WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.045 --> 00:12.445
✦ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

00:12.479 --> 00:14.187
.بن، اونقدرا هم بد نبود

00:14.271 --> 00:16.187
ده ثانیه از نمایش شعبده‌م
،نگذشته بود که پام گیر کرد

00:16.271 --> 00:19.312
،بعد همه توپام پرت شدن توی جمعیت
!و اونا هم دیگه پس ندادنشون

00:19.396 --> 00:21.021
خب، چرا شروع کردی استندآپ اجرا کردن؟

00:21.104 --> 00:24.729
چون وقتی به بن فریلینگ پنج دقیقه زمان
.میدی، اونم دقیقاً پنج دقیقه اجرا میکنه

00:24.812 --> 00:27.687
خب اگه مسابقه استعدادنمایی راهنمایی
...جایزه‌ای برای «جا نزدن» داشت

00:27.771 --> 00:29.437
!وای خدا، مواظب باش

00:31.354 --> 00:33.937
!نیتن! فکر کردم یکی رو کشتم

00:34.021 --> 00:35.437
.نه، قبلاً مرده بود

00:35.521 --> 00:37.187
وسط جاده چی کار می‌کردی؟

00:37.271 --> 00:41.146
!نمی‌تونستم صبر کنم شماها برگردین خونه
اجرای بن رو همونجور که خواسته بودم ضبط کردی؟

00:42.729 --> 00:46.646
می‌بینم مدیرمون هم نشسته
.توی جمعیت. حرف از خنگی شد

00:46.729 --> 00:47.729
!هووو

00:47.812 --> 00:48.896
.خب، وقتم تموم شد

00:48.979 --> 00:51.729
و اونم فقط وقتی ضبط رو زد
.که فکر می‌کرد داره دکمه توقف رو میزنه

00:51.812 --> 00:52.812
.احتمالاً به نفع شد

00:52.896 --> 00:54.437
.لعنتی. همه‌چی رو از دست میدم

00:54.521 --> 00:56.687
هی، چرا یه صندلی شکسته توی درگاهه؟

00:58.354 --> 00:59.437
.پشت سر من وایسا

01:10.521 --> 01:12.104
نیتن، اینجا چه اتفاقی افتاده؟

01:12.187 --> 01:15.437
.مطمئن نیستم. یه مدت بیرون منتظر بودم

01:15.521 --> 01:17.354
.بچه‌ها، آسانسور

01:24.687 --> 01:25.896
.یه لونه ساختم

01:25.979 --> 01:26.896
!ابادون

01:26.979 --> 01:28.646
!آب‌رسانی! اوه

01:28.729 --> 01:31.604
...امم، کمکی برای تمیزکاری می‌خواین یا  -
.نه، مشکلی نداریم  -

01:31.687 --> 01:34.812
آها، چون فکر می‌کنین من جز
.آب رسوندن هیچ کاری بلد نیستم

01:36.437 --> 01:38.229
ابادون، چه غلطی کردی؟

01:38.312 --> 01:41.479
.یه شیطان بود که عین خودم بود
.مجبور شدم ثابت کنم رئیس منم

01:41.562 --> 01:42.604
.منظورش آینه‌ست

01:42.687 --> 01:45.729
صبر کن. لابی منو داغون
کردی چون خودتو توی آینه دیدی؟

01:47.812 --> 01:51.146
خب، اگه تا الان نمرده
.بودم، الان دیگه مرده بودم

01:51.229 --> 01:52.854
.زندگی بامزست

02:00.021 --> 02:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:20.021 --> 02:25.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل اول : قسمت چهارم ]

02:27.687 --> 02:31.062
اصلاً چی کار کردی؟
.انگار خودتو کوبیدی به شیطانار

02:31.146 --> 02:33.021
.دقیقاً همین کارو کردم  -
.پیام‌رسان رو نکشید  -

02:33.104 --> 02:35.062
.چون گلوله مستقیم از توش رد میشه

02:35.146 --> 02:38.437
ولی به نظر میاد ابادون همچنین
.یه گوزن هم کشته پشت ایوون

02:38.521 --> 02:41.854
اون کار من نبود! من و
.گوزنه یه اتحاد موقتی داریم

02:41.937 --> 02:43.604
علیه چی؟  -
.مرد پروانه‌ای  -

02:43.687 --> 02:46.729
همیشه یادم میره جواباش به
.سؤال‌ها قراره افتضاح باشه

02:46.812 --> 02:48.854
.خب، بیشتر از این نمایش استعداد بگو

02:48.937 --> 02:51.604
امم، کسی بیت‌باکس کرد؟ از من بهتر بود؟

02:51.687 --> 02:53.396
الان واقعاً همین چیزیه که برات مهمه؟

02:53.479 --> 02:54.979
،این همون چیزیه که واسه تو هم مهم می‌بود

02:55.062 --> 02:57.146
.اگه نمی‌تونستی تا ابد از هتل بیرون بیای

02:57.229 --> 02:58.271
.همه‌چی رو از دست میدم

02:58.354 --> 03:01.687
،می‌دونی، هیچکی هیچ‌وقت نمیگتش
.ولی روح بودن کلی دردسر داره

03:01.771 --> 03:02.771
.باید برم رنگ بخرم

03:02.854 --> 03:05.937
می‌خواین یه کار گروهی بکنین؟ برین
.لاشه گوزنی که ابادون گذاشته رو تمیز کنین

03:06.021 --> 03:09.979
!همه‌شو گذاشتم چون ما با هم اتحاد داریم

03:10.062 --> 03:10.979
واقعاً لازمه؟

03:11.062 --> 03:13.812
من یه ترس واقعی از خون
.دارم وقتی بیرون بدن باشه

03:13.896 --> 03:15.229
.بیاین دیگه. سرگرم‌کننده‌ست

03:15.312 --> 03:17.646
.استر می‌تونه طی بکشه
.بن می‌تونه با اره استخونی ببره

03:17.729 --> 03:20.771
اوهوم. می‌تونم من طی بکشم؟  -
چرا داری سختش میکنی؟  -

03:20.854 --> 03:22.521
.زود برمی‌گردم  -
.من میرم توی دریچه‌ها  -

03:22.604 --> 03:25.021
نه. دیگه حق دریچه رفتن
.نداری. باید با من بیای

03:25.104 --> 03:26.479
.نه، من میرم توی دریچه‌ها

03:26.562 --> 03:29.437
تو میای شهر. می‌خوای خودت
تا ماشین راه بری یا ببرمت؟

03:29.521 --> 03:30.979
.من می‌خوام برم توی دریچه‌ها

03:31.062 --> 03:31.937
.پس می‌برمت

03:32.021 --> 03:34.979
!نههه

03:41.646 --> 03:44.562
.دهنتو اذیت میکنی  -
.توی جهنم پنج تا دهن داشتم  -

03:44.646 --> 03:46.146
.باشه، دیوونه‌بازی کن

03:55.229 --> 03:57.062
.خب بسه دیگه  -
!ولم کن  -

03:57.146 --> 03:58.812
،نمی‌تونم، وگرنه دوباره جریمه می‌گیرم

03:58.896 --> 04:01.687
،چون برای همه بقیه دنیا
تو فقط یه بچه کوچیکی

04:01.771 --> 04:04.729
.نه عامل جاودانه حداقل یه‌سومِ مشکلات من

04:04.812 --> 04:06.896
.و تو عامل همه مشکلات منی

04:06.979 --> 04:10.604
می‌دونم درست نیست. همین الان
.شنیدم از یه مرد پروانه‌ای شکایت کردی

04:10.687 --> 04:12.562
.تنها مرد پروانه‌ای

04:12.646 --> 04:14.354
،ببین، این اولین باره با هم رفتیم شهر

04:14.437 --> 04:17.771
و همه فکر می‌کنن من
،صاحب اون هتلم با همه جیغ‌ها

04:17.854 --> 04:19.271
.پس چند تا قانون می‌ذاریم

04:19.354 --> 04:22.521
نگاه نکنی، به کسی حمله
،نکنی، و اگه کسی بهت لبخند زد

04:22.604 --> 04:25.854
.یعنی نمی‌خواد ذات شیطانی‌تو بمکه

04:25.937 --> 04:27.396
.ولی واقعاً همینه

04:27.479 --> 04:30.021
.فقط دهنتو ببند و دستاتو بذار توی جیبت

04:36.062 --> 04:37.396
.من موزیک ساحلی می‌خوام

04:38.271 --> 04:42.062
<i>♪ یه موج بگیر ♪
♪ و می‌بینی بالای دنیایی ♪</i>

04:45.104 --> 04:47.062
.آره، قطعاً یه گوزن مرده‌ست

04:47.146 --> 04:48.854
.نه فقط یه گوزن مرده

04:48.937 --> 04:52.521
وای خدا، چیزی توشه؟  -
!معلومه. یه معما  -

04:52.604 --> 04:53.604
کار کی می‌تونه باشه؟

04:53.687 --> 04:55.979
این جای دندونا خیلی
.بزرگه که مال ابادون باشه

04:56.062 --> 04:57.312
.و این خط‌خراشا رو نگاه کن

04:57.396 --> 05:00.937
خراشای ابادون پوستو نمی‌شکافه
.چون مامان ناخوناشو می‌گیره

05:01.021 --> 05:03.437
میشه لطفاً تمرکز کنیم که چطوری
این گوزنو بندازیم توی کیسه زباله؟

05:03.521 --> 05:06.271
چرا؟ می‌ترسی چیزی پیدا
کنیم که نمی‌خوای پیدا کنیم؟

05:06.354 --> 05:09.937
وقتی این گوزن مرد کجا بودی؟  -
.امم، داشتم جلوی کل مدرسه هو می‌شدم  -

05:10.437 --> 05:11.562
.داستانش مورد تاییده

05:11.646 --> 05:13.896
!ولی یعنی قاتل هنوز آزاده

05:13.979 --> 05:15.104
.نه، اگه یارو رو بگیریم

05:15.187 --> 05:16.687
.یا زنه رو  -
!یا چیزه رو  -

05:16.771 --> 05:18.312
.من یه طلسم ردیابی می‌زنم

05:18.812 --> 05:22.062
هی، فقط حس می‌کنم وظیفه‌مون
،این بود که گوزنو تمیز کنیم

05:22.146 --> 05:24.021
.و شما دوتا دارید از اون منحرف میشیذ

05:24.104 --> 05:26.562
بن، چرا باید این کارو بکنیم؟

05:26.646 --> 05:28.396
،چون استر عاشق شکار کردنه

05:28.479 --> 05:30.854
و منم بی‌تاب یه ماجراجویی‌ام
که منم توش باشم؟

05:30.937 --> 05:33.229
.بیخیال، بن  -
.آره، جدی، بن  -

05:33.312 --> 05:35.979
.فقط بذار پاهاشو بندازیم توی کیسه  -
.نه، صبر کن! من وسط مراسمم  -

05:39.104 --> 05:41.396
حالا خوشحالی؟  -
.امم، راستشو بخوای، آره  -

05:41.479 --> 05:43.021
.پس می‌تونی خونارو تمیز کنی

05:43.646 --> 05:45.354
<i>♪ ...یه موج بگیر و ♪</i>

05:46.312 --> 05:50.271
چیزی نمیشه. کسی نمی‌دونه اون
.یه شیطانه. فقط یه پسر کوچولوئه

05:51.437 --> 05:52.896
.همه بالم لب هاتو خوردم

05:53.521 --> 05:54.812
.نه، نمی‌تونم انجامش بدم

05:54.896 --> 05:57.771
ولی نمی‌تونم بذارم تنها توی
.ماشین بمونی که کسی ببینه

06:01.312 --> 06:02.979
امم، داری چی کار میکنی؟

06:03.062 --> 06:05.854
.خیلی زود تموم میشه  -
!من می‌خوام برگردم هتل  -

06:05.937 --> 06:07.854
.میریم، یه ساعت دیگه. شاید دو ساعت

06:09.646 --> 06:12.271
.اینقدر مقاومت نکن
.ممکنه خوشت بیاد از اون تو

06:12.354 --> 06:13.937
کاترین؟  -
.سلام، چارلی  -

06:14.021 --> 06:15.396
تو صندوقت یه پسره؟

06:15.479 --> 06:17.146
.من به اندازه شیش تا پسر می‌ارزم

06:17.229 --> 06:19.521
.این خواهرزاده‌مه

06:19.604 --> 06:21.312
،می‌خوام یه گلدون بخرم به اندازه اون

06:21.396 --> 06:24.187
می‌خواستم ببینم تو صندوق
.جا میشه یا نه. نمیشه

06:24.271 --> 06:28.146
خب رقیب من توی اون هتل رقیب چطوره؟

06:28.229 --> 06:30.896
شوخی کردم! می‌تونی
،تصور کنی اگه اینجوری بودیم

06:30.979 --> 06:33.812
به‌جای آشناهایی که سریع دارن دوست میشن؟

06:33.896 --> 06:35.896
هنوزم قصد داری منو توی صندوق گیر بندازی؟

06:35.979 --> 06:38.062
…هنوزم

06:38.146 --> 06:41.312
!ابادون، برو بازی کن
.دستاتو بذار تو جیبت

06:41.396 --> 06:43.521
.خب… تخت‌خواب و صبحانه به نظر خوبه

06:45.271 --> 06:46.354
اوه، این بنجل قدیمی؟

06:46.437 --> 06:48.854
یه داستان بامزه داره. هفته
…پیش ناودوناشو رنگ زدم

06:48.937 --> 06:51.021
…چارلی، من… من کار دارم، پس

06:51.104 --> 06:53.187
.هی، می‌فهمم. منم سرم شلوغه

06:53.271 --> 06:57.354
اداره‌ی یه هتل توی فصل دیدن
برگ‌ها اونم وسط مرکز دیدن برگ‌ها؟

06:57.437 --> 06:59.979
اونقدری زود نمی‌تونم
آب‌سیب معروفمو درست کنم

07:00.062 --> 07:01.854
.که مهمونا بتونن چند دبه بخرن ببرن خونه

07:01.937 --> 07:03.146
…خواهرزاده منو دیدی

07:03.229 --> 07:06.437
،می‌دونی، یه زوج اومده بودن دنبال جای عروسی

07:06.521 --> 07:08.937
«.مجبور شدم بگم، «بچه‌ها، من کاملاً پرم

07:09.021 --> 07:11.979
تو دیگه جا نداری، نه؟  -
.من… ام، باید چک کنم  -

07:12.062 --> 07:14.187
!می‌فرستمشون سمت تو

07:14.271 --> 07:15.187
.خدافظ، چارلی

07:19.687 --> 07:21.521
!یکی اون تو کفشامو برداشت

07:21.604 --> 07:22.979
!ابادون، بیا بیرون

07:26.187 --> 07:28.062
چی گفتم در مورد دستات؟

07:28.146 --> 07:31.396
این‌که دستام وسیله‌هامن
.برای انجام دادن تاریک‌ترین کارام

07:31.479 --> 07:32.896
.گفتم برا خودت نگهشون دار

07:32.979 --> 07:35.604
هی! این همون پسریه که
.شب‌ها می‌پره تو ماشینم

07:35.687 --> 07:37.021
.داری یکی دیگه رو اشتباه می‌گیری

07:37.104 --> 07:39.562
یکی دیگه که لباسش مال دهه ۱۷۰۰ئه؟

07:39.646 --> 07:41.896
!همه هویج‌ها و خاک باغ منو خورده

07:41.979 --> 07:44.937
.میاد تو آشپزخونه‌مو، میشینه رو میز

07:45.021 --> 07:47.021
.ببخشید. خیلی ببخشید

07:47.104 --> 07:49.646
…خیلی ببخشید. آره، خیلی
.ببخشید، ببخشید، ببخشید

07:49.729 --> 07:50.937
.از همه عذر می‌خوام

07:51.562 --> 07:54.062
!دستور آب‌سیب رو برات میارم

07:54.729 --> 07:56.062
.یادت رفت رنگ بخری

07:59.437 --> 08:02.854
.سرکه و جوش شیرین قدیمی
چی رو نمیشه باهات تمیز کرد؟

08:15.812 --> 08:18.812
فکر میکنی دندون‌پزشکا سالی چقدر درمیارن؟  -
!یه هیولا توی هتلئه  -

08:18.896 --> 08:21.021
.خب معلومه! کلی هیولا توی هتله

08:21.104 --> 08:22.896
.دکتر تابوت  -
.بندر اسنچ  -

08:22.979 --> 08:24.312
.لجن‌غول  -
.گوژر  -

08:24.396 --> 08:25.896
.مغزبلع  -
.جیغ  -

08:25.979 --> 08:28.521
.نورلغز. پسرای مرداب  -
.کله‌کوچیک‌گنده  -

08:28.604 --> 08:30.521
.الانم یه هیولا توی ساعت هست

08:32.021 --> 08:35.312
.منظورم یه هیولای جدیده
.یه هیولایی که گوزنو، و شاید بنو، کشته

08:35.396 --> 08:39.062
!حق با شما بود. همینو از ایوون جلو درآوردم

08:39.146 --> 08:41.521
.هوم. سنگ آبسیدین. بدون انعکاس

08:41.604 --> 08:43.812
.به شکل غیرطبیعی تیز

08:43.896 --> 08:46.521
.ای خدا! هفته بعد وقت عکاسی مدرسه‌ست

08:46.604 --> 08:50.396
یادم افتاد دیشب صدای زوزه
.از راهروی طبقه بالا شنیدم

08:50.479 --> 08:53.146
.گوزن مرده. زوزه توی راهرو

08:53.229 --> 08:55.646
.پنجه‌ی ماورایی. جالبه

08:55.729 --> 08:59.187
جالبه؟» یعنی، به معنای»
اینکه «یه معما داریم» جالبه؟

08:59.271 --> 09:02.187
.نه، دایی نیتن. ما معما نداریم

09:03.021 --> 09:04.479
.ما یه گرگینه داریم

09:04.979 --> 09:06.937
.واسه همینه توی ماشین ماست نمی‌خوریم

09:07.021 --> 09:09.354
چند وقته شبا میری تو خونه مردم؟

09:09.437 --> 09:10.937
.دویست سال  -
چرا؟  -

09:11.021 --> 09:15.062
.چون شب بوم منه و ترس رنگمه

09:16.271 --> 09:17.562
.برای ناهار کره بادوم‌زمینی با مربا می‌خوام

09:20.437 --> 09:21.354
چیز خنده‌داریه؟

09:21.437 --> 09:23.437
.همون قصه‌ست، دهه‌ش عوض شده

09:23.521 --> 09:28.104
ابادون سیصد ساله داره این زمینو
.و آدمای صاحبشو می‌ترسونه

09:28.187 --> 09:31.021
هیچ پیشنهادی داری؟  -
.فقط اگه بخوای بدونی چی جواب نمیده  -

09:31.104 --> 09:33.354
.مردم امتحان کردن انداختنش توی دریاچه

09:33.437 --> 09:34.729
.زنده به گورش کردن

09:34.812 --> 09:37.979
فرستادنش مدرسه شبانه‌روزی
.با محوریت عشق سختگیرانه

09:38.062 --> 09:40.271
.حتی زنجیرش کردن توی زیرشیروونی

09:40.354 --> 09:42.021
.فکر کنم هنوزم زنجیر اون بالا باشه

09:42.104 --> 09:43.312
.من زنجیرش نمی‌کنم

09:43.396 --> 09:47.271
.حتی اگه بکنی هم جواب نمیده
.یه شیطان قابل زندونی شدن نیست

09:47.896 --> 09:50.521
.خب شاید نباید زندونیش کنم

09:50.604 --> 09:53.896
مثل چیزی که گفتی، مردم صدها
.سال تلاش کردن و شکست خوردن

09:53.979 --> 09:58.521
،شاید باید هدایتش کنم
.بهش هدف بدم، معنا، مأموریت

09:58.604 --> 10:00.729
.همشون مترادفن  -
!ابادون  -

10:02.687 --> 10:04.896
.همم. داشتم کمین می‌کردم  -
.داری یه کار می‌گیری  -

10:05.562 --> 10:08.396
.نمیدونستم وایت‌برد داریم. چقد خوب

10:08.479 --> 10:11.271
هرچی تونستم درباره‌ی
.گرگینه‌ها پیدا کردم جمع کردم

10:11.354 --> 10:13.479
.شاهدای دیده‌شده، ضعف‌های شناخته‌شده

10:13.562 --> 10:16.979
.همه‌ی فیلمای گرگ‌ومیشو هم دیدم
.خیلی خودمو شبیه جیکوب می‌بینم

10:17.062 --> 10:20.687
،ببین، می‌دونم گفتم یه هیولا داریم
ولی مطمئنیم گرگینه‌ست؟

10:20.771 --> 10:22.021
اصلاً همچین چیزایی واقعاً وجود دارن؟

10:22.104 --> 10:23.687
بن، می‌خوای خورده بشی؟

10:23.771 --> 10:24.854
.می‌دونی که نمی‌خوام

10:24.937 --> 10:27.937
.من کارشناس‌ام. نشونه‌هاشو می‌دونم
.یه گرگینه داریم

10:28.021 --> 10:30.854
از نظر فنی، «لیکانتروپ»، چون مشخصه
.می‌تونه هر وقت بخواد تغییر شکل بده

10:30.937 --> 10:34.937
و حالا که اینجاست، ما هم باید
.تبدیل به قاتل گرگینه بشیم

10:35.021 --> 10:36.437
خب، چطور این موجودو پیدا کنیم؟

10:36.521 --> 10:39.229
با پیدا کردن آدمی
.که پشت این هیولا قایم شده

10:39.312 --> 10:41.271
.و فکر کنم قبلاً پیداش کردم

10:41.354 --> 10:45.062
،تنها مهمون فعلی هتلمون
!جرمی لارامی

10:45.146 --> 10:47.562
اوه. شرط می‌بندم تو مدرسه به
.خاطر اسمش مسخره‌ش می‌کردن

10:47.646 --> 10:50.646
شرط می‌بندم همون مسخره کردن
.باعث شده درونش قوی بشه

10:50.729 --> 10:52.062
،طبق گفته‌ی تماسای روحیم

10:52.146 --> 10:55.187
جرمی دو شب پیش نصفه‌شب
.تنها اومد و ثبت‌نام کرد

10:55.271 --> 10:57.229
.با لباسای کثیف پر از خز

10:57.312 --> 11:01.437
اتاقش هم طبقه بالاست، همون‌جایی
.که دایی نیتن صدای زوزه شنید

11:02.062 --> 11:05.646
.این گرگینه‌ی ماست

11:05.729 --> 11:07.062
!همه‌چیز به هم ربط پیدا میکنه

11:07.146 --> 11:09.437
چون اون خط‌هایی کشیده
!که همه رو به هم وصل کرده

11:09.521 --> 11:12.354
.نمی‌تونیم یه مهمون رو متهم کنیم -
.ما هم قصد متهم کردنش رو نداریم -

11:12.437 --> 11:16.312
،می‌خوایم بهش حمله کنیم، بسوزونیمش
!و خاکسترشو بریزیم تو آب روان

11:16.396 --> 11:17.937
.برادرت بی‌راه نمیگه، استر

11:18.021 --> 11:20.354
،به‌عنوان آدم بالغ این جمع
مجبورم اصرار کنم

11:20.437 --> 11:24.437
،که اول مطمئن بشیم این مهمون گرگینه‌ست
.قبل اینکه حمله کنیم

11:24.521 --> 11:25.521
.هی

11:26.687 --> 11:28.104
این عکس منه؟

11:28.729 --> 11:31.854
!آره که هست
.ما از همه‌ی مهمونا عکس می‌گیریم

11:31.937 --> 11:34.479
،آخر سر می‌تونید بخریدش
.مثل… مثل شهربازی

11:38.771 --> 11:40.021
!من کار نمی‌خوام

11:40.104 --> 11:43.604
ابادون، کار به آدما هدف میده
.و خوشحالشون میکنه

11:43.687 --> 11:46.437
.تو که خوشحال به نظر نمیای -
!چون مشغول کار پیدا کردن واسه شیاطینم -

11:46.521 --> 11:50.021
اتفاقاً یه کاری پیدا کردم
.که فکر می‌کنم برات خیلی مناسبه

11:50.104 --> 11:52.146
چون حدس میزنم
،شیاطین عاشق شکنجه کردنن

11:52.229 --> 11:55.729
فکر کردم می‌تونی
.گرد و خاک هتل رو شکنجه بدی

11:56.396 --> 11:59.562
.صداش… دلنشینه

12:01.021 --> 12:04.687
یه سری وسایل اضافه هم داره
.که می‌تونی پله‌ها رو هم شکنجه بدی

12:12.021 --> 12:13.396
.یه کار دیگه برات پیدا میکنیم

12:22.979 --> 12:23.979
داری دنبالم میای؟

12:24.062 --> 12:25.479
…نه، ما فقط

12:26.104 --> 12:28.562
واقعاً؟ -
.سرشو گرم کن، نذار بخورتت -

12:28.646 --> 12:31.104
.اوه، آره، راستش داشتم دنبالت می‌اومدم

12:31.187 --> 12:34.729
می‌خواستم ببینم
.می‌خوای یه گشتی تو هتل بزنی یا نه

12:36.562 --> 12:37.896
.اوه

12:37.979 --> 12:39.312
.آره، چرا که نه -
صبر کن، جدی؟ -

12:39.396 --> 12:40.562
آره، چرا که نه؟

12:40.646 --> 12:42.729
.خب، عالیه

12:42.812 --> 12:44.687
،پس بذار از سالن شروع کنیم

12:44.771 --> 12:48.021
که یه نمونه‌ی شاخص
.از سبک نئو گوتیکه

12:53.187 --> 12:54.687
.باشه، جرمی

12:54.771 --> 12:57.437
،می‌تونی پنهون کنی گرگینه‌ای
ولی نمی‌تونی پنهون کنی

12:57.521 --> 12:58.937
!اون موهایی که رو تخت ریختی

12:59.021 --> 12:59.854
!ها

13:00.354 --> 13:01.396
.به طرز عجیبی تمیزه

13:01.479 --> 13:03.729
.لوله‌های دوش هم تمیزن

13:03.812 --> 13:06.812
این فقط ثابت میکنه
.که اون موقع خواب و دوش، آدمه

13:06.896 --> 13:09.271
،و اینکه میدونسته ما میایم اتاقشو بگردیم

13:09.354 --> 13:11.437
واسه همین همه‌ی مدرک‌هایی که
.نشون میدن گرگینه‌ست رو قایم کرده

13:11.521 --> 13:13.771
آره، معلومه. حالا چیکار کنیم؟

13:13.854 --> 13:14.854
.همه‌چیو بریزیم به هم

13:14.937 --> 13:16.937
من نمی‌تونم بریزم، ولی
.با انرژی‌ت همراه میشم

13:20.437 --> 13:23.854
بعدش همه‌رو می‌ندازی تو ماشین لباسشویی
.که لکه رو شکنجه بدی

13:23.937 --> 13:25.021
.حالا نوبت توئه

13:25.854 --> 13:27.146
ابادون؟

13:31.187 --> 13:33.229
.من داشتم از اون استفاده می‌کردم -
مشکل تو چیه؟ -

13:33.312 --> 13:37.687
من یه شیطان جاودانم که تو بدن
.یه بچه تو یه جای لعنتی گیر افتادم

13:37.771 --> 13:38.979
خب، چرا نمیری؟

13:39.062 --> 13:40.729
!چون ممکنه جهنم بیاد سراغم

13:40.812 --> 13:41.729
ها؟

13:42.604 --> 13:44.146
من تو جهنم کار داشتم، میدونی؟

13:44.229 --> 13:47.396
نگهبون دروازه بودم
.تو حلقه‌ی پنجم شهر بی‌آفتاب

13:47.479 --> 13:49.312
من تصمیم می‌گرفتم کی بره واسه شکنجه

13:49.396 --> 13:51.896
و کی سقوط کنه توی ورطه
.واسه یه شکنجه‌ی دیگه

13:51.979 --> 13:57.062
،بعد تو ده هزارمین سال
.فرستادنم زمین تا ویرونی به پا کنم

13:58.354 --> 14:01.437
،یه پسر بچه رو تسخیر کردم
.اون موقع خیلی مد شده بود

14:01.521 --> 14:05.479
نمیدونستم پدر اون بچه
.یه کشیش کاربلده

14:05.562 --> 14:07.021
.اون بدنمو بست

14:07.979 --> 14:09.937
.بعد روحم رو هم به بدن گره زد

14:11.812 --> 14:15.646
ولی وقتی کشیش داشت وردی می‌خوند
،که ذاتمو نابود کنه

14:15.729 --> 14:19.021
،پریدم روش
.هردومونو بردم پایینِ صخره

14:21.562 --> 14:22.771
،خودم سالم موندم

14:22.854 --> 14:26.021
،ولی بی‌قدرت تو این شکل گیر افتادم

14:26.104 --> 14:27.854
.محکوم شدم تا ابد رو زمین سرگردون باشم

14:28.854 --> 14:32.437
ولی همیشه امیدوار بودم
،که جهنم بیاد دنبالم اینجا

14:32.521 --> 14:34.604
.جایی که شکست خوردم

14:36.687 --> 14:38.396
گفتی نگهبون دروازه بودی؟

14:39.104 --> 14:42.104
.حتماً یه چیزی از قلم انداختیم

14:42.187 --> 14:45.187
.کل اتاقشو به هم ریختیم
راستی کی تمیزش میکنه؟

14:45.271 --> 14:48.687
.شاید اشتباه می‌کردم
.شاید اون گرگینه نیست

14:49.687 --> 14:51.979
.جرمی گرگینه‌ست -
!بخدا که میدونستم -

14:52.062 --> 14:54.271
از کجا میدونی؟ دیدیش تغییر شکل بده؟

14:54.354 --> 14:57.396
،یهویی تغییر میکنه
یا اول دستاش تبدیل به پنجه میشه؟

14:57.479 --> 14:59.604
.نه، نه. من داشتم بهش تور هتل میدادم

15:00.271 --> 15:02.354
،سوت همراهم بود که اگه کاری کرد بزنم

15:02.437 --> 15:04.687
ولی فقط هی می‌گفت
.چقدر تنهاست

15:04.771 --> 15:06.146
وقتی هم موضوعو عوض کردم

15:06.229 --> 15:08.854
و گفتم کاغذ شیطاناری اصلی نیست
،چون نشتی فاضلاب داشتیم

15:08.937 --> 15:12.021
نگام کرد و پرسید به نظرت ممکنه آدم بتونه

15:12.104 --> 15:15.312
تبدیل بشه به یه چیز کاملاً متفاوت؟

15:16.312 --> 15:18.187
.منم در رفتم -
.نمی‌فهمم -

15:18.271 --> 15:20.896
چرا باید ازت درباره تغییر شکل بپرسه؟

15:20.979 --> 15:22.479
خدای من، نمی‌فهمین؟

15:22.562 --> 15:25.896
جرمی می‌خواد بنو گاز بگیره
.تا تبدیلش کنه به یه رفیق گرگینه

15:25.979 --> 15:28.854
.چی؟ من نمی‌تونم گرگینه بشم
.همین‌جوریش هم جایی، جا نمی‌افتم

15:28.937 --> 15:32.187
.دیگه بسه دنبال مدرک گشتن
.هیچ‌کس حق نداره بنو تبدیل به هیولا کنه جز من

15:32.271 --> 15:34.312
صبر کن، واقعاً می‌خوای این کارو بکنی؟ -
.نمیدونم، بن -

15:34.396 --> 15:36.396
ولی میدونم که هیچ‌کس
!دیگه حق نداره امتحان کنه

15:36.479 --> 15:39.812
،اگه نتونیم ثابت کنیم جرمی گرگینه‌ست
!زورکی مجبورش میکنیم اعتراف کنه

15:41.396 --> 15:43.104
.آستین نداره -
.بهش می‌گن جلیقه -

15:43.187 --> 15:46.229
،و به‌عنوان پیشخدمت/نگهبون دروازه‌ی هتل

15:46.312 --> 15:49.771
فقط تویی که اجازه داری اینو بپوشی
.و اینجا وایسی و درو نگه داری

15:49.854 --> 15:51.521
و دشمنامونو نابود کنم؟

15:51.604 --> 15:53.937
.اگه دشمنی دیدی، هر کاری خواستی بکن

15:54.021 --> 15:57.187
.تا اون موقع، من میرم بیرون

16:03.229 --> 16:05.437
.باشه، می‌سپرمش به خودت

16:05.521 --> 16:07.062
.راستی، بهت افتخار می‌کنم

16:08.104 --> 16:09.896
.البته دارم میرم دفترم

16:12.979 --> 16:13.812
سلام؟

16:15.271 --> 16:17.729
،اگه واسه سرویس اتاق زنگ زدی
.گوزن نداریم

16:17.812 --> 16:18.896
!اصلاً سرویس اتاق نداریم

16:18.979 --> 16:20.479
!کمک -
!الان -

16:20.562 --> 16:23.104
!گرفتیمش -
چی شده؟ -

16:23.187 --> 16:25.312
.وقت تسویه‌حساب زودتر از موعدته

16:26.854 --> 16:27.687
!بسه دیگه

16:27.771 --> 16:30.062
!اعتراف کن گرگینه‌ای -
!ولی نیستم -

16:30.146 --> 16:33.396
.استر، فکر نکنم این سکه‌های نقره بسوزوننش

16:33.479 --> 16:36.396
انگار یه کم از گیاه گرگ‌کش
.رو چوب بیسبال می‌ترسه

16:36.479 --> 16:37.896
!نه، من از خود چوب بیسبال می‌ترسم

16:37.979 --> 16:39.979
ما الکی به یه مهمون حمله کردیم؟ -
!آره -

16:40.062 --> 16:41.937
!اون از تو نپرسید، گرگینه

16:42.021 --> 16:44.562
دو دقیقه پیش این نقشه
.خیلی محکم به نظر میرسید

16:45.437 --> 16:47.146
هیچ‌کس نمیره تا وقتی
!که ماجرا رو حل نکردیم

16:48.521 --> 16:51.562
یادت میاد گفتی شیطانی که
تو ابادونه قابل مهار نیست؟

16:51.646 --> 16:53.479
.خب، حدس بزن کی الان مهارش کرده

16:53.562 --> 16:55.104
.مبارکه

16:55.187 --> 16:57.521
هی، من دیوونه‌ام یا این بین یه حس خاصی هست؟

16:58.104 --> 17:02.021
!اوه، ام… ابادون
نگهبون کوچولوی من چطوره؟

17:02.104 --> 17:03.521
.من طناب لازم دارم برای بستن دشمن بزرگ

17:03.604 --> 17:05.604
،داشت می‌اومد تو هتل
.ولی من جلوی ورودشو گرفتم

17:06.354 --> 17:07.771
ببخشید، کدوم دشمن بزرگ؟

17:09.271 --> 17:11.729
یه نسیم حس کردم. اون آدم‌رباست؟

17:11.812 --> 17:15.021
ببخشید، نمی‌خوام برات برچسب بذارم
.اگه خودت اینطوری نمی‌بینی

17:15.104 --> 17:16.396
.صحنه مال خودته

17:16.479 --> 17:17.396
.خدایا

17:17.479 --> 17:20.562
این فقط مقدماتیه. من زور کافی ندارم
.که از نوکش آویزونش کنم

17:22.396 --> 17:24.896
!فکر می‌کردم اون دشمنت بود

17:24.979 --> 17:26.479
!این دلیل نمیشه بخوام شکنجه‌ش کنم

17:26.562 --> 17:29.896
!تو جایی که من میام، دلیل میشه -
.ولی الان تو زمینی -

17:30.604 --> 17:32.771
،من واقعاً سعی کردم باهات کنار بیام، ابادون

17:32.854 --> 17:34.812
ولی این فقط وقتی جواب میده
.که تو هم یه ذره با من کنار بیای

17:35.562 --> 17:37.854
.وقتی راهشو پیدا کنم برمی‌گردم -
.باشه، خیلی خب -

17:37.937 --> 17:39.312
.و جلیقه رو هم پس می‌گیرم

17:39.396 --> 17:42.562
!نه

17:42.646 --> 17:44.771
.این درست شدنیه
.من می‌ندازمش بیرون از این ملک

17:44.854 --> 17:48.354
،اگه آدم دزدیده شده آزاد بشه
دیگه جرم حساب نمیشه، درسته؟

17:48.437 --> 17:50.729
!کسی اینجاست؟ صدای پا میشنوم

17:52.062 --> 17:53.604
.بازم اون نسیمه

17:53.687 --> 17:56.479
،فقط بدون، پایین کیسه یه شکافه

17:56.562 --> 17:57.937
.می‌تونم پاها رو ببینم

17:58.021 --> 17:59.854
.خانم، کفشات واقعاً خاصن

17:59.937 --> 18:01.521
.این همه‌ش یه اشتباه بود

18:01.604 --> 18:03.521
می‌فهمم. قبل از اینکه بیهوش

18:03.604 --> 18:05.854
بشم، داشتم میرفتم هتلِ یه دوست

18:05.937 --> 18:07.687
تا دستور تهیه‌ی نوشیدنی
،آب‌سیبو باهاش به اشتراک بذارم

18:07.771 --> 18:10.812
و میدونی چی شد؟ رسیدم اونجا، تازه فهمیدم

18:10.896 --> 18:13.021
!دستور رو جا گذاشتم خونه

18:13.104 --> 18:14.187
این اشتباه بزرگت بود؟

18:14.271 --> 18:15.354
الو؟

18:15.437 --> 18:19.104
این زنگه آشناست. اون
.صدا هم. اون کفشا همینطور

18:19.187 --> 18:20.354
.الان برمی‌گردم

18:22.854 --> 18:24.562
!این باید پوستشو می‌سوزوند

18:24.646 --> 18:26.396
!برو کنار -
.شاید باید بخورتش -

18:26.479 --> 18:30.896
کمک! دارم به یه شکل عجیب توسط
!بچه‌ها و یه روح مورد حمله قرار می‌گیرم

18:30.979 --> 18:32.396
استر؟ ما اینجا داریم چیکار میکنیم؟

18:32.479 --> 18:34.646
.نمیدونم. تقریباً مطمئن بودم گرگینه‌ست

18:34.729 --> 18:37.437
!تقریباً مطمئن»؟ تو گفتی گرگینه‌ست»

18:37.521 --> 18:40.021
.گفتی «کارشناسی» و نشونه‌ها رو میشناسی

18:40.104 --> 18:41.729
.اون نشونه‌ها می‌تونن معنی خیلی چیزا رو بدن

18:41.812 --> 18:45.146
،حالا که داریم اعتراف میکنیم
.من مطمئن نیستم واقعاً زوزه شنیدم

18:45.229 --> 18:48.021
!چی؟ -
.بیشتر امیدوار بودم زوزه شنیده باشم -

18:48.104 --> 18:50.771
چون یعنی
.یه ماجراجویی تو هتل با شماها

18:50.854 --> 18:52.937
،سخته، میدونید
،اینجا گیر افتادن

18:53.021 --> 18:54.646
.از دست دادن خاطرات ارزشمند

18:54.729 --> 19:00.229
،متأسفم که منجر به جرم شد
.ولی بابت زیادی دوست داشتن عذرخواهی نمیکنم

19:01.021 --> 19:03.937
.آره، میریم زندان -
.نه، همین شخص خودمونه -

19:04.021 --> 19:05.187
،اگه گرگینه نیستی

19:05.271 --> 19:07.437
چرا نصف شب اومدی پذیرش؟

19:07.521 --> 19:09.062
.چون زنم از خونه بیرونم کرد

19:09.146 --> 19:10.812
چرا لباست پر از موئه؟

19:10.896 --> 19:14.521
.چون سگ‌های هاسکی پرورش میدم
.در واقع همین باعث شد زنم بیرونم کنه

19:14.604 --> 19:16.521
چرا با من درباره‌ی تغییر شکل آدما حرف زدی؟

19:16.604 --> 19:19.104
.چون می‌خوام برای زنم تغییر کنم

19:19.187 --> 19:21.562
ولی نمیدونم
.تغییر واقعی ممکنه یا نه

19:21.646 --> 19:23.437
!من عاشق پرورش هاسکیم

19:23.521 --> 19:26.021
.آهان، تغییر استعاری

19:26.104 --> 19:27.354
.اوه، این تقصیر منه

19:27.437 --> 19:30.729
من عادت کردم که هر اتفاقی اینجا
.میفته یه دلیل ماورا الطبیعی داشته باشه

19:30.812 --> 19:31.896
.نه، تقصیر منه

19:31.979 --> 19:33.729
،خیلی خوش می‌گذشت از اینکه با هم صمیمی شدیم

19:33.812 --> 19:37.354
:که بالغ باشم و بگم
«.نمی‌تونی به یه مهمون حمله کنی»

19:38.604 --> 19:40.187
چی؟ -
.هردومون مقصریم -

19:40.271 --> 19:43.937
.خب، من فکر نمیکنم تقصیر من باشه -
!بن، هردومون بودیم -

19:44.021 --> 19:45.687
.باشه! باشه، خیلی خب

19:45.771 --> 19:49.312
.تقصیر منه چون یه چنگال پیدا کردم

19:49.396 --> 19:50.896
.آره، در واقع تقصیر توئه

19:50.979 --> 19:52.187
صبر کن، جرمی کجا رفت؟

19:53.437 --> 19:55.771
اگه بره پیش پلیس، ما میریم
،بازداشتگاه نوجوانان

19:55.854 --> 19:58.104
و تو دیگه واقعاً
!فرصت نداری با ما وقت بگذرونی

19:58.187 --> 19:59.854
!جر-خرسی! بیا حرف بزنیم، رفیق

20:01.562 --> 20:03.229
می‌تونم کمکتون کنم؟ -
.اوه، امیدوارم بشه -

20:03.312 --> 20:05.771
.عروسی من ماه دیگه‌ست. پنجاه مهمون

20:05.854 --> 20:09.521
دنبال یه سالن می‌گردم، و اون مرد تو
.مهمون‌پذیر گفت شاید شما جا داشته باشین

20:09.604 --> 20:11.687
.چارلی فرستادتون

20:11.771 --> 20:14.312
.بله، چارلی، بهترین آدم

20:14.396 --> 20:16.646
خیلی مهربون. چه تاریخایی تو فکرتونه؟

20:16.729 --> 20:19.479
.خب، ما بین دو تاریخ مرددیم
.اول یا آخر مارچ

20:19.562 --> 20:20.646
.هنوز نمیدونیم

20:20.729 --> 20:24.604
.بفرمایید اونجا بشینید، الان برمی‌گردم

20:25.187 --> 20:27.437
.گفتم تکون نخور -
.میدونم -

20:27.521 --> 20:30.687
ولی بعدش فکر کردم شاید بهتر باشه
،سعی کنم فرار کنم

20:30.771 --> 20:32.396
.چون نیتتون رو نمیدونم

20:32.479 --> 20:33.979
.آب‌رسانی

20:35.187 --> 20:37.854
.دفعه‌ی قبل آب اشتباه آوردم

20:37.937 --> 20:40.979
آه، فکر کنم وقتی منو کوچیک کردی
.دستپاچه شدم

20:41.062 --> 20:42.312
به‌هرحال، کجا می‌خواین بذارم اینا رو؟

20:42.396 --> 20:43.354
وقت بدیه؟

20:43.437 --> 20:45.646
.وقت عالیه

20:46.146 --> 20:47.646
.کمد زیر پله‌ها

20:49.896 --> 20:50.854
.فقط یه لحظه

20:52.062 --> 20:54.896
صبر کن. هارتفورد گرین؟

20:54.979 --> 20:57.354
امبر؟ وای خدا! حالت چطوره؟

20:57.437 --> 21:00.604
.دارم ازدواج میکنم
مگه تو با آلیشیا شا ازدواج نکردی؟

21:00.687 --> 21:02.521
.آره، کردم. اوضاع خوب پیش نمیره

21:02.604 --> 21:06.146
اون… اون مطمئن نیست
.«سرِ تفریحش تموم شده»

21:06.229 --> 21:08.937
این برای تو چه معنی‌ای میده؟
.من که میدونم معنی‌ش چیه

21:09.021 --> 21:09.896
.اوه

21:10.479 --> 21:14.354
.اوه‌اوه. دارم پاهای جدیدی می‌بینم
همتون آدم‌ربایین؟

21:14.437 --> 21:16.396
.اوه، می‌تونم توضیح بدم -
.بذار ببینیم چی میگه -

21:16.479 --> 21:18.646
.صبر کن. من این صدا رو میشناسم

21:18.729 --> 21:22.312
!امبر، عروس آینده
تو هیچ‌وقت از اندرول دیدن کردی؟

21:22.396 --> 21:23.979
.آره. همین الان

21:24.062 --> 21:26.437
!ناموساً. اوه، سلام، کاترین

21:26.521 --> 21:28.021
.صبر کن. کفش‌هات

21:28.104 --> 21:30.687
.چارلی، میدونی، این یه سوءتفاهم بزرگه

21:30.771 --> 21:33.187
.هیچ‌وقت تا حالا همچین چیزی پیش نیومده بود

21:33.271 --> 21:35.146
!کمک  -
!بگیرینش  -

21:37.562 --> 21:40.521
یکی زنگ بزنه پلیس! اینا
!فکر میکنن من گرگینه‌ام

21:40.604 --> 21:41.437
!دیگه نه

21:41.521 --> 21:42.896
.من کور ماجراجویی شدم

21:42.979 --> 21:45.146
فقط داشتم دستور اجرا
.میکردم، و حاضرم شهادت بدم

21:45.229 --> 21:47.104
.من دیگه اینجا عروسی نمیگیرم

21:47.187 --> 21:49.062
.و منم دیگه این آب رو تحویل نمیدم

21:49.146 --> 21:50.854
.همه آروم باشین

21:50.937 --> 21:54.896
مطمئنم دوست خوبم کاترین یه
.توضیحی واسه این ماجرا داره

21:54.979 --> 21:58.312
…من… آره. من… فقط، ام

22:01.271 --> 22:02.396
.متأسفم همه

22:02.479 --> 22:03.896
.همه‌اش تقصیر منه

22:03.979 --> 22:07.396
من آقای چارلی رو بستم. فقط
.می‌خواستم به خاله کتی کمک کنم

22:07.479 --> 22:08.896
.ولی میدونم اشتباه کردم

22:08.979 --> 22:11.021
.بفرما، دستکشم رو بگیرین

22:11.521 --> 22:13.812
.و نذارین یه ماه بستنی بخورم

22:13.896 --> 22:17.604
.اوه! من که بخشیدمش. بذارین پسره بستنی بخوره

22:17.687 --> 22:19.812
ولی من هنوز توسط این
!سه‌تا مورد حمله قرار گرفتم

22:19.896 --> 22:21.104
،پول اقامت‌تون رو پس میدم

22:21.187 --> 22:24.062
و می‌تونین هر چی خواستین از
.هتل بردارین به‌عنوان عذرخواهی

22:24.146 --> 22:26.354
.من یه صندلی راحتی برمیدارم واسه سگام

22:27.146 --> 22:29.729
هی، من هنوز می‌خوام اون دستور
.آب‌سیب‌ رو بیارم برات

22:29.812 --> 22:30.812
.مرسی، چارلی

22:30.896 --> 22:33.479
مطمئنی مسافرخونه‌ت جا واسه عروسی من نداره؟

22:33.562 --> 22:36.437
اوه، فکر کنم بتونیم یه کاریش
.بکنیم. من صاحبشو میشناسم

22:36.521 --> 22:40.062
!تو صاحبشی  -
!من صاحب هتلم  -

22:40.146 --> 22:43.729
دفعه بعد اگه پیک آب
.پیشنهاد کمک داد، قبول کنید

22:43.812 --> 22:45.229
!هی، امبر، وایسا

22:48.312 --> 22:52.396
اَبَدون؟  -
.برام… یه سنجاب مرده بیار  -

22:52.479 --> 22:53.937
ابدون، اون چی بود؟

22:54.562 --> 22:57.812
اون من بودم برا اینکه واسه عذرخواهی
اومدم سمتت. می‌تونم جلیقه‌مو پس بگیرم؟

22:57.896 --> 22:59.604
.فکر کنم لیاقتشو پیدا کردی

22:59.687 --> 23:02.521
صبر کن، چطور آزاد شدی؟  -
.هوم؟ اوه، دستمو بریدم  -

23:02.604 --> 23:03.937
.اوه خدا  -
.لعنتی  -

23:04.021 --> 23:06.312
.میرم نوار چسب بیارم

23:06.854 --> 23:09.521
کسی می‌تونه درو باز کنه؟

23:12.187 --> 23:14.229
،صبر کن، اگه گرگینه‌ای نبود

23:14.312 --> 23:16.146
پس کی گوزنو کشت و اون
خط‌های چنگال رو انداخت؟

23:19.979 --> 23:21.854
!مرد پروانه‌ای ابدون

23:21.937 --> 23:24.729
.اوه، چه عالی، یه ترس عجیب جدید  -
کی نیاز داره بره نمایش استعداد یابی؟  -

23:24.812 --> 23:26.896
.همه ماجرا ها همینجا تو هتله

23:26.979 --> 23:31.354
و من حس میکنم این ساختمون پیر
.هنوز هزار تا داستان واسه گفتن داره

23:31.854 --> 23:33.979
این هتل کوچولوی جن‌زده‌ی خوشگلِ کیه؟

23:35.271 --> 23:37.687
.ما باید بیشتر خونه بمونیم -
.آره، واقعاً داره عقلشو از دست میده -

23:40.021 --> 23:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:50.021 --> 24:00.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:00.021 --> 24:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
