WEBVTT

00:01.125 --> 00:02.125
شرمنده بابانوئل

00:04.968 --> 00:06.335
...آنچه گذشت

00:06.406 --> 00:09.875
ناتانیئل؟ چی‌کارا می‌کنی رفیق؟
هی، همه‌چی ردیفه؟

00:11.049 --> 00:13.308
میگه عیب نداره اگه نمی‌تونی ]
[ خودتـو برای کریسمس برسونی خونه

00:13.333 --> 00:16.314
،هی. می‌دونی که خودمـو می‌رسونم
سر حرفم هستم

00:17.250 --> 00:19.875
،پس رونین مُرده
و کسی که اونو کشته هم مرده

00:19.958 --> 00:22.000
!عجب
تو اینو از کجا می‌دونی؟

00:22.083 --> 00:23.361
چون با چشم‌های خودم دیدم

00:24.000 --> 00:25.458
مورد بعدی، وسیله‌ای که

00:25.750 --> 00:29.250
در خرابه‌های پایگاه انتقام‌جویان کشف شده

00:29.625 --> 00:30.666
جنس‌ها

00:34.375 --> 00:36.125
<i>،جسد آرماند دوکین
از اشخاص برجستۀ نیویورک</i>

00:36.208 --> 00:38.537
<i>دیشب در منزل وی کشف شد</i>

00:38.562 --> 00:41.125
کارآگاه کادل هستم، از ادارۀ پلیس نیویورک

00:41.208 --> 00:44.166
خانم بیشاپ، می‌تونید یه سر بیاید پاسگاه
یه صحبتی با هم بکنیم؟

00:45.208 --> 00:46.416
گفتی آرماند رو چطوری کشتن؟

00:46.541 --> 00:47.625
به ضرب شمشیر

00:47.750 --> 00:49.333
ببین چیزی از کازی پیدا می‌کنی

00:49.416 --> 00:52.991
خب، این شرکتـه چیه، اسلون لیمیتد؟
کازی کارمندشونـه؟

00:53.375 --> 00:55.208
بذار ببینم از جک چی پیدا می‌کنم

00:56.625 --> 00:58.139
و الانم دسترسیم رو بست
[ حساب شما غیر فعال شد ]

00:59.375 --> 01:00.375
جُم نخور

01:01.429 --> 01:11.429
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

01:12.000 --> 01:17.000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

01:40.916 --> 01:43.875
از سر جات تکون نخور

01:43.958 --> 01:45.416
!جک، نه

01:45.583 --> 01:47.375
جریان چیه؟

01:48.458 --> 01:50.750
و چرا یکی از اعضای انتقام‌جویان
الان تو پذیرایی خونۀ منه؟

01:51.083 --> 01:52.166
سلام

01:52.250 --> 01:55.458
وای خدا. شما.. «کماندار» هستی

01:55.583 --> 01:56.958
هاک‌آی -
کلینت هستم -

01:57.041 --> 01:59.791
به‌خاطر همون مشکل برندینگیـه که بهت میگم -
آره باشه -

02:01.796 --> 02:02.796
:تـــرجـــمـــه
« ســــروش و کــیــارش »
:.:.: Ki@RaSh & SuRouSH_AbG :.:.:

02:08.083 --> 02:11.708
،من و هاک‌آی داریم رو یه پرونده کار می‌کنیم
و اومدیم بریم دستشویی

02:11.791 --> 02:15.333
،یعنی اون. دم خونه بودیم
و اومدیم همین‌جا. داستان خاصی نبود

02:15.500 --> 02:17.416
دوتایی دارید روی یه پرونده کار می‌کنید؟ -
چه عالی -

02:18.416 --> 02:19.958
اون همکارمـه

02:20.291 --> 02:21.583
ما همکار نیستیم

02:21.666 --> 02:24.125
خب، «دوست و همکار» هستیم

02:24.208 --> 02:25.833
بعید می‌دونم دوست هم باشیم

02:28.166 --> 02:32.916
یکی همین ده دقیقۀ پیش
با لپتاپ من وارد حساب کاریم شده

02:33.000 --> 02:34.583
تو نظری نداری، کیت؟

02:36.458 --> 02:37.708
هاک‌آی؟

02:37.791 --> 02:40.416
این که نَم پس نمی‌ده

02:40.500 --> 02:42.583
آخه می‌دونی «سی‌بی یک» سخت حرف می‌زنه
[ سی‌بی: کلینت بارتون ]

02:42.666 --> 02:43.958
کسی به من «سی‌بی یک» نمی‌گه

02:44.125 --> 02:45.666
خواستم یه لحظه امتحانش کنم

02:45.750 --> 02:49.604
احتمالاً به دوران بچگیش برمی‌گرده
،خودش فکر می‌کنه چیز زیادی بهم نمی‌گه

02:49.629 --> 02:51.791
ولی آخرش همه رو برام تعریف می‌کنه -
من هیچی بهش نمی‌گم -

02:51.875 --> 02:54.052
فکر کنم به‌خاطر اینه که
در کل آدم رِله و خونسردی‌ام

02:54.077 --> 02:56.204
«!مثلاً نمیام بگم: «وای خدا، هاک‌آی

02:57.291 --> 02:58.704
دوبار خونسردی

03:01.000 --> 03:04.375
...راستی، ازتون ممنونیم
بابت نجات دنیا

03:05.833 --> 03:06.833
قابل شما رو نداشت

03:06.916 --> 03:09.833
حالا دوست دارم دخترم
حقیقت ماجرا رو برام تعریف کنه

03:11.458 --> 03:14.458
من وارد حسابت شدم چون
یه اطلاعاتی می‌خواستم

03:14.541 --> 03:18.916
راجع‌به یه پروندۀ واقعی با آدم‌های واقعی
که جون‌شون تو خطر واقعیـه

03:19.000 --> 03:22.916
یعنی کیت داره توی یه مورد امنیتی
در سطح انتقام‌جویان بهتون کمک می‌کنه؟

03:23.083 --> 03:24.416
خب، نه دقیقاً

03:24.500 --> 03:26.493
ولی دارید همکاری می‌کنید دیگه؟

03:31.541 --> 03:35.650
،آره. عجیب به‌نظر میاد
چون عجیب هم هست

03:37.875 --> 03:39.125
باشه

03:40.392 --> 03:45.017
خب، گمونم باید اعتماد کنم که
هر کی سر این میزه کار درستـو انجام بده

03:45.541 --> 03:46.625
هوم

03:48.333 --> 03:50.416
حله. خوشحال شدم دیدم‌تون

03:50.500 --> 03:51.833
لطفاً بشین -
...ما باید -

03:55.301 --> 03:56.658
تا بیرون همراهی‌تون کنم؟

03:57.291 --> 03:58.916
میرم کت‌مـو بیارم. جک

04:14.666 --> 04:16.000
بذار یه مسئله‌ای رو روشن کنم

04:16.083 --> 04:17.083
باشه

04:18.375 --> 04:19.958
دختر من ابرقهرمان نیست

04:20.666 --> 04:22.166
آره بابا. بی‌خیال، خودم اینو می‌دونستم

04:23.250 --> 04:24.833
...اون مهارت خوبی تو این کارا داره، ولی

04:24.916 --> 04:27.791
ناتاشا رومانوف هم
مهارت زیادی داشت، مگه نه؟

04:29.916 --> 04:32.333
ولی مهارت همیشه برای
زنده نگه‌داشتنت کافی نیست

04:36.041 --> 04:37.041
متوجه‌ام

04:37.125 --> 04:38.166
کلینت -
بله؟ -

04:38.250 --> 04:39.250
تو بچه داری؟

04:40.333 --> 04:42.041
آره، حدس می‌زنم داشته باشی

04:43.041 --> 04:45.291
این هفته واسه خونوادۀ من
هفتۀ سختی بوده

04:46.625 --> 04:50.460
ولی الان می‌خوام بهت بگم
که من طاقتِ از دست دادن کیت رو ندارم

04:51.541 --> 04:55.384
من قبلاً چند نفرو از دست دادم و می‌دونم
تو هم به اقتضای شغلت، عزیزانی رو از دست دادی

04:56.791 --> 04:59.208
متوجه هستم. خیله‌خب

05:02.166 --> 05:03.583
پس بی‌خیال این پرونده میشی؟

05:04.375 --> 05:05.375
نمی‌تونم همچین کاری بکنم

05:06.375 --> 05:10.181
ولی می‌تونم تضمین کنم که
خطری دخترتون رو تهدید نکنه. خب؟

05:28.311 --> 05:32.451
پیام به لارا: می‌تونی ته‌توی ]
[ شرکت «اسلون لیمیتد» رو برام در بیاری؟

05:40.166 --> 05:42.541
...النور هستم. آم

05:43.250 --> 05:46.041
می‌تونی باهام تماس بگیری؟
مورد اورژانسیـه

05:48.932 --> 05:50.807
سلام. چیزی دستگیرت شد؟

05:51.375 --> 05:55.000
با اون رفیقت صحبت کردم
سرش خیلی شلوغـه

05:55.083 --> 05:58.416
چندوقتیه داره روسی یاد می‌گیره
و کلی هم پیاده‌روی می‌کنه

05:59.166 --> 06:01.541
گرم‌کن‌پوش‌ها
پس اسلون پوشش‌شونـه؟

06:01.625 --> 06:05.541
،آره. اون گفت که رئیسش، جک دوکین
یه روز مرخصی هم بهش نمی‌ده

06:05.625 --> 06:09.103
جک مدیرعاملـه؟
داره برای آقا بالاسر پولشویی می‌کنه؟

06:09.586 --> 06:11.752
،بذار حدس بزنم
یه روز دیگه کار داری

06:12.083 --> 06:15.797
آره، ببین.. این دختره که دارم کمکش می‌کنم
،پاش وسط این ماجرا گیره

06:15.822 --> 06:17.832
واسه همین تا مطمئن نشم
خطری تهدیدش نمی‌کنه نمی‌تونم بیام

06:18.000 --> 06:19.416
...می‌خواستم بدونم

06:19.606 --> 06:21.489
چیز دیگه‌ای هم از پایگاه‌تون
به سرقت رفته؟

06:21.923 --> 06:23.212
ساعت رولکس‌ـه رو میگی؟

06:23.416 --> 06:24.463
دقیقاً

06:25.250 --> 06:26.250
بابائه

06:28.041 --> 06:30.541
فکر... فکر نکنم

06:32.500 --> 06:35.208
چرا؟ مگه اون چند سال پیش به‌فنا نرفت؟

06:35.291 --> 06:39.267
،خب، منم همچین فکری می‌کردم
ولی راجع‌به اون لباس خفنتم همین فکرو می‌کردم

06:41.166 --> 06:42.666
خب می‌ارزه ته‌توشـو در بیاریم، نه؟

06:43.100 --> 06:45.766
اگه تونستی، سیگنال فرستنده رو چک کن

06:45.791 --> 06:48.772
باشه. صدات یه‌جوریـه که انگار
کل روز رو دوندگی داشتی. خسته‌ای؟

06:49.045 --> 06:51.750
،آره، یه‌کم کوفته‌ام
ولی هیچ‌جام نشکسته

06:51.833 --> 06:53.833
باشه. خب، بشین ریلکس کن

06:53.916 --> 06:57.166
اگه لازم بود یخ بذار رو پاهات. خب؟
دوسِت دارم

06:57.250 --> 06:58.708
دلم.. برات یه‌ذره شده

07:00.416 --> 07:02.458
زودی می‌بینمت. قول میدم

07:02.541 --> 07:03.541
خدافظ

07:04.500 --> 07:08.416
وای بچه‌ها، انگار بابایی
یه‌کم دیرتر از سر کارش برمی‌گرده

07:12.541 --> 07:16.958
<i>دیوونه‌ش شده. کلینت بارتون
...شده تمام فکر و خیالش، بعد از</i>

07:17.291 --> 07:19.208
<i>خب، بعد از حمله</i>

07:19.333 --> 07:21.875
<i>خودشـو جلوی الگوش
خیلی خونسرد نشون می‌ده</i>

07:21.958 --> 07:24.416
<i>،منم اگه هوی لوئیس رو می‌دیدم
قاطی می‌کردم</i>

07:25.458 --> 07:27.333
<i>،کیت همیشه دختر بااعتمادبنفسی بوده</i>

07:27.416 --> 07:30.014
<i>هیچ‌وقت لازم نبوده نگرانِ اینش باشم</i>

07:34.291 --> 07:37.750
فکر کنم دوباره داری سردرد می‌گیری، عزیزم
بذار یه لیوان چای برات بیارم

07:39.416 --> 07:40.541
تو چیزی نمی‌خوری، کیت؟

07:41.083 --> 07:42.541
نه. مرسی

07:47.208 --> 07:49.166
مامان، جدی باید درمورد جک
باهات صحبت کنم

07:49.250 --> 07:52.291
هی، می‌شه... موضوع رو عوض کنیم؟

07:52.375 --> 07:54.250
بی‌خیالِ این بنده‌خدا شو. بسه دیگه

07:54.333 --> 07:58.583
می‌خوام برای یه‌سری از تصمیمات دربارۀ
مهمونی کریسمس بیشاپ ازت مشورت بگیرم

07:58.666 --> 08:01.083
ببین.. فکر نکنم الان حالشـو داشته باشم

08:01.166 --> 08:03.887
لوس نشو دیگه، کیت
تو متخصص این‌کارایی

08:04.958 --> 08:06.375
مهمونی‌مون غیرفرقه‌ایـه

08:06.458 --> 08:09.500
و مشوق رفاقت بین اعضای شرکت
با روحیۀ کریسمسی

08:10.166 --> 08:11.916
مشخصه خیلی خوش می‌گذره

08:12.000 --> 08:14.000
حرف از مهمونی شنیدم؟

08:15.166 --> 08:17.704
فقط برنامۀ رقصِ زیاد بچینید

08:17.824 --> 08:19.486
خب، مادر من که اهل رقص نیست

08:20.208 --> 08:24.041
جدی؟ من نظر دیگه‌ای دارم. عزیزم؟

08:26.500 --> 08:30.458
♪ شاه بلوط‌ها روی آتش سرخ می‌شن ♪

08:33.333 --> 08:36.375
♪ به آهنگ «جک فراست» گوش می‌دیم ♪

08:41.458 --> 08:46.416
♪ ...و بااین‌که این بارها و به اشکال مختلف گفته شده ♪

08:46.500 --> 08:53.166
♪ کریسمست... مبارک ♪

08:54.333 --> 08:56.333
فکر نکنم تا حالا این‌شکلی دیده باشمت

08:58.375 --> 08:59.916
!خدایا

09:00.458 --> 09:04.458
،یه مهمون ابرقهرمان و یه آهنگ عاشقانه
همه توی یه روز

09:04.541 --> 09:07.875
...خب، می‌دونی که چی میگن
زندگی دو روزه

09:08.833 --> 09:10.876
هیچ‌وقت نمی‌دونی چی در انتظارتـه

09:14.625 --> 09:19.000
چیه؟ چی گفتم؟
...چیز اشتباهی گفتم یا

09:19.083 --> 09:23.666
،هر دفعه میای یه جملۀ قصار بگی
اشتباهی میگی‌شون

09:24.583 --> 09:29.208
چی؟ نه بابا. امکان نداره، داره؟
عزیزم. جون من

09:30.583 --> 09:35.340
:چند روز پیش هم گفتی
«غیبت دل آدمی رو پیر می‌کنه»
[ عبارت صحیح: غیبت دل آدمی رو تنگ می‌کنه ]

09:35.666 --> 09:38.083
خب همینه دیگه

09:38.916 --> 09:42.708
آره عزیزم. بیا اینجا -
نه. واقعاً؟ -

09:42.791 --> 09:45.166
آخی. تویی که دل منو پیر می‌کنی

09:50.500 --> 09:53.541
گمونم این‌که خونواده‌ت بهت بخندن

09:53.625 --> 09:56.500
بهتر از اینه که دم سال نو تنها باشی، نه؟

09:56.983 --> 10:01.441
چی از این بهتر که کنار خانواده‌ت باشی؟
خیلی خوشحالم که جفت‌تون اینجایید

10:09.291 --> 10:11.208
ببین، بیاید یه بُردگیم بازی کنیم

10:11.291 --> 10:12.750
چه فکر قشنگی

10:12.833 --> 10:15.250
ریسک، یاتزی، استراتیگو

10:50.083 --> 10:53.041
منم. پیتزا و نوشیدنی‌های کریسمسی
با خودم آوردم. باز کن

10:56.791 --> 10:59.166
...برو، سگ پیتزایی
خب

11:00.750 --> 11:02.291
!سلام -
سلام -

11:03.000 --> 11:05.208
یه دستی می‌رسونی؟ -
هی، برو پی کارت -

11:06.000 --> 11:09.291
خیله‌خب، این همون لباس کلاسیک
هاک‌آی‌ـه که منتظرش بودیم

11:09.375 --> 11:10.458
داستان چیه؟

11:10.541 --> 11:14.208
داستان اینه که من اومدم کریسمس رو نجات بدم

11:14.583 --> 11:15.708
نه بابا؟

11:15.791 --> 11:17.625
واسه روز موعد
سر وقت می‌فرستمت خونه

11:17.833 --> 11:19.708
و گفتم تا اون‌موقع
می‌تونیم جشن بگیریم

11:20.250 --> 11:25.041
امشب شب ماراتون تماشای فیلمـه دیگه؟
اینجا رو داشته باش. کلی فیلم گرفتم

11:26.791 --> 11:28.458
واقعاً لطف کردی

11:29.304 --> 11:30.304
مرسی

11:31.458 --> 11:35.458
ولی آره، می‌شه یه لحظه استوپ کنی
تا درمورد «پسر شمشیرباز» صحبت کنیم؟

11:36.041 --> 11:38.375
غریزۀ قوی‌ای داری، دختر -
منظورت چیه؟ -

11:38.833 --> 11:41.376
خب، من یه تحقیقاتی انجام دادم
و کاشف به عمل اومد که

11:41.500 --> 11:44.541
اسلون یه شرکت پوششی‌ـه
که برای گرم‌کن‌پوش‌ها پولشویی می‌کنه

11:44.625 --> 11:47.375
و مدیرعاملش هم جک دوکین‌ـه

11:47.791 --> 11:48.833
مطمئنی؟

11:49.790 --> 11:50.790
هوم

11:52.250 --> 11:56.125
باشه، پس باید یه طرحی بریزیم که
حلقۀ جرائم سازمان‌یافته‌ی

11:56.208 --> 11:57.958
نامزد مامانم رو بیاریم پایین

11:58.041 --> 12:01.666
و در عین حال یه مهمونی
کریسمس قشنگ هم بگیریم

12:06.250 --> 12:07.833
بازم از اون نوشیدنی‌ها داری؟

12:07.916 --> 12:09.291
تو آشپزخونه‌ست -
خب -

12:14.250 --> 12:18.083
خب پلیس‌ها
باید شرّ پلیس‌ها رو از سر من کم کنیم

12:18.166 --> 12:20.500
،مافیای گرم‌کن‌پوش
شرّ اونا رو هم باید کم کنیم

12:20.583 --> 12:25.666
و باید ببینیم جک، چه و چطور ارتباطی
با تمام این ماجراها داره

12:25.750 --> 12:27.291
آره درسته

12:27.375 --> 12:29.791
الان باید جملۀ منو
با یه نقشه تموم کنی

12:29.875 --> 12:33.195
نقشه‌ریختن خیلی تو حوزۀ تخصصی من نیست
مطمئنی اون ماژیک دائمی نیست؟

12:37.015 --> 12:38.015
پسر خوب

12:43.166 --> 12:44.625
تیر ویژۀ بیشتر از کجا بیاریم؟

12:44.708 --> 12:46.583
خب، دیگه تیر ویژه نداریم

12:46.666 --> 12:47.750
یعنی تو کل دنیا؟

12:47.833 --> 12:50.708
آره عملاً. من چند سر تیر ویژه دارم

12:51.000 --> 12:52.583
ولی روی هر تیری قابل نصب نیستن

12:52.900 --> 12:54.400
پس باید اینا رو برگردونیم

12:55.083 --> 12:56.208
داری چی‌کار می‌کنی؟

12:56.291 --> 12:59.291
می‌بینی؟ درخت روی نوشته‌ها پوشوند

12:59.833 --> 13:01.375
خب، خوب داری همه‌چی رو حل می‌کنیـا

13:02.250 --> 13:04.692
چیزی از تیرهای بومرنگی شنیدی؟ -
چی؟ -

13:05.041 --> 13:08.041
آخه چرا باید از تیرهای بومرنگی استفاده کنم؟

13:08.125 --> 13:10.875
چون برمی‌گردن -
خب دیگه -

13:10.958 --> 13:15.041
آره، خب اگه همه‌ی تیرهای ویژه‌مون
بومرنگی بودن، همه‌شون برمی‌گشتن

13:15.666 --> 13:17.125
برمی‌گشتن تو صورت‌مون

13:17.317 --> 13:19.942
خب باید... باید جاخالی بدی دیگه

13:21.375 --> 13:23.000
نه، غیرممکن هم نیست

13:23.083 --> 13:25.208
فقط اولین تیری که پرتاب می‌کنی
باید چوبی باشه

13:25.291 --> 13:28.083
که وقتی تیر دوم رو زدی
از وسط نصفش کنه

13:28.166 --> 13:31.583
چرت میگی. قبلاً امتحان کردم -
خب، خودم چندبار این‌کارو کردم -

13:33.583 --> 13:35.329
تکنیک‌های باحال دیگه‌ای هم بلدی؟

13:36.166 --> 13:40.125
خب، می‌تونم یکی رو با این
از فاصلۀ پنج، شش متری بی‌هوش کنم

13:40.333 --> 13:41.333
برو بابا

13:41.416 --> 13:44.083
از سکۀ 25 سنتی یا 5 سنتی استفاده می‌کنم
ده سنتی سبکـه

13:44.988 --> 13:46.071
ثابت کن

13:46.875 --> 13:47.916
یعنی چی، بی‌هوشت کنم؟

13:48.256 --> 13:50.666
نه، می‌خوام یه‌چیزی رو بزنی

13:51.166 --> 13:52.958
باشه، این‌طوری تا آخر عمرت
حرفاتـو باور نمی‌کنم

13:53.041 --> 13:56.431
به هر غریبه‌ای که سر راهم دیدم
...میگم هاک‌آی فقط گنده‌گوزی

13:57.958 --> 13:59.000
!اوه

14:02.265 --> 14:04.015
باید این حرکتـو بهم یاد بدی

14:10.791 --> 14:11.916
باشه، حاضری؟

14:12.000 --> 14:13.000
آره

14:13.250 --> 14:15.791
خوب پرتش می‌کنی
فقط باید بهش کات بدی

14:15.875 --> 14:17.708
فقط یه‌خرده
خب، تو می‌تونی، باشه؟

14:19.791 --> 14:20.791
ای خدایا

14:22.867 --> 14:24.034
تو چی‌کار می‌کنی؟

14:24.059 --> 14:25.059
انگشت حلقه

14:26.083 --> 14:27.333
سفت بگیرش -
خب -

14:28.583 --> 14:29.666
این بهتر بود

14:29.791 --> 14:31.166
این دفعه که می‌زنی

14:31.250 --> 14:32.333
خیله‌خب

14:36.875 --> 14:38.041
!خدای من -
چی!؟ -

14:38.416 --> 14:40.583
پشمام، واقعاً تونستم -
آره -

14:42.208 --> 14:43.458
واقعاً دیوانه‌وار بود

14:44.541 --> 14:45.750
هی، بدک نبود دختر

14:45.833 --> 14:50.536
آره والا. خیله‌خب
ماجرای بهترین شلیکت رو تعریف می‌کنی؟

14:51.500 --> 14:54.500
وقتی که شلیک نکردم -
منظورت چیه؟ -

14:55.708 --> 15:00.041
منظورم اینه که... هیچی، نباید می‌گفتم

15:00.125 --> 15:02.583
اَه بگو دیگه، نامردی نکن -
بی‌خیال، چیزی نیست -

15:02.666 --> 15:04.947
چی؟ جون من، فکر کن کادوی کریسمس‌مـه

15:05.000 --> 15:06.500
نه، الان وقتش نیست -
چرا -

15:06.583 --> 15:10.958
...ببین، مطمئنم داستان خوبیه -
این صرفاً یه داستان خوب نیست، خب؟ -

15:14.583 --> 15:15.708
...داستانِ

15:18.824 --> 15:20.741
داستان آشناییم با یه نفره

15:23.833 --> 15:25.569
منو فرستاده بودن اونـو بُکشم

15:28.208 --> 15:30.833
،و موقعی که رسیدم اونجا
...وقتش که رسید

15:32.541 --> 15:33.666
...آم

15:34.992 --> 15:36.033
نتونستم انجامش بدم

15:40.125 --> 15:43.340
یه حسی تهِ دلم می‌گفت که
اون می‌خواد از این کار بزنه بیرون

15:45.916 --> 15:47.694
بعداً معلوم شد که درست حدس زدم

15:49.071 --> 15:50.238
منظورت ناتاشاـه

15:51.250 --> 15:52.250
آره

15:57.945 --> 15:59.153
رو دستش نبود

16:07.320 --> 16:08.320
متأسفم

16:08.750 --> 16:12.533
طوری نیست. خب.. وقتی
...شغلی مثل شغل من داشته باشی

16:14.583 --> 16:18.583
فقط باید غم‌واندوهت رو مدیریت کنی، مگه نه؟
...و خب

16:37.541 --> 16:39.166
‫تو خانواده‌ات رو بعد از بشکن تانوس از دست دادی؟

16:41.083 --> 16:43.875
‫آره. مثل نصف دنیا

16:46.500 --> 16:48.125
‫خدایا، باید خیلی داغون‌ات کرده باشه

16:50.500 --> 16:52.083
‫آره نمی‌شه با کلمات توصیف‌اش کرد

16:58.291 --> 16:59.791
‫اونجا با رونین آشنا شدی؟

17:12.125 --> 17:13.250
‫خودت رونین هستی، مگه نه؟

17:16.833 --> 17:18.875
‫هر کسی با بشکن تانوس به روش خودش کنار اومد

17:21.791 --> 17:23.958
‫من به کاری که براش آموزش دیده بودم، ادامه دادم

17:25.291 --> 17:26.458
‫محافظت از مردم

17:26.625 --> 17:29.500
‫آسیب زدن به مردم.
‫اول ازشون بازجویی می‌کردم،

17:29.583 --> 17:32.958
‫ولی آخر سر کار من این بود که بهشون آسیب بزنم

17:33.041 --> 17:34.208
‫تو یه قهرمان بودی

17:34.291 --> 17:35.500
‫من یه سلاح بودم

17:37.208 --> 17:41.291
‫یه سلاح که توسط افراد درست،
‫به سمت اهداف درست نشونه گرفته می‌شد پس...

17:41.375 --> 17:44.000
‫ببین، تو اشتباهاتی کردی
‫ولی اون‌ها رو پشت سر گذاشتی

17:44.083 --> 17:45.208
‫نه، اون اشتباهات با من هستن

17:48.208 --> 17:49.416
‫با خانواده‌ام هستن

17:52.791 --> 17:57.708
‫برای همین اینجام.
‫و تا وقتی که درست نشه، نمی‌تونم برم خونه

18:08.000 --> 18:10.291
‫بابت کاری که امشب کردی واقعاً ممنونم

18:12.083 --> 18:13.083
‫برام خیلی ارزش داشت

18:16.333 --> 18:21.208
‫می‌دونی، باید یکم استراحت کنی.
‫فردا روز بزرگی پیش رو داری

18:25.000 --> 18:29.041
‫- چشم رئیس. شب بخیر.
‫- شب بخیر

18:29.375 --> 18:30.875
‫بیا!

18:52.458 --> 18:53.541
‫الان چی؟

18:53.625 --> 18:56.708
‫کشتن این آدم‌ها، خانواده‌ات رو برنمی‌گردونه

19:05.083 --> 19:06.375
‫چیزی نیست

19:06.458 --> 19:07.458
‫لطفاً

19:09.041 --> 19:10.041
‫نه!

19:15.166 --> 19:16.958
‫سه روز تا کریسمس باقی مونده

19:17.083 --> 19:19.625
‫و ما موسیقی مربوط به تعطیلات شما رو آماده کردیم

19:19.708 --> 19:23.458
‫شما به رادیو نیویورک گوش می‌کنید،
‫موج اف‌ام، ردیف 107.6 مگا هرتز

19:27.583 --> 19:29.125
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر

19:30.458 --> 19:32.708
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- خدا رو شکر

19:33.041 --> 19:35.500
‫خب امروز من باید یه صحبتی
‫با دوستمون کازی داشته باشم

19:35.666 --> 19:38.583
‫ازت می‌خوام که به کمک دوست‌هامون،
‫بازیکنان بازی نقش‌آفرینی،

19:38.666 --> 19:39.916
‫رد تیرهای وِیژه رو بگیری

19:41.125 --> 19:43.958
‫- صبر کن چی؟
‫- تیر ردیاب دیگه حرکت نکرده

19:44.041 --> 19:46.458
‫و توی یه تجهیزات نزدیک پل
‫و متعلق به پلیس نیویورک‌ـه

19:46.541 --> 19:49.416
‫بازیکنان بازی نقش‌آفرینی اکثراً
‫عضو نیروهای اضطراری هستن، یکی‌شون پلیس‌ـه

19:49.500 --> 19:52.041
‫ببین می‌تونن به اون تجهیزات پلیس دسترسی پیدا کنن یا نه

19:52.166 --> 19:53.166
‫دوستان‌مون که بازیکنان بازی نقش‌آفرینی هستن

19:53.250 --> 19:56.125
‫آره، همه جور آدمی بین‌شون هست.
‫عاشق‌شون می‌شی

19:56.291 --> 19:59.958
‫می‌دونی، من دوست دارم
‫به اون‌ها به چشم تیرهامون نگاه کنم

20:00.625 --> 20:02.375
‫خیلی خب. برو تیرهامون رو پس بگیر

20:07.541 --> 20:08.541
‫پرتاب!

20:08.625 --> 20:10.500
‫رعد و برق!
‫یک، دو، سه، چهار، پنج

20:10.583 --> 20:15.666
‫عقب نشینی! آرایش تیمی. حمله!

20:17.333 --> 20:18.625
‫دیوار یخی!

20:21.541 --> 20:22.875
‫ضربه ابرقدرتی!

20:24.333 --> 20:27.791
‫هی، من... نمی‌خوام مزاحم‌تون بشم

20:29.541 --> 20:31.291
‫- شما خیلی...
‫- عقب نشینی!

20:31.875 --> 20:32.958
‫خودتون رو وقف این کار کردید

20:33.041 --> 20:34.041
‫تو کی هستی؟

20:34.833 --> 20:37.666
‫هاک‌آی منو فرستاده تا
‫یه کار رسمی انتقام‌جویان رو انجام بدم

20:37.750 --> 20:39.916
‫من همکار و بهترین دوست‌اش، کیت هستم

20:40.458 --> 20:42.750
‫گفت که شما می‌تونید
‫بهمون کمک کنید. یکی از شما پلیس‌ـه؟

20:42.875 --> 20:46.791
‫منم، افسر وندی کانرد.
‫بهتره بگم الیزابت از دیپدِیل

20:47.916 --> 20:51.333
‫افسر. کاری که ما لازم داریم

20:51.416 --> 20:53.416
‫یه دستکاری ساده و عادی مدارک‌ـه

20:53.666 --> 20:57.166
‫تیرهای ویژه‌ی هاک‌آی توی
‫یه ساختمون پلیس نیویورک نزدیک پل منهتن‌ـه

20:59.166 --> 21:00.916
‫احتمالاً می‌تونم کمک‌تون کنم

21:01.041 --> 21:03.000
‫اگه تو هم کاری کنی که ارزش وقت منو داشته باشه

21:03.625 --> 21:05.500
‫ارزش وقت ما رو داشته باشه

21:07.416 --> 21:12.041
‫آره. آره حتماً.
‫هر کاری که بخواید. خیلی خب

21:12.916 --> 21:14.625
‫همه هستن؟ خیلی خب. عالی شد

21:14.708 --> 21:18.375
‫شما بی‌نظیر هستید، لباس‌هاتون... واقعاً بی‌نظیره

21:37.791 --> 21:40.500
‫سورپرایز. فقط می‌خوام حرف بزنیم

21:42.625 --> 21:44.250
‫من باید از شهر خارج بشم

21:44.333 --> 21:47.416
‫ولی قبل از اینکه برم،
‫باید این قضیه رونین رو خاتمه بدم

21:47.500 --> 21:49.458
‫ببین، من می‌دونم که تو نقش گوش مایا رو بازی می‌کنی

21:49.666 --> 21:53.166
‫و به نظر میاد احمق هم نیستی

21:53.291 --> 21:56.750
‫اگه می‌خوای ازم تعریف کنی،
‫خیلی داری اشتباه می‌زنی

21:56.833 --> 21:58.750
‫اشتباه برداشت نکن،
‫من فکر می‌کنم تو نقش پادو رو داری

21:59.875 --> 22:01.166
‫ببین، تو زیر نظر ویلیام لوپز

22:01.250 --> 22:04.000
‫به عنوان رئیس چند سال کار کردی؟ چهار سال؟

22:05.000 --> 22:07.083
‫و الان زیر نظر مایا چند سالی هست داری کار می‌کنی

22:08.708 --> 22:10.583
‫تو بهتر از هر کسی این عملیات رو می‌شناسی

22:11.958 --> 22:14.166
‫تو می‌دونی رئیس مایا چی می‌خواد

22:14.958 --> 22:17.208
‫و می‌دونی که همین الان هم
‫برای رسیدن بهش چه کارهایی کرده

22:19.333 --> 22:20.458
‫خب تو چی می‌دونی؟

22:20.541 --> 22:22.958
‫می‌دونم که قطعاً از این همه توجه خوشش نمیاد

22:24.125 --> 22:30.416
‫می‌دونم که وسواس مایا
‫نسبت به کشتن رونین، خیلی خطرناکه

22:31.416 --> 22:33.333
‫جلوی تصمیم‌گیری درستش
رو می‌گیره، مگه نه؟

22:33.791 --> 22:38.583
‫پس تو نگران سازمانی؟
‫و... و نگران درجه‌ی من توی سازمان؟

22:40.416 --> 22:41.416
‫چی می‌خوای؟

22:42.583 --> 22:44.000
‫نمی‌خوام دیگه کسی بمیره

22:46.750 --> 22:49.458
‫ولی میل مایا به گرفتن انتقام، اونو به کشتن می‌ده

22:50.875 --> 22:51.916
‫نقطه سر خط

22:55.541 --> 22:59.458
‫دنبال این می‌گردی؟
‫یا شاید دنبال کاتر زیر صندلی می‌گردی

22:59.625 --> 23:00.791
‫ببین، حرف‌هات تموم شد؟

23:02.250 --> 23:03.500
‫اون داره دنبال یه روح می‌گرده

23:05.750 --> 23:09.166
‫فکر کنم تو اینو می‌دونی.
‫ولی من نمی‌تونم کاری کنم این حرفو باور کنه

23:10.250 --> 23:12.500
‫و به گمونم تو تنها کسی باشه که می‌تونه

23:14.083 --> 23:17.875
‫این آخرین هشدار بود. فقط تمومش کن

23:19.916 --> 23:21.541
‫هی، می‌تونم تفنگ‌ام رو داشته باشم؟

23:21.916 --> 23:23.333
‫آره، خودت چی فکر می‌کنی؟

23:28.166 --> 23:29.500
‫بیخیال

23:39.958 --> 23:41.625
‫- اینم از رفیق‌مون.
‫- هی

23:41.708 --> 23:43.666
‫کوکی می‌خوری؟ هنوز گرم‌ـه

23:43.750 --> 23:45.583
‫- باشه.
‫- هی، بیا تو

23:45.666 --> 23:48.375
‫- هی کلینت. روزت چطور بود؟
‫- سلام

23:48.541 --> 23:52.458
‫روز من خوب بود. روز تو چطور بود؟

23:52.541 --> 23:55.166
‫عالی، آره. باید بگم بهتر از روز تو بوده

23:56.708 --> 23:59.583
‫خب تیرهای من رو گرفتی؟

23:59.666 --> 24:01.250
‫آره، آره. تو راه هستن

24:01.333 --> 24:03.666
‫دیگه الاناس که برسن. آره، آروم باش

24:04.208 --> 24:05.458
‫- چی؟
‫- اونو ببین

24:07.541 --> 24:09.750
‫از حق نگذریم، وایکینگ بودن بهم میاد

24:09.875 --> 24:13.375
‫- من... می‌دونی، خودم درستش کردم.
‫- امکان نداره!

24:13.458 --> 24:16.250
‫- با دست.
‫- می‌تونم استخدام‌ات کنم که لباس بعدی رو برام درست کنی؟

24:16.333 --> 24:18.375
‫آره. خیلی دوست دارم اینکارو بکنم

24:18.458 --> 24:21.833
‫هی، یه لحظه صبر کنید.
‫اگه این قرار ما باشه چی؟

24:21.916 --> 24:25.333
‫- چه قراری؟
‫- ما تیرها و اطلاعات رو بهتون می‌دیم،

24:25.416 --> 24:27.916
‫و شما مواد لازم برای لباس جدید بهمون می‌دید

24:28.000 --> 24:33.666
‫خیلی خب، چطوره مواد لازم
‫برای دو تا لباس اضافه هم بهتون بدیم؟

24:35.250 --> 24:37.708
‫من یکی رو می‌شناسم که
‫توی انتخاب لباس واقعاً نیاز به کمک داره

24:39.208 --> 24:40.416
‫- من هستم.
‫- عالی!

24:40.583 --> 24:43.458
‫هی، اُروال، شنیدی؟
‫قراره لباس جدید داشته باشیم

24:43.958 --> 24:48.125
‫کیت، من خیلی ساده ازت خواستم که
‫تیرها رو برگردونی، نه اینکه تیم نمایش جمع کنی

24:48.250 --> 24:49.791
‫ما یه... ما یه انجمن هستیم

24:52.000 --> 24:56.500
‫ساعت رولکس توی ساختمون انتقام‌جویان نابود نشده.
‫فرستنده داره از این موقعیت، سیگنال می‌فرسته:
‫«خیابان گادفری، شماره 3715»

24:57.000 --> 24:59.166
‫خیلی خب، من باید برم

25:00.166 --> 25:02.125
‫ما باید بریم.
‫با هم باید انجامش بدیم، درسته؟

25:02.208 --> 25:04.000
‫- ببخشید، متاسفم.
‫- باید لباس عوض کنی

25:04.083 --> 25:05.125
‫- هاک‌آی.
‫- سلام

25:05.416 --> 25:07.125
‫ماموریت برگردوندن تیرها با موفقیت انجام شد

25:07.458 --> 25:09.583
‫آره. ممنون. ازت تشکر می‌کنم

25:09.666 --> 25:10.750
‫این کیف منه

25:13.000 --> 25:14.833
‫- خیلی خب.
‫- خودت کیف نیاوردی؟

25:15.791 --> 25:16.916
‫نه، منظورم اینه که...

25:17.000 --> 25:20.750
‫همسرم این کیف رو بهم داده.
‫قلاب دوزی شده. روش نوشته، "بمب"

25:20.916 --> 25:23.458
‫متوجهم که خیلی برات اهمیت داره

25:23.541 --> 25:25.958
‫کیف رو بهت برمی‌گردونه.
‫آره، من مطمئن می‌شم که اینکارو می‌کنه

25:26.708 --> 25:27.916
‫- باشه؟
‫- قول می‌دم

25:28.000 --> 25:29.041
‫- بریم.
‫- درسته. باشه

25:29.125 --> 25:30.375
‫- ممنون. می‌بینمت.
‫- خیلی خب پس

25:30.458 --> 25:32.041
‫- خیلی ممنون.
‫- خیلی کیف قشنگیه

25:32.125 --> 25:33.125
‫ممنون

25:42.416 --> 25:44.125
‫می‌خوای بهم بگی اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟

25:44.625 --> 25:47.625
‫یک وسیله خیلی مهم
‫داره از توی اون آپارتمان سیگنال می‌فرسته

25:47.708 --> 25:50.583
‫از یک حراج بازر سیاه دزدیده شده. باید اونو پس بگیرم

25:51.208 --> 25:53.666
‫هیچ نوری نیست، هیچ تحرکی نیست

25:55.791 --> 25:56.875
‫الان وقتشه

25:57.583 --> 26:00.041
‫اگه یه پشت‌بوم بالاتر بودیم، خیلی برامون راحت‌تر بود

26:00.166 --> 26:01.166
‫این فکر توـه

26:02.208 --> 26:04.458
‫آره دقیقاً. برای همین گفتم دیگه

26:04.541 --> 26:08.125
‫کیت، همیشه باید
‫خروج سریع رو به ورود سریع اولویت بدی

26:08.291 --> 26:10.958
‫تا وقتی اوضاع خراب شد که معمولاً می‌شه،

26:11.708 --> 26:12.875
‫نقشه خروج داشته باشی

26:12.958 --> 26:14.750
‫برای همین این نقطه رو انتخاب کردم

26:14.833 --> 26:17.041
‫به تمام خروجی‌های من دید عالی داره

26:17.708 --> 26:18.958
‫ورود راحته

26:19.041 --> 26:22.083
‫فکر کنم سه دقیقه و نیم طول بکشه تا برم تو

26:22.166 --> 26:25.833
‫پس اگه چیزی دیدی، فقط بهم علامت بده کیت. باشه؟

26:28.416 --> 26:29.416
‫کیت؟

26:31.875 --> 26:33.625
‫داری چیکار می‌کنی؟

26:36.125 --> 26:37.750
‫کیت؟ کیت؟

26:37.833 --> 26:40.500
‫- اونجایی.
‫- گفتم که تو باید مراقب باشی

26:40.583 --> 26:43.833
‫آره ولی بین ما دو تا،
‫کی ممکنه اون بالا حواسش کمتر پرت بشه؟

26:43.916 --> 26:45.750
‫منصفانه نیست، عدم توانایی تو

26:45.833 --> 26:48.916
‫در عمل کردن به عنوان یک آدم بزرگ، بهت کمک می‌کنه

26:49.166 --> 26:52.333
‫نه اینطور نیست.
‫ولی خب همینه که هست

26:53.458 --> 26:56.375
‫باید از تیر لنگردار استفاده کنی که بری داخل

26:56.458 --> 26:58.625
‫از کنار ساختمون به پنجره برس

26:58.708 --> 27:01.416
‫اگه قفل بود، خیلی آروم بشکونش و وارد شو

27:01.500 --> 27:04.875
‫آره، عاشق‌اش شدم.
‫نقشه خوبیه، فقط یکم پیچیده‌ست

27:04.958 --> 27:07.541
‫عصر بخیر آقا.
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

27:07.625 --> 27:08.958
‫- ممنون.
‫- حتماً

27:09.041 --> 27:10.875
‫داری چیکار... نه، نه، نه

27:11.000 --> 27:13.166
‫نه، نه، نه.
‫وارد... وارد نشو

27:13.250 --> 27:15.583
‫- کرفس گرفتید، یکم کدو گرفتید.
‫- کیت

27:15.666 --> 27:16.875
‫خیلی خب، یکم "پرتزل"؟

27:17.958 --> 27:19.000
‫کجایی؟

27:19.083 --> 27:20.958
‫آروم باش. دارم با آسناسور می‌رم بالا

27:21.458 --> 27:22.708
‫ببخشید، چی گفتی؟

27:24.458 --> 27:27.333
‫متاسفم، با شما حرف نزدم

27:30.875 --> 27:32.208
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

27:32.666 --> 27:33.791
‫لطفاً اینکارو نکن

27:33.875 --> 27:35.875
‫داشتم با یه انتقام‌جو حرف می‌زدم

27:36.875 --> 27:37.916
‫اون توی گوش‌ منه

27:38.000 --> 27:39.541
‫شاید بهتر باشه دیگه حرف نزنی

27:39.833 --> 27:41.333
‫آره، من همکارش هستم

27:41.416 --> 27:42.916
‫من اینو پس می‌گیرم

27:43.000 --> 27:45.166
‫می‌تونم تا در خونه براتون بیارم، مشکلی نداره

27:45.250 --> 27:47.708
‫نه، مشکلی نیست. خودم از اینجا می‌برم

27:47.791 --> 27:50.125
‫خیلی خب، مطمئنی؟
‫واقعاً مشکلی نداشتا

27:51.375 --> 27:52.791
‫خیلی خب، مراقب باش

27:54.125 --> 27:57.000
‫توی نقشه‌ات کمان بزرگ رو چیکار می‌کردی؟

27:57.083 --> 27:58.416
‫یه کمان جدا شدنی دارم

27:58.500 --> 28:00.250
‫منطقی شد

28:02.375 --> 28:05.250
‫خیلی خب، من دم در هستم

28:06.250 --> 28:07.250
‫همه چیز مرتبه

28:32.125 --> 28:35.500
‫خیلی خب. اتاق نشیمن خالیه

28:37.250 --> 28:38.416
‫لعنتی

28:42.750 --> 28:43.791
‫چی بود؟

28:44.750 --> 28:47.375
‫نمی‌دونم.
‫روی دیوار چراغ چشمک‌زن بود

28:47.500 --> 28:50.083
‫- منظورت از چراغ چشمک‌زن چیه؟
‫- نمی‌دونم

28:51.375 --> 28:52.666
‫آره، چی می‌بینی؟

28:53.333 --> 28:55.250
‫خیلی خب، دنبال چی بگردم؟

28:55.958 --> 28:58.625
‫یک ساعت، رولکس قدیمی

28:59.625 --> 29:01.375
‫برای کسیه که قبلاً باهاش کار می‌کردم

29:01.916 --> 29:03.458
‫داستان اینه کلینت؟

29:03.541 --> 29:05.416
‫خیلی وقته دیگه تو بازی نیستن

29:05.500 --> 29:07.833
‫ولی هویت اون‌ها به ساعت متصله

29:07.916 --> 29:10.250
‫و اگه گرم‌کن پوش‌ها بفهمن؟

29:12.000 --> 29:14.125
‫پوشش اون‌ها از بین می‌ره.
‫خداحافظ رفیق

29:22.250 --> 29:23.375
‫ساعت رو پیدا کردم

29:25.041 --> 29:26.041
‫عالیه

29:29.916 --> 29:31.166
‫یک دقیقه صبر کن

29:33.375 --> 29:35.750
‫کلینت، یکی راجع به خانواده‌ی تو یادداشت کرده

29:35.833 --> 29:36.875
‫چی؟

29:36.958 --> 29:39.416
‫کلینت بارتون، همسر، لارا،
‫دختر، لایلا، چهارده ساله،

29:39.500 --> 29:42.333
‫پسر، کوپر، شانزده ساله،
‫پسر، نیت...

29:42.416 --> 29:44.291
‫کیت، همین الان از اونجا خارج شو

29:44.375 --> 29:46.083
‫چی؟ چرا؟

29:46.166 --> 29:49.541
‫اون چراغ یک آژیره.
‫یک آزیر بی‌صدا برای افراد ناشنوا

29:49.625 --> 29:50.791
‫خدای من

29:50.875 --> 29:51.958
‫اونجا آپارتمان مایاـه

29:52.041 --> 29:53.416
‫خیلی خب، دارم میام...

29:55.041 --> 29:56.625
‫کلینت، چه خبر شده؟

29:57.833 --> 29:58.916
‫کلینت؟

30:04.708 --> 30:05.708
‫مایا اینجاست

30:05.791 --> 30:06.875
‫آره، دارم می‌بینم

30:08.000 --> 30:09.416
‫پس چرا بهم نگفتی؟

30:10.166 --> 30:12.458
‫گفتم. مایا روی پشت بوم پیش منه

30:12.833 --> 30:14.833
‫نه، مایا قطعاً اینجاست

30:18.958 --> 30:20.750
‫خب، پس من داریم با کی مبارزه می‌کنم؟

30:23.791 --> 30:25.500
‫یه کمک کوچک نمی‌دی؟

30:27.041 --> 30:30.666
‫یه لحظه صبر کن. داره می‌رسه

30:34.041 --> 30:35.083
‫سوار زیپ لاین شو

30:53.708 --> 30:55.625
‫عالیه

30:57.250 --> 30:59.125
‫یالا. یالا

31:07.666 --> 31:09.333
‫درد داشت

31:49.250 --> 31:52.208
‫نه، نه، نه!

32:04.583 --> 32:05.583
‫منو بکش بالا!

32:09.583 --> 32:10.583
‫از اینجا برو

33:32.090 --> 33:34.298
‫اون دیگه کی بود؟

33:34.583 --> 33:36.000
‫نمی‌خوای بدونی کیت

33:36.083 --> 33:39.166
‫اگه بهم نگی چه خبره، نمی‌تونم همکارت باشم

33:40.000 --> 33:42.333
‫تو همکار من نیستی. فهمیدی؟

33:42.416 --> 33:43.416
‫هیچ وقت نبودی

33:45.291 --> 33:48.250
‫یکی یه بیوه سیاهِ قاتل استخدام کرده

33:49.958 --> 33:52.750
‫این قضیه خیلی سریع جدی شده

33:54.041 --> 33:55.458
‫پس خودم تنها انجامش می‌دم

33:57.583 --> 33:59.033
‫نه، تنها انجامش نمی‌دی

34:00.875 --> 34:04.000
‫ببین، می‌دونم که امشب طبق نقشه
‫پیش نرفت ولی من خودم انتخاب کردم که اینجا باشم

34:04.083 --> 34:06.916
‫من ریسک‌اش رو می‌دونم، همه چیز رو متوجه می‌شم

34:07.000 --> 34:08.291
‫من اینکارو نمی‌کنم

34:09.083 --> 34:10.083
‫شنیدی؟

34:12.500 --> 34:13.500
‫شنیدی چی گفتم؟

34:17.958 --> 34:19.458
‫برو خونه کیت

34:21.080 --> 34:22.372
‫همه چیز تموم شد

34:25.382 --> 34:26.382
:تـــرجـــمـــه
« ســــروش و کــیــارش »
:.:.: Ki@RaSh & SuRouSH_AbG :.:.:

34:31.132 --> 34:41.132
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
