WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:11.521 --> 00:16.021
‫خواهش میکنم، لازم نیست این کار رو بکنی.
‫من از طرفدارهای پر و پا قرص کارهات هستم.

00:19.646 --> 00:21.563
‫تازه، من نمیتونم بمیرم، پس...

00:24.188 --> 00:26.853
‫آبادون، از هیولایی که داره
‫تلاش میکنه ما رو بکشه تعریف نکن.

00:26.854 --> 00:28.521
‫ولی دلم میخواد ازم خوشش بیاد!

00:29.938 --> 00:31.520
‫استر، اوضاع چطوره؟

00:31.521 --> 00:32.521
‫همه چی عالیه.

00:32.521 --> 00:35.621
‫یه مکعب معما می‌بینی که یه شیطان رو
‫تبعید میکنه و به قلمرو عذاب برمیگردونه...

00:35.621 --> 00:37.521
‫یکی رو که دیدی، انگار همه رو دیدی.

00:37.921 --> 00:39.521
‫ولی من واقعاً به زمان بیشتری نیاز دارم.

00:42.521 --> 00:43.521
‫وای، نه.

00:47.979 --> 00:50.145
‫تسویه حساب، درسته؟
‫اقامت چطور بود؟

00:50.146 --> 00:51.645
‫هه، بالاخره گذروندمش.

00:51.646 --> 00:53.813
‫ما قبولش میکنیم.
‫بزن قدش، خواهر زاده!

00:55.313 --> 00:59.312
‫رفیق، بالاییه خیلی خوب خورد.
‫باید پایینی رو هم امتحان کنیم؟

00:59.313 --> 01:02.062
‫همون یکی خوبه.
‫ببخشید آقا، کجا میری؟

01:02.063 --> 01:03.812
‫کتابخونه، شالم رو جا گذاشتم.

01:03.813 --> 01:08.395
‫اگه میذاشتیم خودت بری شالت رو بیاری،
‫دیگه چجور هتلی بودیم؟

01:08.396 --> 01:09.729
‫- بن؟
‫- الان میرم!

01:12.604 --> 01:13.813
‫آه!

01:18.938 --> 01:20.228
‫- آخ.
‫- استر؟

01:20.229 --> 01:21.687
‫کارم تقریباً تمومه...

01:21.688 --> 01:23.562
‫شما رفقا شال ندیدید؟

01:23.563 --> 01:25.229
‫- بفرما.
‫- ممنون!

01:31.021 --> 01:32.021
‫درستش کردم!

01:37.521 --> 01:39.313
‫خیلی ازش خوشم اومد.

01:42.729 --> 01:44.353
‫کار رو ترکوندیم، بچه ها!

01:44.521 --> 01:51.021
‫صد تا مهمون بدون هیچ حمله ای، گم شدن،
‫یا اتفاق ماوراءالطبیعه ترسناک دیگه ای.

01:52.271 --> 01:54.229
‫هورا!

01:55.354 --> 01:57.354
‫وای، بادکنک ها رو کی درست کرده؟

01:58.688 --> 02:00.146
‫جدی میگم، بادکنک ها کار کیه؟

02:00.771 --> 02:03.438
‫شارژر گوشیم رو جا گذاشتم.
‫اوه، بادکنک!

02:05.521 --> 02:07.521
‫- اوه، خدایا!
‫- هیچکس به بادکنک ها دست نزنه.

02:07.521 --> 02:10.021
‫- دارن دنبالم میان!
‫- قبل از اینکه فرار کنن بترکونیدشون!

02:10.021 --> 02:11.521
‫- آخ!
‫- یکیشون رو تركوندم!

02:20.021 --> 02:25.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

02:40.021 --> 02:44.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل دوم : قسمت اول ]

02:45.021 --> 02:46.521
‫خبر بزرگ.

02:46.521 --> 02:49.521
‫به لطف مهمون های واقعیمون،
‫سود کردیم و بدهکار نیستیم.

02:49.521 --> 02:52.479
‫تاریکی ابدی، بالاخره!

02:53.271 --> 02:54.895
‫من یه شیطان هستم.

02:55.021 --> 02:56.021
‫میدونم.

02:56.021 --> 03:00.021
‫منظورم اینه که بالاخره پول در آوردیم،
‫ولی باید حواسمون باشه چطور خرجش میکنیم.

03:00.104 --> 03:03.145
‫وای، من یه ایده عالی دارم.
‫باید اعتراف کنم یکم...

03:03.146 --> 03:05.187
‫- نه.
‫- تو که هنوز ایده‌م رو نشنیدی!

03:05.188 --> 03:08.437
‫- قراره ربطی به یه مراسم آیینی داشته باشه؟
‫- همه چی یه مراسم آیینیه.

03:08.438 --> 03:12.187
‫مسواک زدن، لباس عوض کردن،
‫قربانی کردن یه بز برای هیولای دریایی.

03:12.188 --> 03:13.687
‫اوه، من دریا رو دوست دارم.

03:13.688 --> 03:15.645
‫باید یه سفر تیم سازی بریم.

03:15.646 --> 03:18.895
‫میدونم که خانواده هستیم، ولی انگار
‫هیچ وقت به عنوان همکار با هم جور نشدیم.

03:18.896 --> 03:20.062
‫من از قبل تصمیمم رو گرفتم.

03:20.063 --> 03:23.312
‫قراره از پول استفاده کنیم
‫تا یه کارمند جدید استخدام کنیم.

03:23.313 --> 03:24.520
‫کارمند جدید؟

03:24.521 --> 03:26.895
‫ما همین الان هم یه ماشین
‫روغن کاری شده هستیم.

03:26.896 --> 03:30.062
‫مغز، زور بازو، روح، مامان و طعمه داریم.

03:30.063 --> 03:32.687
‫من کلی هم اطلاعات درباره دایناسورها میدونم.

03:32.688 --> 03:34.770
‫اوه، من همیشه آرزو داشتم رئیس باشم.

03:34.771 --> 03:38.395
‫داشتن کارمند قدم بعدی برای تبدیل شدن
‫این هتل به یه کسب و کار واقعیه‌...

03:38.396 --> 03:41.145
‫و نه فقط ساختمونی که
‫مرده ها زنده ها رو میترسونن.

03:41.146 --> 03:43.770
‫فقط آدم های مرده نیستن.

03:43.771 --> 03:45.520
‫کلی موش شبح داریم.

03:45.521 --> 03:47.978
‫اگه داریم استخدام میکنیم،
‫به بخش منابع انسانی نیاز داریم.

03:47.979 --> 03:50.645
‫اوه، میدونید کی ممکنه خوب باشه؟

03:50.646 --> 03:52.853
‫- بن، تو میتونی رئیس منابع انسانی بشی.
‫- آره!

03:52.854 --> 03:54.395
‫اوه، فقط تصورش کنید.

03:54.396 --> 03:57.062
‫خانم کاترین راهروها تمیز هستن،
‫پس دارم میرم.

03:57.063 --> 03:58.562
‫به نظر خوب میاد، کریگ.

03:58.563 --> 04:00.270
‫وای، کریگ به نظر آدم خوبی میاد.

04:00.271 --> 04:02.187
‫اون روح الان به میز خورد.

04:02.188 --> 04:03.728
‫نه، نخوردم.

04:03.729 --> 04:06.312
‫اوه، چرا خوردی.
‫خودم دیدمت.

04:06.313 --> 04:07.728
‫مشکل چیه، استر؟

04:07.729 --> 04:10.812
‫مشکل اینه که من فکر نمیکنم
‫این دختره روح باشه.

04:10.813 --> 04:12.021
‫مطمئنی؟

04:12.021 --> 04:15.021
‫چون من همیشه می‌بینمش.
‫اون من رو «قهرمان» صدا میزنه.

04:15.021 --> 04:16.521
‫یه چاقو توی کمرش هست.

04:16.521 --> 04:20.021
‫راستش، واقعاً هست؟
‫شبیه نصفه چاقوئه که به کمرش چسبوندن.

04:20.229 --> 04:22.312
‫شماها دیوونه هستید.
‫من یه روح هستم.

04:22.313 --> 04:25.688
‫پدرخوانده‌م با چاقو من رو زد
‫چون خواستم وسایلش رو قرض بگیرم...

04:27.479 --> 04:28.479
‫لعنتی.

04:30.229 --> 04:31.229
‫حالا این مال منه.

04:31.229 --> 04:33.437
‫اون تمام این مدت زنده بوده؟

04:33.438 --> 04:36.478
‫- باید لمس کردن همه رو شروع کنیم.
‫- من ماه هاست دارم همین رو میگم.

04:36.479 --> 04:38.770
‫پیداش میکنم، چه مرده چه زنده.

04:38.771 --> 04:40.478
‫زنده، همیشه زنده.

04:40.479 --> 04:42.895
‫کمکت میکنم.
‫این ممکنه یه مسئله اداری بشه.

04:42.896 --> 04:44.688
‫ببین میخواد اینجا کار کنه یا نه.

04:45.813 --> 04:47.228
‫«نیروی کار مورد نیاز.»

04:47.229 --> 04:49.312
‫خدایا، همین که نوشتمش حالم بهتر شد.

04:49.313 --> 04:52.020
‫حالا که صحبت از کمک شد،
‫منم نظراتی درباره این آگهی دارم.

04:52.021 --> 04:57.521
‫کارمند ایده آل من در برابر طلسم ها مقاومه،
‫پیشینه ای توی جادوگری داره...

04:57.521 --> 05:02.021
‫قدرت سر و کله زدن با گرگینه ها رو داره،
‫و عقلش میرسه که کِی نباید این کار رو بکنه.

05:02.021 --> 05:09.021
‫فردی پر کار با تجربه هتلداری،
‫پنج سال یا بیشتر، مدرک مدیریت هتلداری...

05:09.021 --> 05:10.021
‫دو تا معرف...

05:10.021 --> 05:12.521
‫نه، میدونی چیه؟
‫چهار تا معرف.

05:12.521 --> 05:14.687
‫آه، باید بتونه روی هوا حرف بزنه و شوخی کنه.

05:14.688 --> 05:16.478
‫میدونی چقدر دوست دارم روی هوا صحبت کنم.

05:16.479 --> 05:19.187
‫کلی آدم داری که باهاشون حرف بزنی
‫و شوخی کنی، با بن شوخی کن.

05:19.188 --> 05:22.270
‫بن؟ اون اصلاً نمیفهمه منظورم چیه.

05:22.271 --> 05:25.604
‫اوه، باید بتونه ۵۰ پوند رو بلند کنه.

05:26.521 --> 05:29.021
‫خب، نقشه برای پیدا کردن این زن چیه؟
‫گشتن اتاق به اتاق؟

05:29.021 --> 05:31.521
‫من میگم اول از اتاق هایی شروع کنیم
‫که میدونیم وجود دارن...

05:31.521 --> 05:33.221
‫بعد سراغ اتاق هایی که گاهی وجود دارن بریم.

05:33.229 --> 05:35.563
‫بن، بذار یه حرفه ای این رو اداره کنه.

05:40.313 --> 05:42.562
‫چندشه، ولی بانمکه.

05:42.563 --> 05:44.396
‫دنبالش کن، قبل از اینکه بند بیاد!

05:54.354 --> 05:57.437
‫میدونم اینجا هستی، خانم.
‫بیا بیرون.

05:57.438 --> 05:59.520
‫مجبورم نکن از طعمه استفاده کنم.

05:59.521 --> 06:01.854
‫منظورش من هستم، «قهرمان».

06:06.354 --> 06:07.687
‫این رو حس میکنی؟

06:07.688 --> 06:11.062
‫چنگال بانشی، فلج کننده آنی.

06:11.063 --> 06:14.728
‫این رو حس میکنی؟
‫چاقویی ساخته شده از مسواک ذوب شده.

06:14.729 --> 06:16.937
‫تو به یه بچه کوچیک چاقو نمیزنی.

06:16.938 --> 06:18.520
‫بچه قبلی هم همین رو گفت.

06:18.521 --> 06:20.978
‫رفقا!
‫من همینطوریش امروز یه قطره خون دیدم.

06:20.979 --> 06:24.104
‫چرا درباره‌ش با یکم شیرینی
‫خونگی گرم حرف نمیزنیم؟

06:26.229 --> 06:28.353
‫خیلی خب، تو دیگه کی هستی
‫و برای چی اینجا هستی؟

06:28.354 --> 06:30.520
‫چیز مهمی نیست.
‫من شینا هستم.

06:30.521 --> 06:33.521
‫یک ساله که دارم توی اتاق زیرشیروانی
‫ زندگی میکنم، جای پدربزرگم رو گرفتم.

06:33.521 --> 06:37.187
‫اوه، شنیدید بچه ها؟
‫اون جای پدربزرگش رو گرفته.

06:37.188 --> 06:38.978
‫خب، پس فکر کنم مشکلی نیست.

06:38.979 --> 06:41.520
‫داری چه مزخرفاتی میگی؟!

06:41.521 --> 06:43.895
‫آره، ما به چیزهای بیشتری نیاز داریم شینا.

06:43.896 --> 06:48.478
‫راستش رو بخواید، من تا حالا اسکون
‫نپخته بودم و دستور پختش پیچیده‌ست.

06:48.479 --> 06:51.937
‫ببینید، پدربزرگم فقط گفت که
‫یکی از اعضای خاندان ما...

06:52.021 --> 06:55.521
‫همیشه باید اینجا باشه
‫تا یه «شر باستانی» رو دور نگه داره.

06:55.521 --> 06:56.621
‫میدونم مسخره به نظر میرسه.

06:56.621 --> 06:59.021
‫ولی وقتی دوستم اعتبارم رو خراب کرد،
‫جا و مکانی نداشتم...

06:59.021 --> 07:00.521
‫برای همین پیش خودم گفتم چرا که نه؟

07:00.521 --> 07:02.321
‫وایسا، وایسا.
‫کدوم شر باستانی؟

07:02.321 --> 07:05.821
‫اوم، یادم نیست.
‫پدربزرگم یک بار بهم گفت.

07:05.938 --> 07:07.812
‫یه جور خدای کیهانی؟

07:07.813 --> 07:10.228
‫با حرف «پ» شروع میشه، پیت؟

07:10.229 --> 07:12.395
‫پیت خدای کیهانی؟

07:12.396 --> 07:15.770
‫تو تمام مدتی که ما داشتیم
‫هتل رو اداره میکردیم اینجا بودی؟

07:15.771 --> 07:16.771
‫متأسفانه، آره.

07:17.438 --> 07:19.770
‫برخیز، مورتوث!

07:19.771 --> 07:22.353
‫ای ارباب لعنت شده ها!

07:22.354 --> 07:24.438
‫خدای من، خدای من.
‫خدای من، خدای من!

07:26.021 --> 07:27.562
‫خیلی خب، پسرهای باتلاقی.

07:27.563 --> 07:30.313
‫بهمون بگید آبادون رو کجا بردید، وگرنه.

07:31.688 --> 07:34.145
‫بن، راضیشون کن.

07:34.146 --> 07:36.729
‫متاسفم!

07:37.771 --> 07:40.312
‫به خاطر همینه که همیشه موز کم میاریم.

07:40.521 --> 07:44.021
‫ببخشید، پسر باتلاقی یعنی چی؟
‫من اونجا نبودم، بن چیکار کرد؟

07:44.021 --> 07:46.021
‫آره، منم یادم نمیاد.

07:46.021 --> 07:47.021
‫خواهش میکنم.

07:47.021 --> 07:50.021
‫ببین، من قصد شکایت ندارم،
‫ولی نمیتونی اینجا بمونی.

07:50.021 --> 07:53.021
‫حالا هر چی، با این همه شمع ارواح
‫به هر حال اون بالا نمیتونم بخوابم.

07:53.021 --> 07:54.021
‫فعلاً، قهرمان.

07:55.646 --> 07:57.270
‫ما در ورودی داریم.

07:57.271 --> 07:58.479
‫درها تله هستن!

08:03.063 --> 08:05.812
‫- نگران این چیزها هستیم؟
‫- احتمالاً فقط نشست کردن خونه‌ست.

08:05.813 --> 08:08.938
‫حرف از نشست کردن شد،
‫کارمندهای جدید احتمالیمون رسیدن.

08:11.021 --> 08:15.021
‫آه، فقط فکرش رو بکن،
‫یه جایی همین اطراف، آدم خوش شانسیه...

08:15.021 --> 08:18.521
‫که قراره روش انجام کارهای خونه‌ت رو
‫برای همیشه عوض کنه.

08:18.521 --> 08:20.021
‫میدونم، مگه نه؟

08:20.479 --> 08:23.813
‫به نظرت خیلی از این آدم ها
‫یکم ترسناک به نظر نمیرسن؟

08:27.979 --> 08:29.895
‫اینجا یه هتل ترسناکه، کتی.

08:29.896 --> 08:32.187
‫معلومه که جوینده های کار
‫ترسناکی رو هم جذب میکنه.

08:32.188 --> 08:34.063
‫حالا بذار ازت یه رئیس بسازیم.

08:35.188 --> 08:36.770
‫اوم، یه سؤالی ازتون دارم.

08:36.771 --> 08:39.896
‫چقدر طول میکشه تا توی هتل تنهام بذارن؟

08:40.938 --> 08:41.938
‫چرا؟

08:42.813 --> 08:45.229
‫به کل زیرزمین دسترسی دارم؟

08:45.521 --> 08:46.521
‫چرا؟

08:46.729 --> 08:50.603
‫سؤال دو بخشیه.
‫یک، توی تمام تعطیلات باز هستید؟

08:50.604 --> 08:52.020
‫سؤال خیلی خوبیه، ما...

08:52.021 --> 08:55.063
‫و دو، به کل زیرزمین دسترسی دارم؟

08:56.521 --> 09:01.021
‫ممنون، ما با پمپ بنزینی که گفتی
‫میتونه پیدامون کنه، تماس میگیریم.

09:01.229 --> 09:05.603
‫میدونی چیه؟ شاید رؤیای من برای
‫قانونی کردن اینجا رؤیا ممکن نباشه.

09:05.604 --> 09:07.729
‫ما هیچ وقت کارمند
‫مورد نیازمون رو پیدا نمیکنیم.

09:09.188 --> 09:11.770
‫سلام، برای مصاحبه کاری اومدم.

09:11.771 --> 09:15.062
‫ببخشید خانم، تازه تصمیم گرفتیم
‫هیچ وقت کارمندی پیدا نکنیم.

09:15.063 --> 09:18.562
‫نیتن!
‫داره شوخی میکنه، و شما؟

09:18.563 --> 09:20.062
‫کاترین، با حرف «C».

09:20.063 --> 09:21.937
‫اوه، منم کاترین هستم با حرف «K».

09:21.938 --> 09:25.478
‫منم نیتن هستم با یه بیماری پوستی
‫که نمیذاره با کسی دست بدم.

09:25.479 --> 09:28.353
‫خب، تجربه کار توی هتل رو داری کاترین؟

09:28.354 --> 09:29.645
‫سه دهه.

09:29.646 --> 09:33.270
‫اخیراً، سه سال توی هتل ویتسنائو
‫توی کوه های آلپ سوئیس کار کردم.

09:33.271 --> 09:36.395
‫قبل از اون، شش سال
‫توی سنت رجیس قاهره و...

09:36.396 --> 09:37.645
‫اوه، سلام.

09:37.646 --> 09:39.771
‫کی جرأت کرده قلعه‌م رو خراب کنه؟

09:42.771 --> 09:45.396
‫- آبادون احساس عجیبی داره.
‫- آبادون، دستش رو ول کن.

09:46.021 --> 09:47.021
‫هان؟

09:48.271 --> 09:50.645
‫قصد بی احترامی ندارم،
‫ولی چرا اصلاً این شغل رو میخوای؟

09:50.646 --> 09:54.187
‫به نظر میرسه بتونی توی هر هتل
‫پنج ستاره ای توی دنیا کار کنی.

09:54.188 --> 09:55.645
‫میتونم، و کار هم کردم.

09:55.646 --> 10:00.020
‫ولی حالا دنبال یه چالش هستم،
‫و فکر میکنم این هتل پتانسیل داره.

10:00.021 --> 10:01.562
‫منم همینطور فکر میکنم.

10:01.563 --> 10:05.187
‫- کتی، اینجا اون رو زنده زنده میخوره.
‫- اجازه نمیدم این اتفاق بیفته.

10:05.188 --> 10:08.395
‫استخدام شدی.
‫فامیلت چیه، کاترین با حرف «C»؟

10:08.521 --> 10:09.521
‫ویثاکی.
‫[ با حرف «K» ]

10:09.521 --> 10:11.021
‫آه، فکر کردم با حرف «C» هست.

10:11.146 --> 10:13.312
‫آره، کاترین با حرف «C».
‫ویثاکی.

10:13.313 --> 10:15.270
‫- وایسا، کدومشه؟
‫- کدوم چی؟

10:15.271 --> 10:17.895
‫میگه اسمش کاترین ویثاکیه.

10:17.896 --> 10:19.603
‫همین الان گفت با حرف «C» هست.

10:19.604 --> 10:22.062
‫هست، ولی ویثاکی با «K» هست.

10:22.063 --> 10:24.103
‫- چی با «K» هست؟
‫- ویثاکی.

10:24.104 --> 10:26.479
‫- چی هست؟
‫- خیلی خب، فقط یادداشتش میکنیم.

10:28.604 --> 10:32.188
‫آبادون، هنوز هم میخوای برای تخم مرغ بازی
‫به غار مرد شاپرکی بری؟

10:33.021 --> 10:34.021
‫سرم شلوغه.

10:34.979 --> 10:36.604
‫باشه، تخم مرغ های بیشتری برای من.

10:39.146 --> 10:40.729
‫این یکی جدیده.

10:41.729 --> 10:44.813
‫- آه.
‫- استر، این ماده لزج بنفش مال توئه؟

10:46.396 --> 10:47.770
‫اینجا هم هست؟

10:47.771 --> 10:49.895
‫داره از هواکش میاد تو.

10:49.896 --> 10:54.270
‫- نکنه این همون شرارت باستانی باشه؟
‫- فقط یه ماده لزجه بن، من حلش میکنم.

10:54.271 --> 10:56.063
‫- ببخشید، اون چیه؟
‫- آتش دوزخ.

11:00.354 --> 11:02.478
‫می‌بینی؟
‫مشکل حل شد.

11:02.479 --> 11:04.562
‫اوم، تشک من هنوز آتیش گرفته.

11:04.563 --> 11:08.437
‫هتل پر از تشکه، بن.
‫نمیتونم همه مشکلاتت رو حل کنم.

11:08.438 --> 11:10.353
‫آه، جدی میگی؟

11:10.521 --> 11:12.021
‫آره، دارم به شینا زنگ میزنم.

11:12.021 --> 11:14.221
‫شماره‌ش توی مصاحبه خروج
‫از منابع انسانی یادگار مونده.

11:14.229 --> 11:18.270
‫بن، به نظرت این شبیه
‫یه خدای کیهانی به اسم پیته؟

11:18.271 --> 11:20.563
‫شاید؟

11:30.146 --> 11:33.312
‫نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه.

11:33.313 --> 11:35.437
‫یه شمع معطر جدید توی لابی گذاشتم.

11:35.438 --> 11:37.479
‫شمع، شمع!
‫شمع، شمع...

11:39.396 --> 11:41.395
‫نه.

11:41.396 --> 11:43.478
‫قاپیدن ممنوع!
‫آه، به من گوش کنید.

11:43.479 --> 11:47.520
‫اگه کسی حتی یک بار، حتی برای یک ثانیه،
‫حتی به طور تصادفی اون زن رو بترسونه...

11:47.521 --> 11:49.221
‫همه تلویزیون ها رو پایین صخره پرت میکنم.

11:50.813 --> 11:54.854
‫راستی، جسیکا توی راهروی بعدی منتظره
‫تا کاترین رو توی کانال تهویه بکشه.

12:00.854 --> 12:03.728
‫چرا توی این هتل همه چی
‫انقدر جذب اون میشه؟

12:03.729 --> 12:05.312
‫اون خیلی معمولیه.

12:05.313 --> 12:09.520
‫مثل علف گربه برای چیزهای ماورایی میمونه.
‫حتی آبادون هم نمیتونه در برابرش مقاومت کنه.

12:09.521 --> 12:12.270
‫کاترین، کاترین.

12:12.271 --> 12:13.729
‫نگاه کن چقدر میتونم بپرم.

12:14.896 --> 12:17.853
‫دیر یا زود، کارش ساخته‌ست
‫و احتمالاً روح میشه.

12:18.021 --> 12:19.021
‫امکان نداره.

12:19.021 --> 12:22.521
‫به عنوان رئیسش، هر چیزی که بخواد
‫بهش صدمه بزنه باید از روی من رد بشه.

12:22.521 --> 12:25.021
‫پس شاید بخوای مانع بشی
‫که اون آینه رو تمیز کنه...

12:25.021 --> 12:28.021
‫آینه ای که نشون میده چطور میخوای بمیری
‫و مرگ رو جلو میندازه.

12:36.396 --> 12:40.063
‫آره، خب ما سعی میکنیم
‫زیاد به آینه ها نگاه نکنیم، غرور.

12:43.021 --> 12:46.021
‫نباید به جای مخفی کردنش،
‫تلاش کنیم از شر این لجن راحت بشیم؟

12:46.021 --> 12:47.521
‫از من میخوای چیکار کنم، بن؟

12:47.521 --> 12:50.321
‫من تمام آتیش جهنمم رو مصرف کردم،
‫و این لجن تمام زمین شوی هامون رو شکست.

13:00.146 --> 13:01.229
‫بن؟

13:08.396 --> 13:10.937
‫چه اتفاقی افتاد؟
‫و چرا مچ پای من داره میسوزه؟

13:10.938 --> 13:13.020
‫هیچی، و اسید.

13:13.021 --> 13:16.395
‫میدونی، به عنوان مدیر منابع انسانی،
‫احساس میکنم اوضاع داره از دستمون در میره.

13:16.396 --> 13:20.020
‫و من احساس میکنم، اگه قراره آشغال های
‫ماوراءالطبیعه رو پاکسازی کنی...

13:20.021 --> 13:22.021
‫باید شلوار بلند بپوشی!

13:28.521 --> 13:30.479
‫آره، ما راستش نیازی به این اتاق نداریم.

13:47.229 --> 13:50.395
‫راهروها تمیزه، عزیزم.
‫سراغ هرس کردن باغچه میرم.

13:50.396 --> 13:52.104
‫ممنونم، کاترین.

13:52.729 --> 13:54.520
‫اوم، زیاد به جنگل نزدیک نشو!

13:54.521 --> 13:57.521
‫اوم، گرگ های معمولی اونجا هستن.

13:58.521 --> 14:00.853
‫من میتونم مثل گرگ زوزه بکشم.

14:00.854 --> 14:02.271
‫مطمئنم میتونی.

14:04.021 --> 14:07.603
‫آبادون، روی کارمند جدید کراش زدی؟

14:07.604 --> 14:09.645
‫تنها چیزی که من خرد میکنم جمجمه‌ست!

14:09.646 --> 14:11.271
‫پس این گل چیه، رفیق؟

14:11.979 --> 14:13.146
‫این برای...

14:13.646 --> 14:14.770
‫اوم، سمه.

14:14.771 --> 14:17.145
‫میخوام راز قرار گذاشتن رو بهت بگم.

14:17.146 --> 14:19.145
‫علایق مشترک.

14:19.146 --> 14:21.062
‫چیزی پیدا کن که هر دوتون دوست داشته باشید.

14:21.063 --> 14:24.353
‫همچنین کمک میکنه که
‫هم سن و هم گونه باشید...

14:24.354 --> 14:26.854
‫ولی فعلاً، علایق مشترک.

14:35.646 --> 14:38.479
‫استر، ظرفیت ذهنی شنیدن
‫یه خبر نگران کننده رو داری؟

14:39.813 --> 14:42.563
‫سعی کردم آروم بهش سیخونک بزنم،
‫ولی اون روی حفاری تمرکز کرده.

14:46.063 --> 14:47.520
‫آره، دارم به شینا زنگ میزنم.

14:47.521 --> 14:49.478
‫نه، من هر کاری اون میکنه رو
‫میتونم انجام بدم.

14:49.479 --> 14:53.146
‫و اگه مثل یه برادر بزرگ تر دوستم داری،
‫بهش زنگ نمیزنی.

14:56.979 --> 14:59.478
‫باشه، ولی حس میکنم داره
‫ازم سوءاستفاده عاطفی میشه.

14:59.479 --> 15:02.354
‫و وقتی این حرف ها رو میزنی، من ناراحت میشم.

15:04.688 --> 15:06.812
‫خیلی، عادیه.

15:06.813 --> 15:09.271
‫تازه اول کار هستیم، رئیس.

15:10.021 --> 15:11.021
‫وای، نه.

15:11.063 --> 15:12.437
‫اینجا چی داریم؟

15:12.438 --> 15:15.395
‫کاترین! بیا گیلاس های شامپاین
‫رو روی هم بچینیم تا برج بشه!

15:15.521 --> 15:17.521
‫و این آقای باجذبه کی باشن؟

15:17.521 --> 15:19.021
‫فکر میکنی من مرد باجذبه ای هستم؟

15:19.021 --> 15:23.521
‫لباس پوشیدنت جای کار داره،
‫ولی مثل بازیگرهای تئاتر رفتار میکنی.

15:23.521 --> 15:25.603
‫من رشته تئاتر درس خوندم.

15:25.604 --> 15:28.770
‫توی اجرای هملت، نقش لائرتس رو داشتم.

15:28.771 --> 15:30.770
‫- هان؟
‫- آه، لائرتس.

15:30.771 --> 15:33.353
‫«محتاط ترین دختر هم موقع حراجش ولخرجه...»

15:33.354 --> 15:36.520
‫«اگه زیباییش رو به ماه نمایان کنه.»

15:36.521 --> 15:39.520
‫- آره.
‫- اجرای تازه ای توی راه داری؟

15:39.521 --> 15:42.688
‫یعنی، نه.
‫ولی دلیلی نداره که نداشته باشم.

15:43.188 --> 15:45.271
‫دارم یه گروه تئاتر راه میندازم!

15:46.354 --> 15:48.479
‫- فوق العاده بود.
‫- به سلامتی کاترین ها.

15:51.229 --> 15:55.187
‫- میخوام امشب رو توی یه اتاق بمونم.
‫- وایسا، چی؟ واقعاً؟ نه واقعاً؟

15:55.188 --> 15:58.687
‫فکر میکنم مهمه که
‫تجربه کامل مهمون رو درک کنم.

15:58.688 --> 16:00.312
‫از پذیرش تا خروج.

16:00.313 --> 16:04.521
‫آره منطقیه، باشه.
‫فکر کنم هر اتاق خالی ای رو میتونی بگیری.

16:04.563 --> 16:09.520
‫ولی بال شرقی طبقه دوم نه.
‫یا ۴۱۰، یا ۳۰۸، ۳۰۵...

16:09.521 --> 16:12.145
‫میدونی چیه؟
‫کمکت میکنم یه اتاق امن پیدا کنی.

16:12.146 --> 16:14.603
‫آه، نه «امن».
‫معمولی، خالی.

16:14.604 --> 16:17.228
‫هی کاترین، به چاقوها علاقه داری؟

16:17.229 --> 16:18.354
‫نداره.

16:20.729 --> 16:22.562
‫بفرما، اتاق خالی.

16:22.563 --> 16:24.270
‫سه تا اتاق قبلی خالی بودن.

16:24.271 --> 16:27.020
‫خب، میدونی که من آدم عجیبی هستم.

16:27.021 --> 16:29.604
‫- شب بخیر، کاترین.
‫- شب بخیر، خانم کاترین.

16:54.321 --> 16:55.521
‫کاترین کجاست؟

16:55.521 --> 16:58.521
‫اون فقط یه بار دیر کرده، اون هم به خاطر
‫این بود که داشت ماشینم رو میشست.

16:59.854 --> 17:00.979
‫کاترین؟

17:02.188 --> 17:05.270
‫اگه سردرد شامپاین داری، آسپیرین دارم.

17:05.271 --> 17:07.813
‫و شامپاین بیشتر.

17:13.021 --> 17:14.021
‫کاترین؟

17:17.104 --> 17:18.228
‫کاترین؟

17:18.229 --> 17:22.146
‫کاترین، اشکالی نداره.
‫هر چی که باشه، میتونم کمکت کنم...

17:22.646 --> 17:23.979
‫خدای من، یکی دیگه هم هست.

17:26.521 --> 17:27.521
‫بن!

17:28.229 --> 17:31.395
‫استر!
‫چی، چرا، چطور، و چی؟

17:31.396 --> 17:35.020
‫هی مامان، فقط یه مشکل ماورایی کوچیکه.
‫چیزی نیست که نتونم حلش کنم.

17:35.021 --> 17:39.104
‫هی، کسی میدونه چرا از توستر
‫مایع بنفش رنگی داره بیرون میزنه؟

17:40.313 --> 17:44.187
‫- الو؟ توستر؟
‫- مشکلات بزرگ تر و عجیب تری داریم.

17:44.188 --> 17:46.520
‫همون یاروئه که دسترسی
‫به زیرزمین رو میخواست.

17:46.521 --> 17:49.478
‫مشکلی نیست.
‫فقط مایع کنترل کننده ذهن معمولیته...

17:49.479 --> 17:51.853
‫که داره از زیر زمین بالا میاد.
‫چیز خاصی نیست.

17:51.854 --> 17:54.228
فکر میکنیم این همون شرارتیه
‫که شینا درباره‌ش حرف میزد.

17:54.229 --> 17:57.979
‫فکر میکنیم شینا یه مزدوره،
‫و ما از پسش بر میایم.

18:02.979 --> 18:04.895
‫مایع لزج به آبادون هم سرایت کرده؟

18:04.896 --> 18:07.478
‫- منافع مشترک.
‫- دارم میارمش بیرون.

18:07.479 --> 18:08.895
‫اینجا یه درسی توشه.

18:08.896 --> 18:11.812
‫مطمئن نیستم چیه، ولی قطعاً یه درسی هست.

18:11.813 --> 18:16.104
‫درسش اینه که این هتل هر چیز خوبی رو
‫نابود میکنه یا به شرارت تبدیلش میکنه!

18:18.271 --> 18:19.520
‫آره، این هم یه درس بود.

18:19.521 --> 18:22.021
‫خب، این ربطی به من نداره.
‫خودش به لجن زدگی ها دست زد.

18:22.021 --> 18:24.645
‫اوم، بچه ها؟
‫اتفاق تازه ای داره میفته.

18:24.646 --> 18:27.978
‫- بهشون ملحق شو، آزادم کن.
‫- بهشون ملحق شو، آزادم کن.

18:27.979 --> 18:30.978
‫به نظر میرسه حالا من مسئول هستم،
‫پس خودم جمعش میکنم!

18:30.979 --> 18:33.146
‫معنیش چیه؟

18:36.188 --> 18:37.188
‫اوه، بیخی...

18:52.021 --> 18:53.021
‫...ال.

18:53.521 --> 18:55.021
‫من چطور بیرون اومدم؟

18:55.021 --> 18:56.321
‫خدا رو شکر، خیلی خب...

18:56.321 --> 18:59.521
‫تو در حالت خلسه بودی، برای همین نیتن
‫مهمون ها رو سرگرم کرد تا من بیرون بیارمت...

18:59.521 --> 19:02.521
‫ولی هیچ اسیدی نداشتم تا لجن ها رو بسوزونم،
‫برای همین به شینا زنگ زدم...

19:02.521 --> 19:05.021
‫و وقتی بهت نزدیک شد، لجن ها ریختن.

19:05.021 --> 19:06.521
‫اون مثل ضد لجنه‌.

19:06.521 --> 19:08.521
‫- به اون زنگ زدی؟!
‫- به کمک نیاز داشتیم!

19:08.521 --> 19:10.021
‫آره، حسابی بیهوش بودی.

19:10.146 --> 19:12.395
‫حداقل من توی ماشینم زندگی نمیکنم.

19:12.396 --> 19:14.520
‫ببخشید، من توی ماشین یکی دیگه زندگی میکنم.

19:14.521 --> 19:17.687
‫بچه ها، میشه لطفاً روی لجن هایی که
‫دارن هتل رو تسخیر میکنن تمرکز کنید؟

19:17.688 --> 19:19.228
‫فقط هتل نیست.

19:19.229 --> 19:21.020
‫توی حالت خلسه چیزی دیدم.

19:21.021 --> 19:22.937
‫یه چیز خیلی بزرگ و شیطانی.

19:22.938 --> 19:25.728
‫از اون لجن برای کنترل ذهن
‫فانی ها استفاده میکنه...

19:25.729 --> 19:27.853
‫مجبورشون میکنه از زمین بیرون بیارنش.

19:27.854 --> 19:29.062
‫آره، این پیته.

19:29.063 --> 19:31.770
‫اسم اون خدای باستانی پیت نیست!

19:31.771 --> 19:33.728
‫هی، میتونی متوقفش کنی؟

19:33.729 --> 19:36.228
‫فکر کنم بتونم.
‫چیز دیگه ای توی خلسه‌م دیدم.

19:36.229 --> 19:40.020
‫نمادی که خدا رو در بند میکشه.
‫ولی باید نزدیک تر برم.

19:40.021 --> 19:42.603
‫- این کار به نظر مخصوص شینا میاد.
‫- نمیدونم.

19:42.604 --> 19:45.353
‫خوشم نمیاد به جاهایی که بودم برگردم.
‫آدم رو گیر میندازن.

19:45.354 --> 19:48.020
‫چطوره بذاریم دوباره به زیرشیروانی بری؟

19:48.021 --> 19:50.353
‫نه، این دفعه یه اتاق میخوام.

19:50.354 --> 19:52.687
‫با حموم، با دستشویی.

19:52.688 --> 19:56.187
‫- قبول.
‫- و به عنوان مدیر منابع انسانی تأیید میکنم.

19:56.188 --> 19:58.229
‫بیاید با یه خدا بجنگیم!

20:02.688 --> 20:04.520
‫شمع!

20:04.521 --> 20:05.895
‫شماها کجا بودید؟

20:05.896 --> 20:08.270
‫لجن داره همه جا رو تسخیر میکنه.

20:08.271 --> 20:12.770
‫نمیخوام استرس جدیدی اضافه کنم،
‫ولی عروسی کالاهان چهار ساعت دیگه‌ست.

20:12.771 --> 20:14.646
‫منتظر تو هستیم، شینا.

20:19.146 --> 20:21.645
‫- عالیه.
‫- همه به شینا بچسبید.

20:21.646 --> 20:23.603
‫آره، خیلی اهل تماس فیزیکی نیستم.

20:23.604 --> 20:26.688
‫پس چه خوب که این کار عملاً
‫برای من امکان پذیر نیست.

20:27.313 --> 20:29.062
‫باید خودمون رو به سالن پذیرایی برسونیم.

20:29.063 --> 20:30.938
‫یواش و پیوسته، بچه ها.
‫مسابقه که نیست.

20:32.354 --> 20:33.354
‫بدویید!

20:41.396 --> 20:43.771
‫بچه ها، یه چیزی هست که احتمالاً باید ببینید.

20:54.521 --> 20:57.521
‫میدونید، با وجود اختلاف نظرهاتون،
‫یا شاید هم به خاطر اونا...

20:57.521 --> 20:59.121
‫شماها ترکیب خیلی خوبی میشید...

20:59.188 --> 21:01.271
‫آه، چرا؟

21:02.229 --> 21:04.895
‫شینا، چرا لزج بازی بند نمیاد؟

21:04.896 --> 21:07.353
‫نمیدونم، من که متخصص خدایان نیستم.

21:07.354 --> 21:08.938
‫چون خیلی دیر رسیدیم.

21:15.021 --> 21:16.021
‫آه.

21:16.021 --> 21:17.521
‫چشم!
‫یه چشم خیلی، خیلی، خیلی بزرگ.

21:17.854 --> 21:19.646
‫- چیکار کنیم؟
‫- یه چاقو میخوام.

21:21.104 --> 21:22.313
‫این رو پس میخوام.

21:47.813 --> 21:50.020
‫- همین الان یه خدا رو کشتیم؟
‫- خوابه.

21:50.021 --> 21:53.021
‫اون چشم رو دوباره خاک کنیم،
‫تخته چوب های جدید بذاریم...

21:53.021 --> 21:54.521
‫تا سه سال مشکلی نداریم.

21:55.771 --> 21:58.812
‫خب، عروسی کالاهان خیلی عالی برگزار شد.

21:58.813 --> 22:00.562
‫توی یه هتل دیگه.

22:00.563 --> 22:02.937
‫خب خانم کاترین، امروز چه برنامه هایی داریم؟

22:02.938 --> 22:04.896
‫وایسا، هنوز میخوای اینجا کار کنی؟

22:05.646 --> 22:07.603
‫یادت رفته چه اتفاقی افتاد؟

22:07.604 --> 22:09.020
‫معلومه که یادمه.

22:09.021 --> 22:11.813
‫یه شب آرامش بخش رو توی
‫یه هتل فوق العاده گذروندم.

22:13.188 --> 22:15.395
‫کاترین ویثاکی...

22:15.396 --> 22:16.396
‫تو اخراجی.

22:16.396 --> 22:18.562
‫اخراج؟
‫متوجه نمیشم.

22:18.563 --> 22:20.812
‫فقط، به درد هم نمیخوریم.

22:20.813 --> 22:24.395
‫ولی ما همیشه خاطره تمیز کردن
‫اتفاقی یه راهرو رو داریم...

22:24.396 --> 22:26.353
‫که وسطش به هم رسیدیم و خندیدیم.

22:26.521 --> 22:28.021
‫من همچین چیزی رو یادم نمیاد.

22:28.021 --> 22:29.021
‫باشه.

22:29.021 --> 22:31.021
‫کاترین، نرو.

22:31.021 --> 22:32.521
‫ما میتونیم اینجا زندگی بسازیم.

22:32.521 --> 22:35.021
‫روی پشت بوم میخوابیم
‫و به سگ ها سنگ پرتاب میکنیم.

22:35.021 --> 22:38.521
‫حشرات عجیب میخوریم، و من همیشه
‫میذارم عجیب ترین حشره رو تو بخوری.

22:38.521 --> 22:39.521
‫تو...

22:40.021 --> 22:41.021
‫من رو مجذوب خودت میکنی.

22:41.938 --> 22:43.354
‫خداحافظ، پسر بچه.

22:44.063 --> 22:45.603
‫آبادون ناراحته.

22:45.604 --> 22:46.604
‫میدونم، رفیق.

22:46.604 --> 22:51.395
‫ولی بعضی وقت ها، شکستن قلبت
‫تنها راه فهمیدن اینه که هنوز...

22:51.396 --> 22:52.604
‫اوه، اون یه موش دید.

22:53.104 --> 22:55.353
‫فکر کنم لیاقت یه کارمند
‫واجد شرایط رو نداریم.

22:55.354 --> 22:58.770
‫کارمند فاقد شرایط چطور؟
‫شینا توی مهار لجن خوبه.

22:58.771 --> 23:00.437
‫به علاوه، بهش قول یه اتاق دادیم.

23:00.438 --> 23:03.853
‫نمیدونیم که واجد شرایط نیست.
‫شینا، سوابق کاریت چیه؟

23:03.854 --> 23:06.020
‫اوم، اخیراً هیچی.

23:06.021 --> 23:08.895
‫یه مدتی فراری بودم،
‫بعد هم یه مدتی داشتم دنبال کسی میگشتم.

23:08.896 --> 23:12.062
‫اوه، یه بار توی پمپ بنزین کار میکردم
‫تا اینکه هر دو صاحبش بهم حمله کردن.

23:12.063 --> 23:15.687
‫- مجبور شدم با اسپری فلفل فرار کنم.
‫- کلی پیش زمینه نگران کننده.

23:15.688 --> 23:17.812
‫ببین، فقط یه سؤال مهمه.

23:17.813 --> 23:21.395
‫نظرت درباره ارواح، هیولاها،
‫و انواع شرارت های نامشخصی چیه...

23:21.521 --> 23:23.221
‫که حتی هنوز کشفشون نکردیم؟

23:23.221 --> 23:26.021
‫اگه مهمون های پولدار باشن، مشکلی نیست.
‫اگه نه...

23:26.021 --> 23:27.021
‫- خدای من.
‫- باحاله.

23:27.021 --> 23:29.521
‫- میخوای با چاقوی ضامن دار نشونشون بدی؟
‫- استخدام شدی.

23:30.021 --> 23:34.021
‫⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

23:34.051 --> 23:39.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

23:39.051 --> 23:49.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
