WEBVTT

00:06.461 --> 00:11.851
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:11.851 --> 00:16.271
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:15.811 --> 00:18.811
هیچکس توی این وضع نمیاد هتل
.امشب رو تعطیل می‌کنم

00:18.891 --> 00:21.811
‫و منم دارم برنامه ریلکسیشن قبل خوابمو شروع می‌کنم. چون بن لیاقتشو داره

00:21.891 --> 00:25.851
‫و منم به دیدن تلویزیون ادامه میدم چون روح‌ها لازم نیست بخوابن

00:25.931 --> 00:27.891
.قبلاً هم گفتی. یه هزار باری

00:39.641 --> 00:41.811
‫دو، یک.

00:42.891 --> 00:44.561
‫...با قلبی از جنس فولاد...

00:44.641 --> 00:46.471
‫دو، یک.

00:47.141 --> 00:48.181
‫هوو!

00:48.271 --> 00:51.351
‫این کلبه ۵۰ ساله که متروکه‌ست.

00:53.971 --> 00:56.521
...‫...همه ستاره‌ها داشتن به زیبایی می‌درخشیدن

00:56.601 --> 00:58.391
‫...و بعد اون من رو بوسید...

00:58.971 --> 01:01.561
.باور کن که یه چیزی اینجا هست

01:05.471 --> 01:06.811
‫- ابدان.
.استر -

01:13.771 --> 01:15.771
‫..کی می‌تونه بگه...

01:17.681 --> 01:19.601
‫یه راسوی خون‌آشامه!

01:31.771 --> 01:32.851
‫اون زنده‌ست.

01:32.931 --> 01:35.351
‫زنده‌ست!

01:35.431 --> 01:37.311
‫وقت… خوابه. گندش بزنن.

01:38.681 --> 01:40.101
‫- ابدان.
.استر -

01:42.351 --> 01:44.811
!نخوابیدم! من،‌آم، نمی‌خوابم

01:46.811 --> 01:48.561
‫- شب بخیر، مامان.
.شب بخیر، بن -

01:49.371 --> 01:51.971
اتاقِ استر
وارد نشوید

01:51.141 --> 01:51.971
‫هوم.

01:53.641 --> 01:56.351
‫مامان، صبح شده؟

01:56.931 --> 01:58.431
‫ببخشید. شب بخیر، استر.

02:01.641 --> 02:04.021
‫«صبح شده؟»

02:46.771 --> 02:49.061
‫خب، آم، توی اون پنکیک‌ها چیه؟

02:49.561 --> 02:52.061
‫- داریم درباره جوز هندی حرف می‌زنیم یا...
.فقط… فقط دارچین -

02:52.141 --> 02:54.221
‫اوه، من عاشق دارچین بودم.

02:54.311 --> 02:58.471
‫هی، برای این یه گاز، وقتی طعم دارچینو حس کردی، می‌تونی بگی، "اوم، دارچین"؟

02:58.561 --> 03:00.221
‫مامان، لطفاً به ما ملحق شو.

03:00.311 --> 03:02.561
‫بچه‌ها، من یه خبر هیجان‌انگیز دارم.

03:02.641 --> 03:04.931
‫خاله رُز داره میاد دیدنمون.

03:05.971 --> 03:09.181
‫- خاله رُز چه مشکلی داره؟
.کتی، من آدم روشن‌فکریم -

03:09.271 --> 03:10.271
‫من همه رو دوست دارم.

03:10.351 --> 03:12.971
‫من با ارواحی دوست شدم که کل خونواده‌شونو کشتن

03:13.061 --> 03:14.681
‫به بدترین شکل ممکن.

03:14.771 --> 03:15.641
‫ببخشید، چرا؟

03:15.721 --> 03:17.141
‫چون من همه رو دوست دارم.

03:17.221 --> 03:20.521
‫به جز خاله رُز! اون زن خیلی بدجنسه.

03:20.601 --> 03:24.181
.دلیل سیبیل گذاشتنم اینه که اون بهم میگه لبای عجیبی دارم

03:24.271 --> 03:28.021
.‫منو مجبور می‌کنه شونه‌هاشو ماساژ بدم، تازه غر هم می‌زنه

03:28.101 --> 03:30.431
!خب درخواست نکن، خاله رز

03:30.521 --> 03:33.101
.خاله رز ممکنه یکم... دعوایی باشه

03:33.181 --> 03:35.521
‫ولی اون خانواده‌مونه، و ما دوسش داریم.

03:35.601 --> 03:38.021
‫- بعلاوه، اون زندگی سختی داشته.
واقعاً؟ -

03:38.101 --> 03:40.521
‫فکر کنم یه چیزایی از کاسه خاک یادمه.

03:40.601 --> 03:42.181
‫بن، میشه یه لحظه تو رو بدزدم؟

03:42.271 --> 03:45.101
‫حتماً. فقط ممکنه مجبور شم زود برگردم تا خاله رز رو ماساژ بدم.

03:45.181 --> 03:49.101
‫خاله رز داره میاد؟ کاش منم مثل دایی نیتن مرده بودم.

03:49.181 --> 03:50.891
‫درسته. من مردم!

03:50.971 --> 03:54.311
‫حتی اگه می‌خواستمم نمی‌تونستم باهاش حرف بزنم، که خب نمی‌خوام

03:54.391 --> 03:57.271
.‫ها! با مردنت، باری دیگر بردی

03:57.351 --> 04:00.521
‫خب، چه خوشت بیاد چه نیاد، من هنوزم به کمک همتون نیـ...

04:01.021 --> 04:03.311
.‫عالیه! می‌دونی چیه؟ بیشتر خاله رز برای خودم

04:04.521 --> 04:05.351
.از اینا تموم کردی

04:07.101 --> 04:09.311
‫تو یه آزمایشگاه مخفی داری؟

04:09.391 --> 04:11.681
‫آخه نمی‌تونم که تو هتل جادوی سیاه انجام بدم.

04:11.771 --> 04:14.891
‫منظورم اینه که می‌تونم، ولی روی برادرمون جواب نداد.

04:14.971 --> 04:16.721
‫- کدوم برادر؟
.همینو بگو -

04:16.811 --> 04:19.471
‫خب، یه خبر خوب دارم و یه خبر بد.

04:19.561 --> 04:23.471
‫اوه، من عاشق خبر خوبم. ولی از خبر بد خیلی بدم میاد.

04:23.561 --> 04:25.431
‫خبر خوب اینه که من یه جسد رو دوباره زنده کردم.

04:27.351 --> 04:30.601
‫خبر بد اینه که اون بی‌دلیل به مردم حمله می‌کنه.

04:30.681 --> 04:31.931
‫دن، نه!

04:33.931 --> 04:35.221
‫تو مرده رو زنده کردی؟

04:35.311 --> 04:37.221
‫آه، بیشتر کارا رو اون طلسم انجام داد.

04:37.311 --> 04:39.181
‫استر، اصلاً یه آدم مرده رو واسه چی می‌خوای؟

04:39.271 --> 04:40.931
‫- دَن!
.آره، اسمش دَنه -

04:41.021 --> 04:44.391
‫یادته چطوری تو ناهار یه شورش راه انداختم چون شیرکاکائو رو قطع کردن؟

04:44.471 --> 04:48.021
‫- تو کله‌های عروسکی رو گذاشتی رو نیزه.
.و پودر کاکائو توی کانال تهویه

04:48.101 --> 04:52.891
‫مدیر می‌خواد با یکی از والدین درباره "رفتار تندروانۀ مداومِ" من حرف بزنه

04:52.971 --> 04:54.681
‫اگه به مامان بگم، منو تنبیه می‌کنه.

04:54.771 --> 04:57.851
‫ولی می‌دونی کی تنبیهم نمی‌کنه؟ یه جسد که ادای بابامو درمیاره.

04:57.931 --> 04:59.811
.بابا بیخیال، فقط یه زنگ به بابا بزن

04:59.891 --> 05:03.601
ما وقت کمی برای آموزش دَن داریم
.تو باید نقش مدیر رو اجرا کنی

05:03.681 --> 05:05.851
‫- دَن!
.ببین، الان به بابا زنگ میزنم -

05:05.931 --> 05:08.931
فقط دو ساعت راهه. مگه اینکه بازم بی‌خبر
.جاشو عوض کرده باشه

05:09.021 --> 05:13.141
‫بن، من به بابا احتیاج ندارم. فقط می‌خوام تو کمك کنی دَن تمرین کنه

05:14.601 --> 05:16.431
‫اگه بتونم گریم پیرمردیمو بزنم این کارو می‌کنم.

05:17.271 --> 05:19.391
‫همه چی خوب پیش میره.

05:19.471 --> 05:21.271
‫- آره.
.بهتر از خوب میشه -

05:21.351 --> 05:22.521
‫- عالیه.
.آره -

05:22.601 --> 05:25.641
.احتمالاً با بالا رفتن سنش، آروم‌تر شده -
.دوبار -

05:28.101 --> 05:29.641
‫ خودشه؟

05:31.561 --> 05:33.721
‫آره، خودشه. دارم میام!

05:45.561 --> 05:46.601
‫جالبه.

05:47.641 --> 05:50.681
‫خاله رُز، به آندروِیل خوش اومدی.

05:50.771 --> 05:52.181
!چه عجب

05:52.271 --> 05:54.851
گفتم حتماً منو تا غروب همینجا می‌کاشتی

05:54.931 --> 05:57.351
تا گرگ‌ها بیان منو بخورن

05:57.431 --> 05:59.521
‫خب، الان اینجام. خوب به نظر میای.

05:59.601 --> 06:04.721
‫خب، خوب نیستم. کلی مریضی دارم و دارن توطئه می‌کنن که نابودم کنن

06:04.811 --> 06:08.311
البته اگه این هوای سردی که منو توش گیر انداختی اول از همه منو نکشه

06:08.391 --> 06:10.311
‫پس بیا ببریمت تو.

06:11.221 --> 06:14.721
‫- اوف. از چیزی که یادم بود بدتره.
.خوبه. فقط پیره -

06:14.811 --> 06:18.521
‫کاترین، وسایلمو ببر تو قبل اینکه دزدیده بشن!

06:18.601 --> 06:21.021
‫فکر خوبیه، خاله رز.

06:22.061 --> 06:24.561
‫خب، دن، یه بار دیگه اینو با هم مرور می‌کنیم.

06:24.641 --> 06:27.431
‫وقتی رفتیم تو اتاق، تو روی صندلی کنار من می‌شینی.

06:27.521 --> 06:30.351
‫به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی. بعد مدیر صحبت می‌کنه.

06:30.431 --> 06:31.931
‫تو به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی.

06:32.021 --> 06:35.641
‫بعد سرت رو تکون میدی و به هیچ‌کس حمله نمی‌کنی!

06:35.721 --> 06:38.391
‫- بن، حالت چطوره؟
.یه کم نگرانم دوباره بهم حمله کنه -

06:38.471 --> 06:39.471
.همین الان گفتم حمله نکنه

06:39.561 --> 06:41.431
‫درسته. فقط دفعه پیش هم همینو بهش گفتی.

06:41.521 --> 06:44.141
‫- دن!
.جسد دن دیگه از این تازه‌تر نمیشه -

06:46.391 --> 06:48.811
‫آقای فری‌لینگ، ممنون که تشریف آوردین.

06:48.891 --> 06:50.391
‫می‌تونم یه کم اسکاچ تعارف کنم؟

06:50.471 --> 06:51.811
‫این مخلوط از ارتفاعات اسکاتلنده.

06:54.271 --> 06:56.311
‫شاید بسته بودن داره می‌ترسونتش.

06:56.391 --> 06:58.431
‫بسته بودن داره جلوی مرگ منو می‌گیره!

06:58.521 --> 07:00.311
‫- دن!
.دن، بن رو نکش -

07:00.391 --> 07:02.101
‫بن، اگه تو رو کشت، من برمی‌گردونمت.

07:02.181 --> 07:04.811
.من هنوزم فکر می‌کنم باید گزینۀ بابا رو بررسی کنیم

07:06.391 --> 07:07.681
!همون روز ملاقات یه کاری می‌کنیم

07:08.181 --> 07:10.641
‫چه جور کسب‌وکاری تمبر نداره؟

07:10.721 --> 07:13.221
‫ما تمبر داریم، خاله رز. فقط تو از تمبرهامون خوشت نیومد

07:13.311 --> 07:15.221
‫چون عکس زن‌های مشهور تاریخ روشونه.

07:15.311 --> 07:18.021
‫انگار همشون از خودشون خیلی راضی‌ان.

07:18.101 --> 07:20.771
‫کل این هتل ریخته و پاشیده.

07:20.851 --> 07:23.141
‫من که عمراً پول بدم اینجا شب رو بگذرونم.

07:23.221 --> 07:26.391
‫خب، تو که این کارو نکردی. عجب معامله‌ای!

07:26.891 --> 07:28.851
‫فکر کنم داری تمام تلاشت رو می‌کنی.

07:28.931 --> 07:31.311
‫این برادر احمقته که این گند رو برات به جا گذاشته.

07:31.391 --> 07:34.021
.فکر نکنم حرف منصفانه‌ای باشه

07:34.101 --> 07:37.811
‫ولی من مطمئنم که احساساتت تحت تأثیر یه گذشتهٔ پُر از آسیب شکل گرفته

07:37.891 --> 07:40.101
‫دوست ندارم پشت سر مرده‌ها بد بگم،

07:40.181 --> 07:43.851
‫ولی نیتن از بدو تولد تا مرگ یه شکست مطلق بود.

07:43.931 --> 07:47.351
‫از یه کیسه لوبیا هم میشه آدم حسابی‌تری درآورد.

07:47.431 --> 07:51.471
‫حداقل لوبیا یه دردی می‌خوره و سوپ میشه،
تازه سیبیل‌های زشتی هم ندارن

07:51.561 --> 07:56.061
!‫من اون سیبیلو گذاشتم چون تو منو نسبت به لبام ناایمن کردی

07:56.141 --> 07:57.971
‫نیتن، قایم شدن چی شد پس؟

07:58.061 --> 07:58.931
‫سعی کردم کتی.

07:59.021 --> 08:00.021
‫خیلی آروم وایسادم

08:00.101 --> 08:04.141
‫درحالی که این دعوای متحرک برای آزار سالمندان به شخصیتم حمله کرد

08:04.221 --> 08:05.681
‫ولی هر مردی یه ظرفیتی داره!

08:05.771 --> 08:07.021
‫۲۰ دقیقه گذشته.

08:07.101 --> 08:08.521
.ولی انگار 40 دقیقه بود

08:08.601 --> 08:09.681
‫چه خبره؟

08:09.771 --> 08:13.351
‫تو یه روح رو عصبانی کردی. می‌تونی فرار کنی و جیغ بزنی.

08:14.021 --> 08:15.681
‫یا خیلی غیرمنتظره نزدیکش شی.

08:15.771 --> 08:17.221
‫چطوری این اتفاق افتاد؟

08:17.311 --> 08:20.101
‫دقیقاً نمی‌دونیم. ولی اون هنوزم نیتن‌ـه.

08:20.181 --> 08:23.811
‫تو این هتل کاملاً عادی، چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

08:24.561 --> 08:26.721
‫بگو قرن بیستم از قرن هجدهم بهتره.

08:26.811 --> 08:30.311
‫درست بعد از اینکه با دوستام آشنا شدی. لوئیس و کلارک!

08:30.891 --> 08:33.521
‫کاملا معمولیه که وقتی اینجا بمیری، تبدیل به روح میشی.

08:41.181 --> 08:42.601
‫و یه قطارِ ارواح هم وجود داره.

08:43.771 --> 08:45.851
‫جالبه.

08:50.641 --> 08:52.561
‫- همه می‌دونن تو اینجا رو می‌چرخونی.
ها؟ -

08:52.641 --> 08:54.221
‫گفتم، با کسی قرار می‌ذاری؟

08:59.771 --> 09:03.221
‫می‌دونی، شاید بخاطر اینه که یه ساعت پیش دندون عقلم رو کشیدم

09:03.311 --> 09:08.021
‫و بهم گفتن گاز زیادی استفاده کردن، ولی تو بهترینی هستی که دیدم

09:08.101 --> 09:10.141
‫فقط شورش‌ها رو آروم‌ترش کن.

09:10.221 --> 09:13.221
‫فقط اگه تو هم بی‌عدالتی رو تموم کنی

09:13.311 --> 09:14.771
‫اون خیلی دردسرسازه.

09:14.851 --> 09:16.681
‫- ولی یه بابای عالی داره.
!دَن -

09:16.771 --> 09:18.641
‫نمی‌خوایم بیشتر از این وقت مدیر رو بگیریم.

09:18.721 --> 09:20.471
‫احتمالا باید اثر گازی که خورده از بین بره.

09:20.561 --> 09:24.471
‫نانسی، من تو دفترم هستم، با این همه پروانه می‌رقصم.

09:25.471 --> 09:26.641
‫فوق العاده بود!

09:26.721 --> 09:30.811
‫خیلی باحال بود! و پیش‌غذای عالی برای غذای اصلی： دوباره دن رو خاک کردن

09:30.891 --> 09:32.931
‫بن، الان نمی‌تونیم دن رو دفن کنیم.

09:33.021 --> 09:35.141
‫بالاخره داره یاد می‌گیره به کسی حمله نکنه.

09:35.221 --> 09:37.721
‫دن، می‌خوای یه ماشین کرایه کنی و بریم مواد آتیش‌بازی بخریم؟

09:37.811 --> 09:38.931
‫دن!

09:42.061 --> 09:46.221
‫من از همه چی عکس گرفتم، و همهٔ این جعبه‌ها رنگی‌ان!

09:46.311 --> 09:47.141
‫کتی؟

09:47.221 --> 09:50.771
‫خاله رز، این... باحاله. چه خبره؟

09:50.851 --> 09:53.721
‫من دارم وسایلم رو میارم که اینجا بمیرم و روح بشم.

09:53.811 --> 09:55.221
‫- چی؟
.خیلی خب، بچه‌ها -

09:55.311 --> 09:58.101
‫همش داره برمی‌گرده به کامیون! اشکال نداره اگه بشکنیدش.

09:58.181 --> 09:59.431
‫ولی...

09:59.521 --> 10:01.811
‫آم، تو که نمی‌دونی کی می‌میری.

10:01.891 --> 10:03.101
‫منظورم اینه که، ممکنه سال‌ها طول بکشه.

10:03.181 --> 10:06.431
‫مگه گوش نمی‌دادی؟ من یه زن خیلی مریضم.

10:06.521 --> 10:08.101
‫اوه، تو که همیشه اینو می‌گفتی.

10:08.181 --> 10:11.021
‫و دکترا بالاخره با من موافقن.

10:11.101 --> 10:13.391
‫من فقط چند روز دیگه وقت دارم.

10:13.891 --> 10:17.181
‫مراقب اون فیکوس باش! می‌خوام اونم با من بمیره!

10:17.271 --> 10:20.061
‫کتی، اینا همه‌ش یه شوخی خیلی مسخره‌ست، درسته؟

10:20.141 --> 10:21.811
‫اون تا ابد اینجا می‌مونه.

10:22.311 --> 10:24.891
‫خیلی خب، دن. این چیزیه که براش تمرین کردیم.

10:24.971 --> 10:26.971
کی تمرین کردیم که من خبر ندارم؟ -
!بچرخونش -

10:27.061 --> 10:30.431
‫...شاید مرده باشه, ولی حس زنده بودن بهم میده...

10:30.521 --> 10:33.601
‫...اتاق رو بدبو می‌کنه، ولی فکر کنم جون سالم به در ببریم...

10:33.681 --> 10:34.891
‫...دست و پاهاش میفتن...

10:34.971 --> 10:37.521
‫...ولی تقریبا مطمئنم این هم بخشی از نقشه‌ست...

10:37.601 --> 10:39.521
‫...اوه، اوه، اوه...

10:39.601 --> 10:40.891
‫- دن، دن...
...اون دَنِ منه... -

10:40.971 --> 10:42.351
‫اون فقط داره میگه "دَن".

10:42.431 --> 10:45.521
‫- هیس. اینجا قسمت خوبشه.
.دَن، دَن، دَن -

10:45.601 --> 10:48.721
‫بعدش چی کار کنیم؟ هات‌داگ درست کنیم؟ چمن‌ها رو بزنیم؟ توپ‌بازی کنیم؟

10:48.811 --> 10:51.521
‫مطمئن نیستم بتونه بدون دست توپ‌بازی کنه.

10:51.601 --> 10:54.391
‫دَن، چی سر دستت اومد، ای دست و پا چلفتی؟

10:54.471 --> 10:55.681
‫دَن.

10:55.771 --> 10:59.601
‫استر، بعضی از ما، بیشتر خودم, نگران رابطهٔ عاطفی هستیم

10:59.681 --> 11:02.181
‫که داری با این پیرمردِ رو به زوال شکل میدی.

11:02.271 --> 11:04.351
‫چه رابطه‌ای؟ ما فقط دوستیم.

11:04.431 --> 11:05.721
‫و بابا داره خوش می‌گذرونه.

11:05.811 --> 11:07.931
‫منظورت اینه که دَن داره خوش می‌گذرونه.

11:08.021 --> 11:10.891
‫اوه، خیلی متاسفم آقای استاد.

11:10.971 --> 11:13.931
‫نه، نکن، می‌دونی که خوشم نمیاد منو آقای استاد صدا کنی

11:14.021 --> 11:17.351
‫نمی‌دونستم اشتباه حرف زدن تو کلاستون جرمه.

11:17.431 --> 11:19.601
.‫اینجوری نیست... نه. من دارم حرف حساب می‌زنم

11:19.681 --> 11:21.601
‫نندازی منو استاد!

11:21.681 --> 11:23.101
‫آه، بیخیالش شو!

11:28.351 --> 11:30.561
‫لعنت به این زندونِ گریزناپذیر.

11:31.221 --> 11:33.971
‫تو... تو منو آوردی اینجا، و حالا چی؟

11:34.061 --> 11:36.311
‫امم... پیشنهاد آتش‌بس میدم.

11:37.181 --> 11:41.271
‫اسمت رو می ذارم جاربون، به یاد اولین نفری که شکنجه‌اش کردم.

11:42.271 --> 11:43.521
‫آخ.

11:44.601 --> 11:46.141
‫- کاترین!
!کاترین -

11:46.221 --> 11:47.891
‫کاترین!

11:47.971 --> 11:49.141
‫تمومش کن!

11:49.221 --> 11:50.771
.نمیشه. نمی‌خوام

11:50.851 --> 11:54.681
!کاترین، داره کونشو می‌ماله به همۀ لباسام

11:54.771 --> 11:58.851
!تازه شروعشه. این کون قراره همه‌جا بره

11:58.931 --> 12:02.141
‫مجسمه‌های دلقک، اون خرده‌ریزه‌ها، صدف‌های توالت!

12:02.221 --> 12:03.431
‫جرأت نداری.

12:03.521 --> 12:05.141
‫نیتن، نقشه‌ت چیه؟

12:05.221 --> 12:09.601
‫هیچ نقشه‌ای ندارم. فقط یه قشقرق درست و حسابی راه میندازم که تا وقتی اون طرف نره ساکت نمیشم

12:09.681 --> 12:10.521
‫برو بیرون!

12:10.601 --> 12:13.431
‫این باسن اولین چیزیه که صبح می‌بینی

12:13.521 --> 12:15.561
‫و آخرین چیزی که شب می‌بینی.

12:15.291 --> 12:17.831
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

12:16.931 --> 12:18.721
‫کتی، نباید بذاری این اتفاق بیفته.

12:18.811 --> 12:21.521
‫شونه‌های استخونی‌شو رو بگیر و از ملک پرتِش کن بیرون!

12:21.601 --> 12:22.771
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

12:22.851 --> 12:25.141
.منم که نمی‌تونم. تو فقط نمی‌خوای

12:25.221 --> 12:28.721
‫تصور کن اون یه روحه؟ دیوارها تنها مرزشن.

12:28.811 --> 12:29.771
‫می‌دونم!

12:29.851 --> 12:33.891
‫باشه؟ یعنی فکر می‌کنی من دوست دارم اون پیرزنه تلخ رو تا ابد اینجا داشته باشم؟

12:33.971 --> 12:35.851
‫- می‌دونستم.
!خاله رز -

12:35.931 --> 12:40.021
‫نه، نه، نه، نه، نه. ما داشتیم فقط یه نمایشنامه رو تمرین می‌کردیم

12:40.101 --> 12:43.721
‫- تو همیشه دروغگوی بدی بودی.
صبر کن، کجا داری میری؟ -

12:43.811 --> 12:48.021
‫وقتی منو نخوان می‌فهمم. میرم یه گوشه خیابون میمیرم.

12:48.101 --> 12:49.141
.قابلتونو نداره

12:50.431 --> 12:51.891
.عه جواب داد -
مطمئنی؟ -

12:51.971 --> 12:54.771
‫اون از دست ما عصبانی می‌میره، ولی خب در هر صورت همین کارو می‌کرد.

12:54.851 --> 12:58.601
".‫نه، منظورم حرفی بود که اون زد. "وقتی منو نخوان می‌فهمم

12:58.681 --> 13:01.641
‫ولی اون نمی‌فهمه. هیچ‌وقت نفهمیده.

13:01.721 --> 13:04.181
‫آخه چرا باید همه چیزشو ول کنه و همینجوری بره؟

13:04.271 --> 13:05.931
‫فکر نمی‌کنی که...

13:06.021 --> 13:07.811
‫- داره قایم میشه.
.می‌خواد قایم شه -

13:07.891 --> 13:08.931
‫- چی گفتی؟
چی؟ -

13:09.021 --> 13:10.641
.گفتم می‌خواد قایم شه -
.گفتم رفت قایم شه -

13:10.721 --> 13:11.891
.ولش تو اول بگو -
اول شما -

13:11.971 --> 13:14.391
‫- خاله رُز اومده اینجا قایم شه که بمیره.
‫- منم همینو گفتم دیگه.

13:16.391 --> 13:19.971
‫دن، یکم استراحت کن. فردا می‌خوام یادت بدم چجوری واسم خونه درختی بسازی

13:20.061 --> 13:21.641
‫- دن!
!استر -

13:21.721 --> 13:22.931
‫موهامو بهم میریزی؟

13:28.221 --> 13:29.141
‫دن!

13:30.971 --> 13:35.181
‫متاسفم، دن… ولی من این کارو بخاطر خواهرم دارم می‌کنم.

13:35.271 --> 13:37.221
‫دن!

13:37.811 --> 13:39.681
‫من فقط داشتم سعی میکردم زنجیرو ببرم!

13:44.221 --> 13:45.101
‫دن.

13:46.971 --> 13:49.141
‫باورم نمیشه، واقعا جواب داد؟

13:49.221 --> 13:53.771
‫ببین، بنظر میای جسد خوبی باشی، ولی همیشه یه جسد میمونی.

13:53.851 --> 13:56.771
‫و این اونی نیست که استر بهش نیاز داره. تو باید بری.

13:58.971 --> 14:00.471
‫دن.

14:00.561 --> 14:04.891
‫نشنیدی چی گفتم؟ از اینجا برو بیرون! دیگه نمی‌خوایمت.

14:04.971 --> 14:06.891
‫دن!

14:06.971 --> 14:08.971
‫ای وای، پاشو جا گذاشت.

14:10.021 --> 14:11.311
.همه گوش کنن

14:11.391 --> 14:13.431
‫من از شماها خوشم نمیاد، شما هم از من خوشتون نمیاد.

14:13.521 --> 14:16.641
‫ولی خب هیچ‌کدوم‌مون نمی‌خوایم
...خالهٔ پیرم اینجا جون بده، پس

14:16.721 --> 14:18.221
‫صبر کن، یعنی از ما خوشت نمیاد؟

14:18.311 --> 14:21.021
‫- آره، خب، منظورم دقیقا این نبود.
‫- ما ازت خوشمون میاد!

14:21.101 --> 14:22.681
‫همیشه سرم داد می‌زنی.

14:22.771 --> 14:24.181
‫چون من یه شیطون بلا هستم!

14:24.271 --> 14:27.271
‫ببخشید. از کِیه که از ما خوشت نمیاد؟

14:27.351 --> 14:28.811
‫نیتن، میشه تو انجامش بدی؟

14:28.891 --> 14:33.021
نقشه‌مون دود و پرتاب کلاسیکه. کاری می‌کنیم که
دود از سرش بلند شه، بعد پرتش می‌کنیم بیرون

14:33.101 --> 14:35.851
‫می‌خوام یه بازرسی کامل از کل هتل، هم داخل و هم بیرون، انجام بشه.

14:35.931 --> 14:38.931
‫اگه پیداش کردین، سعی نکنین
‫خودتون بترسونینش.

14:39.021 --> 14:41.601
‫احتمالاً ازتون ایراد می‌گیره. فقط بیارینش.

14:58.311 --> 15:02.021
‫سگ‌ها و منحرف‌ها دست خالی برگشتن.
‫وای خدا، اگه مرده باشه چی؟

15:02.101 --> 15:04.561
‫- دیدمش! دیدمش، دیدمش! - جدی؟ کجا؟

15:04.641 --> 15:05.891
‫فکر کردی همینجوری میگم؟

15:05.971 --> 15:08.971
‫شاید ته خط باشم، ولی خرم نیستم.
‫  پیتزا و پوره سیب‌زمینی می‌خوام.

15:09.061 --> 15:11.221
‫- ها؟
.این یه اصطلاح عامیانه‌اس. فهمیدم -

15:11.311 --> 15:14.101
‫گوش کن پسر جون، آشغالی مثل تو به
‫شکر و عسل احتیاجی نداره.

15:14.181 --> 15:16.471
‫اگه زود بجنبی، حسابت با کرام‌الکاتبینه.

15:16.561 --> 15:18.221
‫این هتل تو نیویورکه.

15:18.311 --> 15:20.101
‫اون تو زیرزمین پایین‌ترین طبقه‌اس.

15:22.641 --> 15:23.851
‫کار به اینجا رسیده.

15:23.931 --> 15:25.931
..‫یه شیطان از دنیای باستان به پایین کشیده شده.

15:26.021 --> 15:27.771
‫اونم با تکنولوژی دنیای جدید.

15:29.431 --> 15:33.891
‫اوه، آخرش همه‌چیو از دست میدیم، نه جاربون؟

15:33.971 --> 15:35.641
‫می‌خوای ولم کنی اینجا بپوسم؟

15:38.561 --> 15:41.721
‫اوه، جاربون، نابغۀ هشت‌پا.

15:47.181 --> 15:48.431
‫خاله رز؟

15:51.471 --> 15:52.811
‫خاله رز؟

15:53.811 --> 15:55.471
‫اگه اینجایی، لطفا بیا بیرون.

15:55.561 --> 15:58.931
‫می‌خوام بیشتر از همسایه‌هایی که فکر می‌کنی دارن نامه‌هاتو می‌دزدن بشنوم

15:59.021 --> 16:02.601
‫اگه همین پایین به قتل رسیده باشه، خیلی حرص می‌خورم!

16:02.681 --> 16:05.681
‫فقط رد پاهاشو دنبال کن...

16:05.771 --> 16:07.521
‫این دیگه چه کوفتیه؟

16:07.601 --> 16:08.721
‫مودب باش.

16:08.811 --> 16:10.971
‫خاله رز، تو نمرده‌ای!

16:11.061 --> 16:12.681
‫انقدر خوشحال به نظر نیا.

16:12.771 --> 16:15.101
‫نمی‌خوای از زنده بودنت خوشحال شم؟

16:15.181 --> 16:17.181
‫نه وقتی می‌دونم نمی خوای من بمیرم.

16:17.271 --> 16:20.271
‫نصفه عقلم میگه خودمو جلوت بکشم.

16:20.351 --> 16:23.101
‫پاتو از خط ملکم اونورتر بذار، هرغلطی خواستی بکن.

16:23.181 --> 16:26.641
‫از اون انتظار داشتم، ولی فکر می‌کردم تو بهتری.

16:26.721 --> 16:28.641
‫مشخصه که اشتباه می‌کردم.

16:28.721 --> 16:32.681
‫تو یه آدم بد و یه مادر بدی. و من از رفتارت خوشم نمياد...

16:32.771 --> 16:33.721
‫دهنتو ببند.

16:33.811 --> 16:35.851
‫- کتی...
.نه! نه. دیگه خسته شدم -

16:35.931 --> 16:38.561
‫من همیشه باهات خوب بودم.

16:38.641 --> 16:42.141
‫همیشه برات کارت کریسمس می‌فرستم و وقتی می‌شنوم جراحی دهان داری زنگ می‌زنم

16:42.221 --> 16:43.891
‫و وقتی با عصبانیت از مهمونی های خانوادگی میری،

16:43.971 --> 16:46.311
‫من تا ماشین همراهیت می‌کنم تا روی یخ سر نخوری.

16:46.391 --> 16:49.931
‫تا حالا اصلا متوجه شدی که هیچ‌کس دیگه‌ای تو خانواده این کارو نمی‌کنه؟

16:50.021 --> 16:52.471
‫همه ازت متنفرن، خاله رز!

16:52.561 --> 16:56.601
‫من موندم چون برات دلم می‌سوخت، و بچگی خیلی سختی داشتی.

16:56.681 --> 16:57.771
‫نه، نداشتم.

16:57.851 --> 16:59.521
‫پس چرا این‌جوری‌ای؟!

17:00.851 --> 17:04.601
‫تو بدجنسی، خاله رز. و باید الان از هتل من بری.

17:05.101 --> 17:08.181
‫خیلی خب. منم نمی‌خواستم تو یه همچین جای بی‌ادبی بمیرم.

17:08.271 --> 17:09.971
‫مطمئن شین این دفعه میره.

17:14.521 --> 17:15.681
.یکم دورمو خالی کنین

17:15.771 --> 17:17.471
‫دارین سرگیجه‌م رو تحریک می‌کنین.

17:17.561 --> 17:21.471
‫گوش کن، خانم. منم از این وضع خوشم نمیاد.

17:22.811 --> 17:23.721
‫دَن!

17:25.221 --> 17:27.391
‫تو دیگه چی هستی؟

17:27.471 --> 17:30.931
‫خب، می‌خوای تکون بخوری یا سوت‌مو درارم؟

17:35.351 --> 17:38.641
‫اگه کسی پرسید، همه‌مون دیدیم سوار کالسکه سرپوشیده شد.

17:38.721 --> 17:41.521
‫دَن، این راه خوبی برای کنار اومدن با پس زده شدن نیست!

17:42.521 --> 17:45.061
‫به نظرت اون هیولا این همه کفشو از کجا آورده؟

17:45.141 --> 17:49.311
‫من کار درستی کردم، نه؟ منظورم اینه که جلو خاله رز وایسادم.

17:49.391 --> 17:52.221
‫و حالا دیگه اینجا روح نمیشه. این خوبه.

17:52.311 --> 17:53.851
‫یه زامبی می‌خواد خاله رُز رو بکشه.

17:53.931 --> 17:55.431
‫- چی؟
ما زامبی داریم؟ -

17:55.521 --> 17:57.971
‫استر یه یارو رو زنده کرد که بره جلسه اولیا و مربیان.

17:58.061 --> 18:00.141
‫به جای اینکه دوباره دفنش کنه، یه رابطۀ ناسالم باهاش شکل داد

18:00.221 --> 18:03.391
‫منم آزادش کردم که بره، ولی برگشت خاله رُز رو گرفت.

18:03.471 --> 18:04.971
بعلاوه، ‫اون به من اصلاح کردنم یاد داد.

18:05.061 --> 18:06.681
‫منظورم اینه که اون منو اصلاح کرد.

18:06.771 --> 18:08.561
‫ولی من چیزایی یادگرفتم.

18:08.641 --> 18:12.141
‫- تو سعی کردی از شر دن خلاص شی؟
!رابطه‌ت ناسالم بود -

18:12.221 --> 18:15.431
‫و حالا ما هم داریم چون دیگه باهات حرف نمی‌زنم!

18:15.521 --> 18:17.931
‫هی! هی، هی، هی! زامبی کدوم طرف رفت؟

18:24.431 --> 18:26.101
‫تقریباً رسیدیم.

18:27.391 --> 18:28.271
‫نه!

18:29.061 --> 18:34.021
‫جاربون! بدون من برو! تار‌هایی بساز که پر از مگس بشن.

18:35.851 --> 18:37.221
‫هم پیمان تا آخر.

18:37.721 --> 18:39.771
‫پس بذار از شر این مکان خلاص بشیم.

18:44.811 --> 18:46.181
‫پیروزی!

18:46.681 --> 18:48.471
‫در‌نگهدار حقیر، تو حریف قدرتِ

18:48.561 --> 18:52.681
‫ابدان و جاربون با هم نمیشی.

18:53.181 --> 18:55.221
‫جاربون؟

18:56.181 --> 18:57.141
‫جاربون؟

18:57.641 --> 18:58.721
‫جاربون!

19:02.351 --> 19:05.561
‫- مطمئنیم از این طرف رفته؟
.دستش که اینو نشون میده -

19:06.851 --> 19:08.431
‫یکی کمک کنه!

19:08.521 --> 19:11.431
‫یه مردِ پوسیده داره منو می‌بره!

19:11.521 --> 19:12.811
‫خاله رُز، دارم میام!

19:12.891 --> 19:13.771
‫هوم؟

19:15.021 --> 19:16.311
‫- دَن!
!خاله رُز -

19:16.391 --> 19:18.601
‫کسی یه حس عجیب نداره…

19:20.221 --> 19:23.851
‫این خطِ مرزیه. دایی نِیتن نمی‌تونه ازش رد شه.

19:23.931 --> 19:26.601
‫یعنی خاله رُز از ملک هتل خارجه.

19:26.681 --> 19:30.561
‫یعنی دیگه نمی‌تونه روح شه! مشکل حل شد.

19:30.641 --> 19:33.391
‫منظورم اینه، اینکه یه زن توسط یه زامبی تیکه پاره بشه،

19:33.471 --> 19:35.181
‫به حساب یه جورایی مشکل حل شده‌ایه.

19:35.771 --> 19:37.521
‫- کتی؟
.وقتی برگشتیم می‌بینمت -

19:37.601 --> 19:40.351
‫هنوزم داری دنبالش میری؟ واسه چی؟

19:40.431 --> 19:43.061
‫چون من با خانواده‌م بهتر از اون رفتار می‌کنم!

19:45.971 --> 19:48.811
‫- خدایا، امیدوارم اون پای زامبی تو باشه.
!از این طرف -

19:49.891 --> 19:51.851
‫صبر کن، یه چیزی اونجا می‌بینم!

19:54.601 --> 19:56.311
‫خاله رز، حالت خوبه؟

19:56.391 --> 20:00.641
‫چرا؟ اگه خوب نباشم، یه مرد دیگه می‌فرستی تا کارمو تموم کنه؟

20:02.101 --> 20:03.221
‫خاله رز!

20:03.721 --> 20:06.181
‫تو همیشه مورد علاقهٔ من بودی.

20:06.931 --> 20:08.811
‫می‌دونی که من کاترینم، درسته؟

20:09.391 --> 20:11.641
‫هنوز گردنبندی که بهت دادم رو داری.

20:11.721 --> 20:14.141
‫این؟ نه، اینو از...

20:14.221 --> 20:15.431
‫تولد پنج سالگیت، نه؟

20:16.061 --> 20:17.561
‫می‌دونستم یادت رفته.

20:18.061 --> 20:20.021
‫امیدوارم منو یادت بمونه.

20:21.521 --> 20:23.681
‫من دارم تو رو از اینجا می‌برم بیرون.

20:23.771 --> 20:27.221
‫خدایا، دستات مثل یه سیب‌زمینی‌کار نبراسکاییه.

20:27.311 --> 20:28.641
‫لطفاً خفه شو.

20:30.601 --> 20:31.601
‫استر؟

20:31.681 --> 20:33.311
‫اینجام. نور لازم دارم.

20:34.931 --> 20:38.141
‫منظورم اینه که، خوشتیپ شدی، رفیق.

20:38.221 --> 20:40.971
‫راستش، فایدهٔ یه طلسم که مرده‌ها رو زنده می‌کنه چیه

20:41.061 --> 20:42.601
‫اگه نتونه دست و پاشونو سر جاش نگه داره؟

20:42.681 --> 20:45.271
‫- استر، شاید وقتشه.
.نه! می‌تونم درستش کنم -

20:47.141 --> 20:52.181
‫می‌دونم، ولی نگرانم داری از دن به جای بابا استفاده می‌کنی.

20:52.271 --> 20:55.021
‫معلومه که دارم. من خنگ نیستم، بن.

20:55.101 --> 20:56.101
‫می‌دونی؟

20:56.181 --> 20:58.311
‫پس چرا به بابا زنگ نمی‌زنی؟

20:58.391 --> 20:59.391
‫من به بابا زنگ می‌زنم!

20:59.471 --> 21:01.851
‫زنگ می‌زنم، پیام میدم، عکس می‌فرستم،

21:01.931 --> 21:04.311
‫و تنها چیزی که جواب میده یه لایکه.

21:04.811 --> 21:08.521
‫آره، زنده کردن یه مرده که بابام بشه، گزینه آسون‌تری بود.

21:09.101 --> 21:10.771
‫این دلیل نمیشه که گزینه خوبی باشه.

21:13.601 --> 21:16.021
‫آره. باشه.

21:21.521 --> 21:22.891
‫خداحافظ، دن.

21:26.521 --> 21:27.521
‫دن…

21:30.431 --> 21:33.061
‫می‌خوای گریم پیری کنم و کولت کنم؟

21:33.561 --> 21:34.521
‫آره، چرا که نه؟

21:37.771 --> 21:40.681
‫کاترین، چرا داری خاله رز رو
‫به سمت هتل می‌بری؟

21:40.771 --> 21:43.641
‫اگه می‌خواد روح بشه،
‫می‌تونه روح بشه.

21:43.721 --> 21:46.521
‫می‌دونم ایرادهایی داره،
‫ولی باطن خوبی داره.

21:46.601 --> 21:49.271
‫اون این گردنبند رو برام گرفت.
‫درسته، خاله رز؟

21:49.351 --> 21:52.811
‫مادرت گفت می‌خواست
‫اونو برات بگیره.

21:52.891 --> 21:55.181
‫من قبل از اینکه اون بتونه گرفتمش

21:55.271 --> 22:00.181
‫تا حس کنه مادر بدیه.

22:02.891 --> 22:04.391
‫نه، اون همیشه بد بود.

22:04.471 --> 22:05.561
‫واقعاً همینطوره.

22:06.471 --> 22:09.721
‫- تا الان حتماً روح شده بود، درسته؟
‫- برای هر کسی فرق داره.

22:09.811 --> 22:11.771
‫روزها طول کشید تا...

22:13.851 --> 22:15.811
‫چه خبره؟ من کجام؟

22:15.891 --> 22:17.271
‫- سلام، خاله رز.
.سلام، خاله رز -

22:17.351 --> 22:19.721
‫صبر کن، من مردم؟ من یه روحم؟

22:19.811 --> 22:22.391
‫ها! این خیلی فوق‌العاده‌ست.

22:22.471 --> 22:24.471
‫ببین چقدر بالا می‌تونم لگد بزنم.

22:24.971 --> 22:27.271
‫و تو، تمام چیزی که من همیشه می‌خواستم

22:27.351 --> 22:31.181
‫این بود که یه نگاه شکست مطلق رو توی صورت‌هاتون ببینم.

22:31.271 --> 22:32.971
‫و این همون‌جاست.

22:33.061 --> 22:34.681
‫خیلی حس خیلی...

22:36.601 --> 22:37.931
‫صبر کن، چی شد؟

22:38.021 --> 22:42.101
‫فکر کنم کار ناتمامش این بود که بدونه ما تا ابد بدبخت می‌شیم.

22:42.971 --> 22:43.811
‫هوم.

22:44.971 --> 22:46.771
‫احتمالا باید زنگ بزنیم آمبولانس.

22:51.931 --> 22:54.931
‫اوه، خاله رز حتماً شکایت می‌کرد که نورها شبکیه‌ش رو می‌سوزونن.

22:55.021 --> 22:58.311
‫الان داره به فرشته‌ها شکایت می‌کنه. یا شایدم به شیاطین. احتمالاً شیاطین

22:58.391 --> 23:00.521
‫باید ازشون در مورد زامبی بپرسم؟

23:00.601 --> 23:02.471
‫به نظر من که مسئله حل شده.

23:02.561 --> 23:05.181
‫چه خوبه. داریم دن رو به خاک برمی‌گردونیم.

23:05.271 --> 23:07.311
‫هی، چرا ابدان داره یه عنکبوت رو دفن می‌کنه؟

23:07.391 --> 23:09.221
‫چون اون یه قهرمان بود.

23:12.891 --> 23:15.851
‫خوب بود که یه مدت پدر داشتیم.

23:15.931 --> 23:19.271
‫- شاید یه بابای دیگه از راه برسه.
.بابا همینجوری از راه نمیرسه، بن -

23:19.351 --> 23:20.681
‫بن! استر!

23:20.771 --> 23:22.811
‫می‌خواین کارتون ببینین و نوشابه بخورین

23:22.891 --> 23:25.311
‫و من براتون بگم وقتی بچه بودم همه‌چی بهتر بود؟

23:25.391 --> 23:26.601
‫- آره!
!داریم میایم -

23:27.971 --> 23:29.021
‫خب…

23:29.101 --> 23:34.101
‫فکر کنم هر کسی که تو این هتل جن‌زدهٔ قدیمی
‫میمیره، نمیتونه اینجا بمونه.

23:34.181 --> 23:36.471
‫ولی من، یه مدت اینجاها می‌پلکم،

23:36.561 --> 23:38.221
‫این گیتارو می‌زنم،

23:38.311 --> 23:40.971
‫از پشت شامپوها دزدکی مردم رو
‫توی حموم دید می‌زنم.

23:41.061 --> 23:43.811
‫- داری با کی حرف می‌زنی؟
!گیرمون انداختن! فرار -

23:47.411 --> 23:51.381
ترجمه شده توسط ساکا

23:51.381 --> 23:53.551
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

23:53.551 --> 24:05.551
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
