WEBVTT

00:00.000 --> 01:25.000
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

01:26.500 --> 01:29.710
(شکوه)

01:30.660 --> 01:32.950
(قسمت بیست و هشتم)

01:33.009 --> 01:40.360
(عدلیه لین جی)

01:47.039 --> 01:47.590
مگه توافق

01:47.590 --> 01:49.000
نکردیم چیزی رو از من مخفی نکنی؟

01:49.000 --> 01:50.060
شان بائو

01:50.200 --> 01:52.930
دیگه چی رو داری ازم مخفی می‌کنی؟

02:00.590 --> 02:01.280
(شان بائو)

02:02.150 --> 02:03.210
(واقعا دوست دارم بدونم)

02:03.710 --> 02:04.870
(کدوم یکی از ما)

02:05.590 --> 02:07.590
(در نهایت پیشرفت می‌کنه)

02:14.670 --> 02:16.329
(الان مکالمه‌ی ما رو)

02:17.120 --> 02:18.079
(شنیدی؟)

02:18.310 --> 02:19.710
(به این کار وادارش کردن)

02:20.000 --> 02:21.680
(از بچگی اون رو دست کم می‌گرفتن)

02:21.680 --> 02:22.280
(حالا)

02:23.000 --> 02:24.150
(فقط می‌خواد جای خودش رو)

02:24.150 --> 02:25.280
(توی عمارت رونگ تضمین کنه)

02:30.560 --> 02:33.680
(جناب بای، جرات داری باهام شرط ببندی؟)

02:36.030 --> 02:37.190
(اگه قبول کنه به‌خاطرت از ثروت)

02:37.190 --> 02:38.650
(خاندان رونگ دل بکنه)

02:38.870 --> 02:39.520
(یعنی)

02:39.520 --> 02:41.320
(خیلی هم بی‌رحم نیست و)

02:41.360 --> 02:43.220
(منم گذشته رو فراموش می‌کنم)

02:43.310 --> 02:44.640
(اما اگه رهات کنه)

02:45.240 --> 02:46.700
(باید برای من کار کنی)

02:47.150 --> 02:48.010
(چی می‌گی؟)

02:49.079 --> 02:50.430
(یه پیام از بانو یون شی داریم)

02:50.430 --> 02:52.150
(میگه که جیانگ یی چیان لی رو گرفته)

02:52.150 --> 02:54.550
و بانو یون شی رو مجبور می‌کنه)
(تا کارهای که می‌خواد رو براش انجام بده

02:56.610 --> 02:57.360
(بهش بگو)

02:58.280 --> 02:59.950
(از دستورات جیانگ یی چیان پیروی کنه)

02:59.950 --> 03:00.580
(چشم)

03:19.920 --> 03:21.250
دیونه شدی؟

03:21.680 --> 03:23.400
حتی جرات کردی درخت چای شاه رو بسوزونی

03:23.400 --> 03:25.240
هیچ کاری بدون هزینه و دردسر انجام نمیشه

03:25.240 --> 03:26.840
فقط اينجوری می‌تونیم جیانگ یی چیان رو
مجبور کنیم

03:26.840 --> 03:28.570
کامل احتیاطش رو کنار بذاره

03:29.360 --> 03:29.960
باشه

03:30.560 --> 03:31.400
به‌خاطر تو کلی این طرف و اون طرف

03:31.400 --> 03:32.470
رفتم و بی وقفه کار کردم

03:32.470 --> 03:33.680
اما اخرش تو حتی نمی‌تونی راستش

03:33.680 --> 03:34.940
رو به من بگی

03:35.310 --> 03:37.310
شان بائو

03:37.630 --> 03:39.000
من برای تو فقط یه ابزارم که هر وقت

03:39.000 --> 03:40.260
می‌خوای ازم استفاده کنی؟

03:40.910 --> 03:42.770
جیانگ یی چیان دشمن قسم خورده‌ی توئه

03:43.190 --> 03:44.320
با کنار زدنش

03:44.520 --> 03:45.980
مگه بهت کمک نکردم؟

03:46.190 --> 03:48.320
اصلا برای چی عصبانی هستی؟

03:49.470 --> 03:51.710
باشه، من دارم بی‌منطق رفتار می‌کنم

03:52.440 --> 03:53.990
نباید نگران این می‌شدم که وقتی برگردی عمارت

03:53.990 --> 03:55.630
خواهرهات اذیت کنن

03:55.630 --> 03:57.079
نباید نگران این می‌شدم که لو دزه

03:57.079 --> 03:58.740
تو رو بابت خراب شدن هدیه تولد مواخذه کنه

03:58.760 --> 04:00.870
و قطعا نباید نگران این می‌شدم که
درگیر پرونده قتل شدن

04:00.870 --> 04:02.470
ابروت رو میبره

04:06.680 --> 04:07.740
ارابه رو نگه دارین

04:20.269 --> 04:22.240
سرورم پیاده می‌شین؟

04:26.320 --> 04:27.780
هنوزم میخوای بری بیرون؟

04:30.530 --> 04:31.190
نه، نمیرم

04:33.510 --> 04:34.770
وقتی این پرنده تموم بشه

04:35.900 --> 04:37.630
بهت توضیح می‌دم

04:42.240 --> 04:42.920
خوبه

04:43.870 --> 04:44.470
منتظر می‌مونم

04:44.600 --> 04:46.330
کیسه‌های معطر و خوشبو

05:03.090 --> 05:04.040
پس واقعا با بانوی جوان ارشد

05:04.040 --> 05:05.160
دست به یکی کردی تا فریبم بدی

05:06.920 --> 05:08.520
واقعا چه خدمتکار وفاداری

05:09.310 --> 05:11.560
حالا که تصمیم گرفتی
برای بانوی جوان ارشد کار کنی

05:11.560 --> 05:13.310
چرا تظاهر به دل رحمی می‌کنی؟

05:14.120 --> 05:16.590
اره من فریبت دادم

05:17.600 --> 05:18.270
اما یون شو

05:19.800 --> 05:20.680
تو از مسیر

05:21.680 --> 05:22.630
منحرف شدی

05:24.070 --> 05:24.950
منحرف؟

05:28.310 --> 05:29.870
توی این عمارت بزرگ رونگ

05:30.680 --> 05:32.000
وقتی که مادربزرگ بانوی جوان ارشد رو مثل

05:32.000 --> 05:33.159
یه ماه درخشان بالا می‌برد

05:34.240 --> 05:35.159
هیچ وقت به این فکر کرد که

05:35.159 --> 05:38.090
یه گوشه‌ای، یه علف هرز داره جون می‌کنه
تا زنده بمونه؟

05:38.670 --> 05:41.530
اگر نجنگم
باید منتظر لطف و مهربونی اون باشم؟

05:42.390 --> 05:43.390
باید بجنگم

05:44.040 --> 05:45.190
به هر قیمتی شده می‌جنگم

05:45.190 --> 05:46.720
تا اخرش می‌جنگم

05:47.600 --> 05:49.530
فکر می‌کردم تو درکم کنی

05:50.280 --> 05:52.340
اما اصلا چرا جلوی من رو می‌گیری؟

05:53.560 --> 05:54.750
چرا حتی تو هم فکر می‌کنی

05:54.750 --> 05:56.030
باید بگم من مقصرم؟

06:01.720 --> 06:04.190
برو
دیگه نمی‌خوام ببینمت

06:11.470 --> 06:13.070
روزی که افتادم توی رودخونه

06:14.030 --> 06:15.670
اب پر از نفرت

06:15.670 --> 06:16.940
وارد ریه‌هام شد

06:18.270 --> 06:19.950
وقتی بیدار شدم قسم خوردم

06:20.830 --> 06:22.430
خودم دست‌هایی که من رو

06:22.830 --> 06:25.270
توی رودخونه انداختن به زنجیر بکشم

06:28.560 --> 06:30.040
پس می‌تونی الان انجامش بدی

06:50.630 --> 06:52.830
اما هنوز هم، بوی ارکیده‌‌ای

06:53.830 --> 06:55.490
که توی روز آفتابی اولین دیدارمون

06:57.600 --> 06:59.720
حس کردم رو یادم مونده

07:30.150 --> 07:33.010
برای ازمون سلطنتی دارم میرم پایتخت

07:33.170 --> 07:33.750
احتمالا این آخرین باریه

07:33.750 --> 07:35.480
که همدیگه رو می‌بینیم

08:08.630 --> 08:11.040
مادربزرگ وقت خوردن داروئه

08:11.040 --> 08:12.190
فعلا بذارش کنار

08:19.830 --> 08:21.360
چه کار داری می‌کنی؟

08:22.100 --> 08:23.500
بذار راستش رو بهت بگم

08:24.070 --> 08:26.120
چشم‌هام خیلی وقته خوب شده

08:26.120 --> 08:27.600
این همه سال صبر کردم

08:27.600 --> 08:29.800
تا عدالت رو برای مادرم اجرا کنم

08:30.430 --> 08:32.669
مادربزرگ
باید داروهات رو به موقع بخوری

08:32.669 --> 08:33.789
و زنده بمونی

08:34.270 --> 08:35.440
تا با چشم‌های خودت ببینی

08:35.440 --> 08:36.630
دختر یه خدمتکار

08:36.630 --> 08:38.080
وارث خاندان رونگ میشه

08:38.080 --> 08:40.140
و لوح یاد بود مادرم به حق

08:40.179 --> 08:41.320
توی تالار نیکان

08:41.320 --> 08:43.650
خاندان رونگ قرار می‌گیره

08:44.000 --> 08:46.200
بخور! دارم بهت می‌گم بخور

09:02.980 --> 09:03.740
جناب یان

09:04.360 --> 09:05.550
چرا این‌قدر بی‌ادبانه رفتار می‌کنی؟

09:05.550 --> 09:06.410
خانم بزرگ رونگ

09:06.420 --> 09:07.020
بیدار شین

09:07.280 --> 09:08.140
خانم بزرگ رونگ

09:08.180 --> 09:10.510
به چه جراتی اومدی تالار چونگ شی-
خانم بزرگ رونگ-

09:10.510 --> 09:11.510
یکی همین الان بیاد

09:11.510 --> 09:13.110
این مرد گستاخ رو بیرون کنین

09:14.790 --> 09:16.390
اره یکی باید بیاد تا دقیق

09:16.390 --> 09:18.440
بررسی کنه این دارو چیه

09:18.440 --> 09:19.120
جناب یان

09:19.720 --> 09:20.120
بهت احترام می‌ذارم

09:20.120 --> 09:21.840
چون مهمون افتخاری هستی
که مادربزرگ ازش دعوت کرده

09:21.840 --> 09:23.200
اما اجازه نداری الکی حرف بزنی و

09:23.200 --> 09:24.320
به اشتباه بهم تهمت بزنی

09:24.320 --> 09:26.000
لطفا برو وسایلت رو جمع کن و

09:26.000 --> 09:27.400
خیلی زود از عمارت رونگ برو

09:27.400 --> 09:28.130
بانو یون شو

09:29.140 --> 09:31.000
جناب بای همیشه دوستتون داشته

09:31.390 --> 09:32.550
یه بار خیلی جدی نصیحتتون کرد

09:32.550 --> 09:33.880
تا از این جای پر از دسیسه دوری کنین

09:33.880 --> 09:35.100
اما اون موقع پر از نفرت بودین

09:35.100 --> 09:36.910
توی این باتلاق گیر افتاده بودین
و نمی‌خواستین خودتون رو ازاد کنین

09:36.910 --> 09:38.910
حتی الان هم هیچ نشونی از پشیمونی ندارین

09:38.910 --> 09:40.360
واقعا از تاوان کارهاتون نمی‌ترسین؟

09:40.360 --> 09:41.560
تو از کجا می‌دونستی؟

09:41.840 --> 09:44.120
این مسئله شخصی خاندان رونگه

09:44.120 --> 09:44.750
یه غریبه

09:44.750 --> 09:46.480
مثل تو حق دخالت نداره

09:47.970 --> 09:49.730
واقعا جناب یان غریبه است

09:50.400 --> 09:52.060
به عنوان یکی از اعضای خاندان رونگ

09:52.120 --> 09:53.520
می‌تونم دخالت کنم، نه؟

09:58.670 --> 09:59.470
بانوی جوان ارشد

10:00.290 --> 10:01.290
برگشتین

10:01.390 --> 10:02.510
ممنون جناب یان

10:03.140 --> 10:04.790
من خودم مسائل شخصی خاندان رونگ‌ رو

10:04.790 --> 10:05.820
حل می‌کنم

10:12.080 --> 10:12.750
یون شو

10:13.210 --> 10:16.270
مسئله هدیه تولد رو درست و حسابی حل کردم

10:16.270 --> 10:17.670
حالا که کار به اینجا کشیده

10:17.670 --> 10:19.840
دیگه وقتشه حساب و کتابمون رو صاف کنیم

10:19.840 --> 10:21.370
بدترین کارت این بود که

10:22.010 --> 10:22.720
مادربزرگ مریضمون رو

10:22.720 --> 10:24.630
زندانی کردی

10:25.000 --> 10:26.660
تا کل خاندان رو کنترل کنی

10:27.000 --> 10:28.480
این بدترین کار به عنوان یه فرزنده

10:28.480 --> 10:29.390
تو چه حقی داری برای

10:29.390 --> 10:30.390
من سخرانی کنی؟

10:30.960 --> 10:31.890
یادت نره

10:32.080 --> 10:33.600
تو هنوزم نوه‌ای هستی که

10:33.600 --> 10:34.360
مادربزرگ

10:34.360 --> 10:36.000
از عمارت رونگ بیرون کرده

10:36.000 --> 10:36.600
نگهبان‌ها

10:36.960 --> 10:37.680
نگهبان‌ها

10:40.200 --> 10:40.750
این دوتا

10:40.750 --> 10:42.600
مزاحم استراحت مادربزرگ شدن

10:42.600 --> 10:43.870
پرتشون کنین بیرون

10:46.790 --> 10:48.770
یادتون رفته مادربزرگ چی گفت؟

10:48.770 --> 10:49.700
تا وقتی که بیماره

10:49.870 --> 10:52.360
من مسئول تموم امور خاندان رونگم

10:52.360 --> 10:53.390
همه‌تون کر شدین؟

10:54.150 --> 10:55.360
همین حالا پرتشون کنین بیرون

10:55.750 --> 10:57.630
وگرنه وقتی مادربزرگ بیدار بشه

10:57.630 --> 10:59.490
همه‌تون تنبیه می‌شین

11:00.840 --> 11:01.630
رونگ یون شو

11:03.400 --> 11:04.080
یانگ یی‌تانگ

11:04.080 --> 11:05.540
قبلا تو رو لو داده

11:05.670 --> 11:07.750
باهاش هم دست شدی تا برای
خاندانمون مشکل درست کنی

11:07.750 --> 11:09.350
که باعث مریضی مادربزرگ شد

11:09.630 --> 11:10.910
حالا جیانگ یی چیان، همونی که پشتشه

11:10.910 --> 11:12.200
هم دستگیر شده

11:12.200 --> 11:14.200
اگر بازم لجبازی کنی
و توبه نکنی

11:14.200 --> 11:16.030
میگم مامورها ببرنت و

11:16.030 --> 11:17.690
توی دادگاه ازت بازجویی کنن

11:18.960 --> 11:20.120
من لجبازم؟

11:20.750 --> 11:22.550
اون خودش بود که افکار قدیمی داشت

11:22.550 --> 11:24.480
و به بقیه کلی اسیب رسونده بود

11:24.670 --> 11:27.030
اون درگیر جایگاه و مقام اجتماعی بود

11:27.030 --> 11:28.630
و جوری با مادرم رفتار می‌کرد

11:28.630 --> 11:29.960
انگار که همه باید لگدمالش کنن

11:30.270 --> 11:31.030
اون بود

11:31.870 --> 11:32.750
که از غصه مردن

11:32.750 --> 11:33.840
پسرش

11:33.840 --> 11:34.910
رو تماشا کرد

11:35.200 --> 11:36.840
اجازه نداد اون رو توی آرامگاه
خانوادگی دفن کنن

11:36.840 --> 11:39.630
و حتی اجازه نداد به پدر و مادرم
ادای احترام کنم

11:39.630 --> 11:40.840
برای بقیه

11:41.080 --> 11:42.150
اون بزرگ محترم خاندان

11:42.150 --> 11:43.210
رونگه

11:43.390 --> 11:45.670
که به نیازمندها کمک می‌کنه
و همه جا کار خیر می‌کنه

11:45.670 --> 11:47.530
اما برای اعضای خاندان رونگ

11:47.550 --> 11:49.080
اون چیزی جز یه ستمگر نیست

11:49.240 --> 11:51.720
رونگ شان بائو تو فقط 13 ساله بودی

11:52.700 --> 11:53.630
که مجبورت کرد

11:53.630 --> 11:55.240
کاروان‌های چای رو تو سفرهای
تجاریشون همراهی کنی

11:55.240 --> 11:57.440
تا جایی که نزدیک بود دور از خونه بمیری

11:57.750 --> 11:59.750
مهم نیست چه قدر برای خاندان رونگ
فداکاری کرده باشی

11:59.750 --> 12:01.600
وقتی که حتی برای یه لحظه مطیع نباشی

12:01.600 --> 12:03.480
تبدیل میشی به خائن خاندان رونگ

12:03.480 --> 12:04.510
همه چیز رو از دست می‌دی

12:04.510 --> 12:05.150
و از خاندان رونگ اخراج می‌شی

12:05.150 --> 12:05.880
این انصافه؟

12:06.750 --> 12:08.950
همه‌تون بهم تهمت این رو می‌زنین
که می‌خواستم بهش اسیب برسونم

12:09.000 --> 12:10.720
اما چه نیازی بود که خودم کاری بکنم؟

12:10.720 --> 12:12.630
موقعیتی که الان داره

12:13.840 --> 12:15.840
تنبیه بهشت برای اونه

12:16.270 --> 12:17.150
بهشت داره این مستبد

12:17.150 --> 12:18.740
سالخورده و زورگو رو تنبیه می‌کنه

12:18.740 --> 12:20.440
جوری که دست‌هاش از کار افتاده
صداش خاموش شده

12:20.440 --> 12:22.910
خانواده‌اش ازش دوری می‌کنن
و اموالش رو از دست داده

12:22.910 --> 12:24.750
پدرت واقعا عاشق مادرت بود

12:24.750 --> 12:26.790
واقعا یه زوج عاشق نادر بودن

12:26.790 --> 12:28.360
اما به‌خاطر خواسته‌های شخصی

12:28.360 --> 12:30.720
پدرت کل کاروان چای رو ول کرد

12:30.720 --> 12:32.550
راهزن‌های بیابون کل بار چای
رو غارت کردن

12:32.550 --> 12:34.440
بیشتر از ده نفر کشته یا زخمی شدن

12:34.440 --> 12:36.270
اگه منم رئیس خاندان رونگ بودم

12:36.270 --> 12:39.030
باید یه جوابی به چایی کارها می‌دادم

12:39.030 --> 12:40.150
با توجه به جایگاهش

12:40.600 --> 12:43.060
مادربزرگ مجبور بود کلی تصمیم سخت بگیره

12:44.360 --> 12:46.000
وقتی تو بیابون گم شدم

12:46.440 --> 12:47.000
و این‌قدر تشنه بودم

12:47.000 --> 12:48.840
که برای نجات خودم مجبور بودم
خونم رو بخورم

12:48.840 --> 12:49.970
اون رو مقصر می‌دونستم

12:50.660 --> 12:52.270
اما اگر منم تو جایگاه اون بودم

12:52.270 --> 12:53.530
منم ممکن بود مجبور بشم

12:53.790 --> 12:55.390
خیلی کارها رو بکنم

12:57.720 --> 12:58.720
مگه نه

12:59.630 --> 13:00.430
مادربزرگ؟

13:13.820 --> 13:15.680
من به اندازه‌‌ی تو بخشنده نیستم

13:20.240 --> 13:21.030
حالا که نمی‌تونم

13:21.030 --> 13:22.830
عدالت رو برای مادر بیچاره‌ام
اجرا کنم

13:23.440 --> 13:25.080
چه لذتی تو زنده بودن هست؟

13:25.790 --> 13:27.360
بهتره همه چی تموم بشه

14:07.240 --> 14:08.000
جناب یان

14:12.970 --> 14:13.400
...من

14:14.510 --> 14:15.710
نمی‌خواستم این کار رو بکنم

14:15.960 --> 14:17.760
خودش رو انداخت جلوی چاقو

14:18.840 --> 14:20.500
همین الان بانو یون شو رو ببرین

14:21.760 --> 14:22.490
بانو یون شو

14:26.090 --> 14:26.850
جناب یان

14:33.730 --> 14:34.660
بانوی جوان ارشد

14:35.960 --> 14:38.960
خدا رو شکر که خوبین

14:41.390 --> 14:42.150
جناب یان

15:03.000 --> 15:04.000
خب

15:04.000 --> 15:05.960
اینجا کار‌ می‌کنی
اما مخفیانه ادم یکی دیگه هستی

15:05.960 --> 15:07.030
جاسوس بانوی جوان ارشد

15:07.030 --> 15:08.120
شدی مگه نه؟

15:08.120 --> 15:08.750
قربان از جونم بگذرین

15:08.750 --> 15:09.670
من جرات نمی‌کنم

15:09.670 --> 15:11.310
من هیچ وقت جرات نمی‌کنم همچین کاری بکنم

15:11.310 --> 15:12.790
بهت گفته بودم ساحل رو ببندی

15:12.790 --> 15:14.440
و برای نجات از هیچ تلاشی دریغ نکنی

15:14.440 --> 15:15.390
گفتی نتونستی هیچ

15:15.390 --> 15:16.860
ردی از بای یینگ‌شنگ پیدا کنی

15:16.860 --> 15:18.360
اما اون با بانوی جوان ارشد همکاری کرد

15:18.360 --> 15:20.880
و مخفیانه وارد دفتر فرماندار شد

15:20.880 --> 15:22.070
جون دای، جون دای

15:22.550 --> 15:24.880
چه خوب تونستی این رو ازم مخفی کنی

15:25.840 --> 15:26.840
بانوی جوان ارشد گفتن

15:27.200 --> 15:28.510
جناب بای برای چیزهای دیگه‌ای
در نظر گرفته شده

15:28.510 --> 15:30.550
و نمیشه اون رو تحویل مقامات داد

15:30.550 --> 15:31.720
لطفا عصبانی نباشین سرورم

15:31.720 --> 15:33.520
من کاملا به شما وفادارم سرورم

15:33.520 --> 15:35.120
فقط والدین و خواهرم

15:35.120 --> 15:36.510
هنوز برای خاندان رونگ کار می‌کنن

15:36.510 --> 15:37.510
سرنوشتشون

15:37.630 --> 15:39.720
کاملا دست بانوی جوان ارشده

15:39.720 --> 15:41.120
اما به اسمون سوگند می‌خورم

15:41.320 --> 15:42.360
به جز نجات جون مردم
برای کارمای خوب

15:42.360 --> 15:43.030
هیچ چیزی نیست که

15:43.030 --> 15:44.760
ازتون مخفی کرده باشم سرورم

15:44.960 --> 15:46.420
قسم می‌خوری ‌که

15:46.640 --> 15:49.240
هیچ چیز دیگه‌ای رو ازم مخفی نکردی؟

15:52.320 --> 15:53.480
سرورم قبلا گفتین

15:53.480 --> 15:55.210
وفاداری من به بانوی جوان ارشد

15:55.750 --> 15:56.960
وفاداری به شماست

15:59.320 --> 16:00.200
انگار بانوی جوان ارشد

16:00.200 --> 16:01.770
هنوز خیلی چیزها رو ازم مخفی نگه داشته

16:01.770 --> 16:02.570
ببرش

16:03.000 --> 16:06.000
ده ضربه تازیانه بهش بزن
و دوباره برای بازجویی بیارش

16:06.000 --> 16:06.600
نه نه

16:06.600 --> 16:07.440
خواهش می‌کنم نکنین

16:07.600 --> 16:08.860
سرورم بهتون میگم

16:09.320 --> 16:10.780
همه چی رو بهتون میگم

16:10.910 --> 16:11.550
حرف بزن

16:12.030 --> 16:13.960
تا وقتی که در مورد بانوی جوان ارشد باشه

16:14.270 --> 16:16.270
نباید یه کلمه رو هم جا بندازی

16:19.870 --> 16:21.270
مریضی خانم بزرگ رونگ

16:21.440 --> 16:23.360
از مچ پاهاش شروع شد

16:23.750 --> 16:25.790
و کم کم به زانوهاش رسید

16:25.790 --> 16:28.270
در عرض یک یا دو ماه به
استخون رون رسید

16:28.270 --> 16:30.530
بعدش به شونه‌ها و آرنجش رسید

16:30.850 --> 16:32.850
و آخرم تا دست‌هاش پیشرفت کرد

16:33.360 --> 16:37.420
اولش با بی‌حسی و خارش شروع شد
بعد حسش اينجوری شد که انگار حشرات

16:38.000 --> 16:40.510
دستش رو می‌جویدن و دردش شب‌ها بیشتر می‌شد

16:41.270 --> 16:44.720
چون مریضیش یک شبه نبوده

16:46.080 --> 16:49.870
نمی‌شه تو یک یا دو ماه درمانش کرد

16:50.790 --> 16:52.360
طبیب، حرف‌هاتون واقعا عجیبه

16:52.360 --> 16:54.200
مادربزرگ همیشه سالم و سلامت بوده

16:54.200 --> 16:56.430
به‌خاطر ترس از راهزن‌ها سکته کرد

16:56.430 --> 16:57.550
اما طبق حرف‌هاتون

16:57.550 --> 16:59.410
انگار مریضی مزمنی گرفته

17:00.030 --> 17:01.600
اگه مادربزرگ واقعا مریض بودن

17:01.600 --> 17:03.800
چرا هیچ علائمی نداشتن؟

17:04.510 --> 17:06.310
یون شی، تو خبر داشتی؟

17:11.970 --> 17:13.369
...پس تجویزتون

17:13.710 --> 17:16.160
نسخه‌ای که طبیب سون داده

17:16.510 --> 17:19.040
عمدتا برای کاهش حرارت داخلیه

17:19.640 --> 17:23.400
تا یه حدی موثره

17:24.109 --> 17:27.030
اما مریضی خانم بزرگ رونگ

17:27.030 --> 17:29.110
علتش درد مفصل شدیده

17:29.790 --> 17:33.050
به‌جاش باید جوشونده طول
عمر رو بخوره

17:33.110 --> 17:35.880
که حتما با یه بار اثر می‌کنه

17:36.370 --> 17:38.230
واقعا تا این حد معجزه اساست؟

17:41.550 --> 17:42.810
مادربزرگ بیدار شدین

17:42.810 --> 17:44.480
مادربزرگ خوبین؟-
خانم بزرگ رونگ-

17:44.480 --> 17:45.280
بیدار شدین

17:45.510 --> 17:46.590
مادربزرگ-
مادربزرگ-

17:46.590 --> 17:47.720
حالتون چطوره؟

17:53.840 --> 17:54.440
عجله کن

17:55.270 --> 17:56.030
همین که مادربزرگ بیدار شد

17:56.030 --> 17:57.310
مدام سراغ تو رو گرفت

17:57.310 --> 17:58.070
عجله کن

17:59.360 --> 18:00.090
وحشت نکن

18:01.990 --> 18:03.510
تو داخل عمارت شین فانگ بمون

18:03.510 --> 18:04.640
اگه جناب یان بیدار شد

18:04.920 --> 18:06.320
فوری بهم خبر بده

18:06.510 --> 18:07.040
بریم

18:20.870 --> 18:23.750
مادربزرگ حالتون بهتره؟

18:28.720 --> 18:30.030
خیلی سختی کشیدی

18:33.070 --> 18:35.240
مادربزرگ اگه دیگه از دستم عصبانی نباشین

18:35.240 --> 18:37.170
هیچ سختی رو حس نمی‌کنم

18:50.270 --> 18:51.070
کجاست؟

18:52.820 --> 18:55.440
تو حیاط پشتی تالار نیاکان زندانی شده

18:55.440 --> 18:58.970
وقتی حالتون خوب شد میتونین
خودتون در موردش تصمیم بگیرین

19:00.680 --> 19:02.750
بای لو با زخم‌هاش چه کار می‌کنه؟

19:02.750 --> 19:04.150
طبق گفته‌ی طبیب

19:04.650 --> 19:06.380
جراحات جناب یان شدیده

19:06.480 --> 19:07.880
و زندگیش تو خطره

19:08.160 --> 19:09.690
اینکه زنده بمونه یا نه

19:09.720 --> 19:11.920
به حال و روزش
تو این دو روز بستگی داره

19:11.920 --> 19:12.830
داشتم فکر می‌کردم

19:13.640 --> 19:16.350
باید خیلی زود یکی رو بفرستیم
به خاندان یان اطلاع بده

19:16.350 --> 19:17.960
اما می‌ترسم مسیر طولانی باشه و

19:17.960 --> 19:18.960
به موقع نرسه

19:19.350 --> 19:21.010
بخت با ادم‌های خوب راه میاد

19:21.790 --> 19:22.990
اون مرد جوان و خوبیه

19:24.110 --> 19:26.240
حتی خودش رو قربانی کرده
تا تو رو نجات بده

19:27.110 --> 19:28.960
وقتی تو عمارت رونگ نبودی

19:28.960 --> 19:30.350
بازم هر روز در مورد خوبی‌هات

19:30.350 --> 19:31.480
باهام حرف می‌زد

19:31.960 --> 19:33.290
فقط به‌خاطر اون

19:34.350 --> 19:37.350
من و تو دوباره آشتی کردیم

19:39.270 --> 19:41.530
واقعا برای خاندان رونگ یه نعمته

19:42.640 --> 19:44.770
اینجا کسایی هستن که ازم مراقبت کنن

19:45.110 --> 19:46.640
لازم نیست تو کنارم بمونی

19:47.110 --> 19:48.370
برو عمارت شین فانگ

19:48.920 --> 19:50.750
و مطمئن شو زنده می‌مونه

19:52.200 --> 19:52.850
باشه

19:53.510 --> 19:56.270
همین الان میرم عمارت شین فانگ
ازش مراقبت می‌کنم

19:56.270 --> 19:58.030
مادربزرگ مریضیتون بهتر شده

19:58.030 --> 19:59.790
نباید خودتون رو با نگرانی خسته کنین

19:59.790 --> 20:01.270
اول بیاین کمکتون کنم دراز بکشین

20:01.270 --> 20:01.880
نه

20:03.680 --> 20:04.960
برو به بای لو بگو

20:06.620 --> 20:08.020
اگه زنده بمونه

20:09.070 --> 20:09.790
من

20:10.400 --> 20:12.400
یکی از آرزوهاش رو برآورده می‌کنم

20:14.030 --> 20:14.680
یه آرزو؟

20:15.420 --> 20:17.040
آروزیی که خیلی وقته توی قلبش

20:17.040 --> 20:18.130
نگه داشته

20:18.510 --> 20:21.040
و این قدر دو دله که می‌ترسه حرفی ازش بزنه

20:22.490 --> 20:24.210
اگه زنده بمونه

20:24.960 --> 20:26.720
کاری می‌کنم آرزوش تبدیل به واقعیت بشه

20:37.000 --> 20:38.700
(زندان)

20:37.350 --> 20:38.960
کار فوری دارم و باید با
ارباب لو حرف بزنم

20:38.960 --> 20:40.490
برو بهش بگو باید ببینمش

20:40.720 --> 20:41.920
یکی خیلی زود بیاد

20:41.960 --> 20:43.290
می‌خوام ارباب لو رو ببینم

20:44.400 --> 20:45.000
ارباب جیانگ

20:45.000 --> 20:47.590
برای دیدن بازرس اعلیحضرتی
چه جنجالی به پا کردی

20:47.590 --> 20:49.590
دقیقا چی رو می‌خوای گزارش بدی؟

20:50.920 --> 20:52.310
تو طول تاریخ

20:53.110 --> 20:55.310
چرخه‌ی اوج و سقوط هیچ وقت
تموم نمی‌شه

20:55.830 --> 20:56.550
مرد جوان

20:57.030 --> 20:58.590
هیچ وقت تموم پل‌هات رو خراب نکن

20:58.590 --> 21:00.350
خیلی زود پیروزیت رو جشن نگیر

21:00.350 --> 21:01.070
ارباب جیانگ

21:02.070 --> 21:03.000
تو خودت دره‌ی

21:03.000 --> 21:04.350
هزاران گل رو تحویل دادی

21:05.070 --> 21:06.470
برای یه مجموعه کتاب

21:06.720 --> 21:08.400
با اینکه بانو یانگ رفته بود
بازم به آزار و اذیت خاندان وی

21:08.400 --> 21:09.260
ادامه دادی

21:09.850 --> 21:11.580
حالا شاهدها اعتراف کردن

21:11.920 --> 21:13.420
دیگه چه بهونه‌ای داری؟

21:13.420 --> 21:14.180
خفه شو

21:14.590 --> 21:15.720
من هیچ کار اشتباهی انجام ندادم

21:15.830 --> 21:17.590
وی کی جیان قاتل اصلی بود

21:17.590 --> 21:19.110
حکم اصلا بی‌عدالتی نبود

21:19.110 --> 21:20.270
بانو یانگ چیزی نبود جز یه فاحشه

21:20.270 --> 21:21.310
که وی‌ها استخدام کرده بودن

21:21.510 --> 21:23.510
تو و بانوی جوان ارشد

21:24.240 --> 21:25.640
دارین با هم کار می‌کنین

21:25.640 --> 21:26.640
تا برام پاپوش درست کنین

21:27.030 --> 21:28.350
می‌خوام اعلیحضرت رو ببینم

21:28.350 --> 21:29.320
می‌خوام عدالت برقرار بشه

21:29.320 --> 21:30.720
می‌خوام اعلیحضرت رو ببینم

21:30.960 --> 21:33.090
سرورم، بانو شو درخواست ملاقات دارن

21:34.270 --> 21:35.400
بانو شو؟

21:37.270 --> 21:38.160
شو می‌یینگ؟

21:40.590 --> 21:43.390
لو جیانگ لای خودت هم کم
تقصیر نداری

21:43.400 --> 21:45.030
برای رسیدن به منافع
خودخواهانه‌ی خودت

21:45.030 --> 21:45.880
مرگ بانو یانگ رو

21:45.880 --> 21:46.830
گردن من انداختی

21:47.110 --> 21:48.590
تو و اون ادم‌های پست

21:48.590 --> 21:49.880
همه از یه قماشین

21:54.480 --> 21:56.200
لو جیانگ لای

21:56.910 --> 21:59.490
نگهبان‌ها
ولم کنین

22:14.960 --> 22:16.980
تو راه برگشت به پایتخت
وزیر شو

22:16.980 --> 22:19.350
یهویی بیماری قدیمیشون عود کردن
و بیهوش شدن

22:19.350 --> 22:21.270
کشتی در سونگ‌ژو توقف اضطراری کرد

22:21.270 --> 22:23.510
اما قبل از اینکه یه طبیب برای
درمانشون احضار بشه

22:23.510 --> 22:26.440
وزیر شو فوت کردن

22:27.030 --> 22:28.510
و نبضشون به کلی از کار افتاد

22:28.510 --> 22:30.720
بانو شو دارن تابوتشون رو به
زادگاهشون برمیگردونن

22:30.720 --> 22:32.780
اومدن اینجا تا خبر فوتشون رو بدن

23:06.440 --> 23:08.900
وقتی بازنشسته شدین و)
(برگشتین زادگاهتون

23:09.200 --> 23:11.110
(کشتیتون بازم از لین جی می‌گذره)

23:11.110 --> 23:11.840
(اون موقع)

23:12.110 --> 23:13.980
(بهترین چای لونگ‌جینگ رو میارم)

23:13.980 --> 23:15.910
(و تو اسکله منتظرتون می‌مونم)

23:22.740 --> 23:25.830
ارشد لو، خاندان شو خیلی بزرگ نیست

23:26.070 --> 23:28.000
و منم تنها دختر پدرم هستم

23:28.310 --> 23:31.240
اگه تنها برگردم شاید بقیه
اذیتم کنن

23:32.440 --> 23:33.900
پدرم قبل از مرگش

23:33.960 --> 23:35.560
بهم گفت از شما کمک بگیرم

23:36.520 --> 23:37.550
ارشد لو التماس می‌کنم

23:37.550 --> 23:40.680
...به‌خاطر پیوند قبلی بین پدرم و شما

23:42.780 --> 23:43.640
نکن

23:44.270 --> 23:45.200
لطفا بشین

23:51.960 --> 23:52.960
هیچ وقت

23:53.390 --> 23:55.650
محبتی که پدرت در حقم کرده
رو فراموش نمیکنم

23:55.880 --> 23:58.480
اطمینان می‌دم که مراسم
خاکسپاریش به درستی انجام می‌شه

24:00.030 --> 24:00.720
خیلی زود چندتا اتاق

24:00.720 --> 24:01.720
خلوت اماده کنین

24:02.400 --> 24:04.070
و مطمئن بشین جای خاندان شو خوبه

24:04.070 --> 24:04.680
چشم

24:06.000 --> 24:06.600
تازه کار شو

24:07.110 --> 24:09.160
نباید اجازه بدی اندوه
سلامتیت رو به‌خطر بندازه

24:09.160 --> 24:11.270
هنوزم سلامت خودت باید تو اولویت باشه

24:11.270 --> 24:12.930
می‌بینم که به‌نظر خوب نمیایی

24:13.350 --> 24:15.030
اول برو اتاق پشتی استراحت کن

24:15.030 --> 24:17.360
در مورد بقیه چیزها بعدا حرف می‌زنیم

24:18.200 --> 24:18.830
جون دای

24:21.240 --> 24:22.960
بانو شو، خواهش می‌کنم

24:24.830 --> 24:26.030
ارشد لو ببخشید که

24:26.960 --> 24:28.750
نتونستم احساسات خودم رو کنترل کنم

24:28.750 --> 24:30.810
خیلی خدمتکار با خودم نیاوردم

24:31.400 --> 24:33.330
سه یا چهارتا اتاق کافیه

24:33.550 --> 24:34.310
اما تو راه اینجا

24:34.310 --> 24:36.710
به گدایی برخوردم که
نزدیک بود بمیره

24:37.190 --> 24:38.650
دلم براش سوخت

24:39.030 --> 24:40.350
برای همین اون رو هم آوردم

24:41.000 --> 24:43.260
ببخشید که بی‌دلیل براتون زحمت
درست کردم

24:43.640 --> 24:44.640
خیلی بیماره

24:45.200 --> 24:46.110
ارشد لو خواهش می‌کنم

24:46.110 --> 24:47.400
یه طبیب براش پیدا کنین

25:03.380 --> 25:04.480
چه نوع

25:04.480 --> 25:05.280
تنفری می‌تونه

25:06.110 --> 25:07.510
باعث بشه کسی

25:07.680 --> 25:09.410
همچنین کاری با یه ادم دیگه بکنه؟

25:09.480 --> 25:10.740
دست و پاهاش کامل نابود شده بود

25:11.640 --> 25:13.680
چشم‌هاش نمی‌دید و نمیتونست حرف بزنه

25:14.750 --> 25:15.680
اما بازم تموم تلاشش رو کرده

25:15.680 --> 25:17.410
و تا لین‌ جی سینه خیز اومده

25:17.600 --> 25:19.640
چندتا بچه داشتن اذیتش می‌کردن

25:19.640 --> 25:20.640
دلم براش سوخت

25:21.550 --> 25:22.880
و با خودم آوردمش

25:24.310 --> 25:25.440
یه طبیب براش بیار

25:26.070 --> 25:26.590
چشم

26:14.440 --> 26:15.500
چرا نمیری داخل؟

26:15.970 --> 26:18.690
گفت
فکر می‌کردم تو درکم کنی

26:19.470 --> 26:21.440
اما اصلا چرا جلوی من رو می‌گیری؟

26:21.440 --> 26:22.790
چرا حتی تو هم فکر می‌کنی

26:22.940 --> 26:24.200
باید بگم من مقصرم؟

26:25.440 --> 26:26.240
بانوی جوان ارشد

26:28.310 --> 26:29.310
اشتباه ‌کردم؟

26:31.830 --> 26:32.640
شما دوتا

26:33.600 --> 26:34.670
عجب زوجی هستین

26:38.610 --> 26:41.240
چیزی هست که باید بهت بگم

27:03.640 --> 27:05.000
مادربزرگ هنوز کاملاً بهبود پیدا نکردن

27:05.000 --> 27:06.480
چطور تونستین وقتی
انقدر ضعیفن بیارینش اینجا؟

27:06.480 --> 27:08.830
...تو-
خودم اصرار کردم که منو بیارن اینجا-

27:08.830 --> 27:09.830
سرزنششون نکن

27:11.640 --> 27:12.880
مادربزرگ، لطفاً برگردین

27:12.880 --> 27:14.740
من اینجا می‌مونم و مراقبشم

27:17.380 --> 27:18.620
فکر می‌کنی

27:19.240 --> 27:21.240
من بیش از حد نگران بای‌لو هستم؟

27:25.680 --> 27:26.590
می‌دونی

27:27.400 --> 27:28.790
که خاندان یان زمانی یه مرد رو

27:28.790 --> 27:29.920
به عمارت رونگ ما فرستاد

27:31.300 --> 27:34.610
اون عموی بزرگ بای‌لو بود

27:35.350 --> 27:36.960
نهمین پسر خاندان یان بود

27:36.960 --> 27:39.360
برای همین همه بهش می‌گفتن ارباب جوان نهم

27:39.430 --> 27:41.330
با اینکه خوش‌قیافه بود

27:42.310 --> 27:45.400
اما بیش از حد آروم و تو‌دار بود

27:46.790 --> 27:48.680
واقعاً مورد پسند من نبود

27:49.500 --> 27:51.350
خیلی کم به اقامتگاهش سر می‌زدم

27:51.910 --> 27:53.270
اما در نهایت

27:56.350 --> 27:57.590
اون جونش رو فدا کرد

27:58.750 --> 27:59.830
تا جون من رو نجات بده

28:03.000 --> 28:04.060
من این رو نمی‌دونستم

28:04.670 --> 28:07.330
مادربزرگ، شما هیچ‌وقت قبلاً
به این موضوع اشاره نکرده بودین

28:08.400 --> 28:10.400
خیلی وقت پیش بود

28:12.300 --> 28:15.870
اون سال، من رو در مسیر کاروان چای
همراهی می‌کرد

28:17.750 --> 28:19.750
وقتی در شن روان گرفتار شدم

28:20.400 --> 28:22.400
فکر کردم زندگیم به پایان رسیده

28:23.440 --> 28:24.370
هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

28:25.480 --> 28:27.740
که جون خودش رو برای نجاتم
به خطر بندازه

28:29.030 --> 28:30.510
اون روز که بای‌لو رو دیدم

28:31.880 --> 28:33.610
یه جورایی ناامید شدم

28:34.160 --> 28:36.760
چون اون دوتا
زیاد شبیه هم نبودن

28:37.920 --> 28:39.450
تا اینکه دیدم بای‌لو چطور

28:39.510 --> 28:41.720
خودش رو جلوی چاقو انداخت تا سپرت بشه

28:41.720 --> 28:43.250
اونجا بود که یه دفعه فهمیدم

28:43.640 --> 28:45.170
این دو نفر حداقل در یه مورد

28:45.240 --> 28:46.720
دقیقاً مثل هم هستن

28:47.440 --> 28:48.770
مردهای خاندان یان

28:49.410 --> 28:51.410
حاضرن جونشون رو برای بانویی که

28:51.790 --> 28:53.120
بهش عشق می‌ورزن فدا کنن

28:58.440 --> 28:59.770
خوشبختانه ما

28:59.790 --> 29:02.060
دو طبیب مشهور، طبیب هو و
طبیب سان رو در عمارت داریم

29:02.060 --> 29:02.900
طبیب سان

29:03.150 --> 29:05.240
به‌خصوص در درمان زخم‌ها مهارت داره

29:05.240 --> 29:06.240
حتماً از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنه

29:06.240 --> 29:07.500
تا جون جناب یان رو نجات بده

29:08.200 --> 29:10.000
لطفاً انقدر پریشون نباشین

29:11.830 --> 29:14.510
خاندان رونگ و یان نسل‌هاست که
با ازدواج به هم پیوند خوردن

29:14.510 --> 29:16.680
و اتحاد دیرینه‌ای دارن

29:16.680 --> 29:17.960
حالا هم که خاندان یان در منطقه‌ی شو

29:17.960 --> 29:19.000
حسابی رونق گرفته

29:19.480 --> 29:20.310
سال گذشته

29:20.640 --> 29:22.480
اون‌ها 20 هزار عدل چای رو

29:22.480 --> 29:24.310
از جاده باستانی گوان‌مائوسونگ فرستادن

29:24.310 --> 29:25.310
و پسرشون رو هم

29:25.310 --> 29:26.440
به خاندان رونگ ما سپردن

29:27.000 --> 29:30.130
قصدشون برای تحکیم این اتحاد کاملاً واضحه

29:31.160 --> 29:32.750
من هم قصد دارم

29:33.070 --> 29:35.000
یه مسیر تجاری چای جدید
برای خاندانمون باز کنم

29:35.000 --> 29:35.720
وقتی که بای‌لو

29:35.720 --> 29:37.390
از این خطر بگذره

29:37.920 --> 29:39.240
شما دو نفر با هم ازدواج می‌کنین

29:44.350 --> 29:45.350
تصمیمم رو گرفتم

29:45.910 --> 29:48.550
معبد فوشان برای برآورده کردن
آرزوها خیلی معروفه

29:48.550 --> 29:49.150
فردا

29:50.460 --> 29:52.390
برو و برای خوش‌بختی بای‌لو یه چوب فال بگیر

30:00.470 --> 30:01.230
چشم

30:02.850 --> 30:05.870
(معبد فوشان)

30:15.590 --> 30:16.220
آروم‌تر برو

30:19.300 --> 30:22.160
پدرم در سال‌های آخر عمرش
خودش رو وقف آیین بودا کرد

30:22.160 --> 30:24.620
و اغلب برای گوش دادن به
متون مقدس به معابد می‌رفت

30:24.680 --> 30:27.070
معبد فوشان برجسته‌ترین معبد در جیانگ‌نانه

30:27.070 --> 30:29.330
و هر ماه جلسات سخنرانی مذهبی برگزار می‌کنه

30:29.720 --> 30:30.720
قصد دارم

30:30.860 --> 30:32.690
به یاد اون، اینجا یه لوح قرار بدم

30:32.690 --> 30:34.420
تا آرزوی همیشگی‌اش برآورده بشه

30:34.830 --> 30:36.350
اما راهب اعظم، استاد شوهویی

30:36.350 --> 30:37.710
راهب بسیار محترمی در زمانه ماست

30:37.710 --> 30:39.110
ملاقات باهاش کار راحتی نیست

30:39.710 --> 30:41.400
برای همین مجبورم بهتون زحمت بدم

30:41.400 --> 30:42.830
تا با وجود مشغله‌تون همراهیم کنین

30:42.830 --> 30:45.230
نیازی به این همه تشریفات بین ما نیست

30:45.230 --> 30:48.490
لطفی که وزیر شو در حق من کرد بی‌کران بود

30:48.490 --> 30:51.770
حتی اگه جونم رو هم فدا می‌کردم
ذره‌ای از اون رو نمی‌تونستم جبران کنم

30:51.770 --> 30:54.700
اینکه الان می‌تونم کاری
برای ایشون انجام بدم افتخاریه برام

30:55.550 --> 30:57.150
لایق این همه تشکر نیستم

31:00.920 --> 31:01.640
این همون چیزی بود که مادربزرگ

31:01.640 --> 31:02.640
می‌خواست من ببینم؟

31:03.310 --> 31:04.110
بانوی جوان ارشد

31:04.200 --> 31:05.000
اون بانو شو

31:05.000 --> 31:06.350
دختر عزیز وزیر شو بود

31:06.350 --> 31:07.350
بعد از فوت وزیر شو

31:07.350 --> 31:09.160
اومد تا به ارباب لو پناه ببره

31:09.160 --> 31:12.000
در بخش پشتی
عدلیه مستقر شده

31:12.000 --> 31:13.960
این روزها حرفش تو کل شهر پیچیده

31:14.550 --> 31:15.310
...می‌گن که

31:16.240 --> 31:16.920
چی می‌گن؟

31:17.110 --> 31:19.110
می‌گن که ارباب لو
جوون لایق و بااستعدادیه

31:19.110 --> 31:20.240
و انقدر در مقامش اعتبار داره

31:20.240 --> 31:22.200
که خانواده‌های نجیب‌زاده زیادی در شهر

31:22.200 --> 31:23.720
مشتاقن دخترهاشون رو به عقد اون دربیارن

31:24.270 --> 31:26.110
اما ارباب لو اصلاً اعتنایی نکرده

31:26.110 --> 31:27.030
و با احترام به همه جواب رد داده

31:27.720 --> 31:28.680
حالا به نظر می‌رسه

31:28.920 --> 31:30.400
که اون منتظر بانو شو بوده

31:30.590 --> 31:32.160
همه می‌گن بانو شو

31:32.160 --> 31:33.400
نامزد ارباب لو هست

31:34.200 --> 31:36.130
و به‌زودی با هم ازدواج می‌کنن

31:38.880 --> 31:40.340
مادربزرگ هنوز حالشون خوب نیست

31:40.830 --> 31:42.000
اما باز هم خودشون رو به زحمت می‌ندازن

31:43.310 --> 31:43.920
بیا بریم

31:58.310 --> 31:59.200
ارشد لو

32:01.970 --> 32:04.460
(عمارت رونگ)

32:02.740 --> 32:04.540
اون پست‌فطرت عهدشکن

32:04.720 --> 32:06.250
تو نه تنها جونش رو نجات دادی

32:06.440 --> 32:07.920
بلکه مقابل مادربزرگ هم ایستادی

32:07.920 --> 32:10.270
و از ثروت عظیم
خاندان رونگ به خاطر اون گذشتی

32:10.270 --> 32:11.830
اگه یه ذره وجدان داشت

32:11.830 --> 32:12.920
باید جونش رو فدا می‌کرد

32:12.920 --> 32:14.160
تا مهربونی تو رو جبران کنه

32:14.160 --> 32:16.160
اما علناً با یه زن دیگه
شونه‌به‌شونه راه می‌ره

32:16.160 --> 32:18.560
مشخصه که پشت سرت داره خیانت می‌کنه

32:19.720 --> 32:21.750
اون بی‌وفا و بی‌شرمه

32:22.510 --> 32:23.710
چرا برگشتی؟

32:23.800 --> 32:25.510
باید ماسک ریاکارانه‌اش رو برداری

32:25.510 --> 32:27.770
و به مجازاتی که لایقشه برسونیش

32:29.480 --> 32:31.190
این چه حرفیه که می‌زنی؟

32:31.190 --> 32:33.110
ارباب لو به عنوان فرماندار لین جی منصوب شده

32:33.110 --> 32:34.400
اون حتی جیانگ یی‌چیان

32:34.400 --> 32:36.090
که همیشه زورگویی می‌کرد رو پایین کشیده

32:36.090 --> 32:37.990
واضحه که مورد لطف اعلیحضرته

32:37.990 --> 32:39.320
و آینده درخشانی داره

32:39.760 --> 32:41.710
تا وقتی که با چای‌کارها خوب رفتار کنه

32:41.710 --> 32:43.240
و به تجارت چای احترام بذاره

32:43.360 --> 32:45.510
خاندان رونگ ما
نه تنها نباید باهاش دشمنی کنه

32:45.510 --> 32:47.910
بلکه باید روابط خوبی هم باهاش داشته باشه

32:48.790 --> 32:50.190
این دیگه چه حرفیه؟

32:50.750 --> 32:52.880
واقعاً قصد داری بذاریش کنار؟

32:53.110 --> 32:53.720
خیلی خب

32:54.110 --> 32:55.880
پس بذار به فعالیت‌های سیاسی‌اش برسه

32:55.880 --> 32:57.480
تو هم روی شاه چای تمرکز کن

32:57.480 --> 32:59.200
یه مرد بی‌وفا مثل اون

32:59.200 --> 33:00.790
لایق این نیست که همسر تو باشه

33:00.790 --> 33:02.190
یه جدایی تمیز بهترین کاره

33:02.580 --> 33:04.000
اینطوری از دردسرهای آینده

33:04.000 --> 33:06.260
که ممکنه بی‌آبرویی
برامون بیاره جلوگیری می‌شه

33:07.960 --> 33:10.360
بانوی جوان ارشد، ارباب جوان من بیدار شده

33:24.070 --> 33:26.270
باعث شدم نگران بشین، خانم بزرگ رونگ

33:26.270 --> 33:27.750
چطور می‌تونم راحت باشم؟

33:27.750 --> 33:29.150
تعارف رو بذار کنار

33:29.270 --> 33:32.100
از این به بعد من رو خانم بزرگ رونگ صدا نزن

33:34.440 --> 33:37.350
فقط بهم بگو مادربزرگ

33:55.030 --> 33:56.400
از وقتی که به لین جی اومدم

33:57.680 --> 34:00.640
شما خانم بزرگ رونگ
انقدر بهم لطف و محبت داشتین

34:00.640 --> 34:02.470
با این حساب، کاملاً درسته که

34:05.380 --> 34:06.780
شما رو مادربزرگ صدا بزنم

34:08.889 --> 34:09.690
ارباب جوان

34:10.230 --> 34:12.429
ارباب جوان، لطفاً دیگه صحبت نکنین

34:12.960 --> 34:13.820
مشکلی نیست

34:14.840 --> 34:16.150
انقدرها هم ضعیف نیستم

34:17.320 --> 34:19.150
فقط یه زخم سطحیه

34:19.150 --> 34:20.590
به‌زودی خوب می‌شم

34:21.389 --> 34:22.060
بای‌لو

34:23.070 --> 34:25.630
تو خیلی وقته که با خاندان رونگ هستی

34:25.630 --> 34:26.800
من تمام

34:27.110 --> 34:29.030
رفتار و گفتارت رو زیر نظر داشتم

34:29.030 --> 34:30.320
تو مهربون و باوقاری

34:30.320 --> 34:32.030
و رفتارت همیشه سنجیده و درسته

34:32.030 --> 34:34.630
با اینکه جوون‌های زیادی به عمارت رونگ اومدن

34:34.630 --> 34:35.960
اما فقط تو بودی که

34:36.070 --> 34:37.870
دور از حاشیه بودی

34:38.199 --> 34:39.730
بزرگ‌منش و درستکاری

34:40.510 --> 34:42.639
و هیچ کینه یا حسادتی در وجودت نیست

34:42.880 --> 34:44.000
تو واقعاً

34:44.000 --> 34:45.760
شخصیت برجسته‌ای داری

34:46.320 --> 34:48.670
مدتی بود که داشتم امتحانت می‌کردم

34:48.670 --> 34:51.880
فقط تو می‌تونی چنین مسئولیت بزرگی رو

34:53.280 --> 34:54.550
به دوش بکشی و با رئیس آینده

34:54.550 --> 34:55.840
خاندان رونگ ازدواج کنی

34:58.630 --> 34:59.320
بائو

35:02.280 --> 35:03.070
شان‌بائو

35:05.510 --> 35:06.360
اون چیزی که

35:07.360 --> 35:08.920
بهم قول دادی رو فراموش نکن

35:19.800 --> 35:22.360
جناب یان، حق با مادربزرگه

35:23.030 --> 35:24.360
باید زودتر خوب بشین

35:24.800 --> 35:27.660
تا خاندان رونگ مقدمات عروسی رو فراهم کنه

35:50.110 --> 35:51.030
پرونده جیانگ یی‌چیان

35:51.030 --> 35:52.550
به وزارت دادگستری فرستاده شد

35:52.550 --> 35:54.030
با شهادت بازرس اعلیحضرتی لو

35:54.030 --> 35:55.690
اتهامات غیرقابل انکاره

35:56.760 --> 35:58.550
اون قاضی هایی که به ناحق زندانی شده بودن

35:58.550 --> 35:59.810
به‌زودی آزاد می‌شن

36:00.320 --> 36:02.150
همه دارن شجاعت و اقدام قاطع تو رو

36:02.150 --> 36:03.350
تحسین می‌کنن

36:03.590 --> 36:04.760
باید خوشحال باشی

36:05.480 --> 36:07.410
چرا انقدر نگرانی؟

36:07.960 --> 36:09.220
هنوز یه پرونده هست

36:09.710 --> 36:11.040
که حل‌نشده باقی مونده

36:12.070 --> 36:14.480
یانگ یی‌تانگ بارها بازجویی شده

36:14.480 --> 36:16.590
اگه اون از روی کینه مرتکب قتل نشده

36:16.590 --> 36:17.990
پس کی بانو یانگ رو

36:19.150 --> 36:20.440
به سمت مرگ کشونده؟

36:21.010 --> 36:21.640
فکر کردم

36:21.660 --> 36:23.460
به خاطر بانو شو ناراحتی

36:24.350 --> 36:25.680
متوجه چیزی نشدی؟

36:29.920 --> 36:30.760
متوجه چی؟

36:31.480 --> 36:32.280
کمی چای بنوش

36:39.150 --> 36:41.190
با اینکه خاندان شو کوچیکه

36:41.400 --> 36:42.840
اما وزیر شو مقام درستکاری بود

36:42.840 --> 36:44.110
و بین مردم خیلی احترام داشت

36:44.110 --> 36:45.370
وقتی بانو شو برگرده

36:45.440 --> 36:47.380
حتماً آدم‌هایی هستن که بتونه بهشون تکیه کنه

36:47.380 --> 36:48.040
وزیر شو

36:48.050 --> 36:49.550
از دختر عزیزش خواست که پیش تو بیاد

36:49.550 --> 36:51.960
مسلماً قصد داشت
دخترش رو به عقد تو دربیاره

36:51.960 --> 36:54.110
بانو شو زیبا و باهوشه

36:54.110 --> 36:55.480
و در خوش‌نویسی و نقاشی مهارت داره

36:55.480 --> 36:57.510
با اینکه از یه خانواده اشرافیه، اما فروتن

36:57.510 --> 36:58.510
مهربون و باادبه

36:58.510 --> 36:59.670
یه همچین زن شایسته‌ای

36:59.790 --> 37:01.450
آرزوی هر مردیه

37:01.590 --> 37:02.650
اگه با تو ازدواج کنه

37:02.760 --> 37:04.070
حتماً همسر بافضیلت

37:04.070 --> 37:05.800
و همراه فهمیده‌ای برات می‌شه

37:08.960 --> 37:10.800
بعضی‌ها فقط دوست دارن کار رو
برای خودشون سخت کنن

37:10.800 --> 37:12.190
خیلی خب، دیگه هیچی نمی‌گم

37:12.550 --> 37:13.880
حالا که نمی‌خوای باهاش ازدواج کنی

37:13.880 --> 37:15.440
باید منظورت رو کاملاً شفاف بگی

37:15.440 --> 37:17.010
هیچ جای سوءتفاهمی نذار

37:17.010 --> 37:17.740
می‌دونم

37:21.400 --> 37:23.530
سرورم، بانو شو درخواست ملاقات دارن

37:24.800 --> 37:26.660
وزیر شو تازه فوت کرده

37:27.230 --> 37:29.160
اون هنوز در اوج غم و غصه است

37:29.270 --> 37:30.450
اگه می‌خوای جواب رد بدی

37:30.450 --> 37:31.850
باید خیلی با سیاست این کار رو بکنی

37:32.070 --> 37:34.730
این بانو رو در موقعیت سختی قرار نده

37:36.840 --> 37:37.900
بگو بیاد داخل

37:38.190 --> 37:38.760
چشم

37:47.480 --> 37:49.440
ارشد لو، جناب لونگ

37:52.230 --> 37:54.550
کمی چای تازه اینجاست، بفرمایین

37:54.550 --> 37:55.150
من دیگه مرخص می‌شم

37:55.150 --> 37:56.440
نه، تو بمون

37:57.190 --> 37:59.190
دوست دارم وقتی صحبت می‌کنیم اینجا باشی

38:04.440 --> 38:05.670
تازه کار شو، در بهترین زمان ممکن اومدی

38:05.670 --> 38:07.040
داشتم دنبالت می‌گشتم

38:07.040 --> 38:07.700
بشین

38:14.670 --> 38:17.190
در این بخش پشتی، تمام منشی‌ها، نگهبان‌ها

38:17.190 --> 38:18.790
و ملاقات‌کننده‌ها مَرد هستن

38:19.390 --> 38:21.230
به جز آشپز پیر توی مطبخ

38:21.230 --> 38:22.630
حتی یه زن هم اینجا نیست

38:22.630 --> 38:23.230
تازه کار شو

38:23.440 --> 38:25.240
تو یه دختر جوون و مجردی

38:25.550 --> 38:27.190
موندن تو اینجا اصلاً درست نیست

38:27.190 --> 38:28.810
و قطعاً به وجهه‌ات آسیب می‌زنه

38:28.810 --> 38:30.670
وزیر شو از من خواستن مراقبت باشم

38:30.670 --> 38:32.840
پس من مثل برادر خودت هستم

38:33.230 --> 38:34.310
اگه نهایت تلاشم رو برات نکنم

38:34.310 --> 38:35.840
نابخشودنیه

38:36.760 --> 38:38.440
اگه تمایلی نداری به شهر خودت برگردی

38:38.440 --> 38:39.970
پس من یه خونه آروم دیگه

38:40.020 --> 38:41.540
در لین جی برات پیدا می‌کنم

38:41.540 --> 38:43.340
می‌تونی تا سه روز دیگه
به اونجا نقل مکان کنی

38:43.710 --> 38:45.480
وقتی دوران سوگواریت تموم شد

38:45.480 --> 38:46.710
من برات

38:47.000 --> 38:48.330
یه همسر بافضیلت و بااستعداد

38:48.440 --> 38:50.480
از یه خانواده هم‌شأن خودت پیدا می‌کنم

38:50.480 --> 38:53.010
فقط اینطوری می‌تونم
امانت‌دار اعتماد وزیر شو باشم

38:54.590 --> 38:55.630
ارشد لو

38:57.320 --> 38:58.450
متوجه منظورتون هستم

39:00.230 --> 39:01.480
لطفاً به صحبتتون ادامه بدین

39:01.480 --> 39:02.740
من دیگه مرخص می‌شم

39:03.070 --> 39:03.760
صبر کن

39:06.920 --> 39:08.800
ارشد لو ازت خواستن که اینجا بمونی

39:09.450 --> 39:11.710
تا قبل از اینکه شایعه‌ای
درست بشه جلوش رو بگیرن

39:11.780 --> 39:13.840
ایشون تو رو غریبه نمی‌دونن

39:14.170 --> 39:16.370
پس نیازی نیست انقدر برای رفتن عجله کنی

39:23.640 --> 39:24.640
پدرم فوت کرده

39:25.400 --> 39:27.180
و بزرگتری هم در خاندان ندارم
که برام تصمیم بگیره

39:27.180 --> 39:28.780
پس مسائلی هست

39:29.240 --> 39:30.840
که خودم می‌تونم براشون تصمیم بگیرم

39:31.860 --> 39:32.710
ارشد لو، حالا که حاضرین

39:32.710 --> 39:34.320
انقدر با من رک باشین

39:34.970 --> 39:36.700
پس من هم صریح حرف می‌زنم

39:37.440 --> 39:40.320
ممکنه بعضی از حرف‌هام باعث رنجشتون بشه

39:43.050 --> 39:44.570
ازدواج با من رو رد می‌کنین

39:46.300 --> 39:47.490
چون قصد دارین به عنوان داماد

39:47.490 --> 39:48.600
وارد خاندان رونگ بشین؟

39:55.030 --> 39:57.440
واقعاً خوب از همه چیز باخبری

39:58.400 --> 39:59.110
حرف‌هایی که تو خیابون‌ها

39:59.110 --> 40:00.570
زده می‌شه رو شنیدم

40:01.230 --> 40:03.560
پدرم وقتی زنده بود بهم می‌گفت

40:03.960 --> 40:05.840
که تمام مردهای بااستعداد

40:06.670 --> 40:08.640
ناخودآگاه مغرور

40:09.110 --> 40:10.190
و گوشه‌گیر هستن

40:10.920 --> 40:12.280
یه همچین آدم‌هایی به‌سختی می‌تونن

40:12.280 --> 40:13.940
در دنیای سیاست موفق بشن

40:14.280 --> 40:15.630
اون شاگردان زیادی داشت

40:16.710 --> 40:17.920
اما فقط برای شما، ارشد لو

40:17.920 --> 40:19.250
بیشترین ارزش رو قائل بود

40:20.370 --> 40:22.710
چون شما اراده‌ای تزلزل‌ناپذیر

40:22.710 --> 40:23.840
و هدفی بزرگ دارین

40:24.570 --> 40:27.400
در بحران‌ها بدون ترس مسئولیت قبول می‌کنین

40:27.400 --> 40:29.860
می‌دونین کی باید روی اصول بمونین
و کی منعطف باشین

40:30.360 --> 40:32.420
و قلبی سرشار از خیرخواهی حقیقی دارین

40:32.440 --> 40:33.440
با گذشت زمان

40:33.880 --> 40:35.110
شما حتماً به اعلیحضرت کمک می‌کنین

40:35.110 --> 40:36.790
تا کشور رو دوباره احیا کنه

40:36.790 --> 40:38.650
و دوران شکوفایی رو رقم بزنه

40:39.520 --> 40:40.580
بین تمام استعدادهای دربار

40:40.580 --> 40:42.260
شما تنها کسی بودین که

40:43.280 --> 40:44.880
پدرم انقدر ازش تعریف می‌کرد

40:47.280 --> 40:49.340
اما گاهی پدرم نگران هم بود

40:49.920 --> 40:51.320
که نکنه موفقیت زودهنگام شما

40:51.550 --> 40:53.480
باعث حسادت و کینه بقیه بشه

40:53.560 --> 40:55.120
کوچیک‌ترین اشتباهی

40:56.180 --> 40:57.780
می‌تونه جونتون رو به خطر بندازه

40:58.970 --> 41:00.900
دقیقاً می‌خوای چی بگی؟

41:01.110 --> 41:03.370
خاندان رونگ یه قبیله قدرتمند محلیه

41:03.800 --> 41:05.530
با نفوذی که بیش از حد تصوره

41:05.880 --> 41:08.070
برای بقیه، داماد خاندان رونگ شدن

41:08.070 --> 41:10.790
قطعاً یه راه میان‌بر برای رسیدن به ثروت آنیه

41:10.790 --> 41:12.660
اما اگه با بانو رونگ ازدواج کنین

41:13.280 --> 41:14.440
مردم ناخودآگاه انتقاد می‌کنن که

41:14.440 --> 41:17.400
احساسات شخصی بر قضاوتتون
در پرونده وی سایه افکنده

41:17.400 --> 41:18.460
از اون مهم‌تر

41:18.880 --> 41:20.630
اعلیحضرت خیلی به شما اعتماد داره

41:21.450 --> 41:23.580
دیر یا زود شما لین جی رو ترک می‌کنین

41:24.070 --> 41:25.730
فقط به خاطر یه زن

41:25.800 --> 41:28.320
واقعاً حاضرین خودتون رو
به این گوشه کوچیک محدود کنین

41:28.320 --> 41:30.150
و از اهداف بزرگی دست بکشین که

41:30.150 --> 41:32.210
وقتی وارد سیاست شدین بهشون قسم خوردین؟

41:34.550 --> 41:36.400
...بانو شو، شما

41:38.760 --> 41:41.000
جناب لونگ، ارشد لو، لطفاً سوءتفاهم نشه

41:41.000 --> 41:42.150
درسته که پدرم قصد داشت

41:42.150 --> 41:44.010
آینده من رو به دست ارشد لو بسپاره

41:44.140 --> 41:45.170
اما ازدواج بین یه مرد و زن

41:45.170 --> 41:47.230
باید تقدیر و خواست آسمان باشه

41:47.840 --> 41:49.500
اگه هم‌سرنوشت من نباشن

41:49.760 --> 41:51.290
اصلاً تمایلی ندارم به زور متوسل بشم

41:52.320 --> 41:53.980
ارشد لو، من این حرف‌ها رو زدم

41:54.280 --> 41:55.190
فقط چون نمی‌خوام ببینم

41:55.190 --> 41:57.850
که در آینده در رسیدن
به آرزوهاتون شکست بخورین

41:59.230 --> 42:01.360
و تا آخر عمر بابتش افسوس بخورین

42:02.960 --> 42:04.960
...تازه کار شو، من قبلاً

42:04.960 --> 42:06.920
ارشد لو، شما باید خودتون

42:06.920 --> 42:08.450
خوب فکر کنین و تصمیم بگیرین

42:10.880 --> 42:12.070
به هر حال، من امروز

42:12.070 --> 42:13.600
برای یه موضوع فوری دیگه اومدم

42:14.150 --> 42:15.230
در مورد اون گداییه که

42:15.230 --> 42:16.160
با من اومده بود

42:16.360 --> 42:17.710
مگه اون گدا چه مشکلی داره؟

42:17.710 --> 42:19.370
لطفاً هر دو همراه من بیاین

42:24.510 --> 42:26.510
ارباب جوان-
ارباب جوان-

42:28.630 --> 42:30.400
ارباب جوان-
ارباب جوان-

42:30.440 --> 42:31.110
چی شده؟

42:31.110 --> 42:32.360
ارباب جوان، چه اتفاقی افتاده؟

42:32.360 --> 42:34.280
لطفاً بلند شین ارباب جوان-
ارباب جوان-

42:34.280 --> 42:35.080
ارباب جوان

42:35.550 --> 42:36.110
سرورم

42:36.390 --> 42:37.520
زود کمکش کنین بلند شه

42:37.640 --> 42:38.200
چشم

42:39.000 --> 42:40.260
بیا، ارباب جوان

42:44.570 --> 42:45.370
ارباب جوان

42:46.840 --> 42:49.190
می‌تونم ببینم که در اصل چهره زیبایی داشتین

42:49.190 --> 42:50.250
و رفتارتون بزرگ‌منشانه است

42:50.510 --> 42:52.710
شما شبیه یه گدای معمولی نیستین

42:53.630 --> 42:55.560
من لو جیانگ‌لای هستم، فرماندار لین جی

42:55.560 --> 42:56.920
اگه ظلمی بهتون شده

42:56.920 --> 42:58.450
می‌تونین همه چیز رو به من بگین

43:04.230 --> 43:05.230
عجله‌ای نیست

43:06.070 --> 43:06.870
می‌تونین بنویسین؟

43:08.230 --> 43:09.010
کاغذ و قلم بیارین

43:09.010 --> 43:09.570
چشم

43:26.670 --> 43:28.550
اما تاندون‌های هر دو دست و پاش قطع شده

43:28.550 --> 43:30.010
چطور می‌تونه بنویسه؟

43:34.070 --> 43:36.070
می‌تونه قلم رو با دهانش نگه داره

43:36.350 --> 43:37.950
حداقل باید تلاشمون رو بکنیم

43:38.290 --> 43:39.290
منطقیه

43:54.050 --> 43:55.260
داره چی می‌نویسه؟

43:55.320 --> 43:56.920
اصلاً قابل خوندن نیست

43:58.690 --> 43:59.550
آروم باش

43:59.880 --> 44:00.630
عجله نکن

44:08.460 --> 44:09.060
آرامشتون رو حفظ کنین

44:09.320 --> 44:10.870
می‌دونم شکایت‌هایی دارین که باید بگین

44:10.870 --> 44:12.630
اما حتی سه سال هم ممکنه برای
یادگیری نوشتن یه بچه کافی نباشه

44:12.630 --> 44:13.960
دارین به جای دست از دهانتون استفاده می‌کنین

44:13.960 --> 44:15.360
این باید خیلی سخت‌تر باشه

44:17.230 --> 44:18.090
آروم پیش برین

44:18.140 --> 44:19.440
می‌تونین کم‌کم تمرینش کنین

44:19.440 --> 44:20.360
تا وقتی که موفق بشین

44:20.640 --> 44:21.830
همین‌جا منتظر می‌مونم

44:24.440 --> 44:25.900
ارباب لو سر حرفش میمونه

44:25.920 --> 44:27.400
اون هیچ‌وقت زیر قولش نمی‌زنه

44:27.400 --> 44:28.200
خیالت راحت باشه

44:35.580 --> 44:36.110
می‌دونم

44:36.110 --> 44:37.840
که خیلی زجر کشیدی

44:38.400 --> 44:40.860
و خشم زیادی رو در قلبت تحمل می‌کنی

44:41.070 --> 44:41.870
بنویسش

44:42.840 --> 44:44.100
فقط با نوشتنش هست

44:44.230 --> 44:46.490
که ارباب لو می‌تونن برات عدالت رو اجرا کنن

44:47.047 --> 45:37.047
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

47:40.840 --> 47:43.220
(نظریه تکامل فرهنگ چای)

47:47.250 --> 47:49.690
(کمی چای تازه اینجاست، بفرمایین)

47:49.720 --> 47:50.220
(من دیگه مرخص می‌شم)

47:50.220 --> 47:51.550
(نه، تو بمون)

47:52.360 --> 47:54.360
(دوست دارم وقتی صحبت می‌کنیم اینجا باشی)

47:55.800 --> 47:57.630
فرهنگ چای چینی سابقه چندهزارساله داره

47:57.110 --> 47:59.750
چای به بخشی ضروری)
(از زندگی روزمره تبدیل شده

47:58.230 --> 47:59.880
طبق افسانه‌ها، شن‌نونگ وقتی داشت

47:59.880 --> 48:01.400
صدها گیاه رو امتحان می‌کرد
برگ چای رو کشف کرد

48:01.400 --> 48:02.360
گو یان وو به این نتیجه رسید

48:02.550 --> 48:05.110
که بعد از اتحاد چین
توسط سلسله چین، رسم چای خوردن

48:05.110 --> 48:06.510
فراتر از منطقه باشو رفت

48:06.510 --> 48:07.740
و وارد دشت‌های مرکزی شد

48:07.740 --> 48:09.060
در زمان سلسله‌های وی، جین و جنوبی-شمالی

48:09.060 --> 48:10.690
این موضوع به یه رسم سراسری تبدیل شد

48:10.690 --> 48:12.050
در سلسله تانگ
کتاب باستانی چای اثر لو یو

48:12.050 --> 48:14.070
ساختار مطالعات باستانی چای رو تکمیل کرد

48:14.070 --> 48:15.760
چای به یه هنر زندگی

48:15.760 --> 48:17.090
برای محققین و روشنفکران تبدیل شد

48:17.090 --> 48:18.520
مفهوم وحدت بین زِن و چای

48:18.520 --> 48:19.920
کم‌کم محبوبیت پیدا کرد

48:19.920 --> 48:22.170
در سلسله سونگ
روش‌های دیان‌چا و دوچا رایج شد

48:22.170 --> 48:24.140
نوشیدن چای
با سایر ابعاد زندگی روزمره ادغام شد

48:24.140 --> 48:25.770
و صورت ها و محتوای اون

48:25.790 --> 48:27.360
کامل‌تر و متنوع‌تر شد

48:27.360 --> 48:28.720
طبقه نوظهور محققین

48:28.720 --> 48:30.850
نقش حیاتی‌ای در این تکامل ایفا کردن

48:31.360 --> 48:33.000
در طول سلسله‌های مینگ و چینگ
چای فله‌ای اهمیت پیدا کرد

48:33.000 --> 48:34.370
روش دم کردن چای ساده‌تر شد

48:34.370 --> 48:36.240
از طریق تجارت دریایی، چای راه خودش رو

48:36.240 --> 48:37.570
به بقیه نقاط جهان باز کرد

48:37.590 --> 48:38.440
صنعتی شدن در دوران مدرن

48:38.440 --> 48:40.640
باعث پیدایش
انواع جدیدی مثل چای کیسه‌ای شد

48:40.990 --> 48:44.320
در حالی که مراسم سنتی چای دوباره احیا شد

48:45.550 --> 48:46.230
امروزه

48:46.480 --> 48:48.560
فرهنگ چای با مفاهیم سلامتی

48:48.560 --> 48:49.990
و نوآوری‌های علمی ادغام شده

48:49.990 --> 48:52.180
و به توسعه‌ای متنوع و جهانی رسیده

48:52.180 --> 48:53.300
چای از نقش خودش به عنوان

48:53.430 --> 48:55.780
یه نوشیدنی کاربردی فراتر رفته
و به یه نماد فرهنگی تبدیل شده

48:55.780 --> 48:57.190
که زمان‌ها و مکان‌های
مختلف رو به هم پیوند می‌ده

48:57.190 --> 48:58.430
و تجسم پیشرفت هزارساله

48:58.430 --> 49:00.720
در هر دو بعد مادی و معنوی زندگیه
