WEBVTT

00:00.000 --> 01:25.000
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

01:26.370 --> 01:29.770
(شکوه)

01:30.590 --> 01:32.950
(قسمت چهاردهم)

01:41.200 --> 01:43.060
خانم بزرگ رونگ، اونو اوردم اینجا

01:49.840 --> 01:52.039
کسی که نوه‌ام رو کشته تویی؟

01:53.070 --> 01:53.710
خانم بزرگ رونگ

01:54.479 --> 01:56.070
چی باعث شده اینو بگین؟

01:56.310 --> 01:56.950
جناب بای

01:57.600 --> 01:58.780
بانوی جوان یون وان
به شکل غم انگیزی غرق شده

01:58.780 --> 02:00.350
و توی باغ پشتی پیدا شده

02:00.350 --> 02:01.410
محافظ‌های باغ ادعا کردن

02:01.410 --> 02:02.350
تو رو دیدن که وحشت‌زده

02:02.350 --> 02:03.290
از دروازه گوشه شرقی فرار میکردی

02:03.290 --> 02:05.400
فورا برای خانم بزرگ رونگ توضیح بده

02:05.400 --> 02:06.040
من این کار رو نکردم

02:07.440 --> 02:08.039
خانم بزرگ رونگ

02:09.080 --> 02:09.810
کار من نبوده

02:10.240 --> 02:10.900
...امشب

02:10.960 --> 02:11.960
خوب فکر کن

02:12.240 --> 02:13.840
امشب با کی بودی؟

02:18.380 --> 02:19.190
با جناب هه بودم

02:19.800 --> 02:20.860
با هه شینگ مینگ بودم

02:21.000 --> 02:22.150
به نوشیدنی دعوتم کرد

02:22.150 --> 02:22.750
...اون گفت

02:23.390 --> 02:24.280
خانم بزرگ رونگ

02:27.150 --> 02:29.150
جناب بای واقعا داره حقیقت رو میگه

02:29.560 --> 02:31.079
امشب ترتیب یه ضیافت رو دادم

02:31.400 --> 02:32.750
و ازش دعوت کردم بیاد

02:32.750 --> 02:33.520
...ولی

02:33.520 --> 02:35.430
تو که همین دیروز تا مغز استخون ازش متنفر بودی

02:35.430 --> 02:36.829
و قسم خوردی دشمن خونیش باشی

02:36.829 --> 02:39.030
اونوقت امشب نشستی
باهاش نوشیدنی خوردی

02:39.110 --> 02:40.310
جناب هه خیلی زود

02:40.590 --> 02:41.920
احساساتت تغییر میکنن

02:44.840 --> 02:47.079
هیچ وقت هیچ نفرت عمیقی
بینمون نبوده

02:47.079 --> 02:49.030
تازه بانو یون شی بینمون میانجی‌گری کرد

02:49.030 --> 02:49.840
چه کینه‌ای هست

02:49.840 --> 02:51.100
که نشه حلش کرد؟

02:51.600 --> 02:53.680
ولی ظرفیت شراب جناب بای خیلی کمه

02:53.680 --> 02:55.590
و فقط بعد از دو فنجون مست شد

02:55.590 --> 02:56.430
من خودم اونو

02:56.430 --> 02:58.090
تا اتاقش همراهی کردم

02:58.120 --> 03:00.050
بعدشم برگشتم به اتاقم تا بخوابم

03:00.400 --> 03:01.750
اصلا نمیدونم که

03:02.190 --> 03:03.430
اون بعدا هوشیار شده و

03:03.430 --> 03:04.520
جایی رفته یا نه

03:05.840 --> 03:06.700
حالا یادم اومد

03:07.120 --> 03:09.400
وقتی داشتیم غذا میخوردیم
انگار حواس جناب بای به کل پرت بود

03:09.400 --> 03:11.260
همش زیر لب میگفت

03:11.350 --> 03:12.550
یه قرار ملاقات

03:12.840 --> 03:14.590
با بانو یون شو داره

03:15.360 --> 03:17.120
حدس میزنم یواشکی وارد حیاط شده

03:17.120 --> 03:18.560
تا بانو یون شو رو ببینه

03:20.120 --> 03:20.840
یون شو؟

03:21.760 --> 03:23.820
به ندیمه "دای سی" گفتم یه پیغام براش ببره

03:24.430 --> 03:27.040
و بهش گفتم ساعت 9 شب
توی باغ می‌بینمش

03:27.040 --> 03:29.030
توی باغ غربی زیر درخت هلو
منتظر موندم

03:29.030 --> 03:30.290
ولی اصلا پیداش نشد

03:30.840 --> 03:31.870
برای همین مجبور شدم برگردم

03:32.430 --> 03:35.255
توی پیغام به وضوح گفته شده بود
که قرار ملاقات ساعت 11 شب

03:35.280 --> 03:36.710
توی دروازه جنوب شرقیه

03:39.210 --> 03:40.250
اگه پیغام کتبی هست

03:40.250 --> 03:41.180
خب کجاست؟

03:41.870 --> 03:42.680
پیش منه

03:44.260 --> 03:45.460
توی لباسم نگهش داشتم

03:45.590 --> 03:46.920
چطور ممکنه گم شده باشه؟

03:55.280 --> 03:56.870
همیشه برای قتل یه انگیزه‌ای هست

03:57.200 --> 03:58.600
جناب بای هیچ کینه‌ای از

03:58.620 --> 03:59.820
بانوی جوان یون وان نداره

04:00.000 --> 04:01.200
چرا باید بهش آسیب میزد؟

04:03.840 --> 04:05.590
بانوی جوان یون وان هیچ دشمنی نداشته

04:05.960 --> 04:06.910
‌...مگر اینکه

04:08.240 --> 04:09.900
ممکنه به اون کفش‌ها مربوط باشه؟

04:10.280 --> 04:11.810
نکنه به خاطر کفش‌هاست؟

04:13.240 --> 04:14.080
چه کفشی؟

04:14.430 --> 04:16.089
میشه واضح‌تر توضیح بدی؟

04:16.430 --> 04:17.230
مادربزرگ

04:17.370 --> 04:19.300
امروز یهو یون‌یین یادش اومد که

04:19.440 --> 04:21.510
توی اتاق جناب یانگ لکه خون دیده

04:21.510 --> 04:23.910
معلوم شد اون لکه خون جای پای وان وانه

04:34.360 --> 04:36.560
واقعا لکه خون جای پای وان وان بوده؟

04:37.100 --> 04:38.700
تو از اولش اینو میدونستی؟

04:39.159 --> 04:40.620
منو ببخشید مادربزرگ

04:40.680 --> 04:42.210
وان وان هنوز خیلی جوان

04:42.250 --> 04:43.710
و ساده بود

04:44.560 --> 04:46.680
هیچ وقت کسی توی عمارت جلوی
اینور اونور رفتنش رو نگرفته بود

04:46.680 --> 04:49.000
حتما اتفاقی وارد اون اتاق شده

04:49.000 --> 04:51.580
میترسیدم اگه این خبر پخش بشه
مردم درموردش شایعه پخش کنن

04:51.630 --> 04:53.760
برای همین جرئت نکردم زود چیزی بگم

04:53.800 --> 04:55.330
و مخفیانه کفش‌ها رو سوزوندم

04:57.190 --> 04:58.800
حتما خواهر یون وان

04:58.800 --> 05:00.920
اون شب یه چیزی دیده
که نباید می‌دیده

05:00.920 --> 05:03.320
و همین باعث مرگش شده

05:03.800 --> 05:04.600
...نکنه

05:05.110 --> 05:05.840
کی اونجاست؟

05:12.120 --> 05:14.120
چرا یواشکی اومدی اینجا؟

05:15.390 --> 05:15.990
خانم بزرگ رونگ

05:16.240 --> 05:17.360
من هوا هستم که

05:17.580 --> 05:19.390
توی عمارت شین فانگ چای پذیرایی میکنم

05:19.390 --> 05:20.950
از باغ صدای همهمه شنیدم

05:20.950 --> 05:22.600
برای همین از روی کنجکاوی
اومدم ببینم چه خبره

05:22.600 --> 05:23.200
خانم بزرگ رونگ

05:23.430 --> 05:24.800
اون خدمتکار عمارته

05:24.800 --> 05:26.070
که موقتا جناب بای بهش سپرده

05:26.070 --> 05:27.800
به کارهای نوشتاریش رسیدگی کنه

05:28.260 --> 05:30.070
چطور جرئت میکنی
خانم بزرگ رونگ رو فریب بدی؟

05:30.070 --> 05:32.270
حقیقت رو بگو وگرنه پنجاه
ضربه شلاق میخوری

05:32.270 --> 05:32.920
بهم رحم کنین

05:32.940 --> 05:34.820
میگم، میگم

05:35.750 --> 05:36.360
خانم بزرگ رونگ

05:37.390 --> 05:39.250
اگه جناب بای واقعا کسی رو کشته باشه

05:39.360 --> 05:40.909
این هیچ ربطی به ما خدمتکارها نداره

05:40.909 --> 05:42.240
خواهش میکنم دستگیرم نکنین

05:42.460 --> 05:43.830
اون قبلا

05:43.830 --> 05:45.240
مدام جناب یانگ رو نفرین میکرد

05:45.240 --> 05:46.870
و میگفت اون پست و بی شرم

05:46.870 --> 05:47.870
و یه زورگوی به تمام معناست

05:48.830 --> 05:49.690
...اینم میگفت که

05:50.040 --> 05:50.900
چی میگفت؟

05:51.060 --> 05:52.000
بعضی وقت‌ها میگفت

05:52.000 --> 05:53.870
چشم و قلب بانوی جوان رونگ کور شده که

05:53.870 --> 05:55.800
همچین ادم پستی رو انتخاب کرده

05:56.390 --> 05:57.510
یه وقت‌هایی هم میگفت جناب یانگ

05:57.510 --> 05:58.340
لیاقت مقامش رو نداره

05:58.340 --> 06:00.120
و با فاجعه مرگباری مواجه میشه

06:00.120 --> 06:01.520
مرگ جناب یانگ فجیع بوده

06:01.690 --> 06:02.920
و بانوی جوان یون وان هم رفته

06:02.920 --> 06:04.120
حرف‌هایی که جناب بای قبلا میزده

06:04.120 --> 06:04.870
حالا برام واقعی شده

06:04.870 --> 06:06.680
و من خیلی وحشت کردم

06:06.680 --> 06:09.210
برای همین اومدم سر و گوشی آب بدم

06:12.150 --> 06:12.950
داری دروغ میگی

06:13.510 --> 06:15.240
من کی همچین حرف‌هایی زدم؟

06:19.390 --> 06:20.160
خیلی خب، خیلی خب

06:20.750 --> 06:22.430
حالا دیگه هیچ جوره نمیشه انکارش کرد

06:22.430 --> 06:23.890
تو یانگ دینگ چن رو کشتی

06:24.120 --> 06:25.450
و وان وان اتفاقی اینو فهمید

06:25.450 --> 06:26.480
برای همین تو راحت دلت رو سنگ کردی

06:26.480 --> 06:28.140
و اونم کشتی؟ درسته؟

06:28.240 --> 06:30.070
اگه محافظ‌های گشت شب نفهمیده بودن

06:30.070 --> 06:32.330
کی مشکوک میشد که کار تو بوده؟

06:32.810 --> 06:33.540
بانو یون شو

06:34.630 --> 06:36.360
یادمه خودتون گفتین

06:36.690 --> 06:38.409
روزی که جناب یانگ کشته شده

06:38.409 --> 06:39.850
همراه جناب بای بودین

06:40.240 --> 06:42.560
خواهش میکنم برای جناب بای شهادت بدین

06:43.850 --> 06:44.409
یون شو؟

06:45.760 --> 06:47.159
...من... من

06:47.270 --> 06:47.920
خانم بزرگ رونگ

06:48.390 --> 06:50.150
بانو یون شو داشتن با جناب بای صحبت میکردن

06:50.150 --> 06:52.070
منم فقط داشتم از دور نگاه میکردم

06:52.070 --> 06:53.360
بعدش، نسیم شب خیلی سرد شد

06:53.360 --> 06:54.870
برای همین برگشتم براشون یه ردا ببرم

06:54.870 --> 06:56.600
وقتی برگشتم

06:57.190 --> 06:59.320
جناب بای هم تازه برگشته بودن

06:59.320 --> 07:01.910
اون لحظه یون شو گفت بوی
شکوفه هلو رو حس کرده

07:01.910 --> 07:02.500
برای همین فکر کردم

07:02.500 --> 07:04.560
چند تا گل که از همه قشنگ‌ترن رو براش بچینم

07:05.070 --> 07:07.270
پیاده مسیر بین باغ هلو و باغ چی لان

07:07.270 --> 07:09.070
بیشتر از 10 دقیقه طول نمیکشه

07:10.320 --> 07:13.510
عذر اوردن یون شو
برای نبودنش بی فایده اس

07:13.750 --> 07:14.360
یون شو؟

07:15.430 --> 07:16.760
چه خبره؟

07:17.500 --> 07:18.760
من فقط یه زن نابینام

07:19.040 --> 07:20.390
از کجا بفهمم که بقیه

07:20.950 --> 07:22.190
بهم دروغ گفتن یا نه؟

07:23.400 --> 07:24.870
شما مجبورم میکنین شهادت بدم

07:25.480 --> 07:27.260
ولی من برای کی میتونم شهادت بدم؟

07:33.080 --> 07:34.890
خانم بزرگ رونگ همیشه عادل و محکم بودین

07:34.890 --> 07:36.750
این مسئله، مسئله‌ی مرگ و زندگیه

07:36.909 --> 07:38.330
یه نفر فقط با چند تا حرف بی اساس

07:38.330 --> 07:39.600
دنبال حدس و گمان زدنه

07:39.600 --> 07:41.710
نمیتونیم فقط از روی این حرف‌های مبهم برای
مرگ و زندگی بقیه حکم صادر کنیم

07:41.710 --> 07:43.060
اگه این پخش بشه، آبروی

07:43.060 --> 07:44.790
خاندان رونگ لکه دار میشه

07:45.710 --> 07:46.700
خانم بزرگ رونگ خواهش میکنم

07:46.700 --> 07:48.040
چند روز دیگه بهمون وقت بدین

07:48.040 --> 07:49.650
تا بتونیم شواهد محکمی پیدا کنیم

07:49.650 --> 07:51.950
ما نباید به ناحق یه ادم بی‌گناه رو متهم کنیم

07:51.950 --> 07:53.800
با این همه شاهد و مدرک

07:53.800 --> 07:55.720
ما رسما مچشون رو زمان جرم گرفتیم

07:55.720 --> 07:56.430
جناب لو

07:56.830 --> 07:58.560
دیگه به چه مدارکی نیاز دارین؟

07:59.390 --> 08:01.240
شما که باهاشون همدست نیستین، درسته؟

08:01.240 --> 08:01.650
.‌..تو

08:01.870 --> 08:02.430
دیگه کافیه

08:03.120 --> 08:04.180
کافیه بحث نکنین

08:04.800 --> 08:06.860
خاندان رونگ نمیتونه قضاوت کنه

08:06.870 --> 08:09.730
امشب دستگیرشون کنین و
ببرینشون به عدلیه

08:10.200 --> 08:10.720
اطاعت

08:12.370 --> 08:13.830
طی تحقیقات دادگاه

08:14.160 --> 08:15.360
اونا غیر از مظنون

08:15.590 --> 08:17.770
قطعا از همه افرادی که درگیر این
قضیه‌ان بازجویی میکنن

08:17.770 --> 08:19.490
این خدمتکار، هوآ، بای یینگ‌شنگ رو

08:19.490 --> 08:21.960
از روی نفرت و حسادت
به قتل متهم کرده پس باید بره

08:21.960 --> 08:22.960
درمورد بقیه هم

08:23.820 --> 08:26.310
جناب هه که اون شب مظنون رو
به نوشیدنی دعوت کرده

08:26.310 --> 08:28.620
خدمتکار هه سی که حین غذا
بهشون خدمت کرده

08:28.620 --> 08:30.740
و کسایی که توی باغ چی لان

08:31.040 --> 08:32.039
عمارت شین فانگ

08:32.039 --> 08:33.120
و باغ اصلی کار میکنن

08:33.909 --> 08:35.200
همشون باید برن

08:37.120 --> 08:38.780
اینجا تو حق حرف زدن نداری

08:59.670 --> 09:00.470
مادربزرگ

09:01.550 --> 09:03.080
جناب لو کاملا درست میگه

09:04.270 --> 09:05.840
برای اینکه عدالت رو برای یون وان اجرا کنیم

09:06.380 --> 09:09.360
باید از همه افرادی که لازمه بازجویی بشه

09:09.360 --> 09:09.910
باشه

09:11.240 --> 09:12.360
همون کاری که تو گفتی رو میکنیم

09:24.310 --> 09:25.970
وان وان از محدود شدن متنفر بود

09:30.480 --> 09:32.610
و خیلی از سکوت میترسید

09:33.720 --> 09:35.250
اگه توی یه اتاق حبس میشد

09:36.200 --> 09:37.530
گریه میکرد، جنجال به پا میکرد

09:38.080 --> 09:39.540
و چندین روز حاضر نمیشد غذا بخوره

09:42.240 --> 09:43.150
تقصیر من بود

09:45.150 --> 09:46.950
باید محدودش میکردم

09:49.590 --> 09:50.790
اگه من جای بانوی جوان یون وان بودم

09:51.830 --> 09:53.290
نمیخواستم مثل یه حیوون زندانی بشم

09:53.940 --> 09:55.800
تا زنده بمونم

09:56.470 --> 09:58.270
هیچ کس نمیتونست خلاف میلش عمل کنه

09:58.510 --> 09:59.440
و تا ابد توی این

09:59.440 --> 10:00.970
اتاق کوچیک زندانیش کنه

10:02.180 --> 10:03.440
اگه کسی گناهکار باشه

10:03.710 --> 10:06.080
همونیه که اونو کشته و بهش اسیب زده

10:06.080 --> 10:08.280
چطور ممکنه تو کار اشتباهی کرده باشی؟

10:09.940 --> 10:11.740
میدونم حالت خوب نیست

10:12.430 --> 10:14.760
ولی الان وقت غرق شدن توی غم و غصه نیست

10:14.940 --> 10:16.400
هه شینگ مینگ و بانو یون شی

10:17.150 --> 10:18.520
جاه طلبی‌های خیلی بیشتری دارن

10:18.520 --> 10:19.600
هیچوقت هدف اونا فقط

10:19.600 --> 10:20.800
بای یینگ شنگ نبوده

10:25.740 --> 10:26.870
باید مراقب باشی

10:27.850 --> 10:29.970
خیلی احتیاط کن

10:31.600 --> 10:32.480
...منظورت اینه که

10:33.080 --> 10:34.540
هیچ دزدی نمیتونه تا ابد مخفی بشه

10:34.920 --> 10:36.320
تا یکی دو روز دیگه معلوم میشه

10:36.580 --> 10:38.110
اونا واقعا دنبال چی‌ان

10:47.850 --> 10:50.180
کاش میتونستم اول ترتیب
مراسم خاکسپاری وان وان رو بدم

11:03.970 --> 11:05.430
کی بهت گفت کسی رو بکشی؟

11:07.750 --> 11:08.950
مگه وقتی در موردش حرف میزدیم

11:09.720 --> 11:11.550
تو هم به نشونه‌ی موافقت سرت رو تکون ندادی؟

11:11.550 --> 11:12.810
الان از چی عصبانی هستی؟

11:12.810 --> 11:14.340
فقط بهت گفتم بترسونیش

11:14.390 --> 11:16.630
تا مجبور شه بگه چی توی
حجله عروس دیده

11:16.630 --> 11:19.120
من روش خودمو برای قرار دادن اون
در مقابل رونگ شان بائو

11:19.120 --> 11:20.700
و فاش کردن حقیقت یا دروغ بودن
قضیه‌ی استخوان چای داشتم

11:20.700 --> 11:22.510
کی بهت گفت واقعا بکشیش؟

11:22.510 --> 11:23.920
با اینکه خیلی ساده دل بود

11:23.920 --> 11:25.160
ولی بازم دختر عموم

11:25.160 --> 11:26.890
و عضو خاندان رونگ بود

11:27.730 --> 11:29.390
تو اصول منو زیر پا گذاشتی

11:32.720 --> 11:34.320
تو چه اصولی داری؟

11:35.510 --> 11:37.360
من از جانبداری کردن‌های خانم بزرگ رونگ متنفرم

11:37.360 --> 11:39.360
و نمیتونم سلطه‌ی رونگ شان بائو رو تحمل کنم

11:39.360 --> 11:41.030
ولی منم اصول خودمو دارم

11:41.030 --> 11:42.870
هیچوقت دست به همچین کار
نفرت انگیزی برای

11:42.910 --> 11:45.170
کشتن یه بچه
که مشکل ذهنی داره نمیزنم

11:47.120 --> 11:49.000
این مزخرفات درمورد استخوان چای چیه

11:49.440 --> 11:50.550
فقط افراد خاندان رونگ

11:50.550 --> 11:52.150
به همچین حرف‌های تو خالی اهمیت میدین

11:53.030 --> 11:54.120
چطور ممکنه شهرت خوب رونگ شان بائو

11:54.120 --> 11:56.200
که طی سال‌ها فعالیت توی صنعت چای
به وجود اومده

11:56.200 --> 11:57.480
به خاطر دروغ بودن

11:57.480 --> 11:59.030
استخوان چای از بین بره؟

11:59.030 --> 12:00.490
ببین حالا چی شده

12:00.600 --> 12:01.120
رونگ یون وان

12:01.120 --> 12:02.650
با وجود محافظت اون مرده

12:02.870 --> 12:04.870
چطور میتونه از مسئولیتش شونه خالی کنه؟

12:05.890 --> 12:07.320
شاید خانم بزرگ رونگ اینو نگه

12:07.790 --> 12:09.250
ولی از درون به شدت عصبانیه

12:11.870 --> 12:14.000
انگار از منم بیشتر ازش متنفری

12:14.200 --> 12:16.030
اینقدر مشتاقی که

12:16.270 --> 12:18.200
دست به این کارهای کینه توزانه و موذی میزنی

12:19.600 --> 12:20.670
ازش متنفرم

12:21.510 --> 12:23.120
ما از همون روز اولی که توی 14 سالگی

12:23.270 --> 12:25.030
همدیگه رو دیدیم با هم اختلاف داشتیم

12:25.030 --> 12:27.150
این همه سال رقابت خاندان‌هامون

12:27.150 --> 12:29.410
فقط باعث شده تا مغز استخونم
ازش متنفر بشم

12:32.120 --> 12:33.200
ولی هر کاری که میکنم

12:36.480 --> 12:37.600
به خاطر توئه

12:40.960 --> 12:42.890
مقدر شده که ما یه زوج وفادار باشیم

12:43.270 --> 12:45.030
معلومه که میخوام خاندان رونگ

12:45.030 --> 12:47.160
هر چه زودتر به چنگ تو بیفته

12:55.630 --> 12:56.830
فقط صبور باش و منتظر بمون

12:58.320 --> 12:59.250
بعدا

12:59.630 --> 13:02.090
نمایش‌های خیلی بیشتری برای دیدن هست

13:16.750 --> 13:17.550
خواهر

13:18.140 --> 13:20.870
بهتره یه مرد اروم و مهربون پیدا کنی

13:21.180 --> 13:22.460
مردی که گرفتی

13:22.480 --> 13:23.830
یه شکارچیه

13:27.057 --> 13:27.747
ببین

13:28.080 --> 13:28.630
کی میدونه اون

13:28.630 --> 13:29.840
توی نقشه‌هاش تا کجاها پیش رفته؟

13:30.290 --> 13:31.960
اون حتی کسایی که

13:31.960 --> 13:33.420
به بای یینگ شنگ خدمت میکردن رو هم خریده

13:33.480 --> 13:35.170
توی زندگیم از هیچی بیشتر از

13:35.170 --> 13:36.560
مردهای متکبر و بداخلاق

13:36.560 --> 13:38.090
که جایگاهشون رو نمیدونن
متنفر نیستم

13:38.720 --> 13:40.900
تعجبی نداره که رونگ شان بائو
ازش خوشش نمیاد

13:40.900 --> 13:42.700
اگه پای اون به خاندان رونگ باز بشه

13:42.700 --> 13:44.300
جز دردسر هیچ اورده‌ای برامون نداره

13:44.300 --> 13:46.400
و باعث سقوط خاندانمون میشه

13:46.400 --> 13:48.330
...اگه هنوز بهش نیاز نداشتم

13:50.050 --> 13:50.790
به هر حال فهمیدم که

13:50.790 --> 13:51.870
حالت چهره یون‌یین

13:51.870 --> 13:52.930
مشکوک میزنه

13:53.510 --> 13:54.710
اون خشن رفتار میکنه، شجاعت نداره

13:54.710 --> 13:56.120
و توی تصمیم گیری مردده

13:56.120 --> 13:58.120
و نمیتونه روی مسائل مهم و حساس تمرکز کنه

13:58.870 --> 14:00.870
فعلا باید اینو ازش مخفی کنیم

14:01.870 --> 14:03.130
من حواسم بهش هست

14:12.510 --> 14:14.370
میدونم واقعا به یون وان اهمیت میدی

14:14.630 --> 14:16.000
کافیه از راهب‌ها بخوایم
چند روز دیگه سوترا بخونن

14:16.000 --> 14:17.230
تا به روحش کمک کنن ارامش پیدا کنه

14:17.230 --> 14:18.960
ولی تو حمومش کردی، موهاش رو شونه کردی
لباس‌هاش رو عوض کردی

14:18.960 --> 14:20.120
و حتی بعدش شخصا تا بیرون همراهیش کردی

14:20.120 --> 14:21.720
و این یه سنت شکنی بزرگه

14:22.000 --> 14:24.060
مادربزرگ به خاطر این خیلی عصبی شد

14:24.390 --> 14:25.080
اولا

14:25.080 --> 14:26.680
طبق اصول خاندانمون

14:26.680 --> 14:28.920
زن‌ها به مسائل مربوط به تولد و مردها به مسائل
مربوط به خاکسپاری رسیدگی میکنن

14:28.920 --> 14:30.440
فرقی نمیکنه چقدر با کسی صمیمی باشی

14:30.440 --> 14:31.150
مردها باید به

14:31.150 --> 14:32.630
امور مربوط به خاکسپاری رسیدگی کنن

14:33.360 --> 14:34.750
اگه با شخصا رسیدگی کردن به امور خاکسپاری

14:34.750 --> 14:37.680
خودتو درگیر بداقبالی کنی
اونوقت ما چیکار کنیم؟

14:38.830 --> 14:39.510
دوما

14:40.240 --> 14:41.870
وضعیت یون وان از قبل هم ناجور بود

14:41.870 --> 14:42.910
توی شهر لین جی

14:42.910 --> 14:45.110
کسی به اسم بانوی جوان یون وان
وجود نداشت

14:45.780 --> 14:48.140
مادربزرگ دلیل خوبی داشت که
مراسم خاکسپاری رو برگزار نکرد

14:48.140 --> 14:49.140
ولی تو با این کارت

14:49.630 --> 14:51.600
به مردم یه دلیل برای
شایعه درست کردن جلوی مادربزرگ

14:51.600 --> 14:52.930
و عیب تراشی دادی

14:55.670 --> 14:57.070
من از شایعه نمیترسم

14:57.670 --> 15:00.550
و یون وان با حضور خاندان رونگ توی
مراسم خاکسپاری مخالفتی نداشت

15:00.550 --> 15:01.600
وقتی به دنیا اومد

15:02.440 --> 15:03.900
اولین کسی که بغلش کرد من بودم

15:04.670 --> 15:05.870
و وقتی از دنیا رفت

15:06.870 --> 15:09.150
همین که تونستم تنهایی بدرقه‌اش کنم
کافی بود

15:09.150 --> 15:10.750
وان وان عاشق رنگ‌های روشن بود

15:12.000 --> 15:12.960
برام یه پارچه نو بیار

15:12.960 --> 15:14.560
براش یه لباس زرد کمرنگ درست میکنم

15:25.790 --> 15:26.510
بانوی جوان ارشد

15:27.440 --> 15:29.170
ما هنوزم فامیلیم

15:29.510 --> 15:31.030
هر چقدرم که حرف‌هامون تلخ باشن

15:31.030 --> 15:32.830
نمیتونیم وان وان رو از قلبمون بیرون کنیم

15:33.030 --> 15:34.440
حتی اگه تو چیزی نگی

15:34.440 --> 15:36.720
ما بازم باید بیایم و ادای احترام کنیم

15:36.720 --> 15:38.460
قبل از دفن کردن وان وان

15:38.460 --> 15:39.580
چند روز نگهش میدارن؟

15:39.910 --> 15:41.840
کمکی ازمون برمیاد؟

15:42.080 --> 15:44.480
با اینکه درست نیست ما مراسم
خاکسپاری رو برگزار کنیم

15:44.480 --> 15:46.240
ولی بازم باید بیایم و ببینیمش

15:46.240 --> 15:48.630
مراسم خاکسپاری فردا ساعت 2 نیمه شبه

15:48.630 --> 15:50.160
ساعت 4 صبح قبر رو میکنن

15:51.000 --> 15:53.120
و حدود ساعت 7:45 صبح دفن میشه

15:53.120 --> 15:53.840
اینقدر زود؟

15:54.600 --> 15:56.610
بانوی جوان ارشد در این مورد
با طالع بین مشورت کرده

15:56.610 --> 15:57.930
یون وان مرگ غم انگیزی داشته

15:57.930 --> 15:59.350
برای همین باید ظرف 7 روز دفن بشه

15:59.350 --> 16:00.550
و نمیتونه وارد ارامگاه خاندان بشه

16:00.550 --> 16:02.480
تا اجداد خاندانمون رو ازرده خاطر نکنه

16:02.480 --> 16:03.200
خودم شخصا به همه امور

16:03.200 --> 16:04.910
مربوط به خاکسپاری یون وان رسیدگی میکنم

16:04.910 --> 16:06.440
لازم نیست غریبه‌ها نگران این موضوع باشن

16:06.440 --> 16:07.240
لطفا برین

16:08.670 --> 16:09.330
غریبه‌ها؟

16:10.200 --> 16:11.550
نکنه من دیگه عضو شاخه اصلی
خاندان نیستم؟

16:11.550 --> 16:12.870
دیگه خواهرِ وان وان نیستم؟

16:12.870 --> 16:13.840
تو داری همه کارهای خاکسپاری رو به عهده میگیری

16:13.840 --> 16:14.960
و اصلا نمیذاری ما کمک کنیم

16:14.960 --> 16:16.690
چطور جرئت میکنی اینقدر سلطه‌گر باشی؟

16:18.390 --> 16:19.600
تو خواهرشی؟

16:23.040 --> 16:24.370
لیاقتشو نداری

16:34.320 --> 16:35.720
بانوی جوان ارشد دستور داده

16:35.960 --> 16:36.960
فردا ساعت 2 نیمه شب

16:36.960 --> 16:38.750
همه بانوان جوان باید از اینجا دوری کنن

16:38.750 --> 16:40.150
تا درگیر بداقبالی نشن

16:40.150 --> 16:42.080
و به سنت‌های خانم بزرگ رونگ توهین نکنن

16:45.870 --> 16:47.270
اگه نمیخوای من بدرقه‌اش کنم، خب باشه

16:47.270 --> 16:48.320
فکر کردی برام مهمه؟

16:49.240 --> 16:50.720
تنهایی برو اون دختر مرده رو دفن کن

16:50.720 --> 16:52.000
و هیچوقت برنگرد

16:57.360 --> 16:58.030
یون یین

16:58.470 --> 17:00.470
یون یین وایسا منم بیام-
بانو یون یین-

17:01.225 --> 17:40.025
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

17:40.550 --> 17:41.610
همتون شنیدین؟

17:41.900 --> 17:44.510
خاندان رونگ درگیر یه پرونده قتلن

17:45.750 --> 17:47.400
همه میگن بانوی جوان رونگ

17:47.400 --> 17:48.400
یه استخوان چای دروغینه

17:48.830 --> 17:50.440
اون با معشوقش توطئه کرده

17:50.500 --> 17:53.100
و استخوان چای واقعی خاندان رونگ رو کشته

17:53.200 --> 17:54.200
اینا مزخرفه

17:54.510 --> 17:55.750
هممون شاهد

17:55.750 --> 17:57.000
استعداد بانوی جوان رونگ بودیم

17:57.320 --> 17:58.550
وقتی چای توی پایتخت قیمت خیلی بالایی داشت

17:58.550 --> 18:00.360
اون چای رو با دست دم کرد

18:00.360 --> 18:01.830
و خیلی از مزارع چای

18:01.830 --> 18:02.960
رونقشون رو مدیون سخاوت اون بودن

18:02.960 --> 18:04.220
چطور ممکنه این دروغ باشه؟

18:04.480 --> 18:05.740
خب، گفتنش سخته

18:06.510 --> 18:08.970
از مدیر چایخونه هوانگ شنیدم

18:09.000 --> 18:10.510
که خیلی وقته سر اینکه کی استخوان چای واقعیه

18:10.510 --> 18:12.270
و کی جعلیه بحث هست

18:12.270 --> 18:13.920
توی اون مراسم اجدادی چای

18:13.920 --> 18:14.680
دو نفر

18:14.680 --> 18:15.880
سر اینکه کی استخوان چای واقعیه

18:15.880 --> 18:17.000
و کی جعلیه یه بحث حسابی داشتن

18:17.000 --> 18:17.720
واقعا؟

18:17.960 --> 18:18.790
بیشتر برامون بگو

18:18.960 --> 18:20.240
اره بهمون بگو-
اره-

18:20.240 --> 18:21.500
بذارین اروم بهتون بگم

18:22.200 --> 18:24.510
...روز مراسم اجدادی چای

18:24.510 --> 18:25.710
قربان اون اومد

18:27.890 --> 18:28.410
قربان

18:33.440 --> 18:33.960
قربان

18:35.000 --> 18:36.030
هه شینگ‌مینگ از یه خاندان معتبره

18:36.030 --> 18:37.550
و نمیشه راحت باهاش کاری کرد

18:37.550 --> 18:38.590
بقیه افراد رو به عدلیه بردیم

18:38.590 --> 18:39.850
و موقتا بازداشتشون کردن

18:39.850 --> 18:40.910
طبق دستورتون

18:40.920 --> 18:42.720
بای یینگ‌شنگ رو جداگونه بازداشت کردیم

18:42.720 --> 18:44.520
و بقیه رو گذاشتیم کنار هم

18:44.960 --> 18:45.820
یه جاسوس بینشون قرار دادیم

18:46.110 --> 18:47.960
تا ببینیم کسی سعی میکنه
داستان‌هاشون رو هماهنگ کنه یا نه

18:47.960 --> 18:48.750
ولی هوا آر

18:48.960 --> 18:49.550
اصرار داره که

18:49.550 --> 18:51.310
فقط حرف‌های معمولی رو شنیده

18:51.310 --> 18:53.550
و مدام ناله میکنه که بهش ظلم شده

18:53.550 --> 18:55.400
خدمتکارهای خاندان‌های نجیب زاده

18:55.400 --> 18:56.400
خیلی حقه بازن

18:56.790 --> 18:58.400
فرقی نمیکنه چقدر شکنجه بشن

18:58.400 --> 18:59.660
بازم نقش کر و لال‌ها رو بازی میکنن

18:59.920 --> 19:01.380
و حاضر نمیشن چیزی بگن

19:01.790 --> 19:03.130
از وقتی وارد خاندان رونگ شدم

19:03.130 --> 19:04.510
و یه خبرچین کنارم گذاشتن

19:04.510 --> 19:06.640
فهمیدم که اونا چقدر قدرتمندن

19:06.640 --> 19:08.590
وقتی ارباب‌ها دارن مقام
و پیشینه‌شون رو به رخ میکشن

19:08.590 --> 19:10.640
خدمتکارها توی تاریکی گرفتار
عهد و پیمان‌هایی‌ان که بستن

19:10.640 --> 19:11.970
و تیزترین گوش‌ها رو دارن

19:12.670 --> 19:14.200
کمتر رازی توی عمارت

19:14.480 --> 19:16.270
از زیر دستشون درمیره

19:17.200 --> 19:18.120
باید یه راهی پیدا کنم

19:18.120 --> 19:20.180
تا این سکوتشون که عین صدف بسته
است رو باز کنم

19:20.510 --> 19:21.110
ولی چطور؟

19:36.110 --> 19:38.310
ارباب جوان، چیکار میکنین؟

19:43.350 --> 19:44.020
جون دای

19:44.720 --> 19:46.480
هر روز حدود ساعت 4 بعد از ظهر غیبت میزنه

19:46.480 --> 19:49.010
به بانوی جوان رونگ پیغام میدی، درسته؟

19:50.020 --> 19:51.680
درموردم دچار سوءتفاهم شدین ارباب جوان

19:51.750 --> 19:52.750
چطور جرئت کنم؟

19:53.650 --> 19:55.220
تو خدمتکار خاندان رونگی

19:55.220 --> 19:56.110
اینکه از بانوی جوان رونگ

19:56.110 --> 19:57.310
دستور بگیری کاملا منطقیه

19:57.350 --> 19:58.350
سرزنشت نمیکنم

19:59.320 --> 20:01.050
ولی باید یه چیزی ازت بپرسم

20:01.320 --> 20:02.920
من برای بانوی جوان رونگ

20:03.940 --> 20:04.830
کی‌ام؟

20:08.200 --> 20:09.880
اولش وقتی به خاندان رونگ اومدین

20:09.880 --> 20:10.680
بانوی جوان رونگ

20:10.680 --> 20:11.790
درمورد محل اقامتتون

20:11.790 --> 20:12.960
کسایی که هر روز می‌دیدین

20:12.960 --> 20:14.240
و هر چیزی که میگفتین
میپرسیدن

20:14.240 --> 20:16.640
با گذشت زمان کمتر این چیزها رو پرسیدن

20:16.920 --> 20:17.960
ولی از ماه پیش

20:17.960 --> 20:18.920
بانوی جوان رونگ

20:18.920 --> 20:19.640
دوباره زیاد احضارم کردن

20:19.640 --> 20:21.750
و فقط ازم می‌پرسیدن که
داروهاتون رو سر وقت مصرف میکنین یا نه

20:21.750 --> 20:23.070
زخم‌های قدیمیتون خوب شدن

20:23.070 --> 20:24.160
غذاها باب میلتونن

20:24.160 --> 20:25.130
و اروم میخوابین یا نه

20:25.130 --> 20:26.000
غیر از این چیز دیگه‌‌ای نپرسیدن

20:27.830 --> 20:29.200
با توجه زیادی که بانوی جوان رونگ بهتون دارن

20:29.200 --> 20:31.000
بدون پرسیدن هم موقعیت شما واضحه

20:31.000 --> 20:32.800
تا وقتی یه ذره عقل توی کله‌ام باشه

20:33.000 --> 20:34.860
جرئت نمیکنم نسنجیده چیزی بگم

20:37.110 --> 20:37.710
واقعا؟

20:40.080 --> 20:41.240
نکنه ازم میخواین براتون

20:41.240 --> 20:42.870
کاری انجام بدم ارباب جوان؟

20:42.870 --> 20:44.540
ازت میخوام یه کاری بکنی

20:44.540 --> 20:46.200
ولی مربوط به پرونده قتله

20:46.620 --> 20:47.940
کسایی که تازگی دیدم

20:48.290 --> 20:49.150
چیزایی که گفتم

20:49.150 --> 20:50.540
و کارهایی که ازت خواستم انجام بدی

20:50.540 --> 20:51.310
درمورد هیچ کدومشون نباید

20:51.310 --> 20:52.710
بانوی جوان رونگ چیزی بفهمه

20:53.030 --> 20:54.510
جرئت میکنی به این دستور عمل کنی؟

20:54.510 --> 20:56.350
من کنار شما خدمت کردم

20:56.440 --> 20:58.070
و خیلی وقته که از هوش بی نظیر

20:58.070 --> 20:58.920
و مهارت‌های فوق‌العاده‌تون خبر دارم، ارباب جوان

20:58.920 --> 21:00.640
مقدر شده شما انسان بزرگی بشین

21:00.640 --> 21:02.230
حقه‌های کوچیک من

21:02.470 --> 21:04.000
از نگاه تیزبینتون دور نمیمونه

21:05.830 --> 21:07.400
من پیشینه حقیری دارم

21:07.720 --> 21:10.000
و توی خاندان رونگ
چیزی جز یه خدمتکار حقیر نیستم

21:10.090 --> 21:12.160
اگه با تقدیرتون بهم عزت بدین

21:12.160 --> 21:13.750
حاضرم صادقانه بهتون خدمت کنم

21:13.750 --> 21:16.150
و اینده بهتری رو هم برای خودم تضمین کنم

21:18.100 --> 21:19.470
بیا بلند شو

21:22.590 --> 21:23.000
بشین

21:23.000 --> 21:23.460
...این

21:24.090 --> 21:26.020
وقتی بهت میگم بشین، بشین دیگه

21:28.530 --> 21:32.480
این بار دیگه از طرف بانوی جوان رونگ
منو زیر نظر نمیگیری؟

21:32.790 --> 21:33.750
ولی شما و بانوی جوان رونگ

21:33.750 --> 21:35.110
دیر یا زود خانواده میشین

21:35.110 --> 21:36.400
پس وفاداری من به شما

21:36.510 --> 21:38.240
وفاداری به بانوی جوان رونگ هم هست

21:38.510 --> 21:39.310
از حالا به بعد

21:39.830 --> 21:41.720
هر چی که نباید بگم رو نمیگم

21:41.720 --> 21:43.070
و چیزی که نباید بپرسم رو نمیپرسم

21:43.070 --> 21:45.160
و فقط طبق دستور شما عمل میکنم ارباب جوان

21:45.160 --> 21:45.720
خوبه

21:46.340 --> 21:48.540
دستور میدم چند روزی رو توی زندون بگذرونی

21:54.940 --> 21:57.070
دو روزه اینجا زندانی شدیم

21:57.110 --> 21:58.920
ارباب کی به پرونده ما رسیدگی میکنه؟

21:59.750 --> 22:00.480
داره میاد

22:00.500 --> 22:01.220
ارباب سای

22:01.510 --> 22:02.830
ارباب سای ما افراد بیگناهی هستیم

22:02.830 --> 22:04.070
که صادقانه برای ارباب‌هامون کار میکنیم

22:04.070 --> 22:06.130
خواهش میکنم ما رو به اشتباه محکوم نکنین

22:08.440 --> 22:09.640
اینجا چه خبره؟

22:11.350 --> 22:12.760
مگه تو همونی نیستی که

22:12.760 --> 22:13.560
دنبال ارباب لو میری اینور اونور؟

22:13.770 --> 22:15.370
چطور اخر و عاقبت تو هم به اینجا کشیده؟

22:15.960 --> 22:17.750
پشتت ضربه خورده و
درب و داغون شده

22:17.750 --> 22:18.840
خیلی بیچاره‌ای

22:19.910 --> 22:21.170
ارباب درمورد چی بازجویی میکرد؟

22:21.170 --> 22:21.880
اره درسته

22:21.880 --> 22:23.280
من از کدوم جهنمی بدونم؟

22:23.790 --> 22:25.720
بدون هیچ دلیلی انداختنم اینجا

22:25.880 --> 22:26.880
امروز ازم بازجویی کردن

22:26.880 --> 22:28.310
و فردا نوبت شماست

22:28.310 --> 22:30.880
پاییز که برسه هیچ کدوم از شما ملخ‌ها
از زیر تقدیرتون درنمیرین

22:30.880 --> 22:31.510
فقط صبر کنین

22:33.960 --> 22:34.920
دیگه غروب شده

22:34.920 --> 22:35.960
ولی هنوز غذا رو تحویل ندادن

22:35.960 --> 22:37.260
میخواین بذارین ارباب جوان من
گرسنگی بکشه؟

22:37.260 --> 22:38.070
...خب شما

22:38.400 --> 22:39.440
داریم غذا درست میکنیم

22:39.440 --> 22:40.550
زود براتون میارمش

22:40.550 --> 22:41.440
کارهای دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم

22:41.440 --> 22:41.930
ولم کن

22:42.620 --> 22:43.750
شی شین-
نرو-

22:44.830 --> 22:45.430
بذار بره

22:45.720 --> 22:46.520
ارباب جوان

22:49.300 --> 22:50.060
برو. برو

22:55.110 --> 22:56.110
من اینجا یه چیزی دارم

22:56.110 --> 22:57.110
فعلا اینو بگیر

23:01.030 --> 23:02.450
عمارت شین فانگ کمبود خدمتکار داره

23:02.450 --> 23:04.380
یه جورایی داره باعث دردسر میشه

23:04.850 --> 23:06.120
پیشکار چنگ از قبل ترتیب استخدام
افراد جدید رو داده

23:06.120 --> 23:07.580
افراد ماهر منتقل میشن

23:07.580 --> 23:08.990
صادقانه ازت میخوام درک
و چشم پوشی کنی

23:08.990 --> 23:09.790
مشکلی نیست

23:10.640 --> 23:11.770
فقط امیدوارم ارباب لانگ

23:12.070 --> 23:13.600
بتونه زود حقیقت رو افشا کنه

23:20.820 --> 23:22.450
ارباب جوان، گول حرف‌هاش رو نخورین

23:22.450 --> 23:23.920
اون شخصا براتون غذا اورد

23:23.920 --> 23:25.520
و یه جوری رفتار میکنه که انگار صاحب اینجاست

23:25.520 --> 23:27.640
چه نیت خوبی میتونه داشته باشه؟

23:27.640 --> 23:27.960
این جعبه غذا که

23:27.960 --> 23:29.350
طرح ققنوس طلایی و
گل صد تومانی داره رو هم

23:29.350 --> 23:30.440
قبلا دیدم

23:30.440 --> 23:32.120
مال حیاط هوا لینه

23:32.120 --> 23:33.200
بانوی جوان ارشد رونگ نگران بود که نکنه
اون از گرسنگی بمیره

23:33.200 --> 23:34.590
برای همین یه نفر رو فرستاده
براش غذا ببره

23:34.590 --> 23:35.510
اون عمدا اومده پیش شما که

23:35.510 --> 23:36.440
فقط خودنمایی کنه

23:36.790 --> 23:38.030
اینو میدونستی و بازم قبول کردی؟

23:38.030 --> 23:38.550
اره

23:39.720 --> 23:41.030
ارباب جوان، بعد از اینکه غذاتون رو میل کردین

23:41.030 --> 23:43.640
میتونین خودتون جعبه غذا رو
به حیاط هوالین برگردونین

23:43.640 --> 23:45.110
بانوی جوان ارشد رونگ تازه عزیزش رو
از دست داده

23:45.110 --> 23:46.350
پس حتما دلش شکسته

23:46.350 --> 23:48.410
ارباب جوان برین بهش تسلی بدین

23:48.550 --> 23:49.920
اونوقت می‌تونیم به اون فشار بیاریم

23:49.920 --> 23:52.320
و کاری کنیم هم جنگ رو ببازه
و هم رقابت رو

23:52.840 --> 23:54.170
چه چشم‌های تیز

23:54.350 --> 23:55.550
و ذهن روشنی داری

23:55.880 --> 23:57.270
چطور نفهمیدی که

23:57.270 --> 23:59.130
خبری از کسی که کنارش بود نیست؟

24:00.750 --> 24:02.150
مگه همه خدمتکارهای

24:02.510 --> 24:04.440
عمارت شین فانگ رو دستگیر نکردن؟

24:09.750 --> 24:11.180
کی آزادمون میکنن؟

24:11.180 --> 24:12.310
زندانی رو بیارین

24:12.560 --> 24:13.620
یه نفر داره میاد

24:25.350 --> 24:25.920
بلند شو

24:26.240 --> 24:27.770
ارباب میخواد ازت بازجویی کنه

24:29.380 --> 24:31.280
هنوز زخم‌های روی کمرم خوب نشدن

24:31.280 --> 24:32.040
چرا دوباره من؟

24:32.800 --> 24:34.160
قبلا همه چی رو بهتون گفتم

24:34.160 --> 24:35.590
میشه بعد از بازجویی آزادم کنین؟

24:35.590 --> 24:36.320
آزادت کنیم؟

24:39.310 --> 24:40.970
این یه پرونده قتل مهمه

24:41.270 --> 24:42.750
تا وقتی مجرم اصلی دستگیر نشه

24:42.750 --> 24:44.210
ارباب نمیتونه پرونده رو ببنده

24:44.880 --> 24:46.740
اگه این پرونده یه سال یا بیشتر طول بکشه

24:46.920 --> 24:48.720
حتی ارباب ما هم زیر سوال میره

24:49.110 --> 24:50.070
اونوقت

24:50.680 --> 24:52.000
همتون

24:52.640 --> 24:54.360
اینجا میپوسین

24:56.240 --> 24:57.110
رحم کنین قربان

24:57.110 --> 24:58.240
رحم کنین قربان

24:58.400 --> 24:59.750
ما هیچی نمیدونیم

24:59.750 --> 25:00.270
قربان

25:00.790 --> 25:01.400
قربان

25:01.430 --> 25:03.080
بهمون ظلم شده قربان

25:04.620 --> 25:05.820
میخوای بری بیرون؟

25:08.750 --> 25:10.480
مبلغی که دیروز بهت گفتم رو یادته؟

25:10.480 --> 25:11.810
منظورت چیه؟

25:12.200 --> 25:13.200
حتی اگه بذاریم روی ترازو و وزنم کنی

25:13.200 --> 25:14.550
و بنویسی من فروشیم

25:14.550 --> 25:16.550
بازم نمیتونم 20 تیل رو جور کنم

25:16.550 --> 25:18.010
ببین چقدر خسیسی

25:18.160 --> 25:19.830
من که پولت رو بیخودی نمیگیرم

25:19.830 --> 25:21.550
میدونی توی این عدلیه
از بالا گرفته تا پایین

25:22.010 --> 25:23.530
زندانبان‌ها، نگهبان‌ها

25:23.590 --> 25:24.680
مشاورها، محافظ‌ها

25:24.680 --> 25:26.340
کیه که رشوه لازم نداشته باشه؟

25:26.480 --> 25:27.640
چطور میشه کسی رو

25:28.510 --> 25:31.170
زنده ازاد کرد
اونم جوری که انگار هیچی نشده؟

25:31.880 --> 25:32.960
حتما داری شوخی میکنی

25:33.480 --> 25:35.580
ما نه کسی رو کشتیم
نه عمدا اتیش به پا کردیم

25:35.580 --> 25:37.180
اگه ارباب نتونه مدرک پیدا کنه

25:37.310 --> 25:39.030
دیر یا زود مجبور میشه آزادمون کنه

25:39.030 --> 25:40.820
میدونی عدلیه چه جور جاییه؟

25:40.820 --> 25:42.130
همینطور بازجویی میشین

25:42.130 --> 25:42.990
و سه تا پنج ماه زندانی میمونین

25:42.990 --> 25:44.120
همیشه از این اتفاق‌ها میفته

25:44.640 --> 25:46.550
اسم همه شاهدها باید ثبت بشه

25:46.550 --> 25:48.080
و وقتی اینطور بشه

25:48.750 --> 25:50.150
حتی اگه خود خدا هم بیاد

25:50.790 --> 25:52.520
جرئت نمیکنیم بی دلیل ازادتون کنیم

25:52.520 --> 25:53.720
میای یا نه؟

25:56.640 --> 25:58.040
بیا اونو ببر بیرون

25:58.720 --> 26:00.030
قربان بهم ظلم شده-
بلند شو-

26:00.030 --> 26:01.790
قربان! من بی‌گناهم! قربان

26:02.000 --> 26:02.830
افسر

26:03.070 --> 26:03.880
من 20 تیل دارم

26:03.880 --> 26:04.960
بذار برم بیرون

26:08.920 --> 26:10.380
چرا داد میزنی؟

26:11.200 --> 26:12.470
چند بار بهت گفتم

26:12.470 --> 26:13.530
محتاط‌تر باشی؟

26:13.930 --> 26:15.350
ولی بازم خیلی بی ملاحظه‌ای

26:15.350 --> 26:15.880
اگه این قضیه

26:15.880 --> 26:16.860
به گوش ارباب برسه

26:16.860 --> 26:18.320
توی بد دردسری میفتی

26:19.400 --> 26:21.730
ماه دیگه ضیافت تولد اربابه

26:22.030 --> 26:23.110
هنوز پول گروه نمایش

26:23.110 --> 26:24.240
جور نشده

26:24.240 --> 26:25.070
دریاچه کوچیک توی باغ پشتی

26:25.070 --> 26:26.550
هنوز به یه صخره دریاچه تای نیاز داره

26:26.550 --> 26:27.480
مگه ما فقط نمیخوایم

26:27.480 --> 26:28.680
وفاداریمون رو نشون بدیم؟

26:33.920 --> 26:34.590
افسر

26:34.680 --> 26:35.720
من واقعا پول دارم

26:35.720 --> 26:36.960
بذارین برم

26:37.350 --> 26:38.480
شاهد مهمی هستی

26:38.790 --> 26:39.680
چهل تیل

26:44.880 --> 26:46.340
تو بیست تیل داری؟

26:46.400 --> 26:48.030
اگه همه درآمد یه سالم رو بهشون بدم

26:48.030 --> 26:48.880
چی میتونم ببرم خونه

26:48.880 --> 26:50.230
تا مادر و خواهر و برادرهام
بتونن روزگارشون رو بگذرونن؟

26:50.230 --> 26:51.490
خانوادم چی میتونن بخورن؟

26:51.680 --> 26:52.880
نه ندارم

26:53.030 --> 26:55.630
حتی اگه تا ابد زندانیم کنن هم
من پول ندارم

27:21.990 --> 27:22.680
بیا اینجا

27:27.980 --> 27:28.910
بیا نزدیک تر

27:29.200 --> 27:31.400
میخوام یه چیز مهم بهت بگم

27:31.680 --> 27:32.640
بیا اینجا

27:35.240 --> 27:36.440
میخوای بری بیرون؟

27:36.750 --> 27:37.350
آره

27:42.030 --> 27:43.090
چه خبره؟

27:52.000 --> 27:53.060
داری چیکار میکنی؟

27:57.190 --> 27:58.850
این روش واقعا جواب میده؟

27:59.010 --> 28:00.510
اوضاع اونقدر جدی شده

28:00.510 --> 28:02.070
که خاندان رونگ مدام بهمون
فشار میارن آزادشون کنیم

28:02.070 --> 28:03.270
اگه بازم هیچ مدرک محکمی نداشته باشیم

28:03.270 --> 28:04.270
حتی جلوی بخشدار هم

28:04.270 --> 28:05.880
نمیتونم هیچ توضیحی بدم

28:05.880 --> 28:06.816
نگران نباش

28:07.240 --> 28:08.440
مسئله فوریه

28:08.440 --> 28:09.770
چطور ممکنه مضطرب نباشم؟

28:09.920 --> 28:11.310
توضیحتون مبهمه

28:11.310 --> 28:11.880
واقعا نمیدونم

28:11.880 --> 28:13.340
چطور میخواین اونا رو بگیرین

28:13.740 --> 28:15.870
این چای خیلی تند و تلخه

28:16.090 --> 28:16.550
خوب نیست

28:16.550 --> 28:17.110
اصلا

28:17.110 --> 28:18.070
به حرفم گوش میدین؟

28:19.410 --> 28:20.210
ارباب جوان

28:21.160 --> 28:22.440
همشون رو گیر انداختم

28:22.680 --> 28:24.010
واقعا گیرشون انداختی؟

28:24.940 --> 28:25.740
بیارینشون داخل

28:28.160 --> 28:28.720
زانو بزنین

28:30.600 --> 28:32.910
ارباب ماموریت رو با موفقیت تموم کردم

28:32.910 --> 28:33.960
ارباب جوان، شما بهم دستور دادین

28:33.960 --> 28:34.880
با این افسرها همکاری کنم

28:34.880 --> 28:35.640
تا با هم یه تله بذاریم

28:35.640 --> 28:37.400
و طبق انتظارمون "هوا" طعمه رو گرفت

28:37.400 --> 28:38.680
اون داوطلبانه 20 تیل پیشنهاد داد

28:38.680 --> 28:41.280
تا زود از عدلیه فرار کنه

28:44.340 --> 28:45.960
یه خدمتکار دون‌پایه از خاندان رونگ

28:45.960 --> 28:47.560
بعد از یه سال کامل کار سخت

28:47.590 --> 28:49.390
بیشتر از 20 تیل بدست نمیاره

28:49.580 --> 28:50.610
بعد از غذا و لباس و خرج‌های روزانه

28:50.610 --> 28:51.580
تقریبا هیچی نمیمونه

28:51.580 --> 28:53.640
مخصوصا برای این خدمتکارهای جوان

28:53.810 --> 28:55.840
که بیشتر اوقات برای نوشیدن
و قمار دور هم جمع میشن

28:55.840 --> 28:57.610
اونا اصلا پول زیادی ندارن

28:57.610 --> 28:58.510
عدلیه نمیتونه از پس هزینه نگهداری

28:58.510 --> 28:59.600
این همه ادم بیکار بربیاد

28:59.600 --> 29:01.180
دیر یا زود ازادشون میکردن

29:01.180 --> 29:03.220
اگه اون اینقدر مشتاقه که 20 تیل بده

29:03.240 --> 29:06.440
حتما یه چیزی برای مخفی کردن داره
و به شدت دنبال فراره

29:06.520 --> 29:08.410
زخم روی گردنش رو ببین

29:08.780 --> 29:09.920
این کار هه سیه؟

29:10.120 --> 29:11.670
ارباب این پست فطرت

29:11.690 --> 29:12.640
کوزه آب رو شکست

29:12.640 --> 29:13.620
و تیکه‌هاش رو توی دستش قایم کرد

29:13.620 --> 29:15.480
و مصمم بود تا ادم بکشه

29:15.740 --> 29:16.330
هوا

29:17.140 --> 29:18.750
بقیه همین الانش هم میخوان جونت رو بگیرن

29:18.750 --> 29:21.010
هنوزم میخوای همینطور سرسخت بمونی؟

29:21.310 --> 29:21.840
بگو

29:22.440 --> 29:24.240
از کجا پول اوردی؟

29:28.680 --> 29:29.160
بگو

29:32.110 --> 29:33.000
اعتراف میکنم

29:36.000 --> 29:37.340
بانو یون وان بدرقه شده

29:37.340 --> 29:38.750
حالا دیگه باید خیالتون راحت باشه بانو

29:38.750 --> 29:40.030
بیاین برگردیم تا سوپ آرام بخش بخورین

29:40.030 --> 29:41.160
و بعدش زود استراحت کنین

29:41.200 --> 29:43.260
باید مراقب خودتون هم باشین

29:46.590 --> 29:48.960
بانوی جوان رونگ، بانوی جوان رونگ

29:50.720 --> 29:52.680
نمیتونین اینطوری منو بگیرین

29:53.110 --> 29:54.720
باید بانوی جوان ارشد رونگ رو ببینم

29:55.440 --> 29:56.240
بانوی جوان رونگ

29:57.270 --> 29:57.920
بانوی جوان رونگ

29:59.270 --> 30:00.520
نجاتم بدین

30:00.550 --> 30:01.790
بهم رحم کنین

30:01.920 --> 30:02.880
...اون شب

30:02.930 --> 30:03.680
اون شب

30:03.680 --> 30:05.400
خدمتکارهای مطبخ داشتن دعوا میکردن

30:05.400 --> 30:07.440
شیو چیونگ گفت میخواد یه نگاهی بندازه

30:07.440 --> 30:09.160
برای همین ازم خواست یه لحظه
حواسم به همه چی باشه

30:09.160 --> 30:10.030
ولی نمیدونم چی شد که

30:10.030 --> 30:12.200
بانو یون وان یهو به شدت آشفته شدن

30:12.200 --> 30:13.480
سوپ لانه پرنده رو ریختن

30:13.480 --> 30:14.560
و همه لباس‌هاشون خیس شدن

30:14.560 --> 30:16.270
میخواستم لباس تمیز پیدا کنم

30:16.270 --> 30:17.600
تا کمکشون کنم لباس‌هاشون رو عوض کنن

30:18.590 --> 30:19.350
بانوی جوان

30:22.160 --> 30:23.560
خانم بزرگ توی خیابون پیدام کردن

30:23.640 --> 30:25.590
و منو پذیرفتن

30:25.880 --> 30:28.440
از وقتی 6 سالم بود
کنارتون بودم

30:28.720 --> 30:31.550
خواهش میکنم همه این سال‌هایی
که مراقبتون بودم رو در نظر بگیرین

30:31.550 --> 30:33.110
و بهم رحم کنین

30:33.270 --> 30:34.590
بهم رحم کنین

30:35.000 --> 30:36.480
بهم رحم کنین

30:38.480 --> 30:39.350
شیو چیونگ

30:39.640 --> 30:40.550
شیو چیونگ

30:40.550 --> 30:42.110
برام طلب بخشش کن

30:50.640 --> 30:51.200
بانوی جوان

30:51.350 --> 30:53.070
کسی که اون روز از زیر کار در رفت
شیو چیونگ بود

30:53.070 --> 30:54.550
من دارم گناه اونو به گردن میگیرم

30:54.550 --> 30:55.070
بانوی جوان

30:55.070 --> 30:56.720
واقعا تقصیر من نبود

30:57.000 --> 30:57.550
بانوی جوان

30:57.550 --> 30:58.070
خواهش میکنم حس‌هایی که

30:58.070 --> 31:00.270
...توی این سالها با هم پشت سر گذاشتیم رو

31:00.310 --> 31:01.370
حس‌هامون با هم رو؟

31:01.550 --> 31:03.500
بانوی جوان اربابه
و تو یه ندیمه‌ای

31:03.500 --> 31:05.310
تو چه حس مشترکی با بانوی جوان داری؟

31:05.310 --> 31:06.240
اگه خانم بزرگ و بانوی جوان

31:06.240 --> 31:07.100
که اون زمان پذیرفتنت
نبودن

31:07.100 --> 31:08.790
کل خانواده‌ات از گرسنگی مرده بودن

31:08.790 --> 31:09.510
همین که یادت رفته این لطف که

31:09.510 --> 31:11.310
زندگیتون رو نجات داده رو
جبران کنی به قدر کافی بد هست

31:11.310 --> 31:13.810
اونوقت بی‌پروا اومدی دردسر درست کردی
و خودتو کوته‌بین نشون دادی

31:13.810 --> 31:15.350
و به اعتمادشون خیانت کردی

31:15.350 --> 31:17.660
بانوی جوان با چشم‌های خودشون
شاهد تک تک این چیزها بودن

31:17.660 --> 31:19.400
این مدت بانوی جوان ارشد مشغول
رسیدگی به مراسم خاکسپاری بودن

31:19.400 --> 31:20.830
برای همین وقت نکردن
حساب تو رو برسن

31:20.830 --> 31:22.750
ولی به خاطر کارهایی که
دور از چشمشون کردی

31:22.750 --> 31:24.960
حتی صد بار مردنت هم کافی نیست

31:24.960 --> 31:26.560
یکم آبرو برای خودت نگه دار

31:27.070 --> 31:27.870
ببرینش

31:28.160 --> 31:30.240
بانوی جوان اشتباه کردم
الان اینو میفهمم

31:30.240 --> 31:30.830
بانوی جوان

31:30.830 --> 31:31.590
کار بانو یون شی بود

31:31.590 --> 31:32.070
بلند شو

31:32.070 --> 31:32.680
بانو یون شی ازم خواست

31:32.680 --> 31:34.810
بانو یون وان رو به باغ پشتی ببرم

31:34.870 --> 31:37.220
بانوی جوان! بانوی جوان

31:39.480 --> 31:40.980
من از نظر جناب بای دست و پا چلفتی‌ام

31:41.410 --> 31:43.140
و به ندرت ازم میخواد بهش خدمت کنم

31:43.440 --> 31:44.910
برای همین معمولا توی حیاط پشتی کار میکنم

31:44.910 --> 31:46.510
و کارهای تمیز کردن اونجا رو انجام میدم

31:46.920 --> 31:48.120
اون روز، قبل از سپیده دم

31:48.480 --> 31:49.590
اتفاقی دیدم

31:49.590 --> 31:51.320
هه سی که همیشه به جناب هه خدمت میکرد

31:51.750 --> 31:53.410
یواشکی یه چیزی رو سوزوند

31:54.070 --> 31:55.590
قبل از اینکه بتونم چیزی ازش بپرسم

31:55.590 --> 31:56.920
به شدت مضطرب شد

31:57.200 --> 31:58.600
و حتی بهم دو تیل داد

31:58.620 --> 32:00.270
و ازم خواست در این مورد سکوت کنم

32:00.270 --> 32:02.160
من بیشتر و بیشتر مشکوک شدم

32:02.160 --> 32:04.310
برای همین مخفیانه به حیاط برگشتم

32:04.310 --> 32:05.350
با چشم‌های خودم دیدم

32:05.350 --> 32:06.750
که با عجله لباس‌های خونی
و نیمه‌سوخته رو

32:06.750 --> 32:08.060
زیر درخت انگور دفن کرد

32:08.360 --> 32:09.470
بعدا فهمیدم

32:10.440 --> 32:12.240
که جناب یانگ به قتل رسیده

32:13.310 --> 32:15.590
بعد از اون، جناب هه بهم نزدیک شد

32:16.070 --> 32:17.200
و پنجاه تیل بهم داد

32:18.300 --> 32:20.100
و ازم خواست اون حرف‌ها رو بزنم

32:20.350 --> 32:21.880
فقط یه لحظه طمع کردم

32:21.880 --> 32:23.480
قصد آسیب زدن به کسی رو نداشتم

32:23.510 --> 32:25.110
ارباب بهم رحم کنین

32:25.650 --> 32:28.280
اون پنجاه تیل
بهای وجدانت بودن

32:28.550 --> 32:30.750
اون پول‌هایی که گرفتی
از اولش بد بودن

32:30.750 --> 32:33.000
عذاب وجدانت باعث شد که
از رهایی از زندان، ناامید بشی

32:33.000 --> 32:34.750
هه سی میترسید حقیقت رو فاش کنی

32:34.750 --> 32:37.120
نتونست خطر کنه و تصمیم گرفت تو رو بکشه

32:37.120 --> 32:37.760
هه سی

32:38.790 --> 32:40.110
اگه اسم کسی که پشت این ماجراست رو نگی

32:40.110 --> 32:40.790
خودت مسئول قتل

32:40.790 --> 32:42.650
یانگ دینگ چن میشی

32:43.110 --> 32:45.270
میتونی گردنت رو لمس کنی
و از خودت بپرسی

32:45.270 --> 32:48.440
که میتونی مجازات جدا شدن سر از تن
رو تحمل کنی؟

32:51.310 --> 32:52.570
کار ارباب جوانم بود

32:56.960 --> 32:59.490
بانوی جوان ارشد، جناب هه بیرونن
و میخوان شما رو ببینن

33:01.810 --> 33:02.480
بذار بیاد تو

33:03.350 --> 33:03.880
چشم

33:21.880 --> 33:22.670
بانوی جوان رونگ

33:23.350 --> 33:25.350
یه مسئله فوری هست که باید بهتون بگم

33:25.400 --> 33:27.460
اگه خصوصی صحبت کنیم بهتره

33:40.270 --> 33:41.550
ارباب جوانم بهم دستور داد

33:41.550 --> 33:43.310
لباس‌های خونی رو بسوزونم

33:43.310 --> 33:44.680
من فقط نصفشون رو سوزوندم

33:44.680 --> 33:46.440
چون می‌ترسیدم که نکنه بعدا منو بکشه

33:46.440 --> 33:48.770
میخواستم برای خودم یه مدرک نگه دارم

33:49.030 --> 33:50.830
برای همین تیکه‌های باقی‌مونده رو

33:51.840 --> 33:53.190
زیر یه درخت دفن کردم

33:56.330 --> 33:57.120
اول به عمارت رونگ برمیگردم

33:57.120 --> 33:59.120
افرادت رو جمع کن و بعدا دنبالم بیا

33:59.390 --> 34:00.320
چرا عجله دارین؟

34:00.930 --> 34:02.110
از در پشتی ببرینش

34:02.110 --> 34:02.960
با احتیاط نگهش دارین

34:02.960 --> 34:04.120
اطاعت قربان خیالتون راحت

34:04.120 --> 34:05.480
فورا افرادم رو جمع کنین

34:05.480 --> 34:07.510
میرم به عمارت رونگ
تا مجرم رو دستگیر کنم

34:07.510 --> 34:08.590
در طی مراسم

34:08.590 --> 34:10.510
ماجرای استخوان چای واقعی و جعلی

34:10.510 --> 34:13.190
باعث بحث‌های زیادی بین مردم عادی شده

34:13.190 --> 34:15.610
تو باید رونگ یون وان رو
خوب تحت نظر قرار میدادی

34:16.030 --> 34:17.400
چطور تونستی بذاری اون

34:17.400 --> 34:19.730
به راحتی توی چنگ قاتل بیفته؟

34:21.960 --> 34:24.159
یا شایدم از قبل نسبت بهش محتاط شدی

34:24.590 --> 34:26.250
و مخفیانه آرزوی مرگش رو کردی

34:27.230 --> 34:29.290
عمدا چشم‌هات رو روی این بستی

34:29.409 --> 34:30.590
و این یه سهل‌انگاری برنامه ریزی شده بوده

34:30.590 --> 34:31.320
هه شینگ مینگ

34:34.920 --> 34:35.719
عصبی شدی؟

34:38.150 --> 34:39.550
قابل درکه

34:41.320 --> 34:43.719
از دوران قدیم، ادم‌ها برای ثروت میمیرن

34:43.730 --> 34:44.989
و پرنده‌ها برای غذا

34:45.440 --> 34:46.790
دو تا برادر ناتنیم هم

34:46.810 --> 34:47.730
از من متنفرن

34:47.900 --> 34:49.100
تا سر حد مرگ ازم متنفرن

34:51.360 --> 34:53.030
تازه اون استخوان چای اصلی بود

34:55.489 --> 34:56.880
و تو جعلی هستی

34:58.550 --> 35:01.080
چطور ممکنه کوهستان دو ببر رو
در خودش جا بده؟

35:01.630 --> 35:05.170
اگه کسی مراقب خودش نباشه
بهشت و زمین نابودش میکنن

35:05.170 --> 35:07.900
خاندان رونگ با خاندان هه فرق میکنه

35:08.280 --> 35:09.880
پیوند بین ما خواهرها

35:10.550 --> 35:12.210
چیزی نیست که تو عجولانه قضاوتش کنی

35:12.550 --> 35:13.550
عجولانه قضاوت کنم؟

35:15.510 --> 35:16.960
اون خواهر خونی تو بود

35:16.960 --> 35:18.620
و از همون شکمی که تو به دنیا اومدی
به دنیا اومده بود

35:19.190 --> 35:20.230
وقتی مرد

35:20.710 --> 35:22.040
با عجله دفنش کردی

35:22.280 --> 35:23.230
و حتی توی ارامگاه خاندان

35:23.230 --> 35:24.670
رونگ هم نذاشتیش

35:24.670 --> 35:26.610
این نشون نمیده که
چقدر احساس گناه میکنی؟

35:29.920 --> 35:31.280
درمورد یانگ هم

35:31.920 --> 35:34.110
حتما یه آتویی چیزی
ازت داشته و

35:34.510 --> 35:35.910
وقتی سعی میکرده باهات اتحاد ازدواج ببنده

35:36.070 --> 35:38.400
مجبورت کرده تسلیم بشی

35:38.760 --> 35:39.550
اینطوری

35:39.550 --> 35:40.510
میشه همه رازها رو

35:40.670 --> 35:42.760
خوب پوشوند

35:43.800 --> 35:44.800
درست میگم؟

35:46.440 --> 35:47.280
رونگ شان بائو

35:48.850 --> 35:49.760
ترسیدی

35:50.110 --> 35:50.670
خفه شو

35:52.670 --> 35:53.550
رونگ شان بائو

36:05.550 --> 36:06.360
رونگ شان بائو

36:08.380 --> 36:10.840
اگه حاضری جلوی یانگ دینگ چن
تسلیم بشی

36:11.190 --> 36:12.110
چرا نمیتونی

36:12.110 --> 36:13.880
غرورت رو بذاری کنار
و بهم التماس کنی؟

36:15.510 --> 36:16.800
اگه التماسم کنی

36:18.000 --> 36:19.400
ظرف 3 روز به همه

36:20.360 --> 36:21.360
شایعات اون بیرون

36:21.510 --> 36:22.880
رسیدگی میشه

36:23.400 --> 36:25.460
نمیذارم نگران چیزی باشی

36:26.160 --> 36:28.330
خاندان رونگ و خاندان هه

36:29.150 --> 36:30.750
از این به بعد یکی میشن

36:31.110 --> 36:33.110
همه باغ‌های چای جنوب

36:33.360 --> 36:34.670
و همینطور اون مسیر دریایی

36:36.000 --> 36:37.260
به چنگ ما میفتن

36:37.330 --> 36:37.960
برو بیرون

36:42.960 --> 36:44.760
من حساب تک تک حرکات رو دارم

36:44.760 --> 36:46.280
و دقیق برنامه ریزی کردم

36:46.280 --> 36:47.670
ولی اینا همش به خاطر توئه

36:49.000 --> 36:50.030
به خاطر منه؟

36:52.250 --> 36:53.780
تو این کار رو به خاطر منفعتت میکنی

37:00.240 --> 37:01.040
رونگ شان بائو

37:01.880 --> 37:03.230
میدونی که خاندان رونگ و هه

37:03.230 --> 37:04.470
سال‌ها با هم دشمن بودن

37:04.470 --> 37:06.110
تو ازم متنفری و منو حقیر میدونی

37:06.920 --> 37:07.780
و بهم مشکوکی

37:08.800 --> 37:11.330
کاملا میدونم که
نباید و نمیتونم این کار رو بکنم

37:11.840 --> 37:13.400
ولی بازم اومدم

37:15.230 --> 37:17.500
همون سال اولی که
توی جاده چای دیدمت

37:17.840 --> 37:20.040
مدت زیادی یواشکی دنبالت اومدم

37:20.150 --> 37:21.610
مخفیانه قسم خوردم

37:22.590 --> 37:23.670
که کاری میکنم

37:23.670 --> 37:25.600
همه دشمن‌های خونی زندگیت

37:26.550 --> 37:27.960
توی بیابون بپوسن

37:29.180 --> 37:30.780
ولی وقتی با چشم‌های خودم دیدم

37:31.760 --> 37:34.320
که راهزن‌ها و خائن‌ها رو میکشی

37:36.070 --> 37:38.730
و دست‌های زیبات به خون آغشته شدن

37:39.710 --> 37:41.030
برات خوشحال‌تر شدم

37:41.030 --> 37:43.160
و بیش از هر وقت دیگه‌ای
برای موفق شدنم تلاش کردم

37:43.370 --> 37:44.480
طی همه این سال‌ها

37:45.150 --> 37:46.920
باغ‌های چای بی‌شماری رو نجات دادی

37:46.920 --> 37:49.280
و توی قلب کشاورزهای چای
به یه خدا تبدیل شدی

37:49.280 --> 37:50.360
ولی توی این خاندان

37:51.670 --> 37:54.000
همیشه درگیر سوءتفاهم میشی
و بهت تهمت زده میشه

37:54.760 --> 37:55.820
این دلم رو میشکنه

37:57.090 --> 37:58.490
واقعا دلم رو میشکنه

38:11.230 --> 38:12.670
من میتونم سپرت باشم

38:14.300 --> 38:14.960
میتونم تیغه

38:14.960 --> 38:16.220
توی دستت باشم

38:17.150 --> 38:18.400
توی باد و بارون پناهت باشم

38:18.400 --> 38:19.800
توی میدون نبرد میجنگم

38:20.030 --> 38:21.880
حتی اگه بهاش ادم کشتن باشه

38:21.880 --> 38:22.960
این کار رو برات میکنم

38:23.670 --> 38:24.670
میتونم هر کاری بکنم

38:27.010 --> 38:27.800
اگه بانوی جوان رونگ

38:27.800 --> 38:29.330
واقعا به حرف‌هات باور داشته باشه

38:31.440 --> 38:33.340
این کار مثل نگه داشتن یه مار سمی میمونه

38:33.340 --> 38:34.600
و باید مدام مراقب باشه که

38:34.600 --> 38:35.660
نکنه تو بهش حمله کنی

38:37.760 --> 38:39.800
لو فوشنگ، چی داری میگی؟

38:40.280 --> 38:42.010
بانوی جوان رونگ، هه سی اعتراف کرده

38:42.280 --> 38:44.580
جناب هه، جناب یانگ رو کشته

38:45.230 --> 38:47.523
اون حتی محل دفن لباس‌های
خونی رو هم فاش کرده

38:51.190 --> 38:52.650
تو یانگ دینگ چن رو کشتی؟

38:54.420 --> 38:54.970
وایسا

38:55.000 --> 38:56.260
به همشون بگو برن

38:57.150 --> 38:57.800
برین

38:58.320 --> 38:59.120
همتون برین بیرون

39:04.110 --> 39:05.070
تو هم برو بیرون

39:06.840 --> 39:07.590
جناب هه

39:08.320 --> 39:10.670
تو وارث چای هوچیو خاندان هه هستی

39:10.670 --> 39:12.260
چرا آینده‌ات رو با نقشه کشیدن برای

39:12.260 --> 39:14.190
کشتن یانگ دینگ چن نابود میکنی؟

39:16.930 --> 39:18.930
از وقتی بچه بودم
هیچ‌وقت نشده

39:18.930 --> 39:21.060
در نهایت به چیزی که بخوام نرسیده باشم

39:21.320 --> 39:22.630
اگه نخوای با من باشی

39:23.320 --> 39:24.960
ترجیح میدم ببینم تیکه تیکه شدی

39:24.960 --> 39:27.890
تا به یه نفر دیگه یه فرصت برای
بودن باهات بدم

39:33.480 --> 39:35.940
اون شب مخفیانه وارد حجله عروس شدم

39:39.070 --> 39:41.000
اون از قبل یه بیمار در حال مرگ بود

39:41.270 --> 39:42.930
من فقط سفرش به بهشت رو

39:43.270 --> 39:46.290
جلو انداختم و از رنج و عذاب خلاصش کردم

39:46.290 --> 39:47.820
باید ازم ممنون باشه

40:19.170 --> 40:21.030
پس چرا رونگ یون وان رو کشتی؟

40:21.210 --> 40:23.360
یانگ دینگ چن دست از اذیت کردنم برنمیداشت

40:23.360 --> 40:24.560
خیلی ازار دهندست

40:24.920 --> 40:25.960
اون مُرد. خب که چی؟

40:26.360 --> 40:28.890
قرار بود نشه چیزی
درمورد چطور مردنش فهمید

40:28.890 --> 40:30.510
ولی کی میدونست که خواهر احمقت

40:30.510 --> 40:31.480
یهو میاد داخل

40:36.480 --> 40:37.630
(خواهر)

40:40.920 --> 40:42.070
(خواهر)

40:50.530 --> 40:51.490
(خواهر)

40:59.340 --> 41:00.010
(خواهر)

41:11.320 --> 41:13.400
بانوی جوان یون وان؟)
(بانوی جوان یون وان؟

41:14.140 --> 41:14.710
(بانوی جوان یون وان؟)

41:14.710 --> 41:15.710
(یه نفر اینجاست)

41:17.280 --> 41:18.320
(خواهر)

41:18.840 --> 41:20.100
مادر-)
(بانوی جوان یون وان-

41:21.230 --> 41:22.760
(بانوی چوان یون وان، کجایین؟)

41:24.400 --> 41:25.660
(چطور شد اخرش اومدین اینجا؟)

41:26.550 --> 41:28.400
(یه نفر اینجاست! اینجا خون ریخته)

41:28.400 --> 41:29.230
(اینجا جایی نیست)

41:29.230 --> 41:30.000
(که شما پرسه بزنین)

41:30.000 --> 41:30.510
(اگه پیدامون کنن)

41:30.510 --> 41:31.550
(سرزنش میشم)

41:31.590 --> 41:32.030
(زود بریم)

41:33.110 --> 41:33.640
(بریم)

41:34.590 --> 41:35.150
نمیدونستم اون

41:35.150 --> 41:36.550
صورتم رو واضح دیده یا نه

41:36.940 --> 41:38.800
برای اینکه بعدا اوضاع رو خراب نکنه

41:38.800 --> 41:41.130
طبیعتا مجبور بودم این تهدید رو از بین ببرم

41:41.880 --> 41:42.550
شان بائو

41:43.630 --> 41:44.630
این دو نفر

41:44.880 --> 41:46.370
یکیش یه آدم پست بود که بهت چسبیده بود

41:46.370 --> 41:48.340
و اون یکی یه مانع سر راهت بود

41:48.340 --> 41:49.870
و من هر دوشون رو کشتم

41:51.230 --> 41:52.760
باهات خوب رفتار نکردم؟

41:52.880 --> 41:55.110
ترجیح میدم تا ابد ازدواج نکنم تا

41:55.110 --> 41:56.070
خودمو به مردی گره بزنم که

41:56.070 --> 41:56.760
نقشه قتل میکشه

41:56.760 --> 41:58.760
و توی قلبش افکار خیانت داره

41:58.840 --> 42:00.280
پس بیا با هم بمیریم

42:00.710 --> 42:01.280
صبر کن

42:02.890 --> 42:03.710
نمیخوای بدونی

42:03.710 --> 42:04.480
یانگ دینگ چن

42:04.480 --> 42:05.280
چی علیه من داشت؟

42:06.190 --> 42:07.720
گنجینه خاندان رونگ

42:07.880 --> 42:09.610
توی این اتاق مخفی شده

42:09.800 --> 42:11.690
یانگ دینگ چن
یه جوری ازش باخبر شد

42:11.880 --> 42:12.960
و ازش برای اخاذی کردن از من استفاده کرد

42:12.960 --> 42:14.290
و مجبورم کرد باهاش ازدواج کنم

42:14.400 --> 42:15.860
وگرنه به مادربزرگ میگفت

42:16.800 --> 42:18.600
یه راهرو تو اون زیرزمین هست

42:19.070 --> 42:21.130
که به اسکله جنوبی لین جی میرسه

42:21.840 --> 42:23.240
اگه از جونم بگذری

42:23.610 --> 42:24.970
میتونم ببرمت به اسکله

42:25.680 --> 42:27.810
پس بانوی جوان رونگ هم از مرگ میترسه

42:28.630 --> 42:30.750
چطور ممکنه توی این اتاق یه
راهرو وجود داشته باشه؟

42:30.750 --> 42:32.460
نکنه فقط داری وقت تلف میکنی؟

42:32.460 --> 42:34.480
با اینکه بانوی جوان رونگ
مورد علاقه خانم بزرگ رونگه

42:34.480 --> 42:36.370
ولی خاندان رونگ
بیش از یه دختر داره

42:36.370 --> 42:37.800
برای اینکه بقیه به ثروت خاندان دست درازی نکنن

42:37.800 --> 42:39.670
طبیعتا بانوی جوان رونگ
باید از قبل برنامه ریزی کنه

42:39.670 --> 42:40.920
اون از کوهی از طلا محافظت میکنه

42:40.920 --> 42:42.780
پس چطور چند تا گنجینه رو مخفی میکنه؟

42:43.010 --> 42:43.740
ولی جناب هه

42:44.620 --> 42:46.020
باید سریع تصمیم بگیری

42:46.240 --> 42:46.950
اگه بیشتر از این دست دست کنی

42:46.950 --> 42:48.510
به محض اینکه افراد عدلیه برسن

42:48.510 --> 42:50.370
دیگه حتی خدا هم نمیتونه نجاتت بده

42:52.960 --> 42:54.640
من جونم رو به خطر نمیندازم

42:56.360 --> 42:59.160
پایه اون فانوس رو سه بار به راست بچرخون

42:59.250 --> 43:01.380
اونوقت میفهمی که حقیقت رو میگم

43:11.040 --> 43:11.730
جناب هه

43:13.230 --> 43:14.560
باز کردن این ساز و کار

43:14.960 --> 43:16.760
تنها فرصت تو برای زنده موندنه

43:18.520 --> 43:20.120
وقتی بانوی جوان رونگ همراهم باشه

43:20.280 --> 43:22.150
حتی اگه منو به کام مرگ بکشونی

43:22.490 --> 43:25.700
دیگه حتی توی مسیرم به جهنم هم تنها نیستم

43:26.760 --> 43:27.890
بازش کن

43:36.040 --> 43:37.970
زود باشین! برین داخل و قاتل رو دستگیر کنین

43:38.670 --> 43:40.030
بازش کن! زود باش

43:54.357 --> 46:24.357
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

46:26.070 --> 46:28.430
(قوری سفالی بنفش)

46:35.030 --> 46:36.840
قوری‌های سفالی بنفش
نوعی منحصر به فرد از ظروف

46:35.550 --> 46:38.400
این ظرف مقابلمون)
(چیزهای کلیدی دیگه‌ای رو هم در خودش داره

46:36.840 --> 46:38.760
چای سرامیکی دست‌سازن
که اصالتا متعلق به چینن

46:38.760 --> 46:39.590
از خاک رس بنفش ساخته شدن

46:39.590 --> 46:41.630
که یی شینگ در ایالت جیانگ سو
به خاطر اونا شهرت داره

46:41.630 --> 46:43.690
ریشه در سلسله مینگ دارن
و در سلسله چینگ شکوفا شدن

46:43.690 --> 46:46.480
به خاطر رنگ‌های ملایم
و بافت غیربراقشون مشهورن

46:46.480 --> 46:47.150
قوری‌های سفالی بنفش

46:47.150 --> 46:48.880
ساختار دو منفذی

46:49.070 --> 46:50.870
با هواکشی عالی دارن

46:52.190 --> 46:54.700
و عطر چای رو تا حد زیادی حفظ میکنن

46:54.700 --> 46:56.480
و شهرتشون به خاطر حفظ طعم چای

46:56.480 --> 46:59.110
و جلوگیری از تغییر رنگ چای حین نگه داریه

46:59.110 --> 47:01.280
روی بدنه اونا خطاطی

47:01.280 --> 47:03.770
و حکاکی مهر وجود داره که نشون دهنده
ظرافت علمی اوناست

47:03.770 --> 47:04.760
استادهای سلسله مینگ روش‌های
ساخت قوری از جمله

47:04.760 --> 47:06.370
گونگ چون و شی دابین رو ابداع کردن

47:06.370 --> 47:07.750
که تا به امروز

47:07.770 --> 47:09.100
دست به دست منتقل شدن

47:10.790 --> 47:13.320
قوری‌های سفالی بنفش
فقط برای چای کاربردی نیستن

47:13.320 --> 47:14.360
اونا آثار هنری ارزشمندی

47:14.360 --> 47:15.840
بین محقق‌ها و افراد فرهیخته هستن

47:15.840 --> 47:18.030
اونا بهترین ظروف چای در
جهان به شمار میان

47:19.367 --> 50:19.367
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir
