51.100
به هر قیمتی که شده

15:51.480 --> 15:53.120
باید از ریشه جلوش رو بگیریم تا

15:53.120 --> 15:54.580
جلوی این فاجعه رو بگیریم

15:55.320 --> 15:57.050
تا به مردم این کشور کمک کنیم

15:57.240 --> 15:58.240
قحطی نکشن و

15:58.960 --> 16:00.760
سالم این خشکسالی رو پشت سر بذارن

16:01.550 --> 16:02.210
...و بعدش

16:02.790 --> 16:04.250
یه مشت به ملکه‌ی مادر و

16:04.270 --> 16:05.470
!یه لگد هم به شاهزاده دوان بزنیم

16:05.510 --> 16:06.480
و آخرش من و تو

16:07.240 --> 16:08.640
برنده‌ی نهایی بشیم

16:10.600 --> 16:12.790
حتی اگه سرنوشتمون
از قبل توی کتاب نوشته شده باشه

16:12.790 --> 16:14.850
...باز هم باید زندگیش کنیم
...صفحه به صفحه

16:16.360 --> 16:18.000
تا آخرش

16:25.240 --> 16:27.170
!ژنرال لو برگشت دربار

16:29.030 --> 16:31.360
!ارتش مرکزی پیروز برگشته

16:31.360 --> 16:32.790
!ببینین! ارتش مرکزی برگشته

16:32.790 --> 16:34.120
!ژنرال لو برگشته دربار

16:34.120 --> 16:35.560
!ارتش مرکزی برگشته -
!عالیه -

16:35.560 --> 16:36.550
(ژنرال لو)

16:36.550 --> 16:37.810
!زنده‌باد ژنرال لو

16:37.920 --> 16:39.280
!زنده‌باد ایالت بزرگ شیا

16:39.600 --> 16:42.000
!ارتش مرکزی پیروز برگشت

16:43.720 --> 16:44.790
!ژنرال لو

16:46.080 --> 16:47.740
همونی شد که از ژنرال لو انتظار می‌رفت

16:47.840 --> 16:50.100
نیروهای ایالت یان مهاجم رو سیصد لی عقب روند

16:50.100 --> 16:51.430
(یانگ دو جیه)

16:51.430 --> 16:53.160
بالاخره، یه خبر دلگرم‌کننده

16:53.840 --> 16:55.550
توی این دربار شلوغ شنیدیم

16:56.120 --> 16:56.840
این روزها

16:57.269 --> 16:59.000
(لی یون شی)

16:57.270 --> 16:59.000
فقط همین مقامات رسمی نظامی هستن که

16:59.200 --> 17:00.660
دارن با جون و دل کار می‌کنن

17:01.000 --> 17:01.960
ولی شنیدم که

17:02.360 --> 17:04.160
شاهزاده دوان قبلا توی
خط مقدم خدمت کرده و

17:04.160 --> 17:06.109
دوشادوش سربازها
مرگ و زندگی رو با هم دیده

17:06.109 --> 17:07.829
توی جنگ هم شجاعتش رو ثابت کرده

17:07.829 --> 17:09.349
شاهزاده دوان واقعا استعداد کمیابیه

17:09.349 --> 17:11.480
هم توی سیاست، هم توی جنگ

17:11.720 --> 17:12.849
...اگه بتونه توی دربار بیشتر پیشرفت کنه

17:12.849 --> 17:13.790
(آر لان)

17:13.790 --> 17:15.270
دیوار موش داره، موش هم گوش داره

17:15.270 --> 17:17.349
به هر دوتون توصیه می‌کنم
سنجیده حرف بزنین

17:17.349 --> 17:18.680
ولی اینا واقعیته

17:20.510 --> 17:21.030
برادر آر لان

17:22.030 --> 17:23.560
خیلی زیادی محتاطی

17:29.180 --> 17:32.490
ژنرال لو، شما نیروهای یان رو
سیصد لی عقب رونده و

17:33.960 --> 17:36.160
...توی جون قبیله‌های بیگانه، ترس انداخته

17:36.640 --> 17:38.900
این واقعا قدرت ایالت بزرگ شیا رو نشون می‌ده

17:39.240 --> 17:41.270
لایق این همه تعریف نیستم، عالیجناب

17:41.270 --> 17:43.130
شنیدم شما، ژنرال لو

17:43.590 --> 17:45.920
خیلی هوای برادرم رو داشتین

17:49.070 --> 17:49.550
من

17:50.920 --> 17:52.320
فقط وظیفه‌ام رو انجام دادم

17:53.110 --> 17:54.770
چه پاداشی باید بهت بدم؟

17:58.030 --> 17:59.880
عالیجناب، باید یه چیزی رو گزارش بدم

17:59.880 --> 18:00.370
چند روز پیش ژنرال لو
برای گرفتن آذوقه اومدن

18:00.370 --> 18:01.480
(چن دا سوی)

18:01.480 --> 18:04.510
ولی به دلایلی مقدارش
بیست درصد بیشتر از سال‌های قبل بود

18:04.510 --> 18:06.310
امسال توی بیشتر مناطق محصولات کم بوده و

18:06.310 --> 18:08.880
بخش عمده‌ی غله‌ی خزانه
صرف امدادرسانی شده

18:08.880 --> 18:11.920
این درخواست یهویی و بیش از حد ژنرال لو

18:11.920 --> 18:14.440
واقعا ما رو غافلگیر کرده

18:15.790 --> 18:16.590
عالیجناب

18:16.680 --> 18:18.350
با اینکه تعداد نیروها یکیه

18:18.350 --> 18:21.610
ارتش مرکزی همیشه
بیشترین آذوقه رو مصرف می‌کنه

18:21.750 --> 18:24.150
امیدوارم شما منصفانه قضاوت کنین

18:26.750 --> 18:29.410
برادر، تو هم یه زمانی توی مرز خدمت کردی

18:29.480 --> 18:31.080
نظرت درباره‌ی این چیه؟

18:32.150 --> 18:33.880
حالا که ذخیره‌ی غله‌امون کمه و

18:33.880 --> 18:35.640
عالیجناب انقدر دل‌نگران مردمن

18:35.640 --> 18:36.700
طبیعتا همه‌ی نیروهای اصلی

18:36.750 --> 18:38.640
باید بارِ عالیجناب رو سبک کنن

18:38.640 --> 18:40.350
ضمن اینکه، لطف عالیجناب بی‌حد و مرزه و

18:40.350 --> 18:41.410
شامل همه می‌شه

18:41.720 --> 18:43.670
این کم کردن آذوقه‌ی ارتش

18:43.670 --> 18:46.000
در اصل به نفع مردمه

18:46.550 --> 18:47.200
من مطمئنم

18:48.510 --> 18:50.270
تک‌تک سربازهای ارتش مرکزی

18:50.270 --> 18:51.310
درک می‌کنن که

18:51.730 --> 18:53.530
نیت عالیجناب خیرخواهانه‌ست و

18:54.550 --> 18:55.550
حتما می‌تونن

18:55.880 --> 18:57.480
یه کم کوتاه بیان

19:10.680 --> 19:12.210
راستش اصلا نمی‌فهمم

19:12.930 --> 19:15.880
آذوقه‌ی ارتش هر سال همین بوده

19:15.880 --> 19:18.480
چطور شده که امسال یهویی کم اومده؟

19:19.200 --> 19:19.960
نکنه

19:20.910 --> 19:23.310
زندگی لب مرز انقدر راحت شده

19:23.310 --> 19:24.200
که همه

19:24.910 --> 19:25.830
چاق و چله شدن؟

19:27.540 --> 19:30.750
نگرانم فقط جیب خودشون رو
پر کرده باشن، نکردن؟

19:30.750 --> 19:31.550
!عالیجناب

19:32.030 --> 19:33.750
اجازه بدین چیزی تقدیم کنم

19:33.750 --> 19:34.920
تا عالیجناب ببینن

19:34.920 --> 19:36.800
سربازهای ما هر روز چی می‌خورن

19:37.270 --> 19:37.930
!بیارینش داخل

19:47.760 --> 19:50.240
این آذوقه‌ایه که وزارت دارایی فرستاده

19:50.240 --> 19:51.840
نصفش شن و سنگریزه‌ست

19:51.840 --> 19:53.700
این اصلا به درد خوردن آدم می‌خوره؟

19:54.310 --> 19:54.920
!چرند نگو

19:55.800 --> 19:57.270
کی می‌دونه این برنج قهوه‌ای
رو از کجا آوردی؟

19:57.270 --> 20:00.310
حالا هم جرات کردی حقیقت رو تحریف کنی
!و عالیجناب رو فریب بدی

20:00.310 --> 20:03.160
عالیجناب آدم ساده‌ای نیستن
فکر کردی حرفت رو باور می‌کنن؟

20:03.160 --> 20:05.520
خودتون شن و سنگ قاطی کردین که
!عالیجناب رو گول بزنین

20:05.520 --> 20:07.350
!این جرم فریب امپراتوره

20:07.350 --> 20:08.720
همه‌اتون خوب می‌دونین

20:08.720 --> 20:10.110
!کی شن و سنگ قاطی کرده

20:10.110 --> 20:11.680
ما کل سال لب مرز نگهبانی می‌دیم

20:11.680 --> 20:13.750
!فقط شماها وقت این کارها رو دارین

20:13.750 --> 20:15.280
!این دیگه کاملا مزخرفه

20:15.719 --> 20:17.139
(استاد بزرگ وی)

20:15.720 --> 20:17.140
پس چرا دوتا ارتش دیگه چیزی نگفتن؟

20:17.240 --> 20:18.170
از کجا بدونیم

20:18.200 --> 20:19.830
شاید اینجور آذوقه رو

20:19.830 --> 20:20.750
فقط به ارتش مرکزی دادین؟

20:20.750 --> 20:21.720
!مزخرفه

20:22.240 --> 20:23.300
بدون مدرک

20:23.440 --> 20:24.960
!این فقط تهمته

20:25.790 --> 20:26.320
!تهمته

20:26.550 --> 20:27.160
!چرند محضه

20:28.400 --> 20:29.960
به شوخی گرفتن آذوقه‌ی ارتش

20:29.960 --> 20:32.560
!یعنی به شوخی گرفتن جون سربازهامون

20:33.000 --> 20:34.750
ما هر سال جونمون رو
!کف دستمون می‌ذاریم و می‌جنگیم

20:34.750 --> 20:35.440
!بسه

20:38.180 --> 20:39.580
(سائو آن)

21:30.110 --> 21:30.640
...عالیج

21:31.070 --> 21:31.870
!عالیجناب

21:32.000 --> 21:32.460
...این

21:35.270 --> 21:36.070
!عالیجناب

21:36.510 --> 21:39.040
عالیجناب، این کار برای چیه؟ -
!همونجا وایسا -

21:40.680 --> 21:41.440
!عالیجناب

21:41.440 --> 21:42.590
ا... این کار برای چیه؟

21:43.250 --> 21:43.850
...من

21:43.880 --> 21:45.790
!من وزیر دارایی‌ام عالیجناب

21:45.790 --> 21:46.720
!چن دا سوی‌ام

21:47.830 --> 21:48.630
!عالیجناب

21:49.510 --> 21:52.170
می‌شه بگین این کار برای چیه؟

21:52.400 --> 21:53.070
!عالیجناب

21:53.070 --> 21:53.350
زود

21:53.639 --> 21:54.720
(جیا جونگ)

21:53.640 --> 21:54.720
!زود نگهش دارین

21:54.720 --> 21:55.720
!گفتم همونجا وایسا

21:56.350 --> 21:57.070
!عالیجناب

21:57.070 --> 21:57.830
!عالیجناب

21:57.830 --> 21:59.720
!عالیجناب، من رو نکشین! عالیجناب

21:59.720 --> 22:00.520
!عالیجناب

22:01.350 --> 22:02.150
!عالیجناب

22:05.400 --> 22:06.110
چی شد؟

22:07.510 --> 22:09.570
منتظرین خودم دست به کار بشم؟

22:12.570 --> 22:22.570
ترجمه‌ی اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡
♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو کاملا غیراخلاقی می‌باشد

22:25.430 --> 22:27.640
خیلی بلند می‌خندید

22:32.460 --> 22:33.020
تو

22:36.670 --> 22:39.550
خودت برو آذوقه رو از
وزارت دارایی تحویل بگیر

22:39.550 --> 22:40.950
اطاعت، عالیجناب

22:49.520 --> 22:51.160
(عمارت شاهزاده دوان)

22:51.160 --> 22:53.020
قشقرق امروز عالیجناب

22:53.550 --> 22:54.810
واقعا تصادفی بود؟

22:55.160 --> 22:58.160
چه تصادفی بوده باشه چه نه

22:59.350 --> 23:01.590
حالا که وزیر دارایی مُرده

23:01.880 --> 23:02.790
جناح ملکه‌ی مادر

23:02.790 --> 23:05.270
حتما این رو میندازن گردن ما

23:06.440 --> 23:09.440
عالیجناب همیشه بی‌قاعده عمل می‌کنن

23:09.510 --> 23:12.000
اگه واقعا دیوونه شده باشن
اصلا عجیب نیست

23:12.000 --> 23:13.200
فقط می‌ترسم

23:13.510 --> 23:17.040
ملکه‌ی مادر از این بهونه استفاده کنه
و سر ما خالیش کنه

23:18.510 --> 23:20.310
حتی بدون اتفاق امروز هم

23:20.350 --> 23:22.160
ملکه‌ی مادر همیشه دنبال گیر دادن به ماست

23:22.160 --> 23:23.090
حداقل فعلا

23:23.440 --> 23:26.100
...سربازهای ارتش مرکزی شکمشون سیر می‌شه

23:26.240 --> 23:28.240
این خودش جای خوشحالی داره

23:29.170 --> 23:31.170
ولی اگه شکمشون سیر باشه

23:32.430 --> 23:34.230
کی دیگه از عالیجناب بدش میاد؟

23:34.920 --> 23:35.480
دقیقا

23:36.120 --> 23:38.380
دیدین امروز ژنرال لو چقدر خوشحال بود؟

23:38.400 --> 23:39.638
انگار یادش رفته

23:39.639 --> 23:40.900
(وو جیا دونگ)

23:39.640 --> 23:40.900
کی گذاشت

23:40.980 --> 23:42.590
جناح ملکه‌ی مادر

23:42.960 --> 23:45.240
اوضاع رو به اینجا بکشونه

23:45.240 --> 23:47.070
ارتش مرکزی شجاعانه جنگیدن

23:47.070 --> 23:49.000
با جون خودشون جلوی دشمن ایستادن

23:49.000 --> 23:50.530
و تازه، پیروز هم شدن

23:50.880 --> 23:52.350
هر چقدر هم دعوای سیاسی شدید باشه

23:52.350 --> 23:54.680
نباید ازشون مهره‌ی بازی بسازن

23:54.750 --> 23:56.480
فعلا ایالت یان رو شکست دادیم

23:56.480 --> 23:58.210
ولی اگه دل سربازها رو سرد کنیم

23:58.910 --> 24:01.570
بعد کی جلوی ایالت‌های چیانگ و

24:02.070 --> 24:03.250
شو می‌ایسته؟

24:03.790 --> 24:05.190
راستگوییت

24:06.680 --> 24:07.830
باعث خجالتم شد

24:09.350 --> 24:11.280
این حرف رو نزنین

24:11.450 --> 24:13.650
اعلی‌حضرت از قبل آذوقه آماده کرده بودن

24:13.650 --> 24:15.710
که مخفیانه به ارتش مرکزی برسونن

24:16.480 --> 24:19.240
اینجوری سربازها شکمشون سیر می‌شه

24:19.590 --> 24:22.400
و در عوض، اعتبار عالیجناب
...توی ارتش از بین می‌رفت

24:23.270 --> 24:25.510
یه نقشه‌ی بی‌نقصه

24:25.960 --> 24:28.030
تنها ایرادش این بود که

24:28.510 --> 24:29.640
هیچکس فکرش رو نمی‌کرد

24:30.070 --> 24:32.350
امپراتور مجنون، همه‌ چیز رو به‌ هم بزنه

24:32.610 --> 24:34.540
برنده‌ی واقعی هر ماجرا

24:34.880 --> 24:36.480
توی روندش پنهونه

24:36.490 --> 24:38.300
ولی آخرش مشخص می‌شه

24:43.490 --> 24:44.350
اعلی‌حضرت

24:44.750 --> 24:46.950
من یه کم قبل، عجولانه و بی‌ادبانه حرف زدم

24:47.200 --> 24:48.270
ببخشید

24:49.030 --> 24:50.310
لازم نیست عذرخواهی کنی

24:51.350 --> 24:53.550
من دقیقا همین حقیقت رو می‌خوام بشنوم

24:53.790 --> 24:55.200
ولی الان درباره‌یِ

24:55.200 --> 24:57.660
رفتار عجیب عالیجناب چیزی نگفتی

24:59.270 --> 25:01.350
می‌شه الان نظرت رو بگی؟

25:01.350 --> 25:02.010
عالیجناب

25:03.000 --> 25:05.460
این اواخر خیلی متفاوت رفتار می‌کنن

25:05.590 --> 25:06.190
نکنه

25:06.790 --> 25:09.320
یه مشاور کاربلد کنار دستشونه؟

25:11.720 --> 25:14.180
ولی خبرچین‌های قصر گزارشی ندادن که

25:15.110 --> 25:18.170
عالیجناب این اواخر با کسی
زیاد رفت‌وآمد داشته باشن

25:19.750 --> 25:22.068
کسی که بهش نزدیک باشه؟

25:22.069 --> 25:23.680
(فان که)

25:22.070 --> 25:23.680
یه نفر به ذهنم می‌رسه

25:24.030 --> 25:24.650
کی؟

25:24.680 --> 25:26.480
اون همسر شیطانی، یو وان یین

25:34.510 --> 25:35.240
!اون شیطان یالغور

25:35.830 --> 25:37.030
!یه شیطان تمام‌عیاره

25:38.030 --> 25:39.360
هر کاری هم که بکنه

25:39.880 --> 25:41.080
!باز هم همونه

25:42.030 --> 25:44.180
نه‌ تنها خودش رو کامل کنار کشید

25:44.180 --> 25:45.110
بلکه حتی گفت

25:45.510 --> 25:46.240
سربازها

25:46.830 --> 25:49.160
همه از زحمت‌های امپراتور قدردانی کردن

25:49.590 --> 25:50.790
با یه جمله

25:51.440 --> 25:52.550
هم ثابت کرد جناح ملکه‌ی مادر

25:52.550 --> 25:54.750
توی آذوقه‌ی ارتش سخت‌گیری کرده

25:54.830 --> 25:56.760
و هم من رو کشید وسط ماجرا

25:56.830 --> 25:58.760
انگار دستورش از طرف من بوده

25:59.350 --> 26:00.880
از همه حرص‌درارتر اینه که

26:01.000 --> 26:02.130
از بیرون که نگاه کنی

26:02.270 --> 26:04.130
هیچ ایرادی هم نمی‌تونی بهش بگیری

26:05.750 --> 26:06.920
واقع آدم رو دیوونه می‌کنه

26:06.920 --> 26:09.350
اگه این همه موذی و حسابگر نبود
چطور می‌تونست توی رمان

26:09.480 --> 26:11.370
یه دستِ داغون رو به برد تبدیل کنه؟

26:11.370 --> 26:11.970
برای همینه که

26:12.440 --> 26:14.240
تو باید از اون هم بی‌رحم‌تر باشی

26:14.240 --> 26:15.040
!شاه برگ

26:16.350 --> 26:17.410
من بهش نمی‌رسم

26:18.400 --> 26:19.350
با این حال

26:20.070 --> 26:21.440
این حرکتت که یهو دیوونه شدی

26:21.440 --> 26:23.480
و وزیر دارایی رو از سر راه برداشتی

26:23.480 --> 26:24.810
خیلی هم زیرکانه نبود

26:24.830 --> 26:26.510
نمی‌ترسی بیان سراغت؟

26:26.510 --> 26:28.030
از چی بترسم؟

26:28.030 --> 26:29.890
من که به هر حال امپراتور مجنونم

26:29.920 --> 26:31.800
هر سه روز یه دیوونگی کوچیک
هر پنج روز یه بزرگ

26:31.800 --> 26:34.240
اگه دیوونه‌بازی درنیارم عجیب می‌شه

26:34.240 --> 26:34.770
تازه

26:35.550 --> 26:36.830
شاهزاده دوان و ملکه‌ی مادر

26:36.830 --> 26:38.880
الان درگیر نقشه بعدیشونن

26:38.880 --> 26:39.960
وقت ندارن به من

26:39.960 --> 26:41.560
یه امپراتور عروسکی بی‌قدرت، توجه کنن

26:42.160 --> 26:42.890
درسته

26:44.240 --> 26:45.200
سه

26:45.640 --> 26:46.970
من چهار میندازم روش

26:47.750 --> 26:49.510
الان باید شو یائو

26:49.530 --> 26:51.990
در حال بررسی ماجرای اون سال‌ها باشه، نه؟

26:52.110 --> 26:52.970
فقط حیف که

26:53.480 --> 26:56.160
ظاهرا مدرکی علیه شاهزاده دوان نیست

26:56.160 --> 26:57.510
مدرک چیزیه که

26:57.920 --> 26:59.270
می‌شه ساختش

27:03.270 --> 27:06.670
مگه نفرستاده بودی برن وزیر ارشد شو رو بیارن؟

27:06.680 --> 27:07.790
توی راه برگشت

27:08.480 --> 27:10.480
عمدا چندتا سوتی بده

27:10.480 --> 27:11.540
که فکر کنه

27:11.880 --> 27:13.740
اطلاعات لو رفته

27:14.750 --> 27:15.750
بعدش یکی رو می‌فرستیم

27:17.000 --> 27:18.460
پدرش رو به قتل برسونن

27:19.640 --> 27:21.960
و بندازن گردن شاهزاده دوان

27:23.550 --> 27:24.950
بعدش هم آدم‌های خودت

27:25.350 --> 27:26.590
توی اوج ناامیدی

27:27.000 --> 27:29.400
از مرگ حتمی نجاتش بدن

27:30.110 --> 27:32.510
بعد هم، شو یائو از شدت
قدردانی ذوب می‌شه

27:32.750 --> 27:33.720
و از اون به بعد

27:34.590 --> 27:36.350
می‌شه آدم ما

27:44.480 --> 27:46.070
کاش به همین راحتی بود

27:46.070 --> 27:47.400
داشتم با خودم بلندبلند فکر می‌کردم

27:47.680 --> 27:49.880
نمی‌شه یه کم خیال‌پردازی
سرگرم‌کننده داشته باشیم؟

27:52.440 --> 27:54.170
بیا مرحله‌ به ‌مرحله پیش بریم

27:54.680 --> 27:55.960
مگه قبلا درباره‌ی جلوگیری از

27:56.510 --> 27:58.000
خشکسالی صحبت نکرده بودیم؟

27:58.000 --> 27:59.270
می‌خوام برم کتابخونه و

27:59.270 --> 28:01.110
و منابع مربوط به محصولات
مقاوم به خشکسالی رو ببینم

28:01.110 --> 28:01.770
بفرما برو

28:02.640 --> 28:04.200
کتابخونه مجموعه‌ی بزرگی داره

28:04.200 --> 28:06.000
اون منابع، راحت پیدا نمی‌شن

28:06.000 --> 28:06.640
!من بردم

28:08.200 --> 28:09.510
این فقط یه جست‌وجوی ساده‌ست

28:09.510 --> 28:11.030
توانایی‌های یه کارکشته‌ی خسته

28:11.031 --> 28:12.030
از کارهای اداری مثل من رو، دست‌ کم نگیر

28:35.480 --> 28:38.280
این حروف سنتی خیلی سخت خونده می‌شن

28:40.000 --> 28:41.720
قواعد خوشنویسی توی زمان‌های قدیم

28:41.720 --> 28:44.180
کاملا با امروز فرق داشته

28:47.550 --> 28:49.080
اعلی‌حضرت شاهزاده دوان

28:52.480 --> 28:53.340
اعلی‌حضرت

28:55.490 --> 28:56.380
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

29:05.070 --> 29:05.550
جناب شو

29:05.960 --> 29:06.880
جناب شو؟

29:07.310 --> 29:08.270
بیاین جدا جدا بگردیم

29:08.270 --> 29:08.880
شو یائو؟

29:08.920 --> 29:09.270
باشه

29:12.310 --> 29:13.510
<i>هنوز مطمئن نیستم که</i>

29:13.880 --> 29:16.160
<i>این شاهزاده دوان، همون شخصیت اصلی باشه</i>

29:16.160 --> 29:17.030
<i>محض احتیاط</i>

29:17.550 --> 29:19.350
<i>باید متن اصلی رو به یاد بیارم</i>

29:19.350 --> 29:20.550
<i>...متن اصلی</i>

29:26.750 --> 29:27.350
<i>آها، یادم اومد</i>

29:28.030 --> 29:29.750
<i>قبل از اینکه یو وان‌ یین وارد قصر بشه</i>

29:29.750 --> 29:31.350
<i>یه بار شاهزاده دوان رو دیده بود</i>

29:31.880 --> 29:33.790
<i>یو وان ‌یین توی همون نگاه اول عاشق شد و</i>

29:33.790 --> 29:35.990
<i>بعد از برگشتن به خونه دلتنگش بود</i>

29:36.240 --> 29:38.830
<i>بعدها هم یو وان ‌یین به اجبار خانواده
با دلخوری وارد قصر شد</i>

29:38.830 --> 29:41.360
<i>و این عشق یه ‌طرفه تا آخر ادامه داشت</i>

29:41.510 --> 29:42.950
<i>پس یه جور دلدادگی قایمکی بوده</i>

29:42.950 --> 29:44.680
<i>...دلدادگی قایمکی، دلدادگی قایمکی</i>

29:53.830 --> 29:54.490
اون کجاست؟

29:55.600 --> 29:57.060
علیاحضرت همسر یو؟

30:04.280 --> 30:05.810
اعلی‌حضرت شاهزاده دوان؟

30:07.800 --> 30:09.600
چه چیزی شما رو به اینجا کشونده؟

30:10.070 --> 30:11.530
دنبال یه کتاب می‌گشتم

30:12.010 --> 30:13.740
اما نتونستم پیداش کنم

30:14.350 --> 30:16.160
ممکنه اون رو اشتباه یادم مونده باشه

30:16.160 --> 30:17.220
<i>آره، نقش بازی کن</i>

30:17.350 --> 30:18.680
<i>یالا، ادامه بده</i>

30:19.210 --> 30:19.760
خب

30:20.750 --> 30:22.510
دنبال چه کتابی‌این؟

30:22.510 --> 30:24.040
می‌تونم کمکتون کنم با هم دنبالش بگردیم

30:24.440 --> 30:26.300
پس مزاحمتون می‌شم، علیاحضرت

30:26.480 --> 30:27.480
اسم کتاب

30:28.240 --> 30:30.100
داستان‌های اساطیری کوه‌ها و دریاها"ست"

30:30.160 --> 30:32.270
داخلش موجودات نادر و عجیبی زیاد داره

30:32.270 --> 30:33.000
که یکیشون

30:34.110 --> 30:35.170
جو لونگه

30:36.140 --> 30:38.800
می‌تونه آزادانه بین دنیاهای مختلف رفت‌وآمد کنه

30:40.510 --> 30:41.920
خیلی کنجکاوم و

30:42.680 --> 30:44.140
می‌خوام پیداش کنم و بخونمش

30:44.310 --> 30:46.240
<i>"کدوم "داستان‌های اساطیری کوه‌ها و دریاها؟</i>

30:46.240 --> 30:47.160
<i>این همه حرف</i>

30:48.030 --> 30:49.690
<i>فقط برای امتحان کردن من بود، نه؟</i>

30:51.000 --> 30:53.000
چند روز پیش توی ضیافت قصر هم

30:54.690 --> 30:57.420
علیاحضرت همینطور توی فکر فرو رفته بودن

30:58.960 --> 31:00.000
انگار ذهنتون درگیر و

31:00.880 --> 31:02.410
پر از تردید بود

31:04.910 --> 31:06.510
اسمش رو تردید نمی‌ذارم

31:07.920 --> 31:09.120
فقط اصلا انتظار نداشتم

31:10.240 --> 31:13.070
اون مردی که توی بازار جشنواره‌ی فانوس‌ها دیدم

31:13.070 --> 31:15.550
در واقع همون شاهزاده دوان معروف باشه

31:15.550 --> 31:17.480
اون روز یه ماموریت رسمی داشتم

31:17.510 --> 31:19.370
و نمی‌تونستم هویتم رو فاش کنم

31:19.880 --> 31:21.590
امیدوارم علیاحضرت ناراحت نشده باشن

31:21.590 --> 31:22.480
می‌فهمم

31:23.240 --> 31:25.160
اون روز هر دومون ناشناس بیرون اومده بودیم

31:25.160 --> 31:27.490
طبیعیه که نتونیم بابتش سر و صدا راه بندازیم

31:31.590 --> 31:33.700
<i>حالا جزئیات اولین دیدارمون
کاملا جور درمیاد، درسته؟</i>

31:33.700 --> 31:37.310
(دور اول)
(1:0)

31:37.310 --> 31:39.910
مدتیه توی قصر از اخبار دور بودم

31:39.920 --> 31:42.240
نمی‌دونم اوضاع خونه چطوره

31:44.030 --> 31:46.290
چند روز پیش پدرتون رو دیدم

31:46.480 --> 31:47.200
وزیر یو

31:48.000 --> 31:49.330
در سلامت کاملن

31:51.200 --> 31:53.200
حتی به آیین چای هم روی آوردن

31:53.400 --> 31:54.200
آیین چای؟

31:55.270 --> 31:57.000
<i>پدرم توی داستان اصلی</i>

31:57.030 --> 31:58.560
<i>اصلا انقدر ظریف‌طبع نبود</i>

31:59.680 --> 32:00.030
تازه

32:00.440 --> 32:02.240
یاد گرفتن ورق هم بازی کنن

32:03.070 --> 32:03.920
ولی شنیدم

32:04.640 --> 32:05.500
شانسشون خوب نیست

32:06.270 --> 32:07.670
و حسابی باختن

32:09.480 --> 32:10.830
قمار به بدن آسیب می‌زنه

32:10.830 --> 32:12.960
اما چای حرارت اضافی رو می‌گیره

32:12.960 --> 32:14.110
<i>نزدیک بود از ترس بمیرم</i>

32:14.110 --> 32:15.180
<i>فکر کردم اشتباه یادم مونده</i>

32:15.180 --> 32:18.270
(دور دوم)
(2:0)

32:18.480 --> 32:20.410
قبلا خیلی کم‌حرف بودین

32:21.790 --> 32:23.320
دقیقا چی شد که

32:24.070 --> 32:25.240
در عرض فقط چند ماه

32:25.920 --> 32:27.520
انقدر پرحرف شدین؟

32:29.790 --> 32:31.320
همیشه همینطور بودم

32:32.110 --> 32:33.160
فقط اینکه

32:33.790 --> 32:36.510
قبلا گفت‌وگوی عمیقی با اعلی‌حضرت نداشتم

32:36.510 --> 32:39.370
...ولی فقط خلق‌وخوتون عوض نشده

32:39.720 --> 32:40.960
حتی سبک لباس پوشیدنتون هم

32:41.590 --> 32:43.250
الان کاملا فرق کرده

32:43.750 --> 32:44.440
انگار

32:46.590 --> 32:48.520
یه آدم دیگه شدین

32:53.510 --> 32:54.550
<i>اینجا یه ایراد هست</i>

32:57.350 --> 32:59.030
کی بعد از وارد شدن به این قصر بسته

32:59.480 --> 33:01.810
می‌تونه همون آدم قبلی بمونه؟

33:02.070 --> 33:04.930
بالاخره با این‌ همه خواهر زیبا توی حرمسرا

33:05.000 --> 33:06.440
منم می‌خوام برای بقا تلاش کنم

33:09.030 --> 33:12.350
علیاحضرت، لطفا این حرف‌ها رو جای دیگه نگین

33:12.350 --> 33:14.030
طوری رفتار می‌کنم که انگار نشنیدم چی گفتین

33:14.030 --> 33:15.880
<i>طبق معمول، توی لحظه‌های حساس</i>

33:15.880 --> 33:17.680
<i>مظلوم‌نمایی هنوز هم جواب می‌ده</i>

33:17.810 --> 33:21.670
(دور سوم)
(3:0)

33:22.750 --> 33:24.480
پس داشتین نقاشی می‌کشیدین

33:27.850 --> 33:29.780
اعلی‌حضرت، لطفا نگاه نکنین

33:30.910 --> 33:31.558
<i>...این بده</i>

33:31.582 --> 33:32.930
(دور چهارم)

33:33.940 --> 33:35.110
(گرسنه‌ام... فقط شکم‌گوشت خوش‌رنگ و براق می‌بینم و مدام میگو رو توی سس می‌زنم)

33:35.110 --> 33:35.990
این نقاشی

33:36.480 --> 33:38.720
خیلی دلنشین و کودکانه‌ست

33:39.960 --> 33:41.000
خیلی دوستش دارم

33:41.510 --> 33:43.310
فقط یه خط‌خطی ساده‌ست

33:43.430 --> 33:44.530
ارزش نشون دادن نداره

33:45.930 --> 33:48.060
ممکنه که علیاحضرت این نقاشی رو به من ببخشن؟

33:54.880 --> 33:56.610
اگر اعلی‌حضرت مشکلی ندارن

33:56.920 --> 33:58.050
می‌تونن با خیال راحت بردارنش

34:05.310 --> 34:06.170
اعلی‌حضرت

34:06.750 --> 34:07.880
کتاب رو پیدا کردم

34:08.880 --> 34:09.409
خیلی خب

34:16.510 --> 34:18.000
پس ممنونم، علیاحضرت

34:18.000 --> 34:20.860
حتما یه روز دیگه به جاش
یه هدیه براتون میارم

34:22.000 --> 34:22.860
دیگه از خدمتتون مرخص می‌شم

34:27.760 --> 34:28.820
<i>این کیسه عطری نبود که</i>

34:29.320 --> 34:29.960
<i>توی کتاب</i>

34:29.960 --> 34:32.219
<i>اون و شیه یونگ‌ آر با هم رد و بدل می‌کنن؟</i>

34:34.190 --> 34:37.190
<i>انگار از قبل با هم جور شدن</i>

34:37.840 --> 34:39.230
چیزی دستگیرتون شد؟

34:39.230 --> 34:40.560
از این دیدار

34:40.760 --> 34:42.560
چیز مشکوکی حس نکردم

34:42.590 --> 34:43.120
اما

34:43.880 --> 34:45.679
نگاهش حسابگر و زیرکه

34:45.960 --> 34:47.920
نشون می‌ده ذهنش پر از نقشه‌ست

34:47.920 --> 34:50.480
بی‌دلیل نیست که دل عالیجناب رو به دست آورده

34:50.480 --> 34:52.010
توی حرف‌ها یا رفتارش

34:52.320 --> 34:53.850
چیز عجیبی دیدی؟

34:55.920 --> 34:56.710
...عجیب

34:59.000 --> 35:00.800
منظورتون چیه، اعلی‌حضرت؟

35:04.590 --> 35:05.440
برو و بررسی کن

35:06.000 --> 35:07.590
قبل از ورودش به قصر

35:07.590 --> 35:09.190
خطاطی یا نقاشی‌ای از
خودش به جا گذاشته یا نه

35:09.600 --> 35:12.130
جواب شاید توی عمارت یو پیدا بشه

35:24.760 --> 35:27.690
همسر یو هنوز این وقت شب
مشغول جمع کردن کتابه؟

35:29.030 --> 35:31.630
حتما می‌خوان بار عالیجناب رو سبک کنن

35:32.000 --> 35:33.200
این میزان دل‌سوزی

35:34.110 --> 35:35.150
انقدر تاثیرگذاره که

35:35.880 --> 35:37.280
حتی منم تحت تاثیر قرار گرفتم

35:51.070 --> 35:52.870
هنوز خودت رو آماده نکردی؟

35:54.030 --> 35:56.360
اگه اشکی نیست به خودت فشار نیار، باشه؟

36:02.800 --> 36:04.320
بعدا، به مطبخ سلطنتی بگو تا

36:04.320 --> 36:05.780
براش چندتا خوراکی مقوی و سبک

36:05.840 --> 36:07.510
برای آخر شب بفرستن

36:07.510 --> 36:08.570
اطاعت می‌شه، عالیجناب

36:31.920 --> 36:32.440
...همسر

36:44.070 --> 36:45.550
!داره دیرم می‌شه

36:46.150 --> 36:47.400
چرا من خبر نداشتم

36:47.400 --> 36:48.760
باید هر روز برای ادای احترام بریم؟

36:48.760 --> 36:50.400
اولش صبح و عصر هر روز بود

36:50.400 --> 36:51.540
اما ملکه‌ی مادر

36:51.540 --> 36:53.080
آرامش رو ترجیح می‌دن
برای همین زمانش به

36:53.080 --> 36:54.230
فقط روز اول و پانزدهم هر ماه عوض شد

36:54.230 --> 36:55.690
پس همه اونجان؟

36:55.920 --> 36:56.440
بانوی من

36:57.400 --> 36:58.550
!ای وای، اوضاع بده

36:58.550 --> 36:59.030
!بانوی من

36:59.360 --> 37:00.820
!بانوی من، لطفا آروم‌تر

37:02.510 --> 37:02.970
خواهر

37:03.710 --> 37:05.310
به نظرت قشنگه؟

37:06.840 --> 37:07.510
آره

37:08.840 --> 37:09.970
خیلی قشنگه

37:10.590 --> 37:12.590
استاد بزرگ وی، واقعا هواتون رو داره که

37:12.590 --> 37:14.510
همچین عقیق سرخ نادری

37:14.800 --> 37:16.600
به عنوان هدیه‌ی تولدتون بهتون داده

37:17.880 --> 37:18.960
در مقایسه با اون

37:19.760 --> 37:21.420
هدیه‌هایی که ما خواهرها آماده کردیم

37:21.760 --> 37:23.630
تقریبا خجالت‌آوره

37:23.630 --> 37:24.960
این حرف رو نزن، خواهر

37:25.480 --> 37:27.630
هدیه به نیتشه

37:27.630 --> 37:28.560
نه به قیمتش

37:30.030 --> 37:31.760
در مورد اتفاق ضیافت قصر دفعه‌ی قبل

37:31.760 --> 37:33.220
هنوز ازت تشکر نکردم

37:33.800 --> 37:35.330
نیازی به تشکر نیست، خواهر

37:36.190 --> 37:37.230
من فقط

37:38.710 --> 37:41.030
برای اینکه ازتون حمایت کنم
این کار رو کردم، خواهر

37:42.280 --> 37:42.840
چرا؟

37:43.320 --> 37:44.550
دیگه برای چی می‌تونه باشه؟

37:45.280 --> 37:47.440
خواهر، شما هم صورت زیبا
دارین و هم خاندان خوب و

37:47.440 --> 37:48.770
اخلاقتون هم خوبه

37:49.230 --> 37:51.360
ولی عالیجناب متوجه نمی‌شن

37:52.510 --> 37:53.320
به جاش، به اون

37:53.320 --> 37:54.280
...یو‌ی بی‌ادب اهمیت می‌دن -
کافیه -

37:54.280 --> 37:55.320
بس کن

37:56.000 --> 37:57.960
حالا که عالیجناب بهش اهمیت می‌دن

37:57.960 --> 38:00.000
دیگه حتی به خودش زحمت نداد که
بیاد و به ملکه‌ی مادر سلام کنه

38:00.000 --> 38:02.150
چطور ممکنه به ما خواهرها اهمیت بده؟

38:02.150 --> 38:02.920
دقیقا

38:03.320 --> 38:04.510
ما می‌تونیم نادیده‌اش بگیریم ولی

38:04.800 --> 38:06.590
شما فرق دارین، خواهر وی

38:06.590 --> 38:09.360
پدر شما استاد بزرگ وی هستن و
ملکه‌ی مادر پشتیبانتونن

38:09.360 --> 38:11.880
چطور می‌تونین بذارین اون شما رو کنار بزنه؟

38:11.880 --> 38:13.740
مگه چی شده که عالیجناب بهش اهمیت می‌دن؟

38:13.920 --> 38:14.920
وقتی اومد

38:15.480 --> 38:19.080
من به جای ملکه‌ی مادر تربیتش می‌کنم

38:35.480 --> 38:37.510
صیغه یو، خیلی دیر کردی

38:38.360 --> 38:40.880
تمام قوانینی که موقع ورود به
قصر یاد گرفتی رو فراموش کردی؟

38:40.880 --> 38:41.540
خواهر وی

38:42.150 --> 38:44.750
صیغه یو، حالا به مقام همسر ارتقا پیدا کرده

38:46.800 --> 38:47.670
عجب

38:48.590 --> 38:49.650
!با این همه بی‌ادبی

38:50.590 --> 38:52.450
<i>باز هم این کلک مزخرف</i>

38:53.320 --> 38:54.190
<i>واقعا سرم رو درد میاره</i>

38:54.190 --> 38:55.710
<i>تحمل کن، آروم باش</i>

38:58.360 --> 38:59.360
راه رو گم کردم و

38:59.550 --> 39:00.610
وقتم گرفته شد

39:00.760 --> 39:02.490
خواهش می‌کنم من رو ببخشین، خواهر

39:04.550 --> 39:05.630
اون نگاه چیه؟

39:05.630 --> 39:06.910
الان بهم چشم‌غره رفتی؟

39:06.910 --> 39:08.150
الان بهم چشم‌غره رفت؟

39:08.150 --> 39:09.960
آره، قطعا این کار رو کرد

39:09.960 --> 39:11.150
من دیدمش، دیدم

39:11.150 --> 39:11.880
این کار رو نکردم

39:11.920 --> 39:13.250
!یو وان یین، چطور جرات می‌کنی

39:21.920 --> 39:23.590
من ذاتا صورتم اخموئه و

39:23.590 --> 39:24.710
گاهی پلکم می‌پره

39:24.710 --> 39:26.280
از قصد این کار رو نکردم

39:26.280 --> 39:28.280
امیدوارم درک کنین، خواهر‌ها

39:28.670 --> 39:29.070
...تو

39:30.030 --> 39:30.690
خواهر وی

39:31.630 --> 39:33.290
خواهر وی، لطفا آروم باشین

39:33.920 --> 39:34.850
حتما همسر یو

39:35.010 --> 39:37.360
مشغول کار‌های مهمی بودن و

39:37.360 --> 39:38.670
معطل شدن

39:41.400 --> 39:42.650
چه کاری می‌تونه مهم‌تر از

39:42.650 --> 39:45.000
ادای احترام به ملکه‌ی مادر باشه؟

39:45.000 --> 39:46.150
من می‌دونم

39:46.670 --> 39:48.800
شرط می‌بندم دوباره رفته به باغ سلطنتی تا

39:49.190 --> 39:51.670
مخفیانه با یه نگهبان ملاقات کنه

39:52.630 --> 39:53.380
خواهر

39:53.590 --> 39:55.590
بهتره حواست به حرف زدنت باشه

39:55.800 --> 39:57.860
ممکنه دوباره بره پیش عالیجناب و گریه کنه و

39:57.960 --> 39:59.840
...اون موقع

39:59.840 --> 40:00.660
اون موقع چی؟

40:02.820 --> 40:04.550
درود، عالیجناب

40:05.480 --> 40:07.340
چرا تو هم زانو زدی، عزیزم؟

40:07.410 --> 40:10.210
از این به بعد وقتی من رو می‌بینی
نیازی نیست زانو بزنی

40:10.550 --> 40:10.880
بیا

40:14.240 --> 40:16.100
مواظب باش زانوهات آسیب نبینن

40:16.940 --> 40:18.340
ممنونم، عالیجناب

40:21.850 --> 40:22.780
تو چرا اینجایی؟

40:23.400 --> 40:24.330
اگه نمیومدم

40:24.660 --> 40:26.550
تا سر حد مرگ اذیتت می‌کردن

40:26.550 --> 40:28.010
اونا اذیتم نمی‌کردن

40:28.070 --> 40:29.600
فقط داشتیم شوخی می‌کردیم

40:33.190 --> 40:33.920
همین الان

40:35.710 --> 40:37.310
کدومتون داشت شایعه‌پراکنی می‌کرد؟

40:42.670 --> 40:43.070
تو؟

40:46.040 --> 40:46.800
من؟

40:47.590 --> 40:48.850
بگو ببینم چی شده

40:49.110 --> 40:50.840
!به گناهم اعتراف می‌کنم، عالیجناب

40:51.920 --> 40:52.670
خیلی خب

40:52.920 --> 40:53.850
این کار‌ها رو جلو میندازه

40:54.710 --> 40:55.510
!ببرینش

40:55.620 --> 40:56.150
!عالیجناب

40:56.150 --> 40:56.630
!بندازینش توی قصر سرد

40:56.630 --> 40:57.840
!به گناهم اعتراف کردم، عالیجناب

40:57.840 --> 40:58.510
!نه، خواهش می‌کنم

40:58.800 --> 40:59.800
!تقصیر رو می‌پذیرم

41:00.000 --> 41:00.800
!عالیجناب

41:00.960 --> 41:01.510
!عالیجناب

41:01.510 --> 41:01.840
تو

41:02.840 --> 41:03.900
رفتارت رو توضیح بده

41:07.710 --> 41:08.060
...من

41:08.280 --> 41:10.230
من فقط می‌خواستم به
همسر یو یادآوری کنم که

41:10.480 --> 41:11.940
قوانین قصر رو رعایت کنن و

41:12.000 --> 41:14.150
خوب به شما و ملکه‌ی مادر خدمت کنن

41:14.150 --> 41:14.950
!ببرینش

41:15.240 --> 41:16.670
عالیجناب، لطفا بذارین توضیح بدم

41:16.670 --> 41:17.200
...من فقط

41:17.670 --> 41:18.070
...تو

41:18.230 --> 41:19.960
اون فقط دوکلمه حرف زد -
!عالیجناب -

41:19.960 --> 41:20.710
لازم نیست انقدر سخت بگیری

41:20.710 --> 41:21.770
همسر سلطنتی وی

41:22.760 --> 41:23.820
رفتارت رو توضیح بده

41:24.150 --> 41:24.950
!عالیجناب

41:26.020 --> 41:27.400
قضیه انقدر جدی نبود -
عالیجناب به پاسِ -

41:27.400 --> 41:30.000
خدمات پدرم به شما التماستون می کنم که

41:30.400 --> 41:32.000
از جونم بگذرین، لطفا من رو ببخشین

41:32.030 --> 41:34.280
می‌دونم که پدرت استاد بزرگ ویه

41:34.710 --> 41:35.440
خب که چی؟

41:37.440 --> 41:38.240
!ببرینش

41:38.590 --> 41:40.370
!عالیجناب، می‌دونم که اشتباه کردم

41:40.400 --> 41:43.280
پسرم، عجب نمایش قدرتی راه انداختی

41:43.300 --> 41:44.160
<i>داره میاد</i>

41:45.110 --> 41:46.960
<i>اون یکی از نقش‌ منفی‌های اصلی داستانه که</i>

41:46.960 --> 41:48.960
<i>نامادری شیا هو دان هم هست</i>

41:48.960 --> 41:50.160
<i>اون ملکه‌ی مادره</i>

41:51.230 --> 41:52.890
<i>این زن مغرور و متکبر</i>

41:53.070 --> 41:54.400
<i>عاشق قدرته</i>

41:54.920 --> 41:56.670
<i>از موقعی که شیا هو دان شروع به نافرمانی کرد</i>

41:56.670 --> 41:58.510
<i>اون به روش‌های پنهونی متوسل
شد تا کاری کنه که</i>

41:58.510 --> 42:00.320
<i>یه ولیعهد کوچیک به دنیا بیاره تا</i>

42:00.320 --> 42:02.050
<i>به عنوان یه مهره‌ی جدید
پیش خودش نگهش داره</i>

42:02.320 --> 42:03.120
<i>درسته</i>

42:03.230 --> 42:04.360
<i>این پسرِ</i>

42:05.320 --> 42:06.150
<i>شیا هو دانه</i>

42:08.800 --> 42:09.290
مادر

42:10.360 --> 42:11.820
درود، علیاحضرت

42:11.960 --> 42:12.420
درود، پدر

42:12.420 --> 42:14.380
(ولیعهد)

42:16.270 --> 42:18.590
(ملکه‌ی مادر)

42:19.960 --> 42:20.800
بلند شین

42:21.840 --> 42:23.240
ممنونیم، علیاحضرت

42:30.150 --> 42:31.360
پسرم

42:32.230 --> 42:35.440
نه تنها توی دربار قشقرق به پا کردی بلکه

42:36.150 --> 42:38.280
امروز در حضور من هم

42:38.590 --> 42:40.850
داری قدرت‌نمایی می‌کنی؟

42:41.320 --> 42:43.070
مادر، خیلی سریع از

42:43.670 --> 42:44.920
اتفاقات دربار مطلع شدین

42:44.920 --> 42:46.520
ترجیح می‌دادم اصلا ندونم

42:47.760 --> 42:49.620
ولی یه نگاه به خودت بنداز
مثل دیوونه‌ها رفتار می‌کنی

42:49.840 --> 42:51.500
تا الان کل قصر خبر دارن

42:51.510 --> 42:52.910
چطور ممکنه من چیزی نشنوم؟

42:56.190 --> 42:58.790
انقدر سر و صدا کردن که سردرد گرفتم

42:59.590 --> 43:00.990
لیاقتشون نیست که بمیرن؟

43:00.990 --> 43:02.280
فقط به خاطر اینکه

43:02.840 --> 43:04.570
اذیتت کردن، می‌خوای بکشیشون؟

43:04.710 --> 43:05.310
پس دیگه چی؟

43:05.760 --> 43:06.670
پس می‌گی که

43:08.180 --> 43:09.520
همه‌اش تقصیر اونا بوده؟

43:09.550 --> 43:10.360
همینطوره

43:11.670 --> 43:13.000
خب، این با عقل جور درمیاد

43:13.190 --> 43:15.880
چطور ممکنه شخص امپراتور اشتباه کنه؟

43:17.190 --> 43:18.280
اگه تقصیری باشه

43:19.360 --> 43:21.280
حتما گردن یکی دیگه‌ست

43:22.470 --> 43:23.670
!همسر یوی گستاخ

43:23.960 --> 43:25.440
امپراتور رو افسون کردی و
...قضاوتش رو منحرف می‌کنی

43:25.440 --> 43:26.500
!لیاقتت مرگه

43:26.550 --> 43:27.000
!نگهبان‌ها

43:27.000 --> 43:27.320
!بله

43:27.800 --> 43:30.070
این همسر شیطانی رو که دربار
رو به آشوب کشیده و

43:30.070 --> 43:32.400
هیچ احترامی برای بزرگ‌تر‌هاش
قائل نیست رو ببرین و

43:32.800 --> 43:34.510
!زنده به گورش کنین

43:34.510 --> 43:35.640
!اگه کسی جرات داره بهش دست بزنه

43:38.190 --> 43:38.920
!چطور جرات می‌کنی

43:39.110 --> 43:41.110
!تو هنوز توی این قصر فرمانروایی نمی‌کنی

43:41.550 --> 43:42.320
!همین الان ببرینش

43:42.320 --> 43:42.760
!مادر

43:49.884 --> 43:59.884
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: heaven ✧ Lavender ✧ snowman ✧ nina ✧ Tima ✧
✧ ادیت: Aonaran ✧
