WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.021 --> 00:13.937
‫خواهش میکنم، مجبور نیستی این کارو بکنی.

00:14.021 --> 00:15.146
‫میدونم.

00:15.229 --> 00:16.437
‫برای همینه که باحاله!

00:21.521 --> 00:22.687
‫خواهش میکنم، نه!

00:22.771 --> 00:25.646
‫یکی کمک کنه!

00:25.729 --> 00:26.687
‫استر، چی شده؟

00:26.771 --> 00:28.687
!‫چاقوکشی! چاقوکشی

00:30.104 --> 00:31.646
‫هیچی. فقط داشتم با یه روح ور میرفتم.

00:31.729 --> 00:34.854
‫"چاقوکشی، چاقوکشی"؟
‫این چیه، شعارته؟

00:34.937 --> 00:35.937
‫خیلی احمقانه‌ست.

00:36.021 --> 00:38.687
‫استر، نذار ارواح فکر کنن میتونن تو رو بکشن.

00:38.771 --> 00:40.396
‫ولی بازیگریت خیلی خوب بود.

00:40.479 --> 00:42.937
‫آه. اگه میتونستم میذاشتم تو منو بزنی!

00:43.021 --> 00:45.854
‫بن، منظورت این نیست.
‫اون... منظورش این نیست!

00:45.937 --> 00:47.604
‫حواستون جمع باشه، رفقا. این یه تمرین نیست.

00:47.687 --> 00:51.021
‫کد زرد. نه، وایسا، اوه، آبی.
‫آبی و یکم زرد. این یه کده!

00:51.104 --> 00:52.646
‫نیتن، آروم باش. چی شده؟

00:52.729 --> 00:54.854
‫یه پرنده باحال دیدی؟ یه فنچ بود؟

00:54.937 --> 00:56.979
‫ما یه مشتری داریم.

01:00.021 --> 01:02.854
‫این یه تمرین نیست.
‫بن، مطمئن شو حوله‌ های تمیز داریم.

01:02.937 --> 01:05.937
‫استر، آینه خونی رو پاک کن.
‫نیتن، کدوم اتاقمون کمترین میزان تسخیر رو داره؟

01:06.021 --> 01:07.146
‫اوه، این سخته.

01:07.229 --> 01:09.187
‫بحث‌ های زیادی راجب ارواح هست

01:09.271 --> 01:12.812
‫که کی اجازه داره جایی رو تسخیر کنه که توش زندگی کرده
‫در مقابل جایی که مرده. همچنین، هست...

01:12.896 --> 01:15.646
‫- به داییت کمک کن یه اتاق امن برای مشتری پیدا کنه.
‫- قربان، بله قربان!

01:20.229 --> 01:21.229
!‫آبادون، برو بیرون

01:21.312 --> 01:26.721
‫جرأت داری به آبادون، ‫شاهزاده‌ اعظم
قلمرو سیاه، نسل نفرین‌ شده‌... دستور بدی؟

01:27.229 --> 01:30.062
‫- هیچ زندونی نمیتونه قدرتم رو مهار کنه!
‫- اینجا بازه؟

01:32.146 --> 01:33.687
‫کاملاً.

01:33.771 --> 01:35.146
‫به آندرویل خوش اومدین.
( آندرویل = دره یا گودال زیرین )

01:35.229 --> 01:37.729
‫بابت این بهم ریختگی معذرت میخوام.
‫تازه این هتل رو به ارث بردم.

01:37.812 --> 01:39.687
‫هنوز دارم سر و سامونش میدم.

01:39.771 --> 01:41.854
‫اون آینه داره خون گریه میکنه؟

01:41.937 --> 01:43.771
‫اون جیوه‌ست.

01:43.854 --> 01:45.687
‫- مال دوره‌ ناپلئونه.
‫- چه شیک.

01:45.771 --> 01:47.896
‫بن، وضعیت اون اتاق چطوره؟

01:47.979 --> 01:50.062
‫هنوز دارم دنبالش میگردم. تمام.

01:51.104 --> 01:53.021
‫روح! یه روح دیگه.

01:53.729 --> 01:54.687
‫جشن ارواح.

01:54.771 --> 01:57.229
‫- بوم. یه دونه پیدا کردم.
‫- اتاق ۲۱۰…

01:57.312 --> 02:00.187
‫- اوه، خدا!
‫- درسته. جسیکا به ۲۱۰ نقل مکان کرد.

02:00.271 --> 02:02.479
!آه، جسیکا، دیگه کافیه

02:02.562 --> 02:04.396
‫- اوه، خدا!
‫- جسیکا؟ جسیکا!

02:04.479 --> 02:06.396
‫نور شادی بخش!

02:08.062 --> 02:10.562
‫شماها واقعاً باید جادوی سیاه یاد بگیرین.

02:13.396 --> 02:15.437
‫- اتاق ۲۱۰ پاکسازی شد.
‫- ۲۱۰، باشه.

02:15.521 --> 02:17.771
...‫لطفاً اگه میتونم کمکی بهتون بکنم بهم خبر بدین

02:19.979 --> 02:20.812
‫لعنت بهش.

02:20.896 --> 02:23.354
‫ممنون. اوه، ام، یه چیز دیگه هم هست.

02:23.437 --> 02:26.229
‫جانی چاق خوشش نمیاد پرداخت‌ هاش دیر بشه.

02:28.854 --> 02:31.062
‫اون تونی بود؟ اوه، اون یارو یه روحه.

02:31.146 --> 02:32.854
‫از لحاظ فنی، یه تکرار کننده روز مرگه.

02:32.937 --> 02:34.146
‫آره، ممنون، نیتن.

02:34.229 --> 02:35.521
‫هی! کی به پلیس زنگ زد؟

02:35.604 --> 02:37.229
...جانی، ای حرومزاده

02:41.979 --> 02:44.187
‫خب، تمرین خوبی بود.

02:44.271 --> 02:48.146
‫اگه اون یه مشتری بود، فکر کنم
‫الان از اقامتش لذت میبرد.

02:50.771 --> 02:53.104
‫- میشه کانال تلویزیون رو عوض کنی؟
‫- الان نه.

02:56.812 --> 02:58.062
!‫ها! تونستم

02:58.146 --> 02:59.521
‫من این کارو کردم!

03:00.354 --> 03:01.187
‫خانم.

03:10.021 --> 03:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:30.021 --> 03:35.021
[ هتل تسخیر شده ]
[ فصل اول : قسمت اول ]

03:36.687 --> 03:39.854
‫این... این نباید دیگه اتفاق بیفته.
‫هر دفعه که فکر میکنم اوضاع داره درست میشه،

03:39.937 --> 03:43.187
‫یه روح که ازش خبر نداشتم
‫میاد و همه چیو خراب میکنه.

03:43.271 --> 03:46.812
‫شاید بتونی از ارواح استفاده کنی.
‫بعضیاشون توی تکالیف ریاضی من خیلی خوبن.

03:46.896 --> 03:48.854
‫و بعضیاشون توی تماشا کردنم موقع شاشیدن خوبن.

03:49.354 --> 03:51.521
‫اشکالی نداره. من دیگه توی تاریکی میشاشم.

03:51.604 --> 03:55.021
‫راه حل، ارواح بیشتر نیست.
اینه که ‫اصلاً روحی نباشه

03:55.521 --> 03:57.937
‫هنوز از اینکه تونی یه روح شده عصبانی ای،

03:58.021 --> 04:00.771
‫بعد بهت شلیک کرد، بعد تو ورودی بهش شلیک شد؟

04:00.854 --> 04:02.896
‫دفعه بعد یه مشتری گیرمون میاد

04:02.979 --> 04:03.979
‫آره، معلومه

04:04.062 --> 04:05.229
وقت بدیه، پاول چاقوکش

04:05.312 --> 04:07.479
‫حتی اگه یه مشتری گیرمون هم بیاد، بازم روح داریم،

04:07.562 --> 04:10.229
‫پس دفعه بعد، ممکنه یکی کشته شه یا تسخیر بشه

04:10.312 --> 04:12.479
‫یا توی اون گودال بی انتهای توی باغ بیفته.

04:12.562 --> 04:13.854
اون بی انتها نیست

04:13.937 --> 04:16.729
‫من یه سنگ انداختم پایین،
و ‫یه چیزی اونو پرت کرد بالا.

04:16.812 --> 04:20.062
‫دیدی، فقط یه سوراخ عمیقه
‫که یه چیز مفید تهش هست.

04:20.146 --> 04:22.187
اون ‫گفت چشمای مهربونی دارم.

04:22.271 --> 04:23.687
‫از گودال دور بمون، بن.

04:23.771 --> 04:26.812
‫کاترین، تو توی صنعت مهمون‌ نوازی تازه‌ کاری.

04:26.896 --> 04:29.896
‫از یه باتجربه بشنو، هر هتلی مشکلاتی داره.

04:29.979 --> 04:33.562
‫نه مثل این. خدایا، بین ارواح و نبود مشتری و آبادون؟

04:33.646 --> 04:35.646
‫اوه، وایسا. آبادون چه مشکلی داره؟

04:35.729 --> 04:39.687
‫اون یه شیطانه که توی بدن
‫یه پسر بچه از دهه ۱۷۰۰ گیر افتاده.

04:39.771 --> 04:42.146
‫این جسم به فروت لوپس نیاز داره.
( غلات صبحانه )

04:42.229 --> 04:43.646
!‫فقط چیریوز یا هیچی
( اینم غلات صبحانه )

04:46.646 --> 04:50.646
‫متاسفم. دفعه بعد که مردم،
‫یه هتل بزرگ رو برای یه نفر دیگه به ارث میذارم.

04:50.729 --> 04:52.604
‫این یه هتل تسخیر شده‌ست...

04:52.687 --> 04:54.312
‫آره، اون این اصطلاح رو دوست نداره.

04:54.396 --> 04:55.687
‫که نمیدونم چطوری به دستش آوردی...

04:55.771 --> 04:57.062
‫بازی ورق با یه غریبه کلاه دار.

04:57.146 --> 04:59.687
‫جایی که الان به عنوان یه روح
‫با بقیه ارواح گیر افتادی.

04:59.771 --> 05:03.312
‫وقتی بشناسیشون باحالن. دیگه چی میخوای؟

05:03.396 --> 05:06.021
‫کمتر از اینا.

05:06.104 --> 05:09.187
‫اینجا فقط وقتی کار میکنه
‫که آدمای زنده، زندگی کنن.

05:09.271 --> 05:13.437
‫پس با ارواح کار کن.
‫خیلی از اونا تجربه تجاری دارن.

05:13.521 --> 05:16.062
‫خیلی از اونا تجربه قتل هم دارن.

05:16.146 --> 05:17.604
‫- اون چیه؟
‫- آخرین راه حل من.

05:17.687 --> 05:19.979
‫یه جن گیر؟

05:20.062 --> 05:22.854
‫ماه پیش یه تراکت گذاشت. اینجا یه شهرتی داره.

05:22.937 --> 05:25.062
‫جن‌ گیرها هم همینطور.

05:25.146 --> 05:27.271
‫و استخدام کردن یکی وقتی برادرت یه روحه

05:27.354 --> 05:29.312
‫فوق‌ العاده بی‌ احساسیه!

05:29.396 --> 05:32.104
‫چیزی که بی‌ احساسیه اینه که
همه‌ ارواح ‫مشتریامون رو میترسونن

05:32.187 --> 05:34.729
من ‫باید از شرشون خلاص بشم
‫تا اینجا شانسی داشته باشه.

05:34.812 --> 05:36.521
‫یا بذاری من درستش کنم.

05:37.521 --> 05:41.312
‫کاترین، بهم اعتماد کن. من برادر بزرگترتم.
‫همیشه مراقبت بودم.

05:41.396 --> 05:43.146
‫وقتی سه سالم بود، منو توی کمد حبس کردی.

05:43.229 --> 05:45.187
‫چون دست از بازی کردن با قطارهام برنمیداشتی.

05:45.271 --> 05:46.771
بهم ‫یه روز فرصت بده.

05:46.854 --> 05:49.604
‫این یه مشکل ارتباطی بین تو و ارواحه.

05:49.687 --> 05:51.479
‫- من میتونم درستش کنم.
‫- چطوری؟

05:51.562 --> 05:54.896
‫مهمه؟ اگه جواب بده، از جن گیر ارزونتره.

05:54.979 --> 05:56.646
...‫باشه. تو یه فرصت داری

05:56.729 --> 05:58.021
‫واقعاً، حزقیال؟

05:59.437 --> 06:02.812
‫به دفاع ازش، وقتی زنده بود،
‫این راهرو یه دستشویی بود.

06:06.562 --> 06:09.812
‫رفیق، بچه بودن توی یه هتل جن زده.

06:09.896 --> 06:12.479
‫مامان میگفت روزایی مثل اینم هست. مگه نه؟

06:12.562 --> 06:14.729
‫- چی میخوای؟
‫- وای، تو خیلی زودرنجی.

06:14.812 --> 06:16.771
‫میدونی چی ممکنه کمک کنه؟ یه دوست دختر.

06:16.854 --> 06:19.062
‫من راحت نیستم راجب زندگی عشقیم صحبت کنم.

06:19.146 --> 06:20.896
‫یا نبودش، همونطور که قلدرم میگه.

06:20.979 --> 06:23.104
‫پس من صحبت میکنم. اسمش آنابله.

06:23.187 --> 06:25.687
‫اون با یه گردنبند الماس
توی یه جایی نزدیک هتل دفن شده.

06:25.771 --> 06:27.646
‫اون به من نمیگه کجا.

06:27.729 --> 06:30.812
‫ولی شاید به یه خواستگار جوون بگه؟

06:31.812 --> 06:33.146
‫نمیدونم، خواهر.

06:33.229 --> 06:36.646
‫لاس زدن با یه روح برای پیدا کردن جسدش،
‫همش غیراخلاقی به نظر میرسه.

06:36.729 --> 06:41.271
‫خیلی چیزا غیراخلاقی به نظر میرسن، بن.
‫به هر حال، اون گفت تو خوشگلی.

06:41.354 --> 06:42.521
!انجامش میدم

06:43.396 --> 06:45.479
من استخونا رو میگیرم

06:49.562 --> 06:53.687
‫تموم شد. ارواح قدیمی توی روزهای فرد
‫به خواب زنده‌ ها نگاه میکنن.

06:53.771 --> 06:55.271
‫ارواح جدید روزهای زوج رو میگیرن.

06:55.354 --> 06:58.437
‫- شما تالار شهر دارین؟
‫- تو نباید اینجا باشی.

06:58.521 --> 07:00.771
‫این هتل منه. هر جا بخوام میتونم باشم.

07:03.521 --> 07:04.729
‫فقط بذار من اینو حلش کنم.

07:04.812 --> 07:06.896
‫اوه، پاول چاقوکش، میشه یه دقیقه وقتتو بگیرم؟

07:07.396 --> 07:08.312
‫بو، به همگی

07:08.396 --> 07:09.312
‫بو.

07:09.396 --> 07:12.896
‫همتون کاترین رو میشناسین،
‫خواهر من و، اوه، "صاحب" جدید.

07:12.979 --> 07:15.062
‫اون یکم توی جذب مشتری مشکل داره.

07:15.146 --> 07:17.562
‫من مشکلی ندارم. شما همتون به اونا حمله میکنین.

07:17.646 --> 07:18.896
‫نه با موفقیت!

07:18.979 --> 07:19.812
‫مهم نیست!

07:19.896 --> 07:20.937
‫نکته اینه که،

07:21.021 --> 07:24.979
‫فکر کردم میتونیم با استفاده از قرن ها
‫تخصص هتل داری خودمون بهش کمک کنیم.

07:25.062 --> 07:28.479
‫پس بیاین دور هم جمع بشیم،
‫اسم هامون رو بگیم، اینکه چطور مردیم،

07:28.562 --> 07:30.896
‫و یه ایده عالی برای هتل بگیم. کی اوله؟

07:30.979 --> 07:35.062
‫سلام. آره، من آنجلام، معروف به جیغ کش راهرو.

07:35.146 --> 07:36.771
‫من از درخت سیب افتادم.

07:36.854 --> 07:39.479
‫فکر میکنم جیغ میزنم چون پسره خیلی میوه میخوره.

07:39.562 --> 07:43.062
‫و وقتی این کارو میکنه،
‫یاد آسیب روحی خودم میفتم.

07:43.146 --> 07:45.521
‫عالیه. دیگه برای بن میوه ممنوعه. بعدی.

07:46.021 --> 07:46.854
‫من داگ هستم.

07:46.937 --> 07:49.854
‫من، در حال نجات یه بچه توی رودخانه غرق شدم.

07:49.937 --> 07:50.896
‫دروغگو!

07:50.979 --> 07:53.562
‫باشه، بیاین دوباره وارد این بحث نشیم.
‫آ... کس دیگه ای ایده ای نداره؟

07:53.646 --> 07:55.687
‫گرگ های بیشتری توی هتل باشن.

07:55.771 --> 07:57.521
‫و باکره ها. شهرستانی های کوچیک.

07:57.604 --> 07:59.979
‫و تلویزیون های همیشه روشن.

08:00.062 --> 08:02.312
‫تلویزیون های همیشه روشن.

08:02.396 --> 08:04.146
!عجب فکرای بکری

08:04.229 --> 08:07.062
‫ما توی برق ضرر میکنیم،
‫ولی توی میوه صرفه جویی میکنیم.

08:07.146 --> 08:09.271
‫نوبت منه. فکرشو میکردم که نقشه نیتن افتضاح میشه.

08:09.354 --> 08:11.354
‫- به دل نگرفتم.
‫- برای همین با نقشه خودم اومدم اینجا.

08:11.437 --> 08:13.271
‫کسی میتونه اینا رو پخش کنه؟

08:15.479 --> 08:18.062
‫- اوه، شروع بدی بود.
‫- یه جایی میذارمش.

08:18.146 --> 08:21.354
‫نکته اینه که، برای جلوگیری از
‫درگیری بین زنده‌ ها و مرده‌ ها،

08:21.437 --> 08:24.479
‫من یه نقشه مناسب از جاهایی که میتونین
‫و نمیتونین توی اونجا رفت و آمد کنین، درست کردم.

08:24.562 --> 08:25.521
‫میتونین : اتاق زیر شیروانی.

08:25.604 --> 08:27.479
‫نمیتونین : اتاق‌ های مهمون، راهروها،

08:27.562 --> 08:30.312
‫لابی، اتاق غذاخوری، باغ و این اتاق جلسه.

08:30.396 --> 08:32.312
‫پس بیاین همگی بریم بیرون.

08:32.396 --> 08:33.604
‫جلسه تموم شد.

08:34.729 --> 08:35.729
‫بو!

08:35.812 --> 08:38.312
‫دارن سعی میکنن منو بترسونن،
‫یا این یه بوی معمولیه؟

08:38.396 --> 08:39.396
‫یکم از هر دوتاش

08:39.479 --> 08:41.021
‫- بو!
‫- بو!

08:41.104 --> 08:43.521
‫روش جدید. توی اتاق زیر شیروانی بمونین
‫وگرنه خبری از تلویزیون نیست.

08:43.604 --> 08:44.521
‫بو!

08:45.104 --> 08:48.729
‫شما الان از "بو" به عنوان سلام استفاده کردین.
‫حداقل یکدست باشین.

08:48.812 --> 08:50.104
‫بو!

08:50.187 --> 08:51.604
باشه! باشه! تلویزیون ممنوع

08:51.687 --> 08:52.646
‫متاسفم، ولی...

08:53.896 --> 08:55.229
‫لعنت بهت، جسیکا!

08:55.312 --> 08:57.646
‫جسیکا! جسیکا!

09:03.187 --> 09:05.021
‫خب... زیاد اینجا میای؟

09:05.104 --> 09:08.854
‫زیاد؟ من ۹۰ ساله که توی این هتل احمقانه گیر افتادم،

09:08.937 --> 09:11.521
‫دارم تماشا میکنم دنیا داره پیشرفت میکنه
‫در حالی که من اساساً توی زمان یخ زدم

09:11.604 --> 09:13.396
‫توی یه لباسی که حتی دوستش هم ندارم!

09:14.021 --> 09:15.146
‫من ۱۳ سالمه.

09:15.937 --> 09:20.604
‫به هر حال، من بن...جامین هستم؟

09:20.687 --> 09:24.437
‫شنیدم یکی فکر میکنه من قیافه خوشگلی دارم.

09:24.521 --> 09:25.771
‫واقعاً؟ کی؟

09:25.854 --> 09:28.479
‫اوه، هیچکس. اطلاعات غلطی داشتم. خداحافظ.

09:29.479 --> 09:31.521
‫آه، لعنتی. متاسفم. اوم، بذار فقط...

09:31.604 --> 09:35.187
‫نه، وایسا! من ۲۰ ساله که
‫هیچ چیز جدیدی برای خوندن نداشتم...

09:43.062 --> 09:44.812
‫من این کارو کردم، یا تو این کارو کردی؟

09:44.896 --> 09:45.854
‫ما این کارو کردیم.

09:45.937 --> 09:50.604
‫بن جامین، فکر کنم ما ممکنه... جفت روحی باشیم.

09:52.771 --> 09:54.312
‫چرا اونا انقد آه و ناله میکنن؟

09:54.396 --> 09:57.187
من ‫میدونم، مثلاً، ۹ راه آسون تر
‫برای به دست آوردن استخوان هست.

09:57.896 --> 10:01.062
‫کاترین، همه ما چیزایی گفتیم
‫یا ایده هایی رو مطرح کردیم که پشیمونیم،

10:01.146 --> 10:03.687
‫ولی به پیشرفت های حاصل شده
‫برای تالار شهر بعدی فکر کن!

10:03.771 --> 10:07.646
مامان، ‫مامان، میتونم به دوست دخترم اجازه بدم
‫منو تسخیر کنه تا لذتی فراتر از این جهان رو تجربه کنه؟

10:07.729 --> 10:09.937
‫دوست دختر؟ ما فقط به بدن آنابل نیاز داریم!

10:10.021 --> 10:12.146
‫آنابل؟ مگه... مگه اون ۹۰ ساله نیست؟

10:12.229 --> 10:14.437
‫اون توی ۹۰ سالگی نمرد.

10:14.521 --> 10:15.979
‫من دارم یه جن‌ گیر میارم.

10:22.146 --> 10:24.062
‫کاترین، بیا در این مورد صحبت کنیم.

10:24.146 --> 10:26.146
‫نمیشه به جن‌ گیرها اعتماد کرد!

10:26.229 --> 10:27.437
‫این حرف رو یه روح میگه.

10:27.521 --> 10:28.354
‫من سعی کردم صحبت کنم.

10:28.437 --> 10:32.021
‫به من حمله شد، و بچه‌ هام دارن مرده‌ ها رو
‫اغوا میکنن تا یه قبر رو غارت کنن.

10:32.104 --> 10:35.562
‫مامان، کل زندگی ما این بوده که تو راجب اینکه
‫چقد به پول نیاز داریم صحبت کنی.

10:35.646 --> 10:37.521
‫من فقط میخواستم کمک کنم.

10:37.604 --> 10:41.312
‫حق با توئه. یادم رفت چقد
‫این موضوع باید برات سخت باشه. متاسفم.

10:41.396 --> 10:43.562
‫- بن، مامان میگه میتونی با اون روح قرار بذاری!
‫- اَه!

10:43.646 --> 10:45.187
‫دقیقاً به موقع.

10:45.271 --> 10:48.104
‫- میشه لطفاً تکون بخوری؟
‫- نه.

10:48.187 --> 10:51.062
‫- من فقط از تو رد میشم.
‫- اوه، نه، نمیشی. این چندشه.

10:51.146 --> 10:52.396
‫چرا این چندشه؟

10:52.479 --> 10:54.729
‫چرا رد شدن از برادرت چندشه؟

10:56.229 --> 10:58.271
‫این هتل یه تاریکی داره!

10:59.562 --> 11:01.521
‫ولی یه تاریکی ضعیفه.

11:01.604 --> 11:03.604
‫- غیر قابل اعتماد.
‫- تو کارت درسته

11:03.687 --> 11:06.396
‫من جزمرالدا هستم. اجازه هست بیام تو؟

11:06.896 --> 11:10.187
‫دو ساعت تنها بودین، و هنوز راجب بدنش نپرسیدی؟

11:10.271 --> 11:14.271
‫دو ساعت گذشته؟
‫رفیق، عشق واقعی باعث میشه زمان زود بگذره.

11:14.354 --> 11:15.521
‫عشق واقعی؟

11:15.604 --> 11:19.771
‫رفیق، تو اونو برای عشق اغوا نمیکنی.
‫تو داری اونو اغوا میکنی تا منو پولدار کنی!

11:19.854 --> 11:21.312
‫من یه روز کامل برنامه ریزی کرده بودم.

11:21.396 --> 11:24.354
‫میخواستم با استفاده از استخونایی که
‫تو میخواستی بگیری، پرنده ها رو بترسونم.

11:24.437 --> 11:25.937
‫استخونا، استخونا، میدونم.

11:26.021 --> 11:27.896
‫مسئله اینه که، این قبل از این بود که فهمیدم

11:27.979 --> 11:30.521
‫آنابل و من جفت روحی هستیم
‫و من یه رابط روحی هستم.

11:30.604 --> 11:32.812
‫چی؟ این اصلاً یعنی چی؟

11:32.896 --> 11:35.854
‫بن! بن! من این صفحه رو تموم کردم.

11:35.937 --> 11:38.187
‫راستش نمیدونم، ولی از توجه دخترا خوشم میاد.

11:38.271 --> 11:39.937
‫زود راجب جسد میپرسم. خداحافظ.

11:40.437 --> 11:41.479
‫باور نکردنیه.

11:41.562 --> 11:44.646
‫یه نفرین میشناسم که اونو هزار سال به خواب میبره.

11:46.354 --> 11:49.437
‫رزومه ای ازش داری؟
‫اگه فقط یه آدم تنها و دیوونه باشه چی؟

11:49.521 --> 11:52.562
‫- اوه، ۲۱۴، نمیخوای بدون... واردش بشی
‫- شمع.

11:52.646 --> 11:56.562
‫به شمع بیشتری نیاز دارم!

11:56.646 --> 11:59.062
‫شمع بیشتر!

11:59.646 --> 12:01.104
‫خوشحالم که تماس گرفتین.

12:02.312 --> 12:05.354
‫بیاین بهم کمک کنین.

12:05.437 --> 12:07.271
‫از کجا فهمیدی این هتل تسخیر شده‌ست؟

12:07.354 --> 12:10.521
‫این هتل تاریخ تاریکی داره، خانم فریلینگ.

12:10.604 --> 12:14.396
‫قتل ها، خودکشی ها، ناپدید شدن ها.

12:17.354 --> 12:20.562
‫قبل از اینکه هتل باشه، اینجا یه تیمارستان بود.

12:20.646 --> 12:22.562
‫قبل از اون، یه زندون.

12:22.646 --> 12:25.021
‫قبل از اونم، یه تیمارستان دیگه.

12:25.104 --> 12:27.354
‫شرارت به این مکان کشیده میشه،

12:27.437 --> 12:32.621
‫و افسانه ها میگن : این زمین ها یکی از
‫شیش دروازه جهنم رو توی خودش جا داده.

12:33.104 --> 12:34.896
‫اوه، و حالا ما یه دروازه جهنم هستیم.

12:34.979 --> 12:37.687
‫عجب سورپرایزی. یه آپ‌ سِل جن‌ گیری کلاسیک.

12:40.062 --> 12:42.187
‫لعنتی، حزقیال، چی بهت گفته بودم؟

12:46.812 --> 12:48.229
‫چطوری این کارو کردی؟

12:48.312 --> 12:51.312
برای ماوراءالطبیعه منطقی وجود داره، خانم فریلینگ

12:51.396 --> 12:53.771
‫ارواح بر شیاطین قدرت دارن.

12:53.854 --> 12:55.312
‫شیاطین بر انسان‌ ها.

12:55.396 --> 12:59.604
‫و با ابزار مناسب، انسان‌ ها بر ارواح تسلط دارن.

12:59.687 --> 13:03.312
‫عالیه، یه جور «سنگ، کاغذ، قیچی» عجیب و غریبه.
‫حالا ولش کن.

13:03.396 --> 13:04.396
‫البته.

13:06.604 --> 13:07.896
‫- حزقیال!
‫- چیکار کردی؟

13:07.979 --> 13:09.146
‫اون توی آرامشه.

13:09.229 --> 13:10.604
اون ‫منفجر شد!

13:10.687 --> 13:13.187
‫خب، اگه ترجیح میدین، روش‌ های دیگه ای هم دارم.

13:13.271 --> 13:15.604
‫میتونم اونا رو به یه دنیای زیرین
‫دوست‌ داشتنی تبعید کنم

13:15.687 --> 13:17.271
ورای فضا و زمان

13:17.354 --> 13:19.146
‫- داری شوخی می...
‫- دنیای زیرین عالی به نظر میرسه.

13:19.229 --> 13:20.687
‫انتخاب عالی.

13:20.771 --> 13:23.729
‫اوه، چه آینه‌ جالبی.

13:23.812 --> 13:26.021
‫کاترین، تو نمیتونی این کارو بکنی.

13:26.104 --> 13:28.021
!به عنوان صاحب هتل، من اینو ممنوع میکنم

13:28.104 --> 13:30.437
‫ولی تو دیگه صاحب نیستی.

13:32.229 --> 13:33.687
‫من این کارو برای خودمون میکنم.

13:34.854 --> 13:37.646
‫نزدیک تر، نزدیک تر.

13:37.729 --> 13:40.187
!‫بیا دیگه، ای شمع‌ دوست حرومزاده

13:40.271 --> 13:42.104
‫فرار کن، کله شمعی! این یه تله‌ست!

13:43.354 --> 13:46.729
‫نه، از شمع دور شو. معلومه که شمع تله‌ست.

13:47.604 --> 13:49.062
‫شمع...

13:49.146 --> 13:50.146
‫نه!

13:50.229 --> 13:51.062
‫بعدی.

14:13.646 --> 14:16.146
‫- پس فقط مسئله‌...
‫- پرداخت؟

14:16.229 --> 14:18.687
‫امکانش هست به جای پول،
‫یه اتاق بدون روح بهتون بدم؟

14:18.771 --> 14:20.104
‫من فقط نقد قبول میکنم.

14:20.187 --> 14:24.604
و ‫نه، منظورم مسئله‌ آخرین روح بود.

14:24.687 --> 14:26.104
‫وایسا، نیتن؟

14:26.187 --> 14:29.937
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه.
‫من فقط میخواستم ارواح بد رو ببری.

14:30.021 --> 14:33.146
خودت که ‫دیدی چطور بود. چطور باهامون جنگید.

14:33.229 --> 14:37.104
‫روح یه شکاف توی بافت واقعیته، خانم فریلینگ.

14:37.187 --> 14:40.104
‫یه گذرگاه به اون دنیای آشفته.

14:40.187 --> 14:45.854
‫حتی یه حضور هم هتل شما رو
‫در معرض تهدیدهای خطرناک‌ تری قرار میده.

14:45.937 --> 14:49.104
‫انتخاب با خودته. نظم یا آشوب.

14:49.187 --> 14:50.479
‫من عاشق نظمم.

14:50.562 --> 14:52.021
‫تو عاشق نظمی؟

14:52.104 --> 14:53.312
‫نیتن!

14:53.396 --> 14:57.271
‫من میرم توی اتاقم. وقتی تصمیم گرفتی که
‫اجازه دارم وجود داشته باشم، بهم خبر بده.

14:58.521 --> 15:01.021
‫خیلی خب، وقت تموم شد! دیگه بوس نکنین!

15:01.104 --> 15:03.604
‫-اون کجاست؟
‫-توی حمومه. شماها باید برین.

15:03.687 --> 15:06.812
نه ‫تا وقتی که اون جسد رو داشته باشیم.
‫وایسا، چرا اون توی حمومه؟

15:06.896 --> 15:08.896
‫نمیدونم. پرسیدنش حس عجیبی داشت.

15:08.979 --> 15:11.312
‫بن! جسد، الماس، ثروت.

15:11.396 --> 15:13.146
‫استخونا، آیین، آخرالزمان.

15:13.229 --> 15:14.437
‫- ها؟
‫- هیچی.

15:14.521 --> 15:17.479
‫خیلی خب، الان راجب بدنش میپرسم، باشه؟
‫فقط لطفاً برین

15:17.562 --> 15:20.062
‫- برای همین با من بودی؟
‫- آنابل!

15:20.146 --> 15:22.271
‫تو از من برای بدنم استفاده میکردی؟

15:22.354 --> 15:23.521
‫نه، اصلاً.

15:23.604 --> 15:25.729
‫خواهرم از من استفاده کرد
‫تا از تو برای بدنت استفاده کنم،

15:25.812 --> 15:28.437
‫ولی حسی که من در حین
‫استفاده شدن داشتم کاملاً واقعی بود.

15:28.521 --> 15:32.604
‫دیگه دروغ های آدم زنده بسه.
‫باورم نمیشه دوباره داره این اتفاق میفته.

15:32.687 --> 15:35.104
‫آنابل، لطفاً. وایسا، متاسفم، دوباره؟

15:35.187 --> 15:36.896
خب، ‫به نظر میاد چیزایی برای بحث کردن دارین.

15:36.979 --> 15:39.104
فقط ‫جای قبرت رو نشونمون بده، و بعدش ما میریم.

15:39.187 --> 15:41.396
‫درسته. تو اولین دوست پسرم نیستی!

15:41.479 --> 15:43.437
من ‫گذاشتم قلبمو لیس بزنی!

15:48.146 --> 15:50.937
‫نیتن، میدونم اون تویی. میتونم پاهاتو ببینم.

15:51.604 --> 15:54.396
‫معلومه که نمیفرستمت به یه خلا.

15:54.479 --> 15:56.896
‫هر کاری که دارم اینجا میکنم به خاطر توئه.

15:56.979 --> 15:58.521
‫آره، به خاطر منه؟

15:58.604 --> 16:00.396
‫یا به خاطر اینه که زندگیت از هم پاشید،

16:00.479 --> 16:03.312
‫پس اومدی هتل ورشکسته برادر مردتو اداره کنی؟

16:03.396 --> 16:05.271
‫گذاشتم اون تالار احمقانه شهر رو داشته باشی.

16:05.354 --> 16:08.312
‫احمقانه نیست. اون یه سنت افتخار آمیز ارواحه!

16:08.396 --> 16:11.687
‫اوه خدای من. وسواس تو با این ارواح چیه؟

16:11.771 --> 16:12.937
‫اونا تو رو ندارن!

16:14.562 --> 16:17.854
‫بدون تو، من کسی بودم که
‫توی یه خلاء ابدی گیر میفتادم.

16:17.937 --> 16:22.187
‫خب، این اتفاق قرار نیست بیفته. تو برادر منی.

16:22.271 --> 16:23.687
‫میدونم.

16:23.771 --> 16:25.396
‫ولی منم الان یکی از اونام.

16:25.479 --> 16:27.937
‫و نمیتونم اونا رو ول کنم و تو رو به دام بندازم.

16:28.562 --> 16:29.812
‫پس خداحافظ، خواهر.

16:31.104 --> 16:33.229
‫نه، نه، نه! وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!

16:34.146 --> 16:35.021
‫اونو برگردون.

16:35.104 --> 16:36.896
‫اوه، متاسفم، عزیزم.

16:36.979 --> 16:39.396
‫متاسفانه، این تغییر دائمیه.

16:39.896 --> 16:41.271
‫بهت یه لحظه فرصت میدم.

16:42.354 --> 16:43.937
‫یادت باشه، فقط نقد.

16:54.271 --> 16:57.021
‫ارواح تطهیر شدن.

16:57.521 --> 17:00.771
‫یک بار دیگه برخیز، مورتوث!

17:00.854 --> 17:03.562
!‫ارباب نفرین شدگان

17:08.896 --> 17:10.979
‫جزمرالدا، این دیگه چه کوفتیه؟

17:11.062 --> 17:12.979
‫این عاقبت شوم توئه!

17:17.104 --> 17:18.271
‫فقط یه دقیقه وایسا.

17:21.479 --> 17:24.271
‫حالا این عاقبت شوم توئه!

17:31.354 --> 17:33.687
‫ولی من نیمه گمشده توئم، رابط تو.

17:33.771 --> 17:35.937
!‫تو یه رابطی

17:36.021 --> 17:39.729
‫امیدوارم هیچ وقت نمیرم
‫که مجبور نشم دوباره ببینمت.

17:40.604 --> 17:43.687
‫خیلی خب، نقشه ب.
‫فقط اونقد چاله میکنیم تا یه جسد پیدا کنیم.

17:48.937 --> 17:49.937
‫از اینجا شروع میکنیم.

17:51.312 --> 17:52.646
‫مامان!

17:56.729 --> 17:57.979
!اوه خدا! خیلی خب

18:00.271 --> 18:02.229
!‫اوه! اوه خدا

18:02.312 --> 18:04.771
اوه ‫خدا! اوه ‫خدا! اوه ‫خدا!
!‫اوه ‫خدا! اوه ‫خدا! اوه ‫خدا

18:07.771 --> 18:08.646
‫ممنون؟

18:10.437 --> 18:13.437
‫پس صندلی ها از همه میزها متنفرن،
‫یا فقط از اون میز؟

18:13.521 --> 18:15.562
‫اوه، خدا رو شکر. حالتون خوبه؟

18:15.646 --> 18:18.646
‫از نظر جسمی، آره. از نظر عاطفی، یکم کار دارم.

18:21.771 --> 18:22.604
‫فرار کنین!

18:26.687 --> 18:28.937
‫- چه خبر شده؟
‫- یه شیطان توی هتله.

18:29.021 --> 18:30.354
‫یه شیطان توی هتله؟

18:30.437 --> 18:31.937
‫گنج داره؟

18:32.021 --> 18:33.937
‫با این فرش دوسته؟

18:34.646 --> 18:35.771
‫بن!

18:35.854 --> 18:38.521
‫به آنابل بگین من یه قهرمان مردم.

18:39.646 --> 18:42.271
‫پسرم رو ول کن!

18:44.687 --> 18:47.521
‫طفلکی احتمالاً فقط از این عصبانی بود
‫که با کفش روش راه رفتم.

18:47.604 --> 18:49.062
‫وایسا. دایی نیتن کجاست؟

18:49.146 --> 18:51.271
‫جن گیر اونو به یه جور خلاء فرستاد.

18:51.354 --> 18:52.854
‫باید اونو بیارم بیرون

18:54.021 --> 18:55.896
‫- میخوایم با یه شیطان بجنگیم؟
‫- نه.

18:55.979 --> 18:59.021
‫حتی نمیدونم چطوری میتونیم بجنگیم.
‫جن گیر گفت...

18:59.104 --> 19:01.854
‫"سنگ، کاغذ، قیچی."
‫به خاطر همینه که میخواست ارواح برن.

19:01.937 --> 19:04.896
!منو قایم کن! اون دیوونه‌ست

19:04.979 --> 19:06.854
‫قایمت کنم؟ تو احضارش کردی!

19:06.937 --> 19:07.937
‫میدونم!

19:08.021 --> 19:10.646
‫وفاداری کجاست؟

19:10.729 --> 19:14.687
‫تمرکز کن! ارواح میتونن با شیاطین بجنگن، مگه نه؟
‫باید یه راهی برای برگردوندنشون باشه.

19:14.771 --> 19:17.396
‫از دنیای زیرین؟ نمیتونم!

19:17.479 --> 19:21.937
‫به یه برج هدایت، یا خون مقدس، یا یه رابط نیاز دارم!

19:22.021 --> 19:22.979
‫من یه رابطم.

19:23.062 --> 19:24.562
‫درسته. روز عجیبیه.

19:24.646 --> 19:26.354
خیلی ‫خب، ما یه رابط داریم. حالا چی؟

19:26.437 --> 19:30.896
‫ما از افسون احضار روی اون استفاده میکنیم
‫و اون شیطان وحشتناک رو شکست میدیم.

19:30.979 --> 19:32.062
‫برین، انسان‌ ها!

19:35.937 --> 19:38.104
‫اوه، مورتوث بزرگ.

19:38.187 --> 19:40.229
‫من این فانی‌ ها رو اینجا جمع کردم

19:40.312 --> 19:43.479
‫تا تو بتونی سرهاشون رو راحت‌ تر خرد کنی.

19:43.562 --> 19:44.812
‫داری شوخی میکنی؟!

19:44.896 --> 19:46.604
‫اوه خدای من.

19:47.937 --> 19:49.021
‫مورتوث.

19:50.062 --> 19:51.271
‫تو برای من اومدی.

19:51.354 --> 19:54.396
‫اوه، سلام. من میشناسمت؟

19:54.479 --> 19:56.896
‫منم. آبادون. از جهنم.

19:56.979 --> 19:59.187
‫اوه، درسته. آبادون.

19:59.271 --> 20:01.354
‫حالت چطوره، مرد؟

20:01.437 --> 20:05.437
‫بیخیال، تو منو یادت نمیاد؟
آبادون، پادشاه کبرا، مگه نه؟

20:06.062 --> 20:07.771
‫رفیق، قلعه من سه تا در پایین تره.

20:07.854 --> 20:10.479
‫- سه تا پایین تر از من یه گودال اسیدیه.
‫- اونا قلعه منو خراب کردن؟

20:18.646 --> 20:19.854
‫بن، چطوری ازت استفاده کنیم؟

20:19.937 --> 20:21.896
‫ممنون که پرسیدی. هیچ ایده‌ ای ندارم.

20:21.979 --> 20:24.812
‫جدی میگم، شماها واقعاً باید جادوی سیاه یاد بگیرین.

20:24.896 --> 20:28.479
‫قراره اینم مثل دفعه قبل باشه؟
چون ‫واقعاً ترجیح میدم جلویِ مامان نباشه

20:28.562 --> 20:30.979
‫مسیر بازه.

20:34.187 --> 20:35.146
‫نیتن؟

20:35.229 --> 20:36.896
‫نیتن، صدامو میشنوی؟

20:36.979 --> 20:39.271
‫نیتن؟ کاترینم!

20:40.187 --> 20:41.062
‫کاترین؟

20:41.146 --> 20:42.146
‫کجایی؟

20:42.229 --> 20:44.562
‫توی هتل. من بیرون بنم.

20:44.646 --> 20:46.646
‫من داخل بنم؟

20:46.729 --> 20:48.729
‫فکر کنم افسرده شده.

20:48.812 --> 20:50.771
‫فقط صدای منو دنبال کن.

20:50.854 --> 20:52.521
‫باید یه راه خروجی باشه.

20:53.021 --> 20:54.229
‫فکر کنم پیداش کردم.

20:56.187 --> 20:57.604
‫میبینمت.

21:00.771 --> 21:02.396
‫نیتن، چی شده؟

21:02.479 --> 21:05.521
‫اگه برگردم، حس میکنی باید توی هتل بمونی.

21:05.604 --> 21:06.687
‫هردومون گیر میفتیم.

21:06.771 --> 21:08.646
‫این درست نیست.

21:08.729 --> 21:12.437
‫منظورم یه جورایی هست، ولی تله خوبیه.
‫مثلاً خانواده یه تله‌ست، میدونی؟

21:12.521 --> 21:14.396
‫بهترین کاری که میتونی بکنی همینه؟

21:14.479 --> 21:16.979
‫متاسفم. ما هیچوقت توی برقراری ارتباط خوب نبودیم.

21:17.062 --> 21:19.729
‫ولی من میخوام که برگردی.
‫میخوام همتون برگردین.

21:19.812 --> 21:22.937
‫- ارواح میتونن از راهروهای اصلی استفاده کنن؟
‫- باشه.

21:23.021 --> 21:24.604
‫و تلویزیون توی سالن؟

21:24.687 --> 21:25.771
‫در حد معقول.

21:25.854 --> 21:29.812
‫خب، ام، این یعنی چی؟
‫من اینجا به یه تعهد مشخص نیاز دارم.

21:32.854 --> 21:35.687
‫یعنی اگه الان وارد بن نشی، همه‌مون میمیریم!

21:35.771 --> 21:39.646
‫کاترین میگه ما تلویزیون نامحدود داریم!
‫همه توی بدن پسره برین!

21:39.729 --> 21:41.937
‫توی بدن پسره؟

21:42.021 --> 21:45.437
‫- توی بدن پسره!
‫- توی بدن پسره! توی بدن پسره!

21:46.896 --> 21:49.146
‫حرف آخری داری؟

21:49.646 --> 21:51.437
‫سنگ، کاغذ، روح، عوضی.

21:53.562 --> 21:55.437
!‫نه، نه. نه، وایسین

21:55.521 --> 21:57.521
‫این کارو نکنین! دارین بازومو می پیچونین!

21:57.604 --> 21:59.354
‫من یه آسیب شکنجه قدیمی دارم.

22:03.021 --> 22:04.062
‫آره!

22:05.854 --> 22:07.354
‫نه!

22:07.437 --> 22:09.896
!بازم برمیگردم

22:22.146 --> 22:23.812
‫بیاین دوباره این کارو بکنیم.

22:25.896 --> 22:29.854
‫خیانت از طرف یه همزاد.
‫فکر نمیکردم همچین روزی رو ببینم.

22:32.187 --> 22:33.854
‫- بن؟
‫- آنابل؟

22:34.896 --> 22:36.021
‫ببخشید که سرت داد زدم!

22:36.104 --> 22:38.437
‫- ببخشید که جسمتو میخواستم!
‫- ببخشید، چی؟

22:38.521 --> 22:40.521
‫میخوام تا ابد با تو باشم!

22:40.604 --> 22:42.937
‫میخوام همه تلویزیون های دنیا رو برات روشن کنم!

22:43.021 --> 22:45.354
‫تلویزیون های همیشه روشن.

22:45.437 --> 22:47.437
‫زوج بامزه ای هستن. یکم اختلاف سنی دارن.

22:47.521 --> 22:49.604
همیشه بدن های دیگه ای هم هست

22:49.687 --> 22:51.812
‫خانم کاترین، من قوانین شما رو دوست ندارم،

22:51.896 --> 22:54.312
‫ولی اونا رو بهتر از یه پوچی ابدی میدونم.

22:54.396 --> 22:56.312
‫سعی میکنم چاقو زدن رو متوقف کنم.

22:56.396 --> 22:58.312
‫وای، ممنون، پاول چاقوکش.

22:58.396 --> 23:01.062
‫ولی چند چاقو زدن غیر مشتری برای من مشکلی نداره.

23:01.146 --> 23:02.854
‫تا وقتی که برای مالک مشترک مشکلی نداشته باشه.

23:02.937 --> 23:05.437
‫وایسا، مالک مشترک؟ یعنی دو مالک؟

23:05.521 --> 23:07.771
‫با قدرت برابر؟ و من یکی از اونا هستم!

23:07.854 --> 23:09.354
‫من قطعاً به کمک نیاز دارم.

23:10.062 --> 23:12.146
‫من میخوام برم و پستچی رو چاقو بزنم!

23:12.229 --> 23:15.104
‫همگی، سه بو برای کاترین!

23:15.187 --> 23:18.021
‫بو! بو! بو!

23:18.104 --> 23:20.062
‫شماها باید تصمیم بگیرین که معنی بو چیه.

23:20.146 --> 23:21.354
‫همه چی راجب موقعیته

23:21.437 --> 23:24.562
‫ببین، توی گروهی از چهار روح یا بیشتر…

23:33.146 --> 23:34.021
‫بو!

23:35.021 --> 24:00.021
°°مترجم : احسان°°  
○○@Ehsan_Cn○○

24:00.021 --> 24:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:30.021 --> 25:00.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
