WEBVTT

00:06.461 --> 00:11.851
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.851 --> 00:16.271
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.931 --> 00:14.721
!تقسیم بر دوازده، یکی میره تو دهگان، و بله ورشکست شدیم

00:14.811 --> 00:16.181
‫می‌دونی تو چی ورشکست نشدیم؟

00:16.271 --> 00:18.271
‫-عشق.
چطور ممکنه پولمون تموم شده باشه؟ -

00:18.351 --> 00:20.681
.ما به طور ثابت مهمون داشتیم

00:20.771 --> 00:22.311
‫بیشتر اون آدما بخاطر شرط‌بندی موندن،

00:22.391 --> 00:24.431
‫و نصفشون نصف شب رفتن.

00:24.521 --> 00:27.021
.راستش امیدوارم رفته باشن، اتاق‌هاشون خالی بود

00:27.101 --> 00:28.811
‫خب، یه نقشه پول‌سازی دارم.

00:28.891 --> 00:30.561
‫همهٔ دیوارها رو خراب می‌کنیم

00:30.641 --> 00:33.931
‫و بزرگترین مینی گلف سرپوشیده تسخیرشده دنیا رو می‌سازیم،

00:34.021 --> 00:35.471
«‫و اسمشو میذاریم «بووی تک‌ضرب

00:35.561 --> 00:36.681
‫میتونم بهترشم میشه

00:36.771 --> 00:39.641
‫تمام شب رو تو باتلاق بودیم، ولی ارزشش رو داشت.

00:39.721 --> 00:41.141
‫تمام شب تو باتلاق بودین؟

00:41.641 --> 00:43.351
مشکل داره؟ -
!معلومه که مشکل داره -

00:43.431 --> 00:47.351
‫پس نبودیم! یه چیز بی‌ربط، این عتیقه‌ای که پیدا کردیم رو ببینین

00:49.521 --> 00:51.681
‫بچه‌ها و عتیقه‌هاشون. این یکی چیکار می‌کنه؟

00:51.771 --> 00:53.561
‫چیزها رو به سپیده دم تاریخ می‌فرسته.

00:55.641 --> 00:57.851
‫الان قبض آب‌مون رو به سپیده دم تاریخ فرستادی؟

00:57.931 --> 00:59.721
.‫اوه، پس پرداختش خیلی دیر میشه

00:59.811 --> 01:02.431
‫ببخشید، هدف از فرستادن یه چیز به سپیده دم تاریخ چیه؟

01:02.521 --> 01:05.431
‫به نظر می‌رسه فقط می‌شه برای کارهای شیطانی ازش استفاده کرد.

01:05.521 --> 01:08.391
‫بن، چرا من یه قطب‌نما دارم که نزدیک‌ترین خون‌آشام رو نشون می‌ده؟

01:08.471 --> 01:10.271
‫یا یه انگشتر که مال عروس یه شیطان بوده؟

01:10.351 --> 01:12.471
‫چون می‌خوای اونا رو تحویل مقامات بدی؟

01:12.561 --> 01:16.471
‫چون هیچ‌وقت نمی‌دونی کی یه شیء قدرتمند و وحشتناک بدردت می‌خوره

01:16.561 --> 01:17.431
‫درسته، ابدان؟

01:18.141 --> 01:20.721
‫-ابدان؟
یه مرد تو حیاطه -

01:26.021 --> 01:28.471
‫درسته، یه مرد تو حیاطه

01:28.561 --> 01:31.431
یه چیزیش عجیب می‌زنه. به خاطر عباشه؟

01:31.521 --> 01:33.221
‫اوه، من از عباش خوشم میاد. خیلی شیکه.

01:33.311 --> 01:35.851
.اگه کاری بهش نداشته باشیم، کاری بهمون نداره

01:40.681 --> 01:42.971
‫خب، این یکم نگران کننده‌ست.

01:44.451 --> 01:46.451
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:18.061 --> 02:21.431
.نه، اونا کاری نمی‌کنن، ولی خب حس جرم و جنایت میده

02:21.521 --> 02:22.641
!یه اتوبوس اومده

02:24.221 --> 02:27.641
‫-خیلی منظمن
چطوری انقدر ثابت وایمیستن؟ -

02:27.721 --> 02:30.811
‫از لحاظ آماری، باید تا الان یکیشون عطسه ‫میکرد.

02:30.891 --> 02:33.721
‫پس باید وقتی یه چاقو دقیقاً تو سینه‌مه زنگ بزنم؟

02:33.811 --> 02:37.391
‫می‌دونی، خوشحالم که سه ساله مالیات ندادم.

02:37.471 --> 02:38.601
.امیدی به پلیسا نیست

02:38.681 --> 02:42.521
‫خوبه، چون همین الان به فرار مالیاتی اعتراف
‫کردی و ضبط هم شد

02:42.601 --> 02:44.061
.خودمونیم و خودمون

02:44.141 --> 02:47.061
‫صدات رو می‌شنویم مامان. واضح و رسا.

02:47.141 --> 02:48.391
‫ببخشید، چی می‌شنوی؟

02:48.471 --> 02:52.141
‫پیامت رو! فقط خودمونیم و خودمون
و هرکاری لازمه رو باید انجام بدیم

02:52.221 --> 02:53.931
.‫هی! نه! اون قسمت آخرو خودت اضافه کردی

02:54.021 --> 02:57.561
!‫-اون قسمت آخر رو من نگفتم
یه ماشین دیگه. عه شنل نداره -

02:57.641 --> 02:59.391
‫اینا مهمونای معمولین؟

03:00.851 --> 03:01.931
.‫احتمالاً

03:02.021 --> 03:05.431
‫باشه، می‌تونم از بی‌حرکت ایستادنشون تو چمن‌مون با ردای کلاه‌دار چشم‌پوشی کنم

03:05.521 --> 03:08.641
‫ولی دیگه نمی‌تونم تحمل کنم مشتری‌هامونو بترسونن

03:08.721 --> 03:11.471
‫-خواهش می‌کنم مراقب باش، مامان.
با مهربونی همه چیز حل میشه، کت -

03:11.561 --> 03:13.271
‫هی، شما بازنده‌ها چی می‌خواین؟

03:14.931 --> 03:16.141
‫فکر می‌کنی ازت می‌ترسم؟

03:16.221 --> 03:18.891
‫به من حمله شده، تسخیر شدم و مدام تحت تعقیبم

03:18.971 --> 03:21.811
‫توسط یه روحی که فقط گوشه چشمم دیده میشه.

03:21.891 --> 03:23.311
‫بیشتر اوقات می‌بینمت.

03:24.771 --> 03:27.101
‫در آخر، هر چقدر که دلت می‌خواد همین‌جا وایسا.

03:27.181 --> 03:28.521
‫حیاط من، حیاط شماست.

03:28.601 --> 03:30.561
‫- بن، کیفت رو بده بهش.
‫- درش آوردم

03:31.971 --> 03:35.311
‫سلام، خیلی معذرت می‌خوام. به همه گفتم منتظر من بمونن.

03:35.391 --> 03:37.391
‫بچه ها، میشه دیگه کلاه رو بردارین؟

03:39.221 --> 03:40.101
‫دنیل!

03:40.181 --> 03:41.931
‫-ببخشید، شما کی هستید؟
من رهبر تاد هستم -

03:42.021 --> 03:44.681
‫و ما یه مشت آدم هم‌فکریم که

03:44.771 --> 03:47.141
حدوداً... ۴۰ تا اتاق لازم داریم؟

03:47.221 --> 03:48.351
‫چهل تا اتاق؟

03:48.431 --> 03:51.811
.افراد هم‌فکر. پس شما یه جورایی فرقه‌اید

03:51.891 --> 03:54.271
‫نیتن! مطمئنم منظورش این نیست.

03:54.351 --> 03:55.811
‫نه، حق با اونه. ما یه فرقه‌ایم.

03:55.891 --> 03:57.311
‫ما یه سازمان غیرانتفاعی هم هستیم.

03:57.391 --> 03:58.721
‫و عسل هم می‌فروشیم.

03:58.811 --> 04:00.561
‫و انعام‌دهنده‌های فوق‌العاده‌ای هستیم.

04:00.641 --> 04:02.811
‫خب، در مورد اون اتاق‌ها...

04:02.891 --> 04:03.971
‫یه لحظه ما رو ببخشید.

04:04.061 --> 04:06.561
‫ام، کتی، من یه کم با فرقه‌ها تجربه دارم.

04:06.641 --> 04:07.931
‫هیچ وقت خوب تموم نمیشه.

04:08.021 --> 04:10.521
‫-تو تو یه فرقه بودی؟
از نظر فنی، تو ۱۲ تا فرقه بودم -

04:10.601 --> 04:13.221
‫و من دارم بهت میگم، نمیتونی به کسی اعتماد کنی

04:13.311 --> 04:15.181
‫که بهت میگه همهٔ جواب‌ها رو می‌دونه

04:15.271 --> 04:17.721
‫و مجبورت کنه ظرف نچسب هم بفروشی.

04:17.811 --> 04:20.181
‫آره مامان، یه جوریه، حس خوبی ندارم.

04:20.271 --> 04:22.351
‫-سلام، من لورین‌ام.
من که مخالفتی ندارم -

04:22.431 --> 04:24.561
‫خب... نقد مشکلی نداره؟

04:25.391 --> 04:26.811
‫به آندرویل خوش اومدی.

04:28.811 --> 04:30.811
‫خب، نقشه اینه که من عنکبوت‌ها رو آزاد می‌کنم،

04:30.891 --> 04:34.221
‫عنکبوت‌ها یه آشوب حسابی به پا می‌کنن، و اون موقع...

04:34.311 --> 04:35.771
.و من اینو فرو می‌کنم تو قلب رهبرشون

04:35.851 --> 04:39.431
باید فقط تهدیدشون کنی به چاقو. اگه واقعی بزنی که قتل حساب میشه

04:39.521 --> 04:40.721
.زیاد حال نمیده ولی اوکی

04:40.811 --> 04:41.811
.شیمن

04:41.891 --> 04:42.811
.شیطان

04:42.891 --> 04:44.561
.همیشه در حال نقشه‌کشیدن

04:45.061 --> 04:47.141
‫این همه مهمون رو ببین.

04:47.221 --> 04:50.101
‫انگار یه هتل واقعی رو اداره می کنیم.
توالت گرفته -

04:50.181 --> 04:53.061
‫نیتن، انقدر مهمون داریم که یکی از توالت‌ها گرفته.

04:53.141 --> 04:56.811
‫خب، این که خیلی عالیه، ولی فرقه‌ها همیشه یه نیّت پنهانی دارن.

04:56.891 --> 04:58.851
.نگم چطوری آدمای سست‌اراده رو تور می‌کنن

04:58.931 --> 05:00.271
بن کجاست؟

05:00.351 --> 05:05.061
میگم که، با با امیدهام ازدواج کن، ترس‌هام رو بکش
.و با رویاهام عشق‌بازی کن

05:05.141 --> 05:06.101
‫-آره!
!چه باهوش -

05:06.181 --> 05:08.811
.نظم منم همینه -
ینجامین! این هرزه‌ها دیگه کی‌ان؟ -

05:08.891 --> 05:13.811
.تو باید آنابل باشی. بن راست می‌گفت. واقعاً خوشگلی

05:13.891 --> 05:16.141
.خب، نظر لطفشه

05:16.851 --> 05:17.931
.‫از شنل‌تون خوشم میاد

05:18.021 --> 05:20.271
‫فقط برای آخره هفتس. نیتن؟

05:20.351 --> 05:22.771
!‫- فقط قبول کن یه فرقه‌این
همون اول قبول کردم -

05:22.851 --> 05:25.181
‫- پس قبول کن می‌خوای منو استخدام کنی.
‫- راستش نه

05:25.271 --> 05:27.181
.‫ببینیم بعد از این کار نظرت چیه

05:27.271 --> 05:28.141
‫نیتن!

05:29.101 --> 05:31.851
‫پس می‌گی یه سری روح اینجا دارین، ها؟

05:31.931 --> 05:35.431
.جای تعجبی نداره، چون پردهٔ بین دنیاها در اینجا خیلی نازکه

05:35.521 --> 05:36.721
‫صبر کن، تو درباره ارواح می‌دونی؟

05:36.811 --> 05:39.221
‫وقتی تو یه فرقه باشی، یه چیزایی می‌بینی.

05:39.311 --> 05:40.771
‫هیچ اثری ازش نیست.

05:40.851 --> 05:42.311
‫خب، به گشتن ادامه بده.

05:42.391 --> 05:45.271
‫سلام، یه مراسم کوچیک داریم. شما فضای برگزاری دارین؟

05:45.351 --> 05:47.141
...نداریم و همچنین -
البته که داریم -

05:47.221 --> 05:49.851
.امروز بعد از ظهر نشونتون میدم -
!بن، نه -

05:49.931 --> 05:52.221
‫-اون شنل رو در بیار!
!فقط می‌خوام ببینم چه شکلی میشن -

05:52.311 --> 05:54.181
‫وقت تسویه حسابه.

05:54.271 --> 05:55.681
‫تهدید به چاقو زدن!

05:55.771 --> 05:57.021
‫استر، نه.

05:57.101 --> 05:58.221
‫بچه!

05:58.311 --> 05:59.681
‫-بچه!
!بچه -

05:59.771 --> 06:00.971
‫سرورم!

06:01.471 --> 06:02.891
‫منظورش منم یا تو؟

06:02.971 --> 06:06.641
‫اعلی‌حضرتا، بالاخره به ما افتخار دادید.

06:06.721 --> 06:08.311
‫صبر کن، پادشاهتون ابدانه؟

06:08.391 --> 06:10.771
‫می‌دونی که اون یه شیطانه که تو بدن یه پسربچه گیر افتاده، درسته؟

06:10.851 --> 06:14.021
‫آه، ببخشید، نگفتم؟ ما مریدان ابدانیم.

06:14.101 --> 06:17.021
‫و اومدیم که پیشگویی رو به انجام برسونیم.

06:17.101 --> 06:20.221
‫ابدان، تو فرقه داری؟ مجبورشون کن یه کار بیخود برات انجام بدن

06:20.311 --> 06:22.141
خب، فکر خوبی نیست -
پشتک بزن -

06:22.221 --> 06:24.391
‫عالیه.

06:24.471 --> 06:26.681
.‫فرقهٔ ما ده‌ها سال دنبال شما بود

06:26.771 --> 06:30.181
‫ارتباط با ارواح تأیید کرد که ابدان به یک جسم فانی گره خورده،

06:30.271 --> 06:32.181
‫ولی ما هیچوقت نفهمیدیم کجاست

06:32.271 --> 06:34.681
‫تا اینکه ویدیوهای اینترنتی‌شو پیدا کردیم.

06:34.771 --> 06:37.431
‫این همه راهو اومدین که ابدان رو بپرستین؟

06:37.521 --> 06:41.141
‫ما فقط واسه پرستیدنش نیومدیم اینجا. ما اومدیم ببریمش خونه.

06:42.021 --> 06:44.471
‫خونه؟ مثلاً جهنم؟

06:44.561 --> 06:47.521
‫اه، بی‌احترامی نشه، ولی اینجا خونهٔ ابدانه و...

06:47.601 --> 06:50.221
‫بالاخره! از این سرزمین فانی آزاد شدم.

06:50.311 --> 06:53.311
‫دیگه نه سگ، نه پچ‌پچ‌های آروم، نه لذت‌های ساده.

06:53.391 --> 06:55.721
‫اوه، داریم میریم؟ با اتوبوس یا ماشین؟

06:55.811 --> 06:58.811
‫این یه سفر روحه، سرورم.

06:58.891 --> 07:02.641
‫و وقتی آماده‌سازی‌ها کامل بشه، همین‌جا اتفاق می‌افته.

07:02.721 --> 07:04.141
.شما قفل هستین

07:04.221 --> 07:06.101
و ‫ما کلیدیم.

07:06.181 --> 07:08.431
.شما قفلید و ما کلیدیم

07:08.521 --> 07:10.771
‫مامان، نمی‌ذاری این کارو بکنن، مگه نه؟

07:10.851 --> 07:13.391
‫منظورم اینه، ما همه ابدان رو دوست داریم...

07:13.471 --> 07:14.601
‫هیا! هیا!

07:14.681 --> 07:15.521
‫یه جورایی.

07:15.601 --> 07:17.891
‫ولی اگه مشتریای پول‌پرداز بخوان هتلم رو پر کنن

07:17.971 --> 07:20.721
و شیطانی که لامپ‌هامون رو می‌خوره رو برگردونن به جهنم

07:20.811 --> 07:22.521
‫من کی باشم که جلوی این کارو بگیرم؟

07:22.601 --> 07:24.851
.‫عجب. بن، تو یه چیزی بگو

07:24.931 --> 07:26.681
‫باید چیزی رو با خون امضا کنم؟

07:26.771 --> 07:29.021
.‫دکترا میگن من یکم کم‌خونی دارم

07:30.391 --> 07:31.521
‫خداحافظ، انگشتای کوچولو.

07:31.601 --> 07:35.271
‫به زودی قدرت ده هزار طوفان توی چنگال‌هام جریان پیدا می‌کنه.

07:35.351 --> 07:37.521
‫ابدان، تو اینو نمی‌خوای.

07:37.601 --> 07:39.101
‫جداً؟ حس می‌کنم که می‌خوام.

07:39.181 --> 07:41.721
‫رفیق! یه لیست کامل از کارایی که قرار بود امسال انجام بدیم داشتیم

07:41.811 --> 07:43.521
‫قرار بود یادت بدم چطوری دوچرخه سواری کنی،

07:43.601 --> 07:46.141
‫و تو قرار بود یادت بدی چطوری سایهٔ یه مرد رو بر علیهش برگردونم.

07:46.221 --> 07:47.561
‫اوه، ببخشید که حرفتون رو قطع کردم.

07:47.641 --> 07:50.021
‫باید ابدان رو برای ردا و تاجش اندازه بگیریم.

07:50.101 --> 07:52.521
‫تو، منو بلند کن. تو، صدای قطار دربیار.

07:52.601 --> 07:53.851
‫چاق‌چاق، چوو چوو!

07:53.931 --> 07:57.521
‫حداقل یه فرقه بهتر انتخاب کن. اونا حتی نمی‌تونن پشتک بزنن!

07:57.601 --> 07:58.931
‫اوه، قبول کن، استر.

07:59.021 --> 08:02.391
یه جورایی ابدان رو برای همیشه و بن رو هم موقتاً از دست دادیم

08:04.641 --> 08:08.311
‫-من یه بار دیگه شانسمو با بن امتحان می‌کنم.
منم فرقه رو با خشونت تهدید می‌کنم -

08:08.391 --> 08:10.351
‫و این سالن رقص بزرگمونه.

08:10.431 --> 08:11.521
‫خیلی قشنگه.

08:11.601 --> 08:13.851
‫البته، ما مقداری شمع و گل می‌خوایم.

08:13.931 --> 08:15.771
‫به رنگ قرمز. ما عاشق رنگ قرمزیم.

08:15.851 --> 08:18.891
.‫مشکلی نیست. اگرچه، یه هزینه اضافی داره

08:18.971 --> 08:20.561
.هی، تو این دنیا هیچی مفت نیست

08:22.521 --> 08:25.811
.باشه، من... من نمی‌خوام درباره فرقه‌ها پیش‌داوری کنم

08:25.891 --> 08:29.351
میگم قرار نیست آخرش همه‌تون کف زمین بی‌افتین و بمیرین، نه؟

08:29.431 --> 08:34.181
‫نه! وقتی مراسم تموم بشه، انگار نه انگار که اصلاً اینجا بودیم.

08:34.271 --> 08:35.851
‫درسته، درسته.

08:35.931 --> 08:38.521
‫ولی الان طوری لبخند می‌زنی که انگار یه معنی دیگه‌ای هم داره.

08:38.601 --> 08:42.311
ببین، اگه مشکل داری، می‌تونم گروهم رو ببرم به یه هتل داخل شهر

08:42.391 --> 08:45.811
‫نه، نه، مشکلی نیست. من از همهٔ مهمونا می‌پرسم که قصد مردن دارن یا نه

08:46.891 --> 08:49.641
‫هی، اگه باعث می‌شه حس بهتری داشته باشی، دو برابر پول میدیم

08:49.721 --> 08:52.521
‫-دو برابر؟
تمام پیروان تموم پس‌اندازشونو دادن -

08:52.601 --> 08:56.311
‫و یکی‌شون یه رستوران زنجیره‌ای پیتزا راه انداخته که حتماً اسمشو شنیدی

08:56.391 --> 08:57.931
‫-قبوله.
!چاقو چاقو -

09:01.811 --> 09:03.061
‫شمع، شمع، شمع.

09:03.141 --> 09:06.931
‫اوه نه! ارواحی که توی این هتل پرسه می‌زنن فهمیدن قراره یه مراسم برگزار بشه

09:07.021 --> 09:10.101
‫-و اونا اصلاً خوشحال نیستن.
!استر -

09:10.181 --> 09:12.971
‫دختر کوچولو، داری سعی می‌کنی ما رو از هتل بترسونی؟

09:13.061 --> 09:14.971
‫تا دوست شیطانت برای همیشه بمونه؟

09:15.061 --> 09:18.061
‫-استر، قضیه اینه؟
چی؟ نه. من فقط از فرقه‌ها متنفرم -

09:18.141 --> 09:20.891
...‫و شما باید بدونید، من راه‌هایی دارم که

09:20.971 --> 09:24.141
‫می‌خواستم دربارهٔ موسیقی بپرسم. بند موزیک محلی هم دارین؟

09:24.221 --> 09:25.721
‫من یه گروه دارم.

09:25.811 --> 09:27.521
پاول چاقوکش، چی میگی مرد؟

09:27.601 --> 09:30.431
‫چاقو زدن فقط یه سرگرمیه. موسیقی عشق منه.

09:30.521 --> 09:34.311
‫استخدام شدی. و همه‌تون دعوتید بیاین مراسم رو تماشا کنین.

09:34.391 --> 09:35.351
!ای جان

09:35.431 --> 09:38.521
‫و این یکی شمع پایداریه.

09:38.601 --> 09:41.061
‫انرژیش ما رو در طول انتظار همراهی کرده.

09:41.141 --> 09:44.391
‫خیلی‌ها تا سال دوم اصلاً اجازه ندارن به این شمع نگاه کنن.

09:44.471 --> 09:45.641
‫ولی تو خاصی، بن.

09:45.721 --> 09:46.971
از نوع خوبش؟

09:47.061 --> 09:51.021
اوه، آره. حالا ببین تا چه مدت می‌تونی دستتو رو شعله نگه‌داری

09:51.101 --> 09:54.311
.‫اون‌وقت معلوم میشه آماد‌هٔ شمعِ تعهد هستی یا نه

09:54.391 --> 09:55.561
.‫منطقیه

09:55.641 --> 09:57.101
‫خب، دیگه کافیه!

09:57.181 --> 10:00.721
‫بن، می‌دونم سوزوندنِ خودت برای ثابت کردنِ اینکه به یه جایی تعلق داری، باحال به نظر میاد

10:00.811 --> 10:04.391
ولی باور کن، همیشه توی مصاحبه‌های کاری بعدی همینو می‌خوان

10:04.471 --> 10:07.391
تو خودت عضو خیلی فرقه‌ها عضو شدی. من فقط می‌خوام تو یکی‌شون عضو شم

10:07.471 --> 10:10.181
‫همونم زیادیه. بعد دوست‌دخترت چی؟

10:10.271 --> 10:13.351
‫آنابل با سوزوندنِ کفِ دستت توسط یه زن دیگه موافقت می‌کنه؟

10:13.431 --> 10:14.851
‫اوم... احتمالاً.

10:14.931 --> 10:16.681
‫هی بِل‌بِل، تو با این قضیه مشکلی نداری؟

10:16.771 --> 10:20.431
‫اسم من آنابل آناستازیوئه و می‌خوام رئیس‌جمهور رو بکشم.

10:20.521 --> 10:23.971
.‫عالیه. اون از تضمین مالی و اینم از شمعت

10:24.061 --> 10:25.521
‫مردم، بیدار شین!

10:25.601 --> 10:27.141
‫شما دارین ابدان رو پرستش می‌کنین!

10:27.221 --> 10:28.721
،اگه من توی جنگل پیداش نمی‌کردم

10:28.811 --> 10:31.471
.هنوزم توی چاله‌ای که خودش کنده بود گیر کرده بود

10:31.561 --> 10:32.431
‫هیزم‌شکن!

10:32.521 --> 10:33.891
خب که چی؟

10:33.971 --> 10:37.141
‫تو همون هیزم‌شکنی هستی که رهبرمون رو از تاریکی بیرون کشیدی

10:37.221 --> 10:38.641
‫همونطور که توی پیشگویی گفته شده.

10:39.271 --> 10:40.721
‫هیزم‌شکن آدم بزرگیه.

10:40.811 --> 10:42.601
.به نظر خودم که بزرگ نیستم

10:42.681 --> 10:46.061
‫شمع نقره‌ای! این سه تا بالاتره از سبزه!

10:46.141 --> 10:47.811
‫و فقط یکی پایین‌تر از طلاییه.

10:48.521 --> 10:51.311
‫خب، چجوری میشه طلا به دست آورد؟

10:53.391 --> 10:55.021
‫ابدان، بیداری؟

10:55.101 --> 10:57.351
‫- من ۱۰۰ ساله که نخوابیدم.
.ایول. یه کم برو اونور -

10:59.971 --> 11:01.851
‫می‌دونم فردا روز مهمیه.

11:01.931 --> 11:05.311
‫خب، یه چیزی برات درست کردم، که همه خاطرات خوبی که با هم داشتیم رو یادت بمونه

11:05.391 --> 11:08.931
‫این یه لحافه. هر تیکه اش نشون دهنده یه ماجرای مختلفیه که با هم داشتیم

11:09.021 --> 11:11.101
‫و آخرین تکه پارچه، خالیه.

11:11.181 --> 11:14.221
تا نشون‌دهندۀ ماجراهایی باشه که تجربه‌شون نمی‌کنیم

11:14.311 --> 11:15.521
.وقتی که بری

11:17.771 --> 11:19.351
...خودم پتو دارم، پس

11:19.431 --> 11:22.141
!بابا دهنتو! سعی داشتم مختو بزنم که بمونی

11:22.221 --> 11:25.601
‫نمی‌دونم چرا اصلا باید این کارو بکنم، بعد از این همه کارایی که با هم کردیم

11:25.681 --> 11:28.931
‫تو بهترین دوست منی، فکر می‌کردم منم بهترین دوستت باشم.

11:29.021 --> 11:29.931
‫تو...

11:30.471 --> 11:32.971
‫یه آشنای خیلی نزدیکی.

11:33.061 --> 11:34.311
چی میگی؟

11:34.391 --> 11:37.431
‫من یه شیطان جاودانه‌ام. لحظه‌ها رو با هزاره‌ها می‌سنجم.

11:38.021 --> 11:39.221
‫زمانی که با هم گذروندیم یه چشم به هم زدن بود.

11:39.311 --> 11:42.851
‫من یه چشم به هم زدن بودم؟! می‌دونی چیه؟
.تو جهنم بهت خوش بگذره

11:42.931 --> 11:44.271
‫اوه، ممنونم. خوش می‌گذرونم.

11:45.641 --> 11:47.181
‫این فقط یه پتوی معمولیه.

11:47.271 --> 11:49.101
از کجا باید لحاف‌دوزی بلد باشم؟

11:53.021 --> 11:55.311
‫- این خون‌ـه؟
.کاترین، می‌خوام باهات صادق باشم -

11:55.391 --> 11:57.221
‫یه مقدارش خونه.

11:57.311 --> 11:59.561
‫بیا اینم از پول تمیزکاری.

11:59.641 --> 12:02.771
‫- چون نمی‌تونی با خودت ببریش.
!هی، حرف تو بود، نه من -

12:03.431 --> 12:06.221
‫نیتن؟ فکر کردم با فرقه مشکل داشتی.

12:06.311 --> 12:07.851
‫اوه، مشکل خیلی بزرگ.

12:07.931 --> 12:11.851
‫ولی بعدش فهمیدم این فرقه واقعاً می‌دونه داره چیکار می‌کنه.

12:11.931 --> 12:14.641
.اگه حق با اونا باشه، مخ‌زنی نیست

12:14.721 --> 12:17.561
‫- اوهوم.
می‌دونستی من هیزوم‌شکن‌ـم؟ -

12:17.641 --> 12:21.311
‫خیلی تو اسطوره‌شناسی مهمم. اساساً نفر دوم بعد از ابدان.

12:21.391 --> 12:23.971
‫حتی این یارو رو بهم دادن هی دنبالم با شنل راه بیفته

12:24.061 --> 12:25.851
‫که انگار من پوشیدمش. اینجا رو باش.

12:25.931 --> 12:28.681
‫ها! اوه. هاها!

12:28.771 --> 12:31.221
‫و من شمع تحریک رو حمل می‌کنم.

12:31.311 --> 12:33.141
‫پنجمین افتخار بزرگ‌ایه که می‌تونی بگیری.

12:33.221 --> 12:35.271
‫واقعاً منو وسوسه کرده اون چهار تا افتخار دیگه رو دنبال کنم.

12:35.351 --> 12:37.811
‫ابدان.

12:37.891 --> 12:40.721
‫خیلی... خوشگل شدی؟ ترسناک شدی؟

12:40.811 --> 12:42.601
‫نمی‌دونم چی بگم.

12:42.681 --> 12:43.771
‫خوشگلِ ترسناک.

12:43.851 --> 12:47.471
‫اگه همه لطف کنن سر جای خودشون قرار بگیرن.
!قراره شروع کنیم

12:48.141 --> 12:50.811
‫خب، فکر کنم این خداحافظیه.

12:50.891 --> 12:53.471
‫ممنون که با بدنت دریچه‌ها رو تمیز نگه داشتی.

12:53.561 --> 12:54.641
‫ممنونم، کاترین.

12:55.311 --> 12:56.811
‫اینم همه‌ی گوشواره‌هات.

12:57.641 --> 12:58.851
‫آهان، منطقی شد.

12:58.931 --> 13:01.931
‫این خداحافظی نیست. فقط شروع یه فصل جدیده.

13:02.021 --> 13:04.641
‫که برای تو، برگشت به یه فصل قدیمیه.

13:04.721 --> 13:06.811
‫منظورم اینه که، بعداً میام پیشت، رفیق.

13:06.891 --> 13:07.971
‫ممنونم، نِیتن.

13:08.061 --> 13:09.431
‫واقعاً دلم برات تنگ میشه، ابدان.

13:09.521 --> 13:11.391
‫- و ممنونم کوری.
.باشه -

13:12.641 --> 13:13.851
‫استر کجاست؟

13:13.931 --> 13:15.721
‫فکر نکنم بیاد.

13:17.891 --> 13:20.061
‫پادشاه من، وقتشه.

13:20.141 --> 13:21.601
!تیم چاقوکش‌مش

13:21.681 --> 13:24.811
‫همه‌مون با سازهامون مردیم، برای همین سازها روح شدن!

13:24.891 --> 13:26.061
‫این سوال من بود.

13:31.721 --> 13:33.891
‫وای، چه قشنگه.

13:34.601 --> 13:37.021
‫صبر کن! من اینجام!

13:38.891 --> 13:43.521
‫هنوزم فکر می‌کنم خیلی احمقی که می‌خوای بری،
،من خیلی دلم برات تنگ میشه

13:43.601 --> 13:46.561
‫ولی اگه این چیزیه که می‌خوای، منم همینو می‌خوام.

13:47.431 --> 13:51.681
‫به هر حال، تمام شب رو صرف کردم تا یه لحاف واقعی از ماجراجویی‌هامون برات درست کنم

13:53.601 --> 13:55.561
‫یادت بود که من استخون دوست دارم.

13:55.641 --> 13:57.521
‫این یه هدیه‌ی با ارزشه.

14:04.311 --> 14:06.391
‫ما، پیروان ابدان،

14:06.471 --> 14:10.101
‫اینجا به عنوان خدمتکاران خدای شیطانی‌مون جمع شدیم.

14:10.181 --> 14:12.811
‫با تیغ مقدس کارینی

14:12.891 --> 14:15.431
‫و یه تیغ دوم، کمتر مقدس، از آشپزخونه،

14:15.521 --> 14:17.851
‫ما ابدان رو به خونه می‌بریم.

14:18.431 --> 14:21.431
‫شروع پیشگویی نهایی!

14:21.521 --> 14:23.271
‫ببخشید، "پیشگویی نهایی"؟

14:23.351 --> 14:26.851
‫هیس، منتظرم نشانه‌مو بشنوم. یعنی "آخرالزمان".

14:26.931 --> 14:28.181
چی؟ -
!هیس دیگه -

14:28.271 --> 14:30.851
‫امشب، ما اربابمونو آزاد می‌کنیم

14:30.931 --> 14:34.641
‫و دنیا رو با آتیش یه آخرالزمان پاک می‌کنیم!

14:34.721 --> 14:35.891
‫اون قفله.

14:35.971 --> 14:37.891
‫و ما کلیدشیم.

14:37.971 --> 14:38.851
‫انجامش بده.

14:40.521 --> 14:42.221
!وای -
!خدای من -

14:43.561 --> 14:45.601
‫اوه، اون حرومزاده بهم قول داده بود!

15:01.101 --> 15:01.931
‫همش همین؟

15:02.021 --> 15:04.101
‫همش همین؟ یه نفر مرده ها!

15:04.181 --> 15:06.521
‫فکر کنم منظور استر اینه که،

15:06.601 --> 15:10.851
‫با وجود این فاجعه، به ما قول یه مراسم برای برگردوندن ابدان به خونه داده شده بود

15:11.351 --> 15:15.271
‫بله، ما ابدان رو به خونه برمی‌گردونیم

15:15.351 --> 15:18.391
‫با به پا کردن جهنم روی زمین!

15:19.271 --> 15:21.351
‫پس ما خونش رو برای اون می‌بریم

15:23.771 --> 15:26.021
‫این عبارت‌بندی خیلی گمراه‌کننده‌ست.

15:33.721 --> 15:34.641
‫آره!

15:34.721 --> 15:36.891
‫دیگه برام مهم نیست شمع آبی رو به دست بیارم.

15:36.971 --> 15:37.851
‫فرار کنین!

15:41.641 --> 15:44.561
!‫بهت گفتم این فرقه‌ها همه خرابن

15:44.641 --> 15:46.311
‫پس چرا به این یکی ملحق شدی؟

15:46.391 --> 15:48.521
‫چرا گذاشتی اونا از سالن رقص استفاده کنن؟

15:48.601 --> 15:49.771
میشه با دعوا نمیریم؟

15:49.851 --> 15:51.351
‫ابدان هنوز اون پشت مونده.

15:51.431 --> 15:53.141
‫اون یه شیطان‌ـه، چیزیش نمیشه.

15:53.221 --> 15:54.471
...‫باید برسیم به یه

15:55.471 --> 15:56.641
‫جای امن.

16:15.141 --> 16:18.311
‫قورباغه‌ها، ها؟ عجب چیزی!
‫انگار یه چیزایی تو کتاب مقدس درست نوشته شده.

16:19.561 --> 16:20.471
‫مامان؟

16:20.561 --> 16:23.561
‫همه‌چی درست میشه. یادته قبلاً بازی زمین گدازه‌ست رو می‌کردیم؟

16:23.641 --> 16:26.311
خب، الان واقعیشه! باحال نیست؟

16:26.391 --> 16:28.471
‫اون شهاب‌سنگ داره مستقیم میاد طرف ما!

16:36.471 --> 16:37.311
‫ابدان؟

16:37.391 --> 16:38.891
‫من الان قدرت دارم.

16:38.971 --> 16:40.311
‫آفرین پسر شیطون!

16:40.391 --> 16:44.141
‫تشویقش نکنید. اون گذاشت یه فرقه یه آخرالزمان راه بندازه.

16:44.221 --> 16:46.471
‫من نمی‌دونستم این اتفاق میفته. منو گول زدن!

16:46.561 --> 16:48.681
‫مثل وقتی که نِیتن دماغ منو می‌دزده!

16:48.771 --> 16:50.061
چطوری جلوشو بگیریم؟

16:50.141 --> 16:51.521
‫راهی برای متوقف کردنش نیست.

16:51.601 --> 16:54.391
‫این آخرالزمانه و شروع شده!

16:56.851 --> 16:58.101
‫باید خودتونو وفق بدید.

16:59.681 --> 17:00.641
‫فرار کنین!

17:04.771 --> 17:06.771
‫ما خوبیم. ما خوبیم.

17:06.851 --> 17:08.271
!انقدر اینجوری نگو

17:11.021 --> 17:12.271
‫گیر افتادیم!

17:12.351 --> 17:14.851
‫بچه‌ها، فکر کنم بتونیم از این شکاف بپریم قبل از اینکه...

17:15.521 --> 17:16.971
‫نه، بی‌خیال.

17:17.061 --> 17:19.641
‫برو بالای درخت! نیتن، بجنب!

17:20.221 --> 17:21.311
‫دارم میام بالا.

17:21.971 --> 17:25.851
‫ها. فکر می‌کردم بتونم از درخت بالا برم، چون از نردبون می‌تونم بالا برم

17:25.931 --> 17:27.431
‫قوانین شبح، می‌دونی؟

17:27.521 --> 17:28.471
‫دایی نیتن!

17:28.561 --> 17:29.641
‫عیبی نداره.

17:29.721 --> 17:34.931
‫این زمین خیلی محکم‌تر از زمینیه که الان افتاد تو... گدازه!

17:36.141 --> 17:36.971
‫نیتن!

17:39.561 --> 17:41.811
‫خب. بیاین بچه‌ها. به بالا رفتن ادامه بدین.

17:44.561 --> 17:46.351
‫گرفتمت.

17:47.061 --> 17:48.891
‫حالا، بیاین یه راهی پیدا کنیم...

17:48.971 --> 17:50.391
‫- مامان!
!مامان -

17:54.391 --> 17:56.061
‫فقط به بالا رفتن ادامه بده.

17:59.641 --> 18:02.181
‫- اوه، شت. آم... آم...
!بن! اون روپوش رو در بیار! -

18:02.271 --> 18:04.681
.نمی‌تونم. زیرش هیچی ندارم -
چی؟ چرا آخه؟ -

18:04.771 --> 18:07.431
‫فکر کردم مثل حوله‌ی حمومه!

18:15.641 --> 18:17.221
‫خب، برنامه‌ت واسه امشب چیه؟

18:17.311 --> 18:18.351
‫ابدان،

18:19.141 --> 18:22.931
اگه یه ذره هم اندازه‌ای که من بهت اهمیت میدم
به من اهمیت میدی

18:23.021 --> 18:24.101
‫این وضع رو درستش کن.

18:24.181 --> 18:25.601
‫یه راهی پیدا کن.

18:28.851 --> 18:29.851
‫شیمن.

18:31.891 --> 18:32.851
.شیطان

18:33.561 --> 18:35.601
‫- همیشه...
...همیشه -

18:46.931 --> 18:48.431
‫همیشه در حال نقشه کشیدن.

18:58.351 --> 18:59.521
‫الان برمی‌گردم.

19:21.101 --> 19:23.471
‫این برای شاهه!

19:29.891 --> 19:33.391
‫این برای کریگ و همه اوناییه که میز ۱۲ نشستن!

19:39.311 --> 19:40.601
‫هی، رفیق.

19:46.431 --> 19:49.271
‫... آتش یک آخرالزمان! اون قفله.

19:51.391 --> 19:52.811
.چون منو گول زدی

19:52.891 --> 19:53.721
‫ای وای!

19:53.811 --> 19:55.181
‫الان چیکار کردی؟

19:55.271 --> 19:57.681
گفتیم با چاقو تهدید می‌کنیم فقط، یادته؟

19:57.771 --> 20:00.771
‫اون می‌خواست دختره بکشتش تا آخرالزمان شروع شه.

20:02.061 --> 20:04.931
‫خب، کشتن اون هم همون کارو نمی‌کنه؟

20:06.271 --> 20:07.181
‫شاید.

20:21.351 --> 20:22.471
‫هی، رفیق.

20:25.681 --> 20:27.101
‫اون قفله، و ما...

20:27.181 --> 20:29.721
‫اِ...

20:36.391 --> 20:39.221
‫خیلی‌خب، قبل از اینکه بپرسی، اگه اون کشته می‌شد، قدرتم برمی‌گشت

20:39.311 --> 20:41.431
‫ولی آخرالزمان هم شروع می‌شد.

20:41.521 --> 20:46.141
‫صبر کن، پس تو از قدرتت گذشتی تا ما رو نجات بدی؟ ابدان!

20:46.221 --> 20:48.471
‫خب، منظورم اینه که، نه... نه...

20:49.641 --> 20:52.431
‫اوه، متوجه نشدی که اگه ما رو نجات بدی قدرت نمی‌گیری؟

20:52.521 --> 20:54.351
‫باید یه راهی باشه که من هر دوتاشو داشته باشم.

20:54.431 --> 20:56.471
‫به نظر من که یا این یا اون.

20:56.561 --> 20:58.601
‫تو به نظر من یا اینی یا اون!

20:58.681 --> 21:01.141
‫من می‌تونم هردو کارو بکنم. نجاتتون میدم و خودمو آزاد می‌کنم.

21:04.021 --> 21:06.141
‫لعنت بهت تاد.

21:08.561 --> 21:10.391
‫نه!

21:12.771 --> 21:13.601
‫نه!

21:15.431 --> 21:16.271
‫نه!

21:16.351 --> 21:17.471
‫نه!

21:18.061 --> 21:20.561
‫نــــــه!

21:20.641 --> 21:23.471
کسی صدامو نمی‌شنوه؟ قضیۀ پولو چیکار کنیم؟

21:24.561 --> 21:26.271
‫ابدان، این مسئله خیلی مهمه.

21:26.351 --> 21:30.351
اوه، واقعاً؟ مهم‌تر از این که من باید بذارم یه فرقه منو آزاد کنه

21:30.431 --> 21:34.561
ولی همزمان جلوی ایجاد آخرالزمانی رو هم بگیرم که باعث مرگ شما میشه؟

21:35.561 --> 21:38.471
‫عاشق معما هستم. میشه دوباره بگید؟

21:38.561 --> 21:40.561
‫من تاریخ این دنیا رو صد بار زندگی کردم.

21:40.641 --> 21:42.641
‫فکر کنم این مقدار شکر برای ابدان کافی باشه.

21:42.721 --> 21:44.561
‫امروز حقت یه شهاب سنگه.

21:49.351 --> 21:52.431
‫هی، چه خبر؟ چیه، ساس داری؟ بازم پیدا می‌کنی.

21:52.521 --> 21:55.431
‫باید بین شکوه و دوستی یکیو انتخاب کنم.

21:55.521 --> 21:56.811
‫خب، کدوم رو بیشتر دوست داری؟

21:56.891 --> 21:58.351
.شکوه -‫
.خیلی خب، کاری نداره -

21:58.431 --> 22:01.221
.ولی وقتی به دستش بیارم، حس درستی نمیده -
.پس دوستی رو انتخاب کن -

22:01.311 --> 22:02.721
‫- ولی من شکوه و جلال می‌خوام.
‫- اوکی، شکوه.

22:02.811 --> 22:05.391
.ولی حس بدی میده
من شکوه رو به همراه حس درست و خوب می‌خوام

22:05.471 --> 22:08.521
‫خب، رفیق، به نظر من که تو دنبال دوست می‌گردی.

22:08.601 --> 22:10.221
‫فقط ازش خوشت نمیاد.

22:10.311 --> 22:11.851
‫همش بخاطر یه چشم بهم زدن بود. من...

22:12.771 --> 22:15.971
‫مگه اینکه... تو توی یه چشم بهم زدن نباشی.

22:16.061 --> 22:17.811
‫اوه، یه مرد تو حیاط هست.

22:24.721 --> 22:25.851
‫خدای من.

22:26.931 --> 22:29.601
‫این یه... امتحانه؟

22:36.811 --> 22:38.271
‫- بچه.
!خودشه -

22:38.351 --> 22:40.101
‫درود بر ابدان، اربابِ...

22:41.311 --> 22:42.851
‫اوه خدای من! نه انگشتا!

22:48.351 --> 22:50.931
‫خب... اون قضیه چی بود؟

22:51.021 --> 22:52.971
‫یه فرقه مرگ که می‌خواست آخرالزمان رو شروع کنه.

22:53.061 --> 22:54.681
.پس حرکت درستی زدی

22:54.771 --> 22:56.771
‫فکر می‌کنی اونا پول اتاق رو می‌دادن؟

22:56.851 --> 22:58.561
‫خب، این یه نقشه پولسازیه.

22:58.641 --> 23:02.311
‫از مردم پنجاه دلار می‌گیریم که یه اتاق رو مثل یه ستاره‌ی راک خراب کنن

23:02.391 --> 23:04.971
‫- کیه که نخواد حس یه ستاره‌ی راک رو داشته باشه؟
!عاشقشم -

23:05.061 --> 23:07.311
‫واقعا فکر می‌کنی می‌تونیم پنجاه دلار بگیریم؟

23:12.391 --> 23:14.271
‫ابدان، حالت خوبه؟

23:15.811 --> 23:16.641
‫آره.

23:17.141 --> 23:18.311
‫فکر کنم خوبم.

23:19.101 --> 23:20.771
‫خوبه. باید بیای تو.

23:20.851 --> 23:24.021
‫من تو جیبای بن مارشمالو گذاشتم، و
‫قراره مورد حمله قرار بگیره...

23:25.101 --> 23:26.811
‫چرا؟

23:27.431 --> 23:30.391
‫- لعنت بهت جسیکا!
!جسیکا؟ جسیکا -

23:31.791 --> 23:35.761
ترجمه شده توسط ساکا

23:35.761 --> 23:37.931
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:37.931 --> 23:49.931
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
