WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:11.521 --> 00:13.021
‫آروم باشید.

00:13.021 --> 00:14.021
‫بذارید من حرف بزنم.

00:14.021 --> 00:16.021
‫- آره، این نقشه خوبیه.
‫- نه، اصلاً هم خوب نیست.

00:16.021 --> 00:18.821
‫فقط به خاطر اینکه مامان مجبورمون کرد
‫به اینجا بیایم با طناب بسته شدیم.

00:18.821 --> 00:21.221
‫چون از باغچه این زن دزدی کردید.

00:21.229 --> 00:25.478
‫ما دزدی نکردیم.
‫از جنگل نزدیک باغچه‌ش گیاه چیدیم.

00:25.621 --> 00:27.821
‫در ضمن، این زن یه جادوگره!

00:27.821 --> 00:30.021
‫فقط به این خاطر که یه زن
‫باغچه گیاه های دارویی داره...

00:30.021 --> 00:32.521
‫و توی یه کلبه توی جنگل زندگی میکنه،
‫معنیش این نیست که جادوگره.

00:32.521 --> 00:34.521
‫منم اسم دارم، میدونید؟

00:35.021 --> 00:37.521
‫میدونم، منظورم اینه که
‫نمیدونم اسمت چیه...

00:37.521 --> 00:40.021
‫ولی فکر کنم ارتباطمون رو بد شروع کردیم.

00:40.021 --> 00:42.021
‫شروع بد؟
‫این یه جرمه!

00:42.021 --> 00:45.021
‫محض اطلاع، من گیاه ها رو چیدم
‫چون استر ازم خواست...

00:45.021 --> 00:46.521
‫و فکر کردم داریم با هم صمیمی میشیم.

00:46.729 --> 00:49.478
‫اگه مسئله گیاه هاست،
‫بگو چقدر بهت بدهکار هستیم.

00:49.521 --> 00:50.521
‫چی به من بدهکار هستید؟

00:50.521 --> 00:57.021
‫میخواید روی خزه بید زال که زیر ماه خونین
‫در سال زاغ رشد کرده قیمت بذارید؟

00:57.938 --> 00:59.603
‫پس، پنجاه دلار یا...

00:59.604 --> 01:00.937
‫من گیاه هام رو میخوام!

01:00.938 --> 01:04.770
‫مال تو نیستن، و من قبلاً ازشون
‫برای طلسم های احضار استفاده کردم.

01:04.771 --> 01:06.437
‫- آماتور!
‫- کليشه ای!

01:06.438 --> 01:09.020
‫- یه عذرخواهی چطوره؟
‫- لطفاً، اون اصلاً پشیمون نیست.

01:09.021 --> 01:10.395
‫- منظوم از توئه.
‫- چی؟

01:10.396 --> 01:12.187
‫گیاهی با ارزش برابر یا بیشتر وجود داره؟

01:12.188 --> 01:13.354
‫سکوت!

01:15.063 --> 01:18.395
‫باید به همتون یه درس خوبی داده بشه.

01:18.396 --> 01:21.520
‫نه وایسا، نیازی نیست که...
‫بهمون غذا بدی؟

01:21.521 --> 01:24.021
‫اوه، فکر کنم لازمه.

01:24.021 --> 01:27.021
‫بازم میگم، فقط میخواستم بگم،
‫نمیدونستم گیاه ها مال تو هستن.

01:27.021 --> 01:32.521
‫پسری که ادعا میکنه بی گناهه،
‫بهش چشم هایی بده تا بتونه ببینه.

01:32.521 --> 01:37.521
‫اوه نه، من خیلی اهل سوپ نیستم.
‫پسر، اون به نظر داغ میاد.

01:37.521 --> 01:40.021
‫هی، پسرم رو مجبور به خوردن نکن!

01:40.021 --> 01:45.021
‫مادری که همه چی از دستش در میره،
‫حالا هیچی توی دستت بند نمیمونه.

01:45.521 --> 01:46.521
‫آه.

01:46.521 --> 01:48.521
‫آخرین فرصت برای عذرخواهی.

01:48.729 --> 01:50.313
‫آره، همینه.

01:50.521 --> 01:56.521
‫دختری که دزدی کرد، مسخره کرد و دروغ گفت،
‫شیطان درونت رو به دنیا نشون بده.

01:59.021 --> 02:01.103
‫هوم، خزه بید میخواد.

02:01.104 --> 02:03.562
‫فقط وایسا تا طلسم اثر کنه.

02:03.563 --> 02:04.853
‫- بن؟
‫- می‌بینی.

02:04.854 --> 02:06.978
‫بن؟ بن، حالت خوبه؟

02:06.979 --> 02:09.728
‫همه چی خوبه.
‫فقط، نمیتونم نفس بکشم.

02:09.729 --> 02:11.562
‫وایسا، این سوپ آجیل داره؟

02:11.563 --> 02:13.645
‫من، مطمئن نیستم.
‫شا... شاید.

02:13.646 --> 02:17.020
‫من نریختم، ولی...
‫قرار نیست دیگ رو تمیز کنی.

02:17.021 --> 02:19.353
‫با ۹۱۱ تماس بگیر!
‫اون دچار واکنش آلرژیک شده.

02:19.354 --> 02:22.478
‫اینجا آنتن نمیده، شاید تو بتونی زنگ بزنی؟

02:22.521 --> 02:24.021
‫دست و پاهام بسته‌ست.

02:24.021 --> 02:25.521
‫وای، داره کبود میشه.

02:25.521 --> 02:28.021
‫متأسفم.
‫خیلی متأسفم، متأسفم!

02:30.021 --> 02:35.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

02:57.021 --> 03:01.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل دوم : قسمت سوم ]

03:01.521 --> 03:03.521
‫آره، آره.

03:03.521 --> 03:05.521
‫باشه، بهش میگم.

03:05.521 --> 03:08.021
‫- رفیق!
‫- حرف های توی تلفنت رو شنیدم.

03:08.021 --> 03:10.521
‫منظور از «اون» من هستم؟
‫چی رو به من بگن، شینا؟

03:10.521 --> 03:13.521
‫کاترین فعلاً برنمیگرده،
‫چون یه جادوگر دست و پاهاشون رو بسته...

03:13.521 --> 03:15.021
‫و به بن یه سوپ با آجیل داده.

03:15.021 --> 03:17.521
‫- حالا اونا بیمارستان هستن.
‫- نه!

03:18.146 --> 03:20.687
‫یعنی نمیتونه برام
‫ماکارونی با پنیر درست کنه؟

03:20.688 --> 03:23.853
‫- نمیدونم.
‫- خب، این فرصتی برای صمیمیتمونه.

03:23.854 --> 03:26.603
‫کارفرما به کارمند، دوست به دوست.

03:26.604 --> 03:29.687
‫و روح به کسی که سال ها وانمود میکرده روحه.

03:29.688 --> 03:31.270
‫نگران نباش، ناراحت نشدم.

03:31.271 --> 03:33.603
‫آره، یه کاری دارم.

03:33.604 --> 03:35.270
‫قراره برام ماکارونی با پنیر درست کنه؟

03:35.271 --> 03:37.770
‫رفیق تو یا یک میلیارد ساله هستی یا نُه ساله.

03:37.771 --> 03:39.728
‫به هر حال، خودت ماکارونی با پنیر درست کن.

03:39.729 --> 03:42.646
‫- ولی آبادون گرسنه‌شه!
‫- آبادون خودش یه کاریش میکنه!

03:44.354 --> 03:47.062
‫- چطوره هتل رو بگردیم؟
‫- این کار رو نکن دیگه!

03:47.063 --> 03:48.437
‫عکس العمل های خوبی داری.

03:48.521 --> 03:49.521
‫از غافلگیری خوشم نمیاد.

03:49.521 --> 03:52.021
‫خیلی هاشون به این ختم شدن
‫که سر از صندوق عقب در آوردم.

03:52.021 --> 03:55.021
‫در اون صورت، بهتره که
‫از اتاق ۱۱۰ دوری کنی، چون...

03:55.021 --> 03:57.521
‫ارواح شبانه وقتی که خواب هستی
‫دست و پاهات رو می‌بندن، میدونم.

03:57.521 --> 04:00.521
‫من دو ساله اینجا هستم.
‫از ارواح، تله ها...

04:00.521 --> 04:03.221
‫نور ایوانی که سایه های اتفاقات وحشتناک
‫آینده رو نشون میده خبر دارم.

04:03.221 --> 04:05.121
‫آره، مدام درخت ها رو نشون میده.

04:05.188 --> 04:08.145
‫ولی اگه همه ارواح رو میشناسی،
‫چرا من رو نمیشناسی؟

04:08.146 --> 04:10.312
‫نمیدونم، شخصیت محافظه کاری داری؟

04:10.313 --> 04:14.479
‫چی؟ من با تک تک ارواح این هتل
‫رابطه صمیمی و خودمونی دارم.

04:16.896 --> 04:17.978
‫هی، گرگ!

04:17.979 --> 04:19.771
‫حالا هر چی رفیق، من گروه حمایتی دارم.

04:20.396 --> 04:22.062
‫ما گروه حمایتی داریم؟

04:22.063 --> 04:23.353
‫- شینا!
‫- شمع ها!

04:23.354 --> 04:24.479
‫هی، تو.

04:25.063 --> 04:27.520
‫و این اتفاق وقتی افتاد که داشت سوپ میخورد؟

04:27.521 --> 04:28.853
‫سوپ رو به زور توی حلقش کرد.

04:28.854 --> 04:30.728
‫نمیگم «به زور»...

04:30.729 --> 04:33.687
‫- دست و پاهامون بسته بود!
‫- برای امنیت خودم، من تنها زندگی میکنم!

04:33.688 --> 04:35.603
‫ببخشید، شما چطور همدیگه رو میشناسید؟

04:35.604 --> 04:38.687
‫نمیشناسیم، این جادوگر دست و پاهامون رو بست
‫و برادرم رو مسموم کرد...

04:38.688 --> 04:41.395
‫بعد از اینکه مادرمون
‫ما رو به کلبه‌ش فرستاد.

04:41.396 --> 04:44.978
‫عذرخواهی کردن کار درستی بود.
‫پسرم چطوره؟

04:44.979 --> 04:47.978
‫برای واکنش آلرژیک بهش آنتی هیستامین دادیم.
‫حالش خوب میشه.

04:47.979 --> 04:50.895
‫- پس چرا سوار ویلچره؟
‫- اوه، اون ایده خودش بود.

04:50.896 --> 04:52.270
‫احتیاط شرط عقله.

04:52.271 --> 04:54.937
‫اینا همه تحت پوشش بیمه‌شون هست، مگه نه؟

04:54.938 --> 04:57.562
‫- نگرانیت اینه؟
‫- من مقصر نیستم!

04:57.563 --> 04:59.563
‫پسره نگفته بود آلرژی داره.

05:01.396 --> 05:03.395
‫ترسیده بودم!

05:03.396 --> 05:06.437
‫- از کِیه اینطوری سرفه میکنی؟
‫- نمیدونم.

05:06.438 --> 05:09.270
‫- یه مدته، چطور؟
‫- فکر کنم باید چند تا آزمایش بدیم.

05:09.271 --> 05:11.270
‫آزمایش؟
‫آزمایش برای چی؟

05:11.271 --> 05:13.438
‫این همون چیزیه که میفهمیم.

05:14.021 --> 05:17.603
‫پرستار جن میگه من خیلی کم خون هستم.

05:17.604 --> 05:18.728
‫حالا میتونیم بریم؟

05:18.729 --> 05:22.104
‫نه، هنوز باید کارهای ترخیص بن رو انجام بدم،
‫و تو هنوز باید عذرخواهی کنی.

05:24.021 --> 05:25.313
‫چی؟

05:25.813 --> 05:26.937
‫چه اتفاقی داره میفته؟

05:26.938 --> 05:29.270
‫- درس سوپ.
‫- چی؟

05:29.271 --> 05:33.770
‫«مادر گذاشت همه چی از دست بره،
‫حالا هیچی توی مشتت نمیمونه.»

05:33.771 --> 05:36.062
‫سوپ طلسمت کرد که نتونی چیزها رو بلند کنی.

05:36.063 --> 05:38.853
‫همچین چیزی وجود نداره.
‫مگه نه، استر؟ باشه...

05:38.854 --> 05:40.395
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- شاخ ها.

05:40.396 --> 05:41.978
‫شاخ ها؟

05:42.021 --> 05:44.521
‫«شیطان درونت رو نشون بده.»

05:44.521 --> 05:47.021
‫اوه، این جادوگر قبر خودش رو کنده.

05:47.021 --> 05:50.521
‫وایسا، درس من چی بود؟
‫چشم هایی برای دیدن، مامان؟

05:50.563 --> 05:52.146
‫کیفم رو بردار.

06:02.771 --> 06:07.188
‫سلام، من آبادون یه پادشاه قدرتمند
‫توی این سرزمین هستم، و تو کی هستی؟

06:10.229 --> 06:11.395
‫گشنه‌ته؟

06:11.396 --> 06:12.895
‫منم گشنه‌مه.

06:12.896 --> 06:15.187
‫بلدی ماکارونی با پنیر درست کنی؟

06:15.188 --> 06:18.396
‫پس با هم تلاش میکنیم.

06:21.563 --> 06:24.853
‫نمیتونم لمس کنم، ولی میتونم حس کنم.

06:24.854 --> 06:26.478
‫همه احساسات معتبر هستن.

06:26.479 --> 06:29.103
‫- چاقو نزن.
‫- چاقو نزن.

06:29.104 --> 06:30.937
‫ببخشید، این دقیقاً چیه؟

06:30.938 --> 06:33.728
‫اوم، قبلاً یه گروه حمایتی ارواح بود،
‫ولی بعد من ملحق شدم.

06:33.729 --> 06:36.312
‫از پس هزینه درمان بر نمیومدم
‫و کابوس ها داشتن بدتر میشدن.

06:36.313 --> 06:38.478
‫پس حالا این یه گروه حمایتی وجوده.

06:38.479 --> 06:41.978
‫آنجلا، پاول چاقوکش، کله شمعی،
‫سیندی ها رو که میشناسی.

06:41.979 --> 06:45.562
‫تلاش کردیم کمکش کنیم،
‫ولی جریان آب قوی بود و لباس هامون سنگین...

06:45.563 --> 06:49.270
‫و آسمون آبی بود،
‫و آبی رو دیدیم، و بعد سیاه رو دیدیم.

06:49.271 --> 06:51.229
‫اوه، و اون کریپره که پشت سرته.

06:53.229 --> 06:56.937
‫پس شماها اینجا میشینید و سعی میکنید
‫کارهای ناتمومتون رو حل کنید؟

06:56.938 --> 06:58.937
‫اوه، اینجا از این اصطلاح استفاده نمیکنیم.

06:58.938 --> 07:01.853
‫این نشون میده که زندگی پس از مرگ
‫فقط درباره مقصده.

07:02.021 --> 07:04.521
‫ما روی مسیر تمرکز کردیم.
‫من دارم سوت زدن یاد میگیرم.

07:04.521 --> 07:06.021
‫وایسا.

07:08.021 --> 07:09.521
‫آه، تازه انجامش داده بودم!

07:09.521 --> 07:11.721
‫ما معمولاً درباره چیزهایی که
‫ناراحتمون میکنه حرف میزنیم.

07:11.721 --> 07:13.721
‫مثلاً وقتی یه شب رؤیایی با یکی داری...

07:13.721 --> 07:15.821
‫و بعد اون جوری رفتار میکنه
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

07:15.821 --> 07:18.421
‫- ما الان اینجا این کار رو نمیکنیم.
‫- پس کجا این کار رو میکنیم؟!

07:18.563 --> 07:19.563
‫شمع ها.

07:19.563 --> 07:21.062
‫ببخشید، حق با توئه.

07:21.063 --> 07:24.103
‫تقصیر ما نبود، اون روز صبح بارون بارید.

07:24.104 --> 07:25.853
‫آب خیلی بالا اومده بود.

07:25.854 --> 07:28.437
‫چرا مدام درباره این حرف میزنیم؟
‫یه پیشنهاد دارم.

07:28.438 --> 07:31.979
‫دوستت رو وقتی لباس کتان تنشه
‫گول نزن که توی رودخونه بندازی.

07:33.229 --> 07:35.270
‫خیلی خب، میذارم به کارتون برسید.

07:35.271 --> 07:36.478
‫شمع ها؟

07:36.479 --> 07:39.062
‫فکر نکنم، اون اهل شریک شدن نیست.

07:39.063 --> 07:42.812
‫ببخشید، من وقتی زنده بودم
‫همیشه آدامسم تموم میشد.

07:42.813 --> 07:44.853
‫چرا؟ چون با بقیه تقسیمش میکردم.

07:44.854 --> 07:46.103
‫عالیه، پس بمون.

07:46.104 --> 07:48.228
‫مگه، این صندلی کریپر نیست؟

07:48.229 --> 07:50.312
‫نه، داره پشت پیانو پرسه میزنه.

07:50.313 --> 07:51.353
‫سلام.

07:51.354 --> 07:52.853
‫میدونید از چی متنفر هستم؟

07:52.854 --> 07:55.188
‫اینکه زنده ها وقتی از اتاق بیرون میرن
‫برق رو خاموش میکنن.

07:55.688 --> 07:57.812
‫خدای من، چرا مردها کیف دستی ندارن؟

07:57.813 --> 08:01.020
‫خیلی کاربردی هستن.
‫اوم، میتونم این رو برات مرتب کنم؟

08:01.021 --> 08:03.312
‫- شاید بعداً، بن.
‫- عجب طلسمی.

08:03.313 --> 08:05.020
‫شاخ هاش همین الانش هم دیگه رشد نمیکنن.

08:05.021 --> 08:08.312
‫وای نه، حالا دارن اونقدر داغ میشن که
‫نمیشه بهشون دست زد، کی اهمیت میده؟

08:08.313 --> 08:09.438
‫آهان، اینجاست.

08:09.938 --> 08:11.978
‫باید، صحبت کنیم.

08:11.979 --> 08:13.812
‫برگشتی.

08:13.813 --> 08:16.062
‫- هان؟
‫- خیلی لطف کردی.

08:16.063 --> 08:17.312
‫هیچکس تا حالا...

08:17.313 --> 08:20.645
‫خب، اینجا فقط یه صندلی هست.
‫شاید پسره بره بقیه رو بیاره.

08:20.646 --> 08:22.062
‫- الان میرم.
‫- نه!

08:22.063 --> 08:24.270
‫به دخترم نگاه کن، ما رو طلسم کردی.

08:24.271 --> 08:26.812
‫- اون مال قبل از دوستیمونه.
‫- این رو درستش کن.

08:26.813 --> 08:29.687
‫نمیتونم، بدنتون باید سوپ رو هضم کنه.

08:29.688 --> 08:32.812
‫ولی طلسم ها تا طلوع آفتاب
‫از بین میرن، قول میدم.

08:32.813 --> 08:37.020
‫نیازی نیست از بین بره.
‫هر طلسمی که بتونی بکنی رو من میتونم بشکنم.

08:37.021 --> 08:38.645
‫فرم پذیرشت رو خالی گذاشتی.

08:38.646 --> 08:42.895
‫اوه، من، دستیارم معمولاً
‫به این کارها رسیدگی میکنه.

08:42.896 --> 08:46.103
‫- ببخشید، تو دستیار داری؟
‫- دستیار داشتم، استعفا داد.

08:46.104 --> 08:49.770
‫پسر، شرط می‌بندم این باعث شده
‫احساس تنهایی زیادی کنی، یک دقیقه وایسا.

08:49.771 --> 08:51.853
‫چشم هایی برای دیدن.

08:51.854 --> 08:54.646
‫فکر میکنم نفرین من اینه که
‫خیلی نکته سنج هستم.

08:56.104 --> 08:57.853
‫باید همه اینا رو پر کنی.

08:57.854 --> 09:00.770
‫همچنین یه مدرک شناسایی
‫و شماره تأمین اجتماعیت رو لازم دارم.

09:00.771 --> 09:02.103
‫اون چیه؟

09:02.104 --> 09:04.188
‫شما با اون هستید؟

09:04.688 --> 09:08.188
‫مامان، باید به خونه برم
‫تا معجون های خوبم رو بیارم.

09:15.188 --> 09:17.353
‫آره، ما با اون هستیم.

09:17.354 --> 09:18.478
‫- چی؟
‫- هستیم؟

09:18.479 --> 09:21.604
‫اگه از این زن عذرخواهی نمیکنید،
‫باید بهش کمک کنید.

09:22.271 --> 09:24.145
‫حدس میزدم این اتفاق بیفته.

09:24.146 --> 09:25.978
‫آسون نبود، دوست من.

09:25.979 --> 09:29.021
‫ولی حالا در آستانه یه عظمت وایسادیم.

09:37.396 --> 09:40.813
‫سخت و سرد، ما نرم و داغ میخوایم.

09:41.396 --> 09:43.063
‫کارهای زیادی برای انجام دادن هست.

09:45.104 --> 09:46.853
‫دهه نسبتاً تنهایی رو میگذروندم.

09:46.854 --> 09:50.145
‫ولی بعد یه روز، نوه‌م به هتل اومد.

09:50.146 --> 09:53.228
‫اون یه پیرزن بود.
‫ولی شناختمش، میدونید؟

09:53.229 --> 09:57.104
‫همون لبخند کج و معوج،
‫دقیقاً مثل وقتی که دختر جوونی بود.

09:57.604 --> 10:00.978
‫صبر کردم تا توی راهرو تنها بشه، و گفتم :

10:00.979 --> 10:04.312
‫«این دیزی کوچولوی منه؟»
‫دقیقاً همونطور که قبلاً میگفتم.

10:04.313 --> 10:07.270
‫وقتی به طرفم برگشت،
‫ترسی توی چشم هاش بود.

10:07.271 --> 10:09.353
‫و این ایرادی نداره، درکش میکنم.

10:09.354 --> 10:11.520
‫پدربزرگ مرده برمیگرده و این حرف ها...

10:11.521 --> 10:15.063
‫ولی بعد با من حرف زد، فقط دو کلمه.

10:15.563 --> 10:17.188
‫"پاول چاقوکش؟"

10:17.688 --> 10:20.770
‫اونجا بود که فهمیدم براش یه پدربزرگ نبودم.

10:20.771 --> 10:22.812
‫من فقط یه داستان ترسناک بودم.

10:22.813 --> 10:27.438
‫من حتی هیچ وقت کسی رو نکشتم، میدونید؟
‫من نمیگم تلاش نکردم، ولی...

10:27.938 --> 10:32.104
‫میدونید یعنی چی که
‫بدترین غرایزت معرف تو باشن؟

10:32.813 --> 10:34.021
‫شمع ها.

10:34.688 --> 10:36.854
‫آره، فکر کنم همینطوره.

10:38.771 --> 10:40.395
‫همین، تموم شد.

10:40.396 --> 10:41.603
‫ممنونم، پاول.

10:41.604 --> 10:43.520
‫تو هم با ما توی این مخمصه هستی.

10:43.521 --> 10:46.770
‫پاول، ما دیزی رو پیدا میکنیم
‫و به اینجا برمیگردونیم.

10:46.771 --> 10:49.478
‫- اون ده سال پیش مرد.
‫- توی هتل؟

10:49.479 --> 10:51.270
‫اون ازت نمیخواد درستش کنی.

10:51.271 --> 10:52.895
‫پس چرا این داستان رو تعریف میکنه؟

10:52.896 --> 10:55.187
‫- نیتن، نوبت توئه که صحبت کنی.
‫- اوه، اوم...

10:55.188 --> 10:57.395
‫باشه، احساسات عمیق...

10:57.396 --> 10:59.603
‫خب، اولین چیزی که به ذهنم میرسه...

10:59.604 --> 11:03.188
‫حسابی عصبانی هستم که نمیتونم
‫زنگ پیشخوان رو به صدا در بیارم.

11:04.021 --> 11:05.021
‫همین؟

11:05.021 --> 11:10.021
‫من میگم آخرین عضو زنده خانواده‌م
‫من رو یه هیولا می‌بینه...

11:10.021 --> 11:12.021
‫و تو به خاطر یه زنگ ناراحت هستی؟

11:12.021 --> 11:13.021
‫بچه ها، مهم نیست.

11:13.271 --> 11:16.103
‫نیتن اصلاً راحت نیست
‫چیزی از واقعیت رو به اشتراک بذاره.

11:16.104 --> 11:17.145
‫ولی من به اشتراک گذاشتم.

11:17.521 --> 11:18.813
‫کریپر، نوبت توئه.

11:19.813 --> 11:21.770
‫خیلی خب، وایسید.
‫من چیزهای بیشتری برای گفتن دارم.

11:21.771 --> 11:24.563
‫من، از شلوارم خوشم نمیاد.

11:26.063 --> 11:29.103
‫سؤال ساده ایه، بیمه داری؟

11:29.104 --> 11:31.895
‫نمیدونم، میشه همون چیزی که داری رو بنویسی؟

11:31.896 --> 11:34.270
‫نه، بیمه اینطوری کار نمیکنه.

11:34.271 --> 11:36.020
‫استر، باید برام بنویسی.

11:36.021 --> 11:38.521
‫فکر کردی با این عصبانیم میکنی؟
‫عاشقش هستم.

11:38.521 --> 11:42.021
‫بهترین دوستم یه شیطانه!
‫من این کار رو با خودم میکردم.

11:42.021 --> 11:45.021
‫شاید ناراحتت میکنه چون
‫این کار رو با خودت نکردی.

11:45.021 --> 11:46.021
‫هی، دم باحالی داری.

11:48.438 --> 11:51.770
‫بن، تخته شاسی.
‫سوابق پزشکی، به چیزی حساسیت داری؟

11:51.771 --> 11:53.062
‫فکر نکنم.

11:53.063 --> 11:54.812
‫میشه یکم نوشابه خامه ای برام بیاری؟

11:54.813 --> 11:57.687
‫- چی؟ اصلاً از کجا باید بیارم؟
‫- شاید از پمپ بنزین؟

11:57.688 --> 11:58.978
‫من این کار رو نمیکنم!

11:58.979 --> 12:00.479
‫الان برمیگردم.

12:00.979 --> 12:04.020
‫بن، اون جادوگر دستیار قبلیش رو به عنوان
‫شخص تماس اضطراریش ثبت کرده.

12:04.021 --> 12:07.270
‫باید بهش زنگ بزنی تا پیش جادوگر باشه
‫و ما بتونیم بریم.

12:07.271 --> 12:08.478
‫آهان، فهمیدم.

12:08.479 --> 12:09.853
‫میخوای بری...

12:09.854 --> 12:13.603
‫ولی نمیتونی، چون داری تلاش میکنی
‫به استر یاد بدی کار درست رو انجام بده.

12:13.604 --> 12:16.145
‫لازم نیست هر چی توی سرته رو به زبون بیاری.

12:16.146 --> 12:17.395
‫اینجا اوضاع چطوره؟

12:17.396 --> 12:19.146
‫اوه!

12:20.979 --> 12:22.812
‫پس میخوام اِم آر آی بدم.

12:22.813 --> 12:24.770
‫این سرطان رو درمان میکنه؟

12:24.771 --> 12:27.604
‫- چرا فکر میکنی سرطان داری؟
‫- یعنی ندارم؟

12:28.729 --> 12:31.395
‫اون عینک به فرم صورتت میاد.

12:31.396 --> 12:33.603
‫و اون بچه چشم های تو رو داره.

12:33.604 --> 12:35.145
‫اوه، سلام.
‫اوم، آره.

12:35.146 --> 12:38.521
‫این پیامیه برای، دستیار یه جادوگر؟

12:44.021 --> 12:45.021
‫نه.

12:47.021 --> 12:48.021
‫نه.

12:49.938 --> 12:52.187
‫نه، نه!

12:52.188 --> 12:53.395
‫خیلی متاسفم، دوست من.

12:53.396 --> 12:56.521
‫طلسم مخفی ماکارونی و پنیر از ما فراریه.

13:10.646 --> 13:12.813
‫به قابلمه های بیشتری نیاز داریم.

13:14.396 --> 13:17.353
‫- آخ، نه!
‫- خانم، باید دراز بکشی.

13:17.354 --> 13:20.895
‫اونجا خیلی تاریکه، یکی دیگه اول بره!

13:20.896 --> 13:23.020
‫سلام نیتن، ما هنوز بیمارستان هستیم.

13:23.021 --> 13:26.978
‫بن خوبه، ولی باید به یه جادوگر
‫کمک کنیم اِم آر‌ آی بده.

13:26.979 --> 13:28.853
‫به خونه برمیگردیم...

13:29.021 --> 13:30.021
‫به زودی.

13:31.063 --> 13:34.812
‫هی دختر، فقط بگو توی سوپ چیه،
‫بقیه‌ش با من، هان؟

13:34.813 --> 13:37.520
‫پوست درخت بلوط، بال بید جادویی،
‫انگشت های بچه کوچیک...

13:37.521 --> 13:41.313
‫به نظرت وقتی جادوگرها میمیرن
‫چه اتفاقی براشون میفته؟

13:41.896 --> 13:44.020
‫بن، با دستیارش صحبت کردی؟

13:44.021 --> 13:46.770
‫- بهتر، براش پیام صوتی گذاشتم.
‫- این چطور بهتره؟

13:46.771 --> 13:49.687
‫من معمولاً از گذاشتن پیام صوتی میترسم
‫چون فشار زیادی داره.

13:49.688 --> 13:53.353
‫راستی، یه بیماربر به من گفت «مرد گنده»،
‫بعد از اینکه از کفش هاش تعریف کردم.

13:53.354 --> 13:56.353
‫خدایا، میخوام بگم.
‫به این طلسم نیاز داشتم.

13:56.354 --> 13:59.354
‫استر، من پول اِم آر‌ آی رو نمیدم.

13:59.938 --> 14:01.646
‫فکر کنم میترسم...

14:02.313 --> 14:04.396
‫که دیگه هیچ وقت نبینمش.

14:05.021 --> 14:08.187
‫رفیق، اگه قرار نیست چیز به درد بخوری
‫تعریف کنی، بذار یکی دیگه تعریف کنه.

14:08.188 --> 14:09.978
‫من دارم چیزهای واقعی تعریف میکنم!

14:09.979 --> 14:13.562
‫واقعاً دلم میخواست له شدن
‫یه ماشین رو توی اسقاطی ببینم.

14:13.563 --> 14:17.353
‫دوست ندارم بقیه ارواح رو قضاوت کنم،
‫ولی همه مشکلات تو مسخره هستن.

14:17.354 --> 14:19.895
‫تو باید به جای ما توی آب میرفتی.

14:19.896 --> 14:23.687
‫مشکل اصلی اینجاست که
‫زندگی پس از مرگ نیتن خیلی راحته.

14:23.688 --> 14:25.103
‫ببخشید؟

14:25.104 --> 14:28.437
‫تو هنوز میتونی با زنده ها قاطی بشی.
‫من یه جلیقه گونی تنمه!

14:28.438 --> 14:31.645
‫کله شمعی شبیه یه هیولای لعنتیه!

14:31.646 --> 14:33.562
‫- ببخشید.
‫- شمع ها.

14:33.563 --> 14:35.645
‫تازه، تو با کل خانواده‌ت زندگی میکنی.

14:35.646 --> 14:38.228
‫هر وقت بخوای میتونن
‫برات چراغ ها رو روشن کنن.

14:38.229 --> 14:40.187
‫به این معنی نیست که زندگی راحتی دارم.

14:40.188 --> 14:41.353
‫چرا، هست.

14:41.354 --> 14:44.978
‫ببخشید، مگه توی این گروه حمایتی
‫کسی حق داره به بقیه پیله کنه؟

14:44.979 --> 14:46.228
‫نمیدونم، فکر کنم.

14:46.229 --> 14:48.063
‫من دارم به میز پذیرش برمیگردم.

14:48.979 --> 14:50.312
‫اوه، نوبت منه؟
‫باشه.

14:50.313 --> 14:53.312
‫خبر بد اینه که پدرم از زندان آزاد شده.

14:53.313 --> 14:55.396
‫خبر خوب اینه که هنوز فکر میکنه مرده هستم.

14:57.313 --> 14:59.770
‫چرا مدام دارم بدتر میشم؟

14:59.771 --> 15:01.563
‫- استر؟
‫- نه!

15:04.563 --> 15:05.645
‫یه دختر از مدرسه‌ست.

15:05.646 --> 15:08.313
‫همیشه اونایی که سرسخت به نظر میان
‫حساس ترين آدم ها هستن.

15:08.896 --> 15:10.312
‫هنوز کسی دنبالش نیومده؟

15:10.313 --> 15:13.312
‫نه، ماشینت هم به خاطر پارک توی
‫منطقه توقف ممنوع جریمه شد.

15:13.313 --> 15:15.937
‫اِم آر‌ آی چیکار میکنه؟

15:16.021 --> 15:20.521
‫شاید کسی که انقدر کم از دنیای واقعی میدونه
‫نباید انقدر زود بقیه رو طلسم کنه.

15:21.188 --> 15:24.145
‫ربکا؟
‫اومدی!

15:24.146 --> 15:26.728
‫دستیار جادوگره.

15:26.729 --> 15:28.062
‫بالاخره، ممنون که...

15:28.063 --> 15:30.437
‫- چه غلطی کردی؟
‫- اومدی.

15:30.438 --> 15:32.062
‫من قرار ملاقات بودم، کورتنی...

15:32.063 --> 15:35.103
‫اون وقت به من زنگ میزنن که
‫یه پسر بچه رو به بیمارستان کشوندی؟

15:35.104 --> 15:36.520
‫در واقع من نوجوون هستم.

15:36.521 --> 15:39.062
‫- اون من و دخترم رو هم طلسم کرد.
‫- معلومه!

15:39.063 --> 15:42.603
‫هر چیزی که این دسیسه گر
‫لمس کنه طلسم میشه.

15:42.604 --> 15:45.603
‫- شماره‌م رو از کجا آوردید؟
‫- تو تماس اضطراری اون هستی.

15:45.604 --> 15:48.353
‫تماس اضطراری؟

15:48.354 --> 15:51.812
‫اگه داشتی از توی گلوت الماس در آوردی هم
‫بهت تنفس مصنوعی نمیدادم!

15:51.813 --> 15:52.895
‫چرا اومد؟

15:53.021 --> 15:57.021
‫- وایسا، هنوز داری سوپ درست میکنی؟
‫- سوپ های طلسم رو میشناسی؟

15:57.021 --> 16:01.021
‫اوه، من ازشون باخبر هستم،
‫چون پنج سال یکیشون رو بهم میداد!

16:01.146 --> 16:02.645
‫فکر میکردم یه ناهار رایگانه...

16:02.646 --> 16:05.937
‫ولی تمام مدت طلسمی بود
‫که من رو پیش خودش نگه داره.

16:05.938 --> 16:08.353
‫من از شهردار پیشنهاد کار داشتم!

16:08.354 --> 16:09.937
‫ربکا، میتونم توضیح بدم.

16:09.938 --> 16:12.312
‫در ضمن، من سرطان دارم!

16:12.313 --> 16:15.270
‫- ما در واقع نمیدونیم...
‫- عالیه، امیدوارم بکشتت.

16:15.271 --> 16:17.312
‫خبر خوب، خانم واندنبرگ.
‫سرطان نیست.

16:17.313 --> 16:19.437
‫یه عفونت قارچی خفیف توی ریه هات داری.

16:19.438 --> 16:22.603
‫احتمالاً از جوشوندن خز و قارچ بدون ماسک!

16:22.604 --> 16:24.770
‫باورم نمیشه قرارم رو برای این ول کردم.

16:24.771 --> 16:27.020
‫من ازت نخواستم، این زن بهت زنگ زد.

16:27.021 --> 16:28.521
‫و مجبورمون کرد توی بیمارستان بمونیم.

16:28.521 --> 16:33.021
‫و بیشتر به فکر عذرخواهی کردنه‌ تا این حقیقت
‫که دخترش داره تبدیل به یه هیولا میشه!

16:33.146 --> 16:35.270
‫دارم تمام تلاشم رو میکنم!

16:35.271 --> 16:36.978
‫هی، دارن ماشینت رو با جرثقیل می‌برن.

16:37.021 --> 16:38.021
‫اوه، بیخیال!

16:43.021 --> 16:45.063
‫- اینجا همه چی رو به راهه؟
‫- آره.

16:47.354 --> 16:50.853
‫میدونی، فقط چون خانواده‌م اینجا هستن
‫به این معنی نیست که زندگیم راحته.

16:50.854 --> 16:52.437
‫اوه، دوباره داریم این کار رو میکنیم.

16:52.438 --> 16:55.978
‫چون گروه حمایتیت کاری کرد
‫که حس کنم حمایتم نمیکنید!

16:55.979 --> 16:57.353
‫رفیق، من ازت نخواستم بیای.

16:57.354 --> 17:00.020
‫تو دنبالم راه افتادی و بعد هیچ چیز
‫واقعی ای رو به اشتراک نذاشتی.

17:00.021 --> 17:03.020
‫ولی مهم نیست، همه که مشکلات بزرگ
‫برای گفتن ندارن، اشکالی نداره.

17:03.021 --> 17:04.353
‫ولی من دارم!

17:04.354 --> 17:07.603
‫من فقط، میدونی،
‫دوست ندارم مسائل جدی رو مطرح کنم.

17:07.604 --> 17:09.020
‫آه، هیچکس دوست نداره.

17:09.021 --> 17:13.521
‫ولی از وقتی شروع کردم، کمتر پیش میاد
‫که با جیغ از خواب بپرم و چاقو دستم بگیرم.

17:14.688 --> 17:16.062
‫هنوز همشون دور و بر هستن؟

17:16.063 --> 17:18.688
‫خب، احتمالاً.
‫نمیتونن از هتل بیرون برن.

17:19.188 --> 17:20.479
‫بوی پنیر سوخته حس میکنی؟

17:25.229 --> 17:27.603
‫تقریباً، داره آب میشه!

17:27.604 --> 17:28.729
‫آخ!

17:36.813 --> 17:38.188
‫آره!

17:40.271 --> 17:41.853
‫نه، نگه دار!

17:41.854 --> 17:43.895
‫ببخشید، وقتی وصلش کنم
‫دیگه نمیتونم نگهش دارم.

17:43.896 --> 17:44.937
‫معلومه که نمیتونی.

17:44.938 --> 17:48.312
‫چون این کار زندگی رو برام راحت تر میکنه،
‫و هیچکس اجازه نداره این کار رو بکنه.

17:48.313 --> 17:50.687
‫تمام عمرم تلاش کردم سخت کار کنم
‫و کار درست رو انجام بدم.

17:50.688 --> 17:52.270
‫و ارزشش رو داشته؟

17:52.271 --> 17:53.728
‫اوم، نه...

17:53.729 --> 17:54.729
‫حتی یک بار!

17:54.729 --> 17:56.478
‫فکر میکنی دلم میخواد هتلداری کنم؟

17:56.521 --> 17:58.521
‫من هنرستان درس خوندم،
‫و قبل از اینکه انصراف بدم...

17:58.521 --> 18:00.021
‫جزو شاگردهای اول کلاس بودم.

18:00.021 --> 18:03.021
‫و میدونم هنر ذهنی و سلیقه ایه،
‫ولی نکته اینه که من توش خوب بودم.

18:03.021 --> 18:05.312
‫وقتی همکلاسی هام به مهمونی میرفتن،
‫من درس میخوندم.

18:05.313 --> 18:08.145
‫و توی درس نظریه هنرهای تجسمی
‫لیزا کراتز رو من بالا کشیدم.

18:08.146 --> 18:12.063
‫ولی حالا اون یه گالری هنر اداره میکنه که
‫به نظرم راستش اصلاً مدیریت درستی نداره.

18:12.563 --> 18:14.103
‫امشب یه پای گوشت یخ زده در آوردم.

18:14.104 --> 18:16.270
‫قرار بود کلش رو بخورم
‫و یه فیلم کمدی رمانتیک ببینم.

18:16.271 --> 18:19.937
‫ولی حالا توی بیمارستان هستم
‫و به جادوگری که کمک نمیخواد کمک میکنم...

18:19.938 --> 18:22.270
‫تا به بچه هام که بهم احترام نمیذارن
‫درس عبرت بدم.

18:22.271 --> 18:26.062
‫شاید حق دارن.
‫کی میخواد راه دیوونه وار من رو ادامه بده؟

18:26.063 --> 18:27.521
‫ما بهت احترام میذاریم.

18:28.479 --> 18:29.895
‫واقعاً؟ چرا؟

18:29.896 --> 18:32.145
‫وایسید، نمیتونید این کار رو بکنید!

18:32.146 --> 18:33.478
‫من مریض هستم!

18:33.479 --> 18:36.479
‫و کلاهم رو توی بیمارستان جا گذاشتم!

18:37.063 --> 18:38.353
‫کی به پلیس زنگ زد؟

18:38.354 --> 18:41.312
‫من زدم، همتون گفتید اون شما رو با طناب بسته
‫و به زور بهتون غذا داده.

18:41.313 --> 18:42.813
‫درسته، فکر کنم این جرم باشه.

18:44.063 --> 18:47.353
‫ده ثانیه رفتم، و سریع دستگیر شدی؟

18:47.354 --> 18:50.353
‫ربکا، کمکم کن!

18:50.521 --> 18:53.521
‫هی، نمیتونید همینطوری اون رو
‫از بیمارستان بیرون ببرید!

18:53.521 --> 18:54.521
‫من شهردار رو میشناسم.

18:54.521 --> 18:55.521
‫از یه مصاحبه کاری.

18:55.771 --> 18:59.479
‫به شهردار بگو دوستت به جرم
‫حبس غیرقانونی دستگیر شده.

19:02.813 --> 19:06.187
‫- تو! باید به کلانتری برم، ماشین لازم دارم.
‫- خب با ماشین خودت برو.

19:06.188 --> 19:07.520
‫با تاکسی اومدم.

19:07.521 --> 19:10.521
‫لطفاً، کورتنی توی جاهای ناآشنا
‫نمیتونه دووم بیاره.

19:10.521 --> 19:13.021
‫این یه رابطه پیچیده‌ست.

19:13.021 --> 19:16.021
‫آره شرمنده، ولی ما دیگه
‫واقعاً جزو این ماجرا نیستیم.

19:16.021 --> 19:19.021
‫چرا، هستیم.
‫من هنوز باید عذرخواهی کنم.

19:19.021 --> 19:20.521
‫وایسا، حالا میخوای این کار رو کنی؟

19:20.521 --> 19:25.521
‫منظورم اینه که نه، ولی از لحاظ فنی،
‫اون گیاه ها واقعاً توی باغچه اون بودن...

19:25.521 --> 19:28.021
‫پس حدس میزنم کار درستی باشه.

19:28.021 --> 19:30.521
‫آره، حدس میزنم این همون چیزیه که میخواستم.

19:30.604 --> 19:32.021
‫ولی ماشینم هنوز توی پارکینگه.

19:34.271 --> 19:36.520
‫منم مدرسه هنر رفتم.

19:36.521 --> 19:39.687
‫ولی چطور رانندگی کنیم وقتی مامان
‫هنوز نمیتونه چیزی رو نگه داره؟

19:39.688 --> 19:43.353
‫- من میتونم رانندگی کنم!
‫- خیلی خب، بریم از یه جادوگر عذرخواهی کنیم.

19:43.354 --> 19:45.479
‫اسمش کورتنی واندنبرگه.

19:48.854 --> 19:52.521
‫نگاه کنید، آقای خفن بی مشکل اومده.

19:53.438 --> 19:54.978
‫حالا دلم میخواد حرف بزنم.

19:54.979 --> 19:55.979
‫جدی میگم.

19:55.979 --> 19:59.728
‫جلسه تموم شد، حالا داریم
‫چکیدن آب از این لوله رو تماشا میکنیم.

19:59.729 --> 20:01.687
‫پاول، بذار حرف بزنه تا بتونیم به قرار بریم.

20:01.688 --> 20:03.146
‫همه گوش کنید!

20:04.979 --> 20:06.521
‫خب، اوم...

20:07.021 --> 20:10.563
‫فکر کنم بعضی وقت ها، افکاری دارم.

20:12.021 --> 20:13.188
‫شمع ها.

20:13.771 --> 20:16.188
‫من، افکار غم انگیزی دارم.

20:16.688 --> 20:20.353
‫از وقتی مُردم،
‫بعضی از اون افکار یکم بدتر شدن.

20:20.521 --> 20:22.021
‫خیلی میترسم.

20:22.021 --> 20:26.021
‫من نمیخوام، نمیخوام دل بکنم،
‫ولی نمیخوام برای همیشه هم اینجا بمونم.

20:26.021 --> 20:27.021
‫من رؤیاهایی دارم...

20:27.021 --> 20:30.021
‫ولی نگران هستم که تلاش برای دنبال کردنشون
‫فقط راهی برای صدمه دیدنه.

20:30.229 --> 20:33.771
‫مهم تر از همه، نمیدونم وقتی
‫خانواده‌م رفتن قراره چیکار کنم.

20:34.271 --> 20:37.437
‫دقیقاً میفهمم چی میگی.

20:37.438 --> 20:38.728
‫واقعاً؟

20:38.729 --> 20:41.728
‫من ۵۰ سال با خانواده‌م
‫توی این شهر زندگی کردم.

20:41.729 --> 20:45.062
‫تا اینکه مچم رو گرفتن که داشتم یواشکی
‫توی خونه ها میرفتم تا آتیش سوزی راه بندازم.

20:45.063 --> 20:49.270
‫یه جماعت من رو تیکه تیکه کردن
‫و خانواده‌م رو از شهر بیرون کردن.

20:49.271 --> 20:51.146
‫دیگه هیچ وقت ندیدمشون.

20:52.188 --> 20:54.854
‫پس خیلی شبیه شرایط من نیست.

20:55.563 --> 20:56.937
‫ولی تو چیکار کردی؟

20:56.938 --> 20:59.020
‫نمیخوام بهت دروغ بگم، رفیق.

20:59.021 --> 21:02.187
‫قرن اول به شدت ناخوشایند بود.

21:02.188 --> 21:04.646
‫- اینکه قرارمون حساب نمیشه، درسته؟
‫- هیس!

21:08.729 --> 21:11.520
‫هم ماکارونیه، هم پنیر.

21:11.521 --> 21:14.604
‫راستش رو میگم رفیق، امروز ما خدایان هستیم.

21:15.104 --> 21:16.229
‫قاشق خاصم رو میخوام!

21:19.938 --> 21:21.438
‫دسته‌ش برق میزنه.

21:25.188 --> 21:26.812
‫تو روح بودی؟

21:26.813 --> 21:29.312
‫داری دردم میاری!

21:29.313 --> 21:32.562
‫- فقط مشتت رو باز کن!
‫- هی، اون آرتروز داره!

21:32.563 --> 21:34.395
‫شماها همتون برای من اومدید.

21:34.396 --> 21:36.520
‫نه دقیقاً «برای تو».

21:36.521 --> 21:38.062
‫تا جایی که میتونستم تند روندم.

21:38.063 --> 21:39.853
‫تقریباً از نُه تا چراغ قرمز رد شدیم.

21:39.854 --> 21:41.645
‫ببخشید، چرا همتون اینجا هستید؟

21:41.646 --> 21:42.813
‫بفرما، استر.

21:43.313 --> 21:45.104
‫من فقط میخواستم بگم...

21:45.604 --> 21:48.063
‫وایسا، طلسم داره باطل میشه؟

21:48.521 --> 21:51.021
‫آره، آزاد شدم!
‫هو هو هو!

21:51.021 --> 21:52.521
‫عذرخواهی کن.

21:52.521 --> 21:53.521
‫درسته.

21:53.688 --> 21:55.854
‫ببخشید که از باغچه‌ت دزدی کردم.

21:56.354 --> 21:58.228
‫آفرین، حالا بیا به خونه بریم.

21:58.229 --> 21:59.895
‫تو هیچ جایی نمیری!

21:59.896 --> 22:04.145
‫حرفش رو شنیدی، اعتراف کرد که دزدی کرده.
‫و من میخوام شکایت کنم!

22:04.146 --> 22:05.520
‫اوه، بیخیال!

22:05.521 --> 22:07.187
‫اوه، «بیخیال» میشم.

22:07.188 --> 22:10.812
‫پارتیم خیلی کلفتە، عموهام وکیل هستن.

22:10.813 --> 22:15.145
‫کاری میکنم خاک نشین بشی که
‫این بچه های بی تربیت رو بار آوردی.

22:15.146 --> 22:18.353
‫- جدی؟ بعد از هر کاری که ما...
‫- محاله اتفاق بیفته!

22:18.354 --> 22:20.812
‫هر چقدر میخوای به من حمله کن،
‫ولی به مامانم کار نداشته باش...

22:20.813 --> 22:22.895
‫وگرنه رفیق، برامون دردسر میشه.

22:22.896 --> 22:24.395
‫بچه ها، این کارتون خیلی عزیزه ولی...

22:24.396 --> 22:27.645
‫اسم اون رو به زبون نیار،
‫وگرنه مشتم رو توی دهنت پیدا میکنی!

22:27.646 --> 22:29.812
‫هر چی خوبی توی وجود منه
‫از همون زنه به ارث رسیده!

22:29.813 --> 22:31.395
‫هی، سرش داد نزنید!

22:31.396 --> 22:33.228
‫تو خودت کل شب سرش داد زدی.

22:33.229 --> 22:35.395
‫چون عاشقش هستم!

22:35.396 --> 22:36.603
‫- میدونستم!
‫- هان؟

22:36.604 --> 22:38.063
‫ربکا...

22:38.938 --> 22:40.353
‫تو عاشق من هستی؟

22:40.354 --> 22:44.813
‫سوپی درست کردی که باعث شد بمونم.
‫ولی خودم برگشتم.

22:46.396 --> 22:47.687
‫خیلی خب، ما داریم میریم.

22:47.688 --> 22:51.228
‫راستش ناراحتم که طلسمم رو از دست میدم.
‫از تیزبین بودن خوشم میومد.

22:51.229 --> 22:52.353
‫- چی؟
‫- میدونی.

22:52.354 --> 22:54.728
‫طلسمم که چشم هایی بهم داد تا بتونم ببینم.

22:54.729 --> 22:57.353
‫طلسمت پشتت رو پر از چشم کرده بود.

22:57.354 --> 22:59.313
‫اوه، خدایا.

23:00.688 --> 23:02.978
‫آه، برگشتید!
‫حالت چطوره، بن؟

23:02.979 --> 23:04.645
‫اوم، سؤال پیچیده ایه.

23:04.646 --> 23:06.062
‫بهم دست نزن!

23:06.063 --> 23:08.353
‫دارم کمک میکنم چشم ها بیفتن.

23:09.021 --> 23:10.521
‫اوضاع اینجا چطور بود؟

23:11.854 --> 23:13.895
‫خیلی خوب، آبادون ماکارونی با پنیر درست کرد.

23:14.021 --> 23:15.021
‫جدی؟

23:15.021 --> 23:18.021
‫اونقدر قابلمه استفاده کردم که
‫به هر کس ده تا ماکارونی برسه.

23:19.938 --> 23:22.020
‫برشته‌ست، ولی به طرز جالبی.

23:22.021 --> 23:24.521
‫- این کوچولوهای قهوه ای چی هستن؟
‫- بادوم.

23:25.021 --> 23:30.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

23:30.051 --> 23:35.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

23:35.051 --> 23:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
