WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.995
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:16.000 --> 00:17.370
‫آپا باید حرف بزنیم

00:18.250 --> 00:20.370
‫الان نه وحیده ، فردا بیا

00:21.660 --> 00:23.370
‫این کاغذای خوابگاه هستن..

00:23.450 --> 00:26.040
‫امضاشون کن من میرم

00:26.120 --> 00:27.580
‫منظورت از امضاشون کن چیه؟

00:28.450 --> 00:31.290
‫ریحانه آپا دو عمارت توی وصیتنامه اش به جا گذاشته!

00:32.160 --> 00:35.410
‫الان که شاهی محل مال توئه خوابگاه باید مال من باشه!

00:37.450 --> 00:40.790
‫اگه تایم درست بیای ، خوابگاه مال تو میشه

00:41.620 --> 00:42.700
‫بهت قول میدم

00:42.790 --> 00:44.450
‫ولی اگه قولتو شکستی چی؟

00:45.790 --> 00:49.330
‫ببین زلفی ، این جواب خوبی ماست

00:51.450 --> 00:53.200
‫تو به خواهرت اعتماد نداری؟

00:54.080 --> 00:55.660
‫ریحانه آپا هم خواهرم بود..

00:56.250 --> 00:57.620
‫اونو کشت و حالا از من کار میکشه..

00:57.700 --> 00:58.830
‫-به عنوان خدمتکارش
‫-وحیده!

00:59.580 --> 01:00.870
‫داری از حدت میگذری..

01:01.620 --> 01:02.870
‫آپا فقط اینا رو امضا کن!

01:04.660 --> 01:05.870
‫چی میشه اگه امضا نکنه!؟

01:06.500 --> 01:08.700
‫من شاهد قتل ریحانه بودم..

01:09.410 --> 01:12.370
‫هم تو و هم ملیکا جانت گرفتار طناب دار خواهید شد

01:18.040 --> 01:19.250
‫ما رو تهدید میکنی؟

01:19.330 --> 01:21.620
‫تهدید نیست فقط یه بیانیه اس!

01:22.250 --> 01:23.120
‫برای پلیس

01:24.290 --> 01:26.000
‫اینجا رو امضا کن

01:30.790 --> 01:32.500
‫چطور جرعت میکنی منو بزنی؟

01:33.080 --> 01:33.910
‫ذوالفقار

01:40.660 --> 01:42.250
‫امروز فقط یه جای زخم بهت دادم

01:44.040 --> 01:47.160
‫اگر بازم درباره قتل ریحانه حرف بزنی ، میکشمت

02:00.660 --> 02:04.660
‫"هیرامندی:بازار الماس"

02:27.660 --> 02:30.410
‫اقبال ! این وحیده کجاست ؟

02:32.120 --> 02:35.540
‫دعاهات جواب نداد ، من زندم آپا

02:35.620 --> 02:38.000
‫به خواست خدا !
‫زود باش بیا داخل

02:38.080 --> 02:40.120
‫میخوام بهت یه چیزی بگم ، قبل از اینکه بیام داخل

02:40.200 --> 02:43.500
‫عجله کن ، ما برای قدم زدن نمیریم میخوایم بریم دادگاه !

02:43.580 --> 02:46.620
‫این آخرین باریه که بخاطر تو میرم دادگاه

02:47.540 --> 02:52.120
‫بهم قول بده آپا !
‫بعد از اعلام نتیجه دادگاه خوابگاه رو به من میدی

02:52.200 --> 02:56.370
‫اگه همین الان با من نیای ، نه خوابگاه مال تو میشه...

02:56.450 --> 02:59.120
‫نه بیوه نواب سامی نه پسرش !

03:00.540 --> 03:03.830
‫وارث واقعی خوابگاه برگشته

03:05.200 --> 03:07.620
‫-فریدان ؟
‫-آره پس کی ؟ بیا

03:11.660 --> 03:14.450
‫-اقبال!
‫-بله؟

03:19.500 --> 03:20.410
‫برو

03:23.540 --> 03:26.080
‫جناب این خانم همونقدر که نجیب به نظر میرسه ...

03:26.160 --> 03:28.700
‫همونقدر بد خلق و هرزه س

03:29.330 --> 03:30.950
‫ایشون تحت پوشش شاهی محل ...

03:31.040 --> 03:33.750
‫مشغول تجارت خرید و فروش زنان است..

03:33.830 --> 03:38.120
‫از طریق این زنان ، او مردان نجیب و با عزت رو به دام میندازه

03:38.200 --> 03:40.910
‫که با اونا ارتباط فیزیکی برقرار میکنند

03:41.000 --> 03:44.290
‫و وقتش که برسه ، اموالشون رو صاحب میشه

03:44.370 --> 03:47.160
‫-اعتراض دارم آقای قاضی
‫-بزار ادامه بده آقای صدیقی

03:47.250 --> 03:48.830
‫بزارید ادعا های غلطش رو مطرح کنه..

03:49.450 --> 03:52.500
‫خدا می داند که من بی گناهم

03:53.290 --> 03:55.080
‫من زنی نجیب هستم

03:55.660 --> 03:57.790
‫آقای قاضی من حالم خوب نیست

03:57.870 --> 04:02.370
‫در خواست من اینه که اگر میتونید تاریخ این پرونده رو تمدید...

04:02.450 --> 04:03.410
‫نه قربان

04:04.290 --> 04:08.080
‫این زن با این کاراش باعث تعویق این پرونده طی ۱۵ سال شده..

04:08.160 --> 04:09.950
‫پرونده باید همین امروز حل بشه..

04:10.040 --> 04:13.540
‫قربان ، من هم نمیخوام این پرونده اندازه یه عمر طول بکشه

04:13.620 --> 04:17.000
‫به هیچ وجه ، حداقل یه صندلی به من بدین تا بشینم
‫نفسم گرفت

04:18.660 --> 04:21.410
‫-بهش یه صندلی بدین
‫-ممنونم

04:28.540 --> 04:31.700
‫بله برادر قریشی..
‫داشتی چی میگفتی؟

04:32.790 --> 04:36.200
‫داشتم میگفتم قربان ، این زن وحشتناکه و با فریب...

04:36.290 --> 04:38.870
‫عمارت نواب سمی...

04:38.950 --> 04:41.040
‫پدر موکلم عمر خان رو تصاحب کرد ..

04:41.120 --> 04:42.330
‫اعتراض دارم ، آقای قاضی..

04:42.410 --> 04:45.910
‫جناب صدیقی لطفا بشینید ، من همینجام جایگاه شاهد

04:46.750 --> 04:49.870
‫من اعتراضی ندارم قربان ، ادامه بده

04:49.950 --> 04:54.540
‫شما نه تنها طوائف خوبی هستید ، بهتر از اون بازیگریتونه

04:54.620 --> 04:56.750
‫چند وقت توی هیرامندی بودین؟

04:56.830 --> 05:00.450
‫قربان من خیلی راحت نیستم !

05:00.540 --> 05:04.080
‫اگه اجازه بدید از داروم استفاده کنم

05:05.660 --> 05:08.080
‫بله ، وحیده ...

05:16.830 --> 05:17.660
‫ادامه بده..

05:17.750 --> 05:19.330
‫او از صف طولانی طوائف اومده ..

05:19.410 --> 05:21.330
‫واسه همینه که اینجوری الکل میخوره..

05:21.410 --> 05:25.500
‫قربان ، من الان یه مشکلی با دارو هام دارم

05:25.580 --> 05:27.750
‫اگه باور نمیکنی بیا یه جرعه بنوش

05:27.830 --> 05:30.040
‫چکش کن ببین الکله یا دارو

05:30.120 --> 05:35.620
‫و زمانی که سما ما رو طوائف خطاب میکنید ، ما از صف طولانی هنرمندان اومدیم

05:36.410 --> 05:41.040
‫ما به جشن ها زن ها زندگی میدیم ولی فقط به عنوان یه محری دیده میشیم

05:41.790 --> 05:47.080
‫ما به حامیانمان اجازه می دهیم که قلب ما را بدزدند
‫ با این حال ما را دزد می نامند

05:47.160 --> 05:48.580
‫و به حق

05:48.660 --> 05:51.330
‫اینطوره عالیجناب ، او خوابگاه رو دزدیده

05:51.410 --> 05:54.580
‫جناب صدیقی به این مورد اعتراض میکنید یا من اینکارو انجام بدم؟

05:54.660 --> 05:56.120
‫اعتراض دارم ، عالیجناب

05:57.120 --> 05:59.000
‫اون دزدی نبود ، اون یه هدیه بود

06:00.040 --> 06:05.330
‫هدیه ای از طرف جناب نواب صمی برای خانم ریحانه
‫اون یه هنرمند عالی بود عالیجناب!

06:06.080 --> 06:09.000
‫اون (خوابگاه رو) این هدیه رو به عنوان قدردانی به ایشون داد

06:09.080 --> 06:12.410
‫ایشون با ریحانه آپا توی رابطه عاشقانه بودن..
‫از بیوه اش بپرسید

06:17.450 --> 06:21.410
‫و بعد از ریحانه آپا ایشون وارث بودن

06:22.830 --> 06:27.500
‫من و خواهر کوچکم وحیده
‫ خوابگاه را به ارث برده اند..

06:27.580 --> 06:30.160
‫واو ، عمارت رو بین خودتون تقسیم میکنید؟

06:30.250 --> 06:34.750
‫همه میدونیم در هیرامندی چه چیز هایی تحت عنوان هنر اتفاق می افتد..

06:34.830 --> 06:36.200
‫آداب معاشرت آموزش داده می شود

06:36.290 --> 06:37.620
‫وعده های دروغین عشق داده می شود

06:37.700 --> 06:40.450
‫احترام به زنان آموزش داده میشود

06:40.540 --> 06:42.910
‫- فحشا اتفاق می افتد
‫- وحیده

06:45.950 --> 06:48.000
‫حجابت رو بردار و صورتت رو بهشون نشون بده

06:57.080 --> 06:58.250
‫می‌بینید عالیجناب ؟

06:58.830 --> 07:02.540
‫امروز میخوام چهره هیرامندی رو بهتون نشون بدم

07:03.620 --> 07:04.620
‫زخمی

07:05.290 --> 07:08.790
‫با دیدنش چشمام پر اشک میشه

07:10.500 --> 07:11.580
‫مال منم همینطور

07:13.330 --> 07:17.750
‫بشین وحیده
‫من دردت رو درک میکنم

07:19.660 --> 07:23.450
‫این زخم هم هدیه نواب بود

07:23.540 --> 07:25.370
‫شما اونو پس نمیخواید

07:26.500 --> 07:28.660
‫اما هنوز خواهان خوابگاه هستین

07:29.290 --> 07:32.750
‫عالیجناب ایشون با این مزخرفات فقط دارن وقت تلف میکنن

07:33.330 --> 07:36.000
‫لطفا یک جواب مستقیم به من بدهید

07:36.080 --> 07:39.500
‫سوالات پیچیده جواب پیچیده دارن

07:40.120 --> 07:44.250
‫آقا من کلید عمارت رو دارم

07:44.330 --> 07:47.410
‫اگر مدرکی برای اثبات دارن،
‫ باید به دادگاه نشون بدن

07:47.500 --> 07:53.910
‫همچنین به اصطلاح "وارث" اونها
‫ باید مدرکی بر مشروعیت خود ارائه بدن

07:54.000 --> 07:55.000
‫- اوه خدای من

07:55.790 --> 07:56.830
‫آقای قریشی

08:00.250 --> 08:02.790
‫- ولش کن ، ولش کن
‫-نظم دادگاه ! نظم!

08:02.870 --> 08:05.700
‫- چیکار داری میکنی؟
‫-آقای قریشی جلوی موکلت رو بگیر

08:05.790 --> 08:07.580
‫-سکوت ! ..
‫-بریم . بریم

08:07.660 --> 08:08.870
‫-این یه توهین محسوب میشه
‫-ولش کن

08:08.950 --> 08:10.700
‫سکوت ! سکوت!

08:28.330 --> 08:29.160
‫انقدر زیاد؟

08:29.950 --> 08:32.450
‫دعاهای من بالاخره جواب داد
‫ بعد از این همه سال بالاخره..

08:32.540 --> 08:34.160
‫من خوابگاه رو پس گرفتم

08:35.620 --> 08:38.410
‫بقیه رو تو پخش کن من باید بسته بندی کنم

08:38.500 --> 08:41.080
‫به فکر رفتن به خوابگاه بودم امروز

08:45.700 --> 08:46.750
‫وحیده

08:51.450 --> 08:53.330
‫اون اینجا چیکار می‌کنه آپا ؟

08:53.410 --> 08:55.790
‫پسرش خیلی تو رو تحقیر کرد

08:55.870 --> 08:59.000
‫بخاطر رفتار نا درستش ما پرونده رو بردیم

09:04.540 --> 09:06.290
‫از این به بعد خوابگاه مال شماست

09:07.200 --> 09:08.620
‫چیکار میکنی آپا؟

09:09.830 --> 09:13.160
‫-تو خوابگاه رو از من گرفتی
‫-و منم پا قولم موندم

09:14.250 --> 09:16.950
‫تو معشوقه بودی برای خوابگاه اونم یک روز کامل.

09:17.700 --> 09:18.910
‫برای یه روز؟

09:21.000 --> 09:22.830
‫طاقت دیدن دردشو نداشتم

09:24.040 --> 09:26.000
‫خب پس من چیزی که مال اونه رو برمیگردونم

09:26.080 --> 09:28.790
‫اما بدون هیچ پولی

09:34.120 --> 09:36.700
‫-چطور ازت تشکر کنم؟
‫- همین

09:37.250 --> 09:40.830
‫قبل از اینکه نظرم عوض بشه زود تر برو

09:40.910 --> 09:42.160
‫اره همین بهتره.

09:43.790 --> 09:45.120
‫ممنون بی بی

09:51.540 --> 09:53.120
‫گریه نکن وحیده

09:56.620 --> 09:59.910
‫از نظر قانونی فریدن صاحب اصلی خوابگاه هست

10:00.000 --> 10:03.500
‫اگر از ما شکایت کنه،
‫ ما نمی تونیم برنده شیم.

10:04.290 --> 10:06.370
‫و من طاقت از دست دادن ندارم

10:06.450 --> 10:08.370
‫مهم نیست ، قراره چیکار کنید؟

10:09.500 --> 10:12.000
‫چرا من همیشه بازنده م؟

10:12.830 --> 10:15.540
‫چون مثل شطرنج پیاده ها همیشه بازنده ان

10:18.870 --> 10:24.410
‫شما نه تنها ریحانه آپا رو کشتید رویاهای من هم از بین بردید

10:42.290 --> 10:47.250
‫چی کسی عالمزب رو ناراحت کرده!
‫ تا اینقدر غمگین بخونه

10:47.330 --> 10:48.830
‫داره قشنگ میخونه

10:49.450 --> 10:52.910
‫خانم، این عالمزب نیست،
‫ این آواز سایما ماست

10:54.750 --> 10:56.040
‫ماشا الله

10:57.290 --> 11:00.700
‫الان برده ها پیشرفت کردن..

11:00.790 --> 11:04.000
‫- شیرینی بخور
‫- شیرینی ؟ مناسبتش چیه ؟

11:04.080 --> 11:05.870
‫همسایه جدیدمون

11:05.950 --> 11:07.000
‫آپا

11:07.080 --> 11:07.910
‫همسایه جدید؟

11:08.700 --> 11:10.750
‫داره شیرینی میده به کل محل

11:14.410 --> 11:18.580
‫خانم خونه ی جدید رو به تو دادن..
‫حالا دنبال یه شوهر باش برای خودت..

11:21.500 --> 11:23.290
‫خانوم ، درود

11:23.370 --> 11:27.450
‫پیرمرد داره بهتون سلام میکنه خانوم
‫حداقل سری تکون بدین (به کتفتون نگیرید)

11:29.040 --> 11:32.620
‫باید همینطور که هست بپذیری
‫برکت برای کار خوبه

11:49.950 --> 11:52.910
‫بفرمایید
‫تبریک میگم عمارت جدیدتون رو

11:53.580 --> 11:55.000
‫خیلی ممنونم

12:04.620 --> 12:07.910
‫فراموش کردم اسم همسایه جدیدمون رو بهتون بگم

12:12.080 --> 12:13.080
‫فریدن

12:23.830 --> 12:26.450
‫بی بی یکی اینجاست که میخواد شما رو ببینه

12:32.000 --> 12:34.700
‫-بله؟
‫- چقدر شما زیبایین

12:34.790 --> 12:37.830
‫ماشاالله
‫چشم بد بهتون نیوفته

12:38.910 --> 12:40.160
‫خب بگو چی نیاز داری؟

12:40.250 --> 12:43.870
‫فوفیجان گفت: «استاد فریدن عزیز
‫ بعد از سالها اومدن»

12:43.950 --> 12:46.290
‫اوکی پس تو استاد هستی

12:46.370 --> 12:47.330
‫بله

12:47.410 --> 12:49.370
‫آوازت رو توی روزنامه هیرامندی شنیدم

12:50.370 --> 12:53.580
‫حالا که من رو با روزنامه به یاد میارید..
‫بزارید سر فصل ها رو براتون بگم

12:54.200 --> 12:56.910
‫نیکی و پرسش ؟ بگو

12:57.700 --> 13:01.580
‫آخرین خبر اینه که شما آرامش خاطر مالیکا جان رو دزدیدید

13:01.660 --> 13:04.580
‫غلطه اون همون کسیه که دزدیدتش

13:05.450 --> 13:08.080
‫- من دارم فقط پس میگیرم
‫-البـتـه

13:08.160 --> 13:12.330
‫شما خوابگاه رو گرفتین
‫من شنیدم که جناب چودری براتون گرفتن اینجا رو

13:12.410 --> 13:15.910
‫اومدی از اونجا خبر بدی
‫ یا از اینجا خبر بگیری؟

13:16.000 --> 13:17.250
‫اومدم از اونجا خبر بدم..

13:17.950 --> 13:22.830
‫ملیکا جان می خواد دخترش عالمزب را خانم کند

13:22.910 --> 13:26.620
‫اما دختر نمیخواد جز طوائف باشه چه برسه بخواد خانم بشه

13:28.290 --> 13:30.370
‫این عالمزب به کارتون میاد در آینده

13:31.450 --> 13:35.410
‫از دوستاش بسه .
‫از دشمناش بگو دشمنی داره؟

13:35.500 --> 13:40.500
‫هست ، اون خوشتیپه انگلیسی

13:41.750 --> 13:42.750
‫کارتر رایت

13:43.330 --> 13:47.160
‫اون تازه اومده به شهر شما همین‌طور

13:48.370 --> 13:52.410
‫اون هم مثل شما میخواد ملیکا رو نابود کنه

13:54.910 --> 13:59.000
‫ممنون از توصیه هات

14:44.620 --> 14:46.330
‫آقای چودری شما اینجا؟

14:46.910 --> 14:49.500
‫فک کردم با دوستاتون رفتین بیرون!

14:51.870 --> 14:54.290
‫به اندازه کافی منو خراب کردی

14:54.370 --> 14:55.410
‫منظورت چیه؟

14:55.500 --> 15:00.950
‫من همه ثروتم رو خرج تو کردم

15:02.040 --> 15:03.660
‫و فقط نشستم اینجا

15:03.750 --> 15:07.080
‫الان حتی نواب ها هم به من میخندن

15:08.200 --> 15:12.950
‫بیخیال ،  تو بی دلیل
‫از مردم ناراحت میشی

15:17.250 --> 15:19.870
‫سر راهت درم ببند

15:24.910 --> 15:26.500
‫کتاب فروشی لاهور - ۱۸۹۰

15:26.580 --> 15:29.750
‫هی آقا ، چرا توی این ساعت دارین مغازه رو میبندین؟

15:29.830 --> 15:34.160
‫این مغازه منه و خواسته خودم !
‫کار مهمی دارم فردا بیا

15:34.250 --> 15:36.790
‫تو داری میری ، اونوقت کارگراتون باید اینجا باشن؟

15:36.870 --> 15:39.750
‫-هی خانم تو؟
‫-بله

15:39.830 --> 15:42.700
‫احتمالا برای دیدن یکی از کارمندانم اومدین

15:42.790 --> 15:47.540
‫آره اونی که سه روپیه داد
‫ 12 آنا برای آخرین بار کتاب های ما،

15:47.620 --> 15:49.330
‫من اینجام تا پسش بدم

15:50.370 --> 15:52.660
‫اون باهات شوخی میکرد اون روز

15:52.750 --> 15:54.700
‫اون اومده بود کتاب بخره

15:54.790 --> 15:59.000
‫اون کارمند نیست ، او فرزند لوس یک نواب بزرگ است

16:01.120 --> 16:03.040
‫خب دیرم شده ، من باید برم

16:03.120 --> 16:05.660
‫راستی ، کجا میتونیم این نواب رو پیدا کنیم؟

16:05.750 --> 16:11.290
‫نواب ها کجا پیدا میشن؟
‫توی مهمونی ها ، کلاب ها و محفل ها ...

16:14.620 --> 16:18.620
‫اوه خدا ! حالا این نواب سحاب رو چجوری پیدا کنیم ؟

16:19.330 --> 16:21.410
‫من مطمئنم که پیداش میکنیم !

16:22.080 --> 16:26.120
‫ما هندی ها پادشاهیمونو بخاطر مهمان نوازی هدیه دادیم

16:27.040 --> 16:28.700
‫اما نمیتونیم این اشتباه رو تکرار کنیم

16:29.580 --> 16:32.580
‫دارید بیدار میشید،
‫ کشور داره بیدار میشه

16:33.290 --> 16:37.450
‫اونا درک می کنند
‫ که این جنگ جهانی مال ما نبود

16:38.120 --> 16:40.950
‫کی داره توی جنگ کشته میشه
‫کس دیگه ای؟

16:41.040 --> 16:42.040
‫ما

16:43.000 --> 16:45.370
‫چه کسی در قحطی بنگال میمیرد؟

16:46.330 --> 16:47.620
‫ما

16:47.700 --> 16:51.750
‫این صاحبخانه ها کی هستند؟
‫نواب ها غلاتشون رو به ...

16:52.540 --> 16:54.000
‫دولت بریتانیا میدن.

16:55.370 --> 16:57.290
‫و چه کسی با ظلم تحت فشاره؟

16:57.370 --> 16:58.200
‫ما

17:00.330 --> 17:01.450
‫نه بیشتر از این .

17:03.370 --> 17:08.000
‫ما شبیه شن دیده میشیم اما باروت هستیم

17:09.910 --> 17:13.410
‫الان زمان جرقه ای توی باروته..

17:14.290 --> 17:20.790
‫اگر براتون اینا دردناکه برای کشتن یا کشته شدن ، میتونین برین

17:28.290 --> 17:30.500
‫میدونستم ازتون نا امید نمیشم

17:31.330 --> 17:33.080
‫این روحیه رو دست نخورده نگهدارید

17:33.700 --> 17:36.410
‫از مراحل بعدی مطلع خواهید شد

17:37.540 --> 17:40.160
‫خداحافظ.. خداحافظ

17:40.250 --> 17:43.040
‫این رهبر ماست حمید محسن علی

17:43.120 --> 17:45.620
‫- بیا معرفیت میکنم
‫- ما ملاقات کردیم قبلا

17:47.040 --> 17:48.660
‫اون بود که جون منو نجات داد

17:49.540 --> 17:50.620
‫بالراج

17:59.450 --> 18:02.540
‫فریدن بی‌بی
‫بی‌بی فریدن

18:02.620 --> 18:05.040
‫من یه لشکر از رقاص ها براتون آوردم

18:05.120 --> 18:08.330
‫من بهترین ها رو برای شما انتخاب کردم

18:08.410 --> 18:10.120
‫اونا هم میخونن هم میرقصن

18:10.200 --> 18:12.870
‫حتی نمیزاری استراحت کنم

18:15.950 --> 18:17.910
‫این دو نفر در آشپزخونه کار میکنند

18:19.080 --> 18:23.000
‫و این سه تخت رو گرم می کنند
‫برای پذیرایی از مهمانان ویژه ما

18:23.080 --> 18:24.660
‫چیز دیگه ای هست؟

18:26.160 --> 18:28.830
‫خداحافظ استاد

18:28.910 --> 18:31.830
‫خدا حفظت کنه بی بی

18:31.910 --> 18:35.580
‫توی هیرامندی فاحشه پرورش می دید؟
‫ همه اینا اینجا جواب نمیدن

18:35.660 --> 18:37.700
‫فریدن الان اینجاست

18:39.950 --> 18:41.160
‫همه چی خوب میشه

18:41.950 --> 18:44.540
‫الان بزار بخوابم جناب استاد

18:44.620 --> 18:47.580
‫سحر ، دخترا رو بیار داخل

18:48.250 --> 18:50.750
‫زود باشید خانوما ، زود باشید بریم

18:52.250 --> 18:55.700
‫برای اولین اجرای بی بی حضور داشته باشید

18:55.790 --> 19:00.950
‫من یه نفرو سراغ دارم که باعث میشه خواب و نفستون عمیق بشه

19:01.040 --> 19:06.200
‫تاجدار بلوچ
‫تنها وارث اشفق بلوچ

19:06.950 --> 19:08.700
‫ملیکا جان هم اونو زیر نظر داره

19:09.330 --> 19:11.370
‫برای شروع عالمزب..

19:11.450 --> 19:13.040
‫حالا باید به من جایزه بدی

19:13.120 --> 19:16.000
‫بزارید عالمزب داشته باشتش

19:16.080 --> 19:22.660
‫بی بی، برای چنین حامی طوائفی باید یک چاقو روی دست هر دو بزنیم

19:22.750 --> 19:24.540
‫خنجر به خنجر میزنم

19:25.830 --> 19:27.580
‫به سینه خاله جان

19:29.040 --> 19:31.620
‫-تو فقط نگاه کن
‫-چطور؟

19:33.120 --> 19:36.000
‫وقتی عالمزب و تاجدار ملاقات میکنند عاشق هم خواهند شد

19:36.950 --> 19:39.700
‫و جایی ک عشق هست ، احتمال تخریب هم هست

19:40.370 --> 19:42.620
‫چند تیکه اش میکنید؟

19:43.370 --> 19:45.080
‫به همون اندازه که زخم خوردم

19:46.120 --> 19:48.000
‫بعد اینا چه کسی رو به عنوان حامی انتخاب میکنید؟

19:50.830 --> 19:52.450
‫ولی محمد

19:53.080 --> 19:56.790
‫- اما اون حامی بیبوئه
‫- دقیقا به همین دلیله

19:57.540 --> 20:00.370
‫شما در حال برنامه ریزی برای تحریک طوفان در شاه محل هستید ؟

20:03.660 --> 20:05.370
‫اونجا رو خراب میکنم...

20:08.040 --> 20:09.040
‫رو سرتون..

20:10.660 --> 20:13.330
‫-هی فریدن ، بی بی چیکار میکنید؟
‫-استاد..

20:13.410 --> 20:15.250
‫چیکار .... هی ولم کن نه...

20:15.330 --> 20:18.120
‫- چرا از من خجالت میکشی ؟
‫- چیکار میکنی ؟ من..

20:33.080 --> 20:35.580
‫آپا میخوام درباره یه چیزی باهاتون حرف بزنم

20:36.330 --> 20:39.700
‫اما اگه مشغول هستین میتونم بعدا بیام

20:39.790 --> 20:41.450
‫بگو علم ، چی شده؟

20:42.160 --> 20:44.370
‫جشن بزرگی توی عمارت جناب ولی برگزاره

20:45.000 --> 20:46.580
‫شنیدم همه لاهور میان

20:46.660 --> 20:49.160
‫هرسال ، وقتی همسرش میره به دیدن پدر و مادرش

20:49.250 --> 20:52.410
‫اون یه مهمانی بزرگ با حضور بیبو جان برگزار می‌کنه

20:53.120 --> 20:54.750
‫اینبار منم میتونم با شما بیام؟

20:54.830 --> 20:57.120
‫از کی تا حالا شروع به دوست داشتن چنین مهمونی هایی کردی؟

20:57.870 --> 21:02.450
‫به این فکر میکردم که بتونم با آدمای جدید آشنا بشم
‫دوستان جدید

21:02.540 --> 21:05.410
‫و نواب ها هم توی چنین مهمونی هایی پیدا میشن نه؟

21:06.080 --> 21:07.000
‫کدوم نواب؟

21:07.080 --> 21:10.660
‫اره بگو ، ما باید درباره نواب ها بدونیم

21:10.750 --> 21:11.700
‫نه هیچ کدوم

21:11.790 --> 21:16.500
‫بیبو جان ، تبریک میگم
‫جوانی اعلم در حال شکوفایی است..

21:17.370 --> 21:18.290
‫اعلم

21:18.370 --> 21:21.120
‫عجب جوونی

21:21.200 --> 21:24.500
‫برو ولم کن
‫اگه اینجوری اذیتم کنی من به مهمونی نمیرم

21:24.580 --> 21:26.620
‫شما دو تا هم اعلم رو اذیت نکنید

21:27.500 --> 21:29.120
‫میبرمت مهمونی

21:29.950 --> 21:32.330
‫ممکنه که بتونید نوابی هاتون رو پیدا کنید

21:33.000 --> 21:34.000
‫نه؟

22:03.160 --> 22:05.370
‫آقا ولی چیکار میکنید؟

22:05.450 --> 22:07.870
‫آدمای زیادی اینجان و تو فقط به من زل زدی

22:09.080 --> 22:12.080
‫نمیتونم چشمامو ازت بردارم چیکار کنم؟

22:12.160 --> 22:14.500
‫ولی سحابی درود میفرستم

22:14.580 --> 22:18.040
‫ببین کی رو آوردم
‫فریدن جهان

22:18.120 --> 22:19.910
‫به طور معمول بدون دعوت جایی نمیره

22:20.000 --> 22:22.580
‫اما من گفتم روابط توی مهمونی ها ایجاد میشه

22:22.660 --> 22:23.910
‫و ایشون اومدن

22:24.000 --> 22:26.080
‫اومدن فریدن رابطه ای ایجاد نمیکنه

22:26.160 --> 22:27.160
‫این داستان درست میکنه

22:28.120 --> 22:29.750
‫شاید باورت نشه ولی سحاب...

22:29.830 --> 22:32.250
‫من این همه راه از بناروس اومدم  برای دیدن شما

22:33.410 --> 22:36.580
‫تو خوشتیپ تر از چیزی هستی که شنیدم

22:38.540 --> 22:42.700
‫قلبم تند میزنه ، چی؟
‫باور نمیکنی؟

22:44.040 --> 22:45.620
‫خودت ببین

22:48.120 --> 22:49.370
‫اوه خدا

22:49.450 --> 22:53.000
‫قلب اون میتپه و قلب شما وایمیسته

22:54.250 --> 22:56.290
‫اون دختر عمومه

22:57.000 --> 23:01.040
‫حتی توی کودکی داستان مینوشت
‫بعد من پاکشون میکردم یادته؟

23:03.410 --> 23:05.910
‫توی بچگیش با اسباب بازی ها بازی میکرد

23:07.410 --> 23:10.750
‫بعد اونا رو میدزدیدم یادته؟

23:11.750 --> 23:15.200
‫پس میخواید امشب سحاب رو از من بدزدید نه؟

23:16.080 --> 23:20.000
‫این دزدی نیست عشقم
‫یه فریبه

23:21.450 --> 23:23.040
‫اگه میتونی جلومو بگیر

23:28.910 --> 23:32.790
‫حالا اگر کارتون تموم شد میتونم جناب سحاب رو قرض بگیرم؟

23:32.870 --> 23:35.790
‫مهمان ها منتظرن

23:41.700 --> 23:43.950
‫زدی تو خال عزیزم

23:44.580 --> 23:45.500
‫دستم هم همینطور

23:50.750 --> 23:53.000
‫تو گفتی نمیتونی چشمتو ازم برداری..

23:53.830 --> 23:55.870
فریدن باعث شد که نگاهت رو برگردونی

23:55.950 --> 23:57.790
‫بیخیال بیبو جان

23:57.870 --> 24:00.160
‫این خیلی نا امید کننده ست استاد

24:00.250 --> 24:03.000
‫بعد از چنین وعده های بزرگی شما فقط یه نواب بهم معرفی کردین

24:03.080 --> 24:05.330
‫حداقل قیمتشو بگیر..

24:05.410 --> 24:08.200
‫حتما اما فعلا اونجا رو نگاه کنید

24:08.290 --> 24:11.870
‫عالمزب دختر کوچک ملیکا

24:12.620 --> 24:14.750
‫هدف بعدیت

24:21.500 --> 24:22.870
‫زود باش بدش به من

24:28.330 --> 24:30.330
‫تو عالمزب هستی درسته؟

24:30.410 --> 24:31.910
‫تو منو نمیشناسی؟

24:32.540 --> 24:34.540
‫من فریدن شما هستم آپا

24:35.700 --> 24:37.120
‫ماشاالله

24:37.200 --> 24:39.290
‫چشمای قشنگی داری

24:40.540 --> 24:42.950
‫راستی این چشم ها دنبال چه کسی هستن؟

24:43.040 --> 24:45.700
‫ببخشید؟ هیچکس

24:45.790 --> 24:49.040
‫دنبال اون هستین؟

24:53.330 --> 24:56.450
‫-چطور فهمیدی
‫-فریدن همه چیو میدونه

24:57.660 --> 25:00.410
‫منم میدونم اونو دوست داری

25:02.040 --> 25:05.580
‫- بیا معرفیت کنم
‫- ما قبلا همدیگرو دیدیم

25:05.660 --> 25:09.120
‫- پس دوباره ببینش
‫- دوبار همدیگه رو دیدیم

25:10.000 --> 25:14.200
‫یک بار در جلسه شعر خوانی و یک بار کتابفروشی

25:14.870 --> 25:17.290
‫و تو بعد از دو بار دیدن قلبتو بهش دادی؟

25:17.910 --> 25:21.120
‫اره و یک دستمال

25:23.580 --> 25:26.660
‫میدونی چیه
‫فردا برو درگاهی بگرد

25:26.750 --> 25:29.370
‫و با تمام وجودت دعا کن که بدستش بیاری

25:29.450 --> 25:32.500
‫وقتی چشمات رو باز میکنی ، اون جلوی چشمات خواهد بود

25:33.160 --> 25:36.500
‫-و اگه اون نیاد ؟
‫- پس اسممو عوض کن

25:36.580 --> 25:37.910
‫فریدن بی بی

25:39.620 --> 25:42.250
‫-ببینش ، نواب علی بخش
‫- سلام

25:42.330 --> 25:45.200
‫او مالک نیمی از راولپندی است..

25:47.830 --> 25:48.830
‫با درود

25:48.910 --> 25:50.580
‫میتونم یه چیزی بگم جناب علی بخشی؟

25:50.660 --> 25:53.200
‫من این همه راه از بناروس برای دیدن شما اومدم

25:53.870 --> 25:55.830
‫قلبم داره تند تند میزنه

25:55.910 --> 25:59.700
‫چی ؟ باور نمیکنی ؟
‫خودت ببین

25:59.800 --> 26:02.800
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

26:08.500 --> 26:11.080
‫به نظر می رسه که خدا به شما اجازه میده
‫ تمام آرزوهای امروز من...

26:16.830 --> 26:19.080
‫توی روز شورش کجا غیبت زد؟

26:20.250 --> 26:22.160
‫قلبم غرق شد

26:22.250 --> 26:25.370
‫اینقدر احساسات عمیقی داریم
‫  برای هر غریبه ای که ملاقات می کنید؟

26:25.450 --> 26:26.330
‫بله

26:26.410 --> 26:29.330
‫اون روز جون یخ غریبه رو نجات دادی

26:30.250 --> 26:31.870
‫او شجاع ساکتی هستی

26:32.830 --> 26:34.910
‫امیدوارم زیاد اذیت نشده باشید

26:35.660 --> 26:39.580
‫من بودم.  اما قلبم بیشتر از همه درد گرفت.

26:42.250 --> 26:44.910
‫خانم، این سومین ملاقات ماست

26:46.410 --> 26:49.160
‫و ما هنوز اسم همدیگرو نمیدونیم

26:51.950 --> 26:53.580
‫من اسمتو میدونم

26:54.250 --> 26:56.040
‫خب پس بگو اسم من چیه؟

27:01.160 --> 27:02.040
‫تاج

27:05.290 --> 27:07.700
‫اسم منو روی دستت نوشتی به جای قلبت

27:07.790 --> 27:12.370
‫نوشتن اسم شخص روی دست اونو تبدیل به سرنوشت میکنه

27:13.750 --> 27:17.370
‫پس اسمتو بگو
‫روی جفت دستام مینویسمش

27:17.450 --> 27:20.040
‫روی پیشانی و سینه م

27:20.160 --> 27:23.160
‫ببخشید خانم ، آپا تماس گرفتن

27:23.250 --> 27:26.500
‫-بله ببخشید لطفا
‫- میبخشمت اما..

27:28.580 --> 27:30.290
‫اول اسمتو بهم بگو

27:31.080 --> 27:34.040
‫بعضی چیزا رو باید بزاریم برای دفعه بعد

27:34.120 --> 27:35.700
‫و کی خواهد بود ؟

27:35.790 --> 27:38.870
‫اونو بسپر به خدا

27:40.870 --> 27:42.040
‫خداحافظ

27:44.450 --> 27:45.700
‫خداحافظ

27:52.910 --> 27:57.750
‫زیبایی عشق اول ، آتش بازی ، جادو

27:59.290 --> 28:00.950
‫یه چیز دیگه ست نه؟

28:02.580 --> 28:05.370
‫-و تو کی هستی؟
‫-فریدن

28:06.700 --> 28:08.450
‫من چند روزه که از بنارس اومدم اینجا

28:09.040 --> 28:11.790
‫من یک پیشگو هستم و میتونم آینده رو با نگاه کردن به صورتتون پیش بینی کنم

28:14.870 --> 28:17.040
‫جالبه ، عذر میخوام

28:17.120 --> 28:18.370
‫یه دستمال..

28:19.830 --> 28:21.540
‫من به شعر هم علاقه دارم

28:22.790 --> 28:24.290
‫چند کتاب در حال سقوط

28:24.910 --> 28:26.290
‫ملاقات ناتمام

28:30.830 --> 28:33.160
‫پس بهم بگو دفعه بعد کی میتونه باشه؟

28:33.250 --> 28:38.040
‫در درگاه هیرامندی ، بعد از نماز مغرب

28:38.120 --> 28:40.620
‫چرا او به محله طوائف برود؟

28:41.750 --> 28:44.370
‫در چشم خدا طوائف و نواب ها برابرند

28:45.200 --> 28:48.790
‫در درگاه هیرامندی
‫همه دعا ها مستجاب میشود

28:48.870 --> 28:50.450
‫امتحان کن

28:50.540 --> 28:53.830
‫-خانم این شربت شماست
‫-ممنونم

28:55.660 --> 28:58.080
‫این عادتت بده ، ترکش کن

29:06.080 --> 29:11.040
‫عالمزب تا کی باید صبر کنیم؟
‫تاجدار شما هنوز نیومده ؟

29:11.660 --> 29:13.660
‫- چرا باید اینطور کنه؟
‫- خفه شو بدبخت

29:15.500 --> 29:17.830
‫نمیدونم اون فریدن چه ادمیه مغزتو شست و شو داده

29:17.910 --> 29:19.580
‫و داری به حرف دشمن گوش میدی

29:19.660 --> 29:22.750
‫من به حرف دشمن گوش نمیدم
‫به قلبم گوش میدم

29:22.830 --> 29:24.870
‫و قلبم میگه که اون حتما میاد

29:24.950 --> 29:27.250
‫بیچاره خیلی وقته منتظره!

29:29.000 --> 29:31.160
‫طعمه معرکه ای گذاشتم

29:32.290 --> 29:34.870
‫نمیدونم چرا هنوز نیومده

29:34.950 --> 29:39.080
‫اعلم بریم خونه ، تو قبلا دو بار توی درگاه پیشنهاد دادی

29:39.160 --> 29:42.120
‫من فکر میکنم برای سومین بار هم باید بهش بگم
‫نظرت چیه؟

29:42.200 --> 29:46.660
‫-هرکاری میخوای انجام بده
‫-تو برو خونه

29:46.750 --> 29:47.870
‫من برمیگردم

30:03.450 --> 30:05.330
‫- منو روبروی درگاه ببین
‫- خیلی خب

30:09.500 --> 30:13.750
‫افسار مغز همیشه دست قلبه

30:13.830 --> 30:15.700
‫هی چیکار داری میکنی؟

31:41.450 --> 31:45.580
‫فریدن اون نیومد..
‫چرا دروغ گفتی؟

31:46.700 --> 31:48.830
‫نه سرنوشت دروغ میگه نه فریدن

31:50.330 --> 31:53.040
‫و من هیچوقت توی مسائل قلبی اشتباه نمیکنم

31:54.250 --> 31:57.830
‫حمیرا ، دوربین دو چشمی من کجاست
‫بدش به من

32:08.660 --> 32:09.660
‫بیا اینجا

32:11.910 --> 32:12.870
‫بگیر نگاه کن

32:19.700 --> 32:22.660
‫دیدی؟ بهت گفتم که میاد

32:24.540 --> 32:26.450
‫هی داری کجا میری؟

32:26.540 --> 32:29.250
‫- میرم ببینمش
‫- حالا هفته بعد ببینش

32:29.330 --> 32:31.200
‫من حتما امروز میبینمش

32:31.910 --> 32:35.500
‫برو میتونی سعیتو بکنی

33:02.750 --> 33:04.410
‫فریدن بی بی

33:05.250 --> 33:08.330
‫فریدن بی بی آماده ای؟

33:08.950 --> 33:11.290
‫زود باش ، میخوای بری یا نه؟

33:11.370 --> 33:13.790
‫چی شده استاد عزیز ؟
‫چرا سر و صدا میکنی؟

33:14.410 --> 33:17.580
‫من میرم با افسر انگلیسی ملاقت کنم نه پادشاه بریتانیا

33:17.660 --> 33:21.250
‫البته سرو صدا داره دیدار شما و کارترایت

33:21.330 --> 33:23.700
‫هر دو دشمن قسم خورده ملیکا جان هستن

33:23.790 --> 33:26.290
‫با هم برنامه نابودی اون رو دارن..

33:26.370 --> 33:30.700
‫اما بی بی منتظر گذاشتنشون خوب نیست کارتر منتظره..

33:30.790 --> 33:32.500
‫اون مرد دیوانه ست

33:34.160 --> 33:35.700
‫حدس بزنید چی توی دستمه؟

33:37.160 --> 33:38.080
‫از کجا بدونم؟

33:39.500 --> 33:43.330
‫الان خالیه اما وقتی برگردم کارتر رایت رو خواهم داشت

33:45.330 --> 33:47.290
‫من مطمئنم...

34:01.080 --> 34:03.660
‫او ارزشمند ترین دارایی هیرامندی ه

34:03.750 --> 34:05.660
‫-جان شاه...
‫-فریدن

34:06.370 --> 34:09.410
‫بگید چطور میتونم بهتون خدمت کنم؟

34:09.500 --> 34:12.620
‫سرویس ؟ اینجا جلوی همه؟

34:13.700 --> 34:15.290
‫- استاد
‫-بله؟

34:15.370 --> 34:18.250
‫سیگارام توی کالسکه افتاده ،
‫ می تونی بری بیاریش؟

34:19.580 --> 34:20.750
‫بله

34:25.120 --> 34:27.080
‫من اینجام تا شکایت کنم

34:27.910 --> 34:30.080
‫شکایت به کی؟
‫ملیکا جان

34:30.830 --> 34:34.790
‫بیست و پنج سال پیش توی چنین روزی ، او امی جان منو به قتل رسوند

34:34.870 --> 34:38.620
‫اگر مجازاتی نباشه چی میشه؟

34:38.700 --> 34:40.500
‫من با امید زیادی اومدم

34:41.200 --> 34:44.200
‫لطفا پرونده ی امی جان رو دوباره باز کنید

34:45.410 --> 34:46.250
‫متاسفم

34:46.870 --> 34:48.290
‫ولی این این اتفاق نمیوفته

34:54.950 --> 34:58.370
‫وقتی این زن منو فروخت ، اینقدر بودم

35:00.160 --> 35:03.540
‫ملیکا جان زندگی منو تباه کرد و تو داری میگی...

35:13.540 --> 35:14.620
‫لطفا گریه نکن..

35:23.160 --> 35:25.870
‫دارم فایل رو پیدا میکنم ...

35:26.540 --> 35:29.120
‫من هنوز حرف برای گفتن دارم

35:30.330 --> 35:34.700
‫اگر بتونی یه شب بیای خونه ، من همه اونا رو برای شما برهنه میکنم

35:38.870 --> 35:40.080
‫چی میتونم بگم خانوم ؟

35:40.160 --> 35:41.700
‫شایعاتی وجود دارن..

35:41.790 --> 35:46.080
‫اون راضیه از پیلی کوئی با دوستش رابطه داشت

35:46.620 --> 35:49.580
‫و اون دوست با اقبال ما معاشره میکرد..

35:49.660 --> 35:50.750
‫خانم

35:50.830 --> 35:53.200
‫جناب ذوالفقار اینجاست تا شما رو ببینه

35:53.290 --> 35:55.500
‫- در این زمان ؟
‫- اره باید بیارمش؟

35:55.580 --> 35:57.500
‫- اره
‫-قطعا

35:58.250 --> 36:02.450
‫میبینید این مردا تسلیم نمیشن
‫تعقیب و گریز حتی وسط روز...

36:03.080 --> 36:04.500
‫حرف درستی زدین خانوم

36:04.580 --> 36:06.540
‫خدا رحمت کنه

36:08.000 --> 36:11.620
‫-بیاین بیاین جناب نواب
‫-سلام  ملیکا

36:11.700 --> 36:15.450
‫سلام
‫چی باعث شده این وقت روز به اینجا بیاید؟

36:16.160 --> 36:17.330
‫بفرمایید بشینید

36:19.700 --> 36:20.700
‫همه چیز خوبه؟

36:24.330 --> 36:26.000
‫هیچی روبراه نیست

36:28.500 --> 36:31.500
‫من شنیدم فریدن و کارتر رایت...

36:32.330 --> 36:36.830
‫در تلاشن پرونده قتل ریحانه رو باز کنن

36:36.910 --> 36:39.830
‫امیدوارم اون زن توی جهنم بپوسه

36:41.450 --> 36:44.950
‫نگران نباش ، اون کاری نمیتونه بکنه

36:45.040 --> 36:46.450
‫این یه امیده

36:47.790 --> 36:48.910
‫اون فایل کجاست؟

36:49.660 --> 36:50.620
‫فایل...

36:50.700 --> 36:55.620
‫فایلی که ۲۵ سال پیش به شما دادم و خواستم سالم نگه داریدش

36:56.410 --> 37:01.450
‫فایلی که همه اسرا قتل ریحانه رو داره

37:02.250 --> 37:08.000
‫اگر اون پرونده به دست کارترایت برسه ، من و تو رسوا خواهیم شد

37:10.620 --> 37:13.200
‫یادت اومد ؟ اون فایل

37:13.290 --> 37:15.500
‫من اون فایل رو یه جای امن نگهداشتم پیداش میکنم

37:19.120 --> 37:22.200
‫اگر اون فایل رو پیدا نکردم ..
‫اولش

37:23.450 --> 37:28.950
‫بدنتون لخت و بی جون شناور توی این فواره پیدا خواهد شد

37:30.370 --> 37:32.250
‫شوخی میکنید..

37:33.870 --> 37:35.160
‫بهت هشدار میدم

37:36.410 --> 37:39.120
‫صحابا به من مشکوک هستین؟

37:41.950 --> 37:42.950
‫من بهت مشکوکم

37:45.160 --> 37:46.580
‫الان من هم ایمان دارم

37:54.790 --> 37:58.160
‫-آپا به من زنگ زدین؟
‫-بله

37:58.870 --> 38:00.660
‫اما چرا اینجا توی زیر زمین؟

38:00.750 --> 38:04.830
‫۲۵ سال پیش یه چیزی بهت دادم
‫الان دارم دنبالش میگردم

38:04.910 --> 38:05.950
‫۲۵ سال پیش؟

38:07.410 --> 38:10.620
‫چیزی به من دادی اما اون تحقیر و خیانت بوده

38:11.370 --> 38:15.290
‫بسه دیگه انقدر ادامه ندید و فایل ریحانه رو بهم بدین

38:16.000 --> 38:18.000
‫هیچ فایلی به من ندادی آپا...

38:19.950 --> 38:22.330
‫ملیکا هرگز چیزی رو فراموش نمیکنه

38:22.410 --> 38:24.540
‫خانم این فایله؟

38:25.790 --> 38:29.950
‫این رو هزار بار گفتم ، فایر قرمز با قاب قهوه ای

38:31.290 --> 38:32.870
‫با قاب قهوه ای؟

38:34.250 --> 38:37.830
‫آپا سوزوندمش به درخواست شما در همپن زمان و مکان

38:39.700 --> 38:40.790
‫سوخت؟

38:43.540 --> 38:49.580
‫و اینجا بهتون مشکوک شدم که از ذوالفقار عصبی شدند و پرونده رو پنهان کردن

38:51.040 --> 38:53.580
‫خدا رو شکر

38:54.500 --> 38:57.660
‫نه به جای زخم بهم داده شده توسط ذوالفقار تا کم رنگش کنه

38:57.750 --> 38:58.910
‫نه عصبانیت

39:01.000 --> 39:02.790
‫اما من به تو وفادارم

39:04.160 --> 39:05.950
‫و خواهم موند

39:13.040 --> 39:14.700
‫طول کورتا ۳۰

39:15.410 --> 39:20.450
‫من چنین خبر شگفت انگیزی رو اوردم بی بی
‫مطمئنم یه پاداشی در انتظارمه

39:20.540 --> 39:23.040
‫در شاهی محل یه وحشتی هست

39:24.000 --> 39:28.700
‫اونا دنبال یه فایل هستن و ملیکا جان میترسد

39:30.250 --> 39:32.790
‫-تو خوشحال نیستی؟
‫-هستم

39:33.580 --> 39:37.870
‫ولی اول بگو کدوم رنگ برای من مناسبه؟

39:37.950 --> 39:40.080
‫همه رنگ ها به شما میان

39:40.160 --> 39:43.500
‫بله اما اگر از این فاصله بخوایم حساب کنیم

39:43.580 --> 39:45.950
‫لباس ممکنه تنگ بشه

39:46.040 --> 39:50.620
‫هیچ مردی تا بحال به من دست نزده
‫فک میکنی اجازه میدم این خیاط منو لمس کنه؟

39:50.700 --> 39:54.250
‫واقعا جناب چودری همه چیز رو به شما هدیه داده؟

39:54.330 --> 39:55.790
‫بدون اینکه بهت دست بزنه؟

39:56.540 --> 39:57.870
‫خداحافظ بی بی

39:57.950 --> 39:59.660
‫و خوابگاه رو هم داد

39:59.750 --> 40:02.620
‫تنها چیزی چیزی که من به جناب چودری دادم امید بود

40:04.200 --> 40:08.500
‫تا زمانی که شما اجازه ندید مردی شما را لمس کند برده میماند

40:08.580 --> 40:09.910
‫اوه بی بی

40:12.290 --> 40:13.700
‫خب گوش کن

40:13.790 --> 40:17.000
‫خبر شب اول من باید به همه نواب ها برسه

40:17.080 --> 40:20.120
‫و بزرگوار در کنذر ولی محمد

40:21.370 --> 40:22.870
‫اول از همه ...

40:22.950 --> 40:27.500
‫خاله جان مطلع خواهد شد

40:32.700 --> 40:33.700
‫بی بی؟

40:49.500 --> 40:50.500
‫خوشحالی؟

41:13.500 --> 41:17.540
‫هفته گذشته همه مشکلات رو حل کردم

41:19.080 --> 41:21.950
‫چه اتفاقی میتونست یک شبه اتفاق بیوفته!

41:22.040 --> 41:26.540
‫اتفاقی که افتاده اینه که فریدن میخواد خودش بازیو سازماندهی کنه

41:26.620 --> 41:29.870
‫اون یه دختره
‫اون پس از سالها برگشته

41:30.870 --> 41:32.160
‫بزارید یه کم جشن بگیره

41:33.200 --> 41:34.450
‫اجازه بدید اولین بار رو اون انجام بده

41:34.540 --> 41:38.370
‫فوفی از طوائف هیرامندی چند اصل داره

41:38.910 --> 41:41.750
‫فقط باکره ها اولین حضورشون رو دارند

41:41.830 --> 41:43.200
‫و من و خودم

41:44.200 --> 41:46.120
‫اون رو به جای شیطان مایا فرستاد

41:46.200 --> 41:47.250
‫تو منو نفرستادی

41:48.330 --> 41:49.330
‫تو منو فروختی

41:50.160 --> 41:52.620
‫دختر نه ساله رو فروختی

41:52.700 --> 41:54.370
‫باشه من تورو فروختم

41:54.450 --> 41:55.910
‫پس چطور هنوز باکره هستی؟

41:56.750 --> 42:00.910
‫وقتی شمشیری گردن رو لمس کنه مطمئنا قطع میکنه
‫اینطور نیست؟

42:01.000 --> 42:02.330
‫درسته

42:02.410 --> 42:05.580
‫شمشیر هم باید یه لبه داشته باشه

42:06.160 --> 42:09.910
‫و بیچاره شیطان میان
‫هرکدمم از بچه هاش شخصیت متفاوتی داشتن

42:11.540 --> 42:13.250
‫اگر اون نبوده حتما کس دیگه ای بوده

42:14.040 --> 42:16.660
‫مطمئنم ازت دور شده

42:16.750 --> 42:19.700
‫خیلی از مردها باید رفته باشند

42:19.790 --> 42:22.080
‫چرا یه نگاه نکنیم؟

42:23.160 --> 42:26.450
‫زورا اونو ببر داخل و بررسی کن

42:26.540 --> 42:31.830
‫چرا بری داخل  اگه خواستی بیا نگاه کن

42:31.910 --> 42:33.120
‫جرعتشو داری؟

42:33.830 --> 42:35.870
‫من باکره نیستم

42:37.200 --> 42:38.660
‫بعد تصمیم گرفته میشه

42:39.500 --> 42:42.000
‫به روایت هیرامندی..

42:42.080 --> 42:43.790
‫شما نمیتونی اولین بازی خود را انجام دهید

42:43.870 --> 42:45.580
‫من این سنت رو میشکنم

42:46.200 --> 42:48.660
‫جلوی چشمت میشکنم

42:50.080 --> 42:53.450
‫اولین اجرای من روبروی شاهی محل اتفاق خواهد افتاد

42:54.160 --> 42:58.000
‫بهش بگو اگر تونست جلوی منو بگیره..

42:58.080 --> 43:00.910
‫واو تاثیر گذار بود

43:01.000 --> 43:04.700
‫تماشای جنگ بهتر از جنگیدن با همدیگه س

43:04.790 --> 43:08.120
‫لذت واقعی وقتیه که دو تا طوایف با هم درگیر بشن

43:08.790 --> 43:11.500
‫تمام هیرامندی جشن میگیرند

43:18.830 --> 43:20.080
‫ماشا الله

43:20.750 --> 43:22.790
‫این خیلی به شما میاد

43:24.080 --> 43:26.000
‫این رو برای آخرین اجرای خود بپوشید

43:29.410 --> 43:30.450
‫چرا آخرین آمی؟

43:31.660 --> 43:33.450
‫مردم مشتاق شنیدن صدای من هستن

43:34.200 --> 43:37.620
‫اونا میخوان ضبطش کنند اما تو داری ازم میدزدیش

43:38.330 --> 43:41.330
‫فریدن اولین اجرای خودش رو انجام میده

43:41.410 --> 43:43.000
‫اون توی هیرامندی جدیده

43:44.750 --> 43:50.160
‫و نواب ها شراب های کهنه و طوائف جدید رو ترجیح میدن

43:50.250 --> 43:52.660
‫من تصمیم گرفتم

43:52.750 --> 43:55.450
‫اون شب آخرین اجرای شما باشه

43:55.540 --> 44:00.040
‫همه نواب ها به شاهی محل میان تا آخرین ادای احترامشون رو به شما ادا کنند

44:00.120 --> 44:02.290
‫و این شکست فریدن خواهد بود

44:02.370 --> 44:03.830
‫و سحاب من چطور؟

44:06.450 --> 44:07.870
‫جناب ولی ناراحت میشن

44:07.950 --> 44:10.950
‫- و
‫- و آخرین اجراتون باید اینجوری باشه

44:11.700 --> 44:14.950
‫که قبلا اتفاق نیوفتاده توی هیرامندی

44:25.080 --> 44:27.580
‫امروز توی هیرامندی هیجان زیادی هست

44:27.660 --> 44:30.370
‫هر دو طرف آماده جنگ ان

44:30.450 --> 44:33.410
‫بیبو جان اینجا اجرا میکنه و فریدن بای اونجا

44:33.500 --> 44:36.080
‫اجرا ها هرروز عصر اینجا برگزار میشن

44:36.160 --> 44:39.370
‫اما فریدن عزیزم اولین حضورش رو امروز عصر خواهد داشت

44:39.450 --> 44:41.950
‫ممکنه اما خودتون میدونید

44:42.700 --> 44:47.160
‫که آخرین اجرای طوائف خاص تر از اولین اجرای اونهاست

44:47.250 --> 44:49.290
‫آخرین اجرا؟ چه کسی؟

44:49.950 --> 44:51.080
‫بیبو جان

44:57.620 --> 45:01.250
‫جناب نواب
‫هی هی سلام سلام

45:01.330 --> 45:04.000
‫خانه بی بی فریدن اینجوریه

45:04.080 --> 45:09.540
‫به فریدن بای بگو آخرین احترامم رو به بیبو جان میدم و میام

45:09.620 --> 45:10.500
‫خداحافظ

45:15.250 --> 45:17.500
‫جناب حسین امیدوارم یادت باشه

45:17.580 --> 45:19.870
‫که فریدن امشب اولین بازی خودش رو انجام میده

45:19.950 --> 45:23.410
‫یادم هست استاد جان
‫اما سنت رو فراموش نمیکنم

45:23.500 --> 45:27.830
‫عذر میخوام ولی این عصر اجرای بیبو جان هم هست

45:32.540 --> 45:33.750
‫سلام و درود

45:38.080 --> 45:39.080
‫سلام

45:39.700 --> 45:40.540
‫درود

45:41.120 --> 45:42.750
‫-سلام
‫-سلام

46:01.040 --> 46:03.330
‫چه حرکتی ملیکا جان

46:03.410 --> 46:08.540
‫قرار دادن اولین حریف خود
‫ با اعلام اجرای خداحافظی توی اجرای اول

46:10.160 --> 46:11.410
‫فریدن

46:13.410 --> 46:17.160
‫شما این شاهزاده فقیر رو نمیخواید اما امروز کسی حاضر نمیشه

46:17.790 --> 46:20.450
‫-و چرا این کارو نمیکنن؟
‫- این یه رسمه فریدن

46:20.540 --> 46:24.500
‫همه نواب ها و طوائف شرکت میکنن
‫اجرای نهایی برای خداحافظی با او

46:25.120 --> 46:28.830
‫و امشب بیبو جان اجرای نهایی رو خواهد داشت

46:32.830 --> 46:34.580
‫به خاطر تنهاییت تبریک میگم

48:15.700 --> 48:16.700
‫-عالی
‫-شگفت انگیز

48:21.790 --> 48:24.450
‫فریدن چرا خونه ت خالیه؟

48:24.540 --> 48:27.450
‫اولین اجرای شما بود کسی نیومد؟

48:28.700 --> 48:30.410
‫این خیلی شرم آوره

48:32.700 --> 48:36.450
‫شما میخواید طواف بشید اما من اصن نمیدونم

48:36.540 --> 48:41.330
‫نباید قبل از رسیدن مخاطب روی صندلی نشست

48:41.410 --> 48:43.500
‫حالا هرچی ناراحت نباش

48:44.410 --> 48:48.200
‫اگر مخاطب نیستم اینجا هستم
‫شما اجرا میکنید

48:49.120 --> 48:51.000
‫تو امروز برنده شدی

48:52.120 --> 48:54.000
‫فردا من میشم

48:55.410 --> 48:59.660
‫جایی که امروز هستی فردا اونجا خواهم بود

48:59.750 --> 49:01.410
‫غیر ممکنه عشقم

49:02.620 --> 49:06.450
‫فاصله زیادی وجود داره بین شکست و پیروزی

49:07.910 --> 49:09.620
‫تو حتی نمیتونی راه بری

49:45.870 --> 49:50.700
‫تو برای بیبو جان آخرین اجرا رو اعلام کردی فقط برای پیروزی جلوی من

49:52.040 --> 49:54.790
‫این یعنی خیلی از من میترسی

49:54.870 --> 49:56.660
‫من حتی از خدا هم نمیترسم

50:00.200 --> 50:02.660
‫من حتی از خدا هم نمیترسم

50:05.580 --> 50:11.410
‫حالا لکه هایی از خون من روی سجاف توئه

50:11.500 --> 50:14.540
‫و الان به طور اتفاقی مال من هم هست

50:16.160 --> 50:18.700
‫این سجاف ملیکا جان هست

50:20.290 --> 50:23.660
‫اینقدر خون تشنگی رو سیراب نمیکنه

50:26.580 --> 50:32.330
‫اولین اجرای شما بود اومدم ادای احترام کنم

50:37.410 --> 50:38.580
‫خدا به همراهت

50:38.680 --> 50:58.680
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
