WEBVTT

00:00.945 --> 00:04.375
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.560 --> 00:06.564
سال 1955
باکت لین

00:12.547 --> 00:16.049
...بانی
.می‌خوام اینو ضبط کنم

00:16.818 --> 00:18.853
.یه چیز مهمی هست که باید بگم

00:21.088 --> 00:23.689
.باشه بابا، دارم ضبط می‌کنم

00:23.714 --> 00:26.995
.یه رازی هست که ده ساله نگهش داشتم

00:27.439 --> 00:29.954
.و باید اینو از دلم بریزم بیرون

00:29.979 --> 00:31.064
.بابا

00:31.533 --> 00:33.150
.بذار اینو بگم پسرم

00:34.002 --> 00:36.169
.وقتشه که حقیقت رو بگم

00:37.304 --> 00:38.486
.روز شکرگزاری

00:39.139 --> 00:40.307
.ده سال پیش

00:41.408 --> 00:42.680
.من بودم

00:44.478 --> 00:45.880
.من بری رو کشتم

00:45.914 --> 00:47.782
.بابابزرگ. نه

00:47.815 --> 00:49.817
،وقتی همه‌تون خواب بودین

00:49.851 --> 00:53.521
،بالای پله‌های زیرزمین منتظر بری موندم

00:53.555 --> 00:56.423
.و هلش دادم تا بمیره

00:56.881 --> 01:00.552
،بعدم جسدش رو بردم توی سونا

01:00.577 --> 01:04.541
به امید اینکه
.همه فکر کنن یه تصادف بوده

01:04.566 --> 01:05.617
.نه عزیزم، درست نیست

01:05.642 --> 01:08.928
.نه، راسته
.دیگه وقتشه اعتراف کنم

01:17.299 --> 01:22.298
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:25.753 --> 01:27.774
مورگن گیلوری، پلیس لس‌آنجلس

01:29.189 --> 01:31.358
.تکون نخور
.مورگن گیِلوری، از جرایم بزرگ

01:32.125 --> 01:33.628
.جواب داد، خشکت زد

01:34.361 --> 01:36.760
اونو بده من. اینو از کجا آوردی؟

01:36.785 --> 01:38.365
.از فروشگاه ارزونی خریدم

01:38.398 --> 01:40.602
ظاهرا هر کی یه کم
.تو صف وایسه می‌تونه پلیس بشه

01:40.635 --> 01:41.869
.کلویی نتونست جلوی خودشو بگیره

01:41.903 --> 01:43.337
.باید یه قانونی علیه این چیزا بذارن

01:43.370 --> 01:45.439
.دقیقا، داشتم همینو می‌گفتم
.افتضاحه

01:46.874 --> 01:49.911
چرا جان با ملون این پایینه؟
.هیچوقت این طبقه نمیاد

01:49.944 --> 01:51.244
.نمی‌دونم

01:51.278 --> 01:52.747
.صبح‌بخیر سلنا

01:52.780 --> 01:55.516
.ملون، کارآگاه جان
چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

01:55.550 --> 01:56.918
.بیا جشن بگیریم

01:56.951 --> 01:58.686
.یه پرونده‌ی قدیمی رو امروز صبح بستیم

01:58.720 --> 02:00.120
کدوم پرونده؟
...یه اعتراف گرفتیم

02:00.153 --> 02:01.254
"قتل "باکت لین

02:02.525 --> 02:03.960
کی اعتراف کرد؟

02:03.985 --> 02:05.635
.همونی که من و رئیس فکر می‌کردیم قاتله

02:05.660 --> 02:08.362
.پیرمرد در حال مرگ همه چی رو گفت

02:08.395 --> 02:09.973
.برامون شامپاین آورده

02:09.998 --> 02:11.841
.شاید قراره ستوان ترفیع بگیره

02:11.866 --> 02:14.267
.نه بابا
.ملون واسه همچین چیزایی نمیاد

02:14.301 --> 02:15.570
.ولی این یه بُرد بزرگه

02:15.603 --> 02:17.404
خیلیا هیچ‌وقت نمی‌تونن
.پرونده‌ی اصلیشونو حل کنن

02:17.437 --> 02:20.578
حق با اونه
.از شامپاین‌تون لذت ببرین

02:32.317 --> 02:33.890
کی ویسکی خوب داره؟

02:34.323 --> 02:36.093
.مورگن گیلوری، گشت مشروبات الکلی

02:36.118 --> 02:38.668
چجوری گیرش آوردی؟
.تو بسته‌های دوتایی می‌فروشن

02:38.693 --> 02:40.061
ستوان، ماجرا چی بود؟

02:40.094 --> 02:41.453
"قتل "باکت لین

02:41.478 --> 02:43.747
.جورج دانوان دم مرگش اعتراف کرده

02:43.772 --> 02:44.781
واو

02:44.805 --> 02:46.114
ده سال بعد؟

02:46.139 --> 02:47.835
"قتل "باکت لین

02:47.869 --> 02:49.971
آشنا به نظر میاد
.ولی جزئیاتش یادم نمیاد

02:50.004 --> 02:52.140
مورگن گیلوری جزئیات رو یادش نمیاد؟

02:52.172 --> 02:54.840
.ماه‌ها تو اخبار بود
سال 2014 توی غار زندگی می‌کردی؟

02:55.947 --> 02:57.534
.ببخشید، ببخشید

02:58.345 --> 02:59.847
.اوه، اوه

03:00.099 --> 03:02.150
حاضر بودم یه غار پیدا می‌کردم
.و توش قایم می‌شدم

03:02.525 --> 03:05.506
قتل توی یه عمارت بود؟
یا یه چیزی مربوط به سونا؟

03:05.531 --> 03:07.456
.من و ملون کارآگاه‌های تازه‌کار بودیم

03:07.481 --> 03:08.723
.اون به جورج مشکوک بود

03:08.756 --> 03:11.491
من چندتا تردید داشتم
.جورج تو دادگاه تبرئه شد

03:11.526 --> 03:12.969
ولی حالا اعتراف می‌کنه؟

03:12.994 --> 03:14.603
.الان باید اصل ماجرا رو بدونم

03:16.030 --> 03:17.165
.دنبالم بیاین

03:17.197 --> 03:19.834
،روز بعد از شکرگزاری سال 2014

03:19.867 --> 03:22.036
،شوهر هدر دانوان، بری جانسون

03:22.678 --> 03:24.547
.تو خونه‌ی خودشون به قتل رسید

03:24.572 --> 03:26.941
،خدمتکار جسدش رو تو سونا پیدا کرد

03:26.974 --> 03:29.375
.مثل کباب تگزاسی، آروم پخته شده بود

03:30.922 --> 03:34.378
خانواده فکر می‌کردن که بری نیمه‌شبی ،که در
.حال عرق ریختن توی سونا بوده،خوابش برده

03:34.403 --> 03:37.960
ولی کالبدشکافی نشون داد
.که علت مرگ شکستگی گردن بوده

03:37.985 --> 03:39.678
.و قبل از اینکه بره سونا مُرده بوده

03:39.703 --> 03:42.099
آره، نظریه این بود که قاتل
،بری رو از پله‌ها پرت کرده پایین

03:42.124 --> 03:43.460
گردنش رو شکسته

03:43.485 --> 03:44.985
بعد انداختش تو سونا
.تا جنایت رو پنهون کنه

03:45.010 --> 03:47.447
امیدوار بوده که همه فکر کنن
،یه مرد مست توی سونا از حال رفته

03:47.472 --> 03:48.805
.و دچار کم‌آبی شده

03:48.830 --> 03:50.164
لنور، همسر جورج، گفت

03:50.198 --> 03:51.986
دیده که بری چند دقیقه بعد از نیمه‌شب

03:52.011 --> 03:54.001
.با حوله‌اش به طرف زیرزمین می‌رفته

03:54.035 --> 03:55.536
این آخرین باری بوده که
.کسی بری رو زنده دیده

03:55.570 --> 03:58.606
همه توی تخت خواب بودن
،و گفتن هیچ صدایی نشنیدن

03:58.639 --> 04:01.431
ولی یه قطره خون بری
روی یکی از پیراهن‌های جورج

04:01.456 --> 04:03.539
که توی سبد لباس‌های چرک
.قایم شده بود، پیدا شد

04:03.564 --> 04:06.089
این باعث شد که
.پاش به دادگاه کشیده بشه

04:06.114 --> 04:08.783
فکر می‌کردم پرونده‌ی ضعیفیه
،ولی دادستان پیگیرش شد

04:08.808 --> 04:10.710
در نهایت
،به‌خاطر فروشنده کوکائین

04:10.752 --> 04:12.376
.شواهد کافی برای محکوم کردنش نبود

04:12.760 --> 04:14.353
فروشنده‌ی کوکائین هم بوده؟

04:14.378 --> 04:15.690
.بیلی راس

04:15.723 --> 04:19.026
الان مُرده. به‌خاطر رد کردن
چراغ قرمز با ماشین 442 طلایی‌ش

04:19.060 --> 04:21.495
کمی بعد از نیمه‌شب
پنج تا خونه دورتر از محل قتل

04:21.529 --> 04:22.997
.متوقفش کردن

04:23.030 --> 04:24.632
.و بری تو خونش کوکائین داشت

04:24.665 --> 04:27.535
وکیل مدافع یه نظریه دور از ذهن رو مطرح کرد

04:27.568 --> 04:29.070
،که بیلی راس به زور وارد خونه شده

04:29.103 --> 04:31.261
بری رو بعد از
.بهم خوردن معامله مواد، کشته

04:31.286 --> 04:32.921
و هیچوقت مدرکی پیدا نکردیم

04:32.946 --> 04:35.070
.که نشون بده بیلی راس اصلا اونجا بوده

04:35.095 --> 04:38.116
جورج آزاد شد، ولی ملون همیشه
.باور داشت که اون قاتل بوده

04:38.570 --> 04:39.774
چرا باور نکردی؟

04:41.360 --> 04:43.289
.حس درونی
یه جورایی جور در نمی‌اومد

04:43.314 --> 04:45.075
.جورج آدم محبوبی بود

04:45.100 --> 04:47.346
.هیچوقت سابقه خشونت نداشت

04:47.371 --> 04:48.789
.یه آدم خیر بود

04:48.814 --> 04:50.931
.تو اتاق بازرگانی آدم مهمی بود

04:50.956 --> 04:53.867
اون پیشقدم طرح خونه‌های ارزون قیمت بود

04:53.892 --> 04:55.571
.پس آدمی نبود که به قاتل بخوره

04:55.596 --> 04:56.712
.یه بخشش همین بود

04:56.737 --> 04:59.415
منم باور نکردم که
یه مرد 70 ساله که لگن مصنوعی داره

04:59.440 --> 05:01.212
.بتونه بری رو تا سونا حمل کنه

05:01.237 --> 05:02.797
.خب، بری هیکل ریزی داشته

05:02.822 --> 05:04.030
.هنوزم

05:04.369 --> 05:05.854
خب الان حس درونی‌ت چی میگه؟

05:09.462 --> 05:12.379
عواقب این جنایت
.برای خونواده‌ی دانوان خیلی سخت بوده

05:12.404 --> 05:15.630
قبلا خانواده‌ای بودن که تو بِورلی هیلز
بیشترین احترام رو داشتن

05:15.655 --> 05:17.226
برای ارتباطاتی که با سیاست داشتن

05:17.251 --> 05:19.506
و یه خیریه برای قربانیان
.خشونت خانگی به اسم خودشون

05:19.531 --> 05:21.080
و یهو یه شبه

05:21.105 --> 05:24.274
نصف آمریکا باور کردن که
.یکی از اون‌ها باید قاتل باشه

05:24.802 --> 05:27.070
حالا جورج به جرمش اعتراف کرده؟

05:27.095 --> 05:29.030
فکر می‌کنم این کار رو کرده
.تا خانواده‌ش رو تبرئه کنه

05:29.055 --> 05:31.224
می‌خواسته اونا بتونن
.یه زندگی‌ عادی داشته باشن

05:31.249 --> 05:32.975
فکر می‌کنی کی این کارو کرده؟

05:35.380 --> 05:36.596
.نمی‌دونم

05:38.187 --> 05:40.723
ممنون که تو این سفر به
.خاطرات گذشته با من همراه بودین

05:43.052 --> 05:44.044
.آره

05:46.399 --> 05:48.439
مطمئنی نمی‌خوای
اون ویسکی رو پیدا کنم؟

05:48.464 --> 05:51.671
نه. ولی یه کاری هست
.که می‌تونی برام انجام بدی

05:53.183 --> 05:56.069
هر پلیسی یه پرونده داره که
نمی‌تونه از سرش بیرون کنه

05:56.393 --> 05:57.711
.و اینم پرونده منه

05:58.692 --> 06:01.193
نمی‌تونم بپذیرم که ده سال پیش
.احساساتم رو نادیده گرفتم

06:01.218 --> 06:02.455
چرا این کارو نکردی؟

06:02.480 --> 06:04.957
گذاشتم ملون منو از پیگیری
.بیشتر حدسم منصرف کنه

06:04.982 --> 06:07.377
،حس می‌کردم باید طبق قوانین رفتار کنم

06:07.402 --> 06:09.892
.یکی از خودشون باشم به‌خاطر آینده شغلی‌ام

06:12.004 --> 06:14.092
خجالت می‌کشم که
.گذاشتم این اتفاق بیفته

06:20.872 --> 06:23.278
میشه یه نگاهی بندازی
ببینیم چه چیزی رو جا انداختیم؟

06:26.672 --> 06:27.796
.چشم، رئیس

06:31.407 --> 06:36.867
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

06:36.892 --> 06:41.916
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

07:17.831 --> 07:19.932
چطور می‌تونن کاشی
پشت سینک رو اینقدر تمیز نگه دارن؟

07:34.156 --> 07:35.859
.اوه. اوه. نه، نه. نه

08:04.332 --> 08:05.393
.آره

08:09.284 --> 08:10.485
،ستوان

08:11.529 --> 08:12.597
.حق با شما بود

08:14.818 --> 08:18.789
.جورج دانوان دامادشو از پله‌ها هل نداده

08:19.069 --> 08:21.360
.در واقع، هیچ‌کس این کار رو نکرده

08:29.387 --> 08:33.058
اول از همه، بری روی
.پله‌های زیرزمین کشته نشده

08:33.083 --> 08:36.253
بری توی حموم
.مشترک طبقه بالا کشته شده

08:36.278 --> 08:40.432
پس چی شده؟ قاتل جسد بری رو
این همه راه تا سونا به پایین منتقل کرده؟

08:40.457 --> 08:41.758
.دقیقا نه

08:41.783 --> 08:43.969
بذارید شما رو به خونه‌ی دانوان

08:43.994 --> 08:45.368
.و شب قتل برگردونم

08:46.146 --> 08:48.916
ما قاتل رو می‌بینیم که
.از راهرو طبقه بالا میاد

08:48.941 --> 08:50.739
،اون مرد یا زن از کنار حموم رد می‌شه

08:50.764 --> 08:52.758
و صدای دوش گرفتن بری رو
.از داخل می‌شنوه

08:52.783 --> 08:54.268
.دوش گرفتن تو پرونده نبود

08:54.293 --> 08:55.437
...شما

08:55.461 --> 08:57.704
می‌خواین همش حرفمو قطع کنین؟
.تازه شروع کردم

08:57.729 --> 08:58.694
.ببخشید

08:58.719 --> 09:01.488
قاتل، بری رو تو حموم
،تو حالت آسیب‌پذیر پیدا می‌کنه

09:01.513 --> 09:03.633
.اون مرد یا زن اطراف رو نگاه می‌کنه

09:06.346 --> 09:08.652
،و یه سشوار می‌بینه و فکر می‌کنه

09:08.677 --> 09:11.727
می‌دونی چی می‌تونه توی کالبدشکافی"
به جای حمله قلبی جا زده بشه"؟

09:12.740 --> 09:13.907
.یه برق‌گرفتگی

09:17.148 --> 09:18.500
.خب، برای بری دیگه تمومه

09:18.525 --> 09:21.435
...ولی
.حالا پریز برق داره آتیش می‌گیره

09:24.026 --> 09:26.306
قاتل وحشت می‌کنه
...چون خب... آتیش و این چیزا

09:29.365 --> 09:32.028
ولی بیشتر به این دلیل که حالا
،شواهد یه قتل باقی مونده

09:32.053 --> 09:34.866
،پس، کاغذ روکش‌دار صورتی رنگ سوخته

09:34.891 --> 09:37.860
و این خوب نیست، ولی مشکلیه که
...بعدا باید حلش کنه چون

09:38.423 --> 09:40.091
.اول از همه باید جسد رو جابه‌جا کنه

09:40.116 --> 09:42.386
حالا یادتون باشه
،طرف حدود 75 کیلو وزن داشته

09:42.411 --> 09:43.478
...پس

09:44.727 --> 09:46.426
از کانال لباسشویی میره پایین

09:46.451 --> 09:47.920
کانال لباسشویی؟

09:47.945 --> 09:48.945
.اوهوم

09:49.332 --> 09:50.700
اینطوری به زیرزمین رسیده؟

09:51.053 --> 09:52.151
.بله، دقیقا

09:53.945 --> 09:55.587
،اینجوری بوده که گردنش شکسته

09:55.612 --> 09:58.765
و همونطوری هم
.خون بری روی پیراهن جورج افتاده

09:59.729 --> 10:00.823
بعدش چی؟

10:00.848 --> 10:04.218
،بعدش قاتل جسد بری رو تا سونا می‌بره

10:07.652 --> 10:09.363
،با دقت بدنش رو تکیه می‌ده

10:09.388 --> 10:11.812
،یه بطر شراب خالی کنار جسدش می‌ذاره

10:14.359 --> 10:15.811
و اونو به بهترین شکل می‌پزه

10:15.836 --> 10:19.907
و اینطوری بوده که
.بری جانسون به دیدار معبودش شتافته

10:22.837 --> 10:24.806
فهمیدم
.هنوز دارین هضمش می‌کنین

10:24.831 --> 10:26.198
اشکالی نداره
.همه‌چی هیجان‌انگیزه

10:26.223 --> 10:28.044
.بذار بعضی از مدارک رو نشونتون بدم

10:28.069 --> 10:31.334
هر اینچ از این خونه عکاسی شده

10:31.359 --> 10:33.968
یادتونه اون کاغذ دیواری سوخته رو که می‌گفتم؟

10:34.288 --> 10:35.390
.همونجاست

10:36.641 --> 10:38.342
.آره، ولی نسوخته که

10:38.367 --> 10:39.443
.ولی ساده‌ست

10:39.468 --> 10:41.850
همه‌ی پریزهای دیگه
.با کاغذ دیواری پوشونده شدن

10:41.875 --> 10:43.333
.اونجا، اونجا و اونجا

10:43.358 --> 10:46.477
یعنی قاتل صفحه کاغذ دیواری رو با یه

10:46.502 --> 10:48.582
صفحه‌ی ساده عوض کرده
.تا رد سوختگی‌ رو مخفی کنه

10:48.607 --> 10:50.733
بهتون قول می‌دم
.زیر اون صفحه دیواری یه سوختگیه

10:50.758 --> 10:53.050
.یه مشکل هست
آه، فقط یکی؟

10:53.396 --> 10:56.199
دیگه کسی
.با سشوار دچار برق‌گرفتگی نمی‌شه

10:56.224 --> 10:58.428
.حالا ویژگی‌های ایمنی دارن
.درسته

10:58.453 --> 11:01.611
در سال 1990
کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی

11:01.636 --> 11:04.272
،الزامات ساخت سشوارها رو اعلام کرده

11:04.297 --> 11:06.376
که شامل تدابیر ایمنی
.در برابر برق‌گرفتگی می‌شه

11:06.401 --> 11:07.799
.ولی این سشوار رو ببین

11:08.859 --> 11:13.047
این مدل سشوار
.ایر زان 1200 از دهه 80 میلادیه

11:13.072 --> 11:16.898
باشه، ولی لنور دیده که بری
.تو نیمه‌شب میره سمت زیرزمین

11:16.923 --> 11:18.634
.از پله‌ها، نه با کانال لباس‌شویی

11:18.659 --> 11:20.745
لنور هم اعتراف کرده
که کلی شراب خورده بوده

11:20.770 --> 11:22.772
پس شاید چیزی که
فکر می‌کرده دیده رو ندیده

11:22.797 --> 11:24.788
.یا شاید داره از قاتل واقعی حمایت می‌کنه

11:28.043 --> 11:31.539
ده سال پیش، پاچکو اصرار داشت
که فقط باید بهونه خانواده رو

11:31.564 --> 11:33.063
.بعد از نیمه‌شب بررسی کنیم

11:33.087 --> 11:35.212
.زمانی که فکر می‌کردیم بری کشته شده

11:35.237 --> 11:37.214
،ولی اگه قبل از نیمه‌شب کشته شده باشه

11:37.239 --> 11:38.541
،قبل از اینکه کسی بره بخوابه

11:38.566 --> 11:40.810
.هرکدوم از اعضای خانواده می‌تونن قاتل باشن

11:40.835 --> 11:41.857
.آره

11:46.550 --> 11:47.894
.باید باهاشون صحبت کنیم

11:49.636 --> 11:51.992
دفنی، آز، تا برمی‌گردیم
.مواظب همه چی باشین

11:52.017 --> 11:53.126
...سلنا

11:54.093 --> 11:57.223
اگه کاپیتان بفهمه که داری یه پرونده
،بسته رو پشت سرش باز می‌کنی

11:57.248 --> 11:59.500
همین کار باعث شد
.جان تبعید بشه به بخش ترافیک

12:00.245 --> 12:01.848
.بذار من نگرانش باشم

12:09.043 --> 12:10.490
.من با لنور دانوان صحبت کردم

12:10.515 --> 12:12.250
بهش توضیح دادم که
یه سری نکات ناقص داریم

12:12.275 --> 12:14.076
که قبل از اینکه بتونیم
پرونده رو رسما ببندیم، باید حلش کنیم

12:14.101 --> 12:16.403
اون گفت که خدمتکارشون
اجازه می‌ده که بریم داخل

12:16.428 --> 12:18.610
تا وقتی خانواده رفتن بیرون
.تا خاکستر جورج رو پخش ‌کنن

12:18.635 --> 12:19.530
خوبه

12:19.555 --> 12:21.689
.اول باید ایدا پرپ رو پیدا کنیم

12:22.839 --> 12:24.120
ایدا پرپ کیه؟

12:31.110 --> 12:32.147
.آره

12:32.845 --> 12:36.962
سلام. می‌خواستم با کارآگاه‌هاتون
.در مورد قتل باکت لین صحبت کنم

12:37.299 --> 12:40.536
اسم من ندا دانوانه
و یه داستان دارم که می‌خوام بگم

12:45.882 --> 12:52.367
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

13:05.578 --> 13:06.923
.اوه. سلام

13:07.756 --> 13:10.325
من ستوان سوتو هستم
.ایشون هم کارآگاه کارادک

13:10.350 --> 13:12.251
سلام. من مورگنم
.من مشاورم

13:12.276 --> 13:13.300
.این هم آیدا پِرپ‌ه

13:13.325 --> 13:15.367
داره فیلم بازی می‌کنه
.که مجبور بشه بغلش کنه

13:15.600 --> 13:17.124
.فکر می‌کنم منتظرمون بودین

13:17.149 --> 13:18.885
.آره
می‌تونیم حموم رو ببینیم لطفا؟

13:18.910 --> 13:20.646
همونی که طبقه بالا
کانال لباسشویی داره؟

13:20.671 --> 13:21.671
.اوه

13:22.363 --> 13:23.823
.ممنون
.اهوم

13:26.593 --> 13:28.967
اگه نظریه‌ات درست باشه
...باید پیداش کنیم

13:30.409 --> 13:31.778
اثر سوختگی؟

13:32.568 --> 13:34.102
،پس قاتل حتما صفحه رو عوض کرده

13:34.127 --> 13:35.687
.تا آتیش‌سوزی برق رو پنهون کنه

13:35.712 --> 13:37.089
پس اون صفحه از کجا اومده؟

13:37.114 --> 13:40.064
خب، اگه بخوام حدس بزنم
.می‌گم از اتاقی که بری توش بوده

13:42.575 --> 13:45.942
دنبال یه صفحه سوخته با همون
.کاغذ دیواری که تو حموم بود بگردین

14:00.193 --> 14:01.227
.هوم

14:03.758 --> 14:06.491
نگاه کن
.کل خونه دوربین‌ امنیتی داره

14:06.516 --> 14:08.516
چرا فیلم‌ها تو پرونده نیومده؟

14:08.541 --> 14:10.577
.بله، خانواده گفتن فیلم‌ها پاک شدن

14:10.602 --> 14:11.809
یه کمکی می‌کنی؟

14:17.159 --> 14:18.537
.آره، خوبه

14:19.379 --> 14:20.682
.این صفحه ماست

14:21.322 --> 14:22.413
.بله

14:23.484 --> 14:24.996
.کارت عالی بود، مورگن

14:25.021 --> 14:27.072
.بیا آیدا، وقت نمایشه

14:28.163 --> 14:29.209
.آماده‌ایم

14:29.979 --> 14:31.213
.اوه، سلام

14:31.238 --> 14:33.059
مامان رو سربلند کن، باشه؟

14:45.163 --> 14:46.531
.این گردن رو می‌شکونه

14:46.869 --> 14:48.116
.اون درست گفت

14:48.572 --> 14:51.307
بری تو حموم کشته شده
.و انداختنش تو کانال لباس

14:52.575 --> 14:53.778
آیدا حالش خوبه؟

15:02.086 --> 15:05.422
بچه‌ها، اینجا یه ساختمون عمومیه
.اجازه فیلمبرداری داریم

15:05.447 --> 15:08.311
.دارین جلوی کار خبر‌نگاری رو می‌گیرین

15:08.336 --> 15:10.917
.ما جلوی یه نمایش هیجان‌انگیزِ قتل رو گرفتیم

15:10.942 --> 15:12.276
.بذار همونطور که هست بگیم

15:12.301 --> 15:13.861
ببین، هر چقدرمی‌خواین فیلم بگیرین

15:13.886 --> 15:15.347
.ولی جلوی دوربین حرف نمی‌زنیم

15:15.906 --> 15:18.668
.ما یه تولید قانونی‌ایم، بچه‌ها

15:23.279 --> 15:24.407
"سونا در انتهای پله‌ها"

15:25.650 --> 15:28.659
دیدی؟
،کن برنز هم اگه اینجا بیاد

15:28.684 --> 15:30.252
،همه جایزه‌هاش رو بذاره رو میز

15:30.277 --> 15:31.774
.بازم جلوی دوربین حرف نمی‌زنیم

15:31.799 --> 15:33.567
.من کِن برنز رو نمی‌شناسم

15:33.868 --> 15:34.868
...ولی

15:35.218 --> 15:36.446
،ولی اگه بهت بگم

15:36.769 --> 15:40.104
که می‌دونم
اعتراف جورج یه حقه‌ست، چی؟

15:42.442 --> 15:43.833
.با سوتو صحبت می‌کنم

15:53.995 --> 15:56.498
خب چرا موافقت کردی که مستند بسازی؟

15:56.523 --> 15:58.424
،شانزده سال تو اون خانواده بودم

15:58.449 --> 16:00.051
،و هیچی ندارم که نشون بدم

16:00.076 --> 16:01.946
.به جز یه آبروی از بین رفته

16:02.750 --> 16:04.715
قرارداد پیش از ازدواج
.خانواده‌ی داناوان یه جنایته

16:04.740 --> 16:07.141
سعی کردم حقشون رو ادا کنم
.ولی دیگه کافیه

16:07.692 --> 16:08.893
.این داستان منم هست

16:08.918 --> 16:10.753
حق دارم تعریفش کنم و
.هر طور که می‌خوام بفروشمش

16:10.778 --> 16:12.703
.نمی‌ذارم اون‌ها لحظات منو بگیرن

16:13.965 --> 16:16.901
ستوان می‌گه از قبل می‌دونستیم
.که اعتراف جورج یه حقه‌ست

16:17.726 --> 16:19.461
خب، نظرت چیه بهمون بگی

16:19.486 --> 16:22.803
چرا فکر می‌کنی اعتراف جورج دروغیه
فقط از ته دلت؟

16:22.828 --> 16:26.067
اگه به پلیس ثابت کنی که پرونده اونقدرها هم
،که خونواده دوست دارن بسته نیست

16:26.092 --> 16:28.098
.بازم دودش تو چشم خانواده‌ی داناوان می‌ره

16:28.123 --> 16:30.693
می‌تونی کمکمون کنی
.تا قاتل واقعی بری رو پیدا کنیم

16:33.297 --> 16:34.336
...باشه

16:34.660 --> 16:35.940
،جورج بهم زنگ زد

16:36.217 --> 16:40.733
بعد از اینکه دید چند هفته پیش
،برای شرکت تو مستند قرارداد بستم

16:40.758 --> 16:42.109
.خواهش کرد که این کارو نکنم

16:42.134 --> 16:44.469
گفت نمی‌خواد
.خانواده بیشتر از این بدبختی بکشن

16:45.192 --> 16:48.322
جورج اینجوری بود
.از رنج کشیدن خانوادش نفرت داشت

16:48.904 --> 16:52.554
اگه واقعا این کارو کرده بود
.ده سال منتظر نمی‌موند تا اعتراف کنه

16:52.579 --> 16:53.627
.باشه

16:54.217 --> 16:56.722
اگه جورج نبوده
فکر می‌کنی کی بری رو کشته؟

16:57.250 --> 16:58.274
،نمی‌دونم

16:58.299 --> 17:00.478
اما همه‌شون دروغ می‌گن
.تا از همدیگه محافظت کنن

17:02.784 --> 17:04.672
.نمی‌تونی کاری کنی که حرف بزنن

17:11.753 --> 17:14.162
سونا در انتهای پله‌ها"؟"

17:14.346 --> 17:15.627
.اوم، حتما می‌بینمش

17:19.316 --> 17:21.670
.یکی از آدم‌های این خانواده قاتله

17:21.695 --> 17:23.800
...باید بفهمیم که کی
.هوم

17:27.807 --> 17:30.677
خوش اومدید. دلیل این افتخار چیه؟

17:34.288 --> 17:37.953
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

17:43.263 --> 17:45.567
.بازم بابت فوت پدرتون متاسفیم

17:45.600 --> 17:46.868
چرا اومدید اینجا؟

17:46.901 --> 17:50.672
ما همین چند لحظه پیش خاکستر بابامونو
.از نوک صخره‌ی "پوینت دووم" پخش کردیم

17:50.705 --> 17:52.239
.من بهشون گفتم که می‌تونن بیان

17:53.535 --> 17:55.366
،خب، همونطور که تو تلفن گفتم

17:55.391 --> 17:57.545
.فقط چند تا سوال دیگه داریم

17:57.570 --> 17:59.821
قبل از اینکه رسما پرونده رو ببندیم

17:59.846 --> 18:02.160
.مطمئن بشیم که اعتراف تحت فشار نبوده

18:02.185 --> 18:03.893
فکر می‌کنید تفنگ رو سرش گذاشتیم؟

18:03.918 --> 18:07.417
.نه. نه، فقط یه سری کارای اداری مونده

18:07.908 --> 18:09.958
مطمئنم که
.اعتراف پدرتون شوکه کننده بوده

18:09.991 --> 18:12.060
.شک دارم که پدر قصد داشته بری رو بکشه

18:12.085 --> 18:13.894
حس آسودگی هم بود؟

18:14.113 --> 18:16.778
.یعنی رسانه‌ها خیلی با شماها مهربون نبودن

18:16.803 --> 18:18.833
حداقل الان همه‌ی
.حدس و گمان‌ها تموم می‌شه

18:18.866 --> 18:20.667
حدس و گمانی که زندگیمون رو نابود کرد؟

18:20.692 --> 18:24.806
یعنی این قضیه باعث شد کلارک
.همسرش رو از دست بده، منم شغلم رو

18:24.839 --> 18:26.957
.و مادر هم که جایگاه اجتماعی‌ش رو

18:27.440 --> 18:30.419
کودی قبل از قتل
.برای ام.آی.تی دعوت شده بود

18:30.444 --> 18:31.613
.پسر برادرم نابغه‌ست

18:31.646 --> 18:33.461
.آره. حالا اون نابغه بشقاب می‌شوره

18:33.486 --> 18:36.651
هدر مجبور شد جابجا بشه
.متی تو بلاگ‌های مربوط به قتله

18:36.684 --> 18:39.618
وبلاگ‌های قتل؟
"بهش می‌گن "متی بدجنس

18:40.069 --> 18:42.171
خب، من که به شخصه فکر می‌کنم که

18:42.196 --> 18:44.065
.طلاق شما تنها جنبه مثبت این ماجرا بود

18:44.689 --> 18:46.156
.ندا خیلی آدم خاصیه

18:46.181 --> 18:49.331
شب قتل تنش خاصی بین بری و جورج بود؟

18:49.924 --> 18:53.200
خب، قبل از شام
.یه اتفاقی کنار استخر پیش اومد

18:53.233 --> 18:56.153
می‌دونی، داشتیم کنار استخر
،با پدر لیموناد می‌زدیم

18:56.178 --> 18:59.607
که، بری با دماغ پر از مواد
.از خونه‌ی کنار استخر اومد بیرون

18:59.641 --> 19:00.775
کوکائین کشیده بود؟

19:00.800 --> 19:03.487
.آره. و پدر وحشت کرده بود

19:03.511 --> 19:06.246
داشت سر بری فریاد می‌زد
.که چرا مواد آورده تو خونه

19:06.279 --> 19:09.017
.خصوصا وقتی که پسر معتادش اونجا بود

19:09.050 --> 19:12.678
این چیزی نبود که فکر می‌کرد، متی
.برادرم دوره ترک رو می‌گذرونه

19:12.703 --> 19:15.288
دعوای بری و جورج
کنار استخر بیشتر از این کش پیدا کرد؟

19:15.322 --> 19:17.424
اونا یه مدت اختلافاتشونو کنار گذاشتن

19:17.457 --> 19:20.128
حداقل برای یه مدت
.که بتونیم یه شام خوب بخوریم

19:20.160 --> 19:21.562
و شام خوبی بود؟

19:21.837 --> 19:22.898
...خب

19:23.444 --> 19:24.452
.سعی کردیم

19:25.010 --> 19:28.102
با یه عکس خانوادگی دیگه
.شروع شد و بعدش یه نوشیدنی

19:28.136 --> 19:29.637
آره
،به سلامتی خانواده

19:29.671 --> 19:32.364
که تو خوشی و ناخوشی
.مراقب همدیگه هستن

19:32.661 --> 19:34.776
.و البته، متی شروع کرد به نوشیدن

19:34.809 --> 19:35.977
این  فکر خوبیه، پسرم؟

19:36.010 --> 19:37.645
بیخیال، بابا
.نوشیدنی رو می‌تونم کنترل کنم

19:37.679 --> 19:40.148
خیلی طول نکشید که بری
.شروع کرد به ناراحت کردن بقیه

19:40.180 --> 19:41.916
فکر می‌کنم می‌تونی
.بذاری خودشون اشتباه کنن

19:41.949 --> 19:43.885
.می‌دونن که همیشه نجاتشون می‌دی
.و بابا ناراحت شد

19:43.918 --> 19:45.753
.آقای پدر نمونه حرف می‌زنه

19:45.787 --> 19:47.287
کودی دیگه تحمل نکرد
.و رفت بالا

19:47.320 --> 19:49.423
می‌دونی چیه؟
.دیگه گرسنه نیستم

19:49.456 --> 19:52.277
و متی گفت که بری و
.کلارک پول زیادی از دست دادن

19:52.302 --> 19:54.896
نمی‌دونم بابا می‌تونه منو
.دوباره به ترک بفرسته یا نه، بری

19:54.929 --> 19:56.931
نه بعد از همه پولی که
،اون و کلارک از دست دادن

19:56.964 --> 19:59.213
که تو شرکت ناموفق دوستت
.سرمایه‌گذاری کردن

19:59.728 --> 20:02.229
تو پولمون رو
تو چه چیزی سرمایه‌گذاری کردی؟

20:03.181 --> 20:06.140
وقتی متی از اون سرمایه‌گذاری بد گفت
.جورج چه واکنشی نشون داد

20:06.174 --> 20:08.576
،اون اصلاً وقت نکرد واکنش نشون بده

20:08.609 --> 20:09.577
...به‌خاطر

20:10.417 --> 20:11.885
.حادثه‌ی هدر

20:12.351 --> 20:14.753
اوه خدا، وای خدا
بانی، صدمه دیدی؟

20:15.172 --> 20:17.493
ببخشید، تازه اومدم اینجا
هدر آتیش گرفت؟

20:17.518 --> 20:18.720
.ما اینو می‌دونستیم

20:18.753 --> 20:21.723
ملون فکر کرد که اینقدر مهم نیست
.که تو گزارش پرونده بیارتش

20:21.756 --> 20:24.585
ما فورا خاموشش کردیم
.من چیزیم نشد

20:24.804 --> 20:26.493
فقط مثل همیشه
.دست و پا چلفتی بودم

20:26.527 --> 20:28.103
بعدش چی شد؟

20:28.128 --> 20:31.386
بری تصمیم گرفت
.دیگه نمی‌تونه تحمل کنه. رفت بالا

20:31.870 --> 20:35.030
و بعد ما میز رو جمع کردیم
.و بازی مونوپولی رو آماده کردیم

20:35.929 --> 20:37.397
.مونوپولی اومد وسط

20:37.739 --> 20:38.940
.کودی برگشت

20:38.973 --> 20:40.474
.ببین کی برگشته
چه خبر، پسر؟

20:40.508 --> 20:42.375
.اون عاشق این بازیه
.خوش اومدی کودی

20:42.409 --> 20:44.011
.می‌دونستم نمی‌تونی مقاومت کنی
،ولی بعدش

20:44.045 --> 20:46.480
.بری تلویزیونشو تا ته زیاد کرد
.من ماشین مسابقه‌ام

20:46.514 --> 20:47.881
.امیدوارم بمیری

20:47.906 --> 20:50.695
چه مرگشه، اون بالا چیکار می‌کنه؟
.و بابا خوشحال نبود

20:50.720 --> 20:52.602
.می‌خوام اون حرومزاده رو بکشم

20:53.036 --> 20:55.022
جورج تهدید کرد که بری رو می‌کشه؟

20:55.056 --> 20:57.649
چرا تعجب می‌کنی؟
.ما اعترافنامه‌ش رو برات فرستادیم

20:57.674 --> 20:59.484
در طول این قضایا ندا کجا بود؟

21:00.695 --> 21:02.793
احتمالا داشت
.شبکه‌های اجتماعیش رو چک می‌کرد

21:05.265 --> 21:08.102
من کجا بودم؟
.تو همین الان گفتی که هدر آتیش گرفت

21:08.136 --> 21:10.838
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

21:10.863 --> 21:11.896
.آره، درسته

21:11.921 --> 21:15.258
به خاطر همینه که نباید
.آستین‌های گشاد برای شام بپوشی

21:16.213 --> 21:18.417
،خب خیلی سریع شنلش رو درآوردیم

21:19.580 --> 21:22.270
.و اون موقع بود که زخم‌هاشو دیدیم

21:26.465 --> 21:28.232
کارادک هستم
.لطفا پیام بذارید

21:28.960 --> 21:31.618
.کارادک جواب نمی‌ده
.خیلی‌خب. پس به سوتو زنگ بزن

21:31.643 --> 21:32.744
.باشه

21:39.832 --> 21:41.901
ندا دونوان اینجا چه غلطی می‌کنه؟

21:48.703 --> 21:50.611
مطمئنی اینو گفت، آز؟

21:50.645 --> 21:52.167
بری هدر رو اذیت می‌کرده؟

21:53.080 --> 21:54.302
.آره، باشه

21:54.327 --> 21:55.362
چی؟

21:56.250 --> 21:57.422
ملون دیدش؟

21:59.053 --> 22:00.306
.باشه، خداحافظ

22:02.472 --> 22:05.793
دانوان‌ها بهمون دروغ گفتن
.بری هدر رو می‌زده

22:05.845 --> 22:08.180
اونا اینو وقتی فهمیدن که
.شنل هدر رو از تنش درآوردن

22:08.205 --> 22:10.006
.و دیدن که بدنش پر از کبودیه

22:10.031 --> 22:12.133
این یه انگیزه قوی قتل
.برای هر کدومشون بوده

22:12.581 --> 22:14.711
می‌تونم بفهمم که چرا
.اینو مخفی کردن

22:14.736 --> 22:17.206
و چرا اون راز
.می‌تونسته خیریه‌شون رو خراب کنه

22:18.417 --> 22:21.742
ملون ندا رو تو مرکز دیده
.وقتمون داره تموم می‌شه

22:21.776 --> 22:24.411
سلنا، شاید بهتر باشه این کارو
.متوقف کنیم. خودسرانه عمل کردی

22:24.444 --> 22:26.614
نمی‌خوام اگه به یه بخش دیگه منتقل
.بشی، به ملون جواب پس بدم

22:26.647 --> 22:29.482
منم اینو نمی‌خوام
.پس بیا این پرونده رو حل کنیم

22:34.783 --> 22:36.591
کسی قصد داشت چیزی بهمون بگه

22:36.624 --> 22:38.659
در مورد اون لحظه شام روز شکرگزاری

22:38.693 --> 22:40.614
وقتی فهمیدین بری هدر رو می‌زده؟

22:44.932 --> 22:45.942
.ندا

22:47.213 --> 22:48.736
.این یه موضوع خانوادگی بود

22:48.769 --> 22:51.072
.و بعضی چیزها باید تو خانواده بمونه

22:51.105 --> 22:52.607
توی تحقیقات قتل؟

22:52.640 --> 22:54.530
میشه لطفا در موردش حرف نزنیم؟

22:54.555 --> 22:55.764
.درست میشه، مامان

22:57.645 --> 23:00.586
این بعد از این بود که
.آستین هدر آتیش گرفت

23:04.112 --> 23:05.586
،ما آتیش رو خاموش کردیم

23:05.611 --> 23:07.738
و اون موقع فهمیدیم
.بری چه کارهایی باهاش می‌کرده

23:07.763 --> 23:09.669
.باید اینو از تنت در بیاریم
.نه مامان حالم خوبه

23:10.987 --> 23:12.022
.عزیزم

23:15.329 --> 23:16.631
چی شده؟
چه خبره؟

23:16.664 --> 23:18.533
.توی حرومزاده
چطور جرأت می‌کنی؟

23:18.558 --> 23:19.867
فکر می‌کنی من این کارو کردم؟

23:19.901 --> 23:22.303
.بری انکار کرد و با عصبانیت رفت

23:22.336 --> 23:23.981
.من دیگه تموم کردم. تموم شد

23:24.006 --> 23:25.806
کسی بعدش دوباره بری رو دید؟

23:27.063 --> 23:28.151
.من دیدم

23:29.377 --> 23:31.812
داشتم یه لیوان شراب می‌خوردم
،وقتیکه داشتم تمیز می‌کردم

23:31.846 --> 23:34.050
...که با لباس خوابش از پله‌ها اومد پایین

23:36.918 --> 23:38.260
.می‌رفت سمت سونا

23:39.350 --> 23:41.003
چقدر مشروب خوردی؟

23:41.028 --> 23:44.078
یه مقداری شراب خوردم
.یادمه چقدر خوردم

23:45.912 --> 23:48.029
.خب، خیلی خوبه که بری مُرده

23:48.062 --> 23:49.664
.دلم می‌خواست خودم بکشمش

23:49.697 --> 23:51.132
،فرض کنیم نظریه مورگن درست باشه

23:51.165 --> 23:53.534
همه به جز قاتل احتمالا فکر می‌کنن
،بری هنوز زنده بوده

23:53.567 --> 23:55.569
.وقتی لنور می‌گه اونو دیده
.خب، بیاید جداشون کنیم

23:55.603 --> 23:57.738
حرف هر کسی رو از ساعت‌های
.بین شام و نیمه‌شب بگیریم

23:57.772 --> 23:59.273
.یک خط زمانی درست کنیم
.آره

23:59.307 --> 24:00.341
.باشه

24:03.778 --> 24:07.148
خب چرا برامون توضیح نمی‌دی
بعد از شام چی شد؟

24:07.181 --> 24:09.850
.هدر نمی‌تونست با بری تو یه اتاق بخوابه

24:09.884 --> 24:11.619
.جورج و لنور هم اجازه نمی‌دادن

24:11.652 --> 24:14.522
برای همین پیشنهاد دادم
.برم وسایلشو از اتاق بیارم

24:14.555 --> 24:16.624
درحالی که لنور کمک می‌کرد
.لباس جدید بپوشه

24:17.091 --> 24:19.994
وقتی رفتم اتاق بری
.داشت تلویزیون تماشا می‌کرد

24:20.027 --> 24:21.395
.اون به وسایلش نیاز داره

24:21.429 --> 24:23.898
.عصبی شد و اونا رو به سمتم پرت کرد
بگیرشون، باشه؟

24:23.931 --> 24:24.903
...اوه، خدای

24:25.186 --> 24:27.718
آشغالاشو بردار، آشغالاشو بردار. باشه
.خیلی عوضی‌ای، بری

24:28.327 --> 24:30.343
.این آخرین باری بود که دیدمش

24:33.074 --> 24:35.443
می‌فهمی چرا باید
در مورد اون اذیت و آزار ازت سوال کنم؟

24:36.811 --> 24:38.412
چرا نرفتی پیش پلیس؟

24:38.980 --> 24:40.656
.فکر می‌کردم تغییر کنه

24:41.582 --> 24:42.996
.علاوه بر این، شرمنده بودم

24:43.659 --> 24:45.553
به خاطر همینه که
هیچوقت نرفتی بیمارستان؟

24:45.586 --> 24:47.855
قبل از اینکه کودی به دنیا بیاد
.من پرستار بودم

24:49.457 --> 24:51.425
.می‌تونستم خودم از پس زخم‌ها بربیام

24:51.459 --> 24:52.775
.خاله‌ام پرستار بود

24:53.561 --> 24:55.763
اون همیشه کمرش درد می‌کرد

24:55.796 --> 24:57.565
همون کارهای سنگین
که باید انجام می‌دادی

24:57.598 --> 24:59.033
.جابجا کردن بیمارها

24:59.767 --> 25:01.926
به پرستارا این چیزا رو یاد می‌دن، مگه نه؟

25:01.951 --> 25:03.253
می‌خوای چی رو برسونی؟

25:03.811 --> 25:05.034
.اشکالی نداره، عزیزم

25:05.576 --> 25:08.130
.آره، این جزو آموزش‌هاست

25:11.612 --> 25:14.945
و تا اون موقع، کودی هتل‌هایی
.تو "بوردواک و پارک پلیِس" داشت

25:14.970 --> 25:16.984
.مثل همیشه داشت حرف اول رو می‌زد

25:17.263 --> 25:20.086
و اون موقع بود که
...بری از یه فیلم جنگی رفت سمت

25:21.172 --> 25:22.289
.فیلم مبتذل

25:23.491 --> 25:25.593
کسی پیتزا سفارش داده؟

25:26.861 --> 25:29.098
متی و کلارک داوطلب شدن
.که جلوش رو بگیرن

25:29.463 --> 25:31.149
.بیا، متی
.بیا اینو درست کنیم

25:31.174 --> 25:34.044
و ازشون خواستم که دکوراسیون‌های
.کریسمس رو هم برام بیارن

25:34.069 --> 25:37.147
بعد از اینکه پسراتون رفتن بالا، صدای
.تلویزیون رو شنیدین که دوباره روشن باشه

25:37.380 --> 25:39.048
.نه، فکر نکنم

25:40.007 --> 25:42.199
چقدر طول کشید که رفتن؟
.حدود 30 دقیقه

25:44.211 --> 25:45.746
.اون بچه ترسو خودشو حبس کرد

25:45.780 --> 25:48.482
اما موفق شدیم بری رو قانع کنیم
.که تلویزیون رو خاموش کنه

25:48.517 --> 25:49.819
پس تهدیدش کردی؟

25:50.684 --> 25:52.686
.یه کم به در کوبیدیم. همین

25:53.562 --> 25:55.156
.ما نکشتیمش اگه منظورتون اینه

25:55.189 --> 25:57.741
دیگه حتی اونو ندیدم
.حداقل زنده نه

25:58.125 --> 26:00.227
.بعد از اون، متی و من رفتیم زیرشیروونی

26:00.261 --> 26:01.749
.برای دکوراسیون‌های کریسمس مامان

26:01.774 --> 26:03.209
چقدر بالا بودین؟

26:03.697 --> 26:05.014
.نیم ساعت، شاید

26:05.399 --> 26:06.528
هر دوتون؟

26:07.794 --> 26:10.733
شاید یکم به متی گیر دادم
.که جلوی بابا مشروب می‌خورد

26:10.758 --> 26:13.506
یه جایی بود که ناپدید شد
...و منو با تمام اون

26:14.415 --> 26:15.693
.جعبه‌های سنگین تنها گذاشت

26:16.277 --> 26:19.447
متی تنها گذاشتت زیرشیروونی؟
چقدر تنها بودی؟

26:20.421 --> 26:21.693
.پونزده دقیقه

26:22.249 --> 26:23.884
.شاید 20 دقیقه

26:30.257 --> 26:32.527
متی و کلارک
هرکدوم برای مدتی کافی تنها بودن

26:32.561 --> 26:34.061
.که بتونن بدزدن و بری رو بکشن

26:34.095 --> 26:35.645
.یکی از اون‌ها ممکنه قاتل باشه

26:35.670 --> 26:37.640
یا شاید دروغ گفتن
،که توی زیرشیروونی بودن

26:37.665 --> 26:39.254
.و هر دو با هم کشتنش

26:43.632 --> 26:45.239
.خب برگردیم به زیرشیروونی

26:45.272 --> 26:48.109
لنور می‌دونه بوی کاج مصنوعی
.باعث سردردم می‌شه

26:48.142 --> 26:53.127
اما با این حال هر سال شمع‌های معطر
.کریسمس رو برای ایجاد فضا روشن می‌کنه

26:53.152 --> 26:55.483
شمع‌های لنور چه ربطی به قتل داره؟

26:55.517 --> 26:57.188
.بذار حرفم تموم شه

26:58.004 --> 27:00.589
خب لنور دوست داره شمع‌های
،معطر کریسمس رو روشن کنه

27:00.614 --> 27:03.651
و من مجبور شدم از خونه برم بیرون
.یه کم هوای تازه بخورم

27:05.059 --> 27:07.907
و دیدم بیلی راس
.داره به متی مواد می‌فروشه

27:11.294 --> 27:13.934
پس راس اون شب اومد خونه
.اما نه برای بری

27:13.968 --> 27:15.669
اومده بود که متی رو ببینه

27:16.240 --> 27:17.593
.متی بدجنس

27:18.139 --> 27:21.041
یه معتاد سابق
.که از دست برادرزنش عصبانی بود

27:21.075 --> 27:23.711
و درست موقع مرگ بری
.کوکائین مصرف می‌کرد

27:24.217 --> 27:25.806
این یه پرونده قتل خوبه، نه؟

27:29.482 --> 27:30.614
،خیلی‌خب

27:31.389 --> 27:32.389
.ممنون

27:34.655 --> 27:38.225
.دافنه و آز از ندا خبرهای جالبی گرفتن

27:38.259 --> 27:40.761
اون می‌گه دیده که متی دانوان
.داره با بیلی راس ملاقات می‌کنه

27:40.794 --> 27:43.285
جلوی خونه، وقتی که بهمون گفت
.زیر شیروونی بوده

27:43.964 --> 27:46.066
رفته بوده مواد فروش رو ببینه؟
.آره

27:46.100 --> 27:48.736
وکلای جورج راست می‌گفتن
.که راس به خونه اومده بود

27:48.769 --> 27:51.105
اما خبری از معامله مواد
.که خراب شده باشه نبود

27:51.138 --> 27:54.341
اگه راس اومده بود متی رو ببینه
.انگیزه‌ای برای کشتن بری نداشته

27:54.375 --> 27:57.785
این شاید توضیح بده که
.چرا ندا توی دادگاه اینو نگفته

27:57.996 --> 27:59.980
یه چیز دیگه. دافنه همچنین گفت
که همین الان دیده

28:00.014 --> 28:01.821
ملون و کاپیتان
.دارن مرکز رو ترک می‌کنن

28:02.509 --> 28:05.309
.اگه ایده‌ای داری حاضرم بشنوم

28:05.334 --> 28:06.778
.آره. می‌دونم. ندارم

28:06.803 --> 28:08.577
یه لحظه بهم فرصت بدین
.باید یه کم برگردم عقب

28:08.602 --> 28:10.257
خیلی چیزا هست
.که باید بهشون توجه کرد

28:10.291 --> 28:14.466
خب. می‌دونیم که همه
،حدود ساعت 8:00 شب دور هم بودن

28:15.796 --> 28:17.927
کودی وقتی جورج و بری
.شروع به دعوا می‌کنن، می‌ره

28:17.952 --> 28:19.541
.من گرسنه نیستم
.لطفا. کودی بمون

28:20.444 --> 28:22.902
بری وقتی همه بخاطر زدن هدر
.بهش اعتراض می‌کنن، می‌ره

28:22.927 --> 28:24.990
.من دیگه تموم کردم. تموم شد

28:25.988 --> 28:28.809
هدر تصمیم داره
.که هنوز شب بازی خانوادگی بذاره

28:28.842 --> 28:32.372
چون مامانا به سنت‌ها
.مثل یه قایق نجات تو توفان چسبیدن

28:32.397 --> 28:36.696
اما اول، هدر، لنور و ندا
.حدود ساعت 9:00 می‌رن بالا

28:37.418 --> 28:39.692
هدر و لنور میرن توی اتاق لنور
.که لباس عوض کنن

28:39.717 --> 28:42.691
ندا میره که وسایل هدر رو
...از اتاق بری بیاره

28:42.723 --> 28:44.358
آشغالش رو بردار برو
.تو آدم عوضی‌ای، بری

28:44.391 --> 28:46.595
جایی که اونو
.برای آخرین بار زنده می‌بینه

28:47.795 --> 28:50.632
لنو و هدر برمی‌گردن پایین
.تا شب بازی رو شروع کنن

28:50.665 --> 28:54.068
کودی از اتاقش میاد پایین
.بازی مونوپولی شروع می‌شه

28:55.851 --> 28:59.154
تا وقتی که بری شروع می‌کنه
،به پخش پورن تو تلویزیونش

28:59.179 --> 29:02.249
که باعث میشه متی و کلارک
.برن بالا و در رو بکوبن

29:02.510 --> 29:04.311
،اما بعد بری تلویزیون رو خاموش می‌کنه

29:04.345 --> 29:06.648
پس متی و کلارک
،به جاش میرن بالا زیرشیروونی

29:06.681 --> 29:08.736
.که جعبه‌های کریسمس لنور رو بردارن

29:10.117 --> 29:12.886
اون موقعه که متی از کلارک جدا میشه
.که بره پیش فروشنده کوک

29:12.920 --> 29:14.623
.پس کلارک زیر شیروونی تنهاست

29:15.189 --> 29:17.832
بعد هر دو برادر دوباره برمی‌گردن پایین

29:17.857 --> 29:19.846
.سر میز بازی تقریبا همزمان

29:21.074 --> 29:22.409
.مونوپولی تموم میشه

29:22.434 --> 29:24.431
،همه میرن تو رختخواب، بجز لنور

29:24.465 --> 29:27.452
که تمیز کردن اتاق چایخوری رو تموم
.می‌کنه چون مامانا همیشه همینطورن

29:27.972 --> 29:30.310
و همون موقع‌ست که بری رو می‌بینه
.که می‌ره پایین تو زیرزمین

29:31.584 --> 29:33.678
.ولی می‌دونیم که بری بالا کشته شده

29:34.640 --> 29:37.712
و می‌دونیم که این کارو
.لنور، هدر یا ندا نکردن

29:37.746 --> 29:40.458
.چون بری قبل از شروع مونوپولی زنده بود

29:40.881 --> 29:42.825
...ولی بعد فیلم پورن خاموش شد، چی

29:45.028 --> 29:46.363
.آه، لعنتی

29:47.802 --> 29:49.490
...لطفا مزاحمت منو ببخشید

29:49.524 --> 29:51.392
.من صدای کاپیتان پاچِکو رو می‌شنوم

29:51.425 --> 29:52.556
.نه

29:53.379 --> 29:54.594
هووف

29:55.450 --> 29:56.454
...فقط

29:56.838 --> 29:58.641
امیدوار بودیم بذاریم امروز استراحت کنین

29:58.666 --> 30:00.100
...ولی متاسفانه باید

30:00.134 --> 30:01.168
.کاپیتان

30:01.732 --> 30:04.354
اینجایی. میشه ما رو ببخشید؟

30:06.206 --> 30:08.309
فکر کردی قرار نیست متوجه بشم؟

30:10.256 --> 30:12.229
.تو این پرونده رو به خطر انداختی

30:12.254 --> 30:13.722
.و اداره پلیس رو

30:14.181 --> 30:16.346
چه فکری پیش خودت کرده بودی؟

30:17.318 --> 30:18.520
،و خانم دانوان

30:18.553 --> 30:20.722
.لطفا، نهایت عذرخواهی رو دارم

30:20.755 --> 30:22.719
.به خاطر این مزاحمت تو روز عزاداریتون

30:27.606 --> 30:29.687
و ستوان؟
...این

30:31.079 --> 30:32.971
...آزمایش خانم نظافتچی شما

30:33.300 --> 30:34.902
و اینجا بود که بری
،فیلم جنگی رو عوض کرد

30:34.935 --> 30:36.805
.و یه فیلم مبتذل گذاشت

30:36.837 --> 30:39.069
.این رسما تموم شده
...کاپیتان، این آزمایش

30:39.094 --> 30:40.862
.ستوان
.بله

30:42.677 --> 30:44.082
.می‌دونم کی این کارو کرده

30:56.093 --> 30:57.566
.کاپیتان پاچِکو

30:57.591 --> 31:00.149
وقتی شما ده سال پیش
،در مورد مرگ بری تحقیق می‌کردین

31:00.174 --> 31:03.243
روی اتفاقاتی که بعد از نیمه‌شب
افتاد، تمرکز کردین، درسته؟

31:03.268 --> 31:05.100
.می‌دونستیم قتل اون موقع اتفاق افتاده

31:05.833 --> 31:08.643
لنور دیده بود که بری نیمه شب
.وارد زیرزمین می‌شه

31:08.668 --> 31:11.766
درسته. خب این
.خیلی منطقیه، می‌دونین

31:11.791 --> 31:13.394
.مگه اینکه لنور اشتباه کرده باشه

31:13.419 --> 31:15.171
چی؟
داری می‌گی مامانم دروغ گفته؟

31:15.196 --> 31:16.604
.نه. اصلا نه

31:16.629 --> 31:19.951
دارم می‌گم اگه لنور
فکر کرده که بری رو دیده، چی؟

31:19.976 --> 31:22.242
منظورم اینه، خودش اعتراف کرده
.که یه کم زیادی نوشیده بوده

31:22.267 --> 31:23.908
.من می‌دونم چی دیدم

31:23.933 --> 31:26.505
بری رو دیدم که از کنارم رد می‌شد
.و می‌رفت پایین تو زیرزمین

31:26.530 --> 31:29.176
خب، لباس خواب بری
.رفت پایین تو زیرزمین. بله

31:29.512 --> 31:30.745
.ولی بری توش نبود

31:30.770 --> 31:34.227
چون بری قبل از نیمه شب
.بالا کشته شده بود

31:35.853 --> 31:37.855
،آه، اینطور که متوجه شدم

31:37.880 --> 31:40.549
.می‌گی قاتل، بری رو یه جای دیگه کشته

31:41.036 --> 31:43.972
بعد جسدش رو از طبقه دوم
.کشیده به زیرزمین

31:43.997 --> 31:46.901
درست از جلوی کل خونواده
که داشتن مونوپولی بازی می‌کردن؟

31:46.926 --> 31:51.022
نه. من می‌گم قاتل جسد بری رو
،از کانال لباس‌شویی انداخته پایین

31:51.047 --> 31:52.481
.و گردنش همون موقع شکسته

31:52.506 --> 31:55.072
کانال لباس‌شویی؟
چه مرگشه؟ چه خبره؟

31:55.097 --> 31:56.409
چه اتفاقی داره می‌افته؟

31:56.434 --> 31:58.698
محاله یه جسد از اون کانال
.پایین بره. اصلا نمی‌شه

31:58.723 --> 31:59.975
.آیدا پِرپ این کارو کرد

32:00.000 --> 32:01.794
.آیدا پرپ یه آدم زنده نیست

32:01.819 --> 32:03.186
.بری هم زنده نبود

32:06.184 --> 32:08.483
چون کودی توی حموم بهش برق وصل کرده

32:08.508 --> 32:10.978
قبل از این که خانواده حتی
.منوپولی رو شروع کنه

32:20.121 --> 32:23.543
تو می‌دونستی پدرت با مادرت
.چیکار می‌کرد. بچه‌ها همیشه می‌فهمن

32:24.012 --> 32:26.287
تو فقط می‌خواستی
.هر جور که شده ازش محافظت کنی

32:26.312 --> 32:28.147
چی داری می‌گی؟
باید بری، باشه؟

32:28.172 --> 32:31.126
میای اینجا و این اتهامات رو می‌زنی؟
فکر می‌کنی کی هستی؟

32:31.151 --> 32:32.348
.لطفا، ببینید

32:32.742 --> 32:34.676
،منم اینو بیشتر از شما باور ندارم

32:34.701 --> 32:37.831
اون 15 سالش بود. واقعا فکر می‌کنی
یه نوجوون می‌تونه این کارو بکنه؟

32:37.856 --> 32:40.190
.کودی یه نوجوون معمولی نبود
.یه نابغه بود

32:40.215 --> 32:43.084
بچه‌ای که ام‌آی‌تی
تو سال دوم دبیرستان جذبش می‌کرد

32:43.109 --> 32:45.792
و این پسر خیلی باهوش
می‌دونست که پدرش

32:45.817 --> 32:47.217
.داره مادرشو کتک می‌زنه

32:48.872 --> 32:51.810
پس کودی رو تصور کنین
.که می‌دونه پدرش چه کارایی می‌کنه

32:51.835 --> 32:53.369
.اون عصبانی می‌ره بالا

32:56.368 --> 32:58.433
یه مدتی بعد
،صدای بری رو توی حموم می‌شنوه

32:58.458 --> 33:00.030
.و یه فکری به سرش می‌زنه

33:07.112 --> 33:08.748
می‌فهمه که فرصتی پیدا کرده

33:08.773 --> 33:10.808
که یه بار برای همیشه
.به این آزار و اذیت پایان بده

33:18.842 --> 33:22.208
سشوار رو می‌اندازه تو حموم
.و بری رو می‌کشه

33:23.513 --> 33:24.725
.حالا کودی یه بچه باهوشه

33:24.750 --> 33:27.630
می‌دونه که برق گرفتگی رو
،می‌شه به عنوان حمله قلبی نوشت

33:27.655 --> 33:30.657
.اما یه مشکل فنی پیش‌بینی نشده داره

33:31.405 --> 33:32.874
.پریز آتیش می‌گیره

33:32.899 --> 33:35.106
پس باید یه برنامه‌ی جایگزین
سریع پیدا کنه

33:39.923 --> 33:42.521
جسد بری رو از کانال لباسشویی
.می‌فرسته پایین

33:44.402 --> 33:46.592
.هر گونه اثر آتیش‌سوزی رو پاک می‌کنه

33:47.350 --> 33:49.740
و میره پایین
،و به بازی شبانه ملحق میشه

33:49.765 --> 33:50.963
.تا بهونه داشته باشه

33:54.112 --> 33:55.348
،بعد، نیمه‌شب

33:55.373 --> 33:57.828
وقتی همه به‌جز مادربزرگش خوابن

33:58.142 --> 34:01.039
کودی می‌ره پایین تو زیرزمین
.و از کنار لنور رد می‌شه

34:02.502 --> 34:04.772
اون لباس خواب بری رو می‌بینه
.و فکر می‌کنه که خودشه

34:06.306 --> 34:09.276
توی زیرزمین، کودی جسد بری رو

34:09.301 --> 34:10.971
.از سبد لباس‌ها می‌بره توی سونا

34:12.019 --> 34:14.145
می‌خواد جوری نشون بده
.که یه تصادف بوده

34:14.425 --> 34:16.231
...پس بطری شراب رو می‌ذاره

34:19.309 --> 34:21.680
...دمای سونا رو تا آخر بالا می‌بره

34:24.391 --> 34:26.326
.و لباس خواب رو هم جا می‌ذاره

34:28.812 --> 34:31.759
کودی اصلا نمی‌دونست که افتادن
.باعث شکسته شدن گردن پدرش شده

34:32.142 --> 34:35.622
یا اینکه خون بری روی پیراهن پدربزرگش
.تو سبد رخت چرک ریخته شده

34:35.864 --> 34:37.989
کی می‌تونه به‌خاطر
هیچ کدوم از اینا سرزنشت کنه؟

34:38.486 --> 34:40.482
می‌دونستی که پدرت داشت
.مادرتو اذیت می‌کرد

34:40.507 --> 34:43.143
حتما حسابی ترسیده بودی
.که ممکنه خیلی از حد بگذره

34:46.639 --> 34:50.200
.این مسخره‌ست. پسر من قاتل نیست

34:50.225 --> 34:52.353
.اون کل شب رو منوپولی بازی می‌کرد

34:52.378 --> 34:56.136
و بری هنوز زنده بود
داشت تلویزیون تماشا می‌کرد، یادتونه؟

34:56.161 --> 34:58.586
.و کانال‌ها که خودشون عوض نمی‌شن

34:58.611 --> 34:59.921
،کانال‌ها عوض نمی‌شن

34:59.946 --> 35:02.481
ولی تلویزیون‌های جورج و لنور

35:02.506 --> 35:04.650
از کنترل از راه دور
.و فرکانس رادیویی استفاده می‌کنه

35:06.893 --> 35:07.846
...یعنی

35:07.871 --> 35:10.498
خب، بستگی داره که
.چه‌قدر برای ریموتت برد می‌خوای

35:10.846 --> 35:13.038
ریموت‌های مادون قرمز
.بیشتر مواقع کار رو راه می‌‌ندازن

35:13.063 --> 35:16.332
ولی نیاز به خط دید مستقیم
.از ریموت به تلویزیون دارن

35:16.357 --> 35:17.692
،ولی اگه بخوای یکم شیک‌تر باشی

35:17.717 --> 35:19.159
،یه کم به اینجا کلاس بدی

35:19.184 --> 35:20.654
ریموت با فرکانس رادیویی

35:20.679 --> 35:22.646
.انعطاف‌پذیری و پوشش بهتری می‌ده

35:24.289 --> 35:27.351
به زبان ساده، شما می‌تونین
.از هر اتاقی تو خونه منابع رو کنترل کنین

35:27.376 --> 35:28.376
...پس

35:29.198 --> 35:31.416
اینطوری کودی کاری کرد که به نظر بیاد

35:31.441 --> 35:33.131
.بری هنوز موقع مونوپولی زنده بوده

35:33.156 --> 35:35.192
.وقتی که اون قبلا تو سبد مُرده بود

35:35.217 --> 35:37.199
خدا، اون بالا داره فیلم پورن می‌بینه؟

35:39.869 --> 35:42.296
.زیاد کردن صدای پورن یه تصادف بود

35:42.321 --> 35:44.718
.نمی‌خواست متی و کلارک برن بالا

35:49.985 --> 35:53.026
دوباره، از طرف پلیس لس‌آنجلس
...من عذرخواهی می‌کنم

35:53.051 --> 35:54.256
.اون درست میگه

35:55.915 --> 35:57.183
.من این کارو کردم

35:58.930 --> 36:00.326
.پدرمو کشتم، مامان

36:00.998 --> 36:02.499
.من بودم
چی؟

36:09.141 --> 36:12.129
صبر کن. دیگه چیزی نگو
.ما یه وکیل می‌خوایم

36:12.154 --> 36:13.702
.نه، نه. بذار اینو بگم
.نه

36:14.063 --> 36:15.579
.بذار اینو بگم. نه

36:15.604 --> 36:17.841
.مامان، این راز داره منو زنده زنده می‌خوره

36:19.185 --> 36:22.520
باید خیلی وقت پیش
.حقیقت رو می‌گفتم و سعی کردم

36:24.128 --> 36:26.183
وقتی پدربزرگ داشت می‌مُرد
.بهش گفتم چیکار کردم

36:26.208 --> 36:28.870
گفتم می‌خوام بیام جلو و اعتراف کنم
.ولی ازم خواست که بیشتر فکر کنم

36:31.112 --> 36:33.055
یه هفته بعد
.اون ویدیو اعتراف رو ساخت

36:33.080 --> 36:35.787
داشت ازم محافظت می‌کرد
.به قیمت ازبین بردن آبروی خودش

36:37.914 --> 36:40.116
مامان، من هر روز
.به کاری که کردم فکر می‌کنم

36:41.262 --> 36:43.999
نمی‌تونم بخوابم. نمی‌تونم
.تمرکز کنم. دارم نابود می‌شم

36:45.781 --> 36:48.517
احساس می‌کنم لیاقت
.هیچ موفقیتی توی زندگیم رو ندارم

36:50.414 --> 36:53.098
شاید وقتی دوران محکومیت رو گذروندم
بتونم خودمو توی آینه نگاه کنم

36:53.123 --> 36:55.035
نه، نه، نه. نه
.من معذرت می‌خوام

36:56.052 --> 36:57.653
.تقصیر تو نیست

36:58.487 --> 37:00.056
.تقصیر اون نیست

37:00.586 --> 37:01.698
.تقصیر منه

37:02.173 --> 37:03.767
.لطفا تقصیر رو بندازین گردن من

37:03.792 --> 37:05.659
.کودی به‌عنوان یه نوجوون محاکمه میشه

37:06.288 --> 37:08.371
.احتمالا کمتر از سه سال میره زندان

37:42.498 --> 37:43.675
،خب، کاپیتان

37:44.458 --> 37:47.161
حالا نظرتون در مورد آزمایش
خدمتکار نظافتچی‌مون چیه؟

37:49.165 --> 37:50.692
.کارِتون اونجا خوب بود

37:52.932 --> 37:54.355
.یه چیزی، سلنا

37:56.736 --> 37:58.643
دیگه هیچوقت
.پشت سر من کاری انجام نده

37:59.584 --> 38:01.614
وگرنه باید با بخش
.جرایم سنگین خداحافظی کنی

38:28.028 --> 38:29.063
مورگن؟

38:36.682 --> 38:38.550
.تو هنوز منو شگفت‌زده می‌کنی

38:41.045 --> 38:42.863
.خوش‌شانسیم که تو رو تو تیم داریم

38:44.911 --> 38:46.449
.همینطور شما، ستوان

38:47.088 --> 38:49.991
تو شغلت رو به خطر انداختی تا
.آدم درست رو پشت میله‌های زندان بندازی

38:51.529 --> 38:53.633
.هر پلیسی یه پرونده خاص داره

39:05.188 --> 39:06.325
.شب‌بخیر، مورگن

39:06.760 --> 39:08.040
.شب‌بخیر، کارادک

39:13.843 --> 39:18.718
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

39:18.742 --> 39:23.478
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

39:25.891 --> 39:32.046
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

39:32.071 --> 39:38.268
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
