WEBVTT

00:01.811 --> 00:05.425
‫شماها اشتباه کردین، منم درستش کردم
.حالا بیاین اینقدر کشش ندیم

00:06.494 --> 00:08.133
‫کدوم اشتباهات رو دیدی؟

00:08.735 --> 00:11.196
‫من یه جورایی وسواس دارم
.‫که همه چیز رو درست کنم

00:11.232 --> 00:13.171
‫اگه یه اشتباهی ببینم
.‫باید حتماً درستش کنم

00:13.196 --> 00:13.978
‫تادا

00:14.003 --> 00:15.571
‫ضریب هوشی من 160ـه

00:15.596 --> 00:17.982
‫اصطلاح تخصصیش میشه
.‫«استعداد درخشان» یا نابغه‌ی بالقوه

00:18.007 --> 00:20.016
‫یعنی قابلیت‌های
.‫ذهنی پیشرفته‌ای داری

00:20.041 --> 00:22.210
‫بیا و تمام وقت این کارو بکن
‫ما بهت احتیاج داریم

00:22.235 --> 00:23.861
‫این خانوم رو می‌شناسی؟
.‫‫من همکارشم

00:23.886 --> 00:26.230
‫ما همکار نیستیم
.‫اون در واقع ‫فقط یه مشاوره

00:26.255 --> 00:27.858
‫وقتی من و تو از هم جدا شدیم
‫توافق کردیم

00:27.883 --> 00:29.593
.‫که تحت هر شرایطی ‫یه خانواده بمونیم

00:29.618 --> 00:31.252
.‫لودو تو رو مثل ‫دختر خودش می‌دونه

00:31.277 --> 00:32.207
.‫این فرق می‌کنه

00:32.232 --> 00:34.498
.‫‫پدرت دوسِت داشت
.‫واسه همینم رفت

00:34.523 --> 00:36.934
‫باید یه نفر رو برام پیدا کنی
.‫رومن سینکوئرا

00:36.959 --> 00:39.028
‫15 سال پیش غیبش زد
‫‫قبوله

00:39.053 --> 00:41.170
‫اینو واسه بابات درست کردی؟
‫‫اگه پیداش کنی

00:41.195 --> 00:43.637
‫معلوم شد رومن به عنوان
.‫مخبر اف‌بی‌آی کار می‌کرده

00:44.149 --> 00:45.963
‫«دو ساعت وقت داری ‫حرکتت رو بکنی»

00:45.988 --> 00:47.195
‫به نظر میاد ‫یه جور بازیه

00:47.220 --> 00:48.955
.‫آدم‌ربا می‌خواد طبق ‫قانون اون بازی کنیم

00:48.980 --> 00:49.834
.‫دارن ما رو می‌پان

00:50.388 --> 00:51.790
.‫آز جواب ‫تلفنش رو نمیده

00:51.815 --> 00:52.824
.‫پیداش کردم

00:54.398 --> 00:56.085
.‫این آدم‌ربا داره ‫بدجوری منو بازی میده

00:56.110 --> 00:57.445
.‫داره در میره

00:57.470 --> 00:58.956
.‫من اینو برات می‌گیرم
.‫‫ممنون

00:58.981 --> 01:00.716
‫من و ایوا دیگه
‫واسه این بازی‌ها پیر شدیم

01:00.741 --> 01:02.275
.‫کلویی هم هنوز ‫چند سالی کار داره

01:02.300 --> 01:03.535
.‫مورگن، می‌دونم کجاست

01:03.560 --> 01:04.920
.‫رومن. اون زنده‌س

01:07.391 --> 01:13.137
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.162 --> 01:18.915
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:40.221 --> 01:42.256
‫هی، اوضاع اونجا چطوره؟

01:42.281 --> 01:44.454
‫خیلی خوب، ‫تازه سومین
.قصه‌ی شبش رو براش خوندم

01:44.479 --> 01:47.381
‫چی؟ فقط سه تا ‫قصه؟
.راحت قسر در رفتی‌ها

01:47.406 --> 01:50.265
‫خیلی ممنون که پیشش موندی
.‫واقعاً به امشب احتیاج داشتم

01:50.290 --> 01:51.914
‫ خواهش می‌کنم. تو راهی؟

01:51.939 --> 01:53.986
‫آره. آره، تو راهم
.‫باشه. مراقب باش

01:54.011 --> 01:55.079
.‫حواسم هست

01:55.104 --> 01:56.805
.‫دوسِتون دارم بچه‌ها. بای
.‫ ما هم دوسِت داریم

01:57.666 --> 02:04.216
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

02:47.980 --> 02:48.980
‫«بیا بازی کنیم»

02:49.005 --> 02:50.669
‫34 دقیقه فرصت داریم
حرکتمون رو انجام بدیم

02:50.693 --> 02:52.335
‫«بازی تازه شروع شده»

02:52.360 --> 02:53.595
‫مجبورم کردن بازی کنم

02:53.620 --> 02:55.387
.‫یه ماسک انیمه‌ایِ ‫سفید زده بودن

02:55.947 --> 02:57.107
‫و دارن ما رو می‌پان

02:57.132 --> 02:59.821
‫هرکی که داره باهامون بازی می‌کنه
.‫دیوید روی پِک نیست

02:59.846 --> 03:01.661
‫خب پس ‫این یارو دیگه کیه؟

03:09.273 --> 03:11.172
‫مامان، کمک! کمکم کن!

03:11.873 --> 03:12.942
‫چی؟ چی شده؟

03:12.967 --> 03:14.397
.‫هیچکس نمی‌تونه کمکت کنه

03:15.134 --> 03:17.416
‫دارین چیکار می‌کنین؟
‫جدی جدی؟

03:18.721 --> 03:21.014
‫اون داره تقلب می‌کنه
.‫بالش‌های من، قانون‌های من

03:21.039 --> 03:22.181
‫بس کن، باشه؟

03:22.206 --> 03:23.634
‫اولاً که ‫این بالش‌بازیه

03:23.659 --> 03:24.702
‫تقلب توش معنی نمیده

03:24.727 --> 03:26.159
‫دوماً، ‫اینا بالش‌های تو نیستن

03:26.184 --> 03:28.271
نه، ‫هی، هی، هی!

03:28.296 --> 03:30.632
‫بهم رکب زد
‫‫تو دوتا دستته، این نامردیه!

03:30.657 --> 03:33.599
‫آهای! من دارم سعی می‌کنم
.‫برای خواهر کوچولوم قصه بخونم تا بخوابه

03:34.361 --> 03:35.289
.اوه

03:35.314 --> 03:37.070
.‫باشه، یواش بازی می‌کنیم. هیس
‫‫آخ!

03:37.883 --> 03:40.582
‫می‌دونی، شاید اگه یه هفته
‫تو این خونه حبس نبودیم

03:40.607 --> 03:42.326
.‫اینجوری مثل حیوونا ‫رفتار نمی‌کردیم

03:43.805 --> 03:46.042
.‫حیوونای وحشی. دیگه نمی‌کشم
‫‫حمله‌ی مار!

03:56.804 --> 03:57.894
.‫رئیست اینجاست

04:00.129 --> 04:01.154
‫اوه!

04:01.799 --> 04:03.437
‫چه به موقع
‫حالا خوابت میاد، مگه نه؟

04:03.462 --> 04:04.616
.‫برو تو تختت
‫باشه

04:04.641 --> 04:05.818
‫میشه تو...؟
.‫ حواسم بهش هست

04:05.843 --> 04:07.410
‫ممنونم
.دارمش، دارمش

04:08.362 --> 04:09.378
‫خب...

04:10.659 --> 04:11.821
اوضاع چطور پیش میره؟

04:13.075 --> 04:15.956
.‫نه چندان خوب، ‫راستش، افتضاحه

04:17.062 --> 04:19.832
‫نمی‌دونم کدومش بدتره
‫اینکه یه روانی دیوونه افتاده دنبالم

04:19.857 --> 04:21.656
‫یا اینکه مجبورم
.در موردش ‫به بچه‌هام دروغ بگم

04:21.681 --> 04:24.556
‫لازم نیست بترسونیشون
.‫ما به زودی این یارو رو می‌گیریم

04:25.419 --> 04:27.058
.‫همه چی به حالت عادی برمی‌گرده

04:27.327 --> 04:28.332
.‫امیدوارم

04:28.356 --> 04:30.033
‫طولی نمی‌کشه که بفهمن

04:30.058 --> 04:33.750
‫لودو به خاطر هجوم
.‫سوسک‌های خرما رو کاناپه نمی‌خوابه

04:34.894 --> 04:37.833
‫اینا بومی محله‌ی اونه. حدس می‌زدم
.‫الیوت چکش کنه. همین کارم کرد

04:39.163 --> 04:41.878
‫غیر از این مشق شبی که برام آوردی
‫خبر دیگه‌ای هم داری؟

04:43.038 --> 04:45.220
‫کاش خبرهای بیشتری ‫در مورد رومن داشتم

04:45.916 --> 04:48.927
‫تقریباً مطمئنیم منبعِ ‫جیو
.اطلاعاتش درست بوده

04:48.952 --> 04:52.055
‫یه جایی تو هندرسونِ ‫نوادا اقامت داره

04:52.080 --> 04:55.083
‫نیروهای اونجا دارن کمکمون می‌کنن
.‫بهش نزدیک‌تر بشیم

04:55.326 --> 04:56.410
‫آدرسی ازش داری؟

04:56.435 --> 04:58.608
.‫هنوز نه، ولی پیدا می‌کنیم

05:00.386 --> 05:01.612
.‫حلش می‌کنیم

05:03.896 --> 05:05.030
‫حال اون چطوره؟

05:06.006 --> 05:07.111
‫کارادک؟

05:08.530 --> 05:09.998
.‫اونم منتظره که برگردی

05:11.029 --> 05:12.064
.‫همه‌مون منتظریم

05:37.993 --> 05:41.138
‫هی، هی! دَف، کجا میری؟
‫‫قرار دارم

05:41.163 --> 05:42.463
‫جداً؟ این وقت شب؟

05:43.909 --> 05:45.309
‫جوش نزنین بابا

05:45.334 --> 05:47.919
‫فقط یه دوسته
.‫شماها هم دیگه باید از اینجا برین

05:47.944 --> 05:49.813
‫نمی‌تونیم که پشت سر هم
.‫شب‌بیداری کنیم

05:49.838 --> 05:52.373
‫آره، می‌دونی چیه آز؟
‫راست میگه. برو خونه

05:52.398 --> 05:54.735
‫چرا؟ مگه قراره ‫اصلاً خوابم ببره؟

05:55.345 --> 05:56.840
‫نه تا وقتی اون حروم‌زاده رو بگیریم

05:57.137 --> 05:58.487
‫خب، از این حس مسئولیتت ممنونم

05:58.512 --> 06:00.858
‫ولی داغون کردن خودت
‫کمکی به پرونده نمی‌کنه

06:00.883 --> 06:02.025
‫آره، تو خودت چی؟

06:02.050 --> 06:03.484
.‫منم پشت سرتون میام

06:03.509 --> 06:05.928
‫تو افتضاح دروغ میگی
.‫‫آره، خیلی تابلو بود

06:06.458 --> 06:08.378
.‫فعلاً بچه‌ها
.‫‫می‌بینمت

06:10.926 --> 06:11.931
.خیلی‌خب

06:20.468 --> 06:21.936
‫هی، چرا اینقدر ‫دیر زنگ زدی؟

06:23.357 --> 06:24.746
‫سلام آقای اخمو

06:25.437 --> 06:27.025
‫منم از شنیدن صدات خوشحالم

06:27.050 --> 06:29.119
‫چرا تا این وقت شب سر کاری؟
‫از کجا می‌دونی سر کارم؟

06:29.144 --> 06:32.356
‫خب، ساعت 2 صبح تلفنت رو جواب دادی
.‫زندگی اجتماعی هم که نداری

06:32.381 --> 06:34.415
‫آره، می‌دونی، این یارو
‫رفته سراغ یکی از خودمون

06:34.440 --> 06:36.443
‫به تو نزدیک شد
‫به بچه‌هات نزدیک شد

06:36.468 --> 06:38.445
‫واسه همینم برای همه‌مون
.‫غیرممکن بوده کوتاه بیایم

06:38.470 --> 06:40.165
‫واقعاً فکر می‌کردم
‫تا الان پیداش کرده بودیم

06:40.190 --> 06:41.937
‫مخصوصاً با چهره‌نگاریش
.‫که همه‌جا تو اخبار پخشه

06:41.962 --> 06:44.301
‫آره. منم همینطور
‫می‌دونی، خیلی با جزئیاته

06:44.326 --> 06:47.403
‫بله، خیلی با جزئیاته، ‫من با دو تا طراح
.مختلف ‫روش کلی زحمت کشیدم

06:47.428 --> 06:51.541
‫نه، دماغش زیادی عقابیه
.‫استخون گونه‌هاش که اصلاً فاجعه‌س

06:51.566 --> 06:52.742
داری‫ چیکار می‌کنی؟

06:52.767 --> 06:55.313
اوه فکر کردم گفتم
،یه شکاف کوچیک ‫و فقط یه چالِ ریز

06:55.337 --> 06:57.789
.‫ولی انگار گفتم ‫جان تراولتا و یادم نمیاد

06:57.814 --> 06:58.882
.‫همه‌شو پاک کن

06:59.250 --> 07:01.444
‫خدایا، ‫باید یاد بگیرم نقاشی بکشم

07:03.770 --> 07:05.721
.‫از این حس خوشم نمیاد، کارادک

07:05.746 --> 07:06.760
.‫گنده. ازش متنفرم

07:06.785 --> 07:08.687
‫آره. منم همینطور

07:10.658 --> 07:11.662
‫آره

07:13.454 --> 07:14.820
‫برو یکم بخواب

07:15.864 --> 07:16.898
‫تو هم همینطور

07:36.912 --> 07:39.261
‫صبح بخیر، چستر
‫‫هی. چی داری اونجا؟

07:39.848 --> 07:42.802
‫خب، هیچی بهتر از این نمی‌تونه بگه
‫«ممنون که مراقب خانواده‌م بودی»

07:42.827 --> 07:44.636
‫جز یه جعبه‌ی باز ‫شیرینی کَره‌ای

07:45.530 --> 07:48.265
‫می‌خواستم صبحونه‌ای که واسه کلویی
.‫درست کردم رو برات بیارم ‫ولی حال بهم زنه

07:48.290 --> 07:51.393
‫آره، ستوان سوتو نگفته بود
.‫این مأموریت مزایا هم داره

07:51.418 --> 07:52.574
‫پس ممنونم

07:53.770 --> 07:56.840
‫شب آرومی بود؟
.‫آره، آره، همه چی امن و امان

07:56.865 --> 07:58.809
‫هی، شیک کردی، ‫جایی میری؟

07:58.834 --> 08:00.369
‫فقط باید برم چندتا کار انجام بدم

08:00.394 --> 08:02.187
‫بعداً می‌بینمت
‫‫باشه

08:15.028 --> 08:16.293
‫کسی این دور و بر نیومد؟

08:16.318 --> 08:19.421
‫نه، فقط همون همیشگیا
.‫بچه‌ها، سگ‌ها، خودت که می‌دونی

08:20.232 --> 08:21.273
‫چطور؟

08:22.506 --> 08:23.574
.‫آدرس اشتباهه

08:27.438 --> 08:28.672
‫همه چی مرتبه، مورگن؟

08:28.697 --> 08:31.666
‫آره، فقط یه لحظه میرم
.‫سر نبش و برمی‌گردم

08:31.691 --> 08:33.143
‫می‌خوای درخواست ‫اسکورت پلیس بدم؟

08:33.168 --> 08:34.500
‫نه، لازم نیست ‫سریع برمی‌گردم

08:36.138 --> 08:37.506
.‫چشمت به خونه باشه

09:24.546 --> 09:28.023
‫چرا هیچکس تلفنشو جواب نمیده؟
‫مثل دیوونه‌ها دارم پیام میدم

09:28.048 --> 09:30.200
‫بچه‌ها، کارِ «بازی‌ساز»ـه

09:30.225 --> 09:33.919
‫این نامه رو برام فرستاده تا مجبور شم
‫از جلوی یه خونه‌ی خیلی مشخص رد بشم

09:33.944 --> 09:35.313
.‫می‌دونم کار خودش بوده

09:35.338 --> 09:38.208
‫اصلاً می‌دونین
‫چقدر نادره که اداره‌ی پست آمریکا

09:38.233 --> 09:40.602
‫نامه‌ای رو ‫به آدرس اشتباهی بفرسته؟

09:41.951 --> 09:44.420
‫با وجود سیستم تشخیص ‫نوری کاراکتر

09:44.952 --> 09:48.722
‫اسکن بارکد
‫و سیستم کد پستیِ چهار رقمی اضافه

09:49.711 --> 09:52.324
‫فوق‌العاده نادره
‫و اون می‌دونه که من اینو می‌دونم

09:52.349 --> 09:55.574
‫و اینم می‌دونه که خیابون
.‫بغلی ما یه کوچه‌ی بن‌بسته

09:55.599 --> 09:59.470
‫پس می‌دونسته برای رسیدن ‫به این آدرس،
.مجبورم از جلوی ‫اون خونه رد بشم

09:59.495 --> 10:00.930
.‫می‌دونم کار خودش بوده

10:01.643 --> 10:03.469
‫صبح بخیر، مورگن، ‫خوش برگشتی

10:04.926 --> 10:06.369
‫خیلی بد وارد شدم؟
.‫‫یه کم

10:06.394 --> 10:07.496
‫خیلی زیاده‌روی بود

10:08.072 --> 10:09.106
.‫ببخشید

10:09.381 --> 10:10.699
‫صبح بخیر، دَفنی

10:11.170 --> 10:13.076
.‫آز، خیلی خوشحالم ‫که برگشتی سر کار

10:13.573 --> 10:14.704
.‫منم همینطور

10:14.729 --> 10:16.531
‫خوبی؟
.‫‫آره

10:16.556 --> 10:17.657
‫منم خوب نیستم

10:17.945 --> 10:20.450
‫و بله، مورگن
‫ما همه‌ی پیام‌هات رو گرفتیم

10:20.475 --> 10:21.871
‫و دو تا پیام صوتی هم گرفتیم

10:21.896 --> 10:24.788
‫که شنیدنشون یه کم سخت بود
‫چون انگار داشتی می‌دویدی؟

10:24.813 --> 10:28.183
‫آره، خب چی؟ ‫انتظار داشتی
پاورچین پاورچین ‫بیام یا سلانه سلانه راه برم؟

10:28.208 --> 10:31.068
‫معلومه که می‌دویدم. موضوع مهمیه
‫لطفاً اینو برای انگشت‌نگاری بفرستین

10:31.920 --> 10:33.130
‫دیگه چی تو این پاکته؟

10:33.155 --> 10:35.232
‫احتمالاً بیسکویت دندونی ‫یا یه همچین چیزیه

10:35.257 --> 10:36.925
‫من نمی‌دونم.
.اینقدر ‫بزرگش نکنین

10:36.950 --> 10:39.245
‫ضمناً، به نظر میاد این کیسه رو
‫میشه چند بار دیگه هم استفاده کرد

10:39.270 --> 10:40.442
.‫ کارشون که تموم شد بهم پسش بدین

10:40.467 --> 10:43.373
‫خب، یعنی واقعاً فکر می‌کنیم
‫این ممکنه کار ‫«بازی‌ساز» باشه؟

10:43.398 --> 10:44.634
‫بله
‫‫مطمئن نیستم

10:44.872 --> 10:46.443
‫من مطمئنم
مطمئنی؟

10:46.468 --> 10:49.112
‫چون هفته‌ی پیش هم چند تا پرونده‌ی دیگه بود
‫که تو در موردشون خیلی مطمئن بودی...

10:49.137 --> 10:50.261
‫می‌فهمم، باشه؟

10:50.286 --> 10:52.649
‫قبول دارم چند بار هول شدم
‫ولی بچه‌ها، خودتون فکرشو بکنین

10:52.674 --> 10:56.745
‫آهنگ «شیر امشب می‌خوابه»
‫به علاوه‌ی اون بازی جورچین حیوانات جنگل

10:56.770 --> 11:00.374
‫که تو کیسه‌ی خریدم
.‫کنار بچه‌هام گذاشته بود. کار خودشه

11:00.878 --> 11:03.669
‫تا الان چی داریم؟
‫‫هنوز داریم اطلاعات جمع می‌کنیم

11:03.694 --> 11:05.530
‫از همون کسی شروع کردیم
‫که تو اون آدرس زندگی می‌کنه

11:05.555 --> 11:09.466
‫فقط یه اسم تو اجاره‌نامه هست. مایا پرایس
‫امروز صبح براش پیغام گذاشتیم

11:09.491 --> 11:11.527
‫امیدواریم زود جواب بده
‫و حالش خوب باشه

11:11.871 --> 11:13.215
‫مایا پرایس خواهرمه

11:13.629 --> 11:14.974
‫نمی‌تونیم پیداش کنیم

11:16.619 --> 11:18.370
‫خیابون ولز، پلاک 1522؟

11:18.637 --> 11:19.653
‫مامان کجاست؟

11:27.990 --> 11:29.925
‫ دیشب داشتم از مکس ‫مراقبت می‌کردم

11:30.565 --> 11:34.610
‫امروز صبح هم وقتی نیومد
.دنبالش ‫رفتم خونه‌ی مایا

11:34.635 --> 11:37.960
‫درِ خونه‌ش باز بود
.‫همونجا فهمیدم یه اتفاقی افتاده

11:38.043 --> 11:41.367
‫ولی شماها از کجا فهمیدین
‫که اون گمشده؟

11:41.392 --> 11:43.721
‫مشاور ما، مورگن
.‫داشت از اونجا رد می‌شد

11:44.025 --> 11:45.360
.‫یه خیابون اون‌طرف‌تر زندگی می‌کنم

11:46.228 --> 11:47.357
‫جدی؟
‫‫آره

11:48.636 --> 11:49.806
.‫چه تصادف عجیبی

11:49.831 --> 11:52.566
‫سارا، همه چیز رو
.‫از دیشب برامون تعریف کن

11:52.901 --> 11:55.298
‫مایا چندتا بلیت مجانی گیرش اومده بود

11:55.323 --> 11:57.247
‫تا بره یه برنامه
.‫تو کلاب شبانه‌ی «ساوند» ببینه

11:57.272 --> 11:58.758
‫می‌دونی با کی بوده؟

11:58.783 --> 12:00.878
‫با یه دوست از محل کارش، ‫فکر کنم

12:01.632 --> 12:03.367
‫می‌دونین، برام ‫یه عکس فرستاد

12:04.946 --> 12:07.672
‫کجا کار می‌کنه؟
‫‫تو شرکت موسیقی «آرتفول گَل»

12:08.258 --> 12:10.865
‫پاره‌وقت هم تو «کاسکو» کار می‌کنه
.‫تا خرجش رو در بیاره

12:11.146 --> 12:14.231
‫سارا، هیچ احتمالش هست
‫که مایا ‫زیادی مشروب خورده باشه

12:14.256 --> 12:16.850
‫و آخر شب هم خونه
‫یکی از دوستاش مونده باشه؟

12:17.618 --> 12:21.790
‫نه، اون... اهل مشروب نیست
‫مسئولیت‌پذیرترین آدمیه که می‌شناسم

12:26.003 --> 12:28.633
‫ببخشید می‌ترسم که
... بلایی سرش اومده باشه و

12:29.572 --> 12:31.420
‫فلپی بِرد بازی کن، ولی...
‫‫بذار ببینم

12:32.240 --> 12:34.209
‫آره، دارم سعی می‌کنم
‫به خاطر مکس خودمو کنترل کنم

12:34.556 --> 12:36.303
‫وضعیت ‫پدر مکس چطوره؟

12:36.842 --> 12:38.049
‫دِرِک، اون...

12:39.180 --> 12:42.105
‫پسر خوبیه
‫فقط یه سری عادتای بد داره

12:42.900 --> 12:44.928
‫نمی‌تونست یه جا سر کار بند بشه
.‫اوضاع یه کم به هم ریخت

12:44.953 --> 12:46.377
‫به هم ریخت؟ چطوری؟

12:46.402 --> 12:47.933
‫مشکل حضانت داشتن

12:48.907 --> 12:50.942
.‫آره، هفته‌ی دیگه ‫وقت دادگاه دارن

12:54.704 --> 12:56.773
‫سارا ‫این مرد رو می‌شناسی؟

12:57.010 --> 12:59.710
‫ به یه پرونده‌ی دیگه‌ای که ‫روش
کار می‌کنیم مرتبطه ‫و فکر می‌کنیم...

12:59.735 --> 13:01.469
.‫ خب، فعلاً همینا رو ‫می‌تونیم بگیم

13:04.039 --> 13:05.075
‫نه

13:05.775 --> 13:08.443
‫مطمئنم اگه قبلاً دیده بودمش
.‫یادم می‌موند. من چهره‌ها یادم نمیره

13:08.468 --> 13:11.704
‫سارا، به محض اینکه به جوابی برسیم
‫باهات تماس می‌گیریم

13:14.617 --> 13:15.594
.‫اینه

13:22.909 --> 13:24.434
.‫منو یاد دوران کلاب رفتنم میندازه

13:24.459 --> 13:26.961
‫اینم اضافه کن به لیست چیزایی
.‫که من و مایا توش مشترکیم

13:26.986 --> 13:28.572
‫خب، اگه دربانِ کلاب گفته

13:28.597 --> 13:30.807
‫دیشب حدود ساعت 9:30 دیده
‫مایا تنها بیرون رفته

13:30.832 --> 13:33.134
‫اونوقت سؤال اینه که ‫کجا رفته؟

13:33.159 --> 13:34.499
...‫این پارکینگ

13:34.874 --> 13:37.782
‫اون قرن‌ها بیرون نرفته بود
‫قرار نیست کلی بچرخه ‫دنبال جای پارک بگرده

13:37.807 --> 13:39.291
‫به علاوه‌ نزدیک هم هست، می‌دونی

13:39.316 --> 13:41.064
‫باورت بشه یا نه، ما هم
‫استفاده از اسپری فلفل رو خوشمون نمیاد

13:41.089 --> 13:43.903
‫منطقیه. خب،
مایا ‫یه هوندا آکورد نقره‌ای داشته

13:43.928 --> 13:46.463
‫اگه اینجا نباشه ‫به دَفنی میگم
مشخصات ماشین رو ‫برای ردیابی اعلام کنه

13:48.959 --> 13:50.728
‫نمی‌دونم مورگن ‫اینجا زیادی توی دیده

13:50.753 --> 13:52.262
‫بعیده ‫که اینجا دزدیده شده باشه

13:52.287 --> 13:54.440
.‫حتماً یه مکان دومی هم بوده
.‫‫نه

13:54.893 --> 13:55.955
.‫همینجا بوده

13:57.689 --> 14:01.129
‫اون چراغ‌های خراب خیابون، ‫تاریکیِ کاملی رو
.برای ‫قایم شدن بهش داده بودن

14:01.154 --> 14:02.153
‫و اینو می‌بینی؟

14:05.095 --> 14:07.552
.‫این یه ته پاشنه‌ی ‫کفششه

14:07.946 --> 14:10.013
.‫یه کفش، نه لزوماً کفش مایا

14:10.038 --> 14:11.607
.می‌خوام همین‌طور ادامه بدم

14:13.542 --> 14:14.844
‫اینجا بهش حمله کرده

14:23.409 --> 14:24.611
‫اونم مقاومت کرده

14:24.636 --> 14:26.973
‫با استفاده از کیفش
به عنوان سلاح ‫از دستش فرار کرده

14:30.826 --> 14:32.632
‫اون بالم لب، آب‌نبات...

14:33.373 --> 14:35.146
‫و این تیکه‌های ‫کوچیک شیشه...

14:36.432 --> 14:38.510
...‫که بوی ‫شکوفه‌ی پرتقال میدن

14:38.535 --> 14:40.970
‫باید مال یه عطر سَمپِل
‫از یه فروشگاه بزرگ بوده باشه

14:41.444 --> 14:42.479
‫باهاش آشنام

14:44.078 --> 14:45.301
‫بعدش دویده

14:45.559 --> 14:48.376
‫شب جمعه بوده
‫حتماً یه نگهبان ‫تو اون اتاقک اونجا بوده

14:50.351 --> 14:51.468
‫اون به کمک احتیاج داشته

14:56.217 --> 14:57.485
‫ولی کمکی بهش نرسیده

14:58.687 --> 15:00.790
‫پس این ردها رو باید
‫پاشنه‌ی کفش‌هاش به جا گذاشته باشه

15:00.815 --> 15:02.917
‫احتمالاً وقتی که داشته اونو
.‫به سمت ماشینش می‌کشونده

15:04.359 --> 15:05.577
.‫آره، یا ماشین خودش

15:06.633 --> 15:09.698
‫که یعنی باید ماشینش رو
.‫دقیقاً همینجا پارک کرده باشه

15:10.186 --> 15:11.348
‫کارادک، نگاه کن

15:11.825 --> 15:14.468
‫دو تا خط رد پاشنه هست
‫و بعدش تبدیل به یه خط میشه

15:14.493 --> 15:17.581
‫یعنی از یه جایی به بعد ‫فقط یه پاشنه
.داشته کشیده میشده ‫و رد مینداخته

15:17.606 --> 15:19.710
‫این یعنی موقع درگیری
‫یه لنگه کفشش از پاش دراومده

15:21.476 --> 15:22.648
‫پیداش کردم

15:31.501 --> 15:34.783
‫بدن بیهوشش رو تو صندوق عقب
.‫ماشین خودش جا داده

15:37.874 --> 15:39.535
‫تمام مدت کنترل اوضاع رو ‫در دست داشته

15:41.296 --> 15:42.330
‫ اونم اینو می‌دونسته

15:46.665 --> 15:48.579
‫مشخصات ماشین مایا رو
.‫برای ردیابی اعلام کردم

15:48.604 --> 15:50.346
‫خوبه. حالا به رسانه‌ها خبر بده

15:50.371 --> 15:52.207
‫بهشون بگو امروز ‫یه نشست خبری داریم

15:52.232 --> 15:54.217
‫و یه عکس از مایا رو هم ‫آماده کن.
.چشم

15:54.242 --> 15:56.077
‫و شاید بهتر باشه عکس این یارو رو
.‫هم دوباره نشونشون بدیم

15:56.102 --> 15:59.122
‫نه تا وقتی که مطمئن بشیم می‌تونیم
‫«بازی‌ساز» رو به این آدم‌ربایی ربط بدیم

15:59.147 --> 16:01.550
‫در حال حاضر
.‫روی پیدا کردن مایا تمرکز می‌کنیم

16:01.575 --> 16:03.193
‫منم خیلی روی پیدا کردن ‫مایا متمرکزم

16:03.218 --> 16:05.028
‫واسه همینم می‌خوام روی مردی
.‫تمرکز کنم که اونو دزدیده

16:05.053 --> 16:07.440
‫فکر کنم حق با اونه
.خیلی چیزاش زیادی اتفاقیه

16:07.465 --> 16:09.833
‫نتیجه‌ی انگشت‌نگاری نامه‌ی مورگن اومد
‫‫خب؟

16:09.858 --> 16:11.434
.‫اثر انگشت تو و پستچی روشه

16:11.459 --> 16:14.563
‫مثل اینکه مایا چند ماه پیش
‫مجوز حمل سلاح گرفته

16:14.588 --> 16:16.849
‫برای محافظت در برابر شوهرش؟
.‫‫بریم بفهمیم

16:16.874 --> 16:20.945
‫می‌خوام دِرِک فوراً برای بازجویی ‫بیاد اینجا،
و مجوز بازرسی ‫خونه‌ی مایا رو هم گرفتیم

16:20.970 --> 16:22.705
‫پاشین بریم اونجا ‫وقت داره میگذره

16:38.426 --> 16:41.030
‫هوم. می‌دونی، این صفحه گرامافون
.‫به بقیه‌ی کلکسیونش نمیاد

16:41.055 --> 16:42.858
‫با خودمون می‌بریمش
.‫برای انگشت‌نگاری چکش می‌کنیم

16:46.482 --> 16:50.084
‫قفل‌ها جدیدن ‫احتمالاً تو همین
.‫یکی دو ماه اخیر نصب شدن

16:50.109 --> 16:52.733
‫خب، پس قطعاً به نظر میاد
‫مایا یه اسلحه خریده

16:52.758 --> 16:54.404
‫سابقه‌ی خریدش
.برای دو هفته ‫پیش ثبت شده

16:54.429 --> 16:55.956
‫ولی هیچ اسلحه‌ای ‫هیچ‌جا پیدا نمی‌کنم

16:55.981 --> 16:57.483
‫باشه، دَف
‫ما بازم می‌گردیم، باشه؟

16:57.508 --> 16:58.415
‫باشه

17:17.292 --> 17:18.827
‫کارادک؟
‫‫بله؟

17:18.852 --> 17:21.788
‫اینو نگاه کن
‫پرادا، گوچی، ورساچه

17:22.561 --> 17:24.765
‫اینا هزاران دلار جنسه
.‫که مایا از پس خریدشون برنمیاد

17:25.116 --> 17:26.544
‫ از طرف کسی هدیه بوده؟

17:26.569 --> 17:28.971
‫آره، ولی هیچکدومشون نیستن
.‫‫خب، شاید دزدیده شدن

17:48.481 --> 17:50.649
‫کارادک. کارادک!

17:50.674 --> 17:52.193
‫بله، مورگن؟

17:52.218 --> 17:54.203
‫تقریباً مطمئنم اون
‫جنسای گرون‌قیمت دزدیده نشدن

17:54.228 --> 17:55.706
.‫فروخته شدن. بزن بریم

17:56.034 --> 17:57.908
‫کجا بریم؟
"بون‌یارد"

17:57.933 --> 18:01.336
‫"بون‌یارد"؟
بله، البته ‫چرا نباید بریم "بون‌یارد"؟

18:01.361 --> 18:03.732
‫شماها برین محل کار مایا رو چک کنین
‫شرکت موسیقی «آرتفول گَل»

18:03.757 --> 18:04.982
.‫چیزی پیدا کردین بهم زنگ بزنین

18:06.570 --> 18:07.850
"گرویی "بون‌یـارد

18:11.379 --> 18:12.480
‫فریتزی

18:13.545 --> 18:14.851
‫خوشحالم می‌بینمت

18:14.876 --> 18:18.081
‫هی، دیگه واسه پس گرفتن ‫مخلوط‌کن‌ت
.خیلی دیره، مورگن، ‫آب شده رفته

18:18.106 --> 18:19.509
‫نه، مخلوط‌کن رو نمی‌خوام

18:19.534 --> 18:22.198
‫تازه الان یه شغلی دارم ‫که بهم
.اجازه میده ‫لوازم برقی‌م رو نگه دارم

18:22.223 --> 18:24.392
‫ما برای یه کار رسمی
.‫پلیسی اینجاییم، فریتزی

18:25.126 --> 18:27.696
‫تو پلیسی؟
.‫‫نه، ولی چک حقوقمو امضا می‌کنن

18:27.721 --> 18:30.423
‫این خانوم... گمشده

18:30.892 --> 18:34.219
‫و می‌دونم که تازگیا یه سری ‫جنس
.مارک‌دار خیلی گرون ‫رو فروخته

18:34.870 --> 18:35.904
‫خب...

18:36.653 --> 18:37.854
‫خب اونا رو می‌خوام

18:38.030 --> 18:39.650
‫اون جنس‌ها رو می‌تونسته
.‫هرجایی بفروشه

18:39.675 --> 18:42.374
‫آره، ولی یه پیانوی
.‫الکترونیکی هم برای بچه‌ش برداشته

18:42.399 --> 18:44.631
‫چی؟ مگه انحصار فروش ‫پیانوهای
الکترونیکی بچه‌گونه دست منه؟

18:45.061 --> 18:46.214
‫فریتزی

18:46.239 --> 18:49.453
‫یه جای چسبناک ‫کنارش بود
.‫به شکل استخون سگ

18:50.116 --> 18:52.318
‫تو جنسای مردم رو می‌فروشی
‫و بعد اتیکت قیمتش رو می‌کَنی

18:52.343 --> 18:53.764
‫ولی هیچوقت
.جای چسبش رو پاک نمی‌کنی

18:53.789 --> 18:55.658
.‫پاک کردنش جون آدمو بالا میاره
.‫‫می‌دونم

18:57.126 --> 19:00.236
‫باشه، قبوله. خیلی‌خب
‫من با اون خانوم خوب تا کردم

19:00.261 --> 19:03.115
‫ولی نمی‌تونم هزاران دلار
‫جنس رو همینجوری بدم دست شما

19:03.140 --> 19:05.441
‫همینجوریشم این روزا به زور
.‫چراغ اینجا رو روشن نگه داشتم

19:05.466 --> 19:08.256
‫ پلیس لس‌آنجلس میذاره پای حسابش
.‫‫حسابی در کار نیست، مورگن

19:08.631 --> 19:11.598
‫ پلیس لس‌آنجلس از ‫صندوق
.مخفی شهرداری خسارتت رو میده

19:11.623 --> 19:12.879
.‫همچین چیزی وجود نداره

19:13.121 --> 19:14.924
‫فریتزی، چرا ‫جنس‌ها رو تحویل نمیدی؟

19:14.949 --> 19:17.520
‫وگرنه مجبور میشم سریع یه حکم
‫برای بازرسی دقیق‌تر بگیرم

19:17.545 --> 19:19.823
‫و کی می‌دونه چه جور‫
.جنسای قاچاقی ‫اینجا پیدا کنیم

19:19.848 --> 19:21.663
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫این دیگه زیاده‌رویه

19:21.692 --> 19:23.668
‫می‌خوای ادای گنده‌ها رو دربیاری؟
.آره همینطوره

19:23.693 --> 19:26.165
‫این بنده خدا داره سعی می‌کنه
‫خرجشو دربیاره. فریتزی، واقعاً متأسفم

19:26.190 --> 19:28.231
‫ببین چیکار می‌کنیم
‫تو جنس‌ها رو به من قرض بده

19:28.256 --> 19:30.425
‫ منم قول میدم به محض اینکه ‫کارمون
.باهاشون تموم شد ‫بهت برگردونم

19:31.325 --> 19:32.835
‫باشه
‫آره؟

19:33.133 --> 19:35.038
.‫خیلی‌خب. ‫ممنونم، قربان

19:35.875 --> 19:38.142
‫ اگه حرفی که در مورد
‫اون خانوم میزنی راست باشه

19:38.167 --> 19:39.643
‫شاید بهتر باشه
با اون ‫آقایی صحبت کنین

19:39.668 --> 19:41.362
‫که داشت تو پارکینگ من
.‫باهاش جر و بحث می‌کرد

19:42.137 --> 19:43.401
‫قیافه‌ش رو دیدی؟

19:43.711 --> 19:46.052
.‫نه، ولی دوربین‌هام دیدن

19:57.152 --> 19:58.887
‫درک، دلیلی که امروز ‫آوردیمت اینجا

19:58.912 --> 20:00.580
اینه که ‫مایا از دیشب گمشده

20:00.931 --> 20:02.866
.‫اونو از یه پارکینگ ‫تو هالیوود دزدیدن

20:02.891 --> 20:04.026
‫وای خدای من!

20:04.593 --> 20:05.761
‫وای خدای من!

20:06.558 --> 20:08.393
‫اصلاً خبر نداشتم

20:10.220 --> 20:13.848
‫مکس چی؟ حال مکس خوبه؟ اون...
‫‫حال مکس خوبه. پیش ساراست

20:14.254 --> 20:16.402
‫ تو هم می‌تونستی زودتر بفهمی
.‫ولی پیدات نمی‌کردیم

20:16.427 --> 20:18.737
‫خب، داشتم تو یه بار
.‫تو «نوهو» ‫چندتا پیک می‌زدم

20:19.670 --> 20:22.218
‫باشه، بیشتر از ‫چندتا پیک زدم.
حالم گرفته بود

20:22.686 --> 20:24.287
‫این اواخر زیاد ‫بچه‌م رو ندیدم

20:24.312 --> 20:27.627
‫مثل اینکه اوضاع بین شما دو تا
.‫بیرون "بون‌یارد" حسابی داغ بوده

20:34.830 --> 20:37.157
‫ببینین، اون...
‫تلفن‌هام رو جواب نمیداد

20:37.540 --> 20:40.208
‫ قبول دارم که اشتباه کردم
‫دنبالش رفتم، آره

20:41.036 --> 20:43.252
‫داشت از یکی
هدیه‌های ‫گرون‌قیمت می‌گرفت

20:43.899 --> 20:46.787
‫و منم... حسودیم شد
‫اینو قبول دارم. باشه؟

20:48.402 --> 20:51.422
‫ببینین، من هیچوقت...
‫هیچوقت بهش آسیب نمی‌زنم

20:53.474 --> 20:56.310
‫می‌دونستی که مایا
تازگیا ‫یه اسلحه خریده، ‫درک؟

20:56.335 --> 20:58.705
‫یعنی، چرا...
‫ممکنه همچین کاری کرده باشه؟

20:59.652 --> 21:01.575
‫چی؟ نه، نه

21:02.184 --> 21:03.424
‫مایا از اسلحه متنفره

21:04.656 --> 21:06.543
‫کار این نیست
‫داریم وقت تلف می‌کنیم

21:06.568 --> 21:08.436
‫شاید کار اون باشه. شایدم نباشه

21:08.461 --> 21:10.296
‫شاید چیزی می‌دونه ‫که ما نمی‌دونیم

21:10.692 --> 21:12.326
‫درک، دستت چی شده؟

21:15.485 --> 21:17.949
‫راستش، نمی‌دونم
.‫یادم نمیاد

21:17.974 --> 21:20.730
‫خودمو رسوندم ‫خونه رفیقم
.‫و بعدش از هوش رفتم

21:21.350 --> 21:23.281
.‫مایا تمام دنیای منه

21:25.735 --> 21:26.999
‫عشق زندگیم

21:28.143 --> 21:29.473
‫و دلم برای پسرم تنگ شده

21:29.498 --> 21:32.366
‫من اشتباهاتی کردم، ‫بله، ولی من...

21:33.282 --> 21:34.564
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

21:35.332 --> 21:36.636
.‫شا باید پیداش کنین

21:41.623 --> 21:43.491
‫خب، داریم در مورد
‫حرفای درک تحقیق می‌کنیم

21:44.768 --> 21:46.979
‫باشه
‫‫آز و دَفنی با یه نفر برگشتن

21:47.004 --> 21:48.457
.‫که فکر کنم بخوای ‫باهاش حرف بزنی

21:49.075 --> 21:50.098
‫‫بری گیب؟

21:50.420 --> 21:52.123
‫زنی که تو کلاب ‫با مایا بوده

21:59.942 --> 22:01.209
‫خیلی بهمون خوش گذشت

22:01.234 --> 22:03.595
‫معلوم بود که احتیاج داره
.‫یه شب برای خودش باشه

22:03.854 --> 22:05.596
‫درگیری سر حضانت
داشت ‫بهش فشار میاورد

22:05.621 --> 22:08.158
‫و حسابی از اینکه وکیل‌ها
.‫چقدر گرونن کلافه بود

22:08.183 --> 22:11.795
‫رئیستون، جیسون هاوارد
‫درسته؟ می‌خوایم باهاش صحبت کنیم

22:11.820 --> 22:13.190
.‫ولی پیدا کردنش سخته

22:13.495 --> 22:14.853
‫اصلاً تعجب نمی‌کنم

22:15.439 --> 22:17.801
‫اون سال‌ها پیش
با پارتی‌بازی ‫مدیرعامل شد

22:17.826 --> 22:19.721
‫و اخلاق کاریش هم ‫اینو ثابت می‌کنه

22:19.746 --> 22:22.968
‫احتمال اینکه تو یه سفر کاری
‫برای استعدادیابی تو ایتالیا باشه

22:22.993 --> 22:26.643
‫یا تو یکی از ویلاهاش
‫خیلی بیشتر از اینه که ‫تو دفترش باشه

22:26.668 --> 22:28.024
‫هوم، چندش‌آوره

22:28.382 --> 22:29.999
‫خب، مایا با کسی قرار میذاشت؟

22:30.024 --> 22:32.445
‫مثلاً کسی که بتونه از پس
‫خرید جنسای مارک‌دار بربیاد؟

22:33.145 --> 22:34.779
‫در مورد هدیه‌ها بهم گفته بود

22:36.178 --> 22:39.486
‫حدس می‌زنم کی براش فرستاده
.‫ولی خودش تأیید نمی‌کرد

22:39.511 --> 22:41.658
‫فکر می‌کنی جیسون
اون هدیه‌ها رو ‫براش می‌فرستاده؟

22:41.683 --> 22:45.195
‫تقریباً مطمئنم تنها دلیلی که ‫
.اصلاً میاد شرکت، اینه که ‫اونو ببینه

22:45.627 --> 22:47.405
‫اون بلیت‌های کلاب رو هم
‫اون بهمون داد

22:47.430 --> 22:50.300
‫به مایا گفت لیاقتش رو داره
.‫که یه شب بی‌خیال همه چی بشه

22:50.325 --> 22:51.953
‫یعنی، فکر می‌کنین شاید...

22:52.594 --> 22:55.721
‫نه. عمراً. مایا هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنه

22:55.746 --> 22:59.005
‫همون اولش هم از گرفتن بلیت‌ها
.‫حس خوبی نداشت

22:59.234 --> 23:00.801
‫ولی شب «گاگا» بود

23:02.621 --> 23:04.061
‫و اصرار دوستا و...

23:05.344 --> 23:06.788
‫من دوست بدی‌ام؟

23:07.782 --> 23:09.150
‫الان اینجایی، مگه نه؟

23:11.880 --> 23:13.882
.‫می‌دونی، یه جورایی ‫شبیه‌شی

23:18.862 --> 23:20.330
‫هی، دَفنی
‫دیگه چی در مورد جیسون داریم؟

23:20.355 --> 23:22.257
‫شش تا شکایت ‫آزار و اذیت جنسی

23:22.282 --> 23:23.533
.‫تو پنج سال گذشته

23:23.558 --> 23:25.594
‫مثل اینکه همه‌شون
‫خارج از دادگاه حل و فصل شدن

23:25.619 --> 23:27.636
‫اینطور که معلومه داره پول میده
.‫تا دهن مردم رو ببنده

23:27.661 --> 23:29.696
.‫نه، نه مردم. زن‌ها

23:31.900 --> 23:33.907
‫مورگن، کجا میری؟
‫‫میرم یه هوایی بخورم

23:38.674 --> 23:43.806
گ.ل.چ.ی.ن  د.ان.ل.و.د

24:11.992 --> 24:13.586
‫آز، به قاضی مورد علاقه‌ت زنگ بزن

24:13.611 --> 24:15.944
‫برای تمام اقامتگاه‌های ‫مرتبط با
.جیسون هاوارد ‫حکم بازرسی نیاز داریم

24:15.969 --> 24:19.909
‫می‌دونم شماها هنوز صد در صد
‫با تئوری «بازی‌ساز» من موافق نیستین

24:19.934 --> 24:22.259
‫ولی امیدوارم
.‫این همه چیز رو روشن کنه

24:22.284 --> 24:24.586
حدس می‌زنم این همون
تصویریه که درون ذهن داری

24:24.611 --> 24:26.779
‫اوه، رفیق. نزدیکشم نیست
‫خب، آماده‌این؟

24:27.022 --> 24:30.934
‫جیسون هاوارد دیابت داره
.‫درست مثل اسپنسر

24:30.959 --> 24:32.661
‫در واقع، اون عضو هیئت مدیره‌ی

24:32.686 --> 24:35.105
‫یه طرح تحقیقاتی تو
‫بیمارستان جنرالِ منطقه‌ست

24:35.130 --> 24:36.831
‫یعنی دقیقاً می‌دونسته

24:36.856 --> 24:38.775
‫یه نفر چقدر می‌تونه
‫بدون انسولین دووم بیاره

24:38.800 --> 24:40.302
‫اون نقاش هم هست

24:40.327 --> 24:42.312
.‫اینا کارای اورجینال خودشن

24:42.337 --> 24:45.073
‫یه جورایی آدم رو یاد اونایی میندازه
.‫که تو گالری پیدا کردیم ‫و آویزون بودن

24:45.098 --> 24:48.534
‫بچه‌ها، معلوم شد یه حساب امانی
‫و بیزاری از کار،

24:48.559 --> 24:50.320
.به آدم ‫کلی وقت آزاد برای سرگرمی میده

24:50.345 --> 24:53.815
‫چون اون مربی رسمی
‫غواصی هم هست

24:53.840 --> 24:58.595
‫یعنی، نصف عکسای اینستاگرام یارو
‫از خودشه تو مکان‌های عجیب و غریب

24:58.620 --> 25:01.656
‫که داره به زن‌های
جوون و تأثیرپذیر ‫با لباس غواصی

25:01.681 --> 25:04.217
.‫رازهای اعماق ‫اقیانوس رو یاد میده

25:04.614 --> 25:08.318
‫واسه بخش نهایی آماده‌این؟
‫باید اعتراف کنم ‫این خیلی حال میده

25:09.279 --> 25:10.372
‫اوهوم

25:11.449 --> 25:12.533
‫اوهوم!

25:18.463 --> 25:19.515
‫خب؟

25:19.941 --> 25:22.061
‫جیسون و «بازی‌ساز» ‫یه نفرن

25:22.086 --> 25:24.209
‫نه! نه، این یه تله‌س

25:24.880 --> 25:26.623
‫بچه‌ها، من تازه رفتم ‫تو اتاق عملیات

25:26.648 --> 25:29.718
‫پنج دقیقه‌ای طول کشید تا همه‌ی
‫اینا رو از اینترنت پیدا کنم

25:29.743 --> 25:31.708
‫داره سعی می‌کنه
حواسمون رو ‫پرت اینجا کنه

25:31.733 --> 25:34.718
‫تا خودش اون طرف به کارش
‫ادامه بده. این زیادی تابلوئه

25:35.190 --> 25:39.027
‫فکر من اینه ‫«بازی‌ساز» داره سعی می‌کنه
‫برای جیسون پاپوش درست کنه

25:39.052 --> 25:42.105
‫تا اونم بخشی از هر بازی‌ای باشه
‫که الان داره می‌کنه

25:42.130 --> 25:43.220
‫یا اینکه،

25:44.048 --> 25:46.244
.کار خود جیسونـه
.‫از اول هم جیسون بوده

25:46.268 --> 25:50.189
‫و رفیقت هم یه شهروند ‫وظیفه‌شناس بوده
.که کمک کرده ‫بوقلمون یخ‌زده رو نجات بده

25:50.214 --> 25:53.350
‫باشه، پس اون بازی کارتی ‫چطوری
سر از کیسه‌ی ‫خرید من درآورده؟

25:53.375 --> 25:55.952
‫هرکی که این کارو می‌کنه،
حقه‌های ‫پیچیده‌تر از اینم سوار کرده

25:55.977 --> 25:58.295
...‫ببین، ما فقط میگیم ‫ممکن نیست

25:58.320 --> 26:00.657
‫بعضی وقتا،
ساده‌ترین ‫جواب همون جواب درسته؟

26:00.682 --> 26:03.093
‫برام مهم نیست ممکنه یا نه
‫چیزی که داره اتفاق میفته اینه

26:03.118 --> 26:04.769
‫هنوزم باید ‫طبق پروتکل عمل کنیم

26:04.794 --> 26:06.329
‫می‌خوام اینجا طرف تو باشم، مورگن

26:06.354 --> 26:09.476
‫ چرا باید این همه به خودش ‫زحمت بده
تا برای این آدم خاص ‫پاپوش درست کنه؟

26:09.765 --> 26:12.060
‫خدایا، آز، مطمئن نیستم
‫بیا پیداش کنیم و ازش بپرسیم

26:12.085 --> 26:13.146
.‫خیلی‌خب، کافیه

26:13.171 --> 26:15.705
‫فعلاً، ما تمام مسیرهای
‫تحقیقاتی رو باز نگه می‌داریم

26:15.730 --> 26:17.966
‫تا وقتی که حقایق
.‫چیز دیگه‌ای بهمون بگن

26:18.433 --> 26:20.604
‫برو پیش بچه‌هات
.‫گوشیت هم دم دستت باشه

26:27.709 --> 26:30.356
‫استرس داره بهش فشار میاره
‫اون پلیس نیست

26:30.973 --> 26:33.690
‫قطعاً برای همچین چیزی داوطلب نشده بود
.‫‫سلینا، بس کن

26:33.715 --> 26:35.208
.‫آدام، اون گفت نه

26:35.926 --> 26:37.194
‫به چی گفت نه؟

26:37.219 --> 26:40.489
‫به این شغل. وقتی بهش پیشنهاد دادم
‫مجبورش کردم قبول کنه

26:40.514 --> 26:43.896
‫بهش قول دادم اگه به عنوان مشاور بیاد
‫تو پرونده‌ی رومن کمکش می‌کنم

26:44.197 --> 26:45.599
‫چرا الان داری اینو ‫به من میگی؟

26:45.624 --> 26:47.696
‫چون من اونو
‫تو این موقعیت قرار دادم!

26:47.721 --> 26:49.504
‫نه، تو بهش ‫یه فرصت دادی

26:50.538 --> 26:53.589
‫کار درستی کردی ‫که آوردیش.
بهش احتیاج داریم

26:55.804 --> 26:58.103
‫اگه سر خود عمل کنه ‫و اتفاقی بیفته

26:58.773 --> 27:00.610
.‫شاید بهتر باشه از پرونده بذارمش ‫کنار

27:01.506 --> 27:02.541
‫تو به من اعتماد داری؟

27:03.812 --> 27:06.681
‫می‌دونی که دارم
.‫‫خب. پس منم به اون اعتماد دارم

27:10.860 --> 27:12.295
‫می‌خوای ادامه‌ش رو ‫انجام بدم؟

27:12.320 --> 27:14.561
‫حالا که همه‌ی کارا انجام شده
.‫دقیقاً وقتیه که من می‌درخشم

27:14.586 --> 27:15.957
.‫نه، نمی‌خوام

27:17.221 --> 27:18.308
‫مطمئنی؟

27:20.783 --> 27:22.005
‫موضوع رومن ـه

27:22.030 --> 27:24.056
‫فکر کنم دارن به پیدا کردنش
‫خیلی نزدیک میشن

27:24.081 --> 27:25.383
‫اگه پیداش کنن چی میشه؟

27:25.408 --> 27:26.929
‫اگه پیداش نکنن ‫چی میشه؟

27:28.094 --> 27:29.713
‫فقط واقعاً ‫اینو برای ایوا می‌خوام

27:29.953 --> 27:31.421
‫اگه اشکال نداره بعداً غذا می‌خورم

27:31.446 --> 27:32.682
‫صبر کن، کجا داری میری؟

27:32.707 --> 27:34.071
.‫کیشا چند نفر رو دعوت کرده

27:34.096 --> 27:34.986
...آه

27:35.010 --> 27:37.047
‫وقت شامه. می‌دونی که
.‫ هنوز پسر در حال رشدی‌ام

27:37.072 --> 27:38.523
‫باشه، به زودی حاضر میشه

27:38.548 --> 27:40.599
‫امروز روز خیلی خوبی
‫برای این کار نیست

27:40.624 --> 27:42.459
.‫چون امشب ‫شبِ دورهمی خانوادگیه

27:42.484 --> 27:44.794
‫دوباره؟ الان یه هفته‌س
‫داریم همین کارو می‌کنیم

27:44.819 --> 27:47.262
‫مامان، من احمق نیستم
.‫می‌دونم یه خبراییه

27:47.889 --> 27:48.979
‫من میز رو می‌چینم

27:49.711 --> 27:50.980
‫شیرینی‌ها کجان؟

27:51.393 --> 27:52.814
‫امم، شیرینی‌ها؟

27:54.505 --> 27:58.646
‫مهم نیست چون اول ‫غذای اصلی‌مون رو
.می‌خوریم بعد‫ به شیرینی فکر می‌کنیم

27:58.671 --> 28:01.776
‫سیستم آیورودا معتقده که
‫یه تیکه‌ی کوچیک دسر

28:01.801 --> 28:03.609
‫دستگاه گوارش رو آماده می‌کنه
‫ولی...

28:05.006 --> 28:06.765
.‫صبر می‌کنم
.‫‫آره، صبر می‌کنی

28:07.240 --> 28:08.209
‫هی

28:09.010 --> 28:10.553
‫معلومه که احمق نیستی

28:11.087 --> 28:12.485
‫ آره، باید حرف بزنیم

28:12.510 --> 28:14.912
‫ولی میشه وقتی یه کم بیشتر
‫تنها بودیم این کارو بکنیم، لطفاً؟

28:16.138 --> 28:17.467
‫آره
‫‫ممنونم

28:24.826 --> 28:26.027
‫سلام، مورگن
‫هی

28:26.052 --> 28:27.532
‫پیامم رو گرفتی؟

28:27.557 --> 28:28.591
.‫نه

28:31.692 --> 28:32.794
‫داریم میریم مهمونی؟

28:32.819 --> 28:34.486
‫حتماً داری شوخی می‌کنی!

28:34.803 --> 28:36.431
ها؟ ‫ای...

28:41.652 --> 28:43.228
‫این دیگه چه جور ‫مهمونی کوفتی‌ایه؟

28:43.253 --> 28:45.956
‫جیسون میزبان جشن رونمایی
.از آلبوم ‫یکی از هنرمنداشه

28:45.981 --> 28:48.416
‫گفت نمی‌تونسته کنسلش کنه ‫ولی
.خوشحال میشه اینجا ‫باهامون حرف بزنه

28:48.441 --> 28:50.093
.‫بیا فعلاً این برد عجیب و غریب رو قبول کنیم

28:50.118 --> 28:53.154
‫عجیب مثل اینکه این ماسک‌ها
‫یه جورایی شبیه ماسک «بازی‌سازه»؟

28:53.179 --> 28:55.865
.‫نکته‌ی به جایی بود
...‫ماسکی که باهاتون ‫حرف بزنه

28:55.890 --> 28:58.189
‫یا دوست دارین یکی رو
‫با هاله‌ی انرژیتون ست کنم؟

28:58.845 --> 29:01.471
‫بذار بهت بگم،
این یکی اینجا ‫داره با من ور می‌زنه

29:01.496 --> 29:03.147
‫ولی فکر کنم باید
‫هاله‌ی انرژی اونو ست کنی

29:03.172 --> 29:05.817
‫نه، لازم نکرده
‫راستش رو بخوای ‫آره. راحت باش

29:07.269 --> 29:08.236
‫آها

29:08.261 --> 29:09.761
.‫قشنگ برو تو حسش، آفرین

29:10.767 --> 29:12.550
.‫آره، خودشه، ‫زدی تو خال

29:13.208 --> 29:15.000
‫ممنون
‫خدافظ

29:17.580 --> 29:20.031
‫مورگن، باید تمرکز کنی
.‫ما هنوز باید جیسون رو پیدا کنیم

29:20.448 --> 29:22.284
‫من تمرکز دارم
.‫و پیداش هم کردم

29:22.309 --> 29:24.841
‫اوناهاش اونجاست
.‫جلوی اون دیوار ‫دخترای 19 ساله

29:26.288 --> 29:28.624
‫کارآگاه‌ها
‫ممنون که اومدین

29:28.649 --> 29:30.942
‫خب، می‌تونم چیزی برات بیارم؟

29:30.967 --> 29:32.902
‫آره، یه جای ساکت‌تر برای حرف زدن

29:33.651 --> 29:35.539
‫مایا تقریباً یه ساله ‫برای من کار می‌کنه

29:35.564 --> 29:38.833
‫تمام کارهای منو برنامه‌ریزی می‌کنه
‫کارهای اجتماعی و خیریه و...

29:38.858 --> 29:40.023
‫اینجور چیزا!

29:40.341 --> 29:42.245
‫واسه همینه که این همه
‫هدیه براش خریدی، جیسون؟

29:42.270 --> 29:43.203
‫هدیه؟

29:44.615 --> 29:47.809
‫بلیت‌های کلاب شبانه‌ی «ساوند»
‫‫اوه، اونا مهمونی شرکت بودن

29:48.713 --> 29:49.939
.‫ فقط دست و دلبازم

29:50.378 --> 29:53.490
‫آره، کلی فروشگاه تو «رودئو درایو»
.‫باهات موافقن

29:53.515 --> 29:55.413
.‫کارت پلاتینیوم شما ‫که جای خود داره

29:55.960 --> 29:57.994
.‫نگران بودم ‫اینو بفهمین

29:58.019 --> 29:59.383
‫حالا چرا همچین حرفی می‌زنی؟

29:59.408 --> 30:01.093
‫چون من اون چیزا رو ‫نخریدم

30:01.118 --> 30:02.274
.‫کار مایا بود

30:02.682 --> 30:05.703
‫اون برای کارهای شرکت
‫به کارت اعتباری من ‫دسترسی داره

30:05.728 --> 30:08.905
‫و آدم‌های من هفته‌ی پیش متوجه
‫یه تراکنش ‫تو صورت‌حسابم شدن

30:08.930 --> 30:10.165
‫و منم باهاش رو در رو شدم

30:10.190 --> 30:11.626
‫یعنی شما اخراجش نکردین ‫با اینکه

30:11.651 --> 30:13.511
‫هزاران دلار ‫ازت دزدیده بود؟

30:13.536 --> 30:15.602
‫خب، اون انکار کرد، و منم...

30:16.984 --> 30:18.664
.‫روی مادرای مجرد حساسم

30:20.271 --> 30:21.652
‫به علاوه، مسئله پوله دیگه

30:21.677 --> 30:24.067
‫آره. کاملاً. فقط پول

30:24.874 --> 30:27.283
‫اوه، چه خوشگلن

30:27.557 --> 30:30.126
‫اینا چی‌ان، خنجرهای تانتو؟
‫آره

30:30.510 --> 30:33.513
‫آره، اونا رو از شهر ساکای خریدم
.‫مال یه سامورایی بودن

30:35.299 --> 30:36.266
‫کلکسیونری؟

30:36.291 --> 30:37.992
‫من؟ نه. نه

30:38.017 --> 30:40.504
‫اینا یه کوچولو
.‫از محدوده‌ی قیمت من بالاترن

30:40.529 --> 30:42.807
‫ولی خب،
.عاشق ‫مدل چیدمانشون شدم

30:42.832 --> 30:44.867
‫آره، بر اساس دوره‌های
.‫شوگون‌سالاری مرتب شدن

30:44.892 --> 30:47.335
‫معلومه که شدن. بذار ببینم

30:47.360 --> 30:50.740
‫میناموتو، تایرا، تودو
‫آشیکاگا، اودا، توکوگاوا

30:51.232 --> 30:54.366
‫به جز اینکه یکیشون کمه
.‫تاکِدا. اون اینجا نیست

30:57.912 --> 31:00.956
‫بهت نمیاد آدمی باشی که
.‫یه مجموعه‌ی ناقص رو ‫به نمایش بذاره

31:01.525 --> 31:04.127
‫جیسون، می‌خوام در مورد
‫این یکی خیلی خوب فکر کنی

31:04.152 --> 31:06.437
‫دیشب حدود ساعت 9:30 ‫کجا بودی؟

31:06.462 --> 31:09.474
‫همینجا بودم
‫سرآشپزم برام غذا درست کرد

31:09.499 --> 31:11.944
‫یه سری کارای اداری عقب‌افتاده رو
‫انجام دادم، و بعدش زود خوابیدم

31:11.969 --> 31:15.004
‫حالا اگه اجازه بدین
‫باید برگردم به مهمونیم

31:15.029 --> 31:16.239
.‫«تافی بوی» بهم احتیاج داره

31:16.264 --> 31:18.542
‫امیدوارم مایا رو پیدا کنین
.‫واقعاً امیدوارم

31:18.567 --> 31:20.502
‫خودتون راه خروج رو ‫بلدین، درسته؟

31:20.527 --> 31:22.228
‫آره
‫باشه

31:26.941 --> 31:30.277
‫خب، داره دروغ میگه. اون مرد ‫
.روزا کار نمی‌کنه ‫چه برسه به شب

31:34.674 --> 31:38.194
‫منتظری برم تا بتونی ‫بدون حکم
تو اتاق کار جیسون ‫سرک بکشی؟

31:38.219 --> 31:39.236
‫آره

31:40.318 --> 31:45.520
گ.ل.چ.ی.ن  د.ان.ل.و.د

32:14.657 --> 32:16.659
‫مورگن. مورگن!

33:04.644 --> 33:05.827
‫کارادک!

33:05.852 --> 33:07.754
‫کارادک! اینجاست!

33:21.624 --> 33:22.992
.‫هی، هی، هی، تکون نخور

33:23.509 --> 33:24.877
.‫ماسک رو دربیار. همین الان

33:40.249 --> 33:41.652
‫جیسون هاوارد ‫شما بازداشتین

33:41.677 --> 33:43.754
‫به جرم ربودن ‫مایا پرایس.
من همه‌ی وکیلام رو می‌خوام

33:43.779 --> 33:45.915
‫حداقل دو تاشون
‫وکیلای ثابت من هستن

33:45.940 --> 33:48.260
‫شما حق دارین سکوت کنین
‫هرچیزی که بگین ممکنه ‫استفاده بشه...

33:51.180 --> 33:52.264
‫ببخشید.

33:52.289 --> 33:53.314
.هی

33:53.339 --> 33:54.965
‫من دیدمش. مطمئنم
‫کیو؟

33:54.990 --> 33:57.358
‫اونو، جیسون نه.
.می‌دونم ‫که دیدمش. همینجا بود

33:57.383 --> 33:58.961
‫خب، کجا رفت؟
‫‫نمی‌دونم

33:59.812 --> 34:01.570
‫خب، مورگن،
ما هنوز ‫باید مایا رو پیدا کنیم

34:01.595 --> 34:02.442
.‫آره

34:02.467 --> 34:03.494
‫مورگن

34:09.859 --> 34:12.447
‫من شماره‌ی نشان
‫و شماره‌ی تلفنت رو می‌خوام

34:13.709 --> 34:15.686
‫هی
‫‫کارادک

34:17.278 --> 34:19.314
‫بیا اینجا. اون کجاست؟

34:19.694 --> 34:20.758
‫مایا کجاست؟

34:20.783 --> 34:22.150
‫کشتینش؟

34:22.175 --> 34:23.655
‫همین الان بگو، اون کجاست؟

34:24.363 --> 34:25.363
.نکن

34:28.122 --> 34:30.023
‫هی، پیام‌هات رو گرفتم

34:30.291 --> 34:32.695
‫در و پنجره‌ها قفلن
.‫و چستر هم در حالت آماده‌باشه

34:32.720 --> 34:33.955
‫تو چطوری؟

34:33.980 --> 34:35.782
‫فکر کنم ‫شب درازی در پیش داریم

34:37.358 --> 34:39.642
‫داشت بهم لبخند می‌زد
.‫داره از این وضعیت لذت می‌بره

34:40.392 --> 34:41.477
‫شماها خوبین؟

34:41.502 --> 34:43.315
‫آره
‫ما خوبیم

34:43.745 --> 34:47.009
‫فکر کنم کار درستی بود
.‫که به بچه‌ها گفتم چه خبره

34:47.582 --> 34:51.222
‫ترسیدن؟
.‫ آره، ولی بیشتر نگران تو هستن

34:51.756 --> 34:55.860
‫بهشون گفتم مامانشون
.کل اداره‌ی پلیس ‫رو داره که مراقبشن

34:57.880 --> 35:00.003
‫تو بابای خوبی هستی. ممنونم

35:00.028 --> 35:02.444
.‫ هر وقت بتونم میام خونه
.‫‫مراقب باش

35:18.648 --> 35:21.317
‫جیسون دیگه
‫یه کلمه هم حرف نمی‌زنه

35:21.342 --> 35:23.511
‫که یعنی یه قدم هم به پیدا کردن
‫مایا نزدیک‌تر نشدیم

35:23.536 --> 35:28.039
‫شاید جیسون بهمون نمیگه مایا کجاست
‫چون جیسون نمی‌دونه مایا کجاست

35:29.350 --> 35:31.962
‫خب، اون شبی که دزدیده شد
‫می‌دونست کجاست

35:31.987 --> 35:35.131
‫هدیه‌ها با کارت اون خریده شدن
‫دستبندش تو استخرشه

35:35.156 --> 35:36.741
‫اون خنجر گمشده از روی دیوارش

35:36.766 --> 35:39.302
‫آره، من نمیگم شواهد
‫به جیسون اشاره نمی‌کنن

35:39.327 --> 35:41.295
‫من همونی بودم که گفت
اینطور ‫به نظر میاد. یادتونه؟

35:41.577 --> 35:42.906
‫فقط باید بفهمیم چرا.

35:46.001 --> 35:48.101
‫مهمونی چقدر تاریک بود؟

35:48.503 --> 35:50.673
.‫یه چهره ‫بین اون همه آدم

35:51.359 --> 35:53.282
‫منظورت چیه؟
‫منظورت اینه که ندیدمش؟

35:53.307 --> 35:54.463
‫نه، می‌دونیم که دیدیش

35:54.488 --> 35:57.595
‫فقط خیلی کمک می‌کرد ‫اگه یکی از
.ما هم بالاخره ‫یه جایی می‌دیدش

35:57.620 --> 35:58.922
‫آره، حتماً کمک می‌کرد

35:58.947 --> 36:01.133
‫منم خیلی دوست داشتم
.‫ولی تو مهمونی فقط من دیدمش

36:01.158 --> 36:02.358
.‫فقط من

36:02.383 --> 36:04.715
‫اونم همینجوری می‌خواست
.‫معلومه که از قصد بوده

36:05.263 --> 36:06.764
‫خب ‫بازی چیه، مورگن؟

36:06.789 --> 36:08.157
‫نمی‌دونم بازی چیه

36:08.397 --> 36:11.001
‫شاید خود بازی اینه که
بفهمیم ‫بازی چیه

36:11.026 --> 36:13.208
‫و آره، می‌فهمم
‫چقدر دیوونه‌وار به نظر میاد، ولی

36:13.233 --> 36:14.953
‫از این یارو
چه انتظار ‫دیگه‌ای میشه داشت؟

36:16.821 --> 36:17.834
‫یعنی شما...

36:18.540 --> 36:21.061
‫واقعاً دارین می‌گین که
‫چهره‌ش رو یادم نمیاد؟

36:22.671 --> 36:24.740
‫اون مرد برای بچه‌هام یه خطره

36:25.836 --> 36:26.874
‫باشه؟

36:27.253 --> 36:29.333
‫من هیچوقت نمی‌تونم
‫چهره‌ش رو فراموش کنم

36:30.139 --> 36:31.663
‫خیلی بعد از اینکه کارمون
‫با این پرونده تموم بشه

36:31.688 --> 36:33.389
‫خیلی بعد از اینکه بگیریمش
‫و بندازیمش زندان

36:33.414 --> 36:36.711
‫ شماها برین سراغ یه پرونده‌ی دیگه
‫اون اینجا زندگی می‌کنه

36:36.736 --> 36:39.429
‫تو مغز من حک میشه
‫کنار تمام چیزای دیگه‌ای که

36:39.454 --> 36:41.690
‫باید مراقبشون باشم
.‫تا مطمئن بشم بچه‌هام حالشون خوبه

36:43.491 --> 36:45.253
‫پس اگه بتونیم، ‫پرونده‌ی

36:45.278 --> 36:49.207
‫این قضیه‌ایه که «مورگن یه مرد خیالی
.‫از خودش ساخته» رو ببندیم، ‫عالی میشه

36:50.469 --> 36:51.990
‫خب، یه چیزی پیدا کردم

36:52.015 --> 36:54.885
‫یه اوراقی تو «سان ولی»
.‫ماشین مایا رو گزارش کرده

36:55.769 --> 36:56.970
.‫برین چکش کنین

36:57.400 --> 37:00.475
‫و به محض اینکه رسیدین صحنه
.‫با من تماس بگیرین

37:03.912 --> 37:05.147
‫ستوان سوتو

37:05.487 --> 37:08.119
‫افسر سیگمن ‫اوضاع تو نوادا چطوره؟

37:08.524 --> 37:11.862
‫درسته. درسته، ‫رومن سینکوئرا

37:11.887 --> 37:13.124
‫چی برام داری؟

37:15.724 --> 37:19.402
‫ماشین دیشب اومد اینجا. وقتی شماره‌ی
.شاسی ‫رو چک کردم، اعلامیه‌ی شما رو دیدم

37:19.427 --> 37:21.797
‫دیدی کی آوردش؟
‫نه، متأسفم

37:22.664 --> 37:23.699
.‫همینه

37:25.039 --> 37:26.158
.‫در اختیار شماست

37:43.752 --> 37:46.170
‫هی. حالت خوبه؟

37:47.535 --> 37:49.033
‫نمی‌دونم، چی فکر می‌کنی؟

37:49.057 --> 37:50.685
‫اگه بتونیم اثر انگشت جیسون رو
‫از روی خنجر برداریم

37:50.710 --> 37:52.503
‫و به حرف بیاریمش
.‫شاید بتونیم به مایا برسیم

37:52.528 --> 37:54.928
‫صرفاً چون زخمی شده
.معنی‌ش اینه ‫که هنوز زنده‌ست

37:56.565 --> 37:57.671
‫مورگن

37:59.835 --> 38:00.869
‫شنیدی؟

38:01.537 --> 38:02.530
‫شنیدم

38:02.819 --> 38:05.200
‫از دوستامون تو نوادا هم ‫خبرایی شنیدم.

38:05.950 --> 38:07.467
.زنگ زدن ‫و یه آدرس دادن

38:08.143 --> 38:09.812
‫رومن؟
‫‫فکر کنم

38:10.196 --> 38:13.090
‫بعد از تماس اونا اومدم
‫حدس زدم بخوای بپری ‫تو ماشین و بری

38:13.115 --> 38:14.803
‫خودم می‌تونم رانندگی کنم
‫فقط چند ساعت راهه.

38:14.828 --> 38:15.529
.نه

38:15.553 --> 38:18.294
‫نه، نمیرم. نمی‌تونم بچه‌هام رو اینجا
.‫ول کنم در حالی که اون یارو ‫هنوز آزاده

38:18.319 --> 38:20.039
.‫من و دَف می‌تونیم بریم
‫اگه بخوای. آره

38:20.064 --> 38:23.067
.‫هرچی لازم باشه، مورگن
‫‫ چی... چه خبره؟

38:23.092 --> 38:26.396
‫بعد از اتفاقایی که ‫هفته‌ی پیش افتاد
‫منم اونا رو در جریان گذاشتم

38:30.632 --> 38:32.500
‫باشه. آره، ممنونم

38:32.525 --> 38:34.359
‫به محض اینکه پیداش کنیم
‫بهت زنگ می‌زنم

38:37.673 --> 38:38.869
‫کی بهش زنگ زده؟

38:40.050 --> 38:40.984
‫رومن؟

38:41.009 --> 38:43.821
‫نه، درک، شوهر سابق مایا،
.بابای بچه

38:43.846 --> 38:45.729
‫ وقتی با جیسون رسیدیم
.‫تو اداره‌ی پلیس بوده

38:46.491 --> 38:49.293
‫کسی بهش زنگ زده ‫و خبر داده
‫که یه نفر رو دستگیر کردیم؟

38:49.318 --> 38:52.688
‫نه، بخش جرائم بزرگ، ‫در مورد تحقیقات در حال
.انجام، ‫به خانواده‌ی قربانی‌ها ‫خبر نمیده

38:52.713 --> 38:54.397
‫ولی می‌دونسته قراره اونجا باشیم

38:54.422 --> 38:57.624
‫وقتی با جیسون وارد شدیم
‫منتظرمون بود. یادته؟

38:58.094 --> 39:02.164
‫اگه ما به درک نگفتیم ‫که جیسون ممکنه
مایا رو کشته باشه‫پس کی گفته؟

39:02.911 --> 39:03.864
،الو

39:03.888 --> 39:05.542
‫‫درک، از پلیس لس‌آنجلس تماس می‌گیرم

39:06.240 --> 39:09.326
‫در مورد مایاست
.‫کاش خبرهای بهتری داشتیم

39:09.897 --> 39:13.041
.‫کار خودش بوده
.‫‫فکر می‌کنی «بازی‌ساز» به درک زنگ زده

39:13.066 --> 39:16.048
‫حتماً می‌خواسته درک
.‫دستگیر شدن جیسون رو ببینه

39:16.563 --> 39:19.023
‫چرا؟
.‫این همون چیزیه که باید بفهمیم

39:19.048 --> 39:22.424
‫اولش فکر کردم اینو برام فرستاده ‫تا توجهم رو
.جلب کنه، ‫تا منو به سمت خونه‌ی مایا بکشونه

39:22.449 --> 39:25.175
‫ولی اگه من تنها کسی نباشم ‫که این
تراکت رو ‫با پست گرفته باشه چی؟

39:29.654 --> 39:32.748
خیلی راحت می‌شه کارت جیسون رو
.دزدید، اگه کلید داشته باشه

39:37.258 --> 39:40.577
‫اون همونیه که تمام هدیه‌ها رو ‫برای مایا فرستاده
.و کاری کرده ‫که به نظر بیاد کار جیسون بوده

39:40.602 --> 39:42.738
‫وقتی مایا رو دزدیده،
‫دستبندش رو برداشته

39:42.763 --> 39:44.100
‫و انداختتش تو استخر

39:44.857 --> 39:47.124
‫و بعد موقع بیرون رفتن،
.‫اون سلاح رو برداشته

39:49.666 --> 39:52.222
‫ ولی چرا همه‌ی این کارا رو کرده؟
‫که برای جیسون پاپوش درست کنه؟

39:52.247 --> 39:55.570
‫نه، فکر کنم کشوندن ما ‫به مسیر
.اشتباه ‫فقط بخشی از بازی بوده

39:55.908 --> 39:58.031
‫خب بقیه‌ش چیه؟
‫حرکت بعدیش چیه؟

39:58.056 --> 39:59.439
‫خب، به همه‌ی این هدیه‌ها نگاه کنین

39:59.464 --> 40:02.199
‫همه‌ی اون قرمزا
‫یا ورساچه هستن یا گوچی

40:02.224 --> 40:03.862
‫این دو تا مرد ‫چه وجه اشتراکی دارن؟

40:03.892 --> 40:04.826
.‫به قتل رسیدن

40:04.851 --> 40:06.860
.‫هر دوشون با شلیک گلوله ‫کشته شدن

40:06.885 --> 40:08.036
‫درک کجاست؟

40:08.525 --> 40:11.595
‫فکر می‌کنی درک ‫قربانی بعدیشه؟
‫‫نه دقیقاً

40:12.088 --> 40:13.844
.‫ادامه بده. گوش میدم

40:15.404 --> 40:18.611
‫اون اسلحه‌ای که مایا
‫ظاهراً براش مجوز گرفته بود

40:18.636 --> 40:21.065
‫هیچوقت پیداش نکردیم
.‫‫فکر نمی‌کنم اصلاً اسلحه‌ای خریده باشه

40:21.090 --> 40:23.235
‫فکر کنم می‌خواسته
.درک ‫فکر کنه که خریده

40:23.260 --> 40:25.678
‫می‌دونستی که مایا
‫تازگیا یه اسلحه خریده؟

40:25.703 --> 40:26.680
‫چی؟

40:26.705 --> 40:28.704
‫«بازی‌ساز» می‌دونسته
‫درک دنبال انتقام می‌گرده

40:28.729 --> 40:31.773
‫و واسه همین بعد از اینکه خونه‌ی مایا
.رو گشتیم،‫ یه اسلحه اونجا گذاشته

40:32.417 --> 40:35.354
‫ممکنه مایا فقط یه ‫طعمه بوده،
.و هنوزم ‫می‌تونه زنده باشه

40:35.379 --> 40:36.434
‫آره، ممکنه

40:36.459 --> 40:38.810
‫هنوز منتظر نتیجه‌ی دی‌ان‌ای ‫و گروه
.خونی از صندوق عقب ‫ماشین مایاییم

40:38.835 --> 40:42.180
‫آره، امیدوارم، ‫ولی اگه دیگه ‫بخشی از
بازی نباشه ‫بهش احتیاجی نداره

40:42.205 --> 40:44.074
‫ببین، اگه ما هر کاری
‫که باید رو انجام داده باشیم

40:44.099 --> 40:45.709
‫ما بازی رو کردیم
‫بازی رو طبق قواعد اون انجام دادیم

40:45.734 --> 40:48.178
‫هیچکدوم از قربانی‌های دیگه
.‫نمردن. شاید اون قاتل نیست

40:48.203 --> 40:50.302
‫نه اگه کسی رو ‫وادار کرده باشه
.این کار رو ‫براش بکنه

40:53.894 --> 40:55.461
‫پس جیسون اونیه ‫که قراره بمیره

40:55.486 --> 40:56.755
.‫باید درک رو پیدا کنیم

41:06.393 --> 41:08.238
‫«بازی‌ساز» ‫یه قاتل خلق کرده

41:08.263 --> 41:10.465
.‫و ما اسلحه رو درست ‫گذاشتیم تو دستش

41:26.608 --> 41:28.608
‫درک! وایسا!

41:48.986 --> 41:50.109
.‫همینجاست

41:53.502 --> 41:54.803
‫رومن سینکوئرا؟

42:01.343 --> 42:04.546
‫آزمایشگاه باید نتیجه‌ی ‫آزمایش
خون رو ‫تا 24 ساعت دیگه بده

42:04.571 --> 42:05.554
.‫ببخشید

42:10.085 --> 42:11.742
.‫مثل اینکه دنبال من می‌گردین

42:23.724 --> 42:29.246
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:29.271 --> 42:34.805
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:34.830 --> 42:40.376
‫آيدی تلگرام جهت ارتباط
@Saeed8362
