WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.021 --> 00:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.437 --> 00:17.646
‫♪ تو هیچی نداری که… ♪

00:17.729 --> 00:21.062
‫هی، بچه‌ ها! شرط میبندم نمیتونین منو بگیرین!

00:21.146 --> 00:23.854
‫♪ یه شانسی به من بدی ♪

00:23.937 --> 00:27.021
‫خب، مثل اینکه رندی دوباره برنده شد!

00:28.562 --> 00:30.729
‫اگه آماده نبودین، میتونم دوباره برگردم بیرون.

00:32.937 --> 00:36.396
‫میخواین ببینین چقد میتونم نفسم رو حبس کنم؟ باشه!

00:36.479 --> 00:37.979
‫آماده‌ این؟ برو که رفتم!

00:45.104 --> 00:47.271
‫هورا! این یه رکورد جدیده!

00:48.104 --> 00:49.229
‫بچه ها؟

00:50.146 --> 00:51.271
‫بچه ها؟

00:51.354 --> 00:53.729
‫شماها دوباره دارین ناخواسته از من قایم میشین!

01:06.312 --> 01:07.354
!‫نه، وایسا

01:09.562 --> 01:10.396
!‫منو نکش

01:10.479 --> 01:13.604
اوه ‫خدا، من هنوز رابطه جنسی نداشتم،
‫و واقعاً دلم میخواد داشته باشم

01:30.021 --> 01:32.021
( زمان حال )

01:36.187 --> 01:40.312
اوه رفیق، این بدترین اتفاقیه که
‫تا حالا برای کسی توی این موقعیت افتاده.

01:50.021 --> 02:00.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:05.021 --> 02:12.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل اول : قسمت سوم ]

02:14.146 --> 02:17.271
و ‫به همین خاطره که بیشتر ارواح
‫ترجیح میدن هالووین رو جشن نگیرن.

02:17.354 --> 02:19.771
‫بچه ها، یه چیزی هست که باید بهتون بگم
گفتنش آسـون نیست

02:19.854 --> 02:22.229
‫- اوه، منظورت "شدیده"؟
‫- اوه، گفتنش سخته.

02:22.312 --> 02:23.604
‫"شـَـدیـد."

02:23.687 --> 02:24.854
‫مگه نمیگن "شـِـدّت"؟

02:24.937 --> 02:26.437
‫من همیشه دلم میخواد بگم "شـَـدیـد."

02:26.521 --> 02:27.854
‫-"شـَـدیـد."
‫- خیلی راه ها هست...

02:27.937 --> 02:29.229
‫من دارم میرم سر قرار.

02:30.729 --> 02:32.021
‫چرا یه نفر باید با تو قرار بذاره؟

02:32.104 --> 02:34.312
‫آبادون، اگه کلمات بعدی ای که از دهنت بیرون میاد

02:34.396 --> 02:36.646
‫"من" و "صمیمانه" و "معذرت میخوام" نباشه...

02:36.729 --> 02:37.646
‫وایسا، بن!

02:37.729 --> 02:40.937
‫این یه چیز شیطانیه. توی جهنم، قرار گذاشتن
‫یعنی یکی رو با یه آلوی خشک خفه کنی.

02:41.021 --> 02:43.229
‫و چرا کسی نباید این کارو با مامان بکنه؟

02:43.312 --> 02:45.604
‫کتی، من برات خیلی خوشحالم!

02:45.687 --> 02:49.062
‫- پس اون یاروی خیلی خوش شانس کیه؟
‫- پولداره؟

02:49.146 --> 02:51.896
‫قلب مهربون، نوازش لطیف و اسب تندرو داره؟

02:52.562 --> 02:54.354
‫- فِیث هیل.
‫- اسمش جوئله.
( فیث هیل : یک خواننده آمریکایی خانم )

02:54.437 --> 02:55.812
‫اون صاحب چاپخونه توی شهره.

02:55.896 --> 02:59.146
‫بزار ببینم اینجا چی داریم.
‫طلاق گرفته، بچه نداره، قدش ۱۷۸ سانتی‌ متره.

02:59.229 --> 03:00.812
‫اون شلوار جین رو به عنوان علاقه ذکر کرده؟

03:00.896 --> 03:05.021
‫- اوه، من عاشق جینم.
‫- و تو جین میپوشی! این تقدیره.

03:05.104 --> 03:06.271
‫این یه قراره اوله.

03:06.354 --> 03:08.979
‫فقط میخواستم مطمئن بشم
‫شما بچه ها با این موضوع مشکلی ندارین.

03:09.021 --> 03:12.771
مامان، ‫تنها چیزی که برام مهمه خوشحالی توئه
‫و اینکه وقتی نیستی کی مسئوله.

03:12.854 --> 03:14.646
‫- بن مسئوله.
‫- بن بن؟

03:14.729 --> 03:17.312
‫بن گروور فریلینگ بن؟

03:17.396 --> 03:20.729
‫بن نمیتونه یه رودخونه رو به اقیانوس هدایت کنه!
‫بن حتی نمیتونه تو چشمام نگاه کنه!

03:20.812 --> 03:23.271
‫- من از درگیری خوشم نمیاد.
‫- وایسا. چرا من مسئول نیستم؟

03:23.354 --> 03:26.271
‫- یه آتیش سوزی شده. چیکار میکنی؟
‫- میرم بن رو پیدا کنم و...

03:27.229 --> 03:29.812
‫اوه! آفرین، کتی.

03:29.896 --> 03:32.979
‫هی، یه سوال سریع راجب قدرتم.
‫فرض کن یه لکه بد روی مبل افتاده.

03:33.062 --> 03:35.396
‫دارم راجب سس گوجه فرنگی
‫روی مخمل بد حرف میزنم.

03:35.479 --> 03:38.312
‫- اجازه دارم بخارشویی کنم یا نه...
‫- استر، تو مسئولی.

03:38.396 --> 03:40.937
‫- انتخاب عالی ایه، مامان.
‫- اوه، باید بفهمم چی بپوشم.

03:41.021 --> 03:44.187
خیلی خب، ‫اون لباس آبی که وقتی با اون
‫روانشناس کودک مشاوره داشتیم پوشیدی،

03:44.271 --> 03:46.354
‫اون چکمه های قهوه ای که وقتی
‫آبادون از ماشین افتاد پوشیدی،

03:46.437 --> 03:49.062
‫و اون ژاکتی که بهت گفتم باعث شد
‫مامانمو به عنوان یه زن ببینم.

03:50.437 --> 03:51.271
من توجه میکنم

03:52.854 --> 03:56.021
ولی ‫شاید اون فقط به خاطر اینکه ازت خوشش میاد، همون اتاق رو تسخیر کرده

03:58.396 --> 04:00.104
‫استر، از کتت خوشم میاد.

04:00.187 --> 04:03.396
‫ممنون. وقتی مشتریا جیغ میزنن و فرار میکنن،
‫چیزای جالبی میشه توی اتاقاشون پیدا کرد.

04:03.479 --> 04:05.271
من ‫نقشه های بزرگی برای اینجا دارم.

04:05.354 --> 04:06.896
‫اول اینکه، امشب باید عالی پیش بره.

04:06.979 --> 04:09.604
‫مامان با خودش فکر میکنه :
‫"وای، من میتونم همیشه استر رو مسئول بذارم."

04:09.687 --> 04:10.979
‫من یواش یواش قدرت جمع میکنم،

04:11.062 --> 04:14.062
‫به مقامات محلی اتاق مجانی میدم
‫تا بتونم جاسوسیشون رو بکنم.

04:14.146 --> 04:16.229
‫یهو میشم یه مهره اصلی توی سیاست شهر،

04:16.312 --> 04:19.562
‫و کاری میکنم دوباره اون
‫سرسره فلزی خطرناک پارک رو نصب کنن!

04:20.229 --> 04:21.896
‫و من پشت میز پذیرش وایمیسم.

04:21.979 --> 04:23.812
‫و من زیر میز میشینم.

04:24.021 --> 04:28.479
‫آره، آره، آره، فقط بیا بالا، و اگه یه مرد با شمع دیدی،
بدون که ‫جای درستی اومدی.

04:28.562 --> 04:30.479
‫هی، به زودی میبینمت، براکتون.

04:30.562 --> 04:33.562
‫براکتون؟ براکتون چان؟
‫چرا باید با تو حرف بزنه؟

04:33.646 --> 04:36.646
چون ‫بهش گفتم اون و دوستاش میتونن
‫وقتی مامان نیست بیان اینجا مهمونی.

04:36.729 --> 04:38.479
‫این فرصت منه که ثابت کنم باحالم.

04:38.562 --> 04:40.604
‫فقط امیدوارم میگوی کافی داشته باشم.

04:40.687 --> 04:41.521
اوه، ‫وای!

04:41.604 --> 04:44.562
‫همون کفشایی که وقتی کارتت توی
‫فروشگاه مواد غذایی رد شد پوشیده بودی.

04:44.646 --> 04:46.146
‫نظرم عوض شد. نمیخوام برم.

04:46.229 --> 04:48.062
‫- چی؟
‫- گفت : "نمیخوام برم."

04:48.146 --> 04:49.646
‫میخوای اون رژ لب پررنگ رو هدر بدی؟

04:49.729 --> 04:51.812
‫مامان، همین الان با اون فروشگاه احمق
‫تلفنی صحبت کردم.

04:51.896 --> 04:53.396
و ‫اونا گفتن تو بهترین مشتریشونی!

04:53.479 --> 04:54.562
‫الان فقط وقت خوبی نیست.

04:54.646 --> 04:57.104
‫از شستن لباسا عقب موندم،
‫راه پله پشتی دوباره غیب شده،

04:57.187 --> 04:58.437
‫و اگه قرار بد باشه چی؟

04:58.521 --> 05:02.396
‫کتی، به حرفم گوش کن.
‫این قرار افتضاح میشه

05:02.479 --> 05:04.771
‫- ببخشید، چی؟
‫- این اولین قرارت بعد از طلاقته.

05:04.854 --> 05:08.187
‫در هر صورت، این قرار بد میشه.
‫ولی این فشار رو از روت برمیداره.

05:08.271 --> 05:10.437
‫- فقط انجامش بده.
‫- انجامش بده!

05:10.521 --> 05:14.062
‫- انجامش بده! انجامش بده!
‫- آبادون! آبادون!

05:14.146 --> 05:15.771
‫باشه، من به قرار میرم.

05:15.854 --> 05:18.896
‫ولی اگه چیزی خواست هتل رو
‫تسخیر کنه یا اگه... بهم زنگ بزنین.

05:18.979 --> 05:20.562
‫هر چقد که لازمه بیرون بمون!

05:20.646 --> 05:21.687
‫نمیشه عشق رو عجله داد!

05:21.771 --> 05:24.729
‫یا پیتزای دیپ دیش!
‫معمولاً ۴۰ دقیقه طول میکشه.

05:29.562 --> 05:31.229
‫سلام. من با کسی قرار دارم.

05:31.312 --> 05:33.896
‫جوئل. این اولین قرارمونه. انتظار خاصی ندارم.

05:33.979 --> 05:36.271
‫ولی به شکل واقع‌ بینانه، نه بدبینانه.

05:36.354 --> 05:37.812
سلام، دوست من

05:37.896 --> 05:39.104
‫اوه، باشه…

05:42.187 --> 05:44.312
‫این چجور رستورانیه؟

05:44.396 --> 05:46.979
‫اوه، کاترین؟ ببخشید که دیر کردم. من جوئلم.

05:47.062 --> 05:50.479
‫ولی دوستام به خاطر این همه عضله، تونر صدام میزنن.
( تونر : یک پودر رنگی که در چاپگر ها استفاده میشه )

05:50.562 --> 05:53.729
‫شوخی کردم. این به خاطر اینه که
من خیلی تونر برای چاپخونم میخرم

05:53.812 --> 05:56.771
‫همچنین، هیچکس منو تونر صدا نمیزنه. پس جوئل خوبه.

05:56.854 --> 05:58.187
‫آره.

06:02.896 --> 06:04.937
‫امکان نداره، رفیق. داری چیکار میکنی؟

06:05.021 --> 06:06.646
‫حوله دستی با رایحه اسطوخودوس؟

06:06.729 --> 06:08.896
‫براکتون! ممنون که اومدی، رفیق.

06:08.979 --> 06:10.396
‫چطوری، بند؟ ما لیوان لازم داریم.

06:10.479 --> 06:12.312
‫فکر میکردم لازم داشته باشیم.

06:12.396 --> 06:13.771
‫اون بهش گفت بند؟

06:13.854 --> 06:16.479
‫امیدوارم کسی با بوسیدن
‫نوجوونا مشکلی نداشته باشه،

06:16.562 --> 06:19.646
‫چون فکر میکنم امشب قراره زیاد ببینیم.

06:24.896 --> 06:28.562
‫خب، ویژه های امروز عبارتند از
پارمژان‫ گیاهی پاچوبی،

06:28.646 --> 06:30.687
‫چشم بند مرغی-اتوره،

06:30.771 --> 06:33.896
‫اسپاگتی و گلوله های توپ، و سس ایتالیایی

06:33.979 --> 06:36.979
‫اگه هوس یه کوکتل کردین، بهم خبر بدین.

06:37.062 --> 06:39.521
‫- جای جالبیه.
‫- من عاشق اینجام.

06:40.187 --> 06:43.062
‫- اوه، متاسفم، نکنه خوشت نمیاد...
‫- نه، نه، نه. عالیه.

06:45.146 --> 06:47.062
‫اوه، لعنتی.

06:47.146 --> 06:49.687
‫باورم نمیشه، ولی یه نشتی توی هتل هست

06:49.771 --> 06:51.979
‫اوه، یه نشتی هم توی چاپخونه من هست.

06:52.062 --> 06:55.521
‫- اوه نه. خب، از دیدنت خوشحال شدم.
‫- مراقب خودت باش.

06:57.396 --> 06:59.521
‫ببخشید، واقعاً یه پیامک گرفتی؟

06:59.604 --> 07:02.437
‫این سوال رو میپرسی چون خودت پیامک نگرفتی؟

07:02.521 --> 07:04.729
‫- ببین، مسئله شخصی نیست.
‫- اوه، آره، منم همینطور.

07:04.812 --> 07:07.812
‫اوه، تو خیلی عالی به نظر میای،
‫ولی برادرام مجبورم کردن این کارو بکنم.

07:07.896 --> 07:09.771
‫اونا گفتن اگه فقط یه قرار برم...

07:09.854 --> 07:11.812
‫اون بدترینش از سر راه برداشته میشه.

07:13.687 --> 07:14.812
‫خب، انجامش دادیم.

07:14.896 --> 07:17.854
‫امیدوارم قرار خوبت همین دور و بر باشه.

07:17.937 --> 07:20.062
‫وایسا، از اونجایی که این قرار نفرین شده‌ست،

07:20.146 --> 07:22.729
‫پس برای موندن فشاری نیست، درسته؟
‫میتونیم تمرین کنیم.

07:23.479 --> 07:25.146
‫من واقعاً به تمرین نیاز دارم.

07:25.229 --> 07:26.937
‫تصمیمتون رو گرفتین؟

07:27.021 --> 07:29.021
‫میدونی، فکر کنم گرفتیم.

07:31.312 --> 07:32.562
‫آره، من برمیگردم.

07:36.021 --> 07:40.062
‫به آندرویل خوش اومدین.
‫از بو خبر داریم و داریم تلاش میکنیم.

07:42.562 --> 07:44.646
‫چه ماسک جذابی.

07:44.729 --> 07:46.062
‫و میبینم یکم هم خیسه.

07:46.146 --> 07:48.562
‫میدونی، ما یه سرویس خشکشویی عالی داریم، فکر کنم.

07:49.187 --> 07:51.979
وای! فکر کنم سوراخ های چشمت
‫یکم اونور تر باشن، رفیق.

07:53.229 --> 07:54.937
‫پس سوراخ‌ های چشمت خوبن.

07:56.104 --> 07:57.937
‫من انجامش میدم! من انجامش میدم.

07:58.021 --> 08:01.354
‫اوه، میدونی، یه تخت و صبحونه عالی توی شهره.

08:05.229 --> 08:06.937
‫آره، مهم نیست

08:07.021 --> 08:09.187
‫یه معلم ورزش نمیتونه مجبورت کنه اگه بری برگردی.

08:09.271 --> 08:12.437
‫جاش-من، یکم میگو میخوای؟
‫سیانا! میگو رو ردیف کن!

08:12.521 --> 08:15.146
‫هی، کوین، میگوها دارن زود تموم میشن.

08:15.229 --> 08:18.271
‫هی، بند، ما دنبال اینیم ‫که
این مهمونی رو یکم خصوصی تر کنیم

08:18.354 --> 08:19.854
‫میشه چند تا کلید اتاق بهمون برسونی؟

08:19.937 --> 08:22.604
‫اوه، نمیدونم، براکتون.

08:23.229 --> 08:24.354
‫میتونم؟

08:24.437 --> 08:26.312
‫- خوبه.
‫- دارین کجا میرین؟

08:26.396 --> 08:27.437
‫طبقه بالا.

08:27.521 --> 08:31.229
‫اوه آره، خیلی خنده داره چون، خب، طبقه بالا فقط اتاقه،

08:31.312 --> 08:33.521
‫و خب، برای داشتن یه اتاق، باید پذیرش شده باشین،

08:33.604 --> 08:37.437
‫و به عنوان مسئول، یادم نمیاد شما رو پذیرش کرده باشم.

08:37.521 --> 08:39.187
‫من پذیرششون کردم. اون بالا میبینمتون.

08:39.687 --> 08:41.021
‫داری چیکار میکنی؟

08:41.104 --> 08:43.687
تو ‫داری چیکار میکنی که قدرت منو زیر سوال میبری؟

08:43.771 --> 08:45.062
‫میخوای بری توی وقت استراحت؟

08:45.146 --> 08:46.979
‫فکر نکنم همچین قدرتی داشته باشی!

08:47.687 --> 08:50.937
‫بن، یه سوال سریع. یه کمدین وسایل صحنه
‫برای مهمونیت استخدام کردی؟

08:51.021 --> 08:51.854
‫نه.

08:51.937 --> 08:54.312
‫- باشه، عالیه. پس اون فقط یه قاتله.
‫- چی؟!

08:56.896 --> 08:59.396
‫نکته مثبتش اینه که خیلی آروم راه میره.

08:59.479 --> 09:01.479
‫این برای نکته مثبت بودن کافی نیست!

09:01.562 --> 09:04.979
‫- اصلاً از کجا میدونیم که قاتله؟
‫- چون اون منو کشت.

09:05.979 --> 09:08.979
هی! ‫تو همون روحی هستی که وقتی
‫مامان ایروبیک میره، جاسوسیشو میکنی.

09:09.062 --> 09:10.771
‫- من رندیم.
‫- اسمت چیه؟

09:10.854 --> 09:12.479
‫ببخشید. یه شوخی اسمی کوچیک بود.

09:12.562 --> 09:13.979
‫چهل سال پیش،

09:14.062 --> 09:17.646
‫قاتل روبالشی به من و دوستام کنار دریاچه حمله کرد.

09:17.729 --> 09:19.479
‫و از اون موقع هر سال،

09:19.562 --> 09:22.187
‫همون شب برمیگرده

09:22.271 --> 09:24.562
‫تا کسایی رو که دارن این کارو میکنن بکشه.

09:24.646 --> 09:26.979
‫وایسا، اون تو رو به خاطر داشتن رابطه جنسی کشت؟

09:27.062 --> 09:29.187
‫اوه آره، خیلی بد.

09:29.271 --> 09:31.562
‫- آره، باید به مامان زنگ بزنیم.
‫- چی؟ چرا؟

09:31.646 --> 09:34.687
‫مامان بهمون گفت اگه چیزی داشت
‫سعی میکرد هتل رو تسخیر کنه زنگ بزنیم.

09:34.771 --> 09:37.104
‫به گفته رندی، این یارو فقط میخواد آدما رو بکشه.

09:37.187 --> 09:38.896
‫خب، منظورش از حرفش این بود که...

09:38.979 --> 09:41.687
منظورش از حرفش این بود که من مسئولم.

09:41.771 --> 09:45.021
‫و تو نباید اینو برای من خراب کنی،
‫وگرنه با سیب زمینی ها دفنت میکنم!

09:45.104 --> 09:46.812
‫خیلی مشخص.

09:46.896 --> 09:49.062
‫خوب میشه بذاریم کاترین از قرارش لذت ببره.

09:49.146 --> 09:51.729
‫اوه، اون قرار میذاره؟
‫این یعنی ایروبیک بیشتر، یا...؟

09:51.812 --> 09:54.771
‫من به وقت بیشتری نیاز دارم تا نوجوونای باحال رو
‫متقاعد کنم که من یکی از اونام.

09:54.854 --> 09:57.937
‫دیدی؟ همه‌مون یه دلیلی رو داریم
‫که خودمون اینو حلش کنیم.

09:58.604 --> 10:02.021
‫- ولی احتمالاً باید حرکت کنیم.
‫- و به نوجوونای شهوتی طبقه بالا هشدار بدیم.

10:06.771 --> 10:08.021
‫باشه، تقصیر من بود.

10:09.396 --> 10:12.437
‫- وایسا، کجا رفت؟
‫- یه جور چیزای قاتل ترسناک کلاسیک.

10:12.521 --> 10:14.021
‫همیشه فقط غیب میشن

10:14.104 --> 10:17.479
‫تا وقتی که دوباره ظاهر بشه دوستامو بکشه! آشناهام

10:17.562 --> 10:19.937
نه ‫اگه جلوشو بگیریم
‫یه نقشه ساده دو بخشیه.

10:20.021 --> 10:22.687
‫بخش اول، من و بن کاری میکنیم
‫که نوجوونا قبل از اینکه کشته بشن برن.

10:22.771 --> 10:26.187
‫وایسا، وایسا، وایسا. کاری کنیم برن؟
‫من دارم سعی میکنم کاری کنم فکر کنن باحالم.

10:26.271 --> 10:29.479
‫خب کاری کن فکر کنن باحالی در حالی که بهشون
‫میگی : دست از بوسیدن بردارن و گمشن بیرون!

10:29.562 --> 10:30.562
حس میکنم قراره شکست بخورم

10:30.646 --> 10:33.729
‫بخش دوم، دایی نیتن پیش قاتل میمونه تا ردشو گم نکنیم.

10:33.812 --> 10:36.021
‫عالیه. من میخواستم با این یارو حرف بزنم.

10:36.104 --> 10:38.521
‫شاید احمقانه به نظر برسه،
‫ولی فکر کنم بتونم روش تاثیر بذارم

10:39.562 --> 10:42.104
‫هیچکس نمیتونه روش تاثیر بذاره. اون فناناپذیره.

10:42.187 --> 10:43.396
‫اون قدرتمنده.

10:43.479 --> 10:44.437
‫و ده سال پیش،

10:45.062 --> 10:46.437
اون ‫کلاه تریلبی منو دزدید.

10:50.146 --> 10:51.271
‫ببخشید، تریلبی چیه؟

10:51.354 --> 10:52.937
‫- یه کلاه لبه داره.
‫- اوه، مثل فدورا.

10:53.021 --> 10:54.646
‫اصلاً مثل فدورا نیست!

10:55.271 --> 10:57.646
‫و امشب، شبیه که پسش میگیرم.

10:59.312 --> 11:00.937
‫ولی چرا باید یه کلاه برداره؟

11:01.021 --> 11:03.979
‫و چرا باید هنوز بعد از ده سال همراهش باشه؟

11:04.062 --> 11:05.812
‫چرا من هنوز دارم با تو حرف میزنم؟

11:05.896 --> 11:07.229
خیلی ‫خب، این یه نقشه سه بخشیه.

11:07.312 --> 11:09.896
‫ما نوجوونای احمق و شهوتی رو نجات میدیم.
‫نیتن قاتل رو ردیابی میکنه.

11:09.979 --> 11:11.979
‫- آبادون کلاهش رو پس میگیره.
‫- بکنش چهار بخش.

11:12.062 --> 11:13.812
‫ما دوستای خوبی باقی میمونیم.

11:15.354 --> 11:17.979
‫من فقط همیشه به بدترین سناریو میپرم.

11:18.062 --> 11:20.354
‫مردم فکر میکنن لیوان نیمه پره یا نیمه خالی.

11:20.437 --> 11:22.021
و ‫من اینجوریم که : فقط یه زیر لیوانی بذار!

11:22.104 --> 11:26.354
‫اوه، ولی بعضی وقتا بدترین
‫سناریوی ممکن همون سناریو هست.

11:26.437 --> 11:29.271
‫یه مشکلاتی توی چاپخونه دارم که باورت نمیشه.

11:29.354 --> 11:31.021
‫چی، گیر کردن کاغذ؟

11:31.104 --> 11:34.021
‫ای کاش همون بود. گربه‌ های ولگرد کپی میگیرن.

11:35.062 --> 11:36.729
‫- ها؟
‫- آره، میدونم دیوونه‌ وار به نظر میرسه.

11:36.812 --> 11:39.229
‫نمیدونم چطوری میان تو.
‫هر درزی رو که تونستم بستم،

11:39.312 --> 11:40.896
‫ولی هر صبح، گربه اونجاست.

11:40.979 --> 11:42.354
ولی ‫وایسا. چرا میخوان بیان تو؟

11:42.437 --> 11:43.479
‫نمیدونم!

11:43.562 --> 11:45.812
‫ولی فقط یه پنجه روی دکمه اشتباه کافیه،

11:45.896 --> 11:49.104
‫و من صدها کپی رنگی از باسن گربه میگیرم.

11:49.187 --> 11:52.312
‫این گربه‌ ها دارن زندگیمو خراب میکنن،
‫و هیچکس باورم نمیکنه.

11:52.396 --> 11:56.812
‫نه، من باورت میکنم. منم در واقع
‫با یه چیز مشابهی دست و پنجه نرم میکنم.

11:57.271 --> 12:00.354
‫- اوه خدای من.
‫- این دیگه پاک نمیشه.

12:01.896 --> 12:05.062
‫- میخوای این قرار بد رو ادامه بدی؟
‫- منم داشتم به همین فکر میکردم.

12:05.146 --> 12:07.562
بزار فقط به بچه هام زنگ بزنم
‫و بهشون بگم دیر میام.

12:10.312 --> 12:11.687
‫- سلام!
‫- اوضاع اونجا چطوره؟

12:11.771 --> 12:13.729
‫اوه، بذار ببینم. بیشترش خوبه.

12:13.812 --> 12:16.354
‫ما یه مشکل خیلی کوچیک با یه آدم ماسک دار داریم...

12:16.437 --> 12:17.812
‫همه چی رو به‌ راهه، مامان!

12:17.896 --> 12:20.437
‫بن کلوچه درست کرده،
‫و داریم برای پارچیسی جا خوش میکنیم.
( یه جور بازی شبیه منچ )

12:20.521 --> 12:22.729
‫خیلی دیر بیدار نمیمونیم.
‫حالا با خیال راحت وقتت رو بگذرون.

12:24.687 --> 12:25.562
‫چرا؟

12:36.146 --> 12:37.146
‫هی، رفیق.

12:39.354 --> 12:42.062
‫یه مدت باهات میام.
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی.

12:43.021 --> 12:46.312
‫یه سال برای این کار دیر اومدی.
‫من نیتنم. و تو؟

12:46.396 --> 12:49.937
‫اوه، سمج. نمیخوام بهت بگم قاتل روبالشی.

12:50.021 --> 12:53.521
‫پی کی چطوره؟ خب، قضیه تو چیه، پی کی؟

12:53.604 --> 12:56.187
‫میدونم از رابطه جنسی بدت میاد،
‫ولی دلیلش برام مشخص نیست.

12:56.271 --> 12:57.562
و ‫این چنگک دستی برای چیه؟

12:57.646 --> 12:59.771
‫باغبونی؟ یا یه باغبون رو کشتی؟

12:59.854 --> 13:03.146
‫اوه، نکنه یه باغبون بهت تعرض کرده؟
‫متاسفم. اگه حقیقت داشته باشه ناراحت کننده‌ست.

13:06.062 --> 13:08.312
‫تو نمیدونی داری کجا میری.

13:09.146 --> 13:10.771
اوووه، فهمیدم

13:10.854 --> 13:13.687
‫تو اومدی توی این راهرو که اون گلدون رو ببینی.

13:13.771 --> 13:15.271
‫خبرای خوبی دارم، پی‌ کی.

13:15.354 --> 13:19.354
‫اینکه حس میکنی باید برام نقش بازی کنی
‫یعنی داریم با هم صمیمی میشیم.

13:20.687 --> 13:23.229
‫راستی صحبت از دوست شد،
‫ایشون مرید منه، آبادون.

13:23.312 --> 13:28.521
‫کلاه تریلبی منو پس بده!

13:29.979 --> 13:33.604
‫آقایون، میشه بدون آسیب زدن به اموال با هم بجنگیم؟

13:38.396 --> 13:41.687
‫فکر میکنی صرفاً سوراخ کردنم، جلومو میگیره؟
‫من سوراخ به دنیا اومدم.

13:49.646 --> 13:51.771
‫- تو دیگه کی ای؟
‫- من انتقامم.

13:52.354 --> 13:54.021
‫اون انتقامه!

13:56.187 --> 13:59.229
‫حیف که من مردم. میتونستم محفل این مهمونی باشم.

13:59.312 --> 14:01.396
‫سریعترین راه برای بیرون کردنشون چیه؟ پنجره، مگه نه؟

14:01.479 --> 14:05.562
‫فقط بهم وقت بیشتری باهاشون بده.
‫تحت تاثیر قرار دادن این نوجوونا خیلی سخته.

14:05.646 --> 14:08.521
‫استابادون! استابادون!
( آبادون سوراخ )

14:08.604 --> 14:10.646
‫-خب، این ناامید کننده‌ست.
‫-استابادون!

14:10.729 --> 14:15.396
‫همه باید همین الان اینجا رو ترک کنن.
‫اگه ببوسین، میمیرین!

14:16.437 --> 14:19.562
‫استابادون! استابادون!

14:20.437 --> 14:23.937
‫اوه، پی کی، این یه فرصت عالی برای رشد شخصیه.

14:24.521 --> 14:28.479
‫بیا این احساسات آدم کشی رو
‫به یه چیز سازنده هدایت کنیم.

14:28.562 --> 14:32.479
‫اوه، مثلاً، چرا از اون چنگک دستی برای رسیدگی
‫به یه مزرعه توت فرنگی استفاده نکنی؟

14:32.562 --> 14:36.229
‫وقتی فصل برداشت برسه، یه محصول فراوون داری که تبدیل به مربا میکنی و میفروشی

14:41.979 --> 14:43.896
‫باید بریم، استابادون!

14:43.979 --> 14:45.562
‫- نه!
‫- تو قرار بود بهمون هشدار بدی!

14:45.646 --> 14:48.062
‫فکر کردم میتونه امیال قتل عامشو کنترل کنه.

14:48.146 --> 14:51.604
‫پی کی، عود کردن یه بخش طبیعی از بهبودیه!

14:52.687 --> 14:54.812
‫- کجا داری میری؟
‫- میرم تبرمو بیارم!

15:00.812 --> 15:03.646
پس، ‫تا حالا چیزی چاپ کردی که من دیده باشم؟

15:03.729 --> 15:07.104
‫منو های رستوران رو دوست داشتی؟
‫چاپخونه من روشون سلفون کشید.

15:07.187 --> 15:09.812
‫من عاشق اون منو ها بودم. و فونتش.

15:09.896 --> 15:12.146
‫رستوران در واقع خودش اون فونت رو انتخاب کرد.

15:13.437 --> 15:16.354
‫چی شده؟ واقعاً از منو ها خوشت نیومد؟

15:16.437 --> 15:19.312
‫نه، اومد، و من... من واقعاً ازت خوشم میاد.

15:19.396 --> 15:21.937
‫ولی داشتم فکر میکردم که اگه با هم باشیم و بد پیش بره،

15:22.021 --> 15:23.187
‫دیگه نمیتونم برم مغازه کپی تو.

15:23.271 --> 15:26.646
‫ولی اگه خوب پیش بره،
‫حس میکنم مجبورم برم مغازه کپی تو.

15:26.729 --> 15:29.979
‫داشتم فکر میکردم پدر و مادرم
‫وقتی میان باید توی هتل تو بمونن.

15:30.062 --> 15:31.229
اونا ‫انعام بده های افتضاحین.

15:31.312 --> 15:33.562
‫مشکل ما چیه؟

15:35.437 --> 15:38.062
خیلی ‫خب، دیگه به این فکر نکنیم
‫که چه اتفاق بدی ممکنه بیفته.

15:38.146 --> 15:40.229
‫ما انتظار یه قرار بد رو داشتیم،
‫یه قرار خوب نصیبمون شد.

15:40.312 --> 15:41.354
‫بیا عالیش کنیم.

15:41.437 --> 15:43.687
‫عزیزم، تنها چیزی که داریم امشبه.

15:43.771 --> 15:46.896
‫من هزار تا کپی از اینو روی تراکت
‫برای یه پارتی جنسی چاپ کردم.

15:49.312 --> 15:51.146
‫اوه، ببخشید، فضای زیادی نیست.

15:51.937 --> 15:54.687
‫من یه جا رو میشناسم که اتاق های زیادی داره.

15:58.854 --> 16:01.396
‫دیدی؟ چطوری میتونی کسی رو
‫با این سرعت لاکپشتیت بگیری؟

16:04.604 --> 16:07.562
!تو ‫وقتی کسی نگاه نمیکنه میدویی

16:07.646 --> 16:09.646
‫اوه وایسا، این بده. فرار کنین، نوجوونا!

16:09.729 --> 16:12.229
‫این یه نقشه ساده چهار بخشیه.

16:12.312 --> 16:14.312
‫نیتن قاتل رو ردیابی میکنه،
‫بن حواس قاتل رو پرت میکنه،

16:14.396 --> 16:16.896
‫آبادون به قاتل حمله میکنه،
‫و من نوجوونا رو میبرم بیرون.

16:16.979 --> 16:19.229
‫- چطوری حواسشو پرت کنم؟
‫- یه راهی پیدا کن!

16:19.812 --> 16:22.812
‫وایسا، میدونم چطوری حواسشو پرت کنیم
‫و باحال به نظر برسیم.

16:31.146 --> 16:33.229
‫اشکالی نداره. اون آدم بدی نیست.

16:33.312 --> 16:36.104
‫اون فقط یه... یه آدم گیجه
‫که به یه دوست نیاز داره.

16:36.187 --> 16:37.979
‫و به یه نحوی، مگه همه ما اینطور نیستیم؟

16:49.771 --> 16:51.687
‫اوه خدای من، بازوش!

16:51.771 --> 16:53.187
‫شاید یکم آدم بدی باشه.

16:53.271 --> 16:55.854
‫هی، روبالشی، از نوجوونای شهوتی بدت میاد، ها؟

16:55.937 --> 16:57.646
‫اینو ببین.

17:01.271 --> 17:02.354
‫چیش باحاله؟

17:02.437 --> 17:05.437
‫بن، ما داریم جونشون رو نجات میدیم.
‫هیچی باحال تر از این نیست.

17:07.271 --> 17:09.604
من ‫نگران بنم.

17:15.396 --> 17:17.021
‫برای جونتون فرار کنین، نوجوونای شهوتی!

17:20.979 --> 17:22.771
‫ها! متاسفم!

17:23.646 --> 17:26.604
اوه، دستاشون بود. حالا منطقی تره

17:29.396 --> 17:30.896
‫این هتل مزخرفه!

17:32.562 --> 17:34.521
‫و به همین دلیله که من مسئولم.

17:34.604 --> 17:37.479
‫هی، هی، میشه بهم یکم آب بدین، لطفاً؟

17:37.562 --> 17:39.521
‫شیر آب توی اتاقت خرابه؟

17:45.104 --> 17:45.937
‫تموم شد.

17:47.062 --> 17:48.354
‫کاترین از چسب بسته بندی استفاده میکنه.

17:49.979 --> 17:52.604
‫استر، شبت چطور بود؟

17:52.687 --> 17:54.146
‫میدونی، واقعاً خوب بود.

17:54.229 --> 17:56.437
‫- داشتم این یکی رو میبردم بخوابونم.
‫- اوه، من نمیخوابم.

17:56.521 --> 17:57.937
‫اوه، چرا اون نمیخوابه؟

17:58.021 --> 17:58.937
‫- چرا، میخوابه.
‫- من نمیخوابم.

17:59.021 --> 18:00.104
اون فقط ‫منظورش اینه که کابوس میبینه.

18:00.187 --> 18:01.604
‫- من خود کابوسم.
‫- من جوئلم.

18:01.687 --> 18:05.021
‫به هر حال، من و جوئل داریم میریم بالا
‫که آثار هنری رو ببینیم.

18:10.979 --> 18:11.854
‫متاسفم، رفیق.

18:11.937 --> 18:15.146
‫میدونم کشتن اون نوجوونای شهوتی چقد برات مهم بود.

18:15.229 --> 18:17.812
‫میخوام بگم دفعه بعد گیرشون میاری،
‫ولی نمیخوام اینو بگم.

18:17.896 --> 18:19.979
‫راستش، فکر نمیکنم خودتم بخوای.

18:20.062 --> 18:23.562
‫میتونی توی جنگل قایم شی،
‫ولی نمیتونی از خودت قایم شی!

18:25.604 --> 18:28.271
‫میدونی وقتی بهت نگاه میکنم چی میبینم؟

18:28.354 --> 18:30.646
‫مردی که براش مهمه مردم راجبش چی فکر میکنن،

18:30.729 --> 18:32.396
‫که عاشق اینه که تغییری ایجاد کنه،

18:32.479 --> 18:35.521
‫و کسی که به وضوح به ابزارهای دستی قدیمی علاقه داره.

18:36.021 --> 18:37.396
‫و یه همچین مردی…

18:38.104 --> 18:40.187
‫ببخشید. ببخشید. هنوز داری به من نگاه میکنی؟

18:47.146 --> 18:48.729
‫پی کی، به حرفم گوش کن.

18:48.812 --> 18:52.271
‫اگه خواهرم رو بکشی، دیگه دوست نیستیم!

18:55.021 --> 18:58.521
‫فقط میخواستم بچه های باحال فکر کنن منم باحالم.

18:58.604 --> 19:00.437
‫اوه، قهرمان، نگران این نباش که من چی فکر میکنم.

19:02.479 --> 19:04.354
‫وای؟ اون میدوه؟

19:04.437 --> 19:06.229
‫فقط وقتی قربانیش نمیتونه ببینتش.

19:06.312 --> 19:08.312
‫اون واقعاً اهمیت میده که چطور دیده میشه.

19:08.396 --> 19:09.979
‫همچنین، داره میره سراغ مامانت.

19:10.062 --> 19:12.687
‫چی؟ چرا؟ اون فقط بالا داره
با جوئل آثار هنری رو میبینه

19:15.646 --> 19:17.437
‫معنیش اینه؟

19:19.562 --> 19:22.312
‫آخه چرا به مامان نگفتی یه قاتل توی هتله؟

19:22.396 --> 19:24.562
‫چون نبود. من نمیدونستم که اون برمیگرده.

19:24.646 --> 19:27.062
‫احتمالاً فقط میخواد به خاطر کشتن من عذر خواهی کنه.

19:27.146 --> 19:29.396
ولی ‫فکر کنم الان داره فقط دوران سختی رو میگذرونه.

19:29.479 --> 19:31.854
‫هنوزم میتونم از پسش بر بیام.
‫یه نقشه پنج بخشیه.

19:31.937 --> 19:33.479
‫همگی جدا میشیم...

19:36.521 --> 19:40.562
‫منو یادت میاد؟ همون پسری که به خاطر
‫داشتن رابطه جنسی وحشیانه کشتیش؟

19:42.229 --> 19:43.896
‫پی کی، به حرفم گوش کن.

19:43.979 --> 19:46.562
‫نمیتونی ناامنی‌ هات رو با قتل از بین ببری.

19:48.604 --> 19:50.729
‫آماده ۵۰ پوند درد باش!

19:52.354 --> 19:54.021
‫حالا چیکار کنیم؟ اون مامان رو میکشه.

19:54.104 --> 19:56.437
‫و من توی سن خیلی عجیبی ام که یتیم بشم.

19:56.521 --> 19:58.646
به درک. یه نقشه یه بخشیه

19:58.729 --> 20:00.687
‫من پدرشو در میارم.

20:01.312 --> 20:05.062
‫هی، صورت بالشتی! وقت خوابه.

20:07.812 --> 20:09.646
‫- اوه!
‫- اوه! اوه، خدا

20:11.396 --> 20:12.821
‫- اوه، خدا
‫- من این کارو کردم.

20:12.854 --> 20:13.729
‫ای وای، ببخشید!

20:13.812 --> 20:15.562
‫اون مرد داره آتیش میگیره!

20:15.646 --> 20:18.437
‫استر؟ عزیزم، حالت خوبه؟

20:22.271 --> 20:24.646
‫دیگه نمیخوام مسئول باشم.

20:32.687 --> 20:34.104
‫برای دو شب رزرو کردم.

20:34.187 --> 20:37.187
‫مادر، توی شهر یه نمایشگاه هست. لطفاً، میشه بریم؟

20:41.646 --> 20:42.479
‫شب بخیر.

20:51.354 --> 20:52.729
‫مادر؟

20:53.479 --> 20:54.937
ای ‫پسر نفرت‌ انگیز!

20:55.021 --> 20:56.271
‫صورتت رو بپوشون!

20:56.354 --> 20:58.229
‫تو یه هیولایی! الان بپوشونش!

20:58.937 --> 21:01.062
‫داری چیکار میکنی؟ داری چی...؟

21:12.562 --> 21:15.521
‫پی‌ کی؟ حرفام بالاخره روت اثر کرد؟

21:19.521 --> 21:21.021
‫وایسا، وایسا، وایسا. اون یه روح نیست؟

21:21.104 --> 21:22.604
‫اون داشت سعی میکرد ما رو بکشه؟

21:22.687 --> 21:25.521
‫از لحاظ فنی آره، ولی فکر نمیکنم دلش باهاش بوده باشه.

21:26.562 --> 21:27.771
‫کلاه تریلبی منو پس بده!

21:30.104 --> 21:31.479
‫وای. واقعاً کلاهشو داشت.

21:39.521 --> 21:41.312
‫این به خاطر کشتن دوستمه!

21:41.396 --> 21:45.104
‫این اتفاقیه که ۴۰ سال بعد میفته
‫وقتی با رندی در میفتی!

21:45.187 --> 21:47.021
‫- گرفتمش!
‫- عالی به نظر میاد، رفیق.

21:47.104 --> 21:48.896
‫به نظر یه فدورا میاد.

21:48.979 --> 21:50.062
‫اون یاروعه کجاست؟

21:50.687 --> 21:51.521
‫کدوم یارو؟

21:55.229 --> 21:58.812
‫میدونی، کاری که مامانا میکنن طبیعیه.
‫همه‌مون اینجوری به دنیا اومدیم.

21:58.896 --> 22:00.437
‫به خدا قسم، رندی!

22:00.521 --> 22:03.604
میدونی چیه؟ ‫چرا به استر فضا ندیم
‫تا با از دست دادن کودکیش کنار بیاد؟

22:03.687 --> 22:07.062
‫پس میتونیم بررسی کنیم ‫که چقد اونجا خفن بودی؟

22:07.146 --> 22:08.604
‫تو کاملاً انتقام منو گرفتی!

22:08.687 --> 22:11.687
‫میدونی، تو باحال‌ ترین آدمی هستی
‫که تا حالا دیدم، به جز خودم.

22:11.771 --> 22:13.479
‫منم همین حس رو دارم!

22:13.562 --> 22:16.854
‫پس، فکر کنم بالاخره اون قرار بد رو داشتیم، ها؟

22:16.937 --> 22:19.021
‫حس میکنم شاهد چندین جرم بودم.

22:19.104 --> 22:20.521
‫آره، اینجا زیاد اتفاق میفته.

22:20.604 --> 22:23.021
‫پس، میخوای یه وقت دیگه هم این کارو بکنیم؟

22:24.396 --> 22:26.104
!از خدامه

22:26.187 --> 22:27.687
‫اوه نه، گربه هان!

22:27.771 --> 22:30.937
‫دوباره رفتن تو، و سه تا دستگاه کپی رنگی رو روشن کردن

22:31.021 --> 22:32.896
با پنجه های احمقانشون!

22:32.979 --> 22:34.312
‫خداحافظ، جوئل.

22:35.229 --> 22:36.646
‫استر! سلام.

22:36.729 --> 22:37.646
‫ببخشید. سلام!

22:37.729 --> 22:39.396
‫حرف نزن! فقط میخوام بدونی،

22:39.479 --> 22:41.896
‫من چیزای ناراحت کننده زیادی توی این هتل دیدم.

22:41.979 --> 22:43.521
‫فکر میکردم از پس هر چیزی بر میام،

22:43.604 --> 22:46.979
‫ولی چیزی که وقتی اون در باز شد دیدم
‫بدترین چیزی بود که توی زندگیم دیدم.

22:47.062 --> 22:48.604
‫تا مغز استخونم تکونم داد،

22:48.687 --> 22:50.812
‫و دیگه نمیخوام یه همچین چیزی رو دوباره ببینم.

22:50.896 --> 22:53.146
‫باشه، م… متاسفم؟ چیکار میتونم بکنم؟

22:53.229 --> 22:55.729
‫میتونی با زنگ زدن به یه روانشناس کودک شروع کنی

22:55.812 --> 22:57.062
‫و بعد ده تا دیگه!

22:57.146 --> 22:59.604
‫من معصومیتم رو از دست دادم،
‫و دیگه هیچ وقت برنمیگرده!

23:00.854 --> 23:02.729
‫نظرت چیه برات یه قصه خواب بخونم؟

23:03.437 --> 23:04.271
‫آره، باشه.

23:04.354 --> 23:07.229
‫همه جا رو گشتم. هیچ اثری از پی کی نیست.

23:07.312 --> 23:08.687
‫خوبه. امیدوارم گورشو گم کرده باشه.

23:08.771 --> 23:09.979
‫مهم تر از اون،

23:10.479 --> 23:11.729
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

23:14.396 --> 23:16.021
‫آره، این مهم تر نیست.

23:20.021 --> 23:40.021
°°مترجم : احسان°°

23:40.021 --> 23:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:50.021 --> 24:00.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
