WEBVTT

00:01.305 --> 00:06.829
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.948 --> 00:14.137
‫خب دیگه، تجهیزات‌تون رو چک کنین

00:14.161 --> 00:16.227
‫این هوا نادره، دوستان من

00:16.611 --> 00:20.517
‫پرش‌های هالو چیزیه که
خیلی از غیرنظامی‌ها تجربه نمی‌کنن

00:21.250 --> 00:22.300
‫آره!

00:22.325 --> 00:24.614
‫داریم از ارتفاع 30,000 پا می‌پریم

00:24.639 --> 00:27.074
ماسک بزنین و آروم باشین

00:27.435 --> 00:28.990
آموزش‌تون رو به خاطر بسپارین

00:30.568 --> 00:32.035
‫بزن بریم، بچه‌ها

00:48.008 --> 00:53.251
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:56.741 --> 01:00.227
هووو! همینو می‌گم، بچه‌ها

01:00.251 --> 01:02.020
‫وای، مثل گلوله فرود اومدی

01:03.153 --> 01:05.284
‫هی بچه‌ها، فکر کنم
یه مشکلی برای پادیلا پیش اومده

01:08.091 --> 01:10.261
‫پادیلا! هی!

01:25.959 --> 01:31.891
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

01:36.411 --> 01:38.871
‫این یکی خیلی منو هیجان‌زده کرده

01:39.371 --> 01:40.597
‫باشه، مورگن

01:40.926 --> 01:42.346
‫جسارتاً میشه بپرسم چرا؟

01:43.291 --> 01:46.147
‫آدم وقتی می‌پره زنده‌ست
اما وقتی می‌خوره زمین، مُرده‌ست

01:46.171 --> 01:48.359
مشتاق نیستی بفهمی
چطور میشه یه نفر رو وسط هوا کشت؟

01:48.384 --> 01:49.687
‫نمی‌تونیم چنین فرضی بکنیم

01:49.711 --> 01:52.897
‫ممکنه وسط پرش بیهوش شده
و وقتی خورده زمین، مُرده باشه

01:52.921 --> 01:55.987
اگه پزشک قانونی تشخیص نداده
که قتل بوده، چرا باید اینجا باشیم؟

01:56.011 --> 01:58.367
‫فقط سعی کن
هیجانت رو در حد مناسبی نگه داری

01:58.391 --> 01:59.447
‫چی می‌دونیم؟

01:59.471 --> 02:02.873
‫کاپیتان آلونسو پادیلا
بازنشسته نیروی ویژه شناسایی نیروی هوایی

02:02.898 --> 02:05.928
‫ به عنوان روان‌درمانگر در پایگاه
کار می‌کرده اما همچنان تو نیروی ذخیره بوده

02:05.953 --> 02:07.832
‫هفته‌ای دو بار پرش با چتر آموزش می‌داده

02:07.857 --> 02:11.133
‫انگار همه ازش خوششون میومده
تا قبل از این اتفاق که یه پرش معمولی بوده

02:11.158 --> 02:12.677
‫ اینو تو لباس پرشش پیدا کردیم

02:13.990 --> 02:16.297
‫"می‌دونم چه کار می‌کنی،
"بکش کنار، وگرنه می‌میری

02:16.321 --> 02:18.641
‫یکی از شاگردان پادیلا
ممکنه اینو تو جیبش گذاشته باشه

02:18.666 --> 02:20.642
‫یا شایدم کسی دیگه روی زمین این کارو کرده

02:20.667 --> 02:23.346
‫هدف از این یادداشت این بوده که
از کاری که انجام می‌داده، عقب بکشه

02:23.371 --> 02:25.227
‫چرا کسی رو باید تهدید کنی
اگه قصد کشتنش رو داری؟

02:25.251 --> 02:26.793
‫به‌علاوه، این امروز نوشته نشده

02:27.020 --> 02:28.884
‫گوشیم رو تو ماشین جا گذاشتم
گوشی خودتو بده بهم

02:28.909 --> 02:30.687
...‫آخرین باری که گوشیمو بهت قرض دادم

02:30.711 --> 02:33.527
‫زنگ تماس رو گذاشتم روی
عزیزم برگشته" هنوز عوضش نکردم"

02:33.551 --> 02:35.357
‫ گوشی‌ت رو بده، این مربوط به کاره

02:35.381 --> 02:36.677
‫ خنده‌دار نبود

02:37.681 --> 02:40.554
‫می‌بینی، وقتی با جوهر می‌نویسی
اولش خطت تیزه

02:40.579 --> 02:44.060
‫اما چون جوهر حلال‌هایی داره
با گذشت زمان خط کم‌رنگ می‌شه

02:44.085 --> 02:46.310
‫به همین دلیله که
یه هاله کوچیک دور حروف می‌بینی

02:46.335 --> 02:50.139
‫چند روز بعد، حلال تبخیر می‌شه
و رنگ همون‌جا باقی می‌مونه

02:51.003 --> 02:52.837
‫پس یادداشت حداقل چند روز پیش نوشته شده

02:52.861 --> 02:56.387
‫و پادیلا همین‌طوری
با یه تهدید به مرگ توی جیبش می‌گشته؟

02:56.411 --> 02:58.297
‫شاید سعی داشته بفهمه کی اونو نوشته

02:58.321 --> 03:00.097
‫یا شاید ازش به‌عنوان انگیزه استفاده می‌کرده

03:00.121 --> 03:02.637
‫خب، هر چی که بوده
می‌شه گفت پادیلا متوقف نشده

03:02.661 --> 03:04.033
‫و قاتل هم به تهدیدش عمل کرده

03:05.291 --> 03:07.251
‫فکر کنم وقتشه با شاگردهاش صحبت کنیم

03:08.773 --> 03:11.029
‫نمی‌تونسته خیلی ساده
دچار حمله قلبی شده باشه؟

03:11.054 --> 03:13.665
‫چرا؟ پادیلا چیزی درباره بدحال بودن
گفته بود؟ ‫اتفاق غیرعادی‌ای؟

03:13.690 --> 03:15.356
‫نه، سرحال به نظر می‌رسید

03:15.381 --> 03:17.607
‫یه گفت‌وگوی خوب
با سوزی، پزشکی قانونی، داشتم

03:17.631 --> 03:19.293
‫اون می‌فهمه
‫‫چی رو می‌فهمه؟

03:19.318 --> 03:20.919
‫سلام، من مورگن‌م
‫‫ایتن

03:20.944 --> 03:24.287
‫داشتم می‌پرسیدم
چند وقته آلونسو پادیلا رو می‌شناختی؟

03:24.311 --> 03:25.456
‫چند هفته

03:25.481 --> 03:26.754
تازه اومدم اینجا

03:26.779 --> 03:28.585
‫به نظر می‌رسید بابت پرش عصبی باشه؟

03:28.610 --> 03:30.150
‫حداقل از نظر من یکی، نه

03:32.276 --> 03:33.825
‫ببین، کاش می‌تونستم بیشتر کمکتون کنم،

03:33.850 --> 03:37.571
‫ولی اگه می‌خواین با کسی حرف بزنین که
‫ خیلی بهتر از من می‌شناختش، تیناست

03:38.241 --> 03:41.299
‫من صاحب اینجام
و حتی خودمم از پادیلا درس گرفتم

03:41.932 --> 03:44.768
‫علاقه‌ش به چتربازی واقعاً مسری بود،

03:45.050 --> 03:48.946
‫و تجربه نظامیش هم یه نکته جذاب بزرگ بود

03:48.971 --> 03:52.385
‫ولی نمی‌دونم، این اواخر به نظر می‌رسید
که نمی‌خواست درباره‌ش حرف بزنه

03:52.751 --> 03:54.727
‫خب تینا، از وقتی پادیلا امروز رسید اینجا

03:54.751 --> 03:57.323
‫تا وقتی سوار هواپیمای پرش شد
متوجه چیز مشکوکی نشدی؟

03:57.348 --> 03:59.854
‫نه، همه چیز کاملاً طبیعی بود تا اینکه…

04:01.721 --> 04:04.066
‫ببخشید، هنوز دارم
...همه اینا رو یه جوری هضم ‌می‌کنم، خب

04:05.013 --> 04:06.013
...آم

04:06.929 --> 04:08.539
‫اون واقعاً آدم خوبی بود

04:08.851 --> 04:10.219
‫خب تینا، ممنون ازت

04:10.596 --> 04:12.726
‫اگه سؤال دیگه‌ای داشتیم، بهت خبر می‌دیم

04:17.326 --> 04:18.326
!هوم

04:19.108 --> 04:21.414
‫جالبـه
‫‫یه کارت کلید سفید و خالی

04:21.439 --> 04:23.177
‫خود کارت کلید خیلی جالب نیست،

04:23.201 --> 04:24.681
‫ولی اینکه اینجا پیدا شده جالبه

04:24.706 --> 04:27.259
‫ به اینجا تعلق نداره
اینجا از کلید فلزی استفاده می‌کنن

04:27.284 --> 04:28.320
اوهوم

04:28.722 --> 04:30.760
‫می‌تونه به یه میلیون چیز مختلف مربوط باشه

04:30.785 --> 04:32.857
‫خب، پس بیا محدودش کنیم، مرد بزرگ

04:36.381 --> 04:38.517
‫خب، ببینیم اینجا چی داریم

04:38.748 --> 04:40.029
‫گزارش پزشکی قانونی

04:40.054 --> 04:42.437
‫خدای من
چطور این‌قدر سریع به دستش آوردی؟

04:42.462 --> 04:44.737
‫نمی‌دونم چی بگم
من فوق‌العاده جذابم، ستوان، باشه؟

04:44.761 --> 04:47.551
سوزی سریع‌تر پیگیریش کرد-
که بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم-

04:48.601 --> 04:49.650
‫فهمیدم

04:49.995 --> 04:51.961
می‌خواین بدونین پادیلا چطور مُرده؟

04:52.318 --> 04:55.004
هایپوکسی یعنی ‫کمبود اکسیژن

04:55.029 --> 04:56.192
‫خفه شده

04:56.217 --> 04:57.784
‫صبرکن، تکنسین‌ها تجهیزاتش رو چک کردن

04:57.809 --> 05:00.083
‫کلاه و ماسک اکسیژنش درست کار می‌کردن

05:00.108 --> 05:02.427
‫احتمال داره یه بیماری نادر پزشکی باشه؟

05:02.451 --> 05:04.596
‫نه، ‌نامه‌ی تهدید به مرگ رو توضیح نمی‌ده

05:04.621 --> 05:06.847
ما به بررسی این موضوع
به عنوان یه قتل ادامه میدیم

05:06.871 --> 05:08.637
‫مگه اینکه دلیلی خلاف اونو باور داشته باشیم

05:08.661 --> 05:11.991
‫قتل در حین پرواز
من این پرونده رو رایگان کار می‌کنم

05:12.016 --> 05:14.727
‫ اینو جدی نمی‌گم
این فقط یه جمله‌ی معمولیه که مردم می‌گن

05:14.751 --> 05:16.858
خوشحالم که چنین فداکاری رو می‌بینم

05:17.651 --> 05:18.739
‫سالومن

05:19.209 --> 05:22.257
‫چه سورپرایز خوبی
چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

05:22.282 --> 05:26.367
‫اداره امور داخلی، اطلاعاتی دریافت کرده
که خانم گیوری با پزشکی قانونی ما

05:26.391 --> 05:29.537
‫بدون نظارت مناسب، تعامل کرده
...و بهش دستور داده، به قول خودش

05:29.561 --> 05:32.213
‫"پرونده پادیلا رو فوری بررسی کن
"این دستور مستقیم مقامات بالاست

05:32.238 --> 05:35.917
‫خب، نه، اون‌طوری که سوزی گفته
این یه‌کم اغراق‌آمیزه

05:35.941 --> 05:37.983
‫من فقط… اون… یه لطفی در حقم کرد

05:38.008 --> 05:41.550
‫اون لطف، 12,000 دلار هزینه‌ی
بررسی فوری روی دستمون گذاشته

05:41.575 --> 05:42.871
چی؟-
مورگن-

05:42.896 --> 05:44.507
‫از اینکه در جریانمون گذاشتین، ممنونم

05:44.531 --> 05:46.927
‫و مطمئن می‌شم که دیگه هرگز تکرار نشه

05:46.951 --> 05:48.089
آره-
مطمئنی؟-

05:48.871 --> 05:51.216
‫واقعاً می‌تونی صادقانه بگی
این تنها جدیدترین نمونه

05:51.241 --> 05:53.611
‫از زیر پا گذاشتنِ
مداوم قوانین توسط اون نیست؟

05:53.636 --> 05:55.782
‫باشه، فقط یه لحظه صبرکن

05:55.807 --> 05:58.833
‫من هیچ‌وقت هیچ قانونی رو
زیر پا نذاشتم، خیلی هم ممنون

05:58.858 --> 06:00.099
از این بابت ‫مطمئنی؟

06:00.761 --> 06:02.506
‫اون یه…
‫‫ولم کنین

06:05.207 --> 06:06.266
وایسا

06:08.204 --> 06:09.260
‫بله، مطمئنم

06:09.511 --> 06:11.367
‫این یکی دیگه زیادی از حد گذشته

06:11.391 --> 06:13.497
‫دارم می‌فرستمت آکادمی آموزش کارآگاه‌ها

06:16.075 --> 06:19.365
‫ببخشید، اون…
...همچین چیزی وجود نداره آموزش کارآگاه

06:20.096 --> 06:22.523
‫باشه، این بیشتر شبیه
کلاس آموزش اطاعت برای پلیس‌هاست

06:22.548 --> 06:23.604
‫کم ‌و بیش

06:23.629 --> 06:25.946
...‫بعد از اینکه دوره رو تموم کردی می‌تونی

06:26.803 --> 06:28.015
به وظایف عادی‌ت برگردی

06:28.040 --> 06:28.860
!آه

06:28.886 --> 06:30.233
‫جدی میگی؟

06:30.580 --> 06:31.700
!اوه

06:31.725 --> 06:33.847
‫باشه، فقط… اول این پرونده رو تموم ‌کنم

06:33.871 --> 06:35.687
‫بعد میرم… آکادمی شما

06:35.711 --> 06:38.301
اوه ‫نه، نمی‌تونی

06:38.708 --> 06:42.485
‫اگه قبول نشی
دیگه پرونده‌ای در کار نیست

06:50.738 --> 06:52.403
‫می‌دونم که ازت می‌خوان آموزش ببینی،

06:52.428 --> 06:54.656
‫ولی قرار نیست قوانینی یاد بگیری
که نمی‌خوای رعایتشون کنی

06:54.681 --> 06:55.652
‫وای، تو حرف نداری

06:55.677 --> 06:58.126
‫راستش منم در طراحی این دوره کمک کردم

06:58.151 --> 06:59.741
‫البته که کمک کردی

07:00.731 --> 07:03.486
‫عالیه، نگران بودم که ندونم
دقیقاً باید از کی دلخور باشم

07:03.511 --> 07:04.894
‫در حالی که اینجا گیر افتادم

07:05.498 --> 07:07.006
لطفاً ‫فقط ذهن باز داشته باش

07:07.031 --> 07:08.981
‫داری میگی که با کسی دعوا نکنم؟

07:09.006 --> 07:10.732
‫دقیقاً همینو دارم می‌گم

07:10.757 --> 07:13.233
‫آدام، به نظر سرحال میای

07:13.258 --> 07:15.444
‫داتی، تو ذره‌ای تغییر نکردی

07:15.469 --> 07:18.285
‫مورگن سرگروهبان داتی رینولدز
اون دوره رو برگزار می‌کنه

07:18.310 --> 07:20.190
‫سلام داتی، از دیدنتون خوشبختم

07:20.534 --> 07:24.067
‫می‌دونم حسابی سرت شلوغه
لازم نیست مواظب من باشی

07:24.091 --> 07:26.527
یه فکری به ذهنم رسید
چرا فقط امتحان نهایی رو ندم؟

07:26.551 --> 07:29.197
مورگن-
اینطوری که نمی‌شه-

07:29.221 --> 07:31.391
‫ولی... با یه ذهن باز، می‌شه

07:33.119 --> 07:35.188
‫به نظر میاد با این یکی
داری کار خدا رو انجام می‌دی

07:35.213 --> 07:36.213
هوم

07:38.146 --> 07:39.826
‫چرا همچین چیزی گفت؟ یعنی چی؟

07:39.851 --> 07:41.106
‫یادداشت‌ها رو خونده

07:43.199 --> 07:44.641
‫هیچ یادداشتی وجود نداره

07:53.831 --> 07:55.767
‫ آی.اِی مورگن رو فرستاده مدرسه کارآگاهی؟

07:55.791 --> 07:57.229
‫آره، آره، می‌دونم

07:57.254 --> 08:01.078
‫هرچند یه نکته مثبت هم داره
فکر کنم این واقعاً براش خوب باشه

08:01.103 --> 08:03.066
اوه، ‫من به کلاس اهمیت نمی‌دم

08:03.397 --> 08:06.530
‫می‌خوام بدونم تو گروهم
چی می‌گذره تا از همه چی جلوتر باشم

08:06.921 --> 08:08.171
‫کنترلش دستمه

08:08.574 --> 08:09.622
‫واقعا؟

08:10.131 --> 08:11.157
اوهوم

08:11.181 --> 08:12.711
‫درمورد پرونده‌ت شنیدم

08:13.147 --> 08:17.037
‫پادیلا تو نیروی هوایی بوده که یعنی گروه
ضربت نیروی هوایی سعی داره وارد عمل بشه

08:17.061 --> 08:19.504
‫دقیقاً به همین دلیل با رابط‌هام تماس گرفتم

08:19.529 --> 08:22.059
‫خوبه، چون رابط‌هام قبلاً باهام تماس گرفتن

08:24.821 --> 08:28.346
‫پس، تو قبلاً با رابط‌هات
درباره پرونده من صحبت کردی

08:28.371 --> 08:30.176
‫پرونده‌های نظامی خیلی حساسن

08:30.201 --> 08:33.347
‫پس از نفوذم استفاده کردم
که گروه ضربت تو کارمون دخالت نکنه

08:33.371 --> 08:35.847
‫خب، مرسی که کمک کردی
از این به بعد خودم ادامه می‌دم

08:35.871 --> 08:38.298
‫درواقع، می‌خوام با کارادک برم خونه پادیلا

08:38.911 --> 08:42.227
‫چون تو خونه‌ی قربانی هم
باید نفوذت رو نشون بدی؟

08:42.251 --> 08:45.187
‫تو یه مشاور کم داری، ستوان
گفتم منم یه کمکی بکنم

08:45.211 --> 08:47.027
‫وقتی لازم شد، پیدات می‌کنم

08:47.051 --> 08:50.221
‫همین حالا هم اینجام
منو به‌عنوان سلاح مخفی جدیدت در نظر بگیر

08:54.678 --> 08:59.903
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

09:05.535 --> 09:07.575
‫سکوتت گویای خیلی چیزهاست

09:08.124 --> 09:10.354
‫جدی؟ به نظرت داره چی میگه؟

09:10.873 --> 09:12.503
نمی‌خوای من تو این پرونده باشم

09:12.820 --> 09:15.740
انگار بیشتر به این فکر می‌کنم
چرا می‌خوای تو این پرونده باشی

09:16.951 --> 09:19.361
‫رهبران خوب
مشکلات رو از پشت میزشون حل نمی‌کنن

09:19.386 --> 09:23.031
‫کاپیتان‌ها معمولاً تو میدان نیستن
ولی بازم هر بار و هر بار اینجایی

09:28.801 --> 09:30.773
‫حالا سکوت تو خیلی چیزا می‌گه

09:32.011 --> 09:33.511
‫خب، به نظرت داره چی میگه؟

09:33.916 --> 09:35.011
‫مشخص نیست

09:36.431 --> 09:38.311
‫آره، همین نگرانم می‌کنه

09:40.473 --> 09:42.577
‫خونه پادیلا تمیز و بی‌عیب و نقصه

09:42.601 --> 09:46.041
‫هر کتاب با گوشه‌ها تراز شده
هر چیزی هم سر جای خودشه

09:46.401 --> 09:48.568
‫دقت یه سرباز تو زندگی غیرنظامی

09:49.111 --> 09:51.667
‫اگه نمی‌دونستم
حدس می‌زدم خودت اینجا زندگی می‌کنی

09:52.716 --> 09:54.482
بیا ‫موقع رفتن، اینو بسته‌بندی ‌کنیم

09:54.741 --> 09:57.581
به گمونم دیدت نسبت به ارتش
زیاد خوب نیست، کاپیتان

09:58.021 --> 10:00.666
نمی‌فهمم چطور نهادی که
بر پایه‌ی سلسله ‌مراتب و اطاعت ساخته شده

10:00.691 --> 10:02.904
با مردی که توی منطقه‌ی
خاکستری زندگی می‌کنه جور درمیاد

10:02.929 --> 10:05.251
‫خب، اینو اشتباه خوندی، کارآگاه

10:05.850 --> 10:07.340
‫من به ارتش احترام می‌ذارم

10:07.663 --> 10:09.166
نظم و ‫انضباطی که القا می‌کنه

10:09.191 --> 10:11.987
با دونستن اینکه کِی و چطور
قوانین رو زیر پا میذاره در تضاد نیست

10:12.011 --> 10:14.778
به‌خصوص وقتی
یکی از اعضای تیمت به دردسر افتاده

10:21.931 --> 10:23.870
‫ممکنه براتون جالب باشه بدونین،

10:24.141 --> 10:27.280
‫صادق‌ترین بخش بدن ما پاهاست

10:27.522 --> 10:30.324
‫واقعاً منو سورپرایز می‌کنه
‫‫چیزی برای گفتن داری، خانم گیلوری؟

10:30.349 --> 10:34.337
‫خب، آره، بیشتر سعی می‌کنم
دامنه توجهم رو افزایش بدم

10:34.361 --> 10:36.337
‫می‌خوایم زودتر بریم سراغ بقیه،

10:36.361 --> 10:39.057
‫یا می‌خوایم یه کم تو دنیای پاها بمونیم؟

10:39.081 --> 10:42.214
‫این مطالب از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخورداره

10:43.290 --> 10:44.297
‫باشه

10:44.322 --> 10:47.169
‫مثلاً، همه ما با تجربه یاد گرفتیم

10:47.194 --> 10:49.824
‫که احساساتمون رو روی صورت‌مون مخفی کنیم

10:50.341 --> 10:51.881
‫خب، بیشترمون

10:52.551 --> 10:55.431
‫اما پاهامون با غریزه جنگ یا گریزمون هماهنگه

10:56.131 --> 10:58.697
‫وقتی اجدادمون توسط ببر تعقیب می‌شدن،

10:58.721 --> 11:02.411
‫وقت نمی‌کردن یه جواب
شسته رفته پیدا کنن، فقط فرار می‌کردن

11:03.061 --> 11:06.417
‫پس وقتی کسی توی یه مکالمه راحت باشه،

11:06.441 --> 11:08.952
‫پاهاش آرومه و مستقیم رو به جلوئـه

11:09.293 --> 11:10.909
‫ولی وقتی راحت نیست،

11:11.361 --> 11:15.361
‫وقتی دروغ میگه
یا دلش می‌خواد زود تموم بشه

11:15.991 --> 11:17.531
‫پاهاش همه چیزو نشون می‌ده

11:21.874 --> 11:24.927
‫باید برم بیرون، مدرسه‌ی بچه‌هام زنگ زده

11:24.951 --> 11:27.752
فقط ‫چند تا تأخیر کوچیکه، انگار دارم
مجرم تربیت می‌کنم، همین الان برمی‌گردم

11:27.777 --> 11:29.160
‫تقریباً نبودنم رو حس نمی‌کنین

11:29.711 --> 11:32.171
‫باشه، بریم سراغ لب‌ها

11:35.591 --> 11:36.865
‫دوباره شروع کرد

11:39.706 --> 11:41.407
‫مورگن، نمی‌تونی بهم زنگ بزنی

11:41.431 --> 11:42.617
‫آره، می‌دونم

11:42.641 --> 11:44.614
‫گوش کن، باید دوباره از ایتان ولف سوال کنی

11:44.639 --> 11:46.077
‫چی؟ چرا؟

11:46.101 --> 11:48.747
‫تو بخش دوم، مصاحبه و بازجویی
پاهاش کامل به هم ریخته بودن

11:48.771 --> 11:49.827
‫فکر کنم داره دروغ میگه

11:49.851 --> 11:51.917
‫مورگن، اگه گیر بیفتی…
‫‫ دارم کمکت می‌کنم

11:54.960 --> 11:56.096
‫مورگن، باید بریم

11:56.121 --> 11:57.403
‫چرا؟ چه خبره؟

12:10.631 --> 12:12.512
‫ایست! پلیس لس‌آنجلس!

12:33.895 --> 12:35.337
‫درباره این آدم چه اطلاعاتی داریم؟

12:35.361 --> 12:38.343
یه مهندس هوافضاست
توی شرکت سیستم‌های دفاعی فلگ‌استون

12:38.368 --> 12:41.314
‫خب اگه کسی توانایی برنامه‌ریزی
...یه قتل هوایی رو داشته باشه

12:41.339 --> 12:43.209
‫دافنه عکسش رو فرستاد دایره نیروی هوایی

12:43.234 --> 12:44.701
‫تا ببینن کسی اونو می‌شناسه یا نه

12:44.726 --> 12:47.537
‫معلوم شده که یه ماه پیش
دیده شده که با پادیلا بحث کرده

12:47.885 --> 12:49.404
‫حالا فقط باید بفهمیم چرا

12:57.559 --> 12:58.892
‫آماده‌ای حرف بزنی؟

13:00.551 --> 13:02.578
‫همین حالا هم به جرم ورود غیرمجاز گرفتیمت

13:02.603 --> 13:03.947
‫و مقاومت در برابر بازداشت

13:03.971 --> 13:06.077
‫ولی می‌دونی چی خیلی بدتر از اینه؟

13:06.101 --> 13:07.349
‫بگو، بهش بگو

13:07.703 --> 13:08.703
‫قتل

13:09.496 --> 13:12.959
‫هی، اینجاست، بالاخره توجهت جلب شد

13:12.984 --> 13:14.274
‫شروع کن به حرف زدن

13:15.151 --> 13:16.496
...‫برادرم سایلس

13:16.801 --> 13:20.426
خلبان آزمایشی نیروی هوایی بود
اسم رمزش "تاندربِـرد" بود

13:20.451 --> 13:22.337
علائم اختلال روانی‌ خیلی شدیدی داشت

13:22.361 --> 13:23.901
‫و چند هفته پیش، اون…

13:25.348 --> 13:27.388
ماشینش رو کوبوند دور یه تیرِ تلفن

13:29.503 --> 13:31.173
‫به خاطر از دست دادنش متاسفیم، ایتان

13:32.564 --> 13:34.444
‫پادیلا روانشناسش بود،

13:35.248 --> 13:36.769
‫و بهش خیانت کرد

13:37.570 --> 13:40.006
‫آشفته بودم، عصبانی بودم

13:40.031 --> 13:42.736
‫گذاشتم خشمم کنترل منو به‌دست بگیره،
‫و بعد از مراسم خاکسپاری برادرم،

13:42.761 --> 13:44.342
‫رفتم دفترش تا باهاش روبه‌رو بشم

13:45.761 --> 13:47.582
‫چرا رفتی تو کلاس ‫چتربازی پادیلا؟

13:48.124 --> 13:50.497
‫برای این بود که مطمئن شی
‫نمی‌تونه به زندگیش ادامه بده؟

13:50.522 --> 13:52.592
‫چطور ممکنه من…
چطور ‫می‌تونستم بکشمش؟

13:52.617 --> 13:53.861
اون تو هوا مُرد

13:53.885 --> 13:56.065
‫تو مهندس هوافضایی، ‫خودت بهمون بگو

13:56.090 --> 13:57.909
‫بگو چرا خونه‌ی پادیلا بودی

14:01.822 --> 14:04.031
فکر کنم حقشه
که یه سر بره سلول انفرادی

14:07.741 --> 14:10.037
‫هی، یه بررسی کامل ازش می‌خوام

14:10.062 --> 14:13.977
‫وضعیت مالی، شبکه‌های اجتماعی،
‫سوابق تلفن، هرچی که هست

14:14.001 --> 14:15.306
‫یه لحظه صبرکن

14:15.636 --> 14:18.461
‫ولف زیادی باهوشه که
‫ ردپایی چیزی تو پرونده دیجیتالش بذاره

14:18.486 --> 14:20.539
‫مدارک اصلی تو خونه‌شه

14:20.564 --> 14:22.160
‫دافنه و آز باید برن اونجا

14:22.185 --> 14:25.017
‫ولی دلیل قانونی برای ‫تفتیش خونه‌ش نداریم

14:25.627 --> 14:27.429
‫تا یه ساعت دیگه حکم رو می‌گیرم

14:36.245 --> 14:38.417
‫شنیدین دیگه، آماده‌ی بازرسی بشین

14:48.571 --> 14:50.494
‫ستوان، ببین، می‌فهمم ‫با چی طرفی

14:50.519 --> 14:52.955
‫به نظر میاد الان حوصله دارم
‫درباره این موضوع حرف بزنم، ها؟ آره؟

14:55.921 --> 14:57.897
‫ببخشید، باشه؟ من فقط…

14:57.921 --> 15:00.777
‫خودم به شیوه‌ی خودم
‫با کاپیتان واگنر برخورد می‌کنم، باشه؟

15:01.230 --> 15:03.317
‫فهمیدم
‫‫ولی مورگن…

15:03.341 --> 15:04.714
‫می‌رم یه سر بهش بزنم
‫‫باشه

15:04.739 --> 15:06.973
‫چون اگه سالمن بفهمه
‫ داره با ما تماس می‌گیره…

15:06.998 --> 15:09.776
‫خودم مطمئن می‌شم مورگن
‫هیچ قانونی رو نه بشکنه نه دور بزنه

15:09.801 --> 15:11.619
‫لطفاً و ممنون
‫‫آره

15:16.205 --> 15:17.245
"تماس ناشناس"

15:18.315 --> 15:20.565
‫ستوان سوتو
‫‫حال مورگن چطوره؟

15:22.797 --> 15:25.377
‫جاش امنه و نگران توئه
‫کامیونتت رو پیدا کردیم

15:25.401 --> 15:26.488
‫چی شده؟

15:26.784 --> 15:29.387
‫اون طرفی که تعقیبم می‌کرد
‫نمی‌خواست بذاره به اداره پلیس برسم

15:29.411 --> 15:31.507
‫پس کنار زدم، کامیون رو ول کردم
‫و سریع زدم بیرون

15:31.531 --> 15:32.967
‫و کلاً از دید محو شدم

15:32.991 --> 15:35.687
‫باشه، پس بگو کجایی
‫می‌تونم بذارمت تحت حفاظت

15:35.711 --> 15:38.498
‫نه، نه، نه، اون فرصت دیگه گذشته
‫برای این کار دیگه خیلی دیر شده

15:38.523 --> 15:40.057
‫الان برنامه‌های خودمو دارم

15:40.081 --> 15:42.397
‫آرتور، نمی‌تونی دنبالش بری

15:42.421 --> 15:45.350
‫هی، اونا به من حمله کردن ‫یادته؟ دو بار

15:45.375 --> 15:48.027
‫می‌فهمم، اما اگه بشه بار سوم چی؟

15:48.051 --> 15:51.447
‫اون‌وقت دقیقاً می‌خوای چیکار کنی؟
‫‫نه، فکر نکنم واقعاً متوجه شده باشی

15:51.471 --> 15:53.447
‫ببین، رومن برام مثل برادر بود

15:53.471 --> 15:56.157
‫این یارو حتماً یه چیزی
‫درباره اتفاقی که براش افتاده می‌دونه

15:56.181 --> 15:57.537
‫و اگه پیداش کنی، بعدش چی؟

15:57.561 --> 16:01.377
اوه، ‫وادارش می‌کنم حرف بزنه
‫باورکن، به همین سادگی

16:01.401 --> 16:05.667
‫نه، ساده اینه که بذاری من و تیمم
‫بفهمیم چه کسی این کارو باهات کرده

16:05.691 --> 16:07.101
‫نمی‌خوام تو توی لیستم باشی

16:07.741 --> 16:09.177
‫پس منو بهش اضافه نکن

16:09.201 --> 16:10.284
‫آرتور

16:15.243 --> 16:20.747
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

16:27.471 --> 16:29.713
‫لطفاً بگو ساندویچ روبنـه
‫‫هست، یه روبنـه

16:31.030 --> 16:33.487
‫این روبن با یه نقشه‌ی حساب‌شده
‫برای درآوردن من از اینجا اومده؟

16:33.511 --> 16:34.527
‫نه، اینطور نیست

16:35.070 --> 16:36.626
‫پس اینجا چی کار می‌کنی؟

16:36.651 --> 16:38.336
‫می‌خوام مطمئن شم امروز زنده می‌مونی

16:38.361 --> 16:40.069
‫تا فردا بتونیم آدم بدم‌ها رو بگیریم

16:40.495 --> 16:41.740
خیلی لطف کردی

16:41.765 --> 16:44.003
‫ولی مورگن، تحت هیچ شرایطی
‫نباید به ما زنگ بزنی

16:44.028 --> 16:46.300
‫چون اگه داتی ببینه و به سالمن بگه،
‫اون‌وقت اوضاع…

16:46.325 --> 16:48.393
‫می‌دونستم به همین خاطر اومدی
‫آروم باش، لطفاً

16:48.418 --> 16:49.909
‫داتی چیزی ندیده

16:51.111 --> 16:54.637
اوه، ‫دکتر میو اسلون، جراح پرواز ‫و رئیس بخش
سلامت روانی که پادیلا اونجا کار می‌کرده

16:54.661 --> 16:55.967
‫می‌خواد باهام حرف بزنه

16:55.991 --> 16:57.803
‫باشه، اگه به چیز جالبی رسیدی، بهم پیام بده

16:57.828 --> 16:59.727
‫یعنی واقعاً یه کلمه از
‫حرفی که 30 ثانیه پیش زدم نشنیدی؟

16:59.751 --> 17:02.357
‫دقیقاً همونی رو شنیدم که
‫دلم می‌خواست بشنوم، و خیلی هم گرسنه‌م

17:02.381 --> 17:05.091
‫پس یا می‌مونی، یا از اینجا می‌ری

17:05.591 --> 17:07.631
‫بخور، و لطفاً ادب رو رعایت کن

17:14.641 --> 17:16.141
‫خیارشورش رو یادت رفت

17:17.011 --> 17:19.502
‫اینجا همون بخش سلامت روانیـه
‫که پادیلا اینجا کار می‌کرد

17:19.527 --> 17:22.327
‫گفتی فکر می‌کنی می‌دونی
‫چه کسی مسئول مرگشه؟

17:22.811 --> 17:26.361
‫نه، تا این حد نه، ‫ولی اگه من بودم
می‌دونستم کجا دنبالش بگردم

17:26.862 --> 17:29.918
‫ماه پیش، بعد از مرگ ‫تاندر برد، سایلس ولف،

17:30.307 --> 17:32.103
‫پادیلا رفتارش عوض شد

17:32.411 --> 17:34.692
‫عذاب وجدان داشت،
‫انگار حس می‌کرد چیزی رو نادیده گرفته

17:34.717 --> 17:36.710
...‫بهم گفت نگران اینه که ‫همین اتفاق داره

17:36.735 --> 17:38.265
‫برای بعضی از بیماران دیگه‌ش هم می‌افته

17:38.290 --> 17:40.902
‫چیزی غیر از علائم اختلال روانی؟
حدس می‌زنی چی بوده؟

17:41.226 --> 17:43.312
‫مطمئن نیستم اصلاً
‫هیچ‌وقت به نتیجه‌ای رسیده باشه،

17:43.337 --> 17:44.993
‫یا حتی اینکه حق باهاش بوده یا نه

17:45.018 --> 17:47.975
‫ولی شروع کرد به درخواست
معاینات پزشکی کامل برای بیماران

17:48.000 --> 17:49.396
خلبان‌ها رو زمین‌گیر کردن

17:49.421 --> 17:52.154
که باعث تأخیر در اجرای مأموریت‌هایشون شد

17:54.281 --> 17:58.157
‫این کار حتماً برای پادیلا دشمن درست می‌کرد
‫یه ارزیابی بد می‌تونه یه حرفه رو نابود کنه

17:58.181 --> 17:59.999
‫آره تازه اگه خلبان‌ها شرایط پرواز رو نداشتن

18:00.024 --> 18:02.157
‫و مقامات ارشد هم از این موضوع با خبر بودن
‫و اونو نادیده گرفته باشن

18:02.181 --> 18:04.641
‫پادیلا می‌شد یه دردسر
‫که باید جمع‌وجورش می‌کردن

18:04.666 --> 18:07.698
‫اسم بیماران رو می‌دونی؟
‫پروژه‌هایی که روش کار می‌کردن؟

18:07.723 --> 18:09.837
‫نه، و حتی اگه می‌دونستم هم،

18:09.861 --> 18:12.802
‫بدون حکم دادگاه نمی‌تونم
اطلاعات محرمانه پزشکی رو افشا کنم

18:12.827 --> 18:15.007
‫می‌شه حداقل دفترش رو ببینیم؟

18:15.031 --> 18:17.515
‫حتی وسایل شخصیش هم
‫شاید یه چیزی بهمون بگه

18:17.540 --> 18:19.069
‫این کارو می‌تونم بکنم

18:19.094 --> 18:21.058
‫گفتم که، ما به هم نزدیک بودیم

18:23.656 --> 18:25.000
‫خب، این یکی معما حل شد

18:25.421 --> 18:28.897
‫دقیقاً یه کارت مثل همین
‫تو کمد پادیلا توی مدرسه چتربازی پیدا کردیم

18:28.921 --> 18:32.247
‫آره، این کارت‌ها همه جا
‫کنترل کل زندگیمون تو دستشونه

18:32.272 --> 18:34.750
‫پارکینگ، ورود به ساختمون، ‫دستگاه کپی،

18:35.218 --> 18:36.738
یه کارت برای همه‌چی

18:37.641 --> 18:39.237
‫من اتاق بغلی‌ام، ‫اگه کاری داشتین

18:39.261 --> 18:40.528
‫ممنون
‫‫ممنون

18:42.992 --> 18:45.290
‫بی‌نقصِ بی‌نقص، دقیقاً مثل خونه‌ش

18:45.315 --> 18:46.388
اوهوم

18:46.911 --> 18:49.394
‫ولی این قاب رو نگاه کن
‫عجیب نیست؟

18:49.981 --> 18:51.481
‫از چیزی که باید باشه ضخیم‌تره

18:51.941 --> 18:57.093
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

19:14.171 --> 19:16.402
‫به تاندر برد گوشه عکس نگاه کن
‫‫آره

19:16.427 --> 19:19.431
‫این اسم مستعار سایلس ولف بود
‫همون بیمار پادیلا که فوت کرد

19:19.456 --> 19:21.407
‫پس شاید این عکس‌های بالا،

19:21.431 --> 19:24.327
‫تاچ‌داون، ویسکی،
‫سامورایی، ایس، اینا هم خلبان آزمایشی باشن

19:24.351 --> 19:26.577
‫و احتمالاً بیمارهای پادیلا هم بودن

19:26.601 --> 19:28.761
‫منطقیه، ولی این بُرد
‫داره چی رو بهمون می‌گه؟

19:29.420 --> 19:30.420
!آها

19:30.445 --> 19:33.261
‫کاش یکی بود که تو حل معما خفن باشه
‫و دم دستمون

19:33.286 --> 19:35.677
‫خب، نیست
نمی‌تونیم از مورگن استفاده کنیم

19:35.701 --> 19:39.177
‫کار من گرفتن خلافکاراست، ‫کارادک
اون می‌تونه کمک کنه

19:39.201 --> 19:41.257
‫اگه گیر بیفته
ممکنه کارش رو از دست بده، کاپیتان

19:41.281 --> 19:43.871
‫نظر نمی‌خوام
‫از بُرد عکس بگیر، براش بفرست

19:55.881 --> 19:57.977
‫صحنه رو کنترل کنین،
‫شواهد رو حفظ کنین

19:58.860 --> 20:01.374
‫اگه تو هرکدومش خراب کنین
‫قاتل آزاد می‌چرخه

20:02.324 --> 20:07.361
‫قربانی، 45 ساله،
‫گلوله به قفسه سینه، ظاهراً سرقت نافرجام

20:07.733 --> 20:08.983
‫ولی سرقت نبوده

20:10.311 --> 20:11.648
‫ چرا اینو می‌گی؟

20:12.441 --> 20:14.047
‫خب، اول از همه،

20:14.071 --> 20:16.917
‫اسکله بارگیری جای خیلی احمقانه‌ایه
‫برای خفت‌گیری، نه؟

20:16.941 --> 20:19.329
‫کلی آدم مدام رفت‌وآمد دارن
‫نه حریم خصوصی داره، نه امنیت

20:19.730 --> 20:20.905
بعدش چی؟

20:20.930 --> 20:24.048
‫ از یه نفر دزدی کنم
که ‫آخرش شاید صد دلار گیرم بیاد

20:24.073 --> 20:26.725
‫ولی یه زنجیر طلای خفن جا می‌ذارم
‫که از ماشینم گرون‌تره؟

20:26.750 --> 20:28.321
‫کل ماجرا بوی صحنه‌سازی می‌ده

20:28.346 --> 20:31.772
‫هست دیگه، صحنه‌سازیه خب،
‫تمیز درآوردنش، ولی می‌فهمی چی می‌گم

20:32.587 --> 20:33.690
‫چیز دیگه‌ای هست؟

20:34.140 --> 20:35.980
‫خب، این همه ته‌سیگاری

20:36.667 --> 20:39.837
‫اینجا تقریباً نصف پاکت ته‌سیگاری ریخته

20:42.011 --> 20:43.336
‫آره، ببین

20:45.061 --> 20:48.537
‫اگه یکی نشسته اینجا سیگار می‌کشیده
‫و منتظر یکی بوده،

20:48.561 --> 20:51.481
‫یعنی طرف یهو بهش نپریده،
‫پس قضیه شخصیه

20:52.351 --> 20:56.505
‫تو سناریوی ما، مقتول با زن قاتل ‫رابطه داشته

20:56.530 --> 20:59.556
‫اووه، خب
‫‫آفرین

20:59.781 --> 21:00.811
‫ممنون

21:02.428 --> 21:04.307
‫حالا بیاید درباره پردازش صحنه حرف بزنیم

21:04.753 --> 21:06.017
‫محیط رو ایمن کنین

21:06.383 --> 21:10.096
‫مطمئن شین هرکسی که باید اینجا باشه
‫ثبت شده

21:10.121 --> 21:14.461
‫بعدش، قبل از اینکه به چیزی دست بزنین
‫مستندسازی کنین، عکس، کروکی، یادداشت

21:31.011 --> 21:32.433
‫داری قوانین رو زیر پا می‌ذاری؟

21:32.458 --> 21:35.627
‫برخلاف عقل سلیمم، آره
‫کاپیتان واگنر، دَفنی و آز پیشم هستن

21:35.651 --> 21:37.265
‫سلام بچه‌ها، منو از اینجا بکشین بیرون

21:37.290 --> 21:39.100
‫سلام مورگن
‫‫اگه می‌تونستیم، می‌کردیم

21:39.125 --> 21:42.337
‫مورگن، فکر می‌کنیم هر ستون
مربوطه به یکی از بیماران پادیلاست

21:42.361 --> 21:44.597
‫ولی باید کسی کمک کنه از بقیه‌ش سر دربیاریم

21:44.621 --> 21:48.017
اوکی ‫خب، سایه‌ها همشون نماد هستن

21:48.041 --> 21:51.787
‫اضطراب، خستگی، سردرگمی، سردرد

21:52.133 --> 21:54.147
‫همه‌شون علائم اختلال روانی پس از سانحه‌ست

21:54.171 --> 21:55.727
‫که ظاهراً تاندربرد داشته،

21:55.751 --> 21:57.857
‫ولی دکتر اسلون می‌گه
پادیلا نسبت بهش شک داشته

21:57.881 --> 22:01.237
‫آره، می‌فهمم چی می‌گه
به یادداشت‌های چسبان نگاه کن

22:01.261 --> 22:04.878
یه زبان رنگ جهانی برای هشدار
وجود داره تا همه بتونن اونو بفهمن

22:05.143 --> 22:07.967
‫سفید امنه، زرد بده، قرمز بدتره

22:10.311 --> 22:13.787
‫پادیلا علائمشونو پیگیری می‌کرده
ولی تاریخ‌ها رو نگاه کن

22:13.811 --> 22:17.227
‫تمام این آدم‌ها تقریباً همزمان
علائم‌شون شروع شده و پیشرفت کرده

22:17.252 --> 22:19.317
‫ولی اختلال روانی پس از سانحه
اینجوری عمل نمی‌کنه

22:19.342 --> 22:20.877
‫هر کسی متفاوت باهاش برخورد می‌کنه

22:20.901 --> 22:25.666
‫پس علائمشون شبیه اختلال روانی بوده
ولی از چیز دیگه‌ای بوده، چی بوده؟

22:25.691 --> 22:27.807
‫نمی‌دونیم، ولی هرچی بوده،

22:27.831 --> 22:30.747
‫به نظر می‌رسه
کندوکاو توش باعث شده پادیلا کشته بشه

22:30.772 --> 22:31.731
اوهوم

22:31.756 --> 22:32.876
‫خب، قدم بعدی چیه؟

22:32.901 --> 22:34.151
‫قطع کردن... تلفن؟

22:35.220 --> 22:36.366
‫آره، دقیقاً

22:36.391 --> 22:37.606
‫می‌تونم تمومش کنم…
‫‫نه

22:37.631 --> 22:39.212
‫مورگن، همونی که می‌گه انجام بده

22:39.881 --> 22:41.260
‫دفعه بعد، ازت می‌گیرمش

22:41.482 --> 22:43.539
‫نه یه بچه نیست
‫‫چی گفتی؟

22:44.721 --> 22:46.971
‫آره خانم همون چیزی بود که می‌خواستم بگم

22:52.265 --> 22:53.997
‫دقیقاً همون چیزی که نمی‌خواستم اتفاق بیفته

22:54.022 --> 22:56.706
‫باید بقیه خلبان‌های آزمایشی رو
پیدا کنیم، بهشون بگیم تو خطرن

22:56.731 --> 22:58.361
‫آره، اگه هنوز زنده باشن

23:00.721 --> 23:04.087
‫به نظر می‌رسه یکی رو از دست دادیم
کادموس از اساطیر یونان

23:04.111 --> 23:06.494
‫ولی چرا کادموس ستون خودشو نداره؟

23:06.519 --> 23:08.467
‫شاید کادموس یه "شخص" نیست

23:08.491 --> 23:12.411
‫یه "نماده" چون من یه لوگو هم
از سیستم‌های دفاعی فلاگ‌استون می‌بینم

23:14.121 --> 23:16.161
‫انگار باید یه سر به سلول انفرادی بزنیم

23:20.171 --> 23:22.589
‫کادموس همون هواپیمای نمونه‌ست
که سیستم‌های دفاعی فلاگ‌استون

23:22.614 --> 23:24.470
‫برای نیروی هوایی می‌سازه، درسته؟

23:24.881 --> 23:27.737
‫و به خاطر علائمی که
پادیلا در خلبان‌های آزمایشی دیده

23:27.761 --> 23:30.356
‫متوجه شد چیزی درمورد هواپیما درست نیست

23:33.586 --> 23:35.651
...‫وقتی درباره‌ی سایلس باهاش حرف زدم

23:36.269 --> 23:37.537
بهم گفت حدسش چیه

23:37.561 --> 23:38.561
‫و ازم کمک خواست

23:39.191 --> 23:42.207
‫به خاطر سطح دسترسی‌م، می‌تونم به اطلاعات
تشخیصی هواپیما دسترسی داشته باشم

23:42.231 --> 23:43.297
‫چی فهمیدی؟

23:43.321 --> 23:45.797
سیستم پشتیبانی حیات یه مشکلی داره

23:46.248 --> 23:48.307
‫اکسیژن کافی به کابین نمی‌رسه

23:49.871 --> 23:51.758
‫برادرت اختلال روانی پس از سانحه نداشته

23:52.166 --> 23:53.846
دچار هایپوکسی شده بوده

23:53.871 --> 23:55.427
‫بقیه خلبان‌ها چی؟

23:55.451 --> 23:57.152
‫هنوز دارن با هواپیما پرواز می‌کنن

23:58.912 --> 24:00.397
‫می‌خواستم بهشون بگم چه خبره، ولی…

24:00.421 --> 24:01.477
‫می‌ترسی

24:01.501 --> 24:02.769
‫اوضاع خیلی جدیه

24:03.501 --> 24:05.777
‫سیستم پشتیبانی حیات، تعمیرش هزینه‌بره

24:06.153 --> 24:07.323
‫میلیاردها

24:07.787 --> 24:09.160
‫برنامه رو عقب میندازه

24:09.185 --> 24:13.025
‫چه کسی مهارت و انگیزه داشته
پادیلا رو بکشه و راز رو حفظ کنه؟

24:14.179 --> 24:16.535
‫رمزی پایک، مهندس ارشد

24:17.601 --> 24:19.539
‫وقتی درباره‌ی چیزی که فهمیدم
باهاش حرف زدم

24:20.102 --> 24:24.206
‫گفت بعد از عرضه محصول
می‌تونیم مشکل اصلی رو پیدا کنیم

24:24.231 --> 24:25.587
‫مدرکش کجاست؟

24:25.611 --> 24:29.281
‫نمی‌دونم چند روز پیش
روی یه فلش به پادیلا دادمش

24:29.783 --> 24:32.389
‫دیروز بهم پیام داد، گفت دیدارمون فوریـه

24:32.414 --> 24:34.543
‫برای همین تو کلاس چتربازیش بودی

24:34.568 --> 24:36.305
‫درباره‌ی تهدید به مرگش بهم گفت

24:37.871 --> 24:39.812
‫وقتی مُرده پیداش کردن، رفتم خونه‌ش

24:39.837 --> 24:41.647
‫دنبال فایل گشتم، ولی پیداش نکردم

24:41.672 --> 24:42.794
ایتن

24:43.606 --> 24:47.381
ما اون فایل‌ها رو پیدا می‌کنیم و
‫برای پادیلا و برادرت عدالت رو اجرا می‌کنیم

24:54.431 --> 24:56.697
‫کادموس همون جت نمونه‌ایـه که
سیستم دفاعی ‫فلگ‌استون

24:56.721 --> 24:58.707
‫داره برای نیروی هوایی
توسعه می‌ده، درسته آقای پایک؟

24:58.731 --> 24:59.787
‫درسته

24:59.811 --> 25:02.377
...‫خبر داشتین که همه‌ی خلبان‌هاتون دارن

25:02.401 --> 25:05.747
‫علائم شبیه اختلال پس از سانحه
نشون می‌دن و ‫یکیشون، آقای پایک، مُرده؟

25:05.771 --> 25:07.211
‫البته که خبر دارم

25:07.236 --> 25:09.627
‫اتفاقی که برای تاندربرد افتاد غم‌انگیزه،

25:09.651 --> 25:13.217
‫اما هیچ ارتباطی بین علائم‌شون
‫و هواپیمای ما پیدا نکردیم

25:13.241 --> 25:14.855
‫مطمئنین به اندازه‌ی کافی دنبالش گشتین؟

25:14.880 --> 25:16.307
‫منظورتون چیه؟

25:16.331 --> 25:18.927
‫یعنی اینکه تو سیستم پشتیبانی حیات
‫هواپیماتون یه مشکلی هست

25:18.951 --> 25:20.832
‫و خلبان‌هاتون دارن کم‌کم خفه می‌شن

25:20.857 --> 25:22.854
‫فکر می‌کنین ما اینو بررسی نکردیم؟

25:22.879 --> 25:26.581
‫فکر می‌کنین اگه امن نبود،
‫یه خلبان رو می‌فرستادم تو اون کابین؟

25:26.606 --> 25:29.146
‫فکر می‌کنیم یه نقص طراحی باشه
‫که درست‌کردنش میلیاردها هزینه داره

25:29.171 --> 25:30.542
‫همین، ارزش پنهون‌کردنش رو داره

25:30.870 --> 25:32.777
‫مدرکی برای این حرفا دارین؟

25:32.801 --> 25:34.784
‫می‌خوایم تشخیص‌هاتون رو ببینیم

25:34.809 --> 25:35.875
‫خوبه

25:35.900 --> 25:39.746
‫با حکم برگردین
از وکلا هم عبور کنین، بعد می‌تونین

25:39.771 --> 25:41.457
‫آقای پایک، صبح کجا بودین؟

25:41.481 --> 25:43.528
‫اینجا بودم، با تیمم می‌خوام صحبت کنم

25:44.231 --> 25:46.159
‫تا اون موقع، از آشیانه‌م خارج شید

25:48.437 --> 25:51.047
از ‫این مرد خیلی خوشم میاد
‫‫آره، واقعاً جذابـه

25:51.571 --> 25:53.887
‫به نظر من، پایک از نقص طراحی خبر داشته

25:53.911 --> 25:56.097
‫پادیلا هم مدرک داشته، و برای همین کشتش

25:56.121 --> 25:57.177
‫آره، اگه درست می‌گی،

25:57.201 --> 25:59.217
‫پادیلا واقعاً مدرک رو عالی مخفی کرده

25:59.241 --> 26:00.927
‫کامپیوتر پادیلا کجاست؟

26:00.951 --> 26:03.333
واحد تی.آی.دی داره بک‌آپ می‌گیره
ممکنه کمی طول بکشه

26:07.477 --> 26:10.485
باید وارد کامپیوتر پادیلا بشیم"
"هرچه زودتر بهتر

26:13.051 --> 26:17.657
‫پلیس لس‌آنجلس اولین واحد
جرایم آمریکایی رو در 1968 تشکیل داد

26:17.681 --> 26:21.265
‫بعد سال 86، کمیسر جریان کاری رو بازسازی کرد

26:21.811 --> 26:25.021
...‫و افراد مفقود شده رو زیر نظر قرار داد

26:27.111 --> 26:28.877
‫خانم گیلوری، سوالی داری؟

26:28.901 --> 26:30.837
‫در واقع، بیشتر شبیه یه اعترافـه

26:30.861 --> 26:34.967
‫الان دارم می‌فهمم که همه‌ی این بخش‌ها

26:34.991 --> 26:37.637
‫واقعا قلب تپنده‌ی پلیس لس‌آنجلس رو می‌سازن

26:37.661 --> 26:41.137
‫مثلاً، نمی‌دونم
واحد تی.آی.دی رو در نظر بگیرید

26:41.161 --> 26:43.097
‫حس می‌کنم همه‌مون
خیلی بدیهی فرضش می‌کنیم

26:43.121 --> 26:47.017
‫موافقم
شواهد دیجیتال، هسته‌ی کار کارآگاهیـه

26:47.041 --> 26:49.838
‫زنجیره‌ی نگهداری، رمزنگاری، همه‌چی
‫‫آره، همه‌چی

26:49.863 --> 26:52.671
‫حس می‌کنم
واقعاً کمک می‌کنه قدر کارشون رو بدونیم

26:52.696 --> 26:55.958
اگه بتونیم عملاً درحال کار ببینیم‌شون
‫نه اینکه فقط درباره‌ش بشنویم

26:57.591 --> 26:59.451
‫می‌دونی چیه؟ ایده‌ی خوبیه

27:00.552 --> 27:03.207
‫فکر کنم یه اردوی میدانی کوچیک لازمـه

27:03.231 --> 27:05.191
اوه، ‫فکر خوبیه

27:08.061 --> 27:10.893
‫واحد تی.آی.دی
همه‌ی‌ موارد دیجیتال رو بررسی می‌کنه

27:10.918 --> 27:14.237
‫گوشی‌ها، لپ‌تاپ‌ها، فضای ابری،
‫فیلم‌های نظارتی،

27:14.951 --> 27:17.137
‫هرچی هارد داشته باشه، از این اتاق رد می‌شه

27:17.161 --> 27:19.993
‫حالا، زنجیره‌ی نگهداری خیلی مهمه

27:23.981 --> 27:25.057
‫الو

27:25.082 --> 27:26.207
‫سلام، خودمم

27:26.831 --> 27:28.831
‫مورگن، از کجا داری زنگ می‌زنی؟

27:29.463 --> 27:30.701
‫صبرکن، بذار حدس بزنم

27:30.726 --> 27:32.015
تی.آی.دی

27:32.635 --> 27:34.093
‫قرار نبود از گوشیم استفاده کنم

27:34.118 --> 27:37.236
‫قرار نبود از هیچ گوشی‌ای استفاده کنی
‫‫خب، این خیلی واضح گفته نشده بود

27:37.261 --> 27:39.646
‫حدس بزن چی شده؟
‫رمز عبور کامپیوتر پادیلا رو پیدا کردم

27:39.671 --> 27:41.027
‫چی؟ از کجا؟

27:41.051 --> 27:43.854
‫یه پسر واقعاً مهربون تو تی.آی.دی
اسمش لایل هست، می‌شناسیش؟

27:44.689 --> 27:46.417
‫بیخیال. خب قبل از این‌که بمیره،

27:46.441 --> 27:48.457
‫پادیلا چیزی رو به پرینتر دفترش فرستاده

27:48.481 --> 27:49.898
‫هنوز تو صف چاپ هست

27:50.600 --> 27:51.996
‫کارت کلید پادیلا

27:52.379 --> 27:53.669
‫باشه، ممنون

27:56.253 --> 28:01.512
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:11.211 --> 28:13.227
‫بله؟
‫‫مورگن، گرفتیمش

28:13.251 --> 28:15.937
‫همه‌ی داده‌های تشخیصی کادموس
نشون می‌ده نقص طراحی وجود داره

28:15.961 --> 28:18.157
‫پادیلا به مدرک دست پیدا کرده
پایک هم می‌دونسته

28:18.181 --> 28:20.349
‫باور نکردنیه، فوق‌العاده‌ست

28:22.641 --> 28:24.312
‫شماره اشتباه گرفتی…

28:24.337 --> 28:25.337
اوهوم

28:26.570 --> 28:27.635
آره

28:28.191 --> 28:29.191
‫ببخشید

28:43.491 --> 28:45.231
‫جمع‌بندی داتی

28:45.512 --> 28:46.652
‫خوبه

28:46.677 --> 28:50.762
خانم گیلوری
"مجموعه‌ای از چالش‌های منحصر به فرد داره"

28:51.176 --> 28:54.133
"آشوبگر، پر هرج‌ومرج، سرسخت"

28:54.501 --> 28:56.526
"کله‌شق، یه گردباد تک‌نفره"

28:56.551 --> 28:59.151
"که می‌تونه وسط توفان وایسه"

28:59.551 --> 29:02.777
"و می‌فهمه کِی و چطور قوانین رو بشکنه"

29:03.630 --> 29:06.327
"اما... نشون می‌ده که توانایی داره"

29:06.351 --> 29:09.327
با پرونده‌ها ارتباط بگیره"
"به روشی که کارآگاه‌های معمولی نمی‌تونن

29:09.351 --> 29:12.707
‫"با نظارت درست
"می‌شه ازش به شکل مؤثری استفاده کرد

29:13.012 --> 29:14.273
‫داتی

29:14.771 --> 29:17.167
‫می‌بینی؟
می‌دونستم مخفیانه ازم خوشش میاد

29:17.191 --> 29:18.434
...یه راز بزرگه، ولی

29:18.459 --> 29:22.050
‫توصیه‌ش اینه که
خدماتت رو به‌عنوان مشاور

29:22.075 --> 29:26.150
‫برای جرایم بزرگ
با آموزش مداوم و نظارت دقیق نگه داریم

29:26.175 --> 29:30.191
‫واقعاً؟ باشه، خوبه، قبول. عالیه

29:30.519 --> 29:32.727
‫می‌تونم برگردم پیش تیمم؟
کلی ‫کار داریم انجام بدیم

29:32.751 --> 29:33.834
‫نه

29:34.581 --> 29:37.127
‫چون من توصیه‌ش رو قبول نمی‌کنم

29:37.551 --> 29:40.527
‫سرپیچی تو یه ویژگی بامزه نیست، مورگن،

29:40.551 --> 29:42.391
‫ دردسره، و مایه تأسفـه

29:43.511 --> 29:45.271
‫کارهای اداری رسمی فردا انجام می‌شه

29:46.792 --> 29:48.056
کدوم کار اداری؟

29:49.350 --> 29:50.710
دارم اخراج می‌شم؟

29:50.735 --> 29:51.985
‫کاملاً

30:01.051 --> 30:03.927
‫سیستم‌های پشتیبانی حیات واقعاً باعث
هایپوکسی خلبان‌های آزمایشی شده بودن

30:04.542 --> 30:06.927
‫همه‌چی اینجاست، سیاه روی سفید
‫پایک از نقص خبر داشته

30:06.951 --> 30:10.017
‫اطلاعات رو از گزارش‌هایی که
برای نیروی هوایی می‌فرستاده پاک کرده

30:10.041 --> 30:11.673
‫طوری که هیچ‌کدوم از فرمانده‌ها نفهمیدن

30:11.698 --> 30:14.397
‫خبر خوب اینه که
گروه ضربت قراردادش رو لغو کرده

30:14.421 --> 30:16.361
‫و تحقیقات کاملی رو شروع کرده

30:16.756 --> 30:18.477
‫پس خلبان‌های آزمایشی الان در امنیت‌ان

30:18.501 --> 30:21.442
‫بله، ولی پادیلا جونش رو سرش گذاشت

30:21.467 --> 30:22.937
‫و پایک هم یه بهونه محکم داره

30:22.962 --> 30:25.317
‫پس هنوز نمی‌تونیم
ثابت کنیم که اون پادیلا رو کشته

30:25.341 --> 30:26.487
‫یا چطوری

30:26.511 --> 30:29.601
‫بهتره اون چیزی که جا انداختیم رو پیدا کنیم،
‫وگرنه این یارو با قتل قسر در می‌ره

30:30.351 --> 30:32.101
‫الان بدجوری جای مورگن خالیه

30:37.533 --> 30:42.738
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

30:45.911 --> 30:47.501
‫فکر کنم خبر مورگن رو شنیدی

30:47.834 --> 30:48.874
‫شنیدم

30:50.831 --> 30:53.081
‫اون نباید تو این پرونده کار می‌کرد

30:54.660 --> 30:55.660
ستوان

30:56.145 --> 30:58.150
‫من بابت استفاده از یه دارایی ارزشمند

30:58.175 --> 31:01.370
‫که از ریسک‌ها خبر داشت و با این حال
کمک می‌کرد، معذرت نمی‌خوام

31:01.778 --> 31:02.827
‫واو

31:03.631 --> 31:04.881
دستت درد نکنه

31:05.801 --> 31:08.422
‫لطفاً ادامه بده
انگار هنوز حرفای بیشتری داری

31:08.447 --> 31:11.037
‫قول می‌دم نمی‌خوای بشنوی
‫‫نگران من نباش

31:11.561 --> 31:12.651
‫بفرما

31:17.561 --> 31:19.388
‫تو دفتر منو تصاحب کردی

31:19.701 --> 31:21.597
‫ تو پرونده‌هام هجوم آوردی

31:21.622 --> 31:24.090
‫ جلوی تیم من منو کم‌اهمیت نشون دادی

31:24.115 --> 31:28.848
‫همیشه راه‌های جدید پیدا می‌کنی
که جایگاهت رو بالاتر از من نشون بدی

31:28.873 --> 31:31.847
‫یه جایگاهی که، به درستی، واقعاً

31:31.871 --> 31:35.597
‫لیاقتش رو داشتم
ولی اینجا نشستم و تحملش کردم

31:35.621 --> 31:37.786
‫چون فکر می‌کردم دارم درست عمل می‌کنم

31:38.421 --> 31:41.193
‫کاملاً اشتباه کردم باید زودتر بهت می‌گفتم

31:41.711 --> 31:45.461
‫چون الان کارهایی که انجام می‌دی
روی تیم من تاثیر گذاشته

31:46.840 --> 31:48.033
‫می‌دونستی

31:48.532 --> 31:52.742
‫مورگن روی لبه تیغ بود، و به جای اینکه
ازش محافظت کنی، یه سنگ دستش دادی

31:54.271 --> 31:56.227
‫از این به بعد، تا وقتی که

31:56.720 --> 32:00.680
‫من تو اون صندلی نشستم،  باید با من و تیمم
با احترامی که حق‌مون هست رفتار کنی

32:02.321 --> 32:04.959
اگه این به کارت نمیاد
منم اخراج کن، به جهنم

32:08.290 --> 32:09.449
‫فهمیدم

32:26.131 --> 32:27.921
‫خب، چی داریم؟

32:28.801 --> 32:30.447
‫مدرک‌ها رو از بالا شروع می‌کنیم

32:30.471 --> 32:33.086
‫پادیلا قبل از پرش حالش خوب بوده
تو هوا هم خوب بوده

32:33.484 --> 32:36.991
‫پس بین آماده شدن و پرش چه چیزی تغییر کرده

32:37.016 --> 32:40.013
‫وقتی همه تجهیزات چک شده
و کاملاً درست کار می‌کرده؟

32:40.038 --> 32:43.724
‫به عبارت دیگه، پایک چطور تونسته
وسط هوا قتل انجام بده؟

32:43.749 --> 32:44.805
‫مورگن

32:45.062 --> 32:46.667
‫نمی‌دونستم اینجا می‌بینمت

32:46.691 --> 32:48.328
‫چه‌جوری؟ تو اینجایی، منم اینجام

32:48.353 --> 32:50.619
‫مورگن، تو نمی‌تونی روی این پرونده کار کنی

32:52.471 --> 32:54.550
‫ به خاطر اینه که "اخراج" شدم؟
‫‫آره

32:55.121 --> 32:57.987
بچه‌ها، بیخیال. فکر نمی‌کنین
این قضیه تموم می‌شه و می‌ره؟

33:00.350 --> 33:01.746
‫این که دیوونه‌کننده‌ست

33:01.771 --> 33:04.017
‫من اینجا باارزشم، داتی هم دید

33:04.041 --> 33:05.794
‫سالومن هم مدارکشو ثبت کرده

33:05.819 --> 33:09.118
‫خب، همه می‌دونیم این پروسه
هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول می‌کشه

33:09.143 --> 33:10.457
‫بیشتر در حد چند ساعت

33:10.482 --> 33:13.117
‫‫خب، پس با اتحادیه تماس می‌گیریم، درسته؟

33:13.141 --> 33:14.309
‫درخواست تجدیدنظر می‌زنیم

33:14.334 --> 33:15.754
‫مورگن، تجدیدنظر وجود نداره

33:15.779 --> 33:18.035
‫واقعاً متأسفم که اینطوری شد

33:20.880 --> 33:21.880
!اوه

33:23.018 --> 33:24.108
‫واو

33:25.080 --> 33:26.080
‫باشه

33:28.815 --> 33:30.095
جنبه‌ی خوب ماجرا

33:30.705 --> 33:33.121
بیشتر از چیزی که
همه فکر می‌کردن دووم آوردم، نه؟

33:34.871 --> 33:35.953
‫حتی خودم هم

33:39.251 --> 33:41.686
‫این تقصیر منه
باید تو رو از تحقیقات دور نگه می‌داشتم

33:41.711 --> 33:42.711
بس کن

33:43.326 --> 33:44.819
‫فکر می‌کنی می‌تونستی این کارو بکنی؟

33:46.312 --> 33:47.312
‫اشکالی نداره

33:50.091 --> 33:51.551
‫اشکالی نداره، من خوبم

33:55.992 --> 33:57.749
‫راستی، می‌دونستین اگه

33:58.028 --> 34:00.117
چیزی رو بعد از ساعت 6:00 عصر ثبت کنی

34:00.141 --> 34:01.787
‫تا روز بعد پردازش نمی‌شه؟

34:01.811 --> 34:03.004
‫پس، به لحاظ فنی،

34:03.029 --> 34:05.982
تا فردا صبح هنوز روی سیستم هستم

34:08.137 --> 34:10.556
‫دیدی؟ تو مدرسه کارآگاهی حواسم جمع بوده

34:11.437 --> 34:14.077
‫می‌خوای شب تا صبح بیدار بمونی؟
عاشق بیداری تا صبحم

34:17.052 --> 34:18.302
‫ بریم سر کارمون

34:19.455 --> 34:21.245
‫مورگن، یه لحظه

34:27.536 --> 34:29.592
‫بد نیست بدونی از آرتور خبر گرفتم

34:29.617 --> 34:30.617
جاش امنه

34:31.215 --> 34:32.595
‫ولی هنوز حاضر نیست بیاد

34:33.841 --> 34:35.987
‫انتظار ندارم دیگه اینو ادامه بدی

34:36.011 --> 34:37.987
...‫وضعیت رومن خیلی خطرناک شده، و من

34:38.011 --> 34:39.858
‫ این دقیقاً همون چیزیه که به‌خاطرش اومدم

34:41.825 --> 34:42.865
‫ما اوکی‌ایم

34:50.663 --> 34:52.587
‫فیلیپ، باید مجبورشون کنی جنس اصل رو بدن

34:52.611 --> 34:54.415
‫این شوینده قلابی به درد نمی‌خوره

34:58.878 --> 35:00.887
‫خلبان‌هات دارن یواش‌یواش خفه می‌شن

35:00.911 --> 35:02.847
‫سیستم پشتیبانی حیات مشکل داره

35:02.871 --> 35:04.901
‫پادیلا به مدرکی دست پیدا کرده
که پایک خبر داشته

35:04.926 --> 35:06.711
‫"می‌دونم داری چیکار می‌کنی
"بکش کنار، وگرنه می‌میری

35:06.736 --> 35:08.982
‫کلاه و ماسک اکسیژن‌ش درست کار می‌کرده

35:12.143 --> 35:15.681
‫به کی زنگ بزنم؟
سردخونه؟ انبار مدارک؟ نیروی هوایی؟

35:15.971 --> 35:17.238
‫آزمایشگاه

35:19.951 --> 35:21.108
‫فهمیدم چیه

35:30.976 --> 35:33.257
‫اومدی از نزدیک زجر کشیدنم رو ببینی؟

35:33.281 --> 35:35.155
نه، اون خودش یه امتیازه

35:35.180 --> 35:37.960
‫خب، شرکت من همه‌چیزم بود،
‫و حالا دود شده رفته هوا

35:37.985 --> 35:40.807
‫دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
‫‫آزادی‌تون چی، قربان؟

35:40.831 --> 35:43.454
‫چون ما می‌تونیم ثابت کنیم
‫شما آلونسو پادیلا رو کشتین

35:43.759 --> 35:47.267
‫هجوم ناگهانی علائمی شبیه
اختلال روانی ‫تو مرگ سایلس ولف،

35:47.291 --> 35:49.197
‫پادیلا رو متوجه کرد که ‫یه جای کار می‌لنگه

35:49.222 --> 35:51.267
‫اونم درباره همه‌ی
خلبان‌هایی ‫که به کادموس وصل بودن

35:51.291 --> 35:54.983
‫پس شروع کرد دنبال جواب گشتن،
‫سروصدا راه انداخت، درخواست آزمایش پزشکی داد

35:55.030 --> 35:57.157
‫و شما مهندس ارشد کادموس بودین

35:57.181 --> 36:00.054
‫یکی شروع کنه تو کارت فضولی کنه،
‫برای خلبان‌هات دستور آزمایش بده،

36:00.079 --> 36:01.277
‫منم جای شما بودم می‌ترسیدم

36:01.537 --> 36:04.327
‫پس افتادین دنبالش،
‫درباره‌ش سؤال پرسیدین،

36:04.351 --> 36:06.407
‫دشمن‌تون رو شناختین
‫تا بفهمین چطور بزنینش زمین

36:06.431 --> 36:09.386
‫و راهش رو هم پیدا کردین،
‫چون وقتی بحث چتربازی بود،

36:09.411 --> 36:10.997
‫پادیلا اهل هیجان آخرهفته‌ای نبود

36:11.021 --> 36:12.957
‫اون نیروی ویژه شناسایی سابق بود

36:12.981 --> 36:16.127
‫یعنی پرش‌های هالو
‫که تجهیزات ارتفاع بالا می‌خواد

36:16.151 --> 36:19.257
‫مشخصاً ماسک اکسیژن،
‫که همون چیزیه که باهاش کشتینش

36:19.282 --> 36:23.216
‫ببین، ماسک اکسیژن و کپسولش، مثل
‫یه سیستم پشتیبانی حیات کوچیک عمل می‌کنه

36:23.241 --> 36:25.887
‫کپسول، هوا رو
تحت فشار ‫به ماسک می‌فرسته

36:25.911 --> 36:30.017
‫و وقتی نفس می‌کشی، دی‌اکسیدکربن
‫از طریق سوپاپ خروجی آزاد می‌شه

36:30.041 --> 36:32.567
‫اما اگه یه سوپاپ بذاری
‫که از موادی ساخته شده باشه

36:32.591 --> 36:36.341
‫که تحمل دمای شدید رو نداره،
‫اون دی‌اکسیدکربن کجا می‌ره؟

36:38.356 --> 36:40.027
‫همون اتفاقی که برای ماسک پادیلا افتاد

36:40.052 --> 36:41.197
‫‫آزمایشگاه‌مون تأیید کرده

36:41.221 --> 36:43.614
‫سوپاپش از موادی متفاوت
‫با ماسک شاگردهاش ساخته شده بود

36:43.639 --> 36:47.809
‫آره، یه برند ناشناخته بوده
‫که تو پرش‌های ارتفاع بالا یخ می‌زنه

36:47.834 --> 36:51.439
‫مگه اینکه کسی دلیلی داشته باشه،
‫و تست کنه که از چی ساخته شده

36:51.464 --> 36:54.014
‫نود ثانیه بعد از پرش،
‫گیجی شروع شده

36:54.481 --> 36:59.213
‫ریه‌هاش پر از دی اکسید کربن شده
‫بیهوش شده، بعد تو هوا مُرده

36:59.238 --> 37:03.227
‫می‌دونستیم خفه شده،
‫ولی علت دقیق مرگش هایپرکاپنی بود،

37:03.252 --> 37:05.770
‫افزایش بیش از حد دی‌اکسیدکربن تو خون

37:05.795 --> 37:08.718
‫من پادیلا رو هیچ‌وقت ندیدم
‫این اطلاعات رو از کجا آوردین؟

37:08.743 --> 37:11.729
‫با کمک نیروی هوایی،
‫تصاویر ماهواره‌ای ازت داریم

37:11.754 --> 37:15.421
‫که شب قبل از قتل پادیلا
‫به مرکز چتربازی نفوذ کردی

37:15.446 --> 37:17.803
آره، باید کلاهِ هودت رو می‌کشیدی رو سرت

37:17.828 --> 37:21.252
‫رمزی پایک، تو به جرم قتل
‫آلونسو پادیلا بازداشتی

37:21.277 --> 37:23.546
‫برگرد. دست‌هات، آقا

37:30.830 --> 37:35.932
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

37:37.167 --> 37:38.360
گفتی حرفی باهام داری؟

37:47.197 --> 37:48.963
‫این عذرخواهی نیست

37:49.330 --> 37:50.790
‫پای حرفم هستم

37:52.311 --> 37:53.490
‫بهش احترام می‌ذارم

38:04.167 --> 38:05.627
‫می‌خواستی در جریان باشی؟

38:06.790 --> 38:07.996
‫حالا هستی

38:11.340 --> 38:12.735
‫اینا رو کِی گرفتی؟

38:13.630 --> 38:14.920
‫مهمه؟

38:18.106 --> 38:20.206
‫سالومن به یکی از خودمون حمله کرده

38:20.767 --> 38:23.376
‫و داری هر کاری لازمه می‌کنی
‫که ازش محافظت کنی

38:23.929 --> 38:25.219
‫الان و همیشه

38:26.246 --> 38:28.428
‫فرقی نمی‌کنه خطر از کجا بیاد

38:32.150 --> 38:34.004
‫می‌تونم روی حمایتت حساب کنم؟

38:41.241 --> 38:42.338
‫می‌تونی

38:49.117 --> 38:50.430
‫شب بخیر
‫‫شب بخیر

39:03.009 --> 39:05.759
‫فکر کنم فهمیدم سکوتت چی می‌خواد بگه

39:06.555 --> 39:08.109
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم

39:09.768 --> 39:11.324
‫ببین، آدمی مثل تو کاری رو قبول نمی‌کنه

39:11.349 --> 39:13.745
‫که می‌دونه از چیزی که عاشقشه دورش می‌کنه

39:13.770 --> 39:15.020
بودن تو ‫میدان

39:16.105 --> 39:18.235
‫مگه اینکه، البته، یکی مجبورش کرده باشه

39:19.820 --> 39:23.632
‫پس مجبورم بپرسم، اون یه نفری که
نیک واگنر ‫جرأت نمی‌کنه باهاش دربیفته کیه؟

39:28.330 --> 39:29.809
‫شب بخیر، کاپیتان

39:39.934 --> 39:42.140
‫هر چی می‌خوای بگو
حرفت به جایی نمی‌رسه

39:42.718 --> 39:44.528
‫اشکالی داره بازم بگم؟

39:49.483 --> 39:51.402
‫مورگن همین الان کمک کرد جونِ

39:51.427 --> 39:54.900
‫4 تا نیروی برجسته ارتش نجات پیدا کنه
‫و حق یه نفر دیگه رو بگیره

39:55.496 --> 39:58.510
‫گاهی زیاده‌روی می‌کنه،
اینو اصلاً انکار نمی‌کنم، ولی

39:59.385 --> 40:02.116
‫ این‌همه تعهد ‫و این‌جور نتیجه‌ها…

40:04.487 --> 40:06.005
‫این‌ها واقعاً هیچ ارزشی ندارن؟

40:07.361 --> 40:10.401
‫به اندازه کافی نه، متأسفم تصمیم همینه

40:12.151 --> 40:13.815
‫گفتم که، مجبور بودم امتحان کنم

40:27.873 --> 40:31.092
‫رئیس می‌دونه تو و همسرش
‫این‌قدر با هم صمیمی هستین؟

40:32.614 --> 40:34.332
واقعاً می‌خوای قضیه رو این‌طوری پیش ببری؟

40:35.268 --> 40:36.381
‫تو؟

40:37.105 --> 40:39.541
‫آره، همین‌طوره

41:07.931 --> 41:09.894
‫سلام. بیا تو

41:10.888 --> 41:11.888
‫مرسی

41:12.906 --> 41:15.097
‫راستی مورگن، زنگ در خونه
‫چی شده؟

41:15.418 --> 41:16.534
‫هنوز خرابه

41:17.738 --> 41:18.987
‫بقیه کجان؟

41:19.281 --> 41:21.262
تو‫ خونه لودو خوابیدن

41:21.736 --> 41:24.395
نشستم دارم بستنی موزی درست می‌کنم
چون دلم به حال خودم سوخته

41:24.420 --> 41:25.566
‫می‌خوری؟

41:25.591 --> 41:27.181
‫آره، می‌خورم

41:28.551 --> 41:31.267
‫خب جریان چیه؟
اومدی درباره ‫پکیج اخراجم حرف بزنی؟

41:32.214 --> 41:34.320
‫هیچ پکیج اخراجی در کار نیست

41:35.670 --> 41:37.204
‫چون قراره جایی نری

41:39.506 --> 41:41.228
‫سالومن نظرش عوض شده

41:41.253 --> 41:42.311
‫جدی؟

41:42.336 --> 41:44.926
‫چرا؟
‫‫نمی‌دونم، فقط همین‌طوری جور شد

41:46.485 --> 41:48.845
‫این چیزا الکی "جور" نمی‌شن
‫منظورت چیه؟

41:50.406 --> 41:52.906
‫چی شده؟ گیج شدم
‫‫مورگن، اینو به‌عنوان بُردت بپذیر

41:53.654 --> 41:54.784
‫بی‌خیالش شو

41:55.706 --> 41:56.916
‫تو کاری کردی؟

42:00.829 --> 42:02.105
‫چیکار کردی؟

42:05.125 --> 42:07.125
کاری نیست که تو هم برای من انجامش ندی

42:15.258 --> 42:16.258
‫خوبه

42:18.163 --> 42:23.380
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:23.405 --> 42:28.634
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:30.502 --> 42:35.859
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
