WEBVTT

00:00.000 --> 01:25.000
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

01:26.710 --> 01:29.690
(شکوه)

01:30.600 --> 01:32.920
(قسمت سیزدهم)

01:53.509 --> 01:54.070
قربان

01:55.509 --> 01:56.440
همه چیز خراب شد

01:57.070 --> 01:58.229
شما مسیری رو انتخاب کردین که

01:58.229 --> 01:59.229
بانوی جوان ارشد همیشه ازش عبور میکنه

01:59.840 --> 02:01.770
فقط چون میخواستین
به رونگ شان‌ بائو نزدیک بشین

02:01.920 --> 02:04.510
همه چیز دقیقا همونطور شد که
پیش بینی کرده بودین، قربان

02:04.510 --> 02:05.710
بعد از اون حادثه‌ای که براتون اتفاق افتاد

02:05.790 --> 02:06.820
دیگه هیچکس جرئت نکرد

02:06.820 --> 02:08.419
پرونده‌ی خاندان وی رو بررسی کنه

02:08.710 --> 02:10.870
من یک جفت مروارید باارزش هدیه دادم

02:10.870 --> 02:12.080
و چندتا از اشتباهاتتون رو

02:12.080 --> 02:14.210
به عنوان نشونه‌ی وفاداری لو دادم

02:14.240 --> 02:16.079
شو سونگ تسلیم شدنم رو قبول کرد

02:16.240 --> 02:17.560
و کارهای مهمی بهم سپرد

02:17.560 --> 02:19.090
و پشت سر هم بهم ترفیع داد

02:19.210 --> 02:20.750
شما موفق شدین وارد خاندان رونگ بشین

02:20.750 --> 02:22.210
و دل بانوی جوان ارشد رو به دست بیارین

02:22.360 --> 02:24.890
پرونده خاندان وی به زودی حل میشه

02:24.910 --> 02:27.040
اعلیحضرت قطعا پاداش بزرگی بهتون میدن

02:27.040 --> 02:28.700
اونموقع همه چیز خوب میشه

02:29.030 --> 02:30.430
(اگه سرم به اون صخره تیز نمیخورد)

02:30.430 --> 02:31.630
(و مغزم آسیب نمیدید)

02:32.400 --> 02:33.400
(اوضاع اینقدر)

02:33.400 --> 02:34.329
(پیچیده نمیشد)

02:35.829 --> 02:36.870
من که خدا نیستم

02:38.120 --> 02:40.450
بتونم همه چیز دنیا رو پیش بینی کنم

02:43.360 --> 02:45.280
همه‌ش تقصیر غرور بیش از حد خودم بود

02:45.280 --> 02:46.940
پس اسمون فریبم داد

02:47.870 --> 02:48.960
دام رو خودم پهن کردم

02:49.870 --> 02:51.520
و خودم هم توش افتادم

02:53.030 --> 02:53.630
قربان، شما نگران

02:53.630 --> 02:54.890
پرونده‌ی یانگ دینگ‌چن هستین؟

02:55.190 --> 02:56.680
لطفا خیالتون راحت باشه، قربان

02:56.680 --> 02:58.710
به محض اینکه صاحب اون کفش‌های گلدوزی شده
رو پیدا کنیم

02:58.710 --> 03:00.590
پرونده حل میشه

03:09.430 --> 03:10.190
یون شو

03:10.710 --> 03:11.400
میدونی که

03:11.400 --> 03:13.060
من همیشه بیشتر از همه به تو اهمیت دادم

03:13.590 --> 03:15.910
همه‌ش تقصیر ارباب جوان هه‌ست
اونقدر ازم تعریف کرد

03:15.910 --> 03:17.640
که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

03:18.120 --> 03:19.400
تقصیر خودمه

03:20.000 --> 03:22.120
بعدا یه گزینه بهتر برات پیدا میکنم

03:22.120 --> 03:23.380
لطفا سرزنشم نکن

03:26.440 --> 03:27.370
من که جرئتش رو ندارم

03:27.960 --> 03:29.760
ارباب جوان هه از یه خاندان اشرافیه

03:30.310 --> 03:31.840
من کجا و اون کجا؟

03:32.850 --> 03:35.730
شیانگ لینگ، سرم خیلی درد میکنه

03:37.890 --> 03:39.550
چندتا داروی سردرد دارم

03:39.550 --> 03:40.410
کاملا مناسب علائمیه که داری

03:40.410 --> 03:41.740
قول میدم خوبت میکنه

03:41.840 --> 03:42.570
با من بیا

03:54.240 --> 03:55.030
یون یین

03:55.430 --> 03:57.690
به چی اینقدر عمیق داری فکر میکنی؟

03:59.560 --> 04:01.250
فکر میکنم این نقش کف کفش ها رو

04:01.250 --> 04:02.600
قبلا جایی دیدم

04:07.140 --> 04:09.010
(حیاط هوالین)

04:24.680 --> 04:25.240
خواهر

04:26.480 --> 04:27.480
!خواهر، کمکم کن

04:30.000 --> 04:30.720
خواهر

04:33.270 --> 04:34.390
خواهر

04:50.750 --> 04:51.390
بانوی جوان ارشد

04:51.800 --> 04:53.190
همه‌ی دفترهای حساب و وسایلتون

04:53.190 --> 04:55.250
به حیاط هوالین منتقل شدن

05:06.800 --> 05:07.400
بانوی جوان ارشد

05:08.700 --> 05:10.270
بانو یون وان نصفی از شب
رو قشقرق به پا کرده بودن

05:10.270 --> 05:11.530
و با گریه دنبال دایه لیانگ میگشتن

05:11.720 --> 05:12.310
کل حیاط پشتی

05:12.310 --> 05:13.640
به هم ریخته بودن

05:13.720 --> 05:15.630
تازه آخر شب آروم شدن

05:15.630 --> 05:17.070
همین که چشم روی هم گذاشتم

05:17.070 --> 05:18.530
بانو یوان وان ناپدید شدن

05:19.510 --> 05:20.070
دایه چیو

05:20.870 --> 05:23.750
دو نفر رو بذارین دائم مراقب یون وان باشن
و لحظه‌ای ازش دور نشن

05:23.750 --> 05:25.270
نذارین غریبه ها بترسوننش

05:25.270 --> 05:25.870
چشم

05:27.390 --> 05:29.070
!بانوی جوان ارشد! بانوی جوان ارشد

05:31.950 --> 05:33.280
این دیگه چه ربطی به من داره؟

05:34.790 --> 05:36.520
بانو یو وان اصلا حالش ثبات نداره

05:38.040 --> 05:40.240
کی میتونه مواظبش باشه؟

05:54.040 --> 05:55.770
بانوی جوان ارشد، لطفا نگران نباشین

05:56.120 --> 05:57.520
اون کفش ها رو سوزوندم

05:57.750 --> 05:59.010
پس پیداشون نمیکنن

05:59.159 --> 06:01.160
فکر میکنین بانو یون وان

06:01.390 --> 06:02.920
چیزی دیده باشه؟

06:10.560 --> 06:12.560
یون وان میخواست بره دیدن دایه لیانگ

06:13.240 --> 06:15.420
حتما اتفاقی
به جسد یانگ دینگ چن برخورد کرده

06:16.160 --> 06:17.290
و ترسیده

06:17.630 --> 06:19.560
خوشبختانه اون شب توی اتاق نبودین

06:19.560 --> 06:20.220
وگرنه

06:20.440 --> 06:22.840
خاندان یانگ پای شما رو هم وسط میکشیدن

06:22.950 --> 06:23.870
از کجا مطمئنی قاتل

06:23.870 --> 06:25.800
فقط قصد کشتن یانگ دینگ چن رو داشته؟

06:26.190 --> 06:28.850
اگه عمدا شب عروسی ما رو انتخاب کرده بوده تا

06:31.680 --> 06:33.159
منو هم بکشه چی؟

06:34.480 --> 06:35.080
بانوی جوان ارشد

07:41.710 --> 07:42.470
بانوی جوان ارشد

07:42.810 --> 07:44.380
(بانو یانگ)

07:43.000 --> 07:44.510
بانو وان وان دوباره چون نمیتونن منو ببینن

07:44.510 --> 07:45.800
قشقرق به پا کردن؟

07:44.640 --> 07:45.909
(دایه لیانگ)

07:46.150 --> 07:47.710
شب خوب خوابیدن؟

07:48.150 --> 07:50.480
میترسم کسی نتونه درست ازشون مراقبت کنه

07:50.480 --> 07:51.750
کی میتونم برم بیرون؟

07:52.270 --> 07:54.000
فقط میخوام یه نگاه کوتاه بندازم

07:54.240 --> 07:55.270
دلم براشون تنگ شده

07:56.950 --> 07:58.070
مواظبم

07:58.070 --> 07:59.670
نمیذارم دوباره منو ببینن

08:00.600 --> 08:03.480
مادرخوانده، افراد خانواده اتون اینجان

08:04.690 --> 08:06.290
این بار برادرتونه

08:06.810 --> 08:09.420
می خوایین ببینینش؟

08:10.950 --> 08:11.600
!نه، نه، نه

08:12.240 --> 08:13.000
!نه، نه

08:13.070 --> 08:13.480
!نه

08:13.870 --> 08:14.750
نمیخوام برم بیرون

08:14.750 --> 08:15.350
بانوی جوان ارشد

08:15.510 --> 08:16.480
!دیگه جرئت نمیکنم

08:16.480 --> 08:17.940
لطفا نذارین برم بیرون

08:17.950 --> 08:19.430
نمیخوام برم بیرون

08:19.430 --> 08:21.680
مادرخوانده، لطفا بلند شین

08:24.600 --> 08:26.070
نمیتونی تا ابد قایم بشی

08:27.120 --> 08:28.920
بالاخره باید بیرون بری

09:01.680 --> 09:02.880
(بذارین پاهاتون رو بشورم)

09:04.750 --> 09:06.670
(چه موجود ناسپاس و سرکشی هستی)

09:06.670 --> 09:08.600
(میخوای منو با آب داغ بکشی؟)

09:09.660 --> 09:10.180
(مادر)

09:13.720 --> 09:14.320
(چرا دوباره)

09:14.320 --> 09:15.120
(مادر رو ناراحت کردی؟)

09:15.240 --> 09:17.570
اون همش بی احترامی میکنه و)
(هی باهام دهن به دهن میشه

09:17.720 --> 09:19.000
(تو پسر منی)

09:19.270 --> 09:21.000
(پس باید خوب ادبش کنی)

09:21.000 --> 09:21.550
(مادر)

09:35.630 --> 09:37.390
(!بگیر، برو)

09:38.900 --> 09:39.930
(زود باش، برو)

09:40.910 --> 09:43.170
یه کم بعد اینکه عروس این خونواده شدم

09:43.960 --> 09:45.460
اتفاقی فهمیدم مادرشوهرم

09:45.460 --> 09:46.460
رابطه‌ی نامشروع داره

09:47.870 --> 09:49.240
منو مجبور کرد با معشوقش هم خوابه بشم

09:49.240 --> 09:50.300
و وقتی قبول نکردم

09:50.790 --> 09:52.670
وی که جیان" رو تحریک کرد منو کتک بزنه"

09:54.910 --> 09:56.440
چندین بار از هوش رفتم

09:57.790 --> 09:59.450
هر بار که منو به هوش میاورد

10:00.530 --> 10:03.730
التماسم میکرد درکش کنم
نمیتونه از مادرش سرپیچی کنه

10:04.650 --> 10:05.910
بعد از این همه سال

10:07.420 --> 10:08.820
هر وقت چشمهامو میبندم

10:09.670 --> 10:10.440
هنوزم بوی

10:10.440 --> 10:12.630
اون روغن گورکنی که برای
زخم هام میزد رو حس میکنم

10:13.870 --> 10:16.390
آره، مرد مهربونی بود

10:16.720 --> 10:17.920
مجبور شده بود

10:18.910 --> 10:20.510
ولی مگه من سزاوار مرگ بودم؟

10:21.270 --> 10:22.910
من چه گناهی کرده بودم؟

10:25.120 --> 10:26.380
تو هیچ تقصیری نداشتی

10:26.600 --> 10:27.910
من به پدرم و برادرهام

10:27.910 --> 10:28.910
التماس کردم

10:29.480 --> 10:31.140
ازشون خواستم نجاتم بدن

10:32.270 --> 10:33.360
ولی فقط گفتن

10:34.390 --> 10:36.030
این از سرنوشت بد منه

10:37.095 --> 10:38.695
و میتونم رفتار شوهرم و

10:38.720 --> 10:40.200
مادرش رو نسبت به خودم تغییر بدم

10:40.200 --> 10:41.960
میگفتن اگه تحمل کنم

10:41.960 --> 10:43.160
و از همه چیز اطاعت کنم

10:43.550 --> 10:45.270
حتی دل سنگ هم

10:45.750 --> 10:47.000
نرم میشه

10:48.030 --> 10:50.090
اونا آخرش باهام خوب میشن

10:52.390 --> 10:56.440
ولی دیگه نتونستم تحمل کنم. واقعا نتونستم

10:57.790 --> 10:58.990
فقط خاندان رونگ

10:59.320 --> 11:00.250
و مادرتون

11:00.320 --> 11:01.550
که صمیمی ترین دوستم بود

11:01.550 --> 11:03.030
تنها امیدم بودن

11:03.480 --> 11:05.000
فقط اون بود که کمکم میکرد

11:06.510 --> 11:08.630
ولی الان اون هم مرده

11:09.630 --> 11:10.670
اون مرده

11:11.480 --> 11:13.630
الان تو تنها امید منی

11:13.790 --> 11:15.320
خواهش میکنم نجاتم بده

11:15.750 --> 11:19.440
نجاتم بده، لطفا نجاتم بده

11:37.320 --> 11:37.920
!بانوی جوان ارشد

11:39.270 --> 11:39.870
!بانوی جوان ارشد

11:40.150 --> 11:42.280
ارباب لانگ پیشکار لو رو با خودش برده

11:45.650 --> 11:46.910
سلام، بانوی جوان ارشد

12:05.290 --> 12:05.960
اون ارباب لانگ

12:05.960 --> 12:07.160
برات دردسر درست کرده؟

12:22.290 --> 12:22.720
نه

12:24.790 --> 12:26.250
پس چی بهت گفت؟

12:27.440 --> 12:28.970
(قربان موفق شدین وارد خاندان رونگ بشین)

12:28.970 --> 12:30.600
(و دل بانوی جوان ارشد رو به دست بیارین)

12:30.600 --> 12:32.930
(پرونده خاندان وی به زودی حل میشه)

12:33.480 --> 12:34.880
(اینکه قبلا چیکار میکردی)

12:35.670 --> 12:36.790
(یا از کجا اومدی)

12:36.790 --> 12:37.520
(برام مهم نیست)

12:38.440 --> 12:40.040
(تا وقتی که هیچوقت فریبم ندی)

12:40.360 --> 12:40.950
(کلک نزنی)

12:41.630 --> 12:42.890
(یا چیزی رو ازم پنهون نکنی)

12:43.000 --> 12:43.860
(همین کافیه)

12:49.840 --> 12:50.910
ازم پرسید

12:51.750 --> 12:53.480
جناب یانگ با کی دشمنی داشته

12:53.750 --> 12:54.790
و کی توی عمارت شین فانگ

12:54.790 --> 12:55.910
میتونه مظنون باشه

12:56.510 --> 12:57.910
من فقط حقیقت رو بهش گفتم

12:59.840 --> 13:01.770
چیز دیگه‌ای نپرسید؟

13:03.360 --> 13:05.440
درباره‌ی گذشته و اصالتم هم پرسید

13:05.440 --> 13:07.500
ولی تونستم از زیر سوال ها طفره برم

13:16.000 --> 13:17.320
نمیدونم صاحب

13:17.320 --> 13:18.720
اون کفش ها رو پیدا کردن یا نه

13:18.960 --> 13:20.090
کفش زنونه‌ی بزرگسال

13:20.240 --> 13:22.320
با نقش ققنوس یا گل کف کفش
چیز عجیبی نیست

13:22.320 --> 13:24.840
ولی کفشی که نقش پنج سم روش حک شده باشه، خیلی نادره

13:24.840 --> 13:27.000
بیشتر شبیه چیزاییه که تو جشن قایق اژدها

13:27.000 --> 13:28.510
برای دور کردن نحسی استفاده میکنن

13:31.320 --> 13:33.080
تو خاندان من هیچ بچه‌ای

13:33.080 --> 13:33.810
با پاهای هفت اینچی وجود نداره

13:37.150 --> 13:37.750
صبر کن

13:41.360 --> 13:42.160
میتونی بری

13:47.440 --> 13:49.960
به نظر نمیاد دنبال کفش یا ردپا باشن

13:49.960 --> 13:51.360
بیشتر انگار دارن دنبال یه نفر میگردن

13:52.200 --> 13:53.600
کسی که وجدانش راحته

13:54.320 --> 13:55.780
از بازجویی چه ترسی داره؟

14:08.120 --> 14:09.630
حواست به اینا باشه

14:09.630 --> 14:11.720
منظورتون ارباب لانگه؟

14:14.440 --> 14:15.300
و لو فوشنگ

14:17.430 --> 14:18.840
حیاط حسابی بهم ریخته

14:18.840 --> 14:21.750
ولی بانوی جوان ارشد هنوز
نگران حساب و کتابن

14:21.750 --> 14:22.900
قبل تر که رفته بودین بیرون

14:22.900 --> 14:25.100
دیدین بقیه چطور نگاهتون میکردن؟

14:25.120 --> 14:26.180
داشتن حسودی میکردن

14:26.600 --> 14:28.360
جناب لو، شنیدم میگفتن

14:28.910 --> 14:29.480
خاندان یانگ

14:29.480 --> 14:31.200
دارن قضیه‌ جناب یانگ رو بزرگ میکنن

14:31.200 --> 14:32.360
چون میخوان یی تانگ رو

14:32.360 --> 14:33.560
با خاندان رونگ وصلت بدن

14:33.910 --> 14:35.510
باز کیا دارن شایعه سازی میکنن؟

14:35.870 --> 14:37.030
یانگ دینگ چن یهویی مرد

14:37.030 --> 14:37.790
اگه یکی دیگه

14:37.790 --> 14:38.790
با خاندان رونگ وصلت کنه

14:38.790 --> 14:40.200
رابطه‌ی دو خاندان سست میشه

14:40.200 --> 14:42.280
خاندان یانگ چطور میتونه اینو بپذیره؟

14:42.280 --> 14:44.010
تموم نقشه‌هاشون دود شد رفت هوا

14:45.270 --> 14:46.600
!جناب لو، صبر کنین

14:48.240 --> 14:48.870
!جناب لو

14:49.820 --> 14:50.790
مدتیه ندیدمت

14:50.790 --> 14:52.590
ظاهرا حسابی پولدار شدی

14:53.150 --> 14:53.630
بگو ببینم

14:54.080 --> 14:54.910
کی میخوای

14:54.910 --> 14:55.970
بدهیت رو بهمون پرداخت کنی؟

14:56.240 --> 14:57.300
شما دیگه کی هستین؟

14:57.750 --> 14:59.350
من کی به شما بدهکار شدم؟

14:59.520 --> 15:01.690
یک سال پیش تو قمارخونه‌ی جی شیانگ

15:02.030 --> 15:03.440
خونه و زمینت رو گرو گذاشتی

15:03.440 --> 15:05.390
بعدشم از ما برادرها پول قرض گرفتی

15:05.390 --> 15:06.320
اونم با اصل و سودش

15:06.320 --> 15:07.910
الان حداقل پونصد تیله

15:07.910 --> 15:08.840
جرئت میکنی ندی؟

15:08.840 --> 15:10.000
شما چه عوضی هایی هستین؟

15:10.000 --> 15:11.670
سند بدهی با اثر انگشتش کو؟

15:11.670 --> 15:13.530
شما فقط میخواین
ازش زورگیری کنین

15:13.750 --> 15:14.280
سند؟

15:14.480 --> 15:15.810
باشه، الان برات میارمش

15:17.030 --> 15:17.790
خودم میارم

15:18.290 --> 15:19.160
ببرینش-
جون دای-

15:19.160 --> 15:20.080
ببرینش-
جون دای-

15:20.080 --> 15:22.210
تکون بخور! تو عدلیه حرف میزنیم

15:22.290 --> 15:22.770
!جناب لو

15:23.320 --> 15:23.790
!جناب لو

15:25.910 --> 15:26.510
بیا اینجا

15:29.910 --> 15:31.150
عالیجنابان، قبل از اینکه منو بکشونین اینجا

15:31.150 --> 15:32.270
درست توضیح ندادین

15:32.270 --> 15:33.500
این رفتارتون خیل بی ادبانه‌ست

15:55.580 --> 15:57.150
ارباب لو ما رو بخاطر بی رحم بودن سرزنش نکن

15:57.150 --> 15:58.220
باید زودتر میمردی

15:58.220 --> 15:58.890
حالا که اینقدر سخت جونی

15:58.890 --> 16:00.950
باید زخم‌های بیشتری رو تحمل کنی

16:04.130 --> 16:05.460
!یکی داره میاد! فرار کنین

16:09.620 --> 16:10.790
!جناب لو! جناب لو

16:10.790 --> 16:11.390
!فرار نکنین

16:13.080 --> 16:14.120
تو محافظت ازتون کوتاهی کردم

16:14.120 --> 16:15.450
و باعث شدم اینقدر اذیت بشین

16:15.450 --> 16:16.380
مستحق مرگم

16:16.670 --> 16:17.800
چرا همتون اینجایین؟

16:18.000 --> 16:18.670
بانوی جوان ارشد گفتن

16:18.670 --> 16:20.200
این روزها عمارت آشوبه

16:20.200 --> 16:21.200
ترسیدن تنها بیرون رفتنتون

16:21.200 --> 16:22.500
خطرناک باشه

16:22.500 --> 16:23.750
برای همین دستور دادن مخفیانه مراقبتون باشیم

16:23.750 --> 16:25.240
خوشبختانه به موقع رسیدن

16:25.240 --> 16:26.200
وگرنه روم نمیشد دوباره

16:26.200 --> 16:27.270
بانوی جوان ارشد رو ببینم

16:27.270 --> 16:28.200
خیلی ترسیده بودم

16:28.870 --> 16:30.270
چیزی نیست. بریم

16:30.510 --> 16:31.770
جناب لو، بذارین کمکتون کنم

16:34.360 --> 16:35.690
جناب لو، زخمی شدین

16:36.920 --> 16:37.450
بریم

16:39.850 --> 16:41.860
(عمارت رونگ)

16:50.910 --> 16:51.570
بذار من انجام میدم

16:52.580 --> 16:53.180
بانوی جوان ارشد

17:01.510 --> 17:02.440
تقصیر منه

17:03.790 --> 17:05.550
بازم به خاطر من زخمی شدی

17:05.550 --> 17:07.150
این چطور میتونه تقصیر تو باشه؟

17:11.109 --> 17:12.880
نه، تقصیر منه

17:13.839 --> 17:16.099
باید زودتر حقیقت رو بهت میگفتم

17:17.640 --> 17:19.040
اسمت لو جیانگ لایه

17:19.819 --> 17:22.609
تو بازرس ویژه‌ای هستی که به دستور امپراطور به جیانگ نان فرستاده شدی

17:22.609 --> 17:25.069
به خاطر نقشه‌ی یه نفر، از صخره سقوط کردی

17:25.140 --> 17:27.369
میترسیدم نیت پنهانی داشته باشی

17:27.369 --> 17:28.970
برای همین همیشه حواسم بهت بود

17:29.680 --> 17:32.120
فقط وقتی مطمئن شدم
که واقعا هیچی یادت نمیاد

17:32.120 --> 17:33.580
بالاخره خیالم راحت شد

17:41.400 --> 17:43.720
دینی که بابت نجات جونم بهت دارم
خیلی سنگینه

17:44.750 --> 17:45.950
اگه تو نبودی

17:46.280 --> 17:47.480
احتمالا الان

17:47.480 --> 17:50.210
شخصی به اسم جیانگ لای توی این دنیا وجود نداشت

17:50.550 --> 17:53.590
تازه، اونموقع هنوز زخم هام هم خوب نشده بودن

17:53.590 --> 17:54.850
اگه منو

17:55.110 --> 17:55.750
بیرون می‌انداختی

17:55.750 --> 17:56.720
کاملا بی دفاع میشدم

17:57.270 --> 17:58.530
کشتنم کار

17:58.590 --> 17:59.350
راحتی میشد

18:01.350 --> 18:02.510
نمیخوام جینسینگ‌های

18:02.880 --> 18:05.280
دویست ساله‌ات رو هدر بدم

18:08.320 --> 18:09.400
اون لانگ ژو شنگ

18:10.510 --> 18:11.840
به احتمال زیاد آدم حریصیه

18:12.360 --> 18:14.590
که برای منافع خودش به اربابش خیانت کرده

18:14.590 --> 18:15.790
برای شهرت و پول

18:16.240 --> 18:17.220
تو رو

18:17.220 --> 18:18.680
به اون شو سونگ آشغال فروخته

18:19.200 --> 18:21.070
اون دوتا باهم دست به یکی کردن

18:21.070 --> 18:22.880
تا باعث بشن از صخره سقوط کنی
و حافظه‌ت رو از دست بدی

18:22.880 --> 18:24.270
بعدم با عجله خبر مرگت رو به پایتخت گزارش دادن

18:24.270 --> 18:25.600
تا کارت رو تموم شده اعلام کنن

18:26.330 --> 18:28.190
حتی اگه از خاندان رونگ جدا هم بشی

18:28.590 --> 18:31.110
هیچکس جرئت نمیکنه تو رو
به عنوان لو جیانگ لای بشناسه

18:31.110 --> 18:32.160
دیروز، لانگ ژو شنگ

18:32.160 --> 18:33.420
تو رو توی عمارت دید

18:33.650 --> 18:35.250
تظاهر کرد نمیشناستت

18:35.640 --> 18:38.030
ولی یواشکی برای بازجویی بازداشتت کرد

18:38.030 --> 18:40.550
بعد از اینکه مطمئن شد واقعا
چیزی از گذشته‌ت یادت نمیاد

18:40.550 --> 18:42.950
نقشه‌ی سمی امروز رو کشید

18:43.000 --> 18:44.590
اون میخواست برای همیشه ساکتت کنه

18:44.590 --> 18:46.450
تا خیال خودش رو از هر دردسری راحت کنه

18:46.740 --> 18:47.310
این

18:50.510 --> 18:51.770
واقعیت نداره، نه؟

18:51.850 --> 18:52.920
من

18:52.920 --> 18:54.550
قمارخونه‌ی جی شیانگ رو بررسی کردم

18:54.550 --> 18:56.680
ولی هیچ ردی از اون مجرم‌ها پیدا نکردم

18:57.090 --> 18:58.150
حتی الان هم

18:58.890 --> 19:01.350
باور نداری که اون میخواد بهت آسیب بزنه؟

19:07.590 --> 19:08.880
سرم داره گیج میره

19:10.350 --> 19:12.010
بعضی وقتا چیزایی یادم میاد

19:12.790 --> 19:14.520
ولی بعضی وقتا همه چیز مبهمه

19:15.110 --> 19:17.310
اگه آدم ها رو نفرستاده بودی مراقبم باشن

19:18.720 --> 19:19.550
...من حتما

19:24.480 --> 19:26.140
اون خیلی عذاب وجدان داره

19:26.720 --> 19:29.180
از این به بعد وقتی بیرون میری نگهبان های بیشتری همراه خودت ببر

19:30.030 --> 19:32.090
تا وقتی جزء خانواده‌ی رونگی

19:32.090 --> 19:34.620
فکر نکنم جرئت کنه آشکارا بهت حمله کنه

20:29.710 --> 20:30.160
(صبر کن)

20:30.920 --> 20:31.920
(همینطوری میخوای بری؟)

20:31.920 --> 20:33.270
(شان بائو حتما بهم شک میکنه)

20:33.270 --> 20:34.340
(جون شما از هر چیزی مهم تره)

20:34.340 --> 20:35.290
(پس همین الان با من بیایین)

20:35.290 --> 20:36.130
(و با هم از عمارت بریم)

20:36.130 --> 20:36.930
(نمیتونم برم)

20:39.830 --> 20:42.090
(پرونده‌ی خاندان وی هنوز حل نشده)

20:44.400 --> 20:45.260
(به صورتم نگاه کنین)

20:45.330 --> 20:46.240
(اون زن تند خو)

20:46.240 --> 20:47.440
(توی صورتم تف انداخت)

20:47.630 --> 20:48.510
(تو عمرم)

20:48.510 --> 20:49.920
(همچین زن وحشی‌ای ندیده بودم)

20:49.920 --> 20:50.640
(و اون فقط یه دختر عمه است)

20:50.640 --> 20:52.070
(که موقتا توی خاندان رونگه)

20:52.070 --> 20:53.330
(بازم اینقدر گستاخه)

20:53.750 --> 20:54.920
(واضحه که فریب دادن بانوی جوان ارشد)

20:54.920 --> 20:56.480
(خیلی سخت تر از این حرفاست)

20:56.480 --> 20:59.080
(واقعا میخواین سبیل ببر رو بکشین؟)

20:59.640 --> 21:00.680
(خیلی خب، بسه)

21:00.680 --> 21:01.880
(من راه و روش خودمو دارم)

21:13.030 --> 21:14.830
بانوی جوان ارشد معمولا مثل یخ سردن

21:14.880 --> 21:16.310
کی فکرشو میکرد انقدر هوای
کسی رو داشته باشن؟

21:16.310 --> 21:18.310
جناب لو، این شاید بد به نظر برسه
ولی آخرش خیره

21:35.030 --> 21:36.430
این هم درست نیست

21:36.480 --> 21:37.210
این یکی هم نه

21:37.590 --> 21:38.120
اینم نیست

21:41.680 --> 21:43.540
این بررسی تا کی قراره طول بکشه؟

21:45.640 --> 21:46.500
پیشکار چنگ

21:47.200 --> 21:47.830
قربان

21:48.440 --> 21:49.680
فقط کافیه اندازه ها رو

21:49.680 --> 21:50.440
تو دفتر ثبت بررسی کنین

21:50.440 --> 21:51.790
این همه سروصدا برای چیه؟

21:52.270 --> 21:54.200
اینا هنوز کار واسه‌ی انجام دادن دارن

21:54.240 --> 21:55.600
ما وقت برای تلف کردن نداریم

21:55.600 --> 21:56.530
اربابم گفت

21:56.890 --> 21:57.750
از اونجایی که دختر و پسرهای

21:57.750 --> 21:58.550
پونزده شونزده ساله

21:58.650 --> 21:59.380
خیلی سریع رشد میکنن

22:00.030 --> 22:01.160
...باید دنبال اس

22:01.590 --> 22:02.960
با تصویر دنبال اسب جنگی بگردیم

22:02.960 --> 22:03.890
بله، دنبال اسب جنگی

22:05.590 --> 22:07.230
این دفتر حساب مال پاییز پارساله

22:07.230 --> 22:09.560
الان تطبیق دادنش فایده‌ای نداره

22:15.000 --> 22:15.600
بانوی جوان ارشد

22:22.510 --> 22:23.110
بانوی جوان ارشد

22:23.350 --> 22:24.360
دیگه زیاده روی کردن

22:24.360 --> 22:26.270
حتی حیاط هوالین رو هم گشتن

22:26.270 --> 22:27.070
نمیخواین کاری کنیم؟

22:27.790 --> 22:29.510
از اونجایی که مادربزرگ بهشون دستور داده

22:29.510 --> 22:30.970
بذار هر کاری دلشون میخواد بکنن

22:31.270 --> 22:33.530
من الان دیگه برمیگردم به باغ چای

22:33.750 --> 22:36.080
کالسکه از قبل براتون آماده‌ست

22:36.990 --> 22:39.260
شیو چیونگ، تو بمون

22:45.430 --> 22:46.310
اونا

22:46.310 --> 22:47.370
دفتر کفاشی رو بردن

22:47.590 --> 22:48.030
و رفتن سراغ

22:48.030 --> 22:49.550
دایه سوی از حیاط ژه گوی

22:49.550 --> 22:50.830
حسابی ازش بازجویی کردن

22:50.830 --> 22:52.440
و اصرار داشتن که مشکوکه

22:52.440 --> 22:54.030
بانو شن فورا عصبانی شد

22:54.030 --> 22:55.160
و با جارو بزرگ

22:55.160 --> 22:56.200
انداختشون بیرون

22:56.830 --> 22:58.680
ارباب لان خودش شخصا رفت و خواهش کرد

22:58.680 --> 23:00.070
ولی اونم حسابی سرزنش شد

23:00.070 --> 23:01.640
اونا باید بهتر بدونن
ما کی هستیم

23:02.030 --> 23:02.790
بدون هیچ مدرکی

23:02.790 --> 23:04.310
چطور جرئت کردن اینطوری بریزن داخل؟

23:04.310 --> 23:06.110
اگه آخرش هیچ مدرکی پیدا نکنن

23:06.110 --> 23:07.000
ارباب دوممون توی پایتخت

23:07.000 --> 23:09.060
حتی بخشدار رو استیضاح میکنن

23:09.820 --> 23:10.680
خوشبختانه، برداشت چای از باغ

23:10.680 --> 23:12.480
قبل از بارون غله تموم شد

23:12.480 --> 23:14.330
اگه کار چای عقب میفتاد

23:14.330 --> 23:16.460
مادربزرگ واقعا عصبانی میشد

23:16.460 --> 23:18.790
اون آدم ها کلی شلوغ بازی راه انداختن

23:19.310 --> 23:21.590
شنیدم زن های حیاطش میگفتن

23:21.590 --> 23:23.680
اون آدم ها با نگاه‌های عجیب غریب

23:23.680 --> 23:24.920
خیره بهشون زل میزدن

23:26.030 --> 23:28.430
اگه واقعا دنبال قاتلن

23:29.200 --> 23:31.460
فکر نکنم دنبال این باشن

23:35.310 --> 23:36.370
!تازه یادم اومد

23:36.550 --> 23:37.070
یون شی

23:37.750 --> 23:38.590
میدونستم اون کفش ها رو

23:38.590 --> 23:39.650
قبلا یه جایی دیده بودم

23:40.590 --> 23:42.250
!اونا مال رونگ یون وان بودن

23:42.920 --> 23:43.980
!مال وان وان

23:44.510 --> 23:46.510
همین الان میرم به مادربزرگ خبر میدم

23:46.510 --> 23:46.970
الان نه

23:49.200 --> 23:51.260
رونگ یون وان از بدو تولد کم عقل بوده

23:51.400 --> 23:53.440
اینکه اینور اونور پرسه بزنه عجیب نیست

23:53.440 --> 23:54.880
تازه، شما دوتا

23:55.160 --> 23:57.030
همیشه با هم دعوا دارین

23:57.030 --> 23:58.630
اگه این قضیه رو بزرگ کنی

23:58.870 --> 24:00.480
و پای خاندان رونگ رو وسط بکشی

24:00.480 --> 24:02.410
مادربزرگ تقصیر رو گردن خودت میندازه

24:06.480 --> 24:07.680
بهتره فعلا یه کم صبر کنیم

24:08.030 --> 24:09.560
و ببینیم اوضاع به کجا کشیده میشه

24:25.440 --> 24:26.440
شنیدی؟

24:27.510 --> 24:28.270
آره

24:29.000 --> 24:30.830
اون شبی که مهمونی چای رو
برگزار کرده بودم

24:30.830 --> 24:32.400
تو زود رفتی

24:32.770 --> 24:33.450
بانو یون شی

24:34.110 --> 24:35.840
خواهش میکنم منو توی دردسر ننداز

24:36.670 --> 24:37.870
چای فروشی هه ما

24:38.000 --> 24:40.370
دقیقا غرب
چایخونه‌ی شان جو توئه

24:40.440 --> 24:42.590
اولین برداشت چای هم
همونجا تازه تموم شده

24:42.590 --> 24:43.640
به عنوان یه ارباب جوان

24:43.750 --> 24:45.680
مگه میشه پیدام نشه؟

24:46.200 --> 24:48.260
اینجوری نیست که به خاندان شما
فروخته شده باشم

24:49.550 --> 24:50.080
بشین

24:56.070 --> 24:57.540
رونگ شان بائو

24:57.540 --> 24:58.710
الان توی مشتته

25:00.000 --> 25:01.730
نمیخوای ازش استفاده کنی؟

25:02.710 --> 25:04.160
اهرم فشاری که دستمه

25:04.200 --> 25:05.590
خیلی بیشتر از چیزیه که تو فکر میکنی

25:05.590 --> 25:07.050
هنوز وقت استفاده‌ش نرسیده

25:08.200 --> 25:09.600
خیلی محتاطی، نه؟

25:11.160 --> 25:12.200
اگه بهت بگم

25:13.110 --> 25:14.110
میتونم کمکت کنم

25:14.110 --> 25:15.830
اون بانوی جوان ارشد سرسخت رو از اون جایگاه دست نیافتنیش

25:15.830 --> 25:16.910
پایین بکشی چی؟

25:19.070 --> 25:20.070
گوش میکنم

25:22.790 --> 25:24.320
بانو یون ئه یه طرح کشیده

25:24.350 --> 25:26.510
و ازم خواسته آویز دیواری
میوه و سبزی بدوزم

25:26.510 --> 25:28.200
دوخت هلو و آلو راحته

25:28.200 --> 25:29.480
ولی بادمجون و دست بودا

25:29.480 --> 25:30.880
واقعا برام سختن

25:30.920 --> 25:33.170
میدونم کوک گلدوزی مخصوص تو
از همه جا بهتره

25:33.350 --> 25:34.550
واسه‌ی همین اول پیش تو اومدم

25:34.830 --> 25:35.880
خدمتکار محبوب بانوی جوان ارشد

25:35.880 --> 25:37.200
شیو چیونگ

25:37.200 --> 25:38.270
بهترین سوزن دوزی رو داره

25:38.270 --> 25:39.450
چرا بجاش از اون کمک نمیگیری؟

25:39.450 --> 25:40.820
ازش خوشم نمیاد

25:41.070 --> 25:42.160
فقط تو رو دوست دارم

25:50.160 --> 25:52.000
بانو یون شی، بانو یون ئه

25:53.110 --> 25:54.310
چی شما رو اینجا کشونده؟

25:54.550 --> 25:56.110
یون شی تو رو اینجا دعوت کرده

25:56.440 --> 25:58.640
چون یه کاری باهات داره که انجام بدی

26:02.590 --> 26:04.650
من همیشه میگفتم مان‌ژو با استعداده

26:04.830 --> 26:07.430
بانو مصممن تو رو به خدمت خودشون بگیرن

26:10.330 --> 26:12.390
من شایسته‌ی این تعریف بانو یون شی نیستم

26:13.590 --> 26:14.830
برج 12 پارسال

26:15.580 --> 26:18.200
وقتی به بانوی جوان ارشد برای هدیه های سال نو کمک میکردی

26:18.200 --> 26:20.460
خودتم چندتا "هدیه" برداشتی، مگه نه؟

26:20.880 --> 26:24.120
موندم بانوی جوان ارشد ازش خبر داره یا نه؟

26:42.480 --> 26:43.750
به این دختر نگاه کن

26:44.440 --> 26:45.680
حسابی وحشت کرده

26:48.400 --> 26:49.240
نگران نباش

26:49.880 --> 26:51.740
فقط یه لطف کوچیک ازت میخوام

26:52.000 --> 26:54.130
نمیذارم به دردسر بیفتی

27:02.400 --> 27:03.000
یه جو

27:03.350 --> 27:04.470
داشتم دنبالت میگشتم

27:04.470 --> 27:04.960
اون دست فروش

27:04.960 --> 27:06.090
دوباره پشت دره

27:06.090 --> 27:07.070
اون سنجاق سر مرواریدی

27:07.070 --> 27:09.070
و دستمال ابریشمی قرمزی که میخواستی
رو آورده

27:09.070 --> 27:10.920
همه دارن انتخاب میکنن

27:10.920 --> 27:13.160
شیانگ‌ار، من هنوز اینجا کار دارم

27:13.480 --> 27:15.340
چه کاری از این مهم تره؟

27:15.400 --> 27:15.930
بریم

27:16.150 --> 27:16.430
...من

27:16.450 --> 27:17.240
بیا دیگه

27:17.930 --> 27:19.470
اون لانگ ژو شنگ لعنتی

27:19.880 --> 27:21.160
یه محقق خودشیرین

27:21.160 --> 27:22.030
از ناکجاآباد

27:22.350 --> 27:24.030
یه مسئله کوچیک رو الکی بزرگ کرده

27:24.030 --> 27:25.490
و این همه جنجال راه انداخته

27:25.510 --> 27:27.570
و مادربزرگ هم باهاش کنار اومده

27:28.830 --> 27:30.360
شیانگ لینگ، ناراحت نباش

27:30.830 --> 27:32.260
تو خاندان رونگمون یه پرونده قتل پیش اومده

27:32.260 --> 27:33.750
برای خوابوندن حرف مردم

27:33.830 --> 27:35.090
و راضی نگه داشتن خانواده یانگ

27:35.240 --> 27:36.590
حداقل باید تو ظاهر همکاری کنیم

27:36.590 --> 27:38.000
تازه، قاضی یانگ

27:38.000 --> 27:39.460
فقط داره از دستورات پیروی میکنه

27:39.550 --> 27:40.910
ببین چقدر محتاطه

27:40.910 --> 27:42.040
خیلی مظلومه

27:42.590 --> 27:43.520
تو الان داری

27:43.730 --> 27:45.530
از یه غریبه طرفداری میکنی

27:49.160 --> 27:49.760
بانو شن

27:49.920 --> 27:52.180
نامه به دست جناب بای رسید

27:53.160 --> 27:54.920
اون سنجاق سر گلی توی موهات خوشگله

27:54.920 --> 27:56.380
بیا جلوتر و بذار ببینم

27:59.070 --> 28:01.430
سنجاق سر مرواریدی رو
یانگ‌ار قاپید

28:01.590 --> 28:03.030
اون لحظه دست پاچه شده بودم

28:03.030 --> 28:04.510
و نتونستم جلوی همشون رو بگیرم

28:04.510 --> 28:06.640
فقط تونستم این کوچیکه رو بردارم

28:06.640 --> 28:08.270
خیلی ظریف ساخته شده

28:08.270 --> 28:09.130
یانگ‌ار کیه؟

28:09.750 --> 28:11.000
دوزنده‌ی

28:11.000 --> 28:12.200
حیاط بانو یون شیه

28:12.200 --> 28:13.310
سه یا چهار نفرشون

28:13.310 --> 28:14.890
ریختن سرم و نمیذاشتن برم

28:14.890 --> 28:16.240
تموم چیزهایی که امروز اتفاق افتاده رو

28:16.240 --> 28:17.400
مو به مو برام تعریف کن

28:17.470 --> 28:18.930
یه کلمه هم جا ننداز

28:19.160 --> 28:19.640
بله

28:26.790 --> 28:27.400
یون شو

28:28.800 --> 28:29.930
داری کجا میری؟

28:30.880 --> 28:32.880
آخرین سری چای تازه بهاری برداشت شد

28:32.880 --> 28:35.030
چای تازه‌ی تموم باغ ها
باید به حیاط هوالین فرستاده بشن

28:35.030 --> 28:36.360
دارم میرم سرکشی کنم

28:37.240 --> 28:38.970
اون رفته باغ چای

28:39.480 --> 28:39.960
فهمیدم

28:44.850 --> 28:47.110
الان آدمهای یون شی توی چه وضعی‌ان؟

28:48.350 --> 28:49.640
این همه دفتر حساب و نامه

28:49.640 --> 28:51.540
بررسیشون چقدر طول میکشه؟

28:51.540 --> 28:52.240
بانوی تو

28:52.240 --> 28:53.830
هر روز سرش شلوغه

28:53.830 --> 28:54.890
ببین چقدر دیر شده

28:55.000 --> 28:56.760
ولی اون هنوز از باغ چای برنگشته

28:56.760 --> 28:57.890
بهش فکر کن

28:58.030 --> 28:59.650
چرخوندن همچین کسب و کار خونوادگی بزرگی
کار آسونی نیست

29:00.570 --> 29:01.630
چه اشکالی داره

29:01.890 --> 29:03.400
یه کم از بار شونه هاش رو کم کنیم؟

29:03.400 --> 29:05.160
جناب لو، شما واقعا بهشون اهمیت میدین

29:09.350 --> 29:10.750
نگاه کن، اون جناب بای نیست؟

29:11.470 --> 29:12.480
اون خدمتکاری که جلوتر داره راه میره

29:12.480 --> 29:13.410
آشنا به نظر میرسه

29:13.830 --> 29:14.690
میشناسیش؟

29:15.110 --> 29:15.790
اون

29:15.990 --> 29:17.470
هه سیه، خدمتکار جناب هه

29:19.430 --> 29:21.370
هه شینگ مینگ و بای یینگ شنگ

29:21.400 --> 29:22.360
مثل آتش و آبن

29:22.360 --> 29:23.890
چطور ممکنه با هم باشن؟

29:24.200 --> 29:25.240
مطمئنی اشتباه ندیدی؟

29:25.240 --> 29:26.310
نه

29:26.310 --> 29:28.310
اون هه سی
بیشتر از همه چی عاشق قماره

29:28.310 --> 29:30.680
هر وقت ما خدمه ها هوس قمار میکنیم

29:30.680 --> 29:31.810
اون همیشه پیداش میشه

29:32.160 --> 29:33.160
سریع برو و ببین

29:33.270 --> 29:34.070
هه شینگ مینگ

29:34.140 --> 29:35.480
قصد داره برای بای یینگ شنگ
دردسر درست کنه یا نه

29:35.480 --> 29:36.880
فوری بهم خبر بده

29:39.830 --> 29:40.890
سریع برمیگردم

29:47.930 --> 29:48.520
جناب لو

29:48.920 --> 29:49.750
عصری، جناب هه

29:49.750 --> 29:51.810
یه میز مفصل غذا و شراب سفارش داده

29:53.070 --> 29:55.480
هه شینگ مینگ داره
از بای یین شنگ پذیرایی میکنه؟

29:57.640 --> 29:59.100
این دیگه تازه‌ست

30:02.200 --> 30:03.400
جناب بای، بیایین

30:03.790 --> 30:04.650
یه کم دیگه هم بنوشین

30:11.590 --> 30:13.050
!یه کوزه شراب دیگه بیارین

30:18.880 --> 30:19.550
جناب هه

30:20.380 --> 30:21.450
دیگه داره دیروقت میشه

30:22.030 --> 30:23.680
بعدش باید درس بخونم

30:24.090 --> 30:25.530
پس واقعا دیگه نمیتونم بنوشم

30:25.530 --> 30:26.990
اگه شراب منو نخوری

30:27.420 --> 30:29.790
یعنی هنوزم ازم کینه داری

30:29.790 --> 30:30.590
اینطور نیست

30:31.280 --> 30:32.340
تو این دنیا

30:32.960 --> 30:35.200
کسی از شما بخشنده تر نیست
جناب هه

30:38.740 --> 30:40.830
لطف داری

30:41.920 --> 30:45.270
اون توافق لفظی من با بانو یون شو

30:45.270 --> 30:47.350
ازدواج حساب نمیشه

30:48.000 --> 30:50.270
حالا که میتونم نامزدیم رو
با بانو یون شی عوض کنم

30:50.270 --> 30:51.450
چرا نذارم شما دوتا

30:51.450 --> 30:52.640
که همدیگه رو دوست دارین

30:52.640 --> 30:53.770
با هم وصلت کنین؟

30:54.560 --> 30:56.560
امروز بانو یون شی با مهربونی نصحیتم کرد

30:57.070 --> 30:58.680
در آینده، وقتی با بانو یون شو ازدواج کنی

30:58.680 --> 31:00.400
!ما میشیم باجناق

31:00.400 --> 31:02.070
هردومون میریم زیر سقف خاندان رونگ

31:02.310 --> 31:04.480
طبیعیه که به هم کمک کنیم

31:05.000 --> 31:06.930
چرا دشمن باشیم؟

31:12.200 --> 31:12.850
جناب هه

31:14.830 --> 31:16.230
واقعا مرد بزرگواری هستین

31:17.200 --> 31:18.160
ولی من واقعا

31:18.160 --> 31:19.290
بعدش کار دارم

31:19.290 --> 31:20.950
چون یه قرار ملاقات

31:21.370 --> 31:23.020
با بانو یون شو دارم

31:26.600 --> 31:27.360
خیلی خب

31:28.660 --> 31:30.860
مزاحم کارت نمیشم

31:37.160 --> 31:38.820
بیا سه جام دیگه بنوشیم

31:39.030 --> 31:39.690
از حالا به بعد

31:40.240 --> 31:42.350
بیا کینه هامون رو کنار بذاریم

31:42.680 --> 31:44.140
و دوستیمون رو تازه کنیم

31:51.720 --> 31:53.640
بانو یون وان، دیگه ناراحت نباشین

31:53.640 --> 31:54.700
ببینین چی براتون آوردم

31:55.310 --> 31:56.030
نمیخوامش

31:56.030 --> 31:56.920
!فقط دایه لیانگ رو میخوام

31:56.920 --> 31:58.160
!من فقط دایه لیانگ رو میخوام

31:58.160 --> 31:58.960
بانو یون وان

32:04.880 --> 32:05.720
همه‌ی اینا رو

32:05.720 --> 32:07.030
بانوی جوان ارشد مخصوص برای شما پیدا کردن

32:07.030 --> 32:08.510
دست از شلوغ بازی بردارین، باشه؟

32:08.510 --> 32:09.440
دیگه سروصدا نکنین

32:12.590 --> 32:14.240
بانو یون وان، اشکالی نداره

32:14.510 --> 32:15.590
دایه لیانگ برمیگرده

32:15.590 --> 32:16.170
خب

32:16.200 --> 32:16.740
عالی نیست؟

32:16.740 --> 32:17.990
چطور تونستی

32:18.010 --> 32:19.480
!فنجون هایی که بانو رونگ داده بود رو بشکنی

32:19.480 --> 32:20.240
تو اونا رو شکستی

32:20.240 --> 32:21.500
بس کنین، دعوا نکنین

32:21.830 --> 32:23.360
بیرون چه خبر شده؟

32:23.550 --> 32:24.210
برین کنار

32:27.400 --> 32:29.110
وقتی داشتم سوپ لانه‌ی پرنده رو
برای بانو یون وان میاوردم

32:29.110 --> 32:29.680
دیدم دوتا زن

32:29.680 --> 32:31.000
توی مطبخ دعواشون شده

32:31.000 --> 32:32.200
سعی کردم آرومشون کنم

32:32.200 --> 32:33.750
ولی به جاش به جون هم افتادن

32:33.750 --> 32:34.400
!ببینین

32:34.680 --> 32:35.440
من فقط میخواستم جداشون کنم

32:35.440 --> 32:37.040
!و اونا حتی موهای منو هم کشیدن

32:37.160 --> 32:38.160
زود برو ببین چی شده

32:38.300 --> 32:39.370
با اون زبون تند و تیزت

32:39.370 --> 32:40.830
همیشه اوضاع رو بدتر میکنی

32:40.830 --> 32:42.080
بانوی جوان ارشد به زودی برمیگردن

32:42.080 --> 32:43.590
اگه بفهمن چی میشه؟

32:43.590 --> 32:43.920
تو همینجا بمون

32:43.920 --> 32:45.780
و خوب از بانو یون وان مراقبت کن

32:54.030 --> 32:54.890
!خیلی داغه

32:54.960 --> 32:56.350
برو یه بادبزن بیار

32:56.880 --> 32:57.680
بادبزن؟

32:57.700 --> 32:59.030
نمیدونی بادبزن چیه؟

32:59.030 --> 33:00.020
دایه چیو جمعشون کرده

33:00.020 --> 33:01.020
برو یکی ازش بگیر

33:01.110 --> 33:01.510
چشم

33:16.240 --> 33:16.970
بانو یون وان؟

33:19.310 --> 33:20.040
بانو یون وان؟

33:21.590 --> 33:22.750
اگه همشو بخورین

33:23.240 --> 33:24.720
میبرمتون دایه لیانگ رو ببینین

33:24.720 --> 33:25.580
چطوره؟

33:27.030 --> 33:27.510
واقعا؟

33:32.720 --> 33:33.240
جناب بای؟

33:34.790 --> 33:35.640
جناب بای؟

33:51.960 --> 33:52.810
احمق

33:57.180 --> 33:58.590
وقتشه دست به کار بشیم

34:17.630 --> 34:18.159
بریم

34:23.580 --> 34:24.310
بانو یون وان

34:24.590 --> 34:26.590
دایه لیانگ اونجا منتظرتونه

34:31.510 --> 34:32.920
مگه شما دوتا

34:32.920 --> 34:34.360
قبلا اینجا قایم باشک بازی نمیکردین؟

34:34.360 --> 34:35.090
عجله کنین

35:05.710 --> 35:06.710
دایه لیانگ؟

35:39.090 --> 35:39.960
بانو یون وان

35:42.320 --> 35:43.280
بانو یون وان

35:51.880 --> 35:52.610
کی اونجاست؟

35:52.710 --> 35:53.240
کیه؟

35:54.000 --> 35:54.510
!وایستا

35:57.030 --> 35:59.150
!کمک! یکی کمک کنه

35:59.150 --> 35:59.550
!برو

36:00.510 --> 36:02.070
بانو یون وان. بانو یون وان

36:02.590 --> 36:03.590
!زود بیایین کمک

36:03.590 --> 36:04.510
!کمک

36:04.670 --> 36:05.920
!بانو یون وان رو نجات بدین

36:06.590 --> 36:07.320
!بانو یون وان

36:07.800 --> 36:08.550
!بانو یون وان

36:09.760 --> 36:11.150
سریع برین تالار چونگ‌شی
و به خانم بزرگ رونگ خبر بدین

36:11.150 --> 36:12.150
!برای بانو یون وان اتفاق وحشتناکی افتاده

36:12.150 --> 36:12.670
!همین حالا برین

36:13.090 --> 36:13.940
!برین-
چشم-

36:15.110 --> 36:15.640
!بریم

36:16.190 --> 36:16.920
!بانو یون وان

36:21.230 --> 36:21.920
!خانم بزرگ رونگ

36:23.230 --> 36:23.880
!خانم بزرگ رونگ

36:28.190 --> 36:28.800
!خانم بزرگ رونگ

36:29.710 --> 36:30.840
بانو یون وان مرده

36:31.175 --> 36:49.604
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

36:51.200 --> 36:51.710
!جناب بای

36:52.320 --> 36:54.054
!جناب بای! بیدار شو

36:54.360 --> 36:55.220
!بای یینگ شنگ

37:04.620 --> 37:06.150
بای یینگ شنگ! بیدار شو

37:07.320 --> 37:08.430
!به خودت بیا

37:08.430 --> 37:09.430
!همین الان بیدار شو

37:10.800 --> 37:12.230
!جناب لو! جناب لو

37:16.840 --> 37:18.070
!بانوی جوان ارشد تو باغ محاصره شده

37:18.070 --> 37:19.600
به خانم بزرگ رونگ خبر دادن

37:20.350 --> 37:21.500
تو اینجا بمون و حواست بهش باشه

37:21.500 --> 37:22.410
من اول میرم و باغ رو بررسی میکنم

37:22.410 --> 37:22.800
باشه

37:32.400 --> 37:33.200
!مادربزرگ

37:34.550 --> 37:36.350
کافیه! الان وقت این کارها نیست

37:36.380 --> 37:38.440
زود برین ببینین چه خبره

37:38.920 --> 37:40.240
همین که خبرو شنیدم

37:40.240 --> 37:41.510
از شدت شوک خشکم زد

37:41.510 --> 37:42.920
کاملا دستپاچه شدم

37:42.920 --> 37:45.120
فقط وقتی شما رو دیدم آروم شدم

37:45.400 --> 37:46.150
باغ لیزه

37:46.150 --> 37:47.480
مواظب قدم هاتون باشین

37:48.400 --> 37:49.070
الان کل خاندان رونگ

37:49.070 --> 37:50.470
به شما تکیه دارن

37:57.670 --> 37:58.230
!وان وان

37:59.070 --> 37:59.760
!وان وان

38:02.800 --> 38:03.480
!وان وان

38:04.670 --> 38:05.440
!وان وان

38:07.620 --> 38:08.460
!وان وان

38:20.750 --> 38:21.580
!بانوی جوان ارشد

38:22.360 --> 38:23.620
خانم بزرگ رونگ تشریف آوردن

38:28.320 --> 38:31.670
مادربزرگ، تازه خونه رسیدم

38:32.830 --> 38:33.620
وقتی راجع به

38:35.510 --> 38:36.670
وان وان شنیدم

38:41.360 --> 38:42.230
خانم بزرگ رونگ

38:43.120 --> 38:44.710
دایه لیانگ که به بانو یون وان خدمت میکرد

38:44.710 --> 38:46.120
مریض شد و برگشت زادگاهش

38:46.120 --> 38:47.710
بانو یون وان خیلی دل تنگش شده بودن

38:47.710 --> 38:48.280
برای همین رفتن

38:48.280 --> 38:49.880
جایی که قبلا با هم بازی میکردن
دنبالش بگردن

38:50.030 --> 38:51.690
وقتی ما خدمتکارها پیداشون کردیم

38:53.520 --> 38:56.650
بانو یون وان توی خمره‌ی بزرگی که برای
جمع آوری آب بارون استفاده میشه افتاده بودن

38:56.650 --> 38:57.380
و خفه شده بودن

39:01.320 --> 39:03.180
آدم های شرور هزاران سال عمر میکنن

39:03.450 --> 39:04.650
چطور ممکنه مرده باشه؟

39:06.700 --> 39:07.760
واقعا مرده؟

39:08.350 --> 39:09.410
باورم نمیشه

39:09.550 --> 39:10.880
باید خودم ببینم

39:16.150 --> 39:17.710
هر چقدر هم از وان وان دلخور باشی

39:17.710 --> 39:18.840
اون دیگه مرده

39:18.920 --> 39:19.590
نمیشه بذاری

39:19.590 --> 39:20.880
تو آرامش باشه؟

39:22.110 --> 39:23.840
!زود بانو یون یین رو از اینجا ببرین

39:27.230 --> 39:29.160
یون یین، مادربزرگ داغداره

39:29.160 --> 39:30.620
لطفا دعوا راه ننداز

39:39.630 --> 39:42.360
میدونم شما خواهرها دلتون نمیاد
از یون وان جدا بشین

39:42.360 --> 39:44.750
ولی قانون های قدیمی خاندان رونگ رو
فراموش نکنین

39:44.750 --> 39:46.810
زن ها نباید توی این کار دخالت کنن

39:53.710 --> 39:54.110
درسته

39:54.800 --> 39:56.260
تو شلوغی یادم رفته بود

39:58.190 --> 39:59.920
صورت وان وان وحشتناک شده

40:01.630 --> 40:04.030
جرئت نمیکنم بیشتر از این مزاحمتون بشم، مادربزرگ

40:04.990 --> 40:06.190
بهتره ببرینش

40:23.110 --> 40:25.240
مگه همه تو حیاط هوالین مرده بودن؟

40:25.340 --> 40:27.150
مادربزرگ یون وان رو به شما سپرده بودن

40:27.150 --> 40:27.960
چرا گذاشتین

40:27.960 --> 40:28.820
تنها بیاد اینجا؟

40:28.920 --> 40:30.430
اونایی که باید همراهش میبودن کجان؟

40:30.430 --> 40:31.760
میدونم از بدو تولد

40:31.760 --> 40:32.480
بدبخت بوده

40:32.830 --> 40:34.990
باعث دردسر خیلیا شده

40:34.990 --> 40:36.590
بعضیا خیلی وقت بود آرزوی مرگش رو داشتن

40:36.590 --> 40:37.920
تا از دستش راحت بشن

40:38.960 --> 40:39.760
تقصیر منه

40:40.280 --> 40:41.940
اگه میدونستم کار به اینجا میکشه

40:42.150 --> 40:44.240
باید یون وان رو تو حیاط خودم
نگه میداشتم

40:44.360 --> 40:45.230
شب و روز

40:45.230 --> 40:46.970
خودم ازش مراقبت میکردم

40:46.970 --> 40:47.710
هیچوقت نمیذاشتم

40:47.710 --> 40:49.710
اینقدر تنها، غمگین و بی کس بره

40:50.510 --> 40:52.840
مادربزرگ، یون وان بیچاره‌م

40:53.280 --> 40:54.550
خیلی جوون بود

40:55.280 --> 40:56.230
این مردم

40:56.590 --> 40:57.920
دلشون از سنگه

40:58.510 --> 41:00.360
ادعا میکنی دلت واس یون وان میسوخته

41:00.360 --> 41:02.600
ولی توی این یک سال گذشته
حتی یک بار هم به دیدنش نرفتی

41:02.670 --> 41:03.670
غرق شدن یون وان

41:03.670 --> 41:05.530
چیزی بود که کسی نمیتونست پیش بینی کنی

41:05.530 --> 41:06.670
شان بائو توی باغ چای بود

41:06.670 --> 41:08.280
نمیتونه همزمان توی دو جا باشه

41:08.280 --> 41:09.960
میتونی خدمتکارها رو
برای کوتاهیشون سرزنش کنی

41:09.960 --> 41:10.800
قبوله

41:11.280 --> 41:12.630
ولی این کنایه ها

41:12.630 --> 41:13.880
الان لازمه؟

41:14.040 --> 41:14.400
...تو

41:14.430 --> 41:15.150
شیانگ لینگ

41:17.320 --> 41:19.320
یون ئه فقط از مرگ
یون وان دلشکسته‌ست

41:19.320 --> 41:20.250
گیج و عصبی شده

41:20.670 --> 41:21.670
و حرف بد زده

41:22.420 --> 41:23.880
بانوی جوان ارشد درکش میکنه

41:24.660 --> 41:25.500
ولی امشب

41:25.840 --> 41:27.070
کی سر پست بود؟

41:27.710 --> 41:29.310
چطور همچین سهل انگاری پیش اومده؟

41:29.760 --> 41:31.360
حتما باید مجازات بشه

41:32.110 --> 41:32.840
خانم بزرگ رونگ

41:33.110 --> 41:34.370
امشب من نگهبان بودم

41:34.600 --> 41:36.000
همه چی تقصیر منه

41:37.000 --> 41:38.710
هر مجازاتی رو صلاح بدونین میپذیرم

41:38.710 --> 41:40.190
مجازات که حتما میشی

41:40.190 --> 41:41.320
فعلا کنار وایستا

41:42.710 --> 41:44.570
نگهبان های گشت امشب کجان؟

41:47.133 --> 41:48.013
خانم بزرگ

41:48.110 --> 41:50.010
وقتی ما 2 نفر
نزدیک دروازه‌ی گوشه‌ی شرقی گشت میزدیم

41:50.010 --> 41:51.550
یه نفرو توی تاریکی دیدیم

41:51.550 --> 41:52.880
که لباس محقق ها تنش بود

41:53.280 --> 41:54.550
هیکلش خیلی آشنا به نظر میومد

41:54.550 --> 41:56.320
اون از در فرعی بیرون اومد
و با عجله دور شد

41:56.320 --> 41:57.760
هر چی بیشتر صداش میزدیم
تندتر فرار میکرد

41:57.760 --> 41:59.360
خواستیم دنبالش بریم

41:59.360 --> 42:01.030
که سروصدای تو باغ رو شنیدیم

42:01.030 --> 42:02.320
و دیگه نتونستیم تعقیبش کنیم

42:02.320 --> 42:03.510
چهره‌ش رو خوب دیدین؟

42:03.510 --> 42:04.440
کی بود؟

42:05.550 --> 42:06.550
من شناختمش

42:07.070 --> 42:09.130
جناب بای از عمارت شین فانگ بود

42:14.440 --> 42:15.040
بانوی جوان ارشد

42:16.400 --> 42:17.590
برو بیارش اینجا

42:18.110 --> 42:18.590
چشم

42:19.230 --> 42:19.840
فوشنگ

42:33.000 --> 42:33.960
یون وان

42:35.190 --> 42:36.070
به قتل رسیده

42:55.250 --> 42:55.640
برو

42:58.220 --> 42:58.650
برو

43:02.030 --> 43:02.890
پیشکار چنگ

43:03.630 --> 43:04.690
چی شده؟

43:07.770 --> 43:08.770
چیز مهمی نیست

43:08.920 --> 43:11.050
بانو رونگ میخوان با جناب بای صحبت کنن

43:11.660 --> 43:12.970
همه باید برگردین

43:12.970 --> 43:15.450
امشب این طرف اون طرف نپلکین

43:20.850 --> 43:23.020
خاندان رونگ واقعا داره روزهای سختی رو میگذرونه

43:23.020 --> 43:24.910
بلا پشت بلا

43:26.130 --> 43:26.780
جناب یان

43:37.630 --> 43:38.150
دقیقا

43:38.920 --> 43:39.960
از قدیم گفتن، خوشی به ندرت با هم میاد

43:39.960 --> 43:41.380
ولی بدبیاری هیچوقت تنها نمیاد

43:41.380 --> 43:43.780
راحتی زیاد همیشه به بلا ختم میشه

43:44.510 --> 43:45.560
البته، بانوی جوان ارشد

43:45.560 --> 43:47.220
بخت و اقبال خوبی داره

43:48.000 --> 43:50.400
از این بحران هم سالم بیرون میاد

44:01.310 --> 44:02.770
خانم بزرگ رونگ، جناب بای اینجان

44:10.040 --> 44:12.350
نوه‌‌ی منو تو کشتی؟

44:13.885 --> 46:43.585
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir

46:45.270 --> 46:47.490
(پنج سم و نقش های خوش یمن)

46:47.880 --> 46:49.190
موندم صاحب کفش ها

46:49.190 --> 46:50.030
پیدا شد یا نه

46:50.780 --> 46:51.820
کفش زنونه‌ی بزرگسال

46:52.110 --> 46:54.080
با نقش ققنوس یا گل روی کف
کفش چیز عجیبی نیست

46:54.080 --> 46:56.710
ولی کفشی که نقش پنج سم روش حک شده باشه، خیلی نادره

46:56.710 --> 46:58.840
اونا بیشتر شبیه چیزاییه که تو جشن قایق اژدها

46:58.840 --> 47:00.360
برای دور کردن نحسی استفاده میکنن

47:00.590 --> 47:01.670
قدیما مردم معتقد بودن

47:01.670 --> 47:02.630
ماه پنجم قمری ماه سمی عه

47:02.630 --> 47:04.710
که حشرات زیاد میشن و بیماری ها
به راحتی شیوع پیدا میکنن

47:04.710 --> 47:06.530
برای اینکه بچه ها تابستون رو سالم بگذرونن

47:06.530 --> 47:08.230
مردم به بچه ها

47:08.230 --> 47:09.280
:لباس هایی با نقش پنج سم میپوشوندن

47:09.280 --> 47:11.000
مارمولک، عقرب، وزغ

47:09.680 --> 47:12.030
(الگوی پنج سم)

47:11.510 --> 47:13.510
هزارپا و مار

47:13.510 --> 47:16.360
نشونه‌ی مقابله سم با سم بودن

47:16.360 --> 47:18.380
همچنین دستبند نخی پنج رنگ میبستن

47:18.380 --> 47:19.880
:اون پنج رنگ نماد پنج عنصر بودن

47:19.880 --> 47:22.440
چوب، آتش، خاک، فلز و آب

47:22.460 --> 47:23.300
قدیمیا باور داشتن

47:23.300 --> 47:24.550
اینکار به تعادل بین یین و یانگ کمک میکنه

47:24.550 --> 47:25.500
جلوی بیماری ها رو میگیره
و عمر رو طولانی میکنه

47:25.500 --> 47:26.880
برای همین این لوازم

47:26.880 --> 47:28.510
جزء زیورالات مخصوص جشن قایق اژدها بودن

47:28.510 --> 47:30.670
غیر از نقش پنج سم

47:30.670 --> 47:31.400
نقش های دیگه‌ای هم

47:31.400 --> 47:32.480
قدیمها رایج بودن

47:32.480 --> 47:34.440
مثل نیلوفر پیچان

47:32.950 --> 47:35.210
(هشت نماد خوش شانسی)

47:34.440 --> 47:36.070
که نماد تداوم زندگی

47:36.070 --> 47:36.840
و خوش شانسیه

47:36.840 --> 47:38.920
نقش خرگوش یشمی نماد طول عمر و سلامته

47:36.950 --> 47:38.840
(نقش خرگوش یشمی)

47:38.960 --> 47:44.430
(نقش ابرهای خوش یمن)

47:39.190 --> 47:41.000
نقش ابرهای خوش یمن نماد

47:41.000 --> 47:42.630
آرزو و زندگی بهتره

47:42.630 --> 47:43.800
همه‌ی این ها

47:43.800 --> 47:45.320
از نقش و نگارهای مخصوص دوران مینگ هستن

47:45.320 --> 47:46.630
پری، فانوس قصر

47:46.630 --> 47:47.760
سنجاب، میوه ها

47:47.760 --> 47:49.920
و گل کاملیا که حال و هوای سنتی
و دلنشینی دارن

47:51.190 --> 50:56.190
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
prmz.ir
