WEBVTT

01:49.100 --> 01:56.100
❋〰️هیولای گیونگ سونگ〰️❋

01:56.100 --> 02:02.100
:ترجمه و زیرنویس
:: Lufan و Zshkoo شادی و ::

02:06.100 --> 02:19.100
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
.:کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان:.

02:29.640 --> 02:33.610
قبلا با مدیر ایچیرو مدیر بیمارستان اونگ سونگ هماهنگ کردم

02:36.730 --> 02:39.360
بچه داخل شکمت نه فقط برای آقای ایشیکاوا بلکه برای من هم

02:41.160 --> 02:44.780
معنای خاصی خواهد داشت

02:47.000 --> 02:48.410
پس بر این اساس

02:49.870 --> 02:51.750
باید خیلی مراقب باشی، هوم؟

02:52.250 --> 02:53.500
مراقب خودت باش

02:54.380 --> 02:55.380
خانم آکیکو

03:35.170 --> 03:38.500
متاسفم ولی امروز رو تعطیل کردیم، خانم

04:15.670 --> 04:18.710
حدود یه ساعتی میشه که اسپوری پخش نکرده

04:19.840 --> 04:21.090
بیدار شده؟

04:22.720 --> 04:24.720
نه، هیچ حرکتی نشون نداده

04:25.220 --> 04:27.470
شاید یکم قبل زیادی نیتروژن استفاده کردیم؟

04:33.060 --> 04:35.100
به چی فکر میکنی، سِی شین؟

04:35.600 --> 04:36.730
چی تو فکرته؟

04:47.700 --> 04:50.990
ستوان کاتو، یه مهمان سرشناس داریم

04:51.080 --> 04:52.540
اسمشون بانو مائداست

04:52.620 --> 04:54.290
همسر کمیسر ایشیکاوا و دختر محترم ترین شخص

04:54.370 --> 04:58.250
سرهنگ مائدا هستن

04:58.330 --> 05:01.920
این منطقه محدود شده ست، متاسفانه غریبه ها نمیتونن
بیان این پایین

05:02.510 --> 05:06.220
ستوان کاتو، بانو مائدا بخشنده ترین حامی بیمارستانن

05:18.690 --> 05:19.770
اون همون موجوده؟

05:22.030 --> 05:24.610
بهتون توصیه میکنم خیلی نزدیک نشید

05:31.120 --> 05:32.120
سِی شین

05:39.750 --> 05:41.920
پس، ارباب سِی شین انگار که

05:43.550 --> 05:46.220
هنوز زنده ای

06:35.720 --> 06:39.060
❋هیولای گیونگ سونگ❋
بین توجیه و بهانه

06:39.140 --> 06:41.730
قسمت هشتم
^ بیداری ^

06:45.320 --> 06:47.150
حتما زمان خیلی سختی رو پشت سر گذاشته

06:48.490 --> 06:52.490
نتونسته اصلا بخوابه یا حتی یه ذره غذا بخوره

06:54.370 --> 06:55.990
ارباب جانگ چطور؟

06:56.080 --> 06:57.540
نتونست برگرده

06:58.040 --> 07:01.210
همینطور، تمام تاجرای شهر دستگیر شدن

07:06.130 --> 07:07.340
بله، سلام

07:07.840 --> 07:09.340
بله، کاملا متوجهم

07:09.420 --> 07:10.420
بله قربان

07:11.010 --> 07:12.470
...بله قربان، بهتون اطلاع میدم

07:12.550 --> 07:15.260
!همگی ساکت!همین الان بشینین

07:21.480 --> 07:23.900
هی، آقای گو
میدونی اینجا چخبره؟

07:23.980 --> 07:26.150
چرا هنوز هیچ خبری از ارباب جانگ نشنیدیم؟

07:27.360 --> 07:28.440
اون کجاست؟

07:28.530 --> 07:30.360
برنمیگرده مارو نجات بده؟

07:33.110 --> 07:34.110
برمیگرده؟

07:35.280 --> 07:36.740
اه لعنت

07:44.330 --> 07:48.800
(خانه گنج طلایی، گروفروشی)

07:54.390 --> 07:56.720
(امروز تعطیل است)

08:21.500 --> 08:22.660
ارباب جانگ

08:24.420 --> 08:25.580
تو کجایی؟

08:27.210 --> 08:29.130
وقتشه برگردی

08:40.720 --> 08:41.720
نفس میکشه؟

08:44.980 --> 08:46.520
به سختی نفس میکشه، قربان

08:46.600 --> 08:49.270
خیلی خب پس، شما دوتا ببرینش به واحد پزشکی

08:49.820 --> 08:51.440
همین الان برید-
!بله قربان-

08:58.120 --> 08:59.330
بکشش

09:07.080 --> 09:08.330
...ردش رو بزن

09:10.750 --> 09:12.050
هرجایی که بود

09:13.760 --> 09:15.590
و اون حروم لقمه رو بکش

10:33.340 --> 10:35.630
!همونجایی که هستین وایستین، با همتونم، تکون نخورین

10:55.320 --> 10:56.320
ادامه بدین

11:11.370 --> 11:13.790
قربان!یه اتفاقی افتاده قربان

11:17.710 --> 11:18.800
چقدر فوریه؟

11:18.880 --> 11:21.300
گروهبان اول هانِدا رو توی سردخونه زیرزمین پیدا کردیم

11:21.380 --> 11:22.890
درحالیکه با گلوله به شدت زخمی شده

11:24.010 --> 11:26.220
معذرت میخوام، بانو مائدا

11:26.760 --> 11:28.520
لطفا اینجا منتظر باشین تا برگردم

12:06.300 --> 12:07.430
!ارباب جانگ

12:09.600 --> 12:11.680
اینجا...چی کار میکنی؟

12:12.310 --> 12:14.270
یه کارهایی داشتم انجام بدم

12:15.520 --> 12:17.360
ولی بعدش فرصتمو برای بیرون اومدن از اینجا
از دست دادم

12:19.440 --> 12:20.610
برای همین بهتون نیاز دارم تا بهم کمک کنین

12:21.190 --> 12:23.700
از اینجا برم بیرون، بانو مائدا

12:29.870 --> 12:31.080
خب نظرت چیه؟

12:31.160 --> 12:33.540
هنوز یه چوسانی هست که یه جایی این طراف
قایم شده؟

12:33.620 --> 12:35.500
بله قربان، داره این اطراف برای خودش میچرخه

12:35.580 --> 12:36.790
!مدیر ایچیرو

12:38.670 --> 12:40.760
انگار که چوسانیه داره به طرف آزمایشگاه میره

12:40.840 --> 12:43.920
یه نگهبان نزدیک اون منطقه لکه های خون تازه پیدا کرده

12:53.680 --> 12:55.310
...بانو مائدا، متاسفانه

12:56.100 --> 12:57.860
الان زمان مناسبی نیست

13:06.490 --> 13:08.030
!سربازها، یه وضعیت اضطراری داریم

13:08.120 --> 13:09.870
!بانو مائدا رو گرفتن

13:09.950 --> 13:12.620
باید فورا بانو مائدا رو پیدا کنیم!توی خطر بزرگی ان

13:12.700 --> 13:14.250
!باید فورا پیداشون کنیم

13:36.190 --> 13:37.270
بانو مائدا؟

13:51.330 --> 13:53.540
ازم سوالی نپرس، فقط رانندگی کن

14:17.770 --> 14:18.940
فقط ماشینو برون

14:30.240 --> 14:31.320
ممنون

14:45.460 --> 14:47.920
باید چی کار کنم خانم؟وایستم؟

15:11.110 --> 15:12.160
به هون ماچی برو

15:27.420 --> 15:31.720
(گرو فروشی)
(امروز تعطیل است)

16:21.810 --> 16:24.140
دوباره به خانه گنج طلایی سر زدی؟

16:29.650 --> 16:30.820
خیلی وقته منتظری؟

16:32.570 --> 16:34.530
چهارروز میشه که از اونجا اومدیم بیرون

16:35.030 --> 16:37.280
و هنوز خبری از ارباب جانگ نشنیدیم

16:37.990 --> 16:39.950
احتمال زنده بودنش کمه

16:41.200 --> 16:44.580
از طرفی هم، کارمون پیدا کردن میونگ جا بود

16:44.670 --> 16:46.250
و ما هم همین کارو کردیم

16:47.290 --> 16:48.750
وقتشه که بریم خونه

16:51.170 --> 16:53.760
باید صبح زود بریم، پس حاضر شو

16:54.260 --> 16:56.340
باید به جای اون، میموندم اونجا

16:57.680 --> 16:59.680
اون تصمیمشو گرفت، کار درست رو کرد

16:59.760 --> 17:03.180
فقط کافی بود میونگ جا رو نجات بده ولی بازم، موند اونجا

17:05.480 --> 17:06.770
بخاطر ما موند اونجا

17:08.770 --> 17:11.900
باید تو بیمارستان میموندم، یه راهی برای نجات مادر
پیدا میکردم

17:13.360 --> 17:15.400
...حداقلش باید انتقامم رو از مردی که این بلا رو

17:15.490 --> 17:17.280
سر مامان آورد، میگرفتم

17:19.870 --> 17:23.250
اگه مامانو نجات داده بودم، ارباب جانگ اونجا نمیموند

17:24.080 --> 17:26.670
حالا بخاطر ترک کردن بیمارستان احساس گناه میکنم

17:28.710 --> 17:30.040
منظورت از این حرف چیه؟

17:36.590 --> 17:38.430
وقتی اونجا بودیم مامانو پیدا کردم

17:41.260 --> 17:42.770
...هنوز توی بیمارستان

17:45.770 --> 17:47.520
اونگ سونگه و زنده ست

18:02.120 --> 18:05.080
از وقتی که بانو مائدا سر زدن همینطوریه

18:05.580 --> 18:08.330
انگار که یه چیزی برانگیخته اش کرده، قربان

18:10.170 --> 18:12.250
حتما یه چیزی این هیولا رو تحریک کرده

18:12.340 --> 18:14.340
ها؟

18:14.420 --> 18:16.300
اون برانگیخته نشده

18:16.800 --> 18:18.090
فکر کنم عصبانی شده

20:20.710 --> 20:21.920
بذار دوباره ازت بپرسم

20:22.550 --> 20:24.800
همه اون زندانی هایی که بهشون کمک کردی
فرار کنن، کجان؟

20:26.760 --> 20:28.810
من...من نمیدونم

20:29.510 --> 20:31.890
ارباب جانگ کجا قایم شده؟

20:32.770 --> 20:33.770
...کاش

20:36.190 --> 20:37.610
کاش میدونستم کجاست

20:41.570 --> 20:43.740
به اندازه کافی حرفام برات واضح نیست؟

20:44.280 --> 20:46.820
میخوای از اول شروع کنم؟هوم؟

20:48.830 --> 20:50.490
از...اول شروع کنین

20:50.580 --> 20:53.160
یالا از اول شروع کن
ببین چی میشه

20:53.250 --> 20:54.250
کارتو بکن

20:54.580 --> 20:56.380
از اول شروع کن، من هیچی نمیدونم

21:01.170 --> 21:02.920
کسی تا حالا ناخن هاتو

21:03.670 --> 21:05.970
از دستت کشیده؟

21:09.810 --> 21:12.060
کسی تاحالا پوستت رو سوزونده؟

21:17.850 --> 21:20.110
تاحالا با برق شکنجه ات کردن؟

21:24.360 --> 21:26.240
میدونی چه بلایی سر کسی میاد که

21:26.320 --> 21:30.370
به زور پودر چیلی و آب به دهان و دماغش میریزن

21:30.870 --> 21:32.540
درحالیکه برعکس آویزون شده؟

21:34.500 --> 21:36.670
به جایی میرسی که دیگه

21:36.750 --> 21:39.540
یادت نمیاد یه انسانی

21:40.420 --> 21:43.170
اگه یه وقتی تو همچین وضعیتی قرار گرفتی، آقای گو

21:43.800 --> 21:44.720
قهرمان بازی درنیار

21:44.800 --> 21:48.970
فقط شرایطو برات سخت تر میکنه، به جاش باید همه چیزو
بهشون بگی

21:49.050 --> 21:51.310
اگه عاقبتت به همچین وضعیتی رسید

21:52.010 --> 21:53.770
اگه بهمون خیانت کنی، ازت متنفر نمیشم

21:54.520 --> 21:55.770
اینو یادت باشه

21:58.810 --> 22:00.230
بذار دوباره ازت بپرسم

22:00.310 --> 22:02.770
انگیزه واقعی پشت خانه گنج طلایی چیه؟

22:03.280 --> 22:04.400
شما شورشی این؟

22:05.150 --> 22:07.320
همتون مخفیانه بودجه شورشی هارو تامین میکردین؟

22:09.360 --> 22:10.870
هوی، جوابمو بده

22:12.370 --> 22:15.330
چرا جواب منو نمیدی ها؟ارباب جانگ کجاست؟

22:28.090 --> 22:29.800
...خیلی خب

22:56.040 --> 22:57.040
خوب استراحت کردی؟

23:00.040 --> 23:01.120
بانو مائدا

23:20.060 --> 23:21.940
خب، انگار تبت رفع شده

23:22.020 --> 23:24.690
و زخم هات هم دارن خیلی بهتر میشن

23:29.490 --> 23:31.240
...چندوقته که

23:31.320 --> 23:32.820
من اینجام؟

23:34.320 --> 23:36.330
با امروز، میشه 4روز

23:41.120 --> 23:45.420
خب، باید اعتراف کنم که تو...سروصدای زیادی تو بیمارستان
اونگ سونگ به پا کردی

23:48.170 --> 23:51.380
دیدنت که جونت رو برای یکی به خطر انداختی، برام
غیرمنتظره بود

23:52.050 --> 23:53.550
تو همچین آدمی نیستی، درسته؟

23:59.680 --> 24:00.680
آره

24:02.060 --> 24:03.270
ولی الان شرایط فرق کرده

24:05.560 --> 24:08.730
تقصیر من نیست که کشورم اینطوری شده

24:11.070 --> 24:14.910
من شخصا هیچ ارتباطی با زندانی های اونجا ندارم

24:18.200 --> 24:19.370
پس چرا کمکشون میکنی؟

24:20.000 --> 24:21.080
...چون

24:23.460 --> 24:25.630
چون به محض اینکه با چشمای خودم دیدم

24:26.880 --> 24:28.550
خیلی عصبانی شدم

24:29.420 --> 24:30.800
میخواستم کمک کنم

24:31.720 --> 24:35.760
ارباب جانگ، حرفات منطقی نیست
چون چوسانی ان کمکشون کردی؟

24:38.640 --> 24:40.560
فقط بخاطر چوسانی بودنشون نبود

24:41.520 --> 24:43.140
بخاطر این بود که من یه انسانم

24:45.060 --> 24:47.480
فکر میکنی هر زندگی ای ارزش و معنایی داره؟

24:47.560 --> 24:49.690
فکر میکنی همه زندگی ها باهم برابر آفریده شدن؟

24:52.280 --> 24:54.150
نکنه شما فکر دیگه ای میکنی؟

25:00.620 --> 25:01.660
ارباب جانگ

25:03.120 --> 25:05.370
ما هنوز باهم دوستیم؟

25:24.100 --> 25:25.350
گفتی یه پرونده قتل سریالی؟

25:25.440 --> 25:29.110
بله قربان، 11قتل فقط توی همین چهارروز توی
اون منطقه رخ دادن

25:29.190 --> 25:31.190
از ارتش درخواست کالبدشکافی کردیم

25:31.270 --> 25:34.440
ولی، تعداد زیادی از اجساد توی یه وضعیت عجیبی ان

25:34.530 --> 25:36.820
منظورت چیه؟چرا عجیب؟

25:37.410 --> 25:40.280
هیچ کدوم از اجساد...مغز نداشتن، قربان

26:14.820 --> 26:17.030
ایشون از ارتشن، کمیسر

26:32.380 --> 26:33.670
بله، چطور میتونم کمکتون کنم؟

26:34.710 --> 26:35.760
متاسفم

26:36.720 --> 26:38.220
مغازه فروشی نیست

26:40.590 --> 26:42.100
نه، اینو از کجا شنیدین؟

26:43.930 --> 26:44.930
کی مرده؟

26:45.850 --> 26:48.060
بقیه دیگه چه حرفایی درموردشون میزنن؟

26:48.940 --> 26:50.900
!حالا، یه لحظه صبر کنین آقا

26:51.400 --> 26:54.730
این احمقانه ست، فقط کودن ترین آدما میتونن همچین
چیزهایی رو باور کنن

26:54.820 --> 26:58.030
مراقب حرفی که میزنی باش!فکر میکنی کی هستی تو؟

26:58.900 --> 27:02.030
کاری میکنم پشیمون بشی ها، آره میام اون دهنتو میدوزم

27:05.910 --> 27:07.510
اونا مگه کی ان همچین حرفایی میزنن؟

27:07.580 --> 27:10.960
عجب رویی دارنا، خودشون یکی رو مرده اعلام میکنن

27:22.640 --> 27:25.140
وای خدا، همه اهالی این شهر کاملا دیوونه شدن؟

27:31.440 --> 27:32.770
بله، چطور میتونم کمکتون کنم؟

27:34.060 --> 27:36.520
راجع به اون، باور دارم که

27:36.610 --> 27:39.320
همکارم که اینجاست قبلا بهتون توضیح داده

27:40.110 --> 27:41.280
من کی ام؟

27:42.660 --> 27:44.780
ارباب خانه گنج طلایی

27:45.990 --> 27:47.160
جانگ ته سانگ

27:51.410 --> 27:52.410
بله

27:52.750 --> 27:55.290
نه، من نمردم، درسته
من دقیقا همینجام

27:59.170 --> 28:02.680
انگار همه میخوان یه قطعه ای از گرو فروشیمون رو
صاحب بشن

28:02.760 --> 28:03.760
مگه نه؟

28:05.470 --> 28:07.720
ارباب جانگ، اومدی

28:08.310 --> 28:09.390
مگه نگفتم که

28:09.930 --> 28:13.440
چون فقط یه چندروزی نیستم نیازی نیست مغازه رو تعطیل کنی؟

28:13.520 --> 28:15.610
تعجبی نداره همه فکر میکنن میخوایم مغازه رو بفروشیم

28:16.980 --> 28:17.980
...خب

28:19.940 --> 28:21.110
چرا انقدر طول دادی بیای؟

28:22.740 --> 28:24.070
ببخشید، درگیر شدم

28:27.030 --> 28:30.200
پس اصلا صدمه ای ندیدی؟حالت خوبه؟

28:30.290 --> 28:31.790
من خوبم، اهوم

28:32.460 --> 28:33.620
!هی

28:34.250 --> 28:36.840
پس اگه صدمه ندیده بودی چرا زودتر نیومدی خونه؟

28:36.920 --> 28:38.250
چرا انقدر طول دادی بیای؟

28:38.340 --> 28:41.260
!انقدر نگران شده بودم که داشتم سکته میکردم

28:41.340 --> 28:43.970
اصلا به این فکر کردی؟-
ببخشید این کارو کردم-

28:44.050 --> 28:46.470
منم دلایل خودمو داشتم میدونی

28:46.550 --> 28:49.260
از دستم ناراحت نباش؛ خانم ناوول
من دیگه برگشتم

28:54.730 --> 28:56.150
گفتم که متاسفم، گریه نکن

28:58.650 --> 29:00.070
الان دیگه مهم نیست

29:01.990 --> 29:05.160
تازه، باید بری آقای گو رو بیاری

29:11.700 --> 29:12.790
الان آقای گو کجاست؟

29:49.820 --> 29:50.700
!نه

29:50.780 --> 29:53.450
وای نه

29:56.830 --> 29:57.830
پاشو بیا بیرون

30:02.840 --> 30:05.760
!نه!ولم کنین!من نمیام!نه

30:05.840 --> 30:07.840
!گفتم بیا بیرون

30:15.810 --> 30:17.100
ارباب جانگ، خودتی

30:21.230 --> 30:22.650
اون ارباب جانگه؟

30:23.900 --> 30:25.280
اون واقعا ارباب جانگه؟

30:25.360 --> 30:27.650
!امکان نداره-
!فکر کنم خودشه-

30:37.540 --> 30:38.870
همینجا وایستا، باشه؟

30:40.080 --> 30:41.290
!هی، همونجا وایستا

30:42.170 --> 30:44.380
ارباب جانگ، فکر میکنی داری کجا میری؟

30:47.470 --> 30:50.220
اون ارباب جانگ از خانه گنج طلایی نیست؟

30:54.850 --> 30:56.770
باید با کمیسر ایشیکاوا صحبت کنم

30:56.850 --> 30:58.140
!هی تو

30:58.230 --> 31:00.190
منو داری نادیده میگیری، آره؟

31:01.480 --> 31:03.310
برو و بهشون بگو ارباب جانگ اومده

31:03.400 --> 31:04.980
توی پدرسگ!کری مگه؟

31:07.190 --> 31:09.110
چرا مشتتو میاری سمت من؟

31:09.200 --> 31:12.160
افسر پلیسی یا گردن کلفتی چیزی هستی؟کارت همچین
حرفه ای نیست

31:16.370 --> 31:17.540
شماها همتون پلیسین

31:18.120 --> 31:20.620
درخواست زیادیه که مثل یه پلیس رفتار کنین؟

31:35.350 --> 31:37.810
اونجا تو بیمارستان خیلی سروصدا به پا کردی

31:39.560 --> 31:41.730
بهم گفتین هرکاری که لازمه انجام بدم، نه؟

31:43.230 --> 31:44.310
بله، درسته

31:44.900 --> 31:47.480
ولی با اون زندانی های چوسانی که کمکشون کردی
فرار کنن، چی کار کردی؟

31:47.570 --> 31:49.150
این جزوی از معامله نبود

31:51.150 --> 31:53.530
من راستش اصلا نمیدونم راجع به چی حرف میزنین

31:55.700 --> 31:57.200
...من از طرف تمام چوسانی هایی که اینجا به اشتباه

31:57.290 --> 32:00.500
زندانی کردین، اومدم اینجا

32:00.580 --> 32:02.170
لطفا فورا آزادشون کنین

32:02.250 --> 32:04.710
از اونجایی که اتهاماتشون کاملا غلطن

32:06.340 --> 32:09.380
ولی متاسفانه اون شب، قوانین زیادی شکسته شد

32:09.880 --> 32:12.090
پخش کردن آهنگ خارجی، خوردن الکل تو ملا عام

32:12.180 --> 32:15.890
نقض قوانین امنیت عموم، تازه به بقیه تخطی های دیگه
اشاره نمیکنم

32:15.970 --> 32:18.060
چطوره که این قضیه رو با یه جریمه ساده حل کنیم؟

32:18.140 --> 32:20.430
فکر میکنی میتونی این قضیه رو با دادن پول بهم
حل کنی؟

32:20.520 --> 32:23.060
فکر کنم این آسون ترین راه برای حل کردن همه چیز باشه

32:25.860 --> 32:26.860
اگه قبول نکنم چی؟

32:27.690 --> 32:30.190
خب، تمام کار و کاسبی های خیابون بون جونگ

32:30.280 --> 32:31.950
این مدت تعطیل میشن

32:33.200 --> 32:37.700
مطمئنم میدونین که مهمونی جمع آوری کمک مالی، دوروز دیگه
توی گیونگ سونگ برگزار میشه

32:38.280 --> 32:39.540
با تعطیل شدن کار و کاسبی ها

32:39.620 --> 32:42.870
تمام ارسالی های الکل و غذا به این مراسم متوقف میشه

32:42.960 --> 32:44.920
فقط به همه این مقامات و همسراشون فکر کنین که

32:44.960 --> 32:47.000
برای این رویداد لباس سفارش دادن

32:47.040 --> 32:49.340
برام سواله که این برای شما چه وجهه ای خواهد داشت

32:50.960 --> 32:52.420
از اونجایی که همه چیز رو نظارت میکنین

32:52.510 --> 32:54.880
فورا تحقیقات شروع میشه

32:54.970 --> 32:58.140
مقامات بالاترتون قطعا شما رو بابتش مسئول میدونن

32:58.680 --> 32:59.720
این یه تهدیده؟

33:01.770 --> 33:04.640
یه زمانی میرسه که دوتا دشمن میتونن

33:05.190 --> 33:07.020
یه اتحاد موقتی تشکیل بدن

33:07.730 --> 33:11.730
ما فقط داریم با هم درباره اینکه چطوری بهم کمک کنیم
صحبت میکنیم

33:12.990 --> 33:14.740
داری با دم شیر بازی میکنی

33:15.530 --> 33:18.570
بهتره که جونتو بابت مسائلی که ارتباطی بهت نداره به
خطر نندازی

33:24.120 --> 33:28.290
ملاقات کوتاهم به بیمارستان اونگ سونگ بهم یه
درس خیلی مهمی داد

33:29.670 --> 33:31.670
وقتی جونتو به خطر بندازی

33:32.420 --> 33:33.840
باید از تمام وجود مایه بذاری

33:35.170 --> 33:37.430
و حتی اگه یه دقیقه هم تردید کنی

33:38.590 --> 33:39.760
عاقبتی جز مرگ نداری

33:42.390 --> 33:43.890
اگه اجازه هست، کمیسر

33:43.980 --> 33:46.230
فکر کنم بدونم مظنونین اصلی کیان

33:48.100 --> 33:50.520
ارباب جانگ از خانه گنج طلایی

33:50.610 --> 33:53.740
همینطور کاراگاه یون چه اوک

33:54.400 --> 33:55.450
همینطور یه چوسانی فاحشه

33:56.150 --> 33:57.610
به اسم آکیکو

34:05.500 --> 34:06.910
خانم آکیکو؟

34:08.080 --> 34:10.500
حالتون خوبه؟

34:16.880 --> 34:20.890
دلیل خاصی دارین که چرا...اینا مظنونین اصلی ان؟

34:20.970 --> 34:23.720
چون هرسه توی بیمارستان بودن، کمیسر

34:23.810 --> 34:27.560
اونا وارد این بخش شدن و بعدش ... همه با هم فرار کردن

34:28.310 --> 34:31.610
ستوان؛ من دقیقا می خوام بدونم
توی اون بیمارستان چه خبره؟

34:31.690 --> 34:34.730
خب؛ من تمایلی به افشای چنین اطلاعاتی ندارم

34:34.820 --> 34:36.530
اون اطلاعات طبقه بندی شده و محرمانه ست

34:44.160 --> 34:45.160
آکیکو

34:49.420 --> 34:50.420
... آکیــ

35:20.110 --> 35:21.740
چه خبره؟ این چیه؟

35:26.620 --> 35:27.700
بهم بگو؛ ارباب جانگ

35:29.120 --> 35:30.710
می خوام بدونم که اونجا چی دیدی

35:32.880 --> 35:34.600
می خوام دقیقا هر اتفاقی که توی اون بیمارستان

35:34.630 --> 35:37.090
تا این لحظه افتاده رو بدونم؛ باشه؟

35:41.050 --> 35:43.050
همون طور که می دونین

35:43.680 --> 35:46.390
قیمت خدمات بسیار بالاست؛ کمیسر

35:46.890 --> 35:50.230
نوع اطلاعاتی که می خواین؛ در مورد اسرار یه بیمارستان نظامی

35:50.310 --> 35:52.520
در حال حاضر؛ اطلاعات سطح بالا حساب میشه

35:53.020 --> 35:54.940
به احتمال زیاد به راحتی تحویلش نمیدم

35:55.020 --> 35:57.190
مخصوصا چیزی به این مهمی رو، می دونین که؟

35:57.280 --> 35:58.780
سعی داری ازم اخاذی کنی؟

35:58.860 --> 36:00.530
کمیسر ایشیکاوا

36:00.610 --> 36:03.490
چیزی که امیدوارم اینجا به دست بیاریم؛ اعتماد
متقابل به همدیگه اس

36:04.990 --> 36:09.160
ناگفته نمونه که به قولم عمل کردم و آکیکو رو سالم بهت برگردوندم

36:11.750 --> 36:13.370
حالا اون لطف رو جبران کن

36:15.380 --> 36:17.040
افراد منو آزاد کن؛ کمیسر

36:31.640 --> 36:32.690
! برید بیرون

36:33.600 --> 36:35.270
! شماها آزادید

36:35.350 --> 36:36.980
! ما آزاد شدیم ! واقعا رها شدیم

36:37.060 --> 36:39.360
! بلاخره داریم میریم بیرون

36:39.440 --> 36:41.190
! نمی تونم باور کنم ! داریم میریم بیرون

36:41.280 --> 36:43.150
! اوه خدای من ! ممنونم ارباب جانگ

36:43.240 --> 36:46.160
! ارباب جانگ ما رو از اینجا آورد بیرون
! نمی تونم باور کنم ! ماها آزاد شدیم

36:46.240 --> 36:48.160
نمی تونم باور کنم ! همه اومدن بیرون

36:48.990 --> 36:51.450
! همه آزادن
! داریم زنده از اینجا میریم بیرون

36:51.540 --> 36:54.250
! باورم نمیشه! بیا بریم خونه

37:13.270 --> 37:14.520
ارباب جانگ! شمایی

37:18.360 --> 37:19.570
تو واقعا زنده ای؟

37:23.860 --> 37:25.110
آقای گو؛ می تونی راه بری؟

37:27.490 --> 37:30.660
چرا اینقدر طول کشید بیای؟

37:40.750 --> 37:42.130
بیا از اینجا بریم بیرون

37:45.680 --> 37:47.840
خیلی خب؛ صبر کن

37:49.970 --> 37:52.970
! بون جونگ -
! بون جونگ؛ ! بون جونگ -

37:53.060 --> 37:56.190
! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ

37:56.270 --> 37:58.850
! بون جونگ ! بون جونگ -
می خواین همتون اینجا بمیرید؟ -

37:59.480 --> 38:01.520
! پس ساکت باشین

38:14.540 --> 38:17.540
! بون جونگ
! بون جونگ ! بون جونگ

38:17.620 --> 38:19.920
! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ

38:20.000 --> 38:22.500
! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ

38:22.590 --> 38:24.170
! بون جونگ ! بون جونگ

38:24.260 --> 38:26.670
! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ

38:26.760 --> 38:28.430
! بون جونگ ! بون جونگ

38:28.510 --> 38:30.140
! بون جونگ ! بون جونگ

38:30.220 --> 38:32.560
! بون جونگ ! بون جونگ ! بون جونگ

38:32.640 --> 38:34.220
موری -
بله قربان؟ -

38:35.470 --> 38:36.310
کمیسر

38:36.390 --> 38:38.600
می خوام حواست باشه که ارباب جانگ کجا میره

38:38.690 --> 38:41.440
قربان؟ ولی برای چی قربان؟

38:42.860 --> 38:46.530
... خیلی خب؛ پس
پس من کاری رو که میگین میکنم کمیسر

38:51.570 --> 38:54.700
آزمایشگاه زیرزمینی بیمارستان اونگ سونگ)
(آزمایشات انسانی ؛ بانو مائدا

38:58.710 --> 39:02.250
(بانو مائدا)

39:16.850 --> 39:17.850
.. اوه

39:18.480 --> 39:20.850
خیلی نگران نباش؛ اون حالش خوب میشه

39:22.770 --> 39:26.320
من الان بهش مدیونم
مجبورم همه چیزو براش راست و ریس کنم

39:26.400 --> 39:27.490
نه نیستی

39:28.360 --> 39:31.610
تا الان اینقدر زندگی آقای گو رو نجات دادی که
حسابش از دستم در رفته

39:32.240 --> 39:34.030
در حقیقت؛ همه ماها زندگی مون رو بهت مدیونیم

39:41.710 --> 39:43.380
تروما ناشی از شکنجه

39:45.290 --> 39:46.590
یه مدتی طول میکشه نه؟

39:50.300 --> 39:51.470
چرا یکم نمی خوابی؟

39:54.600 --> 39:56.680
نه مشکلی نیست، می خوام اینجا باشم

39:56.760 --> 39:59.140
همون طور که می دونی یکی دیگه هست که منتظرته

40:02.850 --> 40:04.650
هر روز خدا می اومد اینجا

40:05.650 --> 40:08.150
سر میزد که ببینه سالم اومدی خونه یا نه

40:09.780 --> 40:11.110
آقای گو رو به من بسپر

40:11.820 --> 40:13.530
ارباب جانگ؛ برو بهش سر بزن

40:52.240 --> 40:54.320
نمی خوای امشب شام بخوری؟

40:54.410 --> 40:57.530
گرسنه نیستم
تو بخور

40:57.620 --> 41:00.120
یکم دلمه چطوره؟
می تونم برات یکم بخرم

41:03.750 --> 41:05.540
یکم می گیرم؛ سریع برمی گردم

42:02.770 --> 42:04.850
تو کی هستی

42:21.030 --> 42:23.410
اونوقت من اینجا منتظر یه استقبال گرم بودم

42:31.460 --> 42:35.210
... حالا که چهره منو دیدی
میذاری برم؟

42:42.560 --> 42:43.560
واقعا تویی

43:16.510 --> 43:17.760
منم همین حس رو دارم

43:21.260 --> 43:22.260
دلم برات تنگ شده بود

43:24.890 --> 43:26.530
دلم بیشتر از چیزی که بدونی برات تنگ شده بود

43:57.670 --> 43:59.130
دقیقا چی می خوای بدونی؟

43:59.210 --> 44:00.510
... می خوام بدونم

44:02.800 --> 44:08.140
چه اتفاقی داخل بیمارستان اونگ سونگ و
آزمایشگاه زیرزمینش افتاده

44:13.810 --> 44:17.320
یعنی درمورد اتفاقاتی که داخل بیمارستان
اونگ سونگ افتاده خبر داری؟

44:17.400 --> 44:19.610
چیزی در موردش نیست
منم چیزی نمی دونم

44:23.910 --> 44:25.570
این دفعه با آکیکو چیکار کردی؟

44:30.910 --> 44:32.920
ازت یه سوال پرسیدم
چرا جواب نمیدی؟

44:33.000 --> 44:36.000
به نظر میرسه الان یکم گیج شدی

44:37.090 --> 44:40.670
یادت رفته که تو حق پرسیدن چنین سوالایی ازم رو نداری

44:41.800 --> 44:44.050
من توضیحی درباره هیچ چیزی بهت طلبکار نیستم

44:44.800 --> 44:45.720
اوه بله هستی

44:45.800 --> 44:48.850
از همون اولش
هر دو تامون ... تفاهم داشتیم که

44:48.930 --> 44:51.480
این ازدواج برای منافع متقابل شکل گرفته

44:52.640 --> 44:56.400
من به یه شوهر وفادار نیاز داشتم تا به چوسان بیام

44:57.610 --> 45:02.110
...و تو .. به نام و تبار من نیاز داشتی تا

45:02.190 --> 45:03.650
به سمت بالا حرکت کنی و موفق بشی

45:05.490 --> 45:09.080
الان احساس ناخوشایندی دارم که یهویی وانمود کنم

45:09.160 --> 45:11.700
که ... تو الان شوهر منی

45:12.580 --> 45:13.710
کمیسر ایشیکاوا

45:16.290 --> 45:18.960
نباید از حدت میگذشتی و توی قضیه آکیکو دخالت می کردی

45:20.250 --> 45:21.920
و تو نباید اون ارباب رو از

45:22.010 --> 45:24.470
خانه گنج طلایی برای پیدا کردنش استخدام می کردی

45:24.550 --> 45:27.640
ما توافق کرده بودیم که توی زندگی های شخصی مون
دخالتی نشه؛ نکرده بودیم؟

45:27.720 --> 45:30.390
ولی تو کسی بودی که تصمیم گرفتی به این توافق احترام نذاری

45:30.470 --> 45:33.640
این به تو مربوطه که تصمیم بگیری شب چیکار کنی

45:34.600 --> 45:37.060
با این حال وقتی یکی دیگه رو حامله میکنی

45:37.730 --> 45:40.070
این توافق مون رو پیچیده میکنه

45:48.780 --> 45:49.780
اوه

45:50.120 --> 45:54.120
... نمی دونم اینو شنیدی یا نه
ولی ارباب جانگ برای خودش یه زنی پیدا کرده

46:00.340 --> 46:02.130
اسمش یون چه اوکه

46:02.210 --> 46:03.880
شنیدم یه زن اهل چوسانه

46:04.590 --> 46:08.470
ظاهرا خیلی جوون و زیباست
چقدر متاسفم برات

46:10.010 --> 46:11.970
فکر کردم که دوست داری اینو بدونی

46:12.560 --> 46:15.930
با توجه به تموم وقتی که گذاشتی و ازش پرستاری کردی
تا به سلامتی برگرده

46:16.640 --> 46:18.520
فکر کنم الان دیگه همه اش به فنا رفته

47:20.420 --> 47:22.500
... اوهوم

47:42.440 --> 47:43.440
... اوهوم

47:55.700 --> 47:57.580
دلمه های شما اینجاست خانم

48:05.750 --> 48:06.840
... خب

48:09.800 --> 48:11.050
چطوره که بریم؟

48:14.800 --> 48:16.050
! اونو دیدی ! هان

48:16.850 --> 48:18.560
یه لقمه از غذای خودتو بده

48:18.640 --> 48:20.060
! نه

48:21.100 --> 48:22.390
! برو مال خودت رو بیار

48:22.480 --> 48:23.810
این یکی مال منه

49:00.890 --> 49:02.940
! نزدیک تر نیا

49:12.150 --> 49:14.240
! برو ... برو کنار

49:14.320 --> 49:16.280
! ازم دور شو

50:03.830 --> 50:04.830
... م

50:05.830 --> 50:07.750
میونگ ... میونگ جا؟

50:21.970 --> 50:23.180
همینه؟

50:24.020 --> 50:25.850
همون انگل ناجینی که کشف کردی؟

50:25.930 --> 50:27.100
درسته

50:28.520 --> 50:31.610
اونا در اعماق یخچال های طبیعی کوهستان موریونگ کشف شدن

50:31.690 --> 50:33.530
بازیابی شون خیلی سخته

50:33.610 --> 50:37.200
پس این انگل به مغز میزبان خوش می چسبه

50:37.820 --> 50:40.870
و اون وقته که مثل سی شین به هیولا تبدیل میشه؟

50:41.870 --> 50:42.870
نه دقیقا

50:44.160 --> 50:45.580
اگه ناجین تنها باشه

50:46.370 --> 50:48.460
میزبان فقط به یه شکارچی تبدیل میشه

50:50.830 --> 50:52.790
ولی همچنان ظاهر شکل

50:52.880 --> 50:54.170
انسانی خودش رو حفظ میکنه

50:54.250 --> 50:55.260
برای زنده موندن

50:55.340 --> 50:57.470
ناجین اونا رو از داخل کنترل میکنه

50:57.550 --> 50:59.050
و مغز انسان رو شکار میکنه

51:33.380 --> 51:35.380
ناجین خیلی تهاجمی و

51:35.460 --> 51:38.090
خشن تر از اکثر شکارچی هاست

51:38.720 --> 51:42.430
می تونه موقعیت ها رو سریعا تجزیه و تحلیل کنه و زخم
هاش رو بلافاصله خوب کنه

51:48.890 --> 51:50.270
پس بهم توضیح بده

51:50.350 --> 51:52.710
چرا سی شین انقدر بدشکل و شمایل شده بود؟

51:52.730 --> 51:56.940
چون دو تا آمپول بهش زده شده بود
یه سرم با سیاه زخم ترکیب شده بود

52:24.090 --> 52:25.720
بعد از اینکه این سرم تزریق بشه

52:25.800 --> 52:27.850
با انگل ناجین جهش پیدا میکنه

52:28.430 --> 52:30.230
درست همون اتفاقی که درمورد سی شین افتاد

52:30.930 --> 52:33.730
با توجه به چیزی که دیدی؛ نقطه ضعفی وجود داره؟

52:43.320 --> 52:44.780
نیتروژن ضعیفش میکنه

52:45.870 --> 52:47.700
همون طور نور و آتیش

53:10.390 --> 53:11.980
به خودت بیا

53:12.560 --> 53:13.770
تو چت شده؟

53:14.850 --> 53:16.020
! میونگ جا

53:23.200 --> 53:25.030
چقدر باید وحشتناک باشه

53:26.110 --> 53:29.870
که وقتی درگیر اون حالت میشیم به یاد بیاریم
که انسان بودن چطوریه

53:31.290 --> 53:32.950
یه اتفاقی براش افتاده

53:34.540 --> 53:36.540
فکر کنم توی بیمارستان روش آزمایش کردن

54:00.980 --> 54:03.440
یه منور قرمز به آسمون شلیک شد؛ کمیسر

54:21.920 --> 54:24.130
! این طرف! بگیریدش

54:32.260 --> 54:33.350
! همون جا وایسا

55:03.920 --> 55:05.210
!گمش نکنین

55:05.300 --> 55:06.880
!پیداش کنین-
!بله قربان -

55:30.570 --> 55:32.950
اولش نمی تونست هیچی رو به یاد بیاره

55:33.990 --> 55:35.270
ولی بعد دخترش سر و کله اش پیدا شد

55:37.870 --> 55:39.120
دخترش؟

55:40.170 --> 55:41.620
پس سی شین یه مادر بوده؟

55:42.330 --> 55:43.590
چطور اینو می دونی؟

55:44.170 --> 55:47.260
یواشکی وارد بیمارستان شده بود به این امید که مادر
گمشده اش رو پیدا کنه

55:47.340 --> 55:49.220
اون زمان بود که این دو تا با هم متحد شدن

55:49.300 --> 55:52.890
یه جورایی سی شین دخترش رو شناخت و یه چیزی عوض شد

55:54.720 --> 55:56.510
اون تونست ناجین رو کنترل کنه

55:57.310 --> 55:59.430
و اسم اون دختر بیچاره چی بود؟

55:59.520 --> 56:01.190
اسمش یون چه اوکه

56:02.980 --> 56:04.480
و به عنوان یه کاراگاه کار میکنه

56:06.860 --> 56:08.320
نمی دونم که شنیدی یا نه

56:08.400 --> 56:10.530
ولی ارباب جانگ برای خودش یه زنی پیدا کرده

56:11.030 --> 56:14.570
اسمش یون چه اوکه
شنیدم اهل چوسانه

56:19.540 --> 56:20.960
! پیداش کنین -
! بله قربان -

56:21.040 --> 56:22.210
! این طرف رو هم بگردین

56:22.290 --> 56:23.920
! عجله کنین -
! این طرف -

56:24.000 --> 56:25.840
! سریع برین -
! پیداش کنین -

56:57.370 --> 56:58.790
! اون اینجاست!برید دنبالش

57:12.470 --> 57:13.300
حالت خوبه؟

57:13.380 --> 57:15.390
اگه میونگ جا رو بگیرن
ممکنه که بکشنش

57:16.850 --> 57:19.430
یا ممکنه یه کار خیلی بدتری با اون یا بچه اش بکنن

57:20.060 --> 57:21.540
درست مثل چیزی که برای مادرم اتفاق افتاد

57:23.980 --> 57:25.440
! برید دنبالش

57:27.650 --> 57:28.730
!عجله کنین

57:30.480 --> 57:32.070
!عجله کنین ! بگیریدش

57:33.450 --> 57:34.740
!بگیریدش

57:51.550 --> 57:53.260
بیاین بریم

58:00.470 --> 58:02.310
! نمی خوام بمیرم

58:03.310 --> 58:04.890
! لطفا منو نکُشید

58:07.020 --> 58:08.310
! لطفا بذارین زنده بمونم

58:14.900 --> 58:15.990
! صبر کنین

58:16.650 --> 58:18.410
! اون طرف

58:30.000 --> 58:31.250
! پیداش کنین ! اون طرف

58:31.340 --> 58:33.840
! نذارید دور بشه -
! همون جا وایسا -

58:41.640 --> 58:44.100
! منو نکُشید
! لطفا منو نکُشید ! این کارو نکنین

58:45.060 --> 58:47.100
! نمی خوام بمیرم ! نمی خوام بمیرم

58:47.850 --> 58:49.730
! نمی خوام بمیرم ! منو نکُشید

58:50.310 --> 58:51.770
!منو نکشید

58:51.770 --> 58:57.770
:ترجمه و زیرنویس
:: Lufan و Zshkoo شادی و ::

58:57.770 --> 58:59.770
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
.:کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان:.
