WEBVTT

00:06.971 --> 00:09.201
‫آنچه گذشت...

00:12.811 --> 00:14.541
‫- تظاهرات رو دیدی؟
‫- چه تظاهراتی؟

00:14.641 --> 00:18.281
‫تقریباً سی سالـه که دارم فریاد می‌زنم
‫ولی کو گوش شنوا؟

00:18.381 --> 00:20.281
‫به نظر من الایجا بی‌گناهـه

00:20.381 --> 00:24.181
‫اونقدری هم توی این کار بودم که بدونم

00:24.281 --> 00:26.721
‫- شما باهام موافق نیستید
‫- خب، اقلاً روراستی

00:26.851 --> 00:29.491
‫درست هم میگی. موافق نیستم

00:29.561 --> 00:33.191
‫دوست داری بدونی چرا سقط جنین کردم؟

00:33.291 --> 00:34.891
‫چون بهم تجاوز شده بود

00:35.731 --> 00:39.371
‫بلایی که سر قربانی‌هات آوردی،

00:39.431 --> 00:40.747
‫سر من هم اومد

00:40.771 --> 00:43.171
‫من پیش کسی حرفی نزدم

00:43.271 --> 00:45.311
‫خانم‌خانما، مگه آلت قتاله رو نمی‌خوای؟

00:52.011 --> 01:02.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:02.012 --> 01:12.012
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:48.301 --> 01:50.301
‫الایجا. الایجا

02:06.191 --> 02:07.691
‫الو؟

02:10.321 --> 02:11.821
‫چیکار کرده؟!

03:26.231 --> 03:27.831
‫فقط این؟

03:27.901 --> 03:30.541
‫یکی هم از اون گوشی‌ها، لطفاً

03:44.151 --> 03:46.491
‫- بفرما
‫- مرسی

03:59.701 --> 04:00.747
‫سلام!

04:00.771 --> 04:02.541
‫مامان! اینجا چیکار می‌کنی؟

04:02.601 --> 04:05.541
‫تازه رسیدم خونه.
‫آخ، خیلی دلم برات تنگ شده بود.

04:05.611 --> 04:08.611
‫- مدام بهت پیامک می‌زدم
‫- آره، من هم دلم واست تنگ شده بود

04:08.711 --> 04:09.917
‫اون کتونی‌ها نو هستن؟

04:09.941 --> 04:11.811
‫آره، از ایوا گرفتم

04:11.951 --> 04:13.187
‫کادوی تولد دیر هنگام

04:13.211 --> 04:14.711
‫عه. جدی؟

04:14.781 --> 04:16.651
‫فکر می‌کردم امسال
‫زیاد صمیمی نیستید

04:16.751 --> 04:18.351
‫خب، دوباره صمیمی شدیم

04:18.451 --> 04:21.891
‫چه خوب. بیا، بشین

04:21.991 --> 04:23.267
‫می‌خوام سیر تا پیاز...

04:23.291 --> 04:24.891
‫اتفاقاتِ این مدت رو برام بگی و

04:24.991 --> 04:29.001
‫می‌خوام بدونم سؤالی چیزی ازم نداری؟

04:30.161 --> 04:31.831
‫درمورد اون مقاله؟

04:31.931 --> 04:33.377
‫توی دبیرستان سقط جنین داشتی

04:33.401 --> 04:34.807
‫آسمون که به زمین نیومده

04:34.831 --> 04:37.641
‫هیزل، اتفاقاً آسمون به زمین اومده

04:37.741 --> 04:40.471
‫اون موقع، من سنم از الانِ تو کمتر بود

04:41.271 --> 04:43.741
‫نه، متوجهم

04:43.841 --> 04:45.851
‫حتی نمی‌تونم تصورش رو بکنم

04:47.311 --> 04:49.521
‫که یعنی تو...

04:49.621 --> 04:51.391
‫اصلاً دور و بر این مسائل نیستی...

04:51.491 --> 04:53.591
‫- مامان! نه!
‫- وقتی شدی...

04:53.691 --> 04:54.797
‫وای خدا!

04:54.821 --> 04:56.321
‫- خب، وقتی شدی...
‫- بس کن!

04:56.461 --> 04:58.501
‫- وای خدا! نه!
‫- وقتی به اونجا رسیدی،

04:58.531 --> 05:00.631
‫- سال‌های سال بعد...
‫- بس کن. نه

05:00.731 --> 05:02.501
‫- در آینده‌ی دور...
‫- بس کن

05:02.601 --> 05:03.777
‫منو نگاه کن

05:03.801 --> 05:05.501
‫منو نگاه کن. منو ببین

05:06.631 --> 05:08.701
‫می‌تونی باهام درموردش حرف بزنی، خب؟

05:09.601 --> 05:11.571
‫خب؟

05:13.841 --> 05:16.611
‫دیگه در این مورد زجرت نمیدم

05:17.511 --> 05:21.381
‫می‌خواستم راجع به اَش هم حرف بزنیم

05:22.221 --> 05:25.351
‫شرمنده که سرزنشت کردم، من...

05:25.451 --> 05:27.221
‫خیلی ناراحت بودم

05:28.121 --> 05:29.397
‫من هم شرمنده‌ام

05:29.421 --> 05:31.091
‫باید حواسم به مکس می‌بود

05:31.191 --> 05:33.061
‫خیلی‌خب

05:33.791 --> 05:35.401
‫امشب «پیتزای خودت رو بساز» داریم

05:35.531 --> 05:36.807
‫می‌خوای کمک کنی؟

05:36.831 --> 05:39.871
‫راستش یه سؤال دارم

05:39.971 --> 05:41.471
‫بپرس

05:42.741 --> 05:44.511
‫حالا که آلت قتاله رو پیدا کردید

05:44.512 --> 05:46.141
‫تکلیف پرونده چی میشه؟

05:50.011 --> 05:51.851
‫خب...

05:51.911 --> 05:53.411
‫حدوداً یه هفته طول می‌کشه

05:53.481 --> 05:57.021
‫که آزمایشگاه دی‌ان‌ای رو
‫از آچار استخراج کنه،

05:57.081 --> 05:59.091
‫بعدش باید نتایجش رو با

05:59.191 --> 06:02.721
‫یه نمونه از دی‌ان‌ای هدر تطابق بدیم

06:03.821 --> 06:06.231
‫چطوری این نمونه رو بدست میارید؟
‫آخه هدر...

06:06.331 --> 06:11.161
‫یه لباسی داره از شبی که به قتل رسیده،

06:11.231 --> 06:14.331
‫خونش روش ریخته و...

06:14.431 --> 06:17.471
‫وکیل الایجا از بایگانی مدارک می‌گیرتش

06:19.911 --> 06:21.581
‫اگه تطابق داشته باشه،

06:21.681 --> 06:23.981
‫پدرت هم

06:24.081 --> 06:26.251
‫مجازات اعدام نصیبش میشه؟

06:27.751 --> 06:29.057
‫آ...

06:29.081 --> 06:30.721
‫نمی‌دونم هیزل. ممکنه

06:30.821 --> 06:32.421
‫بستگی به مقامات داره

06:32.521 --> 06:34.151
‫چطور آدمیـه؟

06:35.091 --> 06:37.021
‫خوشحال باش که لازم نیست بدونی

06:41.661 --> 06:43.007
‫باورم نمیشه که

06:43.031 --> 06:44.077
‫حقیقت داره

06:44.101 --> 06:46.131
‫خب، باورت بشه

06:46.231 --> 06:47.507
‫چی بهت گفتم؟

06:47.531 --> 06:49.211
‫بهتره کم‌کم واسه روز اول آزادیت

06:49.212 --> 06:50.417
‫برنامه‌ریزی کنی

06:50.441 --> 06:51.987
‫خیلی‌خب حالا، بیا جوگیر نشیم

06:52.011 --> 06:54.441
‫دیگه دیره. شدم رفت

06:54.541 --> 06:56.311
‫چه‌جورم جوگیر شدم

06:57.441 --> 06:59.511
‫چند شب پیش توی خواب دیدم که

06:59.512 --> 07:01.481
‫آزاد بودم

07:02.351 --> 07:04.151
‫ولی جوون بودم

07:04.281 --> 07:06.991
‫پای پیاده همه‌جا می‌رفتم،
‫توی کلاس پیانو می‌زدم

07:07.091 --> 07:10.161
‫یادته دزدکی وارد اون کلیسا شدی
‫تا با پیانوشون آهنگ بزنی؟

07:10.261 --> 07:13.061
‫مامان چیزی نمونده بود دخلت رو بیاره

07:13.131 --> 07:15.631
‫- اون کلیسا یه مینی‌پیانو داشت
‫- اوهوم

07:15.761 --> 07:17.261
‫ببین

07:17.961 --> 07:19.501
‫وقت تمومـه

07:21.641 --> 07:24.041
‫چند روز دیگه برمی‌گردم، خب؟

07:29.311 --> 07:31.241
‫قوی باش

07:46.861 --> 07:49.531
‫آهای، مامانم بهم گفت قراره آزاد شی

07:49.631 --> 07:51.201
‫خواهرت گفت. درسته؟

07:52.001 --> 07:54.371
‫تا آزادیم خیلی مونده، نیکو

07:54.501 --> 07:56.501
‫اولین غذایی که می‌خوری چیه، رفیق؟

07:56.641 --> 08:00.771
‫من که یه بشقاب بزرگ میگو می‌زنم توی رگ

08:00.841 --> 08:02.441
‫همینطور استیک

08:02.541 --> 08:04.511
‫آره. من اینا رو می‌گیرم

08:04.641 --> 08:06.551
‫واسه آخرین وعده‌ی غذاییم توی اینجا

08:07.651 --> 08:08.827
‫ولی اونقدر خوشمزه نمیشه

08:08.851 --> 08:10.157
‫- یالا، بیاید
‫- می‌دونم

08:10.181 --> 08:12.391
‫ولی ترکیب گوشت قرمز و
‫غذای دریایی به‌نظر جذاب میاد

08:13.191 --> 08:15.051
‫یالا

08:15.191 --> 08:16.691
‫من یه تیکه از مالِ اون می‌خوام

08:16.721 --> 08:18.167
‫- می‌دونم
‫- من هم یه تیکه از مال تو می‌خوام

08:18.191 --> 08:20.161
‫بچه‌ها

08:20.231 --> 08:21.637
‫به سلامتی مامان

08:21.661 --> 08:23.961
‫- به خونه خوش برگشتی
‫- به خونه خوش برگشتی

08:24.031 --> 08:25.507
‫مرسی

08:25.511 --> 08:27.011
‫عه، بُرش‌دهنده‌ی پیتزا رو یادم رفت

08:27.012 --> 08:28.011
‫« اینستاگرام: درخواستِ فالو از جاش »

08:28.012 --> 08:29.031
‫صبر کنید، باید به سلامتی بابا هم بزنیم

08:29.071 --> 08:33.511
‫که مدیر منطقه‌ای شرکت
‫«سکوویا تراست» شده

08:33.611 --> 08:35.211
‫به پای حل پرونده‌ی قتل نمی‌رسه

08:35.341 --> 08:37.281
‫درسته. تازه هنوز هم اون صندلی رو هم ندادن

08:37.381 --> 08:39.181
‫فقط یه مصاحبه با شرکتـه

08:39.281 --> 08:41.511
‫که ویلیام گفت صرفاً تشریفاتیـه

08:41.581 --> 08:43.251
‫آره، گفت

08:43.351 --> 08:45.511
‫این پیتزا کاتر کدوم گوریه؟

08:45.512 --> 08:46.697
‫مگه مهمه؟

08:46.721 --> 08:47.867
‫بیخیال. داره از دهن میفته

08:47.891 --> 08:49.297
‫خیلی‌خب...

08:49.321 --> 08:51.261
‫بُرش‌دهنده نداریم،
‫ولی همین کار رو در میاره

08:51.361 --> 08:52.667
‫هیزل سرش توی گوشی‌شـه
‫[پس بابابزرگ واست کفش‌ جدید خریده؟]

08:52.691 --> 08:54.661
‫کِی می‌تونم برگردم سر کاراته؟
‫[زاغ سیاهمو چوب می‌زنی؟]

08:54.761 --> 08:57.401
‫عزیزم، یه باشگاه جدید پیدا می‌کنیم

08:57.501 --> 08:59.731
‫هیزل، میشه گوشی رو بذاری کنار؟

08:59.871 --> 09:01.371
‫بذارش کنار.
‫مامانت خونه‌ست.

09:01.471 --> 09:02.817
‫حالا مگه چقدر نبوده؟

09:02.841 --> 09:04.901
‫به نظر من که صد سال گذشت

09:05.001 --> 09:06.501
‫بیا اینجا، بیا بغلم پسرکم

09:06.541 --> 09:08.017
‫به هر حال من یه تیکه
‫از اون پیتزا برمی‌دارم

09:08.041 --> 09:09.911
‫- انگار خیلی خوشمزه‌ست
‫- بیا بغلم

09:11.211 --> 09:12.457
‫خیلی‌خب، بُرش بزنید و
‫پخش کنید

09:12.481 --> 09:13.927
‫بذار ببینم، عزیزم

09:13.951 --> 09:15.227
‫- خیلی‌خب، مرسی
‫- خواهش

09:15.251 --> 09:16.751
‫خیلی‌خب، این واسه تو

09:16.821 --> 09:18.921
‫با کی حرف می‌زنی؟

09:19.051 --> 09:20.551
‫پسره؟

09:22.191 --> 09:23.861
‫چی؟ نه. ایواست

09:23.961 --> 09:26.861
‫- می‌دونید امروز توی مدرسه چی شد؟
‫- چی شد؟

09:26.961 --> 09:29.631
‫با یه مارمولک بازی کردیم.
‫اسمش استرایکر بود.

09:29.731 --> 09:32.311
‫بعدش یهویی فرار کرد...

09:32.312 --> 09:34.271
‫به نظرم بهتره به عقل‌مون رجوع کنیم و

09:34.371 --> 09:35.577
‫از درگیری دوری کنیم

09:35.601 --> 09:37.971
‫ملیسا، ما اون باشگاه
‫هنرهای رزمی رو پیدا کردیم

09:38.071 --> 09:40.111
‫چرا باید بریم جای دیگه‌ای؟

09:42.541 --> 09:44.681
‫وایسا، چرا این توی کوله‌پشتی مکسـه؟

09:44.781 --> 09:46.281
‫چی؟

09:47.081 --> 09:49.581
‫- مکس؟!
‫- آره

09:51.621 --> 09:53.291
‫آهای، مکس؟

09:54.791 --> 09:57.161
‫چرا پیتزا بُر توی کوله‌پشتی‌ت بود؟

09:58.931 --> 10:00.107
‫اسلحه‌ست

10:00.131 --> 10:02.701
‫اسلحه؟ اسلحه برای چی، مکس؟

10:02.801 --> 10:05.971
‫محض احتیاط اگه اَش فهمید
‫مدرسه‌ام کجاست

10:07.071 --> 10:08.801
‫خیلی‌خب

10:08.901 --> 10:09.977
‫ببین

10:10.001 --> 10:11.277
‫پسرم

10:11.301 --> 10:12.801
‫بیا اینجا

10:19.511 --> 10:21.011
‫ببین

10:21.051 --> 10:24.121
‫اش نمیاد مدرسه‌ات،

10:24.221 --> 10:27.191
‫اینجا هم نمیاد

10:28.221 --> 10:29.721
‫لازم نیست نگران باشی

10:29.761 --> 10:33.791
‫من و بابایی همیشه مواظبت هستیم، خب؟

10:33.891 --> 10:36.461
‫- آره
‫- باشه

10:36.531 --> 10:37.937
‫مکس

10:37.961 --> 10:39.671
‫باشه؟

10:39.771 --> 10:41.271
‫باشه

10:42.341 --> 10:45.841
‫خیلی‌خب، برو لباس خوابت رو بپوش.
‫میام می‌خوابونمت.

10:46.771 --> 10:49.041
‫وای رفیق

10:50.211 --> 10:51.757
‫اگه دستور منع کوفتی رو گرفته بودیم

10:51.781 --> 10:53.281
‫می‌تونستیم ازش محافظت کنیم

10:53.311 --> 10:54.487
‫وای خدا

10:54.511 --> 10:56.381
‫اون حکم یه تیکه کاغذه، خندق که نیست

10:56.521 --> 10:58.551
‫اقلاً این از دستمون بر میاد، ملیسا

10:58.651 --> 11:00.621
‫آره، شاید چون دیده پدرش هزارتا
‫دوربین مداربسته نصب کرده،

11:00.721 --> 11:01.997
‫دلشوره گرفته

11:02.021 --> 11:04.161
‫خدا رو شکر که کردم. وگرنه...

11:04.221 --> 11:06.107
‫معلوم نبود بچه تا کِی توی خونه تنها بمونه

11:06.131 --> 11:07.631
‫خدا رو شکر که رنه خونه بود

11:07.661 --> 11:10.001
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب،
‫چون من اینجا نبودم

11:10.101 --> 11:11.707
‫- نه، منظورم این نیست
‫- منظورت...

11:11.731 --> 11:13.177
‫- دقیقاً همینـه
‫- نه، منظورم اینه که خدا رو شکر...

11:13.201 --> 11:15.001
‫که اون حواسش به مکس بود
‫موقعی که من داشتم...

11:15.031 --> 11:17.312
‫پس چرا یه کادوی قدردانی بهش نمیدی، بن؟

11:19.511 --> 11:20.617
‫شرمنده

11:20.641 --> 11:23.081
‫- نه، من شرمنده‌ام
‫- نه، من شرمنده‌ام

11:23.181 --> 11:25.341
‫متأسفم، شرمنده، ببخشید

11:25.411 --> 11:28.051
‫- نمی‌خوام دعوا کنم، خب؟
‫- آره، من هم همینطور

11:33.851 --> 11:37.091
‫از یه بچه‌ی 9 ساله
‫همین ایده برمیاد واسه اسلحه

11:39.961 --> 11:41.307
‫آره بابا. کاراته کیلو چنده؟

11:41.331 --> 11:44.661
‫بهش یاد می‌دیم چطوری
‫آدم بدها رو تیکه‌تیکه کنه

11:45.501 --> 11:47.631
‫آهای

11:48.471 --> 11:50.741
‫ببین، آهای، هی...

11:50.841 --> 11:52.341
‫چیه؟

11:54.341 --> 11:56.841
‫هیچی

11:59.581 --> 12:01.481
‫من...

12:02.581 --> 12:04.897
‫وقتی نبودم، حس کردم
‫دارم کار خیری انجام میدم،

12:04.921 --> 12:06.521
‫می‌دونی؟ مثلاً...

12:06.621 --> 12:08.791
‫با اینکه سخت بود و بعدش

12:08.891 --> 12:11.091
‫بعدش برگشتم خونه و

12:11.191 --> 12:13.531
‫هیزل کتونی جدید گرفته و...

12:13.591 --> 12:15.191
‫با کی چَت می‌کنه؟

12:15.291 --> 12:19.301
‫پسرمون هم وسایل تیز
‫آشپزخونه رو می‌بره مدرسه؟

12:21.941 --> 12:24.201
‫ببین، ببین

12:24.271 --> 12:25.717
‫گوش کن

12:25.741 --> 12:27.811
‫- این مدت نبودی خب
‫- می‌دونم

12:27.941 --> 12:31.281
‫ولی الایجا قراره به زودی آزاد بشه، درسته؟

12:32.251 --> 12:34.251
‫کیث هم از زندگی‌مون دَک میشه

12:34.351 --> 12:37.981
‫خب؟ من هم... ترفیع می‌گیرم

12:38.081 --> 12:41.551
‫تو هم می‌تونی برگردی سر آرایش

12:42.461 --> 12:44.821
‫خب؟

12:44.921 --> 12:47.091
‫همه‌چی به حالت عادی برمی‌گرده

12:48.391 --> 12:50.301
‫- خب؟
‫- آره

12:51.161 --> 12:53.531
‫- خیلی‌خب
‫- آره

12:54.571 --> 12:56.571
‫باشه

12:56.641 --> 12:58.511
‫با نگاه به ترک‌های خطی

12:58.512 --> 13:00.411
‫روی جمجمه‌ی هدر ریچموند

13:00.471 --> 13:02.311
‫در بخش طاق و پایه،

13:02.411 --> 13:06.151
‫به‌نظر می‌رسه که فقط یک‌بار
‫با یک جسم سنگین ضربه خورده

13:06.251 --> 13:08.111
‫آچار قطعاً وزن و نیروی کافی

13:08.111 --> 13:10.321
‫برای ایجاد چنین جراحتی رو داره،

13:10.421 --> 13:12.491
‫ولی نتیجه‌ی آزمایش دی‌ان‌ای
‫لازمه که بفهمیم...

13:12.621 --> 13:15.021
‫نه، نه. نه، بعد از «جراحتی» کات کن، دایان

13:15.151 --> 13:17.861
‫تا وقتی نتیجه‌ی آزمایش مشخص نشده،
‫نمی‌خوام رو بشه

13:17.991 --> 13:19.991
‫- حله
‫- مرسی

13:21.531 --> 13:23.361
‫من بودم حرفش رو باور می‌کردم

13:23.501 --> 13:25.001
‫خوب آدمو قانع می‌کنه، نه؟

13:25.031 --> 13:26.631
‫- آره
‫- آره، می‌دونستم

13:26.731 --> 13:28.671
‫- سلام سلام سلام، در چه حالید؟
‫- سلام

13:28.801 --> 13:30.247
‫- داره ردیف میشه؟
‫- چیزی نمونده

13:30.271 --> 13:32.141
‫نتایج به کجا رسید؟

13:32.241 --> 13:34.771
‫کالاوی اجازه‌ی آزمایش
‫لباس خونین رو داد؟

13:34.871 --> 13:36.371
‫نه. ولی توقعش رو داشتیم

13:36.481 --> 13:38.711
‫همین الانش گابریلا داره
‫رفته سراغ نقشه‌ی ثانویه

13:38.841 --> 13:40.257
‫قاضی پرونده رو راضی کرد

13:40.281 --> 13:42.351
‫دستور قضایی بده، پس اون...

13:44.381 --> 13:47.491
‫عه، چه حلال‌زاده‌ست، گابریلاست

13:49.161 --> 13:50.497
‫میشه... یه لحظه صبر کنید؟

13:50.521 --> 13:51.597
‫- حتماً، حتماً، حتماً
‫- الان برمی‌گردم

13:51.621 --> 13:52.767
‫مرسی، مرسی، مرسی

13:52.791 --> 13:54.167
‫هنوزم باورم نمیشه

13:54.191 --> 13:55.731
‫آلت قتاله‌ی واقعی

13:57.101 --> 13:58.677
‫آخه چی بهش گفتی که
‫از زیر زبونش کشیدی؟

13:58.701 --> 14:00.007
‫- بفرمایید، دکتر گرگ
‫- ممنون

14:00.031 --> 14:01.531
‫آ...

14:02.511 --> 14:05.071
‫- فقط حقیقت رو گفتم
‫- حرف از حقیقت شد،

14:05.171 --> 14:07.417
‫شنیدم هنوز زنگ نزدی کرین
‫واسه نوشتن کتاب

14:07.441 --> 14:09.541
‫آره. آخه خیلی سرم شلوغه...

14:09.681 --> 14:10.711
‫ملیسا، ملیسا،

14:10.712 --> 14:12.227
‫باید تا تنور داغه نون رو بچسبونی

14:12.251 --> 14:13.357
‫نذاری از دستت بره

14:13.381 --> 14:15.311
‫لباس‌های هدر نیستن

14:15.411 --> 14:17.051
‫چی؟ منظورت چیه که نیستن؟

14:17.181 --> 14:19.721
‫الان گابریلا و جویس
‫توی انباری مدارک هستن و

14:19.851 --> 14:22.561
‫نتونستن جعبه‌ی الایجا رو پیدا کنن

14:22.691 --> 14:23.867
‫چی؟

14:23.891 --> 14:25.367
‫بدون نمونه دی‌ان‌ای از هدر،

14:25.391 --> 14:26.807
‫اون آچار عملاً به هیچ دردی نمی‌خوره

14:26.831 --> 14:28.167
‫خب، می‌دونی،

14:28.191 --> 14:31.561
‫تایلر رو پیدا کنید و سوار هواپیما شید

14:38.011 --> 14:48.011
‫ترجمه از امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

15:22.011 --> 15:32.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

15:38.361 --> 15:40.301
‫اون سرپرستـه؟

15:40.401 --> 15:44.011
‫کله‌ی سحر جلوی انبار مدارک
‫توی ناکجاآبادِ تگزاس،

15:44.012 --> 15:46.741
‫منتظر کس دیگه‌ای هستی؟

15:57.081 --> 15:58.681
‫بذارید حدس بزنم

15:58.751 --> 16:01.521
‫شما همون مشکلی هستید که
‫باب دیروز درگیرش بود؟

16:01.621 --> 16:03.661
‫- اوه اوه
‫- شما سرپرست باب هستید؟

16:03.761 --> 16:05.891
‫بله خانم. بنده آلیس هستم

16:05.991 --> 16:07.661
‫خب آلیس، مشکل اینـه که

16:07.731 --> 16:10.431
‫من حکم قضایی دارم
‫واسه گرفتن یه جعبه‌ی مدارک

16:10.531 --> 16:12.071
‫مربوط به یه پرونده‌ی کیفری مهم،

16:12.171 --> 16:15.531
‫ولی کارمند بی‌کفایتِ شما
‫ادعا کرد که نیستش

16:15.631 --> 16:17.941
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

16:18.071 --> 16:20.811
‫یکم فرصت بدید تا حلش کنیم

16:26.581 --> 16:28.251
‫ما از برنامه‌ی دکتر گرگ اومدیم،

16:28.351 --> 16:30.021
‫پس میشه فیلم بگیریم؟

16:30.081 --> 16:32.421
‫از دفتر دادستانی اجازه گرفتید؟

16:32.521 --> 16:34.251
‫نه

16:34.391 --> 16:37.721
‫می‌تونید از قفسه‌ها فیلم بگیرید.
‫از کارمندها نه.

16:38.521 --> 16:40.491
‫عاشق تصاویر مکملم

16:43.031 --> 16:44.861
‫شماره پرونده؟

16:44.961 --> 16:46.671
‫ببینیم توی سیستم چی هست

16:49.901 --> 16:51.077
‫باید اینجا باشه

16:51.101 --> 16:53.441
‫دیروز اون یارو هم همین رو گفت

16:53.571 --> 16:55.971
‫- باب
‫- خب

16:56.111 --> 16:57.881
‫بریم یه نگاهی بندازیم

16:57.941 --> 16:59.441
‫دنبالم بیاید

17:00.111 --> 17:01.257
‫می‌دونم شبیه بازار شامـه،

17:01.281 --> 17:02.427
‫ولی نسبت به یک سال پیش که

17:02.451 --> 17:03.557
‫من مسئولش شدم خیلی بهتره

17:03.581 --> 17:05.081
‫سلاح‌های گرم اینجان

17:05.121 --> 17:06.427
‫سلاح‌های متفرقه اینجان

17:06.451 --> 17:08.491
‫تخته‌های فومی، لوله‌های مسی...

17:08.591 --> 17:10.391
‫- اینجا محشره
‫- ماری‌جوانا،

17:10.491 --> 17:11.991
‫هروئین، پول نقد

17:12.061 --> 17:13.861
‫اون یخچال پشتی پر از
‫نمونه دی‌ان‌ای‌های تجاوزه

17:13.931 --> 17:15.367
‫پرونده‌های اعدام اینجان

17:15.391 --> 17:17.461
‫برچسب قرمز دارن

17:28.111 --> 17:29.611
‫اگه اینجا نباشه،

17:29.641 --> 17:31.511
‫ممکنه جای دیگه‌ای باشه؟

17:31.611 --> 17:33.111
‫نه، نه. همینجاست

17:33.151 --> 17:35.351
‫باید همینجا باشه

17:38.121 --> 17:40.791
‫عجب وضعی شد

17:41.691 --> 17:44.721
‫خیلی‌خب، من هوای تازه می‌خوام

17:46.161 --> 17:47.407
‫پس برگشتی

17:47.431 --> 17:49.601
‫من هم همینطور، باب

17:49.701 --> 17:51.137
‫مگه بهت نگفتم

17:51.161 --> 17:53.171
‫پیراهن هاوایی رو بذار
‫واسه جمعه‌های غیررسمی؟

17:54.831 --> 17:57.971
‫دیروز مدارک مربوط به امحاء رو
‫بررسی کردی، باب؟

17:58.071 --> 18:00.941
‫نه، توی لیست نبود

18:01.571 --> 18:02.857
‫ببخشید،

18:02.881 --> 18:03.987
‫امحاء چیه؟

18:04.011 --> 18:05.711
‫محدودیت فضا داریم

18:05.841 --> 18:07.341
‫وقتی جامون پر میشه،

18:07.381 --> 18:09.521
‫به ارگان مربوطه گزارش می‌دیم که
‫فضا لازم داریم

18:09.621 --> 18:11.551
‫دفتر دادستانی یه لیست از

18:11.681 --> 18:14.151
‫پرونده‌های بسته شده می‌فرسته که
‫پاکسازی بشن

18:14.251 --> 18:18.061
‫پاکسازی... چطوری؟

18:18.191 --> 18:19.537
‫توی زباله‌سوز سوزونده میشن

18:19.561 --> 18:21.061
‫ولی حق با بابـه

18:21.161 --> 18:24.201
‫این پرونده واسه آخرین امحاء
‫انتخاب نشده بوده

18:24.301 --> 18:26.531
‫ولی گاهی...

18:27.571 --> 18:30.401
‫آ... آها... آها...

18:30.501 --> 18:32.441
‫بفرما

18:33.811 --> 18:36.141
‫لحظه‌ی آخر زنگ می‌زنن و
‫چندتا اضافه می‌کنن

18:36.211 --> 18:38.011
‫باب، این یکه یا هفت؟

18:38.111 --> 18:39.951
‫یکه فکر کنم

18:41.151 --> 18:43.551
‫مدارک این پرونده پاکسازی شدن

18:44.651 --> 18:46.921
‫خیلی‌خب

18:47.021 --> 18:49.191
‫منظورتون چیه که پاکسازی شدن؟

18:49.291 --> 18:50.697
‫پرونده‌ی بسته‌شده بوده

18:50.721 --> 18:52.331
‫موارد اضافی رو کی اطلاع میده؟

18:52.391 --> 18:54.031
‫دفتر دادستانی

19:04.701 --> 19:06.371
‫کالاوی

19:07.271 --> 19:09.441
‫- توی اتاق کنفرانس می‌بینم‌تون
‫- خیلی‌خب

19:12.251 --> 19:13.751
‫خب، عصر بخیر، خانم‌ها

19:13.851 --> 19:15.027
‫خیال کردی

19:15.051 --> 19:16.397
‫متوجه نمیشم که تو گفتی

19:16.421 --> 19:18.141
‫مدارک پرونده‌ی الایجا رو نابود کنن؟

19:18.251 --> 19:19.751
‫مدارک پرونده‌های بسته‌شده

19:19.821 --> 19:23.061
‫نابود میشن.
‫به همین سادگی.

19:24.791 --> 19:27.631
‫ولی این پرونده صرفاً به این دلیل
‫بسته‌ شده که نخواستید بازش کنید

19:27.761 --> 19:29.331
‫حتی با اینکه آلت قتاله رو پیدا کردیم؟

19:29.431 --> 19:31.261
‫اصلاً همون که شما می‌گید

19:31.401 --> 19:32.607
‫بیخیال

19:32.631 --> 19:35.171
‫می‌دونی که اون آچار لرزه به تنت انداخته

19:35.271 --> 19:38.701
‫دی‌ان‌ای کل بازی رو عوض می‌کنه

19:38.771 --> 19:41.371
‫بالاخره آماده‌ای که
‫از تعلق اجرای حکم الایجا و

19:41.441 --> 19:42.981
‫بازخوانی پرونده‌اش حمایت کنی؟

19:43.081 --> 19:44.387
‫چون همینکه خبر اون آچار
‫توی تلویزیون پخش بشه،

19:44.411 --> 19:46.181
‫توی بد دردسری میفتی و

19:46.281 --> 19:49.211
‫معترض‌ها با بلندگو
‫جلوی خونه‌ات صف می‌کشن

19:49.281 --> 19:51.241
‫حتی اگه جلسه‌ی بازخوانی و
‫تعلیق حکم رو بگیری،

19:51.281 --> 19:52.821
‫بهترین سناریوی ممکن‌تون چیه؟

19:52.951 --> 19:54.551
‫یه محاکمه‌ی جدید؟

19:54.621 --> 19:56.791
‫واقعاً می‌خوای موکلت رو
‫وارد این روند بکنی؟

19:56.891 --> 20:00.031
‫خب پیشنهاد تو چیه؟

20:03.761 --> 20:06.631
‫من با فرماندار حرف زدم

20:06.731 --> 20:09.601
‫به الایجا پیشنهاد مصالحه می‌دیم

20:09.671 --> 20:11.601
‫اگه به قتل هدر ریچموند اعتراف کنه،

20:11.671 --> 20:13.741
‫مجازات اعدامش مُلغی میشه،

20:13.841 --> 20:16.341
‫حکمش به حبس ابد با آزادی مشروط
‫تقلیل پیدا می‌کنه

20:16.441 --> 20:18.181
‫چی...

20:18.281 --> 20:19.457
‫اون که حبس کشیده

20:19.481 --> 20:20.887
‫بیخیال، خودت که می‌دونی نمی‌تونم

20:20.911 --> 20:23.151
‫39 سال ولی شدنیـه

20:23.281 --> 20:25.051
‫ده سال دیگه هم حبس می‌کشه،
‫بعدش آزاد میشه

20:25.151 --> 20:26.427
‫ده سال دیگه؟

20:26.451 --> 20:28.111
‫پس می‌خواید واسه گناهِ مرتکب‌نشده

20:28.112 --> 20:29.521
‫بازم حبس بکشه؟

20:29.621 --> 20:31.591
‫ولی الایجا مرتکبش شده

20:31.691 --> 20:32.967
‫این توافق هم

20:32.991 --> 20:34.811
‫مشروط به اینه که اون توی دادگاه علنی،

20:34.812 --> 20:36.331
‫با جزئیات کامل، این رو بگه

20:36.431 --> 20:38.361
‫داری سعی می‌کنی از شر آچار خلاص شی

20:38.461 --> 20:40.731
‫می‌خواد از شر همه‌مون خلاص شه

20:41.701 --> 20:43.211
‫این توافق برای 48 ساعت روی میزه

20:43.212 --> 20:44.417
‫اگه من جات بودم،

20:44.441 --> 20:46.671
‫فوراً به موکلم می‌رسوندمش

20:47.811 --> 20:50.211
‫همیشه دیدار شما خانم‌ها مایه‌ی مباهاتـه

20:55.951 --> 20:56.927
‫خب حالا چیکار کنیم؟

20:56.951 --> 20:58.451
‫باید برادرم رو ببینم

20:58.481 --> 21:00.691
‫با هم بهش می‌گیم، خب؟

21:00.791 --> 21:02.111
‫اگه مصالحه رو قبول کنه،

21:02.112 --> 21:03.867
‫اون‌وقت گم‌شدنِ دی‌ان‌ای هدر مهم نیست

21:03.891 --> 21:05.921
‫اگه مصالحه رو قبول نکنه چی؟

21:06.021 --> 21:07.661
‫یه گزینه‌ی دیگه هست

21:07.731 --> 21:09.007
‫تطابق خانوادگی

21:09.031 --> 21:10.901
‫یکی از بستگان هدر رو راضی می‌کنیم که

21:11.001 --> 21:12.307
‫یه نمونه دی‌ان‌ای ارائه کنه،

21:12.331 --> 21:15.131
‫بعد ازش واسه تأیید تطابق جزئی
‫روی آچار استفاده می‌کنیم

21:15.171 --> 21:16.311
‫تا جایی که می‌دونم،

21:16.641 --> 21:18.501
‫تنها خانواده‌ای که براش مونده دنیسـه

21:18.601 --> 21:20.511
‫مطمئن هم هستم چشم دیدن
‫هیچ‌کدوم‌مون رو نداره

21:22.411 --> 21:24.111
‫خیلی‌خب

21:24.911 --> 21:26.611
‫من می‌تونم یه تیری در تاریکی بندازم

21:31.581 --> 21:33.821
‫شرایط پیشنهادشون رو درک می‌کنی؟

21:37.361 --> 21:38.837
‫آره

21:38.861 --> 21:41.431
‫در هر صورت اینجا و اونجا فرق نداره،

21:41.561 --> 21:43.261
‫جفتش مصیبتـه

21:44.131 --> 21:45.631
‫مصالحه رو قبول نمی‌کنی

21:47.071 --> 21:48.771
‫دستِ توئـه؟

21:49.571 --> 21:51.441
‫چیه؟ نکنه قراره

21:51.541 --> 21:53.271
‫جلوی کل شهر بایستی؟

21:53.411 --> 21:56.681
‫دروغ بگی دوباره...
‫که بهش تجاوز کردی؟

21:56.741 --> 22:00.051
‫چطوری خفه‌اش کردی؟
‫کتکش زدی؟

22:00.111 --> 22:01.587
‫کافیـه

22:01.611 --> 22:03.181
‫نه، کافی نیست

22:03.281 --> 22:06.121
‫این جماعت سیرمونی ندارن

22:07.091 --> 22:08.651
‫آچار رو پیدا کردیم

22:09.711 --> 22:11.511
‫ولی الان، هیچ مدرکی نداریم که

22:11.521 --> 22:13.491
‫ثابت کنه دی‌ان‌ای هدر روشـه

22:16.031 --> 22:17.661
‫شاید چیزی که الان دستمون داریم

22:17.761 --> 22:19.971
‫واسه تحت‌تأثیر قرار دادن دادگاه کافی باشه

22:22.871 --> 22:24.941
‫شایدِ بزرگیـه

22:25.041 --> 22:26.611
‫آره خب...

22:27.341 --> 22:30.681
‫مصالحه‌ی کالاوی
‫به درد گوز می‌خوره. ولی...

22:31.741 --> 22:33.611
‫ولی اقلاً تهش معلومه

22:36.151 --> 22:38.151
‫شما دو نفر رو تنها میذارم

22:49.311 --> 22:51.561
‫آزاد که بشم 62 سالم میشه

22:51.661 --> 22:53.171
‫نه

22:53.971 --> 22:56.131
‫اصلاً

22:57.971 --> 23:00.311
‫بی‌گناهیت اثبات میشه و
‫از اینجا خلاص میشی

23:00.411 --> 23:02.711
‫وقت تمومـه

23:02.811 --> 23:05.211
‫اگه اینطوری نشه چی؟

23:06.281 --> 23:07.781
‫میشه

23:25.201 --> 23:27.271
‫خب چی گفت؟

23:27.371 --> 23:29.641
‫کِی آزاد میشی؟

23:37.311 --> 23:38.811
‫حدوداً ده سال پیش،

23:38.812 --> 23:40.387
‫یه مادرجنده‌ی سفیدپوست قدرت‌طلب

23:40.411 --> 23:42.311
‫کلی غذا واسه آخرین وعده‌اش درخواست کرد

23:42.381 --> 23:44.381
‫استیک سوخاری مرغ،

23:44.481 --> 23:47.721
‫املت، چیزبرگر سه‌لایه، بستنی

23:47.821 --> 23:48.927
‫سه تا نوشابه و کلی چیز دیگه

23:48.951 --> 23:50.367
‫ولی حتی یه لقمه هم نخورد

23:50.391 --> 23:53.391
‫فقط یه بیلاخ نهایی به این زندان بود

23:53.491 --> 23:54.991
‫می‌دونی زندان در جوابش چیکار کرد؟

23:55.061 --> 23:56.537
‫دیگه آخرین وعده‌ی انتخابی رو حذف کردن

23:56.561 --> 23:59.131
‫پس خبری از گوشت قرمز و
‫غذای دریایی نیست، نیکو

24:01.971 --> 24:03.571
‫همون آشغال همیشگی رو

24:03.701 --> 24:05.201
‫به خوردمون میدن

24:05.241 --> 24:07.111
‫بعدش می‌کُشن‌مون

24:08.711 --> 24:10.881
‫پس از من بکِش بیرون

24:10.981 --> 24:12.781
‫به خط‌شون کنید

24:12.911 --> 24:14.411
‫به خط‌شون کنید

24:18.551 --> 24:21.521
‫آماده‌ای که جادوی ملیسایی‌ات رو
‫روش پیاده کنی؟

24:28.761 --> 24:31.831
‫خیلی‌خب. برو که رفتیم

24:40.471 --> 24:43.881
‫کالاوی گفته بود که شاید شما دو نفر
‫بیاید اینجا سرک بکشید

24:43.981 --> 24:45.811
‫سلام، دنیس

24:45.911 --> 24:47.811
‫ما... سرک نمی‌کِشیم

24:47.951 --> 24:49.427
‫فقط اومدیم حرف بزنیم

24:49.451 --> 24:52.051
‫اگه هم کالاوی زنگ زده، پس...

24:52.121 --> 24:54.891
‫مطمئنم قضیه‌ی آچار رو بهت گفته

24:54.991 --> 24:56.491
‫خب؟

24:56.561 --> 24:58.361
‫خب نمی‌خوای بدونی

24:58.461 --> 25:00.261
‫دی‌ان‌ای دخترت روش هست یا نه؟

25:00.361 --> 25:01.437
‫می‌دونم که نیست

25:01.461 --> 25:03.211
‫دنیس، کاملاً حق داری

25:03.212 --> 25:05.061
‫از دست ما عصبانی باشی

25:05.131 --> 25:07.671
‫که اومدیم دم در خونه‌ات و
‫سؤال‌پیچت می‌کنیم

25:07.801 --> 25:11.071
‫ما فقط اومدیم اینجا تا...

25:13.411 --> 25:14.847
‫جواب‌ها رو بهت بدیم و

25:14.871 --> 25:17.881
‫حقیقت رو برات فاش کنیم

25:18.741 --> 25:20.551
‫حقیقت؟

25:21.451 --> 25:23.021
‫حقیقت

25:23.921 --> 25:26.181
‫ناسلامتی بچم بود

25:26.951 --> 25:29.821
‫واسه زندگیم کلی برنامه داشتم،

25:29.921 --> 25:32.511
‫ولی الان اگه اون اینجا نباشه،

25:32.512 --> 25:34.791
‫دیگه هیچ فرقی نمی‌کنه

25:36.031 --> 25:38.401
‫حقیقت اینـه

25:39.501 --> 25:41.431
‫این حقیقتیـه که مجبور بودم

25:41.501 --> 25:44.371
‫سی سال باهاش کنار بیام.
‫نه کس دیگه‌ای.

25:45.171 --> 25:47.741
‫فقط و فقط خودم

25:52.611 --> 25:54.281
‫تو...

25:54.381 --> 25:56.951
‫بهتره از ملک من برید بیرون
‫تا به پلیس زنگ نزدم

25:57.021 --> 25:58.521
‫دنیس، متأسفم...

25:58.651 --> 26:00.191
‫- نه. نه
‫- نه، متأسفم

26:00.291 --> 26:02.591
‫- اگه چیزی گفتم...
‫- نه. نه

26:05.961 --> 26:07.891
‫خوب پیش رفت

26:11.501 --> 26:13.531
‫آره، بهتر از این نمی‌شد

26:16.001 --> 26:17.217
‫آره، حالا باید

26:17.241 --> 26:19.141
‫ببینیم فامیل دیگه‌ای داره یا نه

26:19.241 --> 26:21.211
‫- من نمی...
‫- خدایا. امیدوارم

26:23.441 --> 26:24.617
‫باید داشته باشه

26:24.641 --> 26:25.787
‫آهای

26:25.811 --> 26:27.381
‫چیه؟

26:27.511 --> 26:28.611
‫می‌خوای بدونی

26:28.612 --> 26:30.411
‫«قاتل ایالت طلایی» رو چطوری گرفتن؟
‫[جوزف جیمز دی‌انجلو]

26:30.412 --> 26:31.881
‫چطوری؟

26:32.691 --> 26:34.551
‫دی‌ان‌ای از دستمال پر از آب دماغ

26:34.651 --> 26:38.161
‫پلیس‌ها از سطل آشغالش برداشتن

26:38.221 --> 26:40.761
‫می‌خوای آشغالش رو بدزدی؟

26:40.861 --> 26:42.107
‫اصلاً قانونیـه؟

26:42.131 --> 26:44.031
‫توی بعضی ایالت‌ها آره

26:44.131 --> 26:46.231
‫تگزاس هم جزوشونـه؟

26:46.331 --> 26:48.201
‫فقط ون رو روشن کن

26:48.271 --> 26:49.841
‫چی؟

26:49.901 --> 26:52.741
‫چی؟ نه

26:52.841 --> 26:53.917
‫برو دیگه

26:53.941 --> 26:55.087
‫باشه. باشه

26:55.111 --> 26:56.317
‫- برو، برو، برو
‫- باشه

26:56.341 --> 26:57.357
‫- ناموساً؟
‫- برو برو برو!

26:57.381 --> 26:59.111
‫حس می‌کنم کار درستی نیست

27:00.581 --> 27:03.251
‫- وای خدا
‫- فقط گاز بده

27:03.351 --> 27:04.657
‫- حالا؟ واقعاً؟
‫- آره

27:04.681 --> 27:06.911
‫- برو برو
‫- وای خدا! وای خدا!

27:11.011 --> 27:21.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

27:59.301 --> 28:01.471
‫این لوبیاها معده‌ی تو رو هم
‫به سوزش می‌ندازن؟

28:02.541 --> 28:04.981
‫باز باهام سر صحبت رو باز کردی؟

28:05.981 --> 28:08.481
‫خب، بستگی داره

28:09.481 --> 28:11.821
‫دیگه راجع به دخترم نظر نمیدی؟

28:22.961 --> 28:24.461
‫آهای

28:25.431 --> 28:28.501
‫اگه نگهبان برگشت در بزن

28:30.271 --> 28:31.317
‫الو؟

28:31.341 --> 28:34.011
‫سلام. منم هیزل

28:36.981 --> 28:38.511
‫هیزل

28:39.981 --> 28:41.981
‫حالت چطوره عزیزم؟

28:42.951 --> 28:44.881
‫خوبم

28:45.021 --> 28:47.321
‫- خودت چطوری؟
‫- من... من... خوبم

28:47.391 --> 28:49.521
‫من خوبم

28:51.691 --> 28:54.661
‫پس بادکنکی که فرستادم به دستت رسید

28:54.761 --> 28:57.231
‫آره، رسید. مرسی

28:57.331 --> 28:59.531
‫خب، چه... خوب

28:59.631 --> 29:02.401
‫بگو ببینم مدرسه چطور پیش میره؟

29:02.501 --> 29:05.241
‫- خوبـه، گمونم
‫- جدی؟

29:07.041 --> 29:09.041
‫نه. نه، مزخرف‌ترین جاست

29:10.341 --> 29:12.011
‫خب، دوران من هم همین جوری بود

29:12.081 --> 29:15.381
‫هم‌کلاسی‌هام منو «ایگور» صدا می‌زدن

29:15.481 --> 29:18.321
‫صبر کن ببینم. ایگور؟

29:18.381 --> 29:19.681
‫اوهوم

29:19.751 --> 29:21.151
‫همون بچه‌ قوزه؟

29:21.251 --> 29:23.661
‫آره. آره، خب،
‫خودت آدم‌ها رو می‌شناسی دیگه

29:23.721 --> 29:24.961
‫آره

29:25.061 --> 29:27.361
‫به من هم می‌گفتن ملکه‌ی...

29:27.461 --> 29:29.091
‫رو من هم لقب می‌ذاشتن

29:29.191 --> 29:30.201
‫خب، اصلاً می‌دونی چیـه؟

29:30.301 --> 29:32.661
‫کون لق‌شون

29:37.201 --> 29:41.111
میگما، نقاشیم به دستت رسید؟

29:41.211 --> 29:43.741
‫پری دریاییه؟

29:43.881 --> 29:45.511
‫آره

29:45.611 --> 29:47.611
‫- قشنگ بود
‫- خب، عرضم به حضورت که

29:47.711 --> 29:50.251
‫می‌تونستی بیشتر از 200 دلار

29:50.381 --> 29:52.321
‫بفروشیش ها

29:54.151 --> 29:55.921
ناراحت شدی فروختمش؟

29:56.051 --> 29:58.291
‫نه بابا

29:58.421 --> 30:01.491
یه کارآفرین کم داشتیم فقط

30:01.591 --> 30:04.801
خوشم اومد. خوبـه

30:05.761 --> 30:07.631
‫مامانت خبر داره؟

30:07.771 --> 30:09.471
‫آره، حتماً. خفه‌ام می‌کنه

30:09.601 --> 30:13.011
‫وای، ببخشید.
‫نباید همچین حرفی می‌زدم.

30:13.111 --> 30:15.771
‫عیبی نداره

30:15.871 --> 30:19.581
‫میگما، نظرت چیـه

30:19.681 --> 30:22.111
‫همین الان پرونده‌اش رو ببندیم؟

30:22.211 --> 30:23.821
‫حقیقت داره

30:23.951 --> 30:27.551
‫من همه‌ی اون زن‌ها رو کشتم

30:27.621 --> 30:29.321
‫آم...

30:29.421 --> 30:32.161
‫نمیگم کار درستی کردم، ولی...

30:32.261 --> 30:34.791
‫کاریـه که شده و منکرش نمیشم

30:35.591 --> 30:39.231
‫ولی حرف‌هایی که پشت‌سرم می‌زنن و

30:39.301 --> 30:40.971
این تصوری که‫دنیا از من داره و

30:41.101 --> 30:43.671
‫فکر می‌کنه من رو فهمیده...

30:43.801 --> 30:46.241
همش از دَم کشکـه

30:46.341 --> 30:48.941
‫تموم حرفم اینـه که

30:49.041 --> 30:52.311
‫تو دیگه بچه نیستی

30:52.411 --> 30:54.351
‫و...

30:54.451 --> 30:57.681
‫یعنی مختاری به هر چشمی که می‌خوای

30:57.781 --> 30:59.421
بهم نگاه کنی

30:59.521 --> 31:02.351
‫- خیلی‌خب
‫- باشه، خب...

31:02.451 --> 31:04.821
‫بگو ببینم،

31:04.921 --> 31:06.761
‫چه شکلی هستی؟

31:06.821 --> 31:08.861
‫مثل مامانت بلوندی؟

31:09.661 --> 31:11.031
‫نمی‌دونی چه شکلی‌ام؟

31:11.161 --> 31:13.401
‫خب، مامان‌خانمت که

31:13.501 --> 31:15.771
‫برام عکس نمی‌فرسته...

31:15.831 --> 31:19.601
‫اصلاً می‌خوای یه عکس از خودت رو بفرستی؟

31:21.271 --> 31:23.841
‫آره، حتماً

31:25.941 --> 31:28.111
‫بازم برام نقاشی می‌فرستی؟

31:28.211 --> 31:30.151
‫ولی خونه نه ها

31:30.251 --> 31:32.281
‫آدرس رفیقم رو میدم بهت

31:36.451 --> 31:37.791
‫واسه این زنگ زدی؟

31:37.861 --> 31:41.761
‫چون جسارتت ستودنیـه واقعاً

31:41.861 --> 31:44.401
‫ولی هیچکس از

31:44.531 --> 31:47.431
‫دخترِ پول‌پرست خوشش نمیاد

31:48.601 --> 31:51.241
‫نه، نه. نه بابا. من...

31:51.341 --> 31:54.471
‫می‌خوام بیشتر بشناسمت

31:55.541 --> 31:56.711
‫رگ و ریشه‌ام رو بشناسم

31:58.911 --> 31:59.881
‫خیلی‌خب

32:00.011 --> 32:01.981
‫باشه، پس، عزیزدلم،

32:02.051 --> 32:04.721
‫هر سؤالی دوست داری ازم بپرس

32:12.921 --> 32:14.691
‫این تگزاسی‌ها اصلاً
‫می‌دونن بازیافت یعنی چی؟

32:14.791 --> 32:16.861
‫من...

32:16.931 --> 32:18.961
‫حاضرم همینجا این تیکه مرغ رو بلیسم

32:19.101 --> 32:21.771
‫اگه فقط یه دستمال کاغذیِ کثیف گیرمون بیاد

32:21.901 --> 32:23.501
‫فقط یکی

32:23.601 --> 32:25.101
‫ولی از شوخی گذشته،

32:25.201 --> 32:27.071
‫بعد این جریانات
‫می‌خوای برگردی سراغ گریم؟

32:27.171 --> 32:29.441
‫نمی‌دونم

32:29.541 --> 32:30.711
‫گمون کنم

32:30.811 --> 32:33.351
‫دلت می‌خواد برگردی؟

32:34.251 --> 32:37.951
‫نمی... اصلاً تکلیفم با خودم مشخص نیست

32:38.051 --> 32:39.151
‫تو دلت چی می‌خواد؟

32:39.251 --> 32:42.791
‫تا ابد به دکتر گرگ وفاداری؟

32:42.891 --> 32:45.221
‫خب، می‌تونم برم یه برنامه‌ی دیگه،

32:45.291 --> 32:47.491
‫ولی مطمئن نیستم

32:55.471 --> 32:57.671
‫ای خدا، هیچی به هیچی
‫(برندن چوب کارشو خورد. دوستت دارم، بابا)

32:59.301 --> 33:01.771
‫بعلاوه، نمی...

33:01.841 --> 33:03.311
‫چیزی شده؟

33:03.411 --> 33:04.841
‫آره

33:06.041 --> 33:07.711
‫خودم...

33:07.811 --> 33:10.281
‫گمونم می‌خواستم درخواست کنم
‫برم توی یه قسمت دیگه

33:10.381 --> 33:13.821
‫یه چیزی که طولانی‌تر باشه،

33:13.921 --> 33:15.521
مثل داستان‌های جنایی واقعی مثل این

33:15.621 --> 33:18.921
‫ولی برگ برنده‌ام
در گروِ موفقیت این داستانـه و

33:19.021 --> 33:23.331
‫الان وسط یه عالمه آشغال وایسادم، پس...

33:25.561 --> 33:27.931
‫- می‌دونی چیـه؟
‫- شاید ادل یه چیزی گیرش اومده باشه

33:30.141 --> 33:31.971
‫به‌به. هدر ریچموند

33:32.041 --> 33:34.671
‫- هیچ کس‌وکار دیگه‌ای نداره
‫- گوه توش

33:35.811 --> 33:37.541
‫- چی؟
‫- خدایا...

33:37.681 --> 33:39.711
‫چه غلطی کنیم حالا؟

33:39.811 --> 33:42.781
‫بریم این خبر بد رو به جویس بدیم

33:52.691 --> 33:54.561
‫مطمئنی اصلاً کمک نمی‌خوای؟

33:54.661 --> 33:56.361
‫آره، دخترجون. راحتم

33:56.491 --> 33:59.001
‫تو استراحت کن، کفش‌هات رو در بیار

33:59.101 --> 34:00.371
‫راحت باش

34:00.471 --> 34:02.031
‫شرمنده نتونستیم کار خاصی

34:02.131 --> 34:05.271
‫برای دنیس بکنیم، جویس،
‫ولی بیخیال نمی‌شیم

34:27.791 --> 34:30.401
‫ای خدا

34:37.231 --> 34:39.171
‫گریپ‌فروت

34:44.739 --> 34:47.279
‫« الایجا به هدر علف داد؟ »

34:59.345 --> 35:02.267
‫« 21‏ فوریه سال 1995 »
‫« ظاهراً الایجا بعد ساعت 9 عذر موجه داره »

35:15.241 --> 35:17.411
‫امشب شبِ شانس تو و ملیساست

35:17.481 --> 35:19.811
‫این بهترین پیتزای تگزاسی‌مکزیکی
این منطقه‌ست

35:19.911 --> 35:22.611
‫ببخشید، من یکمی فضولی کردم

35:22.711 --> 35:24.951
‫این شمایید و

35:25.051 --> 35:26.781
‫این هم کوچیکی‌های الایجاست؟
‫چقدر نازه

35:26.921 --> 35:28.451
‫وای

35:28.591 --> 35:29.951
‫چه نازه

35:30.051 --> 35:31.321
‫آره

35:31.421 --> 35:33.891
‫یادمـه تو پوست خودم نمی‌گنجیدم
‫شدم آبجی‌بزرگه،

35:33.961 --> 35:36.891
‫ولی مامانم می‌گفت همون
‫چند هفته‌ی اولی که الایجا رو آوردن خونه،

35:36.991 --> 35:39.701
‫مدام می‌پرسیدم بیمارستان
‫بچه‌ها رو پس می‌گیره یا نه.

35:39.801 --> 35:42.131
‫آخی

35:43.571 --> 35:45.171
‫دقیقاً بعدش

35:45.271 --> 35:47.471
‫- بابامون فوت کرد
‫- خدا بیامرزتش

35:47.571 --> 35:49.471
‫به خاطر سکته‌ی قلبی

35:53.251 --> 35:54.781
‫شرمنده با دنیس

35:54.881 --> 35:55.951
‫به جایی نرسیدیم

35:56.011 --> 35:58.621
‫خودم هم همچین امید نداشتم

35:59.621 --> 36:02.621
‫واکنش الایجا به پیشنهادش چی بود؟

36:02.691 --> 36:05.291
‫راستشو بخواید، بهتر از من

36:05.361 --> 36:08.161
‫امروز یکمی به هم ریخته بودم

36:08.991 --> 36:10.561
‫واقعاً دلخوش کرده بودیم که
‫شانس باهامون یاره و

36:10.661 --> 36:13.501
‫اقلاً یه فامیل دور پیدا میشه، اما...

36:13.601 --> 36:16.131
‫- بد شد اینطوری
‫- خب...

36:16.931 --> 36:19.041
‫خیلی وقتـه دیگه به شانس اعتقادی ندارم

36:19.171 --> 36:23.511
‫ولی بذارید بگم چیـه که تا حالا
‫حتی یک بار هم مأیوسم نکرده:

36:25.781 --> 36:26.881
‫تکیلا

36:30.151 --> 36:32.521
‫موافقم‌لا

36:32.621 --> 36:35.191
‫من باز می‌کنم

36:35.291 --> 36:37.391
‫نه، نه، نه.
‫رفیق، خودم میرم

36:37.521 --> 36:38.321
‫مکس؟

36:38.421 --> 36:40.091
‫در رو باز نکنی ها

36:42.031 --> 36:43.531
‫- سلام
‫- سلام، مکس

36:43.631 --> 36:44.731
‫بفرمایید

36:44.831 --> 36:46.501
‫سلام، شرمنده سرزده اومدم

36:46.561 --> 36:49.201
‫نه، خواهش می‌کنم. بفرما تو.
‫خوش اومدی.

36:50.101 --> 36:52.471
‫خب، با ملیساجون

36:52.541 --> 36:55.241
‫تصمیم گرفتیم بابت اون روز

36:55.341 --> 36:56.911
‫با یه هدیه‌ی ناقابل
‫ازت تشکر کنیم...

36:57.041 --> 36:59.541
‫- این کارها چیـه؟
‫- ...بابت مکس. ناقابلـه

36:59.681 --> 37:01.411
‫قابل‌دار نیست.
‫واقعاً خدا فرستادت.

37:01.551 --> 37:03.981
‫خب، راستش خودم هم می‌خواستم بیام

37:04.081 --> 37:05.821
‫ببینم در چه حالید

37:05.881 --> 37:08.021
‫البته، خودم بودم و شنیدم که

37:08.121 --> 37:10.051
‫مکس به ماجرای ذات بد اشاره کرد و

37:10.191 --> 37:11.991
‫برنامه‌ی دکتر گرگ رو هم دیدم، پس...

37:12.061 --> 37:13.361
‫پس برات سؤال شده چه حسی داره

37:13.461 --> 37:14.931
‫یکی از اعضای خانواده‌ات قاتل سریالی باشه؟

37:15.061 --> 37:16.961
‫نه، من...

37:17.061 --> 37:19.861
‫خب، آره، ولی من تراپیستم و

37:19.961 --> 37:21.401
‫گاهاً پیش میاد نمی‌تونم
‫جلوی کنجکاویم رو بگیرم

37:21.501 --> 37:22.901
‫راستیتش، صرفاً می‌خواستم
‫بدونم جفت‌تون در چه حالید

37:23.001 --> 37:24.901
‫آره، مرسی. لطف داری

37:25.041 --> 37:26.901
‫داریم سر می‌کنیم دیگه

37:27.841 --> 37:29.941
‫چه خوب. خوبـه

37:30.071 --> 37:31.481
‫خب، اگه کاری چیزی بود

37:31.581 --> 37:34.611
‫- من همین بغلم دیگه...
‫- آره

37:34.751 --> 37:37.951
‫مگه اینکه... بازش کنیم؟

37:38.081 --> 37:40.951
‫- یه لیوان حالم رو جا میاره
‫- می‌دونی چیـه؟

37:41.091 --> 37:43.991
‫حتماً. چرا که نه؟

37:52.001 --> 37:54.131
‫سالی تقسیم بر اعداد دورقمی رو بلده

37:54.271 --> 37:55.601
‫ولی من نه

37:56.471 --> 37:58.671
‫سه ضربدر سه؟

38:02.571 --> 38:04.041
‫چیکار می‌کنی؟

38:04.141 --> 38:06.511
‫به تو چه؟

38:14.951 --> 38:16.551
‫راستش، خیلی از مراجعه‌کننده‌هام

38:16.651 --> 38:18.661
‫از مشکلات‌شون با خانواده‌ی همسرشون میگن،
‫اما به نظرم...

38:18.761 --> 38:21.031
‫بُرد با توئـه

38:21.131 --> 38:22.991
‫ممنون

38:24.001 --> 38:26.061
‫تا حالا دیدیش؟

38:28.271 --> 38:31.141
‫آره، فقط یه بار

38:31.241 --> 38:33.101
‫ملیسا کلاً مخالف بود،

38:33.201 --> 38:35.811
‫ولی بعد از اینکه

38:35.941 --> 38:37.911
‫دخترمون هیزل رو باردار شد،

38:38.011 --> 38:40.181
‫- یهویی نظرش عوض شد
‫- آها

38:40.311 --> 38:42.281
‫- منطقیـه
‫- جدی؟

38:42.351 --> 38:43.451
‫معمولاً آدم‌ها

38:43.551 --> 38:44.521
‫تمایلی به درکِ

38:44.651 --> 38:45.721
‫پدر و مادرشون ندارن

38:45.821 --> 38:47.151
‫تا اینکه خودشون بچه‌دار میشن

38:47.251 --> 38:49.491
‫آها، آره

38:49.591 --> 38:51.491
‫خب...

38:51.621 --> 38:53.191
‫خلاصه...

38:53.291 --> 38:54.891
‫رفتیم زندون و

38:54.991 --> 38:57.531
‫نشستیم روبروش

38:59.201 --> 39:01.071
‫حقیقتاً...

39:02.531 --> 39:03.841
‫دوست‌داشتنی‌ بود

39:03.971 --> 39:06.341
‫بابت مراقبت از ملیسا

39:06.441 --> 39:07.841
‫ازم تشکر کرد

39:07.971 --> 39:10.881
‫یکم خوش و بش کرد

39:12.281 --> 39:13.651
‫ولی بعدش...

39:20.991 --> 39:22.491
‫در کل...

39:22.551 --> 39:24.691
‫آره، بعد از اون...

39:24.791 --> 39:27.531
‫ملیسا کلاً به هم ریخت،
‫همین باعث شد

39:27.631 --> 39:30.331
‫به هم قول بدیم دیگه نریم دیدنش و

39:30.431 --> 39:32.961
‫نه چیزی به بچه‌هامون بگیم و

39:33.031 --> 39:34.771
‫نه احدی

39:35.601 --> 39:37.501
‫خب، کلاً از این رو

39:37.571 --> 39:39.671
‫به اون رو شُدید

39:39.771 --> 39:42.671
‫خودت حالت چطوره؟

39:42.741 --> 39:44.811
‫من خوبم

39:44.911 --> 39:46.381
‫ملیسا که رفته

39:46.481 --> 39:47.851
‫سفر کاری و چند روز دیگه برمی‌گرده

39:47.951 --> 39:48.851
‫بچه‌ها هم سرحالن

39:48.951 --> 39:50.721
‫یه کوچولو با مکس به مشکل خوردیم

39:50.821 --> 39:52.321
‫ولی اونم درست میشه

39:54.721 --> 39:58.091
‫گفتم حال خودت چطوره، بن

40:00.931 --> 40:02.761
‫آم...

40:02.891 --> 40:05.901
‫سِمت جدید گرفتم که

40:06.001 --> 40:07.601
‫- هیجان‌زده‌ام بابتش
‫- عالیـه

40:07.701 --> 40:09.371
‫بعد...

40:09.471 --> 40:12.571
‫ببین، درگیری‌های قضیه‌ی کیث

40:12.671 --> 40:14.411
‫دیگه آخراشـه

40:14.511 --> 40:15.741
‫آم...

40:15.841 --> 40:18.241
‫کل قضایا فوق محرمانه‌ست،
‫ولی یه پیشرفتی توی پرونده

40:18.381 --> 40:20.141
‫داشتیم، بنابراین

40:20.241 --> 40:22.681
‫احتمالاً به‌زودی همه چی میشه مثل روز اولش

40:22.751 --> 40:24.721
‫خب،

40:24.781 --> 40:26.421
‫به سلامتیش

40:26.521 --> 40:28.221
‫به سلامتیش

40:29.851 --> 40:31.391
‫نه، از من می‌شنوید،

40:31.461 --> 40:34.591
‫درستـه زن جذاب بود،
‫ولی مُخش تاب داشت

40:34.731 --> 40:36.831
‫به واسطه‌ی طراحی کارت عروسیش

40:36.931 --> 40:38.301
‫با هم آشنا شدیم،

40:38.401 --> 40:40.301
‫ولی تهش عروسی رو به‌هم زد و

40:40.401 --> 40:42.031
‫صاف اومد به من پیشنهاد داد

40:42.131 --> 40:43.601
‫- نه!
‫- جدی؟

40:43.701 --> 40:45.701
‫یه یه سالی با هم بودیم و

40:45.801 --> 40:47.101
‫بعدِ پنج سال،

40:47.201 --> 40:49.441
‫بهم زنگ زد گفت دیگه الکل رو گذاشته کنار و

40:49.571 --> 40:52.141
می‌خواد همدیگه رو ببینیم و از دلم در بیاره

40:52.281 --> 40:54.311
‫رفتی؟

40:54.451 --> 40:56.151
‫با خودم گفتم جهنم و ضرر

40:56.251 --> 40:59.051
توی یه هتلی قرار گذاشتیم

40:59.151 --> 41:01.821
‫یه‌بند می‌گفت پشیمونـه که

41:01.921 --> 41:03.621
‫به‌خاطر مشکل مشروب‌خوردنش
‫میونه‌مون خراب شد

41:03.761 --> 41:06.491
‫ولی تموم مدت سرگرمِ باز کردنِ یه قوطی بود و

41:06.591 --> 41:09.831
چندتا خط چید بغلِ هم که
بگی‌نگی مطمئن بودم

41:09.931 --> 41:11.901
‫- کوکائینـه
‫- نه!

41:12.001 --> 41:12.901
‫آره

41:12.961 --> 41:13.931
‫بعد من برگشتم گفتم:

41:14.001 --> 41:15.171
‫«کوکائین نیست این؟»

41:15.271 --> 41:16.731
‫اونم گفت: «چرا، ولی به‌جون خودت

41:16.801 --> 41:19.971
‫چند سالـه لب به الکل نزدم»

41:19.996 --> 41:22.011
‫ نه!

41:22.111 --> 41:23.681
‫یا خدا

41:23.781 --> 41:27.011
‫خیلی‌خب. تسلیم.
‫بدترین شکست عشقی مالِ جویسـه.

41:27.141 --> 41:29.981
‫مطمئنی؟

41:30.081 --> 41:32.881
‫آخه پارتنرِ خودت سقط‌جنینت رو علنی کرد

41:32.981 --> 41:36.291
‫پشمام، پاک یادم رفت بهت بگم

41:36.351 --> 41:38.791
‫کارِ بابام بود

41:38.861 --> 41:40.491
‫- چی؟
‫- چی؟

41:40.591 --> 41:43.731
‫می‌دونم بابا. بگاییِ خالص همینـه، نه؟

41:43.831 --> 41:45.161
‫فقط...

41:45.301 --> 41:47.831
‫نوش!

41:47.971 --> 41:49.931
‫چرا باید همچین کاری باهات بکنه؟

41:52.671 --> 41:54.671
‫آم...

41:54.811 --> 41:58.011
‫خیلی وقتـه دیگه
ازش دلیل و منطق نمی‌خوام، جویس

41:58.111 --> 41:59.411
‫خب، من مثل تو دستم باز نیست

41:59.511 --> 42:01.381
‫جونِ برادرم وسطـه

42:01.511 --> 42:03.051
‫نه کاملاً

42:03.181 --> 42:06.051
‫- ما...
‫- بدون کیث دست‌مون توی پوست‌گردوئـه

42:06.181 --> 42:09.291
‫لعنتی

42:11.991 --> 42:15.031
‫ببینید، الایجا که دستگیر شد

42:15.131 --> 42:18.531
چهار ماه مونده بود تا
‫مدرک معماریم رو بگیرم

42:18.631 --> 42:21.501
‫همیشه می‌گفتم برمی‌گردم
‫مدرکم رو می‌گیرم، اما...

42:21.601 --> 42:23.571
‫وقتی تازه واردِ یه شرکت میشی،
‫باید بیست‌چهاری

42:23.701 --> 42:25.401
‫کل هفته سگ‌دو بزنی

42:25.541 --> 42:27.041
شغلی می‌خواستم که منعطف باشه

42:27.171 --> 42:29.411
‫بلکه بتونم پرونده‌اش رو
‫بذارم توی اولویت

42:29.511 --> 42:32.581
‫به خاطر همین شدم طراح گرافیک

42:32.711 --> 42:35.581
‫رفتم تو کارِ طراحی کارت دعوت عروسی،

42:35.711 --> 42:36.881
تبریک تولد کودکان و

42:37.011 --> 42:38.881
کارهایی که هیچوقت انجام نمی‌دادم

42:39.021 --> 42:42.721
‫چون تموم اهدافم
‫بدونِ حضور اون

42:42.821 --> 42:44.391
‫معنا و مفهومی نداشت

42:44.521 --> 42:46.661
‫بدون آزاد بودنش

42:48.531 --> 42:51.361
‫متأسفم، جویس

42:53.561 --> 42:55.631
‫اونجوری نگاهم نکنید

42:58.371 --> 43:00.741
‫به جای گریه‌دارش نرسیدیم

43:00.841 --> 43:04.211
‫انتخاب خودم بود و
‫باهاش کنار اومدم

43:04.281 --> 43:06.981
همه از اون پسر رو برگردوندن

43:07.081 --> 43:10.311
‫دونه دونه بدون استثناء

43:11.721 --> 43:14.491
‫ناراحت نشید،

43:14.591 --> 43:15.791
‫ولی شما هم همین کارو می‌کنید

43:15.921 --> 43:19.161
‫این جنجال که بخوابه،
‫شما هم می‌رید پی زندگی‌تون

43:21.031 --> 43:23.331
‫ولی من نه

43:23.431 --> 43:26.301
‫سی سالِ آزگاره زندگیم شده این ماجرا

43:26.431 --> 43:29.431
‫اگه لازم باشه،
‫سی سال دیگه هم پاش وایمیستم

43:33.371 --> 43:35.471
‫صبر کن

43:38.211 --> 43:42.611
‫این حرف‌ها رو باید به
یه نفر دیگه هم بگی، جویس

43:44.321 --> 43:45.851
‫کی؟

43:59.631 --> 44:02.301
‫وای، شوخیتون گرفته دیگه؟

44:02.431 --> 44:04.671
‫چتونه، شما دوتا...

44:05.441 --> 44:07.471
‫این اینجا چه غلطی می‌کنه؟

44:07.601 --> 44:10.141
‫اومده باهات حرف بزنه، دنیز

44:10.241 --> 44:11.581
‫خب، بنده هیچ حرفی باهاش ندارم

44:11.641 --> 44:15.981
‫می‌دونم چقدر ازش متنفری

44:16.081 --> 44:18.581
‫می‌دونم، چون

44:18.681 --> 44:21.621
‫خودم هم تجربه‌اش رو داشتم

44:21.721 --> 44:23.491
‫بعد اینکه رفتم توی تلویزیون،

44:23.591 --> 44:25.761
‫یه آقایی اومد دم خونه‌ام

44:25.861 --> 44:30.261
بابای من، قاتلِ مادرِ

44:30.361 --> 44:32.001
این آقا بود

44:32.101 --> 44:36.071
‫این بابا هم هم سر من داد و هوار کشید،

44:36.171 --> 44:38.201
‫هم بچه‌هام و هم ‫تهدیدم کرد

44:38.341 --> 44:41.371
‫نفرتش نسبت به من

44:41.471 --> 44:46.711
هر لحظه بیشتر می‌شد و
من ‫حسش می‌کردم

44:47.811 --> 44:50.381
‫می‌دونی چی شد؟

44:51.521 --> 44:53.281
‫حس کردم حقمـه

44:53.351 --> 44:57.621
‫چون چی باعث میشه
‫من حق زندگی داشته باشم

44:57.721 --> 44:59.721
‫وقتی مادر اون مُرده

44:59.861 --> 45:03.931
‫وقتی پدرِ من تموم دار و ندارش رو
‫ازش گرفت؟

45:04.031 --> 45:07.301
‫تو هم همچین حسی نسبت به جویس داری، درستـه؟

45:07.401 --> 45:09.671
‫درستـه، الایجا مجازات شد،
‫ولی این دردی از

45:09.771 --> 45:11.001
‫تو دوا نمی‌کنه

45:11.101 --> 45:12.941
‫تو هم دق‌ودلیت رو سر این خالی می‌کنی،

45:13.041 --> 45:14.671
‫چون یادآورِ

45:14.771 --> 45:18.041
‫تموم چاله‌چوله‌های زندگیتـه

45:18.141 --> 45:20.381
‫خب که چی؟

45:20.481 --> 45:23.251
‫مقصر اون نیست

45:23.351 --> 45:24.881
‫ولی تنفرت به‌جاست

45:24.981 --> 45:26.321
‫مگه میشه متنفر نباشی؟

45:26.421 --> 45:27.891
‫چون سیستم قضایی

45:27.991 --> 45:29.221
‫اینو بهت یاد داده

45:29.351 --> 45:31.061
‫ما رو توی دادگاه
‫در مقابل هم قرار میدن

45:31.191 --> 45:32.891
‫تو گوش‌مون می‌خونن دشمنِ همدیگه‌ایم و

45:32.991 --> 45:34.891
‫خانواده‌های قربانی آدم خوبه‌ان و

45:34.991 --> 45:38.401
‫خانواده‌ی خاطی آدم بده‌ی ماجران

45:38.501 --> 45:41.301
‫ولی قضیه توی خوب‌ها و بدها خلاصه نمیشه

45:41.401 --> 45:42.701
‫چون جفت طرف قربانی محسوب میشن

45:42.801 --> 45:46.071
‫البته که نه به یک اندازه

45:46.171 --> 45:48.971
‫هرگز، اما...

45:49.071 --> 45:52.741
‫سی سال پیش،
‫مسیر زندگی هردوتون تغییر کرد

45:52.841 --> 45:55.511
‫هیچوقت هم هیچکدومتون
‫اون آدم سابق نمیشید

45:55.581 --> 45:58.451
‫یه فرقی بینمون هست، ملیسا

45:59.221 --> 46:01.451
‫پدر تو مادرِ اون مرد رو کشت

46:01.591 --> 46:02.851
‫اما برادر من بی‌گناهـه

46:02.921 --> 46:04.661
‫- نخیر!
‫- هی، هی، هی

46:04.761 --> 46:06.861
‫بچه‌ی من رو زد کشت و
‫تو هم باید قبول کنی!

46:06.921 --> 46:09.031
‫باید چشمت رو به روی
‫حقایق باز کنی

46:09.131 --> 46:12.031
نه که بذاری کالوی عینهو یه بره
ببرتت تا دم کشتارگاه

46:12.131 --> 46:14.501
پس یعنی تو راست میگی و اون دروغ؟

46:14.601 --> 46:17.371
‫داداشتو دوست داری، قبول

46:17.471 --> 46:21.541
ولی باید بپذیری که
قراره به زودی بمیره

46:22.871 --> 46:24.381
‫نخیر، نمی‌میره

46:25.281 --> 46:28.081
‫کالوی مجازات اعدام رو رد کرد

46:28.911 --> 46:30.411
‫راست میگم

46:30.481 --> 46:33.721
به الایجا یه پیشنهادی داد

46:33.821 --> 46:35.991
‫دروغـه

46:36.851 --> 46:38.161
‫نه، محالـه

46:38.291 --> 46:39.861
محال نیست و حقیقت داره

46:41.061 --> 46:44.761
‫اگه دنبال حقیقتی،
‫می‌تونی ازش سر در بیاری

46:44.831 --> 46:47.801
‫اگه هم هدفت الایجا نباشه،
‫ایرادی نداره

46:49.031 --> 46:51.641
‫به خاطر دخترت این کارو بکن

47:03.921 --> 47:04.981
‫موندم

47:05.081 --> 47:06.921
‫چرا یه گلوله خالی نکرده تو مغزت

47:07.021 --> 47:10.251
‫من هم!

47:11.021 --> 47:13.161
‫ولی خداوکیلی،
‫اگه ملیسا نبود

47:13.261 --> 47:14.761
‫محال بود پاپیش بذارم

47:14.861 --> 47:17.031
‫پیشنهاد خودش بود

47:18.131 --> 47:19.861
‫- خب از طرف من ازش تشکر کن
‫- باشه

47:20.001 --> 47:23.001
‫چند روز دیگه نتیجه‌ها اعلام میشن

47:23.901 --> 47:25.371
‫خوبـه

47:27.541 --> 47:30.541
‫ولی قبلش باید بابت این پیشنهاد
‫دلم رو یک‌جهت کنم

47:37.011 --> 47:38.951
‫چند وقتـه تو فکر مامانم...

47:40.581 --> 47:43.251
‫اینکـه اگه الان اینجا بود
‫چی می‌گفت بهم

47:44.061 --> 47:45.591
‫حالا که نیست، الایجا

47:45.691 --> 47:49.231
‫- می‌دونم
‫- پیشنهاد رو قبول کن

47:52.861 --> 47:54.471
‫خیال می‌کردم تو مخالفی

47:56.101 --> 47:58.641
‫معلومـه که مخالفم

48:01.371 --> 48:03.211
‫ولی خیلی می‌ترسم

48:03.311 --> 48:06.311
‫اگه تموم زورم رو زده باشم و

48:06.381 --> 48:07.881
‫کافی نبود چی؟

48:08.011 --> 48:11.381
‫اگه تا نمیری ‫ولت نکنن چی؟

48:11.481 --> 48:13.681
‫- جویس
‫- خواهش می‌کنم!

48:14.851 --> 48:17.051
‫قبول کن

48:27.001 --> 48:29.271
‫کشیش هندریکس زنگ زد

48:30.571 --> 48:33.741
‫حالا اینکه نتونسته گیرت بندازه
‫دلیل نمیشه که

48:33.841 --> 48:36.471
‫ندونه کارِ توئـه

48:36.571 --> 48:37.911
‫چی میگی؟

48:38.011 --> 48:39.911
‫سه‌تا چیز تو دنیا هست که

48:40.011 --> 48:42.281
‫هیچوقت پشت ابر نمی‌مونن:

48:43.181 --> 48:46.051
‫خورشید، ابر و حقیقت

48:46.151 --> 48:48.451
‫متوجهی؟

48:48.591 --> 48:51.191
‫فقط همون کلیسا پیانوی گرند داره

48:53.091 --> 48:56.561
‫تا حالا دو دفعه
‫بالای تعمیر اون پنجره پول داده

48:57.691 --> 49:00.101
‫امیدوارم بدونی که
‫قراره پولشو برگردونی

49:02.031 --> 49:04.241
چشم، خانم

49:29.261 --> 49:32.261
‫از طرف زندانی شماره 40538،
‫الایجا کارتر،

49:32.361 --> 49:34.331
‫از واحد فاست تماس می‌گیرم

49:41.741 --> 49:43.341
‫آقای کارتر

49:44.181 --> 49:46.181
‫منتظر تماس وکیل‌تون بودم

49:46.311 --> 49:49.011
‫تصمیم گرفتم از زبون خودم بشنوی

49:51.681 --> 49:53.821
‫کون لق خودت و پیشنهادت

49:53.951 --> 49:56.251
‫من کسی رو نکُشتم

50:04.901 --> 50:08.471
‫الایجا را آزاد کنید! الایجا را آزاد کنید!

50:08.571 --> 50:13.271
‫الایجا را آزاد کنید! الایجا را آزاد کنید!

50:13.371 --> 50:14.871
‫الایجا را آزاد کنید!

50:14.971 --> 50:17.011
‫- الایجا را آزاد کنید!
‫- اعدام راه‌حل نیست!

50:17.111 --> 50:18.981
‫الایجا را آزاد کنید!

50:19.041 --> 50:20.881
‫- الایجا را آزاد کنید!
‫- خدمت حضورتون هستیم از

50:20.981 --> 50:22.981
‫- دادگاه جفرسون، معترضین...
‫- الایجا را آزاد کنید!

50:23.081 --> 50:26.451
‫الایجا را نجات دهید!

50:26.551 --> 50:28.721
‫الایجا را نجات دهید!

50:28.851 --> 50:31.891
‫الایجا را نجات دهید!
‫الایجا را نجات دهید!

50:32.021 --> 50:33.661
‫الایجا را نجات دهید!

50:33.761 --> 50:35.061
‫- وای خدا! پشمام
‫- چیـه؟

50:35.191 --> 50:36.491
‫تطابق داره!
‫وامونده خودشـه!

50:36.591 --> 50:37.831
‫- چی؟
‫- تأیید شده خودشـه!

50:37.891 --> 50:38.901
‫- آچاره؟
‫- آره

50:39.001 --> 50:39.931
‫هی، آچاره تأیید شد

50:40.031 --> 50:42.471
‫- هی، جویس؟
‫- چیـه؟

50:42.571 --> 50:44.741
‫دی‌ان‌ایِ هدر روی آچاره

50:44.841 --> 50:47.301
‫- موفق شدیم؟
‫- آره، موفق شدیم!

50:47.371 --> 50:48.711
‫وایسا. وایسا. گابریلا؟

50:48.811 --> 50:51.481
‫آره، آره، آره، دیدیمش!

50:51.581 --> 50:52.811
‫با جویس اینجاییم

50:52.911 --> 50:54.581
‫- آره
‫- باشه، خیلی‌خب

50:54.711 --> 50:56.151
‫کالوی داره ترتیب
‫یه کنفرانس مطبوعاتی رو میده

50:56.251 --> 50:57.411
‫وای، موفق شدیم!

50:57.551 --> 51:00.051
‫ایول!

51:00.151 --> 51:02.691
‫- چی؟
‫- مبارکـه!

51:02.751 --> 51:04.391
‫پرچم سفید کوفتی. آره!

51:04.491 --> 51:06.791
‫- موفق شدیم
‫- تو موفق شدی!

51:06.891 --> 51:09.531
‫ایولا!

51:12.535 --> 51:22.535
‫کاری از: امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

51:27.611 --> 51:29.581
‫مامان چند سالش بود؟

51:29.711 --> 51:32.281
‫تقریباً پنج شیش سالش بود

51:33.281 --> 51:35.351
‫چند وقت دور از چشمت
نگه‌شون داشت؟

51:35.451 --> 51:38.051
‫اقلاً یکی دو هفته که بود

51:38.121 --> 51:40.291
‫مامان‌بزرگ جون و من...
‫همش برامون سؤال بود

51:40.391 --> 51:42.591
‫توی اون زیرزمین سرگرم چیـه

51:42.691 --> 51:45.001
‫خانم‌خانما هم به ما گفته بود
‫رفته اون زیر

51:45.101 --> 51:47.131
‫با عروسک‌هاش خاله‌بازی کنه

51:47.231 --> 51:48.701
‫پس

51:48.771 --> 51:52.771
‫تهش، من رفتم اونجا و
‫مچش رو گرفتم

51:52.901 --> 51:55.411
‫یه شیشه‌شیر دستش بود و
‫داشت به توله‌گربه‌ها

51:55.511 --> 51:57.711
‫غذا می‌داد

51:57.771 --> 52:00.981
‫پس از روز ازل دهنش چفت و بست داشته

52:02.881 --> 52:06.121
‫ویژگی بارز جسپرسون‌هاست،

52:06.221 --> 52:07.781
‫از جمله خودت

52:07.921 --> 52:10.921
‫گمونم واقعاً نشستم توی یه انبار و
‫دارم با تو صحبت می‌کنم

52:12.421 --> 52:13.821
‫حالا که حرفش شد،

52:13.961 --> 52:15.361
‫باید برگردی سر کلاست؟

52:15.461 --> 52:17.761
‫چون نمی‌خوام تو دردسر بیفتی

52:18.931 --> 52:21.371
‫آره، ولی قبل رفتن،

52:21.471 --> 52:25.071
‫جاش یه بسته بهم داد که
‫می‌خواستم با تو بازش کنم

52:26.801 --> 52:29.311
‫ببین، لازمـه یه تحقیقی
‫راجع‌به این آقاجاش بکنم؟

52:29.411 --> 52:31.341
‫دوست معمولیمـه

52:31.441 --> 52:33.441
‫آهان

52:33.511 --> 52:35.181
چه جمله‌ی آشنایی

52:36.546 --> 52:41.546
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:43.851 --> 52:45.921
‫عجب

52:45.991 --> 52:48.531
‫این خانم، خیلی قشنگـه

52:48.661 --> 52:50.991
‫ها؟

52:51.131 --> 52:54.371
‫خب، از چیش خوشت اومده؟

52:55.171 --> 52:57.371
‫از طرز نگاهش به من

52:58.171 --> 53:01.271
‫انگار نقاشیت جون داره

53:02.671 --> 53:05.781
‫چون می‌شناختمش

53:05.881 --> 53:08.551
‫اسم دزیره بود

53:12.821 --> 53:15.051
‫دزیره همون... قربانی دوم؟

53:15.191 --> 53:17.321
‫اوه، چقدر خوب تکالیفت رو انجام دادی،

53:17.391 --> 53:20.891
‫نه، خوشگله؟

53:20.991 --> 53:22.661
‫یکمی آنلاین چیزمیز خوندم

53:22.761 --> 53:27.401
‫خب، راستش، یه مدت طولانی
‫گوشواره‌هاش رو نگه داشتم

53:28.431 --> 53:31.231
‫همیشه یه چیز از

53:31.341 --> 53:33.601
‫تک‌تک زن‌ها نگه می‌داشتم

53:34.441 --> 53:35.811
‫یعنی عین یه جایزه؟

53:35.911 --> 53:37.071
‫وای هیزل

53:37.211 --> 53:40.781
‫این که مال تو فیلم‌هاست

53:41.651 --> 53:44.211
‫تو جاده که بودم،

53:44.351 --> 53:47.781
‫معمولاً همیشه تو راه برگشت
‫یه جا می‌موندم

53:47.881 --> 53:49.751
‫اسمش «پاینیر فالز» بود

53:49.891 --> 53:53.361
‫توی جاده‌ی 84، نزدیک هرمیستون بود

53:53.421 --> 53:56.591
‫صاحب مسافرخونه،
خیلی ‫خانم نازنینی بود

53:56.691 --> 53:59.201
‫اتاق 17 رو گذاشته بود کنار واسه خودم

53:59.261 --> 54:00.701
‫می‌رفتم اونجا

54:00.761 --> 54:02.971
از نو شروع کنم

54:04.201 --> 54:06.401
‫چیزمیزهاشونم همونجا نگه می‌داشتم

54:07.441 --> 54:11.411
‫توی یه دریچه‌ی هوا قایم‌شون می‌کردم

54:11.511 --> 54:14.081
‫برنامه داشتم یه روزی برگردم و بگیرمشون

54:14.181 --> 54:17.281
‫ولی هیچوقت نشد

54:18.251 --> 54:20.481
‫برای چی وسایلشون رو نگه می‌داشتی؟

54:22.251 --> 54:24.191
‫همیشه تهِ دلم می‌دونستم که

54:24.251 --> 54:29.061
‫یه روزی خودم رو معرفی و
‫به همه چی اعتراف می‌کنم

54:30.691 --> 54:34.101
‫سعی کردم با تمایلات تاریکم بجنگم،
‫به خدا قسم،

54:34.201 --> 54:36.531
‫ولی همیشه مغلوبشون می‌شدم

54:36.631 --> 54:38.741
‫نه بهشون افتخار می‌کردم و

54:38.841 --> 54:41.271
‫نه می‌خواستم دوباره تجربه کنم

54:42.441 --> 54:46.441
‫دلم می‌خواست یه چیزی باشه

54:46.541 --> 54:49.781
‫تا برای دلجویی به

54:51.421 --> 54:53.621
‫خانواده‌هاشون بدم

54:56.191 --> 54:58.151
‫که اگه یه روزی جنم‌شو داشتم

54:58.291 --> 55:01.291
‫به همه چی اعتراف کنم

55:01.391 --> 55:03.561
‫یه چیزی باشه که بهشون بدم

55:07.661 --> 55:10.101
‫اون یکی نقاشیه که برات فرستادم چی؟

55:10.171 --> 55:12.471
همون توئـه

55:12.571 --> 55:14.811
‫دیدیش؟

55:19.641 --> 55:21.811
‫خوشت اومد؟

55:23.711 --> 55:25.381
‫عاشقشم

55:31.091 --> 55:33.021
‫بعدازظهر بخیر

55:33.861 --> 55:36.091
‫تقریباً 30 سال پیش...

55:36.861 --> 55:40.501
‫الایجا کارتر به جرم
قتل هدر ریچموند دستگیر و

55:40.601 --> 55:42.901
‫اعتراف کرد

55:43.731 --> 55:45.971
‫بعد، یه ماه پیش،

55:46.041 --> 55:49.541
‫کیث جسپرسون،
‫یه قاتل سریالی محکوم،

55:49.641 --> 55:52.011
‫به همون جرم اعتراف کرد

55:52.111 --> 55:54.981
‫حالا، این اعترافات دوگانه
‫دفتر ما رو مجبور کرده تا

55:55.081 --> 55:59.521
‫ریز به ریز مدارک این پرونده؛
‫چه قدیمی و جدید رو

55:59.621 --> 56:01.221
‫مجدد بررسی کنه

56:02.051 --> 56:05.691
‫توی روزهای اخیر،
‫مدارکی به دستمون رسیده که

56:05.791 --> 56:07.161
‫منجر شده بفهمیم

56:07.261 --> 56:10.131
‫30‏ سال پیش از حقیقت غافل موندیم

56:10.891 --> 56:14.231
‫ولی امروز به این حقیقت پی بردیم

56:16.031 --> 56:17.971
‫ایالت تگزاس

56:18.071 --> 56:20.701
‫حالا بر این باوره که الایجا کارتر و

56:20.801 --> 56:23.841
‫کیث جسپرسون

56:23.911 --> 56:25.711
‫در تجاوز و

56:25.811 --> 56:29.411
‫قتل هدر ریچموند

56:29.511 --> 56:30.811
‫با هم همدست بودن

56:30.881 --> 56:32.251
‫- چی؟
‫- چی؟

56:32.381 --> 56:34.491
‫- نه
‫- چی؟ چی میگه؟

56:34.591 --> 56:36.121
‫چی... ماجرا چیـه؟

56:36.145 --> 56:46.505
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:46.529 --> 56:56.888
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
