WEBVTT

00:06.461 --> 00:11.851
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:11.851 --> 00:16.271
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:21.351 --> 00:24.271
‫ممنون که آندرویل رو انتخاب کردین. امیدوارم از اقامت‌تون لذت برده باشین

00:24.351 --> 00:25.721
‫همهٔ کفش‌هام گم شدن،

00:25.811 --> 00:28.471
‫و یه صدایی توی تشک زمزمه می‌کرد که از استخون‌هام خوشش میاد

00:28.561 --> 00:30.391
.‫و امیدوارم از اونم لذت برده باشین

00:30.891 --> 00:33.811
‫این رو ببین. گوی برفی نفرین شده.

00:35.931 --> 00:38.221
چرا پول تو جیبیِ ما اندازهٔ همدیگه‌ست
در صورتی که تو هیچکار نمی‌کنی؟

00:38.311 --> 00:40.101
‫بن، این کار منه.

00:40.181 --> 00:43.311
‫درحالی‌که تو پشت میز در امانی، من توی راهروهام، جایی که همهٔ اتفاقا می‌افته

00:43.391 --> 00:47.681
‫هتلو از شر نیروهای شیطانی ماورایی مثل این محافظت می‌کنم

00:48.521 --> 00:50.931
.پس چرا که نه، این ارزش چند دلار در هفته رو داره

00:51.021 --> 00:52.141
.‫خواهش می‌کنم بس کن

00:52.221 --> 00:55.181
بذار ببینم، شماها به طور مداوم از مالک پول می‌گیرین؟

00:55.271 --> 00:56.971
‫-چند وقته اونجایی؟
پنج روز -

00:57.061 --> 00:59.181
‫-مامان، پول تو جیبی بیشتری می‌خوام
من بیشتر از بن می‌خوام -

00:59.271 --> 01:00.851
‫مامان، منم پول تو جیبی می‌خوام.

01:00.931 --> 01:02.851
.‫یک، نه. دو، نه

01:02.931 --> 01:04.431
.سه، من مامانت نیستم

01:04.521 --> 01:05.931
.‫و تو پول تو جیبی نمی‌گیری

01:06.931 --> 01:10.601
!روز مرگ مبارک به خودم! روز مرگ مبارک به خودم

01:10.681 --> 01:14.351
‫تولدت مبارک مرگ نیتن، تولدت مبارک مرگ من.

01:14.431 --> 01:17.181
...‫و خیلی چیزهای دیگه

01:17.271 --> 01:20.971
‫آخ، باورت میشه یه سال از مرگم گذشته؟ برای جشن گرفتن چی کار کنیم؟

01:21.061 --> 01:24.681
‫چرا باید بدترین روز زندگی خودم و آخرین روز زندگی تو رو جشن بگیرم؟

01:24.771 --> 01:27.141
.عزیزم، مهم اینه که خوش باشیم

01:27.221 --> 01:30.311
‫راستی، طبق چیزی که تو بهم گفتی، من در حال انجام کاری که عاشقش بودم مردم

01:30.391 --> 01:34.181
درحالی که داشتم فیلم کان اِیر رو می‌دیدم
.یه خوشه انگور رو قورت دادم و خفه شدم

01:34.271 --> 01:36.271
.واو، تا حالا یه دونه انگورو درسته قورت ندادم

01:36.351 --> 01:40.141
.بن، عالیه. فقط ای کاش یادم بود چه انگوری کارمو تموم کرد

01:40.221 --> 01:43.771
هیچی از روزی که مُردی یادت نیست؟ -
اکثر ارواح هیچی یادشون نمیاد از مرگشون -

01:43.851 --> 01:46.521
‫احتمالا یه جور مکانیزم دفاعیه در برابر وحشت رفتن

01:46.601 --> 01:48.221
‫به یه سطح جدید از واقعیت.

01:48.311 --> 01:50.641
‫به هر حال، روز مرگت مبارک!

01:50.721 --> 01:52.561
.عاشقشم

01:52.641 --> 01:55.971
.بالاخره یه گوی برفی که صادقانه نشون میده چقدر ترسناکن

01:56.061 --> 02:00.431
‫ممنونم استر، که مرگمو گرامی داشتی. یه تکونش بده.

02:00.521 --> 02:01.641
‫-باشه
توروخدا نکن -

02:01.721 --> 02:03.311
.‫هیچ‌کس روز مگ رو جشن نمی‌گیره

02:03.391 --> 02:06.311
قیمت یه کیک چنده؟ ۲۰ دلار؟ -
انگار آسمون داره سیاه میشه -

02:06.391 --> 02:09.181
‫-من می‌تونم مرگتو گرامی بدارم...
هوا بوی گوگرد میده -

02:10.561 --> 02:12.351
با انگور کامل آخه -
خودش می‌تونه تصمیم بگیره -

02:12.431 --> 02:14.721
‫چرا به من پول تو جیبی نمی‌دین؟

02:20.471 --> 02:22.561
جمجمه‌های دودی می‌بینم -
باز شروع کردی کاترین -

02:22.641 --> 02:24.931
‫من تو روز تولدت جشن می‌گیرم.

02:25.021 --> 02:26.641
!حملهٔ شیاطین

03:05.271 --> 03:06.771
‫پشت سرتو نگاه نکن. فقط بدو.

03:06.851 --> 03:08.851
‫این برای اون مشکل مچ پام خوب نیست!

03:09.561 --> 03:12.431
.برین تو پذیرایی، اونجا می‌تونم جلوشونو بگیرم

03:14.101 --> 03:15.561
‫شاید این دود خیلی هم بد نباشه!

03:15.641 --> 03:19.101
!‫شاید از اون نوعاشه که فقط می‌خواد حرف بزنه

03:20.101 --> 03:23.931
‫من یه بسته دارم برای بن فری‌لینگ. یه چیزی تو مایه‌های مانکن؟

03:26.721 --> 03:29.311
.مسئول پست هم شیطانی شد رفت -
اون مانکن چی بود؟ -

03:29.391 --> 03:31.811
!برای دوست‌دختر روحم خریدم، یه چیزایی رو قراره تست کنیم

03:31.891 --> 03:34.271
‫-تقریباً رسیدیم!
.دود هم پشتمونه -

03:35.431 --> 03:39.101
نگران نباشین، من جلوشو می‌گیرم! ارواح از شیاطین قوی‌ترن، یادتونه؟

03:39.601 --> 03:40.521
‫نیتن!

03:41.931 --> 03:43.891
‫همه چی روبه‌راهه!

03:45.391 --> 03:47.351
‫اینا رو گیر انداختم...

03:47.431 --> 03:48.851
‫... درست جایی که می‌خواستم!

03:48.931 --> 03:50.521
!‫مامان، بیا داخل

04:04.971 --> 04:06.931
‫- دارن میرن!
ما بردیم -

04:07.021 --> 04:07.971
‫واقعاً بردیم؟

04:10.101 --> 04:11.061
!چاقو چاقو

04:13.601 --> 04:15.101
‫شمع‌ها!

04:22.101 --> 04:24.641
‫این یه چالش باحال میشه برای جامعهٔ شکارچی‌ها.

04:26.431 --> 04:28.141
.‫هه. باید اون یکی‌ یارو رو میدیدی

04:29.771 --> 04:31.811
آره اونو میگم -
این چیه؟ -

04:31.891 --> 04:36.061
‫نمکه. تا وقتی این خط نشکنه، شیاطین نمی‌تونن ازش رد شن.

04:36.141 --> 04:39.721
‫فهمیدم. یه سؤال سریع ازت دارم. حتماً باید از اون نمک دریایی گرون‌قیمتم باشه؟

04:39.811 --> 04:42.431
...می‌دونستم بالاخره همچین روزی فرا می‌رسه، برای همین

04:43.431 --> 04:45.311
.اینجا رو تبدیل به اتاق امن کردم

04:45.391 --> 04:49.181
‫یه عالمه چیز میز دارم واسه مبارزه با خون‌آشام‌ها، وندیگوها، تولپاها، بن

04:49.271 --> 04:51.771
آم، چرا بن؟ -
دو قسمت قبل رو یادت رفته؟ -

04:51.851 --> 04:55.471
‫همینطور کیف کمری هم درست کردم که توش نمک واسه جنگیدن با شیاطین و گرانولاهاست

04:55.561 --> 04:57.811
برای اونم چیزی داری؟

04:57.891 --> 05:01.181
اوه، چند دقیقه وقت بدین، تبدیلش می‌کنم به یه دلقک مسخره

05:01.271 --> 05:03.271
منم زنگ می‌زنم کمک خبر کنم -
از کی؟ -

05:03.351 --> 05:06.521
.نه از ادارهٔ پست. اون یارو خیلی زود تسخیر شد

05:06.601 --> 05:09.061
‫911 دیگه چند ماهه جواب تماسامونو نمی‌ده.

05:09.141 --> 05:13.931
‫واسه همینه که دارم به واتیکان زنگ می‌زنم. اونا پلیس‌ مخصوص شیاطین دارن. الو

05:14.021 --> 05:17.061
‫من خط‌های نمک رو چک می‌کنم. نِیتن، مراقب باش شیاطین نیان داخل

05:17.141 --> 05:18.971
‫یکی رو دارم می‌بینم.

05:20.351 --> 05:22.521
.چه همه سگ و گربه اون بیرونه

05:23.101 --> 05:26.311
‫- نمی‌دونستم سوت زدن بلدم.
ابدان، اینا کی‌ان؟ -

05:26.391 --> 05:28.351
فکر می‌کنی من اینا رو می‌شناسم؟ چرا؟

05:28.431 --> 05:30.181
چون منم یه شیطانم؟

05:30.271 --> 05:32.521
چون توی آب ازلی بزرگ شدم؟

05:32.601 --> 05:36.681
چون وقتی ۹ ستارهٔ صبحگاهی هم‌راستا بشن قراره بشر رو به بردگی بگیرم؟

05:37.271 --> 05:38.101
آره؟

05:38.181 --> 05:41.181
‫اون‌ها بچه‌های رابیسو هستن، یه شیطان باستانی که باهام بد رفتار می‌کرد

05:41.271 --> 05:42.391
.اونا قطعاً احضار شدن

05:42.471 --> 05:44.561
‫احتمالاً با همون عتیقه که پر از علامت‌های آشوریه.

05:44.641 --> 05:46.351
‫- استر!
!اون گفت احتمالاً -

05:46.431 --> 05:47.391
‫بالاخره موفق شدم!

05:47.471 --> 05:50.721
‫سلام. خونه‌م در حال حاضر مورد حمله شیاطین آشوریه.

05:50.811 --> 05:52.681
‫آهان. آهان.

05:53.181 --> 05:54.681
‫ببخشید، اجازه از کی؟

05:55.181 --> 05:57.891
‫فهمیدم. میتونی من رو وصل کنی؟ عالیه.

05:57.971 --> 05:59.561
‫دارن منو وصل می‌کنن.

05:59.641 --> 06:01.721
‫فهمیدم! طلسم ضد تسخیر.

06:01.811 --> 06:02.971
‫تو طلسم درست کردی!

06:03.061 --> 06:06.311
.من میتونم یه طلسم بسازم. البته به یه سری وسایل نیاز داریم

06:06.391 --> 06:07.771
‫-از بیرون این اتاق؟
آره -

06:07.851 --> 06:09.221
‫-که نمیتونیم ترکش کنیم؟
آره -

06:09.311 --> 06:11.391
.‫-پس ما هنوز تو دردسر بزرگی‌ایم
آره -

06:11.471 --> 06:13.061
اگه ابدان بره چی؟

06:13.141 --> 06:15.431
‫-ابدان یه شیطانه.
یادت موند؟ -

06:15.521 --> 06:17.891
،یه شیطانی که از این شیطانا متنفره

06:17.971 --> 06:22.391
‫و دشمن شیطانیِ دشمن شیطانی من، دوست شیطانیه منه.

06:22.471 --> 06:25.471
‫ولی این دوست شیطانی نه می‌تونه بخونه، نه بنویسه، نه استعاره‌ها رو بفهمه

06:25.561 --> 06:27.141
‫و از زنگوله‌های بادی هم وحشت داره.

06:27.221 --> 06:28.471
.‫فقط از چوبی‌هاش

06:28.561 --> 06:30.721
‫بدون لیست چطور یادش بمونه استر چی لازم داره؟

06:30.811 --> 06:31.971
چطور یادم بمونه؟

06:32.061 --> 06:33.811
‫من ابتدای زمان رو یادمه،

06:33.891 --> 06:35.971
،‫وقتی پردهٔ اون دنیا پاره شد

06:36.061 --> 06:39.431
‫و این سیاره مثل یه سنگ‌ریزه از کفش یه خدا ریخت بیرون.

06:39.521 --> 06:40.851
‫تو بهم بگو چی لازم داری،

06:40.931 --> 06:44.681
‫و من تا وقتی که جهان بمیره یادم می‌مونه.

06:45.181 --> 06:48.601
‫- و یه پول تو جیبی هم می‌خوام.
معاملهٔ خوبیه -

06:48.681 --> 06:52.061
‫اوه، سلام؟ ببخشید، فکر کردم یه صدایی شنیدم. هنوز دارن وصلم می‌کنن

06:52.141 --> 06:54.811
‫-فکر کنم چاره‌ای نداریم.
!یس! یس! یس -

06:54.891 --> 06:57.891
.اوکی، الان استخون موش و خون یه قاتل رو دارم

06:57.971 --> 07:00.311
‫هنوز نخ، گشنیز، چوب سدر و سیر نیاز دارم.

07:00.391 --> 07:02.351
‫خون یه قاتل رو داری؟

07:02.431 --> 07:03.851
‫-کدوم قاتل؟
استیون -

07:03.931 --> 07:05.101
.پس یه نقشه داریم

07:05.181 --> 07:08.891
امیدوارم این کار جشنی که برام احتمالاً تدارک
دیدین رو به تاخیر نندازه

07:08.971 --> 07:11.391
‫من شکست نمی‌خورم. این یه تشبیه بود.

07:11.471 --> 07:12.721
‫نبود!

07:15.811 --> 07:17.721
‫حالا که صحبت از موقعیت‌های مرگ و زندگی شد،

07:17.811 --> 07:20.021
‫یه جورایی حس می‌کنم دلت نمی‌خواد درباره روز مرگم حرف بزنی.

07:20.101 --> 07:21.681
‫هنوزم داری به اون موضوع فکر می‌کنی؟

07:21.771 --> 07:24.471
‫بهت گفتم، دوست ندارم به روزی که تو مُردی فکر کنم.

07:24.561 --> 07:27.771
مردم و برگشتم -
بازم مجبور شدم برات خاکسپاری بگیرم -

07:27.851 --> 07:30.971
‫می‌دونی، لازم نیست همیشه از مسائل سخت دوری کنی.

07:31.061 --> 07:33.851
‫دوری از مسائل سخت؟ من یه هتل تسخیرشده رو اداره می‌کنم

07:33.931 --> 07:35.181
به پسرم اجازه می‌دم با یه روح قرار بذاره

07:35.271 --> 07:37.271
‫و یه کارایی که من سر در نمیارم رو با یه مانکن انجام بده.

07:37.351 --> 07:39.641
‫همین الانشم دارم با شیاطین می‌جنگم!

07:40.601 --> 07:43.561
‫تو درمورد اون چیزا حرف نمی‌زنی. ما هیچوقت درمورد مرگ من حرف نزدیم

07:43.641 --> 07:44.971
‫و شاید من بخوام حرف بزنم.

07:45.061 --> 07:45.891
‫خب، من نمی‌خوام.

07:45.971 --> 07:48.271
!‫مامان! خط نمک

07:48.351 --> 07:49.681
‫چی؟ اوه!

07:49.771 --> 07:51.681
‫اوه!

07:51.771 --> 07:53.681
!هی، حسگرهای دود کار می‌کنن

07:53.771 --> 07:56.101
‫-آخيش! سلام.
بن -

07:57.141 --> 07:58.851
.‫ممکنه یه لحظه صدام قطع بشه

07:58.931 --> 08:00.061
‫نمک بخور!

08:01.141 --> 08:02.391
‫خب، بد شد.

08:09.311 --> 08:10.271
‫استر؟

08:11.311 --> 08:13.271
‫استر الان اینجا نیست.

08:15.931 --> 08:16.891
‫منو آزاد کن!

08:17.471 --> 08:19.221
‫خب، پس نه، درسته؟

08:21.351 --> 08:23.141
‫-بگیرش!
من بن‌ام -

08:23.221 --> 08:25.641
‫اجازه دارم مچ پاهاتو بکشم؟

08:29.311 --> 08:31.061
‫واو، عجب قدرت بدنی‌ای داره.

08:31.141 --> 08:32.351
بیارش پایین -
باشه -

08:33.811 --> 08:36.141
از یه راه بهتر لطفاً -
اوه، یه لحظه صبر کنین -

08:36.221 --> 08:40.021
‫سلام! آره، من پشت خط موندم، و الان خواهرم کلاً تسخیر شده.

08:40.101 --> 08:44.311
‫اوهوم. الان می‌پرسم. مامان، استر غسل تعمید داده شده؟

08:44.391 --> 08:45.811
‫-نه!
حله -

08:45.891 --> 08:47.811
میگن نه -
بگو ما حاضریم انجامش بدیم -

08:49.101 --> 08:50.271
‫ها!

09:08.721 --> 09:09.721
‫هوم.

09:21.311 --> 09:23.021
‫فکر می‌کنی این می‌تونه جلومو بگیره؟

09:23.101 --> 09:26.641
‫من قبل از ستاره‌ای که سیارهٔ حقیرتونو روشن می‌کنه متولد شدم

09:26.721 --> 09:29.351
‫-من تو یه خواربارفروشی به دنیا اومدم
بن، با شیطان حرف نزن -

09:29.431 --> 09:32.101
‫هیچ‌کس نگران این نیست که کسی که بلد بود با شیاطین بجنگه،

09:32.181 --> 09:34.141
‫خودش توسط یه شیطان تسخیر شده؟

09:34.221 --> 09:39.221
‫من تسخیر نشدم. در واقع، من جلوی تسخیر شدن بن رو گرفتم.

09:40.971 --> 09:45.351
‫و به‌زودی، برادران من همه‌تون رو تسخیر و می‌کشن.

09:45.431 --> 09:47.391
.‫برام مهم نیست چقدر قدرتمندی

09:47.471 --> 09:49.681
‫دخترم یه راهی بهمون داده که باهات بجنگیم.

09:49.771 --> 09:52.561
‫و هر لحظه ممکنه ابدان از اون در بیاد تو

09:52.641 --> 09:54.141
‫با وسایلی که این کارو ممکن کنه.

09:55.141 --> 09:56.521
‫دکمه‌ها رو من آوردم.

09:57.601 --> 09:59.221
‫ابدان، این چیه؟

09:59.311 --> 10:01.601
‫صد تا دکمه، همون‌طور که خواسته بودی.

10:01.681 --> 10:04.221
‫درخواست پنج تا وسیله بود، و هیچکدوم‌شون دکمه نبود.

10:04.311 --> 10:05.561
.هوم؟ فعک نکنم

10:05.641 --> 10:08.681
.در دفاع از ابدان، دکمه‌های خیلی قشنگی آورده

10:08.771 --> 10:10.431
.‫صبر کن، ام، یه سری از اینا کشمشن

10:10.521 --> 10:12.561
.بن، به نقشه‌ت احتیاج داریم گویا

10:12.641 --> 10:15.221
‫واقعاً؟ چون همین الان با کاردینال سیلوری حرف زدم،

10:15.311 --> 10:18.061
‫و اون گفت اگه مدرکی از تسخیر شدگی برات بفرستم،
...تو می‌تونی

10:18.141 --> 10:20.061
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه. منو دوباره وصل نکن.

10:20.141 --> 10:21.811
‫خداحافظ، کاردینال سیلوری.

10:21.891 --> 10:23.721
‫یا می‌تونیم دوباره ابدان رو بفرستیم بیرون.

10:23.811 --> 10:27.181
تو که اصلاً به دکمه‌ها دست هم نزدی -
چون دکمه لازم نداریم -

10:27.271 --> 10:30.021
.‫داره وقت می‌کشه. می‌خواد که تسخیر بشین

10:30.101 --> 10:32.601
.تو ‫می‌خوای که ما تسخیر بشیم. اون فقط یکم غیرقابل اتکاست

10:32.681 --> 10:35.601
‫-فکر می‌کنی من غیرقابل اتکام؟
‫- حداقل از لحاظ فنی طرف مایی

10:35.681 --> 10:37.181
‫مطمئنین؟

10:37.271 --> 10:40.221
‫آدمی که تو تیمته،
‫وقتی خوابی تو دهنت سکه می‌ذاره؟

10:40.311 --> 10:42.561
...‫ها! باشه، تو نمی‌تونی همین‌جوری الکی

10:42.641 --> 10:45.271
کار تو بود؟ فکر می‌کردم اختلال خواب دارم

10:45.351 --> 10:47.061
‫تو سکه می‌گیری؟ عجب. من پنج‌سنتی گیرم میاد.

10:47.141 --> 10:48.931
کاربردشون یکیه -
کدوم کاربرد؟ -

10:49.021 --> 10:50.391
تو از کجا می‌دونستی؟

10:50.471 --> 10:54.521
‫من رازهای توی روحتون رو مثل چهره‌هاتون واضح می‌بینم.

10:54.601 --> 10:56.471
‫و این‌طوری می‌دونم که اون بهتون خیانت می‌کنه.

10:56.561 --> 10:59.851
‫همون‌طور که با زیادی چرخیدن توی خشک‌کن به اون خیانت کرد.

10:59.931 --> 11:02.521
‫-تو خشک‌کن رو خراب کردی؟
اون منو مثل جهنم می‌سوزونه و شلاق می‌زنه -

11:02.601 --> 11:04.471
‫و حالا مجبورم لباس‌ها رو پهن کنم تا خشک شن،

11:04.561 --> 11:06.641
‫و همۀ ارواح وانمود می‌کنن که دارن سوتین‌هامو می‌پوشن

11:06.721 --> 11:08.771
‫به هر حال نباید اون‌ها رو توی خشک‌کن بندازی.

11:08.851 --> 11:10.771
‫و این‌طوری اولین مهره می‌افته،

11:10.851 --> 11:13.181
‫اعتماد از بین می‌ره، و گوسفندها...

11:13.271 --> 11:17.101
‫شیطان داره سعی می‌کنه ما رو از هم جدا کنه، یعنی می‌دونه ابدان می‌تونه کمکمون کنه

11:17.181 --> 11:19.601
‫این لیست وسایلیه که لازم داریم. عکس همه چی‌ رو کشیدم.

11:19.681 --> 11:23.221
‫من ناامیدتون نمی‌کنم. و از این به بعد از سکه‌های ۲۵ سنتی استفاده می‌کنم

11:23.311 --> 11:26.681
‫موضوع سرِ نوعِ... بیخیال. بن، داری چیکار می‌کنی؟

11:26.771 --> 11:28.471
‫دارم یه عکس برای کاردینال سیلوری می‌فرستم.

11:28.971 --> 11:32.521
‫منظورت از صندلی خالی چیه؟ تو توی عکسا ظاهر نمی‌شی؟

11:32.601 --> 11:35.601
فکر می‌کنین چون شیطان رفته دیگه در امانین؟

11:35.681 --> 11:39.271
.من تمام رازهاتونو می‌دونم. دروغ‌هایی که به هم میگین

11:39.351 --> 11:42.021
.آزادم کنین تا بلکه مرگ سریعی بهتون بدم

11:42.101 --> 11:46.601
‫فکر می‌کنی ما رازایی داریم که انقدر بدن که ترجیح بدیم به جای فاش کردنشون بمیریم؟

11:46.681 --> 11:47.771
...‫تلاش خوبی بود، ولی

11:47.851 --> 11:49.141
‫کاترین خاکسترت رو گم کرده.

11:49.221 --> 11:51.891
‫خاکسترم رو گم کرده؟

11:52.641 --> 11:54.271
تو ‫منو سوزوندی؟

11:54.351 --> 11:56.971
...من خیلی واضح از بچگی هزار بار گفته بودم

11:57.061 --> 11:59.561
‫که می‌خواستم بدنم رو با توپ شلیک کنن.

11:59.641 --> 12:02.851
‫و بعدش روی یه ترامپولین که منو پرت کنه تو یه گودال پر ببر؟

12:02.931 --> 12:05.681
‫این امکان نداره، و حتی اگه بود هم، از پس هزینه‌ش برنمیام.

12:05.771 --> 12:08.391
‫احتمالا واسه اینه که همه پولشو داره خرج کریستال‌ها می‌کنه

12:08.471 --> 12:10.101
‫کریستال؟ منظورت همون سنگ‌هاس؟

12:10.181 --> 12:13.431
‫می‌گن خواص درمانی دارن. ولی من فقط چندتا دارم

12:13.521 --> 12:16.141
‫- تو کمدش ۲۰۰ تا داره.
‫- کارای مختلفی انجام میدن.

12:16.221 --> 12:18.521
‫بچه‌ها، نباید بذاریم این شیطان مارو از هم بپاشونه

12:18.601 --> 12:21.181
‫بن وسایل اتاق مهمان رو می‌فروشه تا بتونه تردستی بخره.

12:21.271 --> 12:22.971
‫پس برای همینه که هی چراغا گم میشن؟

12:23.061 --> 12:25.271
‫وقتی یه جادوگر پولدار بشم، هزار تا چراغ می‌خرم.

12:25.351 --> 12:29.431
‫-تا حالا اسم شعبده‌باز پولدار شنیدی؟
از هتل دزدی نکن -

12:29.521 --> 12:32.311
‫شاید اگه اندازه استر پول تو جیبی می‌گرفت مجبور نبود این کارو بکنه

12:32.391 --> 12:35.311
‫-فکر می‌کردم پول تو جیبی‌هامون یکیه.
تا اینکه اون کلافه‌م کرد -

12:35.391 --> 12:37.271
‫-خیلی سمجه
منم سمج بودم -

12:37.351 --> 12:40.431
!دو ساعته پشت تلفنم. اون حتی کارای هتل رو هم انجام نمی‌ده

12:40.521 --> 12:43.351
...حرف از کار شد -
خب دیگه بسه -

12:43.431 --> 12:46.771
‫-باشه. پس یه سوال ازم بپرس.
اینم انجام نمیدیم -

12:46.851 --> 12:48.931
‫کاترین هیچ برنامه‌ای برای جشن مرگ من داره؟ -

12:49.021 --> 12:49.931
‫-نه.
می‌دونستم -

12:50.021 --> 12:51.351
‫من قبلا هم اینو بهت گفتم.

12:51.431 --> 12:53.891
.‫و امیدوار بودم دروغ بگی تا سورپرایزم کنی

12:53.971 --> 12:56.141
.فکر کنم استفاده از شیطان برای کشف راز کافی باشه

12:56.221 --> 12:59.471
‫وامی که پنج سال پیش به نیتن دادم واقعا برای کلاس‌های شبانه بود؟

12:59.561 --> 13:01.971
‫اون فقط اسم اسبی بود که
‫روش شرط‌بندی می‌کرد.

13:02.061 --> 13:05.101
کاترین واقعاً برای مجموعه
‫عروسک‌های من یه انبار گرفته بود؟

13:05.181 --> 13:06.681
‫اونا رو سالِ پیش انداخت دور.

13:06.771 --> 13:10.351
‫چطوری و چرا نیتن داره ساعت‌ها
‫کشتیِ زن‌ها رو روی تلویزیون ضبط می‌کنه؟

13:10.431 --> 13:12.391
‫اون بنه! و خودت می‌دونی چرا.

13:12.471 --> 13:14.721
‫باشه، نمی‌خواستم دخالت کنم،
‫ولی خب...

13:14.811 --> 13:18.561
‫کدوم یکی از شماها تو خواب
‫توی تختم آب گرم می‌ریزه؟

13:18.641 --> 13:20.521
‫اون جیشه. و مال خودته.

13:21.021 --> 13:22.681
.‫خب، من برم تلفنمو بزنم

13:24.101 --> 13:27.351
‫-چه بلایی سر سگم اومد؟
‫-کاترین به دوست دخترم چی گفت؟

13:27.351 --> 13:29.351
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

13:36.851 --> 13:38.891
‫اوم.

13:48.561 --> 13:50.931
‫ابدانِ گراسن‌ها.

13:51.021 --> 13:54.351
.‫آنانوآ، مرد پست‌چی که تحت حفاطت منه

13:54.431 --> 13:56.521
‫منو تو ونش سوار کرد و گذاشت بوق بزنم.

13:56.601 --> 13:58.431
.‫پس بیا و مالکش شو

14:00.391 --> 14:03.391
‫-یه سوال ساده‌س، آره یا نه؟
باشه باشه اوکی -

14:03.471 --> 14:05.681
.به نظرم داستان‌های کوتاهت خوب نیستن

14:05.771 --> 14:09.471
‫اوه، اوه، اوه! می‌دونی بن چقدر وقت می‌ذاره تا اونا رو تایپ کنه؟

14:09.561 --> 14:11.141
‫تلاش برابر با کیفیت نیست!

14:11.221 --> 14:14.431
‫ببینین، بذارین همه آروم شیم. داریم می‌ذاریم این شیطان مارو کنترل کنه

14:14.521 --> 14:17.221
.راستش شیطان خیلی وقته حرفی نزده

14:17.311 --> 14:18.851
‫من فقط منتظر نوبتم بودم.

14:18.931 --> 14:23.021
‫نیتن، چرا از خواهرت نمی‌پرسی چرا روز مرگت رو جشن نمی‌گیره؟

14:23.101 --> 14:24.221
‫چون غم‌انگیزه.

14:24.311 --> 14:27.311
‫دلیلش اینه؟ یا به خاطر اینه که خیلی احساس گناه می‌کنی؟

14:27.391 --> 14:28.851
‫صبر کن، چرا باید احساس گناه کنی؟

14:28.931 --> 14:30.851
‫اوه. سلام، کوچولو.

14:30.931 --> 14:33.601
‫آهوی شیطانی!

14:33.681 --> 14:36.471
‫عیب نداره. عیب نداره. اونا نمی‌تونن از...

14:39.471 --> 14:40.311
‫... خط نمک رد شن.

14:40.391 --> 14:42.141
‫نمک بهمون خیانت کرد! فرار کنین!

14:50.271 --> 14:51.641
.شیاطین الان تو بدن آهوها هستن

14:51.721 --> 14:54.311
‫-دارن از پُشت گازم می‌گیرن!
از این طرف -

14:58.431 --> 14:59.681
.‫بن، یا الان یا هیچ‌وقت

14:59.771 --> 15:03.221
من دیگه پشت خط نمی‌مونم، چون خانواده‌م الانه که بمیرن

15:03.311 --> 15:07.641
!یه کشیش کوفتی بفرستین به این هتل کوفتی، همین الان

15:08.521 --> 15:10.061
‫ممنون.

15:10.641 --> 15:12.601
.قراره طی همین هفته یکی بفرستن

15:12.681 --> 15:15.431
‫استر، الان وقت خیلی خوبیه که با این موجود بجنگی

15:15.521 --> 15:18.811
‫و فکر می‌کنم الان وقت خوبیه که دربارهٔ...

15:19.311 --> 15:22.101
دربارهٔ چیِ نیتن؟ و چرا گفت تو احساس گناه می‌کنی؟

15:22.181 --> 15:24.771
‫نیتن، الان وقت خوبی برای حرف زدن دربارهٔ این موضوع نیست.

15:24.851 --> 15:27.101
‫-پس یه چیزی هست که باید درباره‌ش حرف زد.
نه -

15:27.181 --> 15:28.891
.آره، ولی خیلی بزرگه

15:28.971 --> 15:30.771
‫پس قبل از اینکه یه شیطان بگه، تو بگو.

15:30.851 --> 15:35.221
‫باشه! باشه. اون داستانی که برات تعریف کردم که چطوری مردی رو یادت میاد؟

15:35.311 --> 15:39.271
‫-موقع تماشای «کان ایر» با خوردن انگور خفه شدم
خب این کاملاً درست نیست -

15:39.351 --> 15:42.521
‫-یعنی... موقع تماشای کان اِیر نمُردم؟
نه -

15:42.601 --> 15:44.811
‫-یه فیلم دیگه از نیک کیج؟
نه -

15:44.891 --> 15:46.851
‫پس داشتم انگور قورت می‌دادم، بدون فیلم.

15:46.931 --> 15:48.101
‫اصلاً انگوری وجود نداشت.

15:48.601 --> 15:49.561
‫تو...

15:50.561 --> 15:51.681
‫تو خودتو کشتی.

15:56.431 --> 15:57.561
...فکر کنم بهتره من

15:59.021 --> 15:59.891
.برم اونجا

16:01.721 --> 16:02.851
‫نِیتن...

16:02.931 --> 16:04.351
‫باشه...

16:04.851 --> 16:05.681
...ام

16:06.771 --> 16:08.931
‫-اوه، باشه.
خیلی متاسفم -

16:09.021 --> 16:11.681
.اول فکر کردم می‌دونستی، ولی بعد فهمیدم نمی‌دونی

16:11.771 --> 16:15.271
‫بعد حس کردم باید زودتر بهت می‌گفتم، ولی نمی‌دونستم چطوری.

16:15.351 --> 16:18.431
‫منظورم اینه، چطوری به یکی میگی که خودکشی کرده؟

16:18.521 --> 16:21.101
‫و بعد از یه مدت، حس کردم دیگه مهم نیست.

16:21.181 --> 16:22.351
فکر کردی مهم نیست؟

16:22.431 --> 16:25.431
.‫- منظورم اینه که در هر صورت مُردی
‫- ولی نوع مردن مهمه.

16:26.561 --> 16:27.521
‫ابدان!

16:27.601 --> 16:29.311
‫این کلاه پستچیه؟

16:29.391 --> 16:32.721
‫نبردمون ما رو از بالاترین پشت‌بوم به پایین‌ترین زیرزمین برد،

16:32.811 --> 16:37.141
.ولی من پیروز بیرون اومدم و در آلاچیق شکستش دادم

16:37.221 --> 16:39.811
.واقعاً همه چیز رو آوردی. بن، کمکم کن

16:39.891 --> 16:42.971
نمی‌خوای راجع‌بهش حرف بزنی؟ -
محض اطلاع، من نمی‌دونستم -

16:43.061 --> 16:46.521
‫عالیه، بن نمی‌دونست. پس من در مورد مرگم همونقدری می‌دونم که بن می‌دونه

16:46.601 --> 16:48.431
‫من داشتم سعی می‌کردم ازت محافظت کنم.

16:48.521 --> 16:51.221
‫ندونستن اینکه من خودمو کشتم چطوری از من محافظت می‌کنه؟

16:51.311 --> 16:53.431
‫چون نمی‌دونستم اگه بهت بگم چه اتفاقی میفته.

16:53.521 --> 16:55.141
‫نمی‌خواستم تا ابد با این موضوع زندگی کنی

16:55.221 --> 16:57.061
‫فقط بخاطر اینکه یه روز بد داشتی.

16:57.141 --> 17:01.561
‫-یه روز بد؟ من روزهای بد زیادی داشتم.
شرمنده که می‌پرم وسط حرفتون، ولی تمومش کردم -

17:02.471 --> 17:04.721
‫جرات نداری اونو گردن من بندازی.

17:04.811 --> 17:07.221
.نیتن به همهٔ تماس‌های تلفنی‌تون گوش میده. بن تصادفی اومده

17:07.311 --> 17:09.931
‫کاترین دربارهٔ رئیس جمهور زن مطمئن نیست.

17:12.641 --> 17:14.971
.محض اطلاع، اینا همش بخشی از نقشهٔ من بوده

17:15.061 --> 17:16.351
‫اوه، خدایا شکرت.

17:16.431 --> 17:18.471
‫بعداً در مورد این موضوع صحبت می‌کنیم.

17:19.061 --> 17:20.101
‫باشه.

17:27.351 --> 17:29.141
‫کار می‌کنه. بزن بریم.

17:38.351 --> 17:40.471
‫بچه‌ها، بیاید دیگه. همه‌چی مرتبه.

17:40.561 --> 17:42.471
‫او، او، او، استر.

17:42.971 --> 17:44.271
‫ممنون بابت بغل.

17:45.851 --> 17:47.601
‫استر، بن رو ول کن.

17:48.811 --> 17:50.311
‫چرا، مامان؟

17:51.181 --> 17:53.931
‫- یه چیزی تو وجودت فرق کرده.
حس خوبی به این بغل ندارم -

17:54.021 --> 17:56.431
.‫ولی تو طلسم رو انداختی

17:56.521 --> 17:58.721
‫که فقط با مواد درست کار می‌کنه.

17:58.811 --> 17:59.891
‫تو به گشنیز نیاز داشتی.

18:00.471 --> 18:01.431
‫این جعفریه.

18:02.771 --> 18:05.431
‫- جعفری؟
شیطان داشت فیلم بازی می‌کرد -

18:05.521 --> 18:08.431
‫همه قبول دارن که من با چیزی که بهم دادن، کارم رو خوب انجام دادم؟

18:10.721 --> 18:11.771
‫نه!

18:11.851 --> 18:13.811
‫- باید بری!
!نمی‌تونم ترکشون کنم -

18:13.891 --> 18:17.141
‫- اگه تسخیر شده باشی، نمی‌تونی نجاتشون بدی.
به هرحال قراره تسخیر بشین -

18:19.181 --> 18:20.221
!‫فرار کنین

18:20.931 --> 18:21.811
‫از نمک استفاده کن!

18:21.891 --> 18:24.351
‫-هیچ دری نداریم
پس دایره درست کن -

18:37.721 --> 18:39.891
خب، این کارو می‌کنیم. ابدان برگرد داخل هتل

18:39.971 --> 18:42.521
.‫همهٔ گیاه‌ها و ادویه‌ها رو بردار. ابدان

18:42.601 --> 18:47.351
!فریبکاری شیطان رو ندیدم. من مستحق پول تو جیبی نیستم

18:47.931 --> 18:50.101
‫-داری چیکار می‌کنی؟
یه چیزی باید اینجا باشه که بتونه کمک کنه -

18:50.181 --> 18:52.021
.‫شاید باید این گوی مسخره رو نابود کنیم

18:52.101 --> 18:53.601
‫صبر کن، اگه اوضاع رو بدتر کنه چی؟

18:53.681 --> 18:56.471
،‫بدتر؟ آسمون پر ازشیطانه، بچه‌هام تسخیر شدن

18:56.561 --> 18:58.851
‫و من تو یه دایرهٔ کوچیک از نمک فانتزی گیر افتادم.

18:58.931 --> 19:01.891
و ‫من از دستت عصبانیم، ولی همیشه ممکنه بدتر شه.

19:01.971 --> 19:03.431
!از این بدتر نمیشه

19:05.971 --> 19:07.101
‫زنجیرهای خوبم.

19:07.181 --> 19:08.271
‫بن! استر!

19:09.681 --> 19:11.351
‫دارن چیکار می‌کنن؟

19:11.431 --> 19:12.601
‫دریاچه.

19:13.811 --> 19:15.971
‫اوهوم. شیاطین آشوری برای کشتن تسخیر می‌کنن.

19:16.061 --> 19:18.601
‫-خیلی قدیمیه
خدای من، باید جلوشونو بگیرم -

19:20.521 --> 19:24.101
‫-نمیتونی. تو هم تسخیر میشی.
شاید اگه دهنم پر از نمک باشه، تسخیر نشم -

19:24.181 --> 19:26.471
داری جونتو می‌ذاری پای یه «شاید»؟

19:26.971 --> 19:28.391
.‫باید بهت می‌گفتم

19:28.471 --> 19:31.181
فکر می‌کردم دارم ازت محافظت می‌کنم. ولی این فقط یه بخشش بود

19:31.271 --> 19:33.561
،از اینکه در موقع نیاز پیشت نبودم خجالت می‌کشیدم

19:33.641 --> 19:35.561
.‫ولی از اون موقع سعی کردم هر روز کنارت باشم

19:35.641 --> 19:36.471
.این کارو نکن

19:52.271 --> 19:53.221
.نزدیک بود

19:53.311 --> 19:55.641
‫تقریباً به همون اندازه که به فارغ التحصیلی از دانشگاه نزدیک شدی

19:56.681 --> 19:58.471
‫به خاطر بارداری مدرسه رو ول کردم.

19:58.561 --> 20:01.181
‫و سه سال بعدش مدرکمو آنلاین گرفتم.

20:06.271 --> 20:07.101
‫کتی!

20:07.181 --> 20:10.351
.دوران خوبی داشتیم. من میرم چند ماه تو قبر دراز بکشم

20:12.811 --> 20:16.311
‫گوی برفی. همه‌چی از وقتی شروع شد که اِستر انداختش.

20:17.271 --> 20:19.891
.نباید خرابش کنیم. باید درستش کنیم

20:19.971 --> 20:23.021
ابدان، تو بازی دوست داری، مگه نه؟ -
من استاد بازی‌هام -

20:23.101 --> 20:26.351
‫خب، این یه بازیه و هدفش اینه که سقف هتل رو دوباره سر جاش برگردونیم

20:26.431 --> 20:27.931
‫قبل از اینکه خانواده‌مون غرق بشه.

20:28.021 --> 20:30.471
‫-نه! امروز به اندازه کافی گند زدم.
بیخیال پسر -

20:30.561 --> 20:33.021
.پس اون پشت‌چی رو چی میگی؟ زدیش و کلاهش رو دزدیدی

20:33.101 --> 20:35.021
.اونو گفتم تا تحت تاثیر قرارتون بدم

20:35.521 --> 20:37.141
اون ‫از پله‌ها افتاد پایین.

20:37.851 --> 20:40.811
‫خب، اوضاع اونجوری که برنامه داشتی پیش نرفت.

20:40.891 --> 20:43.471
‫ولی اگه الان تسلیم بشی، پشیمون میشی.

20:44.101 --> 20:45.141
‫باور کن.

20:46.641 --> 20:48.851
.‫ضمنا، بابت این کار حتما پول تو جیبی می‌گیری

20:49.351 --> 20:51.641
‫-کجا داری میری؟
پیش اونا -

21:00.351 --> 21:02.561
‫اگه صدامو میشنوین، هنوز وقت برای جنگیدن هست!

21:02.641 --> 21:05.021
‫-نیست.
کمربند این یارو خیلی سفته -

21:05.101 --> 21:08.061
می‌بریمشون توی آب -
می‌تونین دوباره کنترل رو به دست بگیرین -

21:08.141 --> 21:11.641
.استر تونست، مگه نه؟ وقتی عصبانی بود

21:11.721 --> 21:14.561
‫استر، تو زشت‌ترین بچه‌ای بودی که تا حالا دیدم. آره.

21:14.641 --> 21:18.141
‫ام، بن، من تا ده سالگی ازت خوشم نمیومد. فکر میکردم از خود راضی‌ای

21:18.221 --> 21:21.721
‫ام، کتی، تو همه نگه‌دارنده‌هاتو وقتی بچه بودیم گم نکردی.

21:21.811 --> 21:24.471
‫من الکی همشونو انداختم توالت.

21:25.271 --> 21:27.311
!جواب نداد؟ بیخیال

21:27.391 --> 21:29.311
.‫کتی، تسلیم نشو. دوستت دارم

21:31.971 --> 21:32.971
‫منم دوستت دارم.

21:35.851 --> 21:37.521
.خب بریم شنا کنیم

21:37.601 --> 21:39.601
!الان وقتشه، ابدان

21:39.681 --> 21:41.851
‫از اون چیزی که فکر می‌کنی سخت‌تره.

21:45.561 --> 21:46.851
.‫من تنهاتون نمی‌ذارم

21:49.721 --> 21:52.601
‫تو ضعیفی.

21:52.681 --> 21:54.351
.تو هم آهویی

22:00.471 --> 22:02.971
.به خاطر پول تو جیبی

22:17.431 --> 22:19.141
‫وای، چقدر عاشق نفس کشیدنم!

22:19.221 --> 22:21.971
‫اوه شت. امروز پُست خیلی دیر میرسه.

22:22.061 --> 22:24.141
‫تو نجاتمون دادی! چطوری؟

22:24.221 --> 22:25.101
‫کار ابدان بود.

22:25.181 --> 22:26.971
‫من الان پول تو جیبیمو می‌خوام.

22:27.061 --> 22:29.561
‫- می‌تونی یه دلار داشته باشی.
!یس! یس! یس -

22:32.061 --> 22:34.601
منضفانه نیست که شیطانه راجع‌به من همه‌چیزو فاش کرد

22:34.681 --> 22:36.181
.و هیچی از تو فاش نکرد

22:36.271 --> 22:37.181
‫من هرچیزی رو بهت می‌گم.

22:37.271 --> 22:39.391
‫من چهار تا خالکوبی دارم. می‌دونم همه‌مون قراره چجوری بمیریم.

22:39.471 --> 22:41.771
‫اولین پسرم به خواهران ماه وعده داده شده.

22:41.851 --> 22:44.521
.بیخیال. یه برادر تا حد خاصی باید راجع‌به خواهرش بدونه

22:44.601 --> 22:46.391
‫تموم ماه گذشته، من تو یه آینه گیر افتاده بودم،

22:46.471 --> 22:48.351
‫و اونی که فکر می‌کردی منم، در واقع یه کپی بود.

22:48.431 --> 22:49.601
‫تمومش کن!

22:49.681 --> 22:50.891
.‫روز مرگت مبارک

22:50.971 --> 22:53.431
چه عجب! انقدر سخت بود؟

22:53.521 --> 22:55.601
.راستش، آره

22:56.641 --> 22:58.351
‫کاش با من حرف می‌زدی

22:58.971 --> 22:59.811
‫قبلش.

23:00.311 --> 23:01.141
‫آره.

23:01.721 --> 23:05.431
‫می‌دونی، هنوزم می‌تونی با من حرف بزنی.

23:05.931 --> 23:07.181
‫آره، همون‌طور که خودت گفتی،

23:07.891 --> 23:09.221
‫الان دیگه مهم نیست.

23:10.561 --> 23:11.391
‫شاید مهم باشه.

23:11.621 --> 23:15.591
ترجمه شده توسط ساکا

23:15.591 --> 23:17.761
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

23:17.761 --> 23:29.761
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
