WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.051 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.141 --> 00:17.721
چی شده؟

00:17.811 --> 00:21.101
‫تقصیر من نیست! من فقط دنبال راهروهای مخفی بودم!

00:21.181 --> 00:23.681
‫خب، بهت تبریک میگم که یکیش رو پیدا کردی!

00:23.771 --> 00:26.891
‫چرا یه راهروی مخفی باید آلارم داشته باشه؟

00:26.971 --> 00:30.891
‫چون اون راهروی مخفی به بخش ممنوعه می‌رسه!

00:30.971 --> 00:32.851
‫آلارمش رو خودم نصب کردم.

00:32.931 --> 00:34.851
‫چطوری خاموشش کنیم؟

00:38.141 --> 00:40.391
‫اوفیش، بعداً می‌بینمتون.

00:40.471 --> 00:43.061
.نباید وارد جایی بشی که اسمش بخش ممنوعه‌ست

00:43.141 --> 00:45.101
‫اصلاً چرا اسمش بخش ممنوعه‌ست؟

00:45.181 --> 00:47.431
.‫اوف. این چیزی بود که رای ارواح سرش به توافق رسید

00:47.521 --> 00:48.891
‫من طرفدار جای تاریک بودم،

00:48.971 --> 00:51.771
‫ولی رای ما با کسایی که مسخره‌بازی می‌کردن
و به شهربی‌عرضه‌ها رای دادن نصف شد

00:51.851 --> 00:53.681
‫نه منظورم اینه که چرا ممنوعه‌ست؟

00:53.771 --> 00:56.181
‫اوه، می‌دونی که، قدیمیه، تاریکه.

00:56.271 --> 00:57.771
‫خونۀ یه نیروی شیطانی مرموزه

00:57.851 --> 01:00.221
‫که همۀ آدما و ارواحی که واردش میشن رو می‌بلعه.

01:05.311 --> 01:08.311
‫وقتی جسم داشتم فرصت نشد بهش رسیدگی کنم.

01:08.391 --> 01:10.101
‫هی، یه پروژۀ دیگه که هیچ‌وقت تمومش نکردی.

01:10.181 --> 01:13.601
‫- یه پروژه نام ببر که هیچ‌وقت تمومش نکردم.
.هزارتوی پرچین -

01:16.221 --> 01:17.431
‫خیلی خوب داره رشد می‌کنه.

01:17.521 --> 01:18.971
‫آره، داریم اینجا رو تخته می‌کنیم.

01:19.061 --> 01:21.181
‫اوه، ایمیل یه پیمانکار رو دارم که می‌تونه کمک کنه.

01:21.271 --> 01:23.601
‫خیلی ارزونه، چون محکوم شده به...

01:23.681 --> 01:25.521
‫می‌دونی چیه؟ فقط خیلی ارزونه.

01:26.851 --> 01:29.721
‫وای. از وقتی مُردم اینو چک نکردم. بذار ببینم.

01:29.811 --> 01:31.681
‫دعوت به مهمونی. دعوت به مهمونی.

01:31.771 --> 01:34.021
‫نباید انقدر نزدیک به فصل کباب‌پزی می‌مُردم.

01:34.101 --> 01:37.431
‫یه دقیقه صبر کن. چرا مامان بعد از مرگت برات ایمیل فرستاده؟

01:37.931 --> 01:39.471
‫به برادر مُرده‌ت ایمیل زدی؟

01:39.561 --> 01:42.771
‫- آره، لازم نیست بخونیمش.
.لازم نیست، ولی می‌خوایم -

01:42.851 --> 01:44.391
‫- من نمی‌خوام.
چرا؟ -

01:44.471 --> 01:46.931
‫چون واضحه که هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی بخونتش.

01:47.021 --> 01:50.271
‫- «تولیدات پسرهای روح‌نما» چیه؟
!وای! وای! وای -

01:50.351 --> 01:52.521
‫بازش کن! بازش کن! کاترین، چرا بازش نمی‌کنی؟

01:54.221 --> 01:56.351
‫خدای من، خدای من، خدای من!

01:56.431 --> 02:00.061
‫یه مستند بزرگ می‌خواد توی هتل یه قسمت فیلم‌برداری کنه

02:00.141 --> 02:01.101
‫اسمش چیه؟

02:03.181 --> 02:04.721
‫شکارچیان روح.

02:45.101 --> 02:46.471
‫طبق تحقیقات من،

02:46.561 --> 02:49.561
‫کَدی توی دریاچه پشت این آلونک غرق شده.

02:49.641 --> 02:51.561
!‫چه خطر آب محوری

02:51.641 --> 02:53.311
‫جیب، تو چیزی حس می‌کنی؟

02:53.391 --> 02:55.021
‫مقادیر EMF از نمودار خارجه.

02:53.391 --> 02:55.021
میدان الکترومغناطیسی

02:53.711 --> 02:55.621
متخصص تکولوژی فراطبیعی

02:55.101 --> 02:56.891
‫به نظرم داریم با یه روح آماتور طرفیم.

02:56.971 --> 02:58.771
!به پیش

02:58.851 --> 02:59.971
‫نمی‌تونم اینو توضیح بدم!

03:00.061 --> 03:02.221
‫ به این برخورد سه تا روح میدم.

03:02.311 --> 03:03.681
‫بوو، بوو، بوو!

03:03.771 --> 03:06.021
‫وای، من تو این برنامه عالی میشم!

03:06.101 --> 03:10.141
‫یه لقبی مثل "سنجاب" خواهم داشت، و آدم فوق‌العاده غیرقابل اعتمادی میشم

03:10.931 --> 03:13.351
‫تو گفتی کتابی رو خوندی که طلسم رو می‌شکنه!

03:13.431 --> 03:15.431
‫- من یه نگاه سرسری انداختم!
!لعنت بهت، سنجاب -

03:15.521 --> 03:18.431
!قراره توی تلویزیون بترکونم

03:18.521 --> 03:21.351
‫چرا باید بخوای کوچیک شی و توی جعبۀ زندون گیر بیفتی؟

03:21.431 --> 03:23.561
‫شرمنده، یعنی فکر می‌کنی تلویزیون اینجوریه؟

03:23.641 --> 03:25.971
‫ابدان، تلویزیون که زندون نیست.

03:26.061 --> 03:27.521
‫بیشتر شبیه یه کتابه،

03:27.601 --> 03:30.721
‫ولی با عکس‌هایی که پیام‌های عشق و دوستی می‌فرستن

03:30.811 --> 03:33.351
‫و جنایات واقعی مصور توی کل دنیا نشون میدن.

03:33.431 --> 03:34.271
‫پیام می‌فرستن؟

03:34.351 --> 03:38.971
‫یعنی من می‌تونم از تلویزیون استفاده کنم تا پیغامم رو به کل دنیا بفرستم

03:39.061 --> 03:43.641
‫یه لشکر جدید از مریدها رو بوجود بیارم تا دستورات شیطانی من رو انجام بدن؟

03:44.721 --> 03:46.681
‫احتمالاً.

03:46.771 --> 03:47.811
...به خوبی نشون میده که

03:47.891 --> 03:50.771
‫اگه به اندازه کافی ایمیل به برنامه‌های تلویزیونی بفرستی،

03:50.851 --> 03:52.221
‫اتفاقات خوبی میفته.

03:53.971 --> 03:55.471
‫لعنت بهت جسیکا!

03:58.221 --> 03:59.561
‫این نباید اتفاق بیوفته.

03:59.641 --> 04:01.641
‫یه میلیون راه وجود داره که فیلمبرداری یه برنامۀ تلویزیونی

04:01.721 --> 04:03.771
‫توی یه هتل تسخیر شده می‌تونه نتیجه ‫عکس بده.

04:03.851 --> 04:05.221
‫ممکنه کسب و کارمونو از دست بدیم.

04:09.311 --> 04:11.891
‫ببین، من فقط نمی‌خوام هتلو تبدیل‫کنم به یه حقه

04:11.971 --> 04:15.221
‫برای سرگرمی... ده میلیون نفر؟

04:15.311 --> 04:17.681
‫تازه این یکی از قسمتای کلاسیک هم نیست،

04:17.771 --> 04:20.431
‫مثل "پارک تفریحی تسخیر شده" یا
‫"عذرخواهی از نژادپرستی. "

04:20.521 --> 04:23.431
‫ده میلیون نفر. حتی اگه یه درصد
‫خیلی کمی‌شون هم بیان برای بازدید...

04:23.521 --> 04:24.771
‫هتل از هم می‌پاشه.

04:24.851 --> 04:26.521
‫من هستم، ولی این کارو به روش خودم انجام ‫می‌دیم.

04:26.601 --> 04:29.021
‫نه اینکه همینجوری یهویی شروع کنیم و
‫وسطش بیخیال بشیم.

04:29.101 --> 04:32.181
‫می‌بینم که تیکه انداختی، بعدا جوابتو میدم.

04:32.271 --> 04:33.851
‫باید این تجربه رو مدیریت کنیم.

04:33.931 --> 04:36.351
‫بهترین ارواحمون ترسناک‌ترین کارهاشونو انجام بدن.

04:36.431 --> 04:37.471
‫ما نیاز داریم به...

04:37.561 --> 04:39.601
‫مصاحبه انتخاب روح! من که حتما قبول می‌شم.

04:39.681 --> 04:42.101
‫من تنها روح این هتلم که تو مصاحبه بودم.

04:42.181 --> 04:46.021
‫به غیر از اون جولیان دمور که ادای شرلی تمپل رو درمیاره.

04:46.101 --> 04:49.101
‫من فقط یه بادوم زمینی‌ام، یه بادوم زمینی کوچولو.

04:49.181 --> 04:52.101
‫دارم دنبال پوسته‌ام می‌گردم!

04:52.181 --> 04:54.021
‫بن، درو تو صورتش ببند.

04:54.101 --> 04:56.101
‫بن؟ بن. بن!

04:56.771 --> 05:00.021
‫ببخشید، توی فکر بودم. یه فکر سنگین، حالا که پرسیدی.

05:00.101 --> 05:01.061
‫چی باید بخونم؟

05:01.141 --> 05:04.771
‫معلومه که باید "پرنده کوچولوی جاز" از موزیکال معروف "بانو، خوب باش!" رو بخونم

05:04.851 --> 05:06.681
‫ولی اگه همه اونو بخونن چی؟

05:06.771 --> 05:09.521
‫حالا که حرفش شد، از اون قلدره زف خبر داری؟

05:09.601 --> 05:11.061
‫میگن پدر و مادرش دارن از هم جدا میشن،

05:11.141 --> 05:15.271
‫و ظاهراً اذیت کردن من تنها راهیه که اون می‌تونه، به قول خودش، "حس نرمال بودن" داشته باشه

05:15.351 --> 05:19.021
‫بن، تو تا آخر عمر مورد زورگویی قرار می‌گیری. تست بازیگری یه ساعت دیگه شروع می‌شه

05:19.101 --> 05:21.601
‫حق با توئه. نیازهای خودمو تا زمانی که نیازهای تو کاملاً برآورده بشه، به تعویق می‌ندازم

05:21.681 --> 05:22.771
‫ممنون که اومدین.

05:22.851 --> 05:25.271
‫همونطور که می‌دونید، ما برای یه برنامه تلویزیونی به روح احتیاج داریم

05:25.351 --> 05:28.521
‫یه جن‌گیری کلاسیک می‌خوایم. ترسناک، ولی ترسناکِ باحال.

05:28.601 --> 05:32.471
‫که یعنی قاتل، منحرف یا قاتل منحرف نمی‌خوایم.

05:34.931 --> 05:37.851
‫- هنوز واسه نگه داشتن منحرف‌ها دیر نشده.
.حداقل نیتن رو داریم -

05:37.931 --> 05:41.601
‫منحرف نیستم و به این افتخار می‌کنم. ولی نمی‌تونم تو تلویزیون باشم

05:41.681 --> 05:43.601
‫چی؟ این ایدۀ تو بود.

05:43.681 --> 05:48.061
‫ایدۀ من برای تلویزیونی شدن هتل بود. من استرس صحنه دارم.

05:48.141 --> 05:50.971
‫در ضمن، مامانم فکر می‌کنه من مردم. هی، من کجا دفن شدم راستی؟

05:51.061 --> 05:53.431
‫بیاین یه سری از این ارواح رو معروف کنیم!

05:55.641 --> 05:57.271
‫من یه روحم!

05:57.351 --> 06:02.181
‫تو این هتل قشنگ با اتاقای بزرگ و دنج گیر افتادم!

06:02.681 --> 06:05.271
‫- فکر می‌کنی ارواح این‌جوری حرف می‌زنن؟
.من دلم می‌خواد این‌جوری حرف بزنن -

06:05.351 --> 06:07.521
‫خب، اگه من یه فیلمنامه بنویسم که بهت بگه چه جوری حرف بزنی چی؟

06:07.601 --> 06:08.431
‫بعدی!

06:09.561 --> 06:11.271
‫ضربه، ضربه...

06:11.351 --> 06:12.971
‫دیالوگ نه، پاول چاقوکش.

06:13.061 --> 06:14.391
‫ضربه! ضربه!

06:14.471 --> 06:15.311
‫بعدی!

06:18.101 --> 06:21.851
‫اسم من پاتریک پامپکینه و به زودی دلیلشو می‌فهمی

06:21.931 --> 06:24.721
‫یه کدو تنبل کله‌مو کند وقتی از آسمون افتاد

06:24.811 --> 06:27.681
‫و حالا زندگیم رقصیدنه، اینجوری اجاره‌مو می‌دم

06:27.771 --> 06:32.311
‫بدنم یه هیولاست، مال یه تصادف از قدیمه

06:32.391 --> 06:34.391
‫این یه داستان سرگذشت گیج‌کننده‌ست.

06:34.471 --> 06:36.721
‫من دیوونه‌ام، یا این یه جورایی خوبه؟

06:36.811 --> 06:39.061
‫پـِ - آ - تـِ - ر - آی - س…

06:47.811 --> 06:49.931
‫- این همون کاری بود که می‌خواست بکنه؟
!بعدی -

06:50.811 --> 06:53.351
‫آخه، تو قبل از اینکه اون همه لاما رو غرق کنی تراپیست بودی.

06:53.431 --> 06:56.101
‫چطوری کاری کنم یکی به نیازهای من توجه کنه؟

06:56.181 --> 06:58.521
‫باشه، بعداً می‌بینمت رفیق.

06:59.931 --> 07:01.931
‫شاید یه کتابی باشه که بتونه کمک کنه.

07:07.061 --> 07:08.061
‫هوم.

07:10.181 --> 07:11.851
‫آخ!

07:15.351 --> 07:16.641
‫این دیگه چیه...

07:19.721 --> 07:21.271
‫وای خدای من!

07:22.471 --> 07:25.271
‫این یه دفتر خاطرات فوق‌العاده میشه!

07:27.061 --> 07:29.141
‫دفتر خاطرات عزیز، بن هستم.

07:29.771 --> 07:30.771
‫حالت چطوره؟

07:30.851 --> 07:33.351
‫من... خوبم. می‌تونستم بهتر باشم.

07:34.351 --> 07:37.431
‫"می‌خوای در موردش حرف بزنی؟"

07:37.521 --> 07:42.101
‫صبر کن، داری به من جواب می‌دی؟

07:42.681 --> 07:45.021
‫آره. من یه کتاب افسون شده‌م.

07:45.101 --> 07:49.391
‫و من از دیدنت خوشحالم. نه... احمقانه بود.

07:49.471 --> 07:51.431
‫آخ! آروم‌تر، رفیق.

07:51.521 --> 07:52.351
‫ببخشید!

07:53.021 --> 07:57.391
‫به هر حال، مطمئنم راه‌های مهم‌تری برای پر کردن صفحه‌هات داری

07:57.471 --> 07:59.101
‫تا این مشکلات عشقی نوجوونا.

07:59.181 --> 08:02.771
‫بن، صفحه‌های من دقیقا مال همین چیزان. چی تو ذهنته؟

08:02.851 --> 08:05.141
‫خیلی‌خب، اگه برات آشناست جلومو بگیر،

08:05.221 --> 08:08.521
‫ولی دوست‌دختر روحم اون‌قدر سر تست بازیگری یه برنامهٔ تلویزیونی حواسش پرته

08:08.601 --> 08:10.641
‫که مشکلات زناشویی پدر و مادر قلدرم براش مهم نیست...

08:10.721 --> 08:12.641
‫اون قاتل هنوز فراریه.

08:12.721 --> 08:16.101
‫و نمی‌خوام تو رو هم مثل برادرت به دست پروسی‌ها از دست بدم.

08:16.181 --> 08:17.681
‫توی اون ایمیلی که واسم فرستادی چی بود؟

08:17.771 --> 08:19.771
‫نمی‌خوام الان در موردش حرف بزنم. هرگز.

08:19.851 --> 08:24.471
‫خدا همینجوری الکی که به من قوزک پا نداده مامان!

08:24.561 --> 08:26.971
‫چطوره یه بار در موردش حرف بزنیم و برای همیشه تموم شه؟

08:27.061 --> 08:31.141
‫هیچی واسه گفتن وجود نداره. یه مشاور مجبورم کرد یه ایمیل به عنوان تمرین درمانی بفرستم

08:31.221 --> 08:33.641
‫گفتم دلم برات تنگ شده و بی‌صبرانه منتظرم تو بهشت تخته نرد بازی کنیم

08:33.721 --> 08:35.971
‫آخی! حالا بیشتر دلم می‌خواد بخونمش.

08:36.061 --> 08:38.391
‫میشه یه کم خفه شید؟

08:38.471 --> 08:40.971
‫دارم سعی می‌کنم جادو کنم.

08:41.061 --> 08:43.931
.‫خدا! آماتورا! لیاقت‌تون همون جیلین دِمورـه

08:44.021 --> 08:44.851
‫بعدی!

08:47.311 --> 08:48.641
همنقدر بودین؟

08:48.721 --> 08:50.971
‫این که کار سختی نیست، مردم.

08:51.061 --> 08:54.851
‫فقط شناور وارد شید و بگید: «بو! من یه روحم.»

08:54.931 --> 08:56.851
‫«تمام شب ناله می‌کنم, تمام روز جیغ می‌زنم،

08:56.931 --> 08:59.851
‫و یه دلیلی داره که عاشق لیسیدن ظرف میوه لابی‌ام.»

09:00.891 --> 09:03.061
‫- شکارچیای روح رسیدن!
.همه‌تون استخدامید -

09:03.141 --> 09:05.391
‫لابی رو ترسناک کنید و لباستون رو درنیارین

09:05.471 --> 09:07.431
‫ساخته شده در سال 1873،

09:07.521 --> 09:10.681
‫هتل آندرویل میزبان پادشاهان، روسای جمهور

09:10.771 --> 09:15.021
‫و ده‌ها نفر بوده که دیگه هرگز دیده نشدن.

09:15.101 --> 09:17.891
‫این واقعاً نگین نیویورکه، اگه فقط قسمت شمال ایالت رو حساب کنین

09:17.971 --> 09:21.431
‫ - اگه بشه بهش گفت ایالت، چخبرا؟
الان به ذهنت رسید؟ -

09:21.521 --> 09:24.141
‫کات! اون برداشت رو خط بزنین. مزخرفه.

09:24.221 --> 09:27.181
‫بهتره توی ساعت طلایی بگیریمش. یه حس و حال مالیک می‌خوام.

09:27.271 --> 09:29.771
‫وای، اصلا شبیه شخصیت‌های روی پرده‌تون نیستین.

09:29.851 --> 09:31.721
‫بهش میگن جادوی تلویزیون، عشقم.

09:31.811 --> 09:33.311
‫اون به من گفت "عشقم".

09:33.391 --> 09:36.811
‫نکته‌ای برای منم دارین؟ من استرـم، البته می‌تونین منو سنجاب صدا کنین

09:36.891 --> 09:39.021
‫- من یه جورایی یه آدم غیرقابل پیش‌بینیم.
!خوش اومدین -

09:39.101 --> 09:42.471
‫ببخشید که مزاحمتون شدن. می‌بینم که شما هم حرفه‌ای هستین، مثل من

09:42.561 --> 09:45.021
‫حیف که من یه هتلی دارم که پر از روحه.

09:45.101 --> 09:48.061
‫بریم ببینیمشون! این تو دوربین بود؟ می‌تونم دوباره انجامش بدم.

09:48.141 --> 09:50.311
‫- خوبه.
.اگه از نظر شما اوکیه پس خوبه -

09:51.351 --> 09:52.271
‫بفرمایین تو!

09:52.351 --> 09:54.891
‫مواظب باشین پاتون گیر نکنه به این همه... روح.

09:56.311 --> 09:59.601
‫چی شده، جشن ارواحه؟ بچه‌ها، می‌تونید بیاید بیرون دیگه.

09:59.681 --> 10:02.721
‫آها، یه پسره هست با چاقو که از این ساعته می پره بیرون.

10:02.811 --> 10:05.141
‫وقتی مُردی، زمان زود می‌گذره.

10:07.721 --> 10:11.601
‫می‌دونید، قسمت‌ها معمولاً وقتی صاحبش تو تصویر نباشه بهتر از آب درمیاد

10:11.681 --> 10:13.721
‫شنیدی چی گفت. ما کار داریم!

10:13.811 --> 10:15.101
.اونو ببخشید

10:16.601 --> 10:18.311
‫نیتن، ارواح کجان؟

10:18.391 --> 10:20.351
‫اگه بخوام حدس بزنم، می‌گم اعتصاب کردن.

10:20.431 --> 10:23.311
‫بعد از تقلید روحیِ خیلی توهین‌آمیزت.

10:23.391 --> 10:25.811
‫ولی لازم نیست حدس بزنم چون دارن بهت چپ‌چپ نگاه می‌کنن.

10:27.391 --> 10:30.181
‫هی! شکارچیای روح! ارواح! همین الان اون بالا.

10:31.561 --> 10:34.271
‫اوه، بله، منم دارم اونارو می‌بینم، عشقم.

10:34.351 --> 10:35.971
‫خیلی ترسناکه.

10:36.061 --> 10:37.811
‫یعنی اون فقط به همه میگه "عشقم"؟

10:37.891 --> 10:39.971
‫خب، این برنامه‌ست. ابدان، دوربین رو بذار زمین.

10:40.061 --> 10:41.851
‫خودتو می‌ذارم زمین.

10:42.601 --> 10:44.221
‫بن، آنابل رو بیار پایین اینجا.

10:44.311 --> 10:47.891
‫نیتن، اگه ارواح رو بیاری، می‌ذارم ایمیلمو بخونی. استر...

10:47.971 --> 10:50.971
‫با لانی و جیب قاطی شو که بفهمن من چی به برنامه میارم.

10:51.061 --> 10:53.851
‫- برو تکالیفتو انجام بده.
!لانی، بریم تو کار فیلمبرداری

10:55.351 --> 10:56.681
آم، ببخشید، اون چیه؟

10:56.771 --> 10:59.141
‫اوه، فقط یه... کتاب معمولیه.

10:59.221 --> 11:01.431
‫ولی... ولی، اِ، هی، می‌خوای چیکار کنی؟

11:01.521 --> 11:02.931
‫می‌خوام جاروبرقی بکشم.

11:06.271 --> 11:09.141
‫دستگاه EMF، هان؟ خودم یکم شکارچی روحم.

11:09.221 --> 11:11.641
‫واقعاً با ارزشه، ولی نه به اندازۀ تجهیزات ما،

11:11.721 --> 11:13.721
‫که نباید بهشون دست بزنی یا حتی نگاهشون کنی.

11:13.811 --> 11:15.641
‫ممنون که طرفداری. روحی بمون.

11:16.271 --> 11:18.391
‫منو پیچوندن؟

11:18.471 --> 11:20.891
‫اوه، من روحی می‌مونم.

11:20.971 --> 11:23.561
‫خیلی روحی می‌مونم.

11:25.271 --> 11:28.931
‫سر موقع اومدین. تو یه هتل معمولی، خرگوشک‌های خاکی رو جارو می‌کشی

11:29.021 --> 11:32.521
‫ولی اینجا، ما هیولاهای خاکی رو جارو می‌کشیم.

11:35.721 --> 11:37.521
‫یه لحظه صبر کن. الو؟

11:37.601 --> 11:39.271
‫این یه اعتصاب همدردیه؟

11:39.351 --> 11:40.431
‫دارم جاروبرقی می‌کشم!

11:40.521 --> 11:42.431
‫اون کون بنفشت رو از اینجا بیار بیرون و بهم حمله کن!

11:42.521 --> 11:44.391
‫- دارم از اونجا می‌بینمت.
.این بری تلویزیون بده -

11:46.101 --> 11:48.101
‫هیچوقت اینقدر بهم بی‌احترامی نشده بود.

11:48.181 --> 11:51.601
‫بن، اگه دوستم داری، مادرت رو از پله‌ها پرت کن پایین.

11:51.681 --> 11:52.971
‫یه ایدۀ دیگه.

11:53.061 --> 11:56.021
با ظاهر شدن توی تلویزیون به مامانم لطف می‌کنی

11:56.101 --> 11:58.851
‫هیچ‌کس توی این قرن منو نمی‌فهمه!

12:03.721 --> 12:05.021
‫هنوز اونجایی؟

12:05.101 --> 12:07.471
‫شما به پیغام‌گیر این دفتر خاطرات جادویی رسیدید.

12:07.561 --> 12:09.101
‫دارم سر به سرت می‌ذارم.

12:09.181 --> 12:10.061
‫چه خبر؟

12:11.181 --> 12:14.811
‫خبر خاصی نیست. تو چه خبر؟

12:15.521 --> 12:17.391
‫بیا دیگه، بن. منم.

12:17.471 --> 12:19.641
‫می‌دونم وقتی دروغ میگی کند می‌نویسی.

12:19.721 --> 12:21.521
قضیۀ آنابل‌ـه؟

12:23.771 --> 12:25.771
‫فقط حس می‌کنم نمی‌تونم بهش چیزی بگم.

12:25.851 --> 12:27.181
‫خب به من بگو.

12:29.681 --> 12:30.971
‫نگرانم اگه جدا شیم،

12:31.061 --> 12:33.561
‫اون خلبان جنگ جهانی اوله که دائم لاس میزنه، تورش کنه…

12:33.641 --> 12:35.681
‫اون دائم وقتی دارم جیش میکنم میاد تو،

12:35.771 --> 12:37.971
‫با اینکه بهش گفتم اون موقع، زمان شخصیمه.

12:38.061 --> 12:40.601
‫منظورم اینه، چطور می‌خوام عروسی کلیسایی رویاییمو داشته باشم

12:40.681 --> 12:42.641
‫اگه عروس نتونه هتل رو ترک کنه؟

12:42.721 --> 12:45.391
‫به نظر سخت میاد، بن. اون اینو گفت؟

12:45.471 --> 12:48.061
‫خوش‌تیپ به نظر میای. به نظرم شلوارک خیلی باحاله!

12:48.141 --> 12:50.521
‫اسم کوسه موردعلاقه تا سه. یک، دو، سه...

12:50.601 --> 12:51.521
‫- ماکو!
!ماکو -

12:54.641 --> 12:56.931
‫ارواح ترسناک کلاسیک آندرویل.

12:57.021 --> 12:59.181
‫همین الان، در همین لحظه،

12:59.271 --> 13:03.271
‫یه قسمت از یه سریال تلویزیونی داره تو هتلی که بالاسرمونه فیلم‌برداری میشه

13:03.351 --> 13:07.641
‫به همین دلیله که دیگه نباید درگیر اختلافات احمقانه‌مون بشیم.

13:07.721 --> 13:09.271
‫اینکه کی باید چی رو تسخیر کنه.

13:09.351 --> 13:12.971
‫یا اینکه کی با چه تقلیدی که صادقانه بگم خیلی خوب بود، به کی توهین کرد

13:13.061 --> 13:15.351
‫ما باید از اینا فراتر بریم.

13:15.431 --> 13:17.101
‫از کف زمین گذر کنیم و بالا بریم.

13:17.181 --> 13:19.021
‫به پا خیزیم و این چالش رو قبول کنیم!

13:19.101 --> 13:20.931
‫و اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

13:21.021 --> 13:24.181
‫دیگه تلویزیونو به چشم یه چیزی که تماشا می‌کنیم نمی‌بینیم.

13:24.271 --> 13:27.601
‫به چشم یه چیزی می‌بینیم که یه زمانی توش بودیم.

13:29.681 --> 13:30.891
‫چی گفتی؟

13:30.971 --> 13:32.521
‫- این آقا کیه؟
.نمی‌دونم -

13:30.971 --> 13:32.521
به یه زبان دیگه حرف می‌زنن

13:32.601 --> 13:34.601
‫جدی؟ انگیلیسی بلد نیستین؟ هیچ‌کدومتون؟

13:35.641 --> 13:37.811
‫آخ، لعنتی. اون سخنرانی خوب بود.

13:37.891 --> 13:41.351
‫میگن یه پادو زنشو کشته، تیکه‌تیکه‌ش کرده،

13:41.431 --> 13:44.471
‫و تیکه‌ها رو گذاشته تو چمدون یه مهمون.

13:44.561 --> 13:46.561
‫این رو به TSA توضیح بده.

13:49.311 --> 13:50.641
‫بیشتر شبیه CSA هست.

13:50.721 --> 13:52.681
‫جسد. چمدون. اوه!

13:52.771 --> 13:56.141
‫بابا، دارن دربارۀ تو حرف می‌زنن. برو خودتو معرفی کن.

13:56.221 --> 13:59.521
‫ببخشید. باید برم کاسۀ میوه تو لابی رو لیس بزنم.

13:59.601 --> 14:01.561
‫چون ظاهراً این کاریه که همه ارواح می‌کنن.

14:04.021 --> 14:04.891
‫کات!

14:04.971 --> 14:06.601
‫تو الان یه کتاب پرت کردی طرف من؟

14:06.681 --> 14:07.681
‫آم، نه.

14:07.771 --> 14:10.931
‫اینا همه‌ش کلاهبرداریه! لانی انگلیسیه! جیب از طرفداراش متنفره!

14:11.021 --> 14:13.061
‫خبر بد اینکه، هیچ‌کدوم از ارواح نمیان

14:13.141 --> 14:15.061
‫خبر خوب اینکه، می‌خوام اسپانیایی یاد بگیرم.

14:15.141 --> 14:17.521
‫کافیه! ما داریم سعی می‌کنیم هنر رو ضبط کنیم!

14:17.601 --> 14:18.851
‫صبر کن. دوربینم کجاست؟

14:20.811 --> 14:22.851
‫یکی اون پسره که انگار از یه دوره دیگه‌ست رو بگیره!

14:26.021 --> 14:27.681
‫شاید بن آنابل رو قانع کرده.

14:27.771 --> 14:29.851
‫خب، پنجمین رویای تکراری و شایع من اینه که...

14:29.931 --> 14:32.351
‫آنابل! اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

14:33.181 --> 14:35.521
‫حدس می‌زنم این فقط یه جور خاطره‌نویسیه.

14:36.271 --> 14:38.271
‫- همونیه که می‌بینی.
واقعاً؟ -

14:38.351 --> 14:42.431
‫شبیه اینه که داری امیدها و آرزوهات رو به روحی که توی کتابه میگی!

14:42.521 --> 14:44.141
‫عجب حدس خوبی زدی.

14:44.221 --> 14:47.221
‫لازم نیست حدس بزنم. ده دقیقه‌ست دارم می‌بینم داری یه رابطۀ عاطفی

14:47.311 --> 14:50.351
‫با این ولگرد جلد سخت برقرار می‌کنی!

14:50.431 --> 14:53.351
‫- اگه کتاب باشه، که رابطه نیست!
.این حرفو قبلاً هم شنیدم -

14:53.431 --> 14:58.311
‫این کتاب چی داره که من ندارم؟ از این خوشت نمیاد؟ یا این؟ یا اینا؟

14:58.391 --> 15:00.641
‫شاید بیشتر از مچ پای روح‌وار لازم داشته باشم.

15:00.721 --> 15:03.431
‫دفتر خاطراتم به حرفام گوش میده. می‌تونم بهش بگم چی می‌خوام

15:03.521 --> 15:05.311
‫می‌تونستی به من بگی!

15:05.391 --> 15:08.521
‫اصلاً نمی‌دونستم یه رویای تکراری داری.

15:09.641 --> 15:11.561
!تا کتابه هست ازش لذت ببر

15:11.641 --> 15:14.221
‫فقط چند صفحه دیگه مونده.

15:14.971 --> 15:16.061
‫ریز می‌نویسم.

15:16.141 --> 15:17.931
‫ریز می‌نویسم!

15:19.311 --> 15:21.811
‫هی، بچه‌ها، دلتون می‌خواد یه اتاق پر از موش ببینید؟

15:21.891 --> 15:24.561
‫اوووه، اوووه، اوووه! دارین می‌رین؟ پس قسمت چی میشه؟

15:24.641 --> 15:25.851
.‫اوه، یه قسمتی می‌سازیم

15:25.931 --> 15:27.971
‫درباره بدترین هتل تسخیرشده‌ای که تا حالا دیدیم.

15:28.061 --> 15:30.311
‫ما هیچ روحی بهتون نشون نمی‌دیم.

15:30.391 --> 15:34.311
‫همچنین، ما هنوز یه دوربین گم کردیم. چی
‫سر اون پسره که انگار از گذشته اومده،اومد؟

15:34.391 --> 15:38.771
‫درود بر بردگان بالقوه. من شاه کبرا هستم.
‫بزن بریم سراغش.

15:39.601 --> 15:42.351
‫- پول دوربین رو به حسابتون می‌زنیم.
...آم -

15:42.431 --> 15:45.351
.‫نه، نه، صبر کن! یه جایی که هست که برای آخرین بار باید ببینین

15:45.431 --> 15:48.811
‫نمی‌خواستم بهت بگم، چون فوق‌العاده خطرناکه.

15:48.891 --> 15:51.141
‫و من... فکر نمی‌کردم بتونی از پسش بربیای.

15:51.221 --> 15:53.311
‫جدی داری سعی می‌کنی از روانشناسی معکوس استفاده کنی؟

15:53.391 --> 15:55.101
‫عمراً نتونیم از پسش بربیایم!

15:55.181 --> 15:58.101
‫چه خبر بچه‌ها؟ اینجاییم تا بخش ممنوعه رو ببینیم.

15:58.181 --> 16:00.061
...‫و منظورمون بخش ممنوعه‌ای نیست که توی

16:00.141 --> 16:01.561
‫ توالت افتاده!

16:01.641 --> 16:02.971
‫چجوری انقدر محبوبن؟

16:03.061 --> 16:06.561
‫ایمیل تو فهرستی از چیزایی بود که از دستم عصبانی هستی؟

16:06.641 --> 16:09.601
‫تو ایمیل رو خوندی. صبر کن، اصلا چجوری بازش کردی؟

16:09.681 --> 16:11.681
‫اون پرسید. و من عاشق درامام.

16:11.771 --> 16:15.561
‫"متنفرم که وقتی رفتی دانشگاه یه طوطی در حال مرگ برام گذاشتی"؟

16:15.641 --> 16:18.561
‫"متنفرم که فقط وقتی اومدی دیدنم که پول لازم داشتی"؟

16:18.641 --> 16:21.101
‫"متنفرم از اینکه چطوری کاشی‌های اسکرابل رو برمی‌گردوندی

16:21.181 --> 16:24.971
و تظاهر می‌کردی که اونا خالی‌ان و دصلاً هم کلمات خوبی درنمی‌اومدن

16:25.061 --> 16:27.561
‫پس نمی‌خواستی تو بهشت با من اسکرابل بازی کنی؟

16:27.641 --> 16:31.021
‫نیتن، بهت گفتم اون ایمیل یه تمرین درمانی بود.

16:31.101 --> 16:34.141
‫کدوم روان‌درمانگر بهت میگه به یه آدم مرده ایمیل بزنی

16:34.221 --> 16:35.851
‫و چیزایی که هنوز بابتشون ازش عصبانی هستی رو بگی؟

16:35.931 --> 16:39.021
‫در اصل، تمرین این بود که چیزایی که دلتنگشونم رو ایمیل کنم،

16:39.101 --> 16:40.721
‫ولی حواسم پرت شد.

16:40.811 --> 16:42.431
‫اون بخش ممنوعه‌ست؟

16:42.521 --> 16:46.601
‫اوه، نه. منظورم اینه که، من... من... فکر نکنم. همۀ این راهروها شبیه همن

16:46.681 --> 16:49.431
!‫وقتی میگم ممنو تو بگو عه

16:49.521 --> 16:50.521
!ممنو -
!عه -

16:50.601 --> 16:51.521
!ممنو -
!عه -

16:51.601 --> 16:56.391
‫اونا رو فرستادی به بخش ممنوعه،
‫یا همون جای تاریک یا همون شهر بی‌عرضه‌ها؟

16:56.471 --> 16:58.931
‫گفتی یه نیروی شیطانی مرموزی اون تو وجود داره.

16:59.021 --> 17:01.221
.کل ماجرا همینه -
‫- باید بیرونشون بیاریم.

17:01.311 --> 17:03.141
‫شاید دیگه خیلی دیر شده باشه.

17:03.221 --> 17:04.851
‫داداش، این چیه؟

17:04.931 --> 17:06.721
‫آها! یه روح تو دوربین. من بردم!

17:13.061 --> 17:14.811
‫بازم یه روح تو دوربین.

17:14.891 --> 17:17.601
‫رابطه عاطفی؟ بیخیال بابا.

17:17.681 --> 17:19.931
‫آنابل حتی قبل از اینکه اصلا درمانی وجود داشته باشه فوت کرد.

17:20.021 --> 17:23.221
.اگه جلوش یه رابطۀ عاطفی هم برقرار کنی نمی‌فهمه

17:23.311 --> 17:25.971
‫وای خدا، این یه جور رابطه احساسیه.

17:26.771 --> 17:28.811
‫- صبر کن، چی؟
.ببین رفیق، من متخصص نیستم -

17:28.891 --> 17:31.641
‫من فقط یه آدم معمولی‌ام که یه جادوگر زندانیش کرده توی یه کتاب.

17:31.721 --> 17:34.891
‫ولی واضحه که تو مشکل داری از خودت دفاع کنی.

17:34.971 --> 17:36.101
‫صبر کن، تو پسری؟

17:36.181 --> 17:39.181
‫- چون تو بهم گفتی یه کتاب جادویی هستی.
چه فرقی داره؟ -

17:39.271 --> 17:41.271
‫من راحت نیستم که پیش مردا آسیب پذیر باشم.

17:41.351 --> 17:42.311
‫یا هیچ کس دیگه.

17:42.391 --> 17:45.221
‫چرا اینقدر میترسی از این که چیزی که می‌خوای رو بخوای؟

17:47.271 --> 17:49.721
‫چون اگه اون از چیزی که من می‌خوام خوشش نیاد، ممکنه بره.

17:49.811 --> 17:51.351
‫اوه، پووف. پس بذار بره.

17:51.431 --> 17:54.221
‫از کسی بشنو که همه رازاتو شنیده.

17:54.311 --> 17:56.601
‫تو همینجوری که هستی کافی هستی.

17:56.681 --> 18:00.601
‫ولی همینطور، اون قضیه انگشت پا فقط به خاطر بلوغ نیست. برو دکتر

18:00.681 --> 18:03.101
‫حق با توئه. ممنونم، دفتر خاطرات.

18:03.181 --> 18:06.101
‫خواهش میکنم. حالا، اگه این صفحه آخرو پر کنی،

18:06.181 --> 18:08.521
‫طلسم می‌شکنه، و بالاخره می‌تونم...

18:09.021 --> 18:10.681
‫از این به بعدش با منه، رفیق.

18:20.141 --> 18:22.221
.ساکته. شاید مشکلی براشون پیش نیومده

18:22.311 --> 18:23.851
‫نه اینجوری!

18:23.931 --> 18:26.851
‫خواهش می‌کنم خدا! نه اینجوری!

18:26.931 --> 18:29.101
‫این سزای بی‌احترامی به سنجاب‌ـه.

18:29.181 --> 18:31.521
‫استر، برو لابی و راهمونو نشون بده. نِیتن؟

18:31.601 --> 18:34.061
‫چیه؟ می‌خوای گله کنی که چرا توی دبیرستان پدر مادرمونو

18:34.141 --> 18:35.891
‫با اسم کوچیک صدا می‌کردم؟

18:35.971 --> 18:37.061
‫فقط با من بیا.

18:38.061 --> 18:41.311
‫چون هیچوقت نشنیدم باب و دایان شکایتی کنن!

18:45.431 --> 18:46.721
‫اوه.

18:53.561 --> 18:56.601
‫انگار تمومی نداره. این بخش چه‌قدر بزرگه؟

18:56.681 --> 18:59.101
‫به بزرگی کینه‌ای که از من داشتی نیست.

18:59.181 --> 19:01.851
‫- اوه، اینجا اکو داره.
استر، من کجا دارم می‌رم؟ -

19:01.931 --> 19:04.641
‫تو رو توی دوربین جیب می‌بینم. دقیقاً روبه‌روته.

19:08.851 --> 19:09.811
‫اونا کجان؟

19:09.891 --> 19:11.851
‫به سرش چسبید.

19:12.601 --> 19:14.681
‫من کجام؟ من کی‌ام؟

19:15.601 --> 19:17.391
‫آخ، مرد، من مو قهوه‌ای‌ام؟

19:18.061 --> 19:19.311
‫لانی، چی شد؟

19:19.391 --> 19:20.931
‫خاطراتشو کشید بیرون!

19:21.021 --> 19:21.851
‫چی؟

19:21.931 --> 19:23.181
‫احتمالاً اون.

19:26.681 --> 19:29.521
‫- یا اون.
.چه مدل موی زشتی دارم -

19:29.601 --> 19:30.811
!انقدر در موهات حرف نزن

19:34.851 --> 19:36.351
!برین

19:44.601 --> 19:46.021
‫بانو نمی‌خواد ببینتت.

19:46.101 --> 19:47.931
‫برو یه هواپیمای دیگه رو منهدم کن.

19:49.221 --> 19:51.811
‫بن، تا حالا نشنیده بودم اینجوری حرف بزنی.

19:51.891 --> 19:55.351
‫چون هیچوقت نمیگم چی می‌خوام. ولی می‌دونی چیه؟ بفرمایید.

19:55.431 --> 19:58.681
‫می‌خوام یه لباس هالووین مخصوص زوج ها بپوشیم.
‫می‌خوام ببرمت به یه رقص مدرسه.

19:58.771 --> 20:02.311
‫من... می‌خوام یکی یه دسته گل خیلی بزرگ بفرسته سر کلاسم

20:02.391 --> 20:05.061
‫که همه بگن، "وای، این یارو خوش‌شانس کیه؟"

20:05.141 --> 20:06.681
‫و بعد اون یارو خوش‌شانس من باشم.

20:06.771 --> 20:08.971
‫و می‌خوام با اون خلبان جنگ جهانی اولی دعوا کنم

20:09.061 --> 20:10.771
‫که معلومه یه حسی بهت داره،

20:10.851 --> 20:14.721
‫چون تو تنها کسی هستی که می‌خوام باهاش یه رابطه احساسی داشته باشم

20:15.931 --> 20:18.601
‫با اون دسته گل خیلی بزرگ، منو به دست آوردی.

20:23.971 --> 20:27.021
‫منظورش از "جنگ جهانی اول" چی بود؟

20:30.021 --> 20:31.471
‫اوه، خروجی کدوم طرفه؟

20:31.561 --> 20:34.561
‫فکر کردم تو حواست هست، وقتی من سرم به عصبانی بودن گرم بود

20:34.641 --> 20:36.351
‫فقط به دویدن ادامه بدین!

20:42.101 --> 20:44.391
‫کتی، اگه قراره بمیریم،

20:44.471 --> 20:47.101
‫من کاملاً عبارت "انگار که" رو ابداع کردم.

20:47.181 --> 20:48.521
‫ضمناً، من تو رو بخشیدم.

20:48.601 --> 20:49.561
‫تو منو می‌بخشی؟

20:49.641 --> 20:52.181
‫تو به بچه‌ها گفتی من و ران داریم جدا می‌شیم، قبل از اینکه خودم بگم

20:52.271 --> 20:53.521
‫نیاز داشتم حرف بزنم.

20:53.601 --> 20:55.811
‫یه هیولا داره دنبالم می‌کنه که خاطرات رو می‌خوره.

20:55.891 --> 20:59.681
‫اگه منو گرفت، اینا معروف‌ترین آدمایی هستن که باهاشون سکس داشتم

20:59.771 --> 21:01.351
‫دیم جودی...

21:01.851 --> 21:02.681
‫کمکم کن بلند شم!

21:04.471 --> 21:07.521
‫تو تمام مدت یه روح بودی...

21:24.021 --> 21:25.971
‫عجب جای تاریکیه، نه؟

21:26.641 --> 21:28.931
‫صبر کن، پس اون کانادایی بود، ادای انگلیسی‌هایی رو درمیاورد

21:29.021 --> 21:30.891
که ‫ادای آمریکایی‌ها رو درمیارن؟ چرا؟

21:30.971 --> 21:32.891
‫نقاب‌هایی که می‌زنیم، ها؟

21:35.431 --> 21:36.431
‫این طرف!

21:37.101 --> 21:39.851
‫- اون سنجابه!
.این راهو تشویق نکن -

21:40.431 --> 21:42.471
‫اوه خدای من!

21:50.061 --> 21:51.101
‫اوه!

21:53.971 --> 21:55.061
‫کاترین!

22:00.471 --> 22:01.771
‫صبر کن، داره چیکار می‌کنه؟

22:01.851 --> 22:04.021
‫داره خاطرات دوربین رو می‌خوره.

22:04.101 --> 22:05.271
‫نه!

22:05.351 --> 22:08.601
‫- کتی، فقط ولش کن! - این تنها دوربینیه که مونده.

22:08.681 --> 22:10.851
‫- خب که چی؟
.نمیتونم همینجوری بیخیال شم -

22:10.931 --> 22:12.471
‫چرا، می‌تونی.

22:12.561 --> 22:14.681
‫ببین، مجبور شدم به مشکلات تو با خودم گوش بدم.

22:14.771 --> 22:17.351
‫حالا مشکلات خودت. نمی‌تونی هیچی رو ول کنی.

22:17.431 --> 22:18.771
‫منظورم اینه، حتی بعد از اینکه مردم،

22:18.851 --> 22:22.811
‫مجبور شدی یه ایمیل بفرستی و غر بزنی که چرا شیر بادوم رو من اختراع نکردم

22:22.891 --> 22:23.971
‫چون تو اختراع نکردی.

22:24.061 --> 22:26.771
‫مهم نیست. فقط بیخیالش شو.

22:27.391 --> 22:28.431
‫بیخیالش شو.

22:46.271 --> 22:49.931
‫خبر خوب بچه‌ها. آنابل قبول کرده که تو این قسمت باشه.

22:51.221 --> 22:53.681
‫یادتون نمیاد؟ شماها یه صندوق کمک‌هزینه تحصیلی می‌گردونید.

22:53.771 --> 22:56.311
‫برای دخترای زودرس که باهاشون با احترام رفتار می‌کنید.

22:56.391 --> 22:58.851
‫- این کارا به ما میاد.
ما کی هستیم اصلاً؟ -

22:58.931 --> 23:01.181
‫خیلی بامزه‌ست. هی، بیا یه استیکر بگیر.

23:03.641 --> 23:04.471
‫تموم شد.

23:04.971 --> 23:07.061
‫- این چیه؟
.ایمیلی که باید می‌فرستادم -

23:07.141 --> 23:09.851
‫"چیزهایی که از برادرم خوشم میاد. "

23:10.601 --> 23:12.681
‫"اون به من باور داره، حتی وقتی که خودم ندارم. "

23:12.771 --> 23:14.561
‫- لازم نیست اونو با صدای بلند بخونی.
!همگی -

23:14.641 --> 23:17.311
‫بیاید گوش کنید ببینید خواهرم چه چیزای خوبی دربارۀ من نوشته!

23:17.391 --> 23:20.021
‫هی، اگه هر کدوم از طرفدارای کبرا اومدن به هتل، برای منه.

23:20.101 --> 23:22.681
‫من ویدیوشو آپلود کردم. تا الان دو تا بازدید خورده.

23:22.771 --> 23:27.061
‫- یکیش مال منه. برای من نبود.
.نمی‌دونم بازدید دیگه‌ش مال کیه -

23:27.141 --> 23:30.431
‫و بعد رهبرهای عزیزت مثل سوسیس تو ناهار تیکه تیکه می‌شن.

23:30.521 --> 23:33.931
‫و منم که سس کچاپم. چطوری ضبط رو متوقف کنم؟

23:39.911 --> 23:43.021
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

23:43.051 --> 23:48.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:48.051 --> 23:56.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
