WEBVTT

00:51.865 --> 00:58.095
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

01:01.152 --> 01:03.308
‫هی! چیه؟

01:03.646 --> 01:04.968
‫چی اینقدر خنده‌داره؟

01:05.235 --> 01:06.719
‫هیچی، باور کن.

01:07.197 --> 01:09.836
،بی‌خیال، بهم بگو
.یه کم خنده لازم دارم، زودباش

01:09.861 --> 01:12.099
‫داشتم یه کتاب می‌خوندم
‫به اسم "حالات ماده"،

01:12.124 --> 01:15.088
‫یه فصل داره ‫راجع به
ترمودینامیک ‫و مکانیک آماری.

01:15.113 --> 01:17.238
‫خب...
‫اینجوری شروع می‌شه.

01:17.263 --> 01:20.768
‫"لودویگ بولتزمن ‫بیشتر عمرش رو
"صرف مطالعه مکانیک آماری کرد

01:20.793 --> 01:23.153
‫"اون در سال 1906 ‫خودکشی کرد."

01:23.178 --> 01:24.297
‫اوه.
‫خب؟

01:24.322 --> 01:26.300
‫"پاول اهرن‌فست، ‫که کارش رو ادامه داد،

01:26.325 --> 01:28.891
‫"اونم به همین شکل در سال 1933 مُرد."

01:29.204 --> 01:32.524
‫"حالا نوبت ماست ‫که مکانیک آماری بخونیم."

01:34.087 --> 01:36.166
‫هیچ‌وقت برای تست پدربودن دیر نیست.

01:39.139 --> 01:40.623
‫یه بشقاب اضافه گذاشتن.

01:41.007 --> 01:42.855
‫آره. مهمون داریم مگه؟

01:42.880 --> 01:44.589
‫آره، آره، داریم.

01:45.777 --> 01:48.387
‫یه خبرایی هست.
‫آره. حق با توئه.

01:48.412 --> 01:50.334
‫یه جور حس عجیبی تو خونه‌ست.

01:50.567 --> 01:53.344
‫یه حس تاریک و نگران‌کننده.
‫نگاش کن.

01:53.369 --> 01:55.581
‫اون همون پیراهنیه که
‫واسه کنفرانس‌های خبری می‌پوشه.

01:55.606 --> 01:56.919
‫موهاشو شونه کرده.

01:58.344 --> 02:00.914
‫به نظر می‌رسه خیلی مشتاقه
‫که تاثیر خوبی بذاره.

02:00.939 --> 02:03.123
‫نه. نه، اون نیست.
‫خواهش می‌کنم، نه.

02:03.148 --> 02:04.188
‫نه، نمی‌تونی.

02:04.213 --> 02:06.478
‫بله بچه‌ها، مادرتون
‫داره واسه برانـچ میاد.

02:06.860 --> 02:08.857
‫نه. چطوری این اتفاق افتاد؟

02:08.882 --> 02:10.617
‫یهو دیشب بهم پیام داد.

02:10.642 --> 02:13.536
‫پرسید "بچه‌ها چطورن؟"
‫منم گفتم "بچه‌ها خوبن.

02:13.561 --> 02:15.004
‫"فردا دارن ‫واسه برانـچ میان."

02:15.029 --> 02:16.355
‫بعد اون جواب داد،

02:16.380 --> 02:18.742
‫"برانـچ خوش می‌گذره. ‫ساعت 11 می‌بینمتون."

02:18.767 --> 02:21.129
‫عیبی نداره. عیبی نداره.
‫بیاید یه کم فکر کنیم.

02:21.154 --> 02:23.514
‫چی می‌تونیم بگیم که
‫کاری کنیم ماشین رو دور بزنه برگرده؟

02:23.539 --> 02:26.657
‫یا شاید راحت‌تر باشه اگه
‫جاده شهر رو ببندیم؟

02:27.746 --> 02:31.191
‫من... یه ایده‌ای دارم ‫که
.اصلا چرا داره میاد

02:31.216 --> 02:33.763
‫وقتی تو اون مرکز بازپروری
‫به عنوان مامور مخفی بودم

02:33.788 --> 02:36.133
‫مجبور شدم تو یه جلسه
‫گروه درمانی شرکت کنم

02:36.431 --> 02:37.593
‫و کاملا اتفاقی

02:37.618 --> 02:41.161
‫ در مورد اینکه ‫مامان چطور منو
.اینجوری بارآورده، یه کشف مهم کردم

02:41.186 --> 02:42.922
‫اوهوم.
‫ادامه بده.

02:42.947 --> 02:48.301
‫خب، ممکنه سال‌ها ناامیدی ‫و عقده‌هام رو ‫تو پیام
،صوتیش خالی کرده باشم و اونو مقصر دونسته باشم

02:48.326 --> 02:50.897
‫که منو ناتوان از این کرده
‫که اجازه بدم عاشق بشم.

02:51.828 --> 02:53.345
‫اوه. خب.

02:53.370 --> 02:56.272
‫چه عالی!
‫بهترین کارت نبود، عزیزم.

02:56.297 --> 02:58.632
.یهو یه جرقه تو ذهنم زده شد

02:59.807 --> 03:04.864
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:30.555 --> 03:32.025
‫من الان تو اون حال و هوا نیستم

03:32.050 --> 03:34.929
‫که ترکیب منحصربه‌فرد مامان رو
از خودشیفتگی، ترحم به خود

03:34.954 --> 03:36.570
.‫و یقه‌های نامناسب تحمل کنم

03:36.595 --> 03:38.729
‫فکر می‌کنی من مشتاقم ‫که ببینمش؟

03:38.754 --> 03:40.181
‫این خانم بی‌مسئولیت

03:40.206 --> 03:43.899
‫بازم 11 ساعت درد زایمان طاقت‌فرسا
‫رو برای هنری تحمل کرده،

03:43.924 --> 03:46.827
‫و یه سزارین اورژانسی ‫برای لوئیز داشته.

03:46.852 --> 03:49.229
‫تو اینو از کجا می‌دونی؟
‫من همه چی رو می‌دونم.

03:50.571 --> 03:52.323
‫شاید اومدنش باعث بشه ‫که ما بالاخره

03:52.348 --> 03:54.776
‫با یه سری چیزایی که ‫هیچ‌وقت
.در موردشون حرف نزدیم، روبرو بشیم

03:54.970 --> 03:57.018
‫ناکارآمدی تو تاریکی رشد می‌کنه

03:57.043 --> 03:58.477
‫و تو روشنایی از بین می‌ره.

03:58.502 --> 04:00.381
‫یه چیز دیگه هم
‫از گروه درمانی یاد گرفتم.

04:00.406 --> 04:04.130
‫تو شش ساعت تو بازپروری بودی ‫و
نقش یه معتاد ‫به اسم کلیر رو بازی می‌کردی.

04:04.155 --> 04:07.166
‫ببخشید،
‫تجربه عمیقی بود.

04:07.191 --> 04:08.967
‫حتی اگه فرض کنیم که این درسته،

04:08.992 --> 04:11.384
.این به من مربوط نمی‌شه
‫من راز نگه نمی‌دارم.

04:11.712 --> 04:13.179
‫اوه، واقعا؟
.اوهوم

04:13.801 --> 04:15.883
‫نظرت راجع به ‫ادامه دادن یه تحقیق

04:15.908 --> 04:19.153
‫در مورد یه قتل احتمالی ‫از یه
میلیون سال پیش بدون اجازه من چیه‫؟

04:19.178 --> 04:21.615
تو ‫چی؟
‫چرا بهم نگفتی؟

04:21.786 --> 04:24.543
‫من اصلا نمی‌دونم شما دو تا ‫راجع به
چی حرف می‌زنین ‫و تو از کجا فهمیدی؟

04:24.568 --> 04:26.511
‫فکر می‌کنی سپکوفسکی
‫می‌تونه راز نگه داره؟

04:26.536 --> 04:28.601
‫این بچه رو ‫به اندازه "شب بخیر ماه"
.فهمیدنش خیلی راحته

04:29.319 --> 04:31.500
‫خب،
تو چی ‫واسه گفتن داری؟

04:31.525 --> 04:33.753
‫من از تحقیق در مورد یه قتل
‫معذرت نمی‌خوام.

04:35.165 --> 04:38.194
‫یادت میاد اون روزی که
‫نشان کارآگاهی‌ت رو بهت دادم؟

04:38.797 --> 04:40.102
‫اگه یه بار دیگه پشت سرم کاری کنی

04:40.127 --> 04:42.524
‫می‌بینی چقدر سریع می‌تونم
‫اون فیلم دلگرم‌کننده رو برگردونم عقب.

04:43.801 --> 04:46.012
‫از لحاظ فنی، ‫لوئیز نشانم رو بهم داد.

04:49.220 --> 04:51.707
‫خب، یا نادیا فیوز رو سوزونده
‫یا این داره بهمون می‌گه

04:51.732 --> 04:53.696
‫که این همه صداقت رو ‫تموم کنیم.

04:53.721 --> 04:56.635
‫بعضی وقتا خوبه که
‫چسب زخم رو یه دفعه بکنی.

04:56.660 --> 04:59.028
‫یه چیز دیگه هم بهت می‌گم
‫که تو گروه درمانی یاد گرفتم.

04:59.053 --> 05:01.509
‫تا وقتی حس نکنی،
‫نمی‌تونی شروع کنی به خوب شدن.

05:01.534 --> 05:03.061
‫تو فقط داری چیزایی رو تکرار می‌کنی

05:03.086 --> 05:05.002
‫که رو پوسترهای انگیزشی ‫تو بازپروری دیدی؟

05:05.027 --> 05:07.254
‫نه. اونو از رو یه لیوان خوندم.

05:07.279 --> 05:12.142
‫من تو بچگی
یه پوستر انگیزشی ‫تو اتاقم داشتم.

05:12.167 --> 05:14.252
‫روش نوشته بود "زندگی سخته."

05:16.943 --> 05:18.368
‫پوستر مورد علاقه‌ام بود.

05:18.393 --> 05:21.235
‫نادی، می‌شه لطفا
‫فقط یه دقیقه ما رو تنها بذاری؟

05:21.260 --> 05:23.640
در واقع یه جورایی
درگیر یه مسئله‌ایم. باشه؟

05:25.451 --> 05:27.733
‫فقط اومدم بگم ‫برق رفته،

05:27.758 --> 05:30.117
‫واسه همین صبحونه‌ای که
‫کل صبح داشتم می‌پختم

05:30.142 --> 05:31.685
‫دیر می‌شه، ولی خب.

05:32.116 --> 05:33.210
‫باشه.

05:35.089 --> 05:36.449
‫خب، من که دارم از گشنگی می‌میرم.

05:36.474 --> 05:38.726
‫من می‌رم بیرون ‫یه کم بادوم بخورم.

05:42.260 --> 05:44.121
‫چرا باید بره بیرون ‫بادوم بخوره؟

05:44.146 --> 05:46.315
‫فکر می‌کنی ‫یه نسخه از
دفترچه راهنماش رو دارم؟

05:47.452 --> 05:49.661
‫ببین، تنها چیزی که می‌گم اینه که

05:49.686 --> 05:52.756
‫فکر کنم همه‌مون از رفتن اون
‫یه جوری به هم ریختیم.

05:52.781 --> 05:55.175
‫شماها ‫شاید حتی بیشتر از من.

05:55.200 --> 05:57.101
‫مارسی پرسید می‌تونی تحمل کنی

05:57.126 --> 05:58.869
‫دومین آدم مهم ‫تو زندگی‌ش باشی

05:58.894 --> 06:00.946
‫و تو کاملا ‫ازش دست کشیدی.

06:01.228 --> 06:03.802
‫نه، اتفاقا، ‫من برای
بچه‌ش یه هدیه فرستادم

06:03.827 --> 06:06.874
‫و تا وقتی ‫یه یادداشت تشکر
دست‌نویس نگیرم ‫بهش زنگ نمی‌زنم.

06:07.686 --> 06:10.931
‫و تو می‌ترسی ‫به پسری که واقعا ازش
خوشت میاد ‫بگی که ازش خوشت میاد.

06:10.956 --> 06:14.627
‫تو خیلی رو اعصابی!
‫من از کارسون خوشم نمیاد!

06:14.652 --> 06:16.636
‫جالبه.
‫من که اصلا اسمش رو نیاوردم.

06:16.661 --> 06:19.640
‫من هیچ‌وقت با یه پلیس دیگه
قرار نمی‌ذارم، ‫اونم تازه جدا شده.

06:19.665 --> 06:23.534
‫اوه، عزیزم، بابا، ‫این بیشتر شبیه
بهونه‌ست، ‫چون می‌ترسی ‫آسیب ببینی.

06:23.559 --> 06:24.432
‫بووم!

06:24.456 --> 06:26.191
‫اوه، من می‌ترسم آسیب ببینم؟
.آره

06:26.216 --> 06:27.992
‫هر وقت هر کی هر چی می‌گه

06:28.017 --> 06:29.879
‫که احساساتت رو
جریحه‌دار می‌کنه، ‫حتی یه کوچولو

06:29.904 --> 06:32.872
‫تو قهر می‌کنی و اخماتو می‌کشی
‫و کاملا خودتو جمع می‌کنی.

06:32.897 --> 06:33.995
‫نه، اینطور نیستم.

06:34.020 --> 06:36.098
‫هر وقت با مامان دعوات می‌شد

06:36.123 --> 06:37.613
‫نمی‌تونستی هیچ انتقادی رو ازش بپذیری.

06:37.638 --> 06:40.796
‫بیاید رو راست باشیم، ‫این ‫حداقل
یه دلیل از دلایل ‫طلاق شما بوده.

06:40.821 --> 06:42.274
‫این دلیل طلاق ما نبود.

06:42.299 --> 06:44.128
‫نمی‌گم تنها دلیلش بود. می‌گم...

06:44.153 --> 06:45.846
‫اون فقط یه دلیل داشت.

06:45.871 --> 06:48.606
‫اون دلیل چی بود؟
‫یه کشف مهم دیگه می‌خوای؟

06:48.631 --> 06:50.325
‫می‌دونی اون رابطه‌ای که با فرانک داشت

06:50.350 --> 06:52.643
‫شاید یه سال بعد از طلاقمون شروع شد؟

06:52.668 --> 06:54.419
‫خب، حدس بزن چی شد؟
.نشد

06:55.030 --> 06:56.069
‫منظورت چیه؟

06:56.094 --> 06:58.387
‫اونا حداقل یه سالی می‌شد
‫که با هم دیده می‌شدن

06:58.412 --> 06:59.950
‫وقتی ما هنوز زن و شوهر بودیم.

07:00.327 --> 07:02.516
‫اون رفت چون ‫عاشقش شده بود.

07:02.541 --> 07:06.197
‫من مجبورش کردم قول بده ‫که علنی‌ش
نکنه ‫تا همه‌مون رو از این خفت نجات بده.

07:06.222 --> 07:08.193
‫بفرما.
‫به اندازه کافی صادقانه بود؟

07:08.218 --> 07:09.928
‫همه الان حالشون خوب شد؟

07:12.055 --> 07:13.457
‫نمی‌دونم چی بگم.

07:14.514 --> 07:16.089
‫هنری، تو یه چیزی بگو.

07:16.600 --> 07:18.794
‫ها؟ اوه، من که از قبل می‌دونستم.

07:18.819 --> 07:20.262
‫چی؟
‫چی؟

07:20.287 --> 07:21.430
‫از کِی؟

07:21.455 --> 07:23.247
‫یه شب ‫رفت شیر بخره...

07:24.552 --> 07:25.914
‫درحالی که شیر داشتیم.

07:26.247 --> 07:29.097
‫بعدش یه هفته بعد گفت
‫داره می‌ره فروشگاه،

07:29.122 --> 07:30.726
‫منم دنبالش رفتم اون طرف شهر

07:30.751 --> 07:33.004
‫به یه خونه‌ای که
‫پنجره‌ش رو به خیابون بود.

07:33.629 --> 07:36.200
‫همه چی رو ندیدم، ‫ولی مطمئن
باشین، ‫به اندازه کافی دیدم.

07:36.496 --> 07:37.765
‫اوه، رفیق.

07:37.790 --> 07:39.480
‫فکر می‌کردم فقط من می‌دونم.

07:39.788 --> 07:42.308
‫می‌دونی چقدر سخت بود
‫که تظاهر کنم سرنخ‌ها رو نمی‌بینم؟

07:42.333 --> 07:43.942
‫هیچ کدوم از نشانه‌هاش رو نمی‌دونست.

07:43.967 --> 07:46.830
‫مثلا وقتی دروغ می‌گفت، ‫عادت
داشت موهاشو ‫با انگشتش بپیچونه.

07:46.855 --> 07:48.629
‫و اون مکث‌ها!
‫چه مکث‌های طولانی‌ای!

07:48.654 --> 07:50.804
‫تو اون مکث‌ها می‌شد یه پای سیب پخت.

07:53.663 --> 07:55.731
‫خیلی خیالم راحت شد
‫که فهمیدم تو می‌دونستی.

07:56.417 --> 07:58.527
‫آره. خیال منم راحت شد.

07:59.075 --> 08:03.188
‫نه، شما دو تا حق ندارین ‫سر این قضیه که
.ازم پنهون کردین با هم صمیمی بشین

08:03.213 --> 08:05.985
‫ما یه راز خانوادگی رو با هم شریک
شدیم ‫که یه نقطه اتصال ‫بینمون ایجاد کرده.

08:06.010 --> 08:07.401
‫این دقیقا همون چیزیه ‫که خودت خواستی.

08:07.426 --> 08:11.971
‫نه! من نخواستم که یه آدم
رازنگهدارِ خائن ‫بهم خیانت کنه!

08:11.996 --> 08:13.762
‫یه جورایی می‌فهمم ‫چرا بهم نگفت

08:13.787 --> 08:15.188
‫ولی ما قرار بود یه تیم باشیم!

08:15.213 --> 08:17.830
‫مثل فصل اول سریال 24 می‌مونه،

08:17.855 --> 08:19.897
‫جک باور می‌دونه کی جاسوسه

08:19.922 --> 08:22.280
‫ولی بقیه واحد سی.تی.یو رو
‫تو تاریکی نگه می‌داره.

08:22.305 --> 08:24.415
‫عزیزم، ممکنه یه لحظه بری؟

08:24.440 --> 08:26.277
‫ما اینجا داریم
‫یه گفتگوی خانوادگی می‌کنیم.

08:31.453 --> 08:32.562
‫چیه؟

08:35.276 --> 08:36.358
‫این دفتره.

08:36.744 --> 08:37.920
‫هی. من...

08:38.913 --> 08:40.022
‫منظورت چیه؟

08:40.695 --> 08:42.798
‫یکی پست فرعی برق رو ‫منفجر کرده.

08:43.292 --> 08:44.362
‫چی؟!

08:44.932 --> 08:47.542
‫چطوری اداره آتش‌نشانی
‫زودتر از من فهمیده؟

08:47.567 --> 08:49.807
‫باشه، فقط... ما داریم میایم.

08:50.072 --> 08:51.598
‫بزن بریم. شما هم دنبالم بیاین.

08:51.623 --> 08:53.791
‫اوه، نه.
‫شما دو تا با هم برید.

08:53.816 --> 08:56.573
‫می‌تونین در مورد ‫بقیه رازهای خانوادگی
‫که ازم پنهون کردین حرف بزنین.

08:56.598 --> 08:58.262
‫مثل یه بازی سرگرم‌کننده
.تو ماشین می‌شه

08:58.287 --> 08:59.477
‫لوئیز!

09:00.657 --> 09:02.227
‫اوه، خدای من، مادرت!

09:02.953 --> 09:04.377
‫نادیا منو می‌کشه

09:04.402 --> 09:06.441
‫اگه بهش بگم باید
‫تنهایی با اون زن روبرو بشه.

09:08.222 --> 09:10.566
‫تو برو.
‫به هیچ وجه.

09:10.591 --> 09:12.018
‫تنها کسی که ازش می‌ترسه تو نیستی.

09:12.043 --> 09:13.451
‫بعد از اون حرف ‫احمقانه‌ای که زدم

09:13.476 --> 09:15.154
‫راجع به داشتن ‫یه گفتگوی خانوادگی؟

09:15.179 --> 09:17.247
‫دارم جونمو کف دستم می‌گیرم. بیا بریم!

09:17.480 --> 09:19.956
‫باشه. میام اگه بذاری من
رانندگی کنم ‫و رادیو رو کنترل کنم.

09:19.981 --> 09:22.145
‫تو خیلی نزدیک به ماشین‌ها رانندگی
.می‌کنی، ‫به گوشیت نگاه می‌کنی

09:22.170 --> 09:23.385
‫و به موسیقی ‫افتضاح گوش می‌دی.

09:23.410 --> 09:25.854
‫من به موسیقی‌های ‫افتضاح گوش نمی‌دم.

09:25.879 --> 09:27.233
‫این شرایط منه.

09:28.841 --> 09:29.969
‫قبوله.

09:32.001 --> 09:33.223
‫نادیا؟

09:37.605 --> 09:40.472
من دارم میرم
این دفعه نمی‌تونی جلومو بگیری
نادیا

09:42.920 --> 09:44.021
‫نادیا رفته.

09:45.992 --> 09:47.686
‫موستانگ رو برداشته.

09:48.036 --> 09:49.138
‫اوه.

09:51.768 --> 09:54.487
‫من... بازم من رانندگی می‌کنم.

09:59.990 --> 10:01.456
‫خب، خب، خب، پسرا،

10:01.481 --> 10:04.050
بالاخره پلیس اوانزویل
.لطف کرد و تشریف آورد

10:04.075 --> 10:05.392
‫استراحت قهوه‌تون طول کشید؟

10:05.417 --> 10:08.593
‫امروز زیاد حال و حوصله
‫"پلیس‌ در مقابل آتش‌نشان‌ها" رو ندارم، فلانِگن.

10:08.618 --> 10:10.850
جدی؟ چرا؟
‫عینک خلبانی‌تون خش برداشته؟

10:11.744 --> 10:13.938
‫آخر هفته با جریمه عابر پیاده‌ها
سرتون شلوغ بوده‫؟

10:14.505 --> 10:17.147
‫کسی آخرین رول دارچینی رو
‫از اتاق استراحت دزدیده؟

10:17.172 --> 10:20.555
‫حداقل یه مشت ‫داوطلب
.میانسال طلاق گرفته نیستیم

10:23.710 --> 10:25.833
‫عجب. خیلی رک حرف زدی.
‫آره.

10:25.858 --> 10:27.705
‫ببخشید. صبح سختی داشتم.

10:28.977 --> 10:30.914
‫دخترت امروز هیچی بهم نمی‌گه، هیکمن!

10:30.939 --> 10:31.967
‫یه لحظه...

10:32.318 --> 10:34.660
‫لطفا بعد از شنیدن بوق ‫پیام بذارید.

10:35.286 --> 10:36.533
‫نادیا، باز منم.

10:36.558 --> 10:40.373
‫چک، چک کن که باد لاستیک‌های
‫موستانگ درست باشه.

10:40.640 --> 10:42.277
‫و اینکه چراغ‌های ترمز کار کنه

10:42.302 --> 10:45.139
‫و اگه مجبور شدی بنزین بزنی
‫از بنزین با اکتان 91 استفاده کن.

10:45.878 --> 10:49.149
‫و...
‫فقط بهم زنگ بزن، لطفا.

10:49.174 --> 10:50.368
‫لطفا بهم زنگ بزن.

10:50.393 --> 10:52.271
‫تو چطور، هنری؟
‫می‌خوای منو دست بندازی؟

10:52.296 --> 10:53.989
‫من جز احترام چیزی برای آتش‌نشان‌ها ندارم.

10:54.014 --> 10:55.462
‫شما یه بخش حیاتی ‫از جامعه ما هستین.

10:55.487 --> 10:57.773
‫ولی، آره...
‫اینکه جونتون رو به خطر میندازین.

10:57.798 --> 10:59.925
‫از من هیچ حرف انتقادی نمی‌شنوی.

10:59.950 --> 11:02.759
‫هنری، سنت‌ها مهمن.
‫یه حرف نیشدار بزن.

11:02.784 --> 11:04.255
‫ولی نه خیلی نیشدار.

11:04.635 --> 11:06.032
‫خیلی‌خب، اینجا چه خبر شده؟

11:06.057 --> 11:07.125
‫غریبه‌ها از غرب اومدن،

11:07.150 --> 11:08.980
‫یه سوراخ تو اون حصار درست کردن.

11:09.005 --> 11:10.213
.‫و ترانسفورماتور رو منفجر کردن

11:10.238 --> 11:13.180
‫با یه ماده منفجره دست‌ساز
‫با قدرت انفجار بالا شبکه رو از کار انداختن.

11:13.205 --> 11:14.815
‫عجب. چه وضعیه.

11:15.758 --> 11:17.356
‫یه رد پای احتمالی داریم.

11:18.278 --> 11:20.176
‫به خاطر بقایای انفجار ‫مشخص نیست.

11:20.578 --> 11:21.858
‫هی، هنرهان؟

11:22.632 --> 11:23.922
‫اسمم فلانگن‌ه.

11:24.525 --> 11:26.863
‫نه، می‌دونم.
‫دارم به شکل خنده‌داری تحقیرت می‌کنم

11:26.888 --> 11:28.665
‫با تظاهر به اینکه
‫اسمت رو درست یادم نیست.

11:28.690 --> 11:30.300
...می‌دونی، آخه داری می‌گی

11:30.325 --> 11:31.787
اگه مجبور بشی توضیحش بدی
،دیگه خنده‌دار نیست

11:31.812 --> 11:33.756
‫آره، واسه همینه که خنده‌دار نیست.

11:34.056 --> 11:36.841
‫چیزی می‌خواستی؟
‫آره. به ‫خاموش‌کننده پودری‌تون نیاز دارم.

11:41.211 --> 11:42.245
‫این یه پوتین‌ه.

11:42.720 --> 11:44.894
کفش‌های داک مارتین
.هر جا ببینم می‌شناسمش

11:44.919 --> 11:46.844
‫از سال‌هایی که
‫تو خیابون‌های سیاتل بودم.

11:47.611 --> 11:49.241
‫بیشتر از یه بار ‫تو صورتم لگد خورده.

11:49.266 --> 11:51.585
‫این کسی رو متعجب می‌کنه؟
‫کسی؟

11:51.610 --> 11:53.090
‫سایز 6 زنونه.

11:53.912 --> 11:55.323
‫هی، هنرهان!

11:56.222 --> 11:57.347
‫دیگه این کارو نمی‌کنیم.

11:57.372 --> 11:58.790
‫اوه، آره. این کار ماست.

11:58.815 --> 12:01.515
‫خیلی‌خب، دنبال یه زن می‌گردیم، همگی!

12:02.195 --> 12:03.486
‫منم همینطور.

12:05.745 --> 12:08.947
متاسفم لولو، من و فرانک تصمیم گرفتیم یه سر به
.دوستامون تو پورتلند بزنیم. پس امروز نمی‌تونیم بیایم

12:06.728 --> 12:08.248
‫معلومه که نمی‌تونی.

12:11.666 --> 12:13.775
این پیامو نگه می‌دارم
.تو این یه سال اینقدر باهام حرف نزدی

12:17.367 --> 12:19.802
‫آنتن گوشیم رفته.
‫آره، مال منم.

12:20.507 --> 12:22.012
‫هی، کسی اونجا هست؟

12:22.037 --> 12:23.532
!دکل آنتن موبایل رو بمب گذاشتن

12:27.697 --> 12:29.371
‫فرشته من.
‫قلب من.

12:34.436 --> 12:35.712
یعنی واقعا دودل نیستی؟

12:35.737 --> 12:38.583
دوباره که فکر می‌کنم
.همون حس قبلی رو بهت دارم

12:38.829 --> 12:40.565
.چه هیکل ظریف و مغروری داری

12:40.590 --> 12:42.533
‫عاشق اینم که تعریف‌هات
‫اصلا منطقی نیستن.

12:42.558 --> 12:44.877
.تو منو عجیب بی‌قرار می‌کنی
‫به شکل خوبش؟

12:44.902 --> 12:46.367
‫برگرد تو تخت ‫تا نشونت بدم.

12:46.392 --> 12:48.378
‫وقت نیست، عزیزم.
‫روز شلوغی در پیش داریم.

12:49.625 --> 12:50.906
‫می‌دونی که برق رفته.

12:50.931 --> 12:52.772
‫اومم. تصورش رو بکن.

12:57.493 --> 12:59.160
‫عزیزم، بریم یه کم دیوونه‌بازی کنیم.

13:06.478 --> 13:08.569
‫موافقم.
وقتی صبح ‫با قایقم بیرون بودم...

13:08.594 --> 13:11.372
.بدون آنتن، جی‌پی‌اس هم ندارم

13:12.235 --> 13:13.795
‫نقشه داری؟

13:13.820 --> 13:14.929
‫ببخشید، عزیزم.

13:14.954 --> 13:17.648
‫فقط نقشه‌های گنج
‫پشت منوی بچه‌ها رو دارم.

13:17.673 --> 13:20.153
‫پس فقط یه قهوه بزرگ بیرون‌بر.
‫باشه.

13:20.178 --> 13:22.927
‫با رفتن برق، قهوه تقریبا
‫به اندازه آب حموم بچه داغه.

13:22.952 --> 13:24.295
‫ولی کارت رو راه می‌اندازه.

13:25.037 --> 13:26.037
،کتی

13:26.458 --> 13:29.506
‫ می‌دونی ‫کدوم جاده می‌ره ونکوور؟

13:29.531 --> 13:31.727
‫دارم می‌رم ‫دیدن دخترخاله‌ام.

13:31.752 --> 13:35.106
‫خیلی‌خب، کاری که باید بکنی
اینه که ‫بری تو بزرگراه شماره 2

13:35.131 --> 13:37.702
‫و بعد تو اِورت وارد بزرگراه آی-5 بشی
‫و تا آخرش بری بالا.

13:38.233 --> 13:39.430
‫مناسبت چیه؟

13:40.364 --> 13:43.515
‫من و بیگ هنک یه دعوای حسابی کردیم.

13:43.540 --> 13:45.160
‫اوه.
‫فقط لفظی بود.

13:45.450 --> 13:48.713
‫با چوب منو نزد،
‫اگه همچین فکری می‌کنی.

13:48.738 --> 13:50.306
‫خب، عجب، نه اصلا.

13:50.331 --> 13:52.470
‫مطمئنم شما دو تا
‫مشکلتون رو حل می‌کنین.

13:52.495 --> 13:55.781
‫راستی، اگه بهت پول بدم، ‫وقتی اونجایی،
واسه منم ‫یه کم ماهی دودی می‌گیری؟

13:56.556 --> 13:58.098
‫بین خودمون باشه...

13:59.162 --> 14:01.893
‫شاید دیگه به این طرف‌ها ‫برنگردم.

14:02.181 --> 14:03.353
‫پس...

14:04.603 --> 14:07.839
‫کتی، خوشحال بودم
‫که هر روز می‌اومدم اینجا

14:07.864 --> 14:09.473
‫و تو باهام حرف می‌زدی.

14:09.782 --> 14:12.017
‫فکر کنم منظورت اینه که باهام حرف بزنی.

14:12.757 --> 14:14.710
‫حتما منظورم همینه.

14:15.126 --> 14:17.734
‫بفرمایید، عزیزم.
‫ممنون.

14:18.575 --> 14:22.971
‫لطفا، مشکلت با هنک رو ‫واسه خودت نگه‌دار.

14:27.742 --> 14:28.784
‫گلادیس.

14:30.466 --> 14:32.939
‫باورت نمی‌شه ‫چی الان بهم گفت.

14:36.763 --> 14:38.062
‫برات یه صندلی آوردم.

14:38.361 --> 14:41.367
‫هی. کارسون.
‫ اینجا چیکار می‌کنی؟

14:41.392 --> 14:44.177
‫این... تنها راهیه ‫که می‌تونم
با اداره ‫در تماس نزدیک باشم.

14:44.202 --> 14:45.497
‫قطعی برق کل شهرستان رو گرفته.

14:45.522 --> 14:47.324
ابزارهای دیجیتال‌مون ‫آفلاین شده.

14:47.349 --> 14:48.966
‫انگار پرت شدیم ‫به عصر حجر.

14:48.991 --> 14:51.051
‫یا حداقل به ‫وایت‌چپل قرن نوزدهم.

14:52.261 --> 14:53.462
‫جک قاتل! آره!

14:53.487 --> 14:56.030
.من دیوونه اون پرونده شدم
‫منم مثل تو.

14:56.055 --> 14:57.972
...خیلی‌خب، یه سوال واضح

14:58.269 --> 14:59.977
واقعا باور می‌کنی کار کازمینسکی بوده؟

15:00.002 --> 15:01.654
‫خب، ‫می‌دونیم که ساندرز نبوده.

15:01.679 --> 15:03.199
‫اوه، آره! معلومه.
‫درسته؟

15:04.385 --> 15:06.794
‫من اول داشتم باهاش حرف می‌زدم.
‫واسه خودت دوست پیدا کن.

15:07.741 --> 15:10.315
‫خیلی‌خب، همه آروم باشین، گوش کنین.

15:12.579 --> 15:15.898
‫روش کار انفجار دکل تلفن
‫همون روش انفجار پست فرعی برق بوده.

15:15.923 --> 15:17.492
‫ماده منفجره با قدرت انفجار بالا.

15:17.517 --> 15:19.660
‫فکر می‌کنیم بهم مربوطن
‫ولی به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.

15:19.685 --> 15:22.213
‫بردلی، از مردم اون اطراف
‫چیزی دستگیرت شد؟

15:22.238 --> 15:23.985
‫آره. یه شاهد پیدا کردم.

15:25.647 --> 15:28.174
‫لئونارد جنسن،
‫مدیر فروشگاه خوراک دام.

15:28.199 --> 15:30.987
‫"داشتم از سمساری
"‫که تو اپلتون بود برمی‌گشتم خونه.

15:31.012 --> 15:33.372
من صبح‌های یکشنبه زود می‌رم"
"‫تا جنس‌های خوب رو پیدا کنم.

15:33.693 --> 15:36.383
‫"مثلا یه صبح یه چراغ خریدم ‫که شکل زرافه بود،"

15:36.408 --> 15:38.153
‫"که زبونش رو می‌کشیدی ‫تا روشن بشه."

15:38.178 --> 15:40.929
‫شاید بهتر باشه مستقیم بریم
سر اون قسمتی ‫که یارو رو دیده؟

15:41.467 --> 15:42.381
‫آره.

15:44.155 --> 15:46.844
‫"داشتم از تپه می‌اومدم پایین
"‫که این خانم داشت فرار می‌کرد.

15:46.869 --> 15:49.689
‫"صورتش رو ندیدم ولی
"‫یه کاپشن خاکی تنش بود

15:49.714 --> 15:51.458
"‫"و پوتین‌های نظامی قرمز تیره پوشیده بود.

15:51.483 --> 15:52.774
‫"شاید داک مارتینز؟

15:52.799 --> 15:54.766
"‫"خودم یه جفت ‫سبز تیره‌ش رو دارم.

15:54.791 --> 15:57.065
‫"از سمساری ‫تو اپلتون خریدمشون."

15:57.090 --> 15:58.348
‫"خیلی زود."

15:58.373 --> 16:00.376
‫کفش رو درست گفت.
‫خیلی‌خب، کارت خوب بود.

16:00.401 --> 16:02.316
‫خودشه.
‫الگو همینجاست.

16:02.341 --> 16:04.118
‫اول برق،
‫بعد ارتباطات.

16:04.143 --> 16:06.121
‫خب، هدف چیه؟
‫دنبال چی می‌گردن؟

16:08.078 --> 16:09.452
‫ارتباطش چیه؟ زود باشین.

16:11.677 --> 16:13.146
‫سپکوفسکی، چیه؟
‫چی؟

16:13.171 --> 16:17.247
‫نه. هیچی.
‫فقط... چی می‌شه اگه هدف بانک باشه؟

16:17.941 --> 16:20.341
‫معمولا یکشنبه‌ها ‫یه مقدار پول واریز می‌شه

16:20.366 --> 16:22.173
‫که تا دوشنبه برای برداشت ‫منتظر می‌مونه.

16:22.198 --> 16:24.433
‫و سیستم دزدگیر هم
‫از برق و وای‌فای استفاده می‌کنه

16:24.458 --> 16:27.820
‫واسه همین اگه هر دوتاش از کار بیفته
‫دزدی راحت‌تر می‌شه

16:27.845 --> 16:30.359
‫و حس می‌کنم
‫خیلی وقته دارم حرف می‌زنم.

16:30.384 --> 16:32.472
‫فکر خوبیه، ‫افسر سپکوفسکی!

16:32.497 --> 16:34.238
‫خیلی خوبه! بزنین بریم
‫همین الان بانک رو امن کنیم!

16:34.263 --> 16:36.339
‫وایسا! بابا، یه چیز خیلی مهم‌تری
‫داریم که باید در موردش حرف بزنیم.

16:36.364 --> 16:38.573
‫لوئیز، ‫الان وقت و جاش نیست.

16:38.598 --> 16:41.067
‫ما باید این آدما رو پیدا کنیم
‫و اون دکل تلفن رو راه بندازیم،

16:41.092 --> 16:42.363
‫تا بتونم ‫با نادیا تماس بگیرم.

16:42.388 --> 16:43.739
‫دارم در مورد این حرف می‌زنم

16:43.764 --> 16:46.109
‫که هیچ راهی برای مردم
‫وجود نداره که یه جرم رو گزارش بدن.

16:46.466 --> 16:47.621
‫درسته. درسته.

16:47.646 --> 16:52.269
‫مردم ما آسیب‌پذیر و منزوی شدن ‫و به
راهی نیاز دارن ‫که با ما ارتباط برقرار کنن.

16:53.489 --> 16:54.905
‫یه فکری به سرم زده، رئیس.

16:55.710 --> 16:59.338
‫گروه 27، این دقیقا همون چیزیه
‫که واسه‌ش آموزش دیدیم.

17:00.824 --> 17:03.018
‫به هر کدومتون ‫یه بی‌سیم داده شده.

17:03.043 --> 17:05.277
‫شما چشم و گوش ما هستین.

17:05.302 --> 17:07.819
‫شما به طور یکنواخت
‫در سراسر شهر پخش می‌شین

17:07.844 --> 17:10.313
‫و هرگونه فعالیت مشکوک
‫و تماس‌های اضطراری رو گزارش می‌دید.

17:10.338 --> 17:13.533
‫شما کانال‌ها رو باز نگه می‌دارید
‫و به پایگاه گزارش می‌دید.

17:13.558 --> 17:15.962
‫شما در مأموریت‌تون ‫موفق می‌شید.

17:17.041 --> 17:18.568
‫صداتون رو نمی‌شنوم!

17:18.593 --> 17:20.136
‫خانم، بله قربان!

17:22.695 --> 17:24.650
‫خیلی‌خب، من با افسر ری
،جلوی بانک رو می‌گیرم

17:24.675 --> 17:26.300
.اونم با بی‌سیم‌ها حواسش به اوضاع هست

17:26.325 --> 17:28.002
‫هنری، لوئیز،
‫می‌خوام شما پشت بانک رو بگیرید.

17:28.027 --> 17:29.053
‫بردلی، سپکوفسکی،

17:29.078 --> 17:31.579
‫خیابون‌ها و پیاده‌روها رو ‫از
آدمای فضول ‫و کنجکاو خالی کنین.

17:31.604 --> 17:33.708
‫باشه.
‫نمی‌دونم اونا چی هستن.

17:33.733 --> 17:35.639
‫منم نمی‌دونم، ولی هواتو دارم.

17:35.664 --> 17:38.349
‫خیلی‌خب، همه آماده‌اید؟
‫هوشیار باشید، بزنید بریم.

17:38.803 --> 17:41.331
‫می‌دونی بانک‌ها ‫برای
فوق ثروتمندان کازینوهای خصوصیه؟

17:41.356 --> 17:44.813
‫اونا با پول شما قمار می‌کنن ‫و ‫از سادگی و
سردرگمی ‫مشتری‌هاشون سود می‌برن.

17:44.838 --> 17:46.632
‫هیچ‌وقت حدس نمی‌زنی
‫پولمو کجا نگه می‌دارم.

17:47.314 --> 17:48.322
‫بگو.

17:48.687 --> 17:50.196
‫حدس نمی‌زنی؟
‫نه.

17:50.381 --> 17:51.828
‫چطوری اینقدر سریع راه می‌ری؟

17:51.853 --> 17:53.838
‫من با هر قدم 30 درصد بیشتر
‫مسافت رو طی می‌کنم.

17:53.863 --> 17:55.814
‫می‌شه بس کنی؟
‫چیه؟

17:56.639 --> 17:58.653
.مشخصه که رابطه‌مون سرد شده

18:00.266 --> 18:02.025
‫فکر کنم یه عذرخواهی ‫لازمه.

18:03.860 --> 18:05.403
‫آره. حتما.

18:08.755 --> 18:09.922
‫هر وقت آماده بودی.

18:10.730 --> 18:11.750
‫تو...

18:11.775 --> 18:14.551
‫تو واقعا منتظری
‫من ازت عذرخواهی کنم؟

18:14.788 --> 18:16.940
‫داری در مورد حرفی که مارسی
‫جلوی بابا زد حرف می‌زنی

18:16.965 --> 18:18.308
‫که یه نقض کامل اعتماد بود.

18:18.557 --> 18:22.427
‫واقعا. اگه نتونم به خواهر برادر خودم
اعتماد کنم، ‫به کی می‌تونم اعتماد کنم؟

18:22.592 --> 18:23.746
‫اوه...
‫هیس!

18:24.082 --> 18:25.284
‫ تو رو می‌بخشم.

18:25.532 --> 18:26.850
‫می‌دونی به کی اعتماد ندارم؟

18:26.875 --> 18:27.901
‫به بانک‌ها!

18:28.068 --> 18:30.387
‫واسه همینه که پولم رو
‫تو چمدونم نگه می‌دارم.

18:30.412 --> 18:32.622
‫لعنتی!
!می‌خواستم حدس بزنی

18:47.340 --> 18:48.640
‫اوه اوه.
‫چیه؟

18:48.665 --> 18:50.376
‫ دوباره ‫عاشقت شدم.

18:54.793 --> 18:56.074
‫اون یارو داره زیاده‌روی می‌کنه.

18:56.099 --> 18:57.594
‫از طرز نگاه کردنش خوشم نمیاد.

18:57.619 --> 18:59.650
باید بهش بفهمونم چه‌جوری قیافه بگیره؟

18:59.921 --> 19:03.866
نه، امروز نه. شگون نداره
.به‌علاوه، چشماش غمگینه

19:03.891 --> 19:07.073
‫عزیزم، روحت باعث می‌شه
‫کفش‌هام یه جور عجیبی بره پام.

19:11.552 --> 19:13.161
‫ممنون، دوستان!
‫به راهتون ادامه بدید.

19:13.669 --> 19:14.887
‫ممنون، بچه‌ها.

19:19.056 --> 19:20.541
‫چه خبر شده، افسرها؟

19:20.566 --> 19:22.817
‫فقط یه اقدام پیشگیرانه‌ست، دوستان.

19:22.842 --> 19:24.307
‫ممنون از همکاریتون.

19:24.332 --> 19:27.652
‫چراغ‌های راهنمایی ‫تو کل شهر
.خاموشه، پس با احتیاط رانندگی کنین

19:27.898 --> 19:29.523
‫ممنون که مراقب ما هستین، قربان.

19:34.960 --> 19:36.528
"قربان"
.حس خوبی داشت

19:36.553 --> 19:38.372
‫آره، خیلی مهربون بود.
‫خیلی مهربون.

20:03.699 --> 20:05.415
اینجا ‫یه کم بوی نم می‌ده.

20:05.440 --> 20:07.134
‫داری به میزبان‌مون بی‌احترامی می‌کنی.

20:07.159 --> 20:10.647
‫اینجا خیلی باحاله.
‫منو یاد خونه مادربزرگم می‌اندازه.

20:11.271 --> 20:12.733
‫ببخشید بابت مزاحمت و همه چی،

20:12.758 --> 20:14.843
‫ولی لطفا ما رو به
‫جواهرات‌تون راهنمایی کنین.

20:16.470 --> 20:17.701
‫آه!

20:17.726 --> 20:18.726
.اوه

20:21.590 --> 20:24.367
‫حالا باید دنبالش بگردیم.
‫یکم صبور باش، عزیزم.

20:24.392 --> 20:26.074
‫اگه تمرکزت رو از دست بدی،
‫پیداش نمی‌کنیم.

20:26.099 --> 20:27.567
‫می‌دونی چی
‫بهم کمک می‌کنه تمرکز کنم؟

20:27.592 --> 20:29.202
‫بعدا.
.وقتی کارمون تموم شد

20:29.820 --> 20:31.052
‫شروع کن به گشتن.

20:34.750 --> 20:36.925
‫از این طرف چیزی برای گزارش دادن نیست.

20:38.378 --> 20:40.090
‫اینجا همه چی امنه.

20:40.422 --> 20:42.355
‫مامانم گفت ‫دوستش کتی گفته.

20:42.380 --> 20:45.163
‫دوست دختر رئیس هیکمن
‫عصبانی شده و رفته ونکوور

20:45.188 --> 20:46.964
‫و ممکنه دیگه هیچ‌وقت برنگرده.

20:49.065 --> 20:50.154
‫اوه...

20:51.072 --> 20:52.630
‫اجازه هست
‫شما رو بغل کنم، قربان...؟

20:52.655 --> 20:53.755
‫اجازه نیست.

20:55.540 --> 21:00.724
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

21:25.293 --> 21:26.571
‫وضعیت اضطراری! وضعیت اضطراری!

21:26.596 --> 21:28.164
‫یه خانم زخمی داره نزدیک می‌شه.

21:28.189 --> 21:29.340
‫به نظر می‌رسه بین...

21:29.795 --> 21:32.137
‫40 تا 80 سالشه؟

21:32.840 --> 21:34.598
‫پس یه مرد و یه زن بودن.

21:34.623 --> 21:37.895
‫صورتشون پوشیده بود،
‫و یکی‌شون پوتین قرمز پوشیده بود.

21:38.162 --> 21:41.600
‫و لحن‌ صحبت‌شون
یه جوری بود ‫که خوشم نیومد.

21:41.847 --> 21:45.053
‫مثل حیوونای وحشی
‫جعبه جواهرم رو زیر و رو کردن.

21:45.078 --> 21:47.030
‫چی برداشتن؟
‫یه گردنبند.

21:47.055 --> 21:48.398
‫می‌تونی توصیفش کنی؟

21:48.656 --> 21:52.258
‫بلند بود، دایره‌ای،
‫از پشت بسته می‌شد.

21:52.283 --> 21:55.144
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟
‫نه.

21:55.883 --> 21:57.128
‫یه عکس دارم.

21:59.389 --> 22:01.541
‫حالا که نادیا رفته،
‫نوبت منه.

22:01.566 --> 22:04.239
‫خیلی پیر، خیلی تنها
‫با یه سگ مُرده.

22:04.487 --> 22:05.891
اونو ‫شنیدم!

22:06.386 --> 22:08.055
‫همکارتون خیلی بی‌ادبه.

22:08.080 --> 22:10.295
‫لازم نیست بهم بگید.
‫اون پدرمه.

22:11.960 --> 22:14.154
‫اوم. اینو از کجا آوردی؟
‫یادت میاد؟

22:14.179 --> 22:17.165
‫مغازه عتیقه‌فروشی. اونجا
‫همه جور گنجی پیدا می‌شه.

22:17.190 --> 22:20.670
و انگار یه سری چیزای ارزون و
.بدرد نخور و زرق و برق دارِ بدلی هم هست

22:20.695 --> 22:22.703
‫چرا یه نفر باید
‫گردنبند افتضاح شما رو برداره

22:22.728 --> 22:25.177
،‫و نه اون چیزی که می‌تونم حدس بزنم
‫رولکس شوهر مرحوم‌تون؟

22:25.202 --> 22:28.230
‫اوه!
‫همکار شما هم خیلی بی‌ادبه!

22:28.255 --> 22:30.115
‫لازم نیست بهم بگید.

22:30.140 --> 22:31.172
‫اون پسرمه.

22:35.087 --> 22:36.668
‫همه چی بین تو و هنری خوبه؟

22:36.693 --> 22:38.186
‫اوه، آره، می‌دونی دیگه.
‫چیز مهمی نیست.

22:38.211 --> 22:40.856
‫همین امروز صبح فهمیدم ‫که تو کل
زندگیمون ‫یه راز رو ازم پنهون کرده

22:40.881 --> 22:42.825
.که کل تصورم از خونواده‌م رو زیر و رو می‌کنه

22:42.850 --> 22:44.725
‫اوه، خب، خوبه پس.
‫چیز مهمی نیست.

22:44.750 --> 22:48.974
‫آره. فقط تو کل زندگیم
‫هیچ‌وقت اینقدر احساس خیانت نکرده بودم.

22:49.661 --> 22:51.896
‫هیچی نیست.
‫یه چیز بی‌اهمیت.

22:53.484 --> 22:56.440
‫متاسفم. ‫نباید تو رو ‫وارد
.گرداب درام خانوادگی می‌کردم

22:56.465 --> 23:00.259
‫من کاملا موافقم ‫که وارد این گرداب بشم.

23:02.278 --> 23:04.847
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم
‫یه دوست خیالی داشتم.

23:04.872 --> 23:06.426
‫اسمش کاسپین بود.

23:06.451 --> 23:09.917
بیشتر وقتا، وقتی لگوهام و هواپیماهای
.مدل درست می‌کردم، دور و برم می‌پلکید

23:09.942 --> 23:12.697
‫ازش به‌عنوان یه همفکر ‫برای داستان‌های
.علمی تخیلی‌ام استفاده می‌کردم

23:12.722 --> 23:14.757
‫و کسی بود که می‌تونستم
‫براش جوک‌های "در زدن" بگم.

23:14.782 --> 23:16.089
‫اسمش کاسپین بود؟

23:16.746 --> 23:19.333
‫نکته اینه که ‫مجبور بودم
.یه دوست برای خودم بسازم

23:19.358 --> 23:20.551
‫چون تک فرزند بودم.

23:20.576 --> 23:22.853
‫مامانم خیلی وقته رفته، بابام
،‫سالی یه بار بهم سر می‌زنه

23:22.878 --> 23:24.122
‫تا ببینه تعمیرات ‫لازمه یا نه،

23:24.147 --> 23:26.659
‫ولی هیچ‌وقت
یه گفتگوی معنادار ‫باهاش نداشتم.

23:27.057 --> 23:28.878
‫تو و بابات و هنری،

23:28.903 --> 23:31.045
‫زیر همه اینا ‫یه صمیمیت واقعی دارین.

23:31.070 --> 23:32.228
‫می‌تونم بفهمم.

23:32.253 --> 23:34.691
‫تو هنوز داری سعی می‌کنی
‫راهت رو به اونجا پیدا کنی.

23:35.265 --> 23:37.001
‫من هر کاری می‌کردم ‫که جای تو باشم.

23:39.929 --> 23:42.473
ولی اسم کاسپین از کجا به ذهنت رسید؟

23:48.169 --> 23:49.756
‫چهره‌هاتون همه چیز رو می‌گه.

23:49.781 --> 23:51.995
‫اومدید اینجا یه کیت بخرین
‫واسه اون وروجک‌های کوچولوتون؟

23:52.020 --> 23:54.305
‫اوه، آره،
‫ما دنبال ساز می‌گردیم

23:54.330 --> 23:56.098
‫برای هر کدوم از
‫چهار تا بچه خوشگلمون.

23:56.123 --> 23:57.639
‫داریم یه گروه خانوادگی تشکیل می‌دیم.

23:57.664 --> 23:59.424
‫در واقع، فقط ‫سه تاشون خوشگلن.

23:59.449 --> 24:01.223
چشمای کاسپین خیلی از هم فاصله‌ داره

24:01.248 --> 24:02.900
‫بچه‌های مدرسه
‫بهش می‌گن سرچکشی.

24:02.925 --> 24:04.406
‫هر شب با گریه می‌خوابه.

24:04.431 --> 24:06.492
‫اشک‌هاش درست
.از کنار گوش‌هاش رد می‌شن

24:08.661 --> 24:10.688
‫داریم سر به سرت می‌ذاریم، ‫لستر.

24:10.713 --> 24:14.007
‫من لو هیکمن‌م. بچه بیگ هنک.
‫و اینم کارآگاه کارسون.

24:14.032 --> 24:16.684
‫لوئیز!
‫سال‌هاست ندیدمت!

24:16.709 --> 24:18.426
‫آره. به‌خاطر گیتار دزدیده شده‌تون اینجاییم.

24:18.451 --> 24:20.437
‫آه. یه آکوستیک نو.

24:20.741 --> 24:23.365
‫اون برداشتش و ‫دوید بیرون پیش همکارش.

24:23.390 --> 24:25.667
‫متوجه چیز غیرعادی ‫در موردشون شدی؟

24:25.692 --> 24:27.026
‫ بوسیدن رو غیرعادی می‌دونی؟

24:27.051 --> 24:29.415
‫تو رو بوسیدن؟
‫نه، همدیگه رو بوسیدن.

24:29.440 --> 24:31.617
‫یه بوسه دوستانه ‫یا یه چیزی بیشتر؟

24:31.642 --> 24:34.459
‫انگار می‌خواستن ‫تو همدیگه حل بشن.

24:35.469 --> 24:37.023
‫لو، منم لی‌لی! جواب بده، لو!

24:38.369 --> 24:40.043
‫یه گزارش ‫از یه بچه دزدیده شده داریم!

24:41.453 --> 24:42.984
‫داشتم تو گاراژم ورزش می‌کردم،

24:43.009 --> 24:44.457
‫که این موجودات چندش اومدن تو

24:44.482 --> 24:46.399
.و بچه‌مو از تو آکواریوم دزدیدن

24:47.555 --> 24:49.102
‫بچه‌ت رو تو آکواریوم نگه می‌داری؟

24:49.127 --> 24:51.211
.‫چی؟ نه. نه

24:52.138 --> 24:53.492
‫اون مارمه.

24:53.867 --> 24:55.405
‫اوه. اوم.

24:55.430 --> 24:57.571
‫اون... اون همه زندگی منه.

24:57.596 --> 24:59.331
‫می‌دونم چه حسی داری، آقا.

24:59.733 --> 25:02.112
.منم امروز با یه فقدان سنگین روبرو شدم

25:02.290 --> 25:03.562
‫اوه، واقعا؟
‫آره.

25:03.961 --> 25:06.447
‫چی؟ فوت کسی تو خانواده؟
‫نه.

25:06.702 --> 25:09.002
‫دوست دخترش ازش عصبانیه
‫و می‌خواد بهش زنگ بزنه.

25:09.329 --> 25:10.350
‫اوه.

25:11.375 --> 25:13.050
‫می‌تونم یه عکس ‫از مار شما ببینم؟

25:14.617 --> 25:15.766
‫حتما.

25:19.301 --> 25:20.494
‫این خودشه.

25:20.876 --> 25:22.946
‫اون زیباست.
‫ممنون.

25:23.563 --> 25:25.039
‫اون دقیقا شبیه خودته.

25:26.053 --> 25:28.831
‫جواهرات ارزون، ‫یه گیتار و یه مار.

25:29.372 --> 25:31.029
چه جهنمی داره اتفاق می‌افته؟

25:31.233 --> 25:34.093
‫تا الان دو مظنون داریم،
‫یه مرد و یه زن.

25:34.388 --> 25:36.470
‫یه بانی و کلاید امروزیِ معمولی

25:36.495 --> 25:38.980
‫که به نظر می‌رسه
‫خیلی، خیلی از همدیگه خوششون میاد.

25:39.634 --> 25:42.217
‫که باید خیلی خوب باشه.

25:44.306 --> 25:45.368
‫بابا.

25:47.863 --> 25:49.014
‫اوم...

25:49.039 --> 25:51.983
‫هیچ کدوم از جاهایی که زدن ‫با هیچ
سیستم دزدگیری ‫به هم وصل نیستن.

25:52.008 --> 25:55.699
‫پس، ما فقط سه تا دزدی داریم
‫که ظاهرا هیچ ربطی به هم ندارن.

25:55.724 --> 25:59.677
‫یه مار، یه گیتار،
‫و یه گردنبند بی‌ارزش.

25:59.702 --> 26:00.803
‫پس...

26:01.560 --> 26:03.673
‫این سه تا ‫چطوری به هم ربط دارن؟
هوم؟

26:04.258 --> 26:05.884
‫این دو نفر دنبال چی هستن؟

26:07.694 --> 26:09.512
‫خیلی‌خب، این قسمت مورد علاقه منه،
‫ که یکی از اعضای تیمم

26:09.537 --> 26:11.434
‫یهو بلند می‌شه و می‌گه،
‫"هی، فهمیدم!"

26:11.459 --> 26:13.639
‫بیاید یه لحظه تخته رو فراموش کنیم.

26:13.664 --> 26:15.866
خب، ‫بیاید برگردیم به اول ‫این ماجرا.

26:15.891 --> 26:17.920
‫چه دلیل دیگه‌ای
‫ممکنه کسی داشته باشه

26:17.945 --> 26:20.180
‫که برق و ارتباط تلفنی رو قطع کنه؟

26:20.205 --> 26:24.817
‫نه آنتن موبایل، نه برق.
‫نه دکل، نه سیگنال.

26:25.047 --> 26:27.755
‫نه برق، نه شارژ باتری.

26:27.780 --> 26:29.098
نه ‫هیچ ردیابی!

26:29.755 --> 26:31.242
‫چی به نظرت می‌رسه؟

26:31.821 --> 26:33.266
‫اوه،
...آره. اوم

26:33.291 --> 26:35.558
‫می‌دونی، فکر کنم
‫داریم به یه چیز فکر می‌کنیم

26:35.583 --> 26:36.834
‫ولی تو اول حرفت رو بزن.

26:36.859 --> 26:38.719
‫پابندهای الکترونیکی.
‫پابندهای الکترونیکی!

26:38.744 --> 26:40.609
‫آره. منم همینطور.
‫ذهن‌های بزرگ، مگه نه؟

26:40.634 --> 26:43.448
‫منظورم همینه!
‫پابندهای الکترونیکی. معلومه!

26:43.473 --> 26:45.312
‫خب حالا باید
‫به پایگاه داده دسترسی پیدا کنیم

26:45.337 --> 26:46.584
‫تا بفهمیم‫ کی تحت نظر خانگیه.

26:46.609 --> 26:48.534
‫لی‌لی، از اینا چی به صورت کاغذی داریم؟

26:48.559 --> 26:50.752
فقط نسخه‌های چاپیِ گزارش اثر انگشت

26:50.777 --> 26:51.873
کتاب عکس مجرمین

26:51.898 --> 26:54.337
‫و البته مجموعه شخصی خودم

26:54.362 --> 26:57.344
‫از بهترین عکس‌های صحنه جرم.

26:57.369 --> 26:58.419
‫اوه.

26:59.828 --> 27:02.184
‫همه حبس‌های خانگی ‫از طریق
.دفتر کلانتر شهرستان انجام می‌شه

27:02.209 --> 27:03.775
‫کارسون؟ اسمی برامون داری؟

27:03.800 --> 27:06.948
‫خب، اگه بتونم
‫به سیستم نظارت ‫مرکزی وصل شم

27:06.973 --> 27:08.963
‫و با پایگاه داده جنایی‌مون ‫مطابقت بدم

27:08.988 --> 27:11.281
‫می‌تونم پروفایل‌های مفصل ‫رو با...

27:11.306 --> 27:13.876
‫به خاطر خدا،
‫اسباب‌بازی‌های احمقانه‌ات رو فراموش کن!

27:13.901 --> 27:15.928
‫به من نگاه کن و تمرکز کن.

27:15.953 --> 27:17.443
‫اطلاعات یه جایی اون تو هست.

27:17.468 --> 27:18.861
‫ما دنبال یه زوج می‌گردیم.

27:18.886 --> 27:22.826
‫یه زوج جدانشدنی ‫با جاذبه‌ای انکارناپذیر.

27:22.851 --> 27:24.129
‫اونا ‫شریک جرم نیستن،

27:24.154 --> 27:25.542
‫اونا شریک زندگی هم هستن.

27:25.567 --> 27:26.467
‫و اونها...

27:26.492 --> 27:28.702
‫یه یارو بود که از دیر کریک
‫حبس خانگی داشت

27:28.727 --> 27:30.213
‫که داشت با دوست دخترش
‫شیشه درست می‌کرد!

27:30.238 --> 27:31.489
‫آره! اونا رو یادمه!

27:40.018 --> 27:41.670
‫کجاست؟ کجاست؟

27:43.056 --> 27:44.045
‫ایناهاش!

27:44.840 --> 27:45.933
‫امبر هاجز.

27:45.958 --> 27:48.486
‫چندین بار به جرم حمل، ‫قصد توزیع،

27:48.511 --> 27:50.825
‫چند باری هم به جرم
‫ضرب و جرح، دزدی ماشین.

27:50.850 --> 27:51.954
‫لوکاس میلر.

27:51.979 --> 27:54.334
‫حمل مواد، چند مورد ورود غیرقانونی،
‫چیز خیلی سنگینی نبود.

27:54.626 --> 27:55.777
‫هدف نهایی چیه؟

27:55.802 --> 27:57.525
‫سیستم‌ها تا چند ساعت دیگه ‫آنلاین می‌شن.

27:57.550 --> 27:59.489
‫چرا این همه دردسر ‫برای یه دزدی تصادفی؟

27:59.514 --> 28:01.910
‫نمی‌تونه تصادفی باشه.
‫باید یه الگویی وجود داشته باشه.

28:01.935 --> 28:04.427
یه جای خوب برای شروع اینجاست
‫آخرین آدرس شناخته شده‌شون.

28:04.848 --> 28:06.489
‫آپارتمان‌های رویال در دیر کریک.

28:10.290 --> 28:12.901
‫اون مهارت داره،
‫هیچ شکی توش نیست.

28:13.650 --> 28:14.907
‫تقریبا تحسین‌برانگیزه.

28:18.196 --> 28:22.013
‫می‌دونی، ‫تو محصولات آرایشی رایج
مواد ‫به شدت منفجره وجود داره

28:22.038 --> 28:24.906
‫که خیلی از ایالت‌ها فکر کردن
‫سالن‌های آرایش رو از انجام

28:24.931 --> 28:28.399
‫ همزمان ‫مانیکور و رنگ مو
‫در یک مکان رو ممنوع کنن

28:28.424 --> 28:31.157
تا اینطوری برای
.بمب‌گذارای احتمالی کمتر جذاب باشن

28:34.017 --> 28:35.294
‫حتی شوخی هم نمی‌کنی؟

28:36.500 --> 28:37.953
‫اون شوخی بود؟

28:38.812 --> 28:40.135
‫تو حتی حرف هم نمی‌زنی!

28:40.830 --> 28:42.473
‫ تو هیچ‌وقت ساکت نیستی.

28:42.498 --> 28:45.070
‫چطور تونستی 20 سال منو
‫تو تاریکی نگه داری؟

28:45.423 --> 28:47.209
‫فکر می‌کردم ‫همه چیز رو به هم می‌گیم.

28:47.234 --> 28:51.829
‫اصلا می‌دونی چقدر حالم گرفته شد
وقتی فهمیدم این راز رو ازم قایم کردی؟

28:53.244 --> 28:56.591
‫خب، لازم نیست حرف بزنیم
‫اگه تو با سکوت سنگین ‫راحت‌تری.

28:59.273 --> 29:00.908
‫فکر می‌کنی
رابطه مامان رو ازت پنهون کردم

29:00.933 --> 29:03.121
‫چون نگه داشتن
‫اون جور اطلاعات خیلی لذت‌بخش بود؟

29:03.146 --> 29:04.492
‫پس چرا بهم نگفتی؟

29:05.063 --> 29:06.381
‫وقتی با هم دیدمشون،

29:08.274 --> 29:11.775
نسبت به مادرم
‫ برای خودم ‫یه عمر کینه خریدم

29:12.939 --> 29:14.119
‫ازش متنفر بودم.

29:15.273 --> 29:16.921
‫و از اینکه ازش متنفر بودم متنفر بودم.

29:18.777 --> 29:21.039
‫و می‌دونستم ‫اگه تو هم چیزی که
،من می‌دونستم رو می‌دونستی

29:21.064 --> 29:22.407
‫تو هم ازش متنفر می‌شدی.

29:23.294 --> 29:24.948
‫و نمی‌خواستم ازش متنفر بشی.

29:26.371 --> 29:28.496
‫احساس می‌کردم وظیفه‌مه
‫از تو در برابر اون محافظت کنم.

29:29.916 --> 29:31.157
‫تو فقط هشت سالت بود.

29:32.717 --> 29:34.339
‫نباید اونو می‌دیدی.

29:34.969 --> 29:38.068
‫متاسفم که حس کردی مجبور بودی
‫همه چیز رو تنهایی به دوش بکشی.

29:40.772 --> 29:43.933
‫ولی اگه حق انتخاب داشتم،
‫ترجیح می‌دادم حقیقت رو بدونم.

29:44.948 --> 29:47.324
‫باور کن، ‫من به هر حال
.به اندازه کافی ازش متنفر بودم

29:49.126 --> 29:51.845
‫تو حقیقت رو می‌دونستی و
‫همون موقع باهاش کنار اومدی.

29:52.506 --> 29:55.116
‫ولی من حالا باید دوباره ‫باهاش کنار بیام.

29:58.279 --> 29:59.987
‫احتمالا
‫باید دوباره برم پیش روانشناس.

30:00.628 --> 30:02.738
‫دوباره،
تو فقط ‫یه بعد از ظهر اونجا بودی.

30:07.192 --> 30:08.465
‫من معذرت می‌خوام.

30:09.982 --> 30:11.274
‫منم تو رو می‌بخشم.

30:12.611 --> 30:13.662
‫درضمن...

30:16.391 --> 30:17.939
‫هیچ وقت اینو بهت نگفتم، ولی...

30:19.224 --> 30:21.053
‫اون یه باری که ‫بعد از شام خانوادگی

30:21.078 --> 30:23.232
‫وقتی مجبور شدم برگردم
‫و کاپشنم رو بردارم،

30:24.500 --> 30:25.641
‫وقتی رفتم تو،

30:26.949 --> 30:28.970
‫دیدم بابا داره با نادیا سکس می‌کنه.

30:30.194 --> 30:31.994
‫اون لخت بود و نادیا لخت نبود.

30:32.019 --> 30:33.023
‫اوه!

30:33.344 --> 30:35.260
‫می‌تونستی این یکی رو
‫تا ابد برای خودت نگه داری.

30:37.169 --> 30:38.198
‫اه!

30:38.547 --> 30:39.598
‫اه!

30:41.898 --> 30:42.898
،هی

30:43.568 --> 30:44.647
‫ اینو ببین.

30:49.242 --> 30:51.258
نادیا ‫فردا باید برای صدور حکم
‫تو دادگاه حاضر بشه.

31:02.562 --> 31:04.676
‫خانم، می‌شه
‫اون اسلحه رو بذاری زمین؟

31:04.701 --> 31:06.002
‫خواستیم ‫چند تا سوال ازت بپرسیم.

31:06.027 --> 31:07.840
‫شاید بهتره من
‫از اون بچه کوچولو سوال بپرسم.

31:08.752 --> 31:10.237
‫سلام عزیز دلم،

31:10.262 --> 31:12.664
‫کسایی که تو اون آپارتمان
زندگی می‌کنن رو می‌شناسی؟

31:12.689 --> 31:14.982
‫امبر و لوکاس.
‫اونا دوستای منن.

31:15.214 --> 31:16.374
.خیلی خوبه

31:16.612 --> 31:18.483
یادت میاد ‫آخرین بار کی دیدیشون؟

31:18.508 --> 31:20.131
‫امبر امروز صبح اومد اینجا

31:20.156 --> 31:22.203
‫و گفت خیلی خیلی مهمه که

31:22.228 --> 31:23.880
‫یه چیزی ازم قرض بگیره ‫تا بپوشه.

31:24.172 --> 31:26.611
‫خب منم تل سر گوش گربه‌ای‌ام رو
‫بهش قرض دادم.

31:26.636 --> 31:28.908
‫می‌خواست یه چیزی از تو قرض بگیره؟

31:28.933 --> 31:30.315
‫همین کلمات رو استفاده کرد؟

31:31.295 --> 31:32.398
‫ممنون.

31:34.264 --> 31:35.665
‫گردنبند قدیمی بود،

31:36.328 --> 31:37.676
‫گیتار نوئه...

31:38.454 --> 31:40.276
‫گوش گربه‌ای قرض گرفته شده...

31:40.741 --> 31:42.250
‫اون مار آبی رنگ بود.

31:43.481 --> 31:45.774
‫باید همه کلیساهای منطقه رو ‫چک کنیم.

32:02.127 --> 32:04.873
‫عزیزان گرامی،
‫امروز اینجا گرد هم آمدیم

32:04.898 --> 32:07.083
‫تا امبر و لوکاس را
‫در پیوند زناشویی مقدس همراهی کنیم.

32:09.790 --> 32:11.450
‫منتظر باش...
‫منتظر چی؟

32:11.475 --> 32:14.294
‫رد و بدل کردن پیمان‌ها.
‫من که هیولا نیستم.

32:14.735 --> 32:17.137
‫منو یاد روز عروسیم با دنیس انداخت.

32:17.596 --> 32:20.279
‫من داشتم با تاکسیدوی اون ور می‌رفتم،
‫اون با مال من.

32:20.640 --> 32:22.952
‫ما مجرم نبودیم
‫ولی عاشق بودیم.

32:22.977 --> 32:24.379
‫خیلی زیباست، ساریکا.

32:24.404 --> 32:26.630
‫و من پیمان می‌بندم که
‫شریک جرم تو باشم

32:26.655 --> 32:29.223
‫تا ازت محافظت کنم، دوسِت داشته باشم،

32:29.248 --> 32:31.825
‫و همیشه ‫پول وثیقه‌ات رو بدم.

32:33.207 --> 32:36.444
‫امبر، درست مثل این انگشتر،

32:37.333 --> 32:39.301
‫منو دور انگشتت ‫پیچوندی.

32:40.483 --> 32:44.335
‫و درست مثل این مار،
می‌خوام ‫دور بدنم بپیچی.

32:45.311 --> 32:47.621
‫و من الان
‫شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

32:47.646 --> 32:48.946
..‫حالا می‌تونید همدیگه رو ببوسی.

32:56.527 --> 32:57.809
"ملاقات خصوصی"

32:58.478 --> 32:59.529
‫چی؟

32:59.554 --> 33:02.251
‫امبر فردا با حبس طولانی مدت
‫روبرو می‌شه.

33:02.276 --> 33:04.362
‫ایالت واشنگتن
‫اجازه ملاقات خصوصی رو نمی‌ده

33:04.387 --> 33:07.006
‫مگه اینکه زندانی متاهل باشه.

33:07.285 --> 33:08.948
‫آه، چه نکته خوبی.

33:11.912 --> 33:13.606
‫خیلی‌خب، برید!
!برید، برید، برید

33:13.631 --> 33:14.740
‫برید!
‫باشه!

33:19.687 --> 33:21.947
‫تبریک می‌گم.
‫اوه، ممنون عزیزم.

33:23.327 --> 33:24.720
‫هی، بیا دیگه.
.خیلی‌خب

33:24.745 --> 33:25.996
‫اوه خدای من.

33:30.317 --> 33:31.392
‫بچه‌ها.

33:33.227 --> 33:34.528
‫از من یاد بگیرین.

33:34.553 --> 33:37.638
‫چه به خاطر طبیعت باشه یا تربیت
‫یا فقط شانس احمقانه قدیمی،

33:37.942 --> 33:40.596
همه‌مون نسخه‌هایی از
،یه آهنگ غمگین رو می‌خونیم

33:40.621 --> 33:43.231
به نفع خودتونه
‫یه آهنگ دیگه انتخاب کنین.

33:43.729 --> 33:45.048
‫می‌فهمی ‫چی می‌گه؟

33:45.073 --> 33:46.138
‫نه.

33:46.375 --> 33:48.152
‫من می‌گم که یه احمقم

33:48.177 --> 33:51.050
‫و ممکنه با زنی که دوسِش دارم
‫گند زده باشم.

33:51.075 --> 33:52.976
‫ولی ژنتیکی نیست.
‫قابل برگشته.

33:53.001 --> 33:56.086
‫همه چی قابل برگشته.
‫احمق بودن قابل برگشته.

33:56.644 --> 33:59.287
‫ترسو بودن در عشق ‫قابل برگشته.

34:00.207 --> 34:03.636
‫ترس از ‫قدم جلو گذاشتن در راه
‫کسی که دوسِش داری

34:04.786 --> 34:06.692
‫هر لحظه قابل برگشته.

34:07.297 --> 34:09.122
‫به شرطی که اون لحظه
‫همین الان باشه.

34:14.321 --> 34:16.046
‫من...
‫بعدا می‌بینمت.

34:38.236 --> 34:40.044
‫یه حلقه مو ‫روی پیشونیت افتاده

34:40.069 --> 34:42.184
‫که یعنی خیلی درگیر بودی
‫که درستش کنی.

34:43.197 --> 34:44.647
‫ چیزی تو فکرته؟

34:47.283 --> 34:51.110
اومدم برای جایگاه
.نفر دوم مهم زندگیت درخواست بدم

35:08.140 --> 35:09.166
‫سلام.

35:09.492 --> 35:11.297
‫انگار نفست بند اومده.
‫آره.

35:11.969 --> 35:14.641
من با ماشین اومدم اینجا
که خب یه جورایی عجیبه

35:16.208 --> 35:17.713
خب، می‌خوام حرف دلم رو بزنم

35:17.738 --> 35:18.767
‫اوم...

35:19.157 --> 35:20.454
‫فکر کنم من و تو...

35:21.052 --> 35:22.623
‫خب، ما...

35:22.648 --> 35:24.706
‫هی، عزیزم،
‫غذات داره...

35:24.731 --> 35:27.567
‫اوه. سلام! لو، درسته؟

35:28.669 --> 35:29.710
‫درسته.

35:30.971 --> 35:32.739
‫جینا؟ این...؟

35:33.308 --> 35:35.626
‫واو! خیلی فرق کردی.

35:35.651 --> 35:38.053
‫کاری با... دندونات کردی؟

35:38.078 --> 35:39.400
‫چی؟
‫نمی‌دونم.

35:39.425 --> 35:41.994
‫فقط انگار یه جور...
‫رنگِ دیگه یا یه همچین چیزیه.

35:42.019 --> 35:43.652
شماها چی سفارش دادین؟

35:43.677 --> 35:45.248
‫اوه، از وقتی برق رفته،

35:45.273 --> 35:47.945
داریم بقیه شیر و تخم‌مرغ‌ها رو ‫استفاده
می‌کنیم ‫قبل از اینکه خراب بشن، پس...

35:47.970 --> 35:50.171
‫دارم پنکیک درست می‌کنم.
‫پنکیک؟

35:50.196 --> 35:52.932
‫پنکیک! عالیه! اوم.

35:53.114 --> 35:54.150
‫اوم.

35:54.175 --> 35:55.505
‫فکر کردم شماها...

35:55.530 --> 35:58.281
‫بودیم. منظورم اینه که هنوز هستیم،
‫از نظر فنی. فقط...

35:58.306 --> 36:00.231
‫داریم یه شروع تازه می‌کنیم.
‫درسته.

36:01.478 --> 36:03.068
.دوباره از اول
‫اوه!

36:03.440 --> 36:07.219
‫آه! کار تموم شد!
‫البته نه برای شماها.

36:07.468 --> 36:09.198
‫آره.
‫اوم...

36:09.223 --> 36:12.148
‫من فقط اومدم اینجا که بگم...
‫کارآگاه کارسون

36:12.173 --> 36:14.633
.‫که همه‌چی به زودی ‫راه می‌افته

36:14.658 --> 36:16.552
‫و همه دستگاه‌های فانتزی شما
‫دوباره کار می‌کنن.

36:16.577 --> 36:17.610
‫پس...

36:18.519 --> 36:22.044
‫ممنون که اومدی خونه من
‫فقط برای اینکه اینو بهم بگی.

36:22.981 --> 36:24.651
‫و ممنون...

36:25.330 --> 36:26.664
‫که سر زدی.

36:28.054 --> 36:29.718
‫داری... از خودت تشکر می‌کنی؟

36:29.743 --> 36:30.891
‫آره، همینطوره.

36:31.148 --> 36:34.426
‫آره. باید بزرگترین حامی ‫خودت باشی.

36:35.920 --> 36:37.321
‫اوه!
‫آه!

36:37.694 --> 36:38.707
‫من این کارو کردم.

36:40.805 --> 36:42.748
‫خب، ممنون، لوئیز.

36:44.663 --> 36:45.958
‫و خواهش می‌کنم، لوئیز.

36:46.807 --> 36:49.309
‫ براتون... شب خوبی رو آرزو می‌کنم.

36:49.919 --> 36:50.964
‫خداحافظ.

36:51.139 --> 36:52.223
‫خداحافظ.

37:11.373 --> 37:14.357
‫هی لی‌لی،
‫می‌تونی به کنترل ترافیک اطلاع بدی

37:14.382 --> 37:18.411
‫یه وسیله نقلیه با
‫پلاک‌ شخصی واشنگتن جی.آی.ان.ای.92

37:18.436 --> 37:21.755
‫به طرز بی‌احتیاطی نزدیک
‫شیر آتش‌نشانی در خیابان میپل 15 پارک شده.

37:22.577 --> 37:25.078
‫احتمالا بخوان کسی رو بفرستن
‫تا جریمه صادر کنه.

37:46.370 --> 37:49.522
‫مطمئن نبودم
‫بتونی بفهمی من کجام.

37:49.547 --> 37:51.574
‫خب، یه کم طول کشید،
‫اعتراف می‌کنم.

37:52.906 --> 37:54.210
‫به دفاع از خودم،

37:54.235 --> 37:57.100
‫یه نفر یه دکل موبایل و
‫یه نیروگاه برق رو منفجر کرد

37:57.125 --> 37:58.578
‫و بعد یه شایعه عجیب شنیدم

37:58.603 --> 38:01.589
‫که تو داری میری ونکوور
‫تا یه دخترخاله رو ببینی؟

38:02.276 --> 38:04.084
‫پس چرا به ونکوور نرفتی؟

38:04.109 --> 38:07.471
‫هر خبری که اینقدر سریع پخش بشه
‫باید یه شایعه کثیفِ کتی‌وار باشه.

38:07.496 --> 38:10.241
‫و من حدس می‌زنم تو
‫یه چیزی تو گوشش زمزمه کردی،

38:10.266 --> 38:11.851
‫که منو از مسیر منحرف کنی.

38:15.766 --> 38:16.901
‫و...

38:18.685 --> 38:20.559
‫من یادداشت کوچیکت رو رمزگشایی کردم.

38:21.538 --> 38:24.004
‫"این بار نمی‌تونی جلومو بگیری."

38:24.588 --> 38:25.655
"این بار"

38:26.607 --> 38:27.638
‫هوم؟

38:27.663 --> 38:29.458
‫این غذاخوری؟ کافه تویدز.

38:29.483 --> 38:32.158
‫اینجا جایی بود که داشتی می‌رفتی
‫وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم.

38:32.183 --> 38:33.879
‫من به خاطر سرعت غیرمجاز نگهت داشتم.

38:33.904 --> 38:38.601
‫آخرین ایستگاه تو در تور
‫نقاط مورد علاقه تلویزیونی آمریکایی‌ات.

38:40.352 --> 38:42.587
‫به هر حال، اینجا چقدر عالیه؟

38:42.612 --> 38:44.956
‫یعنی، دقیقا به اندازه چیزی که
.فکر می‌کردم عجیب نیست

38:44.981 --> 38:46.049
‫ولی، اوم...

38:46.712 --> 38:48.597
‫یه جورایی عجیبه
‫که چقدر عجیب نیست.

38:48.622 --> 38:50.191
‫چرا زحمت کشیدی اومدی؟

38:50.564 --> 38:52.724
‫مکالمه خانوادگی تموم شد؟

38:59.661 --> 39:03.869
‫کسب و کار خانواده هیکمن
‫کسب و کار توئه.

39:04.389 --> 39:06.599
‫چون تو عضو خانواده منی.

39:07.055 --> 39:10.225
‫حداقل می‌خوام اینطور باشه،
‫برای همیشه.

39:11.627 --> 39:14.171
‫و پسر،
‫اون خیلی تهدیدآمیز به نظر رسید. اوم...

39:15.648 --> 39:18.593
‫منظورم اینه که
‫می‌خوام این سوال رو ازت بپرسم.

39:18.618 --> 39:20.791
‫نه یه سوال، اوم...

39:20.816 --> 39:22.362
‫مثل یه پیشنهاده.

39:22.387 --> 39:24.039
‫خب، در واقع یه پیشنهاده.

39:24.511 --> 39:26.220
‫نادیا، دارم پیشنهاد ازدواج می‌دم.

39:35.354 --> 39:39.316
‫نادیا، با من ازدواج می‌کنی؟

39:42.020 --> 39:43.352
‫من می‌گم بله.

39:43.777 --> 39:44.838
‫بله؟

39:52.159 --> 39:53.237
‫بریم خونه.

39:56.148 --> 39:57.319
‫وایسا، وایسا، وایسا.

39:58.300 --> 39:59.491
‫اینم از این.

40:12.082 --> 40:16.755
... :: تـرجـ‌مه از :  سعیــ‌د پردیــ‌س :: ...

40:20.023 --> 40:22.790
‫چت شده؟
‫خیلی سرحال به نظر نمی‌رسی.

40:23.320 --> 40:24.779
‫مشکل مردونه؟

40:25.769 --> 40:26.795
‫من خوبم.

40:26.820 --> 40:29.246
‫مجبورم کرد تو روز عروسیم
‫انگشترم رو در بیارم.

40:29.666 --> 40:30.939
‫این ظالمانه‌ست.

40:30.964 --> 40:33.222
‫متاسفم. قانونه.

40:33.247 --> 40:34.437
‫اشکالی نداره.

40:35.166 --> 40:36.820
‫من امروز پایین نمیام.

40:38.182 --> 40:40.028
‫من کاری که کردم رو انجام دادم، ‫چون

40:40.391 --> 40:43.972
آرزو داشتم ‫اولین زن تو خانواده‌ام باشم
‫که یه عروسی واقعی داشته باشه.

40:43.997 --> 40:46.107
‫و واجد شرایط ‫ملاقات خصوصی باشه.

40:46.132 --> 40:47.492
‫آمین به اون.

40:47.795 --> 40:49.869
‫بهتره گردنبندم رو هم ‫پس بگیرم.

40:49.894 --> 40:51.796
‫یه عالمه طول کشید تا پیداش کنم.

40:51.821 --> 40:54.410
‫مال مادربزرگم بود
‫قبل از اینکه گرو بذارش.

40:55.037 --> 40:57.565
‫دوست پسرش روزی که غیب شد
‫اونو بهش داده بود.

40:58.908 --> 41:00.854
‫چه سلیقه شیکی ‫برای یه راننده اتوبوس.

41:02.087 --> 41:05.807
‫دوست پسر مادربزرگت
یه راننده اتوبوس بود ‫که غیب شد؟

41:05.832 --> 41:06.983
‫آره.

41:07.337 --> 41:10.115
‫چه حرکت عجیبی که یه گردنبند
حکاکی شده بدی ‫به کسی

41:10.140 --> 41:11.875
‫و همون روز ولش کنی.

41:11.900 --> 41:14.594
‫مادربزرگ جین
‫حتی به پلیس هم گزارش داد.

41:14.619 --> 41:17.000
‫ولی اونا باهاش مثل
‫یه آدم مستِ پرحرف رفتار کردن.

41:17.308 --> 41:18.779
‫البته خیلی سرزنششون نمی‌کنم.

41:18.804 --> 41:21.840
‫مامان همیشه می‌گفت
مادربزرگ جین اصلا ظرفیت الکل نداشت

41:21.865 --> 41:23.867
‫یا قبول نمی‌کرد ‫وقتی طرف ترکش می‌کرد.

41:27.312 --> 41:29.414
‫اینا وسایل شخصی ‫زوج متاهله؟

41:29.439 --> 41:30.591
‫آره، چرا؟

41:30.616 --> 41:33.226
‫سم، اون گزارش پلیس قدیمی‌ای
که پیدا کردی یادت میاد؟

41:33.645 --> 41:36.716
‫همونی که اون خانم ‫گزارش داد دوست
پسرش گم شده ‫و پلیس ‫حرفش رو باور نکرد؟

41:37.253 --> 41:40.261
‫آره. اون راننده اتوبوس.
‫روز ولنتاین، سال 1987.

41:41.799 --> 41:43.527
‫روزی که ‫این گردنبند رو بهش داده.

41:48.521 --> 41:54.554
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

41:55.880 --> 42:01.903
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
