WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:15.521 --> 00:17.021
‫خانم یا آقای عزیز...

00:17.021 --> 00:20.521
‫آنابل آناستاسیو و بنجامین گروور فریلینگ
‫شما رو دعوت میکنن...

00:20.646 --> 00:23.354
‫به یه عصرانه همراه با نوشیدنی،
‫شام و پایکوبی.

00:24.563 --> 00:28.063
‫مراسم روز جمعه ساعت شش و نیم
‫توی سالن مرکزی آغاز میشه.

00:30.521 --> 00:34.063
‫لباس رسمی، یا هر لباسی که با اون مردید.

00:37.313 --> 00:40.020
‫بیاید برای دوستی.
‫بمونید برای...

00:40.021 --> 00:44.853
‫«یه غافلگیری تغییر دهنده زندگی؟»
‫خب، این اصلاً خوب نیست.

00:44.854 --> 00:47.021
‫پس، قراره توی مهمونی بن ببینمت؟

00:48.313 --> 00:51.146
‫فقط فکر کردم اگه من برم و تو هم بری...

00:51.813 --> 00:53.353
‫ببین، فراموش کن چیزی گفتم.

00:53.354 --> 00:56.270
‫من، یه کار برای چاقو زدن دارم،
‫پس، من دارم میرم.

00:56.271 --> 00:57.437
‫شمع ها!

00:57.438 --> 00:59.771
‫چرا اینطوری هستی؟

01:00.521 --> 01:01.521
‫آره، میرم.

01:10.021 --> 01:15.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

01:31.021 --> 01:35.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل دوم : قسمت دوم ]

01:38.813 --> 01:40.978
‫تو هم به این مهمونی بن و آنابل دعوت شدی؟

01:40.979 --> 01:44.853
‫معلومه، به نظرت برای چی دارم
‫لباسم رو با گریدی عوض میکنم؟

01:44.854 --> 01:46.145
‫نیازی نیست بدونم.

01:46.146 --> 01:48.520
‫مرده ها توی همون لباسی
‫که توش مردن گیر میفتن...

01:48.521 --> 01:51.437
‫ولی ما میتونیم با ارواحی که توی
‫یک روز با ما مردن لباس عوض کنیم...

01:51.521 --> 01:55.021
‫که برای من گریدیه،
‫یا یه پسری که با شورت مرد.

01:55.604 --> 01:59.520
‫آه لعنتی، گریدی!
‫تو گفتی سوم مه مردی.

01:59.521 --> 02:03.020
‫اصلاً نمیدونستم هنوز با هم هستن.
‫فکر کنم امیدوار بودم فقط یه دوره باشه...

02:03.021 --> 02:05.645
‫چون اون یه نوجوونه
‫و اون یه روح از دهه ۱۹۲۰ هست.

02:05.646 --> 02:07.687
‫البته از نظر احساسی، دلش جوونه.

02:07.688 --> 02:11.937
‫- میدونی سورپرایز بن چیه؟
‫- شاید اینکه برای شنبه شب برنامه داره.

02:11.938 --> 02:14.603
‫نه، حرف بدی بود.
‫آه، بهش نگو این رو گفتم.

02:14.604 --> 02:17.103
‫نگرانم یه چیز عجیب و دائمی باشه.

02:17.104 --> 02:18.771
‫برای خالکوبی زدن به اجازه من نیاز داره؟

02:22.021 --> 02:25.437
‫آخ، گفتی این چینی اعلاست!

02:25.438 --> 02:28.313
‫همینه، تازه چینی شیطانی هم هست.

02:29.979 --> 02:31.813
‫این چنگال از من خوشش میاد.

02:33.479 --> 02:35.103
‫بن، این چه مهمونی ایه؟

02:35.104 --> 02:38.270
‫اوه، آنابل گفت زیاد بیرون نمیریم،
‫و من گفتم عملاً نمیتونه...

02:38.271 --> 02:41.270
‫پس اون گفت من همیشه این کار رو میکنم،
‫و من گفتم : «چه کاری؟» و...

02:41.271 --> 02:43.395
‫داره آخرین مهمونی شام
‫آنابل رو بازسازی میکنه.

02:43.396 --> 02:46.687
‫فقط بهتر، چون توی این یکی کشته نمیشه.

02:46.688 --> 02:49.812
‫- پس چه فایده ای داره؟
‫- ضمناً، داره بهمون پول میده پیشخدمت باشیم.

02:49.813 --> 02:51.437
‫منظورم بیشتر این بود که سورپرایز چیه؟

02:51.438 --> 02:53.895
‫باید شرکت کنی و ببینی.
‫جوئل میاد، مگه نه؟

02:53.896 --> 02:54.978
‫جوئل چرا باید بیاد؟

02:54.979 --> 02:58.103
‫هنوز دعوتش نکردی؟
‫مامان، یه کارت دعوت همراه بهت دادیم.

02:58.104 --> 03:00.228
‫آه، چرا من کارت همراه نداشتم؟

03:00.229 --> 03:02.688
‫آنابل میخواد تو رو با یه دوستش آشنا کنه.

03:03.188 --> 03:05.646
‫دیس سرو غذا در رفت!

03:06.229 --> 03:08.895
‫ماجرای جوئل چیه؟
‫من اون یارو رو ندیدم از وقتی که...

03:08.896 --> 03:12.603
‫یه قاتل زنجیره ای سعی کرد بکشتش
‫و فهمید ارواح واقعی هستن؟

03:12.604 --> 03:13.604
‫شب باحالی بود.

03:13.604 --> 03:16.645
‫تلاش کردیم دوباره همدیگه رو ببینیم،
‫ولی اون درگیر مغازه کپیش بود...

03:16.646 --> 03:18.187
‫بعدش منم درگیر ماده لزج بودم.

03:18.188 --> 03:22.229
‫- فقط فکر میکنم قسمت نبود.
‫- این رو زنی میگه که نمیذاره بشه.

03:23.938 --> 03:25.145
‫گریدی کمربندم رو داره.

03:25.146 --> 03:27.478
‫داره به سمت در پشتی میره!

03:27.479 --> 03:28.521
‫آبادون!

03:30.604 --> 03:33.562
‫خب، فکر کنم دیگه چیزی رو
‫به سبک خانوادگی سرو نکنیم...

03:33.563 --> 03:35.687
‫آبادون؟
‫اون دیگه چیه؟

03:35.688 --> 03:37.145
‫اوه، این؟
‫چشم باسیلیسک.

03:37.146 --> 03:39.687
‫بدون من باسیلیسک رو شکار کردی؟

03:39.688 --> 03:41.603
‫- مدرسه بودی.
‫- که چی؟

03:41.604 --> 03:43.437
‫ما ماه هاست داریم ردش رو میزنیم!

03:43.438 --> 03:46.103
‫قرار بود با هم بکشیمش
‫و چشم هاش رو تقسیم کنیم.

03:46.104 --> 03:47.687
‫آره، ولی بعدش حوصله‌م سر رفت.

03:47.688 --> 03:51.937
‫- واقعاً غیرقابل باور هستی، مرد!
‫- چرا سر من داد میزنی؟

03:51.938 --> 03:53.645
‫چون داریم دعوا میکنیم!

03:53.646 --> 03:55.354
‫فهمیدم.

03:56.396 --> 03:57.563
‫پس همینطور باشه.

04:02.438 --> 04:04.728
‫تا چند روز ریزه سنگ سرفه میکنی.

04:04.729 --> 04:05.854
‫ممنونم.

04:08.354 --> 04:10.604
‫دیگه اون روح قبلی نیستم.

04:11.354 --> 04:13.103
‫وای، اینجا واقعاً باکلاسه.

04:13.104 --> 04:14.812
‫و همه اینجا هستن.

04:14.813 --> 04:17.687
‫فریدریش روانشناس، هدر دوست زنده استر...

04:17.688 --> 04:20.728
‫امیلی گوست عضو جامعه
‫سطح بالای دهه ۱۹۳۰.

04:20.729 --> 04:25.020
‫آه، به نظر میرسه بعضی ها
‫لباس مناسب روی دعوتنامه رو نخوندن.

04:25.021 --> 04:27.020
‫ما همه با لباس مهمونی نمردیم.

04:27.021 --> 04:32.228
‫خواهر من توی گونی سیب زمینی هم
‫از تو توی لباس عروس باوقارتره، امیلی!

04:32.229 --> 04:33.978
‫خب، من هیچ وقت...

04:34.021 --> 04:36.521
‫چه خبر، رئیس؟ رئیس؟
‫این عجیبه، مگه نه؟

04:36.521 --> 04:38.021
‫مامان و دایی نیتن، خوش اومدید.

04:38.021 --> 04:41.021
‫فکر میکنم بهترین دوست روحم،
‫رندی رو میشناسید.

04:41.021 --> 04:43.521
‫کاترین، اون ورزش های هوازی؟
‫دارن نتیجه میدن.

04:43.604 --> 04:45.021
‫ممنونم رندی، بن.

04:46.604 --> 04:49.479
‫اوه، وایسا مامان.
‫ببخشید؟ ببخشید؟

04:50.604 --> 04:52.270
‫وای، ممنون که اومدید.

04:52.271 --> 04:58.521
‫لطفاً یک دور برای ستاره امشب تشویق کنید،
‫دوست دخترم، و ملکه روح شما، آنابل.

04:58.604 --> 05:00.646
‫وای، بس کنید.

05:02.854 --> 05:06.353
‫بن، همینطور وایسادی؟
‫مهمون هامون هیچ نوشیدنی ای ندارن بخورن.

05:06.354 --> 05:09.520
‫میدونم، استر و آبادون پیشخدمت هام هستن،
‫ولی پیداشون نشد.

05:09.521 --> 05:11.895
‫به خاطر همینه که نباید با فامیل کار کنی.

05:11.896 --> 05:14.312
‫میدونستم از پسش بر نمیای.
‫توی این مصیبت گیر افتادم...

05:14.313 --> 05:17.853
‫کجا بودیم؟ آهان، درسته.
‫رندی داشت از هیکل مامان تعریف میکرد.

05:17.854 --> 05:19.979
‫- و تازه داشتم شروع میکردم.
‫- خداحافظ، رندی.

05:20.646 --> 05:22.270
‫همه چی با آنابل رو به راهه، رفیق؟

05:22.271 --> 05:24.228
‫آه، تازگی ها اوضاع یکم متشنجه.

05:24.229 --> 05:26.312
‫آنابل وقتی از هتل بیرون میزنم خوشش نمیاد...

05:26.313 --> 05:28.687
‫و منم وقتی دستش رو توی
‫قلبم فرو میکنه خوشم نمیاد.

05:28.688 --> 05:30.937
‫چیزهای عادی بین زوج ها.

05:30.938 --> 05:33.228
‫- اینطور نیست، بن...
‫- همه چی عالیه!

05:33.229 --> 05:35.978
‫آنابل فقط میخواد رابطه ما رو
‫به مرحله بعدی ببره...

05:35.979 --> 05:40.978
‫به همین خاطر وقتی سورپرایز بزرگم رو ببینه
‫همه چی بخشیده میشه. چشمک، چشمک.

05:40.979 --> 05:43.562
‫وایسا، سورپرایز بزرگ چیزی برای آنابله؟

05:43.563 --> 05:45.687
‫- و چرا فقط چشمک نمیزنی؟
‫- نمیتونم چشمک بزنم.

05:45.688 --> 05:48.562
‫- بن، باید درباره سورپرایز...
‫- سورپرایز!

05:48.563 --> 05:50.187
‫جوئل؟

05:50.188 --> 05:51.603
‫منظورم همون کوفته قلقلی هاست.

05:51.604 --> 05:53.978
‫من سورپرایز محسوب نمیشم
‫چون از وجودم باخبر بودی.

05:53.979 --> 05:55.978
‫- بن دعوتنامه‌م رو شخصاً آورد.
‫- جدی؟

05:55.979 --> 05:58.187
‫جوئل، دست دادن الکی!

05:58.188 --> 06:00.353
‫بن، جوئل اینجا چیکار میکنه؟

06:00.354 --> 06:02.395
‫بهت گفتم که داره میاد.

06:02.396 --> 06:05.228
‫بهت گفتم پاول قرار ملاقاتشه!

06:05.229 --> 06:06.562
‫کیش های کوچولوی من!

06:06.563 --> 06:08.770
‫فقط باید از شرایط نهایت استفاده رو ببریم.

06:08.771 --> 06:10.978
‫نیتن، برای قرارت آماده هستی؟

06:10.979 --> 06:14.103
‫بستگی داره، اون آماده‌ست
‫با روح و روان مهمونی آشنا بشه؟

06:14.104 --> 06:16.937
‫اگه جواب منفیه، میتونم آروم ترش کنم.

06:16.938 --> 06:19.270
‫خب، چطور بودی؟

06:19.271 --> 06:23.437
‫خیلی خوب، با توجه به اینکه حالا میدونم
‫روح ها و هیولاها واقعی هستن.

06:23.438 --> 06:25.520
‫اوه، برای جاسوئیچیم اسپری فلفل خریدم.

06:25.521 --> 06:26.978
‫- باحاله.
‫- بن!

06:26.979 --> 06:28.228
‫الان برمیگردم.

06:28.229 --> 06:29.603
‫من همینجا میمونم، دوست دختر.

06:29.604 --> 06:32.645
‫من، منظورم به شکل دوستانه‌ست،
‫نه به معنای واقعی.

06:32.646 --> 06:34.437
‫ولی شاید یه روزی!

06:34.521 --> 06:37.021
‫اوه، سلام.
‫من جوئل هستم.

06:37.021 --> 06:40.021
‫و من همون آدمی هستم که قراره
‫تمام شب تو رو زیر نظر داشته باشم...

06:40.021 --> 06:42.021
‫منتظر باشم خطایی ازت سر بزنه...

06:42.021 --> 06:47.021
‫منتظر باشم بپرم وسط
‫و همون چیزی که واقعاً بهش نیاز داره بشم.

06:50.896 --> 06:52.021
‫آبادون؟

06:52.563 --> 06:53.854
‫پیامت رو دریافت کردم.

06:54.646 --> 06:59.063
‫گوش کن، اگه قضیه اون چشم باسیلیسه،
‫من دیگه اصلاً نمیخوامش.

06:59.979 --> 07:02.229
‫استر، با من بیا.

07:06.563 --> 07:09.395
‫- کجا داریم میریم؟
‫- معدن قدیمی زیر هتل.

07:09.396 --> 07:12.812
‫مردهای باستان برای بیرون کشیدن
‫سنگ معدن نفرین شده از خاک، دیوونه شدن.

07:12.813 --> 07:14.729
‫من برای بازیگوشی به اینجا میام.

07:15.438 --> 07:16.438
‫دنبالم بیا.

07:16.438 --> 07:18.396
‫جدی میگم، چی میخواستی بهم نشون بدی؟

07:19.771 --> 07:22.812
‫اگه یه غول مرده دیگه‌ست، برام مهم نیست.

07:22.813 --> 07:24.563
‫- آبادون؟
‫- از این طرف!

07:25.938 --> 07:27.312
‫کجا هستی؟

07:27.313 --> 07:29.771
‫همین جلوتر، تقریباً اونجا هستی.

07:30.354 --> 07:31.688
‫تقریباً کجا؟

07:39.771 --> 07:42.187
‫تقریباً اونجا.

07:42.188 --> 07:46.270
‫خب، دختر خوش شانسی که قراره با این مرد
‫از اون هم خوش شانس تر بشینه کیه؟

07:46.271 --> 07:47.603
‫همینجاست.

07:47.604 --> 07:49.062
‫گرت، این نیتنه.

07:49.063 --> 07:52.145
‫نیتن، این قدیمی ترین
‫و بی سر و صداترین دوستم، گرته.

07:52.146 --> 07:54.728
‫سلام، گرت.
‫من تا حالا با یه بوته قرار نذاشته بودم.

07:54.729 --> 07:57.895
‫حتماً وقتشه که منم، شاخ و برگم رو زیاد کنم.

07:57.896 --> 07:59.270
‫اوم، اون صدای من رو میشنوه؟

07:59.271 --> 08:02.562
‫اوه، گرت یه بوته نیست.
‫اون توی بوته قایم شده.

08:02.563 --> 08:03.603
‫گرت؟

08:03.604 --> 08:04.812
‫گرت!

08:04.813 --> 08:09.396
‫از ملاقاتت خوشبختم، گرت.
‫و اجازه بده بگم، چه اسم کوتاهی.

08:10.104 --> 08:11.645
‫جدی میگم، اون صدای من رو میشنوه؟

08:11.646 --> 08:13.270
‫گرت شنونده فوق العاده ایه.

08:13.271 --> 08:16.645
‫اون زمانی که آندرویل تیمارستان بود،
‫اونجا زندگی میکرد.

08:16.646 --> 08:19.896
‫شوهرم گفت من از جنون زنانه رنج می‌برم.

08:20.396 --> 08:23.271
‫خب، دستت درد نکنه که دنبال درمان رفتی.

08:26.021 --> 08:27.021
‫اوه، سلام هدر.

08:27.229 --> 08:28.978
‫سلام، میدونی استر کجاست؟

08:28.979 --> 08:31.270
‫اون من رو دعوت کرده،
‫و حالا به پیام هام جواب نمیده.

08:31.271 --> 08:35.146
‫- من ندیدمش، باید بن رو پیدا کنم.
‫- منم بیام؟ اون یارو مدام دست تکون میده.

08:37.021 --> 08:38.021
‫حتماً.

08:38.313 --> 08:40.312
‫آه، کمکی نیاز داری؟

08:40.313 --> 08:42.437
‫باشه، یکم دیگه می‌بینمت.

08:42.438 --> 08:44.228
‫وای، این خیلی خطر آتیش سوزی داره.

08:44.229 --> 08:46.688
‫- شمع، شمع، شمع!
‫- اوه، شرمنده.

08:47.479 --> 08:50.478
‫- ای بابا.
‫- بن، باید حرف بزنیم.

08:50.479 --> 08:53.603
‫بابت دعوت کردن جوئل متأسفم،
‫ولی نگران بودم تو نیای.

08:53.604 --> 08:55.520
‫اون وقت تعداد مهمون هامون فرد میشد...

08:55.521 --> 08:57.521
‫آنابل میگفت مهمونی شگون نداره
‫و سرم داد میزد.

08:57.521 --> 09:02.521
‫آره، در مورد آنابل میخوام مطمئن بشم
‫این سورپرایز چیزی نیست که بعداً پشیمون بشی.

09:02.521 --> 09:04.521
‫به نظر میرسه از همین الان هم
‫زیاد دعوا میکنید.

09:04.563 --> 09:06.895
‫آنابل میگه این تقصیر منه.
‫این رو می‌بری؟

09:06.896 --> 09:09.687
‫جدی میگم، بن،
‫نمیخوام به خاطر اون خالکوبی کنی...

09:09.688 --> 09:13.020
‫یا پیرسینگ بزنی، یا طوری لباس بپوشی
‫که انگار مال دهه ۱۹۲۰ هستی.

09:13.021 --> 09:16.770
‫- داری کار قلدرت رو براش انجام میدی.
‫- کار کردن توی شرکت حقوقی پدرش؟

09:16.771 --> 09:18.603
‫- چی؟
‫- چی؟

09:18.604 --> 09:21.478
‫فقط یکم سرنخ در مورد
‫این سورپرایز بزرگ بهم بده.

09:21.521 --> 09:27.021
‫خب، بذار بگم این یه تعهد مادام العمره که
‫سه ماه پول تو جیبی خرج داره، چشمک.

09:28.021 --> 09:30.312
‫به نظر میرسه داره درباره
‫حلقه نامزدی صحبت میکنه.

09:30.313 --> 09:32.146
‫میدونم به چی میخوره، هدر.

09:34.563 --> 09:35.728
‫برگشتی.

09:35.729 --> 09:38.271
‫یه لحظه، اون روح از همه متنفره،
‫یا فقط از من متنفره؟

09:43.021 --> 09:44.728
‫پاول چاقوکش؟
‫اون بی آزاره.

09:44.729 --> 09:46.395
‫حالا که مرده.
‫فقط نادیده‌ش بگیر.

09:46.396 --> 09:47.770
‫درسته، خیلی باحاله.

09:47.771 --> 09:52.270
‫فقط مسئله اینه که انگار از تو خوشش میاد
‫و فکر میکنه من سر راهش هستم، و من...

09:52.271 --> 09:54.103
‫نیتن، یه مشکل بزرگ داریم.

09:54.104 --> 09:56.895
‫میدونم، ارتباط برقرار کردن
‫با قرارم خیلی سخته.

09:56.896 --> 09:58.353
‫اون یه مشکل بزرگ نیست.

09:58.354 --> 10:00.978
‫کاترین، هنوز هم باید نادیده‌ش بگیرم؟

10:00.979 --> 10:03.478
‫فقط دنبال این هستم که
‫ببینم چی توی وجودت دیده.

10:03.479 --> 10:05.895
‫باید این وضع رو جمع کنیم.

10:05.896 --> 10:07.021
‫وقت شامه.

10:07.604 --> 10:08.771
‫بس کن دیگه!

10:12.396 --> 10:14.145
‫وای، این خیلی قشنگه.

10:14.146 --> 10:16.062
‫ممنون، کلی براش زحمت کشیدیم.

10:16.063 --> 10:18.520
‫بیشتر برای خودم، چون میزبان هستم
‫و میتونم به همه چی دست بزنم.

10:18.521 --> 10:21.020
‫ولی نه میزبانی با سلیقه.
‫درسته، جوئل؟

10:21.021 --> 10:24.687
‫من می‌بینم داری ازم به عنوان مهره پیاده توی
‫یه بازی استفاده میکنی، و ترجیح میدم نکنی.

10:24.688 --> 10:25.978
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم.

10:25.979 --> 10:30.145
‫منطقیه یه پسر توی شب امتحانی
‫تا چه ساعتی اجازه داشته باشه بخوابه؟

10:30.146 --> 10:33.145
‫- باید یه چیزی بگم.
‫- منم، گرت حتی یک کلمه هم حرف نزده.

10:33.146 --> 10:37.395
‫نگران نیستی خواهر زاده‌ت به یه روح پیشنهاد
‫ازدواج میده و زندگیش رو خراب میکنه؟

10:37.396 --> 10:40.020
‫- مگه خودش گفت داره این کار رو میکنه؟
‫- بهش میگم قدغنه.

10:40.021 --> 10:43.062
‫اوه، نه بابا.
‫اصلا و ابداً، کتی!

10:43.063 --> 10:46.353
‫بن شاید یه نوجوون عجیب و غریب باشه،
‫ولی بالاخره یه نوجوونه.

10:46.354 --> 10:49.270
‫بهش بگی حق نداره کاری رو بکنه،
‫فقط بیشتر بهش حریص میشه.

10:49.271 --> 10:51.853
‫مثل وقتی که مامان و بابا
‫گفتن نمیتونم موتور بخرم.

10:51.854 --> 10:54.603
‫- ولی تو که موتور نخریدی.
‫- هاها، خریدم.

10:54.604 --> 10:58.312
‫توی راه خونه باهاش تصادف کردم
‫و به همتون گفتم پام رو روی پله برقی شکستم.

10:58.313 --> 11:00.271
‫میشه همه جای خودشون رو پیدا کنن؟

11:02.604 --> 11:04.603
‫به مهمونی شام من خوش اومدید.

11:04.604 --> 11:05.728
‫مهمونی شام ما.

11:05.729 --> 11:07.312
‫بن، به خدا قسم!

11:07.313 --> 11:10.312
‫هشتاد و هشت سال پیش،
‫مهمونی رو زودتر ترک کردم.

11:10.313 --> 11:11.770
‫امشب، برگشتم.

11:11.771 --> 11:14.978
‫منو همونیه که اون شب سرنوشت ساز
‫توی سال ۱۹۳۷ بود...

11:14.979 --> 11:17.896
‫ولی این بار، قبل از دسر خفه نمیشم.

11:23.438 --> 11:25.937
‫بن، اون توده گوشت چیه؟

11:25.938 --> 11:28.603
‫اوه، کوفته قلقلی های معروفم رو آوردم.

11:28.604 --> 11:30.812
‫چه مهربون.
‫غذای بیرونی ممنوعه، بن.

11:30.813 --> 11:33.895
‫اگه آرومت میکنه،
‫هیچکدوم از این غذاها رو نمیخوریم.

11:33.896 --> 11:36.603
‫- وایسا، نمیخوریم؟
‫- چرا وقتی ما نمیتونیم، شما بخورید؟

11:36.604 --> 11:38.770
‫اشکالی نداره، قبل از اومدن یه موز خوردم.

11:38.771 --> 11:40.520
‫آرنجت رو از روی میز بردار، عزیزم.

11:40.521 --> 11:41.895
‫هوم!

11:41.896 --> 11:45.103
‫ما با چشم هامون ضیافت به پا میکنیم.
‫لذت ببرید.

11:45.104 --> 11:48.979
‫میدونی نگاه کردن به چه چیزی با اون نون
‫میتونه خوب باشه؟ یه سوپ عالی.

11:50.104 --> 11:52.562
‫سوپ دوست دارم، البته اگه ساده باشه.

11:52.563 --> 11:54.687
‫سوپ ساده، هوم.

11:54.688 --> 11:56.728
‫گرت، به روی چشم.

11:56.729 --> 11:59.812
‫بن، چرا فقط یه سبد نون رول وجود داره؟

11:59.813 --> 12:02.312
‫چه فرقی داره؟
‫به هر حال که نمیتونی بخوریش.

12:02.313 --> 12:05.270
‫باورم نمیشه همچین حرفی زدی!

12:05.271 --> 12:07.478
‫نه، بل-بل!
‫منظوری نداشتم!

12:07.479 --> 12:10.395
‫باید جلوی بن رو بگیرم تا بدون اینکه
‫بهش بگم نمیتونه، خواستگاری نکنه.

12:10.396 --> 12:12.437
‫خواستگاری؟
‫اون برای این کار خیلی جوونه.

12:12.438 --> 12:13.853
‫سن و سال اهمیتی نداره.

12:13.854 --> 12:16.895
‫ازدواج یعنی مردی که مادرش رو حسودی بده.

12:16.896 --> 12:20.270
‫- تا حالا گفتگوی صادقانه رو امتحان کردی؟
‫- ما به ایده های واقع گرایانه نیاز داریم.

12:20.271 --> 12:23.728
‫باید توی سرش نفوذ کنی، کاری کن فکر کنه
‫به هم زدن رابطه ایده خودش بوده.

12:23.729 --> 12:25.020
‫ببین، این ایده خوبیه.

12:25.021 --> 12:27.221
‫- یا تهدیدش کن که با چاقو میزنیش.
‫- این یکی کمتر خوبه.

12:27.221 --> 12:28.521
‫مامانم یه بار با چاقو من رو زد.

12:29.646 --> 12:31.063
‫مال منم همینطور.

12:32.021 --> 12:33.021
‫شینا.

12:34.021 --> 12:35.021
‫پاول.

12:36.479 --> 12:38.603
‫هنوز هم جوئل.

12:38.604 --> 12:39.937
‫ببخشید، همگی.

12:39.938 --> 12:43.395
‫بیاید نذاریم یه بی توجهی ساده
‫شب رو خراب کنه.

12:43.396 --> 12:48.104
‫توی مهمونی قبلیم،
‫تامی دورسی افتخار داده بود!

12:49.604 --> 12:51.770
‫بن به من اطمینان داده که
‫سرگرمی مشابهی پیدا کرده.

12:51.771 --> 12:53.770
‫چه خبر، دلقک ها؟

12:53.771 --> 12:57.187
‫وای، رندی نصیبم شد؟
‫ولی اون خیلی مشغوله.

12:57.188 --> 12:59.438
‫کی میخواد چند تا تقلید صدای
‫خیلی خاص بشنوه؟

13:04.938 --> 13:06.853
‫آبادون، یکم کمک میکنی؟

13:06.854 --> 13:10.103
‫من یک میلیارد بار برای تو زندگی کردم، استر.

13:10.104 --> 13:11.978
‫و یک میلیارد بار دیگه هم زندگی میکردم.

13:11.979 --> 13:14.687
‫ما میتونستیم این دنیا
‫و سه دنیای زیر اون رو فتح کنیم...

13:14.688 --> 13:17.437
‫و ضعیف و قوی رو یکجا مطیع خودمون کنیم.

13:17.438 --> 13:19.312
‫ولی حالا دیگه هیچ وقت این اتفاق نمیفته.

13:19.313 --> 13:20.313
‫وایسا.

13:20.313 --> 13:24.270
‫من رو عمداً به این گودال کشوندی؟

13:24.271 --> 13:26.687
‫خب، شاید کشونده باشم،
‫ولی تو خودت مسیرمون رو انتخاب کردی.

13:26.688 --> 13:30.020
‫و حالا تو هم به همون سرنوشتی دچار میشی
‫که بقیه دشمن هام دچار شدن...

13:30.021 --> 13:33.270
‫زن بید، چهار تا پرنده،
‫سروان جورج ترماین...

13:33.271 --> 13:35.312
‫و اون دری که انگشتم رو لای خودش گیر داد.

13:35.521 --> 13:36.521
‫خداحافظ، استر.

13:36.521 --> 13:39.721
‫ما همیشه اون حشره ای رو که پیدا کردیم
‫و بقیه حشره ها رو خورد، به خاطر میسپاریم.

13:44.063 --> 13:47.188
‫فایده نداره، چاله من راه فراری نداره!

13:48.896 --> 13:50.021
‫خیلی خب، بعداً می‌بینمت.

13:50.771 --> 13:52.021
‫برگرد اینجا!

13:55.063 --> 13:58.937
‫سوپ ساده، سوپ ساده.

13:58.938 --> 14:02.145
‫سوپ نودل و مرغ غلیظ.
‫گوشت گاو با همه چی.

14:02.146 --> 14:05.937
‫سوپ مینسترونه خیلی مقوی؟
‫باشه، با من همکاری کن انباری!

14:05.938 --> 14:08.728
‫ممنون، ممنون.

14:08.729 --> 14:10.937
‫این قیافه خوابیدن کاترین بود.

14:10.938 --> 14:14.020
‫حالا، تقلید من از کاترین وقتی
‫وانمود میکنه داره لبش رو میخارونه...

14:14.021 --> 14:15.437
‫تا بتونه توی دماغش دست کنه.

14:15.438 --> 14:16.520
‫یه استراحتی بکن، رندی!

14:16.521 --> 14:18.562
‫این بهترین سرگرمی ای بود
‫که تونستی پیدا کنی؟

14:18.563 --> 14:21.562
‫خب، این هتل هم دقیقاً جایی نیست
‫که استعدادها توش بمیرن.

14:21.563 --> 14:23.353
‫البته به جز تو.

14:23.354 --> 14:25.187
‫خب، شما دو تا چطور با هم آشنا شدید؟

14:25.188 --> 14:28.187
‫اون موقع بود که داشتی قبر
‫آناستاسیو رو میزدی، مگه نه بن؟

14:28.188 --> 14:30.395
‫اون نقشه استر بود.
‫آه، داستان خنده داریه.

14:30.396 --> 14:32.645
‫آهان، فکر میکنی دستبرد زدن
‫به قبر من خنده داره؟

14:32.646 --> 14:35.520
‫یعنی نه اینکه با صدا بخندم، ولی...

14:35.521 --> 14:38.478
‫با این حال، بیشتر زوج ها
‫از یه قرار اول افتضاح فراتر نمیرن.

14:38.479 --> 14:41.228
‫ما چی؟
‫ما از حمله یه قاتل جون سالم به در بردیم.

14:41.229 --> 14:42.812
‫من که عذرخواهی کردم.

14:42.813 --> 14:45.103
‫تلاش برای دستبرد به قبرت
‫یه اشتباه بزرگ بود.

14:45.104 --> 14:48.270
‫حرف از اشتباه شد،
‫اشتباه من خیلی زود ازدواج کردن بود.

14:48.271 --> 14:50.437
‫وای، اگه میتونستم به گذشته برگردم،
‫به خودم میگفتم...

14:50.438 --> 14:53.978
‫تا وقتی بزرگ نشدی
‫و به خود واقعیت نرسی، ازدواج نکن.

14:53.979 --> 14:55.895
‫توی دنیا ماهی زیاده.

14:55.896 --> 14:58.728
‫و وقتی ماهی مناسب رو پیدا کنی،
‫خودت میفهمی.

14:58.729 --> 15:00.478
‫گاهی، ولی نه همیشه.

15:00.521 --> 15:03.521
‫من یهو اشتهام رو برای نگاه کردن
‫به غذا از دست دادم، هه!

15:03.521 --> 15:09.521
‫بن، میدونم فکر میکنی آنابل حالا آینده‌ته‌،
‫ولی کلی چیزهای دیگه جلوته، مگه نه شینا؟

15:12.688 --> 15:14.103
‫بهتره دنبال آنابل برم.

15:14.104 --> 15:17.146
‫اون واقعاً متنفره از اینکه وقتی
‫قهر میکنه و میره، طولش بدم دنبالش برم.

15:18.021 --> 15:19.521
‫تو، دلت میخواد از اینجا بیرون بزنیم؟

15:19.521 --> 15:22.521
‫حس میکنم همه دارن سر چیزی
‫دعوا میکنن که من نمیفهمم.

15:22.521 --> 15:26.521
‫جوئل خیلی متأسفم، ولی باید بمونم
‫تا مطمئن بشم بن کار احمقانه ای نکنه.

15:26.813 --> 15:28.728
‫شاید همین الان داره خواستگاری میکنه.

15:28.729 --> 15:31.853
‫- شاید بعداً بریم پیتزا بزنیم!
‫- عجب فکری، پیتزا سفارش بده!

15:31.854 --> 15:35.104
‫جوئل، به کمکت احتیاج دارم تا یه سوپ
‫خیلی سبک درست کنم، اگه بیکار باشی؟

15:39.521 --> 15:40.854
‫نه، بریم.

15:41.521 --> 15:43.021
‫شماها استر رو میشناسید؟

15:53.688 --> 15:55.729
‫تاس هیولا؟
‫واقعاً؟

15:56.938 --> 15:58.188
‫آره!

16:08.229 --> 16:11.645
‫ما... باید... درباره این... حرف بزنیم!

16:11.646 --> 16:13.770
‫هیچ وقت نمیتونی من رو
‫این پایین گیر بندازی، استر.

16:13.771 --> 16:17.353
‫من میتونم با چشم های بسته
‫هزار سال این تونل ها رو بدوم...

16:17.354 --> 16:18.563
‫و حتی یک بار هم مسیر رو...

16:21.979 --> 16:24.563
‫جورابم خیلی خیسه، پس...

16:27.563 --> 16:29.603
‫چرا داری سعی میکنی من رو بکشی؟

16:29.604 --> 16:32.062
‫- چون تو داری سعی میکنی من رو بکشی!
‫- نه، اینطور نیست!

16:32.063 --> 16:34.478
‫- ولی گفتی داریم دعوا میکنیم!
‫- این اصلاً معنی...

16:34.479 --> 16:38.895
‫وایسا، تو هر دوستی رو که
‫تا حالا باهاش دعوا کردی کشتی؟

16:38.896 --> 16:40.270
‫نه!

16:40.271 --> 16:41.646
‫یه بار یه اسب در رفت.

16:42.646 --> 16:46.603
‫آبادون، دوست ها دعوا میکنن.
‫این به این معنی نیست که باید هم رو رو بکشن.

16:46.604 --> 16:49.395
‫آره، همه چی رو درباره مترسک بازی میدونم.
‫کار خیلی زیادیه.

16:49.396 --> 16:51.146
‫منظورم اینه که میتونن عذرخواهی کنن.

16:52.729 --> 16:54.854
‫یعنی میتونی بگی معذرت میخوای.

16:56.063 --> 16:57.479
‫و بعد من می‌بخشمت.

16:58.104 --> 17:00.146
‫هوم، عجیب به نظر میرسه.

17:01.521 --> 17:02.812
‫این تونل جدیده.

17:02.813 --> 17:05.895
‫جدید؟
‫گفتی آدم های باستانی این تونل ها رو کندن.

17:05.896 --> 17:08.896
‫آدم ها از تونل ها استفاده کردن.
‫یه چیز دیگه کار کندنش رو انجام داده.

17:11.396 --> 17:13.104
‫بگیرش!

17:16.979 --> 17:18.896
‫نه، کوچیک تر.

17:19.563 --> 17:20.646
‫نه، کوچیک تر.

17:21.021 --> 17:22.021
‫کوچیک تر.

17:22.063 --> 17:23.188
‫- ولی...
‫- نه.

17:24.938 --> 17:26.770
‫- کوچیک تر.
‫- حتی نمیخوای مزه‌ش کنی.

17:26.771 --> 17:28.479
‫نکته‌ش هم همینه، جوئل!

17:29.271 --> 17:31.020
‫بن؟

17:31.021 --> 17:33.437
‫- آنابل؟
‫- اونجا هستی، داری چیکار میکنی؟

17:33.438 --> 17:35.645
‫آنابل وقتی از دستم عصبانی میشه
‫توی دیوارها میره...

17:35.646 --> 17:37.562
‫تا اونقدر التماس کنم که
‫باورش بشه پشیمون هستم.

17:37.563 --> 17:40.062
‫- بن، نمیتونی سورپرایزت رو اجرا کنی.
‫- چه سورپرایزی؟

17:40.063 --> 17:41.978
‫بل-بل، با عصبانیت برگشتی!

17:41.979 --> 17:45.270
‫چیزهای بیشتری یادم اومد که
‫میخواستم داد بزنم، چه سورپرایزی؟

17:45.271 --> 17:47.478
‫بن، تو آماده این سطح از تعهد نیستی.

17:47.479 --> 17:49.645
‫- میدونی سورپرایز چیه؟
‫- واضحه.

17:49.646 --> 17:51.145
‫و یه ایده افتضاح.

17:51.146 --> 17:53.853
‫خب الان که نمیتونم پسش بگیرم.

17:53.854 --> 17:56.103
‫آنابل آناستیو...

17:56.104 --> 17:58.104
‫افتخار میدی...

17:58.729 --> 18:01.103
‫با من یه لاکپشت بزرگ کنی؟

18:01.104 --> 18:03.395
‫- هان؟
‫- بن، این چیه؟

18:03.396 --> 18:06.770
‫هدیه ای که به اندازه عشقمون عمر میکنه،
‫تا حتی وقتی به دانشگاه رفتم...

18:06.771 --> 18:08.604
‫تیکه ای از من رو پیش خودت داشته باشی.

18:09.354 --> 18:10.812
‫ممکنه من رو ببخشید؟

18:10.813 --> 18:13.103
‫میترسم مجبور باشم برای بار دوم بیرون بزنم.

18:13.104 --> 18:15.313
‫آنابل، وایسا!

18:15.938 --> 18:16.978
‫سوپ گرت!

18:17.021 --> 18:18.021
‫آنابل!

18:18.021 --> 18:19.021
‫من به خونه میرم.

18:19.021 --> 18:20.021
‫جوئل...

18:20.021 --> 18:21.521
‫وقت تیکه انداختنه!

18:21.521 --> 18:26.021
‫تا حالا متوجه شدید کاترین نمیتونه
‫یه هتل رو نگه داره، یا یه مرد رو؟

18:26.021 --> 18:27.521
‫هو، هو، هو!

18:32.188 --> 18:34.145
‫من تمام جادوم رو روی تو پیاده کردم!

18:34.146 --> 18:36.353
‫جادو روی دهن بی وقفه اثر نداره!

18:36.354 --> 18:39.979
‫این یه هیولای سیری ناپذیریه
‫که اجازه نمیده سوارش بشم!

18:40.646 --> 18:41.771
‫بیا اینجا!

18:50.229 --> 18:52.896
‫به نظر میرسه قبل از اینکه تو بتونی،
‫اون من رو میکشه.

19:16.146 --> 19:17.604
‫اوه، بیخیال.

19:19.021 --> 19:20.021
‫من...

19:20.521 --> 19:21.521
‫متأسفم.

19:22.854 --> 19:23.854
‫می‌بخشمت.

19:25.063 --> 19:28.478
‫اگه چشم رو میخوای، تا وقتی خورده بشیم
‫اون رو باهات تقسیم میکنم.

19:28.479 --> 19:30.020
‫وایسا، تو هنوز اون چشم رو داری؟

19:30.021 --> 19:32.270
‫مهم نیست، جادو روی هیولا اثری نداره.

19:32.271 --> 19:33.938
‫این برای هیولا نیست.

19:37.729 --> 19:39.228
‫- خیلی شفافه.
‫- آره.

19:39.229 --> 19:42.437
‫در واقع آب گرم با یه ذره هویج بود.

19:42.521 --> 19:43.521
‫هوم.

19:43.854 --> 19:45.520
‫خب، خداحافظ.

19:45.521 --> 19:48.020
‫خداحافظ؟
‫ولی من سوپ درست کردم.

19:48.021 --> 19:50.728
‫وقتی نصف شب بیرون رفته بودی،
‫من با یکی دیگه آشنا شدم.

19:50.729 --> 19:52.479
‫شمع ها!

19:55.521 --> 19:57.478
‫یه لاکپشت؟
‫جدی میگی؟

19:57.479 --> 19:59.645
‫بل-بل، فقط بیا پایین.

19:59.646 --> 20:00.896
‫جوئل، وایسا.

20:01.729 --> 20:04.978
‫- اوه، فکر نمیکردم وایسی.
‫- سر در نمیارم، کاترین.

20:04.979 --> 20:08.812
‫تمام شب داری من رو نادیده میگیری
‫و میگی روابط چیز بدی هستن.

20:08.813 --> 20:10.103
‫اصلاً چرا من رو دعوت کردی؟

20:10.104 --> 20:12.478
‫من دعوتت نکردم، بن دعوت کرد.

20:12.479 --> 20:14.020
‫پس دلت نمیخواست اینجا باشم؟

20:14.021 --> 20:16.145
‫نه، میخواستم.
‫من میخوام، فقط...

20:16.146 --> 20:18.603
‫خبر بد، لاکپشته یکم نون
‫توی گلوش پرید و مرد.

20:18.604 --> 20:21.187
‫خبر خوب، یه لاکپشت روح دارم!

20:21.188 --> 20:22.353
‫این زندگی منه.

20:22.521 --> 20:25.521
‫لاکپشت های مرده و این نگرانی که
‫پسرم قراره به یه روح پیشنهاد ازدواج بده.

20:25.521 --> 20:27.521
‫نمیدونستم میتونی با این قضیه کنار بیای.

20:27.521 --> 20:29.621
‫وایسا، فکر کردی میخواستم
‫به آنابل پیشنهاد ازدواج بدم؟

20:29.771 --> 20:30.978
‫ما دو نفر این نظر رو داریم.

20:30.979 --> 20:32.895
‫سه نفر.
‫قفلش کن، داداش.

20:32.896 --> 20:34.395
‫اصلاً استر امشب خونه‌ست؟

20:34.521 --> 20:37.521
‫بچه ها، من نمیتونم ازدواج کنم.
‫تازه از سن پیش بلوغی در اومدم.

20:37.521 --> 20:41.521
‫که چی؟ اینکه من تا ابد اینجا هستم
‫به این معنی نیست که میتونی وقتم رو تلف کنی.

20:41.521 --> 20:42.521
‫وقتت رو تلف کنم؟

20:42.521 --> 20:45.021
‫برات مهمونی شام راه انداختم که
‫هیچکس نمیتونه توش چیزی بخوره!

20:45.021 --> 20:47.221
‫تلاشم رو کردم طلسمی اجرا کنم
‫که تو رو از مرگ برگردونم...

20:47.221 --> 20:49.221
‫که از چیزی که گفتی
‫خون خیلی بیشتری ازم میخواست.

20:49.221 --> 20:52.421
‫فیلم صامت وحشتناکت رو نُه بار تماشا کردم!

20:52.438 --> 20:55.437
‫باورم نمیشه میخواستم بذارم
‫امشب خودت رو مسموم کنی.

20:55.438 --> 20:57.478
‫- وایسا، چی؟
‫- آره، چی؟

20:57.479 --> 21:00.312
‫درسته، ما جفتمون سورپرایزهایی
‫آماده کرده بودیم.

21:00.313 --> 21:03.353
‫خفه کننده اتاق زیرشیروانی بهم گفت
‫شیشه زهر رو کجا مخفی کرده.

21:03.354 --> 21:05.853
‫میخواستم مجبورت کنم اون رو سر بکشی
‫تا بتونی یه روح بشی...

21:05.854 --> 21:07.437
‫و بتونیم برای همیشه با هم باشیم.

21:07.438 --> 21:09.562
‫ولی حالا، خیلی مطمئن نیستم.

21:09.563 --> 21:12.020
‫- خدای من.
‫- یه خفه کننده چرا باید سم داشته باشه؟

21:12.021 --> 21:14.103
‫- بن، نمیتونی...
‫- دیوونه شدی؟

21:14.104 --> 21:15.646
‫کسی صدای غرش میشنوه؟

21:17.896 --> 21:19.813
‫- استر؟
‫- سلام، مامان.

21:20.354 --> 21:21.938
‫استر!

21:26.688 --> 21:28.063
‫وقت قهرمان بازیه.

21:30.938 --> 21:32.770
‫درسته، من یه روح هستم.

21:32.771 --> 21:34.688
‫با این حال، به خاطر شجاعتش امتیاز داره.

21:37.188 --> 21:38.854
‫- استر!
‫- بن، نه!

21:42.313 --> 21:44.853
‫وای، چه گرز خوبی.

21:44.854 --> 21:47.313
‫گشنمه و حوصله ندارم!

21:52.688 --> 21:53.812
‫پیتزا سفارش دادید.

21:53.813 --> 21:55.812
‫وای، عجب مهمونی باحالی دارید!

21:55.813 --> 21:59.978
‫هی، تو همون پیک آب نیستی که
‫مشکلات شخصیش رو زیاد بروز میده؟

22:00.021 --> 22:04.021
‫چون فقط من رو در حال آوردن آب دیدی،
‫معنیش اینه که نمیتونم پیتزا هم بیارم؟

22:04.021 --> 22:06.437
‫شاید چون الان مجرد هستم
‫به دو تا شغل نیاز دارم.

22:06.438 --> 22:10.062
‫نه از نظر قانونی، ولی زنم من رو
‫از تخت بیرون کرد تا دوست پسرش بتونه...

22:10.063 --> 22:11.645
‫- ممنون!
‫- نه، متوجه شدم.

22:11.646 --> 22:13.145
‫برات فقط یه پیک هستم...

22:13.146 --> 22:16.103
‫نه یه انسان که داره شرایط جدید
‫و ترسناکی رو تجربه میکنه.

22:16.104 --> 22:18.937
‫وقتی از طریق وبسایت انعام میدی،
‫من حتی یه قرون هم نمی‌بینم.

22:18.938 --> 22:21.103
‫- از پیتزات لذت ببر.
‫- سلام، استر.

22:21.104 --> 22:24.020
‫هدر، میشه یه لحظه وقتت رو بگیرم؟
‫ولی ممنون که اومدی.

22:24.021 --> 22:26.271
‫بن، تو زنده هستی!

22:26.854 --> 22:28.478
‫- باید از هم جدا بشیم.
‫- چی؟

22:28.479 --> 22:30.520
‫فکر میکردم دلم میخواد با هم روح بشیم.

22:30.521 --> 22:33.937
‫ولی وقتی دیدم نزدیک بود اون چیز بکشتت،
‫تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که...

22:33.938 --> 22:35.479
‫«لطفاً نذار بمیره.»

22:36.646 --> 22:39.562
‫راستش، منم دلم نمیخواست بمیرم.

22:39.563 --> 22:41.979
‫خداحافظ، بن.
‫شاید توی یه مرگ دیگه.

22:42.979 --> 22:44.687
‫خدای من.

22:44.688 --> 22:46.020
‫دوباره مجرد شدم.

22:46.021 --> 22:49.520
‫این مهمونی تازه داره شروع میشه.

22:49.521 --> 22:51.437
‫- هدر، با من برقص.
‫- نه، ممنون.

22:51.438 --> 22:54.103
‫هی، تیر خطا رفتن یعنی تفنگ کار میکنه.

22:54.104 --> 22:56.270
‫جوئل، اون عالی بود.

22:56.271 --> 22:58.312
‫در مورد چیزهایی که درباره
‫روابط گفتم اشتباه میکردم.

22:58.313 --> 23:00.353
‫میتونن خوب باشن، مگه نه شینا؟

23:00.354 --> 23:02.520
‫اوه، پاول رو ول کردم.
‫خیلی آویزونه.

23:02.521 --> 23:05.228
‫میرم توی ماشینم گریه کنم، بعد هم توی خونه.

23:05.229 --> 23:06.603
‫باشه، بهم زنگ میزنی؟

23:06.604 --> 23:07.812
‫خداحافظ، جوئل.

23:07.813 --> 23:10.438
‫من میگم، مهمونی خیلی خوبیه.

23:12.521 --> 23:14.521
‫حالت خوبه؟

23:14.521 --> 23:16.521
‫حالم از خوب هم بهتره،
‫همون کسی که بهش میگن هدر.

23:16.521 --> 23:21.021
‫به معصومی یه بچه دیو، تازه از قیرهای
‫غرق شده دریای جوشان بیرون اومده...

23:21.021 --> 23:24.021
‫که لعنت ابدیش از نو شروع شده.

23:25.021 --> 23:27.521
‫- چه باحال.
‫- من به آبادون بخشش رو یاد دادم.

23:27.563 --> 23:31.853
‫قدرت پاک کردن هر اشتباهی.
‫این سلاحی قوی تر از هر تیغیه.

23:31.854 --> 23:33.854
‫آه، واقعاً هم همینطوره.

23:35.354 --> 23:36.937
‫الان دیگه اونجا افتاده، هان؟

23:36.938 --> 23:39.854
‫نگران نباش، تا رندی اینجاست برنمیگرده.

23:41.021 --> 23:43.021
‫خب، میدونی چیه؟
‫انگار داره برمیگرده.

23:44.021 --> 23:48.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

23:48.051 --> 23:55.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

23:55.051 --> 24:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
