WEBVTT

00:04.325 --> 00:05.951
‫ کمک! کمک!

00:15.036 --> 00:17.238
‫دست از سرم بردار، ولم کن

00:19.360 --> 00:20.835
مراقب باش کجا داری می‌ری

00:22.284 --> 00:23.440
‫حالت خوبه؟

00:25.548 --> 00:26.998
‫هی، خوبی؟

00:27.475 --> 00:29.075
‫‫اون می‌خواد منو بکشه

00:40.213 --> 00:45.466
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:45.491 --> 00:50.697
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:52.688 --> 00:57.981
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

01:11.527 --> 01:13.696
آدام-
لوسیا-

01:15.564 --> 01:18.801
واو-
آره، یه مدتی می‌شه که ندیدمت-

01:18.826 --> 01:20.678
‫چطوری؟ شنیدم جابه‌جا شدی

01:20.703 --> 01:22.605
‫آره، در واقع چند باری جابه‌جا شدم

01:22.630 --> 01:24.322
‫آخرین ایستگاه هم سانتافه بود

01:24.347 --> 01:26.550
‫سانتافه؟ تا حالا نرفتم

01:26.575 --> 01:29.044
‫خوشم اومد ازش
اونجا اصلاً آسمون‌خراش نداره

01:29.069 --> 01:30.671
‫پر از آدمای عجیب‌غریبه

01:31.152 --> 01:34.024
‫شنیدم با یه پسره آشنا شدی
قضیه جدی به نظر می‌رسید

01:34.049 --> 01:36.150
‫داری آمارمو درمیاری؟
...‫نه، فقط

01:36.175 --> 01:37.777
‫شوخی می‌کنم بابا

01:38.020 --> 01:39.997
‫نیک و ناتالی بهت گفتن، درسته؟
‫‫آره

01:40.022 --> 01:42.591
‫می‌دونی، هر از گاهی یه چیزایی می‌گن
‫‫آره

01:42.896 --> 01:44.831
‫منم بعضی وقتا سراغتو ازشون می‌گیرم

01:46.070 --> 01:48.402
...‫و خب، اون یارو موندنی نشد، واسه همین

01:48.731 --> 01:51.600
‫اوه، متاسفم
‫‫من که نیستم

01:53.401 --> 01:56.543
‫هنوز تو پلیس لس‌آنجلسی؟
‫‫آره، آره، حسابی سرمو گرم کردن

01:56.568 --> 01:58.490
‫آره، یادمه

01:59.407 --> 02:01.726
‫خلاصه که، پروژه بعدیم همین‌جا تو لس‌آنجلسه

02:02.593 --> 02:03.803
‫برگشتی اینجا؟

02:04.168 --> 02:05.255
‫فعلاً که آره

02:05.812 --> 02:07.857
‫خب، خوش برگشتی

02:10.749 --> 02:14.285
‫ببین، من یه چند دقیقه‌ای وقت دارم
می‌خوای بشینیم یه گپی بزنیم؟

02:14.557 --> 02:17.313
...آه، ‫راستش، من
‫‫اوه، آره راست می‌گی، ببخشید

02:17.760 --> 02:20.173
‫شیفتت داره شروع می‌شه باید بری سر کار

02:22.148 --> 02:23.557
‫می‌تونم یه ذره دیرتر برم

02:41.268 --> 02:42.308
‫صبح بخیر

02:42.818 --> 02:45.568
‫دیر کردی
‫‫آه زمان از دستم در رفت، چیز مهمی نیست

02:45.593 --> 02:46.584
‫چی شده؟

02:46.889 --> 02:48.272
‫‫خب، بذار ببینیم

02:48.297 --> 02:49.633
‫"من" ضمیر اول شخصه

02:49.658 --> 02:52.301
‫"گم کردن" هم یعنی چیزی رو
سر جاش نذاشتن یا از دید خارج شدن

02:52.326 --> 02:53.813
‫ بامزه بود ممنون، خانم ریچل

02:53.838 --> 02:57.307
‫منظورم اینه که چطور
آدمی مثل تو زمان از دستش در می‌ره؟

02:57.332 --> 03:00.201
‫تو از اونایی که یه ماگ‌ دارن که روش نوشته:
"اگه آن‌تایمی، پس دیر کردی"

03:00.226 --> 03:01.845
‫نه، ندارم
‫‫هه

03:01.870 --> 03:04.241
‫خب، قراره یه دونه بگیری
‫‫نکن، این کارو نکن

03:04.266 --> 03:07.562
‫به جای اینکه تو زندگی شخصی من سرک
بکشی، چطوره روی این پرونده تمرکز کنیم؟

03:07.587 --> 03:09.460
‫کاملاً مطمئنم که از پسِ جفتش برمیام
‫‫اوهوم

03:09.485 --> 03:12.656
.‫تصادف عابر با ماشین
راننده داره همکاری می‌کنه

03:12.681 --> 03:14.825
‫به نظر می‌رسه
یارو همین‌طوری پریده وسط خیابون

03:14.850 --> 03:17.270
‫نه کیف پولی، نه کارت شناسایی‌ای
و نه از کدوم گوری اومده

03:17.295 --> 03:19.171
‫حتی وانستاده یه جفت کفش بپوشه

03:19.196 --> 03:21.332
‫اون زوجی که اونجان
چند کلمه‌ای باهاش حرف زدن

03:21.357 --> 03:23.932
‫گفتن تعادل نداشته، احتمالاً مست بوده

03:23.959 --> 03:26.501
‫طوری رفتار می‌کرده که انگار یکی دنبالشه

03:26.526 --> 03:29.698
‫درست قبل از اینکه این اتفاق بیفته
"داد زده: "اون می‌خواد منو بکشه

03:29.723 --> 03:31.184
‫کسی رو دیدن که دنبالش باشه؟

03:31.209 --> 03:32.643
‫واضح گفتن که کسی رو ندیدن

03:32.668 --> 03:35.264
‫هوم، پس لابد داشته توهم می‌زده

03:39.392 --> 03:41.627
‫هنوز داری به این فکر می‌کنی
که چرا دیر کردم، نه؟

03:41.652 --> 03:43.620
‫آره
‫‫هوم

03:43.645 --> 03:46.715
‫اون حرفی که زدی رو یادته؟
که هم بری رو مخم و هم روی پرونده کار کنی؟

03:46.740 --> 03:49.807
‫داشتم همین کارو می‌کردم
داشته توهم می‌زده، چون مسموم شده بوده

03:50.451 --> 03:52.115
‫آم، اونوقت چطور از این بابت مطمئنی؟

03:52.140 --> 03:53.222
‫از روی استفراغش

03:53.812 --> 03:55.151
‫کدوم استفراغ؟

03:57.059 --> 03:58.332
‫اه
‫‫اوکی

03:58.357 --> 04:01.208
‫پس هیچ‌کدوم‌تون تا حالا
یه بچه مستقیم تو دهنتون بالا نیاورده

04:01.233 --> 04:02.028
افتاد؟

04:02.053 --> 04:03.683
‫موقعی که داشتم می‌اومدم دیدمش

04:03.708 --> 04:05.142
‫مطمئنی این مال مقتوله؟

04:05.167 --> 04:06.783
‫خب، یه مقداریش روی لباسش بود

04:08.070 --> 04:11.816
خب، مگه اینکه کس دیگه‌ای رو پیدا کرده
که بخواد استفراغش رو روش بریزه

04:11.841 --> 04:13.808
‫حدسم همینه، آره
‫‫چرا سیاهه؟

04:16.344 --> 04:18.555
‫یا خدا بوی تخم‌مرغ گندیده می‌ده

04:18.580 --> 04:20.858
آره، دلیلش اینه که ذغال فعاله

04:20.883 --> 04:23.259
‫وقتی هم که زغال
با باکتری‌های روده واکنش می‌ده

04:23.284 --> 04:25.963
‫هیدروژن‌سولفید آزاد می‌کنه
که بوی تخم‌مرغ گندیده میده

04:25.988 --> 04:28.907
‫تنها دلیلی هم که
یه نفر این‌همه زغال فعال بخوره

04:28.932 --> 04:30.634
‫اینه که یه چیز سمی خورده باشه

04:30.659 --> 04:32.480
‫که همینم توضیح میده چرا توهم ‌زده

04:32.505 --> 04:35.404
‫پس یا اتفاقی
یه چیزی خورده، یا اینکه مسمومش کردن

04:35.429 --> 04:37.199
‫سوال بعدی اینه که از کجا اومده؟

04:37.766 --> 04:40.269
‫خب، کف پاهای مقتول بریده بریده بوده

04:40.717 --> 04:42.524
‫انگار از خودش رد به جا گذاشته
‫‫درسته

04:42.549 --> 04:44.815
‫من و مورگن رد خون رو می‌گیریم
شماها برگردین سرِ تقاطع

04:44.840 --> 04:47.050
‫ببینین دوربین ترافیکی
اون دور و برا هست که بشه چک کرد

04:47.075 --> 04:50.203
‫حواستون هم باشه که بچه‌های
تشخیص هویت از اون چیزه، نمونه بردارن

04:53.891 --> 04:56.593
‫می‌خوای بگی چرا دیر کردی، یا حتماً باید
رو مخت پیاده‌روی کنم تا حرف بزنی؟

04:56.618 --> 04:58.245
‫لوسیا رو دیدم

04:59.643 --> 05:02.919
‫لوسیا؟ همون نامزد سابقت که اون تابلوی رز
رو برات کشید که هنوزم رو دیوارتـه؟

05:02.944 --> 05:04.184
‫خودِ خودشه

05:04.209 --> 05:07.370
‫این که خیلی مهمه، شماها 5 سال بود
که همدیگه رو ندیده بودین، مگه نه؟

05:07.395 --> 05:09.397
‫چیز مهمی نیست مورگن، فقط یه قهوه خوردیم

05:09.422 --> 05:11.810
‫آره جون خودت
من از این مدل قهوه خوردن‌ها زیاد داشتم

05:11.835 --> 05:15.436
‫حدس می‌زنم مقتول ما، از همین‌جا اومده باشه

05:15.971 --> 05:18.507
حرفمون اینجا تموم نشده-
مورگن، نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم-

05:18.774 --> 05:20.533
‫خب، پس اصلاً نباید چیزی می‌گفتی

05:24.251 --> 05:25.251
آها

05:25.581 --> 05:28.091
اون یارو ممکنه تو خیابون مرده باشه
...ولی هر بلایی که سرش اومده

05:28.116 --> 05:29.368
‫قطعاً همین‌جا اتفاق افتاده

05:30.185 --> 05:33.288
‫اسم هم داره "دکلان هارکر، 31 ساله"

05:33.313 --> 05:36.767
‫خبری از سموم خونگی معمولی
دارو، یا مواد مخدر غیرقانونی نیست

05:36.792 --> 05:38.802
‫انگار مواد شوینده هم داشته باشه

05:38.827 --> 05:40.771
‫اینجا کلی چیز هست
که می‌شد توشون سم ریخت

05:40.796 --> 05:42.425
‫می‌گم بچه‌های تشخیص هویت جمعشون کنن

05:42.787 --> 05:46.079
‫این‌همه غذای بیرون‌بر، آدم حس می‌کنه
دکلان هیچ‌وقت از این اتاق بیرون نمی‌رفته

05:46.104 --> 05:47.328
‫فکر می‌کنی شغلی داشته؟

05:47.353 --> 05:50.147
‫فاز و استایلش یه جورایی
به بی‌کارها می‌خوره، مگه نه؟

05:50.172 --> 05:52.294
‫ولی نه. اون صندلی رو می‌بینی؟

05:52.319 --> 05:54.259
‫این مدل تاندر ثرون وی2 هستش

05:54.284 --> 05:57.120
‫بالشتک سرِ مغناطیسی، پشتی طبیِ چهارجهتـه

05:57.145 --> 05:59.690
‫و کفی صندلی با فوم نانو
‫‫اووه!

05:59.715 --> 06:02.859
‫ این طرف هم
دستکش‌های ضدتعریق با اصطکاک بالا داریم

06:02.884 --> 06:04.765
‫و یه هدفون فوق‌حرفه‌ای

06:04.790 --> 06:06.246
‫و بعدش هم نوبت اینه

06:07.254 --> 06:10.745
‫دکلان هارکر یه گیمر حرفه‌ای بوده
ورزشکار رشته‌ی ورزش‌های الکترونیک

06:10.770 --> 06:13.572
‫بازی‌های ویدیویی ورزش نیستن مورگن
‫‫شخصاً باهات موافقم،

06:13.597 --> 06:16.522
‫ولی از لحاظ فنی، گیمرهای حرفه‌ای
نیاز به سرعت‌العملِ خیلی بالایی دارن

06:16.547 --> 06:19.550
‫پس ممکنه شبیه ورزشکارها به نظر نیان
ولی مثل اونا تمرین می‌کنن

06:20.369 --> 06:21.586
مثل ‫الیوت؟
‫‫آره

06:21.611 --> 06:24.014
‫وقتی بازی نمی‌کنه، مخ منو
با حرف زدن درباره‌شون می‌خوره

06:24.039 --> 06:26.459
‫خب، اگه این یارو این‌قدر عشقِ گیم بوده
پس کامپیوترش کجاست؟

06:26.484 --> 06:28.352
‫دقیقاً اینجا نیست

06:28.377 --> 06:30.637
‫شاید همونی که مسمومش کرده بردتش؟
‫‫هوم

06:36.640 --> 06:39.420
‫شما کی هستین؟
‫‫پلیس لس‌آنجلس، تو کی هستی؟

06:40.430 --> 06:41.932
‫اسمم آدیتی شاوِ

06:42.591 --> 06:45.327
‫دوست‌پسر سابقم
اینجا زندگی می‌کنه، دکلان هارکر؟

06:47.510 --> 06:48.683
‫حالش خوبه؟

06:50.565 --> 06:52.568
‫متاسفم که اینو می‌گم، ولی اون مُرده

06:54.989 --> 06:57.221
‫خیلی دیر رسیدم
‫‫واسه چی دیر رسیدی؟

06:57.246 --> 06:59.415
‫دکلان امروز صبح
یه پیام صوتیِ عجیب واسم گذاشت

06:59.440 --> 07:01.231
‫منم به محض اینکه شنیدمش اومدم اینجا

07:01.428 --> 07:03.762
‫آدیتی، باید بهم کمک کنی همه‌ش تقصیر منه

07:03.787 --> 07:05.414
‫من اونو چندین بار کشتم

07:05.439 --> 07:08.597
‫بارها و بارها کشتمش
و حالا اون می‌خواد منو بکشه

07:17.259 --> 07:20.128
‫هیچ می‌دونی که منظورش از
بارها و بارها کشتمش" چی بود؟"

07:20.153 --> 07:21.571
‫اینم جزو همون توهماتـه؟

07:21.596 --> 07:23.340
‫راستش، فکر می‌کنیم درباره گیم حرف می‌زد

07:23.365 --> 07:26.276
‫دکلان یکی از پلیرهای تاپِ
یه بازی آنلاین به اسم "بتل داینستی" بوده

07:26.301 --> 07:28.444
‫از این بازیها که
شمشیر و جادو و شوالیه و اژدها داره

07:28.469 --> 07:30.280
‫تو بازی یکی رو می‌کشی، دوباره زنده می‌شی

07:30.305 --> 07:32.040
‫باز می‌کشیش و همین‌طور داستان ادامه داره

07:32.065 --> 07:34.726
‫واسه همین فکر می‌کنیم
خشونتِ بازی به دنیای واقعی کشیده شده

07:34.751 --> 07:37.712
‫اون پلیری که همه‌ش کشته می‌شده
پیداش کرده و تو واقعیت دخلشو آورده

07:37.737 --> 07:40.017
‫با توجه به اون پیام صوتی
خودِ دکلان هم همین فکرو می‌کرده

07:40.042 --> 07:41.906
‫معلوم شد با چه سمی مسموم شده؟

07:41.931 --> 07:45.467
‫پزشک قانونی هنوز داره تست می‌گیره هنوز
نوعش رو تشخیص نداده، ولی "آز" پیگیر قضیه‌ست

07:45.971 --> 07:47.762
‫البته بچه‌های تشخیص هویت رد خون رو

07:47.787 --> 07:49.933
‫روی یکی از
ظرف‌های غذا تو آپارتمان پیدا کردن

07:49.958 --> 07:51.915
‫انگار انگشتِ یه نفر با منگنه بریده

07:51.940 --> 07:53.616
‫تستش کردن، مال دکلان نیست

07:53.835 --> 07:55.880
‫دکلان از تحویل بدون تماس استفاده می‌کرده

07:55.905 --> 07:58.208
‫طبقِ اپلیکیشن، غذا حدوداً
یک ساعت قبل از مرگش رسیده

07:58.233 --> 08:01.169
‫شاید وقتی غذا پشت در بوده
قاتل یه بلایی سرش آورده

08:01.194 --> 08:04.030
‫امیدوارم وقتی طرف رو پیدا کردیم، نمونه‌ی
دی‌اِن‌اِی داشته باشیم که باهاش تطبیق بدیم

08:05.040 --> 08:06.826
‫خب اون دوست‌دختر سابقش چی؟

08:06.851 --> 08:09.516
‫خیلی اتفاقی و دقیقاً
وقتی اون مُرده سروکله‌ش پیدا می‌شه

08:09.541 --> 08:11.037
‫کلید هم که داره

08:11.062 --> 08:13.123
‫اونم گیمره؟
‫‫آره، هست

08:13.148 --> 08:15.692
‫ولی به نظر صادق میاد واقعاً داغون شده بود

08:15.717 --> 08:17.424
‫حاضره هر کاری از دستش برمیاد واسه کمک بکنه

08:20.122 --> 08:22.815
‫چیه؟
‫‫هیچی، داری واسم کم‌کم نرم‌مزاج می‌شی

08:23.058 --> 08:25.394
‫مورگن گفت امروز صبح اتفاقی لوسیا رو دیدی

08:25.419 --> 08:28.380
‫جدی‌جدی می‌کشمش
‫‫خب، فعلاً دست نگه دار

08:28.405 --> 08:30.483
‫سپردم بهش تمام چیزایی که
تو آپارتمان پیدا کردیم رو زیر و رو کنه

08:30.508 --> 08:32.199
‫تا مطمئن بشیم چیزی رو از قلم ننداختیم

08:32.224 --> 08:35.574
‫فعلاً به حست در مورد
دوست‌دختر سابقش اعتماد می‌کنم

08:35.599 --> 08:37.300
‫فقط عذر موجهش رو چک کن

08:37.657 --> 08:38.725
‫باشه

08:40.923 --> 08:44.260
‫من و دکلان قبل اینکه همدیگه رو تو دنیای
واقعی ببینیم، توی بازی با هم آشنا شدیم

08:45.080 --> 08:47.154
‫"بتل داینستی" تمام زندگی‌مون بود

08:48.050 --> 08:50.855
‫هر‌کدوممون هرجای دیگه‌ای وصله‌ی ناجور بودیم

08:51.553 --> 08:53.722
‫ولی پارسال، اون گیم رو بوسید گذاشت کنار

08:54.112 --> 08:55.446
‫بعدشم منو پیچوند،

08:55.471 --> 08:59.036
‫بهم گفت دیگه
نرم خونه‌ش و دیگه جواب زنگ‌هامو نداد

08:59.452 --> 09:02.264
‫خب، حتماً خیلی بد بوده
اصلاً می‌دونی چرا؟

09:02.289 --> 09:03.490
‫بهم نمی‌گفت

09:03.515 --> 09:06.988
‫اما ماه پیش، دوباره
سر و کله‌ش توی بازی پیدا شد

09:07.769 --> 09:10.780
‫ازم معذرت‌خواهی کرد، گفت که عوض شده

09:11.884 --> 09:15.265
‫داشتیم برنامه می‌ریختیم که دوباره
...همدیگه رو توی دنیای واقعی ببینیم، اما

09:18.747 --> 09:19.915
‫متأسفم

09:21.283 --> 09:23.283
‫کامپیوتر دکلان توی آپارتمانش نبود

09:23.575 --> 09:24.947
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاده؟

09:24.972 --> 09:27.139
‫وقتی گیم رو بوسید گذاشت کنار
کل تشکیلاتش رو رد کرد رفت

09:27.164 --> 09:30.124
‫ولی همین الان گفتی که دوباره
شروع کرده بود به بازی، با چی بازی می‌کرد؟

09:30.149 --> 09:33.737
‫فکر کنم یه لپ‌تاپ قدیمی داشت
که وقتهای اضطراری ازش استفاده می‌کرد

09:33.762 --> 09:35.813
‫چیه؟
‫‫می‌خوای پیداش کنی

09:35.838 --> 09:37.574
‫چون فکر می‌کنی هر کی کشتتش، اونم برده

09:37.599 --> 09:39.351
‫داریم روی این احتمال فکر می‌کنیم

09:39.376 --> 09:41.472
فقط ‫تو و دکلان کلید خونه‌هاتون رو
به هم نداده بودین، نه؟

09:41.497 --> 09:43.502
‫اکانتِ "ردیابی دستگاه"مون هم مشترک بود

09:51.046 --> 09:52.127
اوکی

09:53.048 --> 09:55.526
‫پس لپ‌تاپ یه جایی توی این محوطه‌ست

09:55.551 --> 09:58.721
‫ خب، بیا از هم جدا شیم، توی ماشین‌ها رو
نگاه کنیم ببینیم پیداش می‌کنیم یا نه

09:58.746 --> 09:59.974
‫باشه، من از این طرف شروع می‌کنم

10:08.630 --> 10:12.952
‫چی شده؟ لکه‌بر لباس حراج خورده
یا لوسیا بهت پیام داده؟

10:13.540 --> 10:14.778
‫خب، جوابشو بده

10:14.803 --> 10:16.293
‫داریم کار می‌کنیم می‌تونه منتظر بمونه

10:17.086 --> 10:18.222
‫چیه مورگن؟

10:18.247 --> 10:20.599
‫شما دوتا واسه این بهم زدین
که کار رو به اون ترجیح می‌دادی

10:21.138 --> 10:22.719
‫اگه یه شانس دوباره می‌خوای، فکر نمی‌کنی

10:22.744 --> 10:24.254
‫باید نشون بدی که این‌بار فرق می‌کنه؟

10:24.279 --> 10:25.956
‫ هیچ‌وقت نگفتم قراره دوباره امتحانش کنیم

10:25.981 --> 10:28.701
‫آره خب
نیازی نبود بگی قیافت خودش داد می‌زد

10:29.084 --> 10:31.575
‫قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست
‫‫معلومه که پیچیده‌ست

10:31.600 --> 10:34.571
‫رابطه‌ها پیچیده‌ان
...ترسیدن هم هیچ اشکالی نداره، ولی

10:34.596 --> 10:36.399
‫دارم احتیاط می‌کنم، با ترسیدن فرق داره

10:36.424 --> 10:39.130
‫در ضمن، می‌دونی چیه؟ واقعاً الان
اصلاً دلم نمی‌خواد درباره‌ش حرف بزنم

10:40.389 --> 10:41.732
‫باشه، پا پس می‌کشم

10:41.757 --> 10:44.263
‫فقط نمی‌خوام اون‌قدر احتیاط کنی
که گند بزنی به همه‌چی

10:45.054 --> 10:46.085
‫دوباره

10:47.202 --> 10:49.213
هی ‫بچه‌ها، بیاین اینجا

10:51.213 --> 10:54.417
‫چیزی داخل اینجا پیدا کردی دف؟
‫‫نه، ولی این لاستیک‌ها رو نگاه کن

10:54.442 --> 10:56.319
‫لایه لایه آسفالت بهشون چسبیده

10:56.344 --> 10:58.813
‫یه کم قبل که می‌رفتم
تصاویر دوربین‌های ترافیکی رو بگیرم

10:58.838 --> 11:02.159
‫نزدیکِ خونه‌ی دکلان، داشتن آسفالت یکی
از خیابونای اون دور و بر رو تازه می‌کردن

11:02.184 --> 11:04.161
‫این ماشین ممکنه اونجا بوده‫
‫ایول، چه دقتی

11:04.186 --> 11:05.854
...‫پلاکش رو استعلام می‌گیرم، شاید بتونیم

11:07.148 --> 11:08.172
‫اوه!

11:16.865 --> 11:19.807
‫هی، از پیرهنت خوشم میاد
واسه کمپانی "جوبیلی گیمز" کار می‌کنی؟

11:20.402 --> 11:22.453
...آم‫
‫اوکی، می‌تونی اینو خاموشش کنی؟

11:22.862 --> 11:24.948
‫ماشینِ من نیست

11:24.973 --> 11:27.209
‫پس همین‌طوری عشق می‌کنی
بدوی سمت آژیرِ ماشین‌ها؟

11:27.234 --> 11:30.320
‫می‌شه یه لطفی کنی و
دکمه‌ی روی ریموتت رو فشار بدی؟

11:30.345 --> 11:31.647
‫ببینیم چی می‌شه؟

11:34.591 --> 11:36.949
‫دمت گرم
‫‫بی زحمت صندوق‌عقب رو هم باز کن

11:37.338 --> 11:40.441
‫اگه درست حدس زده باشیم
لپ‌تاپ دکلان هارکر باید اون تو باشه

11:45.160 --> 11:46.529
‫ببین چی پیدا کردیم

11:47.896 --> 11:49.472
‫می‌تونیم یه جای خلوت با هم حرف بزنیم؟

11:50.398 --> 11:52.150
‫من توسعه‌دهنده‌ی ارشد بازی‌ هستم

11:52.175 --> 11:54.477
‫تخصصم تحلیلِ تاکتیک‌های بازیکن‌هاست

11:54.502 --> 11:57.973
‫دکلان وقتی فعال بود، یکی از بهترین
پلیرهای تیم ورزش‌های الکترونیکِ ما بود

11:57.998 --> 12:00.982
‫پس لپ‌تاپ دکلان رو برداشتی
تا داده‌هاش رو تحلیل کنی؟

12:01.007 --> 12:02.294
‫اصلاً دلیلش این نبود

12:02.319 --> 12:05.712
‫پس برامون توضیح بده، اینکه چطور درست
بعد از اینکه لپ‌تاپ رو برداشتی، اونم مُرد

12:06.616 --> 12:07.782
‫دکلان مرده؟

12:08.984 --> 12:12.304
‫همسایه‌های دکلان گفتن
دیشب صدای داد و بیداد از آپارتمانش شنیدن

12:12.329 --> 12:13.665
‫دعواتون سرِ چی بود؟

12:14.107 --> 12:15.107
هوم

12:15.132 --> 12:17.910
‫ممکنه به اون 100 هزار دلار
ارز دیجیتالی که داشت ربط داشته باشه؟

12:17.935 --> 12:20.337
‫تمام پسوردهای
دسترسی بهش هم توی همین لپ‌تاپـه

12:20.362 --> 12:22.949
‫این یعنی 100,000 تا
دلیل واسه دزدیدن یه لپ‌تاپ

12:22.974 --> 12:25.543
‫حدس می‌زنم
تو به عنوان یه توسعه‌دهنده‌ی ارشد

12:25.568 --> 12:27.737
‫دقیقاً می‌دونستی چقدر درآمد داره، نه؟

12:28.154 --> 12:30.577
‫من لپ‌تاپ دکلان رو برداشتم تا بهش کمک کنم

12:31.540 --> 12:35.231
‫اون فقط واسه پول یا از روی
عشق به بازی، "بتل داینستی" بازی نمی‌کرد

12:35.711 --> 12:38.614
‫اون اعتیاد داشت
‫‫اعتیاد؟ به یه بازی ویدیویی؟

12:38.639 --> 12:40.607
صددرصد
‫‫آره بابا

12:40.632 --> 12:43.515
‫بازی‌ها هم مثل هر اعتیاد دیگه‌ای
گیرنده‌های دوپامینِ مغزت رو تحریک می‌کنن

12:43.540 --> 12:46.537
‫منم چون به داده‌هاش دسترسی داشتم
متوجه شدم که داره این اتفاق براش می‌افته

12:46.562 --> 12:48.699
‫سطح بازیش افت کرده بود
و رفتارش غیرعادی شده بود

12:48.724 --> 12:51.092
‫دیگه خودش نبود
‫‫پس کمکش کردی ترک کنه؟

12:51.117 --> 12:54.605
‫امیدوار بودم موقتی باشه
که حالش بهتر بشه و برگرده

12:55.023 --> 12:58.327
‫ولی وقتی از نزدیک دیدمش
فهمیدم که داره زجر می‌کشه

12:58.352 --> 13:00.094
‫کلی هم وزن کم کرده بود،

13:00.431 --> 13:03.913
‫نه چیزی می‌خورد و نه می‌خوابید
از آپارتمانش هم بیرون نمی‌اومد

13:04.367 --> 13:07.450
‫توی انجمن "گیمرهای گمنام" چند نفری رو
می‌شناختم، واسه همین اونجا بستریش کردم

13:07.475 --> 13:08.934
‫این مالِ یه سال پیشه؟

13:08.959 --> 13:11.589
‫همون موقعی که دکلان کل بساطش رو
جمع کرد و آدیتی رو پیچوند

13:11.614 --> 13:13.711
‫خب، حالا معلوم شد
چرا نمی‌خواستی با ما حرف بزنی

13:13.736 --> 13:17.507
‫بعید می‌دونم رئیس‌هات خوشحال بشن بفهمن به یه
بازیکنِ پول‌ساز کمک ‌کردی که بازی رو ترک کنه

13:17.532 --> 13:18.666
‫بدتر از این حرفاست

13:20.140 --> 13:22.242
‫دکلان کم‌کم
به بقیه گیمرها هم کمک می‌کرد ترک کنن

13:22.267 --> 13:25.605
‫اگه دکلان این‌قدر روی هدفش مُصر بود
پس چرا دوباره شروع کرد به بازی؟

13:27.262 --> 13:28.816
‫چون ذات آدم معتاد همینه

13:29.401 --> 13:31.841
‫وقتی فهمیدم دوباره لغزش کرده
حسابی از دستش شاکی شدم

13:31.866 --> 13:33.354
‫واسه همین دیشب رفتم اونجا

13:33.379 --> 13:37.258
‫ واسه همینم لپ‌تاپش رو برداشتم
تا دوباره جلوشو بگیرم

13:37.283 --> 13:38.403
‫چه ساعتی بود؟

13:38.679 --> 13:39.986
‫‫حدوداً 2:00 صبح

13:40.230 --> 13:42.132
‫شاید یه ساعتی اونجا بودم

13:42.157 --> 13:44.943
‫خب، این یعنی
قبل از اینکه غذا برسه، خونه‌ش بودی

13:45.480 --> 13:47.480
‫با هم درگیری فیزیکی هم داشتین؟

13:47.505 --> 13:49.694
‫نه، فقط حرف زدیم

13:49.719 --> 13:52.354
‫داشت سعی می‌کرد
قانعم کنه که اوضاع تحت کنترلشه

13:52.379 --> 13:54.665
‫و فقط لازمه یه مرحله‌ی دیگه رو تموم کنه

13:54.690 --> 13:55.999
‫چه مرحله‌ای؟

13:56.024 --> 13:58.293
‫سخته بشه گفت
توی بازی هزاران مرحله وجود داره

13:58.318 --> 14:01.624
‫مرحله‌ای هست که توش لازم باشه
یه بازیکن رو بارها و بارها بکشی؟

14:01.649 --> 14:02.683
‫چطور مگه؟

14:03.365 --> 14:05.652
‫اون داشت این کارو می‌کرد؟
‫‫طبق گفته‌ی خودِ دکلان، آره

14:06.101 --> 14:08.303
‫و فکر می‌کرد همون طرف اومده تا بکشتش

14:08.328 --> 14:10.644
‫پس هیچ می‌دونی که
اون بازیکن کی می‌تونه باشه؟

14:11.106 --> 14:12.140
‫نه

14:13.785 --> 14:15.516
‫ولی می‌تونم کمکتون کنم بفهمین

14:16.941 --> 14:19.055
‫پزشک قانونی هنوز داره
سعی می‌کنه نوع سم رو تشخیص بده

14:19.080 --> 14:21.883
‫می‌گن باید یه چیزِ خیلی کمیاب و خاص باشه

14:23.518 --> 14:25.061
‫نمی‌دونستم فقط من دارم اینجا کار می‌کنم

14:25.086 --> 14:26.125
‫تنها نیستی

14:26.150 --> 14:27.985
‫تازه می‌خواستن برام توضیح بدن که چی پیدا کردن

14:28.010 --> 14:31.592
‫اون یارو تو "جوبیلی گیمز" تاریخچه‌ی
بازیِ دکلان توی ماه گذشته رو فرستاد

14:31.617 --> 14:34.538
‫دکلان همون شوالیه‌ایه که
با اسم "بیست-اسلیر" بازی می‌کرده

14:34.563 --> 14:36.054
و دقیقاً همون‌طور که گفته بود

14:36.078 --> 14:40.021
مدام داره یه
اورک" رو بارها و بارها و بارها می‌کُشه"

14:40.046 --> 14:41.091
مرد بیچاره

14:41.116 --> 14:43.246
‫از کجا می‌دونیم همیشه همون اورکـه؟

14:43.271 --> 14:45.424
‫خب، پلیرها می‌تونن
شخصیت‌هاشون رو شخصی‌سازی کنن

14:45.449 --> 14:47.384
‫لباساشون، سلاحاشون، حتی صورتشون رو

14:47.409 --> 14:50.053
‫طبقِ چت‌های بازی، اسم اون اورک "درِدنـاگ"ـه

14:50.078 --> 14:51.601
‫حسابی هم قاطی کرده بود

14:51.626 --> 14:55.058
‫یه قطار مسیج فرستاده و به دکلان گفته
که دست از "اسپاون کمپینگ" برداره

14:55.083 --> 14:56.585
‫وگرنه بدجوری تلافی می‌کنه

14:56.610 --> 14:58.596
‫حتی تهدید کرده که با اسلحه میاد سراغش

14:58.621 --> 15:00.842
‫دکلان که با تیر کشته نشده، مسموم شده

15:00.867 --> 15:03.175
‫این یکی از سوالاییه که وقتی
یارو رو پیدا کردیم باید ازش بپرسیم

15:03.200 --> 15:06.369
‫ولی فعلاً، هرچند گفتنش عجیبه
اما ما یه مظنون داریم

15:08.656 --> 15:09.930
‫"دردنـاگ" اورک

15:11.659 --> 15:16.956
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

15:18.541 --> 15:21.298
‫مورگن رو فرستادم خونه
امشب اورک‌مون رو پیدا نمی‌کنیم

15:21.745 --> 15:23.614
‫اینم از اون حرفاییه که آدم هر روز نمی‌شنوه

15:23.639 --> 15:25.383
‫کمپانیِ بازی نتونست کمک کنه، نه؟

15:25.408 --> 15:27.103
‫اطلاعات کاربریِ اکانت فیک بود

15:27.128 --> 15:29.355
‫گیمرها این کارو می‌کنن
تا بتونن با چندتا اسم مختلف بازی کنن

15:29.380 --> 15:32.262
‫از روی چت‌های داخل بازیش
به نظر می‌رسه که توی گیم‌نت‌ها بازی می‌کنه

15:32.607 --> 15:35.141
‫داریم اون قضیه رو پیگیری می‌کنیم
و فردا صبح با انرژیِ تازه می‌ریم سراغش

15:35.166 --> 15:37.561
‫راستی، اگه فردا
آن‌تایم نبودی هم مشکلی نیست

15:38.667 --> 15:39.844
‫دوباره شروع کردی؟

15:40.268 --> 15:43.271
‫اگه منظورت اینه که
دلم می‌خواد خوشحال باشی؟ خب آره

15:45.825 --> 15:47.407
‫بیشتر بهش فکر کردی؟

15:51.625 --> 15:54.785
‫بقیه جوری رفتار می‌کنن انگار
در مورد لوسیا حق انتخاب داشتم

15:54.810 --> 15:57.928
‫آره، من تمومش کردم
ببین چه ساعتی دارم از اینجا می‌زنم بیرون

15:57.953 --> 16:00.584
‫چرا باید چیزی رو دوباره شروع کنم
وقتی مشکل قبلی قراره باز پیش بیاد؟

16:00.609 --> 16:03.014
‫تو الان داری دو ساعت
زودتر از همیشه از اینجا می‌ری

16:03.039 --> 16:05.375
‫که البته اینو مدیون همکار جدیدتی

16:05.400 --> 16:08.206
‫در ضمن، اینم ممکنه که
تو دیگه اون آدم سابق نباشی

16:08.231 --> 16:11.201
‫پس تو هم با مورگن موافقی
باید ریسک کنم و دوباره لوسیا رو عذاب بدم

16:11.226 --> 16:12.962
‫منظورت لوسیا و خودتـه

16:14.049 --> 16:15.356
‫درکت می‌کنم

16:15.381 --> 16:19.593
‫منم موقعی که دخترا کوچیک بودن، همین
اشتباهات رو در مورد "هکتور" مرتکب شدم

16:20.134 --> 16:21.712
‫یادته بعد از طلاق،

16:21.737 --> 16:24.572
‫چند سال طول کشید
تا اصلاً دوباره باهام حرف بزنن؟

16:26.335 --> 16:27.736
‫تو حق انتخاب داری

16:28.158 --> 16:31.120
‫خیلی از پلیس‌ها از پسش برمیان
نمی‌گم قراره راحت باشه

16:31.145 --> 16:32.964
‫فقط می‌گم که غیرممکن نیست

16:34.953 --> 16:38.356
‫دو نفر که براشون مهمی
دارن یه حرفِ واحد رو بهت می‌زنن

16:38.381 --> 16:39.682
‫بهش فکر کن

16:44.292 --> 16:45.828
‫شب بخیر
‫‫شب بخیر

16:49.626 --> 16:55.066
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

17:01.681 --> 17:03.319
‫هی، اینجا داری چی کار می‌کنی؟
‫‫هیچی؟

17:04.964 --> 17:06.652
...‫اوکی واسه شروع

17:07.121 --> 17:09.095
لازم نیست چیزی رو ازم قایم کنی، خب؟

17:09.120 --> 17:12.291
‫هر چی که هست، بدترین اتفاقی که ممکنه
بیفته اینه که درباره‌ش حرف بزنیم، مگه نه؟

17:12.721 --> 17:16.057
‫دوماً، اگه قراره چیزی رو ازم قایم کنی
لااقل بهتر انجامش بده، زودباش

17:20.495 --> 17:23.147
‫تو "بتل داینستی" بازی می‌کنی؟
‫‫مگه می‌شناسیش؟

17:23.172 --> 17:25.709
‫باهاش آشنام
هر چند وقت یه بار اینو بازی می‌کنی؟

17:25.734 --> 17:28.508
‫زیاد نه، واسم حکم یه دسر فکری رو داره

17:28.859 --> 17:30.294
‫یه جور پاکسازی ذهن قبل خواب

17:30.319 --> 17:32.168
‫اوکی پس چرا داشتی قایمش می‌کردی؟

17:33.195 --> 17:35.857
‫وقت خواب به یه دلیلی وقت خوابه
نمی‌خواستم ناراحتت کنم

17:35.882 --> 17:38.781
‫ببین رفیق، من هر حسی
داشته باشم، به خودم مربوطه

17:38.806 --> 17:41.558
‫ولی اگه فکر کنم داری چیزی رو
ازم قایم می‌کنی، حالم خیلی بدتر می‌شه

17:42.292 --> 17:44.451
‫معذرت می‌خوام
‫‫نه، اشکالی نداره

17:45.125 --> 17:48.128
‫می‌خوام مطمئن بشم که می‌تونیم درباره
این‌جور چیزا با هم حرف بزنیم، می‌فهمی؟

17:50.224 --> 17:52.605
‫من و تو مغزهایی داریم
که روی چیزا قفل می‌کنن

17:52.636 --> 17:56.272
‫واسه همین، بعضی بازی‌های ویدیویی یه جورایی
خطرناکن، چون انگار کنترل آدم رو دست می‌گیرن

17:56.297 --> 17:57.359
‫می‌دونم

17:58.154 --> 17:59.154
اوکی

17:59.388 --> 18:01.244
‫ خب، این یارو که عصا دستشه، تویی؟

18:01.269 --> 18:04.080
‫آره من یه جادوگرم
دارم از دست اون "گابلین‌ها" قایم می‌شم

18:04.105 --> 18:06.684
‫روشون جادو خوندم
و حالا دارن سعی می‌کنن پیدام کنن

18:06.709 --> 18:08.191
‫اوهوم، توی چت،

18:08.216 --> 18:10.086
‫چرا اون طرف
داره درباره کاشتن تو حرف می‌زنه؟

18:10.111 --> 18:13.083
‫این یه تهدیده؟
‫‫هست، ولی نه اون‌طوری که تو فکر می‌کنی

18:13.108 --> 18:16.527
‫احتمالاً نوشته: "منو فارم کن" یعنی
بیا منو بکش"، ولی فقط واسه گرفتنِ طلاهام"

18:16.552 --> 18:17.962
‫یه جور معامله‌ست، شخصی نیست

18:17.987 --> 18:19.890
‫خب، اگه منظورش "فارم" بوده
پس چرا نوشته "کاشتن"؟

18:19.915 --> 18:21.932
‫ببین، الان من دارم
با آدم‌های سراسر دنیا بازی می‌کنم

18:21.957 --> 18:24.376
‫و چت‌ها به صورت خودکار
به انگلیسی ترجمه می‌شن

18:24.401 --> 18:27.801
‫بهش می‌گن بومی‌سازی
ولی بعضی وقت‌ها اشتباه ترجمه می‌کنه

18:29.390 --> 18:31.552
‫حتی تهدید کرده بود
که با اسلحه می‌افته دنبالش

18:32.328 --> 18:33.531
‫جالبه

18:34.454 --> 18:38.492
‫خب، وقت خواب
به یه دلیلی وقت خوابه، بدو برو زیر

18:38.774 --> 18:39.808
‫هی

18:40.609 --> 18:42.477
‫دوسِت دارم
‫‫دوسِت دارم

18:43.991 --> 18:45.280
‫می‌شه فردا دوباره داشته باشمش؟

18:45.305 --> 18:48.148
‫اوه، دیگه بیرون اتاقتم
واسه همین صداتو نمی‌شنوم، شب بخیر

18:57.153 --> 18:59.435
‫بچه‌ها، قضیه "تِـپو"ئـه

18:59.460 --> 19:01.697
‫"تپو" دیگه کیه؟
‫‫نه، "تپو" چیه؟

19:01.722 --> 19:04.338
‫یه چیزی رو کشف کردم
در واقع، دو سه تا چیز رو کشف کردم

19:04.363 --> 19:09.312
‫می‌دونستین 126 میلیون نفر هر روزِ خدا
دارن "بتل داینستی" بازی می‌کنن؟

19:09.337 --> 19:12.724
‫متأسفانه، یکی از اون آدما
پسر منه، ولی به خاطر همین

19:12.749 --> 19:17.682
‫فهمیدم که مترجمِ چتِ بازی
همیشه هم قابل اعتماد نیست

19:19.728 --> 19:20.932
‫هنوز معلوم نیست اون چیه

19:20.957 --> 19:23.715
‫"تِـپو" یه کلمه‌ی ژاپنیه که
دو تا معنیِ کاملاً متفاوت داره

19:23.740 --> 19:26.001
‫حدس می‌زنم یکیش همون "اسلحه" باشه
اوهوم

19:26.026 --> 19:29.840
‫درسته‌ اما "تپو"
...به یه معنی دیگه هم ترجمه می‌شه

19:31.067 --> 19:32.187
"ماهی بادکنکی"

19:32.224 --> 19:34.481
اوکی، ‫آخه چطور کلمه‌ی
اسلحه" با "ماهی بادکنکی" یکیه؟"

19:34.506 --> 19:37.440
‫سوال خوبیه
در واقع این یه لقب واسه ماهی بادکنکی‌ه

19:37.465 --> 19:38.950
‫"تِـپو نی آتارو"

19:38.975 --> 19:40.794
‫یعنی "توپِ سمی"
و چقدر هم این اسم بامزه‌ست

19:40.819 --> 19:43.075
‫از این به بعد باید همین‌طوری صداشون کنیم

19:43.100 --> 19:45.892
‫پس وقتی اون یارو توی چت
دکلان رو تهدید کرده، منظورش "اسلحه" نبوده

19:45.917 --> 19:48.228
‫داشته می‌گفت: "سمِ ماهی بادکنکی"
‫‫درسته

19:48.253 --> 19:50.854
‫واسه همین هم بود که آزمایشگاه
توی تشخیصش اون‌قدر به مشکل خورد

19:50.879 --> 19:53.256
‫همین الان از آزمایشگاه اومدم
بهشون گفتم دنبال چی بگردن

19:53.281 --> 19:57.318
‫و حدسم درست بود؛ دکلان هارکر
با سمِ ماهی بادکنکی مسموم شده بود

19:57.343 --> 19:59.372
‫و اینجا نوشته که قدرتش از سیانور هم بیشتره

19:59.397 --> 20:03.296
‫فقط یه قطره‌ش باعث توهم
استفراغ، فلج‌شدن و مرگ می‌شه

20:03.666 --> 20:05.452
‫دکلان بدون اون تصادف هم کارش تموم بوده

20:05.477 --> 20:07.113
‫باورم نمی‌شه ملت پول می‌دن که اینو بخورن

20:07.138 --> 20:08.662
‫من خوردم سالمه

20:08.687 --> 20:10.816
‫آره، می‌تونه سالم باشه
البته تا وقتی که سرآشپزِ سوشی‌تون

20:10.841 --> 20:12.142
‫ قصدِ کشتنتون رو نداشته باشه

20:12.167 --> 20:14.545
‫دوره آموزشیِ دو ساله، بسیار سخت‌گیرانه‌ست

20:14.570 --> 20:17.514
‫قبل از اینکه اصلاً دست به چاقو بزنین
باید به دانشش مسلط بشین

20:17.539 --> 20:21.185
‫بدونین سم کجا مخفی شده فقط اون موقعه
که می‌تونین خارج کردنش رو یاد بگیرین

20:21.210 --> 20:23.244
‫بعد از اون، با آزمون روبرو می‌شید

20:23.912 --> 20:27.049
‫یه اجرای زنده
از مهارت‌هاتون در حضور یک متخصص

20:27.074 --> 20:29.993
‫برش‌ها باید دقیق باشن
و چیدمان بشقاب بی‌نقص

20:30.018 --> 20:31.887
‫حتی اگه ذره‌ای خون باقی بمونه،

20:31.912 --> 20:34.682
‫مردود می‌شین
و باید همه‌چیز رو از اول شروع کنین

20:36.123 --> 20:40.259
‫تا وقتی که بالاخره دقیقاً
درست انجامش بدین و توی آزمون قبول بشین

20:41.171 --> 20:42.573
‫اگه گرفتنش این‌قدر سخته،

20:42.598 --> 20:44.774
‫پس حتماً فقط چندتا سرآشپز
توی شهر هستن که سروِش می‌کنن

20:45.471 --> 20:47.554
‫داری منو به صرف سوشی دعوت می‌کنی؟

20:50.357 --> 20:55.707
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:00.682 --> 21:01.717
‫ببخشید

21:02.119 --> 21:03.455
‫سوالی دارید؟

21:03.480 --> 21:06.170
‫بله، آم... دنبال یه چیز خیلی خاص می‌گردیم

21:06.195 --> 21:08.139
‫واسه یه مناسبت خاصه؟

21:08.164 --> 21:10.834
‫بله در واقع، سالگردمـونه

21:10.859 --> 21:14.119
‫نه توی اینترنت دیدیم که شما
یه چیزی به اسم ماهی بادکنکی سرو می‌کنین

21:14.918 --> 21:16.425
‫خیلی خاصه

21:16.450 --> 21:20.388
‫فقط 12 تا سرآشپز
توی کل آمریکا مجوزِ سرو کردنش رو دارن

21:20.413 --> 21:23.379
‫درسته باورتون می‌شه سه تاشون
همین‌جا توی لس‌آنجلس هستن؟

21:23.404 --> 21:25.648
‫واسه همینم اومدیم سراغ شما

21:25.974 --> 21:30.353
‫اخیراً مردی با سم ماهی بادکنکی به قتل رسیده
اونم بعد از اینکه توی فضای مجازی تهدید شده

21:30.378 --> 21:32.997
‫اون شخص گفته بود باباش ماهی
بادکنکی داره و می‌تونه ازش استفاده کنه

21:33.022 --> 21:34.323
‫و اون سه تا سرآشپز توی لس‌آنجلس؟

21:34.348 --> 21:36.034
‫یکیشون واسه بازسازی تعطیله،

21:36.059 --> 21:38.824
‫یکیشون یه پیرمرد 80 ساله‌ی
بدون فرزنده، و بعدش می‌رسیم به شما

21:38.849 --> 21:41.280
‫احتمالش هست فرزندتون به ماهی‌های
شما دسترسی داشته باشه، قربان؟

21:41.305 --> 21:42.823
‫من دوتا پسر دارم، ولی

21:43.532 --> 21:46.743
چیزی که شما می‌گید... غیرممکنه

21:46.994 --> 21:48.033
‫به چه دلیل؟

21:48.058 --> 21:52.248
‫چون برای کار با این سم
پروتکل‌های خیلی دقیقی وجود داره

21:52.273 --> 21:56.613
‫تمام بخش‌هایی که جدا می‌کنم
جگر، تخمدان‌ها و پوست

21:56.638 --> 22:00.242
‫توی یه ظرف قفل‌دار
نگهداری می‌شن تا زمانی که معدوم بشن

22:01.009 --> 22:04.054
‫این قانونه، و من مو به مو اجراش می‌کنم

22:04.079 --> 22:06.048
‫هوم، مشکلی نداره نشونمون بدین؟

22:06.352 --> 22:07.401
‫البته که نه

22:08.817 --> 22:12.729
‫کلیدش فقط دست خودمه
و این مسئله رو خیلی جدی می‌گیرم

22:13.008 --> 22:15.156
‫حتی واسه احتمالِ اینکه کسی مسموم بشه

22:15.522 --> 22:17.409
پادزهرها رو دمِ دست نگه می‌دارم

22:22.113 --> 22:23.370
‫ایشون پسرتونه؟

22:24.800 --> 22:27.211
‫یکیشونه جین، شاگردمه

22:27.649 --> 22:28.946
‫اون بچه رو می‌شناسی؟

22:28.971 --> 22:31.555
‫یه پوستر از اون بچه
توی شرکتِ بازی‌های ویدیویی هست

22:31.580 --> 22:33.283
‫لباساش فرق می‌کنه و موهاش هم کوتاه‌تر بود،

22:33.308 --> 22:34.576
‫اما قطعاً خودِ خودشه

22:34.601 --> 22:36.415
‫منظورتون چیه، بازی‌های ویدیویی؟

22:36.440 --> 22:39.308
‫تهدیدهایی که بهشون اشاره کردیم، توی
چتِ یه بازی ویدیویی فرستاده شده بودن

22:41.016 --> 22:44.555
‫اون یکی پسرم، "ریو"
بازی‌های ویدیویی انجام می‌ده

22:44.580 --> 22:48.080
‫اما باز هم می‌گم که اون نمی‌تونسته
به سم دسترسی پیدا کرده باشه

22:48.724 --> 22:49.946
‫اون‌ها دوقلو هستن

22:50.559 --> 22:53.374
‫بهتون قسم می‌خورم
اون کاری که شما می‌گید رو نکرده

22:54.495 --> 22:56.521
‫خواهش می‌کنم، بهش کمک کنین

23:02.371 --> 23:05.207
‫من "ریو" و "جین" رو از اوزاکا آوردم اینجا،

23:05.232 --> 23:09.896
.‫وقتی بچه بودن
یعنی بعد از اینکه از مادرشون جدا شدم

23:10.679 --> 23:13.481
‫"جین" همیشه توی مدرسه و ورزش عالی بوده

23:13.506 --> 23:17.577
‫سخت کار می‌کنه و به
کسب‌وکار خانوادگی‌مون علاقه نشون می‌ده

23:17.631 --> 23:20.941
‫اما با "ریو" همیشه اوضاع سخت‌تر بوده

23:21.823 --> 23:23.225
‫حرف گوش نمی‌ده

23:23.592 --> 23:25.693
‫فقط به فکر بازی‌هاشه

23:28.130 --> 23:32.701
‫احساس می‌کنم سال‌ها پیش
توی همون بازی‌ها از دستش دادم

23:33.769 --> 23:35.469
‫حتماً تحملش خیلی سخته

23:37.087 --> 23:38.087
...ولی

23:38.548 --> 23:40.385
‫ هر دو پسرهام رو دوست دارم

23:41.243 --> 23:44.453
‫و همیشه سعی کردم
چیزی که براشون بهتره رو انجام بدم

23:44.478 --> 23:45.781
‫مطمئنیم که همین‌طوره

23:46.514 --> 23:48.491
‫اما بازم باید این احتمال رو در نظر بگیریم

23:48.516 --> 23:52.222
‫که "ریو" به سم دسترسی پیدا کرده و ازش
برای صدمه زدن به "دکلان هارکر" استفاده کرده

23:53.337 --> 23:55.373
‫هر کاری بتونیم می‌کنیم
تا اونو به سلامت اینجا بیاریم

23:55.398 --> 23:57.290
‫ولی برای اینکه این اتفاق بیفته
اون باید همکاری کنه

23:57.315 --> 23:59.479
‫ما به کمک شما نیاز داریم
‫‫می‌دونید کجاست؟

24:01.992 --> 24:02.992
ایجی

24:03.273 --> 24:04.351
برو جین رو بیار

24:09.438 --> 24:13.507
‫جین، این‌ها از طرف پلیس هستن
باید با ریو حرف بزنن

24:14.058 --> 24:15.339
‫می‌دونی کجاست؟

24:15.364 --> 24:17.554
‫اوم، اون چیزی به من نمی‌گه

24:18.331 --> 24:19.720
‫احتمالاً یه جایی مشغول بازیه؟

24:19.745 --> 24:22.434
‫دو شب پیش چطور؟
می‌دونی اون موقع کجا بود؟

24:23.530 --> 24:25.732
‫اشکالی نداره
اون‌ها می‌خوان کمک کنن

24:28.357 --> 24:30.372
‫نمی‌دونم فکر کنم رفته بود بیرون

24:31.358 --> 24:32.436
‫متأسفم

24:32.828 --> 24:34.329
‫اشکالی نداره، ممنون

24:35.621 --> 24:36.811
جین، مشتری‌ها

24:36.836 --> 24:37.887
خوش اومدین

24:38.300 --> 24:39.506
‫ببخشید
‫‫اوهوم

24:40.068 --> 24:42.170
‫اگه خبری از ریو شد بهتون خبر می‌دم

24:44.873 --> 24:47.175
‫بزرگ کردنِ دو تا پسرِ نوجوون بدون مادر؟

24:47.200 --> 24:48.779
‫حتماً کار سختیه
‫‫اوهوم

24:48.804 --> 24:52.507
‫فقط من این‌طوری فکر می‌کنم یا اون آلبوم عکس
جوری بود که انگار بابا بین پسراش فرق می‌ذاره؟

24:52.532 --> 24:54.901
‫دستش روی شونه‌ی جینـه
انگار بهش افتخار می‌کنه

24:54.926 --> 24:56.409
‫در مورد ریو، اصلاً این‌طور نیست

24:56.434 --> 25:00.232
‫آره، یا شاید ریو یه نوجوونِ بدقلقه
که دوست نداره با باباش عکس بگیره

25:03.158 --> 25:04.594
‫کی بهت پیام داد؟

25:04.786 --> 25:06.411
‫ستوان پیام داده

25:07.582 --> 25:10.091
‫نوشته می‌خواد یه چیزی رو
روی لپ‌تاپ دکلان بهمون نشون بده

25:10.116 --> 25:13.353
‫می‌گم دفنه و آز بگردن دنبال ریو، پاتوق‌هایی
که ازشون آنلاین می‌شه رو می‌شناسیم

25:13.378 --> 25:14.879
‫دقیقاً هم می‌دونیم چه شکلیه

25:20.342 --> 25:22.210
‫چهارشنبه‌ست، ساعت 2:30 بعد از ظهر

25:22.235 --> 25:24.919
‫این بچه‌ها نباید الان مدرسه باشن؟
!‫‫باشه بابا

25:25.337 --> 25:26.857
‫فقط می‌گم سخته تصورش کنی

25:26.882 --> 25:29.126
‫آدم کل زندگی‌شو به خاطر یه بازی بریزه دور

25:29.151 --> 25:32.696
‫نمی‌دونم منم کلی وقت پای "ان‌بی‌اِی جَم"
گذاشتم، آخرشم آدم حسابی شدم

25:33.203 --> 25:34.589
‫در این مورد هنوز مطمئن نیستیم

25:37.817 --> 25:38.883
‫هی

25:40.996 --> 25:42.728
‫ببخشید، تو ریو هستی؟
‫‫اوهوم

25:46.541 --> 25:48.182
‫هی، "درِدنـاگ"

25:48.437 --> 25:50.645
‫پلیس لس‌آنجلس. باید با هم گپ بزنیم

25:50.670 --> 25:53.606
‫بذارید اول این نکسوس رو نابود کنم
‫‫اوهوم این تویی؟

25:54.711 --> 25:56.325
‫خیلی‌ها با کاراکتر "اورک" بازی می‌کنن

25:56.350 --> 25:59.820
‫آره، ولی "درِدنـاگ" اسم کاربریِ توئه، نه؟
خب، یکی از اسم‌هات

26:00.082 --> 26:02.384
‫اسم "دکلان هارکر" برات آشنا نیست؟

26:02.409 --> 26:03.588
‫"بیست-اسلیر"؟

26:04.054 --> 26:05.495
‫توی دنیای مجازی همه می‌شناسنش

26:05.520 --> 26:07.939
‫آره، ولی نه به خوبیِ تو، مگه نه؟

26:07.964 --> 26:11.181
‫دکلان داشت اذیتت می‌کرد
نمی‌ذاشت از جات تکون بخوری

26:11.206 --> 26:13.236
‫و کاراکترت رو بارها و بارها می‌کشت

26:13.261 --> 26:16.606
‫اون‌قدر روی اعصابت رفت که
تهدید کردی توی زندگی واقعی می‌کشیش

26:16.631 --> 26:18.733
‫چیزی یادت اومد؟

26:20.167 --> 26:22.164
‫توی اداره پلیس
حافظه‌ت رو سرِ جاش میاریم، راه بیفت

26:22.580 --> 26:23.668
‫بیا بریم

26:25.774 --> 26:30.547
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

26:31.690 --> 26:33.185
من حرف میزنم

26:33.756 --> 26:35.239
دهنت رو بسته نگه دار

26:38.687 --> 26:41.823
‫آقای یاسودا، پسرشون، ریو
ایشون هم رئیس من، ستوان سوتو

26:41.848 --> 26:44.642
‫از اینکه در روند پرونده همکاری می‌کنین، ممنونیم

26:44.667 --> 26:45.835
‫خواهش می‌کنم

26:46.061 --> 26:47.863
‫فقط می‌خوایم قضیه روشن بشه

26:48.104 --> 26:50.807
‫من هنوز معتقدم پسرم بی‌گناهه

26:50.832 --> 26:52.602
‫من اصلاً دکلان رو توی دنیای واقعی نمی‌شناختم

26:55.538 --> 27:00.108
‫خودتون گفتین رستوران‌های دیگه‌ای هم
هستن که ماهی بادکنکی سرو می‌کنن

27:00.675 --> 27:03.377
‫مرگ اون مردی که توصیف کردین
خیلی وحشتناکه

27:04.185 --> 27:05.822
اما پسرم درست می‌گه

27:06.414 --> 27:09.059
‫شما هیچ دلیل واقعی‌ای ندارین
که اونو به این ماجرا ربط بدین

27:09.084 --> 27:10.760
‫خب، این ممکنه درست باشه یا نباشه

27:10.785 --> 27:13.088
‫ریو، می‌شه لطفاً
یه نگاهی به انگشت‌هات بندازیم؟

27:14.496 --> 27:17.185
‫تیم ما توی صحنه‌ی جرم
خونی پیدا کرده که معتقدیم متعلق به قاتله

27:20.777 --> 27:23.691
‫اون زخم چیزی رو ثابت نمی‌کنه
من صاحب رستورانم

27:24.232 --> 27:26.434
‫دست و بالِ پسرای من مدام زخم می‌شه

27:26.459 --> 27:28.605
‫شاید، اما این یه حکم دادگاهه

27:28.630 --> 27:31.248
که "ریو" رو ملزم می‌کنه نمونه‌ی دی‌اِن‌اِی بده

27:31.273 --> 27:33.975
‫اینکه بتونیم اونو
به قتل ربط بدیم یا نه، هنوز معلوم نیست

27:34.215 --> 27:37.921
‫اما قبل از اینکه به اونجا برسیم
می‌تونیم شما رو به مقتول ربط بدیم

27:37.946 --> 27:39.733
‫حکم دادگاه رو هم همین‌طوری گرفتیم

27:40.002 --> 27:43.531
‫دکلان هارکر 100 هزار دلار
ارز دیجیتال توی کامپیوترش داشت

27:43.556 --> 27:46.404
‫خب، مردم فکر می‌کنن ارز دیجیتال
ناشناخته باقی می‌مونه، اما اشتباه می‌کنن

27:46.429 --> 27:48.865
‫در واقع ردگیریش
حتی از پول معمولی هم راحت‌تره

27:48.890 --> 27:51.502
‫چون فقط به صورتِ
تراکنش‌های کامپیوتری وجود داره

27:51.527 --> 27:54.193
‫و اون ارز دیجیتالی که
ما توی کامپیوتر دکلان پیدا کردیم

27:54.218 --> 27:55.799
‫ردش به شما می‌رسه

27:56.641 --> 27:58.009
‫دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

27:58.042 --> 27:59.082
گفتم ساکت باش

27:59.107 --> 28:01.721
‫ببین، دکلان فقط محضِ خنده اذیتت نمی‌کرد

28:02.204 --> 28:04.289
‫بهش پول داده شده بود تا تو رو مدام بکشه

28:04.314 --> 28:05.423
‫توسط پدرت

28:05.664 --> 28:08.074
‫حدس می‌زنیم چون می‌خواسته
مجبورت کنه بازی رو بذاری کنار

28:08.099 --> 28:10.334
‫اگه دکلان بازی رو کوفتِت می‌کرد،

28:10.359 --> 28:12.295
‫احتمالاً خودت بی‌خیالش می‌شدی

28:13.616 --> 28:15.182
‫باید درک کنی

28:16.174 --> 28:17.706
من هر راهی رو امتحان کردم

28:17.731 --> 28:18.869
‫خب، اینو باور می‌کنیم

28:18.894 --> 28:20.674
‫داشتیم کلنجار می‌رفتیم
که چطور با دکلان آشنا شدی

28:20.699 --> 28:22.508
‫اما بعدش یادِ انجمن "گیمرهای گمنام" افتادیم

28:22.533 --> 28:25.202
‫آره، شاید سعی داشتی ریو رو ببری جلساتشون

28:25.227 --> 28:28.939
‫شاید اون قبول نکرده
اما تو به هر حال خودت رفتی اونجا

28:28.964 --> 28:32.263
‫و این‌طوری بود که
حدود یک ماه پیش با دکلان آشنا شدی

28:32.288 --> 28:34.259
‫درست قبل از اینکه
دوباره بازی کردن رو شروع کنه

28:36.606 --> 28:39.770
‫دکلان چیزی که من
توی ریو می‌دیدم رو درک می‌کرد

28:40.689 --> 28:42.291
‫اینکه اصلاً نمی‌خوابید

28:43.679 --> 28:45.447
‫دیگه مدرسه نمی‌رفت

28:45.944 --> 28:47.079
...‫بعضی شب‌ها

28:48.029 --> 28:49.709
ریو حتی خونه هم نمی‌اومد

28:50.518 --> 28:53.221
‫من از دکلان خواستم کمک کنه

28:53.689 --> 28:55.405
‫اما عوضش، اوضاع بدتر شد

28:55.430 --> 28:57.334
‫صبرِ ریو لبریز شد و تلافی کرد

28:57.359 --> 28:59.421
‫ببینید، اون از روی
چت‌های بازی می‌دونست که دکلان

28:59.446 --> 29:01.676
‫معمولاً حدود ساعت 4 صبح
یه استراحتی واسه غذا خوردن می‌ده

29:01.701 --> 29:03.333
‫حتی به "تاکویِ تِـتِر" هم اشاره کرده بود

29:03.358 --> 29:05.618
‫پاتوق معروفیـه
واسه گیمرهایی که تا دیروقت بیدارن

29:05.643 --> 29:08.445
‫و ما رسیدِ همون شبی که
دکلان مُرد رو پیدا کردیم

29:08.470 --> 29:11.881
‫شاید ریو پیکِ غذا رو
تا آپارتمان دکلان تعقیب کرده

29:11.906 --> 29:13.508
‫صبر کرده تا اون بره،

29:13.533 --> 29:16.046
‫و بعدش سمِ ماهی بادکنکی رو ریخته توی بوریتوش

29:17.749 --> 29:19.507
چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

29:19.532 --> 29:20.998
همیشه سعی کردم ازت تو محافظت کنم

29:21.023 --> 29:23.316
‫آقایون، فکر کنم کارمون اینجا تمومه

29:25.042 --> 29:26.263
‫فقط یه چیز دیگه

29:26.288 --> 29:28.356
‫ریو، ما به اون
نمونه دی‌اِن‌اِی از طرف تو نیاز داریم

29:36.980 --> 29:38.026
‫هی

29:38.051 --> 29:41.579
‫هنوز منتظر جواب آزمایش دی‌اِن‌اِی ریو هستی؟
‫‫آره، آزمایشگاه گذاشتتش توی اولویت

29:41.604 --> 29:43.813
‫اجازه دادیم پدرش هم
پایین توی بازداشتگاه کنارش بمونه

29:43.838 --> 29:45.340
‫اون فقط یه بچه‌ست

29:45.365 --> 29:46.584
‫می‌تونی تصورش رو بکنی؟

29:46.609 --> 29:48.557
‫یکی از بچه‌های من آدم بکشه؟

29:49.135 --> 29:51.020
‫شاید بدتر از چیزی که
...منظورمه به نظر بیاد، اما

29:51.490 --> 29:53.170
من مدام نگران این موضوعم

29:53.481 --> 29:54.791
‫نه به خاطرِ دخترهام

29:54.816 --> 29:56.826
‫فقط به خاطرِ خطرات شغلی‌مون

29:56.851 --> 29:59.622
‫آره، درک می‌کنم
این شغل آدمو درگیر خودش می‌کنه

29:59.647 --> 30:01.226
‫بذار یه سوال سخت‌تر ازت بپرسم

30:01.251 --> 30:02.780
‫در مورد کاری که اون پدر کرد چی؟

30:03.176 --> 30:05.173
هیچ‌وقت خودتو می‌بینی که تا اونجا پیش بری؟

30:05.198 --> 30:06.276
‫به خاطر بچه‌هام؟

30:07.160 --> 30:08.398
مگه منو نمی‌شناسی؟

30:09.386 --> 30:10.447
‫جواب آزمایشگاه اومد

30:10.472 --> 30:12.909
‫همونیه که انتظار داشتیم؟
‫‫در واقع، نه

30:12.934 --> 30:15.105
‫خونِ توی صحنه مال ریو نبوده؟

30:15.370 --> 30:19.374
‫آزمایشگاه می‌گه مطابقت خانوادگیِ
خیلی نزدیکی داره، در حد 90 درصد

30:20.085 --> 30:22.888
‫آم، نزدیکی از دوقلو بودن دیگه بیشتر نمی‌شه

30:25.299 --> 30:27.234
‫ریو دکلان رو نکشته

30:27.553 --> 30:28.796
‫کارِ "جین" بوده

30:34.250 --> 30:35.538
‫حکم جلب و ردیابیِ جین صادر شده

30:35.563 --> 30:38.475
‫مامورهای گشت دارن محله رو وجب به وجب
می‌گردن و چند نفر تو مرکز مستقر شدن

30:38.499 --> 30:40.260
‫فوگل و مک‌نیل رو با پدره فرستادم خونه‌شون

30:40.285 --> 30:42.395
‫گفتن جین اونجا نیست و دوچرخه‌ش هم نیست

30:42.420 --> 30:44.489
‫رستورانِ پدرش رو چک کردیم؟
‫‫مامورها اونجان

30:44.514 --> 30:46.324
‫جین اونجا آفتابی نشده
‫‫مدرسه هم نیست

30:46.349 --> 30:47.517
‫دوستاش چی؟

30:47.542 --> 30:49.053
‫بچه‌ها، این جینـه

30:49.078 --> 30:51.782
‫خیلی‌خب، همه ساکت دست نگه دارین

30:51.807 --> 30:54.837
‫بذارش روی اسپیکر باید سعی کنیم
راضیش کنیم که خودشو تسلیم کنه

31:01.684 --> 31:02.785
‫جین؟

31:04.141 --> 31:05.755
‫گند زدم، ریو

31:06.183 --> 31:07.511
‫بدجوری گند زدم

31:09.456 --> 31:12.042
‫جین، من ستوان سوتو هستم، از پلیس

31:12.327 --> 31:13.796
‫همه دارن دنبالت می‌گردن

31:13.821 --> 31:16.072
‫پدرت و برادرت نگران حالِتن

31:16.097 --> 31:18.951
‫چرا بهمون نمی‌گی کجایی
تا یه ماشین بفرستیم بیاد دنبالت؟

31:18.976 --> 31:20.443
‫می‌خوایم حرف‌های تو رو هم بشنویم

31:20.816 --> 31:22.038
‫تقصیرِ منه

31:22.872 --> 31:24.239
‫من سم رو ریختم

31:24.807 --> 31:26.660
‫حالا اون یارو به خاطرِ من مُرده

31:27.777 --> 31:30.002
‫فکر می‌کردم همون کاریه که
تو ازم می‌خواستی انجام بدم

31:32.392 --> 31:34.491
‫هی، ردیفه پسر، نگران نباش

31:34.516 --> 31:36.527
‫پلیس‌ها درکت می‌کنن می‌خوان کمک کنن

31:36.552 --> 31:39.788
‫جین، تو هنوز جوونی هیچ‌کس نمی‌خواد
تا ابد بیفتی گوشه‌ی زندان

31:40.077 --> 31:42.680
‫اگه بهمون بگی کجایی
همه چیز راحت‌تر پیش می‌ره

31:43.694 --> 31:44.827
‫دوسِت دارم، ریو

31:45.861 --> 31:48.009
‫به بابا بگو منو ببخشه

31:51.716 --> 31:54.980
‫ریو، جایی رو می‌شناسی که اگه جین قصد
داشته باشه بلایی سرِ خودش بیاره، بره اونجا؟

31:55.604 --> 31:56.639
‫اوم

31:57.773 --> 32:00.442
‫پدرمون همیشه خیلی بهمون سخت می‌گرفت

32:01.009 --> 32:03.307
‫وقتی من و جین نیاز داشتیم از دستش فرار کنیم،

32:03.978 --> 32:05.756
‫می‌رفتیم "مخزن هالیوود"

32:05.781 --> 32:07.907
‫و همون‌جا روی پل پیاده‌رو می‌نشستیم

32:08.617 --> 32:10.731
...‫اون بعضی وقتا تهدید می‌کرد که

32:11.895 --> 32:13.955
‫ با بی‌سیم
به نزدیک‌ترین واحدها خبر می‌دم برن اونجا

32:13.980 --> 32:15.611
‫"آز" و "دفنه" رو هم با خودت ببر

32:15.636 --> 32:17.768
‫بگو پدرشون هم همون‌جا بیاد پیشتون
‫‫منم می‌تونم بیام؟

32:17.793 --> 32:20.186
‫می‌تونم کمک کنم، راضیش کنم بیاد پایین
‫‫می‌دونی چیه؟

32:20.211 --> 32:23.181
‫همین‌جا پیش من بمون
و بذار پلیس‌ها کارشون رو بکنن، خب؟

32:23.566 --> 32:24.834
‫اونا برادرت رو برمی‌گردونن

32:42.901 --> 32:44.011
‫من بازش می‌کنم

32:47.145 --> 32:48.571
‫ باید یکم جذبه داشته باشی

32:49.825 --> 32:50.896
‫ممنون

32:52.595 --> 32:54.329
‫به‌زودی تماس می‌گیرن و خبر می‌دن

32:55.798 --> 32:56.832
‫دووم میاری؟

32:57.490 --> 32:58.512
‫‫آره

32:58.828 --> 33:00.297
‫این غذای موردعلاقه‌ی جینه

33:00.322 --> 33:02.753
‫موقعی که بابا حواسش نبود
یواشکی می‌آوردش توی رستوران

33:03.371 --> 33:04.597
‫جدی می‌گی؟

33:05.975 --> 33:08.276
‫پس اون‌قدرها هم که به نظر می‌رسه
پسرِ بی‌عیب و نقصی نبوده

33:11.680 --> 33:13.381
‫بیا بریم برات یه غذای درست و حسابی بگیرم

33:16.184 --> 33:18.386
‫راحت باش، هر چی می‌خوای بردار

33:24.117 --> 33:25.426
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

33:25.451 --> 33:27.825
‫توی اون عکس‌هایی که دیدم
تو و جین خیلی صمیمی بودین

33:27.850 --> 33:30.383
‫ولی به نظر نمی‌رسه
که دیگه اصلاً با هم وقت بگذرونین

33:30.408 --> 33:31.572
‫چی شد؟

33:32.735 --> 33:34.269
‫ما تبدیل به دو تا آدم متفاوت شدیم

33:35.261 --> 33:37.529
‫جین اشتباه می‌کرد
که فکر می‌کرد همه‌ی این‌ها تقصیر اونه

33:38.841 --> 33:39.975
‫تقصیر منه

33:41.242 --> 33:44.512
‫من بهش گفتم دکلان داره چه بلایی
"سرم میاره، و اون دید که "بتل داینستی

33:44.537 --> 33:46.472
‫تنها جایی بود که توش احساسِ تعلق می‌کردم

33:47.287 --> 33:48.698
‫انگار می‌تونستم خودم باشم

33:49.791 --> 33:50.919
‫می‌فهمم

33:51.332 --> 33:53.307
‫حتماً خیلی ناراحت‌کننده بوده
وقتی دکلان توی بازی

33:53.332 --> 33:55.012
‫بارها و بارها می‌کُشتت

33:55.316 --> 33:56.350
‫آره

33:57.626 --> 33:58.694
‫حسش واقعی بود

34:00.563 --> 34:02.402
‫متأسفم خیلی احمقانه به نظر می‌رسه
‫‫اوه

34:03.272 --> 34:04.684
‫‫لعنت بهت
‫اشکالی نداره

34:04.709 --> 34:07.310
‫من برم چندتا دستمال کاغذی بیارم
‫‫واقعاً معذرت می‌خوام

34:07.335 --> 34:09.772
‫اشکالی نداره، گوش کن، طوری نیست

34:10.094 --> 34:11.428
‫همه‌چیز درست می‌شه

34:12.975 --> 34:14.145
‫مورگن!

34:15.711 --> 34:17.159
‫یه لحظه وقت داری بیای اینجا؟

34:19.882 --> 34:20.916
‫آدامـه

34:21.831 --> 34:23.042
‫مورگن اینجاست

34:23.462 --> 34:24.669
‫پیداش کردین؟

34:24.694 --> 34:27.993
‫فقط دوچرخه‌ش رو باباش پیداش کرد
درست وسط پیاده‌رو بود

34:30.059 --> 34:31.152
‫اوه، نه

34:31.177 --> 34:33.746
‫"آز" و "دفنه" پایینن
و دارن با غواص‌ها عملیات رو شروع می‌کنن

34:34.329 --> 34:36.197
‫احتمالِ اینکه زنده پیداش کنیم اصلاً زیاد نیست

34:42.895 --> 34:44.076
‫ریو کجاست؟

34:45.574 --> 34:47.009
‫آدام، بعداً باهات تماس می‌گیریم

34:48.560 --> 34:51.610
‫کسی ندید پسری که داشتم
باهاش حرف می‌زدم کجا رفت؟

34:52.657 --> 34:56.001
‫اوضاع داره جوری پیش می‌ره که انگار
قضیه فراتر از فرار یه نوجوونِ ساده‌ست

34:56.026 --> 34:58.729
‫آره اصلاً چرا داشت شیرِ بادوم می‌خورد؟

34:58.754 --> 35:01.371
‫عدم تحمل لاکتوز، یا حساسیت غذایی؟

35:01.396 --> 35:04.200
‫حساسیت غذایی
در ضمن یه ماه گرفتگی هم روی بازوش دیدم

35:04.225 --> 35:05.425
‫خب این چرا مهمه؟

35:05.450 --> 35:07.103
‫فکر نمی‌کنم قراره جسدِ جین رو پیدا کنیم

35:07.128 --> 35:10.083
‫فکر می‌کنی خودکشی صحنه‌سازی بوده
و ریو رفته که باهاش ملاقات کنه؟

35:10.108 --> 35:14.177
‫نـه، چیزی که دارم بهش اشاره می‌کنم
خیلی عجیب‌تره فقط یکم باهام همراهی کن

35:14.202 --> 35:17.551
‫خب، من اینو توی کلاس زیستِ
سال نهمِ آقای کوپر یاد گرفتم

35:17.973 --> 35:22.285
‫بعضی وقتا، هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دونه هر چند وقت
یک بار، ممکنه بارداری به صورت دوقلو شروع بشه

35:22.310 --> 35:24.622
‫اما بعدش
یکی از جنین‌ها اون یکی رو جذب می‌کنه

35:24.647 --> 35:26.849
‫و در نهایت فقط یک نوزاد به دنیا میاد

35:26.874 --> 35:28.741
‫اما از اونجایی که توی اون مراحل اولیه،

35:28.766 --> 35:31.804
‫دو تا جنین مجزا با دو مجموعه‌ی
متفاوتِ دی‌اِن‌اِی وجود داشته

35:31.829 --> 35:35.256
‫نوزادی که به دنیا میاد، تمام عمرش
هر دو مجموعه‌ی دی‌اِن‌اِی رو با هم داره

35:36.116 --> 35:40.153
‫آقای کوپر خودش خیلی کسل‌کننده بود
ولی نوزادِ "دو در یک"؟ واقعاً محشره

35:40.501 --> 35:43.941
‫بهش می‌گن "کایمریسم" (خیمه‌شب‌بازیِ ژنتیکی)
برگرفته از اون موجود افسانه‌ای، یعنی کایمرا

35:43.966 --> 35:45.717
‫که ترکیبی از حیوانات مختلفه

35:45.742 --> 35:48.879
‫فقط توی کایمراهای انسانی
این قضیه ترکیبی از آدم‌های مختلفـه

35:48.904 --> 35:51.447
‫که باعث می‌شه بخش‌هایی از
پوست با بقیه‌ی جاها فرق داشته باشه

35:51.472 --> 35:53.182
‫گاهی اوقات دو تا رنگ چشم متفاوت،

35:53.207 --> 35:56.259
‫و حساسیت‌های غذایی
چون بدن مدام داره به خودش حمله می‌کنه

35:56.284 --> 35:58.381
‫و خونی که دی‌اِن‌اِی متفاوتی
نسبت به نمونه‌ی بزاقِ دهان داره

35:58.406 --> 36:00.900
‫درسته حتی فکر نمی‌کنم ریو و پدرش هم
از این موضوع باخبر بوده باشن

36:00.925 --> 36:03.426
‫شرط می‌بندم
فکر می‌کردن ما قراره دی‌اِن‌اِی ریو رو

36:03.451 --> 36:05.988
‫با صحنه‌ی جرم مطابقت بدیم
و لابد خیال کردن که خیلی شانس آوردن

36:06.013 --> 36:07.418
‫مورگن، این اصلاً منطقی نیست

36:07.443 --> 36:10.501
‫تو همین الان یه آلبوم عکس آوردی که نشون
می‌ده هر دو پسر تمامِ عمرشون با هم بودن

36:10.526 --> 36:12.822
‫تو حتی هر دو برادر رو از نزدیک دیدی
‫‫واقعاً دیدم؟

36:12.847 --> 36:15.516
‫ما ریو و جین رو
توی یه اتاق و هم‌زمان با هم دیدیم؟

36:16.139 --> 36:18.008
‫صبرکن ببینم داری می‌گی

36:18.033 --> 36:22.037
‫ما بازی خوردیم، اونم توسط یه پدرِ ناامید
و پسری که دارن سعی می‌کنن یه قتل رو

36:22.062 --> 36:24.129
‫بندازن گردنِ برادری که وجود خارجی نداره

36:31.345 --> 36:35.084
‫ما آلبوم عکس شما رو بررسی کردیم و از
تکنسین‌هامون خواستیم عکس‌ها رو تحلیل کنن

36:35.109 --> 36:36.735
‫همه‌شون به صورت دیجیتالی دستکاری شدن

36:36.760 --> 36:38.936
‫یکی از پسرا بعداً به عکس‌ها اضافه شده

36:39.461 --> 36:42.265
‫تکنسین‌ها حتی فهمیدن که
این عکس‌ها چه زمانی دستکاری شدن

36:42.290 --> 36:44.200
‫تو کلِ زندگیِ ریو داشتی این کارو می‌کردی

36:44.225 --> 36:46.852
‫مجبورش می‌کردی مثل جین
لباس بپوشه، مثل اون ژست بگیره

36:47.369 --> 36:49.379
و جای اون باشه تا توی رستورانت کار کنه

36:50.132 --> 36:51.533
‫این حرف مضحکـه

36:52.688 --> 36:54.681
‫من فقط چند تا عکس رو روتوش کردم

36:55.898 --> 36:57.695
‫اما این به اون معنی که شما می‌گید نیست

36:57.720 --> 36:59.455
‫چرا منو نگه داشتین؟

37:00.209 --> 37:01.919
‫من همین الان پسرم رو از دست دادم

37:01.944 --> 37:03.545
‫باید برای عزیزم عزاداری کنم

37:03.570 --> 37:05.634
‫اینکه داری عزاداری می‌کنی حقیقت داره

37:06.183 --> 37:07.936
‫اما تو همین الان پسرت رو از دست ندادی

37:08.734 --> 37:10.736
‫تو 17 ساله که داری براش عزاداری می‌کنی

37:11.764 --> 37:13.885
‫ما با همسر سابق‌تون توی اوزاکا صحبت کردیم

37:13.910 --> 37:17.547
‫اون بهمون گفت وقتی فهمیدی قراره
دوقلو داشته باشی چقدر خوشحال بودی

37:17.572 --> 37:20.680
‫و چقدر هر دوی شما داغون شدین
وقتی یکی‌شون زنده نموند

37:21.975 --> 37:23.919
‫و اینکه اون غم چطور به طلاق کشید،

37:23.944 --> 37:26.379
و چطور پسری که
زنده مونده بود رو مقصر دونستی

37:26.864 --> 37:28.131
‫تمامِ عمرِ ریو،

37:28.635 --> 37:31.048
‫هر بار که ناامیدت کرد
یا پاش رو از گلیمش درازتر کرد

37:31.073 --> 37:33.230
‫به یادش آوردی که آرزو داشتی
اون به جای ریو، "جین" بود

37:33.255 --> 37:35.157
‫به همین خاطر، ریو به بازی پناه برد،

37:35.182 --> 37:39.590
‫جایی که می‌تونست از انتقادها و
کنترلِ تو رها باشه و بالاخره خودش باشه

37:39.878 --> 37:42.726
‫واسه همینه وقتی دکلان رو اجیر کردی
تا توی بازی مدام اونو بکشه

37:42.751 --> 37:45.286
‫اون از کوره در رفت
و دست به یه کار انتحاری زد

37:45.311 --> 37:46.947
‫دیروز صبح زود،

37:46.972 --> 37:50.067
‫تو متوجه شدی که
کسی سراغِ سمِ ماهی بادکنکی رفته

37:50.092 --> 37:52.493
‫و همون لحظه
فهمیدی کی اونو برداشته و چرا

37:52.518 --> 37:54.437
‫خودت گفتی که
همیشه پادزهر دمِ دستت داری

37:54.462 --> 37:56.799
‫این تو بودی که به دکلان زغالِ فعال دادی

37:57.966 --> 38:01.297
‫نمی‌خواستم پسرم یه قاتل بشه

38:01.322 --> 38:04.948
‫مشکل اینجاست که خیلی دیر رسیدی
کار از کار گذشته بود و سم اثر کرده بود

38:04.973 --> 38:06.106
‫بخورش!

38:06.320 --> 38:07.411
‫اون باهات درگیر شد

38:07.436 --> 38:10.434
‫توی اون کش‌مکش
درِ شیشه‌ایِ کشویی پرت شد بیرون

38:11.246 --> 38:13.148
‫ و پاهاش بُرید
‫‫دکلان!

38:13.173 --> 38:15.307
‫سعی کردی بگیریش
اما اون به سمت خیابون فرار کرد

38:17.378 --> 38:18.793
‫نتونستی نجاتش بدی

38:20.222 --> 38:22.266
‫پس تمام تمرکز رو گذاشتی روی نجات دادنِ پسرت

38:22.291 --> 38:24.234
‫می‌دونستی پلیس نوع سم رو تشخیص می‌ده،

38:24.259 --> 38:25.761
‫و از اونجا، ما به ریو می‌رسیم

38:26.595 --> 38:27.619
‫ریو

38:27.644 --> 38:30.825
‫پس، بعد از سال‌ها آرزو کردنِ اینکه
کاش اون یکی پسرت زنده بود

38:30.850 --> 38:32.776
‫تصمیم گرفتی این قضیه رو رسمی‌ش کنی

38:32.801 --> 38:35.078
‫ریو باید ناپدید می‌شد برای همیشه

38:35.103 --> 38:37.247
‫به همین خاطر بود که ما با تو
و "جین" توی رستورانت ملاقات کردیم

38:37.272 --> 38:41.243
‫بعدش ریو از حرفت سرپیچی کرد، دوباره رفت به
گیم‌نت، یعنی همون‌جایی که دستگیرش کردیم

38:41.268 --> 38:44.038
‫اونجا بود که فهمید تو
با استخدام کردنِ دکلان، بهش خیانت کردی

38:44.063 --> 38:46.799
‫وقتی جواب دی‌اِن‌اِی اومد
تو هم حتماً به اندازه ما تعجب کردی

38:46.824 --> 38:49.849
‫که چرا با ریو مطابقت نداره، پس نقشه عوض شد

38:49.874 --> 38:53.111
‫همین که افتادیم دنبالِ جین، دیگه نمی‌تونستیم
هر ثانیه زاغ‌سیاه تو رو چوب بزنیم

38:53.454 --> 38:58.054
‫مجبورش کردی یه فایل صوتی به جای جین ضبط کنه
اسم خودتو توی گوشی‌ش به جین تغییر دادی

38:58.079 --> 39:00.804
‫و جوری جلوه دادی که انگار
داره برای اعتراف تماس می‌گیره

39:00.829 --> 39:03.765
‫در حالی که تو بودی که داشتی
اون فایل رو پشت خط پخش می‌کردی

39:03.790 --> 39:06.043
‫بعدش با ما اومدی دنبالِ جین گشتی،

39:06.068 --> 39:08.212
‫به این امید که باور کنیم
اون به زندگی خودش پایان داده

39:08.237 --> 39:10.479
‫ریزِ مکالماتِ گوشیِ تو و ریو اینو تایید کرده

39:10.504 --> 39:14.508
‫تنها چیزی که واسش نیاز به کمک داشتی
گذاشتن اون دوچرخه کنارِ مخزنِ آب بود

39:14.533 --> 39:16.148
‫گوشی‌ت این یکی رو هم لو داد

39:16.173 --> 39:18.030
‫از اداره پلیس به کمک‌آشپزت زنگ زدی،

39:18.055 --> 39:19.355
‫و اون این کارو برات انجام داد

39:19.380 --> 39:20.955
‫کمک‌آشپز همین الانشم
داره با ما همکاری می‌کنه

39:20.980 --> 39:23.383
‫یک ساعت پیش ریو رو هم گرفتیم
توی زیرزمین‌تون قایم شده بود

39:26.331 --> 39:28.347
‫تمامِ چیزی که می‌خواستم این بود که

39:31.860 --> 39:33.394
‫هر چی به صلاحِ پسرمه انجام بدم

39:33.419 --> 39:34.617
‫ما اینو می‌دونیم

39:35.094 --> 39:37.507
‫ریو هنوز به سن قانونی نرسیده
و شرایطِ این پرونده هم خیلی خاصه

39:37.532 --> 39:40.903
‫پس اگه هر دوتون کاملاً همکاری کنین
اون هنوزم می‌تونه آینده‌ای داشته باشه

39:42.571 --> 39:43.678
...‫در حال حاضر

39:44.259 --> 39:46.396
این بهترین راهیه که می‌تونی بهش کمک کنی

40:08.397 --> 40:09.430
‫ریو

40:11.326 --> 40:12.785
متاسفم

40:16.315 --> 40:17.665
متاسفم

40:20.159 --> 40:21.569
...پدر

40:22.608 --> 40:24.015
خیلی متاسفم

40:24.800 --> 40:26.401
...متاسفم

40:41.630 --> 40:45.075
‫♪ می‌خوام اول از همه با یه
♪معذرت می‌خوام" شروع کنم

40:45.581 --> 40:48.965
‫♪ حق با تو بود مثل همیشه ♪

40:49.538 --> 40:53.141
‫♪ خیلی می‌ترسیدم که باهات روبرو بشم ♪

40:53.493 --> 40:56.581
‫♪ اما مطمئنم که از تهِ دلم خبر داری ♪

40:57.187 --> 40:59.089
‫اون "اِلف"، آدیتیه، دوست‌دختر سابق دکلان

40:59.114 --> 41:00.885
‫توی محیط بازی براش مراسم ختم گرفته

41:01.383 --> 41:02.617
‫واقعاً حرکت قشنگیه

41:03.251 --> 41:05.354
‫فکر کنم هر کدوم‌مون
به روش خودش عزاداری می‌کنه

41:07.926 --> 41:08.961
‫هی

41:09.658 --> 41:10.826
‫خوبی؟

41:10.851 --> 41:13.635
‫آره، فقط ذوق دارم
زودتر برسم خونه پیش بچه‌هام

41:15.831 --> 41:17.966
‫اوه، حالا که صحبت از "سابق"ها شد

41:18.709 --> 41:20.575
‫سلام، دنبال آدام کارادک می‌گردم

41:20.600 --> 41:23.075
‫می‌دونی، به حرف‌های تو و سلنا فکر کردم

41:23.100 --> 41:25.208
‫مثل همیشه، حق با شما بود

41:25.240 --> 41:26.817
‫می‌خوام یه شانس دیگه به این رابطه بدم

41:26.842 --> 41:28.677
‫باید بهش نشون بدم که این‌بار فرق می‌کنه

41:30.779 --> 41:33.849
‫سلام، من مورگن‌م، همکارِ این آقا
‫‫سلام

41:33.874 --> 41:35.148
‫سلام، من لوسیا هستم

41:35.173 --> 41:36.927
‫ولی حسی بهم می‌گه که اینو از قبل می‌دونستی

41:36.952 --> 41:38.904
‫اوهوم یه کم آمار درآوردم و پرس‌وجو کردم

41:38.929 --> 41:40.831
‫اوه
‫‫می‌دونی، ما واسه شام میز رزرو کردیم

41:40.856 --> 41:42.799
‫می‌دونم، ولی فقط چند تا سوال از لوسیا دارم

41:42.824 --> 41:45.339
...‫آره، ولی نباید دیر برسیم پس
‫‫اون هیچ‌وقت دیر نمی‌کنه

41:45.364 --> 41:47.934
‫اوه، واقعاً؟
دیروز که برای دیدنِ تو دیر کرده بود

41:48.296 --> 41:50.032
‫خب، ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم
‫‫اوه

41:50.057 --> 41:52.626
‫از ملاقات باهات خیلی خوشحال شدم، مورگن
‫‫منم همین‌طور، خوشبختم

41:53.368 --> 41:54.606
‫هی، کارادک

41:55.875 --> 41:57.152
‫خوش بگذره

41:58.140 --> 42:03.009
‫♪ تا وقتی نری نمی‌تونم خودمو پیدا کنم ♪

42:11.977 --> 42:17.256
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:17.281 --> 42:22.539
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:23.252 --> 42:28.477
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
