WEBVTT

00:05.021 --> 00:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.022 --> 00:25.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:34.021 --> 00:39.021
‫♪ Put On A Happy Face ♪
‫♪ Dick Van Dyke & Janet Leigh ♪

01:09.724 --> 01:12.726
‫تولدت مبارک، هیزل کوچولوی من

01:14.229 --> 01:17.999
‫با دونات رسیدم خدمتت

01:19.100 --> 01:21.535
‫فکر می‌کردم برنامه‌ی امشب کیکـه

01:21.536 --> 01:24.037
‫یعنی نمیشه هم کیک خورد هم دونات؟

01:24.038 --> 01:26.441
‫باشه

01:30.679 --> 01:31.980
‫هورا!

01:39.321 --> 01:40.855
‫اینا همه واسه هیزل هستن؟

01:40.955 --> 01:42.857
‫آب دهنت رو نریز روشون، مکس

01:43.692 --> 01:44.758
‫میشه یکی رو باز کنم، مامان؟

01:44.759 --> 01:46.828
‫فقط یکی.
‫بقیه بمونه واسه امشب.

02:00.642 --> 02:02.177
‫چرا این‌همه کادو می‌گیره؟

02:02.277 --> 02:04.779
‫15 تا کادو برای 15 سالگی.
‫روال‌مون همینـه دیگه.

02:04.879 --> 02:06.415
‫اون 16 سالشـه

02:06.515 --> 02:08.116
‫اونی که آبی تیره‌ست

02:08.217 --> 02:10.519
‫اون یکی واسه توئـه

02:11.820 --> 02:13.655
‫- مرسی. از کجا فهمیدی؟
‫- آره

02:13.788 --> 02:16.089
‫چون مامان بهترینـه؟
‫یه بغل بده، دختری که تولدشـه

02:16.090 --> 02:18.360
‫- بیا اینجا
‫- چی؟ نه، بابا، خیسِ خیسی

02:18.493 --> 02:20.195
‫عزیزم، آب بارونـه. عرق نیست

02:20.295 --> 02:21.572
‫- بوی گند میدی. برو دوش بگیر
‫- برو دوش بگیر، بابا

02:21.596 --> 02:23.097
‫شماها... دست به یکی می‌کنید خوشم نمیاد...

02:23.198 --> 02:25.176
‫- آهای، چیکار می‌کنی مکس؟
‫- صبحونه می‌خورم

02:25.200 --> 02:26.767
‫نه، اون صبحونه نیست، فقط قنده

02:26.768 --> 02:28.813
‫- من بهش گفتم عیبی نداره
‫- اگه اینجا قند نخوره،

02:28.837 --> 02:30.472
‫از بیرون و خیابون می‌گیره

02:30.572 --> 02:32.306
‫خیابون؟ آخه تو از خیابون چی می‌دونی؟

02:32.307 --> 02:34.209
‫- 15 سالت بیشتر نیست
‫- از خیابون حالیمـه

02:34.976 --> 02:36.345
‫از آرایشم خوشت نمیاد؟

02:36.445 --> 02:37.721
‫وای خدا، بیا خودت بزن برام

02:37.722 --> 02:39.481
‫همیشه باید چیزی انتخاب کنی که

02:39.581 --> 02:41.082
‫به رنگ پوستت بخوره

02:41.182 --> 02:43.918
‫رنگ‌های گرم‌تر خیلی بهت میان

02:44.018 --> 02:45.486
‫خیلی‌خب، من میرم دوش بگیرم

02:45.487 --> 02:46.888
‫بابا!

02:48.690 --> 02:51.124
‫خوشگل شدی، دختری که تولدشـه

02:51.125 --> 02:53.194
‫«چیلیوک» چیه؟

02:53.328 --> 02:54.629
‫چی؟

02:55.630 --> 02:58.166
‫چیلیوک... چیه؟

02:58.267 --> 02:59.701
‫از کجا اومده؟

02:59.801 --> 03:02.604
‫کارت تبریک تولده.
‫برام پست شده.

03:03.805 --> 03:05.039
‫«از مامانت بپرس

03:05.173 --> 03:06.933
‫واسه کل خانواده یه محل خاص بود.»

03:09.378 --> 03:11.380
‫- چی شده؟
‫- اوه، هیچی نیست

03:11.480 --> 03:12.981
‫- کیه؟
‫- من نمی...

03:13.081 --> 03:14.649
‫نمی‌دونم

03:20.589 --> 03:22.656
‫وای. چه ترسناک

03:22.657 --> 03:24.326
‫وسایلت رو جمع کن

03:24.426 --> 03:26.127
‫باید بریم مدرسه

03:27.362 --> 03:29.931
‫مامان، گفتن از اعضای خانواده‌ان

03:30.031 --> 03:32.165
‫یه عموی بزرگ دارم که ساکنِ ایالت اورگن‌ـه

03:32.166 --> 03:33.935
‫توی خانه‌ی سالمندان زندگی می‌کنه

03:34.068 --> 03:35.637
‫اگه دوباره برات نامه فرستاد، بهم بگو

03:35.737 --> 03:37.705
‫- اسمش چیه؟
‫- کفش‌هات رو بپوش، باید بریم

03:37.706 --> 03:40.108
‫- برو، برو، برو
‫- باشه

03:57.726 --> 04:00.128
‫- شمع هم لازم داریم؟
‫- آره

04:00.261 --> 04:02.664
‫موقع برگشتن از سر کار می‌خرم

04:02.764 --> 04:04.599
‫مرسی

04:04.699 --> 04:06.267
‫خوبی؟

04:06.368 --> 04:09.103
‫آره... خوبم

04:09.971 --> 04:11.473
‫باشه

04:33.261 --> 04:35.163
‫- سلام
‫- سلام

04:36.698 --> 04:38.833
‫- صبح بخیر، ملیسا
‫- صبح بخیر

04:39.568 --> 04:41.169
‫- سلام
‫- سلام

04:42.937 --> 04:45.640
‫برام مهم نیست الان چی میگه

04:45.740 --> 04:48.141
‫قبل اینکه سوار هواپیماش کنیم

04:48.241 --> 04:50.645
‫همچین حرفی نزده بود، خب؟

04:50.745 --> 04:52.647
‫- صبح بخیر
‫- سلام، ملیسا

04:52.747 --> 04:54.282
‫صبح بخیر

04:55.249 --> 04:56.249
‫- صبح بخیر
‫- سلام

04:56.317 --> 04:58.251
‫صبح بخیر، استوارت

04:58.252 --> 04:59.654
‫آیوی واسه چی اینقدر ناراحتـه؟

04:59.754 --> 05:02.321
‫- همون ماجرای همیشگی
‫- مهمون یا هنرمند؟

05:02.323 --> 05:05.627
‫اون مادر اهل کلرادو که
‫پارسال دخترش به قتل رسید

05:05.727 --> 05:07.962
‫میگه که نمی‌خواد ادامه بده

05:08.062 --> 05:09.721
‫مشکلش پولـه یا اعصاب نداره؟

05:10.131 --> 05:11.599
‫پنج دقیقه!

05:11.600 --> 05:12.810
‫ببین، باشه. می‌فرستمش برای
‫آرایش و مرتب کردن مو،

05:12.834 --> 05:14.436
‫بعد خودش می‌تونه تصمیم بگیره

05:14.536 --> 05:15.769
‫خیلی‌خب

05:15.770 --> 05:17.005
‫خداحافظ

05:17.138 --> 05:18.006
‫سلام، آیوی

05:18.106 --> 05:21.109
‫سلام، ملیسا

05:21.209 --> 05:22.877
‫اسمش «کتی ویور»ـه

05:22.977 --> 05:24.720
‫ببین می‌تونی آرومش کنی یا نه. خب؟

05:24.721 --> 05:26.415
‫- باشه
‫- مرسی

05:26.515 --> 05:28.116
‫آره

05:30.452 --> 05:31.652
‫نوبت توئـه، ملیسا

05:31.653 --> 05:33.054
‫وای

05:34.856 --> 05:36.624
‫همین الانش ظاهرت حرف نداره،

05:36.625 --> 05:40.562
‫فقط یکم هایلایت می‌کنیم

05:40.695 --> 05:44.021
‫تا اون درخشندگی
‫«گوئینت پالترو» رو داشته باشی

05:44.022 --> 05:45.232
‫حتماً

05:45.800 --> 05:48.803
‫ولی راستش، مطمئن نیستم
‫بخوام ادامه بدم

05:50.805 --> 05:53.007
‫من...

05:53.107 --> 05:55.376
‫مثلاً قراره راضیت کنم

05:56.277 --> 05:58.279
‫ولی بین خودمون،

05:58.379 --> 06:00.449
‫من هیچ نفع یا ضرری توی این ماجرا ندارم

06:02.183 --> 06:04.553
‫می‌دونستی دخترم کُشته شده؟

06:07.221 --> 06:09.190
‫آره. خیلی متأسفم

06:09.290 --> 06:11.726
‫یه سالی میشه.
‫هیچ سرنخی دست پلیس نیست.

06:11.826 --> 06:13.895
‫آخه هیچ راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه که

06:13.995 --> 06:15.663
‫مردم رو مجاب کنم بهش اهمیت بدن،

06:15.664 --> 06:17.466
‫جز اینکه توی این برنامه حضور پیدا کنم

06:18.433 --> 06:20.401
‫خب جنبه‌ی منفیش چیه؟

06:20.502 --> 06:22.604
‫شوهرم میگه با این کار به چشم بقیه
‫درمونده دیده می‌شیم

06:22.624 --> 06:23.984
‫کدوم مادری از فهمیدنِ اینکه

06:24.072 --> 06:25.740
‫همچین بلایی سر بچه‌اش اومده،
‫درمونده نمیشه؟

06:26.708 --> 06:28.242
‫- من هم همینو گفتم
‫- آره

06:28.342 --> 06:30.054
‫چند ماه پیش داشتم
‫یه یارویی رو میک‌آپ می‌کردم،

06:30.078 --> 06:33.847
‫متخصص جرایم خشونت‌آمیز بود

06:33.848 --> 06:37.218
‫گفت که پنج نفر از هر شش آمریکایی

06:37.318 --> 06:40.353
‫در طول زندگی‌شون قربانی
‫یه جرم خشونت‌آمیز میشن

06:40.354 --> 06:42.924
‫بعد می‌دونی این یعنی چی؟

06:43.792 --> 06:45.960
‫کتی، تو تنها نیستی

06:49.631 --> 06:53.001
‫یه جا خونده بودم که هر عمل خشونت‌آمیزی

06:53.101 --> 06:56.070
‫مثل انداختن یه سنگ توی آب می‌مونه

06:56.170 --> 06:57.972
‫اگه ساکت بمونی،

06:58.072 --> 07:00.073
‫امواج ناشی از ضربه‌ی روحی
‫همچنان ادامه پیدا می‌کنن و

07:00.074 --> 07:03.344
‫با هر کسی که تماس پیدا کنن آزارش میدن

07:08.082 --> 07:10.752
‫- خیلی شرمنده
‫- نه. جواب بده

07:10.852 --> 07:13.054
‫شاید بچه‌هات باشن

07:13.055 --> 07:16.055
‫« پیامک از هیزل: اینجا همونجاییـه که
‫عموی دیوونه‌ات می‌گفت؟ »

07:16.056 --> 07:18.056
‫« خیلی باحالـه. نریم سفر اینجا؟ »

07:27.021 --> 07:28.936
‫یکی دخترت رو به قتل رسونده، کتی

07:28.937 --> 07:32.106
‫نباید آب خوش از گلوی اون آدم پایین بره

07:32.206 --> 07:33.975
‫اون شخص باید تقاص
‫کاری رو که کرده پس بده

07:34.075 --> 07:36.811
‫تو هم باید مطمئن بشی که این اتفاق میفته

07:41.282 --> 07:42.651
‫ملیسا

07:46.521 --> 07:48.056
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

07:48.156 --> 07:50.624
‫- هیچی، من...
‫- ببین، اگه از چنگم بپره،

07:50.625 --> 07:52.727
‫اون‌وقت عنصر احساسی
‫جنایت رو از دست می‌دیم و

07:52.827 --> 07:54.462
‫هیچ‌ فرقی با برنامه‌های دیگه نداریم

07:54.563 --> 07:56.130
‫وقتی ازت می‌خوام آرومش...

07:57.231 --> 08:00.334
‫فکر کنم واسه برنامه آماده‌ام

08:02.336 --> 08:04.405
‫دکتر گرِگ بی‌صبرانه منتظر دیدن شماست

08:04.505 --> 08:06.473
‫- ممنون
‫- خواهش

08:06.474 --> 08:08.677
‫محشر شدی

08:09.477 --> 08:10.778
‫- آره، بریم
‫- باشه

08:10.779 --> 08:13.447
‫- می‌ترکونی
‫- مرسی

08:14.348 --> 08:16.068
‫- این راهرو رو می‌ریم تا تهش
‫- خیلی‌خب

08:17.485 --> 08:19.621
‫می‌تونی توی اتاق انتظار بشینی

08:39.808 --> 08:41.976
‫سلام، شمع تولد دارید؟

08:42.076 --> 08:43.421
‫آره. انتهای این قسمت

08:43.422 --> 08:44.946
‫مرسی

09:18.021 --> 09:20.021
‫« تلفن یک‌بار مصرف »

09:21.415 --> 09:24.018
‫میشه از اونا هم یکی بدید؟

09:24.118 --> 09:25.620
‫آره

09:25.720 --> 09:27.455
‫به روی چشم

09:27.555 --> 09:30.925
‫- ممنون
‫- ممنون

09:38.432 --> 09:43.536
‫♪ تولدت مبارک ♪

09:43.537 --> 09:48.376
‫♪ تولدت مبارک ♪

09:48.476 --> 09:53.948
‫♪ تولدت مبارک، هیزل عزیز ♪

09:54.749 --> 09:58.319
‫♪ تولدت مبارک ♪

09:59.954 --> 10:02.123
‫این که کافی نیست، دیوونه شدی؟

10:06.828 --> 10:08.896
‫خوش گذشت

10:08.897 --> 10:10.164
‫آره

10:10.298 --> 10:11.332
‫به نظر خوشحال بود

10:11.465 --> 10:13.301
‫آره

10:13.434 --> 10:15.003
‫آره

10:15.837 --> 10:16.971
‫خودم تمیز می‌کنم

10:17.105 --> 10:18.339
‫تو می‌تونی بری بدویی

10:18.472 --> 10:19.674
‫- مطمئنی؟
‫- آره

10:19.774 --> 10:21.943
‫ماه مِی مسابقه‌ی ماراتون داری، برو

10:23.244 --> 10:25.046
‫مامان خوبی هستی

10:25.146 --> 10:26.314
‫دوستت دارم

10:26.414 --> 10:27.749
‫من هم دوستت دارم

10:42.521 --> 10:45.021
‫« تماس با زندانی در ایالت اورگن »

10:48.522 --> 10:53.522
‫« تماس تلفنی با زندانی »
‫« سازمان زندان‌های ایالت اورگن »

10:54.372 --> 10:55.475
‫زود برمی‌گردم

10:55.476 --> 10:58.179
‫همینجام

11:15.730 --> 11:17.365
‫ممنون که با مرکز اصلاح و

11:17.498 --> 11:19.166
‫ندامتگاه‌های اورگن تماس گرفتید

11:19.167 --> 11:21.835
‫لطفاً شماره‌ی بخش مربوطه را وارد کنید و
‫سپس کلید مربع را فشار دهید

11:21.836 --> 11:24.638
‫خیلی‌خب...

11:30.344 --> 11:31.678
‫سلام!

11:31.679 --> 11:32.980
‫سلام

11:32.981 --> 11:35.049
‫- من رنه هستم. تازه کوچ کردم اینجا
‫- سلام، ملیسا هستم

11:35.149 --> 11:37.251
‫الان دارم با تلفن حرف می‌زنم، پس...

11:37.385 --> 11:38.953
‫- ممنون!
‫- اوه

11:42.156 --> 11:45.326
‫حرفم رو شمرده‌شمرده می‌زنم
‫که حالیت بشه

11:45.426 --> 11:48.096
‫نزدیک من و بچه‌هام نشو لعنتی

11:48.196 --> 11:49.764
‫پات رو توی زندگیم نذار

11:49.864 --> 11:50.864
‫اینقدر برام نامه ننویس

11:50.899 --> 11:52.233
‫نمی‌خونم‌شون. تابحال هم نخوندم

11:52.333 --> 11:53.902
‫اگه یه بار دیگه، فقط یه بار دیگه

11:54.002 --> 11:55.322
‫برای بچه‌هام نامه بنویسی،

11:55.403 --> 11:57.238
‫یا یکی از نقاشی‌های
‫روان‌پریشانه‌ات رو بفرستی،

11:57.371 --> 11:58.839
‫به خدا قسم،

11:58.840 --> 12:00.673
‫تمام زورم رو می‌زنم که

12:00.674 --> 12:02.221
‫زندگی نکبت‌بارت رو

12:02.223 --> 12:03.427
‫از اینی که هست بدتر کنم

12:03.428 --> 12:04.512
‫سلام، شرمنده من...

12:04.512 --> 12:06.991
‫- فقط یه سؤال داشتم...
‫- خیلی ببخشید، الان نمی‌تونم حرف بزنم!

12:07.015 --> 12:09.021
‫اونقدر ثبت شکایت می‌کنم که

12:09.022 --> 12:12.021
‫تمام امکانات وامونده‌ات رو ازت بگیرن

12:12.121 --> 12:14.755
‫تلویزیون، تلفن، اینترنت،
‫ملاقاتی‌ها، همه‌چی

12:14.856 --> 12:16.976
‫یه غلطی کردی،
‫حالا باید تا آخر عمر کیری‌ت

12:17.058 --> 12:19.027
‫با عواقبش کنار بیای

12:19.127 --> 12:21.822
‫تنها توی یه چهاردیواری تخمی حبس شی

12:36.110 --> 12:37.678
‫صبح بخیر، استوارت

12:37.778 --> 12:39.580
‫سلام. خبر جدیدی نیست؟

12:39.680 --> 12:41.449
‫نه

12:42.316 --> 12:44.251
‫- تو چی؟
‫- بیخیال

12:44.252 --> 12:46.888
‫راستی دیدی برنامه‌ی کتی ویور رو دیدی؟

12:46.988 --> 12:48.421
‫با حرفاش اشک همه‌ی

12:48.422 --> 12:50.458
‫- بیننده‌ها رو در آورد...
‫- ملیسا؟

12:51.926 --> 12:53.995
‫من تابیتا هستم،
‫دستیار دکتر گرگ

12:54.128 --> 12:55.930
‫می‌خواد باهات حرف بزنه

12:57.131 --> 12:58.799
‫دکتر گرگ می‌خواد با من حرف بزنه؟

12:58.900 --> 13:00.334
‫اوهوم

13:01.235 --> 13:02.971
‫باشه

13:19.587 --> 13:20.587
‫مگه نه؟

13:20.654 --> 13:22.923
‫- نه، هنوز نه. نه
‫- سلام

13:22.924 --> 13:25.159
‫جز اون تماس، هیچ چیز دیگه‌ای وصل نکن

13:25.259 --> 13:27.427
‫لطفاً بشین، بشین

13:27.428 --> 13:29.630
‫نه، باشه؟

13:29.730 --> 13:31.599
‫من... یه جلسه دارم

13:31.699 --> 13:33.001
‫آ...

13:33.134 --> 13:34.502
‫بعداً حرف می‌زنیم. باشه

13:34.635 --> 13:37.238
‫- یه لحظه صبر کن
‫- باشه

13:42.476 --> 13:43.878
‫ملیسا؟

13:44.012 --> 13:46.214
‫آره... آره. سلام

13:48.049 --> 13:50.317
‫این جانـه

13:50.318 --> 13:51.953
‫اون از بخش حقوقیـه

13:52.053 --> 13:53.721
‫سلام

13:53.854 --> 13:56.457
‫چند وقتـه که کارمند مایی؟

13:56.557 --> 13:58.459
‫- دو سالـه
‫- دو سال!

13:58.559 --> 13:59.760
‫که اینطور

13:59.860 --> 14:01.495
‫از کجا منتقل شدی؟

14:01.595 --> 14:03.898
‫بیشتر آزاد کار می‌کردم

14:04.032 --> 14:06.633
‫میک‌آپ عروس انجام می‌دادم

14:06.634 --> 14:08.769
‫اوهوم، اوهوم

14:08.869 --> 14:10.138
‫سلام، می‌خواستید...

14:10.238 --> 14:12.472
‫عه، شرمنده، می‌خواستید من...

14:12.473 --> 14:14.474
‫نه، نه، نه، بیا داخل آیوی.
‫من داشتم...

14:14.475 --> 14:17.811
‫با ملیسا بیشتر آشنا می‌شدم

14:18.646 --> 14:20.848
‫دکتر گرگ، اگه قضیه مربوط به دیروزه و

14:20.949 --> 14:23.350
‫حرفی که به کتی زدم، خیلی متأسفم

14:23.351 --> 14:27.088
‫آیوی، از «قاتل صورتک خندان»
‫چی می‌دونی؟

14:27.188 --> 14:30.323
‫همون قاتل سریالی کامیون‌دار
‫که مال این اطراف بود؟

14:30.324 --> 14:32.660
‫- اوهوم
‫- توی دهه‌ی 90 آدم می‌کُشت

14:32.760 --> 14:34.495
‫سریالی بود، ولی به ده تا نرسید

14:34.595 --> 14:37.164
‫واسه روزنامه‌ها با شکلکِ
‫صورتک خندون نامه می‌فرستاد

14:37.165 --> 14:39.200
‫- درسته، درسته
‫- آره. چطور؟

14:39.300 --> 14:41.569
‫تو نمی‌خوای چیزی اضافه کنی، ملیسا؟

14:42.370 --> 14:44.572
‫چرا باید اون... قضیه چیه؟

14:44.672 --> 14:46.040
‫این واسه بخش جنایات حقیقی‌ـه.
‫اون بخش آرایشـه.

14:46.140 --> 14:47.441
‫با این‌حال امروز کمی قبل‌تر،

14:47.575 --> 14:50.411
‫قاتل صورتک خندان
‫با این برنامه تماس گرفت

14:50.544 --> 14:52.413
‫گفت اطلاعاتی در مورد یه قتل داره

14:52.546 --> 14:54.215
‫چی؟

14:54.315 --> 14:56.084
‫آقای صورتک خندان به وضوح گفت که

14:56.184 --> 14:58.851
‫فقط با دو نفر حاضره حرف بزنه

14:58.852 --> 15:00.754
‫من...

15:00.888 --> 15:03.091
‫و ملیسا

15:04.458 --> 15:06.294
‫پس...

15:06.427 --> 15:09.430
‫گمونم سؤال بعدیم رو می‌دونی، ملیسا

15:09.563 --> 15:11.632
‫چرا؟

15:17.405 --> 15:19.872
‫روحم هم خبر نداره

15:19.873 --> 15:21.109
‫واقعاً؟

15:21.209 --> 15:22.852
‫گفت چند ساله که واست نامه می‌نویسه

15:22.876 --> 15:25.078
‫وای خدا، نکنه تو

15:25.079 --> 15:27.915
‫از اون زن‌هایی هستی که
‫عاشق قاتل‌های سریالی میشن و حالا

15:28.016 --> 15:29.550
‫مجبوریم داستانش رو پوشش بدیم چون...

15:29.650 --> 15:31.285
‫- وای نه. نه، نه، نه، نه
‫- چی؟ نه

15:31.385 --> 15:32.820
‫نه. نه

15:32.920 --> 15:34.989
‫همین الان‌هاست که زنگ بزنه

15:35.089 --> 15:37.558
‫یا خودت بهم بگو

15:37.658 --> 15:39.593
‫یا خودش میگه

15:41.395 --> 15:43.231
‫دکتر گرگ؟

15:43.331 --> 15:45.499
‫اون تماس پشت خطـه

15:51.005 --> 15:53.174
‫اون پدرمـه

15:54.021 --> 16:04.021
‫ترجمه از امیر ستارزاده و نـهـال
‫iredprincess & H1tmaN

16:39.021 --> 16:49.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

16:52.233 --> 16:54.001
‫خیلی‌خب، ملیسا؟

16:54.102 --> 16:55.469
‫اگه...

16:55.569 --> 16:58.306
‫اگه فکر می‌کنی پدرت داره دروغ میگه،

16:58.406 --> 17:00.240
‫هر نکته‌ی مفیدی که
‫صلاح می‌دونی رو بگو، خب؟

17:00.241 --> 17:01.909
‫باشه

17:02.009 --> 17:04.278
‫خوبه، خوبه

17:06.013 --> 17:08.116
‫آماده‌ایم، تابیتا

17:12.253 --> 17:13.720
‫سلام. دکتر گرگ هستم

17:13.721 --> 17:16.923
‫اینجا آیوی کمبل تهیه‌کننده‌ی
‫برنامه‌ی جرایم حقیقی‌ام،

17:16.924 --> 17:18.626
‫جان هاولر از بخش حقوقی،

17:18.726 --> 17:20.828
‫بعلاوه‌ی ملیسا رید پیشم هستن

17:21.662 --> 17:24.198
‫با کی دارم حرف می‌زنم؟

17:25.266 --> 17:26.700
‫من

17:28.136 --> 17:30.738
‫شما کیث جسپرسون هستید؟
‫همون قاتل صورتک خندان؟

17:30.838 --> 17:32.740
‫صدای ملیسا رو نمی‌شنوم

17:32.840 --> 17:35.176
‫کجاست؟

17:36.810 --> 17:40.013
‫قبل اینکه به اینش برسیم،
‫بذار روشنت کنم

17:40.114 --> 17:42.049
‫خوشم نمیاد ازم سوءاستفاده بشه

17:42.150 --> 17:45.486
‫پس اگه فقط زنگ زدی که
‫افشا کنی ملیسا دخترتـه،

17:45.586 --> 17:47.855
‫خودش قبلاً گفته

17:47.955 --> 17:49.690
‫قضیه ملیسا نیست

17:49.790 --> 17:52.493
‫قضیه رسوندن حقیقت

17:52.593 --> 17:54.362
‫به دست مطبوعاتـه

17:56.264 --> 17:58.532
‫خیلی‌خب...
‫[کسشعر میگه]

17:58.666 --> 18:00.801
‫اون‌وقت چه حقیقتی، جناب؟

18:00.901 --> 18:04.071
‫اول باید صدای ملیسا رو بشنوم

18:09.009 --> 18:11.212
‫چی می‌خوای؟

18:12.346 --> 18:13.581
‫سلام، خانم‌خانما

18:13.681 --> 18:14.781
‫به این اسم صدام نکن

18:14.782 --> 18:16.016
‫حق با توئـه

18:16.116 --> 18:17.518
‫سر کاری

18:17.618 --> 18:20.521
‫فقط می‌خواستم باهات حرف بزنم. من...

18:20.621 --> 18:21.955
‫قبلاً حرفامو زدم

18:22.055 --> 18:23.224
‫بهت گفتم بری درت رو بذاری

18:23.324 --> 18:25.359
‫مگه پیغامم نرسید به دستت؟

18:25.493 --> 18:28.562
‫من اینجوری تربیتت کردم که
‫جلوی رئیست اینطوری حرف بزنی؟

18:28.662 --> 18:30.130
‫شما غصه‌ی اینش رو نخورید، جناب

18:30.231 --> 18:33.767
‫خب، از چه حقیقتی حرف می‌زنیم؟

18:35.569 --> 18:37.804
‫9 تا بود

18:37.805 --> 18:39.072
‫گفتید «9»؟

18:39.173 --> 18:41.242
‫چی 9 تا بود؟

18:41.375 --> 18:43.844
‫سال 1995 وقتی اعتراف کردم،

18:43.944 --> 18:46.514
‫یه فقره رو جا انداختم
‫[کسشعر میگه]

18:46.614 --> 18:49.682
‫- چرا باید به یه قربانی اشاره نکنید؟
‫- مگه نمی‌دونستی؟

18:49.683 --> 18:51.752
‫قاتل‌های سریالی

18:51.852 --> 18:53.353
‫هر از گاهی این کار رو می‌کنن

18:53.354 --> 18:54.722
‫اون‌وقت چرا الان اعتراف می‌کنید؟

18:54.855 --> 18:56.590
‫دارم پیر میشم

18:56.724 --> 18:58.559
‫باید تا وقتی فرصتش رو دارم

18:58.659 --> 19:01.929
‫- جبرانش کنم
‫- کسشعر نگو. خیلی خالی‌بندی

19:02.896 --> 19:04.898
‫دارم سعی می‌کنم
‫جبران مافات کنم، خانم‌خانما

19:05.032 --> 19:07.768
‫هیچوقت سعی نکردی چیزی رو جبران کنی

19:07.901 --> 19:09.536
‫قبلاً بهت گفتم

19:09.537 --> 19:11.539
‫- 9 فقره بودن
‫- هیچوقت به من نگفتی...

19:11.639 --> 19:14.308
‫خب، شاید بهتره نامه‌هام رو بخونی!

19:17.578 --> 19:19.413
‫اسم این قربانی چیه؟

19:19.513 --> 19:21.415
‫جین

19:22.883 --> 19:24.585
‫جین چی؟

19:25.619 --> 19:26.620
‫دو
‫(به معنی زن ناشناس)

19:26.754 --> 19:29.055
‫اسمش رو نمی‌دونی

19:29.056 --> 19:31.559
‫یا صرفاً یه دروغ واسه بازی دادن دخترتـه؟

19:31.659 --> 19:33.294
‫من همه‌چی رو سیر تا پیاز می‌دونم

19:33.427 --> 19:35.263
‫فقط نمیشه که به همین راحتی‌ها باشه

19:35.363 --> 19:37.631
‫فکر کردم قصد داری
‫جبران مافات کنی

19:37.731 --> 19:39.300
‫آره

19:39.400 --> 19:41.369
‫ولی زندان کسل‌کننده‌ست

19:42.936 --> 19:45.239
‫در ضمن این تماس‌ها رو ضبط می‌کنن

19:46.274 --> 19:48.509
‫فقط به ملیسا میگم

19:49.720 --> 19:51.138
‫حضوری

19:57.818 --> 19:59.487
‫آهای، ملیسا!

19:59.620 --> 20:01.254
‫ملیسا، وایسا!

20:01.255 --> 20:02.856
‫تا زندان با ماشین 4 ساعت راهـه

20:02.956 --> 20:04.157
‫فردا صبح می‌تونی بری؟

20:04.258 --> 20:07.226
‫باید برگردم سر کار، آیوی

20:07.227 --> 20:09.095
‫اون الان...

20:09.096 --> 20:11.098
‫گفت یه زن دیگه رو هم کُشته

20:11.198 --> 20:13.000
‫نمی‌تونی همینطوری برگردی سر کار

20:13.100 --> 20:14.368
‫دروغ میگه

20:14.468 --> 20:16.136
‫می‌خواد دوباره بازیم بده

20:16.270 --> 20:18.138
‫پس برو... باهاش روبرو شو

20:18.238 --> 20:19.340
‫فرار نکن

20:19.440 --> 20:21.975
‫لطفاً برای من تهیه‌کننده نشو

20:22.910 --> 20:24.144
‫باشه

20:25.078 --> 20:26.480
‫خیلی‌خب

20:27.981 --> 20:30.183
‫حق با توئـه. شرمنده

20:32.986 --> 20:34.555
‫پس کمکم کن متوجه بشم

20:36.424 --> 20:38.659
‫تابحال رفتی دیدنش؟

20:42.830 --> 20:44.164
‫دو بار

20:44.298 --> 20:45.933
‫وقتی 15 سالم بود،

20:46.033 --> 20:48.035
‫بعد از اینکه تازه دستگیر شده بود و...

20:48.869 --> 20:50.671
‫موقعی که دخترم رو حامله بودم

20:50.771 --> 20:53.006
‫هیچ‌کدوم به جایی نرسید

20:54.642 --> 20:56.877
‫خانواده‌ات خبر دارن؟

20:56.977 --> 20:59.513
‫شوهرم بن می‌دونه، ولی...

21:00.648 --> 21:02.850
‫به بچه‌ها گفتیم که اون مُرده

21:04.818 --> 21:06.887
‫- خیلی متأسفم
‫- اوه...

21:08.021 --> 21:10.057
‫خیلی بگایی‌ـه

21:10.058 --> 21:12.058
‫« برنامه‌ی دکتر گرِگ »

21:13.126 --> 21:15.162
‫می‌دونی چی بگایی‌تره؟

21:15.963 --> 21:18.332
‫اگه حرفش دروغ نباشه،
‫یعنی یه خانواده هست که

21:18.432 --> 21:21.569
‫هنوز براشون سؤالـه
‫چه بلایی سر دخترشون اومده

21:21.669 --> 21:23.471
‫می‌تونیم اونا رو به جواب برسونیم

21:24.237 --> 21:27.274
‫اینو از ته دل گفتم. قسم می‌خورم

21:32.413 --> 21:34.615
‫باید بهش فکر کنم

22:00.021 --> 22:03.021
‫« خدا رو اینجا پیدا کن »

22:53.994 --> 22:55.863
‫بابایی اومده خونه!

22:55.963 --> 22:58.231
‫یالا!

22:58.331 --> 23:01.134
‫بیا ببینم

23:01.234 --> 23:03.403
‫عه، خانم‌خانما!

23:03.504 --> 23:05.372
‫دلم برات تنگ شده بود

23:06.239 --> 23:07.808
‫بگیرش، پسرم

23:07.941 --> 23:10.678
‫- مرسی بابایی
‫- واست چی گرفتم؟

23:10.811 --> 23:12.312
‫می‌خوای ببینی؟

23:12.412 --> 23:13.647
‫زیر چشمی نگاه نکنی ها

23:13.781 --> 23:15.382
‫چشمات رو ببند

23:15.483 --> 23:17.818
‫دستت رو باز کن

23:17.951 --> 23:19.820
‫بفرما

23:24.224 --> 23:28.562
‫از یه فروشگاه توی آریزونا برات خریدمش

23:28.662 --> 23:33.300
‫اون خانم گفت که این سنگ،
‫سنگِ پدر آسمونـه؛

23:33.400 --> 23:36.970
‫برای محافظت و عشق پایدار خوبـه

23:37.070 --> 23:38.639
‫خوشت میاد؟

23:44.144 --> 23:45.646
‫امروز یکشنبه، 22اُم مِی،

23:45.746 --> 23:47.280
‫بنده هم جان والش هستم

23:47.380 --> 23:49.380
‫دو نفر از تحت‌تعقیب‌ترین فراری‌های آمریکا...

23:53.153 --> 23:54.588
‫در ساعت 9:45 جمعه شب،

23:54.722 --> 23:56.223
‫استیون رندال دای

23:56.323 --> 23:59.859
‫جلوی یک ماشین پلیس سن‌دیگو را گرفت و
‫خودش را تحویل داد

23:59.860 --> 24:01.528
‫دای تحت‌تعقیب بود برای...

24:01.529 --> 24:03.997
‫بهت گفتم اون واسه تماشای این
‫زیادی سنش پایینـه، کیث

24:04.097 --> 24:06.133
‫خدا به دادمون برسه

24:19.982 --> 24:22.183
‫داره بهت دروغ میگه

24:22.283 --> 24:24.684
‫می‌خواد تو رو به زندگیش برگردونه

24:24.685 --> 24:26.152
‫یا یه خانواده هست که
‫دخترشون رو از دست دادن و

24:26.153 --> 24:27.387
‫هیچ‌وقت به جواب نمی‌رسن

24:27.521 --> 24:29.089
‫سر کار اینو بهت گفتن؟

24:29.189 --> 24:30.629
‫می‌دونی این چقدر فریبکارانه‌ست؟

24:30.658 --> 24:32.368
‫- کاری که اون...
‫- کاری که پدرت کرده

24:32.392 --> 24:33.894
‫به گردن تو نیست

24:33.994 --> 24:36.764
‫چیزی که اون گفت و چیزی که دیدم

24:36.864 --> 24:39.366
‫می‌دونستم، می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه

24:39.466 --> 24:40.901
‫هیچوقت واکنشی نشون ندادم

24:40.901 --> 24:41.902
‫بچه بودی

24:42.002 --> 24:43.370
‫ولی الان عاقل و بالغم

24:43.470 --> 24:45.314
‫یادت نیست دفعه پیش که رفتی چی شد؟

24:45.338 --> 24:46.439
‫چون من یادمـه

24:46.540 --> 24:47.917
‫تا چند ماه حال خوشی نداشتی، ملیسا

24:47.941 --> 24:49.242
‫شده بودی شبح

24:50.110 --> 24:53.246
‫من فقط...

24:56.584 --> 24:59.185
‫می‌دونم اگه نرم پیشش و

24:59.186 --> 25:01.854
‫باهاش روبرو نشم،

25:01.855 --> 25:03.189
‫دست‌بردار نیست

25:03.190 --> 25:05.759
‫عمراً دست از سرمون برداره

25:07.094 --> 25:09.597
‫مطمئن نیستم خودت دلت بخواد که
‫دست از سرت برداره

25:10.430 --> 25:11.799
‫یعنی چی؟

25:11.899 --> 25:14.366
‫چون حتی بعد از همه‌ی کارهایی که کرده،

25:14.367 --> 25:15.769
‫هنوز دوستش داری

25:15.869 --> 25:18.471
‫همیشه که هیولا نبود.
‫به مرور شد هیولا.

25:19.272 --> 25:21.942
‫قبلش اون فقط...

25:22.042 --> 25:23.375
‫پدرم بود

25:26.780 --> 25:28.616
‫تو هیچوقت اینجاش رو ندیدی، ولی من دیدم

25:31.785 --> 25:33.153
‫باشه

25:35.589 --> 25:38.091
‫خب، به بچه‌ها چی بگیم؟

25:39.021 --> 25:49.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:06.519 --> 26:07.419
‫آهای

26:07.420 --> 26:08.755
‫خوبی؟

26:08.756 --> 26:11.224
‫آره، مرسی

26:15.663 --> 26:18.265
‫یه ساعت وقت دارید. ردیفـه؟

26:24.071 --> 26:25.806
‫از دیدنت خیلی خوشحالم، خانم‌خانما

26:25.906 --> 26:28.008
‫به این اسم صدام نکن

26:37.517 --> 26:40.653
‫آقای جسپرسون، من آیوی کمبل هستم

26:40.654 --> 26:42.289
‫پشت تلفن حرف زدیم

26:42.389 --> 26:46.193
‫بله. کارتون خیلی به دلم می‌شینه

26:47.460 --> 26:50.731
‫ممنون. ممنون. خب زندان بهمون

26:50.864 --> 26:53.466
‫اجازه داده که این مکالمه رو ضبط کنیم،

26:53.566 --> 26:55.435
‫ولی ازتون می‌خوام
‫فرم رضایت‌نامه رو امضاء کنید

27:00.674 --> 27:02.542
‫اوه. اوه

27:02.642 --> 27:05.146
‫لازمـه قبلش به وکیلم بگم که

27:05.246 --> 27:07.647
‫یه نگاهی بهش بندازه؟

27:08.415 --> 27:10.250
‫می‌خواستی بیایم اینجا تا
‫در مورد یه قتل حرف بزنی

27:10.383 --> 27:11.885
‫حالا اومدیم، زبون وا کن

27:23.396 --> 27:25.933
‫چیلیواک رو یادتـه؟

27:27.600 --> 27:31.238
‫یادت میاد اون روز رفتیم شنا،
‫فقط خودم و خودت؟

27:32.072 --> 27:33.373
‫بعدش هم ما...

27:33.473 --> 27:35.776
‫بغل آب نشستیم و
‫به رودخونه زل زدیم...

27:37.377 --> 27:38.779
‫بعدش گفتی

27:38.912 --> 27:41.949
‫«رودخونه رو نگاه کن، بابایی،
‫خیلی درخشانـه.

27:42.049 --> 27:44.617
‫به نظرم چیلیواک دختره.»

27:45.753 --> 27:46.954
‫یادتـه؟

27:47.054 --> 27:50.657
‫آقای جسپرسون، شما قول دادید که

27:50.758 --> 27:53.626
‫از قربانی نهم برامون بگید،
‫اون زن ناشناس

27:53.727 --> 27:56.129
‫ما آماده‌ایم که حرفاتون رو ضبط کنیم،

27:56.263 --> 27:57.831
‫ولی قبلش باید رضایت‌نامه رو امضاء کنید

27:57.931 --> 28:00.171
‫قبلاً به آیوی گفتم که کل
‫این ماجرا فقط یه دروغ بود که

28:00.200 --> 28:03.070
‫- منو بکشونی بیاری اینجا، پس...
‫- کاش همینطور بود

28:03.170 --> 28:04.737
‫پس ثابت کن. اسمش چیه؟

28:04.738 --> 28:06.205
‫خب، اگه اینو بهتون بگم،

28:06.206 --> 28:07.440
‫از جات بلند میشی و

28:07.540 --> 28:08.909
‫از اینجا می‌زنی بیرون و

28:09.009 --> 28:12.044
‫دوباره تا 15 سال دیگه نمی‌بینمت

28:12.045 --> 28:13.356
‫خب، اگه همین الان بهم نگی،

28:13.380 --> 28:14.782
‫از جام بلند میشم و

28:14.882 --> 28:16.921
‫از اینجا می‌زنم بیرون و
‫دیگه تا آخر عمرت

28:16.929 --> 28:18.485
‫منو نمی‌بینی، پس...

28:19.686 --> 28:21.587
‫دو تا گزینه داری، جسپرسون

28:21.588 --> 28:23.757
‫فرم رو امضاء کنی

28:23.857 --> 28:25.292
‫یا برگردی سلولت

28:48.949 --> 28:51.684
‫این باشه پیش خودم

28:51.819 --> 28:54.687
‫ببینم می‌تونم ازش استفاده‌ی مفیدی بکنم یا نه

28:54.788 --> 28:56.223
‫بیخیال پدر، خودکار رو بده بهش

28:59.927 --> 29:02.329
‫شنیدی چی گفتی؟

29:02.429 --> 29:04.564
‫صدام کردی پدر

29:13.140 --> 29:16.509
‫خب اینو با گیره به
‫پیراهنت وصل می‌کنم، خب؟

29:16.643 --> 29:18.545
‫چی؟ آره

29:18.793 --> 29:22.199
‫خانم‌خانما، نمی‌خوای بیای
یه دستی به سر و صورتم بکِشی؟

29:22.615 --> 29:24.717
‫که تو فیلم خوب بیفتم؟

29:26.098 --> 29:28.523
‫- برنامه‌ات اینـه؟
‫- چی؟

29:28.548 --> 29:31.402
‫که جلب توجه کنی، بری توی تلویزیون؟

29:37.360 --> 29:40.120
‫اونی که همیشه‌ی خدا دورِ خونه می‌چرخید و

29:40.145 --> 29:41.845
‫اَدای دالی پارتن رو درمی‌آورد، ‫من نبودم ها

29:43.796 --> 29:47.908
‫♪ باز پات شد به زندگیم وا ♪

29:48.041 --> 29:52.379
‫♪ درست وقتی که زندگیم گرفت یه جون تازه ♪

29:52.512 --> 29:54.681
‫♪ بی‌هوا اومدی تو دوباره ♪

29:54.781 --> 29:57.417
‫♪ درست عین همیشه ♪

29:57.517 --> 30:03.756
‫♪ دلمو بُردی با یه اشاره ♪

30:05.658 --> 30:06.993
‫هار هار هار

30:06.994 --> 30:09.396
‫بعد به من میگی من دنبال توجه‌ام؟

30:09.496 --> 30:11.664
‫نه، من میگم

30:11.764 --> 30:14.234
‫تو هنوزم دختر کوچولوی خودمی

30:14.334 --> 30:16.536
که ‫داره تو جیب‌های باباییش
دنبال طلا می‌گرده

30:17.670 --> 30:19.406
‫به خاطر همین اومدی اینجا

30:19.663 --> 30:21.532
‫نخیر، به خاطر جنابعالی نیست که اینجام

30:23.243 --> 30:25.512
‫اومدیم سر از واقعیت در بیاریم، کیث

30:25.908 --> 30:28.579
‫- پس معطل نکن و بگو
‫- میگم

30:28.604 --> 30:30.893
‫به شرطی که این خانم‌خانما

30:30.918 --> 30:34.686
‫بهمون بگه که چرا داره جانماز آب می‌کِشه،

30:34.687 --> 30:37.299
‫وقتی که تک‌تکِ قتل‌های من

30:37.324 --> 30:39.205
‫به نفع ایشون تموم می‌شده

30:39.230 --> 30:40.134
‫جانم؟

30:40.159 --> 30:45.098
‫هر بار که زنی نفس‌های آخرش رو می‌کِشید،

30:45.646 --> 30:47.247
‫شازده‌خانم جایزه می‌گرفتی

30:48.468 --> 30:50.270
لحظات پدر دختری‌مون

30:51.138 --> 30:53.840
‫باید بعد هر قتل

30:53.941 --> 30:57.243
‫میومدم پیش تو،

30:57.244 --> 30:58.946
‫چون نمیذاشت

31:00.613 --> 31:02.582
توی لجن و سیاهی فرو برم

31:04.751 --> 31:07.454
‫واسه همینم برات هزارجور هدیه‌ی

31:07.587 --> 31:10.290
ریز و درشت می‌آوردم؛
‫چیز میزهایی که می‌دونستم

31:10.390 --> 31:12.993
مامانت وسعش نمیرسه

31:14.127 --> 31:15.495
‫کُلی آبنبات

31:17.464 --> 31:21.034
‫لبخندی که روی لب تو می‌نشست،
‫تموم خطاهام رو

31:22.035 --> 31:24.237
پاک می‌کرد

31:25.638 --> 31:29.476
‫چون اگه تو اونقدر دوستم داشتی و

31:29.576 --> 31:32.079
‫متقابلاً من هم به همون اندازه دوستت داشتم،

31:35.482 --> 31:37.416
‫پس...

31:37.417 --> 31:40.787
‫اونقدرهام آدم بدی نبودم

31:45.158 --> 31:47.868
‫این حرف‌ها چه ربطی به قربانی نُهم داره؟

31:49.296 --> 31:51.708
‫چون بعد کُشتن اون بود که

31:51.733 --> 31:54.307
‫برات ترامپولین خریدم

31:55.403 --> 31:59.039
‫یادت میاد؟
‫آخرین هدیه‌ای بود که بهت دادم.

32:05.475 --> 32:06.810
‫باید برم دستشویی

32:06.835 --> 32:08.737
‫امکانش هست برم دستشویی؟
‫ممنون

32:32.013 --> 32:34.558
‫پس، جسپرسون بابای بزرگوار شماست

32:36.050 --> 32:38.948
‫ممنون میشم بین خودمون بمونه

32:39.195 --> 32:42.143
‫من هم ممنون میشم از خجالتم در بیای

32:48.821 --> 32:51.891
‫آروم بابا، می‌خواستم ببینم تو هم مثل بابات

32:51.991 --> 32:53.193
ردّی هستی یا نه

32:56.338 --> 32:58.758
‫دیگه وقت رفتنمـه، آیوی

32:58.783 --> 33:01.732
‫خب، صبر کنید. لطفاً نرید، آقای جسپرسون.

33:01.757 --> 33:03.338
‫شما که هنوز اطلاعاتی بهمون ندادید

33:03.369 --> 33:04.576
اینو می‌بینی؟

33:04.616 --> 33:08.350
‫نمیشه دست از پا درازتر برگردم پیش دکتر گِرگ،
وگرنه دیگه نمیذاره برگردیم

33:08.941 --> 33:11.744
‫اسم قربانی چی بود؟

33:11.744 --> 33:12.779
جسدش رو کجا انداختی؟

33:12.912 --> 33:14.846
‫از خانم‌خانما بپرس

33:15.599 --> 33:17.052
اون ‫در جریانـه

33:34.834 --> 33:36.069
‫هی

33:37.370 --> 33:39.872
‫خب، چند لیوان می‌خوری؟

33:39.972 --> 33:41.474
‫دوتا

33:42.242 --> 33:44.851
‫پس دو لیوان هم مال من

33:50.750 --> 33:52.640
‫می‌دونم امروز خیلی اذیت شدی

33:53.920 --> 33:56.156
عمراً دوتا لیوان بشوره ببره

33:56.289 --> 33:57.490
‫خوبـه. خوبـه

33:57.624 --> 33:59.926
‫چون باید یادت بیاد

34:01.261 --> 34:02.795
‫چی رو یادم بیاد؟

34:03.106 --> 34:05.152
‫خب، تو که رفتی دستشویی،

34:05.177 --> 34:07.080
‫سعی کردم یه چیزی از زیر زبونش بکِشم بیرون

34:07.105 --> 34:10.556
‫چیزی هم عایدت نشد چون
یه روده‌ی راستم تو شکم اون نیست

34:10.581 --> 34:12.439
‫نه، راستش

34:13.306 --> 34:17.110
‫گفت: «از خانم‌خانما بپرس. اون در جریانـه.»

34:17.210 --> 34:19.441
‫چی رو از من بپرسی؟
‫من چی می‌دونم آخه؟

34:19.466 --> 34:21.251
‫سؤال من هم همینـه

34:22.982 --> 34:24.984
‫به خدا اگه چیزی بدونم، آیوی

34:25.118 --> 34:26.953
‫خیلی‌خب

34:28.188 --> 34:30.056
‫ترامپولین

34:30.157 --> 34:32.124
‫منظورش این بود که آخرین هدیه‌اش برای تو

34:32.149 --> 34:33.563
‫قبل دستگیریش بود؟

34:33.793 --> 34:35.995
‫آره، اگه اشتباه نکنم

34:36.095 --> 34:37.597
‫من...

34:37.697 --> 34:39.666
‫۱۵‏ سالم بود

34:41.078 --> 34:44.102
‫زمستون بود.
‫من هم کاپشن تنم بود.

34:44.103 --> 34:46.038
‫کریسمس گرفته بودمش

34:46.173 --> 34:48.241
بپر ببینم

34:48.341 --> 34:49.576
‫سلام، بابا

34:52.111 --> 34:53.780
‫حتماً بعد اون روز بود

34:53.880 --> 34:57.049
‫خیلی‌خب، کریسمس

34:57.184 --> 35:00.453
‫کریسمس. کریسمس

35:01.654 --> 35:04.724
‫- این چیـه؟
‫- جدول زمانی قتل‌هاش

35:04.824 --> 35:06.726
‫ای خدا. ببخشید؟

35:06.859 --> 35:09.329
‫بی‌زحمت یه لیوان دیگه میدید بهم؟

35:09.429 --> 35:11.231
‫کل بطری رو حساب کنید ارزون‌تر در میاد

35:11.331 --> 35:13.466
‫خب، چه بهتر! ممنونم

35:16.836 --> 35:20.032
‫پس زندگیت اینـه، آیوی کمپبل؟

35:20.057 --> 35:22.438
‫زحمتِ جدول‌های زمانی قاتل‌ها روی دوشِتـه؟

35:22.463 --> 35:26.110
زندگی من توی زیر و بم
داستان‌ جنایی مطرح خلاصه میشه

35:26.135 --> 35:28.602
‫بیست‌چهاری به بدبختی‌های
این و اون فکر می‌کنی

35:28.627 --> 35:30.196
افسردگی نمی‌گیری؟

35:30.221 --> 35:32.719
‫می‌دونی که بدبختی سرِ کسی نازل نمیشه

35:32.899 --> 35:35.510
‫بلکه به دست خودِ مردم انجام میشه

35:35.534 --> 35:37.870
‫اینـه که برام جالبـه

35:42.562 --> 35:43.981
‫«بازی مرگ» چیـه دیگه؟

35:46.433 --> 35:48.067
راحت باش، بگو

35:50.403 --> 35:53.740
‫خوشش میومد تا دم مرگ خفه‌شون کنه

35:53.840 --> 35:55.841
‫جوری خفه‌شون می‌کرد که صرفاً از حال برن و

35:55.842 --> 35:57.944
‫دوباره به‌هوش بیان

35:58.077 --> 36:00.079
‫بعضاً ساعت‌ها طول می‌کِشید

36:01.013 --> 36:03.583
‫تا بتونه دوباره بهشون تجاوز کنه

36:06.653 --> 36:08.788
‫خیال می‌کردم می‌دونی

36:09.689 --> 36:12.181
‫خودم خواستم
از جزئیات ماجرا بی‌خبر باشم

36:15.928 --> 36:18.298
‫می‌تونم بگم ادل زنگ بزنه شرکت حمل و نقل

36:18.398 --> 36:20.933
‫من خستم. دیگه میرم

36:22.302 --> 36:25.004
همراهت بیام؟

36:40.152 --> 36:41.788
‫برای چی اومدیم اینجا؟

36:43.155 --> 36:46.725
بلدم چطوری یکی رو
خیلی شیک و مجلسی بکُشم

36:46.726 --> 36:49.262
‫چسب نواری حسابی کارمون رو جلو میندازه

36:49.362 --> 36:52.332
‫ولی باید با خودت ببریش

36:53.266 --> 36:55.635
‫چون حالا دیگه می‌تونن ازش اثرانگشت بگیرن

36:55.735 --> 36:57.804
‫به همین راحتی

36:59.238 --> 37:01.341
‫بست‌ کمربندی خیلی بهتره

37:04.377 --> 37:06.078
‫گمونم دیگه زیادی غرقِ

37:06.178 --> 37:08.748
‫کتاب‌های جناییت شدی، بابا

37:36.528 --> 37:38.966
‫« قربانی‌های قاتل صورتک خندان »

37:39.411 --> 37:42.598
‫« کیث هانتر جسپرسون »

37:45.284 --> 37:46.461
‫« اعترافات جسپرسون: قتل کلی دیویس »

37:46.486 --> 37:49.422
‫کیث هانتر جسپرسون،
‫معروف به صورتک خندان،

37:49.522 --> 37:52.091
‫در اعترافاتش به مقامات قضایی اذعان داشت که

37:52.191 --> 37:54.694
‫پنج سال پیش،
‫اولین قربانی خود، یعنی کلی دیویس را

37:54.794 --> 37:57.764
‫با دروغ و نیرنگ
‫به این خانه در پورتلند کشانده بود،

37:57.864 --> 38:00.199
‫خانه‌ای که در آن زمان
محل زندگی وی با دوست‌دخترش بود

38:04.203 --> 38:05.905
‫نظرت چیـه؟

38:07.974 --> 38:10.076
‫بیا بریم داخل رو نشونت بدم

38:11.344 --> 38:15.415
‫به گفته‌ی جسپرسون، او کِلی را
در نشیمن به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و

38:15.515 --> 38:17.384
‫سپس وی را خفه کرده است

38:17.517 --> 38:20.853
‫او مدعی است که رابطه‌ی جنسی‌شان
‫با رضایت طرفین بوده،

38:20.953 --> 38:22.889
‫ولی پلیس این اظهارات را قبول ندارد»

38:23.856 --> 38:25.425
‫پس خونه‌ی آلیسون اینجاست؟

38:25.558 --> 38:29.028
‫بله، دختر خوبیـه

38:29.128 --> 38:30.763
‫اجازه داده باهاش زندگی کنم

38:30.897 --> 38:33.866
‫باورم نمیشه هنوز هیچی نشده
‫دوست‌دختر جدید پیدا کردی

38:42.074 --> 38:44.076
‫قراره تخت دوطبقه بخرم

38:44.176 --> 38:47.313
تا اون‌ موقع رو کاناپه بخواب

39:33.626 --> 39:36.195
‫سلام، خانم‌خانما

39:38.097 --> 39:40.032
‫- سلام، بابا
‫- چیکار... داری چیکار می‌کنی؟

39:41.300 --> 39:43.836
‫خواب بد دیدم

39:43.970 --> 39:46.439
‫خواب دیدم یه خانمی داشت
رو موهام دست می‌کِشید

39:55.347 --> 39:57.750
‫سُس اسپاگتیـه

40:15.434 --> 40:16.669
‫- سلام
‫- سلام

40:16.803 --> 40:17.670
‫صبح بخیر

40:17.804 --> 40:18.971
‫باید با مامانم صحبت کنیم

40:19.071 --> 40:20.973
‫خونه‌اش اسپوکنـه

40:21.073 --> 40:22.941
‫خیلی‌خب. باشه، بریم

40:22.942 --> 40:24.443
‫- باشه
‫- بیا

40:39.337 --> 40:40.964
‫« خونه نیست! »

40:42.962 --> 40:45.097
‫می‌دونی کِی برمی‌گرده؟

40:47.834 --> 40:50.903
‫میشه بیایم تو؟ براش پیغام گذاشتم، باید...

40:51.003 --> 40:52.772
‫باید یه سَر برم توی زیرزمین

40:54.541 --> 40:57.343
بابت ناپدری‌ام شرمنده

40:57.443 --> 40:58.711
‫این تازه روی خوشِش بود

40:58.811 --> 41:01.413
‫خیلی‌خب، الان داریم دنبال چی می‌گردیم؟

41:01.514 --> 41:03.983
‫مامانم همه‌ی رسیدهاشو نگه می‌داشت

41:04.083 --> 41:06.252
‫فقیر که باشی اونم با سه تا بچه،

41:06.352 --> 41:09.589
‫هر از گاهی مجبور میشی از وسایلت بزنی تا
‫شکمشون رو سیر کنی

41:09.722 --> 41:11.257
‫بعدِ طلاق اومدید اینجا؟

41:11.357 --> 41:13.825
‫آره، ۱۲ سالم که بود

41:13.826 --> 41:15.795
‫مامان و مامان‌جونم طبقه بالا می‌خوابیدن و

41:15.895 --> 41:17.730
‫من هم با آبجی و داداشم این پایین

41:17.830 --> 41:19.431
‫این پایین؟ هر شب؟

41:19.532 --> 41:22.201
‫آره، تخت‌هامون همونجا بود

41:24.236 --> 41:26.072
‫خوشرو خان چطور؟

41:26.172 --> 41:28.675
‫یه چند سال بعد پیداش شد

41:40.086 --> 41:42.789
‫این بابا چه دسته‌گلی به آب داده؟

41:44.607 --> 41:45.874
‫ای خدا

41:46.145 --> 41:48.778
‫این برندنـه، دوست‌پسر دوران دبیرستانم

41:48.803 --> 41:49.812
‫ملیسا؟

41:50.730 --> 41:52.198
‫سلام، مامان

41:52.932 --> 41:55.001
‫واسه چی سر زده میای؟
‫نمی‌تونستی یه زنگ بزنی؟

41:55.101 --> 41:58.104
‫چهار باری بهت زنگ زدم.
‫برات پیغام هم گذاشتم.

41:58.237 --> 42:01.808
‫ایشون آیوی... رئیسمـه

42:01.941 --> 42:04.510
‫سلام، عزیزم

42:04.611 --> 42:06.445
‫خب، رفتی ملاقات پدرت؟

42:06.545 --> 42:08.180
‫تو از کجا می‌دونی؟

42:08.280 --> 42:09.882
‫از داداشت شنیدم

42:09.982 --> 42:12.585
‫شین باهاش در ارتباطـه؟ از کِی تا حالا؟

42:12.685 --> 42:15.154
‫وقتی نه بهمون سَر میزنی نه زنگ،
‫معلومـه که از همه چی عقب می‌مونی

42:15.287 --> 42:17.256
‫من به تو زنگ میزنم

42:20.893 --> 42:22.895
‫عذر می‌خوام، آیوی

42:22.995 --> 42:24.631
‫چایی می‌خوری؟

42:24.731 --> 42:26.098
‫تموم مدارکم رو سوزوندم

42:26.198 --> 42:28.962
‫اصلاً هم نمی‌دونم اون ترامپولین سمّی

42:28.987 --> 42:30.436
‫کجا غیب شد

42:31.051 --> 42:33.893
‫یعنی اصلاً نمی‌دونی اون دفعه از کجا برگشته بود؟
‫(دکتر گِرگ)

42:33.926 --> 42:37.613
‫نه، حیف که از این بابت شرمنده نیستم
وگرنه عذرخواهی می‌کردم

42:37.770 --> 42:39.645
‫ولی اگه حرف‌های آقای جسپرسون مستند باشه،

42:39.670 --> 42:42.643
‫ممکنه این اطلاعات
خانواده‌ی اون دختر رو خوشحال کنه

42:42.668 --> 42:45.117
‫آیوی، می‌دونی شغل من چیـه؟

42:46.707 --> 42:49.855
‫ملیسا گفته مددکار
خیریه‌ی «سپاه رستگاری» هستی

42:49.880 --> 42:52.257
‫هر روز به زنان و
‫کودکان بی‌خانمان کمک می‌کنم

42:52.258 --> 42:54.861
‫یه سرپناه داشته باشن

42:54.994 --> 42:56.663
به اندازه‌ی کافی کار خیر می‌کنم

42:56.688 --> 42:58.795
‫مگه اینکه پای بچه‌های خودت وسط باشه

42:58.820 --> 43:00.289
‫ولشون می‌کنی به امون خدا

43:02.268 --> 43:04.925
‫گذاشتم برید آواره‌ی کوچه و خیابون‌ها بشید؟

43:04.950 --> 43:06.881
‫- گشنگی کِشیدید؟
‫- باهامون حرف نمیزدی، مامان

43:06.906 --> 43:09.709
‫- چیزی رو برامون توضیح ندادی
‫- خودت به بچه‌هات چی گفتی؟

43:10.609 --> 43:12.544
‫- این فرق می‌کنه
‫- چه فرقی؟

43:13.875 --> 43:15.677
‫من سرزنشت نمی‌کنم

43:16.290 --> 43:17.792
‫ولی هنوزم خیلی خطرناکـه

43:17.817 --> 43:20.118
‫نه، دستش به جایی بند نیست و رقت‌انگیز

43:20.119 --> 43:21.683
‫افتاده پشت میله‌های زندون

43:21.708 --> 43:25.266
‫آیوی، یه چند لحظه تنهامون میذاری؟

43:25.540 --> 43:26.625
‫آره، آره، حتماً

43:26.650 --> 43:28.726
‫اصلاً خودم می‌خواستم یه زنگی بزنم

43:28.751 --> 43:31.030
‫- با اجازه میرم بیرون
‫- باشه

43:38.424 --> 43:40.353
‫چت شده تو، مامان؟

43:40.378 --> 43:42.013
‫چرا یجوری شدی؟

43:43.109 --> 43:45.845
‫چند سال پیش،
‫بعد اینکه بابات افتاد زندون...

43:46.841 --> 43:48.247
‫دیروقت مشغول تمیزکاری بودم که

43:48.380 --> 43:50.672
‫یهو تلفن زنگ می‌خوره. یه آقایی بود

43:50.697 --> 43:52.165
‫بهم گفت:

43:52.518 --> 43:54.808
‫«دقیقاً می‌دونم چی تنتـه، جون»

43:54.833 --> 43:57.509
‫قشنگ گفت لباس‌خوابم چه شکلیـه

43:57.534 --> 43:59.436
‫حتی دمپایی‌هام

44:00.326 --> 44:01.728
‫من کجا بودم؟

44:01.828 --> 44:04.130
‫شما طبقه‌ی پایین، خواب بودید

44:05.564 --> 44:07.032
‫داشتم سکته می‌کردم

44:07.033 --> 44:08.935
‫تموم لامپ‌ها رو خاموش کردم که
‫نتونه منو ببینه

44:09.035 --> 44:11.369
‫توی تاریکی چاقو به دست،

44:11.370 --> 44:13.773
‫روی مبل نشستم و

44:13.873 --> 44:17.076
‫زُل زدم به دستگیره‌ی در ورودی

44:18.077 --> 44:20.046
‫خیال می‌کنی بابا توی این قضیه دست داشت؟

44:20.146 --> 44:22.014
‫شک ندارم

44:22.882 --> 44:27.253
‫خودش بعداً زنگ زد
‫گفت یکی از رفقاش رو فرستاده

44:29.055 --> 44:31.056
‫گفت به دیدنش عادت کنم

44:31.057 --> 44:32.291
‫کی؟

44:32.424 --> 44:33.524
‫همیشه چند نفری بودن که

44:33.525 --> 44:35.762
‫چشم‌بسته حرفشو بخونن

44:35.895 --> 44:37.797
‫یعنی هواخواه داشته؟

44:38.597 --> 44:39.932
‫من فقط می‌دونم

44:40.066 --> 44:42.168
‫گهگداری که از مغازه میام بیرون

44:42.268 --> 44:44.737
‫می‌بینم ماشینم پنچره

44:44.837 --> 44:47.238
‫یا میام خونه می‌بینم

44:47.239 --> 44:48.740
‫یکی جای فنجون‌ها رو عوض کرده

44:48.741 --> 44:50.909
‫- خیالاتی شدی، مامان
‫- نخیر!

44:52.678 --> 44:54.747
‫می‌خواد نشونم بده که

44:55.782 --> 44:58.049
‫زنده بودنم رو

44:58.050 --> 44:59.651
‫مدیونِ اونم

45:01.426 --> 45:02.262
‫مادرِ من...

45:02.287 --> 45:03.856
‫گوش کن به من

45:06.058 --> 45:09.128
‫دستش از دنیای بیرون کوتاه نیست

45:09.228 --> 45:12.331
‫توی یه شرایط مناسب...

45:12.431 --> 45:15.067
‫حاضره به هر کسی صدمه بزنه

45:17.569 --> 45:19.939
‫حتی به خانم‌خانمای دردونه‌اش

45:34.086 --> 45:36.555
‫داشتم با تلفن حرف میزدم که
‫چشمم بهش افتاد

45:36.655 --> 45:38.724
‫خودشـه دیگه، نیست؟

45:40.426 --> 45:42.995
‫یه ترامپولین بیشتر نداشتیم ما

45:43.095 --> 45:46.398
‫- خیلی‌خب، خودشـه پس
‫- صبر کن. بیا، بگیرش

45:47.333 --> 45:48.667
‫خیلی‌خب

45:51.570 --> 45:52.504
‫گرفتیش؟

45:52.604 --> 45:53.940
‫- آره
‫- خیلی‌خب

45:59.558 --> 46:00.769
‫عه، ایناهاش

46:01.680 --> 46:05.952
‫تگزاس، دنتون، خیابون اصلی ۱۵۲۹

46:06.052 --> 46:08.821
تگزاسـه

46:08.921 --> 46:10.022
دم خودمون گرم

46:10.156 --> 46:11.590
‫آره

46:18.730 --> 46:19.883
‫تگزاس

46:21.676 --> 46:22.700
‫خب؟

46:22.725 --> 46:25.487
‫ظاهراً نمیشه خیلی راحت
‫از شر ترامپولین خلاص شد

46:25.512 --> 46:27.611
‫یه لیبل قدیمی روی مال خودمون پیدا کردیم که

46:27.636 --> 46:29.471
‫آدرس یه فروشگاه لوازم ورزشی
‫توی تگزاس روش بود

46:29.496 --> 46:32.755
‫آیوی تا صبح در مورد
‫پرونده‌های قتل باز تحقیق کرد

46:32.780 --> 46:35.183
‫حق داشتی توی اعتراف اولت حرفی ازش نزنی

46:36.437 --> 46:38.812
‫اینجا توی اورگن از
‫زیر حکم اعدام قِسر در رفتی،

46:38.837 --> 46:41.707
‫ولی تگزاس ذره‌ای برای اعدامت تعلل نمی‌کرد

46:42.989 --> 46:45.199
‫امروز کوکِ کوکید ها

46:45.224 --> 46:48.482
‫خب، به نظرم اگه به پلیس گزارش بدیم،

46:48.507 --> 46:51.645
‫کارها خیلی سریع‌تر پیش میره،
‫ولی اونجوری دیگه...

46:51.670 --> 46:53.599
‫هر کی یه چیزی میگه

46:53.624 --> 46:55.935
‫پس، اگه دلت می‌خواد
‫خودت راویِ داستانت باشی،

46:56.081 --> 46:57.483
‫الان وقتشـه

47:00.873 --> 47:03.409
‫ماشین رو بار زدم و

47:03.542 --> 47:06.946
‫قاب‌ها رو رسوندم دنتون تگزاس

47:07.046 --> 47:08.680
‫بعدش...

47:09.715 --> 47:13.897
‫مسئول توزیع بهم گفت یکی دو روز دیگه

47:13.922 --> 47:15.888
‫یه بار دیگه برام جور می‌کنه،
‫واسه همینم تصمیم گرفتم

47:15.988 --> 47:17.890
‫یه چرخی توی شهر بزنم

47:17.990 --> 47:21.127
‫رفتم یه کافه‌ای

47:21.227 --> 47:23.231
‫برگر بزنم

47:23.256 --> 47:27.566
‫پیشخدمت خوشگل موشگلی هم گیرم اومد

47:27.699 --> 47:31.068
شیفتش هم ‫دیگه تموم شده بود

47:32.104 --> 47:35.141
‫من غذام رو خوردم و سوار کامیونم شدم

47:36.108 --> 47:38.177
‫کاری هم به کسی نداشتم

47:38.277 --> 47:40.378
‫ولی گمونم...

47:40.379 --> 47:42.414
‫دستِ تقدیر برام برنامه داشت

47:42.514 --> 47:43.848
‫چون دست بر قضا،

47:43.849 --> 47:46.552
‫دیدم پیشخدمته دم جاده وایساده و

47:46.652 --> 47:48.354
‫می‌خواد یکی مجانی برسونتش

47:49.188 --> 47:51.690
‫خیلی هم خوش قد و بالا بود

47:52.624 --> 47:53.459
‫اینجوری شد که...

47:53.592 --> 47:55.962
‫سرنوشت گذاشت تو کاسه‌ام

47:58.764 --> 48:00.699
‫من هم زدم کنار و ازش پرسیدم

48:00.799 --> 48:03.135
‫کمکی چیزی از دستم بر میاد یا نه

48:04.103 --> 48:06.805
‫یادش بود توی کافه دیدتم،

48:06.939 --> 48:10.375
‫گفت که ماشینش باتری خالی کرده

48:10.376 --> 48:11.478
‫اسم اون کافه چی بود؟

48:12.278 --> 48:14.813
‫- یادم نمیاد، آیوی
‫- چرند نگو

48:14.913 --> 48:16.615
‫یعنی با میل خودش سوار کامیونت شد؟

48:16.715 --> 48:18.817
‫خب، دودل بود،
‫ولی من عکس بچه‌هام رو نشونش دادم

48:18.917 --> 48:21.387
‫عکسی که توی آفتابگیر ماشینم نگه می‌داشتم

48:21.487 --> 48:24.823
‫آخه معمولاً وقتی می‌فهمن دختر داری
‫خیالشون جمع میشه

48:27.259 --> 48:28.794
‫اسمش چی بود؟

48:30.662 --> 48:35.301
‫چی شد اون دختر کوچولویی که
‫عاشق دالی پارتن بود؟

48:35.401 --> 48:37.803
‫خیال می‌کردم که تو...

48:37.936 --> 48:40.172
‫می‌خوای ستاره بشی

48:40.272 --> 48:42.841
‫بعد تهش شدی

48:42.941 --> 48:44.643
‫گریمور همون جماعت؟

48:46.645 --> 48:49.175
‫تصمیمات زندگی منو می‌بری زیر سؤال؟

48:49.200 --> 48:51.583
‫خب، این دختر پیشخدمته...

48:51.683 --> 48:55.087
‫آرزوش بود ستاره بشه

48:55.187 --> 48:58.424
‫اتفاقاً صداشم خیلی قشنگ بود

48:58.524 --> 49:00.692
‫با گیتاری هم که همراهش بود

49:00.792 --> 49:02.294
‫کُلی آواز خوند

49:02.394 --> 49:06.198
‫یکی دو ساعت دور زدیم

49:07.333 --> 49:08.934
‫بعدشم...

49:09.035 --> 49:11.802
‫به سکس ختم شد

49:11.803 --> 49:16.116
‫ولی اصلاً بهش تجاوز نکردم

49:17.109 --> 49:18.510
‫می‌خوام علناً بگم که

49:18.644 --> 49:21.969
‫تابحال به هیچ زنی تجاوز نکردم

49:21.994 --> 49:24.352
‫هیچوقت پول ندادم واسه سکس

49:24.377 --> 49:27.289
‫بعضی از این دخترها سکس خشن دوست داشتن؟
‫بله

49:27.314 --> 49:29.787
‫آیا خفه‌شون کردم؟
‫بله

49:29.788 --> 49:33.002
‫ولی اصلاً و ابداً بهشون تجاوز نکردم

49:33.892 --> 49:35.427
‫خیلی‌خب، بعدش چی شد؟

49:35.527 --> 49:39.398
‫یه‌بَند از ستاره‌شدنش می‌گفت

49:39.531 --> 49:42.500
‫از اینکه می‌تونم یه روزی پُز بدم

49:42.501 --> 49:44.503
‫بگم قبلاً باهاش بودم

49:44.603 --> 49:46.072
‫این بهم بر خورد

49:46.205 --> 49:48.640
‫مَنَم منم گفتن‌هاشو میگم

49:49.541 --> 49:51.676
‫به خاطر همین هم برگشتم بهش گفتم:

49:51.677 --> 49:54.813
‫«آرزوی ستاره شدنت رو باید به گور ببری،

49:54.913 --> 49:56.582
‫اگه الان بزنم بکُشمت»

49:58.484 --> 50:03.089
‫ببینید، خفه کردن یه زن

50:03.922 --> 50:05.991
‫کار آسونی نیست

50:06.758 --> 50:11.597
‫تو این مدت، دستم اومده بود که
اگه ‫مُشتم رو بذارم

50:11.697 --> 50:15.101
‫روی خِرخره‌اش و فشار بدم،

50:15.201 --> 50:19.071
‫می‌تونم ثابت نگهش دارم تا

50:19.171 --> 50:21.950
‫صبر کنم زمان کارشو بکنه

50:21.975 --> 50:25.844
‫بعدش که بوی ادرارشو گرفتم،

50:25.944 --> 50:27.546
‫فهمیدم کارش تموم شد

50:27.646 --> 50:30.249
‫ولی اون فرق داشت

50:30.382 --> 50:32.850
‫وقتی داشتم خفه‌اش می‌کردم،

50:32.851 --> 50:35.287
‫یه بویی ازش تراوش کرد

50:35.421 --> 50:38.856
‫دقیقاً عینهو راسو که وقتی گیر میفته
‫یه بویی از خودش تولید می‌کنه

50:38.857 --> 50:41.227
‫اما حقیقتاً بوی ترس یا

50:41.327 --> 50:44.195
‫شاش نبود. بلکه...

50:44.196 --> 50:45.697
‫بوی گریپ‌فروت بود

50:45.797 --> 50:47.166
‫گریپ‌فروت؟

50:47.266 --> 50:50.068
‫بوش کل اتاقک راننده رو برداشته بود

50:50.169 --> 50:52.104
‫پوست صورتیش، می‌دونید...

50:53.272 --> 50:56.142
‫مثل مرکبات برق می‌زد

50:56.275 --> 50:59.278
‫یه‌آن جا خوردم

50:59.411 --> 51:00.745
‫ولی بوی خودش بود

51:00.746 --> 51:02.781
‫بوی...

51:02.881 --> 51:04.716
‫بوی مرگش بود

51:06.252 --> 51:08.587
‫رفتم که جابه‌جاش کنم،

51:08.687 --> 51:09.887
‫یهو بیدار شد

51:09.888 --> 51:12.591
‫شک نداشتم تموم کرده

51:12.691 --> 51:14.993
‫که شروع کرد به سرفه کردن

51:15.927 --> 51:19.598
‫برای همینم زدم تو سرش و

51:19.698 --> 51:22.801
‫اون‌موقع دیگه واقعاً تموم کرد

51:23.902 --> 51:25.271
‫آلت قتاله چی؟

51:25.371 --> 51:26.604
‫با چی زدی تو سرش؟

51:26.605 --> 51:28.674
‫با آچار فرانسه‌ی ۲۸ سانتیم

51:28.807 --> 51:30.609
‫خیلی‌خب، بعدش چی؟

51:30.709 --> 51:31.877
‫بلندش کردم

51:31.977 --> 51:35.414
‫تا زیر یه پُلی بردمش و

51:35.514 --> 51:37.816
پرتش کردم همونجا

51:38.650 --> 51:41.220
‫بعدشم یه ترامپولین خریدم و

51:42.521 --> 51:44.590
‫مستقیم اومدم پیشت

51:46.658 --> 51:48.394
‫اسمش چی بود؟

51:51.663 --> 51:55.433
‫به خیالت از من آدم بهتری هستی

51:55.434 --> 51:57.503
‫فکر می‌کنی هیچیت به من نرفته

51:57.636 --> 52:01.039
‫شباهت‌مون اصلاً به چشمت نمیاد، نه؟

52:01.139 --> 52:03.209
‫ذاتاً که پنهون‌کاری،

52:03.342 --> 52:05.810
‫خوب بلدی خود واقعیت رو پنهون کنی و

52:05.811 --> 52:07.613
اَدا دربیاری

52:07.713 --> 52:10.882
‫پوست‌کلفت‌بازی درمیاری،
‫ولی قلباً...

52:11.016 --> 52:14.019
‫مثل یه شیشه پُر از تَرَکی و

52:14.152 --> 52:17.556
‫ترست از اینـه که
بویی از عشق نبُرده باشی

52:18.857 --> 52:21.227
‫و متقابلاً از اینکه کسی نتونه بهت عشق بورزه

52:22.027 --> 52:23.529
‫من ۲۰ سالـه که متأهلم

52:23.629 --> 52:27.032
‫آها، همون رئیس شعبه، یعنی بن رو میگی؟

52:27.132 --> 52:29.500
‫با اون بچه‌هات

52:29.501 --> 52:30.869
‫مکس

52:30.969 --> 52:33.305
‫می‌دونه چشم‌هاش به من رفته؟

52:34.240 --> 52:38.310
‫و هیزل، شک ندارم
‫با اون لباس فرم چهارخونه‌اش

52:38.410 --> 52:39.745
‫میره...

52:39.878 --> 52:41.813
‫گوهِ بچه‌های منو نخور

52:49.054 --> 52:54.125
‫متأسفم که یکی مثل من

52:54.226 --> 52:56.762
‫شده بابات، خانم‌خانما

53:03.969 --> 53:05.804
‫حقت این نبود

53:16.114 --> 53:18.083
‫چیز دیگه‌ای هم برامون آوردی؟

53:18.917 --> 53:20.419
‫کسر شأنـه برات بری ترامپولین‌بازی؟

53:23.555 --> 53:25.324
‫بذار توی جیب‌هام رو بگردم

53:26.091 --> 53:28.427
‫چه گنجی دارم این تو؟

53:30.061 --> 53:32.697
‫آره، این چیـه؟

53:32.698 --> 53:33.832
‫- این یکی مال من
‫- نه، نه، نه

53:33.932 --> 53:34.933
‫به اون یکی دست نزن

53:34.933 --> 53:36.968
‫اون مالِ خانم‌خانماست

53:38.076 --> 53:48.076
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

53:54.986 --> 53:56.253
‫گیتار داشت

53:57.456 --> 53:59.157
‫چی میگی؟

53:59.291 --> 54:00.459
‫- چی شده؟
‫- سلام، بن

54:00.592 --> 54:02.461
‫سلام. چطور پیش رفت؟

54:02.561 --> 54:05.196
‫هنوز تموم نشده.
‫باید یه کاری برام بکنی.

54:05.297 --> 54:06.465
‫می‌تونی بری سراغ

54:06.598 --> 54:08.300
‫- گاوصندوقم؟
‫- مامانیـه؟

54:08.400 --> 54:09.935
‫گوشی رو میدی به من؟

54:10.035 --> 54:11.637
‫خیال می‌کردم الان تو راه باشی

54:11.737 --> 54:14.139
‫درگیر یه چیزی شدیم اینجا

54:14.272 --> 54:15.741
‫به کمکت نیاز دارم

54:15.841 --> 54:17.008
‫لطفاً برو پیش گاوصندوق. خواهش می‌کنم

54:17.108 --> 54:19.345
‫الان برمی‌گردم، خب؟

54:20.346 --> 54:22.213
‫یه لحظه صبر کن

54:22.314 --> 54:23.281
‫باشه، اومدم

54:23.382 --> 54:24.749
‫رمزش تاریخ عروسی‌مونـه

54:24.750 --> 54:27.986
‫خیلی‌خب، ۰۷۲۹۰۴

54:28.119 --> 54:29.821
‫باز شد

54:29.921 --> 54:33.792
‫یه جعبه‌ی عطر باید باشه که
‫روش «الیزابت پاپی» نوشته

54:34.560 --> 54:35.994
‫بگیر خالیش کن

54:36.094 --> 54:37.862
‫یه پیکِ زردرنگِ گیتار می‌بینی

54:37.887 --> 54:38.764
‫این...

54:38.864 --> 54:40.766
‫مال توئـه

54:41.600 --> 54:45.771
‫تا بشی یه ستاره عینهو دالی

54:45.871 --> 54:47.439
‫روش چی نوشته؟

54:48.440 --> 54:49.940
‫«ویسکی ریور»

54:49.941 --> 54:52.378
‫یه کافه توی تگزاسـه. ویسکی ریور

54:54.145 --> 54:55.747
‫- ملیساجان، جریان چیـه؟
‫- آره

54:55.847 --> 54:57.215
‫یه سرنخ از

54:57.315 --> 54:58.517
‫قربانی نُهم گیرمون اومده

54:58.650 --> 55:00.051
‫یعنی داره راستشو میگه؟

55:00.185 --> 55:02.020
‫نمی‌دونم، ولی اگه کس دیگه‌ای رو کُشته باشه،

55:02.120 --> 55:03.622
‫من باید یه کاری بکنم

55:03.722 --> 55:06.620
‫ملیساجان، تهِ این ماجرا

55:06.645 --> 55:09.009
‫همه می‌فهمن که قاتل صورتک خندان،
‫بابای توئـه

55:09.034 --> 55:10.762
‫می‌دونی دیگه؟

55:12.831 --> 55:13.798
‫ملیسا؟

55:13.799 --> 55:15.567
‫پیداش کردم

55:16.668 --> 55:19.371
‫باشه بعداً بهت زنگ می‌زنم، خب؟
‫دوستت دارم، خداحافظ

55:20.672 --> 55:22.473
‫خودشـه؟ اسمش چیـه؟

55:22.474 --> 55:26.092
‫«شهر کوچکمان، یاد و ‫خاطره‌ی
هدر ریچموند، خواننده‌ی آینده‌داری را

55:26.117 --> 55:28.703
‫که در ۱۸ فوریه‌ی سال ۱۹۹۵
‫قربانی تجاوز و قتل شد،

55:28.728 --> 55:30.840
‫را گرامی می‌دارد»

55:30.865 --> 55:33.386
‫«وی آخرین بار در حال خروج از محل کار خود،

55:33.411 --> 55:35.046
کافه‌ی ویسکی ریور

55:35.071 --> 55:36.613
‫واقع در جفرسونِ تگزاس دیده شد»

55:36.638 --> 55:39.164
‫پشمام. موفق شدیم.
‫پیداش کردیم.

55:39.189 --> 55:40.752
‫وایسا، صبر کن. صبر کن

55:40.777 --> 55:43.071
‫پرونده‌اش باز نیست

55:43.096 --> 55:45.008
‫چی؟ یعنی چی؟

55:45.033 --> 55:46.781
‫«دوست‌پسر آن زمانِ هدر، الایجا کارتر،

55:46.806 --> 55:48.541
‫به جرم قتل وی محکوم گردید

55:48.566 --> 55:51.314
‫همچنان در بند اعدامی‌هاست و
‫بر بی‌گناهی خود پافشاری می‌نماید»

55:53.739 --> 55:55.240
‫بند اعدامی‌ها؟

55:55.340 --> 55:56.274
‫دو ماه وقت داره

55:56.374 --> 55:58.009
‫ای خدا

55:58.109 --> 56:00.546
‫گوه توش. باید همین الان
‫راه بیفتیم سمت تگزاس و

56:00.646 --> 56:03.381
‫ببینیم ماجرا از چه قراره

56:06.452 --> 56:10.656
‫♪ Happy Face - Jagwar Twin ♪

56:10.847 --> 56:12.522
‫« قاتل صورتک خندان »

56:12.546 --> 56:22.546
‫کاری از امیر ستارزاده و نـهـال
iredprincess & H1tmaN

56:22.796 --> 56:25.225
‫« کیث هانتر جسپرسون،
‫ملقب به قاتل صورتک خندان »

56:25.249 --> 56:35.237
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:35.261 --> 56:45.249
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
