WEBVTT

00:00.000 --> 00:03.000
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
مترجم: Sarya
قسمت: سوم

00:03.956 --> 00:06.566
اوضاع خرابه، هی یه آدم خیلی ترسناک اومده انگار

00:06.640 --> 00:08.960
چی؟

00:08.960 --> 00:10.640
کوتارو رو بیار بیرون

00:11.544 --> 00:12.960
کجاست؟

00:17.950 --> 00:19.940
به استاد کوتارو زنگ بزن

00:19.940 --> 00:22.940
باشه، بهش بگو زود برگرده

00:22.940 --> 00:25.280
اصلا برنگرده

00:25.685 --> 00:27.685
من اومدم

00:32.970 --> 00:34.950
هی، چی

00:34.950 --> 00:37.620
چ... چی شده، چی شده، اوه اوه

00:37.620 --> 00:40.280
ببخشید، ببخشید کوتارو

00:40.280 --> 00:43.580
بیا یه کم باهام حرف بزن

00:47.280 --> 00:49.950
یه ساعته که دوتایی تو اتاق حبس شدن

00:50.960 --> 00:59.950
برای عنوان کیسه‌ای یا اوشو، این یه‌ چهارم زمان مجازه، یعنی حسابی دارن فکر می‌کنن
(کیسه‌ای یا اوشو: القاب قهرمانی در شطرنج و بازی‌های فکری ژاپنی هستن)

00:56.960 --> 00:59.950
نکنه بهتره به پلیس زنگ بزنیم؟

00:59.950 --> 01:03.350
حالا نوبت ماست، چرا من؟ هی چرا

01:10.817 --> 01:13.517
بازم میاد

01:22.950 --> 01:25.300
چی شده، خوبی؟ بلایی سرت نیاورده؟ هوم؟

01:25.300 --> 01:27.310
ها؟ چی می‌گی تو؟

01:27.310 --> 01:29.340
آخه اون قیافه و هیکل ترسناکش رو هرجوری نگاه کنی

01:29.340 --> 01:32.390
انگار اومده دوباره حسابی ازت پذیرایی کنه نه؟-
نه... این‌ طور نیست-

01:32.400 --> 01:34.280
یه درخواست کاریه-
طرف به چه جرمی... -

01:34.280 --> 01:36.630
متهم شده؟ دزدی؟ سرقت مسلحانه؟

01:36.630 --> 01:38.630
نکنه باز قتله؟-
نه نه نه... -

01:38.630 --> 01:41.670
نه بابا... پرونده حقوقیه، منم وکیلشم

01:41.670 --> 01:43.710
تصمیم گرفتم که یک دادخواست حقوقی ثبت کنم

01:43.710 --> 01:46.630
اصلا چرا قبولش کردی؟ اگه یه وقت ببازی

01:46.630 --> 01:48.980
مثل دفعه‌ی قبل

01:48.980 --> 01:51.980
گوش کن، حق نداری ببازی

01:54.030 --> 01:56.030
چشم

02:00.280 --> 02:05.720
ولی به این نتیجه رسیدم که بهتره کار به دادگاه بکشه

02:10.970 --> 02:14.620
گوتا فوکوئو، پس اون مرده که انگار سگ هاره

02:14.620 --> 02:18.290
هم‌کلاسی دوران راهنمایی استاد کوتاروئه

02:18.290 --> 02:20.290
ممنونم

02:22.280 --> 02:27.930
دادخواست تأیید حق مستأجر برای ادامه‌ی اجاره، با این استدلال که دلیل موجهی"

02:27.930 --> 02:31.640
"برای تمدید نکردن قرارداد اجاره وجود نداره؟

02:31.640 --> 02:36.290
بله، گوتا توی یه آپارتمان توی منطقه کوتوی توکیو زندگی می‌کنه

02:36.290 --> 02:40.030
ولی هفته پیش صاحب‌خونه‌اش، تتسوایچی ابی‌هارا، یهو بهش گفت

02:40.030 --> 02:41.960
هی، شش ماه دیگه قراردادت رو تمدید نمی‌کنم"

02:41.960 --> 02:44.370
"پس تا اون موقع گمشو بیرون

02:44.370 --> 02:46.640
بهش گفته که قرارداد رو تمدید نمی‌کنه

02:46.640 --> 02:48.620
و برای اینکه حرفش رو پس بگیره

02:48.620 --> 02:51.620
می‌خوای از صاحب‌خونه شکایت کنی

02:51.620 --> 02:53.630
اون یارو که انگار سگ هاره

02:53.630 --> 02:56.290
یعنی هم‌کلاسیت گوتا، خودش درخواست شکایت داده؟

02:56.300 --> 03:00.280
نه، اصلابه نظر نمی‌رسید گوتا قصد داشته باشه کار رو به دادگاه بکشونه

03:03.720 --> 03:06.640
ولی وقتی پای اجاره خونه وسطه

03:06.640 --> 03:09.620
مستأجر حق قانونی برای ادامه‌ی اجاره داره که بهش می‌گن

03:09.630 --> 03:13.290
حق سکونت، پس حتی برای تمدید نکردن قرارداد هم

03:13.300 --> 03:15.300
باید دلیل موجهی وجود داشته باشه، درسته؟

03:15.300 --> 03:17.300
وقتی از گوتا در این مورد پرسیدم

03:17.300 --> 03:20.300
گفت احتمالا چون سگ صاحب‌خونه فرار کرده

03:20.300 --> 03:23.290
سگ؟ صاحب‌خونه‌اشون، آقای ابی‌هارا

03:23.290 --> 03:25.290
طبقه اول همون ساختمونی زندگی می‌کنه که گوتا توش ساکنه

03:25.290 --> 03:27.960
و توی خونه‌اش سگ نگه می‌داره

03:27.960 --> 03:30.610
ظاهرا یکی در رو باز گذاشته و سگ فرار کرده

03:30.610 --> 03:33.300
ابی‌هارا فکر کرده کار گوتاست

03:33.300 --> 03:36.280
برای همین گفته قراردادش رو تمدید نمی‌کنه

03:36.290 --> 03:38.350
ولی خود گوتا می‌گه

03:38.350 --> 03:40.960
"عمرا کار من باشه، من چرا باید سگ رو ول کنم"

03:40.960 --> 03:42.940
البته حتی اگه واقعا خودش سگ رو ول کرده باشه

03:42.940 --> 03:45.340
به نظر نمیاد از اون آدمایی باشه که راحت اعتراف کنن

03:45.340 --> 03:48.960
تازه غیر از ماجرای سگ، اگه اجاره عقب افتاده باشه یا با بقیه ساکنا مشکل داشته باشه

03:48.960 --> 03:51.630
ممکنه دادگاه تمدید نکردن قرارداد رو موجه بدونه

03:51.630 --> 03:54.290
اگه بدجوری ببازی، اون‌ وقت ازت کینه به دل نمی‌گیره؟

03:54.290 --> 03:59.890
این مسابقه ممکنه اولین دعوای واقعی خارج از صفحه شطرنج باشه

04:02.710 --> 04:05.750
اینکه درباره‌ی گوتا چی فکر می‌کنی به خودت مربوطه، ولی

04:05.750 --> 04:10.990
من این پرونده رو قبول کردم، پس خودم به‌تنهایی ازش دفاع می‌کنم

04:10.990 --> 04:12.990
چی؟

04:15.980 --> 04:18.380
می‌خوام برم با همسایه‌ها صحبت کنم

04:23.300 --> 04:26.630
اینجاست

04:26.640 --> 04:29.690
زود باش، انقدر معطل نکن

04:29.690 --> 04:31.920
خدایا، باید همه‌ی اینا رو

04:31.920 --> 04:34.630
تا آخر امروز نصب کنی، فهمیدی، زود باش بچسبونش اونجا

04:34.630 --> 04:36.610
ببخشید، چی شده؟

04:36.610 --> 04:41.280
سگتون فرار کرده؟ آرههه

04:41.280 --> 04:43.620
آهان، این آقا

04:43.620 --> 04:46.290
چون یادش رفته در خونه رو قفل کنه

04:46.290 --> 04:51.280
اون لاته اتاق پنج سگ رو فراری داده، واقعا که

04:51.280 --> 04:53.950
کوتارو بیچاره، کوتارو؟

04:53.950 --> 04:56.310
نه، کوتارو، کوتارو... کوتارو؟ کوتارو چان

04:56.320 --> 04:59.370
آهان، کوتارو، درسته

04:59.370 --> 05:02.600
ببخشید، شما آقای ابی‌هارا، صاحب‌خونه هستین، درسته؟

05:02.610 --> 05:06.610
ممکنه ماجرای فرار کردن سگ رو با جزئیات برام تعریف کنین؟

05:06.610 --> 05:09.010
آهان

05:09.010 --> 05:15.600
اون روز داشتم علف‌های هرز حیاط پشتی رو می‌کندم

05:15.600 --> 05:17.950
و یادم رفت در رو قفل کنم

05:27.776 --> 05:30.466
"هی تو، توی خونه مردم چی کار می‌کنی"

05:30.620 --> 05:32.930
هیچی، کاری نمی‌کنم

05:32.940 --> 05:34.940
هی، زود باش برو کنار

05:38.050 --> 05:40.060
هی، ها؟

05:40.280 --> 05:42.930
کجا گذاشتیش، هان؟ چه غلطی کردی

05:42.930 --> 05:45.930
همین الان پسش بده، مسخره‌بازی درنیار، من کاری نکردم

05:45.930 --> 05:48.280
پسش بده-
چی رو پس بدم؟-

05:48.280 --> 05:50.950
همین الان پسش بده-
می‌گم من کاری نکردم-

05:50.950 --> 05:53.610
"هی، اینجا که سیرک نیست"

05:53.610 --> 05:56.260
پس شما خودتون ندیدین که

05:56.260 --> 05:58.280
گوتا سگ رو فراری داده باشه، درسته؟

05:58.280 --> 06:01.280
نه، حالا دیدم یا ندیدم، اون یارو جلوی در اتاقم بود

06:01.280 --> 06:03.260
همون موقع که کوتارو فرار کرد، قبل از اونم

06:03.270 --> 06:05.270
مدام سرک می‌کشید توی خونه‌ام

06:05.270 --> 06:07.290
مطمئنم کار خودشه

06:07.290 --> 06:09.270
ولی چه دلیلی داره که بخواد سگ رو فراری بده

06:09.270 --> 06:13.320
قبلا هم از کوتارو شکایت کرده بود

06:13.330 --> 06:15.940
پس حتما از روی لجبازی این کار رو کرده

06:15.950 --> 06:18.600
تو هم زودتر بندازش بیرون

06:18.600 --> 06:22.600
بله، نفر بعدی، کوتارو چان

06:27.270 --> 06:29.610
چی... چی؟ اومدی از همسایه‌ها پرس‌وجو کنی؟-
آره-

06:29.610 --> 06:31.610
هرچی بخوای بپرس، من کلی چیز

06:31.610 --> 06:33.950
درباره‌ی این ساختمون می‌دونم-
جدی؟-

06:33.950 --> 06:36.260
رفتار گوتا توی زندگی روزمره چطوره؟

06:36.270 --> 06:39.280
درسته که در نگاه اول ترسناک به نظر میاد، ولی

06:39.290 --> 06:42.340
ظاهرا اجاره‌اش رو هر ماه سر وقت پرداخت می‌کنه

06:42.340 --> 06:45.940
هیچ بدهی‌ای نداره؟-
اگه داشت... -

06:45.940 --> 06:48.940
زن صاحب‌خونه که ساکت نمی‌موند

06:48.940 --> 06:51.260
آهان، آره آره، زن صاحب‌خونه سخت‌گیره؟

06:51.260 --> 06:53.930
خیلی سخت‌گیره، آره آره، خیلی سخت‌گیره؟

06:53.930 --> 06:56.270
آره، خیلی سخت‌گیره، عجب آدمیه

06:56.270 --> 06:59.620
آقای نیشیوکا، شما تنهایی برای کار اومدین اینجا؟

06:59.620 --> 07:02.960
بله، خانواده‌م اوساکا هستن

07:02.960 --> 07:05.290
درباره‌ی گوتا، ساکن اتاق پنج چیزی می‌دونین

07:05.290 --> 07:09.960
خب، زباله‌هاش رو همیشه درست بیرون می‌ذاشت

07:09.970 --> 07:13.640
با اینکه ظاهرش این‌طوریه، زباله‌ها رو خوب تفکیک می‌کرد

07:13.640 --> 07:15.940
قواعد زندگی توی ساختمون رو رعایت می‌کرد

07:18.736 --> 07:21.056
آقای میتسویاما، شغلتون چیه؟

07:21.083 --> 07:25.733
خب، به اصطلاح معامله‌گر روزانه‌ام، معامله‌گری روزانه

07:25.970 --> 07:29.280
این ماکت خیلی باحاله-
به نظرت این‌ طوره-

07:29.290 --> 07:32.320
راستی، می‌خواستم درباره‌ی گوتا از اتاق پنج بپرسم

07:32.320 --> 07:35.640
راستش، باهاش خیلی جور نیستم، آهان

07:35.640 --> 07:39.990
ولی یه بار درباره‌ی سگ باهاش حرف زدم-
سگ آقای ابی‌هارا رو می‌گی؟-

07:40.000 --> 07:43.620
آره، راستش من به سگ حساسیت دارم، آهان

07:43.620 --> 07:46.280
وقتی صاحب‌خونه سگ رو می‌بره بیرون، خیلی اذیت می‌شم

07:46.290 --> 07:49.950
وقتی این موضوع رو به گوتا گفتم، اونم به‌جای من به صاحب‌خونه اعتراض کرد

07:49.960 --> 07:51.960
فهمیدم

07:51.960 --> 07:56.310
شما آقای ناسو هارویا هستین، درسته؟ ببخشید، شغلتون چیه

07:56.310 --> 07:59.610
مربی شخصی بدنسازی‌ام

07:59.620 --> 08:02.950
اون یارو با وجود قیافه ترسناکش، آدم مهربونیه

08:02.950 --> 08:04.990
وقتی سگ آقای ابی‌هارا رو

08:04.990 --> 08:06.990
بیرون می‌بندن

08:06.990 --> 08:09.040
باهاش بازی می‌کنه

08:09.040 --> 08:11.280
از اوناییه که وانمود می‌کنن بی‌تفاوتن ولی ته دلشون مهربونن؟

08:11.280 --> 08:13.580
آره، هاها

08:17.630 --> 08:22.950
اینا ساکن‌های ساختمونی هستن که گوتا توش زندگی می‌کنه

08:22.950 --> 08:27.290
یک، دو، سه، چهار و هفت

08:27.290 --> 08:29.940
چی، چی شده؟ها

08:29.940 --> 08:32.630
الان خیلی تابلو واکنش نشون دادی، نه؟

08:32.630 --> 08:34.630
نه، چیزی نیست

08:34.630 --> 08:37.280
از بین این پنج نفر، حتی یه نفر هم

08:37.280 --> 08:39.640
از گوتا بد نگفت، عجیبه

08:39.640 --> 08:41.650
تازه این همه ماجرا نیست

08:41.660 --> 08:46.660
آخر سر، از خانم یوکوئوچی، ساکن اتاق چهار، یه چیز خیلی مهم شنیدم

08:49.030 --> 08:51.600
فکر نمی‌کنم آقای گوتا"

08:51.600 --> 08:54.620
سگ رو فراری داده باشه-
یعنی چی؟-

08:54.620 --> 08:58.990
سگ صاحب‌خونه معمولا ساکته، ولی

08:58.990 --> 09:02.610
"فقط همون روز صدای پارس کردنش رو شنیدم

09:07.010 --> 09:10.620
کییه: صدای قدم‌های یکی رو شنیدم که از پله‌های بیرونی پایین می‌اومد"

09:10.620 --> 09:12.600
"برای همین رفتم بیرون

09:12.600 --> 09:14.620
چیزی نیست"

09:14.620 --> 09:16.620
"برو کنار، هی

09:21.010 --> 09:22.930
اون از طبقه دوم اومد پایین"

09:22.930 --> 09:26.350
"فکر کنم آقای گوتا بود

09:26.350 --> 09:29.270
زن اغواگر

09:29.270 --> 09:31.940
نه، منظورم این نبود

09:31.940 --> 09:37.790
وقتی سگ فرار کرد، آقای گوتا توی اتاق خودش توی طبقه‌ی دوم بود

09:37.790 --> 09:42.620
خانم یوکوئوچی، می‌تونین همین حرف‌هایی رو که الان زدین توی دادگاه هم شهادت بدین

09:42.620 --> 09:45.970
هااا؟

09:45.970 --> 09:48.000
خانم یوکوئوچی قبول کرد شهادت بده

09:48.000 --> 09:51.440
برای جلسه استماع شهود هم تصمیم دارم

09:51.440 --> 09:54.610
از بقیه ساکن‌ها هم دعوت کنم شهادت بدن

09:54.610 --> 09:56.610
هر پنج نفر به‌عنوان شاهد

09:56.610 --> 09:59.620
استاد کوتارو، اعتراض دارم

09:59.620 --> 10:01.620
بله، بفرمایین؟

10:01.620 --> 10:05.440
اصلا فراری دادن سگ هیچ ربطی به قرارداد اجاره نداره

10:05.440 --> 10:07.460
این فقط یه اختلاف شخصیه که از روی احساسات پیش اومده

10:07.460 --> 10:10.830
پس اگه گوتا از صاحب‌خونه عذرخواهی کنه

10:10.830 --> 10:12.860
و ازش بخواد قرارداد رو تمدید کنه

10:12.860 --> 10:14.760
کار سریع‌تر پیش نمی‌ره، تازه اگه این کار رو بکنه

10:14.770 --> 10:17.270
یعنی قبول کرده که سگ رو فراری داده، درسته؟

10:17.270 --> 10:19.950
ولی تا وقتی گوتا می‌گه این کار رو نکرده

10:19.950 --> 10:23.270
باید بهش اعتماد کنم و ازش دفاع کنم

10:23.270 --> 10:27.070
می‌رم درخواست احضار شاهدها رو ثبت کنم

10:31.950 --> 10:35.650
حتی استاد کوتارو هم چرا انقدر لجبازی می‌کنه؟

10:43.940 --> 10:47.610
شکی نیست، تعویض فیل، نقره‌ای نشسته

10:47.610 --> 10:51.910
یک، دو، سه، چهار، هفت

10:57.510 --> 11:00.010
نقره‌ای تکیه‌گاهی در گشایش تعویض فیل؟

11:02.450 --> 11:05.610
آهان، پس استاد کوتارو امروز نمیاد

11:05.620 --> 11:08.470
این بار استاد کوتارو قراره به‌تنهایی مسابقه بده

11:08.470 --> 11:11.270
پس من در واقع فقط حرکات رو ثبت می‌کنم

11:11.270 --> 11:16.110
حالا که با تاتسومی نیست، باید از این خوشحال باشیم

11:16.110 --> 11:19.450
نکنه اینا شاهدهای پرونده‌ان؟ هر پنج نفرشون

11:19.450 --> 11:22.820
وکیل طرف مقابل خیلی مایل نبود قبول کنه

11:22.820 --> 11:25.430
ولی به شرط کوتاه‌تر شدن زمان پرسش از شاهدها

11:25.440 --> 11:27.420
ظاهرا موافقت کرده

11:27.420 --> 11:30.590
استاد کوتارو برخلاف انتظار خیلی زرنگه

11:30.590 --> 11:35.780
مسئله اینه که شاهدها رو به چه ترتیبی بیاریم

11:35.780 --> 11:37.780
ترتیب آوردن شاهدها؟

11:40.950 --> 11:44.820
اتفاقی که افتاده اینه که شماره‌ی اتاق شاهدهای این پرونده

11:44.820 --> 11:49.120
با ستون‌های پیاده در گشایش تعویض فیل و نقره‌ای نشسته یکیه

11:51.760 --> 11:55.450
همونطور که می‌دونین، چیدمان مهره‌ها در شروع این گشایش

11:55.450 --> 11:57.950
کاملا متقارنه

11:57.950 --> 12:01.620
در هشت ستون به‌جز ستون پنجم، پیاده‌های بازیکن اول و دوم

12:01.620 --> 12:04.470
روبه‌روی هم قرار می‌گیرن و یه خونه بینشون فاصله‌ست

12:04.470 --> 12:08.540
از این چیدمان به بعد، اینکه بازیکن اول پیاده کدوم ستون رو زودتر جلو ببره

12:08.550 --> 12:10.460
می‌تونه سرنوشت برد و باخت رو مشخص کنه

12:10.460 --> 12:14.460
برای جلو بردن پیاده‌ها یه ترتیب مشخص وجود داره و اون هم اینه که

12:20.870 --> 12:22.780
اگه به اون ترتیب بازی کنی، می‌بری؟

12:22.780 --> 12:26.280
پس باید زودتر به استاد کوتارو خبر بدیم

12:26.280 --> 12:29.780
ثبت‌کننده مسابقه اجازه نداره حین بازی حرف بزنه

12:29.780 --> 12:32.200
ولی هنوز دادگاه شروع نشده، درسته؟

12:32.200 --> 12:36.270
قبل از مسابقه، اگه با دوستای گروه مطالعه درباره‌ی روش حریف تحقیق کنیم

12:36.270 --> 12:40.290
و بهش مشورت بدیم، فکر نکنم اشکالی داشته باشه

12:40.290 --> 12:42.890
خب، پس شاید بشه

12:47.100 --> 12:49.100
من یه سر می‌رم بیرون

12:49.100 --> 12:51.790
چی، این وقت شب؟

12:51.790 --> 12:54.960
مواظب خودت باش، باشه

12:54.960 --> 12:59.860
آخرش این دوتا بدون هم انگار نمی‌تونن کاری از پیش ببرن

13:09.960 --> 13:15.160
گوتا فوکوئو، یه جایی دیدمش

13:36.600 --> 13:38.680
این دیگه

13:38.690 --> 13:42.190
این حرکت مهر و موم شده‌ست، لطفا بعد از پایان مسابقه امروز نگاهش کنین

13:57.270 --> 13:59.270
آخ، لعنتی

14:03.110 --> 14:05.590
ها؟

14:05.600 --> 14:08.300
باز چرا بحث شوگی شد؟

14:14.800 --> 14:16.800
ترتیب شاهدها؟

14:19.280 --> 14:24.280
اینکه اتفاقا فکر بدی نیست

14:34.710 --> 14:37.510
یه تماس دارم، الو، هی

14:52.040 --> 14:57.710
چهار، دو، یک، هفت، سه

14:57.710 --> 15:00.880
اگه به این ترتیب شهادت بدن، بهترین نتیجه رو می‌گیریم

15:00.880 --> 15:04.730
اول خانم یوکوئوچی از اتاق چهار

15:04.740 --> 15:08.810
شهادت مهمی می‌ده که گوتا سگ رو فراری نداده

15:08.810 --> 15:11.190
بعد آقای نیشیوکا از اتاق دو

15:11.190 --> 15:14.540
درباره‌ی رعایت قوانین بیرون گذاشتن زباله توسط گوتا شهادت می‌ده

15:14.550 --> 15:16.550
بعد آقای ایچیکاوا از اتاق یک

15:16.550 --> 15:18.570
تأیید می‌کنه که گوتا اجاره عقب‌افتاده نداره

15:18.570 --> 15:21.870
بعد آقای ناسو از اتاق هفت درباره‌ی علاقه گوتا به سگ‌ها می‌گه

15:21.870 --> 15:24.860
و در آخر آقای میتسویاما از اتاق سه

15:24.860 --> 15:27.870
درباره‌ی اینکه گوتا به‌جاش به صاحب‌خونه اعتراض کرده شهادت می‌ده

15:27.880 --> 15:31.040
اگه پیاده‌ها رو به این ترتیب جلو ببری، حتما برنده می‌شی

15:31.050 --> 15:34.530
یه کم زورکی به نظر میاد، ولی بد هم نیست، نه؟

15:34.530 --> 15:36.550
وای نه

15:36.550 --> 15:39.250
خانم یوکوئوچی از اتاق چهار دیر می‌رسه؟

15:43.540 --> 15:47.190
خانم یوکوئوچی، الان کجایین

15:47.200 --> 15:52.120
آهان، آروم باشین، مشکلی نیست، بله

15:52.120 --> 15:55.870
ده دقیقه دیگه؟ فهمیدم، بله

15:55.870 --> 15:59.740
چی شده، خانم یوکوئوچی می‌گه به یه دلیلی

15:59.740 --> 16:02.780
در اتاقش باز نمی‌شه و انگار توی اتاق گیر افتاده

16:02.780 --> 16:05.530
گفت ده دقیقه دیر می‌رسه

16:05.530 --> 16:08.220
دادگاه قراره شروع بشه

16:08.220 --> 16:10.700
باشه، همین که رسید سریع میارمش

16:10.700 --> 16:13.500
استاد کوتارو، برگردین به دادگاه
چشم، متوجه شدم

16:22.730 --> 16:26.880
وکیل خواهان، شاهدها آماده‌ان؟

16:26.880 --> 16:31.890
نه، یکی‌شون داره دیر می‌کنه-
زمان پرسش از شاهدها محدوده-

16:31.890 --> 16:33.890
لطفا یه لحظه صبر کنین

16:38.710 --> 16:41.710
بهتره اول کسی رو بیاریم که خوب حرف می‌زنه

16:44.200 --> 16:46.500
لطفا بلند شین

16:48.870 --> 16:53.240
سوگند می‌خورم که با وجدان خودم حقیقت رو بگم

16:53.240 --> 16:57.860
هیچی رو پنهون نکنم و دروغ نگم

16:57.870 --> 17:01.370
نه نه، به هیچ وجه نباید از ستون یک پیاده رو جلو ببری

17:01.370 --> 17:04.370
سکوت رو رعایت کنین-
ببخشید-

17:06.410 --> 17:08.910
وکیل خواهان، فودا، سؤال‌هاش رو می‌پرسه

17:09.210 --> 17:13.400
به نظر می‌رسه شاهد از روابط بین ساکن‌های ساختمون خبر داره

17:13.400 --> 17:15.750
پس لطفا هرچی درباره‌ی

17:15.750 --> 17:17.780
خواهان، آقای گوتا می‌دونین، بهمون بگین

17:17.790 --> 17:22.570
آقای گوتا در نگاه اول ترسناکه، ولی خیلی باجرئته

17:22.570 --> 17:27.060
راستی، یادم رفت قبلا بگم، با آقای نیشیوکا هم همینطور بود

17:27.060 --> 17:30.980
با آقای نیشیوکا از اتاق دو؟ بله

17:30.980 --> 17:33.000
راستش آقای نیشیوکا

17:33.000 --> 17:36.300
ظاهرا با خانم یوکوئوچی از اتاق چهار رابطه پنهونی داره

17:38.220 --> 17:42.890
ولی آقای نیشیوکا توی اوساکا زن و بچه داره، مگه نه؟

17:42.890 --> 17:45.480
وقتی این موضوع رو به گوتا گفتم

17:48.300 --> 17:52.050
از دست آقای نیشیوکا عصبانی شد و گفت خیانت رو اصلا نمی‌تونه تحمل کنه

17:52.050 --> 17:54.070
عجب مردیه

17:54.070 --> 17:57.460
شاهد نباید درباره‌ی مسائل نامربوط به پرونده صحبت کنه

17:57.460 --> 18:02.230
اوه، ببخشید-
آقای ایچیکاوا، دیگه بسه-

18:02.230 --> 18:04.250
فهمیدم

18:04.250 --> 18:07.230
توی گشایش تعویض فیل و نقره‌ای نشسته، اگه پیاده‌ها رو به ترتیب درست جلو نبری

18:07.230 --> 18:10.030
اتفاق وحشتناکی می‌افته

18:12.203 --> 18:14.193
این دیگه چه جور آدمیه؟

18:14.560 --> 18:17.930
بین همه ستون‌ها، به هیچ وجه نباید اول از ستون یک پیاده رو جلو ببری

18:17.930 --> 18:21.480
اگه به‌جای پیاده چهار پنج، پیاده یک پنج رو جلو ببری، حریف هم همون پیاده رو حرکت می‌ده

18:21.480 --> 18:24.050
وکیل متهم، سؤال دیگه‌ای دارین؟

18:24.050 --> 18:28.560
نه، چیز خاصی نیست... ببخشین، سؤال دیگه‌ای ندارم

18:28.560 --> 18:32.890
وکیل خواهان، شاهد بعدی-
بله-

18:32.890 --> 18:36.210
خب، پس دوباره شروع می‌کنیم

18:36.210 --> 18:40.250
شاهد، کیه یوکوئوچی

18:40.250 --> 18:42.520
شما وقتی سگ آقای ابی‌هارا فرار کرد

18:42.520 --> 18:46.060
هیچی نمی‌گم
حاضر نیستم شهادت بدم

18:46.060 --> 18:48.540
ولی اون روز گفتین که

18:48.540 --> 18:51.540
برای کمک به آقای گوتا قبول کردین شهادت بدین

18:51.550 --> 18:55.050
پس چرا باید اجازه بدم مسائل شخصی اون آدم هم فاش بشه؟

18:55.050 --> 19:00.700
اگه ترتیب حرکت پنج پیاده رو در گشایش تعویض فیل و نقره‌ای نشسته اشتباه کنی

19:00.710 --> 19:04.890
حتی اگه با حرکت پیاده دو چهار بخوای به وضعیت اول برگردی

19:04.890 --> 19:09.550
شاهد باید درباره‌ی رعایت قوانین بیرون گذاشتن زباله توسط آقای گوتا

19:09.550 --> 19:12.370
به‌ عنوان یکی از ساکن‌های ساختمون یاگوراسو شهادت بده
چه قوانینی آخه

19:12.370 --> 19:15.700
اون گوتا که ادای آدمای درستکار رو درمیاره و توی کار بقیه فضولی می‌کنه

19:15.700 --> 19:18.040
همینجا منو گرفت

19:18.040 --> 19:20.070
اینکه واضحا ضرب‌ و جرحه، مگه نه؟

19:20.070 --> 19:23.590
بسه دیگه، بسه! همینجا تمومش کنین

19:23.590 --> 19:25.590
بازیکن دوم با مهره نقره‌ای، پیاده دو چهار رو می‌گیره

19:27.530 --> 19:30.220
آقای گوتا اون سگ رو خیلی دوست داشت

19:30.220 --> 19:33.200
آره آره، خیلی دوستش داشت
واقعا خیلی بهش اهمیت می‌داد

19:33.200 --> 19:36.710
شاید دلش براش سوخته که توی قفس مونده و برای همین آزادش کرده

19:36.710 --> 19:38.730
دیگه بسه

19:38.730 --> 19:43.860
بازیکن اول همچنان به گشایش پایبنده و پیاده هفت پنج رو جلو می‌بره بازیکن دوم هم همون حرکت رو انجام می‌ده

19:43.860 --> 19:47.280
درباره‌ی آقای گوتا چیز دیگه‌ای می‌دونین؟

19:47.280 --> 19:50.480
حتی اگه از روی ناچاری با پیاده چهار چهار مهره رو بگیری

19:52.390 --> 19:56.710
راستش یه شایعه شنیدم

19:56.710 --> 20:01.210
که آقای گوتا قبلا به‌خاطر یه پرونده ضرب‌وجرح دستگیر شده بوده

20:01.220 --> 20:03.200
چی؟ هی

20:03.200 --> 20:06.400
این موضوع ربطی به پرونده نداره
خواهان، سکوت کنین

20:08.370 --> 20:11.890
سؤال دیگه‌ای ندارم... تمام

20:11.890 --> 20:15.800
بازیکن دوم پیاده یک هفت رو ترفیع می‌ده

20:15.800 --> 20:20.800
حتی اگه بازیکن اول با عجله پیاده هفت چهار رو جلو ببره، بازیکن دوم مهره رو به دو هشت می‌رسونه

20:22.700 --> 20:28.040
با از دست دادن رخ در زمین خودش، بازیکن اول مجبور می‌شه وارد یه نبرد سخت بشه

20:28.040 --> 20:31.440
به نظر میاد استاد کوتارو کاملا توی تله افتاده

20:58.470 --> 21:00.370
کوتارو

21:00.380 --> 21:04.060
تو هم می‌خوای منو مسخره کنی؟

21:04.060 --> 21:07.730
مهم‌تر از این حرفا، راسته که

21:07.730 --> 21:09.730
قبلا دستگیر شده بودی؟

21:11.720 --> 21:13.720
که چی؟

21:13.720 --> 21:15.720
چرا بهم نگفتی؟

21:15.720 --> 21:18.220
چیزی نیست که بخوام درباره‌اش حرف بزنم

21:20.400 --> 21:25.400
تو گفتی سگ رو فراری ندادی

21:25.400 --> 21:28.920
پس اصلا چرا از اول داشتی توی خونه صاحب‌خونه سرک می‌کشیدی

21:28.920 --> 21:32.920
خودش حسابی خراب کرد-
آره-

21:36.230 --> 21:38.560
این موضوع به تو ربطی نداره کوتارو

21:38.560 --> 21:41.380
چرا، اتفاقا خیلی هم ربط داره

21:41.380 --> 21:44.070
اگه موکلم یه چیزایی رو ازم پنهون کنه

21:44.070 --> 21:47.890
حتی پرونده‌ای که می‌شه برد رو هم ممکنه ببازم، مگه نه؟

21:47.890 --> 21:49.910
ها؟

21:49.910 --> 21:52.460
خودت بودی که گفتی کار رو به دادگاه بکشم

21:52.460 --> 21:55.210
حالا هم منو توی این وضعیت انداختی

21:55.210 --> 21:59.700
فکر کردم چون رفیقیم، یه کاری برام می‌کنی

21:59.700 --> 22:01.720
ولی چه خیال باطلی

22:30.050 --> 22:32.570
خوش اومدین

22:32.570 --> 22:36.390
می‌تونم کنارتون بشینم؟

22:36.390 --> 22:38.390
چی؟

22:38.390 --> 22:41.260
آهان، از توشیه‌ شنیدم

22:41.260 --> 22:44.310
هر وقت استاد کوتارو توی دادگاه حسابی شکست می‌خوره

22:44.310 --> 22:46.900
یا توی مذاکرات سازش یه باخت سنگین می‌ده

22:46.900 --> 22:48.900
میاد این مغازه و هر بار دو تا گیوزا رو با هم می‌ذاره دهنش

22:48.900 --> 22:51.900
تا یه کم از استرسش کم کنه

22:57.560 --> 22:59.960
خیلی با جزئیات توضیح دادین

23:01.910 --> 23:04.080
چی میل دارین بنوشین؟

23:04.080 --> 23:06.780
منم همون رو می‌خورم-
باشه-

23:15.260 --> 23:19.960
آقای گوتا گفت که استاد کوتارو دوستشه

23:21.900 --> 23:25.500
شما دوتا چه رابطه‌ای با هم داشتین؟

23:32.003 --> 23:35.423
اون بهم یاد داد

23:35.750 --> 23:40.150
یه جور پرچم یا آرمان

23:40.150 --> 23:43.240
که من به‌ عنوان وکیل باید تا آخر ازش محافظت کنم

23:43.240 --> 23:45.940
آرمانی که باید ازش محافظت کنی؟

23:47.910 --> 23:53.810
سال سوم راهنمایی هم‌کلاسی بودیم و سر امتحان پایان ترم

23:53.820 --> 23:57.700
به تقلب متهم شدم

23:57.700 --> 23:59.720
چی، استاد کوتارو تقلب کرده؟-
نکردم-

23:59.720 --> 24:01.740
آه

24:01.740 --> 24:03.710
هوم؟

24:03.710 --> 24:05.710
آخ

24:07.700 --> 24:11.880
"این چیه؟ مدرک واضحه که تقلب کردی، مگه نه؟"

24:11.880 --> 24:14.370
نه، فقط یادم رفت بذارمش توی کیفم

24:14.370 --> 24:19.040
مقصر همیشه می‌گه من کاری نکردم

24:19.040 --> 24:22.380
پس بی‌خود نیست که نمره‌هات خوبه

24:22.380 --> 24:26.030
کوتارو این کار رو نکرده

24:26.030 --> 24:29.720
امکان نداره این یارو همچین جرئتی داشته باشه"

24:29.720 --> 24:34.370
گوتا درست پشت سر من می‌نشست و تمام مدت امتحان

24:34.370 --> 24:38.060
سعی می‌کرد از روی برگه جواب‌هام رو نگاه کنه

24:38.060 --> 24:42.050
بعد شهادت داد که من حتی انگشتم رو هم

24:42.050 --> 24:44.720
به کتاب لغت نزده بودم

24:44.720 --> 24:48.700
به لطف اون، ماجرا ختم به خیر شد، ولی در عوض گوتا

24:48.700 --> 24:51.710
به‌عنوان مجازات تقلب، نمره صفر گرفت

24:51.710 --> 24:55.040
("چرا، چرا به‌خاطر من تا این حد پیش رفت"

24:55.040 --> 24:57.710
کوتارو

24:57.710 --> 25:00.380
داشتی می‌گفتی "من این کار رو کردم"، مگه نه؟

25:00.380 --> 25:02.980
آه، آره

25:04.729 --> 25:07.389
اگه بگی کاری رو کردی که انجام ندادی

25:07.710 --> 25:10.010
تا آخر عمرت یه بازنده‌ای"

25:13.700 --> 25:18.050
هیچوقت نباید بگی کاری رو کردی که انجام ندادی

25:18.050 --> 25:21.040
هر اتفاقی هم که بیفته

25:21.040 --> 25:25.420
برای همین وقتی گوتا اومد و ازم کمک خواست

25:25.420 --> 25:29.040
با خودم گفتم اگه می‌گه کار من نبوده، پس کار اون نبوده

25:29.040 --> 25:32.740
تصمیم گرفتم تحت هر شرایطی بهش اعتماد کنم

25:34.730 --> 25:37.730
بفرمایین-
آه، ممنونم-

25:42.109 --> 25:45.479
با این حال

25:45.740 --> 25:50.030
وقتی شنیدم قبلا دستگیر شده

25:50.030 --> 25:53.730
یهو اعتمادبه‌نفسم رو از دست دادم

25:55.700 --> 25:59.710
از زمان فارغ‌التحصیلی نزدیک به پانزده سال همدیگه رو ندیده بودیم

25:59.710 --> 26:05.380
شاید گوتای الان دیگه اون گوتایی نباشه که من می‌شناختم

26:05.380 --> 26:08.370
شاید واقعا خودش سگ رو فراری داده باشه

26:08.370 --> 26:13.970
از اینکه حتی برای یه لحظه بهش شک کردم، از خودم بدم اومد

26:27.490 --> 26:30.390
هاه، هاه، آه

26:30.390 --> 26:33.990
فقط یه لیوان آبجو خورد، ولی این‌ طوری شد

26:42.720 --> 26:44.700
بابا، این وقت شب

26:44.700 --> 26:47.090
این‌ همه صمیمیت یه کم مشکوکه

26:47.090 --> 26:49.160
یه... یه... یه‌عالمه اتفاق افتاده

26:49.160 --> 26:51.880
یه‌عالمه؟ چه اتفاقایی دقیقا

26:51.880 --> 26:53.880
آقای تاتسوئو، چی شده؟

26:53.880 --> 26:55.900
آه، خانم کاسومی

26:55.900 --> 26:58.900
فعلا، آقای تاتسومی رو بذارین زمین

26:58.900 --> 27:01.400
چشم-
آقای تاتسومی؟نه-

27:06.730 --> 27:10.390
یه جوریه انگار قراره همین الان حکم دادگاه رو بهم ابلاغ کنن

27:10.400 --> 27:14.060
به جرم کول کردن ایشون تا خونه، مجرم شناخته شدم

27:14.070 --> 27:17.400
نه، ولی توی این مورد هر دو طرف راضی بودن

27:17.400 --> 27:22.060
راضی بودن؟ محاله، حتی فراتر از کول کردن

27:22.060 --> 27:24.490
نه نه، اشتباه برداشت کردین

27:24.490 --> 27:26.390
آقای تاتسوئو، دیگه بسه

27:26.390 --> 27:29.400
چون ایشون تاتسومی رو تا خونه آورده، باید ازش تشکر کنیم

27:29.400 --> 27:31.770
نه... اون، راستش... بله

27:31.770 --> 27:33.770
واقعا ببخشید-
خواهش می‌کنم، منم معذرت می‌خوام-

27:41.060 --> 27:46.480
اینا کپی مدارک مربوط به این پرونده‌ست

27:46.480 --> 27:49.580
تاتسومی می‌گفت می‌خواد به استاد کوتارو کمک کنه

27:49.580 --> 27:52.240
برای همین مدارک رو با خودش آورده بود خونه و مدام فکر می‌کرد

27:52.240 --> 27:54.540
که چه حرکت خوبی می‌تونه انجام بده

27:56.620 --> 28:00.060
خواهان هم‌کلاسی شماست

28:00.060 --> 28:03.400
بله، گوتا فوکوئو، هم‌کلاسی دوران راهنمایی‌م

28:03.400 --> 28:05.720
درسته

28:05.720 --> 28:08.390
حالا یادم اومد، اون اسم رو

28:08.390 --> 28:13.060
وقتی توی بخش کیفری بودم، وکیل مدافعش بودم

28:13.060 --> 28:15.060
چی؟

28:50.330 --> 28:53.950
درباره‌ی پرونده ضرب‌وجرحی که گوتا دیشب مرتکب شده بود

28:53.950 --> 28:56.380
از پدر استاد تاتسومی شنیدم

28:56.380 --> 28:58.620
اونم وقتی من خواب هفت پادشاه رو می‌دیدم

28:58.620 --> 29:02.290
پنج سال پیش، گوتا به‌عنوان مأمور وصول بدهی کار می‌کرد

29:02.290 --> 29:05.790
به یکی از کارمندهای ارشدش آسیب زد و دستگیر شد و براش کیفرخواست صادر کردن

29:05.790 --> 29:11.730
حکم دادگاه هم یک سال زندان بود، ولی با تعلیق مجازات، درسته؟

29:11.730 --> 29:15.300
راستش اون کارمند قربانی آدم افتضاحی بود

29:15.300 --> 29:17.950
یه موکل جوون که نمی‌تونست بدهیش رو پس بده

29:17.950 --> 29:20.360
چون توان مقاومت نداشت، مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود

29:20.360 --> 29:23.410
گوتا هم نتونست تحمل کنه که ببینه اون مرد به زور بهش تعرض می‌کنه

29:23.410 --> 29:26.960
ارشد، هی، دیگه بسه، داری زیاده‌روی می‌کنی"

29:26.960 --> 29:31.020
گوتا، داری چه غلطی می‌کنی! هی

29:31.020 --> 29:33.070
هی! بس کن

29:33.070 --> 29:36.320
لطفا بس کنین... آه

29:36.320 --> 29:39.460
"آخ

29:39.460 --> 29:42.310
پس به همین خاطر به اتهام ضرب‌وجرح محکوم شد؟

29:42.310 --> 29:45.960
وکیلش اون موقع از خودش دفاع مشروع کرد، ولی

29:45.970 --> 29:48.630
آسیب طرف مقابل هم شدید بود

29:48.630 --> 29:51.640
و قاضی پرونده، یعنی پدر شما، بعد از کلی دودلی

29:51.640 --> 29:54.040
حکم مجرمیت با تعلیق مجازات صادر کرد

29:54.040 --> 29:58.960
من فکر می‌کردم فقط عصبانی شده و دست به خشونت زده

29:58.960 --> 30:04.380
می‌خوام باور کنم که گوتا از اون آدمایی نیست که

30:04.380 --> 30:08.980
فقط از روی لجبازی سگ صاحب‌خونه رو فراری بده

30:17.050 --> 30:21.970
پرونده حسابی خراب شده، ولی

30:21.970 --> 30:26.970
می‌خوام یه کم دیگه به مبارزه ادامه بدم

30:26.970 --> 30:30.940
برای این کار به کمک شما دوتا نیاز دارم

30:30.940 --> 30:32.960
لطفا کمکم کنین

30:32.960 --> 30:35.950
عه، بسه دیگه این حرفا رو

30:35.950 --> 30:38.300
باشه، فهمیدم

30:38.300 --> 30:41.300
ما هم اشتباه کردیم که از روی ظاهر آدم‌ها قضاوت کردیم

30:41.300 --> 30:45.690
هنوز مسابقه تموم نشده

30:45.690 --> 30:48.310
منم وارد بازی می‌شم
حالا که این تصمیم رو گرفتیم

30:48.310 --> 30:51.960
می‌خوای چطور ضدحمله بزنی؟

30:51.960 --> 30:56.950
اول دوباره می‌رم ساختمون یاگوراسو و از بقیه سؤال می‌کنم

30:56.950 --> 31:00.620
بازم بحث سگه، اونم توی این وضعیت؟

31:00.620 --> 31:03.630
کوتارو کون معمولا این توئه؟

31:03.630 --> 31:09.300
آره، وقتی نمی‌تونم باهاش بازی کنم، همیشه میاد اینجا

31:09.300 --> 31:12.630
همسرت ازش مراقبت نمی‌کنه؟

31:12.640 --> 31:15.690
چرا، خیلی هم دوستش داره، ولی

31:15.690 --> 31:22.960
غذا دادن و دستشویی بردنش و همه کارای دردسرسازش افتاده گردن منه، همه‌اش با منه

31:22.960 --> 31:25.460
آه، آهان

31:32.310 --> 31:36.290
ها، این لکه خون نیست؟

31:36.290 --> 31:39.730
چی؟ اینجا رو می‌گی

31:39.730 --> 31:42.730
اوه، این دیگه چیه

31:46.970 --> 31:51.970
بالاخره توی این مسابقه، سگ بدون شک مهره‌ایه که کلید ماجرا دستشه

31:51.970 --> 31:55.310
چی؟ مگه مهره سگ هم داریم؟

31:55.310 --> 31:58.310
داریم، جدی می‌گم

31:58.310 --> 32:01.950
ماکادای شوگی، همون شوگی که می‌گن ریشه شوگی امروزیه

32:01.950 --> 32:05.290
صفحه بزرگ‌تری داره و از پنجاه نوع مهره استفاده می‌کنه

32:05.290 --> 32:08.620
یکی از مهره‌هاش کوماینو نام داره که می‌تونه در هر هشت جهت حرکت کنه

32:08.620 --> 32:10.990
و حتی می‌تونه مهره‌های حریف رو هم از بین ببره

32:10.990 --> 32:15.300
مهره‌ای با قابلیت‌های خیلی بالا
آره

32:15.300 --> 32:18.600
این اطلاعات به درد این پرونده نمی‌خوره، مگه نه؟

32:22.960 --> 32:27.330
ببخشید، این اتاق خانم کیه یوکوئوچی نیست؟

32:27.330 --> 32:29.330
هوم؟

32:32.620 --> 32:37.600
همون کسی که گفته بود در اتاقش باز نمی‌شه و به همین خاطر برای دادگاه دیر رسیده بود

32:37.600 --> 32:41.290
ام، ببخشید، اتفاقی افتاده؟

32:41.290 --> 32:43.660
یکی اومده

32:43.660 --> 32:46.960
تو سوراخ قفل چسب ریخته یا همچین چیزی

32:46.960 --> 32:52.320
واسه همین یوکوئوچی دیر به دادگاه رسید

32:52.320 --> 32:54.350
ببخشید

32:54.350 --> 32:56.620
شهادت دادن تو دادگاه تجربه‌ای نیست که هر روز پیش بیاد

32:56.620 --> 32:58.640
برای همین یه چیزیم شد

32:58.640 --> 33:03.010
به لطف شهادت تو، الان یه قدم با استعفا فاصله داریم

33:03.010 --> 33:06.930
برای جبرانش، بذار یه خبر ویژه بهت بدم

33:06.930 --> 33:10.290
چی؟ چیه؟ زود باش دیگه، بگو ببینم

33:10.290 --> 33:14.310
راستش صاحبخونه، ابی‌هارا‌

33:14.310 --> 33:17.360
ظاهرا توی بخت‌آزمایی یه میلیون ین برده

33:17.360 --> 33:19.280
توی بخت‌ آزمایی؟

33:19.280 --> 33:22.630
ولی ظاهرا اون یه میلیون ین رو

33:22.630 --> 33:24.680
از زنش مخفی کرده و برای خودش کنار گذاشته

33:24.680 --> 33:27.600
چی؟ یعنی توی اون اتاق یه میلیون ین هست؟

33:27.600 --> 33:29.600
آره، هست، هست، واقعا هست؟

33:29.610 --> 33:32.620
بقیه مستأجرها هم از این موضوع خبر دارن؟

33:32.630 --> 33:38.030
حرف‌های زنش درباره‌اش کاملا قابل اعتماده، برای همین به همه گفتم، هه هه

33:38.030 --> 33:40.030
نکنه که

34:05.620 --> 34:07.630
کار وحشتناکی کردی، همین الان پسش بده"

34:07.630 --> 34:10.630
یکی اومده تو سوراخ قفل چسب ریخته یا همچین چیزی

34:10.630 --> 34:12.660
این لکه‌ی خون نیست؟

34:12.670 --> 34:14.670
"ظاهرا اون یه میلیون ین رو مخفی کرده بود

34:18.340 --> 34:26.640
توی این مسابقه، چیزی که گم شد سگ نبود

34:32.620 --> 34:36.120
پدر گوتا‌سان پنج سال پیش بر اثر سکته قلبی فوت کرد

34:36.120 --> 34:41.130
اون اتفاق هم تقریبا همون موقعی بود که

34:41.130 --> 34:43.140
پرونده‌ی ضرب‌وجرح اتفاق افتاد، درسته؟ احتمالا

34:43.150 --> 34:45.850
بعد از اون به خوابگاه یاگوراسو نقل مکان کرده

34:50.800 --> 34:53.640
حرکت خوبی پیدا کردی؟

34:53.640 --> 34:58.810
می‌تونم این بازی رو ببرم، تازه همه‌ چیز رو درباره‌ی مجرم می‌دونم

34:58.810 --> 35:03.730
آه، با اینکه قراره یه دادگاه حقوقی باشه، استاد کوتارو‌ای

35:03.730 --> 35:08.430
می‌شه اجازه بدین حرکت بعدی رو من انجام بدم؟

35:35.440 --> 35:39.440
ها؟ اینجا مراسم ورود به بزرگسالیه؟

35:58.860 --> 36:01.650
چرا یهو درخواست مذاکره خارج از دادگاه دادین

36:01.650 --> 36:06.620
این بار یه مهره‌ای که تو شوگی معمولی وجود نداره مخفی شده بود؟

36:06.620 --> 36:10.970
و همین بازی رو خیلی پیچیده کرد

36:10.970 --> 36:15.460
می‌شه واضح‌تر توضیح بدین؟-
بله-

36:15.460 --> 36:20.800
آقای ابی‌هارا‌، اون یه میلیون ینی که تو بخت‌آزمایی بردین

36:20.800 --> 36:23.450
توی قفس کوتارو‌کون مخفیش کردین، درسته؟

36:23.450 --> 36:25.640
از کجا اینو می‌دونی؟

36:25.640 --> 36:28.310
همسرتون، سوزوکو‌، با اینکه سگ‌ها رو دوست داره

36:28.310 --> 36:30.460
تمام مسئولیت نگهداری از کوتارو‌کون رو

36:30.460 --> 36:32.990
کاملا به خودتون سپرده بود، آقای ابی‌هارا، برای همین

36:32.990 --> 36:37.690
قفسش که سوزوکو‌سان هیچوقت بهش دست نمی‌زد، بهترین جا برای مخفی کردن پول بود

36:41.470 --> 36:45.120
فهمیدم، چون اشتباهی فکر کردی گوتا اون پول رو دزدیده

36:45.120 --> 36:47.190
همه‌ی اون کارها رو کردی

36:49.110 --> 36:51.780
اینکه بگی یه سگ فراری رو "پس بده" حرف عجیبیه

36:51.780 --> 36:55.300
از همون اول این موضوع ذهنم رو مشغول کرده بود، صبر کن

36:55.300 --> 36:57.670
من هیچ پولی ندزدیدم، پس کی دزدیده

36:57.670 --> 37:01.290
می‌خوای بگی کی این کار رو کرده؟ از همون اول این بازی

37:01.290 --> 37:06.810
پنج تا سرباز بودن که کلید حل معما دستشون بود

37:06.810 --> 37:09.330
با توجه به شرایط، مجرم یکی از پنج مهره‌ست

37:09.330 --> 37:16.930
سربازهای شماره یک، دو، سه، چهار و هفت

37:20.630 --> 37:24.300
برای پیدا کردن مجرم از بین اینا، دو تا شرط داریم

37:24.300 --> 37:32.790
اول، وقتی مجرم سعی کرد اون یه میلیون ین مخفی‌شده تو قفس رو بدزده

37:32.790 --> 37:37.470
کوتارو‌کون دستش رو گاز گرفت و دستش خون اومد

37:37.480 --> 37:42.130
دوم، مجرمی که سعی داشت گناه خودش رو گردن آقای گوتا بندازه

37:42.130 --> 37:46.630
شنیده بود که یوکوئوچی قراره توی دادگاه شهادت بده و بی‌گناهی گوتا رو ثابت کنه

37:46.640 --> 37:50.300
"وقتی سگ فرار کرد، گوتا‌سان تو اتاق خودش توی طبقه دوم بود"

37:50.310 --> 37:52.670
"حاضری توی دادگاه شهادت بدی"

37:52.670 --> 37:55.960
پس روز دادگاه، برای اینکه یوکوئوچی‌ رو توی اتاقش حبس کنه

37:55.960 --> 37:59.630
از چسب فوری استفاده کرد

37:59.630 --> 38:04.320
یه زخم ناشی از گاز گرفتن سگ داره و معمولا هم از چسب فوری استفاده می‌کنه

38:04.320 --> 38:06.820
مهره‌ای که با این دو شرط جور درمیاد

38:09.790 --> 38:15.090
سرباز سومه، همون مجرمی که سگ رو فراری داد

38:22.620 --> 38:26.290
خودت می‌دونی چرا اومدم

38:26.290 --> 38:29.960
زخم دست چپت از گاز گرفتن کوتارو‌کونه، مگه نه؟

38:29.960 --> 38:34.820
چسبی هم که تو سوراخ قفل یوکوئوچی‌ ریختی، همونه

38:34.820 --> 38:37.890
نه، این... دیگه کیش و مات شدی

38:37.890 --> 38:40.190
لطفا تسلیم شو

38:45.290 --> 38:47.960
تو معامله روزانه سهام شکست خوردم

38:47.960 --> 38:53.850
و بدهی‌هام اون‌قدر زیاد شد که دیگه نمی‌تونستم پسشون بدم

38:53.850 --> 38:55.850
معذرت می‌خوام

39:01.280 --> 39:04.610
مطمئنی؟ نمی‌خوای تحویل پلیسش بدی

39:04.610 --> 39:07.950
پولم رو پس گرفتم

39:07.950 --> 39:11.800
ولی باید از اینجا اسباب‌کشی کنی

39:11.800 --> 39:14.840
رفتارت با من با رفتارت با اون زمین تا آسمون فرق داره

39:14.840 --> 39:18.480
ببین، از همون اول تو

39:18.480 --> 39:20.610
همش سرک می‌کشیدی توی اتاقم

39:20.610 --> 39:24.620
حتی اون روز هم اومدی توی اتاقم

39:24.620 --> 39:27.280
دلیلش رو می‌دونم

39:27.290 --> 39:30.150
احتمالا اون روز گوتا

39:30.160 --> 39:34.730
صدای پارس کردن کوتارو رو شنید که داشت می‌دوید بیرون

39:34.730 --> 39:37.950
برای همین از پله‌ها پایین دوید و رفت سمت اتاق آقای ابی‌هارا

39:37.950 --> 39:40.050
دلیلش این بود که

39:40.050 --> 39:41.970
"صاحبخونه! حالتون خوبه؟"

39:41.970 --> 39:44.790
نگران بود که نکنه

39:44.790 --> 39:47.290
بلایی سر آقای ابی‌هارا‌ اومده باشه-
چی؟-

39:47.290 --> 39:49.290
چرا باید این یارو نگران من باشه

39:49.290 --> 39:51.940
وقتی قبلا اومده بودم، داشتی دارو می‌خوردی، درسته؟

39:51.940 --> 39:54.450
یه بیماری مزمن داری، نه؟

39:54.450 --> 39:57.610
آره، قلبم یه مشکلی پیدا کرده

39:57.620 --> 40:05.770
راستش پدر گوتا هم مشکل قلبی داشت

40:05.770 --> 40:07.870
درسته؟

40:14.300 --> 40:18.290
پنج سال پیش، سر کارم زیادی خوش‌گذرونی می‌کردم

40:18.290 --> 40:23.110
و وقتی نمی‌تونستم برگردم خونه، اون از حال رفت

40:23.110 --> 40:25.410
و همونطوری از دنیا رفت

40:28.810 --> 40:32.700
وقتی شنید آقای ابی‌هارا هم مشکل قلبی داره

40:32.700 --> 40:34.620
از همون موقع همیشه نگرانتون بوده

40:34.620 --> 40:37.420
نه، منظورم این نیست

40:39.490 --> 40:41.790
فکر می‌کنم دلیل اینکه گوتا نمی‌خواست از این آپارتمان بره

40:41.790 --> 40:44.390
این بود که نگرانتون بود آقای ابی هارا‌

40:48.320 --> 40:54.300
کی گفته من بی‌اجازه نگران بقیه می‌شم؟

40:54.310 --> 40:59.610
"خیالت راحت، دیگه بهت نمی‌گم از "اینجا برو

41:11.140 --> 41:15.290
راستی، همین الان از اداره منطقه زنگ زدن و گفتن

41:15.290 --> 41:17.290
کوتارو‌چان پیدا شده

41:17.300 --> 41:20.160
جدی؟ وای، وای

41:20.170 --> 41:22.470
گفتن بریم از پناهگاه حیوانات تحویلش بگیریم

41:22.470 --> 41:24.470
باشه، فهمیدم

41:25.696 --> 41:28.206
ممنون، کوتارو

41:28.960 --> 41:34.950
نه، من فقط وظیفه‌ام رو به عنوان یه وکیل انجام دادم

41:34.950 --> 41:36.980
نه، موضوع این نیست، هوم؟

41:36.980 --> 41:40.980
تو تا آخرش بهم ایمان داشتی، مگه نه؟

41:45.960 --> 41:49.460
اگه بگی کاری رو انجام دادی که انجامش ندادی

41:49.460 --> 41:53.710
تا آخر عمرت بازنده‌ای

41:53.720 --> 41:56.320
"اگه بگی کاری رو انجام دادی که انجامش ندادی"

41:56.320 --> 41:58.320
"تا آخر عمرت بازنده‌ای"

42:03.460 --> 42:07.830
واقعا خوشحالم که رفیقمی

42:07.830 --> 42:10.380
خفه شو

42:10.380 --> 42:15.680
هی، هی، هی

42:20.460 --> 42:22.790
پس بالاخره دارن بازی رو تحلیل می‌کنن

42:22.790 --> 42:26.290
این مسابقه باعث شد به خیلی چیزها فکر کنم

42:30.270 --> 42:34.770
خوشحالم که استاد تاتسومی‌‌ای اینجا بود

42:34.770 --> 42:37.110
این حرکت یه جور حرکت ناگهانیه

42:37.110 --> 42:40.280
که جریان بازی رو نادیده می‌گیره

42:40.280 --> 42:43.950
من زیادی اصرار داشتم که همه‌ چیز رو تنهایی انجام بدم

42:43.950 --> 42:48.620
و متوجه نبودم که استاد تاتسومی‌‌ای این‌همه

42:48.620 --> 42:50.600
برای من فکر و تلاش می‌کرد

42:50.610 --> 42:56.760
خوندن حرکت‌های بازی برای من مثل یه عادته

42:56.760 --> 43:02.770
ولی واقعا کمکم کرد

43:02.770 --> 43:05.070
واقعا ممنونم

43:12.090 --> 43:14.290
آه، راستی

43:20.620 --> 43:25.440
راستش من حسودیم شد

43:25.440 --> 43:29.290
حسودیت شد؟

43:29.290 --> 43:37.100
به اینکه استاد کوتارو‌ رفیقی مثل گوتا‌سان داره

43:37.100 --> 43:41.940
ولی تو هم هم حتما دوست‌هایی داری، استاد تاتسومی‌

43:41.940 --> 43:46.780
زندگی من فقط شوگی و شش قانون بوده

43:46.780 --> 43:49.580
اینم به نوبه خودش خیلی جالبه

43:51.630 --> 43:56.430
ولی فقط یه دوست صمیمی داشتم

44:03.310 --> 44:11.770
اما همون یه نفر رو هم از دست دادم

44:11.770 --> 44:14.270
به خاطر شوگی

44:21.000 --> 44:52.000
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
مترجم: Sarya
