WEBVTT

00:02.307 --> 00:07.905
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.930 --> 00:13.491
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:25.203 --> 00:27.121
‫ چند نفرین؟
‫ یه میز واسه 2 نفر لطفاً.

00:27.484 --> 00:29.814
‫ با آدم خاصی قرار داری؟
‫ آره، خیلی خاص.

00:29.839 --> 00:32.268
‫ای جان. خب، بفرما.
‫بریم سر میز بشینین.

00:34.099 --> 00:35.107
‫اوه. واو.

00:35.390 --> 00:37.076
‫بعضی آدما چقدر بی‌شعورن واقعاً.

00:37.529 --> 00:39.430
‫اشکال نداره. بهترین جای اینجاست.

00:41.460 --> 00:44.022
‫ تا اینو نگاه کنین، منم اینو تمیز کنم.

00:44.199 --> 00:45.269
‫اوه، ببخشید.

00:46.232 --> 00:48.067
‫قیافه‌م خوبه؟

00:48.352 --> 00:50.784
‫ به نظرم خیلی خوش‌تیپی.
‫ ممنون.

01:02.877 --> 01:08.795
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

01:15.441 --> 01:16.879
‫بچه‌ها، پاشین دیگه، بیاین بریم.

01:16.904 --> 01:19.170
‫الان لودو می‌رسه. صبحونه حاضره.

01:20.828 --> 01:23.104
‫می‌بینم که اون نگاه
.قضاوت‌جوی منو به ارث بردی

01:23.129 --> 01:24.569
‫فکر می‌کردم فقط ایوا از اینا داره،

01:24.594 --> 01:26.804
که ‫اتفاقاً عاشق وافل‌های تست شده‌ست،
.لازمه که بدونی

01:27.172 --> 01:28.416
‫اوه، وافل تست شده.

01:28.718 --> 01:30.239
‫یکی‌شون دوست داره.
.گاهی قاطی می‌کنم کیه

01:30.264 --> 01:31.671
‫ وای، داغه، داغه.
.بیا

01:33.455 --> 01:34.581
‫اینا چیه؟

01:34.606 --> 01:36.241
‫یه پروژه کوچیکه دارم روش کار می‌کنم،

01:36.266 --> 01:38.227
،حالا که یه خورده پول اومده دستمون

01:38.252 --> 01:40.163
تصمیم گرفتم
.یه نیروی نیمه‌وقت استخدام کنم

01:40.188 --> 01:41.920
‫ این یکی رو پیشنهاد می‌کنم.
‫ اوه، جدی؟

01:41.945 --> 01:45.281
‫لیزر تگ بازی می‌کنه. دید محیطی بالا،
‫رفلکس‌های سریع.

01:45.306 --> 01:47.148
‫خصوصیات مهمیه
.حالا که کلویی داره راه می‌افته

01:47.173 --> 01:48.901
‫احساس می‌کنم
،به‌خاطر خوشگلی‌ش انتخابش کردی

01:48.926 --> 01:50.181
‫ولی داری خوب قایمش می‌کنی.

01:50.554 --> 01:53.421
‫اوه، می‌شناسمش.
.اون سال بالایی بود منم سال اول بودم

01:53.446 --> 01:55.012
‫ جدی؟ چی در موردش می‌دونی؟
‫ هیچی.

01:55.037 --> 01:56.591
‫سال بالایی‌ها
.با سال اولی‌ها حرف نمی‌زنن

01:56.616 --> 01:58.447
‫خب، شاید یه چرخی
.تو شبکه‌های اجتماعیش بزنی

01:58.472 --> 02:00.432
‫دارم به استخدام یه نفر پاره‌وقت فکر می‌کنم.

02:00.457 --> 02:01.463
‫آها، درسته.

02:01.877 --> 02:03.714
.امروز دوباره می‌ری سر کار تمام‌وقت

02:03.739 --> 02:06.182
دقیقاً و تا وقتی سر کارم
،می‌خوام مطمئن بشم

02:06.207 --> 02:08.273
‫که تو خونه از شماها حمایت لازم بشه.

02:08.298 --> 02:11.472
لودو کمک لازم داشت، منم براش جور کردم
.حالا شما بگین چی می‌خواین

02:11.497 --> 02:14.542
‫ هنوزم دوست دارم از سردخونه دیدن کنم.
.‫ از این ایده‌ات خوشم میاد، می‌دونی

02:14.567 --> 02:16.940
‫چطوره اول نشونم بدی
می‌تونی پوشک کلویی رو عوض کنی

02:16.965 --> 02:20.051
‫بدون اینکه از بوش بیهوش بشی،
بعد بریم سراغ فرمالدهاید؟

02:20.076 --> 02:21.095
‫تو چی ایوا؟

02:21.730 --> 02:24.024
‫من دلم می‌خواد یه خبری از بابام بشنوم.

02:28.227 --> 02:29.400
‫یعنی، مهم نیست.

02:29.425 --> 02:32.105
‫می‌دونم تا حالا فرصت نشده
،درست با ستوان سوتو حرف بزنی

02:32.130 --> 02:35.049
‫ولی حالا که برگشتی سر کار،
.شاید خبری داشته باشه

02:36.704 --> 02:38.274
‫حتماً پیگیریش می‌کنم.

02:41.042 --> 02:43.545
‫اما الان باید برم سر صحنه جرم.
تو کارو دست بگیر، باشه؟

02:43.570 --> 02:45.600
‫ببین می‌تونی اینا رو
تا رسیدن لودو زنده نگهداری؟

02:45.625 --> 02:47.041
‫ دوسِت دارم. خداحافظ.
‫ دوسِت دارم.

02:47.066 --> 02:48.550
‫ پولی که می‌خوای
.به دختره بدی رو به من بده

02:48.575 --> 02:49.575
‫ اوه، حتماً.

02:49.600 --> 02:52.395
‫ فاکتورو بفرست بخش حسابداری، اوکی؟

02:52.770 --> 02:54.257
‫ خداحافظ.
‫ خداحافظ.

02:57.393 --> 02:59.121
‫منظورش از حسابداری فکر کنم اینه که...

02:59.146 --> 03:00.285
‫آره، آره، آره. فهمیدم.

03:08.840 --> 03:11.634
‫اسم قربانی نیتِن گولد، 46 ساله.

03:11.945 --> 03:13.964
‫آدرس گواهینامه‌ش نشون می‌ده
.همین محله زندگی می‌کنه

03:14.208 --> 03:17.658
میزبان کافه پشت این سطل آشغالا پیداش کرده
‫یه پلاستیک هم چسبونده شده رو سرش.

03:17.683 --> 03:19.128
‫پول و کارت‌های اعتبار‌ی هنوز سر جاشه.

03:19.153 --> 03:20.953
‫آره. موبایلشم هست.
‫انگار سرقت نبوده.

03:20.978 --> 03:22.130
‫شاید یه چیز شخصی‌تر بوده؟

03:22.718 --> 03:23.801
‫زنده می‌مونه؟

03:23.826 --> 03:27.678
‫وقتی رسیدیم ایست قلبی کرده بود.
.نبض و نفس نداشت

03:27.703 --> 03:30.330
‫ضربان قلب برگشته،
‫ولی هنوز به هوش نیومده.

03:30.355 --> 03:32.165
‫دستگاه ونتیلاتور داره جاش نفس می‌کشه.

03:32.566 --> 03:33.951
‫پس ممکنه مرگ مغزی شده باشه.

03:33.976 --> 03:35.694
‫تو بیمارستان می‌تونن دقیق‌تر بگن.

03:35.719 --> 03:38.472
‫ نمی‌دونیم قبل از اینکه برسیم
‫چقدر بدون اکسیژن مونده بود.

03:38.497 --> 03:40.269
‫احتمالاً شانس این بدبخت
‫بالاخره تموم شده.

03:40.294 --> 03:41.657
‫بالاخره؟ این یارو رو می‌شناسی؟

03:41.682 --> 03:44.603
‫نیتِن مشتری پروپاقرص‌مون بود.
.بیش از یه بار اومده بود پیشمون

03:44.628 --> 03:46.546
‫سابقه صدمات مشکوک داره.

03:46.571 --> 03:47.784
‫ مشکوک از چه نظر؟

03:48.024 --> 03:50.024
‫ بهمون گفت افتاده و پاش شکسته.

03:50.049 --> 03:52.216
‫قبل‌ترش هم گفت دستشو گاز سوزونده.

03:52.241 --> 03:53.869
‫همیشه می‌گفت دست و پا چلفتیه.

03:54.486 --> 03:56.236
‫اما فکر می‌کنی یه نفر دیگه کمکش کرده؟

03:56.472 --> 03:57.760
‫نیتِن آدم خوبی بود.

03:58.380 --> 03:59.957
‫امیدوارم کسی که این کارو کرده پیدا کنین.

04:02.175 --> 04:03.236
‫گفتی میزبان پیداش کرده؟

04:03.261 --> 04:05.887
‫آره، یه کم حالش خوب نیست، ولی
.فکر کنم بتونه چند تا سؤال جواب بده

04:11.134 --> 04:12.552
‫اون خیلی استرس داشت.

04:12.577 --> 04:14.663
‫گفت قراره با یه آدم خاصی ملاقات کنه.

04:15.653 --> 04:17.113
‫آه مرد بیچاره.

04:17.510 --> 04:18.606
‫اینجا نشسته بود؟

04:19.569 --> 04:21.687
‫من رفتم تو که وسایل تمیزکاریو بیارم،

04:21.712 --> 04:23.672
‫وقتی برگشتم بیرون فکر کردم رفته.

04:24.162 --> 04:26.956
‫اون سنجاق سینه رو پیدا کردم،
‫دویدم توی خیابون دنبالش بگردم.

04:26.981 --> 04:30.157
‫بعدش سرم شلوغ شد و
‫کلاً یادم رفت تمیزش کنم.

04:30.182 --> 04:31.365
‫خوبه که یادت رفت.

04:31.844 --> 04:33.220
‫کارادک، اینو ببین.

04:34.929 --> 04:37.089
‫تا حالا شده خودت چیزی رو
پشت این میزها بریزی؟

04:37.114 --> 04:39.078
‫امم، یادم نمیاد این کارو کرده باشم، نه.

04:39.399 --> 04:41.503
‫معلومه که نکردی.
دوست داری وقتی یه چیز تُرد می‌خوری

04:41.528 --> 04:42.477
.لباس ایمنی بپوشی

04:42.502 --> 04:43.836
‫حالا فقط برای یه ثانیه وانمود کن

04:43.861 --> 04:46.861
‫که یه آدم عادی هستی و داری
یه وعده غذای معمولی می‌خوری، خب؟

04:49.794 --> 04:53.409
‫اینجایی، تو یه روز گرم تابستونی
داری یه نوشیدنی خنک می‌خوری

04:53.434 --> 04:55.608
‫که اوه، اوه،
می‌ریزی همه‌شو ‫روی میز.

04:57.218 --> 05:01.373
‫از شکاف‌های میز می‌چکه و می‌ریزه
‫روی شلوار بی‌دفاع و تمیزت.

05:01.398 --> 05:02.947
‫نه!

05:05.502 --> 05:07.136
‫اوهوم. می‌دونم.

05:07.748 --> 05:09.850
‫ولی به این ریخت و پاش‌ها نگاه کن.
‫همه‌شون یه جور ریخته شدن.

05:09.875 --> 05:12.044
‫همه‌جا، روی زمین، روی صندلیا.

05:12.499 --> 05:13.896
‫حتی کسی هم روشون ننشسته.

05:15.495 --> 05:16.737
‫این ریخت و پاش‌ها ساختگیه.

05:16.977 --> 05:18.496
‫یکی می‌دونسته نیتِن قراره اینجا باشه

05:18.521 --> 05:20.440
‫و می‌خواسته مطمئن شه
‫کنار کوچه پشتی می‌شینه.

05:20.962 --> 05:23.691
‫فکر می‌کنی چه ساعتی اونو سر این میز نشوندی؟
‫و کِی تو کوچه پیداش کردی؟

05:23.716 --> 05:26.166
‫حدس می‌زنم حدود یه ربع به هشت رسید.

05:26.396 --> 05:27.883
‫باشه، پس چطور جسد رو پیدا کردی؟

05:28.167 --> 05:30.059
‫ صدای اردک شنیدم.
‫ اردک؟

05:30.084 --> 05:32.506
‫صدای کواک اردک از یه جایی تو کوچه.

05:32.985 --> 05:34.665
‫رفتم که نگاه کنم و...

05:36.840 --> 05:37.995
‫اونجا پیداش کردم.

05:38.569 --> 05:39.963
‫فکر کنم برای الان کافی باشه.

05:39.988 --> 05:41.990
‫اگه سؤال دیگه‌ای بود،
.حتماً بهت اطلاع می‌دیم

05:42.344 --> 05:43.370
‫باشه.

05:48.530 --> 05:49.486
‫چیه؟

05:49.719 --> 05:51.906
‫فکر کردم می‌خوای
یه تحلیل جامع شروع کنی

05:51.931 --> 05:54.410
‫درباره الگوهای مهاجرت
‫اردک‌ها توی منطقه لس آنجلس.

05:54.435 --> 05:56.035
‫ این فکر رو کردی؟ هوم.
‫ آره.

05:56.060 --> 05:59.237
‫خب، می‌تونستم، ولی کاملاً بی‌فایده بود
‫چون تو اون کوچه هیچ اردکی نبوده.

05:59.829 --> 06:02.160
‫نشونه‌ای از اردک دیدی؟ فضله‌ای نبود.

06:02.185 --> 06:03.566
‫کار اردک همینه دیگه. فضولات.

06:03.591 --> 06:05.754
‫نمی‌دونم اون چی شنیده،
‫ولی بعید می‌دونم اردک بوده باشه.

06:05.779 --> 06:07.546
‫خیلی‌خب، اردک‌ها رو بذاریم کنار.

06:08.062 --> 06:09.862
‫آپارتمان مقتول
فقط ‫چند کوچه اون طرف‌تره.

06:09.887 --> 06:12.298
‫اگه امدادگرا مطمئن بودن یه نفر
‫مدام داشته بهش آسیب می‌زده،

06:12.323 --> 06:13.346
‫بریم ببینیم کیه.

06:20.192 --> 06:24.196
‫خب، کتابای آمار بازیکن‌ها،
‫نصف دوجین جدول برنامۀ تیم‌ها.

06:24.447 --> 06:26.226
‫نیتِن گولد واقعاً عاشق ورزش بوده.

06:26.251 --> 06:27.197
‫ جدی؟

06:27.414 --> 06:29.343
تیم مورد علاقه‌ش چی بوده؟‫
.تو بهم بگو

06:29.554 --> 06:32.301
‫من؟ من که نتونستم بفهمم
‫ورزش مورد علاقه‌ش چیه.

06:32.326 --> 06:33.442
‫همه جای اینجارو گشتم.

06:33.467 --> 06:37.277
‫نه کلاه بیسبالی هست،
نه لباسی، ‫نه یه پرچمی به دیوار.

06:37.302 --> 06:38.434
‫ولی اینجا عجیبه‌ها.

06:38.459 --> 06:41.310
‫اگه کسی انقدر درگیر آمار و ارقام باشه،
‫و واقعاً اهل ورزش باشه،

06:41.335 --> 06:42.872
‫می‌دونی اینجا باید چه شکلی می‌بود؟

06:48.687 --> 06:50.973
‫شبیه داخل مغازه کادویی استادیوم.

06:51.625 --> 06:53.888
‫اما یه چیز دیگه هم دیدم،
‫این دسته‌ی چشمگیر و قطور

06:53.913 --> 06:57.152
‫از قبض‌های عقب‌افتاده،
‫ورزشی که حسابی توش حرفه‌ای‌ام.

06:57.563 --> 06:59.124
‫انگار نیتِن فقط دو هفته وقت داشته

06:59.149 --> 07:00.257
‫تا همه چیزش قطع بشه.

07:00.282 --> 07:02.652
‫پس به نظرت نیتِن عاشق ورزش نبوده،
‫فکر می‌کنی عاشق قمار بوده.

07:03.074 --> 07:05.769
‫فکر نمی‌کنم قمار هم دوسِش داشته،
‫که همین می‌تونه توضیح بده

07:05.794 --> 07:09.131
‫اون همه آسیب‌های مرموز که
‫امدادگرا در موردش می‌گفتن.

07:09.156 --> 07:11.483
‫نیتِن بدهی‌هاش عقب افتاده بوده،

07:11.894 --> 07:13.734
‫به اون مدل آدمایی که وقتی پرداخت دیر میشه،

07:13.759 --> 07:15.172
‫کارشون بدتر از قطع کردن آبـه.

07:17.028 --> 07:18.007
‫هوم.

07:20.294 --> 07:21.372
‫فکر می‌کنی چیه؟

07:22.586 --> 07:27.264
‫نمی‌دونم. می‌تونه حساب بانکی باشه،
‫یا رمز عبور، یا شماره تلفن بین‌المللی.

07:27.289 --> 07:28.214
‫هوم.

07:32.206 --> 07:34.334
‫خب، اون آدمای ترسناکی که الان گفتی،

07:34.359 --> 07:36.724
‫اون طلبکارها، ‫آدرس خونه رو بلدن؟

07:36.749 --> 07:37.604
‫هیس.

07:44.284 --> 07:46.195
‫ما آدماى خوبى هستیم.
‫می‌تونستى فقط در بزنى.

07:47.574 --> 07:48.612
‫آخ!

07:49.474 --> 07:52.060
‫به ستوان زنگ بزن.
.بگو نیروی کمکی بفرسته

07:57.311 --> 07:58.375
‫تکون بخور.

07:58.841 --> 07:59.856
‫واو، واو، واو.

07:59.881 --> 08:01.508
‫ خوبی؟ حالت خوبه؟
‫ آره.

08:21.730 --> 08:23.249
‫شما با ستوان سوتو تماس گرفتید.

08:23.274 --> 08:26.027
‫لطفاً پیغام بذارید و در اسرع وقت
.باهاتون تماس می‌گیرم

08:29.771 --> 08:31.356
‫هی! پلیس!

08:44.946 --> 08:45.953
‫اوه.

08:47.404 --> 08:50.092
‫رو شکمت بخواب. رو شکمت.

08:50.117 --> 08:51.342
‫دستاتو بذار پشت سرت.

09:04.721 --> 09:05.722
‫اوهوم.

09:06.304 --> 09:07.763
‫"مارکو دلئون".

09:08.842 --> 09:11.362
‫رفیقت خیلی زود قال‌ت گذاشت،
‫مارکو. ناراحت شدی؟

09:11.387 --> 09:14.223
‫ اون رفیق من نیست.
‫  نه، بعد از یه همچین کاری که باهات کرد.

09:14.248 --> 09:16.510
‫فکر کنم منظور مارکو اینه که
‫اونا فقط همکار کاری بودن،

09:16.535 --> 09:17.995
‫درسته مارکو؟ اوه.

09:18.689 --> 09:20.566
‫ببین اینجا رو. یه چیزی پیدا کردم.

09:20.862 --> 09:22.333
‫خب مارکو، فکرمون اینه.

09:22.358 --> 09:25.337
‫تو و شریکت برای کسی کار می‌کنین
‫که نیتِن گولد بهش بدهکار بوده.

09:25.362 --> 09:27.323
‫و تو یا یه نفر دیگه
‫که برای رئیست کار می‌کنه

09:27.348 --> 09:29.600
‫امروز صبح
یه کیسه پلاستیکی ‫کشیدین سر نیتِن.

09:29.625 --> 09:32.413
‫راستی، اون هنوز زنده‌س.
‫ولی احتمالاً جون سالم به در نمی‌بره.

09:32.438 --> 09:34.916
‫به هر حال، رئیست می‌دونسته نیتِن
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه بدهی‌هاشو پس بده،

09:34.941 --> 09:37.861
‫و شما رو فرستاده اینجا تا
‫هر چی می‌تونین مال با ارزش بدزدین.

09:37.886 --> 09:38.795
‫درسته؟

09:38.820 --> 09:42.183
‫چیز دیگه‌ای تو جیبش نیست؟
‫سلاحی، شیشه کوچیک تزریق؟

09:42.208 --> 09:43.130
.آه

09:43.747 --> 09:45.735
‫نه. چرا؟ به چی فکر می‌کنی؟

09:46.227 --> 09:48.916
‫فکر می‌کنم ممکنه در مورد
‫دوستمون مارکو اشتباه کرده باشیم.

09:48.941 --> 09:50.317
‫و اگه حق با من باشه،

09:50.342 --> 09:52.730
‫تو واقعاً باید ما رو ‫به رئیست معرفی کنی.

09:53.377 --> 09:58.439
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

10:29.017 --> 10:30.230
‫هی. مهمون داریم...

10:32.529 --> 10:35.240
‫هی ری، ما اینجاییم که
‫چند تا سوال در مورد نیتِن گولد بپرسیم.

10:35.265 --> 10:36.812
‫من با پلیس حرف نمی‌زنم.

10:37.200 --> 10:38.660
‫واسه من فرقی نداره. من پلیس نیستم.

10:38.685 --> 10:40.635
‫و بدم نمیاد اگه این یکی اصلاً حرف نزنه.

10:41.605 --> 10:42.645
‫اوه، خدای من.

10:42.998 --> 10:45.038
‫این "ویسپرشو آلترا" نیست؟

10:45.063 --> 10:49.069
‫اوووف. دستگاه بُر زدن کارت برقی.
‫اینا خیلی باحالن.

10:49.094 --> 10:51.680
‫ همه میزهای اینجا ‫یکی از اینا رو دارن؟

10:51.705 --> 10:54.916
‫البته که داره.
‫اوه، مرد، کاش پسرم اینجا بود.

10:55.194 --> 10:57.553
‫اون الان حسابی تو فاز کارتـه.

10:57.947 --> 11:00.518
‫همین چند روز پیش، مجبورم کرد
‫کل یه ویدئوی یوتیوب رو تماشا کنم

11:00.543 --> 11:02.948
اونم ‫در مورد جزئیات کارکرد این دستگاه.

11:03.913 --> 11:05.414
‫چقدر عجیب و بی‌ربطه، نه؟

11:06.646 --> 11:07.746
‫همه برن بیرون.

11:09.628 --> 11:10.757
‫الان!

11:16.697 --> 11:17.698
‫اوه...

11:17.723 --> 11:18.797
‫چی شد الان؟

11:18.822 --> 11:22.766
،معلوم شد این دستگاه‌های بر زدن کارت
‫اونقدرا هم که مردم فکر می‌کنن تصادفی کار نمی‌کنه.

11:23.086 --> 11:24.084
‫درسته، ری؟

11:29.635 --> 11:34.021
‫و مخصوصاً این یکی،
‫یعنی "ویسپرشو آلترا"، واقعاً تصادفی نیست.

11:39.985 --> 11:43.507
‫به طوری که یه قمارخونه بدنام می‌تونه
‫برای دستکاری کردن شانس ازش استفاده کنه.

11:44.521 --> 11:47.023
‫قطعاً چیزی نیست که ری بخواد
‫ بیرون درز کنه و لو بره.

11:47.473 --> 11:50.017
‫تو دل و جرئت داری. اینو قبول دارم.

11:50.042 --> 11:52.670
‫که اومدی اینجا و ‫داری تهمت می‌زنی.

11:52.695 --> 11:54.697
‫در واقع ری، فکر کنم اشتباه شنیدی.

11:54.722 --> 11:57.495
‫به لطف همکارم، ‫تقریباً مطمئنیم که

11:57.520 --> 11:59.795
‫ توی حمله به آقای گولد ‫دست نداشتی.

11:59.820 --> 12:01.530
‫حداقل نه تو حمله امروز صبح.

12:01.555 --> 12:04.225
‫بله، ببین، ‫وقتی اون سرنگ خالی رو
،تو جیب مارکو پیدا کردیم

12:04.250 --> 12:08.165
‫فهمیدیم که می‌خواسته یه حباب هوا
‫ تو جریان خون نیتِن تزریق کنه.

12:08.492 --> 12:11.058
‫پس اگه مارکو رفته بوده اونجا
‫تا نیتِن رو همون موقع بکشه،

12:11.083 --> 12:14.503
‫معنیش اینه که شما و آدمات
‫قبلاً به نیتِن حمله نکردین.

12:14.528 --> 12:16.131
‫عجب پارادوکسی، نه؟ هوم؟

12:16.156 --> 12:20.286
‫فرستادن یه نفر برای انجام قتل
‫ثابت می‌کنه که اون قتلو تو انجام ندادی.

12:20.987 --> 12:23.071
‫این یکی رو بفرست واسه آلانیس، مگه نه؟

12:23.731 --> 12:25.399
اما این باعث می‌شه بپرسم

12:26.186 --> 12:30.130
‫چرا مارکو رو فقط
‫با یه سرنگ خالی فرستادی؟

12:30.155 --> 12:32.978
‫یعنی، تزریق حباب هوا
‫تو جریان خون یه نفر،

12:33.003 --> 12:35.612
‫باعث می‌شه مرگ طرف
‫شبیه عوامل طبیعی به نظر بیاد، درسته؟

12:35.637 --> 12:39.202
،اما کسی مثل تو
،که تو کار شهرت و اعتباره

12:39.227 --> 12:41.538
‫می‌خواد مرگ نیتِن ‫یه پیامی رو برسونه.

12:42.184 --> 12:47.148
‫مگه اینکه... یه راهی داشتی
‫که از مرگ نیتِن سود ببری،

12:47.173 --> 12:50.608
‫اما فقط در صورتی که
‫به نظر می‌رسید تو نکشتیش.

12:51.739 --> 12:54.868
‫185004606.
‫این شماره آشنا به نظر نمی‌رسه؟

12:56.953 --> 12:59.622
‫چرا. آشنا بود. می‌بینی؟

12:59.647 --> 13:02.479
‫اون شماره‌ای که تو خونه نیتِن دیدیم،
‫شماره تأمین اجتماعی ری بوده.

13:04.599 --> 13:06.893
‫می‌دونی،
‫قبل از سیستم تصادفی‌سازی فعلی،

13:06.918 --> 13:09.170
‫شماره‌های تأمین اجتماعی بر اساس
‫ایالتی که متقاضی زندگی می‌کرد

13:09.195 --> 13:12.532
‫و زمان ثبت درخواست ‫صادر می‌شدن.

13:15.500 --> 13:17.797
‫خب، من می‌تونم حدوداً سن تو رو حدس بزنم،

13:17.822 --> 13:20.832
می‌دونی،‫حتی با اون ده سالی که
‫زندگی سخت بهت اضافه کرده.

13:20.857 --> 13:24.152
‫و به لطف عکس اونجا
‫که تو رژه مامرز داری رژه می‌ری،

13:24.177 --> 13:27.703
‫که یه مراسم سالانه تو فیلادلفیاس،
‫حدس می‌زنم اهل پنسیلوانیا باشی.

13:28.019 --> 13:30.364
‫هر دو تای اینا با اون شماره‌ای
‫که پیدا کردیم همخونی داره.

13:30.389 --> 13:32.114
‫اما این سؤال پیش میاد.

13:32.139 --> 13:36.545
‫چرا نیتِن گولد باید شماره
تأمین اجتماعی‫ نزول‌خورش رو داشته باشه؟

13:36.570 --> 13:39.865
‫ولی تو از حرف زدن با پلیس متنفری،
‫پس این یکیو خودم جواب می‌دم.

13:39.890 --> 13:43.345
‫برای اینکه کسی رو ذینفع بیمه عمرت کنی،
‫به شماره تأمین اجتماعی و به یه محضر نیاز داری،

13:43.370 --> 13:44.992
‫که این لکه جوهر هم ‫همونو نشون می‌ده،

13:45.384 --> 13:48.057
‫تا اون شخص رو ‫ذینفع بیمه عمرت کنی.

13:49.273 --> 13:53.277
خب، ‫در واقع ری، تو نیتِن گولد رو
مجبور کردی ‫که تو رو ذینفع

13:53.302 --> 13:56.034
‫بیمه‌نامه‌ش کنه تا راهی باشه
‫واسه پرداخت بدهی‌هاش.

13:56.059 --> 13:58.094
‫و بعد چون عاشق
‫دسیسه‌چینی و تقلب بازی‌ای،

13:58.119 --> 13:59.953
‫مارکو رو فرستادی
.تا مطمئن شی پولتو می‌گیری

13:59.978 --> 14:03.128
‫من نیتِن رو مجبور به کاری نکردم.
‫این ایده خودش بود.

14:03.153 --> 14:05.769
‫واقعاً؟
می‌خوای بیشتر توضیح بدی؟

14:07.795 --> 14:09.532
‫احساس نمی‌کنم بخواد این کارو بکنه.

14:09.557 --> 14:12.515
‫خب، ما می‌خوایم بدونیم کی دیگه
‫اونقدر از نیتِن عصبانی بوده که بکشتش،

14:12.540 --> 14:15.107
‫باید بفهمیم
اسم کی رو ‫از بیمه عمر حذف کرده.

14:15.808 --> 14:16.935
‫به امید دیدار، ری.

14:22.897 --> 14:27.735
‫جسیکا، این فرم ذینفع قدیمی
‫بیمه عمر پدرته.

14:27.760 --> 14:29.794
‫از شرکت بیمه خواستیم ‫برامون بکِشنش.

14:29.819 --> 14:33.365
‫تا چند هفته پیش، تو ذینفع بودی
‫که بعد از مرگ پدرت 100,000 دلار بگیری.

14:33.677 --> 14:36.022
‫این باعث شد بپرسیم وقتی فرم رو عوض کرد،
‫چه حسی بهت دست داد.

14:36.553 --> 14:39.648
‫این اولین باریه که می‌شنوم
‫پدرم اصلاً بیمه عمر داشته،

14:39.673 --> 14:41.590
‫چه برسه به اینکه اسمم توش باشه.

14:41.915 --> 14:43.685
‫راستش، تعجب می‌کنم.

14:43.710 --> 14:45.495
‫تو مسائل مالی اصلاً خوب نبود.

14:45.736 --> 14:47.488
‫به نظر میاد
.شما دو تا با هم صمیمی نبودین

14:47.513 --> 14:49.479
‫اون و مامانم که هشت سالم بود
‫از هم جدا شدن...

14:50.168 --> 14:53.216
‫بیشتر به خاطر عادات قمارش بود،
‫فکر کنم.

14:53.241 --> 14:56.244
‫ مادرت الان کجاست؟
‫ دنور، با ناپدری‌م.

14:56.782 --> 14:59.702
‫من بعد از دانشگاه ‫برای کار برگشتم اینجا.

14:59.905 --> 15:01.199
‫سعی کردم طی این سال‌ها

15:01.773 --> 15:03.781
...‫با پدرم در ارتباط باشم، ولی

15:04.332 --> 15:05.666
‫ اون هیچ‌وقت پیگیر نمی‌شد.

15:05.691 --> 15:09.236
‫تا اینکه چند ماه پیش
‫یهویی بهم زنگ زد.

15:09.578 --> 15:13.407
‫گفت به زودی می‌خواد بره و
‫می‌خواست قبل از مردنش همه چیزو درست کنه.

15:15.187 --> 15:18.141
‫تو این چند ماه بیشتر همدیگه رو دیدیم
‫تا چند دهه گذشته.

15:19.465 --> 15:24.053
‫جسیکا، وقتی پدرت مورد حمله قرار گرفته،
‫یه سنجاق سینه تو جعبه کادو همراهش بوده.

15:24.383 --> 15:26.677
‫یه کفشدوزک بود.
‫معنی خاصی برات داره؟

15:28.689 --> 15:30.164
‫اوه... امم...

15:31.888 --> 15:35.767
‫کفشدوزک برای من
اسم مستعارش‫ تو بچگی بود.

15:40.047 --> 15:42.591
‫چون می‌گفت بانمک و خوش‌شانسم.

15:45.840 --> 15:46.841
‫بفرمایید.
.مرسی

15:47.843 --> 15:49.887
‫خب، پس اگه اون هدیه برای تو بوده،

15:49.912 --> 15:52.015
‫تو کسی هستی که
امروز صبح پدرت ‫منتظر بود ببینه.

15:52.571 --> 15:53.877
‫می‌تونم بپرسم چرا نیومدی؟

15:54.922 --> 15:56.582
‫من اومدم، اون نیومد.

15:58.131 --> 16:01.709
‫پس شما تو "دادلی مارکت" ونیز بودی،
‫حدود 7:45 صبح امروز؟

16:01.928 --> 16:04.809
نه، من تو ‫"گراوند وایر" در "تولکا لِیک"
.منتظرش بودم

16:04.834 --> 16:06.354
‫قرارمون اونجا بود.

16:11.453 --> 16:12.473
‫ممنون، جسیکا.

16:12.498 --> 16:13.999
‫ خبر جدیدی شد، باهات تماس می‌گیریم.

16:16.282 --> 16:18.326
‫ دختر نیتِن گولد؟
‫ آره، جسیکا.

16:18.351 --> 16:20.496
‫داریم عذر موجهش رو چک می‌کنیم،
‫ولی تو این قضیه بهش شک نداریم.

16:20.521 --> 16:21.531
‫تو چی پیدا کردی؟

16:21.556 --> 16:25.116
‫تازه دیدم هتل روبه‌روی کافه
‫دوربین امنیتی داره.

16:25.141 --> 16:27.787
‫سروان گفت چک کنم ببینم
...صحنه حمله رو گرفته، ولی

16:28.272 --> 16:29.191
‫هیچی.

16:29.216 --> 16:30.342
‫چیز جالبی بود؟

16:30.367 --> 16:33.704
‫خب، نیتِن و دخترش
‫بیشتر عمرش با هم قهر بودن.

16:33.729 --> 16:37.644
‫تازگیا با هم آشتی کردن و قرار بوده
،امروز صبح همدیگه رو ببینن

16:37.669 --> 16:39.983
‫ولی به دلایلی
‫تو دو تا کافه‌ مختلف قرار گذاشتن.

16:40.008 --> 16:41.301
‫هنوز داریم سر در میاریم قضیه چیه.

16:41.656 --> 16:45.118
‫چیزی که گفت اینه که پدرش بهش گفته
‫قصد داره برای مدتی بره.

16:45.143 --> 16:48.691
‫خب، بلیط هواپیما یا اتاق هتلی
‫رزرو کرده که بفهمیم کجا می‌رفته؟

16:48.716 --> 16:50.945
‫دارم صورتحساب‌های بانکی
.و کارت اعتباری‌شو می‌گردم

16:50.970 --> 16:52.803
‫هنوز چیزی در مورد ‫برنامه‌ سفر ندیدم.

16:56.476 --> 16:57.619
‫خب، این عجیبه.

16:58.096 --> 17:01.849
‫یه اشتراک برای غذای مخصوص سگ داشته
‫که چند هفته پیش لغو کرده.

17:01.874 --> 17:04.229
‫ما که همین الان خونه‌ش بودیم.
‫نشونه‌ای از سگ دیدی؟

17:04.704 --> 17:05.705
‫من که نه.

17:06.170 --> 17:08.148
‫خب، حدس می‌زنم
ممکنه سگ ‫مرده باشه،

17:08.173 --> 17:11.051
‫ولی اگه واگذارش کرده باشه چی؟
‫این خیلی بیشتر منطقیه.

17:11.076 --> 17:12.098
‫ادامه بده.

17:12.673 --> 17:14.993
‫خب، نیتِن
تازگی‌ها ‫با دخترش آشتی کرده،

17:15.018 --> 17:17.103
‫کسی که سال‌ها
‫هیچ تماسی باهاش نداشته.

17:17.128 --> 17:21.087
‫بدهی‌هاشو با یه نزول‌خور،
‫با واگذاری بیمه عمرش تسویه می‌کنه، درسته؟

17:21.112 --> 17:23.775
‫و بعد به دخترش می‌گه ‫قصد داره بره،

17:23.800 --> 17:25.940
‫با اینکه هیچ مدرکی از سفر نداره.

17:26.688 --> 17:28.332
‫اینو بذار کنار ‫واگذاری سگش،

17:28.357 --> 17:30.624
‫فکر می‌کنم
این مرد ‫قصد خودکشی داشته.

17:30.998 --> 17:33.224
‫منظورش از "برای مدتی رفتن" همین بوده.

17:33.631 --> 17:37.134
‫پس یکی تصمیم می‌گیره درست وقتی
.یارو می‌خواد خودشو بکشه، اونو بکشه

17:37.558 --> 17:38.615
‫آخه چرا؟

17:49.177 --> 17:51.281
‫ استویا نداشتن.
‫ اشکالی نداره.

17:51.306 --> 17:53.391
‫ شیر جو هم نداشتن.
‫ این یکم ناخوشاینده.

17:53.416 --> 17:55.530
‫ فکر نمی‌کردم تو
‫قهوه بدون کافئین‌شو رو بخوای. خب...

17:58.478 --> 17:59.813
‫پس آب داغ آوردی.

18:00.736 --> 18:01.737
‫عالیه واقعاً!

18:03.848 --> 18:05.925
‫اون مسئول هماهنگی ‫اهدای عضو بیمارستانه.

18:05.950 --> 18:07.452
‫دارن در مورد اهدای عضو صحبت می‌کنن.

18:07.887 --> 18:09.297
‫ پس رسماً مرگ مغزی شده؟

18:09.875 --> 18:10.875
‫ آره.

18:14.151 --> 18:15.627
‫چه بدشانسی‌ای، نه؟

18:15.652 --> 18:19.030
‫این دختر بیچاره
‫بالاخره با پدرش آشتی می‌کنه.

18:21.425 --> 18:22.457
‫خوبی؟

18:23.234 --> 18:26.386
‫آخه، نمی‌دونم،
‫واسه تو یه کم ساکتی.

18:27.910 --> 18:30.071
‫ایوا پرسید خبری از پدرش شده یا نه.

18:30.096 --> 18:31.846
‫هنوز در مورد آرتور ‫بهش نگفتی، ها؟

18:32.503 --> 18:33.671
‫ نه.
‫ هوم.

18:33.696 --> 18:36.137
‫خب، حتی منم شنیدم که می‌خواد
‫باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کنی.

18:36.885 --> 18:38.262
‫شاید بهتره حرفشو باور کنی.

18:47.575 --> 18:49.889
‫فکر می‌کنی می‌خواسته ‫خودشو بکشه؟

18:50.753 --> 18:51.779
‫نمی‌دونستی؟

18:53.600 --> 18:54.601
‫آه.

18:55.728 --> 18:58.236
‫اِمِت. سگش.

18:58.700 --> 19:01.613
‫بابا ازم خواست
وقتی رفته سفر ‫مراقبش باشم.

19:02.307 --> 19:04.434
‫ولی چرا می‌خواست بمیره؟

19:04.459 --> 19:08.158
‫فعلاً فقط یه فرضیه‌ست، ولی فکر می‌کنیم
‫در واقع داشته از تو محافظت می‌کرده.

19:08.183 --> 19:11.311
‫پدرت به نزول‌خورهایی پول بدهکار بوده.
‫اونا همین‌طوری بهش آسیب می‌زدن.

19:11.336 --> 19:13.030
‫و کم‌کم، شاید خیلی بدتر.

19:13.055 --> 19:16.410
‫با شناختی که از طرز کار
این آدما داریم، فکر می‌کنیم

19:16.435 --> 19:20.410
‫شاید تهدید کردن که دفعه بعد
،‫سراغ تو میان. پس با تغییر بیمه عمرش

19:20.435 --> 19:22.834
‫و پیشنهاد پایان دادن به زندگی خودش،
.‫فکر می‌کنیم می‌خواسته مطمئن بشه

19:22.859 --> 19:25.728
‫ پدرت با کسی صمیمی بود که
‫که بخواد در مورد این موضوع باهاش حرف بزنه؟

19:27.258 --> 19:31.032
‫من... تازه داشتیم دوباره همدیگه‌رو می‌شناختیم.

19:31.057 --> 19:35.103
‫من ‫اونقدر در مورد
.زندگی‌ش نمی‌دونم که بتونم بگم

19:35.626 --> 19:37.151
‫پدرت می‌دونست که بارداری؟

19:39.251 --> 19:40.502
‫شما از کجا می‌دونین؟

19:40.527 --> 19:42.480
‫خب، بوی اینجا داره دیوونه‌ت می‌کنه.

19:42.505 --> 19:45.800
‫دارم اون بیسکویت سالتین که از کیفت
.زده بیرون رو می‌بینم و چای زنجبیل هم داری

19:45.825 --> 19:47.189
‫چند بار جای تو بودم.

19:48.937 --> 19:50.044
‫تبریک می‌گم.

19:51.754 --> 19:52.790
‫اوه...

19:53.238 --> 19:55.490
‫آخرین بار که همدیگه‌رو دیدیم بهش گفتم.

19:55.907 --> 19:56.907
...و

19:57.876 --> 19:59.803
‫خیلی هیجان‌زده شد.

20:00.308 --> 20:03.768
‫شوخی می‌کردیم که چقدر
‫سر زدن به دکترها باحاله.

20:04.959 --> 20:06.874
‫این تنها چیزی بود که
.سرش با هم صمیمی شدیم

20:07.159 --> 20:08.535
‫در مورد جراحاتش بهت گفته بود؟

20:09.232 --> 20:10.733
‫ام، جراحاتش؟ نه، نه.

20:10.758 --> 20:13.510
‫ملاقات‌هایی که در موردش حرف زد،
‫مربوط به متخصص قلب بود.

20:13.535 --> 20:16.922
‫گفت تازگی‌ها یه سری
‫آزمایش و اسکن کامل انجام داده.

20:16.947 --> 20:18.633
‫به علائم خاصی ‫اشاره کرد؟

20:18.658 --> 20:21.494
‫نه. اگه چیزی هم بود،
‫کاملاً برعکس بود.

20:21.519 --> 20:25.731
‫خیلی تلاش کرد تا مطمئن شم
‫همه چی خوبه.

20:26.084 --> 20:28.845
‫چرا کسی که حالش خوبه،
‫خودشو درگیر این همه آزمایش می‌کنه؟

20:32.542 --> 20:37.108
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

20:37.314 --> 20:39.474
‫اوه، 20 دقیقه زود اومدیم.
‫اصلاً حواسم نبود.

20:39.499 --> 20:42.475
‫آره. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.
‫نمی‌دونم چطور تونستیم این کارو بکنیم.

20:42.500 --> 20:43.644
‫از این وضعمون خوشم اومد.

20:43.669 --> 20:46.334
‫می‌تونم قبل از کلاس اصلی
‫تو آزمایشگاه هیدروپونیک یه کم تنها باشم.

20:47.370 --> 20:49.549
‫ خداحافظ، دوسِت دارم.
‫ خداحافظ، روز خوبی داشته باشی.

20:49.574 --> 20:50.942
‫لذت‌های درس‌خون بودن.

20:50.967 --> 20:53.541
‫مطمئن نیستم باید چیکار کنم،
‫ولی از پسش برمیام.

20:54.838 --> 20:55.891
‫ایوا.

20:56.925 --> 20:58.405
‫می‌شه یه لحظه صبر کنی؟

21:00.160 --> 21:01.776
‫باید باهات در مورد یه چیزی صحبت کنم.

21:03.859 --> 21:08.030
‫پس، حداقل تا چند هفته پیش،
‫بابام تو نوادا زندگی می‌کرده؟

21:08.487 --> 21:09.989
‫به گفته این یارو آرتور.

21:10.911 --> 21:13.237
‫گفت چقدر اونجا زندگی می‌کرده؟

21:13.262 --> 21:14.335
‫نه.

21:16.027 --> 21:19.902
‫ تنها چیزی که در مورد
‫آرتور می‌دونیم اینه که باغبون بوده؟

21:19.927 --> 21:21.095
‫فکر کنم آره.

21:21.120 --> 21:24.132
‫می‌دونم اطلاعات زیادی نیست ولی
.به کندوکاو ‫ادامه می‌دیم

21:24.533 --> 21:26.118
‫نمی‌خواستم خیلی زود بهت بگم

21:26.143 --> 21:29.240
‫چون نمی‌خواستم امیدوار شی
‫و بعدش دلسرد بشی.

21:29.644 --> 21:31.687
‫نه، من... می‌خوام همه چیزو بهم بگی.

21:31.712 --> 21:35.424
‫می‌دونم که می‌خوای. حرفتو شنیدم،
واسه همین ‫دارم اینا رو بهت می‌گم.

21:39.715 --> 21:41.092
‫اوه. من باید برم سر کار.

21:42.119 --> 21:44.491
‫ حالت خوبه؟
‫ آره، خوبم.

21:44.516 --> 21:46.177
‫مطمئنی؟ چون اگه نه،
‫بهش می‌گم امروز نمیام.

21:46.202 --> 21:48.428
‫ نه، نه، نه. مامان، خوبم.
‫ می‌خوای بپیچونی...

21:48.453 --> 21:49.538
‫خوبم.

21:51.427 --> 21:52.992
‫ باشه. دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

21:58.329 --> 22:00.009
‫می‌تونی از اینجا راه مدرسه‌تو پیدا کنی؟

22:00.601 --> 22:02.703
‫آره مامان، می‌زنم تو ویِـز.

22:10.183 --> 22:14.874
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

22:21.733 --> 22:22.733
،هی

22:22.758 --> 22:24.386
‫هی، دافنه، گوشی نیتِن گولد دست توئه؟

22:24.411 --> 22:26.205
‫آره، بخش فنی قفلشو باز کرده.

22:26.230 --> 22:28.356
‫نیتِن شب قبل از حمله یه ایمیل دریافت کرده،

22:28.381 --> 22:29.858
‫که ادعا می‌کرده
،از طرف دخترش جسیکاست

22:29.883 --> 22:32.344
‫و قرار ملاقاتشونو به 7:45 صبح
‫تو کافه ونیز تغییر داده.

22:32.369 --> 22:34.341
‫حدس می‌زنم،
‫این آدرس ایمیل جسیکا نیست.

22:34.366 --> 22:35.482
‫چک کردم، تقلبیه.

22:35.507 --> 22:37.109
‫آره، این توضیح می‌ده ‫چرا نیتِن و جسیکا

22:37.134 --> 22:38.570
‫تو کافه‌های مختلف بودن.

22:38.595 --> 22:41.139
‫هر کی این کارو کرده، می‌خواسته
‫نیتِن تنها تو اون کافه باشه.

22:41.164 --> 22:43.451
‫چون نیتِن و جسیکا
‫تازه با هم آشتی کرده بودن،

22:43.476 --> 22:46.151
‫شاید اصلاً متوجه نشده که ایمیل
‫از یه آدرس ناشناس اومده.

22:50.460 --> 22:52.131
...امم
‫مورگن، داری چیکار می‌کنی؟

22:52.156 --> 22:55.117
‫گوشی نیتِن روی 8:01 صبح آلارم داره.

22:55.142 --> 22:57.478
‫و آهنگ زنگش صدای اردکه.

22:58.786 --> 23:00.962
‫این همون صداییه که
مسئول کافه ‫تو کوچه شنیده.

23:01.482 --> 23:05.069
‫قاتل می‌خواسته یه نفر
جنازه‌شو ‫حدود 8 صبح پیدا کنه.

23:06.159 --> 23:09.072
‫البته بعد از حمله اونقدر که
‫مطمئن بشه مرگ مغزی شده،

23:09.097 --> 23:11.785
‫ولی به اندازه کافی زود که مطمئن بشه
‫اعضاش هنوز قابل استفاده‌ن.

23:12.841 --> 23:15.788
‫فکر می‌کنم
نیتِن گولد رو ‫به خاطر قلبش کشتن.

23:26.325 --> 23:28.369
‫بازم سرقت شده، به پلیس زنگ بزنین.

23:29.207 --> 23:30.216
‫چه به موقع.

23:30.916 --> 23:31.956
.پلیس اینجاست

23:32.916 --> 23:34.680
‫ببخشید، شمارو ندیدم.

23:34.705 --> 23:36.582
‫ در مورد سرقت ‫چیزی می‌گفتی؟

23:36.607 --> 23:38.354
در مورد زنگ زدن به پلیس شوخی می‌کنه

23:38.379 --> 23:40.872
‫وقتی می‌ریم مأموریت، مردم
‫از آمبولانس وسایلو می‌دزدن،

23:40.897 --> 23:43.519
‫این اواخر هم که کمبود دارو زیاده، بدتر شده.

23:43.544 --> 23:46.388
‫ما فقط صورتجلسه‌ش می‌کنیم،
‫اما داروهای کنترل‌شده نیستن.

23:46.413 --> 23:47.420
‫اونا قفل شدن.

23:47.955 --> 23:51.726
‫ داروهای کنترل‌شده نیستن، درسته؟
‫ آلبوترول. داروی آسم.

23:51.751 --> 23:53.128
‫تو پایگاه بیشتر داریم.

23:53.567 --> 23:54.864
‫کاری از دستمون برمیاد؟

23:54.889 --> 23:57.481
‫چند تا سؤال در مورد
‫تماس نیتِن گولد داشتیم.

23:57.506 --> 23:59.594
‫امیدواریم بتونین جدول زمان‌بندی رو
‫برامون توضیح بدین.

23:59.619 --> 24:01.034
‫حتماً، بپرسین.

24:01.059 --> 24:04.584
‫خب، تماس با 911
حدود 8:01، 8:02 اومده. درسته؟

24:04.609 --> 24:07.384
‫آره، درسته. درست بعد از اینکه
‫شیفتمون که 8:00 شروع ‌شده.

24:07.409 --> 24:09.493
‫و چقدر بعد از اون ‫به صحنه رسیدین؟

24:09.518 --> 24:11.645
‫حدود پنج دقیقه. کافه نزدیکه.

24:11.910 --> 24:15.580
‫و شاید سه دقیقه دیگه طول کشید
‫تا نبضشو برگردونیم.

24:15.605 --> 24:17.962
‫ سؤال آخر. سؤال سختیه.

24:18.608 --> 24:20.776
‫یه قربانی چقدر باید بیهوش باشه

24:20.801 --> 24:23.132
‫تا مرگ مغزی‌ش ‫تضمین بشه؟

24:25.983 --> 24:28.519
‫یازده دقیقه، کم و بیش.

24:30.665 --> 24:31.662
‫ممنونم.

24:44.837 --> 24:47.000
ایوا: سلام عزیزم
.فقط دارم حالت رو می‌پرسم

24:47.025 --> 24:48.127
‫حق با تو بود.

24:48.876 --> 24:49.984
‫معلومه که حق با من بود.

24:50.009 --> 24:52.762
‫راستی، اگه به آلبوترول نیاز داری،
‫باید به فکر ذخیره کردنش باشی.

24:52.787 --> 24:54.622
‫ظاهراً مشکل سرقت دارن.

24:54.647 --> 24:56.558
‫فکر کنم مشکلی ندارم، ولی ممنون.

24:56.985 --> 24:57.986
‫سوتو کجاست؟

24:58.011 --> 25:00.437
‫تو بیمارستان موند
.تا چند تا سؤال دیگه بپرسه

25:01.017 --> 25:04.381
‫زمان حمله طوری تنظیم شده بود که
نیتِن گولد ‫تبدیل به کامل‌ترین اهداکننده عضو بشه.

25:04.406 --> 25:06.662
‫حداقل 11 دقیقه
قبل از رسیدن کمک ‫بیهوش بوده.

25:06.687 --> 25:08.856
‫دارم بهش فکر می‌کنم.
‫فکر کنم موضوع فراتر از این حرفاست.

25:08.881 --> 25:10.446
‫نیتِن خودش تو ماجرا بوده.

25:10.839 --> 25:13.550
‫آزمایش‌های قلب.
مطمئن می‌شده ‫قلبش سالم باشه.

25:13.575 --> 25:15.804
‫درسته. ما قبلاً می‌دونستیم
‫قصد داشته خودشو بکشه.

25:15.829 --> 25:17.717
‫نیتِن با یکی هماهنگ کرده
‫که قلبشو بهش بده.

25:17.742 --> 25:19.678
‫ولی بعداً فهمیده داره پدربزرگ می‌شه،

25:19.703 --> 25:21.997
‫و نظرش عوض شده،
‫واسه همین قاتل مجبور شده بکشتش.

25:22.022 --> 25:23.082
‫باورنکردنیه.

25:25.921 --> 25:26.969
‫همه چی مرتبه؟

25:27.314 --> 25:28.177
‫آره.

25:28.202 --> 25:30.347
‫قرار نیست اون صدای بوق
‫ماشین‌های قدیمی رو بذاری، نه؟

25:30.372 --> 25:32.123
‫تو هر پرونده بیش از یه آهنگ زنگ بامزه؟

25:32.148 --> 25:34.140
‫فکر نکنم. اون دیگه افراطه.

25:34.412 --> 25:37.332
‫منطقیه، چون به نظر میاد
‫سؤال بعدی ما این باشه:

25:37.357 --> 25:39.130
‫"قلب نیتِن گولد قراره به کی برسه؟"

25:39.155 --> 25:41.362
‫اگه اونو پیدا کنیم،
.فکر کنم قاتل رو هم پیدا می‌کنیم

25:46.265 --> 25:48.936
‫ببخشید. سلام، من با پلیس کار می‌کنم.

25:48.961 --> 25:51.180
‫دیدم دیروز با جسیکا گولد ‫صحبت می‌کردین

25:51.205 --> 25:52.913
‫در مورد اهدای عضو پدرش.

25:52.938 --> 25:54.743
‫ بله، شما رو یادمه.
‫ آره.

25:54.768 --> 25:57.062
‫تصمیم گرفته شده
که قلب نیتِن به کی برسه؟

25:59.203 --> 26:01.247
‫مـن متأسفم، نمی‌دونم.

26:01.851 --> 26:03.978
‫شما مسئول هماهنگی پیوند
‫بیمارستان نیستین؟

26:04.263 --> 26:05.573
‫عضو کمیته هم هستین، درسته؟

26:05.598 --> 26:07.173
‫آره، به شماها می‌گن "کمیته خدا".

26:07.198 --> 26:09.743
‫شما عملاً تصمیم می‌گیرین
‫کی زنده بمونه و کی بمیره.

26:09.768 --> 26:12.493
‫اگه شما نمی‌تونین به سؤالات ما
جواب بدین، ‫پس کی می‌تونه؟

26:12.792 --> 26:13.792
...من

26:13.817 --> 26:16.178
‫منظورم این بود که همین الان
‫حاضر و آماده نمی‌دونم.

26:16.588 --> 26:19.424
‫با دفترم قرار بذارین، ‫تا براتون پیداش کنم.

26:19.830 --> 26:20.914
‫باشه؟

26:23.454 --> 26:24.580
‫موفق شدین؟

26:25.101 --> 26:27.746
‫نمی‌دونستم پرسیدن اینکه
قلب اهدا شده ‫قراره کجا بره، ترسناکه،

26:27.771 --> 26:29.441
‫ولی اون زن از جواب دادن می‌ترسید.

26:29.466 --> 26:30.955
‫با جراح پیوند هم همینطور بود.

26:30.980 --> 26:32.791
‫احساس می‌کنم اینا دارن
‫موضع دفاعی می‌گیرن.

26:32.816 --> 26:35.144
‫انگار یه نفر با نفوذ زیاد
‫داره مجبورشون می‌کنه ساکت بمونن.

26:35.956 --> 26:38.026
‫چون شاید خودشون قلب رو می‌خوان.

26:38.051 --> 26:40.363
‫یه چیزی که فهمیدم، اینه که
‫جسیکا گولد رضایت داده،

26:40.388 --> 26:42.557
‫پس نیتِن قراره
فردا ‫از دستگاه جدا بشه.

26:42.582 --> 26:44.942
‫ اعضای بدنشو همون موقع برمی‌دارن.
‫ یعنی اگه حق با ما باشه،

26:44.967 --> 26:47.428
‫یکی داره بیمارستان رو مجبور می‌کنه
‫قلب رو بهش بده...

26:47.453 --> 26:49.278
‫خوبه اول بفهمیم کیه.

26:49.884 --> 26:50.860
‫الو.

26:51.766 --> 26:53.768
‫چـی؟ کجاست؟

26:55.059 --> 26:56.278
‫همین الان میام.

26:56.889 --> 26:58.274
‫ایوا تازه دستگیر شده.

27:06.178 --> 27:07.210
‫ااه...

27:10.124 --> 27:11.490
‫چه گندی زده شده؟

27:11.954 --> 27:13.021
‫حالت خوبه؟

27:13.326 --> 27:14.712
‫لطفاً دستبندشو باز کنین.

27:14.737 --> 27:17.750
‫نمی‌شه. صاحب ساختمون
‫موقع خرابکاری تو ملکش مچشو گرفته.

27:18.498 --> 27:19.498
،ایوا

27:19.855 --> 27:22.510
‫  این یکی از نقاشی‌های دیواری باباته.
‫ آره، می‌دونم.

27:24.129 --> 27:27.466
‫ اوه، عزیزم، خیلی متأسفم.
‫ فقط تنهام بذار، باشه؟

27:29.677 --> 27:32.071
‫باشه.
‫خب، حالا چی می‌شه؟

27:32.096 --> 27:33.222
‫می‌بریمش بازداشتگاه.

27:33.247 --> 27:35.958
‫نه، گوش کنین، نیازی به این کار نیست،
‫باشه؟

27:35.983 --> 27:38.186
‫بابای خودش اینو کشیده.
‫این یه مسئله خانوادگیه.

27:38.211 --> 27:39.530
‫خودم درستش می‌کنم.

27:39.555 --> 27:42.084
‫این رو به صاحب ملک بگین.
‫یارو می‌خواد شکایت کنه.

27:42.109 --> 27:44.652
‫اون صاحب ملکه؟
،چطوره من برم باهاش کنار بیام

27:44.677 --> 27:46.363
‫بهش اطمینان بدیم
این خانم جوان ‫برمی‌گرده،

27:46.388 --> 27:48.682
‫بعداً این گندو تمیز می‌کنه
‫و فراموش می‌کنیم این اتفاق افتاده؟

27:48.707 --> 27:50.852
‫ هیچ کاغذبازی‌ای هم برای شما نداره.
‫ متأسفم، کارآگاه.

27:50.877 --> 27:52.629
‫اگه دختره واقعاً می‌خواست
‫این کارو درست کنه،

27:52.654 --> 27:54.271
‫قبل از اینکه شما برسین فرصتشو داشت.

27:54.296 --> 27:55.373
‫یالا، پاشو.

27:55.398 --> 27:58.117
‫ نه، به دخترم دست نزن، باشه؟
‫ مورگن، آروم باش.

27:58.142 --> 27:59.746
‫آرومم! من خوبم!

27:59.771 --> 28:01.752
‫ خانم!
‫ بهم نگو خانم. باشه، آقا؟

28:01.777 --> 28:03.797
‫الان بهم نگو خانم.
‫من به این نیاز ندارم.

28:03.822 --> 28:05.532
‫چیزی که ازت می‌خوام اینه که بفهمی

28:05.557 --> 28:07.919
‫دادن سابقه کیفری ‫به یه دختر 15 ساله

28:07.944 --> 28:10.344
‫به خاطر یه کم رنگ، کاملاً احمقانه‌ست.

28:10.369 --> 28:12.788
‫می‌تونیم همه سر این موضوع توافق کنیم؟
‫آخه، فقط یه رنگه!

28:23.282 --> 28:25.758
‫ ایوا...
‫ می‌شه اینجا نگی؟

28:28.646 --> 28:29.752
‫به خاطر اونه؟

28:30.608 --> 28:33.570
‫ایوا، اون زن مشکلات خودشو
.داره که باید حلش کنه

28:35.895 --> 28:36.921
.بهت بر نخوره

28:37.749 --> 28:38.713
‫آره.

28:38.738 --> 28:40.783
‫ ممنون، جینا.
‫ خواهش می‌کنم.

28:45.736 --> 28:47.727
خودت گفتی
‫"باهاش مثل یه آدم بزرگ رفتار کن،"

28:49.518 --> 28:50.555
.‫قابلی نداشت

28:53.431 --> 28:58.444
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

29:11.138 --> 29:12.139
‫سلام.

29:15.023 --> 29:16.108
‫متأسفم.

29:18.221 --> 29:20.056
‫اوه، عزیزم، بیا اینجا.

29:20.658 --> 29:21.784
‫متأسفم.

29:22.629 --> 29:23.755
‫گند زدم.

29:24.404 --> 29:28.419
‫بعضی وقتا یادم می‌ره که یه زمان درست
برای گفتن ‫یه خبر بزرگ به یه نفر وجود داره

29:28.444 --> 29:31.904
‫و یه زمان غلط، که اینم درست
‫قبل از فرستادن تو به مدرسه بود.

29:34.746 --> 29:35.897
‫اونطور نبود.

29:36.894 --> 29:39.241
‫می‌دونم گفتم می‌خوام همه چیزو بدونم،

29:39.908 --> 29:41.080
‫ولی اشتباه کردم.

29:41.335 --> 29:43.153
‫این خیلی بدتر از ندونستنه.

29:43.178 --> 29:44.346
‫منظورت چیه؟

29:44.815 --> 29:49.340
‫بابام تمام این مدت زنده بوده
‫و یه ایالت اونورتر داشته زندگی می‌کرده.

29:51.417 --> 29:53.451
‫و با همه چیزایی که تو داشتی پیدا می‌کردی،

29:54.367 --> 29:59.331
‫من واقعاً به خودم اجازه دادم باور کنم
اون اهمیت می‌داده، ‫که مارو ول نکرده.

29:59.356 --> 30:00.623
‫هنوزم بهش باور دارم.

30:00.648 --> 30:02.733
‫ چطور؟
‫ چون می‌دونم پدرت چجور آدمی بود،

30:03.105 --> 30:05.774
‫و ما هنوز
‫طرف داستان اونو نشنیدیم، می‌دونی؟

30:05.799 --> 30:08.966
‫شاید دلیلی هست که
‫مجبور بوده دور بمونه.

30:08.991 --> 30:10.094
‫تمام زندگیم؟

30:10.119 --> 30:13.352
‫اصلاً نمی‌تونم تو کله‌م جا بدم
‫که اون دلیل چی می‌تونه باشه،

30:14.189 --> 30:15.594
،اما تنها چیزی که می‌دونم

30:15.619 --> 30:18.038
‫اینه که اون تو رو بیشتر از
‫هر چیزی تو دنیا دوست داشت.

30:20.543 --> 30:21.544
‫باشه.

30:23.052 --> 30:25.129
‫می‌دونی،
‫من الان دارم رو یه پرونده کار می‌کنم

30:25.154 --> 30:28.437
‫که توش این پدر
‫از دخترش جدا افتاده بوده،

30:28.859 --> 30:30.902
‫و همین که برگشته سر زندگیش،

30:30.927 --> 30:33.095
‫تنها چیزی که براش مهم بوده
‫جبران کردنه.

30:35.795 --> 30:37.291
‫و همه چیز به خاطر اینه؟

30:38.154 --> 30:39.155
‫بخشی از اونه.

30:39.518 --> 30:43.249
‫من دنبال کسی هستم
‫که به پیوند قلب نیاز داره.

30:43.763 --> 30:48.017
‫کسی که به اندازه کافی قدرت داره
‫تا یه بیمارستان رو بترسونه تا بهش قلب بدن.

30:48.042 --> 30:51.165
‫پس، فکر کردم
با بزرگترین ‫اهداکنندگانشون شروع کنم.

30:51.471 --> 30:53.348
‫ این آدما.
‫ اوهوم.

30:53.373 --> 30:56.709
‫داری به لیست مشهورترین
‫اهداگنندگان لس آنجلس نگاه می‌کنی.

30:59.312 --> 31:00.313
‫این چی؟

31:01.445 --> 31:03.671
‫کارسون وود.
‫به نظر میاد یه تهیه‌کننده بزرگه.

31:04.704 --> 31:07.666
‫این عکس برای اون افتتاحیه نبوده.
‫می‌بینی کی پشت سرشه؟

31:08.024 --> 31:08.983
.آها

31:09.529 --> 31:11.979
‫اوه خدای من. ‫مامان، جدی می‌گم،
تو توی غار زندگی می‌کنی؟

31:12.004 --> 31:13.788
‫اون یه بازیگره.
‫تو تقریباً همه‌چی بازی کرده.

31:14.070 --> 31:15.071
‫ حق با توئه.
‫ باشه.

31:15.096 --> 31:17.952
‫به هر حال، تمام این ماجرا
‫سر این لباس شروع شده.

31:17.977 --> 31:21.966
‫اون طراح رو مسخره کرد،
‫و تا هفته‌ها با هم دعوا داشتن،

31:21.991 --> 31:24.115
‫ولی این حدود یک سال پیش اتفاق افتاد.

31:24.140 --> 31:25.544
‫ واقعاً؟
‫ اوهوم.

31:26.463 --> 31:27.798
‫خب، خودتو ببین.

31:28.214 --> 31:30.926
‫فکر می‌کردی
‫هیچ شباهتی به من نداری.

31:30.951 --> 31:34.469
‫ یعنی، اولش با هم دستگیر می‌شیم...
‫ باشه، باشه.

31:36.390 --> 31:38.850
‫ می‌تونیم این آقا رو پیدا کنیم؟
‫ آره.

31:40.753 --> 31:41.754
‫بذار ببینم.

31:43.735 --> 31:44.862
‫اینه.

31:46.640 --> 31:47.751
‫اومم، قدیمیه.

31:48.695 --> 31:49.780
‫قدیمیه.

31:50.187 --> 31:52.294
‫ همه‌ی اینا قدیمین.
‫ آره. اون یکی قطعاً قدیمیه.

31:52.319 --> 31:56.281
‫خب، اگه حق با تو باشه، این آقا
‫ماه‌هاست تو انظار عمومی دیده نشده،

31:56.306 --> 31:59.486
‫ولی عکس‌های قدیمی رو
‫جوری پست می‌کنه که انگار تازه‌ان.

31:59.822 --> 32:01.919
‫ مشکوکه.
‫ شاید بیشتر از مشکوک باشه.

32:01.944 --> 32:04.405
‫شاید داره پنهون می‌کنه که ‫بیماره.

32:12.939 --> 32:14.510
‫ حال مورگن خوبه؟
‫ آره.

32:14.535 --> 32:17.415
‫دیروز مجبور شد بره مدرسه ایوا،
‫ مشکل غیبت غیرمجاز رو حل کنه.

32:17.440 --> 32:18.441
‫اینجا چه خبره؟

32:18.466 --> 32:20.863
‫درست موقعی رسیدم که
‫کارسون وود داشت می‌رفت بیرون.

32:20.888 --> 32:23.265
‫گفتم صبر کنه،
.آدماش خوششون نیومد

32:23.290 --> 32:24.959
‫پس تصمیم گرفتی راه ورودی رو ببندی.

32:24.984 --> 32:27.445
‫ اوضاع داره یه کم شکرآب می‌شه.
‫ حله، فهمیدم.

32:29.248 --> 32:30.307
‫کارسون وود.

32:30.332 --> 32:33.636
‫کارآگاهان کارادک و فورستر، پلیس لس‌آنجلس.
‫میشه چندتا سؤال ازتون بپرسیم؟

32:33.661 --> 32:36.183
‫اگه قراره از جلوی در خونه‌م
گُم شید برید، ‫بپرسید.

32:36.582 --> 32:37.656
‫فقط سریع باشید.

32:37.681 --> 32:40.645
‫اسم نیتِن گولد به گوشتون خورده؟

32:41.285 --> 32:42.306
‫باید بخوره؟

32:42.331 --> 32:44.411
‫مقتول یه پرونده قتله که
‫ما داریم روش تحقیق می‌کنیم.

32:44.436 --> 32:45.543
‫تا حالا نشنیدم.

32:45.985 --> 32:47.779
‫راستی، نمی‌دونم نگام کردین یا نه،

32:47.804 --> 32:50.807
‫اما من همین الان دارم می‌رم
‫پیوند قلب انجام بدم.

32:50.832 --> 32:52.876
‫من وقت ندارم برم مردم رو بکشم.

32:53.421 --> 32:55.997
‫خب، حالا که به این اشاره کردین،
‫یکی از دلایلی که اینجاییم

32:56.022 --> 32:57.695
‫اینه که ببینیم شما
.خریدار یه قلب جدید نیستین، آقا

32:57.720 --> 33:00.551
‫فکر می‌کنیم آقای گولد رو کشتن
تا قلبش ‫برای پیوند آماده شه.

33:00.576 --> 33:03.647
‫در مورد اینکه اونو کشته باشین...
.شایدم چند نفر رو برای این کار استخدام کردین

33:03.672 --> 33:04.840
‫نمی‌تونم حرفتونو رد کنم.

33:05.666 --> 33:06.764
‫هی، کارادک.

33:06.789 --> 33:09.710
‫جی‌پی‌اس برای فرودگاه تنظیم شده،
.نه سنت‌کلِیر

33:10.155 --> 33:12.894
‫آقای وود، درسته که
به بیمارستان سنت‌کلِیر فشار آوردین

33:12.919 --> 33:14.711
‫تا شما رو صدر ‫لیست پیوندشون بذارن؟

33:14.736 --> 33:17.238
‫شاید آره. شاید نه. فرقی نمی‌کنه.

33:17.263 --> 33:19.437
‫یه قلب بهتر توی یوتا منتظرمه.

33:19.704 --> 33:22.373
‫صبر کنین، یعنی می‌گین
شما قلب نیتِن گولد رو نمی‌خواین؟

33:22.398 --> 33:24.109
‫همونی که توی سنت‌کلِیره؟

33:24.134 --> 33:28.430
‫دکتر گفت تطابقش خوب نیست،
.مسائل فنی، به من نمی‌خوره

33:28.896 --> 33:32.650
‫ اگه کارمون اینجا تموم شده،
.ممنون می‌شم از جلوی راهم برید کنار

33:32.675 --> 33:34.427
‫"وقت" تنها چیزیه که ندارم.

33:38.672 --> 33:39.890
‫هی، اوضاع مدرسه چطور بود؟

33:39.915 --> 33:41.958
‫قانعش کردم که 30 دقیقه
‫بازداشتگاه می‌تونه

33:41.983 --> 33:44.227
‫جای تنبیه کلاسی رو بگیره،
.حالا هرچی. به خاطر اون زنگ نزدم

33:44.252 --> 33:46.992
‫از طرف سوتو پیام دارم.
.بیمارستان سنت‌کلِیر زنگ زده

33:47.017 --> 33:48.102
‫آره، آره، می‌دونیم.

33:48.127 --> 33:50.337
‫کارسون وود اصلاً
‫قلب نیتِن رو نمی‌خواسته.

33:50.362 --> 33:52.015
.‫حدس می‌زنم برگشته توی سامانه

33:52.040 --> 33:54.489
‫باید برمی‌گشت، ولی دزدیده شده.

33:54.514 --> 33:57.438
‫ آخه قلبو چجوری می‌دزدن؟
‫ ما هم می‌خوایم همینو می‌فهمیم.

33:57.463 --> 33:59.638
‫بیمارستان میگه همه چیز موقع
‫خارج کردن عضو عادی بوده.

33:59.663 --> 34:01.777
‫قلب رو از بدن نیتِن خارج کردن،
.برای انتقال بسته‌بندی شده

34:01.802 --> 34:03.437
‫ قرار بوده
قلب ‫رو ببرن یه بیمارستان دیگه.

34:03.462 --> 34:05.264
‫ولی همون لحظه دیگه کلاً
‫ردش گم می‌شه.

34:05.289 --> 34:07.828
یکی که از روال کار خبر داشته
،همین‌که می‌خواستن از ساختمون ببرنش بیرون

34:07.853 --> 34:08.971
.‫جلوی قلب رو می‌گیره

34:08.996 --> 34:11.141
‫تا الان که چیزی توی
‫دوربین‌های بیمارستان پیدا نکردیم،

34:11.166 --> 34:12.363
‫ولی همچنان داریم می‌گردیم.

34:12.388 --> 34:16.016
‫ بین درآوردن قلب ‫و پیوندش
به یه نفر دیگه چقدر وقت هست؟

34:16.041 --> 34:19.210
‫بیمارستان می‌گه نهایت 6 ساعت،
‫که 2 ساعتش پریده.

34:19.235 --> 34:21.155
‫پس همین‌قدر وقت داریم.

34:22.024 --> 34:25.319
‫یکی که برای این قاتل خیلی مهمه،
‫الان داره عمل پیوند قلب انجام می‌ده،

34:25.344 --> 34:27.555
‫معنیش اینه که
بهترین شانسِ ‫ما برای پیدا کردن قاتل،

34:27.580 --> 34:29.916
‫همون وقتیه که اون آدم
‫توی تخت بیمارستانه.

34:29.941 --> 34:32.639
‫بعد اینکه حال مریض خوب شد،
‫طرف ما می‌تونه فرار کنه.

34:32.664 --> 34:36.380
‫حالا، دیروز احساس کردم مسئول هماهنگی
.پیوند داره یه چیزایی رو پنهون می‌کنه

34:36.405 --> 34:38.612
برای یه صحبت دوستانه
.دوباره بیارینش اینجا

34:38.637 --> 34:41.894
‫حالا که فشار وود برداشته شده،
‫شاید بیشتر دهن باز کنه.

34:43.936 --> 34:45.896
‫کم‌کم حس می‌کنم باید ‫یه وکیل بگیرم.

34:45.921 --> 34:47.449
‫اوه، حتماً می‌تونی این کارو بکنی،

34:47.474 --> 34:49.807
‫چون می‌تونیم به جرم
‫اخلال در تحقیقات متهمت کنیم.

34:49.832 --> 34:52.310
‫شاید شغلت رو از دست بدی،
‫پس گرفتن وکیل کار عاقلانه‌ایه.

34:52.335 --> 34:55.604
‫ولی حقیقت اینه که،
‫ما قصد نداریم دنبال تو بیفتیم.

34:55.977 --> 34:58.993
‫ما باید قاتل نیتِن گولد رو پیدا کنیم،
‫همین حالا.

34:59.018 --> 35:02.368
‫اگه کمکمون کنی، تمایل داریم
‫نقشت تو این قضیه رو کلاً فراموش کنیم.

35:02.393 --> 35:03.770
‫نقش من تو این قضیه؟

35:04.703 --> 35:06.735
‫من چاره‌ای نداشتم.

35:07.122 --> 35:09.760
‫اگه برای آقای وود قلب پیدا نمی‌کردیم،

35:09.993 --> 35:12.526
‫میلیون‌ها دلار از بودجه رو قطع می‌کرد.

35:13.094 --> 35:16.427
‫این پولیه که ما باهاش
‫جون کلی آدم رو نجات می‌دیم.

35:16.452 --> 35:18.248
‫ما اینجا نیستیم که قضاوت کنیم.

35:22.207 --> 35:23.201
‫باشه.

35:23.226 --> 35:25.080
‫ما دلیل داریم
که فکر کنیم یه زمانی

35:25.105 --> 35:27.566
‫نیتِن گولد ‫و قاتلش
.با هم همکاری می‌کردن

35:27.591 --> 35:30.845
‫فرض کنیم کارسون وود هیچ‌وقت
دخالت نمی‌کرد، ‫اونوقت قلب به کی می‌رسید؟

35:30.870 --> 35:35.166
‫نیتِن گولد یه "اهدای مستقیم"
‫تعیین کرده بود.

35:35.191 --> 35:37.930
‫اسمی از کسی که می‌خواست
قلبش ‫به اون برسه رو برده بود.

35:37.955 --> 35:42.210
‫و وقتی آقای وود بهمون فشار آورد
‫که براش یه قلب پیدا کنیم،

35:43.192 --> 35:47.915
‫من و کمیته،
‫اهدای مستقیم آقای گولد رو باطل کردیم.

35:49.064 --> 35:53.110
‫ اسم کی تو اون اهدای مستقیم بود؟
‫ نمی‌دونم.

35:53.861 --> 35:56.530
‫هر چی مدرک تو سیستم بیمارستان بود
‫حذف کردم.

35:56.555 --> 36:00.601
‫اسم گیرنده‌ی اصلی رو پاک کردی،
‫و حتی یادت نیست کی بوده؟

36:00.626 --> 36:02.294
‫مسئله این نیست که یادم نیست.

36:03.397 --> 36:04.595
‫من اصلاً نگاهش هم نکردم.

36:05.342 --> 36:09.163
‫اون آدم کسیه که
نمی‌خوام ‫اصلاً بهش فکر کنم.

36:11.418 --> 36:14.554
‫خب، پس اسم اون هنوز
‫تو لیست پیوند هست، درسته؟

36:16.382 --> 36:17.383
‫آره.

36:18.563 --> 36:20.749
‫این همون اطلاعاتیه که از
‫مسئول هماهنگی پیوند گرفتیم؟

36:20.774 --> 36:21.984
‫ پایگاه داده‌ی یونوس؟
‫ بله.

36:22.009 --> 36:24.789
‫این لیست همه‌ی کساییه که
تو جنوب غربی ‫ایالات متحده منتظر قلبن.

36:24.814 --> 36:27.567
‫خوبه، چون اون قلب فقط
‫حدود 2 ساعت دیگه قابل استفاده‌س.

36:27.592 --> 36:28.968
‫چجوری می‌خوایم محدودش کنیم؟

36:41.338 --> 36:44.141
‫نچ، نچ، نه. اوکی.

36:45.278 --> 36:48.909
،‫این یکی، این یکی، و این یکی

36:48.934 --> 36:51.125
همه‌شون ‫دورن
.و قلب به‌موقع بهشون نمی‌رسه

36:51.938 --> 36:54.977
‫اینا هم گروه خونی‌شون اشتباهه.

36:55.892 --> 36:59.437
‫و از اونجایی که یه عامل کلیدی
تو تطابق ‫قلب، اندازه‌ی بدن گیرنده‌س.

36:59.462 --> 37:02.465
‫تو حذف، تو حذف،
‫تو هم که رسماً حذف.

37:03.515 --> 37:04.713
‫ اینم از این.

37:05.280 --> 37:06.363
‫ عالی بود، مورگن.

37:06.388 --> 37:08.158
‫می‌تونیم با تک‌تک
‫این بیمارستان‌ها تماس بگیریم...

37:08.183 --> 37:09.352
‫نه، لازم نیست.

37:10.428 --> 37:12.847
‫باید سریع یه چیزی رو چک کنم،
‫ولی اگه درست بگم،

37:13.618 --> 37:15.218
‫می‌دونم قاتل رو کجا پیدا کنیم.

37:20.453 --> 37:24.933
‫رزمری کَفِری، 70 ساله در بیمارستان
‫ایتون جنرال، مرحله‌ی نهایی نارسایی قلبی.

37:24.958 --> 37:27.212
‫ اون کسیه که قلب رو می‌گیره.
‫ از کجا فهمیدی؟

37:27.237 --> 37:30.962
‫چون تنها کسی بود که ‫تو پرونده‌ش
.نوشته بود آلبوترول مصرف می‌کنه

37:32.257 --> 37:35.194
‫آره، امدادگرا گفتن مردم دارن
‫آلبوترول می‌دزدن چون کمبود دارو هست.

37:35.219 --> 37:37.054
‫شک ندارم که
‫کمبود دارو وجود داشته،

37:37.079 --> 37:41.500
‫اما مردم آلبوترول نمی‌دزدیدن، یکی از
‫امدادگراها برای مادرش می‌دزدیده.

37:41.525 --> 37:43.610
‫ همون بود که می‌خواستی چک کنی.
‫ دقیقاً.

37:43.635 --> 37:46.054
‫"کَفِری" فامیل شوهر دوم رزمری بوده.

37:46.079 --> 37:50.864
‫شوهر اولش "بیشاپ" بوده، دقیقاً مثل
‫یکی از امدادگرهامون، کریستوفر بیشاپ.

37:50.889 --> 37:52.391
‫اون پسر رزمریه.

37:53.579 --> 37:56.433
‫کریستوفر و نیتِن به خاطر
‫جراحات نیتِن همدیگه رو می‌شناختن.

37:56.458 --> 37:58.477
‫احتمالاً مشکلاتشون رو
‫با هم در میون گذاشته بودن.

37:58.502 --> 38:00.463
‫پس وقتی نیتِن تصمیم می‌گیره
،به زندگی‌ش خاتمه بده

38:00.488 --> 38:02.624
‫پیشنهاد می‌کنه قلبش رو
‫به مادر کریستوفر بده.

38:02.649 --> 38:04.234
‫ولی بعدش نیتِن نظرش عوض می‌شه.

38:04.259 --> 38:06.845
‫خب کریستوفر مجبور شده
‫خودش آستین بالا بزنه.

38:07.442 --> 38:09.438
‫اون میزای به‌هم‌ریخته رو
درست کرد تا مطمئن شه

38:09.463 --> 38:11.716
‫نیتِن دقیقاً جایی بشینه
...که اون می‌خواسته

38:13.719 --> 38:15.839
‫و بعد جسدش رو
‫کشیده تو کوچه پشتی.

38:23.580 --> 38:26.165
‫و یه آلارم تنظیم کرده
تا مطمئن شه ‫یه نفر دقیقاً سر وقت

38:26.190 --> 38:27.650
‫نیتِن رو پیدا می‌کنه.

38:32.551 --> 38:34.041
‫این قضیه، مکان و زمان رو هم توضیح می‌ده.

38:34.066 --> 38:36.404
‫نزدیک به ایستگاه آتش‌نشانی کریستوفر،
‫که بتونه بیاد سر شیفتش

38:36.429 --> 38:38.435
‫قبل از این که تماس گرفته شه
،و یه بهونه جور کنه

38:38.460 --> 38:41.629
‫و مطمئن شه که خودش ‫همون امدادگریه
.که داره به اون تماس رسیدگی می‌کنه

38:41.654 --> 38:43.627
‫همه‌ی این کارا رو کرده
.تا مادرِ در حال مرگش رو نجات بده

38:44.638 --> 38:47.025
‫باشه، ‫به واحد گشت می‌گم
جلو کریستوفر رو بگیرن

38:47.050 --> 38:48.632
‫و به بیمارستان
.ایتون جنرال هم خبر می‌دم

38:50.000 --> 38:52.000
‫قراره نذاریم اون قلب رو بگیره، نه؟

38:57.172 --> 39:02.270
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

39:06.029 --> 39:09.329
‫اصلاً خبر نداشتم. به خدا قسم.

39:09.625 --> 39:13.712
‫فقط بهم گفتن یه قلب
‫آماده شده و موجوده.

39:15.259 --> 39:17.553
‫اون می‌دونه شما خبر دارین؟

39:17.578 --> 39:21.295
‫قلب رو با مدارک آورد
‫و گفت واسه شماست، بعدم رفت.

39:21.320 --> 39:24.425
‫سند اهدای مستقیم آقای گولد
‫هم هنوز اینجا ثبت بود.

39:24.450 --> 39:26.760
‫ما به عنوان نزدیک‌ترین فرد،
‫به کریستوفر پیام دادیم

39:26.785 --> 39:29.163
‫و گفتیم که باید برگرده، اونم برگشت.

39:29.786 --> 39:31.162
‫الان بازداشتش کردیم.

39:32.276 --> 39:34.486
‫می‌ره زندان، مگه نه؟

39:35.160 --> 39:36.161
‫امم...

39:36.660 --> 39:38.548
‫بهم اجازه می‌دین ببینمش؟

39:40.343 --> 39:41.427
‫خواهش می‌کنم.

39:47.772 --> 39:49.315
‫به مأمورهام می‌گم بیارنش تو.

39:49.340 --> 39:50.466
‫ممنونم.

39:51.326 --> 39:54.287
‫البته، دوباره توی لیست
‫انتظار قلب قرار می‌گیرید.

39:55.368 --> 39:56.494
‫واقعاً...

39:57.024 --> 39:59.235
‫دیگه قلب برام مهم نیست.

40:06.783 --> 40:08.410
‫اوه، خدای من.

40:10.693 --> 40:11.947
‫پسر شیرینم.

40:13.955 --> 40:15.110
‫سلام مامان.

40:15.560 --> 40:18.006
‫سلام عزیزم. هی، بیا اینجا.

40:18.844 --> 40:20.011
‫ببخشید.

40:21.418 --> 40:23.638
‫خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.

40:23.889 --> 40:26.209
‫ خیلی دوسِت دارم.
‫ منم دوسِت دارم.

40:26.993 --> 40:29.120
‫سعی کردم. تلاش کردم.

40:44.250 --> 40:47.898
‫کارِ بازپرس‌های پلیس باهاش تموم شد.
‫فکر کنم پدرت می‌خواسته اینو بده به تو.

40:53.387 --> 40:55.777
‫راستش، قبلاً یکی دقیقاً
.مثل همینو بهم داده بود

40:57.345 --> 40:59.305
‫فکر کنم می‌خواسته
.اینو بده به اون خانم

41:03.850 --> 41:05.045
‫یه سؤال بپرسم؟

41:06.481 --> 41:09.359
‫پدرت تمام عمرت غایب بوده،
‫ولی تو دوباره راهش دادی تو زندگیت.

41:10.359 --> 41:11.394
‫چطور این کارو کردی؟

41:14.677 --> 41:16.596
‫فکر کنم مادرم اینجوری بارم آورده.

41:19.933 --> 41:20.934
‫مواظب خودت باش.

41:32.877 --> 41:36.589
‫آنجلا لی، 17 ساله، نقص مادرزادی.

41:36.614 --> 41:39.219
‫وضعیتش بدتر و بدتر شده.
‫دکترا دیگه نتونستن بهترش کنن.

41:42.800 --> 41:44.093
‫اون قلب رو گرفته.

41:49.785 --> 41:50.786
‫ممنونم.

41:52.230 --> 41:53.530
‫فردا می‌بینمت، گیلوری.

42:09.963 --> 42:15.025
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:15.056 --> 42:20.106
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:20.130 --> 42:25.229
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
