WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.021 --> 00:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.521 --> 00:19.187
این دستگاه چیه دیگه؟ -
مخلوط کن؟ اسموتی درست میکنه -

00:19.271 --> 00:21.562
معمولاً نه با گوجه فرنگی هایی که بهم ارث رسیده، ولی

00:21.646 --> 00:23.937
این کار هر چی حدسه رو از بین میبره

00:24.021 --> 00:25.312
.سوال شماره پنج

00:25.396 --> 00:27.312
اوه، این کندیه، ویتنام

00:27.396 --> 00:29.354
ایده ای ندارم، بعد اینکه مردم اتفاق افتاد

00:29.437 --> 00:31.937
تو گفتی که من شریکتم -
و هستی -

00:32.021 --> 00:35.854
پس چرا نمیتونم توی پذیرش کار کنم؟
روابطم با مردم و سگ ها خوبه

00:35.937 --> 00:38.437
با مارمولک ها چی؟ -
بن، من یه جادوگر مارمولکم -

00:38.521 --> 00:41.479
نیتن تو نمیتونی توی بخش پذیرش کار کنی
چون حتی نمیتونی یه کلید رو برداری

00:41.562 --> 00:43.937
و بعد از اینکه تلاش کنی
مشتریا جیغ میزنن و فرار میکنن

00:44.021 --> 00:46.187
کدوم مشتری؟ -
هاها، فهمیدم -

00:46.271 --> 00:48.812
استر، راجب اینکه از ارواح بخوای تکالیف
مدرسه‌ت رو انجام بدن، چی بهت گفته بودم؟

00:48.896 --> 00:50.062
مخفی نگهش دار

00:50.146 --> 00:52.271
میتونی حداقل از یه همکلاسی زنده کمک بگیری؟

00:52.354 --> 00:54.771
بیخیال، خانم کی، مدرسه اونقدام مهم نیست

00:54.854 --> 00:56.937
من کلاس پنجم ترک تحصیل کردم
ولی الان وضعیتم خیلی خوبه

00:57.021 --> 01:00.146
فیبی، دارم اینو با مهربونی بهت میگم
ولی یه تبر توی سرته

01:02.062 --> 01:04.437
اون واقعاً دوست نداره راجب تبر حرف بزنه

01:04.521 --> 01:07.187
بیخیال، من نمیخوام یکی از اون صاحبای تنبل باشم

01:07.271 --> 01:09.812
که نصف سود رو برای خودش میگیره
بدون اینکه کاری انجام بده

01:09.896 --> 01:11.521
آه، تو نصف سود رو نمیگیری

01:11.604 --> 01:13.021
همچنین، اصلاً سودی در کار نیست

01:13.104 --> 01:14.812
من یه بار یه پیامبر رو کشتم
( این دانشمندمون به خاطر شباهت کلمات سوتی داد )

01:14.896 --> 01:17.896
سرشو از تنش جدا کردم، و همونجا به دین پایان داد

01:20.854 --> 01:22.979
نیتن، خوشحال میشم اگه بتونی یه کاری انجام بدی

01:23.062 --> 01:26.896
ولی نمیتونم بفهمم که چی
چون خیلی درگیر همه چیم

01:29.271 --> 01:31.854
!پس نه همه چی -
مخلوط کن کار نمیکنه -

01:40.021 --> 01:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:55.021 --> 02:05.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل اول : قسمت دوم ]

02:06.646 --> 02:07.521
!روشن شو

02:08.521 --> 02:09.687
میشه روشن شی؟

02:10.229 --> 02:12.646
!گفتم روشن شو

02:13.604 --> 02:16.771
اوه، داریم چی رو احضار میکنیم؟
!جادوگر بل؟ روح قرمز؟ جن کوچولو

02:16.854 --> 02:20.312
ما داریم نور رو توی راهرو احضار میکنیم، تا وقتی که برق بیاد

02:20.396 --> 02:21.854
من کار توزیعش رو بدست میگیرم

02:21.937 --> 02:25.062
بن، لطفاً آماده شو طرح من برای توزیع رو بنویسی

02:25.729 --> 02:27.062
بن؟

02:27.146 --> 02:31.521
کسی الان دلش میخواد این یکیو روشن کنه؟

02:32.687 --> 02:34.437
با همون چراغ قوه سر میکنیم

02:34.521 --> 02:36.896
پس، اگه برق نیاد، نقشه چیه؟

02:36.979 --> 02:40.104
برای روشن نگه داشتن تلویزیون یه ژنراتور بخریم؟
یا یه تلویزیون باتری دار بخریم؟

02:40.187 --> 02:42.396
اینو تو داری میپرسی یا آنابل؟

02:42.479 --> 02:44.979
آنابل میگه به عنوان یه زوج
نیاز های اون نیاز های منم هست

02:45.062 --> 02:47.479
برای همینه که من یه لباس مجلسی دهه 1920 میخوام

02:47.562 --> 02:50.062
میخوای برم اداره برق
و بزنم چند نفرشون رو لت و پار کنم؟

02:50.146 --> 02:53.354
فیبی داره بهم یاد میده چطور مردم رو تهدید کنم
دارم پیشرفت میکنم

02:53.437 --> 02:54.604
!مگه نه؟ -
آره -

02:54.687 --> 02:57.229
نمیخوام با فیبی وقت بگذرونی
اون تاثیر بدی روت میزاره

02:57.312 --> 03:01.479
منظورم اینه که، اون یه فرد تاثیر گذاره
ولی خوب یا بدش رو نمیدونم، کی میتونه بگه؟

03:01.562 --> 03:05.104
من میگم، برای همینه که یکی از افراد
تاثیر گذار کلاستون رو دعوت کردم، هدر

03:05.187 --> 03:08.146
اون همه نمره هاش عالیه
و به همون اندازه که مهمه، زنده هم هست

03:08.229 --> 03:11.437
همچنین، باباش میگه که تو برای جواب دادن
به پیاماش برای یه پروژه گروهی کنار میکشیدی

03:11.521 --> 03:12.979
هدر توی ساختن ماکت های سه بعدی عالیه

03:13.062 --> 03:16.354
و فیبی بهم میگه، هیچوقت کاری رو انجام نده
که کس دیگه ای برات انجام میده

03:16.437 --> 03:18.896
بچه ان دیگه، تو نمیتونی دوستاشونو انتخاب کنی

03:18.979 --> 03:21.604
ولی وقتی دوستاشون زنده ان
میتونی بفرستیشون خونه‌شون

03:21.687 --> 03:23.646
فیبی برای همیشه توی هتل میمونه -
درسته -

03:23.729 --> 03:25.604
مگه اینکه یه نفر کار ناتمومش رو تموم کنه

03:25.687 --> 03:27.312
وایسا، کار ناتموم واقعیه؟

03:27.396 --> 03:29.646
اوه آره، واقعی مثل یه پوست موز

03:29.729 --> 03:32.521
،اگه یه روح امید ها و یا رویاهای حل نشده ای داشته باشه

03:32.604 --> 03:36.062
و اگه تو اون رویاها و امید ها رو براش محقق کنی
اونا میتونن نقل مکان کنن

03:36.146 --> 03:39.937
و شایدم فیبی فقط بخواد
غروب خورشید یا یه بچه رو ببینه

03:40.021 --> 03:43.146
یا یه رقیبی رو بکشه، برای بیشتر ارواح ها
این به معنی کشتن رقیبه

03:43.229 --> 03:46.771
خب، مشکل مربوط به جعبه نیست
برق به دستگاه نمیرسه

03:46.854 --> 03:48.271
به شهر زنگ میزنم

03:48.354 --> 03:50.354
شهر؟ این هتل اصلاً توی شبکه نیست

03:50.437 --> 03:52.396
برق شما از آسیاب آبی جنگلی میاد

03:52.479 --> 03:54.312
اگه مشکلی هم بود، دقیقاً همونجاست

03:54.396 --> 03:56.687
یه آسیاب آبی، مثل اون پارو ها؟ مطمئنی؟

03:56.771 --> 04:01.062
خانم، من توی این هتل به خاطر برق گرفتگی مردم
پس فکر کنم بدونم چطور کار میکنه

04:01.562 --> 04:04.021
و حالا باید یه راهی پیدا کنم
تا آسیاب آبی رو درست کنم

04:04.104 --> 04:06.396
نه اگه من اول درستش کنم

04:06.479 --> 04:09.104
منظورم اینه که، یکیو میخوام که بتونه چکش رو نگه داره

04:09.187 --> 04:12.812
و شایدم یه دریل، دریل داریم؟
ممکنه از یکی بخوام بره دریل بخره

04:12.896 --> 04:15.896
یا یه تعمیر کار استخدام کنم، که با خودش دریل بیاره

04:16.479 --> 04:18.146
بهتر نیست اول به اون رسیدگی کنی؟

04:19.854 --> 04:20.854
نه، نه، نه، نه، نه

04:20.937 --> 04:24.646
!ممنونم به خاطر اعتمادت
بن؟ میخوای یه قهرمان بشی؟

04:24.729 --> 04:25.979
همیشه

04:30.646 --> 04:33.354
سلام، من هدرم، بابام گفت که باید بیام اینجا

04:33.437 --> 04:35.479
اینجا همیشه انقد تاریکه؟

04:36.354 --> 04:39.229
سلام، هدر من مامان استرم
ببخشید که بهت دست زدم

04:39.312 --> 04:43.187
الان استر رو میفرستم توی اتاق پذیرایی ببینتت -
...باشه حله، فقط از کدوم طرفه -

04:43.271 --> 04:44.396
!خودم پیداش میکنم

04:45.437 --> 04:46.771
استر، فیبی کجاست؟

04:46.854 --> 04:47.937
فیبی؟

04:48.021 --> 04:50.437
اوه، منظورت همون زنیه که اجازه ندارم باهاش حرف بزنم؟

04:50.521 --> 04:53.021
به خاطر اون طرز فکر قدیمیت که
ارواح و انسان ها نمیتونن دوست باشن؟

04:53.104 --> 04:56.521
فقط به خاطر اینه که روت تاثیر بدی میزاره -
چرا؟ چون به قتل رسیده؟ -

04:56.604 --> 04:59.229
برام مهم نیست چطوری مرده -
!پشمام -

04:59.312 --> 05:01.562
،برام مهمه که داره بهت خیانت کردن رو یاد میده

05:01.646 --> 05:03.729
که چطور برادرت رو تهدید کنی
و احتمالاً هم با یه تبر بمیری

05:03.812 --> 05:07.646
و اون خیلی مهربونه و هر موقع که من، از اینکه
نمیخواستم بیام اینجا شکایت میکنم، گوش میده

05:07.729 --> 05:09.521
این... عادلانه‌ست

05:09.604 --> 05:12.896
فکر کنم همه‌مون باید مفهوم عادی بودن رو
توی خودمون تغییر بدیم

05:16.521 --> 05:17.729
چطور همه اونا مردن؟

05:17.812 --> 05:18.979
به خاطر صخره، هوا مه آلود بود

05:19.062 --> 05:21.396
فقط بهم قول بده که مراقبی

05:21.479 --> 05:22.979
همیشه

05:23.062 --> 05:25.021
اون نور دیگه چیه؟ -
کدوم نور؟ -

05:25.104 --> 05:26.229
داری میری پایین؟

05:28.021 --> 05:30.562
آره، دارم میرم پایین -
مامان، یه چیزایی پشت دیواره -

05:30.646 --> 05:33.854
چیزای وحشتناک و عجیبی که
چشمای فانی نمیتونن ببیننش

05:33.937 --> 05:35.062
و تو دیدیشون؟

05:35.646 --> 05:36.979
مثلاً، وقتی که میگذرن

05:49.646 --> 05:52.062
یه پاتوق ارواح

05:52.146 --> 05:53.521
اون یه پیانوی روحه؟

05:53.604 --> 05:57.729
در واقع، اون روح مردیه که
استخوناش تبدیل به پیانو شدن

05:59.396 --> 06:01.937
وقتی تلویزیون رو درست کردم، برمیگردم

06:02.021 --> 06:06.146
من داخل یه ساعت میمونم
تا هر ثانیه رو بشمارم تا برگردی

06:06.229 --> 06:07.812
واقعاً خیلی قشنگ بود

06:09.604 --> 06:13.521
آبادون، با کتی که به نظر میرسه
خیلی وقته زیر خاک بوده

06:13.604 --> 06:14.729
منم باهاتون میام

06:14.812 --> 06:18.146
گرچه خطر بزرگیه
ولی تلاش ارزشمندیه، برای مخلوط کن

06:18.229 --> 06:21.396
آره، این اولین باریه که دارم راجب
خطر میشنوم، چه برسه به خطر بزرگ

06:21.479 --> 06:24.062
ریلکس باش، مطمئنم که یه آسیاب آبی عادیه

06:24.146 --> 06:27.271
توی یه جنگل معمولی در محوطه یه هتل تسخیر شده

06:27.354 --> 06:28.854
وایسا، تو تا حالا نرفتی اونجا؟

06:28.937 --> 06:30.562
وقتی که زنده بودم خیلی سرم شلوغ بود

06:30.646 --> 06:34.604
و وقتی که مردم، خب
ارواح درون و بیرون خیلی با هم قاطی نمیشن

06:34.687 --> 06:38.104
یه چیزی راجب مردن توی بیرون، آدم رو بامزه میکنه

06:38.187 --> 06:39.187
حشره ها استخونات رو میخورن

06:39.271 --> 06:42.604
آره، شاید به خاطر همینه که حشره ها
استخونات رو میخورن، پس بزن بریم

06:59.604 --> 07:01.562
چطوری اینجا رو پیدا کردی؟

07:01.646 --> 07:03.271
فیبی نشونم داد -
آه -

07:03.354 --> 07:06.104
فکر نمیکردم که اونا به زنده ها اجازه ورود بدن

07:06.187 --> 07:09.187
اونا کین؟ نه، برام مهم نیست
فیبی، خیلی سریع بگم

07:09.271 --> 07:11.396
چون یه روح داره سعی میکنه جیبمو بزنه

07:11.479 --> 07:12.604
از یه پوندت لذت ببر

07:13.104 --> 07:16.146
اگه اینجایی که نذاری با استر وقت بگذرونم، فراموشش کن

07:16.229 --> 07:18.062
اون مفید ترین عضو گروهمه

07:18.146 --> 07:20.021
توی عضو یه گروهی؟ -
نه یه گروه خلافکار -

07:20.104 --> 07:21.437
فقط یک گروه از دوستا

07:21.521 --> 07:24.062
که یه قلمرو رو کنترل میکنن، و ارواح رو مجبور میکنن برای محافظت از خودشون هزینه پرداخت کنن

07:24.146 --> 07:26.896
این دقیقاً یه گروه خلافکاریه
وایسا ببینم، ارواح چطور بهتون هزینه پرداخت میکنن؟

07:26.979 --> 07:28.604
خیلی مخفیانه، گاهی با یه رقص

07:28.687 --> 07:31.604
حالا که صحبتش شد، آنجلا، تو حسابی بدهکاری

07:31.687 --> 07:35.437
اون رقص سنتی شینتو که بهش میگن کاگورا چی؟

07:35.521 --> 07:37.479
!بوو

07:37.562 --> 07:41.021
!بوو بوو -
!بوو -

07:42.396 --> 07:46.521
اوه یه سکه شانس، و این برای منه
کل عمرم یه سکه شانس میخواستم

07:47.771 --> 07:51.104
اون کار ناتمومش رو تموم کرد
استر، هدر توی اتاق پذیراییه

07:51.187 --> 07:53.104
خوش به حالش، امیدوارم لذت ببره -
برو پیشش -

07:54.229 --> 07:57.146
فیبی، بیا یکم هم دیگه رو بشناسیم

08:03.271 --> 08:07.146
آره... میدونین، راستش من میتونم
تلویزیون رو روی گوشیم داشته باشم

08:07.229 --> 08:09.396
پس از دیدگاه قهرمان به دوست دخترم

08:09.479 --> 08:11.604
و میدونی چیو نمیتونی روی گوشیت داشته باشی؟

08:11.687 --> 08:14.771
عزت نفسی که از اثبات اینکه مفیدی نشئت میگیره

08:14.854 --> 08:15.854
اصلاً بهش نیازی دارم؟

08:15.937 --> 08:17.562
همه‌مون بهش نیاز داریم

08:17.646 --> 08:19.896
ببین، میدونم مامانت فکر میکنه من یه احمقم

08:19.979 --> 08:22.521
یه خوش گذرون، یه آدم جذاب بیخیال

08:22.604 --> 08:25.396
ولی وقتی زنده بودم، کارای زیادی رو انجام میدادم

08:25.479 --> 08:29.021
.همش کارای خوبی بودن؟ به ندرت، نه
.ولی داشتم تغییر ایجاد میکردم

08:29.104 --> 08:32.062
توی جهنم، میتونم با کمک ذهنم
دست و پای یه مرد رو قطع کنم

08:32.146 --> 08:34.396
حالا حتی نمیتونم دست و پای یه پرنده رو قطع کنم

08:34.479 --> 08:36.021
دقیقاً، منظورم همینه

08:36.104 --> 08:39.771
از تنها مردی که توی دهن یه پاپ عطسه میکرد فراتر رفتم

08:39.854 --> 08:43.146
تا ابد رو صرف تماشای اداره کردن هتل توسط مردم کنم

08:43.229 --> 08:45.146
اصلاً نمیتونم قبولش کنم، و نمیکنم

08:45.229 --> 08:46.729
و نبایدم قبول کنی

08:48.771 --> 08:50.854
اوه، من ایده ای ندارم -
خب، من دارم -

08:50.937 --> 08:53.146
ما از همدیگه حمایت میکنیم

08:53.229 --> 08:55.521
،من نمیدونم چرا آبادون میخواد دست و پاها رو قطع کنه

08:55.604 --> 08:57.646
ولی درک میکنم که براش مهمه

08:57.729 --> 08:59.771
و من مثل یه برادر ازش حمایت میکنم

08:59.854 --> 09:01.604
و تو هم برادرمی؟

09:01.687 --> 09:04.604
منظورم اینه که، یه جورایی

09:06.771 --> 09:09.312
دیدین؟ این چیزیه که جنگل رو خاص میکنه، ها؟

09:09.396 --> 09:12.604
برادرایی از مادرای مختلف همدیگه رو حمایت میکنن

09:13.521 --> 09:14.562
بوی شر به مشامم میرسه

09:19.271 --> 09:23.271
اگه کسی اون بیرون باشه، من به همون
اندازه ای که همکاری میکنم، ضعیفم هستم

09:23.354 --> 09:25.521
ریلکس باش، هر موجودی توی این جنگل

09:25.604 --> 09:28.354
به همون اندازه ای که از یه روح، دیو و نوجوون میترسه

09:28.437 --> 09:30.812
خودشم جزو یه روح، دیو و نوجوونه

09:30.896 --> 09:32.354
انقد بهم نگو نوجوون

09:32.437 --> 09:35.562
تو ۱۳ سالته، این دیگه نهایت سن نوجوون بودنه

09:35.646 --> 09:36.729
دارم میبینمش

09:40.521 --> 09:42.187
دایی نیتن، اون دیگه چیه؟

09:44.396 --> 09:45.979
همه چی مرتبه، رفقا، اون کورا عه

09:46.062 --> 09:49.062
کورا، منم نیتن، ما پارسال باهام چاشت رو خوردیم

09:52.437 --> 09:54.062
اون کورا نیست، ببخشید

10:06.229 --> 10:09.437
اوه، ما واقعاً باید برگردیم، ما نمیتونیم
آسیاب آبی رو درست کنیم، حتی مجوزشم نداریم

10:09.521 --> 10:11.979
اینو بی دلیل نمیگم، ولی اون مرد خیلی بدجنسه

10:12.062 --> 10:14.187
برام مهم نیست اگه اون پادشاه استرالیاست

10:14.271 --> 10:16.146
هر چیزی که اون بیرونه فقط یه روحه

10:16.229 --> 10:18.271
و ارواح از ارواح دیگه نمیترسن

10:18.354 --> 10:19.896
آه، دایی نیتن؟

10:25.937 --> 10:27.729
خب راجب خودت بهم بگو

10:27.812 --> 10:31.521
میدونم که چطور مردی
ولی خب، زندگیت قبل از مردنت چطور بود؟

10:31.604 --> 10:35.521
چیز زیادی برای گفتن ندارم
بابام قبل از اینکه رقصم رو ببینه، فرار کرد رفت

10:35.604 --> 10:37.771
مامانم یه آدم مست بود که
همیشه بهم میگفت مشهور نمیشم

10:37.854 --> 10:40.396
.خواهرم دوست پسرم رو دزدید
.برادرم هم ماشینم رو دزدید

10:40.479 --> 10:43.062
و منم یه طوطی داشتم که معلوم شد معتاده

10:43.146 --> 10:45.896
وای، چقد مشکلات حل نشده ای داری

10:46.479 --> 10:48.479
چی برات خیلی مهمه؟

10:53.771 --> 10:56.979
!اوه خدای من! اوه خدای من! اوه خدای من
!اوه خدای من! اوه خدای من! اوه خدای من

10:57.062 --> 10:58.604
!اوه خدای من

11:08.354 --> 11:10.521
این برای برنامه تلویزیونی دوست دخترمه

11:27.187 --> 11:30.896
.بن؟ تو نترسیدی
!اوه، من یه رقص پنج دقیقه ای به آبادون بدهکارم

11:30.979 --> 11:34.312
من تازه فهمیدم که اونا فقط روحن
در واقع اونا نمیتونن هیچ کاری بکنن

11:34.396 --> 11:37.854
اوه، خب، منظورم اینه که میتونن یه کارایی بکنن

11:37.937 --> 11:40.062
داد بزنن، بخونن، ببینن

11:40.146 --> 11:42.021
خدایا، آبادون کجاست؟

11:42.104 --> 11:44.979
اوه، احتمالاً گم شده
.ولی خبر خوب اینه که اون جاودانست

11:45.062 --> 11:48.812
یه بار دیدم که دو روز کف رودخانه نشست
بیا اینو آسیاب کنیم

11:58.062 --> 12:00.187
خیلی خب، این یه شام کامل مراسم شکرگزاریه

12:00.271 --> 12:02.521
به خاطر اینکه پدر و مادرت
صبح مراسم شکرگزاری پرتت کردن بیرون

12:02.604 --> 12:03.812
و دیگه هیچوقت غذای ترکی نخوردی

12:03.896 --> 12:06.062
ما نامه های عصبی ای رو به معلمای قدیمیت فرستادیم

12:06.146 --> 12:09.354
و خبر خوب اینه که
خونه سالمندان تونست بابات رو بیدار کنه

12:09.437 --> 12:10.771
الو، بابایی؟

12:10.854 --> 12:12.812
فیبی؟ امکان نداره

12:12.896 --> 12:14.479
چرا؟ چون هیچوقت زنگ نمیزنم؟

12:14.562 --> 12:16.646
چون که تو مردی

12:16.729 --> 12:19.146
!و خوشحال تر از همیشه‌م
همچنین، من نمیبخشمت

12:19.229 --> 12:21.979
همه مشکلاتم تقصیر توئه
!همچنین، تو دیگه منو کنترل نمیکنی

12:22.062 --> 12:25.187
فکر کنم همینقد داد و بیداد سر یه پیرمرد کافی بود

12:25.271 --> 12:26.354
الان حالم بهتره

12:26.437 --> 12:27.812
...و

12:27.896 --> 12:30.187
و... ممنونم؟

12:30.271 --> 12:31.687
،اگه میخوای به گروه ما ملحق بشی

12:31.771 --> 12:34.229
باید یه شب رو توی چاهی که اسکار توش مرده، بگذرونی

12:34.312 --> 12:37.729
یه روباه اون داخل منو دنبال کرد، ولی اون اول مرد

12:37.771 --> 12:38.771
اون ازتون خواست این کارو بکنین؟

12:38.854 --> 12:41.271
نه، اونا منو بدون دلیل راه دادن داخل گروه

12:41.354 --> 12:43.354
مامان، چرا داری با فیبی وقت میگذرونی؟

12:43.437 --> 12:46.271
.چون اون یه عوضیه
میدونستی یه اسلحه توی جیبشه؟

12:46.354 --> 12:48.771
اون چند باری بهم نشونش داد

12:48.854 --> 12:52.854
هیچ غذای شکرگزاری ای بدون
یه دسر کامل نیست، نوش جونتون

12:55.979 --> 12:57.479
شاید لازم باشه یه دسر ارواح باشه

12:57.562 --> 13:00.187
اوه خدای من، میشه لطفاً دست از
تموم کردن کار ناتمومش برداری؟

13:00.271 --> 13:02.229
وایسا، تو میدونی؟

13:02.312 --> 13:04.521
واقعاً فکر کردی نمیدونستم؟ -
نمیدونستم چه فکری میکنی -

13:04.604 --> 13:07.187
اگه میدونستم، میفهمیدم چرا
توی یه گروهی از ارواحی

13:07.271 --> 13:09.396
چرا اصلاً برات مهمه؟
.بن با یه روح قرار میذاره

13:09.479 --> 13:12.646
و من نگران اونم هستم، من مادرتم، چی میخوای؟

13:12.729 --> 13:16.146
!من میخوام بهم اعتماد کنی
و فکر کردم که بهم اعتماد داری

13:16.229 --> 13:18.687
یه ماکت مکعب سه بعدی دارم که باید تمومش کنم

13:18.771 --> 13:20.562
گقتی که برادرت با یه روح قرار میذاره؟

13:20.646 --> 13:21.896
الان وقتش نیست، هدر

13:26.521 --> 13:28.021
!اوه خدا

13:28.104 --> 13:31.104
فقط دارم یکم خمت میکنم

13:33.479 --> 13:34.312
!آسوده بخواب

13:34.396 --> 13:36.437
هی، دفتر خاطرات آسیابان

13:36.521 --> 13:38.479
شاید توش چیزی راجب
تعمیر کردن آسیاب وجود داشته باشه

13:38.562 --> 13:41.312
ولی اصلاً ارزش تجاوز به حریم خصوصی کسی رو داره؟

13:42.979 --> 13:44.937
«« خاطرات جوزیا بنکست »»

13:45.021 --> 13:47.312
«« آسیابان و خدمتکار بوئرن»»

13:48.271 --> 13:49.896
«« من خدای گشنگی رو پیدا کردم »»

13:49.979 --> 13:51.771
که زیر آب خوابیده بود

13:51.854 --> 13:54.146
میدونم که یه گناهه، ولی اونو بیدارش میکنم

13:54.229 --> 13:56.187
مزخرف، مزخرف، مزخرف، ردشون کن بره

13:57.187 --> 13:59.187
«« اشتیاق گشنگی خیلی زیاده »»

13:59.271 --> 14:03.396
از وجودم گرفته شده، ولی دیگه نمیتونم چیزی بدم

14:03.479 --> 14:07.021
«« یه چرخه ای رو آغاز کردم که نمیتونم متوقفش کنم »»

14:07.979 --> 14:08.854
«« منو ببخش »»

14:09.604 --> 14:13.229
هیچ راهنمایی اینجا نیست
شاید مشکل از همین شاخه ها توی دنده باشه

14:13.312 --> 14:15.437
واقعاً مطمئنیم که اینا شاخه‌ن؟

14:19.729 --> 14:21.021
!بن

14:22.271 --> 14:23.687
!لعنت بهش، من به درد نخورم

14:23.771 --> 14:24.771
شل کن خودتو

14:24.854 --> 14:27.979
یا سفت کن، اندام های شل، عضلات قوی

14:28.062 --> 14:30.187
!بن، فقط تحمل کن

14:31.479 --> 14:34.437
نذار مامان لپ تابمو باز کنه، فقط پرتش کن بره

14:39.062 --> 14:40.146
آبادون؟

14:40.229 --> 14:41.437
سلام، برادر

14:41.521 --> 14:45.104
یه اندام رو قطع کردی، خیلی برات خوشحالم -
اون تبر رو از کجا آوردی؟ -

14:45.187 --> 14:47.104
از جمجمه یه زن توی یه قبر کم عمق

14:47.187 --> 14:49.479
انگاری که جسد دوست جدید استر رو پیدا کردی

14:49.562 --> 14:51.896
چرا باید اونو با چیزی که کشتنش دفنش کنن؟

14:51.979 --> 14:53.771
مگه اینکه تبر مورد علاقش بوده باشه

14:53.854 --> 14:55.729
!اوه خدا، فرار کنین

15:03.604 --> 15:05.396
.من مامان بدیم -
آره، شاید -

15:05.479 --> 15:09.021
تنها چیزی که میخوام یه زندگی خوب برای بچه هامه
ولی اصلاً اینجا همچین چیزی ممکنه؟

15:09.104 --> 15:11.437
بهترین دوست دخترم با یه تبر کشته شد

15:11.521 --> 15:14.979
اگه حالتو بهتر میکنه
باید بگم که این کاملاً تصادفی بود

15:15.062 --> 15:17.687
حرف مرد ها رو باور نکن
وقتی که میگن توی پرتاب کردن تبر ماهرن

15:17.771 --> 15:19.271
شاید من با تو منصف نبودم

15:19.354 --> 15:22.521
نباید یکیو با یه تبر توی سرش قضاوت کنی، من متاسفم

15:22.604 --> 15:24.354
معذرت خواهیت پذیرفته شد

15:24.937 --> 15:28.479
خب، کار ناتموم تو چیه؟ -
من هنوز زندم، فیبی -

15:28.562 --> 15:32.896
آره، و زندگی جاییه که کارای ناتموم ازش میاد

15:32.979 --> 15:34.771
خب میخوای قبل مردنت چیکار کنی؟

15:34.854 --> 15:37.646
راستشو بخوای، فقط یه روزی رو میخوام که توش نترسم

15:37.729 --> 15:39.146
من همیشه میترسم

15:39.229 --> 15:42.437
از این چیزای توی هتل میترسم
از اینکه بچه هام توی خطرن میترسم

15:42.521 --> 15:43.896
من حتی از ارتفاع هم میترسم

15:44.479 --> 15:46.271
میتونم توی یکی از اینا بهت کمک کنم

15:49.854 --> 15:51.229
این بالا چیکار میکنیم؟

15:51.312 --> 15:53.146
تا با ترس از ارتفاعت رو به رو بشی

15:53.229 --> 15:55.937
زود باش بیا، منظره اینجا شگفت انگیزه

15:57.687 --> 15:59.896
وای، این بالا چقد باد می وزه

15:59.979 --> 16:01.937
و شیب دار هم هست

16:02.646 --> 16:04.021
فیبی؟ فیبی؟

16:04.104 --> 16:06.812
اینم به خاطر اینکه سعی کردی
کار ناتمومم رو تموم کنی

16:07.396 --> 16:08.229
!نه

16:09.854 --> 16:10.854
!نه، فیبی

16:10.937 --> 16:12.437
،بذار بیام تو یا بهم کمک کن

16:12.521 --> 16:15.604
من کارای زیادی رو تموم کردم
!که تو رو مستقیم میفرسته به جهنم

16:23.979 --> 16:25.396
ما قراره بمیریم

16:25.479 --> 16:27.729
نمیتونیم بمیریم، بهم اعتماد کن
من قبلاً اینو امتحان کردم

16:27.812 --> 16:30.354
خب، مگه میشه تیکه تیکه‌ت کرد؟

16:30.437 --> 16:32.854
!چون الان قراره همین اتفاق بیفته

16:32.937 --> 16:35.354
!یه چیزی پیدا کن تا درو ببندیم

16:35.437 --> 16:38.896
اوه، اینا همش تقصیر منه، من فقط میخواستم
ثابت کنم که هنوزم میتونم یه کارایی انجام بدم

16:38.979 --> 16:41.896
عجله ای نیست، ولی الان وقت خوبی برای اثباتشه

16:43.729 --> 16:47.187
گفتم یه سنگر بساز که درو باهاش ببندیم -
استخونا هم میتونن سنگر باشن -

16:47.271 --> 16:48.729
ارواح داخل جنگل

16:48.812 --> 16:51.646
.اینا جسد های اونان
.اونا نمیخواستن بهمون حمله کنن

16:51.729 --> 16:53.979
اونا میخواستن با کمک کردن بهمون، فراریمون بدن

16:54.062 --> 16:56.854
!یکمی دیر شده که مفید باشه، آه

16:56.937 --> 16:59.187
.بن، هیچوقت برای مفید بودن دیر نیست

17:00.396 --> 17:02.646
!قربانی کردن انسان تو راهه

17:24.104 --> 17:26.312
!نه، مخلوط کن من

17:29.521 --> 17:32.146
هیولا، تو یه دشمن بزرگ درست کردی

17:32.229 --> 17:34.062
اون اطلاعات کافی ای نداره

17:36.562 --> 17:38.729
ها! این تموم توان دنبال کردنت بود؟

17:39.229 --> 17:42.062
باید بگم که، برای یه موجود آبی باستانی، یکمی ناجورم

17:45.271 --> 17:48.562
.دندون های داخل گلو
.زیاد اونا رو نمیبینی

17:50.812 --> 17:55.104
اوه، ازم خون نمیپاشه بیرون و جیغ نمیکشم
و در حالی که بازو هام از جاش کنده شده؟

17:55.187 --> 17:57.229
به همین راحتی که امیدوار بودی؟

17:57.312 --> 17:59.812
ها! تو همین الان تسخیر شدی

17:59.896 --> 18:02.979
اوه نه، این خودش یه معنی ای داره -
انتقامت رو بعداً بگیر -

18:03.979 --> 18:06.521
اوه، خب خب، من اسکلت های زیادی اون پشت دیدم

18:06.604 --> 18:08.896
خب، تو اطراف استخونا رو میخوری؟

18:08.979 --> 18:11.771
یا اینکه کل بدن یه نفر رو قورت میدی
و استخوناش رو بیرون میریزی؟

18:14.187 --> 18:16.604
بن، اگه میشنوی چی میگم، اینجا یه مشکلی هست

18:20.146 --> 18:21.896
فقط میخوای افتادنم رو تماشا کنی؟

18:21.979 --> 18:24.062
تو داشتی منو مجبور به نابودی میکردی

18:24.146 --> 18:26.604
وقتی بمیری و تبدیل به یه روح بشی
اون موقع حسابمون صاف میشه

18:27.187 --> 18:29.771
این یه سقوط سه طبقست
میتونم جون سالم به در ببرم

18:32.187 --> 18:33.354
!استر

18:33.437 --> 18:34.771
اون مثل احمقا باهام رفتار میکنه

18:34.854 --> 18:37.437
یه احمق میدونه چطور توی انتخاب پارتنر تقلب کنه؟

18:37.521 --> 18:39.562
برای جفت شدن با هدر، کسی که همه نمره هاش عالیه

18:39.646 --> 18:41.354
وایسا ببینم، تو این کارو کردی؟ -
آره، هدر -

18:41.437 --> 18:44.062
و اون ماه خیلی خفن به نظر میرسه -
آره یه سلول گیاهیه -

18:44.146 --> 18:44.979
!استر

18:45.771 --> 18:47.229
مامان؟ -
!استر -

18:47.812 --> 18:50.646
اینم یه درس راجب خطرات رفتارای بی ملاحظه‌ست؟

18:50.729 --> 18:53.521
فیبی منو گول زد تا ببرتم پشت بوم تا منو بکشه

18:53.604 --> 18:56.229
من گولت زدم بیارمت پشت بوم، تا یه درسی بهت بدم

18:56.312 --> 18:58.687
افتادن و مردن به تو بستگی داره

18:58.771 --> 19:00.146
اوه، خدا -
طاقت بیار -

19:00.229 --> 19:02.396
به نخ بیشتری نیاز داریم -
الان برمیگردم -

19:02.479 --> 19:04.187
چون میخوای بری نخ بیشتری بگیری؟

19:13.312 --> 19:15.771
خیلی خب، حالا میتونی خودتو بندازی

19:15.854 --> 19:16.854
واقعاً نمیتونم

19:16.937 --> 19:18.687
تو میتونی، بپر روی نقاشی

19:22.812 --> 19:24.771
این دیوونگیه و اصلاً منطقی نیست

19:24.854 --> 19:27.062
.این دیوونگی نیست
!این تنها راهه

19:27.146 --> 19:28.771
بوو -
!اوه -

19:28.854 --> 19:29.812
!مامان

19:30.854 --> 19:33.812
استر، یه نردبون توی انباری هست
میخوام که بری بیاریش

19:33.896 --> 19:35.354
!و منم میخوام که بهم اعتماد کنی

19:38.354 --> 19:39.812
!فقط بهم اعتماد کن

19:52.646 --> 19:54.937
!عه اینجایی
دو هفته بود که رفته بودی

19:55.021 --> 19:57.479
!چی؟ -
هیچی، دارم باهات شوخی میکنم -

19:58.104 --> 19:59.771
چرا چراغ ها دوباره خاموش شدن؟

20:01.937 --> 20:04.146
!بدون من برو -
باشه، فکر خوبیه -

20:07.187 --> 20:10.729
فرار کن، من و این جونور
باید با هم حسابی تسویه حساب کنیم

20:10.812 --> 20:11.854
ببخشید، تو دیگه کی ای؟

20:11.937 --> 20:15.104
جوزایا بانکست، نگهبان آسیاب آبی

20:17.062 --> 20:21.187
ممکنه پا نداشته باشم، ولی آخرین رقص رو توی خودم دارم

20:21.271 --> 20:22.896
!ببرینش عقب، پسرا

20:25.271 --> 20:27.146
اون حالا ترسیده

20:32.437 --> 20:34.312
اوه، خدا رو شکر، پسرای من

20:34.396 --> 20:35.771
پسرای خوشگلم

20:35.854 --> 20:38.229
اوه، من نمیخواستم به کاترین توضیح بدم

20:38.312 --> 20:40.687
که چرا داشتین به عنوان یه روح به هتل برمیگشتین

20:40.771 --> 20:42.604
و یه اسکلتی با جوراب های تا زانو

20:42.687 --> 20:46.354
ما به خاطر تو و روح اون نگهبان
آسیاب آبی از اونجا بیرون اومدیم

20:46.437 --> 20:47.437
چرا اون بهمون کمک کرد؟

20:47.521 --> 20:50.937
چون که یه عمل محبت آمیز، سزاوار یه عمل دیگه‌ست

20:51.021 --> 20:54.729
ممنونم از اینکه جسمم رو به آرامش رسوندی

20:54.812 --> 20:57.604
منظورت وقتیه که بدنت رو حل دادم
و اتفاقی افتادی داخل چاله

20:57.687 --> 20:59.479
باهاش کنار بیا، فقط باهاش کنار بیا

20:59.562 --> 21:00.812
باعث افتخار بود

21:02.979 --> 21:06.104
چطور راجب این میدونستی؟ -
من راجب خیلی چیزا میدونم -

21:06.187 --> 21:08.729
درضمن، اون نقاشی ها نفرین شده‌ن، و اگه دوباره بری داخلشون

21:08.812 --> 21:10.812
توسط مردی که توی تونله تسخیر میشی

21:15.937 --> 21:17.729
متاسفم که بهت اعتماد نکردم

21:17.812 --> 21:20.396
و منم متاسفم که به حرفات راجب فیبی گوش ندادم

21:20.479 --> 21:22.146
و اینکه اون سعی کرد تو رو بکشه

21:22.646 --> 21:24.312
اوه، تو هنوز زنده ای؟

21:24.396 --> 21:26.604
دفعه بعدی پشت بوم بلند تری رو انتخاب میکنم

21:26.687 --> 21:29.229
زود باش استر، قراره بپریم جلوی ماشین ها

21:29.312 --> 21:32.104
قبل از اینکه این کارو بکنیم، ببین چی پیدا کردم

21:33.479 --> 21:37.354
این همون شالیه که خواهرم گرفت و دیگه پس نداد؟

21:37.437 --> 21:38.896
فکر کردم که برای همیشه گم شده

21:40.979 --> 21:43.354
این کار ناتمومش بود؟

21:43.437 --> 21:44.687
و تو میدونستی

21:44.771 --> 21:46.854
همونطور که گفتم، من چیزای زیادی رو میدونم

21:46.937 --> 21:51.187
مثل اینکه چه بلایی سر روحی میاد که با مامانم در بیفته

21:51.271 --> 21:53.271
!من این هتل رو اداره میکنم

21:53.354 --> 21:55.687
میشنوی چی میگم، اسکار؟

21:57.771 --> 22:00.604
بابام اومده دنبالم
ماکت مکعب سه بعدی رو داخل خونه تمومش میکنم

22:00.687 --> 22:02.937
از نمره های عالیت لذت ببر -
ممنونم، هدر -

22:03.604 --> 22:06.104
بالاخره اومدین، فهمیدین مشکل برق چی بود؟

22:06.187 --> 22:09.646
بهتر، فهمیدم که نیاز نیست
برای مفید بودن به چیزی دست بزنم

22:09.729 --> 22:12.354
و واقعاً باید این هتل رو توی شبکه قرار بدین

22:23.312 --> 22:26.771
مخلوط کنید، ای شروران
مخلوط کنید تا تموم دنیا خمیر بشه

22:26.854 --> 22:28.187
،خب بعدش این هیولا میگه

22:28.271 --> 22:30.937
«« نمیخوام دیگه دوست دخترت هیچوقت تلویزیون تماشا کنه »»

22:31.021 --> 22:34.979
و برای من، خب، بذار بگم که غیرقابل قبول بود

22:35.062 --> 22:37.771
چیزی که غیرقابل قبوله
کاراییه که میخوام باهات بکنم

22:39.354 --> 22:41.396
پس هنوزم داره اتفاق میفته، ها؟

22:41.479 --> 22:43.604
یه مشکل بزرگ توی یه زمان

22:43.687 --> 22:46.312
خب کار ناتموم تو چیه؟

22:46.396 --> 22:47.437
خب، نمیدونم

22:47.521 --> 22:49.937
منظورم اینه که، من همیشه میخواستم
یه هتل خوب رو راه اندازی کنم

22:50.021 --> 22:51.812
دایی نیتن برای همیشه میمونه

22:51.896 --> 22:55.104
ولی، همیشه میخواستم با گاو ها بدوم

22:55.187 --> 22:56.854
و یه دفتر تاسیس کنم

22:56.937 --> 23:00.146
من راه زیادی راجب دوییدن داشتم
از جمله فرار از مشکلاتم

23:00.229 --> 23:02.687
این یه شوخیه، ولی حقیقت داره

23:06.729 --> 23:08.646
!مخلوط کننده ها کار نمیکنن

23:10.646 --> 23:15.646
«« مترجمان : ابوالفضل و احسان »»
«« Abolfazl_Fx »» «« Ehsan_Cn »»

23:15.670 --> 23:35.670
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:35.694 --> 24:05.694
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
