WEBVTT

00:00.960 --> 00:03.060
‫دارم میگم اون برگشته

00:03.790 --> 00:06.610
‫کمکم کن پیداش کنم

00:06.930 --> 00:08.110
‫آره!

00:11.180 --> 00:13.626
‫این کارها دیگه چیه؟
‫شوخیـه؟

00:13.650 --> 00:16.376
‫کجاس؟

00:16.400 --> 00:18.510
‫آنچه در «مور مور» گذشت...

00:18.540 --> 00:21.120
‫چیکار کنیم که بیخیال این مزخرفات
‫در مورد روح بشی؟

00:21.120 --> 00:24.476
‫لوکاس ممکنه آخرین سال‌های دبیرستانش رو
‫بدون مادر بگذرونه

00:24.500 --> 00:25.920
‫گنده‌تر از دهنت حرف میزنی

00:25.920 --> 00:28.020
‫قبلاً هیچی ازم مخفی نمی‌کردی

00:30.840 --> 00:33.500
‫تمام این ماجراها هم
‫زیر سرِ روح یه بچه‌ایـه که مُرده

00:33.500 --> 00:35.480
‫چرا هیچ‌کس گوش نمی‌کنه من چی میگم؟

00:35.480 --> 00:36.680
‫خودم حواسم بهش هست

00:36.690 --> 00:38.006
‫اگه میخوای از اینجا بیرون بری،

00:38.030 --> 00:39.806
‫باید قرص‌ها رو نخوری

00:39.830 --> 00:41.516
‫و مثل دیوونه‌ها حرف نزنی

00:41.540 --> 00:43.136
‫چشمه رو میگم.
‫ کجا پیداش کردی؟

00:43.160 --> 00:45.566
‫- اسمت چی بود؟
‫- لوکاس پارکر

00:45.590 --> 00:47.816
‫- ‫با الیسون کات کردم
‫- ‫هنوز به مارگو نگفتی؟

00:47.840 --> 00:49.486
‫اما تو که می‌دونی لوکاس

00:49.510 --> 00:51.036
‫الان خونه اونا می‌مونه، درسته؟

00:51.060 --> 00:53.416
‫یجورایی دارم چرت و پرت میگم
‫و من...

00:53.440 --> 00:57.160
‫تو که فکر نمی‌کنی لازم باشه،
‫من نگران باشـم...
‫

00:57.160 --> 00:59.720
‫- همه می‌فهمن شماها جیمزِ واقعی نیستین
‫- نه، نمی‌فهمن

00:59.720 --> 01:02.090
‫اصلاً متوجه نبودت نمیشن

01:03.180 --> 01:04.300
‫برگردیم به کارمون برسیم

01:04.300 --> 01:06.250
‫آخه چند روز پیش داشتم زیرزمینم رو
‫تمیز میکردم

01:06.250 --> 01:08.380
‫- و این آلبوم رو پیدا کردم
‫- زیرزمین بیدل؟

01:08.380 --> 01:10.156
‫آره، فکر کردم شاید این رو
‫به مامانت نشون بدی،

01:10.180 --> 01:12.070
‫- خودت هم میتونی نگاه کنی
‫- هی، هارولد

01:13.480 --> 01:15.780
‫گذشته رو می‌بینم،
‫پس تمام اطلاعاتی که لازم داریم

01:15.780 --> 01:16.730
‫توی آلبومه

01:16.730 --> 01:18.840
‫- آخر و عاقبت خوبی نداره
‫- این تنها فرصتیه که

01:18.840 --> 01:21.370
‫بالاخره حقیقت رو بفهمیم

01:21.880 --> 01:22.800
‫مامان؟

01:22.800 --> 01:26.210
‫نمیتونم برم زندان، خب؟
‫جعبه رو بردارین

01:26.630 --> 01:28.300
‫باید توضیح بیشتری واسه این داستان باشه

01:28.300 --> 01:30.200
‫داخل اون جعبه چی بود؟

01:30.200 --> 01:32.010
‫میخوای بدونین چی داخل جعبه‌اس؟

01:32.010 --> 01:33.996
‫بیاین داخل. بهتون میگم

01:34.020 --> 01:36.120
‫خدای من!

01:36.780 --> 01:38.150
‫توی زیرزمین پیداش کردم

01:38.150 --> 01:40.460
‫فکر می‌کنیم خوب میشه اگه
‫زمان بیشتری رو

01:40.460 --> 01:41.980
‫با دوست‌های واقعیـت بگذرونی

01:41.980 --> 01:44.846
‫- تا با عروسکت
‫- اسمش اسلپیه

01:44.870 --> 01:46.460
‫کار عروسکه‌ست.
‫توی یه خطر جدی هستیم

01:46.460 --> 01:48.090
‫از وقتی که عروسک رو پیدا کرده،
‫تغییر کرده

01:48.090 --> 01:50.020
‫- ‫آره، بیایید عروسکه رو بگیریم
‫- ‫فردا شب؟

01:54.430 --> 01:55.720
‫پس بعد از این دیگه هیچوقت

01:55.720 --> 01:57.916
‫دوباره درمورد اتفاقی که امشب
‫افتاد حرف نمی‌زنیم، باشه؟

01:57.940 --> 01:59.336
‫آره، اما این یارو هارولد بیدل،

01:59.360 --> 02:01.990
‫والدین‌مون داشتن سعی می‌کردن
‫که کمکش کنن

02:01.990 --> 02:04.766
‫آم... چی؟
‫نه

02:04.790 --> 02:06.850
‫نکته‌ی داستان همینه دیگه

02:07.185 --> 02:12.185
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

02:12.510 --> 02:14.326
‫گوش کنین ببینین چی میگم!

02:14.350 --> 02:18.786
‫پدرمادرهاتون هارولد رو اذیت کردن.
‫می‌فهمین؟

02:18.810 --> 02:20.456
‫مدام اذیتش می‌کردن!

02:20.480 --> 02:22.796
‫هی اذیت پشت اذیت

02:22.820 --> 02:24.386
‫بعدش هم به زور وارد خونه‌اش شدن

02:24.410 --> 02:26.306
‫و بهترین دوستش رو دزدیدن!

02:26.330 --> 02:28.726
‫- بهترین دوست؟
‫- آره! بهترین دوستش!

02:28.750 --> 02:31.650
‫آخرش هم کشتنش!

02:33.010 --> 02:34.820
‫پس آره،
‫اونا قاتلن!

02:36.350 --> 02:38.416
‫مگه گوش نمی‌کردین؟

02:38.440 --> 02:40.420
‫باید براتون هجیش کنم؟

02:53.220 --> 02:54.316
‫آقای برت؟

02:54.340 --> 02:56.030
‫چیه؟

02:57.310 --> 02:59.830
‫شما از کجا این چیزا رو می‌دونین؟

03:02.240 --> 03:03.590
‫آره

03:03.840 --> 03:05.810
‫به این میگن پیچش داستانی

03:06.240 --> 03:08.970
‫این چیزا رو می‌دونم...

03:10.170 --> 03:11.770
‫چون من آقای برت نیستم

03:13.840 --> 03:15.116
‫من هارولد بیدلم

03:15.140 --> 03:18.030
‫و وقتشه اسلپی رو برگردونم

03:20.060 --> 03:22.166
‫- برت رفت
‫- البته بیدل رفت

03:22.190 --> 03:24.216
‫- کجا رفت؟
‫- در!

03:24.240 --> 03:25.676
‫در، در، در!

03:25.700 --> 03:27.466
‫باشه، باشه!

03:27.490 --> 03:29.056
‫باز نمیشه؟

03:29.080 --> 03:31.600
‫- دارم زورم رو می‌زنم، فکر کنم بشه بازش کرد
‫- هل بدین

03:31.600 --> 03:32.290
‫- حاضرین؟
‫- هل بدین!

03:32.290 --> 03:33.396
‫- هی، هی!
‫- چیه؟

03:33.420 --> 03:34.606
‫- تا سه بشماریم، باشه؟
‫- باشه

03:34.630 --> 03:36.406
‫یه، دو، سه!

03:36.430 --> 03:39.156
‫هی!

03:39.180 --> 03:41.330
‫وای خدا!

03:53.555 --> 03:59.555
‫«فصل اول، قسمت هفتم»

03:59.555 --> 04:05.055
‫«ترجمه از محمدعلی sm و آرمان اسدی»

04:05.760 --> 04:07.170
‫وای!

04:07.530 --> 04:10.096
‫من که میگم
‫دیگه چیزی رو باز نکنیم

04:10.120 --> 04:11.560
‫- آره
‫- باشه؟

04:15.670 --> 04:18.530
‫عجب دموکراسی‌ای

04:27.070 --> 04:28.636
‫وای خدا

04:28.660 --> 04:30.470
‫تو آلبوم گیر افتادیم

04:38.550 --> 04:41.076
‫یه راه واسه فرار پیدا می‌کنم،
‫خب؟

04:41.100 --> 04:42.406
‫اول با زیرزمین شروع می‌کنم

04:42.430 --> 04:44.660
‫نه...
‫آیزایا!

04:47.160 --> 04:48.000
‫قفله

04:48.000 --> 04:49.256
‫خداروشکر

04:49.280 --> 04:52.016
‫خب،
‫حتماً بیدل توی آلبوم

04:52.040 --> 04:54.420
‫یه نقاشی ازمون کشیده
‫تا اینجا گیرمون بندازه

04:54.420 --> 04:55.770
‫عالی شد

04:58.010 --> 04:59.446
‫من هنوز خیلی جوونم

04:59.470 --> 05:01.696
‫داداش...
‫همه‌مون هم‌سنیم

05:01.720 --> 05:03.400
‫ببینین،
‫مامانم می‌فهمه من رفتم

05:03.400 --> 05:04.880
‫و یکم دیگه قاطی می‌کنه

05:04.880 --> 05:05.916
‫راست میگه

05:05.940 --> 05:07.666
‫پدرمادرمون یه کاریش می‌کنن

05:07.690 --> 05:09.920
‫آره،
‫اما کل شبه که اینجا بودیم، پس...

05:10.320 --> 05:11.886
‫مطمئنم هرلحظه‌اس که برسن

05:11.910 --> 05:13.556
‫چی بگم آخه،
‫واقعاً می‌کنن؟

05:13.580 --> 05:15.800
‫دفعه قبلی که کار پدرمادرهامون

05:15.800 --> 05:18.170
‫همچین تعریفی نداشت

05:27.740 --> 05:32.490
‫[جیمز: سلام مامان، امشب خونه یه دوستام می‌مونم.]

05:41.340 --> 05:43.576
‫گفت باشه.
‫مرسی مامان

05:43.600 --> 05:45.370
‫نوبت توئه ایزابلا

05:49.040 --> 05:50.380
‫عالیه

05:50.380 --> 05:51.880
‫مرسی

05:51.880 --> 05:53.176
‫سلام مامان

05:53.200 --> 05:55.516
‫نمی‌‌تونم واسه شام بیام،

05:55.540 --> 06:00.270
‫اما دوستت دارم،
‫یکم هم غذا برام نگه دارین

06:00.930 --> 06:03.696
‫شکلک بوس،
‫شکلک بوس

06:03.720 --> 06:07.650
‫شکلک ماکارونی

06:08.980 --> 06:10.330
‫تمام

06:15.540 --> 06:18.896
‫ببینین، به لحاظ قانونی،
‫دیگه نمی‌تونم اینجا نگه‌تون دارم

06:18.920 --> 06:21.606
‫اما اگه داوطلبانه بخواین بمونین،
‫ترتیبش رو میدم

06:21.630 --> 06:24.116
‫اگه بتونین استراحت کنین
‫خیلی خوب میشه

06:24.140 --> 06:25.746
‫همم،
‫خیلی لطف می‌کنین

06:25.770 --> 06:27.370
‫گمون نکنم لازم باشه

06:31.860 --> 06:34.636
‫احساس می‌کنم خیلی پاک‌تر شدم

06:34.660 --> 06:38.226
‫دیگه همش احساس کسلی
‫و خواب‌آلودی ندارم

06:38.250 --> 06:40.016
‫شما چیزی نمی‌دونین؟

06:40.040 --> 06:42.540
‫خواب‌آلودگی یکی از عوارض جانبی معمول
‫ خیلی از داروهاس

06:42.540 --> 06:43.800
‫پیدا کردن مقدار دُز درست...

06:43.800 --> 06:45.326
‫بهم مسکن دادی ویکتوریا

06:45.350 --> 06:47.366
‫آشفته و بی‌قرار بودی

06:47.390 --> 06:49.586
‫و نباید کاری می‌کردی
‫که بعدش پشیمون می‌شدی

06:49.610 --> 06:52.216
‫- صلاح خودت رو می‌خواستیم
‫- اوه

06:52.240 --> 06:54.296
‫باشه متوجهم،
‫اما خب شاید

06:54.320 --> 06:55.700
‫شاید باید یه صحبت کوچیکی

06:55.700 --> 06:56.976
‫با وکیلم داشته باشم

06:57.000 --> 06:59.160
‫یا حتی با هیئت پزشکی ایالتی

06:59.790 --> 07:02.106
‫- چون صلاح خودم رو می‌خوام
‫- جوگیر نشو نورا

07:02.130 --> 07:04.736
‫شاید اصلاً بهتر باشه جوگیر شیم ویکتوریا

07:04.760 --> 07:07.406
‫آخه می‌دونی...
‫یه شبح

07:07.430 --> 07:10.206
‫داره میاد دنبال بچه‌هامون!

07:10.230 --> 07:12.860
‫اگه حالا وقت مناسبی
‫ برای یه کوچولو جوگیر شدن نیست

07:12.860 --> 07:14.110
‫پس کی هست؟

07:14.110 --> 07:15.800
‫این که میگی یعنی چی؟

07:18.250 --> 07:21.140
‫من به غریزه‌هام اعتماد دارم

07:21.750 --> 07:24.400
‫این کار رو باید خیلی وقت پیش می‌کردم

07:35.780 --> 07:40.040
‫[نورا اومد بیرون]

07:44.880 --> 07:47.326
‫- اوه، سلام
‫- اوه، سلام

07:47.350 --> 07:50.286
‫همونی که دنبالش بودم

07:50.310 --> 07:51.876
‫واسه چی دنبالم بودی؟

07:51.900 --> 07:53.836
‫عه...

07:53.860 --> 07:55.590
‫دوست مشترک‌مون دیگه

07:56.950 --> 07:59.016
‫- ما دوست مشترکی داریم؟
‫- آره بابا

07:59.040 --> 08:00.346
‫منظورت چیه؟

08:00.370 --> 08:01.476
‫خودت می‌دونی

08:01.500 --> 08:03.190
‫نه.
‫نمی‌دونم

08:04.460 --> 08:06.356
‫- هارولد
‫- رفتی تو معدن

08:06.380 --> 08:08.486
‫از جعبه درش آوردی.
‫حالا هم باید پسش بدی!

08:08.510 --> 08:10.536
‫- کمک!
‫- هی! هی!

08:10.560 --> 08:12.126
‫- وای، هی
‫- هی!

08:12.150 --> 08:14.540
‫- ببخشید آقا
‫- هی! هی!

08:26.260 --> 08:27.526
‫نورا!

08:27.550 --> 08:28.776
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

08:28.800 --> 08:30.700
‫وای خدا.
‫کالین

08:30.770 --> 08:33.836
‫داشتم نامه‌ات رو بررسی می‌کردم،
‫سر و صدا شنیدم و...

08:33.860 --> 08:35.456
‫ولت کردن؟
‫بهم زنگ نزدی؟

08:35.480 --> 08:39.296
‫نه، راستش خیلی یهویی شد.
‫شرمنده

08:39.320 --> 08:40.766
‫خب عزیزم،
‫میومدم دنبالت

08:40.790 --> 08:42.226
‫نه...

08:42.250 --> 08:43.976
‫مسئله اینه که...

08:44.000 --> 08:45.896
‫باید قبل این که کسی رو ببینم

08:45.920 --> 08:48.236
‫یه کاری رو سریع انجام بدم

08:48.260 --> 08:50.030
‫حتی لوکاس؟

08:50.600 --> 08:53.246
‫با خودم می‌گفتم هروقت اومدی بیرون
‫یه جشن بگیریم

08:53.270 --> 08:55.376
‫یا کارای دیگه‌ای بکنیم که

08:55.400 --> 08:58.100
‫وقتی مردم از بیمارستان روانی
‫مرخص میشن، انجام میدن

08:58.100 --> 09:00.220
‫یا اصلاً می‌تونیم یه ماساژ بین زوجین داشته باشیم

09:00.220 --> 09:01.136
‫البته کار عجیبیه

09:01.160 --> 09:04.896
‫ولی وای، واقعاً از دیدنت خوشحال شدم!
‫زیادی حرف می‌زنم؟

09:04.920 --> 09:07.360
‫نه، نه،
‫فقط یکم مشغله دارم

09:07.720 --> 09:10.460
‫آره.
‫واسه چی برگشتی اینجا؟

09:10.460 --> 09:12.786
‫یه کاری هست که باید بکنم

09:12.810 --> 09:14.560
‫خیلی طول نمی‌کشه

09:14.560 --> 09:17.890
‫هروقت برگشتم،
‫هرجوری که بخوای جشن می‌گیریم

09:19.400 --> 09:21.340
‫خب،
‫چی تو کیف گذاشتی؟

09:22.290 --> 09:26.566
‫نه، وایسا.
‫من از بچه و درخت انجیرت نگهداری می‌کنم

09:26.590 --> 09:28.776
‫اون‌وقت تو نمی‌تونی بگی
‫که با اون ساک چی‌کار داری؟

09:28.800 --> 09:31.696
‫- آخه این چه‌جور رابطه‌ایه؟
‫- ببخشید، نمی‌تونم

09:31.720 --> 09:33.196
‫خب من با این قضیه مشکل دارم

09:33.220 --> 09:35.416
‫با سارا هم همین مشکلات رو داشتم

09:35.440 --> 09:37.820
‫ازدواجم به‌‌خاطر همین مخفی‌کاری‌ها
‫شکست خورد

09:37.820 --> 09:39.966
‫کالین،
‫همه مخفی‌کاری می‌کنن

09:39.990 --> 09:41.966
‫نه، نمی‌کنن.
‫من هیچ مخفی‌کاری‌ای نمی‌کنم

09:41.990 --> 09:45.390
‫تو تنها مخفی‌کاری‌ای هستی
‫که تاحالا تو زندگیم کردم!

09:45.480 --> 09:47.016
‫باید برم

09:47.040 --> 09:47.960
‫باشه، برو

09:47.960 --> 09:51.360
اما فقط وقتی برگرد
که آمادۀ حرف زدن باشی

10:00.700 --> 10:03.136
‫تقصیر درخت انجیرت که نیست!

10:03.160 --> 10:07.770
‫برای همین...
‫به گیاهت آب میدم

10:09.880 --> 10:11.776
‫...برای این که ببینین چی میشه...

10:11.800 --> 10:14.406
‫وقتی که مردم ادب رو زیر پا می‌ذارن...

10:14.430 --> 10:16.496
‫این داستان واقعیه...

10:16.520 --> 10:18.746
‫♪ یه داستان واقعی ♪

10:18.770 --> 10:19.940
‫...از هفت غریبه...

10:19.940 --> 10:21.150
‫...که توی یه خونه زندگی می‌کنن...

10:21.150 --> 10:22.676
‫بیل!

10:22.700 --> 10:24.096
‫...و از زندگی‌هاشون فیلم می‌گیرن...

10:24.120 --> 10:25.726
‫...برای این که ببینین چی میشه...

10:25.750 --> 10:27.140
‫وقتی که مردم ادب رو زیر پا می‌ذارن...

10:28.670 --> 10:30.276
‫داستان واقعی

10:30.300 --> 10:32.106
‫♪ داستان واقعی ♪

10:32.130 --> 10:34.576
‫- از هفت غریبه...
‫- ...که توی یه خونه زندگی می‌کنن...

10:34.600 --> 10:36.786
‫- بیل!
‫- ...و از زندگی‌هاشون فیلم می‌گیرن...

10:36.810 --> 10:38.250
‫...برای این که ببینین چی میشه...

10:39.310 --> 10:41.250
‫وقتی که مردم ادب رو زیر پا می‌ذارن...

10:42.610 --> 10:45.426
‫خب...

10:45.450 --> 10:47.436
‫تاحالا کسی این احتمال هم درنظر گرفته

10:47.460 --> 10:50.039
‫که پدرمادرهامون نیان نجات‌مون ندن؟

10:50.040 --> 10:53.656
‫اما به‌نظرم باید به‌جای این که
‫ اینجا منتظر بمونیم

10:53.680 --> 10:55.696
‫یه کاری بکنیم

10:55.720 --> 10:57.366
‫- مثلاً‌ چی؟
‫- نمی‌دونم...

10:57.390 --> 11:00.916
‫مثلاً این دنیا رو بگردیم...
‫چمیدونم

11:00.940 --> 11:04.870
‫می‌دونی به‌خاطر این ماجراجویی‌های توئه
‫که به این وضع افتادیم دیگه؟

11:05.280 --> 11:06.556
‫یعنی...

11:06.580 --> 11:08.720
‫یعنی میگی تقصیر منه؟

11:08.720 --> 11:10.936
‫نه، نه.
‫فراموشش کن

11:10.960 --> 11:12.776
‫- اوهوم
‫- خیلی‌خب

11:12.800 --> 11:14.780
‫اما اگه قرار بود تقصیر رو گردن کسی بندازم

11:14.780 --> 11:15.736
‫به تو رای می‌دادم

11:15.760 --> 11:17.076
‫- بیخیال داداش
‫- آروم باش جیمز

11:17.100 --> 11:19.036
‫چیه خب؟
‫اومدیم دنبال اون. خب؟

11:19.060 --> 11:21.336
‫اول تو یه خونه با ساعت پرنده‌ای گیر افتادم

11:21.360 --> 11:23.480
‫بعدش تو معدن گیر افتادم،
‫بعدش هم تو آلبوم گیر افتادم،

11:23.480 --> 11:23.880
‫باشه

11:23.880 --> 11:25.780
‫اگه کسی مقصر باشه
‫پدر و مادر منن

11:25.780 --> 11:28.880
‫اونا بودن که باعث شدن این روح
‫به‌خاطر گناهان‌شون از ما انتقام بگیرن

11:28.880 --> 11:29.710
‫نه مارگو

11:29.710 --> 11:31.476
‫مرسی

11:31.500 --> 11:34.356
‫اما بهت گفتیم که...

11:34.380 --> 11:35.906
‫- وارد آلبوم نشی
‫- عجب

11:35.930 --> 11:37.576
‫- چه سریع از پشت خنجر زدی
‫- من فقط می‌خوام

11:37.600 --> 11:40.060
‫در حق بهترین دوستم
‫ انصاف رو رعایت کنم، خب؟

11:40.060 --> 11:41.786
‫- اول داداشیا...
‫- همم؟

11:41.810 --> 11:43.666
‫- ...بعدش آشناها
‫- چی؟ یه بار دیگه میگی؟

11:43.690 --> 11:44.836
‫- بگو ببینم
‫- آشناها

11:44.860 --> 11:49.210
‫اول داداشیا، بعد آشناها.
‫شماها خیلی صمیمی‌این، من هم بهتون احترام می‌ذارم

12:25.480 --> 12:28.296
‫سلام، لوکاسم.
‫یا الان نمی‌تونم جواب بدم یا گوشیم خرابه

12:28.320 --> 12:31.016
‫سلام عزیزم،
‫مامانم

12:31.040 --> 12:33.726
‫ببخشید نگفتم دارم مرخص میشم

12:33.750 --> 12:37.480
‫فقط یه کاری هست
‫که باید بهش رسیدگی کنم

12:38.010 --> 12:40.656
‫تو راه برگشت به خونه
‫بهت زنگ می‌زنم، خب؟

12:40.680 --> 12:42.120
‫دوستت دارم

12:57.760 --> 13:00.406
‫آره،
‫این خونه خیلی داره کوچیک میشه

13:00.430 --> 13:02.536
‫همم

13:02.560 --> 13:04.416
‫- آره، خیلی کوچیک
‫- بیخیال هاوارد

13:04.440 --> 13:06.626
‫- به من دست نزن لوکاس
‫- بچه‌ها

13:06.650 --> 13:09.046
‫شنیدین؟

13:09.070 --> 13:10.930
‫یکی دیگه هم تو خونه هست

13:12.580 --> 13:13.976
‫قطعاً تنها نیستیم

13:14.000 --> 13:17.066
‫خیلی‌خب،
‫صدا از اتاق ناهار خوری میاد

13:17.090 --> 13:19.816
‫- باید قایم شیم
‫- کجا قایم شیم؟ اینجا فقط یه اتاق گنده‌اس!

13:19.840 --> 13:21.500
‫- راست میگی
‫- چرا این چیزا رو دست‌تون گرفتین؟

13:21.500 --> 13:22.786
‫تو هم یه چیزی بگیر دستت!

13:22.810 --> 13:24.456
‫از قایم‌موشک‌بازی خسته شدم.
‫تا سه می‌شمارم، میریم تو

13:24.480 --> 13:26.060
‫- تا سه یا همینطوری یه علامت میدیم؟
‫- داداش

13:26.060 --> 13:27.836
‫- باید جدا شیم...
‫- بکشینش دیگه!

13:27.860 --> 13:29.216
‫میشه با شماره پنج، شیش، هفت، هشت بریم؟

13:29.240 --> 13:31.800
‫- سه، دو، یک چطوره؟
‫- هی!

13:34.160 --> 13:36.146
‫وایسیین، وایسین،
‫من بیدل نیستم!

13:36.170 --> 13:38.146
‫منم!
‫برتم!

13:38.170 --> 13:40.406
‫- آقای برت!
‫- چی؟

13:40.430 --> 13:43.286
‫من برت واقعی‌ام.
‫برت برت، نه برت بیدل...

13:43.310 --> 13:46.786
‫من معلم‌تونم،
‫آقای برت

13:46.810 --> 13:48.416
‫خیلی‌خب،
‫وایسین!

13:48.440 --> 13:50.586
‫خیلی مسخرس

13:50.610 --> 13:53.056
‫فکر می‌کردم...

13:53.080 --> 13:55.306
‫- یه روخ تسخیرم کرده
‫- چی؟

13:55.330 --> 13:57.566
‫تا جایی که بدونم توضیح میدم

13:57.590 --> 13:59.146
‫خب...
‫من...

13:59.170 --> 14:01.066
‫داشتم جدول حل می‌کردم

14:01.090 --> 14:03.076
‫و خوش می‌گذروندم دیگه

14:03.100 --> 14:05.036
‫و یهو دیدم یه چیزی داره می‌دوه سمتم

14:05.060 --> 14:07.076
‫لباس پارچه‌ای و بوی عجیبی داشت

14:07.100 --> 14:10.256
‫و اصلاً نفهمیدم چیشد
‫که اینجا گیر افتادم

14:10.280 --> 14:13.380
‫و اون موجود تبدیل شده بود به من

14:13.950 --> 14:15.300
‫با عقل جور در میاد؟

14:16.250 --> 14:17.976
‫آره،
‫نه

14:18.000 --> 14:20.026
‫قبل این که این رو بذاریم زمین

14:20.050 --> 14:21.396
‫- باید توضیحات بیشتری بدی
‫- همم

14:21.420 --> 14:22.736
‫- آره، آره
‫- آره

14:22.760 --> 14:24.486
‫باشه، خیلی‌خب،
‫قبوله، بهتون میگم

14:24.510 --> 14:27.326
‫شما فقط آروم باشین،
‫خب؟

14:27.350 --> 14:29.670
‫این وسایل رو بذارین زمین

14:40.920 --> 14:42.026
‫سلام بن

14:42.050 --> 14:43.900
‫سلام کالین.
‫چه‌خبر؟

14:44.180 --> 14:46.246
‫اوم...

14:46.270 --> 14:50.920
‫واقعاً نیاز دارم با یه نفر
‫‌ درمورد مسائلی دربارۀ روابط حرف بزنم

14:52.190 --> 14:54.716
‫آره، کاش دلیل اومدنم به اینجا
‫سوال کردن درمورد شیرآب خراب بود

14:54.740 --> 14:56.490
‫اما نیست

14:56.490 --> 14:58.220
‫خب بیا تو

15:01.680 --> 15:04.510
‫پس قضیه درمورد ساراس؟

15:04.510 --> 15:05.576
‫نورا

15:05.600 --> 15:07.536
‫اوه

15:07.560 --> 15:09.706
‫- اوه
‫- آره، آره

15:09.730 --> 15:12.836
‫نه، مخفی‌کاری‌ای در کار نیست

15:12.860 --> 15:15.096
‫سارا خبر داره.
‫کاملاً ردیفه

15:15.120 --> 15:19.146
‫اما شما خیلی وقته
‫ همدیگه رو می‌شناسین، درسته؟

15:19.170 --> 15:23.410
‫حالش خوبه؟
‫بعد این که مرخص شد؟

15:23.470 --> 15:25.446
‫فکر می‌کردم حالش خوبه
‫اما...

15:25.470 --> 15:27.946
‫خیلی رفتارهاش عجیب شده

15:27.970 --> 15:29.666
‫نه مثل رفتارهای عجیب همیشگیش

15:29.690 --> 15:32.296
‫- میشه دقیق‌تر بگی؟
‫- آره

15:32.320 --> 15:34.336
‫خب ما یه دعوای اساسی کردیم

15:34.360 --> 15:36.296
‫و دیگه باهام حرف نزد

15:36.320 --> 15:39.760
‫و همش می‌گفت
‫که یه رازهایی داره

15:39.960 --> 15:41.606
‫برای همین برام سوال شده

15:41.630 --> 15:43.816
‫چیزی درمورد نورا هست
‫که من ندونم

15:43.840 --> 15:46.116
‫که واقعاً پشمام رو بریزونه؟

15:46.140 --> 15:47.786
‫بگو بهم رفیق

15:47.810 --> 15:51.166
‫مثلاً خاطرۀ سرکوب شده‌ای از گذشته نداره

15:51.190 --> 15:54.500
‫که تجربه کرده باشه؟

15:55.360 --> 15:57.510
‫خیلی چرته

15:58.370 --> 16:02.940
‫شما تو دبیرستان،
‫به عروسکی چیزی برنخورده بودین؟

16:03.710 --> 16:05.060
‫چی گفتی؟

16:08.430 --> 16:11.116
‫آخه یه ساک دستشه

16:11.140 --> 16:15.880
‫که توی یه کلبه بوده
‫و تیکه‌های یه عروسک توشه

16:21.460 --> 16:23.436
‫کالین،
‫نورا کجاس؟

16:23.460 --> 16:25.856
‫- الان رو میگم
‫- نمی‌دونم

16:25.880 --> 16:27.860
‫گذاشت و رفت
‫و هیچی هم به من نگفت

16:30.521 --> 16:32.707
کجا داری میری؟

16:40.498 --> 16:42.979
حالا دارم فکر میکنم مشکل از منه

16:44.089 --> 16:45.944
نه. نه

16:45.968 --> 16:48.949
مشکل از اوناست. صد در صد از اوناست

17:08.973 --> 17:10.911
باورم نمیشه کسی متوجه نشد

17:10.935 --> 17:12.038
که توسط یه روح تسخیر شده بودی

17:12.062 --> 17:13.625
یه نفر هم نفهمید

17:13.649 --> 17:16.171
مثلا پدر و مادرت یا دوستت

17:16.195 --> 17:18.510
یکی که باهاش قرار میذاشتی -
نه -

17:18.534 --> 17:20.595
کسی هم متوجه رفتنت نشده، آقا

17:21.790 --> 17:24.227
عجیبه -
...خب -

17:25.088 --> 17:28.195
البته فعلا توی زندگیم

17:28.219 --> 17:29.740
...در حال تغییراتم، واسه همین

17:29.764 --> 17:31.368
آره

17:31.392 --> 17:32.705
یعنی یه بدبختی؟

17:32.729 --> 17:35.376
نه. نه، لوکاس

17:35.400 --> 17:39.635
بدبخت نیستم، ضمنا حرفت بهم برخورد
و اصلا هم درست نیست

17:39.659 --> 17:41.305
نمیخوام با شما وارد این بحث بشم

17:41.329 --> 17:42.808
،چون شما دانش‌آموزهای من هستین و خوب نیست

17:42.832 --> 17:44.060
ولی بدبخت نیستم

17:44.084 --> 17:46.438
خیلی خب، چند وقت اینجا بودی؟

17:48.051 --> 17:51.283
.گفتنش سخته
زمان... مبهم بود

17:51.307 --> 17:53.037
...امم

17:53.061 --> 17:54.663
شبی بود که مصدوم شدی

17:55.065 --> 17:57.921
اون خیلی وقت پیش بود -
آره -

17:57.945 --> 18:00.552
هی، گرسنه‌ات نمیشه؟ -
!لوکاس -

18:00.576 --> 18:03.265
نه، همونطور که گفتم، من بیشتر

18:03.289 --> 18:06.647
مشغول دلهره‌ی فوق شدید بودم

18:06.671 --> 18:09.444
و البته تلاش‌های بیهوده میکردم

18:09.468 --> 18:12.158
تا از این خونه‌ی برزخی عجیب برم بیرون

18:12.182 --> 18:14.580
...البته خیالتون رو راحت میکنم

18:14.604 --> 18:15.707
راه خروجی نداره

18:15.731 --> 18:17.670
باید یه راهی به بیرون باشه -
آره -

18:17.694 --> 18:19.757
آره، منم وقتی اومدم اینجا
،همین فکر رو کردم، آیزایا

18:19.781 --> 18:21.886
...ولی

18:21.910 --> 18:24.892
متاسفم که خبر بدی بهت میدم، راهی نیست

18:24.916 --> 18:26.687
نیتن، باید خودت رو جمع و جور کنی، خب؟

18:26.711 --> 18:28.942
،چون ممکنه دلیلی واسه مبارزه نداشته باشی

18:28.966 --> 18:30.821
ولی ما داریم، من دارم
و یه برادر کوچیک دارم

18:30.845 --> 18:32.448
که امشب برگردم پیشش، خیلی خب؟

18:32.472 --> 18:34.703
پس، میدونی چی لازم داریم؟

18:34.727 --> 18:39.003
یه صحبت الهام‌بخش در مورد فرصت رو غنیمت شمردن
از معلممون لازم داریم

18:39.027 --> 18:40.799
لطفا؟ -
مثل سخنرانی رودی -

18:40.823 --> 18:42.009
آره -
رودی؟ -

18:42.033 --> 18:43.763
"ناخدا، ناخدای من" -
آره -

18:43.787 --> 18:45.349
حتی جمله‌ی انگیزشی
مثل «زندگی کن، بخند، عشق بورز» خوبه

18:45.373 --> 18:47.143
از اینجور چیزها -
تمرکز کن

18:47.294 --> 18:49.650
خیلی خب

18:49.674 --> 18:51.735
راست میگی

18:52.638 --> 18:54.910
،بذار ببینم، خب

18:54.934 --> 18:57.415
،بیاین تیکه تیکه بهش فکر کنیم
مثل کاری که تو کلاس میکنیم

18:57.439 --> 18:59.335
.بیاین با چیزی که میدونیم شروع کنیم
چی میدونیم؟

18:59.359 --> 19:03.260
...چی میدونی؟ میدونی که
...میدونیم که بیدل

19:03.284 --> 19:05.932
میدونیم شما اینجایین
چون بیدل وارد آلبومتون کرد

19:05.956 --> 19:07.478
آره -
و من اینجام -

19:07.502 --> 19:09.022
چون بیدل کنترل بدنم رو به دست گرفت

19:09.046 --> 19:10.274
آره

19:10.298 --> 19:14.324
آره -
...پس... ما باید -

19:14.348 --> 19:15.911
باید داخل ذهنش گیر افتاده باشیم

19:15.935 --> 19:17.371
نظر قوی‌ای بود -
منطقیه -

19:17.395 --> 19:19.459
!خوشم اومد -
و اگه اینطور باشه -

19:19.483 --> 19:21.547
پس خب، چیکار کنیم؟

19:21.571 --> 19:24.803
...تنها کاری که باید بکنیم اینه که فقط

19:24.827 --> 19:27.643
،اینجا باید بپرین وسط
باید هر چی توی ذهنتون میاد بگین

19:27.667 --> 19:29.145
...تو بزرگتری، تو

19:29.169 --> 19:32.235
.خب، من شروعش کردم، مارگو
نمیتونم همه‌اش رو انجام بدم

19:32.259 --> 19:34.698
.شماها ذهن جوان و خلاقی دارین
و سنم بالاست

19:34.722 --> 19:36.619
خیلی خب، منطقیه، تا اینجاش منطقیه

19:36.643 --> 19:38.915
پس اگه یه راه ورود باشه
باید یه راه خروج هم باشه، درسته؟

19:38.939 --> 19:40.459
به همین سادگی -
آره -

19:40.483 --> 19:41.921
خیلی خب. خوبه، آیزایا

19:41.945 --> 19:43.758
با آیزایا موافقم

19:43.782 --> 19:46.845
همچنین فکر کنم یه راهی پیدا کردم

19:47.540 --> 19:48.892
چی؟ -
باریکلا به تایتان‌ها -

19:53.552 --> 19:55.490
ایزابا، مراقب باش -
!هی، هی، هی -

19:55.514 --> 19:58.035
!در رو ببند -
!یه نور اونجاست -

20:02.987 --> 20:04.340
اون پایین

20:04.364 --> 20:05.927
می‌بینین؟ -
خدای من -

20:05.951 --> 20:09.309
آره، یه اتاق شناور دیگه‌اس

20:09.333 --> 20:11.229
یه مدت اینجا بودی

20:11.253 --> 20:13.275
هیچوقت بیرون در رو نگاه نکردی؟

20:13.299 --> 20:15.446
معلومه که بیرون رو نگاه کردم

20:15.470 --> 20:17.450
بیرون در رو نگاه کردم
و فقط یه گودال تاریک و ترسناک دیدم

20:17.474 --> 20:20.456
و واسه همین در رو بستم

20:20.480 --> 20:21.542
میتونم برم اون پایین

20:21.566 --> 20:22.919
چطوری؟

20:22.943 --> 20:25.132
کجا داره میره؟

20:25.156 --> 20:26.968
نمیدونم

20:28.412 --> 20:30.391
خیلی خب، بیخیال، اینطوری خطر داره

20:34.759 --> 20:37.365
خب بچه‌‌ها، من اولین نفر میگم

20:37.389 --> 20:39.077
به نظرم ایزابلا نباید بره

20:39.101 --> 20:40.454
موافقم

20:40.478 --> 20:41.958
ممنون -
چرا؟ -

20:41.982 --> 20:43.586
یه زن قوی و مستقله

20:43.610 --> 20:44.922
،میدونم زن قوی و مستقله

20:44.946 --> 20:46.257
ولی داره داوطلب میشه

20:46.281 --> 20:47.761
وارد یه گودال عظیم و تاریک بشه

20:47.785 --> 20:49.640
واسه همین میخوام انجامش بدم

20:49.664 --> 20:51.309
چیه، یه فرصت برای نجاتمون دارم
و ازش استفااده نکنم؟

20:51.333 --> 20:53.438
خیلی خب، ولی لوکاس همیشه کارهای احمقانه میکنه

20:53.462 --> 20:55.485
شاید بهتره اون بره -
،به عنوان یه حرفه‌ای -

20:55.509 --> 20:57.154
...به نظرم ایزابلا

20:57.178 --> 20:59.075
به نظرم اون از پسش برمیاد

20:59.099 --> 21:01.371
آره، دیدی؟ اگه میخواد انجامش بده، پس میتونه

21:01.395 --> 21:03.291
،آره، خیلی خب، همتون دست به یکی کنین

21:03.315 --> 21:05.630
!چون من سعی دارم دوستمون رو نجات بدم

21:05.654 --> 21:07.884
داداش، من دست به یکی نکردم

21:07.908 --> 21:10.139
وقتی همه هم‌نظر بودن، ولی حرفی نزدم

21:10.163 --> 21:12.435
یعنی یه جورایی باهات موافق بودم

21:12.459 --> 21:14.230
ممنون، جیمز. جیمز درکم میکنه

21:14.254 --> 21:15.734
دقیقا -
میدونین چیه؟ آیزایا راست میگه -

21:15.758 --> 21:17.361
،به عنوان تنها بزرگسال توی این اتاق

21:17.385 --> 21:19.073
به نظرم میتونم نظر منطقی بدم

21:19.097 --> 21:22.329
.این کار دیوونگیه
این رو می‌بندی دور کمرت؟

21:22.353 --> 21:28.050
چیکار میکنیم؟ از این به عنوان طناب نجات
داخل گودال تاریک استفاده میکنی؟

21:28.074 --> 21:30.429
!ممنون -
اصلا از کجا شروع کنم -

21:30.453 --> 21:32.851
.این چطوره؟ نقشه‌ی جدید
این کار رو میکنیم

21:32.875 --> 21:36.525
بیاین بیخیال بشیم
و فقط سرنوشتمون رو قبول کنیم

21:36.549 --> 21:39.782
و فقط همدیگه رو بشناسیم

21:39.806 --> 21:42.411
خب که چی، تا ابد یه جا میشینیم
و همدیگه رو میشناسیم

21:42.435 --> 21:44.541
پانتومیم بازی میکنیم

21:44.565 --> 21:46.712
من میرم -
آره، منم باهات موافقم -

21:46.736 --> 21:48.674
آره. همین کار رو میکنیم

21:48.698 --> 21:50.052
خیلی خب. خیلی خب

21:50.076 --> 21:52.933
خاطرات بدی در مورد پانتومیم دارم

21:52.957 --> 21:55.814
چطوری در ارتباط باشیم؟

21:55.838 --> 21:57.441
بگیرین -
خیلی خب -

21:57.465 --> 22:00.197
گرفتینش؟-
آره -

22:00.221 --> 22:03.119
یه بار سریع بکشم یعنی خوبم. خب؟

22:03.143 --> 22:06.961
و اگه دوبار بکشم یعنی من رو بکشین بالا

22:06.985 --> 22:09.633
خیلی خب، آره، ولی اگه اصلا نکشی چی؟

22:09.657 --> 22:11.010
سوال خیلی خوبی بود، لوکاس

22:11.034 --> 22:12.179
خیلی خب، از نقشه خوشم اومد

22:12.203 --> 22:15.809
،هی، هی، از نقشه خوشم اومد
ولی نمیخوام صدمه ببینی

22:17.463 --> 22:18.985
میشه یه کمکی بدین؟ باید بشینم

22:19.009 --> 22:20.946
کمکش کنین، خب؟ -
آره، آره -

22:24.227 --> 22:25.999
خیلی خب. آماده‌ای؟ -
آماده‌ام -

22:26.023 --> 22:28.293
محکمه؟ -
آره -

22:29.530 --> 22:32.343
هی، تو میتونی -
آره -

22:33.872 --> 22:35.685
محکم گرفتین؟ -
آره، آره، آره -

22:35.709 --> 22:37.438
آره، گرفتیم -
خیلی خب، درسته -

22:37.462 --> 22:39.107
خیلی خب -
چیزیت نمیشه -

22:40.719 --> 22:41.822
حالت خوبه، ایزابلا؟

22:41.846 --> 22:43.782
!آره

22:45.555 --> 22:49.455
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

23:39.002 --> 23:40.857
اوه

23:40.881 --> 23:42.400
شوهر هیلاری کلینتون

24:36.993 --> 24:38.722
!من رو بکشین بالا

24:38.746 --> 24:40.142
دو بار کشید

24:40.166 --> 24:42.061
!هی، دو بار کشید! بکشین بالا

24:52.608 --> 24:54.710
!من رو بالاتر بکشین! آیزایا

25:00.456 --> 25:02.520
!هوو

25:02.544 --> 25:03.896
!بکشین

25:05.675 --> 25:07.236
!زور بزنین

25:08.806 --> 25:10.870
!داره از دستم ول میشه، داره سر میخوره

25:10.894 --> 25:12.956
!وای

25:17.281 --> 25:18.426
!ادامه بدین

25:18.450 --> 25:20.429
!بچه‌ها، بکشین

25:29.932 --> 25:31.492
...من

25:31.978 --> 25:33.914
منم

25:34.900 --> 25:36.336
چی؟

25:42.708 --> 25:45.188
!بکشین، بچه‌ها، داره جر میخوره
!ما میتونیم

25:45.212 --> 25:48.026
!یالا، بچه‌ها

26:01.036 --> 26:02.599
سلام

26:02.623 --> 26:04.266
معرکه بود

26:12.726 --> 26:14.246
چیه؟

26:14.270 --> 26:17.085
من که چیزی نگفتم

26:17.109 --> 26:18.628
خیلی خب

26:20.282 --> 26:22.302
هی، اون پایین چی شد؟

26:22.871 --> 26:24.224
...خب

26:24.248 --> 26:26.647
شبیه گذشته بود

26:26.671 --> 26:29.358
ولی بعدش شبیه آینده شد

26:29.843 --> 26:31.698
.توضیحش سخته
...و بعدش

26:31.722 --> 26:35.330
،چند تا آدم دیدم
ولی شبیه عروسک خیمه‌شب‌بازی بودن

26:35.354 --> 26:39.128
و اون موقع فرار کرد
و راهرو از وسط نصف شد

26:39.696 --> 26:42.969
خب، امروز همینطور داره بهتر و بهتر میشه

26:52.514 --> 26:56.330
قول داده بودیم هیچوقت برنگردیم

26:56.354 --> 26:58.918
خب، فکر کنم یکیمون این قول رو زیر پا گذاشت

27:00.070 --> 27:01.422
اینجا منتظر باش

27:53.803 --> 27:55.739
اون پایین نیست

28:07.121 --> 28:11.063
جیمز؟ اونجا چه غلطی میکنی؟

28:11.087 --> 28:13.192
مامانت در مورد این بهت گفته؟

28:13.216 --> 28:14.903
اون مادرم نیست

28:15.847 --> 28:18.451
ولی وقتی کارم باهات تموم بشه
به حساب اونم میرسم

28:26.034 --> 28:27.469
واویلا

28:29.373 --> 28:31.937
!جیمز. جیمز

28:33.006 --> 28:34.358
!جیمز

28:56.929 --> 28:58.281
جیمز؟

28:59.559 --> 29:01.330
!خدای من، نگاهت کن

29:01.354 --> 29:04.002
شب رو اینجا بودی؟

29:04.026 --> 29:06.633
با دوست‌هات؟ معدن خانواده رو
به مکان مصرف مواد تبدیل کردی؟

29:06.657 --> 29:08.010
ها

29:08.034 --> 29:10.056
کارهای خودت رو به من نسبت نده

29:10.080 --> 29:13.647
فکر کنم هردومون میدونیم
مشکل از پسرت نیست، الایزا

29:13.671 --> 29:15.482
چرا اینطوری حرف میزنی؟

29:16.134 --> 29:19.157
چون دیگه وقتشه درد رو بی‌حس نکنی

29:19.181 --> 29:21.077
و توی دنیای واقعی زندگی کنی

29:26.989 --> 29:29.843
واقعا فکر کردی تقاص کاری که با هارولد کردی
رو پس نمیدی؟

29:32.082 --> 29:33.768
تو جیمز نیستی

29:36.174 --> 29:37.526
نه

29:41.518 --> 29:42.870
!آروم باش

29:54.628 --> 29:56.605
...فکر کنم دیگه میشه گفت

29:58.259 --> 30:00.196
از اولش حق با نورا بود

30:04.981 --> 30:06.376
،میدونم ممکنه اینجا در خطر باشیم

30:06.400 --> 30:07.713
ولی واقعا فکر میکنم
ممکنه اون بیرون بدتر باشه

30:07.737 --> 30:09.256
میشه یکی من رو بزنه؟

30:10.367 --> 30:12.556
بزنیمت؟

30:12.580 --> 30:13.725
احتمالا یه چیزی فهمیده باشم

30:13.749 --> 30:15.646
.هنوز کاملا مطمئن نیستم
آره، من رو بزن

30:15.670 --> 30:18.485
...باشه، میخوای فقط

30:18.509 --> 30:19.862
راستش، بهتره تو منو بزنی

30:19.886 --> 30:21.739
نه

30:23.226 --> 30:24.786
بیخیال

30:26.650 --> 30:28.713
!آره

30:28.737 --> 30:30.590
!آره

30:35.000 --> 30:37.188
!حق با من بود! جواب داد

30:37.212 --> 30:39.442
درد باعث میشه به بدنم برگردم

30:39.466 --> 30:41.698
منظورم بدن واقعیمه

30:41.722 --> 30:43.409
جدی میگی؟ -
آره، جدی میگم -

30:43.433 --> 30:46.666
توی ماشینم بودم و همه چی رو دیدم

30:46.690 --> 30:48.670
...آلبوم هم حتی اونجا بود -
وایسا، آلبوم رو دیدی؟ -

30:48.694 --> 30:50.757
آره، همونجا رو صندلی کنارم بود

30:50.781 --> 30:53.262
خیلی خب، اینطوری از اینجا بیرون میریم

30:53.286 --> 30:54.640
چی؟ منظورت چیه؟

30:54.664 --> 30:58.272
چون آقای برت میتونه آلبوم رو برداره
و یه راه خروج برامون بنویسه

30:58.296 --> 31:02.322
.اوه... آره
راستش، میدونین چیه

31:02.346 --> 31:05.119
نمیخوام لاف بزنم، ولی نویسنده‌ی خوبی هستم

31:05.143 --> 31:07.833
«آره، توی مجله‌ی «هورور ویکلی

31:07.857 --> 31:09.962
.چند تا داستان کوتاه منتشر کردم
نمیدونم خبر داشتین یا نه

31:09.986 --> 31:12.258
.خیلی خب. خیلی عالیه
کاری که باید بکنی

31:12.282 --> 31:16.391
اینه که یه راه خروج توی این صفحه بنویسی

31:16.415 --> 31:18.270
ایده‌ی خیلی خوبیه -
!ایولا -

31:18.294 --> 31:20.817
آره -
...و واسه این کار -

31:20.841 --> 31:22.236
...ما

31:22.260 --> 31:23.531
باید برت گردونیم

31:23.555 --> 31:25.368
آره -
درسته، باشه -

31:25.392 --> 31:28.541
خیلی خب، وایستین قبل از اینکه آقای برت رو

31:28.565 --> 31:31.380
،چَکی کنین و بهش اردنگی بزنین
بیاین نقشه بریزیم

31:31.404 --> 31:35.053
اینطوری هر چی اومد نزنین

32:27.140 --> 32:28.536
چیکار میکنه؟

32:28.560 --> 32:29.914
چرا داره بدنش رو کش میده؟

32:29.938 --> 32:31.542
باید اون بزنه؟

32:31.566 --> 32:32.878
نگران نباش

32:32.902 --> 32:34.882
ادا در میاره ولی آروم میزنه

32:34.906 --> 32:37.095
دفعه‌ی پیش که بد زد

32:37.119 --> 32:38.640
آره، سعی کرده بود منو بکشه

32:38.664 --> 32:40.142
واقعا؟ جدی میگی؟

32:40.166 --> 32:41.394
مامانش رو هم همینطور

32:41.418 --> 32:42.981
...برادرت رو هم همینطور و

32:43.005 --> 32:44.735
لوکاس -
فکر کنم تو رو هم با پارو زد -

32:44.759 --> 32:46.570
خیلی کله‌خره

32:47.765 --> 32:50.204
چیزیت نمیشه، نیتن -
خیلی خب. دستت درد نکنه، لوکاس -

32:50.228 --> 32:54.170
و سعی داشتم به «نیتن» گفتنتون گیر ندم

32:54.194 --> 32:57.426
ولی میخوام یادآوری کنم هنوز
...معلمتون حساب میشم، پس

32:57.450 --> 32:59.430
،وقتی به دنیای واقعی برگشتیم

32:59.454 --> 33:00.767
قراره هنوز معلمتون باشم

33:00.791 --> 33:02.228
و نمیخوام دانش‌آموزهای دیگه رو گیج کنیم

33:02.252 --> 33:03.898
پس ممنون میشم اگه بازم

33:03.922 --> 33:05.733
آقای برت صدام کنین

33:06.260 --> 33:07.612
!آخ

33:25.591 --> 33:27.487
!نورا

33:27.511 --> 33:28.573
!هی

33:28.597 --> 33:31.326
...منم... نیتن

33:33.314 --> 33:35.543
!نورا، منم نیتن! برت

33:36.655 --> 33:38.050
چه خبر شده؟

33:38.074 --> 33:40.386
!نه! نورا

33:41.455 --> 33:43.185
چی؟

33:43.209 --> 33:45.314
هی! آخ

33:45.338 --> 33:47.483
!منم نیتن

33:49.514 --> 33:52.452
یعنی چی؟

33:54.398 --> 33:55.750
!هارولد

33:56.528 --> 33:58.340
!آه

33:58.364 --> 34:00.094
چی شد؟

34:00.118 --> 34:03.100
بیدل با مشت برم گردوند

34:03.124 --> 34:06.273
محکم‌تر بزنمت؟ -
...نه، نه، نه، فقط -

34:06.297 --> 34:10.364
چند دقیقه بذار چونه‌ام برگرده سر جاش

34:10.388 --> 34:12.869
ممنون. راستی، نورا رو دیدم

34:12.893 --> 34:15.500
وایسا، مامانم؟ -
آره، مامانت، نورا -

34:15.524 --> 34:17.838
داشت از یه خوار و بارفروشی بیرون می‌اومد

34:17.862 --> 34:19.340
خوار و بارفروشی؟

34:19.364 --> 34:21.136
فکر کنم میدونم کجاست

34:21.160 --> 34:22.848
کنار کلبه‌امون توی کوهستانه

34:22.872 --> 34:24.142
دیدی اونجا چیکار میکرد؟

34:24.166 --> 34:27.438
نه، ولی، فکر کنم بیدل تعقیبش میکرد

34:28.424 --> 34:30.655
خیلی خب، آلبوم رو دیدی؟

34:30.679 --> 34:33.870
آره، همونجا روی صندلی شاگرد بود

34:33.894 --> 34:36.498
باید از اینجا بیاریمون بیرون -
...باشه، فقط یه لحظه -

34:39.363 --> 34:41.425
!لازم نیست اینقدر محکم بزنین

34:43.079 --> 34:44.932
اصلا صدام رو نمی‌شنوین

34:45.542 --> 34:47.814
دستت درد نکنه، لوکاس

34:47.838 --> 34:50.653
آره! خیلی خب

34:50.677 --> 34:54.242
خب. یعنی چی؟

35:00.446 --> 35:01.798
چی؟

35:04.789 --> 35:08.103
نه

35:09.423 --> 35:10.942
!هی

35:14.517 --> 35:15.704
!ول کن

35:15.728 --> 35:17.123
ولش کن، اسکل

35:17.147 --> 35:19.545
فکر میکنی من اسکلم؟

35:19.569 --> 35:22.007
آره، همینطوره -
!خب، حداقل من زنده‌ام -

35:22.031 --> 35:24.594
فعلا زنده‌ای

35:32.555 --> 35:40.055
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

35:41.780 --> 35:43.175
بچه‌ها؟

35:43.199 --> 35:44.511
چه خبر شده؟

35:48.555 --> 35:54.055
‫«ترجمه از محمدعلی sm و آرمان اسدی»
