WEBVTT

00:16.530 --> 00:20.210
HENGEN JIZAI NO INOCHI MUKIDASHITEYARE

00:16.530 --> 00:20.210
‫طبیعتِ همیشه در حال تغییر رو نشون بده

00:21.090 --> 00:24.970
JITTAI GA NAI BUN MADA DEKISOKONAI

00:21.090 --> 00:24.970
‫تا وقتی که قطعیت نداشته باشه، به‌درد من نمی‌خوره

00:25.680 --> 00:29.290
MYOUSEN JISHOU DESU UWASA GOTO SUITORE

00:25.680 --> 00:29.290
‫نام‌ها ماهیت همۀ شایعات رو افشا می‌کنن

00:30.330 --> 00:34.000
HONKAI HATASHITA SONO SAKI GA MITAI

00:30.330 --> 00:34.000
‫می‌خوام ببینم بعد از تحقق رؤیاهام چه اتفاقی می‌افته

00:34.410 --> 00:38.690
GARAN NO KUUSO NA GOTAI TSUKAISUTE IZA MAE IWAI

00:34.410 --> 00:38.690
‫پنج پیکر معبد پوچ هستن، جشنی متبرک

00:38.900 --> 00:43.240
NAMAE NANOTTE YARU YO KANNEN SHITE CHOUDAI?

00:38.900 --> 00:43.240
‫یه اسم بهت می‌دم، قبولش می‌کنی؟

00:43.550 --> 00:47.950
KACHISUJI NAZO HOSSHITENAI DODAI HOTONDO UN SHIDAI

00:43.550 --> 00:47.950
‫من حقه برای پیروزی نمی‌خوام؛ خوش‌شانسیه که مهمه

00:47.950 --> 00:54.050
KOTAE MO DASHITE YARU YO SETSUNA NO MEI SAIHAI?

00:47.950 --> 00:54.050
‫جواب رو هم بهت می‌دم. یه‌لحظه دنبالم میای؟

00:52.230 --> 00:52.640
KOCHIRA

00:52.230 --> 00:52.640
‫درست همین‌جا

00:52.640 --> 00:54.450
DOUDOU MEGURI NO SANAKA

00:52.640 --> 00:54.450
‫دایره‌وار این‌سو و اون‌سو می‌رم

00:54.720 --> 00:56.920
ROUDOU NEZUMI NO SAGA DA

00:54.720 --> 00:56.920
‫طبیعت این نژادِ موش همینه

00:56.920 --> 00:58.100
WAKE UP BANKERS

00:56.920 --> 00:58.100
‫بانک‌دارها بیدار شین

00:58.100 --> 00:58.660
PAY BACK!

00:58.100 --> 00:58.660
‫پول‌ها رو پس بدین!

00:58.660 --> 00:59.660
KYOU MO ROUDOU

00:58.660 --> 00:59.660
‫امروزم یه روز کاری دیگه‌ست

00:59.660 --> 01:01.290
ONE VERSE ONE PUNCH

00:59.660 --> 01:01.290
‫یک مصراع یک مشت

01:01.550 --> 01:03.130
ANSWER NI WA FANTASY WO

01:01.550 --> 01:03.130
‫پاسخ یه خیاله

01:03.700 --> 01:05.340
STAND UP MY FAV PEOPLE

01:03.700 --> 01:05.340
‫آدمای موردعلاقه‌م دووم بیارین

01:06.300 --> 01:10.920
YURUSHITE KURE KATSUTE OKASHITA TOGA WO

01:06.300 --> 01:10.920
‫منو ببخش، برای جنایاتی که زمانی مرتکب شدم

01:10.920 --> 01:15.500
SABAITE KURE MAATARASHII YOSHIASHI DE

01:10.920 --> 01:15.500
‫محکومم کن، بر طبق آخرین «حق و باطل»

01:15.500 --> 01:19.650
SATOSHITE KURE DOUSE TASUKATTA NO NARA

01:15.500 --> 01:19.650
نصیحتم کن، اگه به‌نحوی نجات یافتم

01:19.850 --> 01:25.840
AISURU SHITO WO KAI SHITE KONO YO NO ZEKKEI GA OGAMITAI

01:19.850 --> 01:25.840
می‌خوام زیباترین مناظر دنیا رو از طریق کسی که عاشقشم ببینم

01:26.100 --> 01:29.840
SAA KYOU WA KYOU DE ASHITA WA MATA ASHITA

01:26.100 --> 01:29.840
بی‌خیال، امروز امروزه، فردا رو به روز دیگه‌ای بسپار

01:30.690 --> 01:34.830
WAZURATTE IKOU ZO NAMAMI NO SASURAI

01:30.690 --> 01:34.830
بیا نگران زندگی‌های زودگذرمون باشیم

01:35.260 --> 01:39.270
SHIKISOKU ZEKUU DESU MATATAKU MA NI UTSUROU

01:35.260 --> 01:39.270
فرم پوچیه. همه‌چیز در یه چشم به‌هم‌زدن محو می‌شه

01:39.840 --> 01:44.250
BANZAI KODOU GA HORA TAMAYURA HAKANAI

01:39.840 --> 01:44.250
این ضربان قلب ده‌هزارساله که شجاعانه می‌تپه رو نگاه کن

01:48.360 --> 01:49.580
‫پدر...

01:51.410 --> 01:52.510
<i>‫چرا؟</i>

01:52.920 --> 01:55.880
<i>‫چرا اون‌طوری بهم نگاه می‌کنی؟</i>

01:56.310 --> 01:57.520
<i>‫پدر...</i>

02:01.990 --> 02:04.900
‫بیدار شدی، ساگیری؟

02:05.260 --> 02:06.660
‫گنجی-دونو.

02:06.930 --> 02:08.660
‫ما کجاییم؟

02:08.660 --> 02:10.150
‫چم شد؟

02:10.490 --> 02:12.470
‫ما توی یه غار توی جزیره‌ایم.

02:12.970 --> 02:15.650
‫هیچ هیولا یا حشره‌ای رو توی
‫این منطقه حس نمی‌کنم.

02:16.350 --> 02:20.990
‫تو توسط فلس‌های پروانه‌ها مسموم
‫شدی و هوشیاریت رو از دست دادی.

02:23.550 --> 02:25.620
‫فعلاً نباید حرکت کنی.

02:26.120 --> 02:27.170
‫نمی‌شه.

02:28.080 --> 02:30.220
‫نباید از زندانیم چشم بردارم.

02:30.680 --> 02:32.690
‫عه، بیدار شدی.

02:32.690 --> 02:33.610
‫اوه؟

02:33.610 --> 02:35.920
‫حالتون چطوره، ساگیری-سان؟

02:37.730 --> 02:40.440
‫آم، اینا دیگه چیه؟

02:41.630 --> 02:42.880
‫دارم شامو حاضر می‌کنم.

02:42.880 --> 02:45.030
‫دارم لباسای پاره‌مون رو می‌دوزم.

02:45.030 --> 02:46.180
‫منم نظارت می‌کنم.

02:46.790 --> 02:49.450
‫مگه نگفتی وقت نداریم؟

02:49.450 --> 02:53.320
‫خب، می‌دونی... نظرم عوض شد.

02:55.950 --> 02:58.600
‫حالا که ساگیری-سان بیدار شدن،

02:58.600 --> 03:02.250
‫چرا هرچی که می‌دونیم رو باهم مرور نکنیم؟

03:02.250 --> 03:04.960
‫می‌تونیم غذایی که گابیمارو-سان
‫درست کرده رو حین صحبت بخوریم.

03:05.580 --> 03:07.080
‫پایه‌ام.

03:07.080 --> 03:09.590
‫هی، اینا کیکاتسوگان‌ـن که.

03:07.080 --> 03:13.840
‫کیکاتسوگان: مقدار جیرۀ روزانه‌ای که توسط نینجا حمل می‌شه. معمولاً از حبوبات درست می‌شه.
‫قدیمی‌ها می‌گن وقتی خوردیش باید اندازۀ سه‌تا تپه بالا بری و حواستو جمع کنی و بعد بگوزی.

03:09.590 --> 03:12.500
‫امیدوار بودم یه غذای درست‌درمون باشه.

03:12.500 --> 03:13.840
‫کیکاتسوگان؟

03:13.840 --> 03:16.330
‫از مواد موجود تو منطقه درستشون کردم.

03:16.330 --> 03:18.090
‫گمونم خیلی خوب درست شدن.

03:18.310 --> 03:22.890
‫و وقتی مشغول جمع‌کردن مواد بودم، جزیره رو هم گشتم.

03:24.310 --> 03:29.470
‫مخلص کلام اینکه، هیچ چیز
‫امیدوارکننده‌ای تو منطقه ندیدم.

03:29.470 --> 03:32.320
‫هرچند از اونجایی که نمی‌دونیم
‫همۀ جزیره چه شکلیه،

03:32.320 --> 03:33.860
‫نمی‌تونم زیاد با قطعیت صحبت کنم.

03:33.860 --> 03:37.120
‫اگه دور و اطرافت باشه می‌تونی تشخیصش بدی؟

03:37.120 --> 03:39.250
‫چیزی دربارۀ اکسیر زندگی می‌دونی؟

03:43.070 --> 03:43.990
‫نه.

03:43.990 --> 03:46.660
‫این کار اولین جایی بود که دربارۀ اکسیر زندگی شنیدم.

03:47.160 --> 03:49.110
‫براساس طرحی که داریم جستجو کردم.

03:49.900 --> 03:51.620
‫هــــوم.

03:53.620 --> 03:56.950
‫چیزی که حین جمع‌کردن مواد
‫فهمیدم درمورد گیاهای منطقه بود.

03:57.260 --> 04:01.900
‫گونه‌هاشون ترکیبی‌ان، ولی اغلبشون
‫گیاه‌های معمولی‌ان که تو خشکی پیدا می‌شن.

03:57.260 --> 04:01.900
‫در اینجا mainland می‌تونه هم به‌معنای خشکی و هم به‌معنای
‫جزیرۀ هونشو که بزرگ‌ترین جزیرۀ آبخست ژاپن هستش به‌کار رفته باشه.

04:02.310 --> 04:04.890
‫چندتا گونۀ ناآشنا هم دیدم.

04:05.240 --> 04:08.610
‫ما نزدیک ریوکیو هستیم. می‌تونن از گل‌های اونجا باشن.

04:08.610 --> 04:11.510
‫عـــه، باحالـــه.

04:11.760 --> 04:13.100
‫چیزی که توجهم رو جلب کرد این بود که...

04:13.100 --> 04:16.030
‫چندتا گل شبیه به سامورایی‌هایی
‫که به گل تبدیل شده بودن پیدا کردم.

04:16.030 --> 04:16.540
‫چی؟

04:16.540 --> 04:17.530
‫نکنه؟

04:17.530 --> 04:20.510
‫سامورایی‌هایی که به اینجا
‫فرستاده شدن کجا می‌رفتن پس؟

04:21.040 --> 04:24.290
‫اگه بیشتر گیاه‌های این جزیره
‫رو انسان‌ها تشکیل بدن،

04:25.080 --> 04:26.990
‫پس می‌شه حدس زد که چی به سرشون اومده.

04:29.300 --> 04:31.190
‫چطور تونستی اونا رو به خوردمون بدی؟!

04:31.190 --> 04:33.300
‫از اون‌چیزا استفاده نکردم.

04:33.520 --> 04:37.550
‫به‌هرحال، چیزی شبیه به این نارنگی پیدا نکردم.

04:37.550 --> 04:41.260
‫شاید نباید بیش از حد به تصویره توجه کنیم.

04:41.790 --> 04:45.350
‫واژه‌های «توکیجیکو نو کاگونومی» و «بهشت»،

04:45.350 --> 04:48.180
‫که باکوفو ازشون استفاده می‌کرد، در اصل
‫مفاهیمی از فرهنگ‌های مختلف بودن.

04:48.740 --> 04:52.560
‫مجسمه‌های سنگی پراکنده توی اطراف جزیره
‫شباهت زیادی به مجسمه‌های بودایی و تائویی دارن.

04:52.560 --> 04:55.820
‫نگرانی درمورد سازگاری مذهبی ممکنه اتلاف وقت باشه.

04:55.830 --> 04:59.200
‫چیزی که باید روش تمرکز کنیم خود مجسمه‌ها هستن.

04:59.200 --> 05:02.830
‫آیا تکنولوژی ایجاد مجسمه‌های سنگی یا گِلی تو جزیره وجود داره؟

05:02.830 --> 05:05.040
‫اگه آره، پس کی اونا رو ساخته؟

05:05.040 --> 05:08.330
‫یعنی اینجا زندگی می‌کنه؟

05:09.110 --> 05:12.830
‫باور اینکه انسان‌ها بتونن تو این
‫جزیره زندگی کنن برام سخته.

05:13.190 --> 05:16.670
‫هم هیولاها و هم حشرات برای انسان‌ها خیلی خطرناکن.

05:16.670 --> 05:19.000
‫اکولوژی و رفتارشون مرموزه.

05:19.010 --> 05:20.350
‫وقتی بریدمشون،

05:20.960 --> 05:25.630
‫احساس می‌شد که گوشت و استخون
‫دارن، ولی اندام‌هاشون و، آم...

05:27.370 --> 05:28.620
‫اندام‌های تناسلی؟

05:29.010 --> 05:31.360
‫بله. چنین چیزی ندیدم.

05:31.750 --> 05:33.360
‫پس شومبول ندارن.

05:34.730 --> 05:36.760
‫ظاهرشونم عجیبه.

05:36.760 --> 05:41.350
‫بخش‌هایی از حیوانات دیگه روی
‫فرم‌های انسان‌نماشون انباشته شدن.

05:41.350 --> 05:43.430
‫نمی‌دونم چطور توصیفشون کنم.

05:43.430 --> 05:44.860
‫می‌دونم منظورت چیه.

05:44.860 --> 05:48.520
‫آیتم‌های به‌کار رفته توسط هیولاها
‫هم، ضعیف و بی‌کیفیت به‌نظر میان.

05:48.520 --> 05:52.150
‫مذهبی‌ان، ولی جزئیاتشون ناشیانه‌ست.

05:52.470 --> 05:53.870
‫به‌عبارتی...

05:54.350 --> 05:56.650
‫اون‌ها شبیه خدایان ناقص هستن.

05:56.650 --> 05:59.110
‫هم جزیره و هم هیولاها همین‌طورن.

05:59.110 --> 06:01.310
‫ترسناکن، ولی احمق هم هستن.

06:01.920 --> 06:04.990
‫غیرواقعی‌تر از اونی هستن که طبیعی باشن.

06:04.990 --> 06:08.380
‫مصنوعی‌تر از اونی هستن که عرفانی باشن.

06:09.020 --> 06:13.420
‫مثل این می‌مونه که ما رو توی
‫یه نوع ماندالای داغون انداختن.

06:09.020 --> 06:13.420
‫ماندالا: در آئین هندوها و بودایی دایره‌ای است که حاوی پیکرۀ خدایان و اشکال هندسی می‌باشد.

06:14.690 --> 06:18.480
‫خیلی رازآلودن، نمی‌تونیم بفهمیمشون.

06:24.940 --> 06:29.700
‫موجوداتی که می‌تونن بدون اندام جنسی
‫زنده بمونن به قضیۀ جاودانگی اشاره دارن.

06:29.700 --> 06:33.150
‫مثل اینکه داره کم‌کم مشخص
‫می‌شه اکسیر زندگی توی جزیره‌ست.

06:33.150 --> 06:35.100
‫و اگه اینجا باشه، می‌شه پیداش کرد.

06:35.550 --> 06:37.930
‫اگه پیداش کنیم، تبرئه می‌شیم.

06:38.930 --> 06:44.060
‫مگه اینکه از قبل مرده باشیم، و اینجا
‫زندگی پس از مرگ واقعی باشه.

06:44.060 --> 06:47.190
‫امیدوارم اینطور نباشه.

06:47.190 --> 06:49.140
‫حق با گابیمارو-سانه.

06:49.140 --> 06:52.990
‫ما باید با بررسی اکولوژی هیولاها شروع کنیم.

06:52.990 --> 06:55.810
‫هیولاها کجا و چطور زندگی می‌کنن؟

06:55.810 --> 07:00.430
‫خطرناک خواهد بود، ولی این در حال حاضر
‫تنها سرنخ ما دربارۀ اکسیره.

07:04.200 --> 07:05.380
<i>‫غروب آفتاب...</i>

07:05.610 --> 07:07.940
<i>‫هنوز یه روز کاملم از ورودمون به جزیره نگذشته.</i>

07:12.250 --> 07:13.710
‫گنجی-دونو؟

07:14.000 --> 07:17.330
‫ساگیری، باید با قایق به خونه برگردی.

07:17.880 --> 07:18.730
‫چی دارین می‌...

07:18.730 --> 07:20.600
‫من مسئولیت‌هات رو برعهده می‌گیرم.

07:20.600 --> 07:23.220
‫مجرم خودم مرده.

07:23.430 --> 07:26.570
‫تو اول دختر قبیلۀ یامادایی و دوم سامورایی.

07:26.570 --> 07:29.720
‫به‌عنوان یه زن، وظیفۀ تو اینه که
‫با رئیس بعدی قبیله ازدواج کنی.

07:29.970 --> 07:33.110
‫باکوفو با گرفتن نقش تو توسط من مخالفت نمی‌کنه.

07:33.560 --> 07:35.600
‫در شرایط فعلیت، خواهی مرد.

07:35.910 --> 07:38.150
‫برو خونه، ساگیری.

07:41.740 --> 07:43.590
‫این کار منه.

07:43.890 --> 07:45.870
‫وظیفۀ یه جنگجو اینه که کارشو تموم کنه.

07:45.870 --> 07:49.500
‫قصد و نیتت قابل تحسینه،
‫ولی با حقایق روبه‌رو شو.

07:49.800 --> 07:53.190
‫آیا در حال حاضر قدرت کشتن گابیمارو رو داری؟

07:54.050 --> 07:55.500
‫و شمشیرت...

07:55.980 --> 07:57.730
‫نمی‌دونم از کجا پیداش کردی.

07:57.730 --> 07:59.260
‫می‌تونم ازت بگیرمش، مگه نه؟

07:59.570 --> 08:01.520
‫شمشیر قلب یک جنگاوره.

08:01.770 --> 08:05.700
‫تو قلب قبیلۀ یامادا رو از دست دادی.

08:06.270 --> 08:09.610
‫گمون کنم توی میدون جنگ چنین چیزی غیرعادی نباشه.

08:09.610 --> 08:12.010
‫در طول نبرد، جنگجوها از سلاح‌های خودشون
‫استفاده می‌کنن و کنارشون می‌ذارن.

08:12.010 --> 08:14.270
‫آخه اونجا می‌تونن جدیدهاشو گیر بیارن.

08:14.680 --> 08:17.780
‫مهارت‌های شمشیرزنیت استثنایی‌ان،

08:17.780 --> 08:21.380
‫ولی فقط به‌عنوان یک شمشیرزن و جلاد.

08:21.380 --> 08:25.530
‫این وضعیت نیازمند مهارت در نبرده.

08:26.090 --> 08:29.950
‫مهارت‌های شمشیرزنی استثنایی و
‫مهارت استثنایی توی نبرد باهم یکی نیستن.

08:30.260 --> 08:34.040
‫واضحه که برای این جزیره به قدر کافی قوی نیستی.

08:34.360 --> 08:36.090
‫به‌عنوان یه زن فراتر از محدودیت‌هاته.

08:37.610 --> 08:40.670
‫با این حال، بازگشت به اونجا آسونه؟

08:40.950 --> 08:42.020
‫سنتا...

08:42.020 --> 08:45.730
‫بیشتر سامورایی‌های فرستاده‌شده
‫به این جزیره برنمی‌گردن.

08:46.370 --> 08:50.470
‫حتی اگه از یه قایق استفاده می‌کردین،
‫مطمئن نیستم بتونین به‌راحتی فرار کنین.

08:51.130 --> 08:53.360
‫باید از جزیره فرار کنیم.

08:53.360 --> 08:58.900
‫شاید به‌خاطر این هوای مه‌آلود نتونیم ببینیم،
‫ولی یه جنگجو همیشه به پیش می‌ره.

08:59.990 --> 09:02.890
‫چرا سامورایی‌ها اینقدر احمقن؟

09:02.890 --> 09:03.910
‫چی؟

09:03.910 --> 09:06.010
‫جریاناتو بخون.

09:06.010 --> 09:10.040
‫فقط با تکیه به نیروی زیاد خیس
‫می‌شی و خودتو خسته می‌کنی.

09:10.710 --> 09:12.990
‫سامورایی‌ها شیفتۀ چیزایی‌ان که وجود ندارن.

09:12.990 --> 09:15.080
‫اون‌ها نمی‌دونن چطور باهوش باشن.

09:15.080 --> 09:16.040
‫که اینطور.

09:16.040 --> 09:17.870
‫چقدر آموزنده!

09:17.870 --> 09:21.050
‫این از فضیلت‌های سانکاست؟

09:21.050 --> 09:22.690
‫پدربزرگم اینو بهم یاد داد.

09:22.690 --> 09:24.800
‫می‌گفت که همیشه بی‌کفایتی رو کم کنم.

09:25.200 --> 09:30.170
‫حتی اگه بتونیم جزیره رو ترک کنیم،
‫اگه اکسیر نداشته باشم اعدام می‌شم.

09:30.170 --> 09:33.410
‫نگرانش نباش. من برات با باکوفو صحبت می‌کنم.

09:33.410 --> 09:34.810
‫بهم اعتماد کن.

09:35.420 --> 09:40.190
‫قول می‌دم سُر و مُر و گنده برسونمت خونه، نوروگای-کون.

09:40.190 --> 09:45.510
‫از میون تموم مجرمای شرکت‌کننده،
‫تو سزاوار این هستی که بیشتر زندگی کنی.

09:47.220 --> 09:48.320
‫اونو نگاه.

09:48.320 --> 09:50.110
‫باید کشتی باکوفو باشه.

09:50.110 --> 09:51.460
‫آخه خیلی بزرگه.

09:51.460 --> 09:53.080
‫حالا می‌تونیم بریم خونه.

09:58.790 --> 10:02.590
‫واسه باکوفو‌ان... نه... نکنه!

10:02.590 --> 10:06.770
‫اینا همه، کشتی‌هایی بودن که می‌خواستن جزیره رو ترک کنن؟

10:32.490 --> 10:34.040
‫احمق، شمشیرت رو نکش!

10:34.040 --> 10:34.910
‫چی؟

10:40.660 --> 10:44.160
‫بیشتر حیوانات نسبت به اشیاء
‫ براق و پرخاشگری حساسن.

10:44.160 --> 10:46.170
‫اگه همین الان برمی‌گشتیم...

10:46.170 --> 10:47.450
‫چاره‌ای نداشتم!

10:47.450 --> 10:49.930
‫من از این چیزای پیچیده سر در نمیارم.

10:54.730 --> 10:56.940
‫بیا دنبال یه کشتی قابل‌استفاده بگردیم.

11:01.380 --> 11:02.930
<i></i><i>‫فرار کن، نوروگای.</i>

11:03.380 --> 11:06.450
‫اگه بمیری، دودمان سانکا به پایان می‌رسه.

11:07.080 --> 11:09.610
<i>‫ما به چیزهایی که وجود ندارن اعتقاد نداریم.</i>

11:09.610 --> 11:12.110
<i>‫و ـ ولی کاری ازم برنمیاد جز فکرکردن به اینکه...</i>

11:12.420 --> 11:14.570
<i>‫این یه مجازات الهی‌‍ه؟</i>

11:15.720 --> 11:16.580
‫می‌گم.

11:16.740 --> 11:19.960
‫اگه گم شدین، تا پای کوه می‌برمتون.

11:20.370 --> 11:22.210
‫تو اِمیشی هستی؟

11:22.430 --> 11:24.710
‫پس اجازه بده تو دهکده‌تون استراحت کنم.

11:25.380 --> 11:27.070
‫امیشی چیه دیگه؟

11:27.830 --> 11:30.040
‫کسی که اطاعت نمی‌کنه.

11:30.040 --> 11:32.660
‫اصطلاحی برای کسایی که حاضر به
‫تسلیم در برابر باکوفو نیستن...

11:32.660 --> 11:34.950
‫و به‌عنوان فرهنگ‌های منحصربه‌فرد
‫در کوهستان زندگی می‌کنن.

11:35.990 --> 11:38.850
‫در زمان حکومت توکوگاوا-ساما،
‫اون‌ها شورشی به حساب می‌اومدن.

11:40.180 --> 11:41.440
‫ببریدش.

11:41.440 --> 11:44.440
‫بعد از اینکه مکان روستاهای دیگه رو
‫از زیر زبونش بکشیم اعدام می‌شه.

11:44.740 --> 11:47.600
‫بعد تمام سانکایی‌ها در این منطقه ریشه‌کن می‌شن.

11:48.240 --> 11:50.010
<i></i><i>‫متأسفم، بچه‌ها.</i>

11:50.010 --> 11:51.690
<i></i><i>‫متأسفم، پدربزرگ.</i>

11:52.100 --> 11:54.710
<i></i><i>‫همه‌ش به این خاطره که من ساموراییه رو آوردم اینجا...</i>

11:55.810 --> 11:56.920
<i></i><i>‫من...</i>

11:59.460 --> 12:01.110
‫من آسائه‌مونم.

12:01.590 --> 12:03.690
‫با وجود اینکه باکوفو منو استخدام کرده،

12:03.700 --> 12:07.360
‫ولی درک نمی‌کنم که چرا یه پسر معصوم باید اعدام شه.

12:07.360 --> 12:11.130
‫اگه راهی واسه زندگی‌کردنت هست، پس باید زندگی کنی.

12:11.980 --> 12:14.870
<i></i><i>‫چیکار کنم؟</i>

12:15.240 --> 12:18.250
<i></i><i>‫زندگی کنم تا دودمان دهکده به پایان نرسه؟</i>

12:18.630 --> 12:22.140
<i></i><i>‫یا بمیرم تا کفارۀ مردم دهکده رو بدم؟</i>

12:23.050 --> 12:24.070
<i>‫من...</i>

12:33.420 --> 12:35.650
‫کیشو-سان... چرا؟

12:35.650 --> 12:38.510
‫منم، تنزا! منو می‌شناسید؟

12:38.510 --> 12:41.040
‫بس کن. دیگه دیره.

12:51.430 --> 12:52.870
‫محاصره شدیم.

13:02.710 --> 13:04.770
‫چیکار می‌کنی، نوروگای-کون؟

13:05.270 --> 13:06.770
‫منو ول کن.

13:06.770 --> 13:08.830
‫اگه می‌خوای فرار کنی، تنها برو.

13:09.780 --> 13:12.280
‫منو ول کن.

13:12.280 --> 13:15.870
‫هـــا؟ چی می‌گی؟ نمی‌فهمم!

13:15.870 --> 13:21.030
‫تمام مدت مونده بودم که باید زندگی کنم یا بمیرم.

13:21.650 --> 13:25.670
‫بالأخره فهمیدم. این مجازات الهی‌‍ه.

13:26.230 --> 13:30.280
‫واسه اینکه پدربزرگ و بقیه رو کشتم.

13:32.510 --> 13:34.290
‫اصلاً نمی‌فهمم.

13:34.290 --> 13:36.240
‫این شد دلیل اینکه باید بمیری؟

13:36.240 --> 13:39.550
‫مگه سامورایی‌ها احمق نیستن؟ پس درست برام توضیح بده!

13:40.110 --> 13:45.170
‫پیمان سانکا به این معنیه که باید
‫واسه کوهستان و دهکده زندگی کنیم.

13:45.550 --> 13:51.270
‫من تنها کسیم که باقی مونده.
‫همه به‌خاطر من مردن.

13:52.970 --> 13:56.540
‫اصلاً نمی‌فهمم. پیمان چیه؟

13:56.540 --> 13:58.470
‫از کلمات گنده‌گنده استفاده نکن!

13:58.750 --> 13:59.560
‫دارم می‌گم...

14:04.470 --> 14:06.080
‫گفتم که منو ول کن.

14:07.370 --> 14:10.330
‫تا وقتی‌که درست توضیح ندی...

14:10.670 --> 14:14.830
‫تا وقتی‌که نفهمم، رفتنی نیستم.

14:20.050 --> 14:23.310
‫دیگه توانم تمومه. بنیۀ زیادی ندارم.

14:23.600 --> 14:25.870
‫بهم توضیح بده دیگه.

14:25.870 --> 14:27.870
‫درمورد پدربزرگ و دهکده‌ت حرف نمی‌زنم.

14:27.870 --> 14:30.550
‫دارم می‌گم می‌خوای زنده بمونی یا نه؟

14:34.140 --> 14:36.440
‫نمی‌خوام بمیرم.

14:37.030 --> 14:38.950
‫می‌خوام برگردم به کوهستان.

14:40.820 --> 14:43.830
‫پس فقط باید یه کاری رو انجام بدی.

14:44.070 --> 14:46.210
‫هرکاری می‌تونی بکن تا زنده بمونی!

14:46.210 --> 14:48.700
‫انگاری اونجا یه قایق قابل‌استفاده هست.

14:49.000 --> 14:51.710
‫از اینجا دَر می‌ریم و سوارش می‌شیم.

14:54.180 --> 14:54.960
‫حله.

15:09.750 --> 15:13.740
‫تو قوی‌ای، نوروگای-کون. دستت درد نکنه.

15:14.410 --> 15:16.230
‫دست خودت درد نکنه.

15:16.570 --> 15:21.510
‫فعلاً از شر هیولاها خلاص شدیم، ولی باز برگشتیم همین‌جا.

15:21.510 --> 15:22.640
‫آره.

15:22.640 --> 15:27.250
‫یحتمل جریان‌های آب این محدوده،
‫همه‌شون برمی‌گردن به جزیره.

15:27.890 --> 15:30.430
‫تا وقتی‌که یه جریان آبِ خروجی از جزیره پیدا نکنیم،

15:30.430 --> 15:32.670
‫حتی با اکسیر هم نمی‌تونیم برگردیم.

15:32.670 --> 15:34.510
‫و اون هیولاها...

15:34.510 --> 15:36.510
‫با اونایی که تو جزیره‌ن فرق دارن.

15:37.040 --> 15:40.940
‫انگاری کوهستانِ کشتی‌های
‫به گِل نشسته، جزیره رو هم احاطه کرده.

15:40.940 --> 15:43.710
‫تعدادشون از کشتی‌های هیئت‌های اعزامی چندسال اخیر زیادتره.

15:40.940 --> 15:43.710
تعداد کشتی‌هایی که اینجان رو می‌گه

15:44.170 --> 15:47.750
‫بیا فعلاً بریم این خون‌ها رو بشوریم، بعداً به اینا فکر می‌کنیم.

15:49.850 --> 15:52.590
‫قایق سامورایی‌هایی که تبدیل به گل شده بودن، برگشتن.

15:52.590 --> 15:55.160
‫حتماً یه جریان آب خروجی هست.

15:55.160 --> 15:57.270
‫آره، درسته.

16:00.260 --> 16:01.780
‫نوروگای-کون...

16:01.780 --> 16:07.710
‫فرم بدنت، می‌دونی...
‫مثل اینکه... چیزه... دخترونه‌ست...

16:08.040 --> 16:10.320
‫دخترونه؟ من دخترم.

16:11.340 --> 16:12.310
‫ولی... ولی...

16:12.310 --> 16:13.680
‫خدایی؟ نه، وای...

16:13.790 --> 16:15.190
‫چرا اینقدر گرخیدی؟

16:15.410 --> 16:17.430
‫اگه دختری اون‌طرفو نگاه کن!

16:17.430 --> 16:21.040
‫سامورایی‌ها هم به چیزایی گیر می‌دن که اصلاً مهم نیست.

16:17.950 --> 16:19.070
‫اون‌طرفو نگاه کن!

16:21.040 --> 16:23.230
‫مهمه.

16:23.230 --> 16:25.550
‫اون‌طرفو نگاه کن.

16:25.550 --> 16:27.630
‫عاشق دلیری و جوانمردیت شدم.

16:27.630 --> 16:29.600
‫وقتی سالم برگشتیم، بیا ازدواج کنیم.

16:29.600 --> 16:34.240
‫تمام این قضایای جنگل و بقیۀ چیزا واسه مغز من زیادیه.

16:34.240 --> 16:35.560
‫می‌دونی که من احمقم.

16:36.030 --> 16:39.310
‫بگذریم، بیا چیزای لازمه رو مرور کنیم.

16:39.710 --> 16:44.270
‫اول، جزیره رو دور می‌زنیم و یه جریان خروجی پیدا می‌کنیم.

16:44.270 --> 16:47.270
‫تا وقتی‌که یه راه فرار پیدا نکردیم، نباید کاری کنیم.

16:47.520 --> 16:51.450
‫و خیلی خطرناکه که فقط خودمون دوتا با هیولاها سروکله بزنیم.

16:51.800 --> 16:54.440
‫باید واسه برگشتمون، چندتا همکار پیدا کنیم.

16:55.130 --> 16:58.240
‫وقتی خورشید طلوع کرد، برگرد خونه، ساگیری.

16:58.700 --> 17:01.960
‫این کار، واسه زن‌ها زیادی سنگینه.

17:03.300 --> 17:03.960
‫من...

17:03.960 --> 17:06.910
‫با نصف حرف‌های گنجی-سان موافقم.

17:06.910 --> 17:10.970
‫دلیلش هرچیزی که هست، اگه می‌تونی باید از اینجا بری.

17:11.490 --> 17:13.290
‫ولی نصفۀ دیگه‌م دلش می‌خواد...

17:13.290 --> 17:17.480
‫اینجا بمونی تا اگه لازم بود، جلوی گابیمارو-سان رو بگیری.

17:17.640 --> 17:19.880
‫جدی؟

17:19.880 --> 17:21.970
‫فقط یه حدسه، ولی...

17:22.350 --> 17:26.850
‫الان گابیمارو-سان با اون شخصی که
‫برای اولین بار توی ساحل دیدمش، فرق داره.

17:27.230 --> 17:30.220
‫حتی اینطور به‌نظرم اومد که یکم پیش نجاتت داد.

17:31.110 --> 17:35.320
‫البته ممکنه به این علت باشه که باید با همراهش برگرده.

17:35.510 --> 17:39.070
‫نظری داری که چرا عوض شده؟

17:44.870 --> 17:46.330
‫عقب وایسا.

17:48.250 --> 17:54.350
‫به‌علاوه، اگه اینجا باهامون بمونی، منم حس بهتری دارم.

17:54.990 --> 17:57.340
‫که اینطور...

18:06.640 --> 18:09.360
‫می‌خوای کل شب تماشام کنی؟

18:09.900 --> 18:11.480
‫من نمی‌خوابم.

18:11.480 --> 18:14.010
‫ما آسائه‌مون‌ها یه ساختار شیفتی داریم.

18:15.740 --> 18:19.110
‫پس بقیۀ گروه وقتی‌که شب می‌شه چیکار می‌کنن؟

18:19.410 --> 18:22.050
‫اشتباه‌های نقشۀ دولت هی داره بیشتر می‌شه.

18:22.430 --> 18:24.740
‫سامورایی‌ها فقط از دستور، اطاعت می‌کنن.

18:27.390 --> 18:28.000
‫پس...

18:27.390 --> 18:28.000
‫چیزه...

18:30.930 --> 18:31.750
‫بفرما.

18:32.370 --> 18:36.170
‫چیزه... حالت بهتر شده؟

18:36.430 --> 18:37.190
‫بله؟

18:37.460 --> 18:39.310
‫چرا قیافه‌تو اونجوری کردی؟

18:39.310 --> 18:41.190
‫چیزه... تعجب کردم.

18:41.390 --> 18:44.380
‫آخه به‌خاطر اینکه من زخمیت کردم،

18:44.380 --> 18:46.910
‫زهرِ اون حشره سریع جواب داد، آره؟

18:46.910 --> 18:49.290
‫واسه همین فکر کردم که...

18:50.010 --> 18:52.710
‫مگه نگفتی وقت نداریم؟

18:52.710 --> 18:56.780
‫خب، می‌دونی... نظرم عوض شد.

18:57.550 --> 18:59.590
‫و من بهت مدیونم.

19:00.830 --> 19:02.760
‫به‌خاطر تو، آروم شدم.

19:02.760 --> 19:04.270
‫تصمیمم رو گرفتم.

19:04.920 --> 19:07.690
‫اینکه با عجله بخوام جلو برم، خیلی خطرناکه؛

19:07.690 --> 19:11.210
‫و اگه اعضای ایواگاکوره دارن میان،
‫پس باید یه ضدحمله آماده کنم.

19:12.230 --> 19:14.360
‫تصمیم گرفتم که با همسرم زندگی کنم.

19:14.740 --> 19:17.550
‫یه زندگی طولانی، طولانی‌تر از این کار، در انتظارمه.

19:17.890 --> 19:20.580
‫از اونایی که سر راهم قرار می‌گیرن، فرار نمی‌کنم.

19:20.870 --> 19:23.110
‫باهاشون مقابله می‌کنم.

19:24.630 --> 19:26.070
‫تو قوی‌ای.

19:26.710 --> 19:29.280
‫تو هم هستی. قوی‌تر از منی.

19:30.730 --> 19:32.190
‫نـ ـ نیستم...

19:32.440 --> 19:33.250
‫هستی.

19:33.250 --> 19:36.250
‫من هیچ‌وقت درمورد این قضیه اشتباه نمی‌کنم.

19:37.020 --> 19:39.000
‫نمی‌دونم مربوط به قلبه یا مهارت و قدرتت؛

19:39.000 --> 19:41.070
‫شاید هم فقط طبیعت توئه.

19:41.410 --> 19:44.420
‫حداقل توی زندان که قوی بودی.

19:44.670 --> 19:48.670
‫فقط هم خیالات من نیست؛
‫قدرتت ملموس و واقعی بود.

19:48.890 --> 19:51.470
‫موندم اون چه حسی بود.

19:52.510 --> 19:54.190
‫توقع نداشتی اینا رو بگم؟

19:54.190 --> 19:55.810
‫عـــه، آره.

19:56.050 --> 19:58.520
‫اهالی دهکده می‌گفتن...

19:58.520 --> 20:02.310
‫ «نمی‌تونی بفهمی چقدر قوی‌ای تا اینکه
‫بری به یه سفر طولانی و خودتو بشناسی.»

20:05.270 --> 20:09.170
‫مردم کمتر از چیزی که ما فکرشو می‌کنیم، خودشونو می‌شناسن.

20:09.170 --> 20:12.910
‫تا وقتی‌که مجبور به عمل نباشیم، فکر کنم همه‌مون شبیهیم.

20:17.190 --> 20:19.990
‫از شب تا صبح تهدیدی نبود.

20:19.990 --> 20:22.830
‫فکر کنم هیولاها توی شب فعال نیستن.

20:23.070 --> 20:25.660
‫ساگیری، آمادۀ رفتن شدی؟

20:25.660 --> 20:27.800
‫تا قایق همراهی‌ت می‌کنم.

20:27.800 --> 20:30.040
‫بابت نگرانی‌تون سپاس‌گزارم؛

20:30.250 --> 20:32.040
‫ولی برنمی‌گردم.

20:33.320 --> 20:35.700
‫اگه نگران نقض قوانینی، نباش.

20:35.700 --> 20:39.800
‫نه. این موضوع، مربوط به نحوۀ زندگی منه.

20:39.800 --> 20:43.010
‫چقدر مسخره. تو یه زنی.

20:43.010 --> 20:46.540
‫باید صحیح‌وسالم برگردی و واسه قبلیۀ یامادا،‌ بچه به‌دنیا بیاری.

20:47.860 --> 20:50.560
‫همیشه، همینو بهم می‌گفتن.

20:51.150 --> 20:54.880
‫مردم به زنی که شمشیر به‌دست می‌گیره،
‫با بهت‌زدگی و ریشخند نگاه می‌کنن.

20:55.250 --> 20:57.820
‫می‌گن: «تو یه زنی، داری چیکار می‌کنی؟»

20:58.100 --> 21:02.220
‫و از همه‌ش بدتر این بود که بعضی‌وقت‌ها پدرم با ناامیدی بهم نگاه می‌کرد.

21:03.090 --> 21:06.190
‫یه زن نمی‌تونه قبلیۀ یامادا رو تصاحب کنه.

21:06.990 --> 21:08.990
‫نیازی نیست به خودت فشار بیاری.

21:08.990 --> 21:11.080
‫عین یه زن زندگی کن.

21:11.440 --> 21:15.750
‫اگه به‌عنوان دختر آسای گردن‌زن زندگی کنم، اطرافیان مسخره‌م می‌کنن.

21:15.750 --> 21:19.510
‫اگه به‌عنوان یه جنگجو از قبلیۀ یامادا زندگی کنم، خانواده‌م ازم دوری می‌کنن.

21:20.040 --> 21:23.590
‫اگه الان برم، تا آخر عمر گریبان‌گیرم می‌شه.

21:23.840 --> 21:25.670
‫دلایلت رو نمی‌فهمم.

21:25.670 --> 21:29.310
‫طبیعیه که زن‌ها، مسئولیت‌های زنانه داشته باشن.

21:30.760 --> 21:34.180
‫نمی‌تونم تحمل کنم که اینجوری بهم نگاه کنن!

21:34.840 --> 21:35.950
‫چی؟

21:36.220 --> 21:40.310
‫لطفاً من رو یه سامورایی بدونید.

21:40.310 --> 21:41.480
‫تو...

21:41.830 --> 21:42.830
‫لطفاً.

21:42.830 --> 21:45.060
‫بابت این گستاخیم من رو ببخشید،

21:45.060 --> 21:47.190
‫و اجازه بدید جوری که می‌خوام زندگی کنم.

21:48.890 --> 21:53.330
‫می‌دونم که ضعیف و بی‌تجربه‌م، ولی...

21:53.410 --> 21:56.080
‫از اونایی که سر راهم قرار می‌گیرن، فرار نمی‌کنم.

21:56.350 --> 22:00.350
‫ولی حداقل می‌خوام تصمیم بگیرم که چطوری برای خودم زندگی کنم.

22:00.710 --> 22:03.090
‫مطمئنم که هم مردها و هم زن‌ها،

22:03.090 --> 22:09.610
‫یا شاید هم همۀ مردم، صرف‌نظر از موقعیت، همین حس رو دارن.

22:09.810 --> 22:11.560
‫لطفاً درک بفرمائید.

22:17.350 --> 22:19.310
‫شنیدنش غیرقابل‌تحمل بود.

22:19.310 --> 22:22.120
‫یه سامورایی اینجوری زندگی نمی‌کنه.

22:22.430 --> 22:25.070
‫این جزیره مثل میدون جنگه.

22:25.070 --> 22:27.360
‫جایی واسه زن‌ها و بچه‌ها نیست.

22:30.710 --> 22:31.530
‫چی؟

22:31.740 --> 22:33.260
‫کِی...؟

22:33.260 --> 22:36.750
‫توی میدون جنگ، ممکنه مجبور شی شمشیر جدیدی گیر بیاری.

22:37.510 --> 22:40.000
‫گنجی-دونو، اینو دیشب بهم یاد دادین.

22:40.000 --> 22:41.000
‫چطور جرئت می‌کنی؟

22:41.000 --> 22:42.670
‫شمشیر، روح جنگاوره!

22:42.670 --> 22:44.360
‫چطور جرئت کردی از من بدزدیش؟

22:45.430 --> 22:47.270
‫گـ ـ گنجی-دونو...

22:55.310 --> 23:08.340
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

22:55.310 --> 22:59.370
Sotto kasanete mita

22:55.310 --> 22:59.370
‫به‌آرامی جمعشان کردم

23:00.560 --> 23:03.420
Dakedo mo hamidashita

23:00.560 --> 23:03.420
‫ولی لبریز شدند

23:04.090 --> 23:08.340
Hashi no hou dake yabutta

23:04.090 --> 23:08.340
‫فقط لبه‌هایی که بیرون زده بودند را پاره کردم

23:08.490 --> 23:13.510
Dakedo anata wa sono mama de ii to

23:08.490 --> 23:13.510
‫ولی تو گفتی که اشکالی ندارد

23:14.640 --> 23:21.020
Chirakatta kakera wo mou ichido tsunaide

23:14.640 --> 23:21.020
‫دوباره تکه‌های پراکنده را به‌هم وصل کردی

23:21.530 --> 23:23.410
Naoshite kureta

23:21.530 --> 23:23.410
‫و درستش کردی

23:23.690 --> 23:27.730
Kokoro wa kami hitoe

23:23.690 --> 23:27.730
‫قلب‌ها شکننده هستند

23:28.720 --> 23:35.190
Sono kokoro wo kanjiteitai

23:28.720 --> 23:35.190
‫می‌خواهم آن قلب را حس کنم

23:39.390 --> 23:45.080
Itsu no hi mo akeru ashita wo matte

23:39.390 --> 23:45.080
‫منتظر فردایی که می‌آید می‌مانم

23:45.320 --> 23:48.640
Hakanai yume ni kogarete

23:45.320 --> 23:48.640
‫برای رؤیاهای زودگذر آرزو می‌کنم

23:48.860 --> 23:55.620
Anata wa dareka wo kyou mo omoi nagara

23:48.860 --> 23:55.620
‫امروز دوباره به کسی فکر می‌کنی

23:55.920 --> 24:02.680
Mune ni idaita negai oi tsuzukeru no deshou

23:55.920 --> 24:02.680
‫و به فرستادن آرزوهایت به اندرون قلبت ادامه می‌دهی

24:02.970 --> 24:09.380
Itsuka sono koe ga todokimasu you ni

24:02.970 --> 24:09.380
‫امیدوارم روزی صدایت به گوش او برسد

24:10.040 --> 24:13.200
Nando kizutsuitemo

24:10.040 --> 24:13.200
‫حتی اگر بارها آسیب ببینی

24:13.570 --> 24:16.850
Mamori tsuzuketa ai ga

24:13.570 --> 24:16.850
‫ممکن است عشقی که یک‌روز

24:17.120 --> 24:23.930
Itsuka anata wo tsutsumimasu you ni

24:17.120 --> 24:23.930
‫به محافظت از آن ادامه می‌دادی، به دورت حلقه بزند
