WEBVTT

00:00.990 --> 00:03.194
‫اگه یه معما بدی دست مورگن گیلوری،

00:03.219 --> 00:05.553
‫تا حلش نکنه ول‌کن ماجرا نیست

00:06.695 --> 00:09.072
‫هی، چه خبر؟
‫‫رومن رو پیدا کردیم

00:09.097 --> 00:10.999
‫الان عکسش رو برات می‌فرستم
‫‫این که رومن نیست

00:11.024 --> 00:13.376
‫فکر کنم این چند روزه
یکی سایه‌به‌سایه داشت تعقیبم می‌کرد

00:13.401 --> 00:16.672
‫شاید بهتره اون ساک رو قایم کنی، چون
هر کی که رومن، داره از دستش فرار می‌کنه

00:16.697 --> 00:18.518
‫لابد نمی‌خواد چیزی از محتویاتش درز پیدا کنه

00:19.369 --> 00:21.295
‫اگه بشه این موضوع رو
فقط بین خودمون نگه داریم

00:21.320 --> 00:22.814
‫نمی‌ذاریم خبرش جایی بپیچه

00:22.839 --> 00:25.483
‫بیا این دسته عکس رو
با سیستم تشخیص چهره چک کنیم

00:25.508 --> 00:26.701
‫تو دیگه کی هستی؟

00:27.550 --> 00:29.050
‫اون کوله‌پشتی رو می‌خوام

00:29.694 --> 00:32.997
‫سرقت یه اثر هنری بزرگ
‫‫اثر رامبراند، سال 1645

00:33.022 --> 00:35.390
‫دزده حتماً دلیلی داشته
که سراغ این نقاشی اومده

00:36.001 --> 00:38.557
‫ریس تازه با هواپیما رسیده تا برای
پیدا کردن نقاشی بهمون کمک کنه

00:38.582 --> 00:40.082
‫من متخصص بازگردوندن آثار هنری‌ام

00:40.107 --> 00:42.038
‫اگه بتونم رامبراند رو صحیح و سالم برگردونم،

00:42.063 --> 00:44.669
‫شرکت بیمه دیگه مجبور نمی‌شه
یه چک با مبلغ خیلی بالا بکشه

00:44.700 --> 00:46.035
‫اصلاً می‌دونی کار کیه؟

00:46.060 --> 00:49.229
‫خب، تو اینترنت که این‌طوری می‌گن
بعضی‌ها بهش می‌گن ژان باپتیست

00:49.254 --> 00:51.015
‫اگه تابلوی دختر جوان رو پیدا کنیم،

00:51.040 --> 00:53.951
‫باید پسش بدیم به
میریام وایزمن، نه خانواده فاستر

00:53.976 --> 00:57.282
‫یعنی سرِ خود و بدون
اسکورت پلیس برگشتی سر صحنه جرم؟

00:57.307 --> 00:59.287
‫اگه نمی‌رفتم که این گیرمون نمی‌اومد

00:59.314 --> 01:01.466
‫من و کارآگاه کارادک
بقیه‌ش رو خودمون ردیف می‌کنیم

01:01.491 --> 01:03.597
‫داری منو از پرونده می‌ذاری کنار؟

01:03.622 --> 01:05.754
‫نگران نباش
باج‌گیره به همین زودی پیداش می‌شه

01:06.851 --> 01:09.379
‫خودِ نامردشه بریم! داشت فلنگ رو می‌بست

01:09.404 --> 01:12.068
‫شاید ژان باپتیست وجود خارجی نداشته
باشه، ممکنه فقط یه افسانه باشه

01:12.093 --> 01:14.705
‫نگهبان به شونه چپش شلیک کرد
و اونم دست‌خالی جیم شد

01:14.730 --> 01:17.340
‫من پایین تو موزه‌ام، باید بیای اینو ببینی

01:18.939 --> 01:20.734
‫پرونده‌مون تازه وارد یه فاز جدی شده

01:22.127 --> 01:27.228
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
« Golchindl.Me »

01:27.253 --> 01:32.322
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:56.294 --> 01:57.821
‫وای، یا خدا

01:59.186 --> 02:00.623
‫لعنت بهت، کلارک

02:01.293 --> 02:04.618
‫خدای من، اصلاً شوخیِ قشنگی نیست

02:04.643 --> 02:06.949
‫هی، حسابی شاکی شدی، چیه مگه؟
تو که عشقِ این‌جور چیزایی

02:06.974 --> 02:09.059
‫زهره‌ترکم کردی اینجا محل کارمه‌ها!

02:09.084 --> 02:11.061
‫ببخشید ولی خدایی
تو که پایه‌ی این‌جور چیزایی

02:11.086 --> 02:13.129
‫نه دیگه این‌جوری، فهمیدی؟

02:13.154 --> 02:15.924
‫اوکی، معذرت
آخه طاقت نداشتم تا دیدنت صبر کنم

02:15.949 --> 02:17.439
‫کل روز تو فکرت بودم

02:18.204 --> 02:20.033
‫کلِ روز؟
‫‫خب، بیشترِ روز

02:20.870 --> 02:22.131
‫اوم
‫‫ یه ماچ بده

02:25.863 --> 02:26.959
‫اوم

02:26.984 --> 02:29.005
‫خیلی‌خب، بزن بریم
‫‫آره، بیا از اینجا بریم

02:29.346 --> 02:30.497
‫کلیدهام کو؟

02:31.063 --> 02:32.110
‫اوه

02:36.987 --> 02:42.683
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::.

02:47.920 --> 02:50.266
‫قبل از اینکه پیداش کنین
کسی رو ندیدین که از اینجا دور بشه؟

02:50.291 --> 02:51.372
‫هیچ‌کس

02:51.397 --> 02:53.871
‫خب، اگه کلیدهاش از دستش نمی‌افتاد
شاید اصلاً متوجهش نمی‌شدیم

02:54.324 --> 02:55.757
‫خوبه، اگه چیزی یادت اومد

02:55.782 --> 02:58.866
‫این قضیه به اون
نقاشی‌ای که دزدیده شده ربطی داره؟

03:08.099 --> 03:09.167
‫مورگن

03:09.192 --> 03:11.066
‫بهش زنگ زدی؟
‫‫آره

03:31.893 --> 03:35.365
‫مدیر موزه رو که یادته، سایرس کرو، 48 ساله

03:35.390 --> 03:38.145
‫علت مرگ: ضربه شدید با جسم سخت به پشتِ سر

03:38.170 --> 03:41.484
‫احتمالاً با آچار چرخ خودش
که توی صندوق عقبش نیست، زدنش

03:41.509 --> 03:42.560
...پس

03:42.584 --> 03:45.881
‫ از موزه این رفیقمون یه تابلوی
‏20 میلیون دلاری دزدیده می‌شه

03:45.906 --> 03:47.738
‫و دو روز بعد، جنازه‌اش پیدا می‌شه

03:48.073 --> 03:50.010
‫چقدر احتمال داره
که اینا به هم ربط نداشته باشن؟

03:50.035 --> 03:52.802
‫یا یه چیزایی از سرقت
می‌دونسته یا می‌دونسته کارِ کیه

03:52.827 --> 03:54.836
‫شاید قبل از اینکه پاش
به اداره ما برسه، رفتن سراغش

03:54.861 --> 03:56.930
‫ممکنه پای ژان باپتیست وسط باشه؟

03:56.955 --> 03:59.956
‫بعیده. ژان باپتیست
از کل دنیا نقاشی می‌دزدیده

03:59.981 --> 04:01.432
‫سایرس اصلاً اهل سفر و این حرفا نبوده

04:01.457 --> 04:03.570
‫شاید اون و ژان باپتیست
دست‌شون تو یه کاسه بوده

04:03.595 --> 04:06.242
‫فکر می‌کنی اون بوده که
برای قرارِ باج‌گیری بهت زنگ زده؟

04:06.267 --> 04:09.735
‫صداش برام آشنا نبود
ولی خودش عکسِ پولاروید رو داد بهم

04:09.760 --> 04:13.086
‫پس نمی‌تونیم مطمئن باشیم
که مقتول‌مون شاهد بوده یا همدست

04:14.243 --> 04:15.497
‫کِی کُشتنش؟

04:15.803 --> 04:18.393
‫اوم، پزشکی قانونی زمان مرگ رو
توی همین یه ساعت اخیر تعیین کرده

04:18.418 --> 04:19.484
‫اوه، خدا رو شکر

04:20.749 --> 04:22.778
‫خوب شد که انقدر زود رسیدیم اینجا

04:23.771 --> 04:25.472
‫توی موزه همین دستش بود

04:25.497 --> 04:29.032
‫آره، خب چرا قاتل باید یه ساعت 200
هزار دلاری رو روی زمین ول کنه بره؟

04:29.057 --> 04:32.569
‫چرا باید انقدر زحمت بکشه از مچش بازش
کنه که بعدش چی، یادش بره ببرتش؟

04:32.594 --> 04:33.664
‫خب، چون قلابیـه

04:34.485 --> 04:36.883
‫آره، اگه اصل بود، عقربه‌ی
ثانیه‌شمارش باید روان حرکت می‌کرد

04:36.908 --> 04:38.309
‫نه اینکه موقع تیک‌تیک کردن هی بپره

04:38.334 --> 04:39.588
‫تازه حکاکی‌ش هم خیلی کم‌عمقه

04:39.613 --> 04:40.999
‫بچه‌های فنی یه نگاهی بهش می‌ندازن

04:41.904 --> 04:44.028
‫ردیفه، یه چند لحظه باید برم جایی

04:44.840 --> 04:47.242
‫همه‌چی ردیفه؟
‫‫آره، فقط کارهای بچه‌هاست

04:47.622 --> 04:48.857
‫برسونمت؟

04:49.488 --> 04:50.926
‫نه، می‌خوام پیاده برم

05:19.393 --> 05:21.593
‫و یه سطل آشغال
که نیاز نباشه زودبه‌زود خالیش کرد

05:21.618 --> 05:23.654
‫اوه ببخشید، داشتم یه حوله برمی‌داشتم

05:23.679 --> 05:25.047
‫کثیف‌کاری کردم
‫‫طوری نیست

05:25.072 --> 05:26.373
‫خودم جمعش می‌کنم
‫‫حتماً

05:32.154 --> 05:33.664
‫مورگن مورگن

05:33.689 --> 05:35.799
‫چی، تعقیبم کردی؟

05:35.824 --> 05:37.793
‫اومدی سر صحنه جرم
و دو دقیقه نشده جیم شدی

05:37.818 --> 05:40.089
‫آره، تعقیبت کردم
چه مرگته، چه خبره اینجا؟

05:42.631 --> 05:44.388
‫فکر کنم ریس همون ژان باپتیستـه

05:45.025 --> 05:46.615
‫ریس؟ همون مشاور هنریه؟

05:46.640 --> 05:50.556
‫نه، عمه‌ی من! آره دیگه، همون یارو فقط
فکر نکنم کارش پیدا کردن آثار هنری باشه

05:50.581 --> 05:52.583
‫فکر کنم خودش می‌دزدتشون یا هر دو، نمی‌دونم

05:52.608 --> 05:54.682
‫فقط اینو می‌دونم که یه صندوق توی اتاقشه،

05:54.707 --> 05:56.528
‫و حدس می‌زنم اون دختر جوان داخلشه

05:57.346 --> 05:58.981
‫آروم باش بابا فقط یه نقاشیه دیگه

05:59.548 --> 06:01.298
‫اوم خب همین؟

06:01.323 --> 06:04.427
‫شنیدی یه صندوق آثار هنری داره
بعد الان فکر می‌کنی طرف دزد بین‌المللیه؟

06:04.452 --> 06:08.557
‫نه، دیدمش، تازه جای
یه زخم گلوله هم روی شونه چپش بود

06:08.582 --> 06:10.968
‫درست همون‌جایی که ژان باپتیست تیر خورده

06:11.316 --> 06:13.929
‫خب آخه چطوری جای زخمش رو دیدی؟
‫‫ها؟

06:13.954 --> 06:15.977
‫جای زخمش، خودت گفتی دیدیش

06:18.822 --> 06:19.931
...آم

06:20.614 --> 06:23.538
‫از قیافه‌ات معلومه یه ریگی به کفشته
می‌شه بگی اون قیافه‌ت یعنی چی؟

06:23.998 --> 06:27.000
‫آره. آره، خودت که می‌دونی

06:28.210 --> 06:29.978
...‫من و اون، ما

06:31.113 --> 06:32.712
‫اوه اوه

06:32.737 --> 06:35.540
‫می‌دونی چیه؟ خودمم شوکه شدم
نمی‌دونم می‌شه بی‌خیالِ این تیکه‌اش بشیم؟

06:35.565 --> 06:37.481
‫باید توی کلِ این روند پرونده تجدیدنظر کنیم

06:37.506 --> 06:39.140
‫خیلی‌خب، فکر کنم داری
یه ذره پیازداغش رو زیاد می‌کنی

06:39.165 --> 06:41.732
‫نه، ریس از همون اولِ سرقت تا
خودِ قتل، سایه‌به‌سایه همراهمون بوده

06:41.757 --> 06:44.628
‫می‌فهمم چی می‌گی واسه همین
باید یه سرک به اون صندوق بکشم

06:44.653 --> 06:47.349
‫مورگن، بدون حکم نمی‌تونی همین‌جوری
بری تو اتاق مردم خودت که می‌دونی

06:47.374 --> 06:48.976
‫تابلوئه دیگه، اگه چیز مهمی پیدا کنم،

06:49.001 --> 06:50.883
‫می‌گم وقتی دعوتم کرد تو، چشمم بهش خورد

06:50.908 --> 06:52.209
‫این چیزی رو عوض نمی‌کنه، مورگن

06:52.234 --> 06:54.416
‫داری به تفتیش غیرقانونی
شهادتِ دروغ رو هم اضافه می‌کنی

06:55.412 --> 06:56.812
‫نکته خوبی بود، یادداشتش می‌کنم

06:56.837 --> 06:58.065
...‫مورگن، مور

07:24.595 --> 07:25.800
"ریس ایستمن"

07:29.847 --> 07:30.925
سلام

07:30.950 --> 07:33.433
‫سلام به روی ماهت، کجا غیبت زد یهو؟

07:33.987 --> 07:38.146
‫آم، مجبور شدم... برم سرِ یه پرونده دیگه

07:38.171 --> 07:40.209
‫اوه
‫‫آره، می‌دونم

07:40.248 --> 07:44.328
‫آدم آرزو می‌کنه کاش ملت
دست از کُشت‌وکشتارِ همیشگی بردارن

07:44.353 --> 07:46.621
‫می‌دونی، دیگه واقعاً گندش رو درآوردن

07:47.737 --> 07:49.740
‫خب، منم شاید کم‌کم برگردم هتل

07:51.328 --> 07:52.328
چرا؟

07:52.845 --> 07:56.406
‫آم، آخه اونجا کلی کار روی زمین مونده، نه؟

07:56.431 --> 07:58.967
‫راستی، قضیه اون ساعته چی شد؟ یادته که؟

08:00.035 --> 08:02.740
‫مطمئنی همه‌چی ردیفه؟
‫‫آره، آره

08:04.560 --> 08:06.939
‫آخه اون‌موقع خلوت‌مون بهم خورد

08:06.964 --> 08:08.532
‫واقعاً هم همین‌طور بود

08:08.557 --> 08:12.656
‫شاید... نمی‌دونم بتونیم
از همون‌جایی که موندیم ادامه بدیم

08:24.288 --> 08:25.572
‫نقاشی رو پیدا کردی؟

08:26.015 --> 08:28.438
‫یه نقاشی پیدا کردم
ولی اون نقاشیِ اصلی رو نه

08:28.463 --> 08:31.266
‫پس هنوز نمی‌دونیم
ریس همون ژان باپتیستـه یا قاتل‌مون

08:31.291 --> 08:32.992
‫من تقریباً مطمئنم که خودِ ژان باپتیستـه،

08:33.017 --> 08:36.279
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم اون قاتل نیست
چون واسه زمان قتل بهونه داره، یادته که؟

08:36.304 --> 08:37.304
درسته

08:37.634 --> 08:40.650
‫خب، یه جای زخم مدرکِ محکمه‌پسندی
نیست، مورگن ما بیشتر از اینا لازم داریم

08:40.675 --> 08:42.319
‫خب، منم بیشتر پیدا می‌کنم

08:42.344 --> 08:44.496
‫راهی که می‌خوای باهاش
مدرک جمع کنی منو نگران می‌کنه

08:44.521 --> 08:46.923
‫می‌دونی چیه؟
الان اصلاً حوصله این حرفاتو ندارم

08:46.948 --> 08:49.134
‫منم اصلاً دلم نمی‌خواد واگنر
دوباره سرت داد و بیداد راه بندازه

08:49.159 --> 08:50.964
‫پس اگه واقعاً فکر می‌کنی
ریس همون ژان باپتیستـه

08:50.989 --> 08:52.403
‫باید کاپیتان رو درجریان بذاریم

08:52.428 --> 08:54.264
‫اصلاً و ابداً نه

08:54.289 --> 08:57.200
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که کاپیتان
رو راضی کنی منو برگردونه سرِ پرونده

08:57.225 --> 08:59.169
‫اون‌وقت دقیقاً
چطوری باید این کار رو بکنم؟

08:59.194 --> 09:00.673
‫خب، می‌تونی با بستنِ دهنت شروع کنی،

09:00.698 --> 09:02.439
‫درباره هر اتفاقی که توی اتاق هتل افتاد

09:02.464 --> 09:04.316
‫هوم باشه پس به کاپیتانم دروغ بگم

09:04.341 --> 09:05.976
‫که کجا بودی و اینا رو از کجا می‌دونیم

09:06.001 --> 09:07.798
‫فقط یه چیزی
سرِ هم کن که منطقی باشه

09:07.823 --> 09:09.713
‫و باعث بشه
کاپیتان دوباره بهم اعتماد کنه

09:09.738 --> 09:11.837
‫داری قضیه رو
بیخودی واسه خودت سخت می‌کنی

09:20.348 --> 09:21.367
‫متأسفم

09:27.909 --> 09:30.879
‫پس حالا باید
هم یه دزد رو بگیریم و هم یه قاتل رو

09:31.134 --> 09:33.136
‫کارآگاه کارادک، خوشحالم که بهمون ملحق شدی

09:33.161 --> 09:34.167
‫کاپیتان

09:34.730 --> 09:39.560
‫گیلوری، شک ندارم یه پرونده دیگه پیدا می‌کنی
که به استعدادهای خاصت نیاز داشته باشه

09:43.238 --> 09:45.907
‫توی کنفرانس مطبوعاتی
قراره درباره مقتول کلی سوال بپرسن

09:45.932 --> 09:47.518
‫از سایرس کرو چی می‌دونیم؟

09:47.543 --> 09:50.745
‫سابقه نداره
بچه نداره، مجرده، متولد فیلیپینـه

09:50.770 --> 09:52.757
‫و همین‌جا توی لس‌آنجلس
فوق‌لیسانس مجسمه‌سازی گرفته

09:52.782 --> 09:54.959
‫سایرس 5 سال مدیر موزه بوده

09:54.984 --> 09:57.875
‫بعد از سرقت، سوابق تمام پرسنل رو
چک کردیم مورد مشکوکی نبود

09:57.900 --> 09:59.351
‫شبکه‌های اجتماعیش چی؟

09:59.376 --> 10:02.863
‫این آخرین پستشه که 2 ساعت
قبل از اینکه کشته بشه، گذاشته

10:03.291 --> 10:06.537
‫آمار جاش رو دربیارید
اون باج‌گیره با ماشین شیشه دودی چی شد؟

10:06.562 --> 10:09.464
‫پلاک رو استعلام کردیم ماشین به نام
یه نفر به اسم لو فاولر ثبت شده

10:09.489 --> 10:11.157
‫دستور توقیف ماشین رو به همه واحدها دادیم

10:11.182 --> 10:12.648
‫رد و نشونی از ژان باپتیست هست؟

10:12.673 --> 10:15.009
‫هیچی، هنوز نمی‌دونیم کیه
یا اصلاً وجود خارجی داره یا نه

10:15.034 --> 10:17.981
‫من که چشمم آب نمی‌خوره، ولی
خوشحال می‌شم بهم ثابت بشه اشتباه می‌کنم

10:18.006 --> 10:20.494
‫اون باج‌گیره دیگه
تماسی نگرفته که درخواستی داشته باشه؟

10:20.519 --> 10:22.871
‫نه، هیچ‌کدوم از
رابط‌های من توی دارک‌وب یا جاهای دیگه

10:22.896 --> 10:26.109
‫حتی یه پچ‌پچ هم
درباره اون تابلوی سرقتی نشنیدن

10:26.616 --> 10:30.316
‫شاید هنوز رو نشده یا هر کسی که برداشته
داره خیلی دست‌به‌عصا عمل می‌کنه

10:32.187 --> 10:35.384
‫عالی شد پس داریم دنبال یه
،دزد اثر هنری و یه دزد ماشین می‌گردیم

10:35.712 --> 10:37.049
که ممکنه جفتشون یه نفر باشن

10:37.074 --> 10:39.570
‫اما تنها مظنونی که تونستیم شناسایی کنیم،

10:39.595 --> 10:42.532
‫هنوز هم همون نوه میریام وایزمنـه

10:42.557 --> 10:45.052
‫پس بالاخره یکی میره آمار دربیاره
...که وقتی من و کارآگاه کارادک

10:45.077 --> 10:47.110
‫داشتیم تمام چراغ قرمزهای شهر رو
رد می‌کردیم، اون کجا بوده؟

10:47.135 --> 10:52.115
‫پدرم اون نقاشی رو سال 1932 خرید
ما توی کراکوف زندگی می‌کردیم

10:52.140 --> 10:55.076
‫من تنها کسی بودم که از کل خانواده زنده موند

10:55.101 --> 10:58.539
‫وقتی نازی‌ها اومدن، همه‌چی‌مون رو بردن

10:59.194 --> 11:02.512
‫من و مورگن می‌تونیم یه سر به خونه سایرس
بزنیم، ببینیم چیزی پیدا می‌کنیم یا نه

11:02.537 --> 11:04.995
‫فقط خودت برو کارآگاه، مورگن اخراجه

11:05.020 --> 11:07.339
‫فارستر و اوزدیل، اگه رابطه‌ای بین

11:07.364 --> 11:09.857
‫سایرس و ژان باپتیست هست، می‌خوام بدونم

11:10.108 --> 11:13.604
‫امیدوارم دفعه بعد خواستم با خبرنگارها
حرف بزنم حرف‌های بیشتری واسه گفتن باشه

11:13.629 --> 11:15.030
‫برو تعقیبش کن

11:21.482 --> 11:22.982
‫خب، اینجا چی واسه خوردن پیدا می‌شه؟

11:23.007 --> 11:25.390
‫آم، می‌تونی از هویج‌های من بخوری

11:25.865 --> 11:28.098
یا از چوب‌شورهای بقیه

11:29.411 --> 11:31.469
‫پس اینجا پاتوق مشاورهاست، ها؟

11:31.905 --> 11:33.656
جایی که منتظر می‌مونیم تا صدامون کنن؟

11:34.222 --> 11:35.789
‫ تو شاید، ولی من که نه، من رفتم

11:38.053 --> 11:41.723
‫ببین، در مورد اون اتفاقِ قبل
...واقعاً برنامه‌ای نداشتم من فقط یهو

11:41.986 --> 11:44.452
‫راستش بی‌خیال، مشکلی نیست

11:45.026 --> 11:47.996
‫یه کم جوگیر شدیم، همه‌چی ردیفه

11:48.998 --> 11:49.998
اوکی

11:51.115 --> 11:52.976
‫خب، اون یکی پرونده در چه حاله؟

11:53.265 --> 11:54.920
‫همونی که باید می‌رفتی آمارش رو بگیری؟

11:54.945 --> 11:57.047
‫آره، خوبه، خیلی خوب حل شد

11:57.072 --> 11:58.314
‫به این زودی؟
‫‫آره دیگه

11:58.339 --> 12:01.519
‫می‌دونی، بعضی از این پرونده‌ها
خیلی قلق دارن

12:01.544 --> 12:04.112
‫ولی بعضی‌هاشون هم سه سوت حل می‌شن

12:04.137 --> 12:06.270
‫توی دایره جنایی هر جور پرونده‌ای پیدا می‌شه

12:08.416 --> 12:10.513
‫خب، تبریک می‌گم
‫‫اوهوم

12:11.885 --> 12:12.960
...آم

12:13.355 --> 12:14.624
‫یه کم بهش فکر کردم

12:20.529 --> 12:22.525
‫ترجیح می‌دم همون چوب‌شورهای بقیه رو بخورم

12:25.635 --> 12:30.836
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

12:37.979 --> 12:40.682
‫کاپیتان، یه لحظه وقت دارین؟
‫‫بذار واسه بعد، کارآگاه

12:40.707 --> 12:43.193
‫خودت که می‌دونی اگه خبرنگارها رو
منتظر بذاریم، چه قشقرقی راه می‌ندازن

12:43.218 --> 12:45.895
‫قربان، می‌خوام مورگن توی
پرونده‌ی ژان باپتیست کنار من باشه

12:45.920 --> 12:47.066
‫آه، جداً؟

12:47.091 --> 12:49.805
‫‫شما هم اگه به اندازه‌ی من رو پرونده‌های مختلف
باهاش کار می‌کردین، همینو می‌خواستین

12:53.928 --> 12:56.574
‫کجا غیبت زد؟
‫‫متوجه منظورتون نمی‌شم

12:56.599 --> 12:59.715
‫اونجا سرِ صحنه جرم
یهو غیبتون زد جفتتون با هم

13:00.116 --> 13:02.552
‫برام سخت شده
که آمار شما دوتا رو داشته باشم

13:03.004 --> 13:04.906
‫پس فکر می‌کنم
بهتره این یکی رو تنهایی کار کنی

13:05.275 --> 13:06.379
...کاپیتان

13:08.079 --> 13:10.815
من با مورگن کار می‌کنم، توی تمام پرونده‌ها

13:11.212 --> 13:15.216
‫ می‌دونم خودمو توی چه مسیری انداختم، اگه
دوباره دست از پا خطا کنه، مسئولیتش با منه

13:28.386 --> 13:30.956
‫آخه کی یه کیف دستی رو همه‌جا با خودش
می‌بره ولی هیچ‌وقت توش رو نگاه نمی‌کنه؟

13:30.981 --> 13:32.372
‫مورگن، می‌شه لطفاً تمرکز کنی؟

13:32.943 --> 13:35.064
‫باشه به واگنر چی گفتی
که منو برگردوند سرِ پرونده؟

13:35.089 --> 13:37.582
‫مردونه باهاش حرف زدم
و اونم قبول کرد به همین سادگی

13:39.758 --> 13:41.675
‫ول‌کنِ معامله نیستی، نه؟
‫‫خودت چی فکر می‌کنی؟

13:41.700 --> 13:44.594
...‫ببین، واگنر می‌دونه که تو یه مهره‌ی
‫‫آره؟

13:44.619 --> 13:45.913
‫یه مهره‌ی غیرقابل‌کنترلی، باشه؟

13:45.947 --> 13:47.957
‫ولی می‌خواد از سیر تا پیازِ کارهات باخبر باشه

13:47.982 --> 13:50.825
‫در مورد منم همین‌طوره اگه این‌جوری
پیش بریم، می‌تونیم دلش رو به دست بیاریم

13:50.850 --> 13:53.489
‫اما اگه بخوایم چیزی رو ازش
مخفی کنیم، دودش تو چشم من میره

13:53.514 --> 13:55.879
‫ولی همین الانشم داریم ازش مخفی می‌کنیم
‫‫خودم خوب می‌دونم

13:56.826 --> 13:58.204
‫پس باید خیلی حواست به خودت باشه

13:58.229 --> 13:59.898
‫بفرما، اینم از آپارتمان سایرس

14:03.530 --> 14:04.864
‫اوه، اوه، وایسا، وایسا

14:07.670 --> 14:10.477
‫سایرس تنها زندگی می‌کرد یه نفر اون توئه

14:11.662 --> 14:13.365
‫توقع نداشتیم کسی اینجا باشه

14:13.760 --> 14:15.604
‫ بابت از دست دادنش متأسفیم، امیلیو

14:16.171 --> 14:17.500
چند وقته که سایرس رو می‌شناختی؟

14:17.750 --> 14:20.262
‫من و سایرس
از چند ماه پیش رابطه‌مون رو شروع کردیم

14:20.819 --> 14:23.418
‫درست وقتی از کلمبیا رسیدم
یکی از دوستامون ما رو به هم معرفی کرد

14:23.443 --> 14:25.292
‫و خب، خیلی زود با هم جور شدیم

14:25.855 --> 14:28.268
‫تقریباً بلافاصله
ازم خواست که بیام پیشش زندگی کنم

14:29.224 --> 14:32.455
‫وقتی دیگه جواب پیام‌هام رو نداد
نگران شدم و اومدم خونه

14:33.730 --> 14:35.049
‫همون‌جا بود که خبر رو دیدم

14:37.200 --> 14:38.367
خیلی متأسفم

14:39.745 --> 14:41.908
می‌دونی، من و همکارم سایرس رو دیده بودیم

14:41.933 --> 14:43.835
‫به نظر مرد خیلی مهربون و خوش‌قلبی می‌اومد

14:44.540 --> 14:46.274
‫فکر می‌کردم تا ابد با هم می‌مونیم

14:47.470 --> 14:49.820
‫کسی به ذهنت می‌رسه که ممکنه
خواسته باشه بهش آسیبی بزنه؟

14:49.845 --> 14:51.146
‫سایرس؟ نه اصلاً

14:51.912 --> 14:53.081
‫شغل خودتون چیه؟

14:53.106 --> 14:55.904
‫من مدرس زبان برای فدراسیون
بین‌المللی انجمن‌ها و مؤسسات کتابداری‌ام

14:55.929 --> 14:58.311
‫برنامه بین‌المللیِ برای
کمک به یادگیری زبان‌های خارجی

14:58.687 --> 15:00.856
‫واو، این‌ها واقعاً زیبا هستن

15:01.966 --> 15:05.703
‫اوه بله، ممنون اینا
سبکِ باروکِ ایتالیایی متعلق به قرن هجدهمه

15:05.728 --> 15:08.631
‫اوه، می‌دونم عاشقِ طرح‌های گل‌دارشم

15:09.742 --> 15:11.408
‫سایرس کلکسیونر بود یا شما؟

15:11.433 --> 15:13.952
‫من پای سایرس رو
به دنیای اشیاء عتیقه باز کردم

15:13.977 --> 15:17.313
‫آره، اینا رو آخر هفته
پیش از جمعه‌بازار رُزبول خریدیم

15:17.338 --> 15:18.553
‫عجب چیزی پیدا کردین!

15:19.307 --> 15:20.752
این یکی خیلی درخشانه

15:20.776 --> 15:23.278
‫واسه پولیش کردنش
از چی استفاده می‌کنی؟ اکسید آهن؟

15:27.088 --> 15:28.977
...آم... من

15:29.718 --> 15:33.388
‫ یادم نیست از چی استفاده کردیم
یه جور محصول شوینده بود، چطور مگه؟

15:34.220 --> 15:37.312
‫آخه از اکسید آهن می‌شه
برای پولیش کردن فلزات استفاده کرد

15:37.726 --> 15:42.272
‫ولی اگه یه ذره پودر آلومینیوم
بهش اضافه کنی، بهت ترمایت میده

15:42.297 --> 15:44.374
‫که یه ترکیب آتش‌زاست

15:44.399 --> 15:48.712
‫و می‌تونه تا دمای 4500 درجه فارنهایت بسوزه

15:48.737 --> 15:54.375
‫واسه مردم ازش برای کارهایی مثل جوشکاری
ساخت فشفشه یا نارنجک استفاده می‌کنن

16:02.592 --> 16:04.280
‫آره، حتی می‌تونه شیشه رو هم ذوب کنه

16:04.609 --> 16:06.346
‫درست مثل سقف شیشه‌ای موزه

16:07.288 --> 16:10.568
‫صبر کنین، فکر می‌کنین من توی
دزدیده شدن اون نقاشی دستی داشتم؟

16:10.593 --> 16:14.905
‫می‌دونی، محصول جانبیِ
احتراقِ ترمایت، اکسید آلومینیومه

16:14.930 --> 16:17.257
‫یه جور پودرِ خیلی نرم و ریزه

16:21.269 --> 16:22.470
‫آره، خودِ خودشه

16:22.495 --> 16:24.452
‫می‌دونی، امیلیو
فکر کنم بهتره بقیه این گفتگو رو

16:24.477 --> 16:26.983
‫توی اداره پلیس ادامه بدیم. امیلیو!

16:27.008 --> 16:28.510
‫هی! هی!

16:35.870 --> 16:36.901
‫برو کنار!

16:55.407 --> 16:58.543
‫می‌دونی، قضیه ماشین‌های دزدی اینه که
همیشه هم نمیشه بهشون اعتماد کرد

16:59.182 --> 17:01.140
‫از ماشین بیا بیرون آقا، خیلی آروم و آهسته

17:06.005 --> 17:11.259
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

17:14.422 --> 17:16.534
‫هی، آرتوره باید جواب بدم

17:16.559 --> 17:18.339
‫باشه منم می‌رم به واگنر گزارش بدم

17:24.225 --> 17:25.503
‫آرتور، حالت خوبه؟

17:25.901 --> 17:27.578
‫خب، می‌تونست بهتر از این باشه

17:27.603 --> 17:30.179
‫داری چی می‌گی؟
‫‫یه یارویی بهم شبیخون زد

17:30.204 --> 17:32.115
‫دنبال کوله‌پشتیِ رومن می‌گشت

17:32.140 --> 17:33.884
!آخ
‫تکون نخور

17:33.909 --> 17:37.092
‫فرار کردم، ولی خب قبلش
چند تا مشت و مال حسابی بهم داد

17:37.117 --> 17:39.431
‫اوه خدای من اوضاع چقدر بده؟

17:39.989 --> 17:42.492
‫سرم سخته، چیزیم نمی‌شه زنده می‌مونم

17:42.517 --> 17:43.776
‫خیلی‌خب کجایی؟

17:43.801 --> 17:45.837
‫دارن سر و صورتم رو پانسمان می‌کنن
‫‫کدوم بیمارستان؟

17:45.862 --> 17:49.633
‫بیمارستان‌ها خیلی سوال‌پیچت می‌کنن
دکترِ خودمو دارم. هی، یه لحظه صبرکن

17:49.658 --> 17:51.502
‫هی هارولد، یه لحظه بهم وقت بده، باشه؟

17:51.527 --> 17:53.374
‫فقط یه دقیقه، ممنون داداش

17:55.833 --> 17:58.151
‫مورگن، با دقت به حرفم گوش کن، باشه؟

17:58.176 --> 18:00.261
‫این آدم‌ها اصلاً شوخی ندارن

18:00.810 --> 18:03.514
‫توی اون کوله‌ای که رومن بهم داد
باید برم بردارمش، هر چی که هست

18:03.539 --> 18:05.571
‫اونا می‌خوانش، اونم خیلی جدی

18:07.121 --> 18:08.379
‫می‌دونن که کیف پیشِ منه؟

18:08.404 --> 18:10.839
‫نمی‌دونم، اگر هم بدونن
مطمئن باش من چیزی بهشون نگفتم

18:12.905 --> 18:15.202
‫خیلی‌خب، این یارو
فکر می‌کنی بتونی شناساییش کنی

18:15.249 --> 18:17.362
‫و مشخصاتش رو به یه چهره‌نگار بگی؟

18:18.621 --> 18:21.164
‫قبلاً هم درباره این موضوع
حرف زده بودیم من پیشِ پلیس نمیام

18:21.189 --> 18:23.023
‫آرتور، همین الان بهت حمله شده!

18:23.048 --> 18:25.326
‫از کجا معلوم
کِی بفهمن وسایلِ رومن دست منه؟

18:25.928 --> 18:27.930
‫فقط بگو کجایی ما میایم پیشت

18:33.267 --> 18:34.435
‫خواهش می‌کنم

18:36.895 --> 18:38.107
‫آقا و خانم فاستر

18:38.132 --> 18:39.543
‫اون دیگه چه مسخره‌بازی‌ای بود؟

18:39.568 --> 18:41.451
‫من و گرگ کنفرانس خبری کاپیتان‌تون رو دیدیم

18:41.476 --> 18:43.929
‫پس می‌دونین که هر کاری از دستمون برمیاد
می‌کنیم تا تابلوی سرقتی‌تون رو پیدا کنیم

18:43.954 --> 18:45.889
‫جدی؟ چون داشتیم کم‌کم فکر می‌کردیم که

18:45.914 --> 18:47.865
‫نکنه فقط دنبال این هستین که
ریخت‌تون رو توی اخبار نشون بدین

18:47.890 --> 18:51.005
‫اگه جلوی دوربین رفتنِ من بتونه
...به دستگیری یه قاتل و یه دزد کمک کنه

18:51.030 --> 18:54.667
‫قضیه نامه باج‌گیری به کجا رسید؟
‫‫یه مظنون رو بازداشت کردیم،

18:54.692 --> 18:57.105
‫و بهتون اطمینان می‌دم که داریم
دنبالِ جواب اون سوال‌ها می‌گردیم

18:57.130 --> 18:59.031
‫ فعلاً که به نظر نمیاد
دستاورد خاصی داشته باشین

18:59.056 --> 19:02.347
‫آقا و خانم فاستر، ما می‌دونیم که
تابلوی دختر جوان چقدر براتون ارزشمنده

19:02.372 --> 19:04.273
‫حالا بهتون اطمینان می‌دم که کاپیتان واگنر،

19:04.298 --> 19:06.110
‫و همین‌طور کلِ تیم توی دایره جنایی،

19:06.135 --> 19:07.718
‫دارن تمام تلاششون رو می‌کنن
تا تابلو رو برگردونن

19:07.743 --> 19:09.245
‫حالا هم لطفاً بذارین کارمون رو بکنیم

19:09.270 --> 19:11.372
‫خودتون رو خسته نکنین وقتشه که
یه کارآگاه خصوصیِ استخدام کنیم

19:11.397 --> 19:13.700
‫فکر می‌کنم
به اندازه کافی ما رو منتظر گذاشتین

19:19.514 --> 19:22.400
‫شما حرف منو
نمی‌فهمین آدم اشتباهی رو گرفتین

19:22.425 --> 19:23.961
‫نه، ما دلمون می‌خواد
حرفت رو باور کنیم، امیلیو

19:23.986 --> 19:27.022
‫ولی تو سعی کردی با یه ماشین
!دزدی از دستمون فرار کنی اونم دو بار

19:27.047 --> 19:29.648
‫تازه اون چیزهایی که
توی آپارتمانت پیدا کردیم هم هست

19:29.933 --> 19:31.635
‫ابزاری که دقیقاً با ابزارِ سرقت مو‌ نمی‌زنه

19:31.660 --> 19:33.801
‫اونا مال من نیستن اصلاً تا حالا ندیدمشون

19:33.826 --> 19:35.057
‫‫پس چرا فرار کردی؟

19:35.082 --> 19:36.082
...ببین

19:36.385 --> 19:39.954
‫ من فکر می‌کنم تو با سایرس وارد رابطه
شدی تا بتونی به موزه‌اش نفوذ کنی

19:40.301 --> 19:43.920
‫و بعدش هم اون بساط
مأموریت غیرممکن رو راه انداختی

19:43.945 --> 19:46.466
‫یه سرقت، یه قتل، و یه باج‌گیری

19:46.939 --> 19:48.583
‫واسه کلِ این ماجرا نقشه کشیده بودی

19:49.144 --> 19:52.881
‫رابطه‌ی من با سایرس بی‌عیب‌ونقص نبود
ولی من هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌زدم

19:52.906 --> 19:54.748
‫حتی واسه 20 میلیون دلار؟

19:55.056 --> 19:56.960
‫نقاشی رو کجا قایم کردی؟

19:56.985 --> 19:58.428
‫من چیزی رو قایم نمی‌کنم

19:58.453 --> 20:00.354
‫ولی تو برای گرفتن باج سر و کله‌ت پیدا شد
چی شد؟

20:00.379 --> 20:02.499
‫ترسیدی نکنه
نتونی براش مشتری پیدا کنی؟

20:02.524 --> 20:05.010
‫چون فکر می‌کنم
تو از طریق سایرس آمار ریس رو درآوردی

20:05.035 --> 20:08.047
‫بعد سایرس فهمید داری چکار می‌کنی
و تو نمی‌تونستی اجازه بدی این اتفاق بیفته

20:08.072 --> 20:11.142
‫یا شایدم لو رفتی و فهمید
این اولین تابلویی نیست که دزدیدی

20:13.928 --> 20:15.145
‫نمی‌فهمم چی می‌گید

20:15.170 --> 20:16.864
‫اوه، فکر کنم خیلی خوب می‌فهمی، امیلیو

20:16.889 --> 20:20.038
‫یا شاید ترجیح می‌دی
با اسم ژان باپتیست صدات کنم؟

20:20.943 --> 20:24.348
من فقط درباره تابلوی دزدی
به‌خاطر این شنیدم که سایروس بهم گفت

20:25.978 --> 20:28.117
‫من دیگه به هیچ سوالی جواب نمی‌دم

20:29.685 --> 20:31.657
‫خیلی‌خب، دیگه کلمه‌ای حرف نزن

20:32.554 --> 20:34.648
‫ولی طبق این حکم دادگاه، باید اجازه بدی

20:34.686 --> 20:38.064
‫دنبال هرگونه علامت یا
زخمِ مشخصی روی شونه چپت بگردیم

20:38.453 --> 20:41.107
‫این یکی رو موقع بریدن
آووکادو بریدم، مثل یه احمق به فنا دادم

20:41.764 --> 20:43.252
‫خب، خوشحالم که زنده موندی

20:47.566 --> 20:48.638
‫تو چی؟

20:49.071 --> 20:50.627
‫جای زخم؟
‫‫اوهوم

20:50.881 --> 20:54.385
‫من فقط یکی دارم مطمئنم که تو هم دیدیش

20:55.210 --> 20:57.358
‫من... فکر نمی‌کنم دیده باشم

20:57.708 --> 21:00.944
‫اوه، با اون قدرت مشاهده‌ای که
تو داری، یه کم باورش سخته

21:03.284 --> 21:05.991
‫تابستون 2010، فستیوالِ هنر فلورانس

21:07.103 --> 21:09.082
اوضاع خیلی بد پیش رفت

21:09.690 --> 21:11.747
‫راستش اسلحه رو
ندیدم، اما صدای شلیک رو شنیدم

21:11.772 --> 21:13.574
‫شانس آوردم
که تیر به شریان اصلیم نخورد

21:22.631 --> 21:23.810
‫اوه

21:25.120 --> 21:27.390
‫یه کلکسیون کامل ازشون داره، نه؟

21:27.415 --> 21:28.783
‫همین‌طوره

21:32.815 --> 21:37.318
‫من دو سال توی ارتش کلمبیا خدمت کردم
گردان بیست‌وهفتم جنگل در پوتومایو

21:37.343 --> 21:39.011
‫صبرکن، کناره‌ی دستش رو نگاه کن

21:40.375 --> 21:42.376
‫آره، قرمزه چرا؟
فکر می‌کنی جایی کوبیده شده؟

21:42.401 --> 21:45.690
‫نه، فکر کنم
جوهره، امیلیو گفت که مدرس زبانـه

21:45.715 --> 21:47.712
‫احتمالاً با خودکار قرمز ورقه تصحیح می‌کرده،

21:47.737 --> 21:49.861
‫اما من هیچ ورقه‌ای توی آپارتمان ندیدم

21:49.886 --> 21:53.423
‫گفتی شغلت چیه؟
مدرس زبان هستم

21:54.724 --> 21:56.647
‫شاید توی دفتر کار این کارو می‌کرده،

21:56.672 --> 21:58.573
‫و شاید اون دفتر کار برای یه منظورِ دیگه‌ای

21:58.598 --> 22:00.241
‫به جز تصحیح ورقه استفاده می‌شه

22:00.555 --> 22:02.172
‫بچه‌ها، بزنید بریم!

22:06.627 --> 22:07.724
‫اون رفت

22:09.182 --> 22:14.152
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:17.127 --> 22:20.645
‫خب، پس امیلیو ممکنه
دلیل دیگه‌ای برای اینجا بودن داشته باشه

22:20.670 --> 22:22.973
‫مثلاً قایم کردنِ نقاشی؟
‫‫یا آلت قتل

22:23.396 --> 22:25.302
‫چقدر جعبه اینجاست!
‫‫من این اتاق رو می‌گردم

22:25.622 --> 22:26.856
‫خیلی‌خب، شروع کنیم

22:32.983 --> 22:36.186
‫تدریس زبان می‌تونسته بهونه خوبی باشه
تا امیلیو مدام از این کشور به اون کشور بره

22:36.211 --> 22:38.927
‫پوششِ خیلی مناسبیه
واسه یه دزد بین‌المللیِ آثار هنری

22:38.952 --> 22:41.527
‫اوکی، اینجا هیچی نیست، جز
یه سری پرونده‌های دانش‌آموزی

22:41.552 --> 22:44.040
‫اینجا هم همین‌طور
‫‫خب، اینجا چی داریم؟

22:44.826 --> 22:46.828
‫اوه!
‫‫اوه، ایول

22:47.055 --> 22:48.804
‫زنگ می‌زنم بیان درِ گاوصندوق رو باز کنن

22:55.259 --> 22:56.259
...آم

22:56.790 --> 22:58.196
‫ بچه‌ها
‫بله؟

23:04.840 --> 23:06.708
‫انگار بالاخره ژان باپتیست رو پیدا کردیم

23:18.921 --> 23:23.660
‫ظهربخیر، من کاپیتان نیک واگنر، از بخش
جرایمِ ویژه پلیس لس‌آنجلس هستم

23:24.172 --> 23:27.299
‫امروز صبح
کارآگاه‌های ما شخصی رو دستگیر کردن

23:27.324 --> 23:31.848
‫که معتقدیم مسئول قتلِ سایرس کرو هست

23:32.523 --> 23:34.811
‫با اینکه تحقیقات ما هنوز تموم نشده،

23:34.836 --> 23:38.941
‫اما به زودی تابلوی سرقتیِ رامبراند رو
به صاحبان اصلیش برمی‌گردونیم

23:39.808 --> 23:40.997
‫سوالی هست؟

23:42.144 --> 23:44.850
‫به خانواده فاستر اطلاع دادید؟
‫‫بله، براشون پیغام گذاشتیم

23:45.213 --> 23:47.925
‫خوشحال می‌شن، به نظر نمیاد
آسیب جدی بهش وارد شده باشه

23:47.950 --> 23:49.078
‫هوم

23:49.804 --> 23:50.909
‫ببین کی اینجاست!

23:52.187 --> 23:53.395
‫کارآگاه‌

23:53.420 --> 23:55.799
‫آری، میریام، اینجا چیکار می‌کنین؟

23:55.824 --> 23:57.333
‫اومدیم نقاشی رو ببینیم

23:57.582 --> 23:59.240
مورگن دعوتمون کرد

24:03.308 --> 24:08.394
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

24:22.991 --> 24:24.194
‫تو آرتوری؟

24:25.821 --> 24:27.622
‫تو هم پلیسی که سعی داره با بقیه بر بزنه؟

24:28.046 --> 24:29.627
‫من دوست مورگن‌م

24:30.659 --> 24:33.595
‫بذار فقط چیزی که باید بگم رو بگم
تا قال قضیه کنده بشه

24:33.620 --> 24:34.869
‫می‌شنوم

24:35.998 --> 24:38.182
‫یه یارویی پشت کامیونم قایم شده بود

24:38.984 --> 24:40.485
‫وقتی چیزی که می‌خواست رو بهش ندادم،

24:40.510 --> 24:42.954
‫دست برد سمت چاقو، بعدش با هم درگیر شدیم

24:42.979 --> 24:44.581
‫تونستی ریختش رو ببینی؟

24:44.606 --> 24:46.141
‫فقط در حد چند لحظه دیدمش

24:46.166 --> 24:49.151
‫بعدش هم افتادیم وسط خیابون
همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد

24:49.176 --> 24:50.767
‫هر اطلاعاتی بدی کمک می‌کنه

24:52.114 --> 24:53.248
‫خیلی‌خب

24:53.815 --> 24:57.627
‫یه مرد سفیدپوست، حدوداً پنجاه ساله
لاغراندام، با موهای جوگندمی

24:57.652 --> 25:00.248
‫یه... ریشِ بزیِ گنده هم داشت

25:00.584 --> 25:03.692
‫یه تتو هم داشت، شبیه یه جور پرنده بود

25:03.717 --> 25:05.610
‫که از زیرِ یقه پیرهنش، دقیقاً اینجا، معلوم بود

25:06.466 --> 25:07.602
‫داری چیکار می‌کنی؟

25:07.627 --> 25:10.182
‫توی کوله‌پشتیِ رومن
عکسِ چند نفر رو پیدا کردیم

25:10.207 --> 25:12.657
‫یکی از اونا
کسی بود که نتونستیم شناسایی کنیم

25:14.736 --> 25:16.038
‫خود یاروِئه؟

25:20.842 --> 25:22.010
‫آره، خودشه

25:22.611 --> 25:24.699
‫پس ازت می‌خوام که با من بیای اداره پلیس،

25:24.724 --> 25:26.261
‫تا یه اظهارات رسمی ثبت کنی

25:26.805 --> 25:30.182
‫متأسفم، فعلاً باید به همین
اظهارات غیررسمیِ من بسنده کنی

25:30.207 --> 25:31.501
...جونت

25:32.695 --> 25:34.236
جونت ممکنه در خطر باشه

25:34.261 --> 25:35.929
‫خب می‌خوای چیکار کنم، ها؟

25:35.954 --> 25:38.229
‫می‌خوای تا وقتی که بگیرینش
توی سالنِ انتظارِ شما بشینم؟

25:38.254 --> 25:40.038
‫ببین، فقط طرف رو پیدا کنین، باشه؟

25:40.063 --> 25:42.176
‫چند تا از آدمات رو بذار
مراقب مورگن و خانواده‌ش باشن

25:42.201 --> 25:44.006
چون خیالت تخت، از پسِ خودم برمیام

25:45.288 --> 25:47.544
‫کارمون تموم شد؟ خیلی‌خب

25:47.569 --> 25:50.272
‫شماره‌م رو بهت می‌دم، باید پیشت نگهش داری

25:50.297 --> 25:52.987
‫امیدوارم دیگه هیچ‌وقت این یارو رو
...نبینی، ولی به محضِ اینکه دیدیش

25:53.990 --> 25:54.990
بهم زنگ بزن

25:58.533 --> 25:59.568
‫باشه

26:06.922 --> 26:08.592
‫تو دعوتشون کردی؟
‫‫بله، من کردم

26:09.238 --> 26:12.009
‫فکر می‌کنی خانواده فاستر به این زودی
اون نقاشی رو به کسی قرض بدن؟

26:12.034 --> 26:14.671
‫این آخرین باریه که
میریام وایزمن شانس دیدنش رو داره

26:14.696 --> 26:16.264
‫بگذریم از اینکه از نظر فنی،

26:16.289 --> 26:18.651
‫این نقاشی مال خودشه
پس هیچ‌کدوم از این‌ها منصفانه نیست

26:18.676 --> 26:20.877
‫خب، وظیفه ما اجرای قانونه،
حتی وقتی که منصفانه نباشه

26:20.902 --> 26:22.972
‫اوه، بله، ممنون که یادآوری کردی

26:22.997 --> 26:26.216
‫ببخشید که انقدر زود می‌رم
ولی فردا باید پالرمو باشم

26:26.241 --> 26:29.452
‫یه اثر هنری سرقتیِ دیگه هست
که به خدمات من نیاز داره

26:29.477 --> 26:30.511
‫اوه

26:31.379 --> 26:33.876
‫این دفعه هم یه دختر جوان پرشور و حاله؟

26:34.653 --> 26:36.008
‫یه نقاشی از یه منظره‌ست

26:37.521 --> 26:40.363
‫خب ریس، به نظر می‌رسه
کارت اینجا تموم شده، ممنون

26:40.388 --> 26:41.756
‫باعث افتخارم بود
‫‫‌هوم

26:42.067 --> 26:43.247
...و محضِ اطلاع بگم

26:44.196 --> 26:47.433
‫منم واقعاً دلم می‌خواست دختر جوان
به دست خود میریام وایزمن برسه

26:57.452 --> 26:58.754
‫حالت خوبه؟

26:59.413 --> 27:00.499
‫آره

27:02.244 --> 27:03.546
‫این اون نیست

27:05.675 --> 27:06.810
اون نیست

27:09.702 --> 27:10.902
‫منظورتون چیه؟

27:11.353 --> 27:13.026
‫این چشم‌های منو نداره

27:15.971 --> 27:20.153
‫پدرم همیشه عاشق این بود که
چشم‌های ما مثل هم بود

27:27.331 --> 27:28.566
‫فکر کنم حق با اونه

27:28.591 --> 27:31.527
‫کارادک، به سفیدیِ چشماش نگاه کن خیلی براقه

27:32.674 --> 27:35.743
‫در سال 1645، نقاش‌ها از ترکیب گچ
یا سفیدسُرب استفاده می‌کردن

27:35.768 --> 27:38.155
‫که یه جور نرمی کرِم‌مانند به کار می‌داد

27:38.180 --> 27:41.617
‫این رنگ خیلی درخشان و چشم‌زنـه
بیشتر شبیه سفیدتیتانیومِ امروزیـه

27:41.642 --> 27:43.761
‫که تا سه قرن
بعد از اون زمان اصلاً وجود نداشت

27:43.786 --> 27:47.164
‫در سال 1645، هیچ‌کس نمی‌تونسته با این
سطح از درخشندگی و شفافیت نقاشی کنه

27:47.189 --> 27:48.688
‫اصلاً مواد اولیه‌ش وجود نداشت

27:52.995 --> 27:55.893
‫ببخشید که انقدر زود می‌رم
ولی فردا باید پالرمو باشم

28:01.770 --> 28:03.313
‫منظورت چیه که اون دختر نیست؟

28:03.338 --> 28:04.956
‫مورگن می‌گه اونی که پیدا کردیم تقلبیه

28:04.981 --> 28:06.925
‫مگه موزه اصالتش رو تایید نکرده بود؟

28:06.950 --> 28:08.653
‫نه برای یه موزه کوچیک مثل هاربو،

28:08.678 --> 28:10.720
‫اونم وقتی تابلو از طرف کلکسیونرهای
معتبری مثل فاسترها میاد

28:10.745 --> 28:13.042
‫یعنی باید باور کنیم
که اون فقط با یه نگاه فهمیده؟

28:13.067 --> 28:15.850
‫خب، یه کارشناسِ تشخیص اصالت
تو راهه، ولی من حرف مورگن رو باور دارم

28:16.518 --> 28:17.653
‫خودش کجاست؟

28:20.086 --> 28:21.748
‫تو می‌تونی نفر بعدی رو ببری، باشه؟

28:22.357 --> 28:23.391
‫ممنون، جینا

28:24.648 --> 28:27.455
‫خب، من معمولاً اهلِ خداحافظی‌های
...طولانی نیستم، ولی در این مورد

28:28.065 --> 28:30.340
‫تابلوی اصلی پیشِ توئه؟
‫‫ببخشید، چی؟

28:30.365 --> 28:31.613
‫نقاشی پیش توئه؟

28:32.199 --> 28:33.310
‫‫شوخی می‌کنی؟

28:33.335 --> 28:36.151
‫از وقتی اومدی اینجا حتی یه بار هم
درِ اون کیف رو باز نکردی، ‫توش چیه؟

28:36.523 --> 28:38.696
‫پس واسه همین بود که
درباره جای زخمم پرسیدی

28:39.187 --> 28:42.185
‫چون فکر می‌کنی من ژان باپتیست‌م
بعد مثلاً چیکار کردم؟

28:42.210 --> 28:44.512
‫وقتی حواس هیچ‌کس نبود رامبراند رو دزدیدم،

28:44.537 --> 28:47.762
‫تاش کردم و توی کیفم قایمش کردم؟

28:50.696 --> 28:52.597
‫یه راه به ذهنم می‌رسه
که قضیه رو روشن کنیم

28:52.622 --> 28:54.889
‫اون تو فقط یه سری پرونده‌های
محرمانه مشتری‌هاست، مورگن

28:54.914 --> 28:56.609
‫بهت اطمینان می‌دم چیز دیگه‌ای نیست

28:56.634 --> 28:59.968
‫خیلی‌خب، بازیابی آثار هنری
کوهی از کاغذبازی‌های کلافه‌کننده داره

28:59.993 --> 29:01.304
‫حتماً همین‌طوره

29:06.023 --> 29:07.563
‫باشه، هر چی تو بخوای

29:20.606 --> 29:21.646
...ببخشید، من

29:22.098 --> 29:24.324
‫واقعاً فکر کردم
اونی که توی دفتر امیلیو پیدا کردیم

29:24.349 --> 29:26.995
...‫تقلبی بود و تو
‫‫اصلش رو دزدیدم آره، متوجه منظورت شدم

29:31.893 --> 29:33.995
‫پس تمام این مدت
داشتی با من بازی می‌کردی؟

29:37.588 --> 29:39.266
‫همه‌ی این‌ها واقعی بود؟

29:41.403 --> 29:42.437
‫نه

29:44.162 --> 29:45.438
‫واقعی نیست

29:52.280 --> 29:53.500
‫مورگن، این چیه؟

29:53.525 --> 29:57.051
‫از دنی خواستیم بیمه‌نامه فاسترها رو
توی ده سال گذشته بیرون بکشه

29:57.076 --> 29:59.472
‫حالا نگاه کن ببین سال 2019
داشتن چی رو بیمه می‌کردن

30:00.429 --> 30:01.898
‫چقدر آثار هنری زیاده!
‫‫اوهوم

30:01.923 --> 30:03.825
‫حالا به لیست بیمه‌شون
همین چند سال بعد نگاه کن

30:05.406 --> 30:07.305
...‫فقط 12 قلم جنس
‫‫و امسال؟

30:08.025 --> 30:09.406
‫کلاً یک مورد
‫‫دقیقاً

30:09.431 --> 30:12.909
‫حالا چقدر احتمال داره که از بین
اون همه اثر هنریِ بی‌قیمتی که دارن

30:12.934 --> 30:16.871
‫درست همون تکه اثری دزدیده بشه که
برحسب اتفاق، تنها مورد بیمه‌شده بوده؟

30:16.896 --> 30:19.537
‫فکر می‌کنم تمام هنرهایی که
توی خونه‌شون دیدم، تقلبی بودن

30:22.618 --> 30:24.187
‫درست مثل همون نقاشی‌ای که پیدا کردیم

30:24.212 --> 30:27.525
‫من آمار فروشِ هشت مورد
از آثارِ لیست‌شده در الحاقیه بیمه

30:27.550 --> 30:29.819
‫سال 2019 فاسترها رو توی بازار سیاه درآوردم

30:29.844 --> 30:32.663
‫بعدش بیشتر تحقیق کردیم
اونا به آدم‌های خطرناکی بدهکارن

30:32.688 --> 30:34.790
‫پس داری می‌گی
فاسترها خودشون نقشه کشیدن

30:34.815 --> 30:36.709
‫که نقاشی خودشون
دزدیده بشه تا پول بیمه رو بگیرن؟

30:36.734 --> 30:38.435
‫اونا انقدر عاشق اون نقاشی بودن که

30:38.460 --> 30:41.597
‫حتی وقتی ورشکست هم شدن
حاضر نبودن از دستش بدن

30:41.622 --> 30:43.940
‫بسیار خب، تهِ این قضیه به کجا می‌رسه؟

30:43.965 --> 30:47.812
‫یکیشون یه فکری به سرش زده
حالا نمی‌دونم گرگ بوده یا لیندا

30:47.837 --> 30:51.860
‫بیا نقشه بکشیم نقاشی‌مون دزدیده بشه و
بدون اینکه کسی بفهمه دوباره بهمون برگرده

30:51.885 --> 30:55.317
‫این‌طوری هم می‌تونستن پول بیمه رو
به جیب بزنن و هم خودِ نقاشی رو نگه دارن

30:57.074 --> 30:59.564
‫ولی وقتی مجبور نیستی
چرا باید اصلِ جنس رو بدی دست بقیه؟

30:59.589 --> 31:02.926
‫شاید ندادن. شاید فاسترها
یه نسخه تقلبیِ برای موزه ساخته بودن

31:02.951 --> 31:04.951
‫درسته، احتمالاً توسط همون متخصصی

31:04.976 --> 31:06.930
‫که بقیه تابلوهای روی دیوارشون رو جعل کرده

31:06.955 --> 31:08.806
‫فکر نمی‌کنم دلشون می‌خواست نقاشیِ محبوبشون

31:08.831 --> 31:10.710
‫با تیغ از توی قاب بریده بشه، مگه نه؟

31:10.735 --> 31:13.303
‫پس موزه هیچ‌وقت اصلِ نقاشی رو
نداشته، همه‌ش صحنه‌سازی بوده؟

31:13.328 --> 31:15.447
‫دقیقاً، ولی هیچ‌کس
محضِ رضای خدا از موزه سرقت نمی‌کنه

31:15.472 --> 31:16.875
‫بچه‌ها اون ساعت رو یادتونه؟

31:16.900 --> 31:20.944
‫من فکر می‌کنم گرگ و لیندا اون ساعت رو
به عنوان بیعانه به سایرس داده بودن

31:20.969 --> 31:23.321
‫و تا وقتی سایرس بفهمه که ساعت تقلبیه،

31:23.346 --> 31:26.082
‫دیگه نقاشی رو
دزدیده بود، اونم طوری که انگار

31:26.107 --> 31:28.245
‫کارِ ژان باپتیست بوده تا ما بهش شک نکنیم

31:28.744 --> 31:31.533
‫چیزی که نمی‌دونست
این بود که خودِ نقاشی هم تقلبی بوده

31:31.558 --> 31:35.694
‫اونم تصمیم گرفت
با درخواست باج، به فاسترها نارو بزنه

31:35.719 --> 31:37.857
‫اما وقتی فاسترها بو بردن،

31:37.882 --> 31:40.061
قبل از اینکه سایرس بفهمه ‫نقاشی تقلبیه

31:40.086 --> 31:41.500
رفتن سراغش و خِفتش کردن

31:41.524 --> 31:44.555
‫و تا اون موقع
اون نقاشی رو داده بود به امیلیو

31:44.580 --> 31:47.505
‫اونم به خیال اینکه
اصله، توی دفترش قایمش کرده بود

31:47.530 --> 31:50.075
‫فاسترها
نمی‌تونستن ریسک کنن که حقیقت لو بره

31:50.100 --> 31:52.892
‫باید دهنش رو می‌بستن
واسه همین سایرس رو کشتن

31:54.089 --> 31:55.635
‫بازم می‌گم، مطمئن نیستم کدومشون

31:56.126 --> 31:57.548
‫شاید هم جفتشون با هم بودن

31:57.573 --> 31:59.775
‫ساعت تقلبی؟ شوخی می‌کنی؟ بی‌خیال بابا!

32:00.475 --> 32:02.386
‫بازم می‌گم، مطمئن نیستم کدوم

32:02.702 --> 32:05.639
‫خیلی‌خب، باید
فاسترها رو برای بازجویی بیاریم اینجا

32:09.392 --> 32:10.587
‫اونا یه قایق تفریحی دارن

32:13.488 --> 32:15.900
‫فاسترها یه قایق تفریحی دارن
عکسش رو توی خونه‌شون دیدم

32:15.925 --> 32:17.459
‫اسمش "ایزی مونه" بود

32:17.962 --> 32:19.846
‫اگه برن وسط دریا
تا آلت قتل رو سر به نیست کنن

32:19.871 --> 32:21.536
‫ممکنه بتونن
با اون نقاشی و قتل قسر در برن

32:21.561 --> 32:24.161
‫فارستر، اوزدیل رو بردار برید دم خونه‌شون

32:24.186 --> 32:26.689
‫کارادک، اهلِ قایق‌سواری هستی؟

32:36.348 --> 32:37.352
‫اینجا رو می‌شناسی؟

32:37.377 --> 32:39.259
‫آره، یکی از دوستام قایقش رو اینجا نگه می‌داره

32:39.509 --> 32:40.578
‫خودشونن

32:41.196 --> 32:42.786
‫‫دارن طناب‌ها رو باز می‌کنن، بزن بریم

32:53.662 --> 32:56.632
‫آره
...‫‫آره یعنی اصله، یا آره یعنی

32:56.657 --> 32:59.330
‫لایه‌های زیرینِ کار با رنگ‌دانه‌هایی که

32:59.355 --> 33:03.291
‫زمان کشیده شدنِ
رامبراندِ اصلی موجود بوده، همخونی نداره

33:13.710 --> 33:16.049
‫آقا و خانم فاستر، پلیس لس‌آنجلس!

33:31.000 --> 33:32.233
‫ستوان سوتو هستم

33:32.258 --> 33:34.059
‫دوباره دارن تعقیبم می‌کنن

33:35.638 --> 33:37.651
‫آرتور، کجایی؟
یه گشتی می‌فرستم سراغت

33:38.072 --> 33:41.911
‫تازه از تقاطع تمپل و گرند رد شدم
راستش دارم میام پیشِ تو

33:41.936 --> 33:44.080
‫شاید این یارو تا خود اداره دنبالم بیاد

33:52.406 --> 33:53.373
‫بله؟

33:53.398 --> 33:55.307
‫فاسترها اینجا نیستن انگار با عجله جیم شدن

33:55.332 --> 33:57.300
‫ چیزای باارزش رو هم با خودشون بردن
اوهوم

33:57.325 --> 33:59.973
‫پس دارن فرار می‌کنن، خیلی‌خب، ممنون

34:05.875 --> 34:07.076
‫پس مطمئنی که تقلبیه؟

34:07.101 --> 34:10.204
‫این بهترین کاری بود که تا حالا دیدم
اون خانمه از کجا فهمید؟

34:11.740 --> 34:13.212
‫چشم‌های خودشو نداشت

34:14.710 --> 34:16.168
‫می‌تونی پلاک ماشینش رو ببینی؟

34:16.812 --> 34:19.113
‫نه، مدام لایی می‌کشه بینِ ماشین‌ها

34:19.138 --> 34:21.059
‫یه جور ماشینِ سدانـه

34:21.084 --> 34:22.980
‫ولی یارو قشنگ می‌دونه داره چیکار می‌کنه

34:23.005 --> 34:26.233
‫گوش کن، نهایتاً
تا 15-20 دقیقه دیگه می‌رسم پیشت

34:26.258 --> 34:29.106
‫خیلی‌خب، پس تا وقتی
نرسیدی به اداره، پشت خط بمون

34:29.750 --> 34:32.308
‫ببین، چیزیم نمی‌شه، باشه؟ به‌زودی می‌بینمت

34:32.333 --> 34:33.404
‫آرتور!

34:40.777 --> 34:43.379
‫پلیس لس‌آنجلس، همین الان
این قایق رو متوقف کن همین الان

34:43.404 --> 34:44.694
‫اسلحه رو بذار زمین

34:45.910 --> 34:48.184
‫اون تفنگِ منوره‌، گرگ؟
واقعاً ممکنه باهاش به کسی صدمه بزنی

34:48.209 --> 34:49.720
‫بذارش زمین!

34:49.745 --> 34:52.654
‫دلم می‌خواست می‌تونستم، ولی
پلیس لس‌آنجلس یه سری قوانین داره

34:52.679 --> 34:55.258
‫و زمین نذاشتنِ اسلحه
در چنین موقعیتی، یکی از اون‌هاست

34:55.283 --> 34:57.753
‫گرگ، داری چیکار می‌کنی؟ لطفاً تمومش
کن، باشه؟ دیگه خیلی زیاده‌روی کردی

34:57.778 --> 34:59.346
‫دارم ردیفش می‌کنم عزیزم
‫‫هیچ هم ردیفش نمی‌کنی!

34:59.376 --> 35:00.627
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه
کسِ دیگه‌ای بمیره، گرگ

35:00.652 --> 35:02.355
‫نمی‌فهمم داری درباره چی حرف می‌زنی!

35:03.792 --> 35:06.336
‫شاید ما اشتباه کرده باشیم، ولی
مطمئنم می‌تونیم یه راهی پیدا کنیم

35:06.361 --> 35:07.734
‫فقط اون تفنگ منور رو بذار زمین

35:07.759 --> 35:11.000
‫عزیزم، خواهش می‌کنم دیگه تموم شده
باشه؟ کجا می‌خوایم بریم؟

35:11.025 --> 35:12.528
‫چطوری می‌خوایم زندگی کنیم؟

35:19.116 --> 35:20.685
‫کجاست؟
‫‫همین پشت بود

35:29.358 --> 35:30.460
‫چی؟

35:30.485 --> 35:34.196
‫صبر کن، کجا رفته؟
همین‌جا بود به خدا قسم می‌خورم

35:35.121 --> 35:36.439
‫کجا غیبش زده؟

35:44.523 --> 35:50.027
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

36:05.353 --> 36:06.601
‫اون تو چی داری؟

36:07.974 --> 36:10.175
‫اگه بگم کفش‌های
ورزشیِ یه دانش‌آموزه، باورت می‌شه؟

36:12.653 --> 36:13.858
‫از کجا فهمیدی؟

36:16.799 --> 36:18.499
‫اون چشم‌های منو نداره

36:20.235 --> 36:21.504
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

36:22.202 --> 36:23.507
‫من قاتل نیستم، مورگن

36:23.532 --> 36:24.532
فقط یه دزدی

36:24.557 --> 36:26.773
‫‫من واقعاً برای شرکت‌های بیمه
آثار هنری رو بازیابی می‌کنم

36:27.839 --> 36:30.455
هر از گاهی هم تصمیم می‌گیری
یکیشون رو برای خودت نگه داری؟

36:31.516 --> 36:33.021
‫پس تو همون ژان باپتیستی؟

36:33.046 --> 36:35.133
‫می‌دونی، حتی نمی‌دونم
کی اون اسم رو انتخاب کرده

36:35.158 --> 36:37.298
‫اون اصلاً اولین چیزی نبود که دزدیدم

36:37.324 --> 36:40.027
‫می‌تونی بعد از اینکه همکارم
بازداشتت کرد، بهش شکایت کنی

36:46.209 --> 36:47.778
‫فکر نمی‌کنم هنوز بهش زنگ زده باشی

36:48.887 --> 36:51.688
‫با خودم فکر می‌کنم شاید دلیلش اینه که
تو هم درست مثل من، دلت نمی‌خواد

36:51.713 --> 36:53.534
دختر جوان
‫دوباره به دست گرگ و لیندا برسه

36:53.559 --> 36:56.495
‫و می‌دونی که می‌تونم اونو به جایی
که واقعاً بهش تعلق داره برگردونم

36:58.506 --> 37:00.475
‫نقاشی رو دزدیدی که فقط ببخشیش بره؟

37:00.773 --> 37:02.136
‫توقع داری اینو باور کنم؟

37:03.545 --> 37:04.546
‫آره، دارم

37:05.827 --> 37:06.835
‫ دروغ می‌گی

37:06.860 --> 37:08.740
‫‫دارم سعی می‌کنم
کار درست رو انجام بدم، مورگن

37:09.700 --> 37:12.308
‫من هیچ راهی ندارم که بفهمم می‌خوای
نقاشی رو برای خودت نگه داری یا نه

37:12.748 --> 37:13.748
درسته

37:14.044 --> 37:15.827
‫ فکر کنم مجبوری بهم اعتماد کنی

37:27.569 --> 37:29.888
‫صبر کن، شما فکر می‌کنین
فاسترها قسر در میرن؟

37:29.913 --> 37:32.381
‫فاسترها برای این کار باید
یه وکیل خیلی گردن‌کلفت داشته باشن

37:32.406 --> 37:33.737
‫که فکر نکنم از پسِ هزینه‌اش بربیان

37:33.762 --> 37:35.183
‫ولی واقعاً حیف اون همه پول، نه؟

37:35.208 --> 37:38.410
‫اگه اون‌قدر پول داشتم، یه عمارت توی
مالیبو می‌خریدم یا یه تیم بسکتبال زنان

37:38.435 --> 37:41.005
‫اوه نه من یه پناهگاه
برای نجات حیوانات راه می‌انداختم

37:41.030 --> 37:43.292
‫خیلی‌خب، الان عذاب وجدان گرفتم
‫‫عمداً این حرف رو زد

37:43.317 --> 37:45.831
‫آره!
‫‫قطعاً همین‌طوره می‌رم نوشیدنیِ بیشتر بگیرم

37:45.856 --> 37:47.703
‫اون می‌تونه
!توی پناهگاه حیوانات من زندگی کنه

37:53.741 --> 37:56.232
‫هنوز خبری از آرتور نشد؟
‫‫فعلاً نه، ستوان

37:56.999 --> 37:59.268
‫دوباره زنگ می‌زنم
ولی اگه این بار هم جواب نداد

37:59.293 --> 38:01.496
‫دستور توقیف ماشینش رو صادر کن
‫‫حله

38:04.027 --> 38:05.027
هی

38:05.052 --> 38:07.371
‫شنیدم اینجا مراسم نوشیدنی دارین

38:07.776 --> 38:09.120
‫فکر کردم اینجا پیداتون کنم

38:09.145 --> 38:12.089
‫اگه قراره اخراجم کنی، می‌شه اول چند تا
نوشیدنی دیگه به حساب این پاتوق بزنم؟

38:12.114 --> 38:13.867
‫اوه، تو اخراج نیستی مورگن

38:14.578 --> 38:17.456
تو برای تیمت و
برای من مهره‌ی خیلی ارزشمندی

38:18.509 --> 38:19.777
‫قصد ندارم از دستت بدم

38:21.038 --> 38:23.174
‫این مدل عذرخواهی کردنتـه؟
‫نه

38:25.894 --> 38:28.639
‫خب، کنار نشستن تو این موقع دستگیری
چه حسی داره؟ اصلاً بهت نمی‌خوره

38:28.664 --> 38:30.107
‫اوه نه، خودم کنار ننشستم

38:30.132 --> 38:32.968
‫انداختنم بیرون
ولی ممنون که پرسیدی خیلی مزخرف بود

38:32.993 --> 38:35.685
‫خب، نگران نباش
توی پرونده‌ی بعدی حضور داری

38:39.107 --> 38:40.463
‫درباره‌ی نقاشی شنیدی؟

38:40.753 --> 38:43.656
‫آره آز فکر می‌کنه
فاسترها انداختنش توی اقیانوس

38:44.219 --> 38:46.160
‫با عقل جور درمیاد
...از اون مدل آدم‌ها به نظر میان

38:46.185 --> 38:48.419
‫که می‌گن: اگه مال من نباشه
مال هیچ‌کس هم نباید باشه

38:48.444 --> 38:49.974
‫واقعاً فکر می‌کنی همین اتفاق افتاده؟

38:51.461 --> 38:53.130
‫نمی‌دونم من فقط یه مشاورم

38:57.593 --> 38:59.228
‫ما از خدمه‌ی قایق تفریحی بازجویی کردیم

38:59.253 --> 39:01.388
‫یکیشون گفت
مردی رو با لباس غواصی دیده

39:01.413 --> 39:03.849
‫در حالی که چیزی دستش بوده
از کناره‌ی قایق سر خورده توی آب

39:04.363 --> 39:07.848
‫واسه همین داشتم فکر می‌کردم
شاید کارِ ژان باپتیست بوده

39:09.204 --> 39:11.719
‫بی‌خیال بابا، فکر نمی‌کنم
همچین آدمی اصلاً وجود داشته باشه

39:12.092 --> 39:13.139
‫نه؟

39:27.623 --> 39:28.769
‫مادربزرگ

39:41.544 --> 39:42.818
‫خودِ دخترمه

39:47.172 --> 39:48.797
‫مادلینِ من

39:57.369 --> 39:58.369
سوتو

40:24.531 --> 40:29.802
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:29.827 --> 40:35.043
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:36.288 --> 40:41.532
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
:کـانـال تلگـرام
 Saeed_Pardis_Sub
