WEBVTT

00:06.128 --> 00:07.729
‫آنچه گذشت...

00:07.862 --> 00:09.531
‫قاتل صورتک خندان
‫با این برنامه تماس گرفت

00:09.631 --> 00:11.933
‫- چرا؟
‫- اون پدرمـه

00:12.033 --> 00:13.334
‫صدای ملیسا رو نمی‌شنوم

00:13.335 --> 00:14.369
‫چی می‌خوای؟

00:14.503 --> 00:16.970
‫سال ۱۹۹۵ وقتی اعتراف کردم،

00:16.971 --> 00:18.306
‫یه فقره رو جا انداختم

00:18.307 --> 00:19.741
‫اسمش چی بود؟

00:19.841 --> 00:21.176
‫تو هنوزم دختر کوچولوی خودمی

00:21.276 --> 00:23.044
‫که داره تو جیب‌های باباییش
‫دنبال طلا می‌گرده

00:23.145 --> 00:25.180
‫- ویسکی ریور
‫- یه بار توی تگزاس

00:25.280 --> 00:27.082
‫تهِ این ماجرا همه می‌فهمن که

00:27.216 --> 00:29.784
‫قاتل صورتک خندان، بابای توئـه

00:29.884 --> 00:33.187
‫شهر کوچکمان، جفرسونِ تگزاس،
‫یاد و خاطره‌ی هدر ریچموند را گرامی می‌دارد.

00:33.188 --> 00:34.923
‫دوست‌پسر آن زمانِ هدر، الایجا کارتر،

00:35.023 --> 00:36.758
‫به جرم قتل وی محکوم گردید

00:36.858 --> 00:38.893
‫- وی همچنان در بند اعدامی‌هاست
‫- بند اعدامی‌ها؟

00:38.993 --> 00:41.263
‫باید همین الان
‫راه بیفتیم سمت تگزاس و

00:41.363 --> 00:42.797
‫ببینیم ماجرا از چه قراره

00:43.021 --> 00:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:50.022 --> 00:52.522
‫« برگرفته از یک داستان واقعی »

00:56.522 --> 01:00.022
‫« تگزاس، جفرسون »

01:09.124 --> 01:11.092
‫خب... می‌دونی که باید

01:11.193 --> 01:14.263
‫همه‌چی رو به وکیلِ الایجا بگی دیگه؟

01:16.097 --> 01:18.267
‫می‌دونم

01:26.208 --> 01:28.277
‫جون جسپرسون؟

01:28.410 --> 01:30.645
‫- بله
‫- میشه یه لحظه بیایم داخل؟

01:31.546 --> 01:33.148
‫برید پایین

01:38.487 --> 01:40.789
‫پدرتون توی زندانـه

01:45.627 --> 01:46.795
‫مامان

01:46.895 --> 01:48.297
‫مامان، وایسا!

01:48.397 --> 01:50.332
‫واسه چی؟

01:53.768 --> 01:55.504
‫قتل

02:00.442 --> 02:02.277
‫وقتی پزشکی قانونی گفت

02:02.377 --> 02:03.978
‫هدر حوالی نیمه‌شب مُرده...

02:04.112 --> 02:05.913
‫من مدرک بی‌گناهی و عذر موجه داشتم

02:05.914 --> 02:07.616
‫من اون موقع داشتم توی

02:07.716 --> 02:09.651
‫قبرستون‌های انبار کار می‌کردم

02:09.751 --> 02:11.286
‫موقعی هم که پلیس‌ها اینو فهمیدن،

02:11.386 --> 02:13.021
‫کل روایت‌شون رو عوض کردن

02:13.121 --> 02:14.656
‫گفتن هدر ساعت ۸ شب مُرده

02:14.789 --> 02:17.426
‫که به ضرر من بود،
‫چون ساعت ۹ رفتم سر کار.

02:18.960 --> 02:21.396
‫رفیق، من اصلاً شانسی نداشتم

02:23.698 --> 02:26.034
‫محال بود به هدر صدمه بزنم

02:26.134 --> 02:28.603
من آزارم به یه مورچه هم نمیرسه

02:29.538 --> 02:32.674
‫این فیلم رو سه سال پیش موقعی که
‫پرونده‌ی الایجا رو دست گرفتم،

02:32.807 --> 02:33.975
‫ضبط کردم

02:34.075 --> 02:36.878
‫می‌تونم یه رونوشت از همه‌چی بهتون بدم

02:38.012 --> 02:40.181
‫بعد از اینکه توی آخرین
‫تجدیدنظر هم پیروز نشدیم،

02:40.282 --> 02:41.850
‫دیگه چاره‌ای برامون نمونده بود

02:41.983 --> 02:44.353
‫ولی اعتراف پدرت ورق رو برمی‌گردونه

02:44.453 --> 02:47.389
‫پس از بی‌گناهی الایجا مطمئنی، گابریلا؟

02:47.522 --> 02:50.958
‫مطمئنم اعترافش تحت فشار بوده

02:50.959 --> 02:53.461
‫اون اعترافش رو پس گرفت،
‫ولی قاضی همچنان روش پافشاری می‌کنه

02:53.462 --> 02:56.197
‫مطمئنم تنها مدرک فیزیکی،

02:56.298 --> 02:58.900
‫اثر انگشتش روی فرمان ماشین هِدر بود

02:59.033 --> 03:00.602
‫ماشینی که هزار بار سوارش شده بوده

03:00.702 --> 03:04.137
‫نه خونی در کار بوده،
‫نه دی‌ان‌ای و نه تار مویی

03:04.138 --> 03:07.175
‫فقط یه پسر ۲۳ ساله‌ی سیاهپوست که با
‫یه دختر خوشگل سفیدپوست قرار می‌ذاشته

03:07.176 --> 03:08.743
‫از طرف ما چی لازم داری؟

03:08.843 --> 03:11.413
‫آیوی، چیزی که از طرف تو لازم دارم

03:11.513 --> 03:14.716
‫یه جنجال رسانه‌ای تمام عیاره

03:14.816 --> 03:16.351
‫باید به دادستان فشار بیاریم که

03:16.451 --> 03:18.953
‫باهامون همکاری کنه و
‫دوباره پرونده رو باز کنه

03:19.053 --> 03:21.322
‫با اعترافش، اون ترامپولین و

03:21.323 --> 03:23.525
‫پیک گیتار و ملیسا که

03:23.625 --> 03:25.460
‫می‌تونه شهادت بده واسه جفتش...

03:25.560 --> 03:27.762
‫وایسا، من باید توی دادگاه شهادت بدم؟

03:27.862 --> 03:30.665
‫وقتی جلسه‌ی دادگاه برگزار شد، آره

03:31.900 --> 03:33.702
‫بیدار شید!

03:34.519 --> 03:35.536
‫زود باشید بریم

03:35.537 --> 03:37.071
‫مامان، چه خبره؟

03:37.171 --> 03:38.239
‫لباس‌هاتون رو بپوشید

03:38.373 --> 03:40.909
‫باید بریم

03:41.009 --> 03:43.176
‫- مامانی...
‫- سریع!

03:43.177 --> 03:44.746
‫باشه

03:44.846 --> 03:45.947
‫بریم

03:46.047 --> 03:47.982
‫- آره
‫- کجا می‌ریم؟

03:50.285 --> 03:52.886
‫اصلاً اونجا چیکار می‌کنه؟

03:52.887 --> 03:55.156
‫صندوق عقب رو باز کن

03:57.225 --> 03:59.761
‫مامان، اینجا چیکار می‌کنیم؟

03:59.764 --> 04:01.225
‫این همه روزنامه واسه چیه؟

04:01.229 --> 04:02.530
‫فقط زود باش، بازش کن

04:02.531 --> 04:04.866
‫باید چندتا فروشگاه دیگه هم بریم

04:10.021 --> 04:13.021
‫« راننده‌ی کامیون پورتلندی، کیث جسپرسون
‫به‌عنوان قاتل صورتک خندان شناسایی شد »

04:13.022 --> 04:15.022
‫« وی به هشت فقره قتل اعتراف کرده »

04:15.043 --> 04:16.244
‫هشت‌تا؟

04:18.913 --> 04:20.515
‫نمی‌تونیم همه‌ی روزنامه‌های
‫آمریکا رو بخریم که، مامان

04:20.615 --> 04:21.983
‫مسخره‌بازی‌ها چیه

04:23.151 --> 04:24.653
‫محاله حقیقت باشه

04:24.786 --> 04:26.086
‫حقیقت داره. اعتراف کرده

04:26.087 --> 04:28.189
‫حالا باید دودستی زندگی‌مون رو بچسبیم

04:29.223 --> 04:30.758
‫اگه ملت بفهمن که...

04:30.759 --> 04:31.892
‫که اون مرد پدر توئـه،

04:31.893 --> 04:33.728
‫تا آخر عمرت این برچسب روت می‌مونه

04:33.828 --> 04:35.797
‫می‌شنوی؟

04:35.897 --> 04:37.832
‫تا ابد

04:39.300 --> 04:41.135
‫فکر نکنم بتونم شهادت بدم

04:41.235 --> 04:43.237
‫- ملیسا؟
‫- می‌دونم لحنم چطور به نظر میاد،

04:43.338 --> 04:45.540
‫ولی من...

04:46.808 --> 04:48.743
‫بچه‌هام نمی‌دونن

04:48.843 --> 04:51.078
‫هیچکس نمی‌دونه

04:51.079 --> 04:53.815
‫فکر کنم، به نظرم باید برم

04:53.948 --> 04:56.518
‫الان؟ نمی‌خوای اقلاً گوش کنی...

04:56.618 --> 04:58.753
‫من... آخه من...

05:08.863 --> 05:11.165
‫سلام، حدس بزن کی سر ناهار بهم گفت که

05:11.299 --> 05:13.368
‫دو ماه دیگه بازنشسته میشه و

05:13.502 --> 05:15.336
‫می‌خواد من جاشو بگیرم؟

05:15.437 --> 05:18.272
‫دارم از استرس منفجر میشم،
‫دارم قاتی می‌کنم

05:18.373 --> 05:20.208
‫- خیلی‌خب، چی شده؟
‫- من...

05:20.308 --> 05:22.443
‫معلومه که می‌خوام به این یارو که
‫قراره اعدام شه کمک کنم

05:22.444 --> 05:24.311
‫اون تقریباً سی سالـه به خاطر

05:24.312 --> 05:26.047
‫کاری که پدرم کرده، توی زندانـه

05:26.180 --> 05:29.384
‫بعد من داشتم راحت زندگی‌مو می‌کردم

05:29.518 --> 05:30.819
‫ببین، تقصیر تو نیست، عزیزم

05:30.919 --> 05:32.820
‫- خب؟
‫- پس چرا همچین حسی دارم؟

05:32.821 --> 05:34.322
‫ملیسا، خواهش می‌کنم

05:34.423 --> 05:36.190
‫یه نفس عمیق بکش

05:36.290 --> 05:38.159
‫خب؟ نفس بکش

05:38.259 --> 05:40.194
‫عزیزم، نفس عمیق بکش

05:46.401 --> 05:49.203
‫- خیلی‌خب
‫- باشه، دارم نفس عمیق می‌کشم

05:52.206 --> 05:54.242
‫خب، کی داره بازنشسته میشه؟

05:54.375 --> 05:56.878
‫- ویلیام؟
‫- بیخیالش، الان دیگه مهم نیست

05:56.978 --> 05:58.812
‫چرا هست. تازه...

05:58.813 --> 06:01.382
‫ترجیح میدم بحث رو عوض کنیم

06:01.516 --> 06:04.152
‫باشه، خب،

06:04.252 --> 06:06.087
‫ویلیام قراره واسم توصیه‌نامه بنویسه تا

06:06.187 --> 06:08.022
‫بشم جایگزینش و مدیر منطقه‌ای

06:08.122 --> 06:11.059
‫این یعنی پول بیشتری گیرم میاد،
‫آزادی بیشتر،

06:11.159 --> 06:13.161
‫حق نظر و تأثیرگذاری بیشتر توی امورات

06:13.261 --> 06:14.929
‫فکر کنم فرصتش رو دارم

06:15.029 --> 06:17.098
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم.
‫دوستت دارم.

06:18.232 --> 06:19.901
‫بهت زنگ می‌زنم، خب؟ خداحافظ

06:20.001 --> 06:21.670
‫خیلی‌خب، خداحافظ

06:21.671 --> 06:23.671
‫« ویسکی ریور »

06:28.021 --> 06:38.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

06:43.391 --> 06:44.692
‫خیلی‌خب

06:44.693 --> 06:46.026
‫گرسنه‌ای یا تشنه؟

06:46.027 --> 06:48.029
‫آ...

06:48.129 --> 06:49.263
‫فقط یه آبجو

06:49.363 --> 06:51.432
‫- یه آبجوی محلی؟
‫- یه آبجوی محلی

07:13.922 --> 07:15.923
‫قبلاً پدرم می‌اومد اینجا

07:15.924 --> 07:17.891
‫جدی؟ کِی؟

07:17.892 --> 07:19.427
‫خیلی وقت پیش

07:19.528 --> 07:21.963
‫اون... راننده کامیون بود

07:22.063 --> 07:23.364
‫اسمش چی بود؟

07:23.464 --> 07:25.366
‫کیث. راستش...

07:25.466 --> 07:28.169
‫یه عکس ازش دارم

07:28.302 --> 07:30.839
‫شاید بشناسیش؟

07:34.308 --> 07:37.245
‫نه، نمی‌شناسمش

07:37.345 --> 07:39.480
‫ولی... آهای، پدر؟

07:39.614 --> 07:42.082
‫- نه، نه، نه، زحمت نکِشید
‫- نفرمایید

07:42.083 --> 07:45.286
‫جونش در میره واسه صحبت
‫از ایام قدیم که دنیا به کامش بود

07:46.154 --> 07:47.488
‫این مرد مزاحم‌تون شده؟

07:47.589 --> 07:49.524
‫نه، نه، نمی‌خواستم مزاحم ناهارتون بشم

07:49.658 --> 07:51.993
‫- کارل اونیل هستم
‫- ملیسا

07:52.093 --> 07:53.995
‫«ملیسا»

07:54.095 --> 07:57.031
‫اسم بهترین آهنگی که «گرگ آلمن» نوشته

07:57.165 --> 07:58.632
‫زبونت رو گاز بگیر

07:58.633 --> 07:59.968
‫بهترین آهنگش «ستونِ شلاق»ـه

08:00.068 --> 08:02.737
‫برو، برو، برو رد کارت

08:02.837 --> 08:05.105
‫حالا... ایشون کیه؟

08:05.106 --> 08:06.875
‫آ...

08:06.975 --> 08:08.710
‫پدرمـه

08:08.810 --> 08:10.879
‫راننده کامیون بود.
‫قبلاً که توی جاده‌ها بود...

08:10.979 --> 08:13.181
‫- اینجا می‌اومد
‫- آشنا می‌زنه

08:13.281 --> 08:16.021
‫راننده کامیون‌های زیادی طی سال‌ها

08:16.030 --> 08:18.451
‫واسه غذای گرم و موسیقی خوب اومدن اینجا

08:18.452 --> 08:21.189
‫شغل بی‌پاداشیـه. تک و تنهایی

08:22.223 --> 08:24.058
‫امیدوارم الان بازنشسته شده باشه

08:25.827 --> 08:28.128
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها

08:28.129 --> 08:29.998
‫بگذریم، خیلی ممنون

08:30.098 --> 08:32.400
‫- مزاحم‌تون نمیشم که برگردید سر ناهارتون
‫- خوشبختم، ملیسا

08:32.533 --> 08:34.402
‫من هم همینطور

09:03.062 --> 09:04.932
‫هدر رو می‌شناسی؟

09:07.736 --> 09:09.604
‫نه. تو چی؟

09:09.704 --> 09:12.573
‫آره، معلومه.
‫هم‌مدرسه‌ای بودیم.

09:12.674 --> 09:13.942
‫چند سال از من بزرگتر بود

09:14.075 --> 09:15.644
‫بعدش هم اینجا همکار بودیم

09:15.744 --> 09:19.379
‫اون... واقعاً دختر خوبی بود

09:19.380 --> 09:21.582
‫تسلیت میگم

09:22.416 --> 09:24.385
‫پس تو فقط...

09:24.485 --> 09:27.455
‫دوستِ مرحومم شده
‫سوژه‌ی شبکه‌های اجتماعی‌ات؟

09:28.256 --> 09:30.692
‫- نه، اصلاً
‫- اگه پُستش کردی،

09:30.792 --> 09:32.994
‫حتماً از اون پسره هم عکس بگیر

09:34.462 --> 09:36.397
‫شبی که تقاصش رو پس بده،
‫اینجا همه رو مهمون می‌کنیم

09:36.398 --> 09:38.398
‫« ۵۹ روز تا اعدام »

09:40.534 --> 09:43.337
‫آهای کودی، یه دور دیگه نوشیدنی میدی؟

09:49.177 --> 09:51.012
‫کی سهمشو نداده؟

09:53.614 --> 09:54.783
‫آره، دیر یا زود

09:54.883 --> 09:56.785
‫دکتر گرگ زنگ میزنه

09:59.620 --> 10:02.290
‫احتمالاً یه قسمتِ کامل از
‫برنامه‌شون رو به من اختصاص بدن

10:03.858 --> 10:06.560
‫ناسلامتی من بودم که
‫قربانی شماره‌ی ۹ رو بهشون گفتم

10:07.428 --> 10:08.629
‫از من گفتن

10:08.730 --> 10:10.597
‫این قصه سرِ دراز داره

10:12.901 --> 10:17.205
‫با دکتر گرگ مصاحبه می‌کنیم،
‫بعدش برنامه‌های دیگه،

10:17.305 --> 10:20.675
‫بعدش روزنامه‌ها و مجله‌ها

10:20.775 --> 10:23.641
‫شنیدم چند نفر توی
‫زندان ایالتی سان کوئنتین هستن که

10:23.643 --> 10:25.379
‫پادکست می‌سازن

10:25.479 --> 10:26.815
‫- پادکست؟
‫- آره، پادکست

10:26.948 --> 10:29.621
‫البته، فقط به این دلیل این کار رو می‌کنم

10:29.622 --> 10:31.753
‫چون درستش همینـه

10:32.754 --> 10:34.087
‫آره

10:34.088 --> 10:36.791
‫- جون یه مرد رو نجات میدم
‫- جدی؟

10:36.891 --> 10:40.161
‫جدی. اگه از صدقه‌سری من نبود،

10:40.261 --> 10:44.866
‫قبل از چهارم جولای
‫با تزریق مرگبار اعدام می‌شد

10:46.167 --> 10:49.437
‫پس هیچ نمی‌تونه بگه من پلید مطلق بودم

10:51.021 --> 10:54.021
‫« شهرستان کلارک، بخش کلانتری »

10:56.677 --> 10:59.280
‫بیخیال، رفیق

11:02.550 --> 11:05.519
‫- ایشون کی باشن؟
‫- پسش بده

11:05.619 --> 11:07.355
‫نگاه کن، ایوا

11:07.455 --> 11:09.523
‫ملکه‌ی میم.ز داره
‫یه خلافکار جذاب رو دید می‌زنه

11:09.657 --> 11:10.992
‫پسش بده

11:11.092 --> 11:13.494
‫پسش بده، ویکتوریا

11:18.166 --> 11:20.869
‫چی صدام کردی؟ ملکه‌ی...؟

11:20.969 --> 11:22.703
‫مخفف ملکه‌های موهای زائد

11:22.837 --> 11:25.039
‫تا بعد

11:40.822 --> 11:42.824
‫سلام، خوبی؟

11:44.025 --> 11:45.459
‫چرا دیگه دوست نیستیم؟

11:45.559 --> 11:47.762
‫دوستیم

11:49.530 --> 11:52.600
‫ببین، وقتی توی رختکن لباس عوض می‌کنی،

11:52.700 --> 11:55.168
‫موهای زائدت می‌زنه بیرون،
‫پس وکس بنداز

11:55.169 --> 11:57.005
‫یا ژیلتی چیزی بزن، خب؟

12:00.975 --> 12:03.244
‫پدربزرگم قاتل سریالیـه

12:07.021 --> 12:17.021
‫ترجمه از امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H۱tmaN

12:51.022 --> 13:01.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

13:09.777 --> 13:12.346
‫- حلقه‌ی ازدواج
‫- شرمنده

13:12.480 --> 13:15.615
‫نه، نه. من باید حواسم می‌بود.
‫مرسی، تایلر.

13:15.616 --> 13:17.784
‫- البته. می‌دونی...
‫- می‌شنوم چی میگی...

13:17.785 --> 13:19.989
‫گاهی بابت ۷۲هزار دلار وام دانشجویی که

13:20.089 --> 13:22.923
‫واسه مدرسه فیلم‌سازی گرفتم،
‫استرس می‌گیرم

13:22.924 --> 13:24.358
‫بعد متوجه یه تناقض زناشویی

13:24.458 --> 13:26.360
‫روی یه جسد الکی میشم و با خودم میگم

13:26.460 --> 13:27.627
‫«نه، کاملاً ارزشش رو داشته»

13:27.628 --> 13:29.430
‫چرا حس می‌کنم با نیش و کنایه حرف می‌زنی؟

13:29.530 --> 13:31.099
‫نافم رو با نیش و کنایه بُریدن

13:31.199 --> 13:33.100
‫خوب شد گفتی

13:33.101 --> 13:35.602
‫باشه. خیلی‌خب. ممنون

13:35.603 --> 13:37.421
‫خیلی‌خب، داشتم با گابریلا حرف می‌زدم

13:37.422 --> 13:39.273
‫فردا می‌تونیم الایجا رو ببینیم

13:39.373 --> 13:41.742
‫- عالیه
‫- جدی؟

13:41.842 --> 13:44.378
‫همین اومدنت هم برام جای تعجب داشت

13:44.478 --> 13:47.248
‫میشه تتوش رو پررنگ‌تر کنی؟

13:51.019 --> 13:52.553
‫حالا این حرف «اِل» واسه چیه؟

13:52.653 --> 13:54.522
‫- اسم وسطش لورلای بوده
‫- تایلر

13:54.622 --> 13:56.024
‫یه برداشت دیگه از این می‌گیریم

13:56.157 --> 13:57.758
‫بعدش واسه صحنه‌ی بعدی آماده می‌شیم

13:57.858 --> 13:59.292
‫آره، عکس محتویاتِ جیب هدر

13:59.293 --> 14:00.528
‫در اون شب، درسته؟

14:00.538 --> 14:01.562
‫آره

14:01.695 --> 14:03.831
‫رژ لب، پول و یه نصفه‌رول ماری‌جوانا

14:07.135 --> 14:08.202
‫بگیر، تایلر

14:08.302 --> 14:09.703
‫ببین

14:09.803 --> 14:12.006
‫نمی‌فهمم چرا عصبانی هستی

14:13.821 --> 14:15.821
‫شاید چون دلم می‌خواد به اندازه‌ای که

14:15.822 --> 14:17.822
‫به ناشناس بودنت اهمیت میدی،

14:17.822 --> 14:21.282
‫به مرد سیاه‌پوستی که
‫قراره اعدام بشه اهمیت بدی.

14:21.382 --> 14:22.883
‫بی‌انصافیـه

14:22.984 --> 14:26.287
‫توی این قضیه تو فقط یه تیکه از پازلی

14:27.688 --> 14:29.190
‫ردیفیم، تایلر؟

14:29.290 --> 14:31.559
‫می‌خوای خوب باشه

14:31.692 --> 14:33.526
‫یا تُف‌مالیش کنم؟

14:33.527 --> 14:37.037
‫منو بگو که دکتر گرِگ رو مجبور کردم
‫اینو با پرواز بفرسته اینجا

15:01.521 --> 15:04.521
‫« وکس موهای زائد، ناحیه‌ی تناسلی و زیربغل »

15:04.592 --> 15:05.892
‫چه خبرا، قاتل؟

15:05.893 --> 15:07.261
‫ببخشید، چی؟

15:07.361 --> 15:09.097
‫گفتم «چه خبرا؟»

15:09.197 --> 15:10.965
‫اوه...

15:11.065 --> 15:13.801
‫هیچی. اومده بودم خرید...

15:13.934 --> 15:15.569
‫چیزمیز بخرم

15:15.669 --> 15:20.441
‫خوبه، خوبه. آره.
‫راستی من جاش هستم.

15:22.110 --> 15:23.277
‫تو هیزلی، آره؟

15:23.377 --> 15:24.711
‫آره. خیلی‌خب، آره

15:24.712 --> 15:26.680
‫می‌دونم ایوا رو می‌شناسی، پس...

15:27.915 --> 15:31.485
‫دیدمت... موقع ناهار خوردن

15:31.585 --> 15:34.788
‫آره. آره، نه، خب منم ناهار می‌خورم دیگه

15:34.888 --> 15:36.991
‫آره

15:38.892 --> 15:41.629
‫خب، تا بعد، هیزل

15:48.802 --> 15:50.238
‫آهای!

15:53.474 --> 15:55.676
‫رد کن بیاد

15:58.612 --> 16:01.315
‫بیا، بذار این خون مصنوعی رو پاک کنیم

16:01.449 --> 16:02.783
‫خودم می‌تونم پاکش کنم

16:02.783 --> 16:04.152
‫هزار بار نقش دخترِ مُرده رو بازی کردم

16:04.152 --> 16:05.319
‫- مطمئنی؟
‫- آره

16:05.419 --> 16:06.953
‫خیلی‌خب. هر چندتا لازمه بردار

16:06.954 --> 16:08.856
‫مرسی

16:08.956 --> 16:10.621
‫الحق که قهرمانی

16:10.622 --> 16:12.460
‫دمت گرم، خیلی خیلی ممنون

16:12.560 --> 16:15.363
‫تایلر، میشه باهاش تا ماشینش بری؟

16:15.463 --> 16:18.666
‫آره

16:20.734 --> 16:22.102
‫مرسی

16:22.103 --> 16:23.504
‫آیوی

16:23.637 --> 16:26.540
‫بابت امروز خیلی متأسفم

16:26.640 --> 16:28.509
‫- من...
‫- ببخشید

16:29.577 --> 16:30.878
‫شماها واسه دکتر گرگ کار می‌کنید؟

16:32.180 --> 16:34.348
‫من جویس هستم، خواهر الایجا

16:34.448 --> 16:36.550
‫- گابریلا بهم گفت اینجایید
‫- وای خدا

16:36.650 --> 16:39.153
‫سلام. قرار بود فردا بهت زنگ بزنم

16:39.253 --> 16:40.754
‫من آیوی هستم. این هم ملیساست

16:41.522 --> 16:45.825
‫تقریباً سی سالـه که دارم فریاد می‌زنم
‫ولی کو گوش شنوا؟

16:45.826 --> 16:49.029
‫باید زن‌هایی که بالاخره
‫صدامو شنیدن رو بغل کنم

16:49.130 --> 16:51.365
‫اوه. اوه

16:51.465 --> 16:54.135
‫بیا اینجا

16:54.235 --> 16:57.238
‫- ممنون. مرسی
‫- من چی؟

16:57.371 --> 16:59.540
‫من تایلر هستم.
‫ضمایرم او/ایشان.

16:59.640 --> 17:02.343
‫بیا بغلم، تایلر

17:03.477 --> 17:05.045
‫اوه

17:05.146 --> 17:08.082
‫شرمنده یکم به‌هم ریخته‌ام.
‫هنوز سر این اتفاقات...

17:08.182 --> 17:09.583
‫توی شوکم

17:09.683 --> 17:11.484
‫این مرد قراره اعتراف کنه؟

17:11.485 --> 17:14.822
‫از همه‌تون خیلی ممنونم که

17:14.922 --> 17:17.225
‫- اومدید تگزاس
‫- کمترین کاریـه که ازمون بر میاد

17:17.325 --> 17:19.393
‫همیشه بر این باور بودم که اگه افراد بیشتری

17:19.527 --> 17:21.629
‫قصه‌ی ما رو می‌شنیدن،
‫می‌فهمیدن چه مصیبتی کشیدیم،

17:21.729 --> 17:24.664
‫اون‌وقت بالاخره یه فرجی میشه

17:24.665 --> 17:27.135
‫از آشنایی‌تون خیلی خوشحالم.
‫خیلی شرمنده،

17:27.235 --> 17:29.570
‫- یه لحظه باید برم
‫- باشه

17:30.404 --> 17:32.839
‫سلام، چه خبرا؟
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم

17:32.840 --> 17:35.008
‫چه خبرا؟ خب، عرضم به حضورت که

17:35.109 --> 17:38.078
‫مچ دختر عزیزت رو
‫حین دزدی از فروشگاه گرفتن

17:38.179 --> 17:40.614
‫برای دهمین بار،
‫از فروشگاه دزدی نمی‌کردم

17:40.748 --> 17:42.883
‫چی؟ چی می‌دزدیده؟

17:42.983 --> 17:44.585
‫بیا. چطوره خودت...

17:44.685 --> 17:47.288
‫بگو، خودت... خودت
‫بهش بگو که چی دزدیدی

17:47.421 --> 17:49.423
وکس بیکینی

17:49.523 --> 17:51.224
‫باشه

17:51.225 --> 17:52.593
‫بازداشتت کردن؟

17:52.693 --> 17:54.061
‫نه. بابا پیاز داغش رو بیشتر کرده

17:54.162 --> 17:56.563
‫شانس آوردی که صاحب فروشگاه
‫پیاز داغش رو بیشتر نکرد، هیزل

17:56.564 --> 17:58.821
‫همون داروخونه‌ی خانوادگی نزدیک مدرسه بود،

17:58.822 --> 18:01.101
‫صاحبش هم تا حدودی درک و شعور داشت

18:01.235 --> 18:02.770
‫خیلی احمقانه‌ست.
‫تصادفی بود.

18:02.870 --> 18:05.873
‫خیلی‌خب، برگشتم خونه
‫در موردش حرف می‌زنیم

18:05.973 --> 18:09.109
‫فردا شب برمی‌گردم

18:10.211 --> 18:12.613
‫فردا شب؟
‫این مسئله‌ی مهمیـه، ملیسا

18:12.713 --> 18:13.880
‫می‌دونم، بن

18:13.881 --> 18:15.248
‫آخه من...

18:15.249 --> 18:17.084
‫آخه تو چی؟

18:17.185 --> 18:19.620
‫ملیسا، تو چی؟
‫تو آخه چی؟

18:19.753 --> 18:22.590
‫بن، من باید... بعداً بهت زنگ بزنم، خب؟

18:22.690 --> 18:24.090
‫ملیسا، چی...؟

18:24.091 --> 18:26.594
‫- آیوی
‫- چیه؟

18:26.694 --> 18:28.896
‫همه‌چی مرتبـه؟

18:28.996 --> 18:31.332
‫نگاه

18:58.826 --> 18:59.993
‫اون دوربین رو خاموش کن

19:00.127 --> 19:01.829
‫ببینید،

19:01.929 --> 19:06.421
‫بابت این نمایش و هوای تازه ممنونم، گابریلا

19:06.422 --> 19:08.235
‫ولی نمی‌دونم به خیال خودت
‫این چی رو ثابت می‌کنه

19:08.236 --> 19:11.521
‫ثابت می‌کنه جسپرسون اینجا بود.
‫ثابت می‌کنه اینجا اونقدری...

19:11.522 --> 19:14.007
‫مدرک هست که پرونده رو دوباره باز کنید

19:14.107 --> 19:16.844
‫نماد صورتک خندان
‫انحصاری واسه جسپرسونـه؟

19:16.944 --> 19:19.380
‫چون ایموجی مورد علاقه‌ی نوه‌ام هم هست

19:19.480 --> 19:20.714
‫چطوره اونو هم بیاریم اینجا

19:20.848 --> 19:23.217
‫نوه‌تون قدش یک متر و ۸۲ سانتـه؟

19:23.317 --> 19:25.286
‫ارتفاعش خیلی زیاده

19:26.720 --> 19:28.121
‫شما کی باشید؟

19:29.857 --> 19:31.692
‫ملیسا هستم. ملیسا رید

19:31.792 --> 19:33.694
‫دادستان ناحیه کریگ کالاوی هستم

19:33.794 --> 19:36.128
‫خوشبختم. ببینید،

19:36.129 --> 19:39.533
‫این واسه برنامه‌تون عالیـه، متوجهم،

19:39.667 --> 19:41.902
‫ولی توی دادگاه پشیزی نمیارزه

19:42.002 --> 19:44.238
‫خودتون می‌دونید که روی
‫هیئت منصفه تأثیر به‌سزایی می‌ذاره

19:44.248 --> 19:46.924
‫مخصوصاً وقتی فیلم اعتراف
‫یه قاتل سریالی محکوم‌شده رو هم

19:46.934 --> 19:48.174
‫بذاری تنگش

19:48.175 --> 19:49.877
‫نکنه همون فیلمی رو میگی که
‫واسم فرستادی؟

19:49.977 --> 19:52.145
‫ببین، به چشم من یکی که فقط
‫هذیون‌های یه مرد روانی بود

19:52.246 --> 19:55.221
‫در ضمن اون ترامپولین که رسید هم نداره

19:55.222 --> 19:57.385
‫تا تاریخ خریدش رو تصدیق کنه،

19:57.518 --> 19:59.219
‫و یه پیک گیتار

19:59.320 --> 20:02.222
‫از باری که هر سال
‫هزارتا از اون درست می‌کنه

20:02.323 --> 20:05.092
‫توی خونه داخل کشو شش‌تا از اونا دارم

20:05.192 --> 20:06.326
‫یعنی من هم قاتلم؟

20:06.327 --> 20:08.729
‫یه شاهد هست که صحت
‫این ادعا رو تأیید می‌کنه

20:08.829 --> 20:11.064
‫دخترش

20:11.164 --> 20:14.268
‫شاهد دختر جسپرسونـه

20:14.368 --> 20:16.804
‫اگه اون حاضر باشه شهادت بده چی؟

20:18.906 --> 20:21.309
‫ببینید، من تقریباً سی سالـه که
‫دادستان ناحیه‌ام

20:21.409 --> 20:24.578
‫تا دل‌تون بخواد جرم و جنایت دیدم و
‫خانواده‌های جورواجور

20:24.678 --> 20:27.714
‫من این زن رو نمی‌شناسم،
‫ولی طبق تجربه‌ی شخصی‌ام،

20:27.715 --> 20:30.751
‫اگه بچه‌ای پدر یا مادرش هیولا باشه،

20:30.851 --> 20:33.754
‫بزرگ که شد مشکلات
‫خاص خودش رو پیدا می‌کنه

20:33.854 --> 20:35.255
‫با وجود اینترنت،

20:35.356 --> 20:37.791
‫طولی نمی‌کشه تا بفهمیم

20:37.925 --> 20:40.428
‫مشکلات این زن چی هستن،

20:40.431 --> 20:43.597
‫مشکلاتش هر چی که باشن،
‫توی جایگاه شهود علیه‌اش استفاده میشن و

20:43.697 --> 20:45.999
‫شهادتش بی‌ارزش میشه

20:50.103 --> 20:52.906
‫می‌تونید این نوار زرد رو بردارید

21:10.257 --> 21:12.425
‫چه غلطی می‌کنید؟

21:19.567 --> 21:21.768
‫بس کنید. خواهش می‌کنم

21:23.421 --> 21:25.506
‫همون بهتر که بابایی‌جونت رو
‫با تزریق مرگبار اعدام کنن

21:27.307 --> 21:29.977
‫خودت هم حقتـه، جنده‌ی احمق

21:42.990 --> 21:45.225
‫شنیدیم دست‌کجی کردی، آره؟

21:45.325 --> 21:46.494
‫کی بهت گفته؟

21:46.627 --> 21:48.396
‫به این زودی مثل بابابزرگت
‫قانون‌شکن شدی؟

21:52.433 --> 21:53.434
‫پس حقیقت داره؟

21:53.534 --> 21:55.536
‫خب که چی؟

21:56.837 --> 21:58.105
‫«شکارچی شب» رو می‌شناسی؟

21:58.205 --> 21:59.772
‫کی؟

21:59.773 --> 22:02.510
‫یه کسکش روانی بود مثل پدربزرگت

22:02.643 --> 22:04.011
‫پدربزرگم رافا یکی از کسایی بود

22:04.111 --> 22:05.846
‫که به دستگیریش توی
‫شرق لس‌آنجلس کمک کرد

22:05.946 --> 22:08.280
‫اصلاً واسه همین «قتلینو» شدم

22:08.281 --> 22:09.650
‫قتلینو یعنی چی؟

22:09.750 --> 22:11.919
‫کسی که فکر و ذکرش جرم و جنایتـه

22:12.019 --> 22:14.688
‫فردا بعد از مدرسه باهامون بیا

22:14.788 --> 22:16.390
‫تا نشونت بدیم

22:17.525 --> 22:19.092
‫چه خوب

22:20.027 --> 22:22.696
‫ما به سمت اونجا حرکت کردیم، قربان

22:22.796 --> 22:25.733
‫متوجهم. درک می‌کنم، ولی...

22:25.833 --> 22:28.769
‫پس اصلاً امکانش نیست؟ باشه. خیلی‌خب

22:28.869 --> 22:31.071
‫نه. نه، نه، نه، مشکلی نیست

22:31.204 --> 22:34.374
‫روز خوبی داشته باشید.
‫نه، ممنون.

22:36.910 --> 22:38.845
‫وای، لعنت بهش!

22:38.846 --> 22:40.614
‫آهای

22:42.850 --> 22:44.752
‫زندان الان بازدیدمون رو لغو کرد

22:44.852 --> 22:46.219
‫نمی‌تونیم الایجا رو ببینیم

22:46.319 --> 22:48.288
‫چی؟ می‌تونن همچین کاری بکنن؟

22:49.790 --> 22:51.323
‫کار کالاوی بوده

22:51.324 --> 22:53.226
‫صد درصد. اون کارشکنی کرده، مگه نه؟

22:53.326 --> 22:55.596
‫بازی داره دستت میاد

23:02.021 --> 23:12.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:13.847 --> 23:15.382
‫- سلام
‫- سلام

23:15.483 --> 23:17.150
‫وای

23:17.250 --> 23:19.687
‫خدایا، چقدر خسته‌ام

23:19.787 --> 23:22.522
‫سلام. پروازت چطور بود؟

23:22.523 --> 23:26.760
‫بدک نبود

23:26.860 --> 23:27.860
‫هیزل چطوره؟

23:27.861 --> 23:29.863
‫تنبیه شده

23:31.565 --> 23:33.567
‫براش چندتا چیز زینتی
‫از توی فرودگاه خریدم

23:33.667 --> 23:36.303
‫براش هزارتا کادوی تولد گرفتی،

23:36.403 --> 23:38.305
‫- ملیسا
‫- می‌دونم

23:39.607 --> 23:42.910
‫براش چندتا جاکلیدی و اینا گرفتم.
‫یکی هم برای مکس گرفتم.

23:43.010 --> 23:45.245
‫راستی...

23:45.345 --> 23:47.347
‫من...

23:48.649 --> 23:51.384
‫یه سری اخبار خیلی بدتر دارم

23:52.252 --> 23:54.054
‫سر و پا گوشم

23:56.089 --> 23:58.257
‫تو...

23:58.258 --> 23:59.993
‫تو فکرِ افشاگری‌ام

24:00.928 --> 24:02.128
‫در مورد...

24:02.129 --> 24:04.197
‫در مورد بابام

24:05.966 --> 24:07.735
‫توی برنامه

24:18.612 --> 24:20.914
‫امروز دادستان ناحیه رو دیدیم،

24:21.014 --> 24:22.782
‫مرتیکه کلاً شعور نداشت

24:22.783 --> 24:25.185
‫حتی حاضر نیست
‫پیگیر اعترافات پدرم بشه

24:25.285 --> 24:27.154
‫نمیذارن از الایجا مصاحبه کنیم

24:27.254 --> 24:29.557
‫انگار هدف‌شون اینـه که

24:29.690 --> 24:30.758
‫یه مرد بی‌گناه رو اعدام کنن

24:30.858 --> 24:32.324
‫متأسفم، ولی به نظرم

24:32.325 --> 24:33.894
‫چهارتا چیز بیشتر از تو حالیشونـه

24:33.994 --> 24:36.463
‫شایدم یه مُشت پیرمرد سفیدپوستِ کله‌گنده‌ان که

24:36.564 --> 24:38.498
‫نمی‌خوان اقرار کنن چه اشتباه بزرگی کردن

24:39.533 --> 24:41.602
‫وکیل الایجا بهمون گفت

24:41.702 --> 24:43.837
‫اگه دادستان باهامون همکاری نکنه،

24:43.937 --> 24:46.305
‫مجبوریم کاری کنیم که

24:46.306 --> 24:48.508
‫برنامه‌مون حسابی جنجال به پا کنه.
‫تنها راهمون برای

24:48.609 --> 24:50.578
‫ تحت‌فشار گذاشتنِ
‫این دادگاه‌های محافظه‌کار، همینـه

24:50.678 --> 24:53.413
‫جنابعالی می‌خوای دادگاه محافظه‌کارِ

24:53.547 --> 24:55.583
‫تگزاس رو تحت‌فشار بذاری؟

24:55.716 --> 24:57.984
‫پس میگی چیکار کنم؟

24:57.985 --> 25:00.352
‫داستان بدون من پخش میشه

25:00.353 --> 25:01.555
‫جلب توجه می‌کنه

25:01.655 --> 25:03.557
‫اما نه به اندازه‌ی کافی و بعدش...

25:03.657 --> 25:05.593
‫بعدش الایجا به خاطر کوتاهی من می‌میره

25:05.726 --> 25:07.394
‫من می‌فهممت، خب؟

25:07.527 --> 25:09.797
‫می‌فهمم که قصدت کمک به این باباست

25:09.897 --> 25:11.198
‫ولی اگه به چشم مسئولین...

25:11.298 --> 25:12.566
‫گور بابای مسئولین

25:12.666 --> 25:14.602
‫امثال الایجا به یه ورشونم نیستن

25:14.735 --> 25:16.570
به امثال من اهمیتی نمیدن

25:16.670 --> 25:18.572
‫اگه از شانست،
‫نسبتی با یه قاتل داشته باشی،

25:18.672 --> 25:19.872
‫یعنی تو هم به همون اندازه

25:19.873 --> 25:21.775
‫آدم بده‌ای.
‫امروز صبح، دادستان

25:21.909 --> 25:23.744
‫علناً تو روم همچین حرفی زد

25:23.844 --> 25:26.178
‫این آدم اصلاً صلاحیت مسئول بودن رو نداره

25:26.179 --> 25:28.448
‫حرفش باعث شد فکر کنم
‫پشیزی ارزش ندارم

25:28.548 --> 25:30.350
‫انگار برگشتم به دوران ۱۵ سالگیم،

25:30.450 --> 25:31.952
‫انگار که همه چی گردن منـه

25:32.052 --> 25:33.587
اصلاً و ابداً ‫خطای بابام

25:33.687 --> 25:34.755
‫گردن من نیست

25:34.888 --> 25:38.357
‫حالم از این فکر و خیال‌ها به هم می‌خوره

25:38.358 --> 25:40.761
‫به هر دری زدم که این راز وامونده

25:40.861 --> 25:42.930
‫برملا نشه، به خاطر کی آخه؟

25:43.063 --> 25:44.865
‫من که نه

25:46.734 --> 25:48.435
‫ای خدا، هیزل

25:49.369 --> 25:50.771
‫چی شنیدی؟

25:50.871 --> 25:52.204
‫خبر داشتم. اون شب که

25:52.205 --> 25:54.307
‫بابا پشت تلفن داشت باهات حرف میزد، شنیدم

25:54.407 --> 25:55.407
‫چی؟ پس چرا چیزی نگفتی؟

25:55.408 --> 25:56.744
‫چرا به من نگفتی؟

25:57.577 --> 25:58.946
‫تو که اینجا نبودی، مامان

25:59.079 --> 26:01.047
‫خیلی‌خب، خیال نکنی
‫به خاطر این قضیه

26:01.048 --> 26:03.150
‫- قِسر در رفتی ها
‫- ای بابا

26:03.283 --> 26:05.285
‫می‌دونم نمی‌تونم قسر در برم،

26:05.385 --> 26:06.319
‫به درک اصلاً

26:06.419 --> 26:08.288
‫این همه سال بهم دروغ گفتید

26:08.388 --> 26:10.356
‫پس شما هم نمی‌تونید قسر در برید

26:10.638 --> 26:12.225
‫بعدشم، نخیر،
‫اصلاً قصد نداشتم

26:12.325 --> 26:13.961
‫اون وکس بیکینی مسخره رو بدزدم

26:14.061 --> 26:17.063
‫واسه جلب توجه نبود،
‫اتفاقی اینطوری شد!

26:17.064 --> 26:18.365
‫باشه

26:19.266 --> 26:21.168
‫باشه

26:22.135 --> 26:23.370
‫هی

26:24.304 --> 26:26.907
‫ببخشید بهت دروغ گفتیم

26:27.007 --> 26:28.041
‫آره

26:28.141 --> 26:29.677
‫من فقط...

26:30.443 --> 26:32.379
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

26:32.479 --> 26:34.014
‫حالا هرچی

26:34.147 --> 26:35.683
‫عیبی نداره

26:35.783 --> 26:37.283
‫ولی اگه می‌تونی،
‫باید به این آقا

26:37.284 --> 26:38.786
‫- کمک کنی
‫- بیخیال

26:38.886 --> 26:40.286
‫نمی‌دونی پیامدش چیـه، هیزل

26:40.287 --> 26:41.822
‫- بذار حرفشو بزنه
‫- نه، نمی‌دونه...

26:41.922 --> 26:43.356
‫روحشم خبر نداره شما چی کِشیدید

26:43.456 --> 26:45.192
‫بی‌دلیل نیست که تا حالا
‫از همه پنهونش کردیم، ملیسا

26:45.292 --> 26:46.459
‫برای محافظت از خانواده‌مون بوده

26:46.559 --> 26:48.996
‫آره، ولی دیگه تو سال ۱۹۹۵ نیستیم ها

26:49.096 --> 26:50.831
‫ملت کشته مُرده‌ی جرم و جنایت‌ان

26:50.931 --> 26:53.333
‫به چندتا از بچه‌های مدرسه‌مون گفتم و
‫به نظرشون خیلی خفن اومد

26:53.433 --> 26:54.802
‫- چی؟ کجاش خفنـه؟
‫- به کی گفتی؟

26:54.902 --> 26:57.838
‫- باباجون
‫- دیگه نشنوم اینطوری خطابش کنی

26:57.938 --> 26:59.006
‫چی خطابش کنم پس؟

26:59.139 --> 27:00.073
‫هیچی

27:01.508 --> 27:03.476
‫صرفاً به خاطر اینکه شاید
‫همه چیز رو افشا کنم،

27:03.576 --> 27:06.213
‫به این معنا نیست که

27:06.346 --> 27:07.848
‫قراره باهاش صَنَمی داشته باشی

27:07.948 --> 27:08.982
تصمیمش با خودم نیست؟

27:09.082 --> 27:10.718
‫- خدایا
‫- نخیر. هیزل، نه

27:10.818 --> 27:12.252
‫- بیا، همینو می‌خواستی؟
‫- نه، نه، تصمیمش با تو نیست

27:12.352 --> 27:14.587
‫خب؟ خیلی آدم خطرناکیـه

27:14.688 --> 27:15.823
‫ناسلامتی قاتلـه

27:15.923 --> 27:17.557
‫کی قاتلـه؟

27:19.693 --> 27:21.528
‫همینو کم داشتیم!

27:21.628 --> 27:23.796
‫- نُه سالش بیشتر نیست
‫- می‌دونم، ساده‌اش می‌کنم

27:23.797 --> 27:25.465
‫- سلام، رفیق. دلم برات تنگ شده بود
‫- سلام، مامان

27:25.565 --> 27:27.534
‫وای! بیا اینجا

27:27.667 --> 27:31.337
‫بیا. من...

27:31.338 --> 27:33.573
‫می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم که
‫بگی‌نگی...

27:33.673 --> 27:35.709
‫یه‌جورایی مهمـه، خب؟

27:35.809 --> 27:37.745
‫باشه

27:38.979 --> 27:43.216
‫یادتـه بهت گفته بودم توی ۱۵ سالگی
‫بابام رفت پیش خدا؟

27:46.586 --> 27:48.288
‫دروغ گفتم

27:49.156 --> 27:53.260
‫راستش اون‌موقع،

27:53.360 --> 27:54.728
افتاد ‫زندون و

27:54.828 --> 27:57.697
‫هنوزم اون توئـه

27:59.499 --> 28:01.101
‫چیکار کرده؟

28:04.104 --> 28:06.473
‫بقیه رو اذیت می‌کرد

28:09.076 --> 28:10.443
آدم بدها؟

28:11.945 --> 28:13.446
‫نه، جوجه

28:17.084 --> 28:18.852
‫کِی آزاد میشه؟

28:18.952 --> 28:20.153
‫هیچوقت

28:20.253 --> 28:22.089
‫دیگه نمی‌تونه به کسی آسیبی برسونه، رفیق

28:25.725 --> 28:27.560
‫میشه بستنی بخورم؟

28:29.362 --> 28:31.098
‫آره

28:31.198 --> 28:32.699
‫برو، برو

28:38.238 --> 28:41.141
‫من...

28:41.274 --> 28:44.477
‫فقط اگه جفت‌تون پشتم باشید

28:44.577 --> 28:46.379
‫این کارو می‌کنم

28:46.479 --> 28:48.247
‫- من پشتتم
‫- تو که بچه‌ای

28:48.248 --> 28:50.650
‫- خب، روی زندگی اونم تأثیر میذاره
‫- حرف من هم همینـه

28:50.784 --> 28:52.452
‫اصلاً حالیش نیست،

28:52.585 --> 28:54.654
‫تو مخیله‌اش هم نمی‌گنجه که
‫چه تأثیری روش میذاره

28:54.754 --> 28:56.990
‫یعنی دروغ بهتر از گفتن حقیقتـه؟

28:57.124 --> 28:58.826
‫چون عملاً خلاف تموم چیزهاییـه که

28:58.926 --> 28:59.960
‫تا امروز بهم یاد دادید

29:00.060 --> 29:01.761
‫موافقم

29:02.796 --> 29:06.266
‫به اندازه‌ی کافی دروغ گفتیم

29:06.366 --> 29:08.068
‫دیگه فایده‌ای نداره

29:08.168 --> 29:10.402
‫برای تو شاید، اما موضوع فقط خودت نیستی

29:10.403 --> 29:12.104
‫درد من خودم نیست

29:12.105 --> 29:15.475
‫دردم اون مرد بی‌گناهیـه که
‫۵۸‏ روز مونده تا اعدامش و

29:15.575 --> 29:17.310
‫یه دادگاه هست که می‌تونه ورق رو برگردونه و

29:17.410 --> 29:19.546
ما ‫باید تحت‌فشار بذاریم‌شون

29:19.646 --> 29:20.881
‫اینجوری به نتیجه می‌رسیم

29:20.981 --> 29:22.414
‫واسه من کارشناس شدی حالا؟

29:22.415 --> 29:23.984
‫آره؟ وکیلی چیزی هستی؟

29:24.117 --> 29:26.219
‫ببین، من به خودم اومدم دیدم
‫وسط این ماجرام،

29:26.319 --> 29:28.288
‫تموم تلاشم اینـه که
‫غرق نشم، خب؟

29:28.388 --> 29:31.524
‫- به نظر من که گَنگـه، مامان
‫- مرسی، هیزجونم

29:34.828 --> 29:38.331
‫به نظر من یه مدت رفتی سفر،

29:38.431 --> 29:39.900
‫از خانواده‌ات دور بودی،

29:40.000 --> 29:41.701
‫بعد برگشتی خونه و
‫براشون سوغات آوردی و

29:41.835 --> 29:44.436
‫حالا هوس کردی بری توی تلویزیون
‫سری تو سرها دربیاری

29:44.437 --> 29:46.472
‫واقعاً دلت می‌خواد همچین شخصیتی باشی؟

29:46.473 --> 29:48.807
‫یا باعث میشه یاد کس دیگه‌ای بیفتی؟

29:48.808 --> 29:50.577
‫چی؟

29:50.677 --> 29:51.777
‫کیو میگی؟

29:51.778 --> 29:53.346
‫مامان بهت میگه

29:53.446 --> 29:55.015
‫میرم یه بادی به کله‌ام بخوره

29:59.619 --> 30:00.921
‫هی، بیا بغلم

30:04.524 --> 30:07.327
‫بابات هدفش مراقبت از ماست

30:08.161 --> 30:09.762
‫شرمنده دزدی کردم

30:09.863 --> 30:12.065
‫به خدا عمدی نبود

30:12.165 --> 30:13.867
‫می‌دونم

30:13.967 --> 30:15.702
‫حرفت رو باور می‌کنم

30:17.804 --> 30:19.739
‫هنوزم تنبیه‌ام؟

30:21.341 --> 30:24.444
‫شک نکن

31:26.906 --> 31:28.608
برو بترکون، دختر

31:38.351 --> 31:40.320
‫حاضری؟

31:41.254 --> 31:42.855
‫نوچ

31:51.831 --> 31:54.601
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫دوربین‌ها روشنـه.

31:54.701 --> 31:57.304
‫دکتر گِرگ روی صحنه‌ست

31:57.404 --> 31:59.472
‫آماده باشید،
‫تا ده می‌شمرم و میریم روی آنتن

31:59.572 --> 32:01.508
‫نمای چندگانه رو هم راه بندازید دیگه

32:01.608 --> 32:04.344
‫خیلی‌خب، بلین... همینطور ادامه بده

32:08.781 --> 32:10.483
‫خانم‌ها و آقایون،

32:10.617 --> 32:12.784
یه کفِ مرتب به افتخار

32:12.785 --> 32:17.124
‫دکتر گرگ عزیز

32:20.501 --> 32:25.331
‫« موزه‌ی قتل سیاتل »

32:30.670 --> 32:32.804
‫خوش اومدید به موزه‌ی قتل

32:32.805 --> 32:34.606
‫اون بابـه

32:34.607 --> 32:36.276
‫عاشق بازدیدکننده‌هاست

32:36.376 --> 32:38.545
‫سلام، باب

32:39.979 --> 32:42.082
‫هم‌اسم رابرت پیکتونـه،

32:42.182 --> 32:44.584
‫معروف‌ترین قاتل سریالی کانادا

32:44.684 --> 32:46.686
‫همه‌ی قربانی‌هاش رو
‫به خورد خوک‌ها می‌داد

32:46.819 --> 32:49.022
‫هیزل، مگه بابابزرگ تو

32:49.122 --> 32:52.659
‫معروف‌ترین قاتل سریالی کانادا نبود؟

32:53.893 --> 32:55.362
‫بابابزرگت کیـه؟

32:55.495 --> 32:59.132
‫آم، قاتل صورتک خندان؟

33:00.267 --> 33:01.833
‫متولد کاناداست،

33:01.834 --> 33:04.537
‫- ولی...
‫- اینجا آدم کُشته، می‌دونم

33:04.671 --> 33:06.472
‫چندتا از آثارش اینجا موجوده

33:06.473 --> 33:07.874
‫جدی؟

33:08.975 --> 33:11.211
‫واسه همینم هست که اومدیم دیگه

33:11.344 --> 33:13.546
‫بلیت لطف می‌کنید حالا؟

33:13.646 --> 33:15.682
‫هدر ریچموند

33:15.782 --> 33:17.550
‫قربانی من بود

33:17.650 --> 33:19.651
‫اون روز توی جاده‌ی تگزاس

33:19.652 --> 33:23.189
‫جلو پاش سبز شدم

33:23.190 --> 33:25.525
‫راستش، همیشه با چسب‌نواری

33:25.625 --> 33:27.994
‫مقتولینم رو به کفِ اتاقک راننده می‌چسبوندم

33:28.095 --> 33:31.064
‫تا یه جای درست درمونی واسه
‫انداختن‌ اجسادشون پیدا کنم

33:31.164 --> 33:34.033
‫از قضا، اون روز چسب نداشتم و

33:34.134 --> 33:36.001
‫یادمـه عینهو یه عروسک

33:36.002 --> 33:40.140
‫پشت صندلی راننده هِی بالا و پایین می‌پرید

33:40.240 --> 33:41.941
‫بگذریم،

33:42.075 --> 33:45.078
‫تهش جسد هدر رو انداختم دم اون پُل،

33:45.212 --> 33:47.480
‫نزدیک رودخونه‌ی چیکوری و
‫ماشینم رو بار زدم و

33:47.580 --> 33:49.249
‫مستقیم راه افتادم سمت خونه

33:49.382 --> 33:50.850
‫پیش بچه‌هام

33:52.018 --> 33:55.088
‫عجب

33:56.022 --> 33:57.590
‫ملیسا؟

34:00.026 --> 34:02.829
‫قبل از اینکه به این اعتراف ناگوار و

34:02.929 --> 34:05.298
‫تبعاتش توی تگزاس

34:05.398 --> 34:06.699
‫بپردازیم،

34:06.799 --> 34:08.768
‫شاید بهتر باشه قبلش توضیح بدیم که

34:08.868 --> 34:10.203
‫چرا اصلاً قاتل صورتک خندان

34:10.303 --> 34:12.204
‫با این برنامه تماس گرفت

34:12.205 --> 34:14.541
‫لطفاً دلیل حضورت رو

34:14.641 --> 34:17.177
‫توضیح بده

34:21.981 --> 34:23.783
‫من...

34:47.474 --> 34:49.441
‫چون اون پدرمـه

34:54.581 --> 34:56.816
‫اصلاً نمی‌دونستی

34:56.916 --> 34:58.651
‫با همچین هیولایی زندگی می‌کنی؟

34:58.751 --> 35:01.521
‫نه، نه

35:01.621 --> 35:04.791
‫اکثراً توی جاده بود و

35:04.891 --> 35:06.226
‫وقتایی هم که میومد خونه،

35:06.326 --> 35:07.327
‫بیشتر، می‌دونید...

35:07.460 --> 35:09.562
بهترین بابای دنیا بود

35:09.662 --> 35:10.830
عکس چیلیوک رو بذار

35:10.963 --> 35:12.365
‫دوربین یک، روی ملیسا بمون

35:12.465 --> 35:13.833
‫خیلی‌خب، درباره‌ی این یکی به حرف بگیرش

35:13.933 --> 35:15.668
‫مثل همه‌ی باباها بود، درستـه؟

35:17.837 --> 35:20.873
‫این عکس رو کجا گرفتید؟

35:22.842 --> 35:25.111
‫توی چیلیوک

35:25.212 --> 35:26.746
‫بریتیش کلمبیا

35:26.846 --> 35:28.915
‫هر سال تابستون اونجا چادر می‌زدیم

35:29.015 --> 35:31.451
‫با خانواده چیکار می‌کردید اونجا؟

35:32.585 --> 35:36.189
‫می‌رفتیم پیاده‌روی، ماهیگیری و شنا

35:36.289 --> 35:39.192
‫مارشمالو کباب می‌کردیم. می‌دونی...

35:39.292 --> 35:40.860
‫درست عین بقیه‌ی خانواده‌ها

35:40.960 --> 35:42.028
‫درستـه، صحیح

35:42.128 --> 35:45.432
‫خب، اینا خاطرات خوش محسوب میشن

35:46.233 --> 35:48.535
‫نیومدم نظرتون رو راجع‌بهش عوض کنم

35:48.668 --> 35:50.802
‫اون پدرتـه، ملیسا

35:50.803 --> 35:52.539
‫بلکه اومدم از الایجا بگم

35:52.639 --> 35:55.140
‫بهش می‌رسیم، صددرصد،

35:55.141 --> 35:58.044
‫ولی این قضیه پیچیده‌ست

35:58.144 --> 36:01.813
‫مردم می‌خوان بدونن چی بهت گذشته

36:01.814 --> 36:03.049
‫براشون سؤالـه

36:03.149 --> 36:04.884
‫بزرگ شدن در کنار

36:04.984 --> 36:07.986
‫یه قاتل سریالی چه حس‌وحالی داره.
‫درست میگم؟ تأیید می‌کنید؟

36:16.095 --> 36:19.365
‫توی چیلیوک خیلی بهمون خوش می‌گذشت

36:20.633 --> 36:22.935
‫راستش، اولین خاطره‌ام هم از همونجاست

36:23.035 --> 36:25.538
‫یه تصویر تاری یادمـه، ولی...

36:25.638 --> 36:27.540
‫مامانم

36:27.640 --> 36:29.242
‫منو بغل کرده و

36:30.677 --> 36:36.115
‫بابام داره از اونور رودخونه
‫بهمون لبخند میزنه

36:41.254 --> 36:43.188
‫تو بابات رو

36:43.189 --> 36:45.691
‫دوست داشتی، درستـه؟

36:45.692 --> 36:47.260
‫بله

36:48.695 --> 36:49.762
‫هنوزم دوستش داری

36:49.862 --> 36:51.298
‫- نه
‫- ملیسا

36:51.431 --> 36:52.432
‫نه

36:52.565 --> 36:55.735
‫می‌دونم شاید برات زجرآور باشه، اما

36:55.835 --> 36:58.271
‫امکانش هست در مورد
‫جرم و جنایت‌های پدرت صحبت کنیم؟

36:58.405 --> 37:00.273
‫وارد جزئیات نمی‌شیم

37:02.208 --> 37:06.145
‫توی جاده، اکثراً دم ایستگاه‌های کامیون

37:06.245 --> 37:08.648
‫سوارشون می‌کرد

37:08.748 --> 37:12.419
‫کلاً باجذبه و شوخ‌طبع بود.
‫جوری نشون می‌داد که

37:12.519 --> 37:14.454
‫انگار قابل اعتماده

37:14.554 --> 37:17.324
‫دخترهای خیابونی بودن؟ فاحشه‌ها؟

37:17.457 --> 37:20.460
‫بعضی‌هاشون کارگرهای جنسی بودن، آره

37:20.593 --> 37:23.296
‫سکس‌شون به تجاوز ختم می‌شد

37:23.430 --> 37:24.964
‫خفگی

37:25.064 --> 37:27.967
‫بعدشم، اجسادشون رو
‫توی حومه‌ی شهر ول می‌کرد

37:28.067 --> 37:31.704
‫خیلی‌هاشون سال‌های سال پیدا نشدن

37:31.804 --> 37:33.405
‫که اینطور. عجب

37:33.406 --> 37:37.444
‫برامون می‌گید چطوری پدرتون گیر افتاد؟

37:38.978 --> 37:41.448
‫خانمی به اسم لوئیز نلسون

37:41.548 --> 37:43.416
‫عکس لوئیز رو بذار

37:43.516 --> 37:45.151
‫دوربین یک، زوم کن روی ملیسا

37:45.284 --> 37:48.855
‫بابت قتلش ازش بازجویی کردن،

37:48.988 --> 37:50.923
‫همینم باعث شد...

37:51.023 --> 37:52.958
‫در نهایت، به قتل اون و

37:52.959 --> 37:56.496
‫هفت‌ نفرِ دیگه اعتراف کنه

37:57.597 --> 38:01.468
‫فرق لوئیز با الباقی مقتولین چی بود؟

38:02.535 --> 38:04.036
‫بابام می‌شناختش

38:04.871 --> 38:06.373
‫تو رابطه بودن

38:06.506 --> 38:08.007
‫می‌گفتن قراره با هم ازدواج کنن

38:08.107 --> 38:09.676
‫به نظرم

38:09.809 --> 38:11.844
‫نامادری باحالی می‌شد

38:14.847 --> 38:17.884
خیلی احمق بودم که
حرفاش باورم شد

38:18.017 --> 38:21.020
‫اینطور نیست، ملیسا. ابداً

38:21.153 --> 38:22.722
‫تو سنی نداشتی

38:22.822 --> 38:25.257
‫یه پیوندی هم بین شما بود

38:25.358 --> 38:29.396
‫هر چی نباشه،
‫جفت‌تون یه قاتل رو دوست داشتید

38:48.448 --> 38:51.117
‫پیداش کردی

38:57.757 --> 38:59.392
‫من هم اهل نقاشی‌ام

39:00.226 --> 39:01.961
‫خب، ترسناک شد

39:02.895 --> 39:03.995
‫می‌دونم

39:03.996 --> 39:07.033
‫در واقع، یه نقاشی هم برام فرستاد

39:07.133 --> 39:08.668
‫روز تولدم

39:09.669 --> 39:12.370
‫چقدر می‌خوای در اِزاش؟

39:12.371 --> 39:13.839
‫فکر نکنم بخوام...

39:13.840 --> 39:15.173
‫خب، صد دلار می‌خرمش

39:15.174 --> 39:17.076
‫مطمئن نیستم بخوام بفروشمش یا نه

39:18.945 --> 39:22.148
‫هر وقت نظرت عوض شد،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

39:23.416 --> 39:25.518
‫همیشه دنبال یه اثر دیگه ازش بودم، ولی

39:25.618 --> 39:28.855
‫اکثر نقاشی‌هاش سریع آنلاین فروش میره

39:29.789 --> 39:31.257
‫خودش می‌فروشدشون؟

39:32.124 --> 39:33.292
‫از توی زندان؟

39:34.927 --> 39:37.930
‫اجازه داره اینطوری پول دربیاره؟

39:38.064 --> 39:40.767
راه واسه دور زدن سیستم کم نیست

39:42.602 --> 39:46.973
‫می‌تونی بهمون بگی چرا دادستان کالاوی
‫اینقدر باهات

39:47.073 --> 39:47.974
‫مشکل داره؟

39:48.074 --> 39:51.110
‫رک و راست گفت طرفِ کیـه

39:51.243 --> 39:53.312
‫چی گفت؟

39:54.346 --> 39:58.818
‫وقتی پای هیولاهایی مثل پدرم وسط باشه...

39:59.852 --> 40:02.387
‫میشه گفت ذات بد نیکو نگردد
‫چون که بنیادش بد است

40:04.924 --> 40:08.294
‫گفت: «مطمئنم این دختر

40:08.394 --> 40:12.298
‫مشکلاتی داره که می‌تونم افشا کنم و

40:12.398 --> 40:13.332
‫ازش سوءاستفاده کنم»

40:13.432 --> 40:16.135
‫گفت دختره رو توی جایگاه شهود

40:16.235 --> 40:20.272
‫لِه می‌کنم و شهادتش رو هم باطل

40:20.372 --> 40:21.674
‫حتماً

40:21.808 --> 40:24.176
‫خیلی برات سنگین بوده

40:25.411 --> 40:26.979
‫عادت کردم

40:29.982 --> 40:32.485
‫همین هفته‌ی پیش،
‫یه نگهبان زندان جلوم رو گرفت و

40:32.585 --> 40:35.120
‫ازم پرسید من هم مثل بابام

40:35.121 --> 40:38.256
‫ردّی هستم یا نه

40:38.257 --> 40:40.693
‫واقعاً متأسفم، ملیسا

40:41.528 --> 40:43.996
‫یکی از دلایلی که

40:44.096 --> 40:46.533
‫ باعث شد امروز پا پیش بذارم و

40:46.666 --> 40:49.435
‫کار درست رو انجام بدم همینـه

40:49.536 --> 40:51.003
‫وایسا

40:51.103 --> 40:54.140
ازش بپرس تابحال فکر شبیه بودن به پدرش
آزارش داده یا نه

40:57.644 --> 41:00.346
‫چی؟ سؤال بجاییـه

41:01.147 --> 41:03.215
‫ملیسا...

41:03.315 --> 41:05.852
‫یه سؤالی ذهنم رو درگیر کرده

41:05.985 --> 41:09.922
تا حالا شده از فکر اینکه شبیه پدرتی
عذاب بکِشی؟

41:11.691 --> 41:13.959
‫من آزارم به یه مورچه هم نمیرسه

41:13.960 --> 41:15.628
‫البته که نه

41:15.728 --> 41:17.163
‫البته، ولی...

41:17.263 --> 41:19.799
مشخصـه سؤالم ناراحتت کرده

41:20.567 --> 41:22.801
‫زندگیم زمین تا آسمون باهاش فرق داره

41:22.802 --> 41:24.036
‫زندگی زناشوییم سالمـه

41:24.136 --> 41:25.905
‫شوهرم تمام قد پشتمـه

41:26.038 --> 41:30.008
‫جوری از بچه‌هام حمایت می‌کنم که

41:30.009 --> 41:32.111
‫پدر و مادرم

41:32.211 --> 41:34.512
‫هرگز از من حمایت نکردن

41:34.513 --> 41:37.717
داری چرخه‌ی آسیب رو می‌شکنی

41:38.517 --> 41:41.053
‫همیشه دلم می‌خواست
‫یه خانواده‌ی معمولی داشته باشم و

41:41.153 --> 41:44.891
‫ابداً دلم نمی‌خواد بچه‌هام دغدغه‌ی

41:44.991 --> 41:47.694
‫گرسنگی یا طرد شدن یا

41:47.794 --> 41:50.429
‫دیدن پدرشون توی زندان رو داشته باشن

41:51.197 --> 41:53.232
‫ملیسا، تو از جون و دل مایه گذاشتی تا

41:53.332 --> 41:56.936
‫چیزی رو برای بچه‌هات فراهم کنی که
‫خودت طعمش رو نچشیدی

41:58.004 --> 42:01.240
‫زندگی‌ای بسازی که به نظر بی‌نقصـه

42:01.373 --> 42:04.176
‫به ظاهر

42:05.011 --> 42:06.913
‫ولی تابحال فکرت درگیر نشده که

42:07.013 --> 42:10.750
شاید ‫یکی از دلایلی که
پدرت رو مخفی نگه داشتی

42:10.850 --> 42:13.285
‫اینـه که می‌ترسیدی

42:13.419 --> 42:15.087
‫از درون

42:15.187 --> 42:18.124
‫شبیه پدرت باشی؟

42:19.926 --> 42:22.629
‫از اشک‌هاش بگیرید، بچه‌ها

42:22.729 --> 42:25.230
‫هی، اذیتش نکنید

42:25.231 --> 42:28.601
‫راه رو خودت هموار کردی،
‫من دارم پشت‌سرت میام

42:28.735 --> 42:30.169
‫آدمی که عاشقش بودی و

42:30.269 --> 42:33.505
‫بیشتر از تموم آدم‌های دنیا
‫بهش اعتماد داشتی،

42:33.606 --> 42:36.609
‫یه هیولا از آب در اومد

42:36.709 --> 42:39.245
‫این باعث شد

42:39.345 --> 42:42.181
‫باور کنی که لایق عشق ورزیدن نیستی

42:43.315 --> 42:46.352
‫چون عشق پدرت به تو
‫به اندازه‌ای نبود که باعث بشه

42:46.452 --> 42:49.455
از جون اون زن‌ها بگذره

42:49.555 --> 42:51.056
‫باعث شد باور کنی

42:51.057 --> 42:53.960
‫احمقی بیش نیستی

42:54.093 --> 42:56.728
‫چون مثل کف دست می‌شناختیش و

42:56.729 --> 42:58.865
‫از همه جا بی‌خبر بودی

42:58.965 --> 43:01.668
‫تموم بچه‌هایی که دستت انداختن؟

43:01.768 --> 43:04.270
‫از دادستان گرفته تا اون نگهبان زندان

43:04.370 --> 43:06.071
‫همه‌ی اونایی که گفتن
‫تو مثل اونی؟

43:06.072 --> 43:09.208
‫همشون مُهر تأیید میزنن به چیزی که
‫خودت می‌دونستی

43:09.976 --> 43:13.079
‫ملیسا، تو یه خانواده‌ی محشر،

43:13.179 --> 43:15.514
‫یه شغل، یه خونه‌ی خوب داری

43:15.648 --> 43:18.350
‫زندگیت بی‌نقص به نظر میاد،

43:18.484 --> 43:20.486
‫ولی از من می‌شنوی،
‫ذره‌ایش اهمیت نداره

43:20.619 --> 43:23.890
‫اگه خودت رو لایق‌شون ندونی

43:27.727 --> 43:30.396
‫اگه مثل اون باشم چی؟

43:31.163 --> 43:33.332
‫از این می‌ترسی؟

43:33.465 --> 43:36.335
‫من فقط...

43:36.468 --> 43:38.204
‫من...

43:39.638 --> 43:42.174
‫من فقط ترس برم داشته. فقط...

43:42.274 --> 43:45.277
‫به حدی ترسیدم که...

43:45.377 --> 43:48.014
آخه ‫من بچه‌ی اونم

43:48.147 --> 43:49.381
‫و...

43:49.515 --> 43:52.283
‫عین بقیه‌ی آدم‌ها بود و
‫بعدش سر و کله‌ی

43:52.284 --> 43:54.887
نیمه‌ی ‫پنهونش پیدا شد که

43:54.987 --> 43:56.655
‫خیلی ترسناک بود

43:56.756 --> 43:59.926
‫نگرانی که تو هم همچین نیمه‌ای داشته باشی؟

44:00.827 --> 44:02.628
‫هر از گاهی

44:02.729 --> 44:05.564
‫به خاطر همینم دلم نمی‌خواد ببینمش

44:05.664 --> 44:07.665
‫چون چیزی رو در وجودم بیدار می‌کنه که

44:07.666 --> 44:12.271
باعث میشه حس کنم کنترلم دست خودم نیست

44:13.372 --> 44:14.941
‫انگار...

44:15.041 --> 44:18.210
‫انگار چیزی رو در من می‌بینه که...

44:18.310 --> 44:20.479
‫خودم از وجودش بی‌خبر بودم

44:21.247 --> 44:24.751
‫بابات داره بازیت میده

44:24.884 --> 44:26.753
‫می‌دونه از چی می‌ترسی،

44:26.886 --> 44:29.922
‫چی برات شرمندگی به بار میاره

44:30.723 --> 44:32.959
‫می‌دونه که هنوزم دوستش داری

44:35.394 --> 44:39.098
‫ولی ملیسا، من هم می‌شناسمت

44:39.198 --> 44:43.201
‫بادرک، باهوش و مهربونی

44:43.202 --> 44:44.570
‫فداکاری

44:44.670 --> 44:47.039
‫عمیقاً به فکر بقیه‌ای

44:47.139 --> 44:49.608
‫درستـه دخترِ پدرتی،

44:49.742 --> 44:52.343
‫ولی اصلاً شبیه اون نیستی

44:52.344 --> 44:55.447
‫هیچوقت هم نخواهی بود

44:58.717 --> 45:00.019
‫می‌دونم

45:00.119 --> 45:01.186
‫می‌دونی؟

45:01.187 --> 45:03.956
‫به نظرم باید به زبون بیاریش

45:06.192 --> 45:08.127
‫هرگز مثل اون نخواهم بود

45:08.928 --> 45:10.930
‫شما هم بگی‌نگی موافقید، نه؟

45:11.030 --> 45:12.698
‫همگی موافقید؟

45:12.741 --> 45:21.516
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:21.540 --> 45:23.309
‫چه حسی داری؟

45:26.245 --> 45:27.713
‫حس سبُکی

45:27.814 --> 45:30.316
‫خوبـه. خوبـه

45:32.209 --> 45:42.209
‫ترجمه از امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H۱tmaN

45:43.136 --> 45:51.456
« قاتل صورتک خندان به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

45:53.021 --> 46:03.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:05.551 --> 46:07.820
‫یه پاکت بلو، لطفاً

46:12.258 --> 46:14.426
‫چیز دیگه‌ای لازم دارید؟

46:17.712 --> 46:19.856
« قاتل صورتک خندان به قربانی نُهم خود اعتراف می‌کند »

46:23.115 --> 46:24.981
‫« دختر قاتل صورتک خندان در
‫برنامه‌ی گفتگوی سرتاسری درد دل می‌کند »

46:25.739 --> 46:35.739
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
