WEBVTT

00:00.131 --> 00:05.461
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:00.131 --> 00:05.461
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.431 --> 00:11.681
‫بافومه...

00:14.101 --> 00:15.191
‫حالا چی‌کار کنیم؟

00:15.941 --> 00:18.471
‫- نمی‌دونم.
‫- میخ‌ها رو دربیاریم؟

00:19.101 --> 00:20.501
‫اون‌طوری بدتر می‌شه.

00:23.371 --> 00:25.131
‫رفته توی مغزش، نه؟

00:25.881 --> 00:27.431
‫اون بافومه‌ست.

00:27.811 --> 00:29.991
‫همه‌ش داره
‫همون جمله رو تکرار می‌کنه.

00:30.411 --> 00:31.841
‫«اون بافومه‌ست».

00:32.961 --> 00:34.001
‫دیگه چی؟

00:34.251 --> 00:35.271
‫کرو...

00:35.941 --> 00:37.101
‫کی این کار رو باهات کرد؟

00:38.391 --> 00:39.551
‫داره می‌میره.

00:59.891 --> 01:00.911
‫شرمنده.

01:02.751 --> 01:03.901
‫دیگه طاقت ندارم.

01:04.871 --> 01:06.011
‫من می‌رم.

01:06.761 --> 01:10.021
‫بیرون هرچقدر خطرناک باشه

01:10.341 --> 01:12.241
‫بدتر از اینجا نیست.

01:12.271 --> 01:15.381
‫آره، ولی باید توی روز بریم
‫که جلوی پامون رو ببینیم.

01:16.151 --> 01:18.481
‫دوست داری گم بشی
‫یا گیر گرگ‌ها بیُفتی؟

01:18.951 --> 01:20.811
‫چی‌کارش کنیم؟

01:21.811 --> 01:23.851
‫یه جای جدید براش درست می‌کنیم.

01:24.611 --> 01:26.631
‫می‌ذاریمش پیش دو نفر دیگه.
‫- من کمک می‌کنم.

01:26.741 --> 01:27.871
‫خودمون می‌تونیم.

01:29.091 --> 01:30.131
‫درستـه؟

01:31.951 --> 01:33.471
‫خوبـه، ولی قبلش...

01:37.501 --> 01:38.891
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

01:39.071 --> 01:41.691
‫فکر کردی اثر هنریـه؟

01:41.851 --> 01:42.881
‫صحنه‌ی جُرمـه.

01:42.911 --> 01:45.141
‫باید فیلم‌برداری کنیم که مدرک بشه.

01:45.621 --> 01:47.451
‫راست می‌گی.
‫از اول باید این کار رو می‌کردیم.

01:47.471 --> 01:49.131
‫جمعش کن، آدریانا.

01:49.371 --> 01:51.851
‫تو نه.
‫گوشی‌ت رو بذار کنار.

01:51.931 --> 01:53.901
‫اون می‌تونه، ولی من نمی‌تونم؟

01:53.991 --> 01:57.051
‫گوشی رو بذار کنار، زنیکه‌ی روانی!

01:57.661 --> 01:58.741
‫باشه بابا!

02:01.231 --> 02:03.371
‫راضی شدی؟
‫- خیلی.

02:05.191 --> 02:06.551
‫دختره مشکل داره.

02:07.941 --> 02:09.061
‫مشخصـه.

02:09.741 --> 02:10.811
‫خب.

02:17.581 --> 02:19.921
‫سه... دو... یک.

02:21.901 --> 02:23.381
‫ظاهراً تجربه داری.

02:24.371 --> 02:26.571
‫اون‌قدر زور داری که تنهایی ببریش.

02:27.011 --> 02:28.221
‫تنهایی که حال نمی‌ده.

02:38.311 --> 02:39.851
‫منـم؛ اَندی.

02:50.531 --> 02:51.741
‫حالت خوبـه؟

02:52.401 --> 02:53.501
‫الان بهترم.

02:53.841 --> 02:54.961
‫خیلی بَد بود.

02:55.231 --> 02:56.261
‫آره.

02:57.721 --> 03:01.661
‫هِمینگوِی آشپز بود و پخته شد.

03:02.361 --> 03:03.791
‫قلب پورشیا هم از جاش دراومد

03:03.821 --> 03:05.981
‫درست بعداز این‌که
‫روبی آرزو کرد قلبش از جا دربیاد.

03:07.411 --> 03:11.611
‫این قتل‌ها همه‌ش منظوردار
‫و مریض‌گونه‌ست.

03:14.121 --> 03:16.951
‫آره. میخ‌های توی سر کرو هم

03:18.741 --> 03:21.361
‫به‌خاطر اینـه که اون ذهن‌خوان بوده؟

03:21.381 --> 03:22.871
‫و با مُرده‌ها ارتباط داشته؟

03:23.971 --> 03:25.261
‫قضیه داره ترسناک‌تر می‌شه.

03:25.261 --> 03:28.361
‫به نظرت قراره با ماها چی‌کار کنه؟

03:38.061 --> 03:40.311
‫همین‌جا خوبـه.

03:47.771 --> 03:51.281
‫پشتت خون ریخته یا چی؟

03:55.761 --> 03:56.991
‫البته روی همه‌مون ریخته.

03:58.851 --> 04:00.121
‫به نظرم تا وقتی

04:00.141 --> 04:01.471
‫کنار هم بمونیم، جامون امنـه.

04:01.921 --> 04:03.251
‫درستـه.

04:04.171 --> 04:05.571
‫ولی تو من رو نمی‌شناسی

04:07.031 --> 04:08.991
‫و من هم قطعاً تو رو نمی‌شناسم.

04:10.271 --> 04:12.711
‫تازه هنرت آدم‌ها رو به شک می‌ندازه.

04:13.521 --> 04:14.521
‫یه‌کم

04:15.191 --> 04:16.221
‫جنون‌آمیزه.

04:18.571 --> 04:20.271
‫خیلی‌ها بهم این رو می‌گن.

04:51.651 --> 04:52.891
‫به‌به.

04:54.291 --> 04:55.861
‫هنوز پیش زنده‌هایـی.

04:57.861 --> 04:59.001
‫سرت چطوره؟

05:00.111 --> 05:01.391
‫کار می‌کنه؟

05:05.391 --> 05:06.551
‫کار کی بود؟

05:08.051 --> 05:09.381
‫بگو که انتقامت رو بگیرم.

05:12.331 --> 05:13.501
‫مَرد بود

05:15.511 --> 05:16.581
‫یا زن؟

05:20.341 --> 05:23.351
‫خیلی دوست داشتم زجرکُشت کنم.

05:25.191 --> 05:26.861
‫ولی توفیقش نصیب یکی دیگه شد.

05:32.131 --> 05:33.611
‫مجبورم سریع تمومش کنم.

06:09.261 --> 06:10.311
‫این هم از این.

06:14.681 --> 06:16.701
‫حالا واقعاً با مُرده‌ها هم‌صحبت می‌شی.

06:18.951 --> 06:20.151
‫مرتیکه قلابی.

06:26.661 --> 06:30.261
‫[ مسافرخانه‌ی جهنمی ]

06:27.171 --> 06:30.261
‫قسمت چهارم: «مو و پیچش مو»

06:30.291 --> 06:33.261
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

06:41.291 --> 06:42.401
‫چهارتا جسد

06:43.521 --> 06:44.791
‫توی یه روز.

06:45.291 --> 06:47.541
‫فکر کنم تا فردا مظنونی برامون نَمونه.

06:49.681 --> 06:51.371
‫سردمـه، عزیزم.

06:51.541 --> 06:52.711
‫الان گرمت می‌کنم.

06:54.251 --> 06:55.601
‫نه بابا؟

06:56.351 --> 06:57.361
‫آخ.

06:57.571 --> 06:59.021
‫باز خون‌ریزی کرد؟

06:59.121 --> 07:00.461
‫ولش کن.
‫یه ماچ بده.

07:02.631 --> 07:03.871
‫بگو ببینم چت شده؟

07:04.581 --> 07:06.911
‫بالاخره تونستم دهنش رو ببندم.

07:07.971 --> 07:11.061
‫- کوایِن رو می‌گی؟
‫- نه، کرو.

07:11.371 --> 07:13.541
‫هنوز زنده بود.
‫باورت می‌شه؟

07:13.541 --> 07:15.391
‫منتظر من بود که بفرستمش جهنم.

07:16.601 --> 07:18.021
‫بافومه رو شکر.

07:18.951 --> 07:20.991
‫نگفت کار کی بوده؟

07:21.211 --> 07:24.781
‫نه. پرسیدم،
‫ولی همه‌ش همون کلمه رو می‌گفت.

07:25.431 --> 07:27.501
‫هنرمندمون بلد نیست نبض بگیره.

07:27.831 --> 07:29.921
‫شاید.
‫شاید هم عمداً نگرفته.

07:30.991 --> 07:33.031
‫یعنی کار اونـه؟

07:34.641 --> 07:36.991
‫شاید کرو رو برای
‫یه کار دیگه نگه داشته بوده.

07:37.531 --> 07:41.701
‫درهرصورت اون مُرده
‫و کارش نیمه‌تموم موند.

07:42.451 --> 07:43.821
‫ولی این بار فهمیدم

07:44.291 --> 07:46.051
‫کسی که کرو رو کُشته

07:46.401 --> 07:47.711
‫و تونسته نگهش داره

07:47.811 --> 07:50.231
‫و میخ‌ها رو توی جمجمه‌ش فرو کنه

07:50.641 --> 07:51.951
‫قطعاً قوی بوده.

07:52.061 --> 07:56.331
‫شاید هم کرو رو چیزخور کرده بوده.

07:56.531 --> 07:58.681
‫آره، احتمالش هست.

07:59.471 --> 08:00.651
‫ولی اون‌طوری که حال نمی‌ده.

08:02.191 --> 08:03.921
‫راستی کوایِن پیشنهاد داد

08:03.921 --> 08:07.021
‫که به هم اعتماد کنیم
‫و گفت با من مشکلی نداره.

08:07.461 --> 08:10.521
‫فقط قاتل همچین حرفی می‌زنه.

08:10.771 --> 08:13.931
‫فکر کرده فقط خودشـه
‫که توان کُشتن آدم‌ها رو داره.

08:14.621 --> 08:17.081
‫شاید هم

08:18.921 --> 08:20.401
‫کوایِن واقعاً قاتلـه

08:20.671 --> 08:22.041
‫و راز ما رو فهمیده.

08:22.331 --> 08:25.211
‫فهمیده که ما از یه قُماشـیم.

08:25.601 --> 08:27.621
‫این‌قدر با هم تنها بودیم
‫و هیچی نگفت.

08:29.321 --> 08:31.051
‫فکر کنم ناراحت شده
‫که هنرش رو نقد کردم.

08:31.271 --> 08:32.361
‫باید مطمئن بشیم.

08:33.631 --> 08:37.211
‫شاید باید با لطافت
‫باهاش حرف بزنیم...

08:37.301 --> 08:38.301
‫عجب.

08:39.711 --> 08:40.731
‫پس کار خودتـه.

08:40.831 --> 08:42.171
‫کار خودمـه.

09:08.851 --> 09:13.311
‫این گُل‌ها چقدر زشتـن!

09:13.471 --> 09:15.401
‫توی انبار پیداشون کردم.

09:16.121 --> 09:18.141
‫دست‌سازن.
‫- عجب.

09:18.681 --> 09:22.191
‫اگه خواستی یه چیز وحشتناک بسازی

09:24.301 --> 09:25.831
‫حتماً ازشون استفاده کن.

09:27.671 --> 09:28.691
‫می‌گم

09:29.081 --> 09:30.711
‫نباید برای پیاده‌روی فردا
‫استراحت کنی؟

09:30.781 --> 09:32.091
‫طلوع آفتاب نزدیکـه.

09:32.481 --> 09:35.031
‫قبل‌از این‌که این مسافرخونه
‫دوباره بشه صحنه‌ی جُرم

09:35.691 --> 09:37.971
‫می‌خوام این رو تموم کنم.

09:38.371 --> 09:39.491
‫آها.

09:40.241 --> 09:41.241
‫راستی

09:41.421 --> 09:42.421
‫این گُل‌ها...

09:42.451 --> 09:43.501
‫داستانش...

09:43.991 --> 09:46.531
‫مضمونش رو متوجه نمی‌شم.

09:46.761 --> 09:48.141
‫همه‌ی اتاق‌ها از این گُل‌ها داشتن.

09:48.611 --> 09:52.441
‫یه‌جور روش خوش‌آمدگویی
‫برای مسافرخونه‌ی کُلد ریور بوده.

09:52.611 --> 09:53.671
‫که البته

09:54.871 --> 09:56.871
‫برای کِیتلین و جویی و بقیه

09:56.981 --> 09:59.711
‫نتیجه‌ی مثبتی نداشت.

10:02.761 --> 10:03.801
‫می‌خوام کار کنم.

10:03.911 --> 10:04.921
‫اجازه می‌دی؟

10:06.321 --> 10:07.361
‫خواهش می‌کنم.

10:10.841 --> 10:12.981
‫خدای من.

10:14.111 --> 10:16.121
‫رنگش

10:17.781 --> 10:18.911
‫چقدر واقعیـه.

10:19.111 --> 10:20.681
‫چه قرمز غلیظی.

10:20.781 --> 10:21.791
‫آره.

10:22.671 --> 10:24.401
‫من همیشه خونم رو
‫با رنگ لاک قاطی می‌کنم.

10:24.611 --> 10:25.671
‫واقعاً؟

10:26.711 --> 10:30.481
‫یعنی خون واقعیـه؟
‫- آره.

10:31.881 --> 10:35.521
‫می‌خواستم قربانی‌ها رو
‫واقعی جلوه بدم

10:35.541 --> 10:37.941
‫انگار که هنوز توی این دنیان.

10:52.331 --> 10:54.461
‫یه روش جدید ابداع کردم

10:56.891 --> 10:57.921
‫که باهاش

10:58.921 --> 11:01.721
‫زندگی‌های فراموش‌شده رو
‫با برانگیختن احساسات

11:02.581 --> 11:03.951
‫برمی‌گردونم.

11:04.331 --> 11:05.621
‫می‌خوام مخاطب رو

11:08.541 --> 11:10.181
‫وارد فضای جنایت کنم

11:14.231 --> 11:15.771
‫تا حس مرگ رو تجربه کنه.

11:18.811 --> 11:20.361
‫خوشم اومد.

11:23.841 --> 11:24.861
‫خیلی

11:26.281 --> 11:27.701
‫خوشم اومد.

11:30.011 --> 11:33.691
‫[ ۳۰ سال قبل ]

11:46.431 --> 11:47.971
‫- عع...
‫- آدرست

11:48.191 --> 11:51.301
‫روی کاور بود.
‫- به جا نیاوردم؟

11:51.451 --> 11:54.021
‫هر یکشنبه‌ها

11:54.121 --> 11:55.871
‫- برو پی کارِت.
‫- کل زندگی‌م رو

11:55.891 --> 11:57.961
‫توی کلیسای کاتولیک گذروندم.
‫- برام مهم نیست.

11:58.841 --> 12:02.201
‫بهم گفتن خدا همه‌چی رو آفرید

12:02.221 --> 12:04.991
‫و این دنیا پُر از خوبیـه.
‫- حوصله‌ی این حرف‌ها رو ندارم.

12:07.631 --> 12:08.801
‫به سلامت.
‫- آخه...

12:09.631 --> 12:11.621
‫پس چرا بَدی هم هست؟

12:12.761 --> 12:15.461
‫چرا بَدی‌هایی هستن که در واقع خوبـن؟

12:18.101 --> 12:22.061
‫پدر من توی آتیش‌سوزی کارخونه مُرد.

12:23.161 --> 12:26.591
‫ولی هیشکی صاحب
‫کارخونه رو مقصر ندونست

12:26.621 --> 12:28.011
‫چون بین مردم سرشناس بود.

12:30.271 --> 12:34.491
‫اگه خدا عادلـه،
‫چرا گذاشت این اتفاق بیُفته؟

12:35.801 --> 12:38.601
‫اون روز دیدم
‫که بیرون از کلیسا گیتار می‌زدی.

12:38.731 --> 12:42.311
‫من هم آهنگ‌هات رو خریدم
‫و به شعرهات گوش دادم

12:42.341 --> 12:43.441
‫و حالا...

12:46.401 --> 12:47.701
‫حالا یه‌عالمه سؤال دارم.

12:48.501 --> 12:49.561
‫چی مثلاً؟

12:50.441 --> 12:52.691
‫اگه خدا می‌دونست
‫اِبلیس قراره باهاش مقابله کنه

12:52.871 --> 12:54.611
‫پس چرا اخراجش کرد؟

12:54.821 --> 12:59.291
‫شاید چون واقعاً عالِم مطلق نیست.

12:59.911 --> 13:01.021
‫دقیقاً.

13:01.461 --> 13:03.171
‫نظر من هم همینـه.

13:03.781 --> 13:06.251
‫آخه نمی‌تونم قبول کنم که

13:06.281 --> 13:09.261
‫یه قدرت برتر از قبل برام تعیین کرده

13:09.691 --> 13:12.541
‫که کِی موفق بشم و کِی شکست بخورم.

13:13.061 --> 13:14.061
‫درستـه.

13:16.001 --> 13:19.611
‫می‌خوام باور کنم کسی که الان هستم

13:19.631 --> 13:22.651
‫کاملاً به تصمیم خودم ربط داشته.

13:23.421 --> 13:26.511
‫و هنوز تصمیم نگرفتم می‌خوام کی باشم
‫چون هنوز آزمون ندادم.

13:26.541 --> 13:28.761
‫می‌فهمی... چی می‌گم؟

13:29.651 --> 13:30.881
‫کاملاً.

13:38.611 --> 13:41.671
‫- این مُهره‌ی احضار روحـه.
‫- می‌دونم چیـه.

13:42.761 --> 13:44.221
‫از کجا فهمیدی همچین چیزی هست؟

13:45.371 --> 13:46.391
‫از یه کتاب.

13:46.941 --> 13:48.351
‫«کلید سلیمان».

13:47.851 --> 13:48.361
‫(«کلید سلیمان» در واقع یه جادونامه و راهنما برای جن‌گیریـه.
‫گفته شده یکی از معجزه‌های حضرت سلیمان جن‌گیری بوده،
‫به همین دلیل، این ماجرا به این شخصیت نسبت داده شده.)

13:48.611 --> 13:49.621
‫اون‌وقت

13:50.741 --> 13:51.771
‫چرا دست توئـه؟

13:52.121 --> 13:54.011
‫می‌خوام برای خودم تصمیم بگیرم

13:54.931 --> 14:00.091
‫تا سرنوشتم رو مطیعِ خودم کنم.

14:00.391 --> 14:01.441
‫باریکلا.

14:01.881 --> 14:05.761
‫در ضمن گچ، نمک و حروف رمز هم آوردم.

14:06.381 --> 14:07.581
‫می‌خوام آزمون بدم.

14:07.881 --> 14:12.431
‫می‌خوام به جواب درست‌حسابی برسم،
‫نه مزخرفات یه کتاب قدیمی

14:12.731 --> 14:15.761
‫که نویسنده‌ش حتی
‫از رابطه‌ی جنسی می‌ترسیده

14:15.791 --> 14:18.371
‫و مثل یه آدم معمولی زندگی نکرده.

14:18.421 --> 14:19.481
‫دقیقاً.

14:20.931 --> 14:22.191
‫اگه یه شیطان احضار کنیم

14:23.971 --> 14:25.051
‫واقعاً می‌آد؟

14:31.471 --> 14:32.511
‫به‌زودی می‌فهمیم.

14:47.541 --> 14:48.141
‫(تصویری از بُز بافومه.)

14:53.971 --> 14:55.021
‫آماده‌ای؟

14:55.481 --> 14:57.401
‫می‌فهمی داری کی رو احضار می‌کنی؟

14:57.661 --> 14:58.671
‫آره.

14:58.811 --> 15:01.291
‫آخه همه‌ی شیاطین مثل هم نیستن.

15:01.961 --> 15:04.161
‫اِبلیس هم مثل لوسیفر نیست.

15:04.351 --> 15:05.421
‫می‌دونم.

15:06.151 --> 15:07.731
‫می‌خوام بافومه رو احضار کنم.

15:08.711 --> 15:10.011
‫اون توی باغ عدن حضور داشت.

15:09.521 --> 15:10.021
‫(باغی که آدم و حوا ازش اخراج شدن.)

15:11.051 --> 15:12.971
‫براش یه پیشکش آوردم.

15:24.791 --> 15:26.141
‫اسمش ویسپِرزـه.

15:27.111 --> 15:28.271
‫خیلی گوگولیـه.

15:28.621 --> 15:29.711
‫گربه‌ی خودتـه؟

15:30.631 --> 15:31.661
‫نه.

15:33.001 --> 15:36.201
‫مال همسایه‌م بود.
‫خیلی هم دوستش داشت.

15:37.161 --> 15:38.611
‫می‌دونستم باهام می‌آد.

15:39.931 --> 15:41.891
‫امیدوارم بافومه ازش خوشش بیاد.

15:52.121 --> 15:53.501
‫ای اِبلیس بزرگ.

15:54.651 --> 15:59.451
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

16:00.331 --> 16:03.221
‫از بافومه توسل می‌جوییم تا ظهور کند

16:03.361 --> 16:06.491
‫و به حاجت‌هایمان گوش فرا دهد.

16:11.301 --> 16:13.261
‫ای اِبلیس بزرگ.

16:14.161 --> 16:20.331
‫تنها خدای حقیقی و ابدی تو هستی.

16:28.541 --> 16:30.331
‫به‌اندازه‌ی کافی خون ریختی.

16:33.071 --> 16:34.121
‫راست می‌گی.

16:34.851 --> 16:35.931
‫زحمتش رو می‌کِشی؟

16:37.481 --> 16:39.471
‫رنگ‌هام تموم شده.

16:47.691 --> 16:52.041
‫می‌دونم مسخره‌ست که
‫نگران بهداشت و این چیزها باشیم

16:52.291 --> 16:54.461
‫اون هم وقتی یه قاتل روانی
‫اینجا ول می‌چرخه

16:54.781 --> 16:56.841
‫و توی کله‌ها میخ فرو می‌کنه

16:57.101 --> 16:58.581
‫ولی محض اطمینان...

17:02.851 --> 17:04.501
‫امیدوارم پشیمون نشم.

17:05.501 --> 17:07.261
‫می‌خوای خودت بزنی؟

17:09.981 --> 17:11.011
‫نه.

17:12.231 --> 17:13.921
‫این هنر توئـه.

17:14.571 --> 17:15.671
‫همم.

17:21.991 --> 17:24.071
‫ای وای.

17:24.631 --> 17:26.501
‫ظاهراً قبلاً هم دست‌ها رو بُریدی.

17:26.741 --> 17:28.091
‫می‌بینی؟

17:28.541 --> 17:30.451
‫وقتی خون بالای رنگ لاک می‌مونه

17:31.401 --> 17:32.781
‫خیلی زیباست.

17:59.371 --> 18:00.501
‫یه چیزی بخور، پِیج.

18:01.891 --> 18:03.781
‫فردا شب و روز طولانی‌ای
‫در پیش داریم.

18:06.001 --> 18:08.101
‫شاید این حرفم عجیب باشه، ولی

18:08.971 --> 18:12.261
‫توی همه‌ی فیلم‌هام، کسی که
‫برای کمک می‌ره، همیشه می‌میره.

18:15.271 --> 18:17.021
‫این فیلم «نابودگر نسل‌ها» نیست.

18:18.261 --> 18:19.591
‫فقط خودتـی و خودت.

18:21.051 --> 18:24.501
‫هیچ‌وقت نگفتن قاتل
‫همیشه برنده‌ی ماجراست.

18:25.971 --> 18:28.331
‫ماجرای من رو یادت رفته؟
‫من زنده موندم.

18:28.331 --> 18:30.641
‫باید از ته دل
‫باور کنی که زنده می‌مونی.

18:33.851 --> 18:34.871
‫ممنون.

18:42.631 --> 18:43.631
‫خب.

18:44.821 --> 18:45.901
‫همگی گوش کنین.

18:46.381 --> 18:48.611
‫فقط وسایل لازم رو بردارین.

18:48.711 --> 18:50.571
‫نزدیک‌ترین شهر
‫۴۰ کیلومتر فاصله داره.

18:50.911 --> 18:55.141
‫اگه باد و طوفان و مشکلات
‫دیگه‌ی مسیر رو در نظر بگیریم

18:55.271 --> 18:57.291
‫شاید ۵۰ کیلومتر هم بشه.

18:57.401 --> 18:58.451
‫یه چیزی بگم؟

18:59.161 --> 19:01.401
‫توی همچین هوایی با درخت‌های قطع‌شده

19:01.401 --> 19:03.881
‫و مصیبت‌های دیگه،
‫حداقل ۱۵ ساعت پیاده‌روی داریم.

19:04.331 --> 19:07.401
‫به نظرتون بهتر نیست بشینیم
‫تا بیان نجاتمون بدن؟

19:07.581 --> 19:08.931
‫طوفان کم‌کم تموم می‌شه.

19:08.951 --> 19:10.401
‫بعدش وای‌فای وصل می‌شه و تمام.

19:10.681 --> 19:12.091
‫وگرنه پلیس‌ها می‌رسن اینجا

19:12.091 --> 19:15.521
‫و ما وسط جنگل دور خودمون می‌چرخیم

19:15.651 --> 19:17.421
‫و به خودمون فحش می‌دیم
‫که چرا نموندیم.

19:18.071 --> 19:21.181
‫تازه من از جنگل می‌ترسم.

19:21.221 --> 19:23.791
‫شما آزادیـن اینجا بمونین.
‫من ترجیح می‌دم

19:24.101 --> 19:27.101
‫با یه پلنگ روبه‌رو بشم
‫تا این‌که یه قاتل روانی بیاد سراغم.

19:29.211 --> 19:30.251
‫موافقـم.

19:30.851 --> 19:32.541
‫باید از اون روانی دور بشیم.

19:32.951 --> 19:35.051
‫باشه، ولی اگه اون روانی یکی از ماست

19:35.081 --> 19:36.751
‫پس قراره همراهمون بیاد دیگه؟

19:37.061 --> 19:38.471
‫درست می‌گی.

19:38.571 --> 19:40.531
‫ولی یه آدم در برابر همه‌مون

19:40.561 --> 19:42.341
‫وسط جنگل می‌خواد چی‌کار کنه؟

19:42.951 --> 19:44.681
‫اون‌طوری امن‌تر نیست؟

19:45.041 --> 19:46.731
‫دیگه نمی‌خوام غافل‌گیر بشم.

19:48.251 --> 19:50.271
‫یه ساعت دیگه توی لابی می‌بینمتون.

19:50.291 --> 19:52.961
‫تا اون موقع، آفتاب دراومده.

19:53.551 --> 19:54.931
‫ممنون بابت برنامه‌ریزی‌ت

19:54.951 --> 19:57.461
‫ولی همه‌ش احساس می‌کنم بهتره که

19:57.521 --> 19:58.771
‫همین‌جا بمونیم.

19:59.121 --> 20:02.121
‫نمی‌خوام مجبورت کنم،
‫ولی کنار هم جامون امن‌تره.

20:08.221 --> 20:09.611
‫بیرون می‌بینمتون.

20:21.391 --> 20:23.501
‫اون هنرمند اُسگل
‫داره همه‌چی رو خراب می‌کنه.

20:23.501 --> 20:25.641
‫باید بُکشمش.
‫- نه. صبر کن.

20:26.081 --> 20:28.421
‫اگه اینجا کوایِن رو بُکشی،
‫بقیه‌شون پا به فرار می‌ذارن.

20:29.451 --> 20:30.911
‫باید جلوشون رو بگیریم

20:31.101 --> 20:32.521
‫وگرنه مجبوریـم باهاشون بریم

20:32.721 --> 20:34.321
‫و توی راه یه خاکی به سرمون بریزیم.

20:34.621 --> 20:36.431
‫مثلاً می‌خوای پشت بوته‌ها کمین کنی؟

20:38.301 --> 20:41.301
‫به نظرم به کوایِن بگیم که می‌دونیم قاتلـه

20:41.331 --> 20:42.641
‫و باهاش هم‌دست بشیم.

20:43.011 --> 20:44.061
‫ریسکش بالاست.

20:44.231 --> 20:45.501
‫حتی اگه قاتل باشه

20:46.201 --> 20:47.961
‫این یارو فقط به خودش اهمیت می‌ده.

20:48.261 --> 20:49.581
‫دنبال شریک نمی‌گرده.

20:50.141 --> 20:53.361
‫ما بودیم که دروازه رو باز کردیم
‫و قراره بافومه رو احضار کنیم.

20:53.541 --> 20:56.021
‫این گوسفندها قربانی‌های مائـن.

21:06.041 --> 21:07.261
‫خیلی سنگینـه.

21:07.291 --> 21:08.611
‫باید نصفشون رو بریزم دور.

21:09.461 --> 21:12.121
‫داشتم فکر می‌کردم احتمالش زیاده که

21:12.141 --> 21:13.881
‫وسط راه نظرمون عوض بشه و برگردیم.

21:14.741 --> 21:16.571
‫حالا به نظرت بهتره چی برداریم؟

21:16.681 --> 21:19.061
‫خوراک یا پوشاک اضافه؟

21:21.201 --> 21:22.241
‫آدریانا؟

21:23.781 --> 21:24.851
‫آدریانا.

21:35.711 --> 21:37.261
‫می‌دونی چیـه، پِیج؟

21:37.711 --> 21:40.521
‫همه‌مون نگران این پیاده‌روی هستیم.

21:40.551 --> 21:42.141
‫پس سعی کن برای خودت تصمیم بگیری

21:42.171 --> 21:43.881
‫و بذاری بقیه کارشون رو بکنن.

21:43.881 --> 21:45.661
‫تو از بقیه مهم‌تر نیستی، فهمیدی؟

21:48.721 --> 21:51.591
‫کل هیئت همراه
‫بازیگری‌ت رو می‌آوردی دیگه.

21:53.991 --> 21:56.221
‫من همچین آدمی نیستم.

21:56.371 --> 21:57.811
‫هیئت همراه هم ندارم

21:58.391 --> 22:00.311
‫و خودم رو بالاتر از بقیه نمی‌گیریم.

22:00.511 --> 22:02.111
‫من از هیچ لحاظ بهتر از بقیه نیستم

22:02.141 --> 22:06.461
‫ولی می‌دونم زندگی‌مون
‫قراره اون بیرون سخت‌تر بشه.

22:06.481 --> 22:08.751
‫پس وقتی ازت می‌پرسم
‫غذا بردارم یا جوراب

22:09.111 --> 22:11.071
‫کاملاً جدی‌ام، چون اتفاقات اون بیرون

22:11.101 --> 22:12.511
‫قراره خیلی مزخرف‌تر از

22:12.541 --> 22:14.201
‫این مکالمه باشه.

22:24.741 --> 22:26.151
‫جای میله‌پرچم بود.

22:28.371 --> 22:30.611
‫یه چیزی دیدم.
‫به خدا دیدم.

22:48.731 --> 22:50.631
‫- اون کروـه؟
‫- خدایا.

22:54.541 --> 22:57.471
‫- باید بریم. زود باش.
‫- آره. بریم.

23:11.881 --> 23:14.851
‫پشت‌سرت!
‫مراقب باش!

23:25.051 --> 23:26.121
‫بیا بریم!

23:29.331 --> 23:30.371
‫زود باش!

23:38.401 --> 23:40.851
‫- بیا جلو!
‫- بیا داخل!

23:42.371 --> 23:43.681
‫گم شو!

23:53.681 --> 23:54.721
‫بیا بریم.

23:54.741 --> 23:56.261
‫باید به بقیه خبر بدیم.

23:57.931 --> 23:59.701
‫توی لابی نرین!

24:00.471 --> 24:02.341
‫- همین‌جا بمونین!
‫- ای وای.

24:03.611 --> 24:05.991
‫من کمکت می‌کنم.
‫- بافومه بیرونـه!

24:08.481 --> 24:10.221
‫توی لابی نیاین!

24:11.911 --> 24:14.361
‫همین‌جا بمونین!
‫اون بیرون مسافرخونه‌ست!

24:14.401 --> 24:15.731
‫توی اتاق‌هاتون بمونین!

24:16.381 --> 24:17.781
‫- اینجاست؟
‫- بیرونـه!

24:17.821 --> 24:20.321
‫فلوید، ببین اون دَر قفلـه؟

24:21.831 --> 24:24.951
‫- مطمئنـی نمی‌تونه بیاد داخل؟
‫- باید دَرها رو قفل کنیم.

24:27.091 --> 24:28.161
‫الان چی‌کار کنیم؟

24:29.381 --> 24:31.471
‫هر دوتون برین توی اتاق‌هاتون!

24:44.071 --> 24:45.781
‫خب.
‫یه‌لحظه صبر کن.

24:49.471 --> 24:50.481
‫خب.

24:52.361 --> 24:53.401
‫حالا...

24:55.261 --> 24:56.451
‫نه... مراقب باش.

24:56.481 --> 24:57.481
‫ببخشین.

24:59.611 --> 25:01.621
‫حالا این‌طوری نگهش دار.

25:03.591 --> 25:04.871
‫الان خوبـم.
‫چیزی نیست.

25:04.901 --> 25:06.131
‫نگهش دار تا خون‌ریزی بند بیاد.

25:07.291 --> 25:08.441
‫جایی دیگه‌ت زخمی نشده؟

25:08.471 --> 25:10.021
‫آدرنالین که می‌زنه بالا

25:10.041 --> 25:11.421
‫ممکنـه درد رو احساس نکنیم.

25:12.911 --> 25:13.971
‫الان خوبـم.

25:14.571 --> 25:17.081
‫باشه پس.

25:17.801 --> 25:19.361
‫اگه چیزیت می‌شد

25:19.911 --> 25:21.331
‫واقعاً به هم می‌ریختم

25:21.361 --> 25:23.091
‫و به انصاف دنیا شک می‌کردم.

25:25.251 --> 25:28.641
‫ببخشین. سعی می‌کنم
‫آرامش خودم رو حفظ کنم.

25:32.081 --> 25:33.541
‫راستی من مُسکن دارم.

25:33.621 --> 25:34.681
‫صبر کن.

25:47.101 --> 25:49.671
‫- رفته بودی بیرون؟
‫- نه، اینجا بودم داشتم...

25:49.701 --> 25:50.761
‫کفش‌هات رو ببینم.

25:53.911 --> 25:55.721
‫کفش‌های لامصب رو نشون بده!

25:55.751 --> 25:57.351
‫- باشه.
‫- تو چت شده؟

25:57.941 --> 26:00.291
‫مگه قاتل یکی از ما نیست؟

26:00.811 --> 26:03.871
‫پس یه‌کم پیش زیر بارون بوده.

26:04.611 --> 26:06.921
‫منتظر چی‌ای؟
‫کفش‌هات رو نشون بده!

26:06.951 --> 26:08.301
‫گذاشتم جای بخاری.

26:08.471 --> 26:10.301
‫با اتهام‌زدن بهش چی نصیبت می‌شه؟

26:10.401 --> 26:12.311
‫بهش می‌خوره قاتل باشه؟
‫- اگه کاره‌ای نیست

26:12.331 --> 26:13.631
‫پس راحت نشونم می‌ده!

26:14.291 --> 26:15.721
‫دیدی؟
‫خشکـن.

26:17.401 --> 26:18.451
‫خوبـه.

26:18.921 --> 26:20.021
‫همین کاری داشت؟

26:20.161 --> 26:21.381
‫واقعاً که.
‫- تو مشکل داری، مرتیکه!

26:21.461 --> 26:22.921
‫چیزی نیست.
‫درک می‌کنم.

26:22.951 --> 26:25.261
‫یه خواهش ساده کردم!

26:28.331 --> 26:30.091
‫نه. برو کنار، داداش.

26:30.191 --> 26:32.161
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- گوش کن چی می‌گم!

26:32.401 --> 26:34.811
‫مگه بافومه یکی از ما نیست؟

26:35.291 --> 26:38.711
‫به خدا قسم
‫این بار خودش رو پیدا می‌کنم.

26:40.021 --> 26:41.701
‫خسته شدم ازبس ترسیدم.

26:42.461 --> 26:44.431
‫برو کنار.
‫- بفرما. دم دَر بَده.

26:44.791 --> 26:46.681
‫خوش اومدین.
‫- چکمه... کفش...؟

26:46.941 --> 26:49.091
‫هرچی برای بیرون‌رفتن پوشیدین،
‫نشون بدین.

26:49.191 --> 26:50.541
‫واقعاً فکر می‌کنی من...

26:50.541 --> 26:53.091
‫بسـه!
‫ادای کسخل‌ها رو درنیار، شِرلی!

26:53.091 --> 26:54.301
‫کفش‌هات رو نشون بده!
‫- هوی!

26:54.591 --> 26:56.731
‫تو فکر کردی کی‌ای، اُسگل؟

26:56.751 --> 26:58.671
‫- ولم کن!
‫- حرف دهنت رو بفهم!

26:58.881 --> 27:00.951
‫با توام!
‫با توام!

27:02.231 --> 27:03.291
‫می‌فهمی؟

27:05.231 --> 27:07.261
‫نمی‌خوام دوباره تجربه‌ش کنم.

27:09.771 --> 27:11.571
‫طاقتش رو ندارم.

27:13.921 --> 27:15.791
‫به خودت بیا.

27:25.021 --> 27:26.881
‫هنوز می‌خواین برین طبیعت‌گردی؟

27:27.281 --> 27:28.911
‫قاتل بیرون منتظره.

27:29.951 --> 27:31.471
‫از پسش برمی‌آین؟

27:34.241 --> 27:35.751
‫این چکمه‌های ماست.

27:35.881 --> 27:36.971
‫دیدین؟

27:37.951 --> 27:39.051
‫به بلِیک هم بگین.

27:39.721 --> 27:40.941
‫ولی حرف بَدی نزد.

28:04.521 --> 28:07.261
‫کسی فلوید رو مجبور نکرده بیاد.

28:08.021 --> 28:10.021
‫مشخصـه که الان ناراحتـی، چون بچه‌ها

28:10.271 --> 28:13.751
‫تصمیمی گرفتن که خوشت نیومد.
‫- معلومـه که خوشم نیومد.

28:14.411 --> 28:16.021
‫این که تموم بشه، از اینجا می‌رم

28:16.051 --> 28:17.851
‫و دیگه برام مهم نیست
‫کی چی‌کار می‌کنه.

28:17.871 --> 28:19.591
‫تنهایی رفتن حماقتـه.

28:19.611 --> 28:22.321
‫موندن احمقانه‌تره!
‫می‌تونم از قاتل جلو بزنم.

28:22.591 --> 28:24.441
‫تازه گروهی قوی‌تر می‌شیم.

28:24.791 --> 28:27.301
‫روی همه‌ی اتفاقات کنترل داریم.

28:27.901 --> 28:29.981
‫فلوید رو قانع کن.

28:30.821 --> 28:32.121
‫تو منطقی هستی.

28:33.731 --> 28:35.971
‫فکرش رو نمی‌کردم ازم تعریف کنی.

28:36.001 --> 28:38.591
‫به حرف تو گوش می‌ده.
‫تو آرومش می‌کنی.

28:39.211 --> 28:42.021
‫خیلی زود عصبی می‌شه
‫و یکی باید آرومش کنه.

28:42.351 --> 28:43.811
‫یه خشمی درون همه‌مون هست.

28:44.121 --> 28:46.581
‫مطمئنـم تو هم خشونت جالبی داری.

28:46.761 --> 28:50.471
‫از اون مدل‌ها که دوست نداری
‫درباره‌ش به کسی بگی.

28:51.021 --> 28:53.851
‫- هرکی رازهای خودش رو داره.
‫- درستـه.

28:54.061 --> 28:58.511
‫مثلاً من هم یه روی تاریک دارم.

28:59.881 --> 29:03.611
‫وقتی داری اون جسدهای رنج‌کشیده

29:04.021 --> 29:07.471
‫توی عکس‌های
‫صحنه‌ی جُرمت رو بررسی می‌کنی

29:08.191 --> 29:12.181
‫مطمئنـم با خودت می‌گی
‫«گور بابای خوب‌بودن».

29:13.251 --> 29:17.351
‫چرا جلوی احساسات دیگه‌ت رو می‌گیری؟

29:19.691 --> 29:22.581
‫می‌خوای کاری کنی
‫به چیزی اعتراف کنم، شِرلی؟

29:24.971 --> 29:26.061
‫که این‌طور.

29:28.071 --> 29:29.091
‫ببین.

29:30.551 --> 29:31.621
‫می‌تونم بهت بگم

29:31.901 --> 29:32.931
‫که من قاتلـم.

29:32.961 --> 29:34.471
‫ولی همین‌الان باهاش درگیر شدم.

29:34.881 --> 29:36.921
‫البته برای تو فرقی نداره، نه؟

29:38.041 --> 29:39.251
‫این تحریکت می‌کنه؟

29:39.921 --> 29:41.761
‫از مَردهای بَد خوشت می‌آد؟

29:43.461 --> 29:44.571
‫واقعاً که.

29:45.491 --> 29:49.101
‫تو هم به‌اندازه‌ی کسایی که
‫اینجائـن، آدم بَدی هستی.

29:51.061 --> 29:52.271
‫درباره‌ت اشتباه فکر کرده بودم.

29:54.411 --> 29:55.851
‫محض اطلاعت

29:56.521 --> 29:58.861
‫از نظر من این فاز تاریک مسخره‌ست...

29:58.881 --> 30:00.051
‫خشونت زننده‌ست...

30:00.741 --> 30:02.371
‫و طرف‌دارهای شیطان یه‌مشت احمقـن.

30:05.631 --> 30:07.971
‫فقط می‌خواستم
‫نظرم رو درباره‌ی هنرت بگم.

30:10.251 --> 30:11.501
‫دیگه برو.

30:19.741 --> 30:22.921
‫اِبلیس مجبور شد
‫کارهای بَد خدا رو براش انجام بده

30:23.491 --> 30:26.931
‫و بعدش همه‌ی تقصیرها
‫افتاد گردن خودش.

30:27.611 --> 30:30.511
‫[ ۳۰ سال قبل ]

30:31.121 --> 30:33.471
‫کِی لوسیفِر فهمید که زندانیـه؟

30:34.291 --> 30:35.171
‫عع...

30:35.191 --> 30:37.851
‫بافومه فهمید
‫خدا داره دانش رو مخفی می‌کنه

30:38.241 --> 30:41.341
‫برای همین، رفت توی باغ
‫و میوه‌ی دانش رو تعارف کرد.

30:42.441 --> 30:45.061
‫اونجا بود که دروازه رو دید
‫و فهمید لوسیفِر

30:45.171 --> 30:48.961
‫فقط در ظاهر آزاد بوده
‫و تصمیم گرفت علیه خدا قیام کنه.

30:51.241 --> 30:54.301
‫و یه روز... خودم آزادش می‌کنم.

30:56.161 --> 30:57.851
‫فکر کنم می‌دونم چی‌کار کنیم.

30:57.931 --> 31:00.671
‫- ها؟
‫- برای آزادکردن اِبلیس.

31:01.551 --> 31:04.451
‫ولی یه سؤال.

31:05.951 --> 31:09.251
‫چرا سیاره‌ی زحل این‌قدر مهمـه؟

31:09.871 --> 31:12.501
‫خب... سیاره‌ی گُنده‌ایـه.

31:13.301 --> 31:17.881
‫نمادی از تاریکی، سرما، ترس و نایابیـه.

31:18.121 --> 31:21.221
‫تازه حاکم برج جدی‌ـه.
‫همونی که شاخ داره.

31:20.621 --> 31:21.221
‫(«جدی» یکی از ۱۲ برج فلکیـه که با تصویر بُز شناخته می‌شه
‫و حدوداً ماه دِی رو در بر می‌گیره.)

31:22.431 --> 31:24.501
‫شیشمین سیاره‌ست،
‫مثل شیش روز آفرینش.

31:26.261 --> 31:28.101
‫حالا چی شده؟
‫- می‌دونستی که

31:28.551 --> 31:31.301
‫۳۰ سال طول می‌کِشه
‫تا زحل دور خورشید بچرخه؟

31:31.711 --> 31:33.741
‫- عجب.
‫- و تا چند هفته‌ی دیگه

31:33.741 --> 31:35.941
‫سر جاش برمی‌گرده

31:35.961 --> 31:38.811
‫و سفرش رو دوباره شروع می‌کنه؟

31:38.921 --> 31:40.011
‫خب؟

31:41.771 --> 31:42.771
‫خب.

31:42.801 --> 31:45.791
‫اگه زحل این‌قدر قدرت داره

31:45.811 --> 31:49.591
‫می‌تونیم ازش برای احضار بافومه
‫استفاده کنیم و به دروازه هدایتش کنیم.

31:49.621 --> 31:52.051
‫اِبلیس هم دنبالش می‌آد.
‫- نه.

31:52.141 --> 31:55.411
‫قبلاً سعی کردیم
‫شیاطین رو احضار کنیم و نشد.

31:55.521 --> 31:58.231
‫آره، چون انرژی کافی برای سحر نداشتیم

31:58.731 --> 32:00.001
‫و خودمون هم قدرتی نداریم.

32:00.761 --> 32:05.501
‫همه‌ش دنبال یه چیزی بودم
‫که بهمون انرژی بده

32:05.631 --> 32:06.841
‫و فلوید...

32:08.881 --> 32:10.941
‫یه منطقه پُر از
‫خطوط باستانی پیدا کردم.

32:10.351 --> 32:10.941
‫(خطوط باستانی یا «خطوط لِی» به مسیرهایی فرضی روی زمین گفته می‌شه
‫که انرژی شوم یا مقدس زیادی دارن.)

32:12.121 --> 32:15.501
‫- خطوط باستانی؟
‫- محل تجمع انرژی.

32:15.561 --> 32:18.051
‫انرژی باستانی.

32:19.211 --> 32:21.471
‫با ماشین سه روز راهـه

32:22.231 --> 32:24.381
‫و تا اون موقع زحل هم سر جاش می‌رسه

32:24.831 --> 32:26.341
‫و سیاره‌ها به‌خط می‌شن.

32:26.371 --> 32:27.741
‫بعدش ماه خونین داریم.

32:27.241 --> 32:27.751
‫(خسوف کامل ماه.)

32:27.771 --> 32:29.781
‫فقط لازمـه به‌موقع

32:30.161 --> 32:32.571
‫برسیم اونجا
‫و با آتیش و خون‌ریزی

32:34.731 --> 32:35.821
‫کار رو تموم کنیم.

32:39.911 --> 32:40.961
‫چقدر خون بریزیم؟

32:42.191 --> 32:43.221
‫زیاد.

32:44.611 --> 32:47.221
‫بیشتر از یه گربه.
‫اون‌قدر که یه شیطان راضی بشه.

32:49.001 --> 32:50.201
‫شیش نفر خوبـه؟

32:51.431 --> 32:52.991
‫عدد خوش‌شانسیـه.

33:03.141 --> 33:06.081
‫خطوط توی یه نقطه وصل شدن.

33:07.091 --> 33:08.551
‫اونجا کجاست؟

33:10.511 --> 33:12.571
‫جایی که بافومه داره می‌برمون.

33:19.961 --> 33:21.811
‫خون‌ریزی تقریباً بند اومده.

33:22.531 --> 33:24.021
‫بهتره.
‫- ممنون.

33:24.451 --> 33:26.061
‫باید هنوز مراقبش باشی

33:26.091 --> 33:27.541
‫چون زخمت عمیقـه.

33:27.691 --> 33:30.161
‫واقعاً خوش‌شانسـی
‫که چاقو بیشتر فرو نرفت.

33:30.831 --> 33:32.441
‫این رو به‌عنوان کسی می‌گم

33:32.471 --> 33:34.361
‫که قبلاً نقش
‫یه پرستار آدم‌خوار رو بازی کرده.

33:36.841 --> 33:38.881
‫البته مطمئنـم جای زخم می‌مونه.

33:40.291 --> 33:42.851
‫نگران نباش، باعث می‌شه خفن‌تر بشی.

33:43.101 --> 33:44.191
‫همین‌طوریش هم هستی.

33:44.941 --> 33:46.971
‫لطف داری، پِیج.

33:47.451 --> 33:48.741
‫فکر کنم باید بیشتر پانسمان بشه.

33:48.771 --> 33:50.581
‫بانداژت داره کنده می‌شه.

33:50.701 --> 33:52.231
‫می‌شه بعداً این کار رو بکنیم؟

33:52.231 --> 33:54.821
‫می‌خوام از این
‫لباس‌های خونی خلاص بشم

33:56.531 --> 33:57.921
‫و بفهمم اینجا چه خبره.

33:58.211 --> 33:59.221
‫باشه.

34:16.171 --> 34:17.241
‫اومدم.

34:23.851 --> 34:24.911
‫چطوری؟

34:25.701 --> 34:28.841
‫محض اطلاعت، الان حوصله‌ی
‫سکس عجیب‌غریب ندارم.

34:29.131 --> 34:30.961
‫همه‌ش بهم تیکه می‌ندازی‌ها.

34:32.071 --> 34:34.821
‫من هم آدمـم.
‫- صحیح.

34:35.471 --> 34:38.091
‫ولی حالا که می‌دونی روبی قاتل نبوده

34:38.121 --> 34:40.001
‫باز هم رفتار آدمیزادی ازت ندیدم.

34:42.831 --> 34:45.241
‫خسته شدم این‌قدر دست روی دست گذاشتم.

34:45.791 --> 34:47.741
‫دیگه داره مورمورم می‌شه.

34:49.501 --> 34:50.521
‫عجب.

34:50.651 --> 34:52.231
‫زنی که با قاتل‌ها خوابیده

34:52.261 --> 34:54.911
‫و داستان‌هاش تن مَردهای گُنده رو
‫به لرزه می‌ندازه، ترسیده.

34:54.981 --> 34:57.291
‫جالبـه.
‫- دارم جدی می‌گم، بلِیک!

34:58.091 --> 35:00.531
‫نزدیک بود بمیریم.

35:03.621 --> 35:06.291
‫شنیدم که کوایِن و اَندی اومدن بیرون

35:06.311 --> 35:07.861
‫و باهاش درگیر شدن.

35:08.191 --> 35:09.931
‫فهمیدم طرف بافومه‌ست.

35:11.151 --> 35:14.471
‫ولی... ولی کنار پنجره خشکم زد.

35:14.951 --> 35:16.401
‫جرئت نکردم نگاه کنم.

35:16.431 --> 35:18.861
‫فقط... تصور می‌کردم داره چی می‌شه.

35:19.841 --> 35:20.941
‫اِشکال نداره.

35:23.091 --> 35:25.001
‫نتونستم داد بزنم و بگم «بسـه!».

35:25.701 --> 35:27.591
‫چاقو رو برنداشتم که برم کمک.

35:27.781 --> 35:28.791
‫فقط...

35:30.951 --> 35:33.241
‫درجا خشکم زد.

35:34.581 --> 35:36.541
‫تا حالا این‌قدر احساس
‫بی‌عرضگی نکرده بودم.

35:40.101 --> 35:41.671
‫ترسیده بودی دیگه.

35:43.671 --> 35:46.921
‫درکت می‌کنم.

35:51.091 --> 35:52.771
‫تازه از پشت دیوار ترسیدم.

35:55.121 --> 35:57.011
‫اگه روبه‌روم ظاهر بشه...

35:57.791 --> 35:59.091
‫باز خشکم می‌زنه؟

36:00.491 --> 36:02.191
‫زنده می‌مونم؟

36:08.081 --> 36:10.611
‫تا پیش نیاد، نمی‌فهمیم.

36:15.701 --> 36:16.781
‫ولی

36:17.711 --> 36:18.781
‫تبریک می‌گم.

36:20.301 --> 36:21.441
‫بابت چی؟

36:22.121 --> 36:23.591
‫مثل یه آدم معمولی

36:23.611 --> 36:25.191
‫به این موقعیت واکنش نشون دادی.

36:25.321 --> 36:26.431
‫آها. آره.

36:29.331 --> 36:30.341
‫آره.

36:32.121 --> 36:34.281
‫جدی می‌گم.
‫قدم بزرگی برداشتی.

36:36.951 --> 36:38.621
‫می‌شه یه‌کم اینجا بمونم؟

36:39.881 --> 36:40.981
‫یعنی... حالا که...

36:41.001 --> 36:43.051
‫حالا که مثل یه آدم
‫معمولی شدم، می‌شه؟

36:46.211 --> 36:47.631
‫باشه. مشکلی نیست.

36:48.681 --> 36:51.381
‫می‌خوام حواسم رو با یه چیزی پرت کنم.

36:53.581 --> 36:56.021
‫چیزه... من می‌رم...

36:57.131 --> 36:59.531
‫می‌رم ببینم پاسور
‫یا چیزی پیدا می‌کنم یا نه.

37:00.871 --> 37:02.231
‫قرار نیست پوکر لختی بازی کنیم.

37:02.231 --> 37:05.531
‫من نگفتم...
‫باشه.

37:05.811 --> 37:08.421
‫- آره.
‫- برو بابا. من چیزی نگفتم!

37:09.311 --> 37:10.431
‫یه‌کم خوراکی هم می‌آرم.

37:11.401 --> 37:12.491
‫بیسکوییت و این‌ها.

37:13.751 --> 37:14.981
‫آره، خوبـه.

37:17.571 --> 37:19.161
‫مراقب باش.

37:39.691 --> 37:41.781
‫گوسفندهامون برگشتن به آغل‌شون.

37:42.671 --> 37:43.931
‫ولی معلوم نیست تا کِی می‌مونن.

37:45.241 --> 37:47.071
‫باید کم‌کم ذبحشون کنیم.

37:50.971 --> 37:52.031
‫موافقـم.

37:53.901 --> 37:56.341
‫با هنرمندمون حرف زدی؟

37:59.091 --> 38:01.151
‫فقط لب و دهنـه

38:02.141 --> 38:03.561
‫و هیچی بارش نیست.

38:05.471 --> 38:06.731
‫یه گوسفند مثل بقیه‌شونـه.

38:09.281 --> 38:11.181
‫واقعاً ناامیدم کرد.

38:13.351 --> 38:14.961
‫پس شروع کنیم؟

38:19.731 --> 38:23.161
‫تو من رو خوشبختِ عالم کردی.

38:35.791 --> 38:38.291
‫مثل این‌که توی دردسر افتادم.

38:40.331 --> 38:44.571
‫قبلش هم با دادوفریادم
‫همه رو ناراحت کردم.

38:45.821 --> 38:48.021
‫نکنه به مَردونگیِ ناچیزت برخورده؟

38:48.801 --> 38:49.921
‫دیگه به کار ما نمی‌آی.

38:50.421 --> 38:51.441
‫عجب.

38:52.311 --> 38:54.601
‫ما رو دور ننداز، داداش.

38:55.241 --> 38:58.021
‫من یه پیرمرد بی‌عرضه نیستم

38:58.581 --> 39:01.511
‫که دربه‌در دنبال جلب توجه دیگرانـه.

39:02.221 --> 39:04.511
‫تو نمی‌دونی من کی‌ام.

39:04.951 --> 39:06.611
‫اتفاقاً خوب می‌دونم.

39:09.401 --> 39:11.741
‫از همون اول تنت می‌خارید.

39:11.991 --> 39:13.781
‫امروز می‌خوام برات بخارونمش.

39:20.751 --> 39:22.171
‫برو پی کارِت، پیرمرد.

39:57.901 --> 39:59.771
‫هیــس.

41:11.751 --> 41:13.031
‫این قسمت کار رو دوست دارم.

41:20.001 --> 41:22.291
‫بهش گفته بودم
‫من هم یه روی تاریک دارم.

41:39.791 --> 41:42.491
‫[ ۳۰ سال قبل ]

42:05.011 --> 42:06.731
‫اینجا عالیـه.

42:07.761 --> 42:08.771
‫بالاخره رسیدیم

42:09.261 --> 42:10.851
‫به محل تلاقی خطوط باستانی.

42:11.931 --> 42:13.011
‫همین‌جاست.

42:16.231 --> 42:17.261
‫آماده‌ای؟

42:22.451 --> 42:25.131
‫بریم بافومه رو
‫توی دریای خون احضار کنیم.

42:26.831 --> 42:27.851
‫بیا.

42:29.991 --> 42:31.061
‫بیا دیگه.

44:26.221 --> 44:28.571
‫شرمنده، فکرش رو نمی‌کردم
‫که پیداکردن کارت‌ها

44:28.601 --> 44:29.861
‫این‌قدر طول بِکشه.

44:31.251 --> 44:34.421
‫اون بیرون بَدجور ساکتـه

44:35.411 --> 44:40.461
‫و همه‌ش فکر می‌کردم
‫طرف الان می‌پره جلوم.

44:43.431 --> 44:44.741
‫وضعیت خیلی داغونـه.

44:44.851 --> 44:47.431
‫آره، هیچی بَدتر از تنهایی نیست.

44:47.751 --> 44:49.341
‫انگار همه به فکر خودشونـن.

44:51.161 --> 44:52.481
‫من هم بلاگر نشدم

44:52.501 --> 44:54.481
‫که بخوام با همه‌چی
‫ارتباط مستقیم داشته باشم.

44:57.041 --> 44:59.411
‫کاش می‌شد با حرف‌زدن،
‫قاتل‌ها رو دور کرد.

45:01.631 --> 45:05.411
‫خب، هشت دیوانه یا جین رامی؟
‫بازیِ دیگه‌ای بلد نیستم.

45:05.431 --> 45:06.461
‫بده من.

45:07.311 --> 45:08.981
‫معلومـه که هشت دیوانه.

45:08.421 --> 45:08.981
‫(کنایه از هشت شخصیت اصلی مسافرخونه.)

45:14.241 --> 45:18.001
‫بچه که بودم،
‫مامانم تا دیروقت کار می‌کرد.

45:18.831 --> 45:21.721
‫من رو می‌فرستاد خونه‌ی مامان‌بزرگم
‫و اونجا پاسوربازی می‌کردیم.

45:22.121 --> 45:24.951
‫این تنها بازی بچگانه‌ای بود
‫که روی اعصاب مامان‌بزرگم نمی‌رفت.

45:25.471 --> 45:28.981
‫نمی‌تونم بچگی تو رو تصور کنم.

45:30.231 --> 45:31.951
‫من همیشه کوچیک‌ترین
‫بچه‌ی کلاس بودم.

45:32.181 --> 45:33.231
‫شوخی می‌کنی؟

45:35.701 --> 45:37.591
‫از دید من، تو دختری بودی که

45:38.231 --> 45:41.091
‫مجبور شده زود بزرگ بشه.

45:42.831 --> 45:44.381
‫مادرش تا دیروقت کار می‌کرده

45:44.401 --> 45:47.621
‫و احتمالاً باباش هم

45:47.651 --> 45:50.051
‫دیربه‌دیر سر می‌زده؟
‫- نه، اتفاقاً بابام بود

45:50.071 --> 45:52.641
‫ولی هیچی از بچه‌داری سر در نمی‌آورد.

45:53.121 --> 45:55.381
‫یادمـه چهار سالم بود

45:55.551 --> 45:58.291
‫که ازم خواست پُف‌فیل درست کنم.

45:59.231 --> 46:00.981
‫آره، از یه بچه این رو خواست.

46:01.461 --> 46:04.061
‫طبیعتاً پاکت پُف‌فیل آتیش گرفت

46:04.371 --> 46:06.941
‫و با همون سن کمَم فهمیدم
‫که باید یه کاری بکنم

46:06.971 --> 46:08.521
‫در نتیجه

46:09.501 --> 46:11.171
‫پاکت رو برداشتم

46:11.191 --> 46:12.681
‫و پرتش کردم توی حیاط.

46:12.811 --> 46:15.191
‫پشمام. تو بچه بودی.
‫دستت نسوخت؟

46:15.221 --> 46:17.851
‫چرا، یه‌کم سوخت.
‫ولی چیزی نبود.

46:17.851 --> 46:18.891
‫نمُردم که.

46:22.371 --> 46:25.301
‫وا.
‫داستان غم‌انگیز که بهت نگفتم!

46:25.321 --> 46:27.871
‫همین‌طوری یاد گرفتم
‫که روی پای خودم وایستم.

46:28.421 --> 46:31.241
‫هم می‌تونم سریع
‫خودم رو از معرکه خلاص کنم

46:31.261 --> 46:32.781
‫و هم سریع وارد معرکه بشم.

46:33.551 --> 46:34.801
‫مثل وقتی که روبی رو...

46:40.551 --> 46:43.021
‫خیلی ترسیده بودم...

46:48.221 --> 46:50.061
‫خدا می‌دونه وقتی بهش حمله کردیم

46:50.091 --> 46:51.731
‫چه حسی داشته.

46:54.221 --> 46:55.601
‫کار بَدی کردیم.

47:00.331 --> 47:01.341
‫آره.

47:56.901 --> 48:01.931
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

48:02.131 --> 48:06.671
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

48:06.891 --> 48:11.391
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
