WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:05.001 --> 00:10.001
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:15.200 --> 00:16.950
به آدرس قبلیت رفتم

00:17.030 --> 00:19.040
کسی تو رو اونجا ولت کرده؟

00:19.450 --> 00:20.450
رهات کردن؟

00:20.540 --> 00:22.540
می‌خوام کمکت کنم، ناتالیا

00:23.250 --> 00:24.710
.سعی دارم قضیه رو درک کنم

00:27.170 --> 00:28.750
دلت نمی‌خواد بدونی

00:29.670 --> 00:31.590
...آنچه گذشت

00:31.670 --> 00:33.050
عزیزم، خوبی؟

00:33.130 --> 00:34.470
آره، فقط دارم استراحت می‌کنم

00:34.550 --> 00:36.430
حداقل می‌تونم زنگ بزنم کسی بیاد دنبالت؟

00:36.510 --> 00:37.510
مثلا مامانت؟ -
نه، خوبم -

00:37.930 --> 00:40.430
من 22 سالمه، فقط به ظاهرم نمی‌خوره

00:40.510 --> 00:43.390
.یک روند قانونی برای تصحیح گواهی تولد افراد وجود داره

00:43.480 --> 00:44.600
روند ساده‌ایه

00:44.690 --> 00:47.150
شاید یه نامه از طرف یه پزشک
.که سوابقش رو بررسی کرده لازم باشه

00:48.400 --> 00:50.980
،به خاطر معلولیتش
.احتمالا بتونین قیم‌ش بمونین

00:51.400 --> 00:53.400
نمی‌دونم -
...نه، من از اون آدمایی نیستم -

00:53.490 --> 00:55.610
که بیخیال چیزایی بشن که دوستش دارن -
اوه، دوست عزیزم -

00:56.490 --> 00:58.120
قول میدم همه‌چی درست میشه

00:58.200 --> 01:01.120
،واسه‌ت آپارتمان گرفتیم
،پس با اینکه تنهایی زندگی می‌کنی

01:01.200 --> 01:03.660
،ما اجاره خونه و قبض‌ها رو پرداخت می‌کنیم

01:03.750 --> 01:05.000
و بهت سر می‌زنیم

01:05.080 --> 01:07.960
اینجا چه غلطی داری می‌کنی؟ -
دنبال مامان و بابام بودم -

01:08.040 --> 01:10.290
گمونم کریس و مایک الان
.در نیمه‌راه کانادا باشن

01:10.380 --> 01:12.000
چی از من می‌خوای؟

01:12.090 --> 01:13.630
می‌خوام ببرمت خرید

01:13.710 --> 01:15.010
،حالا که می‌خوام برات آشپزی کنم

01:15.090 --> 01:17.550
.ازت می‌خوام اینا رو با کارت یارانه تو حساب کنم

01:17.640 --> 01:19.050
اون هر روز درد می‌کشه

01:19.140 --> 01:20.510
...پس میشه ما -
ببخشید، خانم -

01:20.600 --> 01:22.850
شما دقیقا چه ارتباطی باهم دارید؟ -
من مادرشم -

01:23.310 --> 01:26.730
این کسی که سعی داری بگی
.یک فرد بالغه، در واقع یک بچه‌ست

01:26.810 --> 01:28.150
!ناتالیا

01:28.810 --> 01:30.190
!اینقدر منو نزن

01:30.820 --> 01:32.480
حق داره که میگه من بدم؟

01:32.570 --> 01:34.070
اینکه هیچوقت کسی منو دوست نخواهد داشت؟

01:34.150 --> 01:36.780
،من کلا چند هفته‌س تو رو می‌شناسم
و از همین الان دوست دارم

01:36.860 --> 01:38.950
،اگه خواستی صحبت کنی
،هر موقع که آماده بودی

01:39.030 --> 01:40.280
ازت می‌خوام با من تماس بگیری

01:40.370 --> 01:43.790
.می‌خوام شهادت بدم
بیا بریم تو کارش

01:52.460 --> 01:54.090
سال 2012 بود

01:54.170 --> 01:55.880
،یادمه هوا داشت گرم می‌شد

01:55.970 --> 01:58.880
اما خونه لارو نمی‌ذاشتن خیلی زیاد بیرون بریم

01:58.970 --> 02:01.680
خیله‌خب، واسه یدونه عجیب و غریبش آماده‌ای؟

02:01.760 --> 02:03.350
آره -
باشه -

02:03.430 --> 02:09.270
،خب، یکی بود یکی نبود
.یه دختری به اسم اوکسانا بود

02:09.350 --> 02:11.770
اون خیلی خوشحال بود

02:11.860 --> 02:14.480
اما بعدش یک روز، مامانش مُرد

02:14.570 --> 02:16.190
چطوری مُرد؟

02:16.280 --> 02:19.160
.نمی‌دونم، یه قطار بهش زد
بگذریم

02:19.240 --> 02:22.120
...بعدش بابای اوکسانا با یه خانم جدید ازدواج کرد

02:22.200 --> 02:26.500
،که خودش دختر داشت
.اما هر دوشون خیلی بدجنس بودن

02:27.580 --> 02:30.580
،و یک روز، مادرخوانده خبیثش گفت

02:30.670 --> 02:34.420
.ما دو تا دختر نمی‌خوایم"
".این دختر زشت رو بفرست بره

02:34.500 --> 02:36.710
...بنابراین، اوکسانا رو تک و تنها به یک کلبه

02:36.800 --> 02:39.720
.در دل جنگل بردن

02:39.800 --> 02:42.850
!و می‌گفتن که اون کلبه تسخیر شده‌ست

02:44.470 --> 02:48.060
...پس همونطور که انتظار می‌رفت، همون شب اول

02:48.140 --> 02:50.850
.یک نفر در زد

02:50.940 --> 02:52.400
اوکسانا ترسیده بود

02:52.480 --> 02:54.940
،سعی کرد نادیده‌ش بگیره
اما صدا ادامه داشت

02:58.320 --> 03:01.910
.پس در نهایت، اوکسانا رفت سمت در

03:01.990 --> 03:03.530
...وقتی در رو باز کرد

03:03.620 --> 03:05.830
.کسی پشت در نبود

03:07.620 --> 03:11.750
،وقتی خواست ببندش
.یه صدایی اومد

03:11.830 --> 03:14.170
"به من غذا بده. به من غذا بده"

03:14.250 --> 03:17.920
،خب، اون همه‌جا رو نگاه کرد
اما کسی اونجا نبود

03:18.010 --> 03:22.840
،اما بعد متوجه شد، زیر پاش

03:22.930 --> 03:25.100
...این صدا از یک

03:27.350 --> 03:28.600
!سرِ گاو می‌اومد

03:30.180 --> 03:31.350
جریان چیه خانما؟

03:31.440 --> 03:33.100
می‌دونین که حق ندارین برید روی تخت هم

03:33.190 --> 03:36.400
.اوه، خواهش می‌کنم
نمیشه یکمی دیگه بازی کنیم؟

03:37.320 --> 03:40.650
.متاسفانه نه
من اومدم ناتالیا رو ببرم

03:41.650 --> 03:43.860
قراره برم خونه؟

03:43.950 --> 03:46.580
.نه
...راستش، یه سری مدارک رسیده

03:46.660 --> 03:48.870
که اثبات می‌کنه تو از اونی که
.فکرشو می‌کردیم بزرگتری

03:48.950 --> 03:50.580
خیلی بزرگتر

03:50.660 --> 03:52.210
قراره به بخش بزرگسالان منتقل بشی

03:52.290 --> 03:56.000
بخش بزرگسالان؟ -
وایسا، تو یه آدم‌بزرگی؟ -

03:56.670 --> 03:58.960
.متوجه نمیشم
کی گفته من بزرگم؟

03:59.050 --> 04:01.590
بهشون میگم که در اشتباهن -
این جوابگو نیست -

04:01.670 --> 04:04.090
.نه لطفا، می‌خوام پیش اسکای بمونم
ما دوست هم هستیم

04:07.180 --> 04:08.640
لطفا بهم بگو جریان چیه

04:08.720 --> 04:10.600
از چیزی که لازمه سخت‌ترش نکن. یالا بریم

04:10.680 --> 04:13.560
نه، لطفا. من... دلم نمی‌خواد برم

04:13.640 --> 04:14.980
...دوست ندارم برم. لطفا

04:15.060 --> 04:16.940
!لطفا، خواهش می‌کنم بذار برگردم

05:00.589 --> 05:03.589
« سریال « خـانـواده‌ی خـوب آمـریـکـایـی

05:05.590 --> 05:11.590
« ترجمه از « امـیـن احـمـدی

05:27.590 --> 05:30.640
لطفا، لطفا، چرا نمی‌تونم
همونجایی که بودم بمونم؟

05:51.620 --> 05:54.250
.نه، نه، نه، وایسا، وایسا
خرگوشم هرکول رو جا گذاشتم

05:54.330 --> 05:57.710
اون بهترین دوستمه -
ناتالیا، تو باید درست رفتار کنی -

05:57.790 --> 05:59.460
وگرنه توقیفت می‌کنن

06:00.250 --> 06:02.090
اینجا مثل بخش کودکان نیست

06:02.170 --> 06:04.510
بهت هشدار نمیدن

06:04.590 --> 06:05.970
متوجه هستی؟

06:06.800 --> 06:08.970
اما بدون اون نمی‌تونم بخوابم

06:11.850 --> 06:13.510
نه، نه

06:15.430 --> 06:16.640
!نه، نه

06:16.730 --> 06:18.440
دیگه هیچوقت هرکول رو ندیدم

06:18.520 --> 06:20.060
!نه

06:20.860 --> 06:22.570
ببخشید

06:22.650 --> 06:25.360
ناراحت شدن سر یه عروسک مسخره‌ست

06:25.440 --> 06:26.940
اصلا هم اینطور نیست

06:27.030 --> 06:29.110
اون خرگوش تو بود
.و ازت گرفتنش

06:29.200 --> 06:32.030
نمی‌خوام هی مجبور بشی
اینا رو دوباره و دوباره مرور کنی

06:32.120 --> 06:33.490
شما بچه داری، جناب کارآگاه؟

06:34.290 --> 06:35.750
ندارم -
خیله خب -

06:35.830 --> 06:38.160
پس، بذار یه چیزی رو برای شما توضیح بدم

06:38.250 --> 06:42.460
بچه که داشته باشی، خیلی تلاش می‌کنی
تا بچه‌ت صدمه‌ای نبینه

06:42.540 --> 06:45.250
هر روزی که بگذره و ما کاری که اونا
،با این بچه کردن رو درست نکنیم

06:45.340 --> 06:47.550
.تالی داره اذیت میشه

06:47.630 --> 06:51.010
نمی‌تونه جراحی کنه، نمی‌تونه بره مدرسه

06:51.090 --> 06:52.970
عکس‌برداری‌ها عملا اثبات می‌کنن که اون یه بچه‌ست

06:53.050 --> 06:55.390
پس درست کردن این وضع چرا اینقدر برای شما سخته؟

06:57.730 --> 07:00.480
...ناتالیا، من متاسفم که این همه سوال

07:00.560 --> 07:02.310
.درباره دورانی که در بیمارستان بودی ازت پرسیدم

07:02.400 --> 07:06.570
اما خوشحالم که پرسیدم، چون به نظرم
.تو الان استراتژی‌مون رو فهمیدی

07:07.490 --> 07:08.690
جدی؟

07:09.820 --> 07:14.030
،خانواده بارنت هر کاری که کردن
.رد خودشون رو لاپوشونی کردن

07:14.120 --> 07:16.580
اسناد مربوط به تعیین سن دوباره‌ی ناتالیا
.در دادگاه امور حسبی مهر و موم شدن

07:16.660 --> 07:18.790
،و از اونجایی که بهشون دسترسی نداریم
...نمی‌تونیم سر اینکه

07:18.870 --> 07:20.960
.آیا اون تصمیم اشتباه بوده یا نه بحثی کنیم

07:21.040 --> 07:24.250
اما می‌تونیم ادعا کنیم که
.از شیوه‌ی غلطی این اسناد ایجاد شدن

07:26.340 --> 07:27.510
متوجه نمیشم

07:29.720 --> 07:34.010
،وقتی دوباره تعیین سن شدی
.تو وکیل نداشتی و قاضی هم ندیدی

07:34.100 --> 07:36.510
خانواده بارنت همه کار کردن
.تا تو وارد ماجرا نشی

07:36.600 --> 07:40.020
عملا تو رو در یک بیمارستان روانی بستری کردن

07:40.100 --> 07:42.270
فرصت دفاع عادلانه بهش داده نشده

07:43.270 --> 07:44.270
و...؟

07:44.360 --> 07:47.110
،و من باید مدارک ناتالیا رو احضار کنم

07:47.190 --> 07:49.530
اما وقتی تائید کنن که
،اون تمام مدت در بیمارستان بوده

07:49.610 --> 07:52.860
اینکه به عنوان بچه رفته
...و به عنوان یک بزرگسال در اومده

07:54.570 --> 07:56.910
.اینطوری باید بتونیم حکم رو باطل کنیم

08:00.080 --> 08:02.120
و دوباره می‌تونم یه بچه باشم؟

08:02.210 --> 08:05.540
.فقط باید نشون بدیم که بهت فرصت دفاع و اثبات ندادن

08:10.510 --> 08:12.680
[Only Wanna Be with You - Hootie & the Blowfish]

08:12.760 --> 08:16.680
.سال 2014 بود
.تقریبا یه سالی بود که در کانادا بودیم

08:16.760 --> 08:18.810
،یادمه چون روز ولنتاین بود

08:18.890 --> 08:20.770
.و می‌خواستم حسابی هنرنمایی کنم

08:20.850 --> 08:23.390
،می‌دونی، ما خیلی چیزا رو گذرونده بودیم
...و حس می‌کردم یه فرصتیه

08:23.480 --> 08:26.730
.تا یه جورایی ارتباط قوی بارنت‌ها رو جشن بگیریم

08:26.810 --> 08:30.820
!به گوش تمام پسران بارنت
!تمام اعضای خانواده بارنت بیان به میز صبحانه

08:35.070 --> 08:37.120
اوه، روز ولنتاین مبارک، رفقا

08:37.200 --> 08:40.040
!من... پنکیک درست کردم

08:41.790 --> 08:44.670
،دو تا پسر کوچیکم وضعشون خوب بود
،تو مدرسه می‌ترکوندن

08:44.750 --> 08:47.210
،و تازه کلی بازی پدر و پسری با هم داشتیم

08:47.290 --> 08:49.800
تیراندازی، بولینگ، فوتبال‌دستی

08:49.880 --> 08:51.800
.یعنی، ما دیوونه فوتبال‌دستی هستیم

08:51.880 --> 08:54.800
پسر بزرگم جیک، ترم اولِ دوره‌ی
تحصیلات تکمیلی رو با موفقیت گذرونده بود

08:54.880 --> 08:56.720
.اوه سلام رفیق
پنکیک درست کردم

08:56.800 --> 08:58.180
ببخشید بابا، سرم شلوغه

08:58.260 --> 09:01.060
وایسا، سرت واسه خامه شلوغه؟ بیخیال

09:01.970 --> 09:04.690
باشه. پس فقط بیکن رو می‌خورم
وگرنه قندم می‌افته

09:04.770 --> 09:05.850
حله، حله

09:07.440 --> 09:09.650
.بفرما
مقاله چطور پیش میره؟

09:11.150 --> 09:12.320
دو برابر کردن فرمیلیون، درسته؟

09:12.400 --> 09:13.530
،اگرچه

09:13.610 --> 09:15.650
واقعا برای دو برابر کردن فرمیلیون دکترا لازمه؟

09:15.740 --> 09:18.740
،آخه دو ضربدر فرمیلیون
میشه هشت میلیارد دیگه؟

09:18.820 --> 09:20.740
دو برابر شدن فرمیون‌هاست، بابا
(مربوط به فیزیک ذرات و به‌ویژه نظریه مش‌بندی)

09:20.830 --> 09:22.200
چی؟ منم همین رو گفتم دیگه

09:22.950 --> 09:26.040
،و منو همسرم کریستین
،توی یک فاز ماه عسل ثانویه بودیم

09:26.120 --> 09:28.540
،اگرچه اون بیشتر اوقات ماه عسل رو بدون من بود

09:28.630 --> 09:30.920
همه‌جا می‌رفت و درباره اوتیسم سخنرانی می‌کرد

09:31.000 --> 09:34.880
خب، از خدامه بیام به پادکست
،اما کل پنجشنبه مشتری دارم

09:34.970 --> 09:38.430
.و اون شب قراره در انجمن علمی واترلو سخنرانی کنم

09:38.510 --> 09:40.850
،کتابش پر فروش شده بود
...و تازه اعلام کرده بودن

09:40.930 --> 09:43.520
که قراره از روش فیلم بسازن
.که "روزامند پایک" قرار بود نقش کریستین رو بازی کنه

09:43.600 --> 09:46.640
...و بذار بهتون بگم، انتخاب بازیگر
دقیقا درست بود

09:46.730 --> 09:48.730
کریستین حسابی خوشگل شده بود

09:48.810 --> 09:51.110
روز عشق مبارک، عشقم

09:52.440 --> 09:54.360
،می‌تونم توی ونکوور انجامش بدم

09:54.440 --> 09:57.280
تا وقتی که مقداری وقت برای آموزش معلمان اختصاص بدیم

09:58.820 --> 10:01.160
اون حسابی سرش شلوغ بود
اما خب من درک می‌کردم

10:01.240 --> 10:03.370
منم یه کار خفن جدید داشتم

10:03.450 --> 10:05.620
،پس آره، کم و بیش، ما اوضاعمون عالی بود

10:05.710 --> 10:08.670
.و بالاخره مسئله‌ی ناتالیا رو پشت سر گذاشته بودیم

10:09.170 --> 10:11.380
می‌تونستیم هوای تمیز کانادایی رو تنفس کنیم

10:12.550 --> 10:14.380
یا... حداقل اینطوری فکر می‌کردیم

10:46.830 --> 10:50.330
،کاملا مطمئن نیستم
...اما فکر کنم نوشته

10:50.420 --> 10:52.840
.که دوباره می‌خوان بچه‌ش کنن

10:53.420 --> 10:55.460
وایسا. اما این کارو نمی‌تونن بکنن، مگه نه؟

10:57.130 --> 10:58.970
.وایسا، صبر کن
بذار ببینم، باشه؟

10:59.050 --> 11:00.340
باشه، باشه -
خیله‌خب، باشه -

11:01.340 --> 11:03.180
خب ببین. اینجا، دقیقا اینجا

11:03.260 --> 11:07.220
،چون ما قیم هستیم
فکر می‌کنم می‌تونیم اطلاعیه‌ای به دادگاه بدیم

11:07.310 --> 11:09.390
...و، و، ... و فقط

11:09.480 --> 11:11.400
و درخواست کلی رو رد کنیم

11:11.480 --> 11:14.690
یعنی، جواب رد بدیم، می‌دونی؟ -
باشه -

11:17.230 --> 11:19.860
.آره چیزی نیست -
خیله خب -

11:19.950 --> 11:21.780
،مایکل، یه لحظه من

11:21.860 --> 11:23.700
دوباره برگشتم به اون دوران تاریک -
می‌دونم، می‌دونم -

11:23.780 --> 11:24.990
اما هی، منو نگاه کن

11:25.080 --> 11:26.370
آره -
ما اوضاعمون خوبه -

11:26.450 --> 11:27.750
مطمئنی؟ -
چیزی نیست، مشکلی نیست -

11:27.830 --> 11:29.500
باشه -
بیا اینجا -

11:33.500 --> 11:36.050
پس، وقتی من ونکوور هستم خودت رسیدگی می‌کنی؟

11:37.130 --> 11:38.760
کی میری ونکوور؟

11:38.840 --> 11:41.180
.امروز بعد از ظهر
.عزیزم، بهت گفته بودم

11:41.260 --> 11:43.590
...وایسا، وایسا، امروز ولنتاینه. تو

11:43.680 --> 11:47.810
،تو تازه برگشتی، و خب
.بابایی دلش واسه مامانی تنگ شده

11:47.890 --> 11:49.230
خیلی وقت گذشته

11:49.310 --> 11:51.940
.می‌دونم اما کلا دو روزه

11:52.020 --> 11:55.400
و بعدش خودمو خودتیم

11:55.480 --> 11:58.980
نماینده‌م زنگ می‌زنه

12:00.030 --> 12:01.700
ممنون که به این قضیه رسیدگی می‌کنی

12:01.780 --> 12:03.110
...تو

12:04.200 --> 12:06.080
کریستین بارنت هستم

12:06.160 --> 12:08.790
!اوه عالیه
.به نظرم قطعا بتونم این کارو بکنم

12:08.870 --> 12:10.000
آها

12:11.290 --> 12:13.330
[The Middle - Jimmy Eat World]

12:13.420 --> 12:16.090
،وقتی گفتم حلش می‌کنم
با خودم گفتم همینه دیگه

12:16.170 --> 12:18.300
یه نامه می‌زنم و تمام شد و رفت

12:24.890 --> 12:26.930
...اما اونا دائما همون درخواست برای تعیین دوباره سن رو

12:27.010 --> 12:29.180
.پشت هم می‌فرستادن

12:32.980 --> 12:35.860
...تبدیل به یک کابوسِ کارای قانونی شد

12:35.940 --> 12:37.820
.که سه سال آزگار ادامه داشت

12:50.490 --> 12:52.040
خیال می‌کردم هرگز تموم نمیشه

13:12.180 --> 13:15.980
.تا اینکه در نهایت، در آگوست سال 2017، تموم شد

13:31.790 --> 13:33.620
دمای آب عالیه

13:33.700 --> 13:36.000
میشه یه دقیقه لطفا با زنم تنها باشم؟

13:37.290 --> 13:40.130
مایکل، دریل این همه راه اومده اینجا
،تا یک لطفی در حق من بکنه

13:40.210 --> 13:41.960
،چون من خیلی سرم شلوغ بود

13:42.050 --> 13:43.920
.نتونستم به آرایشگاه برم

13:44.010 --> 13:46.510
قضیه درباره اونه

13:50.510 --> 13:52.520
،خیله‌خب، دریل
.یه لحظه ما رو تنها بذار

13:52.600 --> 13:54.100
اما باید موهات رو خشک کنم

13:54.180 --> 13:56.270
باشه، فقط... سریع تمومش می‌کنم

13:56.350 --> 13:57.850
نمی‌خوام خیلی خشک بشه -
باشه -

13:57.940 --> 14:00.230
.حتما خیس نگه‌ش می‌داریم دریل، ممنونم

14:07.700 --> 14:10.700
،خب، بگو دیگه
.می‌بینی که دارم موهام رو رنگ می‌کنم

14:10.780 --> 14:13.080
خب، ببخشید، باشه؟
،اما قراره یک جلسه رسیدگی برگزار بشه

14:13.160 --> 14:16.960
و ظاهرا، خانواده‌ای که ناتالیا
،پیششون می‌مونه

14:17.040 --> 14:18.710
.الان می‌خوان قیم قانونیش بشن

14:20.290 --> 14:21.710
می‌خوان به سرپرستی بگیرنش؟

14:22.250 --> 14:25.630
آره، عملا مثل سرپرستیه
.اما برای یک بزرگسالِ معلول

14:26.220 --> 14:27.590
میشه ببینم؟ -
آره -

14:34.850 --> 14:38.690
،یعنی، هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم
به نظرم این می‌تونه چیز خوبی باشه

14:38.770 --> 14:41.980
می‌دونی؟
،یعنی اگه می‌خوان ازش مراقبت کنن

14:42.060 --> 14:44.190
...میگم بذاریم بکنن، می‌دونی، فقط

14:44.280 --> 14:46.400
بالاخره از دستش خلاص بشیم، درسته؟

14:48.700 --> 14:51.200
واقعا متوجه نیستی که این چیه؟

14:51.280 --> 14:54.080
فقط به خاطر اینکه ما قیم قانونیش هستیم

14:54.160 --> 14:56.700
.تا الان تونستیم این درخواست‌ها رو رد کنیم

14:56.790 --> 14:59.750
،به محض اینکه این رو از دست بدیم
.می‌تونن دوباره تبدیل به یک بچه بکننش

15:01.670 --> 15:03.500
می‌دونی اگه این کارو بکنن چی میشه؟

15:04.880 --> 15:07.760
.اینطوری می‌تونن بگن ما یک بچه رو رها کردیم

15:09.180 --> 15:12.260
و متوجه هستی که این چرا اینقدر اوضاع رو بد می‌کنه؟

15:14.310 --> 15:17.100
اینکه چرا این زندگی ما رو خراب می‌کنه؟

15:19.190 --> 15:21.900
یعنی، اینطوری که میگی آره

15:21.980 --> 15:23.360
حالا هر چی

15:23.440 --> 15:25.520
.به وَل زنگ می‌زنم
یه وکیل خوب جور می‌کنه

15:26.400 --> 15:29.400
اما تو باید بری اونجا
تا توی این جلسه باشی

15:29.490 --> 15:34.410
این ماجرای ناتالیا دیگه نباید دوباره سر بلند کنه

15:34.490 --> 15:36.700
الان؟
من خیال می‌کردم قراره با هم بریم بیرون

15:36.790 --> 15:38.540
تا این رو درست نکنی، همه‌چی تعطیله

15:41.540 --> 15:43.290
،پس خلاصه بخوام بگم

15:43.380 --> 15:45.840
.وَل میگه تو بهترین وکیل در ایندیاناپولیس هستی

15:45.920 --> 15:47.590
...و می‌دونی، اولش، آره ناراحت بودم

15:47.670 --> 15:50.470
که مجبور شدم از سر کار مرخصی بگیرم
...و یه سفر طولانی بیام. اما بعد

15:50.550 --> 15:51.760
!آره

15:51.840 --> 15:53.550
،به محض اینکه وارد مرز ایندیانا شدم

15:53.640 --> 15:55.680
"!با خودم گفتم "خدای من، دوباره می‌تونم نفس بکشم

15:55.760 --> 15:57.600
سریع رفتم بستنی کاسترد کالور رو گرفتم، می‌دونی؟

15:57.680 --> 16:00.020
و بعد قراره برم دیدن یه سری دوستام
از زمانی که توی "سیرکت سیتی" کار می‌کردم

16:00.100 --> 16:02.310
...و فکر نکنم متوجه بودم

16:02.400 --> 16:05.560
که توی کانادا چقدر من تنها بودم، می‌دونی؟

16:05.650 --> 16:07.780
،و حالا که برگشتم اینجا

16:07.860 --> 16:10.440
.حس می‌کنم دوباره خودمم
!انگار اومدم تعطیلات

16:10.530 --> 16:13.820
آره، خیلیا همچین حسی
.نسبت به حکم دادگاه ندارن

16:13.910 --> 16:15.740
خب، گمونم من خوش شانسم

16:16.240 --> 16:18.290
باشه. بفرما دونات بزن

16:18.370 --> 16:19.910
اوه، باشه، ممنونم

16:20.000 --> 16:22.960
بیا درباره این جلسه صحبت کنیم -
آره -

16:23.040 --> 16:26.040
،باید کلکش رو بکنیم
...چون تا وقتی این قضیه حل نشه

16:26.130 --> 16:28.170
.با زنم توی دردسرم

16:28.250 --> 16:31.470
...اون فکر می‌کنه ناتالیا داره

16:31.550 --> 16:35.390
از این قضیه تغییر قیم استفاده می‌کنه
.تا سنش رو برگردونه به پائین

16:35.470 --> 16:38.180
.نه، قطعا، قطعا
حق با همسرتون هست

16:38.260 --> 16:40.520
،و می‌دونی، استراتژی بدی نیست

16:40.600 --> 16:42.980
.از اونجایی که شما تمام درخواست‌های قبلیش رو رد کردید

16:44.230 --> 16:47.020
وایسا، اما تو... می‌تونی با این مقابله کنی دیگه؟

16:48.360 --> 16:51.150
.خب، اینو بهم بگو
،اون قدیما

16:51.240 --> 16:54.280
شما از چه شواهدی برای تغییر سنش استفاده کردید؟

16:54.360 --> 16:58.370
چون اونا ادعا می‌کنن که این روند
به درستی صورت نگرفته

16:58.450 --> 17:00.080
آره، خب این یه مشت مزخرفاته

17:00.160 --> 17:02.580
،چون یه پزشک تمام سوابقش رو بررسی کرد

17:02.660 --> 17:04.960
.و مطمئنم که به نفع ما شهادت میده

17:05.040 --> 17:07.590
خب، این شروع کاره. دیگه چی؟

17:07.670 --> 17:11.260
.خب، ما یه پرونده تو خونه‌مون داریم
"بهش میگیم، "مدارک ناتالیا

17:11.340 --> 17:12.920
...احتمالا بتونم به زنم بگم

17:13.010 --> 17:15.300
که عکس بگیره و بفرسته

17:15.380 --> 17:17.050
عالی میشه -
باشه، خوبه -

17:17.140 --> 17:20.560
این شاید یکمی زمان ببره
.چون خیلی کارش با تکنولوژی خوب نیست

17:23.390 --> 17:25.480
خیله خب

17:26.650 --> 17:28.730
اینم خودش

17:28.810 --> 17:30.980
.باید صدای زنگ رو عوض کنم
.هی یادم میره

17:31.070 --> 17:32.900
یه لحظه صبر کن

17:32.990 --> 17:34.030
سلام عزیزم

17:34.110 --> 17:35.530
خب، عکسا رو پیامک کنم؟

17:35.610 --> 17:37.570
.نه، نه، خیلی آسونه
،عکسا رو می‌گیری

17:37.660 --> 17:38.950
،گالری رو باز می‌کنی

17:39.030 --> 17:42.790
،همه رو انتخاب می‌کنی
،و بعد یه آلبوم اشتراکی درست می‌کنی

17:42.870 --> 17:44.660
و اون رو برای من می‌فرستی

17:44.750 --> 17:47.670
.آره، همین کافیه
خیلی ممنونم

17:47.750 --> 17:49.170
باشه

17:49.250 --> 17:50.800
چند دقیقه دیگه می‌رسه

17:57.470 --> 17:59.220
این دونات‌ها خیلی خوبن، راستی

18:02.770 --> 18:05.940
،اگه قرار بود یه دونات باشی
چه مدل دوناتی می‌شدی؟

18:06.020 --> 18:08.100
...به نظرم من می‌تونستم -
می‌تونیم در سکوت صبر کنیم -

18:09.440 --> 18:10.440
باشه

18:14.690 --> 18:17.360
و اومدن

18:17.450 --> 18:19.870
یه سری نامه پزشکی هست

18:19.950 --> 18:22.790
مدارک مهاجرتی هست -
عالیه -

18:22.870 --> 18:24.120
همه مدل چیز -
خیله خب -

18:25.960 --> 18:27.040
همینه؟

18:28.790 --> 18:30.420
یعنی، آره، کم و بیش. چطور؟

18:30.500 --> 18:33.170
...عجب، خب

18:34.260 --> 18:37.010
گمونم گاهی کم بودن بهتر باشه

18:37.090 --> 18:39.550
البته می‌دونی چیزی که به دردمون می‌خوره

18:39.640 --> 18:42.680
اینه که یه بیانیه برام بنویسی
،تا از طرف تو بخونم

18:42.760 --> 18:44.430
...درباره اینکه چرا می‌خواستی

18:46.100 --> 18:48.060
ببخشید، مرد -
چیه؟ -

18:48.140 --> 18:50.860
فکر کنم زیادی عکسا رو ورق زدم

18:50.940 --> 18:52.770
اما هی، انگار از دردسر خارج شدی

18:59.530 --> 19:02.030
...من

19:07.410 --> 19:09.870
فکر نمی‌کنم اینا... برای من باشه

19:09.960 --> 19:11.420
...ما باهم

19:12.590 --> 19:15.800
خدای من، خدای من

19:20.470 --> 19:22.390
.اشکالی نداره
چیزی نیست

19:22.470 --> 19:24.350
!چیزی نیست. لینا

19:24.430 --> 19:26.680
ببخشید -
نه چیزی نیست. مشکلی نیست -

19:26.770 --> 19:29.770
[I'd Do Anything For Love - Meat Loaf]

19:34.770 --> 19:36.110
بهش زنگ بزن مایکل

19:39.950 --> 19:40.950
بزن لعنتی

19:42.200 --> 19:43.910
.فقط باید این کارو بکنی
بهش زنگ می‌زنی

19:43.990 --> 19:45.280
و میری تو کارش

19:45.370 --> 19:47.410
،باید این کارو بکنی
همین الان باید بهش زنگ بزنی

19:48.410 --> 19:51.120
بگو چه حسی داری

20:04.180 --> 20:06.760
کیر توش

20:19.240 --> 20:20.490
اوه، لعنتی

20:23.950 --> 20:25.740
خیله‌خب

20:32.790 --> 20:34.040
الو، مایکل؟

20:37.040 --> 20:39.210
می‌دونی که صدای نفست رو می‌شنوم

20:39.300 --> 20:42.010
چه وضعشه آخه مایک؟
گوشیم رو هک کردی؟

20:42.090 --> 20:45.090
.من وقت این چیزا رو ندارم
اونجا چه خبره؟

20:48.760 --> 20:50.020
!چه خبره؟

20:52.560 --> 20:54.020
...فکر کنم از اون مدارکی ک فرستادی

20:54.100 --> 20:57.900
.یکمی جا خوردم

20:57.980 --> 21:04.030
نامه پزشکی و مدارم مهاجرت عالی بودن

21:04.700 --> 21:09.790
اما کاملا مطمئن نبودم

21:09.870 --> 21:14.000
!که می‌خواستی با عکسای لختیت چیکار کنم

21:15.460 --> 21:17.130
!عکسای سینه‌ت

21:17.210 --> 21:19.630
زیبا بود. خیلی به درد خورد

21:19.710 --> 21:23.170
اگرچه، این برام سواله که
،این عکسا رو برای من فرستادی یا نه

21:23.260 --> 21:26.220
...از اونجایی که خدا فقط می‌دونه چند وقته که

21:26.300 --> 21:28.350
!نذاشتی نزدیکت بشم

21:28.430 --> 21:30.560
داری سعی می‌کنی چیزی بگی، مایکل؟

21:30.640 --> 21:32.220
آره، فکر کنم همینطوره

21:33.140 --> 21:35.690
اون عکسا برای کی بود؟
.چون فکر نکنم برای من بودن

21:39.650 --> 21:41.280
اوه، خدایا، خدایا، خدایا

21:41.360 --> 21:43.570
با اون آرایشگر لعنتی می‌خوابی؟

21:43.650 --> 21:46.660
!خدای من -
عقلت رو از دست دادی؟ -

21:46.740 --> 21:48.570
دریل همجنسگراست -
نه -

21:48.660 --> 21:50.700
نه، همیشه این رو میگن -
به حرفای خودت گوش بده -

21:50.790 --> 21:53.580
مثل دیوونه‌ها صحبت می‌کنی

21:53.660 --> 21:56.330
البته که اون عکسا برای تو بود

21:56.420 --> 21:58.380
فقط یه تشکر کوچیک بابت اینکه
داری به این قضیه رسیدگی می‌کنی

21:58.460 --> 22:00.170
واقعا؟ واقعا؟

22:00.250 --> 22:02.050
باشه پس بذار درست متوجه بشم

22:02.130 --> 22:06.050
تو می‌خواستی جلوی وکیل وَل اونا رو باز کنم، درسته؟

22:06.130 --> 22:07.890
چیه، می‌خواستی از اون هم تشکر کنی؟ همینه؟

22:07.970 --> 22:09.890
محض رضای خدا

22:09.970 --> 22:12.220
چرا الان داری با من دعوا راه می‌اندازی؟

22:12.310 --> 22:14.980
من از بس نگران بودم که
اونجا چه خبره، داغون شدم

22:15.060 --> 22:17.400
.غذا به زور می‌خورم
نمی‌تونم بخوابم

22:17.480 --> 22:20.270
اونوقت تو نگران این هستی؟ -
!مسئله زندگی زناشوئی ماست -

22:20.360 --> 22:22.190
اینقدر شلوغش نکن

22:25.030 --> 22:27.910
...من... حتی نمی‌تونم

22:32.080 --> 22:36.250
...خدای من. نمی‌تونم
دیگه نمی‌کشم

22:36.330 --> 22:38.040
چی؟ چی رو دیگه نمی‌کشی؟

22:39.210 --> 22:41.210
اینکه اینطوری باهام رفتار بشه

22:41.290 --> 22:45.010
انگار... که هیچ اهمیتی ندارم

22:45.090 --> 22:47.300
انگار نامرئی‌م -
خب، برنامه‌ت چیه؟ -

22:47.380 --> 22:48.800
می‌خوای بری و چیکار کنی؟

22:48.880 --> 22:50.800
تو تنهایی به زور می‌تونی زندگی کنی، مایکل

22:50.890 --> 22:54.180
.بدون من نمی‌تونی دوام بیاری
.از تختت به زور پا میشی

22:56.020 --> 22:57.100
اوه، عجب

23:00.650 --> 23:02.650
پس باشه

23:04.150 --> 23:06.650
...اگه همچین حسی داری، پس

23:07.860 --> 23:11.030
کریس، چرا... چرا اصلا با منی؟

23:17.200 --> 23:19.370
...آره، نمی‌تونی جواب بدی، چون

23:21.330 --> 23:24.250
مدت‌هاست که همه‌چی معلوم بوده، مگه نه؟

23:31.260 --> 23:33.350
...لعنتی، کریس، باید برم. من

23:33.430 --> 23:34.760
بچه‌های سیرکت سیتی منتظر من هستن

23:34.850 --> 23:36.640
...نه، حق نداری گوشی رو

23:45.360 --> 23:46.940
پشمام

24:08.170 --> 24:09.170
عجب

24:11.010 --> 24:13.140
آره، این عالیه

24:15.220 --> 24:16.970
مایکل بارنت

24:20.600 --> 24:23.190
!سلام غریبه. خدای من

24:23.270 --> 24:24.270
سلام

24:27.570 --> 24:30.650
چند وقت گذشته؟ -
چندین سال؟ -

24:30.740 --> 24:33.110
آره، وایِت الان شش سالشه

24:33.200 --> 24:34.370
شش؟ -
شش -

24:34.450 --> 24:36.330
عجب -
آره -

24:36.410 --> 24:38.540
گذر زمان رو درک نمی‌کنم

24:42.080 --> 24:44.040
حالت خوبه؟ انگار حالت خوش نیست

24:47.920 --> 24:49.800
ممنونم

24:49.880 --> 24:54.800
...خیلی مهربونیت رو می‌رسونه
...که این رو دیدی و به زبان آوردی. این

24:54.890 --> 24:56.100
بیا نوشیدنی بزنیم، باشه؟ -
آره -

24:56.180 --> 24:57.850
باید مشروب بزنیم -
آره -

24:59.640 --> 25:01.140
چرا؟

25:01.230 --> 25:04.100
چرا عکسش رو لایک کردی؟

25:06.230 --> 25:08.270
آخه چی تو سرت می‌گذره؟

25:08.360 --> 25:10.440
اینجا؟ -
آره -

25:10.530 --> 25:13.240
.هرج و مرج و نفرت از خود و اینجور چیزا

25:13.320 --> 25:15.200
اوه واقعا؟ منم اینطوریم

25:15.280 --> 25:17.530
...تو -
آره -

25:20.790 --> 25:23.910
...من... من
خب چیکار باید می‌کردم، می‌دونی؟

25:24.000 --> 25:27.460
،همچین عکسی دستت می‌رسه و خب
.می‌خواستم به روش بیارم

25:27.540 --> 25:29.500
اما از ته دل نمی‌خواستم به روش بزنم

25:29.590 --> 25:31.670
آره -
...می‌دونی؟ چون، مثلا -

25:33.550 --> 25:35.260
این خیلی خجالت‌آوره

25:36.260 --> 25:39.470
...فکر کنم واقعا امید داشتم

25:40.930 --> 25:43.680
مثلا می‌خواستم این عکسا
شاید برای من باشه، می‌دونی؟

25:43.770 --> 25:45.440
.پس با خودم گفتم، "خب شاید همینطوریه

25:45.520 --> 25:48.310
"پس شاید بهتره چیزی نگم

25:48.400 --> 25:50.570
اما بعد متوجه شدم، خب این اهمیتی نداره

25:50.650 --> 25:54.400
...به خاطر این حقیقت که
...این حقیقت که من تو فکرم افتاده

25:54.490 --> 25:56.490
.که اون داره بهم خیانت می‌کنه

25:56.570 --> 25:59.620
...پس، اینطوریه که انگار زنت داره

25:59.700 --> 26:03.330
تو جنگل به اینو اون میده
.و کسی نیست صداش رو بشنوه

26:05.040 --> 26:06.290
...ببخشید، من فقط

26:07.830 --> 26:09.040
ببخشید

26:11.840 --> 26:14.050
من باید یه اعترافی بکنم

26:14.130 --> 26:15.840
چی؟

26:18.260 --> 26:20.600
هیچوقت خیلی با کریستین حال نمی‌کردم

26:22.180 --> 26:23.930
ادامه بده

26:25.600 --> 26:28.350
وقتی درباره‌ش صحبت می‌کنی، خیلی ناراحتی

26:28.440 --> 26:32.020
.حس و حالت خیلی غمگین و کوچیک میشه

26:32.110 --> 26:33.400
...و

26:35.110 --> 26:36.860
...نمی‌دونم، مثلا، اون

26:37.860 --> 26:41.490
یادته چقد می‌ترسیدی درباره
تعطیل شدن مغازه بهش بگی؟

26:41.580 --> 26:43.370
حسابی ترسیده بودی

26:43.910 --> 26:45.200
تو خیلی با من مهربون بودی

26:45.290 --> 26:47.040
...من -
واقعا دوست دارم اینو بهت بگم -

26:47.120 --> 26:48.540
.تو خیلی باهام مهربون بودی، قدردان این هستم

26:48.620 --> 26:50.170
می‌دونی کی مهربون نیست؟

26:51.460 --> 26:52.630
کریستین

26:52.710 --> 26:54.840
اون سلیطه‌س، درسته؟

26:54.920 --> 26:56.170
آخه مگه اینطور نیست؟

26:57.380 --> 26:58.760
ببخشید -
اشکالی نداره -

26:58.840 --> 27:01.350
نه، نه، این زیادی بود -
نه، حس بدی نداشته باش -

27:01.430 --> 27:03.350
اصلا -
اوه، جنیفر -

27:04.520 --> 27:05.680
اصلا و ابدا

27:11.310 --> 27:14.190
،تازشم، می‌دونی

27:14.280 --> 27:18.990
تازه یه دلیل دیگه هم داره که از کریستین خوشم نمیاد

27:21.200 --> 27:26.750
اما تا وقتی واقعا رابطه‌ت با اون تموم نشه، نمی‌تونم بگم

27:34.590 --> 27:36.960
لعنتی، واقعا تمومه

27:41.840 --> 27:43.850
واقعا متاسفم از این بابت

27:53.310 --> 27:54.520
خدای من

27:54.610 --> 27:56.480
اوه نه -
...من دارم توی ویلا ترونکو -

27:56.570 --> 27:57.990
بوسه خارج از ازدواج می‌زنم

27:58.070 --> 28:00.490
الان من کی هستم؟ کی هستم؟

28:00.570 --> 28:01.780
این مایکل موردعلاقمه

28:04.280 --> 28:06.120
منم باهاش حال می‌کنم -
این نسخه عالیه -

28:06.200 --> 28:08.120
آره. اون خوبه -
اون همیشه خیلی خوبه -

28:08.200 --> 28:10.460
درسته؟ اون خیلی... اوه لعنت بهش

28:10.540 --> 28:11.830
لعنتی

28:11.920 --> 28:14.880
...باید یه بیانیه برای وکیلم بنویسم

28:14.960 --> 28:16.590
آره -
.به خاطر جریان دادگاهی که فردا دارم -

28:16.670 --> 28:18.380
اصلا واسه همین اومده بودم اینجا -
آره، برو -

28:18.460 --> 28:19.880
باید برم

28:21.510 --> 28:22.680
پس من میرم

28:27.180 --> 28:28.220
مجبورم

28:28.310 --> 28:29.850
...شاید بتونی -
مجبورم -

28:29.930 --> 28:32.560
یه دقیقه دیرتر بری؟ -
آره، یعنی باید الان برم -

28:32.650 --> 28:34.310
شصت ثانیه؟ -
باید برم، آره -

28:37.150 --> 28:38.860
،خطاب به کسانی که منو نمی‌شناسن"

28:38.940 --> 28:40.990
.اسم من ناتالیا گریس بارنت هستش

28:41.070 --> 28:46.120
من 4 سپتامبر سال 2003 به دنیا اومدم
و سیزده سالمه

28:47.030 --> 28:50.080
،اما در پنج سال گذشته
...مجبور بودم در این باره دروغ بگم

28:50.160 --> 28:51.830
.و بگم که یک بزرگسالم

28:52.290 --> 28:54.040
".این برای من سخت بود

28:59.130 --> 29:01.800
.خب، نزدیک بود از ترس به خودم بشاشم

29:02.050 --> 29:03.590
تو چرا بیداری؟

29:03.680 --> 29:06.470
دارم روی بیانیه‌م کار می‌کنم

29:07.300 --> 29:09.220
،می‌خواستم یه شوخی اضافه کنم

29:09.310 --> 29:12.310
...چون بابا میگه همیشه می‌تونی با یه خنده‌ی خوب

29:12.390 --> 29:14.560
.دل جماعت رو به دست بیاری

29:16.190 --> 29:17.480
می‌تونم منم بشنوم؟

29:18.690 --> 29:19.860
آهان

29:22.780 --> 29:26.570
امروز که اینجام حس می‌کنم"
.سوار یک ترن هوایی هستم

29:26.660 --> 29:30.370
ترسناکه و حس می‌کنم قراره
".ناهارم رو از دست بدم

29:32.830 --> 29:34.870
دیدی؟ اینطوری عالی پیش میری

29:34.960 --> 29:37.250
فقط خودت باش و بذار مردم جذبت بشن

29:38.630 --> 29:40.880
...من فقط نگران خوندن این چیزا

29:40.960 --> 29:42.920
جلوی کریستین و مایکل هستم -
نه -

29:43.010 --> 29:44.090
بس کن

29:46.590 --> 29:50.810
اول از همه، می‌دونی که خودشون
این کارو با خودشون کردن

29:51.720 --> 29:54.730
...دوما، کارآگاه درایزدیل گفت اون احمقا

29:54.810 --> 29:56.270
.حتی فردا قرار نیست بیان

29:56.350 --> 29:58.860
یه وکیل فرستادن تا از طرفشون صحبت کنه

30:00.320 --> 30:02.230
اگه نظرشون عوض بشه چی؟

30:04.240 --> 30:08.320
خب در این صورت یه سلاح مخفی داری عزیزم

30:08.410 --> 30:10.280
،چون اگه خودشون بیان

30:10.370 --> 30:13.540
مامان سی اونجا آماده‌ست تا دخلشون رو بیاره، باشه؟

30:15.080 --> 30:17.080
...یالا، این رو بزن به بدن و بریم بخوابیم

30:17.170 --> 30:19.420
.تا فردا برای خوندن این بیانیه آماده باشی

30:20.290 --> 30:23.170
،وقتی خانواده بارنت سن منو تغییر دادن
من اونجا حضور نداشتم

30:23.260 --> 30:25.170
،فرصت نداشتم از خودم دفاع کنم

30:25.260 --> 30:27.260
.پس اونا تصمیم گرفتن که مردم من رو چطوری ببینن

30:27.340 --> 30:29.470
اونا تصمیم گرفتن که من کی هستم

30:29.550 --> 30:32.350
از این که امروز اینجا هستم و
،می‌تونم واقعیت رو روشن کنم، هیجان‌زده‌م

30:32.430 --> 30:35.020
تا مردم بتونن منو جوری ببینن
،که خواهر و برادرام می‌بینن

30:35.100 --> 30:37.400
،یک بچه‌ی 13 ساله‌ی عادی

30:37.480 --> 30:41.110
و تا خانواده‌ای بتونه منو به سرپرستی بگیره
.که واقعا دوستم داشته باشه

30:41.190 --> 30:42.570
خیله‌خب، برو بریم -
آمین -

30:51.950 --> 30:54.200
همه بلند بشن

30:59.670 --> 31:02.340
،خب، حالا که همه سر پا ایستادن

31:02.420 --> 31:05.460
لطفا دست راستتون رو برای سوگنددهی ببرید بالا

31:05.550 --> 31:08.220
عادیه که همه با هم اینطوری انجامش بدیم؟

31:08.300 --> 31:11.350
.این یه جلسه رسیدگی به سرپرستیه، نه محاکمه
.قاضی می‌تونه هرطور که می‌خواد تصمیم بگیره

31:11.430 --> 31:13.180
مثل یک دادگاه عادی اداره نمیشه

31:13.260 --> 31:14.640
.حرفاتون حقیقته ...

31:14.720 --> 31:15.930
بله

31:22.060 --> 31:23.440
اونا نیومدن

31:25.530 --> 31:28.240
من کن میبری هستم، وکیل ناتالیا بارنت

31:28.320 --> 31:30.660
...اجازه می‌فرمایید، ابتدا با ارائه‌ی مبنای

31:30.740 --> 31:34.870
درخواست‌مون شروع کنیم؟
چون دو درخواست داریم

31:34.950 --> 31:36.290
بله

31:36.370 --> 31:39.580
خب، اول، یه درخواست داریم برای تعیین آنتوان

31:39.670 --> 31:42.460
و سینتیا منس به‌ عنوان قیم قانونی ناتالیا بارنت

31:42.540 --> 31:47.260
ناتالیا خردسالی هستش که
.توسط کریستین و مایکل بارنت رها شده

31:47.340 --> 31:50.760
.نه، اینجا نوشته خانم بارنت 27 سالشه

31:50.840 --> 31:53.050
،می‌دونم این نسل هزاره نمی‌تونن از خودشون مراقبت کنن

31:53.140 --> 31:55.140
ولی این دلیل نمیشه که همشون خردسال باشن

31:58.850 --> 32:01.650
،خب، این من رو به درخواست دوم‌مون می‌رسونه

32:01.730 --> 32:05.360
برای لغو حکم دادگاه در ژوئن 2012 درباره سن ناتالیا

32:05.440 --> 32:07.820
،در یک بی‌عدالتی وحشتناک و خلاف روند قانونی

32:07.900 --> 32:11.410
خانواده بارنت سن ناتالیا رو بدون اطلاع خودش
،و حتی بدون هیچ جلسه رسیدگی‌ای

32:11.490 --> 32:14.410
از 8 به 22 سال تغییر دادن

32:14.490 --> 32:16.490
بر چه اساسی دوباره تعیین سن شده؟

32:16.580 --> 32:18.410
اطلاعات شما هم به اندازه منه، عالی جناب

32:18.500 --> 32:20.040
پرونده‌ها مهر و موم شدن

32:20.120 --> 32:24.170
حتی خود ناتالیا هم نمی‌دونه
.چطور و چرا دوباره تعیین سن شده

32:24.250 --> 32:26.550
،جناب قاضی
اینجا هیچ معمای پیچیده‌ای وجود نداره

32:26.630 --> 32:29.050
سن خانم بارنت تغییر یافته

32:29.130 --> 32:32.840
به یک دلیل ساده پزشکی که
ایشون یک بچه نیست

32:32.930 --> 32:36.430
بچه نیست رو بذار در کوزه -
فقط به خداوند بسپار. باشه؟ -

32:36.510 --> 32:38.560
دادگاه عالی شهرستان ماریون مدارک رو بررسی

32:38.640 --> 32:39.730
.و موافقت کرده

32:39.810 --> 32:42.400
من تمایلی به لغو حکم دادگاه دیگری ندارم

32:42.480 --> 32:45.560
مگر اینکه شواهد قابل توجهی وجود داشته باشه
که نشون بده حکم باید فرق می‌کرده

32:45.650 --> 32:48.940
برای این منظور، جناب قاضی
،مایلم دکتر استفن لارنس رو دعوت کنم

32:49.030 --> 32:53.070
که سوابق خانم بارنت رو در طول
.پرونده اصلی بررسی کرده، تا صحبت کنه

32:53.160 --> 32:55.030
عالیه، مشتاقم حرفاش رو بشنوم

32:55.120 --> 32:58.830
این یارو رو می‌شناسی؟ -
آره، فکر کنم -

32:58.910 --> 33:00.790
منو پیش دکترهای زیادی بردن

33:00.870 --> 33:03.870
.ممنونم
،اسم من دکتر استفن لارنس هستش

33:03.960 --> 33:06.840
و من پزشک خانوادگی خانواده بارنت

33:06.920 --> 33:10.050
و پزشک معالج اصلی ناتالیا
در زمانی که پیش اون‌ها بود، بودم

33:10.130 --> 33:13.220
،در طول اون دوره
...مشخص شد که خانم بارنت به طور قابل توجهی

33:13.300 --> 33:16.510
.از چیزی که ادعا کرده بود، بزرگ‌تر است

33:16.600 --> 33:18.560
...اون به طرزی که

33:18.640 --> 33:20.180
مطمئنم کلا یه بار دیدمش

33:20.270 --> 33:23.730
،اون تعدادی از ویژگی‌های جنسی ثانویه رو نشان داده بود

33:23.810 --> 33:26.690
...و تا زمانی که

33:26.770 --> 33:30.610
،در سال 2012 به بیمارستان روانی لارو منتقل شد

33:30.690 --> 33:33.490
برای سال‌ها سیکل قاعدگی منظم داشت

33:33.570 --> 33:35.700
اون هنوزم پیش ما پریود نشده

33:35.780 --> 33:38.780
،همچنین، در زمانی که در لارو بوده
...خانم بارنت با اختلال جامعه‌ستیزی

33:38.870 --> 33:42.540
،تشخیص داده شد
.که این تشخیص فقط به بزرگسالان نسبت داده میشه

33:43.870 --> 33:46.040
..."خانم بارنت از "نگه داشتن ظاهر جعلی از سن

33:46.130 --> 33:50.590
.برای خودش حرفه‌ای دست و پا کرده

33:51.630 --> 33:54.340
،اما با وجود اینکه قربانی شیادی اون بودن

33:54.430 --> 33:58.260
،خانواده بارنت، اون رو یک فرد بیمار می‌بینن

33:58.350 --> 34:01.850
.و همچنان به نقش خودشون به‌عنوان قیم‌ها متعهد هستن

34:01.930 --> 34:03.980
ممنونم -
ممنونم دکتر لارنس -

34:04.060 --> 34:06.400
من می‌تونم برم دیگه؟ مال خودم رو بخونم؟

34:06.480 --> 34:10.610
ببخشید جناب قاضی، اما ما نظرات چندین پزشک رو داریم

34:10.690 --> 34:12.650
که اخیرا چندین آزمایش انجام دادند

34:12.740 --> 34:16.030
که اثبات می‌کنه سن بیولوژیکی خانم بارنت

34:16.110 --> 34:18.950
.با گواهی تولد اصلیش هماهنگی داره

34:19.030 --> 34:21.450
،جناب قاضی
...نظر دکتر لارنس

34:21.540 --> 34:24.160
...بر اساس بررسی سوابق پزشکی خانم بارنت

34:24.250 --> 34:27.330
،در زمان تعیین دوباره سنش بوده
،پس متوجه نمیشم که سوابق جدید

34:27.420 --> 34:29.710
،حالا که حتی سنش هم رفته بالاتر
.چطور می‌تونه به این پرونده مرتبط باشه

34:29.790 --> 34:31.960
خب، اما این همون مسائل مربوط به روند قانونی هست

34:32.050 --> 34:35.760
...اون درخواست تعیین سن قبلی

34:35.840 --> 34:37.840
فقط یک طرف ماجرا رو نشون می‌داد

34:37.930 --> 34:41.640
،خود خانم بارنت اون زمان نقشی نداشته
.که برای همین می‌خواد امروز صحبت کنه

34:52.940 --> 34:53.940
سلام

34:57.110 --> 34:58.820
اوه سلام. خیلی ممنونم

35:00.700 --> 35:02.580
سلام مایک -
سلام. مشکلی نداره اومدم؟ -

35:04.250 --> 35:06.040
می‌تونم صحبت کنم؟ مشکلی نداره؟ -
!بله -

35:06.120 --> 35:07.210
نه نمی‌تونی صحبت کنی -
فقط آروم بگیر -

35:07.290 --> 35:08.790
ناتالیا الان می‌خواد صحبت کنه -
عالی شدی -

35:08.870 --> 35:10.080
برم بالا؟ -
آره البته -

35:10.170 --> 35:12.170
،جناب قاضی، ایشون مایکل بارنت هستن
.قیم ناتالیا

35:12.250 --> 35:13.840
ببخشید، ناتالیا می‌خواست صحبت کنه

35:13.920 --> 35:16.760
.اینجا دادگاه منه و می‌خوام صحبتای آقای بارنت رو بشنوم

35:16.840 --> 35:18.380
عالیه، مچکرم

35:18.970 --> 35:22.050
...خب، وکیلم بهم گفته بود

35:22.140 --> 35:24.770
.که در واقع امروز نیازی نبود من اینجا حضور داشته باشم

35:24.850 --> 35:28.440
می‌تونستم یه بیانیه بنویسم و برم پی زندگیم

35:29.900 --> 35:32.360
و این دقیقا برنامه‌ی مایکلِ قدیمی بود

35:33.900 --> 35:37.650
،اما اخیرا، دارم یاد می‌گیرم که حرف بزنم

35:37.740 --> 35:41.370
.که مرد خودم باشم

35:41.450 --> 35:45.240
پیدا کردن خودِ حقیقی آدم جرئت می‌خواد

35:46.580 --> 35:47.830
واسه همینم من اینجام

35:49.830 --> 35:54.500
بذار بهتون بگم، منو کریستین اخیرا
.با هم تفاهم نداشتیم

35:55.300 --> 35:57.010
اما در این مورد، ما با هم موافقیم

35:58.170 --> 36:02.640
،ما قصد داریم به عنوان قیم‌های قانونی ناتالیا باقی بمونیم

36:02.720 --> 36:05.850
نه صرفا برای نجات خانواده‌های دیگه
،تا قربانی نشن

36:07.140 --> 36:10.140
...بلکه برای تشویق به چیزی که به نفع اونه

36:11.350 --> 36:14.770
یک زندگی صادقانه

36:19.530 --> 36:21.240
ممنونم آقای بارنت

36:21.910 --> 36:25.200
از ناتالیا بارنت می‌خوام که بیاد جلو

36:25.280 --> 36:26.700
موفق باشی ناتالیا -
برو عزیزم -

36:26.790 --> 36:27.950
از پسش بر میای -
برو -

36:29.540 --> 36:30.660
عجله نکن

36:37.340 --> 36:39.970
نیازی نیست برید بالا، خانم بارنت

36:40.050 --> 36:41.800
من هر چیزی که لازم بود رو شنیدم

36:53.900 --> 36:56.440
...خوش شانسی که والدینی داری که بهت اهمیت میدن

36:57.440 --> 36:59.440
که می‌خوان بهت کمک کنن تا زندگیت رو تغییر بدی

37:01.990 --> 37:03.410
،پس به نفع خودت

37:03.490 --> 37:05.620
من قیمیت شما رو تغییر نمیدم

37:05.700 --> 37:08.740
...علاوه بر این، من تصمیم سال 2012 برای تغییر سن

37:08.830 --> 37:12.830
،رو لغو نخواهم کرد
...چون امروز هیچ چیزی ندیدم که

37:12.920 --> 37:14.960
،نشون بده نتیجه می‌توانست فرق کنه

37:15.040 --> 37:17.210
.اگه شما جزئی از اون روند بودید

37:19.670 --> 37:23.340
پس بگو بهم، حرفی داری در دفاع از خودت بزنی، خانم بارنت؟

37:24.840 --> 37:27.890
،خطاب به کسانی که من رو نمی‌شناسن"
اسم من ناتالیا بارنت هست

37:27.970 --> 37:31.680
،من 4 سپتامبر سال 2003 به دنیا اومدم
"...و من سیزده

37:38.690 --> 37:40.190
...من

37:41.530 --> 37:43.610
یه شوخی درباره ترن هوایی دارم

37:45.820 --> 37:47.910
باشه

37:47.990 --> 37:50.660
تا پرونده بعدی 5 دقیقه تنفس میدیم

37:56.210 --> 37:57.880
بفرما. یالا

37:57.960 --> 38:02.090
هی. ما هر چیم بشه دوست داریم عزیزم

38:02.170 --> 38:03.670
این محبت ما رو عوض نمی‌کنه، باشه؟

38:03.760 --> 38:05.220
خداوند می‌دونه ما بهش محتاجیم، باشه؟

38:05.300 --> 38:07.720
.خیلی متاسفم
تا حالا همچین چیزی ندیدم

38:07.800 --> 38:10.140
آزاردهنده‌ست. اما باز می‌تونیم درخواست تجدید نظر بدیم

38:10.220 --> 38:11.930
یه راهی پیدا می‌کنیم، باشه؟ -
چیکار کنیم؟ -

38:12.020 --> 38:13.890
به هیچ وجه. تجدید نظر نمی‌خواد

38:13.980 --> 38:16.100
اما اون حتی فرصت نشد صحبت کنه -
!من مادرشم. گفتم نه -

38:16.190 --> 38:19.770
باشه، باشه. دست بدین، دست، دست، دست

38:19.860 --> 38:20.940
چیزی نیست

38:22.190 --> 38:25.950
خداوند بزرگ، سراغ تو آمدیم چون محتاجیم

38:26.030 --> 38:28.200
از تو درخواست هدایت می‌کنیم

38:28.280 --> 38:30.160
داستان می‌تونست همونجا تموم بشه

38:30.240 --> 38:34.330
این یک بی‌عدالتی آشکار بود و من عصبانی بودم

38:34.410 --> 38:37.000
،اما سعی کردم به خواسته‌شون عمل کنم
.بیخیالش بشم

38:37.880 --> 38:39.790
،تا اینکه چند سال بعد

38:39.880 --> 38:42.250
.ما شروع به سرپرستی گرفتن دخترم مِل کردیم

38:43.010 --> 38:46.970
،ما خیلی وقت بود تلاش می‌کردیم
،بدجوری می‌خواستیمش

38:47.050 --> 38:49.390
و دائم به ناتالیا فکر می‌کردم

38:49.470 --> 38:52.350
اینکه اگه مال من بود، من چیکار می‌کردم؟

38:52.430 --> 38:56.060
،دلم می‌خواست مثل مِل باشه
بتونه بچگی کنه

38:56.480 --> 38:58.400
واسه همین رفتم سراغ پرونده‌هام

38:59.060 --> 39:02.820
،همسرم شبا کار می‌کنه
.و مل هم خیلی اهل خواب نیست

39:02.900 --> 39:05.530
پس، اون به‌طور پنهانی مثل معاون من کار می‌کرد
در حالی که من سعی می‌کردم بفهمم

39:05.610 --> 39:07.860
آیا جرمی هست که بتونم به بارنت‌ها نسبت بدم یا نه

39:08.950 --> 39:11.450
می‌دونستم اون روز مایکل بارنت دروغ گفته بود

39:12.370 --> 39:14.250
این همه راه از کانادا نیومده بود

39:14.330 --> 39:15.960
.چون که ناتالیا براش مهم باشه

39:16.500 --> 39:18.750
آخه توی دادگاه حتی نگاهش هم نکرد

39:18.830 --> 39:20.420
آدم چطور همچین کاری می‌کنه؟

39:20.500 --> 39:22.750
دختر خودتو نادیده بگیری؟

39:22.840 --> 39:24.920
،اون با یه نقشه رفته بود اونجا

39:25.010 --> 39:27.090
که مطمئن بشه سنش تغییر نمی‌کنه

39:27.170 --> 39:29.930
اما چرا؟ چی رو داشت پنهان می‌کرد؟

39:30.010 --> 39:32.560
همه چیزو با هم تطبیق دادم تا پیداش کنم

39:32.930 --> 39:37.100
و بعد، توی مدارک ترخیصش از بیمارستان روانی لارو

39:37.180 --> 39:40.480
،که خیلی وقت پیش با احضاریه گرفته بودم
.یه چیزی پیدا کردم

39:41.190 --> 39:42.980
،پس، در تابستان سال 2019

39:43.070 --> 39:46.780
.تصمیم گرفتم یه سر به پزشک خانوادگی، استفن لارنس بزنم

39:48.780 --> 39:51.780
متاسفم که بیشتر نیست که بهتون تعارف کنم

39:51.870 --> 39:54.540
سوزیِ من سس مارینارای خفنی درست می‌کنه -
قطعا همینطوره -

39:54.620 --> 39:56.330
من فقط از وقتی که می‌ذارین ممنونم

39:56.410 --> 39:59.500
سر چندتا پرونده قدیمی که سعی دارم
ببندمشون گیر افتادم

39:59.580 --> 40:03.000
پس، شما با خانواده بارنت صمیمی هستید؟

40:03.090 --> 40:06.130
اوه بله. چندین سال کل خانواده می‌اومدن پیش من

40:06.210 --> 40:07.800
،افراد خیلی خوبی هستن

40:07.880 --> 40:09.760
.و مقدار عذابی که کشیدن واقعا ناعادلانه‌ست

40:09.840 --> 40:12.600
و اولین بار کی ناتالیا رو دیدید؟

40:12.680 --> 40:15.100
.سال 2007 یا 2008 بود

40:15.180 --> 40:18.390
،می‌دونی، اون زمان فکر می‌کردم یه بچه‌ست

40:18.480 --> 40:19.810
که چهار پنج سال بیشتر نداره

40:20.640 --> 40:24.480
خب، اون سال 2010 پیش خانواده بارنت اومده

40:24.570 --> 40:26.900
پس شاید اون موقع‌ها بوده

40:26.980 --> 40:28.780
آره

40:28.860 --> 40:31.450
،می‌دونی، مهم نیست چقد تلاش کنم

40:31.530 --> 40:35.580
.انگار نمی‌تونم سفر در زمان کنم و به عقب برگردم

40:35.660 --> 40:38.160
،پس اگه فکر می‌کردین که اون چهار یا پنج سالشه

40:38.250 --> 40:40.120
چی شد که نهایتا به سن 22 رسیدی؟

40:40.210 --> 40:41.710
پرش بزرگیه

40:41.790 --> 40:46.590
اوه خب نه. من دخالتی توی اون قضیه‌ی
تعیین دوباره سن نداشتم

40:47.550 --> 40:50.800
مگه چند سال پیش تو جلسه دادگاه
شهرستان ماریون شهادت ندادین؟

40:51.800 --> 40:55.430
...توی شهادتتون، به بیمارستان روانی لارو اشاره کردید

40:56.600 --> 40:59.600
خصوصا اینکه ناتالیا اونجا پریود شده بود

40:59.680 --> 41:01.690
و تشخیص داده بودن که جامعه‌ستیزه؟

41:03.150 --> 41:06.150
این برگه ترخیص ناتالیاست

41:08.730 --> 41:09.860
می‌بینی

41:09.940 --> 41:13.030
اون با تاییدیه کامل سلامت مرخص شده

41:13.110 --> 41:15.160
هیچ تشخیص روانی صورت نگرفته

41:15.240 --> 41:17.990
هیچ نیازی به پیگیری یا دارو هم نداشته

41:19.910 --> 41:22.420
.می‌دونی، من باید یه سری بیمارام رو ببینم

41:22.500 --> 41:25.040
...پس نمی‌تونم -
...حالا، اگه بهت بگم -

41:25.130 --> 41:28.880
،که ناتالیا هنوز پریود نشده

41:28.960 --> 41:32.260
،یا این‌که اسکن‌های استخوانی داره که نشون میده الان

41:32.340 --> 41:34.470
،هفت سال بعد از وقتی که گفتی 22 سالشه

41:34.550 --> 41:36.640
از نظر زیستی هنوز یه بچه‌ست، چی میگی؟

41:38.560 --> 41:40.520
ببخشید. پرید تو گلوم

41:43.270 --> 41:46.690
ببین، من واقعا فقط یکبار ناتالیا رو دیدم

41:48.690 --> 41:50.900
فکر می‌کردم شهادت دادی
که تو پزشک معالج اصلی اون بودی

41:50.990 --> 41:52.700
تمام مدت که پیش خانواده بارنت‌ بود

41:53.780 --> 41:55.320
من یه پزشک عمومی هستم

41:55.410 --> 41:57.660
منظورم این بود که فرستادمش پیش متخصصین

41:57.740 --> 41:59.870
اونا بودن که سنش رو تعیین کردن

41:59.950 --> 42:01.410
...اما شما بودی که یک نامه نوشتی

42:01.500 --> 42:03.660
،که نظر پزشکیتون این بوده که اون 22 سالشه

42:03.750 --> 42:08.040
.اینکه اون ظاهرش رو برای سنش جعل می‌کنه

42:08.130 --> 42:13.380
ببین، مایکل و کریستین گزارش‌های
،متخصص‌ها رو با من بررسی کردن

42:13.470 --> 42:16.640
و من فقط اون‌ها رو براشون روی کاغذ نوشتم

42:16.720 --> 42:19.220
.اینا آدمای خوبی هستن
.من فقط سعی داشتم کمک کنم

42:19.310 --> 42:21.520
...من

42:21.600 --> 42:23.980
ببخشید. ممنونم

42:27.560 --> 42:29.820
آیا من مسئولیتی در اینجا دارم؟

42:30.940 --> 42:32.940
هنوز مطمئن نیستم

42:33.030 --> 42:36.110
اما اسامی اون متخصص‌ها که شما
.بهشون ارجاع دادی رو می‌خوام

42:38.120 --> 42:40.160
...حالا، اگه من جاش بودم، آیا اسم یه سری دکتر

42:40.240 --> 42:43.370
که کاملا داستان من رو تضعیف می‌کردن
رو به اشتراک می‌ذاشتم؟

42:43.450 --> 42:45.580
ن، اما هر مدل آدمی وجود داره

42:45.660 --> 42:47.880
،البته، اون چندتا دندان نیش بزرگسال داشت

42:47.960 --> 42:49.710
،اما به غیر اون، تمام دندون‌ها شیری بودن

42:49.790 --> 42:52.420
که باعث می‌شد سنش
.به چیزی بین شش تا هشت سال بخوره

42:52.510 --> 42:54.220
.مادرش سر سن ناتالیا وسواس داشت

42:54.300 --> 42:57.590
همه‌ش تکرار می‌کرد که ناتالیا
داره از ظاهرش رو برای سنش جعل می‌کنه

42:58.760 --> 43:01.680
،نتایج آزمایش‌ها مشخص بود
.ناتالیا واقعا یه بچه بود

43:01.760 --> 43:04.560
،همونطور که به والدینش گفتم
.کوتولگی گاهی می‌تونه روی بلوغ تاثیر بذاره

43:04.640 --> 43:07.270
پس داشتن کمی موهای دوران بلوغ
در هفت سالگی کاملا قابل باور بود

43:07.350 --> 43:10.940
اما با این حال سطح هورمون لوتئینی اون
برای قبل از دوران بلوغ بود

43:11.020 --> 43:13.110
اونا گفتن که شواهد قانونی دارن
،که اون یه بزرگساله

43:13.190 --> 43:16.030
،حالا هر معنایی که میده
.و می‌خواستن از نظر پزشکی تائید بشه

43:16.110 --> 43:18.950
،بنابراین ما یه سری آزمایشات انجام دادیم

43:19.030 --> 43:22.740
.که همه‌ش به طور قطعی مشخص کردن که اون یه بچه‌ست

43:22.830 --> 43:25.540
پس به نظر شما همه ماجرا رو از خودشون در آوردن؟ -
،اوه، از این بابت مطمئنم -

43:25.620 --> 43:28.830
چون یه هفته بعد اینکه
،نتایج رو بهشون ارائه دادیم

43:28.920 --> 43:31.460
با این حال، اون‌ها درخواست حکم دادگاه
برای تغییر سنش رو ثبت کردن

43:31.540 --> 43:34.050
به شما گفتن که دارن با حکم دادگاه پیش میرن؟

43:34.130 --> 43:36.380
.نه. پزشک عمومی ناتالیا اینجا کار می‌کنه

43:36.470 --> 43:38.380
ایشون والدینش رو به من ارجاع داده

43:38.470 --> 43:41.220
منشی‌ش وقتی شنیده بود که
...قراره سنش رو تغییر بدن

43:41.300 --> 43:42.970
.به من گفت

43:43.060 --> 43:47.230
.ببینید، هر کسی که این بچه‌ی بیچاره رو دیده بود نگرانش بود

43:47.310 --> 43:50.060
پس شما داری میگی وقتی
،اونا درخواست تغییر سن دادن

43:50.150 --> 43:52.310
خانواده‌ش می‌دونستن که ناتالیا یه بچه‌ست؟

43:52.400 --> 43:54.860
اوه، ما خیلی صریح بودیم

43:54.940 --> 43:58.110
و من به دکتر لارنس که
،پزشک عمومیش باشه شخصا نامه زدم

43:58.200 --> 44:01.070
به محض اینکه شنیدم دارن نتایج ما رو نادیده می‌گیرن

44:01.160 --> 44:03.280
این رو به لارنس گفتین؟ -
البته -

44:03.370 --> 44:06.370
،و تمام این‌ رو براش فرستادم
...و برای احتیاط یک نامه اضطراری

44:06.450 --> 44:08.120
.به دادگاه شهرستان ماریون نوشتم

44:09.330 --> 44:11.290
...فکر کن چه بلایی سر اون دختر می‌اومد

44:11.380 --> 44:13.000
.اگه منشی به من خبر نداده بود

44:15.210 --> 44:18.510
اوه... شما خبر نداری، نه؟

44:20.090 --> 44:21.890
اون سنش تغییر کرد

44:22.550 --> 44:25.890
وایسا، چی؟ -
الان از نظر قانونی یک بزرگساله -

44:25.970 --> 44:27.850
،سنش رو تغییر دادن، جاش رو عوض کردن

44:27.930 --> 44:29.350
...گذاشتن خودش تنها زندگی کنه

44:29.440 --> 44:32.270
.باید چهره‌ش رو می‌دیدی
اما شکی باقی نذاشت

44:33.150 --> 44:36.030
این افراد مدرک دستشون بوده
.که ثابت می‌کرد ناتالیا یه بچه‌ست

44:36.110 --> 44:38.860
اون‌ها از هیچ تلاشی برای پنهان کردن موضوع
و خلاص شدن از دستش کوتاهی نکردن

44:38.940 --> 44:42.660
حداقل جرمشون توطئه‌چینیه -
شاید -

44:42.740 --> 44:44.620
اما می‌تونی ثابت کنی که خبر داشتن اون یه بچه‌ست؟

44:45.740 --> 44:48.950
.همه خبر داشتن که اون یه بچه‌ست
خودشون این ماجرا رو ساختن

44:49.040 --> 44:52.250
پزشک خانوادگی که اینطور نمیگه -
داشته براشون دروغ می‌گفته -

44:53.250 --> 44:57.210
،می‌بینم که حسابی انرژی گذاشتی
.و این یک داستان جالبی هستش

44:57.300 --> 44:59.510
...اما من منابعی رو ندارم که پرونده‌هایی رو قبول کنم

44:59.590 --> 45:01.260
.که نمی‌دونم تهش پیروز میشم یا نه

45:01.340 --> 45:04.720
،اگه هر چیزی که بهت گفتم
...اگه تمام این‌ها باعث نمیشه فکر کنی

45:04.800 --> 45:07.220
که تو می‌تونی ببری، پس چی باعث میشه؟

45:08.310 --> 45:11.100
خانواده‌ش رو راضی کنی که قبول کنن خبر داشتن؟

45:11.190 --> 45:13.480
این مثل اینه که بگی
،برای اتهام قتل برای کسی

45:13.560 --> 45:14.860
.طرف باید قبول کنه که دست به قتل زده

45:14.940 --> 45:17.190
این پرونده قتل نیست -
!تقریبا قتل بوده -

45:20.440 --> 45:22.820
با خانواده بارنت صحبت کردی؟ -
!نه -

45:22.910 --> 45:24.740
الان توی کانادا هستن

45:24.820 --> 45:26.620
فقط تو نیستی که منابع نداری

45:29.750 --> 45:33.170
،خب، خوش به حالت
که من قبل جلسه‌هام یکمی تحقیق می‌کنم

45:34.210 --> 45:37.590
،پدرش برگشته ایندیاناپولیس، اون‌ها جدا شدن
و اون خانم به شخصیت شوهرش آسیب زیادی زده

45:37.670 --> 45:40.670
،اگه من جای مرده بودم
احتمالا کینه به دل می‌گرفتم

45:53.100 --> 45:57.190
،زن و بچه‌هام داخلن
پس این بیرون یکمی آروم‌تره

45:57.270 --> 45:58.400
امیدوارم اینجا مشکلی نداشته باشه

45:58.480 --> 46:00.150
عالیه -
خیله خب -

46:00.230 --> 46:03.740
،این رو بهت بگم
...ناتالیا هزاران برابر

46:03.820 --> 46:06.620
.جاش بهتره اگه از کریستین دور باشه

46:06.700 --> 46:09.040
اما پسرات هنوز پیش خانمت هستن؟ -
آره، مشکل هم همینه -

46:09.120 --> 46:11.830
،و حتی تلفنی با من صحبت نمی‌کنن

46:11.910 --> 46:15.210
...چون کریستین بهشون گفته من اون رو کتم می‌زدم

46:15.290 --> 46:16.630
...و، و

46:16.710 --> 46:19.250
و توی کانادا حکم بازداشت من صادر شده؟

46:19.340 --> 46:21.880
،و به همین دلیل حضانت بچه‌ها رو از دست دادم

46:21.960 --> 46:24.800
.چون داره همین مزخرفات رو توی دادگاه‌ها میگه

46:24.880 --> 46:27.550
...همه هم حرفش رو باور می‌کنن

46:27.640 --> 46:31.140
،اگه یه داستان رو به اندازه کافی خوب تعریف کنی
حقیقت همیشه هم اهمیتی نداره

46:31.220 --> 46:33.600
گمونم -
اینم دروغ سنگینی برای گفتنه -

46:33.680 --> 46:35.060
فکر می‌کنی چرا این کارو می‌کنه؟

46:35.140 --> 46:37.900
مثلا داره میگه دیگ به دیگ میگه روت سیاه

46:37.980 --> 46:39.190
منظورت چیه؟

46:41.570 --> 46:43.190
...ببین، من -
گوش کن، گوش کن -

46:43.280 --> 46:45.240
...اگه چیزی از همسر سابقت می‌دونی

46:45.320 --> 46:47.530
که می‌تونه واقعا سر مشکلات
...حضانت بچه‌هات کمک کنه

46:58.040 --> 47:01.130
کریستین ناتالیا رو بدجوری می‌زد

47:03.130 --> 47:04.970
،اینقدر بد بود که یه بار

47:05.050 --> 47:09.010
،من ویدئو گرفتم
...محض اینکه اون، مثلا

47:09.100 --> 47:11.810
فیلمش رو داری؟

47:11.890 --> 47:14.930
یعنی، کریستین شاید پاکش کرده باشه

47:15.020 --> 47:17.100
،پسر، خیلی شدید بود

47:18.190 --> 47:22.940
منظورم یه چک زدن ساده نیست

47:25.860 --> 47:26.950
مشت می‌زد

47:27.030 --> 47:30.990
...کریستین فقط

47:33.790 --> 47:36.460
و بعد خسته می‌شد و با آرنج می‌زد

47:36.540 --> 47:39.170
"تو کی هستی؟"

47:39.250 --> 47:40.960
"کی؟"

47:41.040 --> 47:42.460
...اون

47:43.670 --> 47:44.840
...من

47:44.920 --> 47:48.430
انگار فکر می‌کرد می‌تونست با کتک زدن
.حقیقت رو ازش بکشه بیرون

47:48.510 --> 47:50.510
دنبال چه حقیقتی بود؟

47:50.590 --> 47:54.310
.قضیه سن بود دیگه مرد
همیشه قضیه سنش بود

47:54.390 --> 47:55.600
وسواس گرفته بود

47:55.680 --> 47:59.020
،اون قانع شده بود که ناتالیا یک بزرگساله

47:59.100 --> 48:00.690
...و این مال زمانی بود که دکترها

48:00.770 --> 48:02.820
به ما داشتن می‌گفتن که اون
.احتمالا هشت یا نه سالشه

48:02.900 --> 48:04.070
...بنابراین

48:05.690 --> 48:07.740
شما می‌دونستین که اون بچه‌ست؟

48:11.070 --> 48:13.330
...ببین، مرد، من -
...فقط دارم سوال می‌پرسم، فقط می‌پرسم -

48:13.410 --> 48:16.200
،چون اگه یه بچه بوده

48:16.290 --> 48:18.000
.پس همسر سابقت مرتکب کودک‌آزاری شده

48:19.000 --> 48:22.080
،تو سعی داشتی به ناتالیا کمک کنی
.حتی ویدئو گرفتی

48:22.920 --> 48:25.460
...اما اگه بتونیم کریستین رو متهم به کودک‌آزاری کنیم

48:27.510 --> 48:29.630
امکان نداره هیچ دادگاهی اینجا یا در کانادا

48:29.720 --> 48:31.510
.بذاره که پسرات دستش بمونن

48:33.010 --> 48:34.100
...پس

48:40.560 --> 48:41.730
آره

48:44.820 --> 48:46.650
آره، می‌دونستیم که اون یه بچه‌ست

48:48.240 --> 48:50.110
عالیه -
واقعا؟ -

48:50.200 --> 48:51.950
.عالیه
.می‌تونیم با این حرف به یه جایی برسیم

48:52.030 --> 48:53.780
آره؟ خیله‌خب، خوبه

48:56.120 --> 48:57.290
هی مرد، ممنونم

48:58.500 --> 48:59.500
مچکرم

49:02.330 --> 49:04.250
واقعا محشر بود

49:04.340 --> 49:07.300
.اون درک می‌کنه که کریستین عجب هیولایی هستش

49:07.380 --> 49:10.260
،اون طرف منه
.قراره بهم کمک کنه پسرا رو پس بگیرم

49:10.340 --> 49:11.510
خودش اینو گفت؟ -
اوهوم -

49:11.590 --> 49:12.890
!عزیزم، این خبر بزرگیه -
می‌دونم -

49:12.970 --> 49:16.680
و اینجا رو باش، اون فکر می‌کنه
.بشه که کریستین رو متهم به کودک‌آزاری کرد

49:16.760 --> 49:18.890
سر پسرات؟ -
نه، بابت ناتالیا -

49:20.890 --> 49:24.060
اما... اون که بزرگسال بود

49:24.150 --> 49:26.070
خب، طبق صحبتای کریستین آره

49:28.780 --> 49:31.780
نه، تو بهم گفته بودی که اون یه بزرگساله

49:32.780 --> 49:35.490
.خب، ما هیچوقت واقعا مطمئن نبودیم

49:35.570 --> 49:37.450
می‌دونی، من فقط داشتم
،به حرفی که کریستین می‌زد عمل می‌کردم

49:37.540 --> 49:40.250
.چون بهم می‌گفت که پسرام رو ازم می‌گیره

49:40.330 --> 49:42.000
.و ببین، دقیقا هم همین کارو کرد

49:45.290 --> 49:48.090
.جن، چرا به حرفام گوش نمیدی

49:48.170 --> 49:50.760
این چیز خوبیه -
نه، نیست، مایک -

49:52.010 --> 49:55.640
اگه به کارآگاه گفتی که
،می‌دونستی ناتالیا یه بچه‌ست

49:55.720 --> 49:58.140
پس احتمالا توئم گناهکار هستی

50:01.060 --> 50:03.560
نه! نه...نه

50:03.640 --> 50:05.770
اون کارآگاه طرف منه

50:19.990 --> 50:22.330
این داستانِ کل ازدواج ماست

50:22.410 --> 50:25.670
،مایک یه گند بزرگ می‌زنه
.و من باید بیام و جمعش کنم

50:25.750 --> 50:27.080
در برابر این شش اتهام غفلت

50:27.170 --> 50:29.670
،و دو اتهام توطئه برای ارتکاب غفلت
پاسختون چیه؟

50:29.750 --> 50:31.050
گناهکار نیستم

50:31.130 --> 50:32.340
...آخه می‌دونستم که سر

50:32.420 --> 50:33.800
.قضایای حضانت عصبانی هستش

50:33.880 --> 50:35.470
و می‌خواست منو مجازات کنه

50:35.550 --> 50:38.720
،اما محض رضای خدا
...کدوم احمقی

50:38.800 --> 50:40.930
به جرمی که مرتکب نشده اعتراف می‌کنه؟

50:41.020 --> 50:43.230
،می‌دونم، اما هرچی داری الان خودتو خالی کن

50:43.310 --> 50:44.810
،چون یادت باشه
،به خاطر پسرات

50:44.890 --> 50:47.060
،وقتی رفتیم اون داخل
.قراره با نرمی برخورد کنیم

50:47.150 --> 50:48.560
باشه

50:48.650 --> 50:51.530
خب بهم اعتماد کن، من بلدم چطور نرمی
.به خرج بدم تا به چیزی که می‌خوام برسم

50:59.620 --> 51:00.870
سلام، دیدرا

51:00.950 --> 51:03.000
ترنس

51:06.040 --> 51:10.250
.این یک جلسه‌ی محرمانه فقط برای خانواده‌ست

51:11.210 --> 51:12.710
.منو مایک خانواده هم هستیم

51:20.300 --> 51:23.310
این پرونده حسابی منو به هم ریخته، ببخشید

51:24.520 --> 51:25.890
خوشحالم می‌بینمت، جن

51:26.810 --> 51:28.600
بفرما. لطفا بفرمائید بشینید

51:28.690 --> 51:29.690
باشه، آره

51:29.940 --> 51:31.110
دونات بزنید

51:31.190 --> 51:34.110
ممنون که وقت گذاشتی ترنس

51:34.820 --> 51:37.820
،خب، همونطور که روی این پرونده کار می‌کردم
...حس می‌کنم کاملا واضحه

51:37.910 --> 51:40.620
خانواده بارنت باید با هم‌صدایی
و اتحاد به این موضوع رسیدگی کنن

51:40.700 --> 51:42.950
پرونده‌ها جدا هستن -
همینطوره -

51:43.040 --> 51:45.750
،من لزوما منظورم یک استراتژی یکسان نیست

51:45.830 --> 51:48.750
اما هر دو می‌دونیم هر حرفی که
.یک طرف بزنه، روی طرف دیگر تاثیر داره

51:49.540 --> 51:52.500
...دیدرا فکر می‌کنه که موفقیت یا شکست پرونده‌مون

51:52.590 --> 51:55.010
،بستگی داره به اینکه مردم چه حسی نسبت به ما دارن

51:55.090 --> 51:57.760
.و مردم یک خانواده‌ی خوب آمریکایی رو دوست دارن

51:58.970 --> 52:01.390
اما شما که خانواده نیستید

52:01.470 --> 52:03.140
طلاق گرفتید

52:03.220 --> 52:06.310
.البته
اما نیازی نیست که این رو به نمایش بذاریم

52:06.390 --> 52:07.770
من... متاسفم

52:07.850 --> 52:11.440
متوجه هستم که این نقشه چطور
.به نفع کریستین هستش

52:11.520 --> 52:13.820
...اما اینکه مایک با همسر سابق آزارگرش

52:13.900 --> 52:16.280
متحد بشه، چه کمکی به مایک می‌کنه؟

52:20.490 --> 52:22.070
همچین حرفی رو می‌زنی؟

52:23.990 --> 52:25.790
دقیقا نه

52:30.710 --> 52:33.000
البته که منو مایک رابطه‌ی پیچیده‌ای داریم

52:33.920 --> 52:36.010
،اما همدیگه رو بهتر از هرکسی می‌شناسیم

52:36.090 --> 52:38.010
و هنوزم تمام وقت به هم پیام میدیم

52:38.090 --> 52:41.340
اوه واقعا؟ -
ما باهم بچه داریم -

52:41.430 --> 52:44.010
...و می‌دونم بهت آسیب زدم

52:44.100 --> 52:47.430
،که نمی‌ذارم پسرا رو ببینی
.و توئم با انتخاب کردن جِن به من صدمه زدی

52:47.520 --> 52:49.730
اما الان باید این مسائل رو فراموش کنیم

52:50.900 --> 52:55.440
،اگه این اتهامات اثبات بشه
.ممکنه 75 سال حبس بخوریم

52:56.650 --> 53:00.780
همچین چیزی رو می‌خوایم؟
که پسرامون تنها باشن؟

53:03.820 --> 53:05.740
باید اونا رو در امان نگه داریم

53:07.500 --> 53:09.210
مسئله درباره پسراست

53:13.290 --> 53:14.710
درسته

53:14.790 --> 53:17.090
حق با توئه -
خیله خب -

53:17.170 --> 53:19.970
...خوبه، حالا که این مسئله حل شد

53:20.050 --> 53:21.590
...بیاید صحبت کنیم

53:21.680 --> 53:22.890
.درباره چیزی که باهاش روبه‌رو هستیم

53:24.430 --> 53:26.760
ما مدارک کشف شده از سوی دادستان رو داریم

53:28.020 --> 53:29.930
...و اونا ویدئوهایی دارن از اینکه ناتالیا

53:30.020 --> 53:33.150
.داره نسخه‌ی وحشی داستان رو از سمت خودش تعریف می‌کنه

53:34.440 --> 53:38.440
حالا، ما یک مزیت طبیعی داریم

53:38.530 --> 53:42.570
چون مردم به اون نگاه می‌کنند و
.یه نوع جذابیت رو در اون خواهند دید

53:42.660 --> 53:44.370
.این باعث میشه زیر سوالش ببرن

53:45.370 --> 53:49.700
پس ما باید نسخه‌ی خودمون رو
.رساتر و حقیقی‌تر جلوه بدیم

53:52.160 --> 53:54.040
خب چه بلایی باید سرشون بیاد؟

53:54.130 --> 53:55.960
دقیقا نمی‌دونم

53:57.380 --> 54:00.670
ازشون نفرت ندارم
اما کاری که باهام کردن اشتباه بود

54:00.760 --> 54:03.340
مردم باید بدونن که توی اون خونه چه اتفاقی افتاده

54:03.430 --> 54:05.390
.همچین چیزی رو نمیشه به راحتی از خودت بسازی

54:05.470 --> 54:07.720
.یک شیاد که به خانواده‌ت نفوذ کرده باشه

54:07.810 --> 54:09.640
،یعنی یک شیاد خطرناک

54:09.720 --> 54:12.350
اون سعی کرد کریستین رو بکشه -
حوالی سال 2010 بود -

54:12.440 --> 54:14.900
...اون زمان نمی‌خواستم قبول کنم

54:14.980 --> 54:16.560
که من و شوهرم با هم مشکل داریم

54:16.650 --> 54:20.110
.سال 2014 بود
تقریبا یه سالی بود در کانادا بودیم

54:20.190 --> 54:21.740
.این سال 2010 بود

54:22.990 --> 54:24.740
.تازه موهای بلوغ ناتالیا رو دیده بودم

54:24.820 --> 54:28.410
.سال 2012 بود
...اون ماشین اسباب‌بازی پسرم رو دزدید و

54:28.490 --> 54:31.700
سال 2012، سعی کرد منو هول بده سمت
...یک فنس الکتریکی

54:31.790 --> 54:32.960
توی قهوه‌م سفیدکنند ریخته بود تا منو مسموم کنه

54:33.040 --> 54:34.790
...بعد حوالی سال 2012 بود

54:34.870 --> 54:37.330
.حوالی 2011 یا... سال 2012 بود

54:37.420 --> 54:39.550
سال 2010. سال 2019 بود

54:39.630 --> 54:41.590
هیولا. جامعه‌ستیز -
قاتل. شیاد -

54:46.720 --> 54:48.930
خیلی ممنون که اومدید
« فوریه سال 2020 »

54:49.010 --> 54:52.520
،حالا، شما این چند ماه گذشته سکوت اختیار کردی

54:52.600 --> 54:55.100
...حتی با تمام خبرهایی که از زمان

54:55.190 --> 54:58.770
دستگیری کریستین و مایکل بارنت منتشر شده

54:58.860 --> 55:01.150
چی باعث شد تصمی بگیری صحبت کنی؟

55:03.400 --> 55:07.320
،خب... اونا داشتن کلی صحبت می‌کردن

55:07.410 --> 55:10.790
.پس منم با خودم گفتم الان نوبت منه

55:10.870 --> 55:15.120
بنابراین ناتالیا، فقط یه سوال توی ذهن همه هست

55:15.960 --> 55:18.540
،آیا تو یک شیاد 22 ساله بودی

55:18.630 --> 55:21.460
یا یک بچه هشت ساله که رهات کردن تا بمیری؟

55:22.461 --> 55:27.461
« ترجمه از « امـیـن احـمـدی

55:27.462 --> 55:32.462
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

55:32.463 --> 55:37.463
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
