WEBVTT

00:16.530 --> 00:20.210
HENGEN JIZAI NO INOCHI MUKIDASHITEYARE

00:16.530 --> 00:20.210
‫طبیعتِ همیشه در حال تغییر رو نشون بده

00:21.090 --> 00:24.970
JITTAI GA NAI BUN MADA DEKISOKONAI

00:21.090 --> 00:24.970
‫تا وقتی که قطعیت نداشته باشه، به‌درد من نمی‌خوره

00:25.680 --> 00:29.290
MYOUSEN JISHOU DESU UWASA GOTO SUITORE

00:25.680 --> 00:29.290
‫نام‌ها ماهیت همۀ شایعات رو افشا می‌کنن

00:30.330 --> 00:34.000
HONKAI HATASHITA SONO SAKI GA MITAI

00:30.330 --> 00:34.000
‫می‌خوام ببینم بعد از تحقق رؤیاهام چه اتفاقی می‌افته

00:34.410 --> 00:38.690
GARAN NO KUUSO NA GOTAI TSUKAISUTE IZA MAE IWAI

00:34.410 --> 00:38.690
‫پنج پیکر معبد پوچ هستن، جشنی متبرک

00:38.900 --> 00:43.240
NAMAE NANOTTE YARU YO KANNEN SHITE CHOUDAI?

00:38.900 --> 00:43.240
‫یه اسم بهت می‌دم، قبولش می‌کنی؟

00:43.550 --> 00:47.950
KACHISUJI NAZO HOSSHITENAI DODAI HOTONDO UN SHIDAI

00:43.550 --> 00:47.950
‫من حقه برای پیروزی نمی‌خوام؛ خوش‌شانسیه که مهمه

00:47.950 --> 00:54.050
KOTAE MO DASHITE YARU YO SETSUNA NO MEI SAIHAI?

00:47.950 --> 00:54.050
‫جواب رو هم بهت می‌دم. یه‌لحظه دنبالم میای؟

00:52.230 --> 00:52.640
KOCHIRA

00:52.230 --> 00:52.640
‫درست همین‌جا

00:52.640 --> 00:54.450
DOUDOU MEGURI NO SANAKA

00:52.640 --> 00:54.450
‫دایره‌وار این‌سو و اون‌سو می‌رم

00:54.720 --> 00:56.920
ROUDOU NEZUMI NO SAGA DA

00:54.720 --> 00:56.920
‫طبیعت این نژادِ موش همینه

00:56.920 --> 00:58.100
WAKE UP BANKERS

00:56.920 --> 00:58.100
‫بانک‌دارها بیدار شین

00:58.100 --> 00:58.660
PAY BACK!

00:58.100 --> 00:58.660
‫پول‌ها رو پس بدین!

00:58.660 --> 00:59.660
KYOU MO ROUDOU

00:58.660 --> 00:59.660
‫امروزم یه روز کاری دیگه‌ست

00:59.660 --> 01:01.290
ONE VERSE ONE PUNCH

00:59.660 --> 01:01.290
‫یک مصراع یک مشت

01:01.550 --> 01:03.130
ANSWER NI WA FANTASY WO

01:01.550 --> 01:03.130
‫پاسخ یه خیاله

01:03.700 --> 01:05.340
STAND UP MY FAV PEOPLE

01:03.700 --> 01:05.340
‫آدمای موردعلاقه‌م دووم بیارین

01:06.300 --> 01:10.920
YURUSHITE KURE KATSUTE OKASHITA TOGA WO

01:06.300 --> 01:10.920
‫منو ببخش، برای جنایاتی که زمانی مرتکب شدم

01:10.920 --> 01:15.500
SABAITE KURE MAATARASHII YOSHIASHI DE

01:10.920 --> 01:15.500
‫محکومم کن، بر طبق آخرین «حق و باطل»

01:15.500 --> 01:19.650
SATOSHITE KURE DOUSE TASUKATTA NO NARA

01:15.500 --> 01:19.650
نصیحتم کن، اگه به‌نحوی نجات یافتم

01:19.850 --> 01:25.840
AISURU SHITO WO KAI SHITE KONO YO NO ZEKKEI GA OGAMITAI

01:19.850 --> 01:25.840
می‌خوام زیباترین مناظر دنیا رو از طریق کسی که عاشقشم ببینم

01:26.100 --> 01:29.840
SAA KYOU WA KYOU DE ASHITA WA MATA ASHITA

01:26.100 --> 01:29.840
بی‌خیال، امروز امروزه، فردا رو به روز دیگه‌ای بسپار

01:30.690 --> 01:34.830
WAZURATTE IKOU ZO NAMAMI NO SASURAI

01:30.690 --> 01:34.830
بیا نگران زندگی‌های زودگذرمون باشیم

01:35.260 --> 01:39.270
SHIKISOKU ZEKUU DESU MATATAKU MA NI UTSUROU

01:35.260 --> 01:39.270
فرم پوچیه. همه‌چیز در یه چشم به‌هم‌زدن محو می‌شه

01:39.840 --> 01:44.250
BANZAI KODOU GA HORA TAMAYURA HAKANAI

01:39.840 --> 01:44.250
این ضربان قلب ده‌هزارساله که شجاعانه می‌تپه رو نگاه کن

01:47.370 --> 01:51.000
‫زیاد غذا می‌خوره. خیلی خوبه.

01:51.450 --> 01:53.750
‫بزرگ و قوی شو، روکوروتا.

01:55.760 --> 01:58.840
‫ای جانم. حالا که غذاشو خورده وقت بازیش شده؟

02:18.610 --> 02:20.240
‫برو عقب، ساگیری!

02:33.130 --> 02:34.460
‫گنجی-دونو!

02:38.290 --> 02:39.630
‫به کمک اولیۀ سریع احتیاج دارین.

02:40.260 --> 02:42.720
‫فرار کن، ساگیری.

02:43.760 --> 02:45.370
‫واسه من دیگه دیره.

02:46.680 --> 02:49.520
‫زود باش... فرار کن...

03:04.160 --> 03:05.370
‫گابیمارو...

03:05.370 --> 03:09.790
‫یکی از مجرم‌هاست یا از اون هیولاهاست؟

03:10.460 --> 03:12.000
‫اصلاً هیچیش نشده.

03:12.540 --> 03:16.920
‫اون غول بیزِن، روکوروتاست.

03:17.250 --> 03:19.050
‫مجرمِ...

03:20.970 --> 03:22.380
‫ایزن-دونوئه.

03:26.260 --> 03:28.970
<i>‫اونا چشم‌های یه شکارچیه که طعمه‌ش رو مشخص کرده.</i>

03:29.560 --> 03:32.190
<i>‫سخت می‌شه که باهم فرار کنیم.</i>

03:33.190 --> 03:34.480
‫پس چاره‌ای ندارم.

03:35.310 --> 03:36.570
‫می‌کشمش.

03:37.650 --> 03:39.570
<i>‫گفتمش، ولی چطوری؟</i>

03:39.860 --> 03:44.570
<i>‫اگه اون ضربه‌م بی‌اثر بود، پس به‌اندازۀ افراد دهکدۀ ایواگاکوره قویه.</i>

03:45.530 --> 03:48.830
‫قانون نهم شینوبی‌ها.

03:48.830 --> 03:53.120
‫توانایی‌های دشمن رو به‌طور دقیق تجزیه‌وتحلیل کن.

03:54.040 --> 03:56.460
<i>‫وقتی فهمیدم چقدر قویه، تصمیم می‌گیرم.</i>

04:02.720 --> 04:03.970
هــا؟

04:13.480 --> 04:15.150
‫عقب وایسا. می‌میری.

04:15.630 --> 04:16.480
‫ولی...

04:17.190 --> 04:19.020
<i>‫از نظر جسمی از من قوی‌تره.</i>

04:19.400 --> 04:21.900
‫تا کی می‌خوای اونجا بشینی و تماشا کنی، یوزوریها؟

04:22.360 --> 04:23.400
‫یه دستی برسون.

04:23.650 --> 04:25.740
‫مگه تو هم نینجوتسوهای خودتو نداری؟

04:25.740 --> 04:27.780
‫قول دادی دیگه، همراهم مبارزه کن.

04:27.780 --> 04:29.490
‫باشه، باشه.

04:29.490 --> 04:31.290
‫معلومه که به قولم عمل می‌کنم.

04:33.040 --> 04:34.580
‫تو باید مبارزه کنی،

04:34.890 --> 04:36.670
‫و منم باید اطلاعات بدم.

04:37.540 --> 04:39.250
‫موفق باشی، گابیمارو.

04:39.250 --> 04:41.050
‫نذار شکستت بده، گابیمارو.

04:41.050 --> 04:43.090
‫برو، برو. بزنش، بزنش.

04:43.090 --> 04:44.720
‫خیلی قوی‌ای، گابیمارو.

04:44.890 --> 04:46.330
‫برو به سلامت.

04:48.600 --> 04:50.310
<i>‫چرخش‌هاش چیز خاصی نداره.</i>

04:50.310 --> 04:52.680
<i>‫اگه فقط روی چیزایی که با مشت‌هاش نابود می‌کنه، تمرکز کنم...</i>

05:02.900 --> 05:04.990
<i>‫چرخش و واکنش‌هاش سریعن.</i>

05:05.360 --> 05:07.130
<i>‫غریزی حسش می‌کنم.</i>

05:07.610 --> 05:09.330
<i>‫دفع‌کردن اون مشت‌ها، غیرممکنه.</i>

05:09.330 --> 05:10.660
<i>‫اگه بهش دست بزنم، سریع می‌میرم.</i>

05:10.990 --> 05:11.790
<i>‫پس...</i>

05:12.410 --> 05:14.620
‫نینپو: طوفان سنگی.

05:24.800 --> 05:27.050
<i>‫پرتاب‌هام بی‌فایده‌ن.</i>

05:29.930 --> 05:31.560
<i>‫نینپو: تیغۀ بی‌شکل.</i>

05:34.180 --> 05:37.190
<i>‫حتی تیغۀ بی‌شکلِ من که مثل فولاد محکمه، نتونست کاری رو از پیش ببره.</i>

05:39.610 --> 05:40.940
<i>‫دیگه چی توی چنته دارم؟</i>

05:41.270 --> 05:44.190
<i>‫چه نینجوتسوی از راه دوری می‌تونه کارو دربیاره؟</i>

05:46.740 --> 05:48.070
‫کافیه.

05:48.490 --> 05:49.820
‫بی‌فایده‌ست.

05:50.710 --> 05:54.080
زود باش ‫فرار کن، ساگیری.

05:54.490 --> 05:55.830
لطفاً ‫تسلیم نشین.

05:55.830 --> 05:58.330
‫اگه جلوی خونریزی رو بگیریم، زنده می‌مونین.

05:59.120 --> 06:01.170
‫آدم عجیبی‌ای.

06:02.170 --> 06:06.470
‫چند لحظه پیش،‌ عین یه مرد فریاد می‌زدی.

06:07.840 --> 06:11.100
‫ولی الان، محبت زنانه رو در تو حس می‌کنم.

06:11.100 --> 06:13.470
‫الان، نه مردی وجود داره و نه زنی.

06:13.470 --> 06:16.560
من ‫فقط نمی‌خوام همکار ارشدم بمیره.

06:21.400 --> 06:24.020
‫پس انتخاب کردی که اینجوری زندگی کنی.

06:25.150 --> 06:29.530
‫به‌جای اینکه همه‌چیز رو به دو بخشِ
‫زن و مرد، یا قدرت و ضعف تقسیم کنی؛

06:30.070 --> 06:33.870
‫این دو جنبۀ متضاد رو به‌عنوان بخشی از وجودت می‌پذیری.

06:34.370 --> 06:36.620
‫تو حد وسط رو مجسم می‌کنی.

06:36.620 --> 06:38.870
‫این، اعتقادته.

06:40.170 --> 06:43.250
‫بالأخره متوجه شدم.

06:46.210 --> 06:48.590
‫شمشیر، روح جنگاوره.

06:49.260 --> 06:51.340
‫اینو می‌دم به تو.

06:52.390 --> 06:56.930
‫روکوروتا احتمالاً ایزن-دونو رو کشته.

07:00.560 --> 07:05.650
‫اگه یه سامورایی هستی، پس دیگه بهت نمی‌گم فرار کن.

07:06.900 --> 07:09.650
‫روکوروتا رو بکش،

07:11.530 --> 07:15.030
‫یامادا آسائه‌مون ساگیری.

07:20.540 --> 07:24.000
<i>‫مبارزۀ تن‌به‌تن خیلی خطرناکه.
‫پرتاب‌هام هم بی‌فایده‌ن.</i>

07:25.040 --> 07:27.300
<i>‫اگه فقط یه فرصت گیرم بیاد تا از شعلۀ عابدانه استفاده کنم...</i>

07:31.970 --> 07:35.350
<i>‫اگه دو به یک بودیم، می‌تونستم یه نقطۀ کور پیدا کنم.</i>

07:39.850 --> 07:44.730
‫اگه شمشیرت رو در شکاف بین
‫ماهیچه‌های پهناور، تاندون‌ها و استخوان فرو کنی؛

07:45.310 --> 07:47.730
‫حتی قوی‌ترین جسم هم، بریده می‌شه.

07:47.730 --> 07:52.490
‫مهم نیست رقیبت چقدر عجیب‌وغریب
‫باشه، قوانین اعدام برای اون هم صادقه.

07:52.490 --> 07:56.080
‫درک‌کردن ساختار بدن و دونستن اینکه اون شکاف کجاست؛

07:56.830 --> 07:59.950
‫سبک یاداما آسائه‌مون هست.

08:01.500 --> 08:02.540
‫گابیمارو.

08:03.000 --> 08:06.250
‫خوب موقع اومدی.
‫دنبال یار کمکی بودم.

08:07.210 --> 08:08.750
‫بهم کمک کن.

08:09.800 --> 08:13.340
چیزه... ‫می‌خوام برم زخم‌های همکارم رو درمان کنم.

08:13.340 --> 08:16.140
‫چی؟ ولی دیگه براش خیلی دیره.

08:16.510 --> 08:20.020
‫تازه، تو که از اینجور آدما نیستی، مگه نه؟

08:21.390 --> 08:26.150
‫مهم‌تر از اون اینه که، با وجود این صدایی که
‫داریم ایجاد می‌کنیم؛ هیچ هیولایی نیومده اینجا.

08:26.440 --> 08:29.070
‫به نفعمون نیست که فعلاً زیرنظر بگیریمشون؟

08:29.400 --> 08:33.320
‫وقتی مردن می‌تونیم فرار کنیم.

08:33.990 --> 08:35.950
‫خونریزیش متوقف شده.

08:36.280 --> 08:39.790
‫پس جراحت جدی‌ای نبوده براش.

08:40.120 --> 08:42.080
‫باید توی یه حرکت بکشیمش.

08:42.080 --> 08:44.750
‫باید شکاف بین استخوان‌هاش رو هدف قرار بدیم و سر از تنش جدا کنیم.

08:45.060 --> 08:46.880
‫ولی گردنش خیلی بالاست.

08:47.290 --> 08:49.090
‫پس تقسیم وظیفه می‌کنیم.

08:49.460 --> 08:51.920
‫پاهاش رو از نقطۀ کورش ببُر تا زانو بزنه.

08:52.260 --> 08:53.920
‫گفتنش راحته.

08:53.920 --> 08:54.880
‫ها؟

08:56.090 --> 08:58.260
‫می‌تونی انجامش بدی، مگه نه؟

09:01.220 --> 09:02.980
‫من حمله‌هاش رو یه‌کاری می‌کنم.

09:14.780 --> 09:15.400
‫ها؟

09:21.740 --> 09:22.950
‫حالت خوبه؟

09:22.950 --> 09:24.040
‫آره.

09:24.750 --> 09:28.130
<i>‫اون محکوم به مرگه و ارشد منو کشته.</i>

09:30.170 --> 09:33.550
<i>‫ولی اگه خیلی پرخاشگرانه حمله کنم،
‫مهارت‌های شمشیرزنیم آسیب‌زا می‌شن.</i>

09:34.170 --> 09:35.510
<i>‫باید آروم بمونم.</i>

09:35.880 --> 09:38.930
<i>‫باید احساساتم رو کنار بذارم و به منطق تکیه کنم.</i>

09:42.180 --> 09:44.060
‫داره میاد. دوباره.

09:47.900 --> 09:49.400
<i>‫پام...</i>

09:49.400 --> 09:51.860
<i>‫حتماً وقتی که جلوی مشت‌هاش رو گرفته بودم، کش اومده.</i>

09:52.190 --> 09:54.440
<i>‫جاخالی‌دادن از حمله‌هاش، نیازمند مهارت بالاییه.</i>

09:55.070 --> 09:57.400
<i>‫قدرت یه ضربه با کف دستش، عین توپ جنگی می‌مونه.</i>

09:57.740 --> 09:59.280
<i>‫باید آروم بمونم.</i>

09:59.280 --> 10:01.160
<i>‫اگه یه ضربه‌ش بهم بخوره، کارم تمومه.</i>

10:05.370 --> 10:08.790
‫بریدن استخوان‌هاش موقع وحشیگریش، واقعاً کار سختیه.

10:08.790 --> 10:11.960
‫حرکاتش، شکاف بین استخوان‌هاش رو از بین
‫می‌بره و جایی واسه شمشیر من نمی‌مونه.

10:12.090 --> 10:15.880
‫درحالت‌عادی، اعدام جوری انجام می‌شه که اون مجرم سرش خم باشه.

10:16.310 --> 10:19.090
‫برای کشتنش با یه ضربه، لازمه که قوز کنه.

10:19.340 --> 10:22.100
‫ولی از اونجایی که شمشیرهامون به گوشتش نفوذ نمی‌کنه،

10:22.100 --> 10:25.600
‫سخت می‌شه مجبور به انجام این کارش کنیم.

10:27.520 --> 10:29.440
‫مشکل خیلی سختی داریم.

10:32.770 --> 10:35.070
‫شکمش داره صدا می‌ده؟

10:40.910 --> 10:42.490
‫این چیه؟

10:43.990 --> 10:45.450
‫چه صداش بلنده!

10:58.300 --> 10:59.260
‫گابیمارو!

11:03.100 --> 11:08.520
<i>‫مقابل این قدرت غیرطبیعیش خیلی محتاط بودم،
‫ولی اگه همۀ توانش اینه؛ می‌تونم دووم بیارم!</i>

11:08.890 --> 11:10.560
<i>‫می‌تونم یه‌جوری...</i>

11:15.810 --> 11:16.780
‫نمی‌تونی!

11:18.990 --> 11:21.910
<i>‫بد شد. باید زود بلند شم.</i>

11:21.910 --> 11:23.370
<i>‫اون یه مشت کشنده نبود.</i>

11:23.370 --> 11:24.780
<i>‫زود باش بلند شو.</i>

11:31.290 --> 11:32.250
<i>‫مرگ.</i>

11:33.290 --> 11:36.500
<i>‫آروم بگیر. باید آروم بگیرم.</i>

11:36.880 --> 11:40.010
<i>‫احساساتت رو سرکوب کن. منطقی فکر کن.</i>

11:40.420 --> 11:41.720
<i>‫آروم بگیر.</i>

11:41.720 --> 11:45.010
<i>‫احساساتت رو رها کن و آروم بگیر.</i>

11:45.010 --> 11:48.890
‫حد وسط. این، اعتقادته.

11:49.390 --> 11:55.480
<i>‫به‌جای اینکه همه‌چیز رو به دو بخش تقسیم کنی،
‫جنبه‌های متضاد رو همون‌طور که هستن بپذیر.</i>

11:58.280 --> 12:00.650
<i>‫هم حس و هم منطق.</i>

12:14.710 --> 12:16.880
<i>‫احساساتتو به قدرت تبدیل کن.</i>

12:16.880 --> 12:19.300
<i>‫از منطق برای درنظرگرفتن هدف استفاده کن.</i>

12:19.300 --> 12:21.800
<i>‫نه آرامشو انتخاب کن و نه شور رو،</i>

12:22.680 --> 12:23.800
<i>‫بلکه حد وسط رو انتخاب کن.</i>

12:30.270 --> 12:31.640
‫محشره.

12:31.640 --> 12:35.310
‫ردۀ تامه‌شی-ایتو-ریوش 12ـه،

12:35.310 --> 12:39.400
‫ولی رده‌های قبیلۀ یامادا با
‫مهارت خالص تعیین نمی‌شن.

12:39.860 --> 12:43.200
‫اون‌ها باتوجه به شایستگی‌شون برای
‫رهبری قبیله تعیین می‌شن،

12:43.200 --> 12:45.860
‫به همین دلیل اون به‌خاطر زن‌بودن
‫جایگاه خودش رو از دست می‌ده.

12:45.860 --> 12:49.410
‫از نظر مهارت خالص، اون...

12:49.870 --> 12:53.870
<i>‫ساگیری به‌عنوان یه جنگجو تو میدان جنگ فاقد تجربه‌ست.</i>

12:54.250 --> 12:59.380
<i>‫اما وقتی‌که وظیفه و اهدافش
‫با قلبش هماهنگ بشن،</i>

12:59.800 --> 13:01.380
<i>‫وقتی تردیدش از بین بره،</i>

13:02.090 --> 13:05.260
<i>‫مهارت شمشیرزنیش از درجه‌یک‌ها هم بهتره.</i>

13:08.640 --> 13:11.890
‫شاید از هیولاهای جزیره بترسه،

13:11.890 --> 13:17.020
‫اما به‌عنوان یه آسائه‌مون، در مواجهه
‫با یه مجرم، ترسی از خودش نشون نمی‌ده.

13:18.440 --> 13:20.900
‫اون یه آدم لجباز و یه‌دنده‌ست.

13:21.230 --> 13:23.990
<i>‫در موردش حق با من بود.</i>

13:24.400 --> 13:26.410
<i>‫اون حسی که وقتی برای اولین‌بار دیدمش بهم دست داد...</i>

13:26.860 --> 13:29.580
<i>‫اون قویه...</i>

13:36.920 --> 13:40.920
<i>‫سرشو پایین بیاره...</i>

13:51.890 --> 13:54.180
‫گمونم اون‌قدرا هم ساده نیست.

13:54.180 --> 13:57.520
‫راهی هست که سرشو خم کنه؟

13:58.440 --> 13:59.900
‫یه فکری دارم.

13:59.900 --> 14:00.860
‫چی؟

14:01.270 --> 14:03.230
‫ممکنه یه‌کم افراطی باشه.

14:09.990 --> 14:11.830
<i>‫غول بیزِن.</i>

14:11.830 --> 14:15.410
<i>‫مبارزۀ تن‌به‌تن خیلی خطرناکه.
‫پرتاب‌هام هم بی‌فایده‌ن.</i>

14:16.160 --> 14:19.790
<i>‫تنها راهمون اینه که یه تیغه رو از شکافی
‫تو بدنش عبور بدیم و از بین ببریمش.</i>

14:20.880 --> 14:24.130
<i>‫انجام این کار به چیزی بیشتر
‫از توانایی‌های فیزیکی استثنایی نیاز داره.</i>

14:25.170 --> 14:29.300
<i>‫ما به مهارت‌های ویژۀ گردن‌زنیِ
‫قبیلۀ یامادا آسائه‌مون نیاز داریم.</i>

14:31.430 --> 14:33.720
<i>‫اما باتوجه به جثه بزرگ و سرعت عکس‌العملش،</i>

14:33.720 --> 14:36.020
<i>‫یه تلاش نصفه‌نیمه برای
‫غلبه‌کردن بهش با شمشیر کافی نیست.</i>

14:36.230 --> 14:37.230
<i>‫در اون صورت...</i>

14:44.230 --> 14:45.030
‫لعنتی.

14:45.030 --> 14:45.900
‫ها؟

14:45.900 --> 14:47.530
‫از اینجا فرار می‌کنیم، سنتا.

14:47.900 --> 14:51.280
<i>‫نینپو: طوفان سنگی، فرم شعلۀ عابدانه.</i>

14:54.410 --> 14:57.500
<i>‫نینپو: نسیم مارپیچ، فرم شعلۀ عابدانه.</i>

14:58.160 --> 15:00.750
<i>‫نینپو: تخته‌سنگ بزرگ، فرم شعلۀ عابدانه.</i>

15:02.540 --> 15:05.800
<i>‫نینپو: لحاف خار، فرم شعلۀ عابدانه.</i>

15:15.010 --> 15:16.890
‫دیگه بیشتر از این بی‌پرواییه.

15:17.350 --> 15:20.140
‫به‌علاوه، این باید کافی باشه.

15:25.270 --> 15:27.150
‫تا کجا باید فرار کنیم؟

15:27.150 --> 15:29.570
‫تا هرجا بتونیم، سگ کاوندۀ چهارچشم.

15:29.570 --> 15:32.570
‫اونا نمی‌خوان فقط روکوروتا رو بکشن.

15:33.030 --> 15:35.280
‫اونا می‌خوان کل منطقه رو به آتیش بکشن.

15:36.910 --> 15:38.160
‫نکنه؟

15:38.160 --> 15:39.040
‫دود.

15:39.040 --> 15:41.670
‫دود زیاد تولیدشده توسط روغن‌های توی چوب خام.

15:41.670 --> 15:45.090
‫با رسیدن آتیش به شاخ و برگ‌ها،

15:45.090 --> 15:48.510
‫می‌تونن باتوجه به ویژگی‌های دودیشون،
‫فوراً منطقۀ بالای سرشونو با دود پر کنن.

15:48.510 --> 15:50.170
‫و اگه موقع گریه‌کردن وحشی‌بازی دربیاره،

15:50.170 --> 15:52.930
‫نفسش تنگ می‌شه و دود زیادی رو استنشاق می‌کنه.

15:54.510 --> 15:55.800
‫مثل اعدام با آتیش،

15:56.220 --> 15:58.390
‫سمِ داخل دود که باعث ازدست‌رفتن هوشیاری می‌شه،

15:58.390 --> 16:01.140
‫زمانی که استنشاق می‌شه، آسیب‌زننده‌تر از آتش یا گرماست.

16:01.140 --> 16:02.060
‫سم؟

16:02.060 --> 16:04.560
‫به عبارتی، کربن مونوکسید.

16:04.810 --> 16:07.440
‫کربن مونوکسید به هموگلوبین خون متصل شده،

16:07.440 --> 16:11.280
‫و سبب می‌شود کل بدن به‌سرعت به حالت کمبود اکسیژن برسد.

16:11.280 --> 16:14.200
‫این امر با نام مسمومیت با کربن مونوکسید شناخته می‌شود.

16:14.620 --> 16:16.530
‫واسه منم سخت بود،

16:16.530 --> 16:18.910
‫ولی تا وقتی که خمیده بمونی،
‫هیچ دودی رو استنشاق نمی‌کنی.

16:18.910 --> 16:20.250
‫در امانیم.

16:20.250 --> 16:21.830
‫اینطوری تا سر حد مرگ می‌سوزم.

16:23.580 --> 16:25.670
‫اون اول به حد خودش می‌رسه؟

16:25.670 --> 16:28.670
‫یا اول سرش رو پایین میاره؟

16:49.530 --> 16:51.110
‫حالا که فرصتشو داریم ببرش!

16:51.110 --> 16:53.110
‫من زیاد در برابر قدرتش دووم نمیارم!

17:01.950 --> 17:03.250
<i>‫آروم.</i>

17:05.580 --> 17:06.710
<i>‫سرسختانه.</i>

17:22.020 --> 17:23.730
<i></i><i>‫گشنه‌مه.</i>

17:22.600 --> 17:23.980
<i></i><i>‫میای بازی کنیم؟</i>

17:23.980 --> 17:25.560
<i></i><i>‫بیا بازی. بیا بازی.</i>

17:25.560 --> 17:29.230
<i></i><i>‫گشنه‌مه. گشنه‌مه.</i>

17:29.610 --> 17:32.610
<i></i><i>‫چرا هیچ‌وقت سیر نمی‌شم؟</i>

17:32.610 --> 17:35.150
<i></i><i>‫چرا کسی باهام بازی نمی‌کنه؟</i>

17:36.950 --> 17:39.740
‫ما باعث شدیم وحشیگری کنی.

17:40.200 --> 17:43.620
‫حتماً ترسوندیمت. متأسفم.

17:43.620 --> 17:45.710
‫تقصیر منه که تجربۀ کافی ندارم.

17:47.920 --> 17:49.590
‫ولی حالا دیگه همه‌چیز خوبه.

17:50.290 --> 17:52.760
‫هیچ‌کسی ازت متنفر نیست.

17:53.130 --> 17:55.420
‫حالا اونایی که ممکنه ازت متنفر باشن مرده‌ن.

17:57.260 --> 18:02.060
‫امیدوارم مثل اونا... تو هم در آرامش باشی.

18:07.270 --> 18:09.270
‫شعله‌ها دارن قوی‌تر می‌شن.

18:09.650 --> 18:11.690
‫احتمال داره هیولاها نزدیک بشن.

18:11.690 --> 18:13.530
‫باید از اینجا فرار کنیم.

18:21.780 --> 18:22.990
‫گنجی-دونو...

18:23.790 --> 18:26.410
‫هوی! اگه عجله نکنیم، تا سر حد مرگ می‌سوزیم.

18:36.010 --> 18:40.220
<i>‫تو این جزیره که نمی‌تونم برای همکار‌هام
‫سوگواری کنم، چه برسه به مجرما،</i>

18:40.930 --> 18:43.930
<i>‫باید قوی باشم.</i>

18:47.060 --> 18:48.270
<i>‫قوی...</i>

18:50.190 --> 18:52.270
<i></i><i>‫به‌جای اینکه همه‌چیز رو به دو بخش،</i>

18:52.270 --> 18:54.610
<i></i><i>‫مثل قدرت یا ضعف تقسیم کنی، می‌پذیریشون.</i>

18:55.190 --> 18:57.900
<i></i><i>‫این اعتقادته.</i>

19:10.870 --> 19:12.630
‫دارن میان.

19:12.630 --> 19:15.210
‫دارن به‌سمت شعله‌ها می‌رن.

19:15.710 --> 19:20.220
‫ولی معمولاً، حیوانات به‌طور غریزی از آتش دوری می‌کنن.

19:20.680 --> 19:23.720
‫هی کم‌تر و کم‌تر طبیعی به‌نظر میان.

19:25.810 --> 19:27.310
‫چاره‌ای نداریم.

19:27.310 --> 19:29.850
‫بیا به سمتی که هیولاها از اونجا اومدن بریم.

19:29.850 --> 19:31.100
‫خطرناک نیست؟

19:31.480 --> 19:34.860
‫خب، چرا، ولی چارۀ دیگه‌ای نداریم.

19:34.860 --> 19:38.440
‫اکولوژی هیولاها تنها راهمون برای رسیدن به اکسیره.

19:39.360 --> 19:42.530
‫هنوزم آسیب‌هایی که یه‌کم
‫قبل دیدم رو حس می‌کنم.

19:42.530 --> 19:45.280
‫استراحت لازمم. عجب دردسری شدا.

19:46.450 --> 19:47.700
‫پس ترجیح می‌دی تسلیم بشی؟

19:47.700 --> 19:48.830
‫نه.

19:49.120 --> 19:53.330
‫مهم نیست که چقدر کوچیک یا خطرناک باشن،
‫اگه راهی برای پیروی باشه، دنبالش می‌کنم.

19:53.330 --> 19:57.960
‫اکسیر زندگی رو هرچه زودتر پیدا می‌کنم؛
‫هرچه زودتر همسرم رو می‌بینم.

19:58.920 --> 20:02.970
‫مطمئنی که نگران امنیت همکارات نیستی؟

20:07.770 --> 20:08.470
‫نیستم.

20:09.060 --> 20:12.230
‫همۀ اون‌ها این کار رو با نظر به اینکه
‫می‌دونستن ممکنه کشته بشن انجام می‌دن.

20:12.730 --> 20:14.980
‫نگرانی بیش از حد برای اون‌ها بی‌احترامیه.

20:15.900 --> 20:17.360
‫اگه نگران همکارام هستم،

20:17.360 --> 20:20.110
‫پس باید هرچه زودتر اکسیر رو پیدا کنم،

20:20.110 --> 20:22.860
‫و شر این مسئولیتو از رو دوشمون کم کنم.

20:24.870 --> 20:26.740
‫بالأخره منافعمون هم‌سو شدن.

20:27.120 --> 20:29.620
‫من هنوزم ناظر توئم، چیزی عوض نشده.

20:37.420 --> 20:38.460
‫اون چیه؟

20:38.880 --> 20:42.680
‫اون زنیکه و سگ کاونده تا اینجا فرار کردن؟

20:47.600 --> 20:51.230
‫هوی، مگه قول نداده بودیم باهم مبارزه کنیم؟

20:53.690 --> 20:58.110
‫این... یه دهکده‌ست؟

20:59.530 --> 21:01.860
‫به‌نظر نمیاد چیز دیگه‌ای باشه.

21:02.570 --> 21:06.490
‫اگه این مکان واقعاً شینسنکیو باشه،

21:06.780 --> 21:10.370
‫یعنی عابدها توی این دهکده زندگی می‌کنن؟

21:24.470 --> 21:25.970
‫پسر، چقدر حال‌بهم‌زنه.

21:25.970 --> 21:28.180
‫حتی آدمو سیرم نمی‌کنه.

21:28.180 --> 21:31.520
‫خوردنش بی‌خطره؟

21:31.520 --> 21:34.100
‫نمی‌خورمش. دارم می‌نوشمش.

21:34.100 --> 21:37.400
‫مایعات بدن حیوونا همون آبیه که تو کوهستان‌ها می‌نوشی.

21:39.690 --> 21:44.950
‫راستی، اون عابد مابد که گفتی چیه دیگه؟

21:44.950 --> 21:48.030
‫خب... اونا خیالی‌ان.

21:48.320 --> 21:51.450
‫اون‌ها نوعی از ابرانسان‌ها براساس فلسفۀ شینسِن هستن.

21:51.450 --> 21:54.960
‫بیشتر به پیرمردها شباهت دارن
‫و طلسم‌های مرموزی می‌سازن.

21:54.960 --> 21:56.670
‫مسلماً، جاودانه‌ان.

21:56.790 --> 21:59.540
‫ممکنه توی این جزیره وجود داشته باشن.

21:59.540 --> 22:04.550
‫فرض بر اینه که اونایی که توی شینسنکیو
‫زندگی می‌کنن عابد باشن، نه هیولا.

22:04.840 --> 22:06.930
‫احمقانه‌ست.

22:06.930 --> 22:09.350
‫فقط اون گوزوهای پیرو بکش و کارشونو یه‌سره کن.

22:09.350 --> 22:11.560
‫شاید اینطوری بتونن گرسنگیمو برطرف کنن.

22:12.640 --> 22:14.060
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

22:17.480 --> 22:18.440
‫برادر؟

22:18.810 --> 22:20.900
‫یه‌چیزی اونجاست.

22:23.070 --> 22:25.570
‫به نفعشه خوشمزه باشه.

22:55.520 --> 23:08.550
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

22:55.520 --> 22:59.580
Sotto kasanete mita

22:55.520 --> 22:59.580
‫به‌آرامی جمعشان کردم

23:00.770 --> 23:03.630
Dakedo mo hamidashita

23:00.770 --> 23:03.630
‫ولی لبریز شدند

23:04.300 --> 23:08.550
Hashi no hou dake yabutta

23:04.300 --> 23:08.550
‫فقط لبه‌هایی که بیرون زده بودند را پاره کردم

23:08.700 --> 23:13.720
Dakedo anata wa sono mama de ii to

23:08.700 --> 23:13.720
‫ولی تو گفتی که اشکالی ندارد

23:14.850 --> 23:21.230
Chirakatta kakera wo mou ichido tsunaide

23:14.850 --> 23:21.230
‫دوباره تکه‌های پراکنده را به‌هم وصل کردی

23:21.740 --> 23:23.620
Naoshite kureta

23:21.740 --> 23:23.620
‫و درستش کردی

23:23.900 --> 23:27.940
Kokoro wa kami hitoe

23:23.900 --> 23:27.940
‫قلب‌ها شکننده هستند

23:28.930 --> 23:35.400
Sono kokoro wo kanjiteitai

23:28.930 --> 23:35.400
‫می‌خواهم آن قلب را حس کنم

23:39.600 --> 23:45.290
Itsu no hi mo akeru ashita wo matte

23:39.600 --> 23:45.290
‫منتظر فردایی که می‌آید می‌مانم

23:45.530 --> 23:48.850
Hakanai yume ni kogarete

23:45.530 --> 23:48.850
‫برای رؤیاهای زودگذر آرزو می‌کنم

23:49.070 --> 23:55.830
Anata wa dareka wo kyou mo omoi nagara

23:49.070 --> 23:55.830
‫امروز دوباره به کسی فکر می‌کنی

23:56.130 --> 24:02.890
Mune ni idaita negai oi tsuzukeru no deshou

23:56.130 --> 24:02.890
‫و به فرستادن آرزوهایت به اندرون قلبت ادامه می‌دهی

24:03.180 --> 24:09.590
Itsuka sono koe ga todokimasu you ni

24:03.180 --> 24:09.590
‫امیدوارم روزی صدایت به گوش او برسد

24:10.250 --> 24:13.410
Nando kizutsuitemo

24:10.250 --> 24:13.410
‫حتی اگر بارها آسیب ببینی

24:13.780 --> 24:17.060
Mamori tsuzuketa ai ga

24:13.780 --> 24:17.060
‫ممکن است عشقی که یک‌روز

24:17.330 --> 24:24.140
Itsuka anata wo tsutsumimasu you ni

24:17.330 --> 24:24.140
‫به محافظت از آن ادامه می‌دادی، به دورت حلقه بزند
