WEBVTT

00:06.011 --> 00:08.281
‫آنچه گذشت...

00:08.281 --> 00:09.387
‫خودشـه؟ اسمش چیه؟

00:09.411 --> 00:10.627
‫هدر ریچموند

00:10.651 --> 00:12.051
‫«دوست‌پسر آن زمانِ هدر،

00:12.151 --> 00:13.627
‫الایجا کارتر، به جرم قتل وی محکوم گردید

00:13.651 --> 00:14.997
‫وی همچنان بر بی‌گناهی‌اش پافشاری می‌کند.»

00:15.021 --> 00:17.351
‫قتل هدر ریچموند کار من بود

00:17.451 --> 00:18.921
‫این اعتراف ورق رو برمی‌گردونه

00:18.921 --> 00:20.037
‫باید به دادستان فشار بیاریم

00:20.061 --> 00:21.461
‫تا پرونده رو دوباره باز کنه

00:21.531 --> 00:23.891
‫کارت‌تبریک تولده.
‫واسم پستش کردن.

00:24.731 --> 00:26.801
‫شاید بهتر باشه قبلش توضیح بدیم که

00:26.901 --> 00:28.161
‫چرا اصلاً قاتل صورتک خندان

00:28.171 --> 00:29.477
‫با این برنامه تماس گرفت

00:29.501 --> 00:31.401
‫چون اون پدرمـه

00:31.501 --> 00:33.921
‫فقط می‌خواستم ببینم تو هم
‫مثل بابات ردّی هستی یا نه

00:33.922 --> 00:35.922
‫« قاتل صورتک خندان
‫به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

00:35.923 --> 00:37.923
‫« دختر قاتل صورتک خندان در
‫برنامه‌ی گفتگوی سراسری درد دل کرد »

00:44.021 --> 00:46.521
‫« برگرفته از حقایق و پرونده‌ی واقعی »

00:47.022 --> 00:57.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:59.561 --> 01:01.431
‫میشه در مورد

01:01.571 --> 01:03.471
‫نحوه‌ی دستگیری پدرت حرف بزنیم؟

01:04.631 --> 01:07.241
‫خانمی به اسم لوئیز نلسون،

01:07.371 --> 01:10.741
‫بابت قتلش ازش بازجویی کردن،

01:10.841 --> 01:15.011
‫همین هم باعث شد اعتراف کنه

01:15.111 --> 01:18.721
‫به قتل اون و هفت نفر دیگه

01:19.751 --> 01:24.051
‫فرق لوئیز با الباقی مقتولین چی بود؟

01:24.821 --> 01:26.691
‫بابام می‌شناختش

01:26.791 --> 01:28.191
‫توی رابطه بودن

01:28.231 --> 01:30.431
‫می‌گفتن قراره با هم ازدواج کنن

01:30.531 --> 01:34.401
‫به‌نظرم نامادری باحالی می‌شد

01:38.941 --> 01:41.701
‫هشتگِ «الایجا را آزاد کنید»
‫مثل بمب ترکیده

01:41.711 --> 01:43.111
‫- جدی؟
‫- آره

01:43.211 --> 01:44.571
‫- حسابی مشهور شدیم، مامان
‫- اوهوم

01:44.571 --> 01:46.441
‫چرا من نمی‌تونم مصاحبه رو تماشا کنم؟

01:46.581 --> 01:49.311
‫گفتم که، بزرگتر که شدی
‫می‌تونی ببینیش

01:49.451 --> 01:52.421
‫آهای، آهای، برگرد اینجا.
‫بیا اینجا. خیلی‌خب.

01:52.521 --> 01:54.281
‫کله‌ات کو؟

01:54.381 --> 01:56.451
‫کله‌ات رو پیدا نمی‌کنم. کجاست؟

01:56.591 --> 01:57.991
‫عه ایناهاش

02:00.961 --> 02:03.591
‫اکثر بازخوردها مثبت هستن؟

02:03.691 --> 02:05.561
‫آره. ولی خب یه عده هم گفتن

02:05.561 --> 02:07.431
‫اشک‌های خانم سفیدپوست
‫رو محور مصاحبه کردن

02:07.531 --> 02:10.631
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، دیگه گوشی بسه.
‫برید کوله‌پشتی‌هاتون رو بردارید.

02:11.441 --> 02:14.141
‫- می‌دونستی که پدربزرگ...
‫- بهش نگو پدربزرگ

02:14.241 --> 02:17.671
‫آثار هنری کیث توی اینترنت
‫به قیمت صدها دلار فروخته میشه؟

02:17.771 --> 02:19.711
‫الان که قضیه جنجالی‌تر شده
‫احتمالاً قیمت‌هاش گرون‌تر هم بشه

02:19.811 --> 02:22.451
‫هیزل، ما این کار رو
‫به خاطر پول یا شُهرت نکردیم

02:22.451 --> 02:24.151
‫ما... هویت‌مون رو حفظ می‌کنیم

02:24.251 --> 02:25.821
‫خب هویت‌مون همینـه دیگه

02:25.951 --> 02:28.081
‫بخشی از هویت‌مونـه

02:28.181 --> 02:29.821
‫توی مدرسه هم می‌تونی همین رو بگی،

02:29.921 --> 02:31.521
‫اگه کسی...

02:31.621 --> 02:32.961
‫موی دماغت شد

02:32.961 --> 02:35.061
‫چیزی‌مون نمیشه

02:35.161 --> 02:37.591
‫دوستای من برنامه‌ی دکتر گرگ رو نمی‌بینن

02:37.691 --> 02:39.331
‫ببخشیدا

02:39.431 --> 02:40.861
‫نه بابا

02:49.341 --> 02:50.971
‫بودا؟

02:53.541 --> 02:55.081
‫باریکلا پسر. یالا

03:02.021 --> 03:12.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:21.471 --> 03:23.271
‫سلام، ادل

03:23.371 --> 03:24.387
‫سلام، آیوی

03:24.411 --> 03:26.141
‫اومدم سر بزنم

03:26.241 --> 03:28.311
‫ببینم اوضاع چطوری...

03:28.311 --> 03:29.711
‫پیش میره

03:29.851 --> 03:32.681
‫اوضاع خیلی عالی پیش میره

03:32.681 --> 03:35.591
‫چپ و راست داره اطلاعات و
‫گزارش به‌ دستمون می‌رسه

03:35.721 --> 03:37.097
‫- جدی؟
‫- آره

03:37.121 --> 03:40.461
‫واو. حالا واقعی هستن؟

03:41.561 --> 03:44.061
‫بیشترشون کسخلن، ولی

03:44.161 --> 03:46.401
‫یه مورد از راننده کامیونی داشتیم که
‫پدرت رو می‌شناخته

03:46.501 --> 03:47.661
‫گفته جنوب شرق تگزاس

03:47.661 --> 03:49.531
‫- توی مسیر دائمیش بوده
‫- اوهوم

03:49.631 --> 03:51.641
‫تظاهرات رو دیدی؟

03:51.741 --> 03:54.401
‫- چه تظاهراتی؟
‫- صدها نفر بیرونِ

03:54.501 --> 03:56.771
‫خونه‌ی کالاوی هستن،
‫همینطور بیرون خونه‌ی

03:56.871 --> 03:58.941
‫۹ قاضی دادگاه تجدید نظر تگزاس

03:59.041 --> 04:01.951
‫- وای خدا. جدی؟
‫- آره

04:02.081 --> 04:05.451
‫واو، گمونم جنجال به پا کردیم

04:05.551 --> 04:07.951
‫جنجال، اونم چه جنجالی

04:08.081 --> 04:10.691
‫اینم از خانم الهام‌بخش

04:10.691 --> 04:12.361
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

04:12.361 --> 04:13.761
‫خوبه، خوبه، خوبه

04:13.861 --> 04:15.437
‫الان از صبحونه با سران شبکه برگشتم

04:15.461 --> 04:18.231
‫اونا خیلی هیجان‌زده‌ان، ملیسا.
‫سر از پا نمی‌شناسن.

04:18.331 --> 04:19.607
‫بازخورد شبکه‌های اجتماعی مثبت بوده

04:19.631 --> 04:21.401
‫آمار بازدید سر به فلک گذاشته

04:21.501 --> 04:22.807
‫همه‌ و همه دوستت دارن

04:22.831 --> 04:24.531
‫واسه همین می‌خوام تمام وقت

04:24.631 --> 04:28.101
‫روی این داستان کار کنی،
‫به‌عنوان تهیه‌کننده‌ی مشاور زیر نظر آیوی

04:28.241 --> 04:30.711
‫آخه واقعاً استعدادش رو هم داری

04:33.141 --> 04:36.511
‫من... واقعاً شغلم رو دوست دارم

04:36.611 --> 04:39.121
‫این کار که تموم بشه،
‫می‌تونی برگردی سر همون شغل

04:39.221 --> 04:41.721
‫ولی تو الان وجهه‌ی این جنبشی

04:41.821 --> 04:43.321
‫می‌خوام در دسترس باشی

04:43.421 --> 04:45.251
‫امشب بیشتر در موردش حرف می‌زنیم

04:45.251 --> 04:47.261
‫من و رکسان یه تدارکی دیدیم توی خونه‌مون

04:47.261 --> 04:49.661
‫واسه شام. بن رو با خودت بیار، خب؟

04:49.761 --> 04:52.601
‫- خونه‌تون؟ امشب؟
‫- آره بابا

04:52.701 --> 04:54.161
‫همه می‌خوان باهات آشنا بشن، ملیسا

04:54.301 --> 04:56.131
‫آیوی، تو هم بیا،

04:56.231 --> 04:57.751
‫به تابیتا میگم جزئیاتش رو برات بفرسته

04:57.831 --> 05:00.871
‫- من باید برم
‫- دکتر گرگ

05:03.471 --> 05:04.817
‫با خودت لپ‌تاپ داری؟

05:04.841 --> 05:08.881
‫نه. با خودم شش‌تا ریمل مختلف دارم

05:08.981 --> 05:10.781
‫خیلی‌خب، من برات حلش می‌کنم

05:10.781 --> 05:13.081
‫نگران هم نباش،
‫فقط قراره به اطلاعات ارسالی گوش کنی

05:13.181 --> 05:17.021
‫دنبال هر چیزی هستیم که
‫کیث رو به هدر مرتبط کنه

05:17.151 --> 05:19.161
‫درسته

05:19.291 --> 05:22.091
‫در اون مورد...

05:22.091 --> 05:23.931
‫آ...

05:24.031 --> 05:27.401
‫اینا نامه‌های باز نشده هستن

05:29.271 --> 05:31.941
‫پدرم گفت در مورد قتل نهم بهم گفته بوده،

05:32.041 --> 05:34.671
‫پس شاید واقعاً گفته باشه

05:38.841 --> 05:41.781
‫خب، پس گمونم من امشب به شام نمی‌رسم

05:45.021 --> 05:47.021
‫« خدا را اینجا دریاب »

05:48.521 --> 05:49.797
‫این خونه رو نگاه

05:49.821 --> 05:52.491
‫می‌دونم. بی‌نظیره

05:53.191 --> 05:55.531
‫- احوالت چطوره؟
‫- خوبه

05:55.631 --> 05:57.861
‫فقط یه قرار شامـه، نه؟

05:57.961 --> 05:59.631
‫فقط یه شامـه

06:00.431 --> 06:03.201
‫- میشه دور بزنیم؟
‫- البته که میشه

06:03.331 --> 06:05.231
‫میشه لطفاً برگردیم؟

06:05.331 --> 06:08.041
‫خوش آمدید. کت‌تون رو می‌دید بهم؟

06:08.141 --> 06:09.841
‫اوه، آره. خیلی ممنون

06:09.841 --> 06:12.041
‫- آره
‫- میشه اینو نگه داری؟

06:12.181 --> 06:13.711
‫خیلی‌خب

06:13.811 --> 06:16.111
‫- ممنون
‫- ممنون

06:17.081 --> 06:18.457
‫- مرسی
‫- بفرما

06:18.481 --> 06:20.521
‫عه، اوناهاشش

06:20.621 --> 06:22.991
‫- اوناهاشش
‫- حس عجیبی دارم

06:22.991 --> 06:25.761
‫- نباید گِن می‌پوشیدم
‫- عجب جاییـه

06:25.891 --> 06:27.661
‫اینم از خانم محبوب!

06:27.661 --> 06:29.531
‫- سلام
‫- ملیسا

06:29.631 --> 06:31.931
‫- سلام
‫- محشر شدی

06:32.061 --> 06:33.461
‫- اوه
‫- آره

06:33.561 --> 06:34.831
‫- سلام گرگ، خوشبختم
‫- از دیدنت خوشحالم

06:34.831 --> 06:36.371
‫- من هم همینطور
‫- آره، آره

06:36.471 --> 06:37.931
‫این خونه معرکه‌ست

06:38.071 --> 06:39.501
‫همه‌اش کار همسرمـه، رکسان

06:39.501 --> 06:42.321
‫- ثمره‌ی زحمات عاشقانه‌اشـه
‫- نه، ثمره‌ی زحمات عاشقانه‌ام تویی،

06:42.322 --> 06:44.111
‫عزیزم

06:44.241 --> 06:47.241
‫خیلی ممنون که دعوت‌مون کردید.
‫اینا واسه شماست.

06:47.341 --> 06:49.041
‫ممنون. باعث افتخارمونـه

06:49.051 --> 06:50.751
‫حالا بیاید، یه نوشیدنی میل کنید،

06:50.881 --> 06:52.421
‫- با بقیه آشنا شید
‫- آره، بفرمایید داخل

06:52.521 --> 06:54.181
‫- شامپاین؟
‫- ممنون

06:54.281 --> 06:56.167
‫- خیلی ممنون. نوش
‫- خیلی ممنون. مرسی

06:56.191 --> 06:58.391
‫- این لیدیاست، بهترین دوستم
‫- سلام

06:58.491 --> 07:01.691
‫- ایشون اِدیـه، مدیر برنامه‌های گرگ
‫- سلام. خوشبختم

07:01.691 --> 07:04.191
‫- و کرین، کارگزار ادبی ِگرگ
‫- خوشبختم

07:04.191 --> 07:06.901
‫و فرانسیس، رئیس رسانه‌ی گِرگریوس پیکچرز

07:06.901 --> 07:08.301
‫خوشبختم

07:08.401 --> 07:09.971
‫این... این بن‌ـه

07:10.071 --> 07:11.277
‫خوبید؟ شرمنده

07:11.301 --> 07:12.941
‫خب، خیلی...

07:13.071 --> 07:16.041
‫برگام ریخته که همگی ساکن سیاتل هستید

07:17.411 --> 07:19.581
‫نه، من... همه رو با پرواز آوردم

07:19.581 --> 07:20.887
‫اوه

07:20.911 --> 07:23.011
‫رویدادی چیزی دارید؟

07:24.981 --> 07:26.621
‫آره، همین رویداد

07:26.721 --> 07:28.221
‫شام حاضره

07:28.321 --> 07:31.421
‫- آره، بریم غذا بخوریم
‫- بریم؟

07:45.971 --> 07:48.501
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- پشمام، مکس! زاغ‌سیاه منو چوب می‌زنی؟

07:48.611 --> 07:51.171
‫تویی که می‌خوای دزدکی
‫گاوصندوق مامان رو باز کنی

07:51.271 --> 07:53.481
‫تاریخ تولدمون رو زدم واسه رمزش، ولی نشد

07:53.581 --> 07:55.881
‫فکر کنم سالگرد ازدواجشون باشه

07:57.181 --> 07:59.921
‫میشه پاستا رو داغ کنی؟ گشنمه

08:00.021 --> 08:01.821
‫خب از ماکروفر استفاده کن

08:35.821 --> 08:38.351
‫موانعی که جلوی روت هستن واقعی‌ان،

08:38.451 --> 08:41.961
‫اما هیچ‌کدوم‌شون چیزی نیست که
‫نتونی از پسش بربیای.

08:41.961 --> 08:45.161
‫همه‌چی با یه نگرش مثبت شروع میشه

08:45.261 --> 08:46.901
‫باور به خودت

08:47.031 --> 08:51.401
‫اینکه باور کنی دقیقاً همونجایی هستی
‫که باید باشی،

08:51.501 --> 08:56.441
‫در حال حرکت در مسیری که
‫فقط برای تو ساخته شده

09:10.951 --> 09:13.091
‫چیه؟

09:15.161 --> 09:17.231
‫- چیه؟
‫- یه مردی توی تگزاسـه

09:17.361 --> 09:19.101
‫البته... زنـه

09:19.201 --> 09:23.001
‫میگه برادرش مدرکی داره که
‫کیث، هدر رو کشته

09:23.101 --> 09:24.531
‫- بذار ببینم
‫- خیلی‌خب

09:31.021 --> 09:34.021
‫« آثار هنری کیث جسپرسون برای فروش »

09:43.022 --> 09:45.022
‫« نقاشی اسکلت تبر به دست »
‫« ۱۶۵ دلار، فروخته شده »

09:50.023 --> 09:52.023
‫« ساخت پروفایل فروشنده »

10:03.511 --> 10:08.211
‫اگر در مسیری که برای تو
‫تعیین شده بمونی، اگر اعتماد کنی،

10:08.211 --> 10:11.481
‫دقیقاً به جایی که باید برسی، می‌رسی.

10:41.021 --> 10:42.551
‫توی رونوشت ثبت بشه که

10:42.651 --> 10:44.951
‫آقای جسپرسون به قتلِ

10:45.051 --> 10:48.321
‫لوئیز نلسون اعتراف کرده

10:48.421 --> 10:50.721
‫گویا قبل از اعلام حکم، یک بیانیه‌ی

10:50.821 --> 10:53.161
‫تأثیر جرم از خانواده‌ی مقتول داریم

11:02.171 --> 11:04.571
‫«بنده اشتون مک‌براید هستم.

11:06.001 --> 11:09.041
‫لوئیز نلسون مادرم بود

11:11.441 --> 11:13.741
‫اون پرتوی نوری بود در دنیای تاریک

11:18.781 --> 11:23.021
‫این مرد مادرم رو کُشته

11:23.121 --> 11:25.051
‫چرا باید بتونه مصالحه کنه

11:25.151 --> 11:28.121
‫تا مجازات اعدام نصیبش نشه؟

11:29.291 --> 11:30.691
‫این عدالت نیست

11:30.761 --> 11:33.861
‫این کسشعر محضـه.»

11:43.041 --> 11:45.671
‫آهای، آهای. نگهبان؟

11:47.341 --> 11:48.681
‫- نگهبان، بگیرش
‫- بس کن!

11:48.681 --> 11:50.481
‫ولش کن! ولش کن!

11:50.481 --> 11:52.421
‫جناب قاضی، اینجا امنیت نداره!

11:58.351 --> 11:59.821
‫سلام

11:59.821 --> 12:01.861
‫سلام رفیق

12:01.861 --> 12:03.731
‫من اش هستم

12:03.831 --> 12:05.291
‫این بودائـه

12:06.661 --> 12:08.871
‫مامانت خونه‌ست؟

12:10.021 --> 12:20.021
‫ترجمه از امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H۱tmaN

12:51.021 --> 13:01.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

13:02.151 --> 13:04.727
‫- پیش‌غذا. نوش جان
‫- محشره، سرآشپز

13:04.751 --> 13:06.161
‫- خیلی ممنون
‫- مرسی

13:06.261 --> 13:07.991
‫- کسی بازم شراب می‌خواد؟
‫- صد درصد

13:08.091 --> 13:09.167
‫خب ملیسا،

13:09.191 --> 13:10.991
‫هنوز با کرین حرف نزدی؟

13:11.091 --> 13:13.201
‫نابغه‌ست. چهار تا از کتاب‌هام رو فروخته

13:13.331 --> 13:15.161
‫به زودی میشه پنج تا

13:15.261 --> 13:17.471
‫در مورد اولین کتابت فکر کردی، ملیسا؟

13:20.671 --> 13:22.941
‫اوه...

13:23.041 --> 13:25.211
‫من؟...

13:25.341 --> 13:27.181
‫کتاب بنویسم؟ نه

13:27.311 --> 13:30.351
‫البته! همین فردا می‌تونم
‫واست یه قرارداد جور کنم

13:30.481 --> 13:32.621
‫«کابوس‌های پدرم» چطوره؟

13:32.721 --> 13:34.351
‫مثل کتاب اول باراک اوباما
‫[رویاهای پدرم]

13:34.451 --> 13:36.821
‫- آره...
‫- یه چیز ساده‌تر چطوره؟

13:36.821 --> 13:38.221
‫«دختر قاتل سریالی»

13:38.321 --> 13:39.721
‫تکراریـه

13:39.761 --> 13:41.661
‫- گمونم سعی کردم همینو انتخاب کنم
‫- آره

13:41.761 --> 13:44.561
‫یا می‌تونی عنوان بامزه انتخاب کنی.
‫«مشکلات با پدر»

13:44.661 --> 13:46.661
‫راستش... بامزه نیست

13:54.641 --> 13:56.171
‫خوشمزه‌ست

13:57.711 --> 14:00.681
‫آره، صورتک خندان. بریم براش!

14:00.781 --> 14:02.711
‫پف‌فیل نیاوردی، داروغه؟

14:02.811 --> 14:06.221
‫آروم باشید...
‫وگرنه پخشش نمی‌کنم

14:06.321 --> 14:07.721
‫آروم نشستیم

14:07.751 --> 14:09.151
‫آره

14:12.791 --> 14:14.621
‫خب، ملیسا؟

14:14.721 --> 14:16.321
‫می‌خواستم بگم که شجاعتی که

14:16.322 --> 14:19.001
‫جلوی دوربین به خرج دادی
‫منو تحت تأثیر قرار داد

14:19.101 --> 14:20.731
‫ممنون

14:20.861 --> 14:23.901
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی کشیدی

14:24.031 --> 14:25.431
‫غیر قابل تصوره

14:25.501 --> 14:27.871
‫تازه به خاطر مقررات و سیاست‌های شبکه

14:27.971 --> 14:29.811
‫نتونست جاهای دارک‌ترش رو بگه

14:29.911 --> 14:32.081
‫منظورت چیه؟

14:33.241 --> 14:34.381
‫گربه‌ها

14:34.381 --> 14:35.687
‫آره، اون...

14:35.711 --> 14:37.751
‫این بحث واسه شام مناسب نیست

14:37.851 --> 14:41.621
‫آره، لازم نیست در این مورد حرف بزنیم

14:41.721 --> 14:44.121
‫حالا دیگه بدتر دلم می‌خواد بدونم

14:47.361 --> 14:48.761
‫آ...

14:49.491 --> 14:52.231
‫خب...

14:55.861 --> 14:58.601
‫بچه که بودم،

14:58.731 --> 15:00.701
‫یه گربه توی انباری داشتیم،

15:00.701 --> 15:02.941
‫که چندتا بچه‌گربه زایید

15:03.041 --> 15:04.811
‫و...

15:04.911 --> 15:06.087
‫خیلی ناز بودن

15:06.111 --> 15:07.511
‫من...

15:07.581 --> 15:09.411
‫با شیشه‌شیر بهشون غذا می‌دادم

15:10.281 --> 15:12.581
‫ولی بعدش...

15:13.551 --> 15:16.021
‫پدرم فهمید و اون...

15:17.021 --> 15:19.621
‫یکی‌شون رو اونقدر فشار داد تا مُرد

15:19.721 --> 15:21.861
‫به چشم خودم دیدم

15:22.761 --> 15:24.731
‫بعدش هم...

15:24.831 --> 15:27.661
‫بقیه‌شون رو...

15:28.501 --> 15:31.001
‫از دُم‌شون بست به بندِ لباس

15:31.101 --> 15:33.841
‫اونقدر خودشون رو خراشیدن تا مُردن

15:34.701 --> 15:36.047
‫وای خدا

15:36.071 --> 15:38.771
‫لابد کلی پول بابت جلسات روان‌درمانی دادی

15:38.771 --> 15:40.841
‫راستش تابحال نرفتم

15:40.981 --> 15:42.511
‫خب، آخه حداقل

15:42.651 --> 15:45.111
‫یه جلسه که با من داشتی، مگه نه؟

15:45.211 --> 15:47.081
‫حتی بعد از ماجرای گربه‌ها،

15:47.081 --> 15:50.391
‫مادرت اصلاً نمی‌دونست که
‫یه خبرهایی هست؟

15:50.491 --> 15:52.621
‫اون با زن‌هایی که مورد خشونت
‫قرار گرفتن کار می‌کنه،

15:52.721 --> 15:54.691
‫که شاید به نظر شبیه کفاره و جبران بیاد

15:54.821 --> 15:57.431
‫چطوری با همچین پدر و مادری بزرگ شدی
‫و خودت اینقدر عادی بار اومدی؟

16:01.801 --> 16:04.101
‫- من میرم سرویس بهداشتی
‫- خوبی؟

16:04.201 --> 16:06.371
‫آره، خوبم

16:10.871 --> 16:12.641
‫اونجا محل شادی‌مون بود

16:12.741 --> 16:15.511
‫محل امن‌مون

16:15.611 --> 16:17.011
‫من...

16:17.111 --> 16:19.011
‫راستش اولین خاطره‌ام از اونجاست

16:19.151 --> 16:22.291
‫فقط یه تصویر کوتاهـه،
‫ولی مامانم...

16:22.391 --> 16:23.991
‫منو بغل کرده بود،

16:23.991 --> 16:26.621
‫و پدرم از اون طرف رودخونه

16:26.721 --> 16:28.991
‫بهمون لبخند می‌زد

16:30.161 --> 16:33.861
‫تو پدرت رو دوست داشتی

16:35.031 --> 16:36.701
‫آره

16:36.831 --> 16:38.501
‫هنوز هم داری

16:38.501 --> 16:40.401
‫- نه
‫- ملیسا...

16:40.501 --> 16:41.901
‫نه

16:41.971 --> 16:44.011
‫می‌دونم شاید واست زجرآور باشه،

16:44.011 --> 16:46.171
‫ولی میشه راجع به جنایت‌های پدرت...

16:46.181 --> 16:47.881
‫رفیق، دختره چقدر جذابـه

16:47.981 --> 16:50.111
‫وارد جزئیات نمی‌شیم

16:53.221 --> 16:54.921
‫توی جاده سوارشون می‌کرد

16:55.051 --> 16:56.521
‫اون معمولاً...

16:56.521 --> 16:58.051
‫مراقب حرف زدنت باش

16:58.191 --> 17:00.861
‫وگرنه؟

17:00.861 --> 17:03.021
‫جوری نشون می‌داد که
‫انگار قابل اعتماده

17:03.031 --> 17:04.931
‫اونا...

17:05.061 --> 17:06.531
‫دخترهای خیابونی بودن؟ فاحشه‌ها؟

17:06.631 --> 17:09.401
‫بعضی‌هاشون کارگر جنسی بودن، آره

17:09.531 --> 17:12.001
‫سکس‌شون به تجاوز ختم می‌شد

17:12.001 --> 17:13.741
‫و خفه‌کردن

17:13.871 --> 17:16.841
‫بعدش هم، اجسادشون رو
‫توی حومه‌ی شهر ول می‌کرد

17:16.941 --> 17:19.981
‫خیلی‌هاشون سال‌های سال پیدا نشدن

17:36.021 --> 17:37.521
‫« تماس از شماره‌ی خصوصی »

17:39.701 --> 17:41.101
‫ببخشید؟

17:42.871 --> 17:45.031
‫برادرم...

17:45.031 --> 17:48.541
‫یکی رو به قتل رسونده

17:50.411 --> 17:52.441
‫اوه، خیلی‌خب

17:56.281 --> 17:58.511
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

17:59.381 --> 18:01.451
‫به خاطر مواد مخدر بود

18:01.551 --> 18:02.927
‫ولی مدام به این فکر می‌کنم که

18:02.951 --> 18:05.851
‫اگه بیشتر سعی می‌کردم
‫بفرستمش کمپ ترک اعتیاد...

18:06.961 --> 18:08.361
‫اسمت چیه؟

18:08.391 --> 18:09.607
‫هانا

18:09.631 --> 18:11.461
‫هانا؟

18:11.561 --> 18:13.701
‫ببین...

18:15.761 --> 18:18.231
‫انگار داری خودت رو سرزنش می‌کنی

18:18.331 --> 18:20.141
‫و...

18:20.241 --> 18:22.841
‫تو هم قربانی خشونت بودی

18:24.071 --> 18:26.241
‫بیا بغلم

18:29.351 --> 18:30.981
‫خیلی متأسفم

18:32.281 --> 18:33.527
‫بهتره برگردم

18:33.551 --> 18:35.521
‫- شرمنده. آره
‫- باشه

18:41.621 --> 18:43.191
‫الو؟

18:43.291 --> 18:46.861
‫اصلاً قصد داشتی بهم زنگ بزنی؟

18:47.001 --> 18:49.701
‫چی؟ چرا بهم زنگ زدی؟

18:49.801 --> 18:51.701
‫اصلاً چطوری شماره‌مو پیدا کردی؟

18:51.801 --> 18:53.401
‫نکنه خیال کردی نمی‌تونم

18:53.501 --> 18:55.601
‫موبایل شخصی داشته باشم؟
‫همچین فکری می‌کنی؟

18:55.601 --> 18:57.041
‫خیال کردی دستم کوتاهـه؟

18:57.171 --> 18:58.671
‫نه، نمی‌دونم مشکلت چیه،

18:58.811 --> 19:00.611
‫ولی نمی‌تونم باهاش سر و کله بزنم

19:00.711 --> 19:02.481
‫مشکل من

19:02.481 --> 19:04.351
‫اینـه که دخترم،

19:04.451 --> 19:06.051
‫که ظاهراً

19:06.181 --> 19:09.021
‫اونقدر خودخواهـه که خیال می‌کنه

19:09.121 --> 19:12.561
‫می‌تونه وارد مهم‌ترین
‫داستان جنایی سال بشه...

19:12.691 --> 19:14.691
‫داستانِ من...

19:14.791 --> 19:17.961
‫و با هر زحمتی کل ماجرا رو
‫به خودش تعمیم بده

19:17.961 --> 19:20.401
‫همیشه می‌خواستی ستاره بشی

19:20.501 --> 19:22.271
‫شوخیت گرفته؟

19:22.371 --> 19:24.471
‫ولی نگران نباش، خانم‌خانما

19:24.571 --> 19:26.871
‫چون ایالت تگزاس

19:26.971 --> 19:28.871
‫با توپ پر میاد سراغم

19:28.971 --> 19:31.471
‫بعدش دقیقاً به همون چیزی می‌رسی

19:31.571 --> 19:34.311
‫که تمام مدت می‌خواستی

19:35.211 --> 19:38.621
‫اینکه من به جای الایجا
‫با تزریق مرگبار اعدام بشم

19:41.351 --> 19:43.391
‫من همچین حرفی نزدم

19:43.491 --> 19:44.691
‫باید برم

19:44.691 --> 19:47.291
‫وایسا، وایسا، وایسا

19:48.061 --> 19:49.561
‫کدوم داروغه اون حرف رو بهت زد؟

19:49.661 --> 19:51.331
‫- چی؟
‫- نگهبان زندان

19:51.431 --> 19:53.421
‫کدوم نگهبان بهت گفت که

19:53.422 --> 19:56.361
‫مثل من روانی هستی؟

19:56.371 --> 19:58.431
‫باست بود؟

19:58.571 --> 20:01.041
‫کله‌اش طاسـه

20:01.141 --> 20:02.671
‫می‌خواد همه خیال کنن

20:02.771 --> 20:03.817
‫گردن‌کلفتـه

20:03.841 --> 20:05.911
‫باید برم، بابا

20:06.041 --> 20:07.611
‫مطمئن بودم خودشـه

20:07.711 --> 20:09.851
‫دیگه بهم زنگ نزن

20:19.591 --> 20:21.761
‫شرمنده که نمی‌تونم دعوتت کنم داخل

20:21.861 --> 20:24.231
‫شرمنده نباش

20:24.331 --> 20:27.101
‫همین عالیه

20:27.931 --> 20:30.231
‫هیچ ملالی نیست

20:34.901 --> 20:38.811
‫من هم وقتی هم‌سن تو بودم،
‫خیلی تنهام میذاشتن

20:39.811 --> 20:42.851
‫حالم به‌هم می‌خورد که بین خاله‌ام،

20:42.951 --> 20:45.111
‫مادربزرگم و

20:45.251 --> 20:47.451
‫گاهی مامانم پاسکاری می‌شدم

20:49.121 --> 20:52.051
‫تنها بودن واسم راحت‌تر شد

20:52.151 --> 20:53.661
‫من تنها نیستم

20:53.791 --> 20:55.521
‫خواهرم داخلـه

20:57.131 --> 20:59.131
‫جدی؟

20:59.931 --> 21:01.461
‫چند سالشـه؟

21:02.261 --> 21:04.031
تازه ۱۵شو پُر کرد

21:04.131 --> 21:06.021
‫شما به پیغام‌گیر

21:06.022 --> 21:09.671
‫رئیس زندان ایالت اورگن وصل شده‌اید

21:09.771 --> 21:11.511
‫برای گذاشتن پیغام، کلید یک را فشار دهید

21:13.011 --> 21:15.111
‫پدرم اونجا زندانیـه

21:15.211 --> 21:18.151
‫اسمش کیث جسپرسونـه

21:18.281 --> 21:20.351
‫به نظرم بهتره بدونید که

21:20.451 --> 21:23.291
‫اون یجور تلفن مخفی داره و

21:23.391 --> 21:26.491
‫دیگه نباید باهاش به من زنگ بزنه

21:26.591 --> 21:29.491
‫هر چه سریع‌تر. خیلی ممنون

21:29.591 --> 21:31.891
‫خداحافظ

21:33.761 --> 21:35.661
‫همه‌چی روبراهـه؟

21:37.901 --> 21:40.501
‫آره، همه‌چی مرتبـه

21:40.641 --> 21:42.811
‫مرتب؟

21:44.941 --> 21:46.641
‫خیلی‌خب

21:46.741 --> 21:48.981
‫شاید اوضاع...

21:50.381 --> 21:52.381
‫یکمی مرتب نیست

21:56.721 --> 21:58.291
‫آخه...

21:58.391 --> 22:00.761
‫آخه هضمش واسم زیادی سنگینـه

22:03.191 --> 22:05.731
‫می‌دونی من...

22:07.201 --> 22:10.571
‫توی لس‌آنجلس واسه خودم اسم و
‫رسمی در کردم، همه‌چی داشتم

22:11.371 --> 22:14.171
‫ولی آخرش فهمیدم که ازش بدم میاد

22:14.171 --> 22:16.511
‫خورشیدش آدمو پیر می‌کنه

22:17.541 --> 22:19.411
‫پس برنامه رو به اینجا منتقل کردم

22:20.211 --> 22:21.681
‫آرامش و سکوتش رو دوست دارم

22:21.781 --> 22:24.351
‫درخت‌ها رو... دوست دارم

22:24.451 --> 22:27.351
‫دوست داری اون ماهی گنده‌ی
‫توی برکه‌ی کوچیک باشی

22:30.321 --> 22:32.421
‫خیلی‌خب

22:33.221 --> 22:34.891
‫نکته‌ی حرفم اینـه که

22:34.991 --> 22:37.261
‫خواسته‌هات قابل تغییر هستن

22:37.391 --> 22:39.161
‫اگه انعطاف نشون بدی

22:40.261 --> 22:42.731
‫پس می‌خوای یه کتاب بنویسم
‫تا آدم‌های پولدار رو سرگرم کنه

22:42.871 --> 22:45.931
‫که با من مثل یه حیوون
‫باغ‌وحش رفتار می‌کنن؟

22:46.071 --> 22:47.941
‫شگفتی...

22:48.071 --> 22:49.611
‫قدرت رو در پی داره

22:50.521 --> 22:52.021
‫هر کدوم از آدمای دور اون میز

22:52.022 --> 22:53.857
‫واسه کار کردن با تو سر و دست می‌شکونن

22:53.881 --> 22:55.257
‫من واسه این پیش‌قدم نشدم

22:55.281 --> 22:57.111
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

22:57.211 --> 22:58.911
‫ولی این لحظه‌ی سرنوشت‌ساز توئـه

22:59.011 --> 23:01.521
‫باید پدرت رو از ذهنت خارج کنی،

23:01.521 --> 23:03.121
‫تا بتونی بفهمی که

23:03.251 --> 23:05.691
‫قراره با این‌همه مسائل چیکار کنی

23:07.921 --> 23:09.631
‫آدمی که می‌خوای باشی

23:19.201 --> 23:21.471
‫سلام، بله، آقای گریفین؟

23:21.571 --> 23:23.811
‫آیوی کمپل هستم از برنامه‌ی دکتر گرگ

23:23.911 --> 23:26.481
‫خیلی ممنونم که این وقتِ شب
‫جواب تلفنم رو دادید

23:26.611 --> 23:28.681
‫البته، آیوی،

23:28.781 --> 23:29.987
‫ولی هارولد صدام کن

23:30.011 --> 23:31.481
‫حتماً، خب...

23:31.581 --> 23:35.221
‫همکارم یه خبری از خواهرتون باربارا
‫به دستش رسید

23:35.321 --> 23:37.791
‫گفت شما یه برنامه‌ی هنری
‫در زندان اجرا می‌کنید؟

23:37.891 --> 23:39.267
‫و کیث جسپرسون رو

23:39.291 --> 23:41.561
‫توی یکی از اون کارگاه‌های خلاقیت دیدید؟

23:41.661 --> 23:43.361
‫کیث؟

23:43.461 --> 23:45.761
‫باربارا چی بهتون گفت؟

23:45.761 --> 23:49.571
‫نه. من، به الایجا کارتر آموزش دادم

23:50.701 --> 23:52.271
‫الایجا یه آهنگ نوشت

23:52.272 --> 23:54.901
‫هنوز نوار ضبط‌شده‌اش رو دارم

23:55.671 --> 23:57.511
‫بفرستمش؟

23:59.711 --> 24:01.181
‫بهترین قسمتِ امشب بود

24:01.281 --> 24:02.657
‫خب، به بقیه کمک می‌کنی

24:02.681 --> 24:04.151
‫تو هم به من کمک می‌کنی

24:04.151 --> 24:05.827
‫مرسی که تمام‌قد پشتم وایستادی

24:05.851 --> 24:07.681
‫با اینکه فقط واسه غذاش اومده بودی

24:07.781 --> 24:10.321
‫- غذا واقعاً خوب بود
‫- خوبه

24:11.791 --> 24:13.561
‫آره، خسته‌ام

24:13.691 --> 24:15.221
‫خدا رو شکر که تموم شد

24:15.361 --> 24:17.091
‫باید برم دستشویی

24:17.191 --> 24:19.431
‫بچه‌ها به این زودی رفتن خوابیدن؟

24:20.801 --> 24:23.071
‫- الان برمی‌گردم پایین
‫- باشه

24:33.911 --> 24:35.641
‫آفرین پسر خوب، بودا

24:35.641 --> 24:38.951
‫پسر خوب

24:40.951 --> 24:42.791
‫برو که رفتی

24:49.321 --> 24:51.131
‫سلام، مکس

24:51.231 --> 24:53.401
‫سلام، مامان

24:54.731 --> 24:56.131
‫بودا؟

24:57.271 --> 24:58.547
‫مامان

24:58.571 --> 25:00.141
‫سلام

25:02.871 --> 25:04.271
‫سلام پسرم

25:04.341 --> 25:05.647
‫سلام مامان

25:05.671 --> 25:07.371
‫این سگِ کیه؟

25:07.381 --> 25:08.657
‫اوه

25:08.681 --> 25:10.451
‫این بودائـه

25:10.581 --> 25:12.781
‫دوستت هم اینجاست

25:17.991 --> 25:20.291
‫مکس، برو داخل

25:20.421 --> 25:22.631
‫- چی؟
‫- برو

25:24.461 --> 25:26.631
‫- همین الان
‫- ولی...

25:26.731 --> 25:28.531
‫ولی... اون...

25:28.631 --> 25:30.631
‫- برو داخل!
‫- گفت دوستید

25:30.771 --> 25:33.301
‫همین الان به بابات بگو زنگ بزنه پلیس

25:34.741 --> 25:38.271
‫شاید ذهنت پر از افکار تاریک باشه

25:39.471 --> 25:42.111
‫ترس، اضطراب،

25:42.211 --> 25:43.781
‫نفرت

25:45.581 --> 25:46.857
‫نفرت

25:46.881 --> 25:49.551
‫ولی اگه مانع‌شون نشی،

25:49.551 --> 25:52.221
‫اون‌وقت جلوی قدرتت رو نمی‌گیرن

25:52.321 --> 25:54.921
‫خیلی‌خب... زنگ زدیم پلیس

25:55.021 --> 25:56.421
‫الان می‌رسن

25:56.521 --> 25:58.661
‫- و کمکت می‌کنن...
‫- ملیسا!

25:58.791 --> 26:00.801
‫ملیسا

26:01.761 --> 26:04.471
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونه کمکم کنه

26:09.841 --> 26:11.711
‫اش؟

26:13.411 --> 26:15.641
‫چرا اومدی اینجا؟

26:15.781 --> 26:18.011
‫فقط می‌خواستم ببینم زندگیت

26:18.151 --> 26:20.051
‫الان چطوریـه

26:20.151 --> 26:22.991
‫انگار همه‌چی خیلی روبراهـه

26:23.121 --> 26:26.121
‫خیلی خوشحالم که اوضاع بر وفق مرادتـه

26:26.121 --> 26:29.621
‫و من، می‌خواستم بدونی که چقدر...

26:29.621 --> 26:32.431
‫خیلی‌ خیلی خوش‌شانسی که

26:32.431 --> 26:35.201
‫بچه‌های وامونده‌ات اینجان

26:37.471 --> 26:39.701
‫چطوری روت میشه که عکسش رو

26:39.841 --> 26:41.771
‫توی تلویزیون پخش کنی، جنده!

26:41.871 --> 26:43.341
‫- اون مثل بقیه نبود!
‫- بن!

26:43.441 --> 26:45.447
‫- اون آواره نبود!
‫- همین الان زنگ بزن پلیس!

26:45.471 --> 26:47.187
‫- این دیگه کدوم خریـه، ملیسا؟
‫- اون فاحشه نبود لامصب!

26:47.211 --> 26:49.441
‫- برو پایین!
‫- برو! مکس، همین الان برو پایین!

26:49.441 --> 26:51.021
‫هیچ‌وقت‌ هم با پدر پست‌فطرتت
‫ازدواج نکرده بود!

26:51.022 --> 26:52.302
‫همین الان برو توی اتاق خواهرت!

26:52.311 --> 26:54.181
‫- منو نگاه کن! تو هیچوقت اونو ندیدی؟
‫- الو؟ بله

26:54.321 --> 26:56.257
‫- حتی یه بار هم ندیدی!
‫- همین الان باید پلیس بیاد خونه‌مون

26:56.281 --> 26:57.797
‫- دروغگوی کثیف!
‫- از اینجا برو!

26:57.821 --> 26:59.791
‫- دروغ میگی! دروغ میگی!
‫- لطفاً برو

26:59.791 --> 27:01.491
‫- لطفاً برو
‫- برو پایین

27:01.591 --> 27:03.591
‫- از اینجا برو!
‫- آهای، گورت رو از اینجا گم کن!

27:03.661 --> 27:05.467
‫- هیزل، ببرش توی اتاقت!
‫- شما دو تا برید پایین!

27:05.491 --> 27:07.331
‫- برید، در رو قفل کنید!
‫- لطفاً برید پایین!

27:07.331 --> 27:09.131
‫همین الان درتون رو قفل کنید!

27:09.231 --> 27:11.177
‫- برید توی اتاق‌تون و در رو قفل کنید!
‫- مادر من فرشته بود!

27:11.201 --> 27:15.071
‫نازل شده بود تا کاری کنه
‫پدرت تقاص پس بده!

27:15.201 --> 27:18.211
‫- کی قراره حقش رو بگیره؟
‫- تو رو خدا برو

27:18.311 --> 27:19.881
‫حق منو!

27:19.981 --> 27:21.217
‫لعنتی

27:21.241 --> 27:22.617
‫پلیس تو راهـه!

27:22.641 --> 27:24.681
‫- آره، الان میان!
‫- برو!

27:24.681 --> 27:27.881
‫- دارن میان
‫- ملیسا، از در فاصله بگیر

27:31.751 --> 27:33.291
‫اون کی بود؟

27:33.391 --> 27:35.421
‫ببخشید

27:35.521 --> 27:38.431
♪ جوری قدم بر می‌داره که انگار ♪

27:38.561 --> 27:43.131
♪ دیگه من براش یه غریبه‌ام ♪

27:45.571 --> 27:49.441
♪ ترسش از من بیش از پیش در جریانـه و ♪

27:49.541 --> 27:52.541
♪ کم‌کم دیگه فوران می‌کنه ♪

27:52.541 --> 27:57.011
♪ می‌دونم مُنکرش شدم ♪

27:57.111 --> 28:01.921
♪ اما حقیقت اینـه که کارِ منـه ♪

28:02.951 --> 28:06.421
♪ یه فرشته روی شونه‌ام نشسته بود ♪

28:06.521 --> 28:11.661
♪ ولی من پیشنهاد شیطان رو پذیرفتم ♪

28:16.301 --> 28:20.701
♪ ارزشش رو داشت؟ ♪

28:20.701 --> 28:25.341
♪ وای، عزیزم، این بستگی داره ♪

28:26.571 --> 28:30.351
♪ ورد زبونش نونهار شدنـه ♪

28:30.451 --> 28:35.351
♪ من هم کمکش کردم به ته جاده برسه ♪

28:36.551 --> 28:40.291
♪ بعضی روزها پشیمونی وجودم رو فرا می‌گیره ♪

28:41.461 --> 28:46.061
♪ ولی باشه توی جهنم می‌کنم جبران ♪

28:55.241 --> 28:56.547
‫هی

28:56.571 --> 28:59.141
‫هی، هنوز در این مورد
‫حرف نزدیم

28:59.271 --> 29:01.411
‫چی شد؟
‫اصلاً چطوری اومد تو؟

29:01.411 --> 29:04.011
‫من داشتم اینجا تکالیفم رو می‌نوشتم

29:04.111 --> 29:05.781
‫کل شب؟
‫یه سَر به مکس نزدی اصلاً؟

29:07.951 --> 29:09.157
‫اگه می‌خوای بندازیش گردن من،

29:09.181 --> 29:10.651
‫باید بگم که کور خوندی

29:10.751 --> 29:11.967
‫با من درست صحبت کن ها

29:11.991 --> 29:13.391
‫گمشو از اتاقم بیرون! ازت متنفرم!

29:13.421 --> 29:15.161
‫هیزل. هیزل!

29:17.261 --> 29:18.567
‫چیـه؟

29:18.591 --> 29:20.601
‫سلام، پیام‌هام رو خوندی؟

29:20.701 --> 29:22.101
‫نه، من... آره...

29:22.101 --> 29:24.131
دستم بند بود. چی شده؟

29:24.231 --> 29:28.301
‫بلیت هواپیما گرفتم،
‫۶‏ صبح میریم تگزاس

29:28.301 --> 29:30.111
‫چی؟

29:35.021 --> 29:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

30:52.891 --> 30:54.761
‫الایجا

30:54.861 --> 30:57.261
بالاخره سعادت شد ببینیمت

30:57.361 --> 30:58.761
‫من آیوی‌ام، ایشون ملیساست

30:58.791 --> 31:01.301
‫واسه دکتر گرگ کار می‌کنیم

31:02.801 --> 31:05.001
‫حالت چطوره امروز؟

31:05.131 --> 31:07.431
‫خوبم. ممنون

31:07.441 --> 31:08.741
‫خوبـه

31:08.741 --> 31:11.411
‫تعجب کردم دسته‌جمعی اومدید اینجا

31:11.411 --> 31:14.141
‫خب، دکتر گرگ از نفوذش استفاده کرد

31:14.241 --> 31:16.681
‫ظاهراً همسر رئیس زندان
از طرفدارهای پَروپاقرصمونـه

31:16.811 --> 31:18.911
‫پشت سرم تایلر نشسته

31:18.911 --> 31:20.821
‫قراره کارهای فیلمبرداری و
‫صدا رو انجام بده

31:21.651 --> 31:24.351
‫میکروفون همونجاست،
‫بی‌زحمت برش دار و

31:24.451 --> 31:26.391
از ته وصل کن به لباست

31:33.101 --> 31:34.831
‫ممنونم

31:36.301 --> 31:39.671
‫از خواهرم شنیدم
‫برنامه‌تون خیلی سروصدا کرده

31:40.471 --> 31:43.841
‫آره. آره، حسابی ترکونده

31:43.971 --> 31:47.011
اطلاعات... یکی یکی داره میاد

31:47.141 --> 31:48.781
‫واسه همینم اصلاً اومدیم اینجا

31:48.881 --> 31:50.551
‫با روایت همچین داستانی،

31:50.681 --> 31:52.781
‫میشه پرده از خیلی چیزها

31:52.781 --> 31:54.221
‫برداریم، بنابراین باید مطمئن بشیم که

31:54.351 --> 31:55.427
‫- ریز به ریز بیشترش رو...
‫- آیوی؟

31:55.451 --> 31:56.451
مورد بررسی قرار بدیم

31:56.451 --> 31:57.467
‫ببخشید،

31:57.491 --> 31:58.891
‫میشه یه لحظه بیای؟

31:58.951 --> 31:59.997
اجازه هست یه لحظه؟

32:00.021 --> 32:02.361
‫ممنونم. خیلی ممنون

32:03.331 --> 32:04.337
‫شرمنده

32:04.361 --> 32:06.161
‫من...

32:11.871 --> 32:13.271
‫ما...

32:14.441 --> 32:16.501
‫اومدیم تا...

32:19.211 --> 32:22.681
‫درباره‌ی آهنگی که

32:22.681 --> 32:24.881
‫به قلم خودت نوشتی

32:25.011 --> 32:26.851
‫باهات مصاحبه کنیم

32:28.821 --> 32:30.321
‫«جوری قدم بر می‌داره که انگار

32:30.421 --> 32:31.921
‫دیگه من براش یه غریبه‌ام»

32:32.051 --> 32:35.361
‫«ترسش از من بیش از پیش در جریانـه و
‫کم‌کم دیگه فوران می‌کنه»

32:35.461 --> 32:36.991
‫می‌دونم...»

32:36.991 --> 32:38.337
می‌خواد پا شه

32:38.361 --> 32:40.201
‫چی شد؟ نه، نه، نه

32:40.301 --> 32:42.331
‫نه، نه، نه، نه.
‫وایسا، نرو، وایسا ببینم!

32:42.431 --> 32:44.247
‫الایجا، صبر کن.
‫ما صدای ضبط‌شده‌ات رو گوش دادیم که

32:44.271 --> 32:45.847
‫داشتی این آهنگ رو می‌خوندی.
‫فقط ازت توضیح می‌خوایم.

32:45.871 --> 32:48.071
‫الایجا، اگه این آهنگ پخش بشه...

32:48.171 --> 32:49.247
‫وایسا دیگه، الایجا

32:49.271 --> 32:51.041
‫چی؟ چی گفت؟

32:51.141 --> 32:53.581
‫چی گفت؟

32:53.681 --> 32:55.581
‫چی گفت... ای خدا!

33:01.421 --> 33:02.881
‫مصاحبه کار منـه

33:02.881 --> 33:04.951
‫نه تو. هنوز چم و خم کار دستت نیومده

33:05.051 --> 33:06.327
‫دیشب هم بهت گفتم که

33:06.351 --> 33:07.961
‫دلم نیست بیام

33:08.061 --> 33:10.061
‫الان وقت مناسبی نیست که
‫از خانواده‌ام دور باشم،

33:10.061 --> 33:12.761
‫اونم الان که رفتم توی تلویزیون و
‫زندگیم رو سیاه کردم

33:12.861 --> 33:15.131
‫خیلی‌خب، تو زندگیت رو سیاه نکردی

33:15.261 --> 33:16.701
‫داری پیاز داغشو زیاد می‌کنی

33:16.801 --> 33:18.631
‫- باشه
‫- یه آهنگـه دیگه

33:18.731 --> 33:21.271
‫به نظر همه چی رو توش اعتراف کرده

33:21.371 --> 33:22.317
‫آخه،

33:22.341 --> 33:23.717
‫واقعاً جانی کَش

33:23.741 --> 33:25.441
‫- توی رینو به کسی شلیک کرد؟
‫- یا خدا

33:25.571 --> 33:26.911
‫تایلرجان، ببند

33:26.911 --> 33:29.481
‫حالا هرچی. ما اومدیم

33:29.581 --> 33:31.911
‫باهاش رو در رو بشیم که

33:31.911 --> 33:33.581
‫من باهاش رو در رو شدیم

33:33.581 --> 33:34.981
‫نخیر

33:35.081 --> 33:37.721
‫اومدیم بهش فرصت بدیم
‫از خودش دفاع کنه و

33:37.821 --> 33:39.221
‫هیچی هم دست‌مون رو نگرفت

33:39.221 --> 33:41.861
‫این آهنگ پخش بشه،
‫کارمون ساخته‌ست

33:41.961 --> 33:43.921
‫خودش ننوشته

33:43.931 --> 33:45.207
‫چی؟

33:45.231 --> 33:46.991
‫هدر نوشتتش

33:47.131 --> 33:49.631
همین رو میگه. نگاه کنید

33:53.671 --> 33:55.671
‫داشتی این آهنگ رو می‌خوندی.

33:55.771 --> 33:57.571
‫فقط ازت توضیح می‌خوایم.

33:57.571 --> 33:59.741
‫الایجا، اگه این آهنگ پخش بشه...

33:59.841 --> 34:01.681
‫وایسا دیگه، الایجا

34:01.811 --> 34:03.581
‫با عقل جور در نمیاد

34:03.581 --> 34:05.011
‫خیلی‌خب...

34:05.151 --> 34:06.911
‫متن آهنگ رو بده ببینم

34:08.151 --> 34:09.551
‫مرسی

34:11.521 --> 34:12.897
‫خیلی‌خب

34:12.921 --> 34:14.267
‫آم...

34:14.291 --> 34:16.291
‫«ورد زبونش نونهار شدنـه،

34:16.391 --> 34:17.791
‫من هم کمکش کردم به تهِ جاده برسه

34:17.891 --> 34:19.861
‫بعضی روزها پشیمونی وجودم رو فرا می‌گیره،

34:19.991 --> 34:21.701
‫ولی باشه توی جهنم می‌کنم جبران»

34:21.801 --> 34:24.171
‫یعنی چی، یعنی هدر نشسته
‫قبل مرگش

34:24.301 --> 34:25.607
‫در مورد مرگش

34:25.631 --> 34:28.771
‫از دیدگاه قاتل خودش

34:28.771 --> 34:31.311
‫شعر سُروده؟

34:31.411 --> 34:32.811
‫خیلی‌خب، باید ته و توش رو در بیاریم

34:32.911 --> 34:33.987
‫نه

34:34.011 --> 34:36.611
باید ته و توی زندگی هدر رو در بیاریم

34:36.711 --> 34:37.781
‫چی؟

34:37.781 --> 34:41.221
‫انقدر سرمون گرم تموم مردهایی بود که

34:41.351 --> 34:43.351
‫متهم ردیف اول قتل هدر بودن که

34:43.491 --> 34:45.351
‫به‌کل فراموش کردیم

34:45.451 --> 34:47.391
‫ببینیم اصلاً خودِ هدر کیـه و از کجا اومده

34:47.491 --> 34:49.521
وای، خدا

34:50.491 --> 34:52.831
‫پا شدم رفتم توی تلویزیون ملی و

34:52.931 --> 34:54.361
یه‌بند ازش گفتم، آیوی

34:54.461 --> 34:57.061
‫در حالیکه حتی یه کلمه هم
‫با دور و اطرافیانش حرف نزدم

34:57.171 --> 34:58.501
تابحال با خانواده‌اش هم هم‌صحبت نشدم

34:58.501 --> 35:02.001
‫خانواده‌اش معتقدن قاتل الایجاست

35:02.101 --> 35:04.371
‫هیچ جوره راضی نمیشن
‫با ما هم‌کلام بشن

35:04.471 --> 35:06.441
‫یه تیری تو تاریکی میندازیم

35:10.851 --> 35:12.851
‫هیزل!

35:15.521 --> 35:17.921
‫واسه نقاشی خریدار پیدا نشد؟

35:18.021 --> 35:20.051
‫هنوز پُستش نکردم.
‫فعلاً دودلم

35:20.151 --> 35:21.537
‫بفروشمش یا نه، چون...

35:21.561 --> 35:22.661
‫معلومـه که می‌فروشی

35:22.661 --> 35:24.361
‫بیا

35:24.461 --> 35:25.991
‫لپتاپت رو بگیر

35:26.091 --> 35:27.307
‫داستان چیـه؟

35:27.331 --> 35:28.607
‫سامر، تو هپروتی؟

35:28.631 --> 35:30.031
‫گفتم که صورتک خندان

35:30.101 --> 35:31.331
‫کمر بسته از اثر هنری پدربزرگش

35:31.331 --> 35:32.677
‫پول و پله بزنه به جیب

35:32.701 --> 35:33.717
‫چه خفن

35:33.741 --> 35:35.241
‫چقدر گیرت میاد؟

35:35.371 --> 35:37.411
‫احتمالاً ۲۰۰تا،

35:37.511 --> 35:39.411
‫ولی من حساب پی‌پَل ندارم و

35:39.511 --> 35:41.581
‫چیزی هم از زیر چشم‌های بابام در نمیره

35:41.681 --> 35:43.111
‫خب، مال منو بده

35:43.251 --> 35:44.951
‫تو که اصلاً نمی‌شناسیش

35:45.081 --> 35:46.651
‫نه، نیازی نیست حالا

35:46.751 --> 35:49.351
‫خب، میگه لازم داره دیگه

35:49.351 --> 35:51.091
‫من هم که دارم، پس...

35:51.191 --> 35:53.091
‫اصلاً من هر کاری هم بکنم،
‫ننه‌بابام می‌گیرن به

35:53.191 --> 35:54.591
‫کتف‌شون، پس...

35:54.721 --> 35:56.491
‫غمی نیست

36:00.401 --> 36:01.737
‫خیلی‌خب، ردیف شد

36:01.761 --> 36:04.271
‫بله، حالا اگه فروش بره،

36:04.371 --> 36:06.571
‫می‌تونم از خودپرداز نقدش کنم

36:06.571 --> 36:08.271
‫پولت رو بگیرم برات

36:08.371 --> 36:09.477
‫باشه، ممنون

36:09.501 --> 36:10.817
‫- کاری نکردم که
‫- میشه بریم؟

36:10.841 --> 36:12.271
‫حوصلم سر رفته دیگه

36:12.411 --> 36:13.741
‫آره

36:13.741 --> 36:15.411
‫آره، حتماً

36:39.671 --> 36:41.071
سلول ‫دی-۱۶۰ رو باز کن

36:44.911 --> 36:47.681
‫پاشو، جسپرسون

37:15.301 --> 37:18.171
بشنوم ‫یه بار دیگه با دخترم
‫اونجوری صحبت کردی،

37:18.271 --> 37:20.141
حسابت رو میذارم کف دستت

37:20.941 --> 37:24.181
‫خیال کردی کی گزارش داده
‫گوشی داری؟

37:50.911 --> 37:53.511
‫لوازم آرایشی‌های مامانت خدان

37:53.611 --> 37:55.241
‫همین یه قلمش رو دوست دارم

37:57.181 --> 38:00.421
‫میگما، داستان جاش و سامر چیـه؟

38:00.521 --> 38:01.921
‫با همدیگه‌ان؟

38:01.951 --> 38:04.391
‫از پارسالـه هِی قهر و آشتی می‌کنن

38:04.491 --> 38:05.891
‫ادا اصول‌هاشون تمومی نداره

38:11.561 --> 38:13.061
‫پشمام

38:13.161 --> 38:14.801
‫نقاشی فروش رفت

38:14.901 --> 38:17.231
‫- پشمام
‫- خدایا

38:17.371 --> 38:18.747
‫ممنونم. خیلی ممنون

38:18.771 --> 38:19.871
‫سلام

38:19.871 --> 38:22.301
‫اومدیم با دنیز صحبت کنیم

38:22.401 --> 38:24.001
‫- ممنون
‫- تشکر

38:24.011 --> 38:25.317
‫خیلی ممنون

38:25.341 --> 38:26.741
‫کاش نمی‌اومدید

38:27.441 --> 38:29.441
به اندازه‌ی کافی حالش رو گرفتید

38:29.581 --> 38:31.081
‫اومدیم از دلش در بیاریم

38:31.181 --> 38:32.711
‫آره

38:38.891 --> 38:42.621
‫ما مثل شما قطب‌نشین نیستیم؛

38:42.761 --> 38:45.531
‫سرمون رو مثل کبک بکنیم زیر برف

38:45.531 --> 38:47.361
‫پس، شما و

38:47.461 --> 38:51.101
اون زبون‌نفهم مثلاً دکترتون

38:51.201 --> 38:52.831
دست از سرمون بردارید

38:56.301 --> 38:58.041
‫من...

38:59.541 --> 39:03.951
‫اصلاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم، خب؟

39:05.151 --> 39:07.111
‫همینطوری پا شدم رفتم توی برنامه

39:07.211 --> 39:10.121
‫چون خیال می‌کردم کار درستیـه

39:10.251 --> 39:12.791
‫و...

39:12.921 --> 39:15.121
‫اصلاً به ذهنم نرسید که

39:15.221 --> 39:17.391
‫چقدر می‌تونم به دیگران آسیب برسونم و

39:17.491 --> 39:21.431
‫از این بابت، خیلی شرمنده‌ام

39:25.201 --> 39:27.031
‫عذر جنابعالی چیـه؟

39:28.641 --> 39:30.871
‫به نظرم الایجا بی‌گناهـه و

39:30.971 --> 39:33.241
من خاک‌خورده‌ی این میدونم و

39:33.241 --> 39:35.411
‫می‌دونم حرفم رو باور نمی‌کنید

39:35.411 --> 39:37.741
‫خب، اقلاً شما رو بازی می‌کنید

39:37.751 --> 39:40.921
‫حق هم با شماست، باور نمی‌کنم

39:41.821 --> 39:43.721
‫میشه دلیلش رو بهمون بگید؟

39:47.861 --> 39:50.661
‫هدر که با الایجا رفت تو رابطه،

39:50.761 --> 39:53.861
از این رو به اون رو شد

39:54.761 --> 39:57.831
‫همش دروغ می‌گفت و
‫دزدی می‌کرد و

39:57.931 --> 40:00.841
‫گل می‌کِشید و

40:00.941 --> 40:04.101
‫مثل جغد، تا صبح بیدار بود

40:04.111 --> 40:06.511
‫خب، ممکنه بذارنش به حساب

40:06.611 --> 40:08.181
‫حال‌وهوای نوجوونیش

40:08.281 --> 40:11.181
‫دخترت رو سیاه و کبود ببینی طبیعیـه؟

40:11.311 --> 40:12.711
‫چون از همون روز اول،

40:12.781 --> 40:15.421
‫الایجا روش دست بلند می‌کرد

40:23.361 --> 40:25.461
‫میشه یه سؤال دیگه بپرسم؟

40:25.461 --> 40:27.031
‫گمونم دنیز دیگه خسته شده

40:27.161 --> 40:30.401
‫می‌دونم. می‌فهمم

40:30.531 --> 40:31.931
‫این...

40:33.031 --> 40:34.541
‫متن یه آهنگـه

40:36.671 --> 40:39.041
‫به نظر ما، هدر نوشتتش

40:47.181 --> 40:50.421
‫اون مرتیکه اینو نوشته؟
‫ببینید، این چی...

40:52.821 --> 40:56.021
‫گم شید پی کارتون

40:56.021 --> 40:57.491
‫متأسفم

41:02.931 --> 41:04.831
‫خدایا

41:04.831 --> 41:06.147
‫شرمنده

41:06.171 --> 41:08.571
‫نه، فهمیدم. فهمیدم. فقط...

41:08.671 --> 41:10.177
‫- من میرم
‫- سلام، خیلی وقت ندارم

41:10.201 --> 41:11.187
‫چی شده؟

41:11.211 --> 41:12.187
‫سلام

41:12.211 --> 41:14.681
‫سلام، آدرس خونه‌ی اَش رو گیر آوردم

41:14.781 --> 41:17.411
‫- چی؟ چطوری؟
‫- رنِی فیلم‌های

41:17.511 --> 41:19.581
‫دوربین مداربسته‌اش رو برام فرستاد.
‫خودم سرم شلوغ بود،

41:19.681 --> 41:21.581
‫واسه همین فرستادمش واسه اون پلیسه که
‫پیگیر بشه، خب؟

41:21.681 --> 41:25.891
‫تهش به پارکینگ آروی مورنینگ داو لیک رسید

41:25.991 --> 41:29.421
‫یه پارکینگ مخصوص کانکسـه که
‫حومه‌ی یوجینـه

41:29.561 --> 41:31.561
‫باشه. خب؟

41:31.661 --> 41:34.261
‫خب، وقتی که برگشتی،

41:34.401 --> 41:37.061
‫می‌تونی درخواست حکم منع براش بدی

41:37.061 --> 41:39.431
‫خب؟ بعدش پلیسه هم گفت کافیـه...

41:39.531 --> 41:41.401
‫حکم منع نمی‌خوام

41:41.401 --> 41:44.111
‫اون... اون مرد وارد خونه‌مون شده بود، ملیسا

41:44.211 --> 41:46.371
‫توی حیاط پشتی بود

41:46.371 --> 41:48.251
‫- ممکن بود بچه‌ها چیزی‌شون بشه
‫- حالا که نشده

41:48.311 --> 41:49.857
‫نه به بچه‌ها آسیبی رسوند و
‫نه من

41:49.881 --> 41:51.057
‫ما خوبیم. همه حال‌مون خوبـه

41:51.081 --> 41:52.851
‫می‌دونی کی حالش خرابـه؟ مادرش،

41:52.951 --> 41:54.381
‫کسی که پدرم بهش تجاوز کرد و
‫سر به نیستش کرد

41:54.381 --> 41:57.151
‫پس، شاید... بهتره دیگه
نمک رو زخمش نپاشیم

41:58.151 --> 42:01.361
‫ببخشید ها، شرمنده...

42:01.461 --> 42:02.861
‫من حق نظر ندارم الان؟

42:02.891 --> 42:04.591
الان وقت این حرف‌ها نیست، خب؟

42:04.691 --> 42:06.067
‫بعداً بهت زنگ میزنم

42:06.091 --> 42:07.931
‫نه، نخیر، بگو ببینم
‫حق نظر دارم یا ندارم؟

42:19.471 --> 42:21.041
‫چیـه؟

42:21.141 --> 42:22.841
‫روبراهی؟

42:32.791 --> 42:35.421
‫خیلی‌خب، پس قراره

42:35.421 --> 42:38.491
‫فردا دوست صمیمی هدر رو ببینیم

42:38.631 --> 42:40.591
اصلاً آهنگه براش آشنا نبود

42:40.701 --> 42:44.331
‫ولی مشکلی نداره
‫راجع‌به هدر باهامون صحبت کنه

42:47.031 --> 42:48.431
‫هی

42:49.971 --> 42:53.371
‫امروز خوب دنیز رو گرفتی تو مُشتت

42:55.711 --> 42:57.811
‫کُفری بود، ولی...

42:58.711 --> 43:00.251
‫تونستی زبونش رو باز کنی

43:05.651 --> 43:07.051
‫خدمت شما

43:07.151 --> 43:10.691
‫یکی از بایدی‌های حرفه‌ی تهیه‌کنندگی اینـه که
‫زیر و بم داستانت رو از بَر باشی

43:10.791 --> 43:13.801
‫من که نخواستم تهیه‌کننده باشم

43:13.901 --> 43:15.731
‫حالا که هستی

43:17.801 --> 43:20.671
‫می‌فهمم دلت پُره

43:20.671 --> 43:23.811
‫- ولی مطمئناً...
‫- موضوع من نیستم

43:23.911 --> 43:25.741
‫مسئله ماییم که

43:25.841 --> 43:28.111
‫داریم داغ دل ملت رو تازه می‌کنیم

43:28.211 --> 43:31.781
‫- پس، موضوع اَشـه؟
‫- واسه من تراپیست‌بازی درنیار

43:35.651 --> 43:38.051
‫ببین...

43:40.051 --> 43:43.661
‫بابام همیشه بهم می‌گفت...

43:43.761 --> 43:46.331
‫حقیقت حکم نور رو داره

43:46.431 --> 43:49.461
مهم نیست چقدر مسیر
غرق ظلمت و تاریکی باشه

43:54.041 --> 43:56.541
تو ‫تموم کثافت‌کاری‌های بابای من رو می‌دونی و

43:56.541 --> 43:58.941
‫من هیچی در مورد بابای تو نمی‌دونم

43:59.041 --> 44:01.281
‫بابام خبرنگار بود

44:02.241 --> 44:05.511
‫درست قبل از شورش‌های سال ۹۲،

44:05.511 --> 44:07.681
‫توی لس‌آنجلس‌تایمز مشغول بود

44:07.681 --> 44:11.751
خبرنگار بخش ورزشی هم بود

44:11.891 --> 44:15.191
‫ولی جزو معدود خبرنگارهای سیاه‌پوستِ اونجا بود

44:15.191 --> 44:20.461
‫همشون رو فرستادن واتس و

44:21.901 --> 44:26.631
‫داشت داستان‌هاش رو
‫پشت تلفن عمومی گزارش می‌کرد،

44:26.731 --> 44:30.571
‫اونم وقتی که دور و برش کلاً صحرای کربلا بود

44:30.571 --> 44:35.181
‫بعدش، خبرنگارهای سفیدپوست اتاق خبری

44:35.281 --> 44:39.081
‫همه چی رو نوشتن و
‫جایزه‌ی پولیتزر نصیب‌شون شد

44:39.181 --> 44:41.151
‫- ولی...
‫- وای، برگام

44:42.021 --> 44:44.121
‫اوغور بخیر، خانم‌ها

44:50.661 --> 44:53.091
‫بابی کرزنسی

44:53.091 --> 44:56.961
‫سال ۱۹۹۲، به دستِ شوهرش، جک اورگن،
‫به قتل رسید

44:57.801 --> 44:59.971
‫خب که چی؟

45:00.071 --> 45:02.301
‫به لطف افشاگری‌های شما توی تلویزیون،

45:02.441 --> 45:05.341
‫دادستان این پرونده
‫باهام تماس گرفت

45:05.441 --> 45:09.011
‫بهم گفت مدت کوتاهی
‫بعد از محکوم شدنِ شوهره،

45:09.111 --> 45:10.911
‫کیث اعتراف کرد بابی رو کُشته

45:14.381 --> 45:17.051
‫عمراً اگه از همچین چیزی
‫توی تحقیقات‌مون غافل شده باشیم

45:17.151 --> 45:19.951
‫خب، دادستانی صداش رو درنیاورد

45:20.051 --> 45:21.891
‫می‌دونست کیث داره خالی می‌بنده

45:21.991 --> 45:24.331
‫با این حال، تحقیقش رو کرد

45:24.461 --> 45:26.961
‫یه هاورد وین کوکرنامی به پُستش خورد که

45:26.961 --> 45:29.201
‫با شوهره توی زندان هم‌بند بود

45:29.301 --> 45:31.331
‫بعدشم، توی زندان ایالتی،
‫یه دوره‌ای رو با جسپرسون

45:31.431 --> 45:33.001
‫گذرونده بود

45:33.841 --> 45:36.471
‫کوکر نقش واسطه رو بازی می‌کرد

45:36.571 --> 45:40.711
‫به جسپرسون ده‌هزار دلار پیشنهاد داد تا
‫به قتل زنش اعتراف کنه

45:40.811 --> 45:42.381
‫البته که چندتا سند و مدرک هم رو کرد،

45:42.481 --> 45:45.381
‫بلکه اعترافش واقعی به نظر برسه

45:45.511 --> 45:48.181
‫ولی از بخت بدش نتونست برای جسپرسون

45:48.281 --> 45:49.781
‫مدرک محکم جور کنه

45:52.191 --> 45:54.391
‫توقع دارید پرونده رو دوباره باز کنم؟

45:55.461 --> 45:56.791
‫مدرک محکم برام بیارید

45:56.791 --> 46:01.831
‫نه ترامپولین و کَنده‌کاری روی درخت یا
‫پیکِ گیتار

46:01.831 --> 46:05.001
‫نه حتی آهنگ ماهنگ

46:05.801 --> 46:08.571
مستندات محکم و فیزیکی

46:09.801 --> 46:11.271
‫خب، مهمون من باشید

46:12.811 --> 46:15.211
‫شب عالی متعالی

46:30.761 --> 46:32.461
‫سه دقیقه

46:53.351 --> 46:55.251
‫منم

46:55.351 --> 46:57.351
‫افتادم انفرادی

46:58.351 --> 47:00.961
واسه تنوع خوبـه

47:01.061 --> 47:03.621
‫یه گوشی جدید لازم دارم

47:05.391 --> 47:08.461
‫یه لطف دیگه هم باید بهم بکنی

47:15.501 --> 47:18.441
‫بنده جکی مولینز؛
دوست صمیمی هدر ریچموند بودم

47:18.441 --> 47:22.511
‫شرمنده، آهنگه رو تا حالا نشنیدم،
‫ولی همونطوری که گفتم...

47:22.611 --> 47:25.381
‫هدر روی آهنگ‌هاش حساس بود

47:25.481 --> 47:27.151
‫پنهون‌کاری می‌کرد

47:27.151 --> 47:30.921
‫امکانش هست آهنگ‌هاش رو
‫به الایجا نشون داده باشه؟

47:31.021 --> 47:32.451
‫احتمال داره

47:32.551 --> 47:35.461
‫پیوندشون به واسطه‌ی همین موسیقی بود

47:36.791 --> 47:39.061
‫تو فکر ستاره‌شدن بود

47:39.961 --> 47:41.677
‫می‌خواست جمع کنه بره نشویل،
اسم و رسمی در کنه

47:41.701 --> 47:42.907
‫من هم می‌دونستم از پسش بَر میاد

47:42.931 --> 47:45.531
‫به شرطی که به ترسش از صحنه غلبه کنه

47:46.301 --> 47:47.631
‫جلوی جمعیت که وایمیستاد،

47:47.631 --> 47:49.571
‫چهارستون بدنش مثل بید می‌لرزید

47:49.671 --> 47:52.671
‫به خیالش اگه یه نصفه رول گُل می‌کِشید،

47:52.671 --> 47:54.281
‫از پس اجرا بر میاد

47:55.341 --> 47:59.551
‫چند پُک یا یه رولِ کامل نه ها

48:00.681 --> 48:02.221
‫یه نصفه رول

48:03.581 --> 48:05.851
اعتقادات خاصی داشت

48:08.191 --> 48:11.731
‫به نظر شما، الایجا

48:11.831 --> 48:13.991
‫توی این راه، مشوقش بود یا که

48:14.001 --> 48:16.031
‫حسودی می‌کرد؟

48:16.131 --> 48:19.231
‫تا جایی‌که یادمـه مشکلی نداشت

48:19.331 --> 48:22.071
‫اتفاقاً، به یه تهیه‌کننده‌ی اهل دالاس هم

48:22.171 --> 48:23.901
‫معرفیش کرد،
‫همونجا هم یه دمو ضبط کرد

48:24.041 --> 48:25.541
‫دمو؟

48:25.641 --> 48:27.311
‫ممکنه همین آهنگه باشه؟

48:28.441 --> 48:30.941
‫شاید. نمی‌دونم.
‫من اصلاً دموش رو نشنیدم، نمی...

48:31.051 --> 48:32.911
‫اسم تهیه‌کننده چی بود؟

48:33.051 --> 48:34.451
‫یادم نیست

48:34.581 --> 48:37.151
‫ولی می‌دونستم از رفقای الایجائـه

48:42.021 --> 48:44.431
‫چیزی از دمو یادم نمیاد،

48:44.531 --> 48:46.031
‫ولی به رفیقم، لوشس،

48:46.031 --> 48:48.601
‫معرفیش کرده بودم

48:48.701 --> 48:51.561
‫اون‌موقع‌ها سودای تهیه‌کنندگی داشت،

48:51.571 --> 48:53.831
‫لوشس بنکس

48:55.871 --> 48:58.171
‫خبر دارید الان لوشس کجاست؟

48:58.941 --> 49:01.341
‫شنیدم یه مدتیـه فوت کرده

49:03.411 --> 49:06.111
‫راستی، شرمنده جوش آوردم

49:06.211 --> 49:08.651
‫نمی‌دونم چطوری خودم رو کنتر...

49:10.581 --> 49:11.991
‫مغزم

49:12.791 --> 49:15.391
‫وامونده دیگه مثل سابق نیست

49:15.491 --> 49:17.391
‫نه، من متأسفم

49:17.491 --> 49:19.491
‫به خاطر اینکه...

49:20.431 --> 49:24.571
‫پا شدم اومدم اینجا و
‫یه‌کاره حرف آهنگ رو پیش کِشیدم

49:24.671 --> 49:26.971
‫باید اول به صحبت‌های شما گوش می‌دادم

49:27.071 --> 49:28.701
‫طوری نیست

49:30.741 --> 49:33.011
‫امکانش هست الان برامون  توضیح بدید که

49:33.141 --> 49:35.181
‫به نظرتون چجوری یا چرا...

49:35.311 --> 49:37.911
‫باید هدر همچین آهنگی بنویسه؟

49:38.951 --> 49:41.821
‫چند سال پیش،
‫توی یه کارگاهی شرکت کردم

49:41.951 --> 49:44.151
‫کارگاه هنردرمانی بود

49:44.291 --> 49:45.721
‫می‌شد نقاشی کرد یا

49:45.821 --> 49:48.361
‫شعر نوشت

49:48.461 --> 49:50.521
‫چشمم به یه گیتار خورد و برداشتمش

49:50.621 --> 49:52.831
‫یکمی که باهاش ور رفتم

49:52.931 --> 49:55.061
‫دیدم یاروی مسئولش میگه

49:55.161 --> 49:57.661
‫اومدیم اینجا تا با دلیل اومدن‌مون
‫یه اثر هنری خلق کنیم و

49:57.761 --> 50:00.831
‫شروع کرد به صحبت در مورد
‫عذاب وجدان و حس پشیمونی و

50:00.971 --> 50:03.701
‫اینکه چطوری بتونیم باهاشون کنار بیایم

50:03.801 --> 50:06.041
‫واقعاً... حرصم در اومد

50:06.171 --> 50:07.571
‫چون چیزی برای پشیمونی ندارم و

50:07.611 --> 50:10.181
‫کاری نکردم که بخوام به خاطرش اینجا باشم

50:11.511 --> 50:15.121
‫برای همینم، تقلب کردم

50:15.121 --> 50:16.951
‫کپی کردم

50:16.951 --> 50:19.221
‫چی میگن بهش، اِنـ...؟

50:19.351 --> 50:20.791
‫- انتحال؟
‫- آره

50:20.891 --> 50:24.091
‫آره، از هدر انتحال کردم،
‫آهنگش رو دزدیدم

50:24.191 --> 50:27.461
‫همون شب توی پارک داشت تمومش می‌کرد

50:31.231 --> 50:33.801
‫من هم توی چندتا آکورد کمکش کردم،

50:33.801 --> 50:36.671
‫ولی متن شعر کلاً مال خودش بود

50:37.471 --> 50:40.171
‫اصلاً روحمم خبر نداره
‫چی تو سرش می‌گذشت

50:43.141 --> 50:46.151
‫چیز دیگه‌ای هم هست که
‫بخواید در مورد اون شب بگید؟

50:46.251 --> 50:49.681
فرصت نشده بود
داستان رو از سمت شما بشنویم

50:52.421 --> 50:56.421
‫خب، حرف خاصی برای گفتن ندارم

50:57.921 --> 51:01.661
‫حول‌وحوش ساعت ۷،
‫با دوچرخه رفتم پارک

51:01.661 --> 51:03.661
‫یکم وقت گذروندیم و
‫آهنگ زدیم

51:03.761 --> 51:06.771
‫یکم علف کِشیدم،
‫یه رول هم دادم به اون

51:07.571 --> 51:09.071
‫درست مثل همیشه

51:11.171 --> 51:13.811
‫آخرین تصویری که ازش تو ذهنمـه...

51:18.411 --> 51:20.081
‫آخرین تصویری که ازش تو ذهنمـه،

51:20.181 --> 51:23.021
‫روی میله‌های بازی نشسته بود و
‫گیتار میزد

51:28.921 --> 51:31.491
‫تو رابطه بودید؟

51:32.691 --> 51:34.891
‫نه، دوست معمولی بودیم بابا

51:34.901 --> 51:36.961
تو فاز عشق و حال بودیم

51:37.061 --> 51:38.801
‫البته که یه چند باری

51:38.901 --> 51:40.731
‫شُل می‌کردیم و با هم می‌خوابیدیم

51:40.731 --> 51:42.301
‫آره

51:43.771 --> 51:46.271
‫چرا که نه، خیلی ناز بود

51:49.211 --> 51:51.651
‫بوی گریپ‌فروت می‌داد

51:52.981 --> 51:55.281
‫ولی همه چی مخفیانه بود

51:56.121 --> 51:57.921
‫جالبـه، با...

51:57.921 --> 52:01.821
‫بابام هم همینو گفت،
‫اینکه بوی گریپ‌فروت می‌داد

52:05.291 --> 52:08.201
‫خب، چرا این همه سال
‫زبون وا نکرد؟

52:11.571 --> 52:14.841
‫۲۹‏ سال آزگاره اینجام، خانم

52:15.841 --> 52:18.511
‫اون‌وقت صبر کرده دو ماه قبل اعدامم
‫زبون باز کنه؟

52:19.021 --> 52:24.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:25.021 --> 52:35.021
‫کاری از: امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

52:36.021 --> 52:37.991
‫- پشمام
‫- چیـه؟

52:38.121 --> 52:41.501
‫تو رو خدا بگو آهنگه پخش نشده

52:41.631 --> 52:43.331
‫نه

52:43.431 --> 52:45.571
‫یکی در موردت مقاله نوشته

52:46.431 --> 52:48.641
‫خیلی‌خب. چی نوشته؟

52:48.741 --> 52:50.441
‫که تو...

52:50.541 --> 52:53.811
‫توی ۱۵ سالگی، بچه سقط کردی

52:55.281 --> 52:56.681
‫چی؟

52:59.051 --> 53:00.287
‫یا خدا

53:00.311 --> 53:02.021
‫بزن کنار. نفسم بالا نمیاد

53:02.121 --> 53:04.097
‫- چی میگی؟
‫- نفسم بالا نمیاد. باید از ماشین پیاده شم

53:04.121 --> 53:05.967
‫- خیلی‌خب، الان میزنم کنار
‫- میشه تو رو خدا نگه داری؟

53:05.991 --> 53:08.471
‫- الان وایمیستم. خیلی‌خب. باشه
‫- نمی... باید پیاده شم

53:14.961 --> 53:16.531
‫«ذات بد نیکو نگردد؛

53:16.631 --> 53:19.301
‫تعجبی ندارد که چرا دخترِ یک قاتل سریالی

53:19.301 --> 53:23.941
‫کودک متولدنشده‌ی خود را می‌کُشد»
‫خوابم یا بیدار؟!

53:25.211 --> 53:26.871
‫هیچکس در این مورد نمی‌دونه

53:27.011 --> 53:29.881
‫اصلاً کسی خبر نداشت.
‫چطوری سر از این قضیه در آوردن؟

53:29.981 --> 53:31.711
‫خیلی‌خب، واقعاً متأسفم

53:31.811 --> 53:33.411
‫وقتی همه‌ی نگاه‌ها به سمتت باشه،

53:33.511 --> 53:35.621
‫همچین اتفاقاتی هم میفته، خب؟

53:37.521 --> 53:39.891
‫کار برندنـه، دوست‌پسر سابقم

53:40.751 --> 53:42.421
‫تنها راهیـه که می‌تونست...

53:42.561 --> 53:45.391
‫خیلی‌خب، ببین، می‌تونیم
‫زنگ بزنیم مسئول روابط عمومی دکتر گرگ

53:45.491 --> 53:46.637
‫کمکت می‌کنه یه بیانیه بدی،

53:46.661 --> 53:49.261
‫یا کلاً نادیده بگیریش

53:50.901 --> 53:52.701
‫وست‌اسلوپِ اورگن می‌شینه

53:52.801 --> 53:54.741
‫برندنـه؟

53:54.841 --> 53:56.941
‫خیلی‌خب، چی تو سرتـه؟

53:57.071 --> 53:58.671
‫می‌خوام بهش زنگ بزنم

53:58.771 --> 54:00.011
‫الان؟

54:00.011 --> 54:03.441
‫خیلی‌خب، ملیسا. دست نگه دار.
‫نمیشه که یهویی...

54:09.021 --> 54:10.821
‫یعنی چی واقعاً؟!

54:12.021 --> 54:22.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

54:25.221 --> 54:27.623
‫« خداوند را اینجا بیابید »

54:29.901 --> 54:32.841
‫این آقا رو یادمـه، آره

54:34.111 --> 54:37.641
‫بعد از سخنرانی اومد پیشم و

54:37.741 --> 54:40.481
‫ازم خواست از شرِ ارواحی که

54:40.611 --> 54:42.621
‫دنبالشن خلاصش کنم

54:42.721 --> 54:44.251
‫ارواح؟

54:44.351 --> 54:48.251
‫مدت زیادی براش دعا کردم

54:48.361 --> 54:50.321
‫به شدت احساساتی بود

54:51.091 --> 54:53.291
‫یادتونـه دقیقاً کِی؟

54:53.391 --> 54:55.661
‫سه چهار ماه بعد از اینکه

54:55.761 --> 54:58.431
‫توی اخبار دیده بودمش

54:58.531 --> 55:00.671
‫قاتل صورتک خندان بود

55:00.801 --> 55:04.071
‫یعنی زمستون سال ۹۵؟

55:04.071 --> 55:05.811
هر چی شما بگی

55:06.811 --> 55:10.041
‫فقط یادمـه سرگذشتش
‫قلبم رو به درد آورده بود

55:12.151 --> 55:15.221
‫البته، نگران پسری بودم که
همراهش بود

55:17.251 --> 55:18.567
‫کدوم پسر؟

55:18.591 --> 55:20.991
‫اصلاً واسه همینم بود که
‫تو ذهنم موند

55:22.191 --> 55:24.631
‫راننده‌کامیون‌جماعت زیاد میاد اینجا،

55:24.631 --> 55:26.131
‫ولی تابحال ندیدم همراه‌شون
پسربچه باشه

55:26.131 --> 55:28.431
‫یادتونـه پسره چه شکلی بود؟

55:30.131 --> 55:33.171
‫گمونم اوایل دوره‌ی نوجوونیش بود، اما...

55:33.301 --> 55:34.701
بزرگ‌تر میزد

55:35.541 --> 55:37.771
‫با موهای ژولیده

55:37.871 --> 55:39.611
‫یه نموره اخمو

55:40.641 --> 55:42.541
‫شین رو میگه

55:42.681 --> 55:44.311
‫داداشم

55:45.021 --> 55:55.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
